<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های MjZahedpour</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MjZahedpour</link>
        <description>روانشناس، گرافیست، خوشنویس و یک پدر... در دیجیتال مارکتینگ هم فعالیت جدی دارم. گاه‌نوشته‌هایم نوشِ روانتان...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 21:46:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/25788/avatar/rLYtHq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>MjZahedpour</title>
            <link>https://virgool.io/@MjZahedpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>17 توصیه برای بهبود رابطه لانگ دیستنس</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/17-tips-for-long-distance-relationships-f36nwzu8yki8</link>
                <description>17 توصیه در مورد روابط لانگ دیستنسداشتن یک رابطه لانگ دیستنس (رابطه از راه دور) می‌تواند چالش‌های خاصی را به همراه داشته باشد. اما با رعایت توصیه‌های زیر، می‌توانید رابطه خود را قوی و پایدار نگه دارید:پذیرش فاصلهاولین و شاید مهم‌ترین توصیه این است که وجود فاصله و دلایل آن را درک کرده و بپذیرید.به بیان دیگر هرگز با شک، دودلی و نارضایتی وارد یک رابطه لانگ دیستنس نشوید!برخی از روزها ممکن است احساس تنهایی، اشتیاق برای بودن با پارتنر/همسرتان یا حتی احساس ناامنی کنید. در این مواقع، تلاش کنید که این احساسات را با او به اشتراک بگذارید و از او حمایت بخواهید.همچنین، درک کنید که هر دو شما در این رابطه هستید و تا زمانی که هدف مشترکی دارید و به هم اعتماد دارید، قادر به پیشروی در رابطه خواهید بود.حفظ ارتباط مستمرتلاش کنید در ارتباط مداوم با پارتنر/همسرتان باشید. برنامه‌ریزی ملاقات‌های مستمر و استفاده از روش‌های ارتباطی مانند تماس تلفنی، ارسال پیامک، چت و ویدیو چت می‌تواند به شما کمک کند تا به هم نزدیک‌تر باشید و احساس کنید که همدیگر را در کنار دارید.برنامه‌ریزی برای ملاقات‌های حضوریزمان‌های مشخص برای دیدارهای حضوری را تعیین کنید. این باعث می‌شود که هیجان و شوق برای دیدارهای شخصی افزایش یابد و زمان تا دیدار بعدی را بهتر تحمل کنید.اعتماد و صداقتدر رابطه لانگ دیستنس، اعتماد و صداقت اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. مطمئن شوید که با همسرتان درباره تمام احساسات، نگرانی‌ها، و خبرهای مهم صحبت می‌کنید. از این راه می‌توانید ارتباط را برقرار نگه دارید و مشکلات را به صورت صادقانه حل کنید.تعیین هدف‌ها مشترکبرنامه‌ریزی برای آینده و تعیین هدف‌های مشترک در رابطه، باعث ایجاد حس اتحاد و همدلی بین شما و همسرتان می‌شود. هدف‌های مشترک می‌توانند به شما انگیزه و امید بیشتری برای ادامه رابطه بدهند.مراقبت از خود و پارتنر/همسرتانمراقبت از خود و پارتنر/همسرتان در رابطه لانگ دیستنسدر رابطه لانگ دیستنس، اهمیت مراقبت از خود و پارتنر/همسرتان بیشتر می‌شود. این شامل حفظ سلامت جسمانی و روانی، به خود و همسرتان وقت بیشتری اختصاص دادن و انجام فعالیت‌هایی است که شما را خوشحال و رضایتمند می‌کند. همچنین، حمایت از همدیگر در تلاش برای رسیدن به اهداف شخصی و حرفه‌ای نیز اهمیت دارد.خلاقیت داشته باشیدبرای حفظ جذابیت رابطه، از خلاقیت در ارتباط با همسرتان استفاده کنید. برنامه‌ریزی فعالیت‌های مشترکی مثل تماشای فیلم یا سریال به صورت همزمان، ارسال نوشته‌ها و هدایا عاطفی، برگزاری جلسات تلفنی یا ویدیویی خاص و ... می‌توانند به احساس نزدیکی و ارتباط عمیق‌تر کمک کنند.مدیریت انتظاراتدر رابطه لانگ دیستنس، ممکن است نیازها و انتظارات شما و پارتنر/همسرتان تغییر کند. تلاش کنید تا با هم به توافقی مشترک برسید و انتظارات واقع بینانه‌تری را داشته باشید. درک کنید که همیشه امکان دسترسی آسان به هم نخواهید داشت و این نیازمند صبر و شکیبایی است.بهره‌گیری از فناوریبا استفاده از تکنولوژی‌های موجود، به راحتی می‌توانید در ارتباط با پارتنر/همسرتان باشید. استفاده از نرم‌افزارهای تماس تصویری، اشتراک گذاری عکس و ویدیو، ایجاد گروه‌های مشترک در شبکه‌های اجتماعی و استفاده از اپلیکیشن‌های مخصوص رابطه لانگ دیستنس می‌تواند به شما کمک کند تا ارتباطتان را حفظ کنید و در ارتباط مستمر باشید.گوش دادن فعالدر هنگام صحبت با همسرتان، به او تمرکز کنید و به صورت فعال گوش دهید. این به او احساس می‌دهد که شما به او اهمیت می‌دهید و ارتباط معناداری دارید.ابراز عشق و قدردانیهمچنان که از راه دور هستید، مهم است عشق و قدردانی خود را به پارتنر/همسرتان نشان دهید. ارسال پیام‌های عاشقانه، نوشتن نامه‌های عاطفی، ارسال هدایا و به یاد آوردن روزهای خاص می‌تواند احساس عشق و ارتباط عمیق‌تر را تقویت کند.حفظ حریم شخصیدر رابطه لانگ دیستنس، هر فرد نیاز به حریم شخصی دارد. احترام به این حریم و اجازه به پارتنر/همسرتان برای داشتن زمان و فضای شخصی مهم است. همچنین، به او اعلام کنید که به حریم شخصی‌اش احترام می‌گذارید.تجربه‌های مشترک مجازیتجربه‌های مشترک مجازی در رابطه لانگ دیستنسبرای ایجاد ارتباط و روحیه خوب، تلاش کنید تا تجربه‌های مشترکی را به صورت مجازی ایجاد کنید. برگزاری جلسات آنلاین برای تماشای فیلم، بازی کردن با هم در بازی‌های آنلاین، تهیه غذا و مصاحبه از راه دور، یا حتی سفرهای مجازی می‌توانند تجربه‌های جالبی باشند.با پارتنر/همسرتان برنامه‌ریزی کنید که در یک زمان مشخص، به صورت همزمان یک سفر مجازی را تجربه کنید و با یکدیگر مکان‌ها و فضاهای مختلفی را بپیمایید.مدیریت درد و تنهاییدر لحظاتی که احساس درد، تنهایی و دلتنگی می‌کنید، با پارتنر/همسرتان به اشتراک بگذارید. این به شما اجازه می‌دهد تا احساس حمایت و قدردانی از طرف پارتنر/همسرتان را تجربه کنید و به شما کمک می‌کند که از این لحظات سخت عبور کنید.حفظ امید و تاب‌آوریرابطه لانگ دیستنس نیاز به تاب‌آوری و امیدواری دارد. در لحظات سخت، به یاد داشته باشید که این شرایط موقتی است و شما و پارتنر/همسرتان برای رسیدن به هدف مشترکتان تلاش می‌کنید. با پارتنر/همسرتان در مورد آینده امیدوار بوده و از امکاناتی که در اختیار دارید بهره‌برداری کنید.تحقیق درباره روابط لانگ دیستنسبه عنوان زوج در یک رابطه لانگ دیستنس، مفید است در مورد تجربیات و نکات مفید دیگران که این نوع روابط را تجربه کرده‌اند، تحقیق کنید. شنیدن داستان‌های موفق دیگران و یادگیری از تجربیاتشان می‌تواند به شما انگیزه و راهنمایی بیشتری بدهد.معاشقه خلاقانه!برخی از امتیازات روزمره که در رابطه حضوری به دست می‌آید مانند لمس، بوسه و ... در رابطه لانگ دیستنس می‌توانند کاستی داشته باشند. در این مواقع، تلاش کنید برای جبران این کاستی‌ها، راه‌های جدید و خلاقانه‌ای را کشف و یا آموزش ببینید.خوب است در این زمینه تحقیق کنید.در نهایت، یادمان باشد روابط لانگ دیستنس چیزی است که انتخاب کرده‌ایم و نیازمند صبر، اعتماد و ارتباط با کیفیت است. با توجه به موارد فوق و تلاش مستمر، می‌توانید رابطه لانگ دیستنس خود را به یک سطح عالی برسانید و از آن بهره‌مند شوید.محمدجعفر زاهدپور | یک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Mon, 29 May 2023 08:11:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲ علامتِ هشداردهنده ارتباطی، که باید براش کاری بکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/2-communication-warning-signs-bqextpqda3js</link>
