<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mitrafaraji</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mitra_f</link>
        <description>برنامه نویس اندروید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:25:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>mitrafaraji</title>
            <link>https://virgool.io/@Mitra_f</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بچه خرخون ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Mitra_f/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7-vcsi8aeyvfqc</link>
                <description>سلام عزیزان یه موضوعی که همیشه فکرم درگیرش بود این اصطلاح بچه خرخون ها بود چون از کلاس اول تا دانشگاه من بچه خرخون کلاس بودم اما فقط از نظر بقیه بچه ها چون من کل عمرم به جز اندازه ای که واقعا لازمه درس نخوندم و بقیه عمرم رو به کارهای دیگه گذروندم با این  حال همیشه نمره اول کلاس بودم یه خاطره جالب که دارم که مربوط به امتحان دین و زندگی سال دوم دبیرستانه. معلم اون درس هر دو هفته ازمون امتحان می گرفت و بچه ها خیلی ناراحت بودن از این قضیه. یه بار قرار گذاشتیم که امتحان ندیم و مثلا همه با هم یکصدا بشیم. با تک تک بچه ها که صحبت شد همه قول دادن که درس نخونن و امتحان ندیم به جز دو-سه نفر که گفتن ما میخونیم ولی با شما هم مخالفتی نداریم اگه یه درصد معلم امتحان گرفت نمره مون کم نشه.منم که طبق قولی که داده بودم امتحان نخوندم و سر کلاس همگی گفتیم که امتحان نمی دیم. معلم عزیز ما هم گفت که اگه امتحان ندین به همتون صفر میدم و الان میرم به مدیر و ناظم میگم که بیان تکلیف شما رو روشن کنن. بنابراین طبق معمول شروع کردیم به امتحان هفته بعد که جوابا اومد من ۲۰ بودم بالاترین نمره کلاس و اون دو -سه نفر هم که گفته بودن ما میخونیم ۱۷-۱۸-۱۹ شده بودن همین قضیه باعث ناراحتی بچه های کلاس از من شد که طبق معمول تو دروغ گفتی نمیخونی ... از این حرفها در صورتیکه من واقعا نخونده بودم اما همه رو بلد بودم و واقعا خنده دار بود که یه سری میگفتن اگه بلد بودی هم نباید می نوشتی. خب خود اونها هم هر چی که بلد بودن نوشته بودن و همه بالای ۱۰-۱۱ شده بودن وقتی شما خودتون همه تلاش کردین که کم نیارین چرا انتظار دارین که من ننویسم.خلاصه کل سال های تحصیلی من اینطوری گذشت تا اینکه من رفتم دانشگاه همدان . اونجا چون خوابگاهی بودم رفتار بچه درس خون ها و تنبل های کلاس رو دیدم و فهمیدم که فرق بچه های درس خون (یا همون خرخون خودمون) با بچه های تنبل کلاس خیلی نکات ساده و ریزی هستش : دقیقا همون قانون ۲۰-۸۰ که میدونید (اگر هم نمیدونید حتما برین بخونید)حالا این تفاوت های بچه های درس خون و تنبل کلاس از نظر من، اگه شما میخواید جز هر دسته ای باشید این کارها رو انجام بدین:اولین تفاوت مهم و خ مهم این دو دسته اینه که افراد درس خون سر کلاس کاملا و کاملا توجهشون به حرف های معلم هستش، مهم ترین مرحله یادگیری هر چیزی گوش دادن به معلم یا استاد وقتی که اون مطلب رو شروع به توضیح میکنه. حتی اگه چرت ترین و بی سواد ترین معلم باشه حرف هایی که میزنه خیلی مهه چون اون کسی که قراره به شما نمره بده اون آدمه و باید از حرف هاش بفهمید که کدوم مطالب براش مهم تره، به کدوم مسیله بیشتر اهمیت میده، روش حل خودش رو قبول داره و....دومین تفاوت: انجام تکالیف و مرور مطالب همون روز هستش که باعث تثبیت مطالب میشه و من همیشه بدون استثنا تکالیف هر روز رو همون موقع انجام میدادم چون اگه بمونه تا هفته بعد ممکنه یادمون بره و واقعا هم کار وقت گیری نیست نهایت نهایت ۱ساعت وقت میبره تازه گاهی ۱۵ دقیقهبعد هم که قبل هر جلسه یه مروری به کل مطالب تدریس شده میندازم و میرم جلسه بعدی کلاس اما بچه هایی که نمره پایین دارن معمولا هیچ کدوم از این کارها رو انجام نمیدن و موقعی که امتحان دارن و معلم مجبورشون کرده شروع میکنن به خوندن و اکثر مطالب رو نه یاد گرفتن و نه مرور کردن . همه مطالب جمع شده و دیگه امیدی برای نمره بالا هم ندارن من به عنوان یه خرخون بالقوه بهتون میگم که نمره بالا گرفتن و درس خوندن خیلی هم وقت کمی میگیره فقط کافیه یه تایم خیلی کوچیک رو هر روز به این کار اختصاص بدین </description>
                <category>mitrafaraji</category>