                <description>۲ علامتِ هشداردهنده ارتباطیهمۀ ما از کودکی یاد می‌گیریم چطور با آدمها صحبت کنیم و ارتباط برقرار کنیم اما وقتی بزرگ میشیم می‌بینیم که انگار چیزهایی که در کودکی یاد گرفتیم برای داشتن یک رابطه (بخصوص یک رابطه عاطفی غنی) کافی نیست.چرا؟چون چیزی که به ما آموزش داده شده صرفاً ارتباط برقرار کردنه نه برقراری یک ارتباط خوب و موثر.اما نیازی به نگرانی نیست چون روش‌های برقراری ارتباط موثر همگی مهارت‌هایی هستن که در بزرگسالی هم قابل یادگیری هستن و با تمرین کردن می‌تونید به خوبی ازشون استفاده لازم رو ببرید.من توی این محتوا ۲ علامتی که نشون میده یه جای کار میلنگه رو بهتون میگیم و ۲ مهارت ارتباطی رو هم که برای حل این مشکلات نیازه یاد بگیرید بهتون معرفی می‌کنیم.با من باشید...۱. بارها سرِ یک موضوع تکراری یا به یک شکل تکراری دعوا می‌کنید!دعواهای تکراری در رابطهشما یا بارها سر یک موضوع تکراری جر و بحث می‌کنید یا بارها به یک شکل تکراری سر موضوعات مختلف دعوا می‌کنید. اگه این اتفاق توی رابطۀ عاطفی یا روابط دیگه‌تون میوفته به این معناست که شما در مهارت حل مسئله ضعیف هستید یا اصولاً بلد نیستید.ممکنه دعواتون به پایان برسه اما مسئلۀ اصلی حل نمیشه و زمان که بگذره دوباره دربارۀ همون موضوع حل نشده بحث می‌کنید. اما اگه یاد بگیرید مسائل رابطه‌تون رو حل کنید اونها روی هم تلنبار نمیشن و تبدیل به توشه‌ای نمیشن که رابطه‌تون رو سنگین کنه.برای این منظور بهتره که خیلی جدی روی آموزش مهارت حل مسئله کار کنید.۲. از گفتگو دربارۀ موضوعات مختلف اجتناب می‌کنید!اجتناب از گفتگو در رابطه!این کار می‌تونه دلایل مختلفی داشته باشه؛ مثلا میترسید اگر بگید دعواتون بشه یا طرف مقابل ناراحت بشه. اما مسئله اینه که اجتناب از بیان اون موضوع به هر حال باعث بوجود اومدن مشکل توی رابطه میشه.اجتناب ممکنه برای مدتی موثر باشه اما در نهایت، منجر به کدورت و خشم انباشته‌شده میشه تا زمانی که دیگه نتونید اون رابطه رو تحمل کنید. بعد از اون هم احتمالا یک محرک کوچیک باعث بوجود اومدن یک دعوای بزرگ میشه!اگه این اتفاق توی رابطه‌تون افتاده میتونه بخاطر این باشه که شما مهارت جراتمندی رو بلد نیستید. اگر یاد نگیرید جراتمندانه حرفتون یا احساس و نیازتون رو بگید انقدر ارتباطتون کمتر و کمتر میشه تا زمانی که در معرض خطر پایان قرار بگیره.برای حل این مشکل هم توصیه می‌کنیم که آگاهانه روی آموزش رفتار جراتمندانه خودتون کار کنید.در انتها لازم می‌دونم این نکته رو متذکر بشم که گاهی مشکلات اساسی‌تر و عمیق‌تر از اینه که با آموزش بتونیم از پسِ حل کردنشون بر بیاییم. در این صورت لازمه حتماً از  یک روانشناس  کمک بگیریم.ارادتمندمراقب رابطه‌هاتون باشید...</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 31 Dec 2022 13:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چک لیستِ درمانِ شکست عاطفی!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/emotional-failure-treatment-checklist-fhavpqc3nlhs</link>
                <description>درمان شکست عاطفیکارهای زیادی وجود داره که می‌تونید بعد از یک شکست عاطفی انجام بدید تا به قول کجریان و کارشناسان ورزشی این شکست رو تبدیل به پلی برای پیروزی بکنید. ممکنه در حال حاضر با این حالی که دارید غیرممکن به نظر برسه، مخصوصاً زمانی که فرآیند بهبودی رو شروع می‌کنید، اما بدونید که این کار به زمان نیاز داره و به شرط اقدامات درست، بهبودی و روزهای خوب خیلی نزدیکه.شما از طریق تجربۀ یک شکست عاطفی (بعضی‌ها میگن شکست عشقی)، می‌تونید درک بهتری از نیازهای خودتون، الگوهاتون در یک رابطه و چگونگی تبدیل شدن به یک شریک سالم و مثبت در آینده به دست بیارید.در ادامه بهتون میگم با یک شکست عاطفی تمام عیار چه کار کنید:سعی کنید فرآیند سوگواری‌تون رو درست و کامل طی کنیدشکست عاطفی معمولاً منجر به دلشکستگی عمیق و احساس طرد شدگی می‌شه. زمانی که از نظر عاطفی روی کسی سرمایه‌گذاری می‌کنید و اون آدم این احساس رو نسبت به شما نداره، ممکنه ارزش خودتونو زیر سوال ببرید. و این یعنی یک ورشکستگی عاطفی که احساسات ناخوشایندی مثل غم، خشم، حسرت و ... رو به همراه داره.بعد از شکست عاطفی سوگواری کنیدو وقت گذاشتن برای غم از دست دادن مهمه. فقط در این غم و درد حواستون به این باشه شما مطمئناً در تجربه خودتون تنها نیستید، زیرا بسیاری از افراد در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اند که در اون عشق اونها به شخص دیگه متقابل نبوده، یا به هر دلیلی نتونستن به معشوقشون برسن. پس شما تنها انسان شکست‌خوردۀ تاریخ نیستید.نکتۀ مهم بعدی اینه که افکاری که ممکنه به شما بگن تمومِ مشکل در شما وجود داره یا کافی نیستید رو به چالش بکشید. دلایل مختلفی وجود داره که چرا یک عشق ممکنه متقابل نباشد که ربطی به ارزش یا «کافی بودن» شما نداره.در همین موضوع بخونید: زندگی بعد از طلاق برای مردان و زنان چگونه است؟مشغول بمونسخته که از درد طرد شدن رد بشید، اگه مرتب در حالِ نشخوار شکست عاطفیِ خودتون باشید. این به این معنی نیست که شما باید به طور کامل از فکر کردن به آنچه که اتفاق افتاده اجتناب کنید، بلکه باید راه هایی برای مشغول موندن پیدا کنید تا در افکار منفی غرق نشید.وقت خودتونو با دوستانی بگذرونید که می‌تونن پشتیبان شما باشن. به خودتون برسید، تئاتر برید، ورزش کنید و...با گذشت زمان، متوجه خواهید شد که دردتون کم میشه و چون از اتفاق فاصله گرفتید با عینیت بیشتری به شکست عاطفی و دلایلش نگاه می‌کنید.درک الگوهااین ممکنه اولین تجربه شما در شکست عاطفی باشه یا ممکنه برای چندمین باره که یک رابطۀ اشتباه رو تجربه می‌کنید، که معمولاً می‌تونید یک الگوی ناکارآمد رو ازش دربیارید.بیشتر دیدگاه و تجربه آدما از عشق و رابطۀ عاطفی مربوط به چیزهاییه که در دوران رشد آموخته‌اند، اونچه که مشاهده کرده‌اند و اونچه در مورد عشق و روابط به اونها آموزش داده شده.سبک دلبستگیسبک دلبستگی می‌تونه بر نحوه ایجاد و حفظ روابط عاشقانه بزرگسالان تأثیر بذاره.دلبستگی، همانطور که توسط روانشناس مشهور جان بولبی توصیف شده، یک پیوند عاطفی عمیق و پایداره که آدما رو به هم متصل می‌کنه. تحقیقات بیشتر که عمدتاً در پویایی والد-کودک به اونها اشاره می‌شه، نشون میده که سبک دلبستگی تا حد زیادی با روابط عاشقانه بزرگسالان هم ارتباط داره.در این مقاله به صورت مفصل در مورد سبک‌های دلبستگی صحبت شده. حتماً بخونید: دلبستگی در کودکان و انواع آنپس درک سبک دلبستگی‌تون به شما این امکان رو می‌ده که در مورد الگوهای رابطۀ خودتون، نیازهاتون و چگونگی ایجاد ارتباطات سالم‌تر بینش پیدا کنید.روی خودت سرمایه گذاری کنوقتی یک شکست عاطفی رو تجربه کردید، به احتمال زیاد انرژی عاطفی زیادی رو روی شخص دیگه‌ای باختید، و این ممکنه باعث بشه شما احساس فرسودگی کنید. برای اینکه به روشی سالم رو به جلو حرکت کنید، بسیار مهمه که انرژیتونو دوباره روی خودتون، علایق، سرگرمی‌ها و اهداف شخصی‌تون سرمایه‌گذاری کنید.روی خودت سرمایه گذاری کناحساس شما از خودتون ممکنه در زمان تجربۀ یک شکست عاطفی از بین بره، چون احتمالاً حس شما ممکنه به شدت به عاطفۀ شما و اشتیاق مداومتون برای بازگرداندن اونآدم صرف بشه.بجاش:لیستی از علایق خودتون، چیزهایی که به شما احساس آرامش و شادی می‌ده، و چیزهایی که شما رو می‌سازه، فهرست کنید.اهداف و ارزش‌های خودتونو ارزیابی کنید و برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی کنید. البته به مرور و آروم آروم.چه زمانی باید کمک بگیریم؟همون‌طور که گفتم مواجهه با شکست عاطفی، جدایی، یا انواع دیگری از رنج در روابط می‌تونه منجر به احساسات پیچیده غم، خشم و گاهی اوقات افسردگی بشه. اما اگه می‌بینید حجم این درد و خشم اونقدر زیاده که به تنهایی و با این راهکارها نمی‌تونید از پسش بربیایید یا افکار خودآزاری یا خودکشی دارید، حتما از یک رواندرمانگر کمک بگیرید.ضمن اینکه آقا یا خانم درمانگر در زمینۀ پیدا کردن الگوهای دلبستگی‌تون که گفتم و یا طرحواره‌های ناکارآمدتون به شدت بهتون کمک کنه.ارادتمحمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 10:01:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق ناکام چیست؟ چگونه رها شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/unrequited-love-ttnpf578pkps</link>
                <description>عشق ناکام چیست؟شاید شما هم تجربه کردید که احساسات عاشقانه شدیدی نسبت به کسی داشته باشید، اما متوجه می‌شید که اون آدم چنین احساسی نداره! به این احساس عشق ناکام یا عشق نافرجام میگن، عشقی که برگردانده نمی‌شه یا نتیجه و پاداشی نداره. این یک تجربه یک طرفه است که می‌تونه ما رو دچار احساس درد، اندوه و شرم کنه.ممکنه فکر کنید تشخیص اینکه عشق بی نتیجه است یا خیر، آسونه، اما خوبه بدونید همیشه واضح نیست و می‌تونه باعث سردرگمی و آشفتگی عاطفی زیادی بشه. در این نوشته به صورت مشخص در مورد عشق ناکام براتون خواهم نوشت. با من باشید.انواع عشق ناکامعشق ناکام ممکنه اشکال مختلفی داشته باشه، از جمله:دوست داشتن کسی که این احساسات رو بر نمی‌گردونه (همون عشق یک‌طرفه)عاشق کسی شدن که در دسترس نیستجذابیت و احساس متقابل بین افرادی که هر دو در روابط دیگری هستندمیل به همسر/شریک سابق پس از پایان یک رابطهنشانه‌های عشق ناکامنشانه‌های عشق ناکام  نشانه‌هایی وجود داره که می‌تونه به شما کمک کنه بفهمید چه اتفاقاتی داره میوفته و آیا عشقی که به کسی دارید متقابله یا نه. لازمه بگم که خیلی وقت‌ها ما در روابطی گیر می‌کنیم که با رفتارهای متناقضی روبرو میشیم، گاهی طرف به سمت ما میاد و گاهی ما رو پس میزنه. اگه این تناقضات زیاد اتفاق میوفته احتمالاً شما در ارتباط با یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک (نمایشی) هستید.من با این فرض که طرفین حداقلی از سلامت روان رو دارا هستند این نشانه‌ها رو بیان می کنم:نشانۀ اول:این شمائید که همیشه برای ارتباط پیش‌قدم میشیدآیا شما تنها کسی هستید که برای برقراری ارتباط تلاش می‌کنید؟ آیا شما تنها کسی هستید که می‌خواید با طرف مقابل تماس بگیرید تا ببینید روزشو چطوری گذرونده یا بفهمید چه اتفاقات مهمی در زندگیش اتفاق میوفتد؟وقتی تنها این شما هستید که برای تماس و ارتباط با طرف مقابل وقت میذارید، مسائلتون رو باهاش در میون میذارید یا در مورد زندگیش پرس و جو می‌کنید، به احتمال زیاد این نشانۀ یک عشق یک‌طرفه و ناکامه.پیشنهادش می‌کنم: همزمان عاشق دو نفر شدن؛ نشانه‌ها و راهکارهای حل مشکل چیست؟در یک عشق سالم و متقابل، دو طرف به همدیگه اهمیت میدن، انگیزه دارند تا با هم ارتباط برقرار کنن و در یک الگوی ارتباطی روان و سالم سهیم باشن. در یک رابطه سالم و متعادل مسئولیت برقراری ارتباط بر عهدۀ یک نفر نیست!تحقیقات نشون داده افرادی که محبت دیگران رو رد می‌کنند اغلب احساس گناه می‌کنند. طردکنندگان تمایل دارند عاشقان بالقوه رو غیرمنطقی، خودفریبنده و آزاردهنده ببینند. از طرف دیگه، عاشقانِ یک‌طرفه تمایل دارند که ردکننده‌ها رو مرموز و ناسازگار ببینند.این شمائید که مشتاق لمس فیزیکی هستیدآیا تمایل دارید طرف مقابل رو لمس کنید، دستشو بگیرید، ببوسید یا در آغوش بگیرید؟ اشتیاق برای ارتباط اغلب شامل میل به تماس فیزیکیه، و زمانی که افراد به یک اندازه جذبِ هم میشن و به صمیمیت فیزیکی تمایل دارن، هر دو طرف می‌خوان در سطح فیزیکی با هم ارتباط برقرار کنن.در عشق ناکام این شمائید که مشتاق لمس فیزیکی هستید اگه متوجه شدید که شما همیشه شروع‌کنندۀ هرگونه تماس فیزیکی هستید، یا زمانی که سعی می‌کنید به صورت فیزیکی با هم ارتباط برقرار کنید، با مقاومت مواجه میشید یا طرف مقابل خودشو کنار می‌کشه، می‌تونه نشونۀ این باشه که این یک اشتیاق یک‌طرفه است.نکتۀ بسیار مهم:یادتون باشه که اقتضائات فرهنگی و اعتقادی رو در این زمینه حتماً در نظر بگیرید. بسیاری از زنان و مردان به دلیل محدودیت‌های مذهبی، در این زمینه (تا قبل از ازدواج شرعی) متفاوت از افراد غیرمذهبی رفتار می‌کنند)شما اون شخص رو بی‌نقص و رویایی می‌بینیدبسیاری از اوقات، در شرایط عشق ناکام و یک‌طرفه، یک نفر، دیگری رو به شکل افراطی و خداگونه می‌بینه و بهش عشق می‌ورزه. به این نکته توجه کنید که در یک عشق ناکام به ندرت مرزهای سالمی تعیین میشه.متوجه منظورم شدید؟ببینید؛وقتی افراد یک پیوند عاشقانه سالم ایجاد می‌کنن، هر دو در عین علاقه زیاد می‌تونن عیوب، آسیب‌پذیری‌ها یا نقص‌های همدیگه رو ببینن و بپذیرن. روابط سالم فضایی رو برای افراد فراهم می‌کنه تا اشتباه کنند و از این فرصت‌ها برای کمک به ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر استفاده کنند.هر یک از طرفین می‌تونه مناطق آسیب پذیر خودش و دیگری رو ببینه و بشنوه. در حالی که در یک عشق ناکام، تنها فردی که از نظر عاطفی سرمایه‌گذاری کرده قادر به دیدن و شنیدن طرف مقابله. در عشق یک‌طرفه، یک تصدیق متقابل و سالم بین طرفین وجود نداره.