                <author>mitrafaraji</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 12:18:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش خواندن کتاب های آموزشی به زبان انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-kr8xun3xte9g</link>
                <description>روش من برای خواندن کتاب هایی که به زبان انگلیسی هستند و جنبه آموزشی دارند (کتاب رمان و داستان نه) به این صورت هستش:تجربه من از خواندن کتاب های زبان اصلی (از دوران لیسانس تا الان که چند سالی هست فوق لیسانس رو تموم کردم) نشون داده، نویسنده های کتاب های آموزشی سعی دارند مطالب مهم کتاب رو (که در اصل کتاب برای آموزش اون مطالب و نکات طراحی شده) در چارچوب و قالبی قرار بدن که از بقیه نکات و مطالب مجزا بشه. نویسنده کتاب های آموزشی برای جامع بودن کتاب ممکنه درباره یک مطلب نیم صفحه ای، ۶ صفحه و حتی بیشتر توضیح داده باشه اما کسی که میخواد سریع تر مطالب مهم رو یاد بگیره و مطالبی که واقعا ضروری هستند رو یاد بگیره باید به نکات اصلی کتاب توجه کنه برای مثال کتاب (Java , How to program (DEITEL اولین منبعی که برای شروع برنامه نویسی اندروید سراغش رفتم، کتابی که ۱۲۰۰ صفحه هستش اگه مطالب optional و خلاصه فصل ها رو هم ازش کم کنیم حداقل ۸۰۰-۹۰۰ صفحه باقی می مونه و این حجم از مطالب که قراره یادگیری هم حین خواندن انجام بشه وقت زیادی میبره به خصوص اگه شخص سطح زبانش بالا نباشه خواندن و یادگیری مطالب براش خیلی سخت و دلسرد کننده میشه.برای خوندن این کتاب من کمی به فارسی درباره محیط IntelliJ IDEA (محیط برنامه نویسی جاوا) سرچ کردم که آشنایی کلی پیدا کنم و صفرکیلومتر نباشم بعد به تیترهای دو فصل اول نگاه اجمالی کردم و متوجه شدم مطالب مهم رو در قالب Figure هایی که در هر فصل نوشته بیان کرده مثلا 7.Figure. 2.1  , Figure. 2 و ...و من فقط و فقط اون قسمت کدهای جاوا رو تو محیط IntelliJ کد میزدم مثلا با نوشتن کد قسمت بالا متوجه شدم که اگر از دستور پرینت استفاده کنم کدها در یک خط نوشته میشوند و به خط بعد نمی رود#سوالی که پیش میاد اینه که اگه متوجه نشیم که کدها چیکار کردن و چطور کار میکنند چه باید کنیم؟در این صورت چند خط بالا یا پایین قسمتی که انجام داده رو بخونیم در همون قسمت ها نویسنده هدف و نحوه کار کردن کدها رو توضیح داده.امیدورام این مطلب به دردتون بخوره اگه سوالی بود در خدمتم </description>
                <category>mitrafaraji</category>
                <author>mitrafaraji</author>
                <pubDate>Wed, 21 Aug 2019 11:54:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب چهاراثر از اسکاول شین در چند خط</title>
                <link>https://virgool.io/@Mitra_f/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D8%B7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-mcqg7q8c6mfu</link>
                <description>مهم ترین پیام این کتاب در چند خط خلاصه میشه که چند سال پیش آرامش عجیبی به من داد و همین مفهوم کوچیک، باعث بزرگترین تغییر در شخصیت و زندگی من شد. به نظر من حتی ۱۲۴ هزار پیامبر و همه ادیان و همه بزرگان و همه و همه برای فهماندن این پیام به مردم تلاش کرده اند.تیکه های مهم کتاب از نظر من:&quot;&quot;دو قدرت وجود ندارد، بلکه تنها یک قدرت وجود دارد و آن قدرت خدای یکتاست. پس هر اتفاقی برای شما می افتد خیری در آن نهفته است.&quot;&quot;&quot;&quot;جز تردید و هراس هیچ چیز نمی تواند میان انسان و مرادهای دلش فاصله ایجاد کند. به محض اینکه آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، خواسته هایش سریعا برآورده خواهد شد. ترس تنها دشمن آدمی است. ترس از تنگدستی و فقر، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و...&quot;&quot;عیسی مسیح گفت:&quot; ای کم ایمانان چرا ترسان هستید؟&quot; پس باید ایمان را جایگزین ترس کنیم زیرا ترس یعنی ایمان وارونه، ترس ناشی از نبود ایمان است، ترس یعنی ایمان به دو قدرت خیر و شر است، در حالی که تنها یه نیرو و قدرت وجود دارد و آن خداست(خیر).من تماما اعتقاد دارم که :&quot;هر چه برایم اتفاق افتد خیر است(حکمتی دارد) حتی اگر خودم و دیگران آن را بدترین اتفاق زندگی ام بدانیم&quot;تا طلوع</description>
                <category>mitrafaraji</category>
                <author>mitrafaraji</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2019 01:27:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>