اون هرگز برای شناختن شما وقت نمیذارهخب همه می‌دونیم که شناخت یک آدم دیگه زمان می‌بره. در طول زمان، شرکای یک رابطه سالم تجربیات خودشونو با هم مرور می‌کنند، سؤال می‌پرسند و تلاش می‌کنند تا همدیگه رو درک کنند و بشناسند. اما در یک عشق ناکام، سرمایه‌گذاری عاطفی و زمانی تنها در یک طرف وجود داره.در عشق یک طرفه اون هرگز برای شناختن شما وقت نمیذاره در یک عشق یک‌طرفه، ممکنه متوجه بشید که همیشه این شمائید که سؤال می‌پرسید، تماسو آغاز می‌کنید و تلاش می‌کنید تا فرد رو به گفتگو یا به اشتراک گذاشتن تجربیات دعوت کنید. و بدیهیه که طرفتون اصلاً چیزی در مورد شما ندونه، هرگز از شما سؤال نپرسه، یا پیش نمیاد که شما رو به مکالمه معناداری دربارۀ معرفی خودتون دعوت کنه، مانند خواسته‌ها، علایق، اهداف یا سرگرمی‌های شما.و این آرزوی شما است که طرف مقابل شما رو بشناسه، اما به نظر می‌رسه فرصت‌هایی برای معرفی و شناسوندنِ خودتون با اون وجود نداره.شاید خوندنش به دردتون بخوره: وقتی که دوستم نداره! نشانه‌ها و راه‌های بازگشتبا عشق ناکام چه کار کنیم؟با عشق ناکام چه کار کنیم؟  به نظر من در مواجهه با این موضوع چند کار باید بکنید:شفافیتاگه در رابطه‌ای هستید که طرفتون به صورت شفاف هدفش از رابطه با شما رو نمیگه باید هرچه زودتر شفاف سازی کنید و نیازهاتون رو به واضح‌ترین شکل ممکن باهاش درمیون بذارید و به قول معروف تکلیف خودتونو مشخص کنید.در این زمینه اگه به تنهایی نمی‌تونید، حتما از درمانگر کمک بگیرید.قطع ارتباط شفابخشخبر بد و معمولاً درست اینه که چیزِ به‌درد‌بخوری از این روابط براتون در نمیاد. پس رها بشید. باز هم تاکید می‌کنم اگه به تنهایی نمی‌تونید از درمانگر کمک بگیرید.خودکاوی اثربخشدر یک پروسۀ زمانی به این بپردازید که چرا گرفتار چنین رابطه‌ای شدید؟ شما یا در مرحلۀ انتخاب و یا دار مرحلۀ ارتباط خطاهایی رو مرتکب شدید. اونها رو به کمک کتاب، آموزش و یا رواندرمانی کشف کنید، تا دوباره و دوباره تجربه‌اش نکنید.در این مقاله به صورت مفصل گفتم بعد از یک شکست عاطفی چه کار کنید.ارادتمحمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 09:09:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا احساس بی‌ارزشی می‌کنیم؟ + 5 راهکار برای مقابله</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/why-do-we-feel-worthless-ei7ya75habhz</link>
                <description>احساس بی‌ارزشی می‌کنیم؟احساس بی‌ارزشی چیست؟احساس بی‌ارزشی اغلب شامل احساس ناامیدی و بی‌کفایتیه. چنین احساساتی بیشتر وقتها یکی از علائم رایج افسردگیه، اما می‌تونن به دلیل مواردی مانند اعتماد‌به‌نفس پایین، سوءاستفاده‌های عاطفی و جسمانی، ضربه روحی، یا موقعیت‌های دشواری که احساس فرد رو به چالش می‌کشن، ایجاد بشن.احساس بی‌ارزشی می‌تونه ناراحتی قابل توجهی برامون ایجاد بکنه و عملکرد عادی ما رو در زندگی روزمره با مشکل روبرو کنه. زمانی که احساس می‌کنیم هیچ کاری درست نیست یا هیچ یک از تلاش‌هامون تغییری ایجاد نمی‌کنه، ممکنه برامون بسیار سخت باشه که انگیزه‌مون رو برای دنبال کردن اهداف‌مون حفظ کنیم.به همین دلیل، یافتن راه‌هایی برای مدیریت این احساسات سخته و جستجو و دریافت کمک از یک روانشناس بالینی در صورت نیاز بسیار مهمه.با این توضیحات مقدماتی اول ببینیم که چرا احساس بی‌ارزشی می‌کنیم؟!چرا احساس بی‌ارزشی می‌کنیم؟چرا احساس بی‌ارزشی می‌کنیم؟همونطور که گفتم احساس بی‌ارزشی میتونه ناشی از عوامل مختلفی باشه. سبک‌های تربیتی، تجارب اجتماعی، رویدادهای استرس‌زا، و شرایط سلامت روان همگی ممکنه در این قضیه نقش داشته باشند.برخی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شه با اخساس بی ارزشی دست و پنجه نرم کنیم رو می‌نویسم:تروماهای (ضربه‌های روانشناختی) دوران کودکیممکنه تجربیات دردناک و منفی‌ای در دوران کودکی و نوجوانی داشته باشید که در روان شما اثری موندگار به یادگار گذاشته باشه. این تجربیات ممکنه بی‌توجهی، سوءاستفاده و بدرفتاری باشه.کودکانی که آزار می‌بینند یا از اونها دفاعی صورت نگرفته، احتمالاً این احساس ناخوشایندِ بی‌اهمیت بودن رو در بزرگسالی به همراه خواهند داشت. پژوهش‌های متعدد نشون داده که این آسیب‌های اولیۀ دوران کودکی با احساس بی‌ارزشی در بزرگسالی ارتباط مستقیم داره.در همین رابطه بخون: این 20 رفتار،‌ کودک آزاری است!اتفاقات منفی رو تماماً به خودتون نسبت می‌دیداحتمالاً رویدادهای منفی رو بیش از اندازه به اعمال یا ویژگی‌های خودتون نسبت میدید. افرادی که استادِ نسبت دادن رویدادهای منفی به عوامل درونی خودشون هستند، احتمالاً علائم افسردگی از جمله بی‌ارزشی رو زیاد تجربه می‌کنند.در گذشته همواره مورد انتقاد و تحقیر بودیدانتقاد در دوران کودکی باعث احساس بی‌ارزشی میشهممکنه در گذشته به صورت مستمر مورد انتقاد دیگران قرار گرفته باشید. تجارب منفی که در اون شخص مورد تحقیر قرار گرفته یا با انتقاد دیگران روبرو شده هم می‌تونه احساس بی‌ارزشی رو در افراد ایجاد کنه.مشکل در کنترل استرسممکنه برای مقابله با استرس مشکل داشته باشید. استرس حاد و مزمن می‌تونه بر ادراک فرد از خودش تأثیر بذاره.ممکنه پس از تجربۀ یک شکست جدی مانند مشکلات مالی، طلاق یا از دست دادن شغل، دچار استرس و اضطراب فراوان بشید و همین در ادراکات شما تاثیر بذاره و نتونید نگاه درست و مثبتی به خودتون داشته باشید و در نتیجه احساس بی‌ارزشی کنید.وضعیت سلامت روانممکنه یک بیماری روانی داشته باشید. اختلالات خلقی مانند اضطراب فراگیر و افسردگی اغلب با علائمی مانند شرم، احساس گناه، ناامیدی و بی‌ارزشی مشخص می‌شن. چنین علائمی بی‌قرارتون می‌کنه و مدیریت کارهای معمول روزانه رو دشوار می‌کنه.راه‌های مقابله با احساس بی‌ارزشیراه‌های مقابله با احساس بی‌ارزشییک سری اقدامات کوچک و عملی وجود داره که می‌تونید انجام بدید تا بهتون کمک کنه تا احساس بهتری داشته باشید. در اینجا چند ایده وجود داره رو براتون نوشتم:با خودتون مهربانانه صحبت کنیدافرادی که احساس بی‌ارزشی می‌کنند اغلب درگیر افکار منفی و خودسرزنشی هستند. ممکنه در ابتدا سخت و عجیب باشه، اما روی رفتار مهربانانه با خودتون تمرکز کنید.با خودتون مهربانانه صحبت کنیدوقتایی که متوجه خودگویی‌های منفی می‌شید، سریع مچ خودتونو بگیرید و به دنبال راه‌هایی باشید که بتونید اون افکارو به شیوه‌ای مثبت‌تر یا واقعی‌تر اصلاح کنید. همۀ حرفم اینه که با خودتون درست و مشفقانه حرف بزنید.در همین رابطه بخونید: ۲۰ خودگویی‌ موثرمثلاً به جای اینکه فکر کنید &quot;من هرگز نمی‌تونم این کار رو انجام بدم&quot;، بهتره بگید: &quot;من می‌تونم هر روز کارهای کوچکی برای پیشرفت انجام بدم.&quot;به زمانهای که بی‌ارزشی رخ می‌ده توجه کنیدگاهی اوقات این احساسات منفی در پاسخ به موقعیت‌ها، افکار، تجربیات یا حتی افراد خاص به وجود میاد. حواستون رو جمع کنید که این احساسات چه زمانی پدیدار میشن، چه اتفاقی می‌افته که پیداشون میشه و چه نوع افکاری ممکنه در اون نقش داشته باشن.این یکی از راه‌های کمک به مبارزه با نشخوار فکری منفیه که ممکنه به احساس بی‌کفایتی ما دامن بزنه.یک دفترچۀ سپاسگزاری درست کنیدیک دفترچه قدردانی برای خودتون درست کنیدوقتی که زندگی خودتونو به طور نامطلوبی با زندگی دیگران مقایسه می‌کنید، احساس بی‌ارزشی می‌کنید. به‌جای افتادن در این دام، یک دفتر خاطرات سپاسگزاری داشته باشید که در اون هر روز زمان کمی رو صرفِ فکر کردن در مورد چیزهایی کنید که براشون قدردان و شاکر هستید.این راه شاید کمی سطحی و غیرموثر به نظر برسه اما استمرار و تمرکز افکارتو روی این روش می‌تونه از شما در برابر اثرات منفی مقایسه و حسادت محافظت کنه.برای شخص دیگری کاری انجام بدیدبه دیگران کمک کنیدگاهی اوقات وقتی احساس بی‌ارزشی می‌کنید، تمرکز بر چیزی غیر از خودتون و منافع خودتون می‌تونه کمک کننده باشه. تحقیقات متعدد نشون داده درگیر شدن در فعالیت‌های اجتماعی مانند داوطلب شدن برای فعالیت‌های خیرخواهانه یا کمک به شخص نیازمند، می‌تونه تأثیر مثبتی بر شادی و رفاه ما داشته باشه.شفقت به دیگران باعث میشه احساس موثر و مفید بودن بکنیم و کمک کنه احساس ارتباط و هدفمندی بیشتری داشته باشیم.مطلب دیگرم رو بخونید: شما می‌توانید با اضطراب پیشرفت کنید؟!یک اپلیکیشن سلامت روان رو امتحان کنیدتعدادی اپلیکیشن موبایل مختلف برای بهبود سلامت روان ایجاد شده. برخی از برنامه‌ها ممکنه ابزارهایی مانند جملات تاکیدی مثبت، آموزش تمرکز حواس یا تمرین‌هایی که ریشه در درمان شناختی-رفتاری (CBT) دارن ارائه بدن که برای کمک به شما در شناسایی و تغییر الگوهای تفکر منفی طراحی شدند.در اینجا تعدادی از این اپلیکیشن‌های انگلیسی زبان رو براتون گذاشتم.تقویت احساس ارزشمندیسخن پایانیاین راهکارهایی که نوشتم برای آن دسته افرادیه که در یک دوره‌ای از زندگی‌شون به صورت جدی با این مشکل روبرو شدن و توانِ حداقلی برای فائق اومدن بر ای مسئه رو دارن.و برام مهمه به خاطر داشته باشید که همین احساس بی‌ارزشی می‌تونه نشانه‌ای از یک بیماری زمینه‌ای روانشناختی باشه. بنابراین اگه چنین افکار و احساساتی رو به صورت مداوم و آزاردهنده تجربه می‌کنید و زندگی روزمره‌تون دچار مشکلات جدی شده، باید فکری اساسی براش بکنید و به درمانگر مراجعه بکنید.من این نوشته ترجمۀ این مقاله بود که با تغییراتی به شما تقدیم کردم.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Tue, 08 Feb 2022 10:41:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلامت عاطفی و هیجانی! گمشده‌ای آشنا...</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/emotional-wellness-wichhbiwjxrb</link>
                <description>آیا از لحاظ عاطفی و هیجانی سالم هستی؟آیا از لحاظ عاطفی و هیجانی سالم هستی؟سلامت عاطفی، که به عنوان سلامت عاطفی یا رفاه عاطفی نیز شناخته می‌شود، توانایی فرد برای کنترل احساسات و تجربیات متنوعی است که در زندگی با آن مواجه می‌شود.مرکز ملی سلامت عاطفی ایالات متحده، سلامت عاطفی را به عنوان &quot;آگاهی، درک و پذیرش احساسات و توانایی ما برای مدیریت موثر از طریق چالش ها و تغییر&quot; تعریف می کند.چگونه سلامت عاطفی بر زندگی ما تأثیر می‌گذاردممکن است متوجه نشوید که سلامت عاطفی یا فقدان آن در چند حوزه مختلف زندگی دخیل است. بیایید ببینیم که چگونه توانایی شما در مدیریت، درک و مدیریت احساساتتان بر زندگی شما تأثیر می گذارد:تاثیر سلامت عاطفی بر روابطتاثیر سلامت عاطفی بر روابطوقتی با دیگران تعامل می‌کنیم، مهم است که دیدگاه‌های خود را در مورد مسائل مختلف درک کنیم. گاهی اوقات ما با دیگران اختلاف نظر داریم و برای شاد و سالم نگه داشتن روابط، باید بتوانیم به آرامی و موثراختلاف نظرات خود را حل کنیم.اگر نتوانید احساسات خود را به خوبی بشناسید و آنها را مدیریت کنید، بالطبع شناسایی و مدیریت احساسات دیگران هم دشوار می‌شود. و اینگونه است که وضعیت سلامت عاطفی بر روابط ما چه شخصی و چه حرفه‌ای تأثیر زیادی می‌گذارد.کسی که شناخت خوبی از خودش دارد، ‏نه از تعریف کسی جوگیر و نه از تحقیر کسی ‏دلگیر می‌شود.برای اینکه با دیگران ارتباط برقرار کنیم، هرچه از نظر عاطفی سالم‌تر باشیم، حمایت، همدلی، قدردانی و مراقبت بیشتری از کسانی که دوستشان داریم و به آنها احترام می‌گذاریم می‌توانیم بکنیم.تاثیر سلامت عاطفی بر تحصیلات و شغلتاثیر سلامت عاطفی در موفقیت شغلیچه ده‌ها سال در شغل انتخابیِ خود سپری کرده باشید و چه هنوز تصمیم نگرفته‌اید در زندگی خود چه کاری انجام دهید، توانایی شما در مدیریت خودتان و موقعیت‌ها به محض بروز آنها، برای موفقیت شما حیاتی است.دانستن اینکه چه احساسی دارید، برخورد با احساساتتان، و توانایی مدیریت چالش‌ها با ذهنیت مثبت، همگی منجر به نتایج بهتری در زندگی تحصیلی و حرفه‌ای شما می‌شود.سلامت روانتاثیر سلامت عاطفی بر سلامت رواناین ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما سلامت عاطفی شما بخش بزرگی از سلامت روان و سلامت کلی شما را پیش‌بینی می‌کند. چگونه؟اگر با احساسات و عواطف خود در تماس باشید و بتوانید آنها را مدیریت کنید و با آنها کنار بیایید، در شناخت، درک و مواجهۀ درست با موقعیت‌ها و چالش‌های زندگی بسیار بهتر و موثرتر رفتار می‌کنید و انتخاب های بالغانه‌تری خواهید داشت.اما الآن زمان آن است که به تاثیر سلامت عاطفی در زندگی بپردازیم:سلامت عاطفی ضعیف چه تاثیرات مخربی دارد؟راه‌های زیادی وجود دارد که ناتوانی در انجام یک وضعیت عاطفی مثبت در طول زندگی می‌تواند منجر به پیامدهای بد و جبران‌ناپذیری شود، به ویژه به این دلیل که یک حالت عاطفی منفی و ناخوشایند، یک حالت استرس زا است.تاثیر استرس بر سلامت عاطفیو این استرس هم به قول ما روانشناشان اُمُ‌الاَمراض روانشناختی است. در اینجا چند نمونه از تاثیرات مخرب حال بد و استرس را برایتان می‌گویم:ایمنی پایین: استرس سیستم ایمنی بدن را ضعیف می‌کند.فشار خون بالا: استرس طولانی مدت فشار خون را بدتر می‌کند.افزایش بیماری: استرس همه چیز را از مشکلات قلبی گرفته تا مشکلات روانی بدتر می‌کندمسائل مربوط به رابطه: یک رابطۀ سالم با وجود استرس زیاد تقریباً غیرممکن است!مشکلات در کار: استرس باعث می‌‌شود درست نبینیم، درست تحلیل نکنیم و درست تصمیم نگیریم.مشکل در تمرکز: فکر نکنم نیازی به توضیح باشد!سلامت عاطفی قوی چه فوایدی دارد؟به همان اندازه که سلامت عاطفی ضعیف می‌تواند مشکلات بزرگی در زندگی شما ایجاد کند، داشتن سلامت عاطفی قوی می‌تواند به شما کمک کند تا پیشرفت کنید. اینها برخی از مزایای متعدد داشتن رفاه عاطفی خوب است:روابط شما با دیگران می‌تواند در بهترین حالت باشد.کاهش استرس باعث کاهش بیماری و افزایش ایمنی می‌شود.مثبت اندیشی باعث ارتقای بهره‌وری می‌شود و به شما کمک می‌کند در زندگی کارهای بیشتری انجام دهید.حالا نوبت راه‌حل‌ است:چگونه سلامت عاطفی خود را بهینه کنیماکنون که متوجه شدید سلامت عاطفی چقدر برای یک زندگی سالم اهمیت دارد، احتمالاً از خود می‌پرسید که آیا کار خاصی وجود دارد که بتوانید انجام دهید تا سلامت عاطفی شما در بهترین حالت خود باشد. خوشبختانه، در این زمینه هیچ کمبودی در فهرست فعالیت‌هایی وجود ندارد که بتواند در این زمینه به شما کمک کند.نوشتۀ دیگرم در ویرگول را بخوانید: شما می‌توانید با اضطراب پیشرفت کنید؟!در ادامه چند نکته نوشتم. بخوانید تا یاد بگیرید چگونه می‌توانید وضعیت ذهنی خود را بهبود بخشید:ذهن آگاهی را تمرین کنیدتاثیر مثبت ذهن آگاهی بر سلامت عاطفیذهن آگاهی در مورد حضور در لحظه است. به جای زندگی در دنیای حسرت ها و نگرانی‌ها، ذهن آگاهی ما را تشویق می‌کند که در زندگی خود حضوری واقعی و موثر داشته باشیم و این می‌تواند سلامت جسمی و عاطفی ما را بهبود بخشد. شما می‌توانید تمرکز حواس را با انجام هر کاری از دویدن گرفته تا غذا خوردن تمرین کنید.ارتباط با دیگراننیازی نیست این سفر را به تنهایی طی کنید! سلامت عاطفی مربوط به ارتباط و توانایی مقابله با احساسات خود است، اما بسیاری از زیستِ عاطفی ما با کسانی است که می‌شناسیم و دوستشان داریم.تاثیر ارتباط با دیگران در سلامت عاطفیعمداً در مورد احساسات خود با دیگران صحبت کنید، که می‌تواند به درک شدن توسط آنها منجر شود. از دیگران درباره احساساتشان بپرسید تا فرصت تجربه دیدگاه‌های متفاوت را داشته باشید.سعی کنید با افرادی خارج از آشنایانِ خود ارتباط برقرار کنید تا علاوه بر تجربیات خود، حس بهتری از زندگی داشته باشید. ارتباط و برقراری ارتباط با دیگران فواید بی‌شماری دارد که یکی از آنها افزایش سلامت عاطفی است.استرس را مدیریت کنیدمدیریت استرس کلید حفظ سلامت عاطفی و جسمی است. هنگام شروع یک تمرین مدیریت استرس، فعالیت‌های مختلفی را امتحان کنید تا ببینید کدام یک برای شما مناسب‌تر است و باعث می‌شود احساس آرامش و شادی بیشتری داشته باشید.می‌توانید یک مدیتیشن ساده را با کمک یک ویدیو یا یک برنامه یوتیوب انجام دهید، پیاده‌روی کنید، حمام کنید یا تنفس عمیق را تمرین کنید.مراقب سلامت جسمانی خود باشیدمراقب سلامت جسمانی خود باشیدما اغلب به ابعادِ جسمی و عاطفی خود جداگانه فکر می‌کنیم، اما همانطور که در اینجا دیدید، این دو بسیار به هم مرتبط هستند. با بهبود سلامت جسمانی خود، از نظر عاطفی نیز مزایای بی‌شماری را خواهید دید.انجام فعالیت‌هایی که باعث افزایش اندورفین (همان مادۀ شیمیایی که وظیفۀ تولیدِ حس خوب را در بدن ما دارد) راهی آسان برای افزایش سلامت عاطفی شماست. اندورفین را می‌توان از طریق هر چیزی از رقصیدن گرفته تا خندیدن افزایش داد.یک زندگی متعادل را برنامه‌ریزی کنیدتعادل کار و زندگی چیزی است که روانشناسان و متخصصان سلامت روان همواره در مورد آن صحبت می‌کنند. به این دلیل که مردم متوجه شوند وقتی بیش از حد کار می‌کنند، زمانی برای روابط شخصی، آرامش یا تفریح ​​ندارند و این تاثیرات جبران‌ناپذیری بر ما می‌گذارد.برای اینکه از نظر عاطفی در بهترین حالت خود باشید، باید تعادلی بین کار و تفریح ایجاد کنید. اختصاص زمان تعیین شده برای انجام فعالیت‌های تفریحی و ایجاد مرزهای محکم در حول ساعت کاری دو راه ساده برای کمک به بهبود این تعادل است.روی خواب سرمایه گذاری کنیدتاثیر خواب در سلامت عاطفیعادات و رفتارهای خواب شما به عنوان بهداشت خواب شناخته می‌شود. هر چه خواب سالم‌تر و متعادل‌تری داشته باشید، شانس بیشتری برای داشتن احساس خوب در هنگام بیداری دارید.بهداشت خواب خود را از طریق اقداماتی مانند زمان مشخص و مکان تاریک و خنک برای خواب، محدود کردن کافئین در اواخر روز و پرخوری نکردن قبل از خواب بهبود بخشید.و سخن آخرهر یک از این تغییرات ممکن است به تنهایی قدمی بی‌اهمیت به نظر برسد، اما با کنار هم قرار دادن آنها متوجه پیشرفت‌های بزرگی خواهید شد. سلامت عاطفی برای یک زندگی سالم مهم است، و استفاده از یک یا چند مورد از این ابزارهای آسان می‌تواند شما را در مسیری برای بهبود وضعیت خود قرار دهد.این نوشته ترجمه‌ای بود از این مقاله، که با تغییراتی تقدیمتان کردم.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sun, 06 Feb 2022 10:08:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما می‌توانید با اضطراب پیشرفت کنید؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/can-you-progress-with-anxiety-hvuz8bbct9tg</link>
                <description>شما می‌توانید با اضطراب پیشرفت کنید؟اگر فکر می‌کنید که آنطور که می‌توانید با اضطراب کنار نمی‌آیید، احتمالاً حق با شماست.اکثر مردم هر کاری که می‌توانند برای از بین بردن اضطراب از زندگی خود انجام می‌دهند و بسیاری از روانپزشکان فوراً داروهایی را برای کاهش اثرات آن پیشنهاد می‌کنند. هیچ کس احساس اضطراب را دوست ندارد.اما قبل از اینکه سعی کنید میزان اضطراب خود را کاهش دهید یا حتی وزن خود را کم کنید، لطفاً این را در نظر بگیرید: اضطراب در واقع می‌تواند زندگی شما را بهبود بخشد.من معتقدم که اکثر رویکردهای فعلی برای اضطراب کوتاهی می‌کنند، زیرا آنها بر اساس مدل پزشکی هستند که اضطراب را یک بیماری می‌دانند. یک بیماری که عوارش زیادی بر روان و جسم ما می‌گذارد. مثلاً اضطراب می‌تواند باعث ایجاد حالت تهوع در ما شود. یا یک زندگی ناآرام ریسک ابتدای ما را به سرطان بیشتر می‌کند و ...بر این اساس، مردم معمولاً به دنبال حذف – یا حداقل کاهش – اضطراب خود هستند، زیرا معتقدند که این امر برای شکوفایی ضروری است. البته هیچ کس نمی‌خواهد یک زندگین اآرام و پراضطراب داشته باشد، اما رویکرد دیگری برای مواجهه با اضطراب وجود دارد و آن دوستی با اضطراب است.برای بیش از دو دهه، من به بیماران کمک کرده‌ام تا از طریق این رویکرد، اضطراب خود را شناسایی، رسیدگی و تغییر دهند.یکی از اولین درس‌هایی که با هم بررسی می‌کنیم این است که احساسات ما همیشه یکنواخت نیستند - زیرا قرار نیست چنین باشند.در بسیاری از موارد، اضطراب به عنوان یک راهنما عمل می‌کند تا بتوانیم بدانیم که چیزی اشتباه است یا باید تغییر کند.هنگامی که تقاضاها زیاد و منابع کم هستند، علائم اضطراب افزایش می‌یابد. در این رابطه، اضطراب به ما هشدار می‌دهد که باید تعادل خود را دوباره حفظ کنیم و مراقبت از خودمان را جدی‌تر بگیریم.تاثیر مثبت اضطراب بر ارتباطاتاضطراب همچنین می‌تواند فرصت‌های باورنکردنی برای ارتباط با دیگران فراهم کند.تاثیر مثبت اضطراب بر ارتباطاتمثلاً با تشریح چالش‌ها و به اشتراک گذاشتن ترس‌هایمان، می‌توانیم روابط نزدیک‌تر، غنی‌تر و صمیمی‌تری با عزیزانمان ایجاد کنیم. زیرا یکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد نزدیکی عاطفی، خودافشایی شامل نشان دادن آسیب‌پذیری و ابراز احساسات است.تاثیر اضطراب در تقویت قدرت درونییکی دیگر از درس‌های مهم اضطراب این است که علائم ناراحت کننده آن می‌تواند به ما کمک کند تا مخازن عمیقی از قدرت درونی ایجاد کنیم که ممکن است برای غلبه بر مشکلات زندگی از آنها استفاده کنیم.این میان درک این موضوع مهم است که اضطراب خطرناک نیست و با تمرکز و پشتکار بر روی ناراحتی‌های آن، می‌توانیم انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری خود را برای مقاومت در برابر ناملایمات افزایش دهیم.تاثیر اضطراب در تقویت قدرت درونیوقتی با ترس‌های خود روبرو می‌شویم - به جای اجتناب -، می‌توانیم قوی‌تر و شجاع‌تر ظاهر شویم تا با چالش‌های زندگی در سراسر زندگی روبرو شویم.«بیماری اضطراب» می‌تواند کاتالیزوری برای تغییرات مثبت باشد، تا زمانی که با توجه بیشتر و مهربان‌تر به خودمان روبرو شویم، واقعی‌تر، آسیب‌پذیرتر و صمیمانه‌تر در ارتباط با دیگران باشیم و فراتر از محدودیت‌های درک شده‌مان در تعقیب اهداف و نیازهایمان، تلاش کنیم.یک تجربۀ کم نظیر از پیشرفت با اضطرابدروس دانشگاهی به من آموختند که اضطراب، در غیاب یک تهدید واقعی یا شرایطی که نگرانی بیش از حد را ایجاب می‌کند، نشانۀ واضحی از روان رنجوری است که نیاز به مداخله روانشناسانه دارد.اما دیدگاه من در مورد آن حدود یک دهه پیش 180 درجه تغییر کرد.چگونه؟داستانش را برایتان می‌گویم:در آن زمان من یک شغل رویایی در دانشکده پزشکی هاروارد را پذیرفته بودم و فرصتی برای راه‌اندازی مرکزی در شهر نیویورک که به درمان صدها، حتی هزاران بیمار مبتلا به اضطراب اختصاص داشت، برایم ایجاد شد که باید از آن استفاده می‌کردم.مثل همۀ چیزهای خوب در زندگی، این اتفاق جنبه‌های منفی هم داشت. من باید هر هفته سفر رفت و برگشتی هشت ساعته از بوستون به نیویورک داشته باشم، بارهای مالی قابل توجهی را در کوتاه مدت تحمل کنم و یک خروار از مسئولیت‌های شغلی اضافه را مدیریت کنم.چند ماه بعد، من فقط یک بیمار را تحت درمان داشتم و احساس می‌کردم بیش از حد استرس دارم. اوضاع وخیم به نظر می‌رسید.در یک صبح چالش برانگیز، به محض خروج از ایستگاه پن پس از یک سفر بسیار طولانی از بوستون، ایمیلی دریافت کردم که یکی از بیمارانم در حال لغو قرار ملاقات خود بود. به نظر می‌رسید که توانایی‌های علمی من و تمام آن سال‌های پرهزینه آموزش در نیویورک هیچ معنایی نداشت.من فوراً موجی از اضطراب شدید را احساس کردم و شروع به تنبیه خودم کردم که:من کی هستم که فکر کنم میتونم به مردم کمک کنم تا بر اضطرابشون غلبه کنن، زمانی که خودم شدیداً مضطرب هستم؟خوشبختانه قبل از اینکه این خودگویی منفی پیشرفت کند، خودم را کنترل کردم.زندگی با اضطرابو اینطوری با خودم گفتگو کردم:«البته، تو احساس اضطراب می‌کنی. تو تصمیم گرفتی یک چالش بزرگ رو انجام بدی و در حال حاضر لاغر شدی. رفت و آمد، ایجاد تعادل در خواسته‌های شغلی و رسیدگی به مسائل مالیت نگرانت کرده! اما بدون که اگه از این چالش مضطرب نباشی، احتمالاً فرصت خوبی نیست. تو یک رویای بزرگ داری، یک هدف داری، پس باهاش بمون. تو مجبوری در طول مسیر به برخی از موانع برخورد کنی. آروم باش و این چالش‌ها رو به طور مستقیم بپذیر. اصلاً بیا انجامش بدیم.»طی هفته‌های بعد، تغییرات استراتژیکی ایجاد کردم. آنچه را که می‌توانم برای بهبود شرایطم انجام دهم، بررسی کردم و اموری رو برای افزایش مراقبت از خودم، از جمله خواب بیشتر، ورزش منظم‌تر، و داشتن یک رژیم غذایی متعادل‌تر و مغذی‌تر را شناسایی کردم.من همچنین با دیگران تماس گرفتم تا در مورد نگرانی‌های خود صحبت کنم. صحبت با همسرم از همه مفیدتر بود، زیرا بیان آسیب‌پذیری‌ها و مشکلاتم ما را بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک کرد.مهمتر از همه، من تسلیم اضطرابم شدم و تصمیم گرفتم با وجود ناراحتی که احساس می‌کردم، استقامت کنم. با پذیرفتن موقعیتم، روند غلبه بر استرس را آغاز کردم و از آن زمان تاکنون برای آن قوی‌تر شده‌ام.آن روز پر از اضطراب در منهتن به تبلور یک فلسفه کامل برای مقابله با مشکلات سلامت روان کمک کرد:ما می‌توانیم با اضطراب پیشرفت کنیم.چیزی که من در ابتدا به عنوان رویا تلقی می‌کردم یک فرصت بود. دفتر من در نیویورک اکنون بسیار شلوغ است. مهمتر از آن، داده‌هایی که از بیماران و درمانگران خود جمع‌آوری می‌کنیم، آنچه را که خودم آموخته‌ام تأیید می‌کند:ما می‌توانیم زندگی پرنشاط و سازنده‌ای با اضطراب داشته باشیم و از قدرت اضطراب برای شکوفایی و شکوفایی بیشتر استفاده کنیم.ما می‌توانیم زندگی پرنشاط و سازنده‌ای با اضطراب داشته باشیمدر مجموع، زمانی که از مبارزه با اضطراب خود دست می‌کشیم، ‌زمانی که از انگ زدن به خود به دلیل احساس اضطراب دست می‌کشیم، زمانی که از اضطراب اهمیت مراقبت از خود و شفقت به خود را می‌آموزیم، هنگامی که اضطراب‌ها و ترس‌های خود را با دیگرانی که دوستشان داریم در میان می‌گذاریم، و زمانی که ما به اضطراب متمایل می‌شویم و با وجود رنج‌های حاصل از آن، استقامت می‌کنیم، می‌توانیم بیش از قبل شکوفا شویم.این مقاله نوشته دکتر دیوید روزمارین بود که ترجمه کردم و با اندکی تغییر تقدیمتون کردم.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 13:57:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودنظارتی چیست؟ چه سود و زیانی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/about-self-monitoring-pkwxlwubxxdb</link>
                <description>خودنظارتی چیست؟خودنظارتی چیست؟خود نظارتی یک ویژگیِ شخصیتی و رفتاری است که شامل توانایی نظارت و تنظیم نمودنِ احساسات و رفتارهایمان در پاسخ به محیط‌ها و موقعیت‌های اجتماعی است.این شامل آگاهی از رفتار خود و تأثیر آن بر محیط شما است. همچنین به توانایی شما در اصلاح رفتارهایتان در پاسخ به متغیرهای محیطی، موقعیتی یا اجتماعی اشاره دارد.افرادی که خودنظارتی بالایی دارند، به احتمال زیاد رفتار خود را به موقع و به صورت درستی برای انطباق با شرایط تغییر می‌دهند. کسانی که خودنظارتی پایینی دارند، تمایل دارند مطابق با نیازها و احساسات درونی خود رفتار کنند.به بیان ساده‌تر اگر شما وقتی در یک جمعی قرار می‌گیرید کاملاً بر اساس سلایق و ترجیحات افرادی که در جمع هستند رفتار می‌کنید، شما خودنظارتی بالایی دارید. اما اگر توجهی به خواست و نظر دیگران ندارید و راه خود را می‌روید و نیازهای خودتان را دنبال می‌کنید شما خودنظارتی کمی دارید.خودنظارتی چه نشانه‌هایی دارد؟مفهوم خودنظارتی اولین بار توسط یک روانشناس به نام مارک اسنایدر در دهه 1970 معرفی شد. او همچنین یک مقیاس در مورد سنجش خودنظارتی طراحی کرد تا تعیین کند که چگونه خودنظارتی بر رفتارهای فرد در موقعیت‌های مختلف تأثیر می‌گذارد.خودنظارتی چه نشانه‌هایی دارد؟برخی از نشانه‌های (نمونه‌های رفتاری) خودنظارتی عبارتند از:گفتن چیزهایی در اجتماعات برای جلب توجه یا تایید دیگراناجرای نمایش برای سرگرم کردن دیگرانتقلید از رفتارهای دیگران آسان استبه افراد دیگر در موقعیت‌های اجتماعی نگاه کنید تا بفهمید چه کاری باید انجام دهیددیدن توصیه‌های دیگران در مورد اینکه چه فکر کنید، بگویید، بپوشید یا انجام دهیدتغییر عقاید برای جلب رضایت دیگراناتخاذ رفتارهای مختلف بسته به افراد یا موقعیتنکتۀ مهم در مورد بحث خودنظارتی این سات که نظارت بر خود ممکن است بسته به موقعیت متفاوت باشد. به عنوان مثال، برخی از افراد ممکن است در موقعیت‌های اجتماعی یا در دوره‌های استرس زیاد، خود را بیشتر زیر نظر داشته باشند.یا زمانی که افراد در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که احساس راحتی بیشتری می‌کنند، سطوح خودنظارتی ممکن است کاهش یابد و نظارت کمتری بر رفتار خود داشته باشند.انواع خودنظارتیبه طور کلی می‌توان نظارت بر خود را بسته به هدفی که دنبال می‌کند به دو نوعِ کلیدی تقسیم کرد:خودنظارتی اکتسابی:این نوع خودنظارتی برای جلب‌توجه و تایید دیگران است. شامل ارزیابی واکنش‌های دیگران و تغییر رفتار به گونه‌ای است که به فرد کمک می‌کند تا موقعیت خود را مستحکم کند یا توجه، موقعیت یا قدرت را به خود جلب کند.خودنظارتی حفاظتی:خودنظارتی حفاظتیاین نوع خودنظارتی برای محافظت از فرد در برابر عدم تایید دیگران است. افراد وضعیت و واکنش‌ها را زیر نظر خواهند داشت و سپس رفتار خود را به گونه‌ای اصلاح می‌کنند که مورد تایید گروه قرار گیرد. هدف از این کار جلوگیری از خجالت و طرد شدن توسط دیگران است.خودنظارتی چه سودی دارد؟خودنظارتی چیزی است که مردم به طور طبیعی و خودانگیخته و گاه ناآگاهانه انجام می‌دهند، اما جالب است بدانید که به صورت آگاهانه هم می‌توانیم از آن سود ببریم.خودنظارتی چه سودی دارد؟برخی از راه‌هایی که می‌توانیم از خودنظارتی سود ببریم عبارتند از:تغییر یک رفتار خاصبهبود خودآگاهی (خودمان را بشناسیم)توسعه آگاهی بیشتر در مورد دیگربهبود مهارت‌های ارتباط بین فردیسنجش میزان تأثیر رفتار خود بر یک موقعیتدریافتن اینکه چگونه در یک محیط رقابتی رفتار کنیدتوجه و کشف علائمی که ممکن است نیاز به درمان داشته باشدبه عنوان مثال، یادگیری خودنظارتی می‌تواند به شما کمک کند تا به چیزهایی در مورد رفتار خود توجه کنید که قبلاً از آنها آگاه نبودید. اگر این رفتارها ناهنجار به نظر می‌رسد یا مشکلاتی را در زندگی شما ایجاد می‌کند، بهتر است آنها را با پزشک یا درمانگر خود در میان بگذارید.تحقیقات نشان می‌دهد که مداخلات خودنظارتی می‌تواند برای هدف‌گیری و تغییر رفتارها موثر باشد.به عنوان مثال، یک مطالعه نشان داد که خودنظارتی می‌تواند برای کمک به کاهش رفتار بی‌تحرکی در بزرگسالان مورد استفاده قرار گیرد. همچنین خودنظارتی برای بهبود آگاهی عاطفی در افراد مبتلا به افسردگی هم می‌تواند مفید باشد.تأثیرات مثبت و منفی خودنظارتیخودنظارتی می‌تواند افراد را به طرق مختلف تحت تاثیر قرار دهد. برای افرادی که شخصیت برونگرا دارند، نظارت بر خود راهی برای تعامل با دیگران و سازگاری با موقعیت‌های مختلف اجتماعی است. افرادی که از خودنظارتی به این روش استفاده می‌کنند، اغلب محبوب هستند و می‌توانند با افراد مختلف به خوبی کنار بیایند.در موارد دیگر، افراد ممکن است به دلیل اضطراب اجتماعی بر خود نظارت کنند.از آنجایی که آنها در محیطهای اجتماعی ناخوشایند هستند، توجه زیادی به رفتار دیگران و همچنین تصور اینکه دیگران ممکن است آنها را ببینند، دارند.این هوشیاری بیش از حد می‌تواند گاهی اوقات آرامش و خود بودن را برای افراد در هنگام تعامل با دیگران دشوار کند و اغلب می‌تواند میزان اضطرابی را که فرد احساس می‌کند افزایش دهد.نظارت بیش از حد خود به این معنی است که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی نسبت به رفتارهای خود در محیط‌های اجتماعی احساس خودآگاهی و حساسیت بیشتری می‌کنند.پس توجه به این نکته حائز اهمیت است؛ این که خودنظارتی بالاخره سودمند است یا مضر، به میزان زیادی به موقعیت بستگی دارد.خودنظارتی کم به این معنی است که افراد کمتر احتمال دارد رفتار خود را تغییر دهند تا مناسب باشند. با این حال، می‌تواند نشانه‌ای از فردگرایی بالا و مقاومت در برابر همنوایی در دیگران باشد.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 12:04:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی که دوستم نداره! نشانه‌ها و راه‌های بازگشت</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/when-my-wife-does-not-love-me-sjfbiykuwnui</link>
                <description>وقتی که دوستم نداره!وقتی شک دارید که نامزد یا همسرتان دیگر به شما علاقه دارد، این می‌تواند یک اتفاق دردناک و ناراحت‌کننده باشد. می تواند ادامه ازدواج شما را زیر سوال ببرد و باعث می‌شود احتمال از دست دادن شریک زندگی‌تان را در نظر بگیرید.برای تعیین اینکه آیا همسرتان احساس خود را نسبت به شما از دست داده است یا خیر، ما به بررسی علائم احتمالی می‌پردازیم که می‌تواند نشان دهندۀ این تغییر باشد. از آنجایی که احساسات قابل نجات هستند، اقدامات لازم برای بازگرداندن این عشق و رابطه با همسرتان را نیز بررسی خواهیم کرد.نشانه‌هایی که نشان می‌دهد احتمالاً همسرتان شما را دوست نداردبعد از مدتی که از ارتباط شما گذشت، شما به عنوان یک فرد، شناخت عمیق و دیدگاه منحصر به فردی نسبت به رفتار و تمایلات همسرتان دارید. این باعث می‌شود که شما از تغییراتی که ممکن است تجربه کند، به خصوص در مورد رابطه با شما آگاه می‌کند.این تغییرات را ممکن است مشاهده کنید که می‌تواند نشان دهد همسرتان دیگر شما را دوست ندارد:ارتباط شما دچار مشکل می شودزوج‌ها زمانی که در ارتباط با کیفیت بالا شرکت می‌کنند، رضایت بیشتری را از شریک زندگی خود گزارش می‌کنند. یکی از اولین نشانه‌هایی که نشان می‌دهد عشق و توجه همسرتان در حال کاهش است، تغییر در ارتباطات است.مثلاً جایی که در گذشته، طبیعی بود که با همدیگر در مورد فعالیت‌های روز صحبت کنید، یا روزی چند بار با یکدیگر تماس تلفنی داشتید، دیگر وجود ندارد و جای آن سکوت فزاینده بین شما و او حکم‌فرما شده است!وقتی متوجه می‌شوید که بیشتر و بیشتر در مورد فعالیت های روزانه همسرتان، برنامه، یا حتی احساس او نسبت به شما و ازدواجتان بی‌اطلاعید، این می‌تواند نشان دهندۀ تغییر در احساسات او باشد.همسر شما هرگز برای شما وقت نداردهمسر شما هرگز برای شما وقت نداردبرای اینکه ازدواج به نتیجه برسد، باید فداکاری‌های خاصی انجام داد. گاهی اوقات، این به این معنی است که تعطیلات آخر هفته را در رختخواب رها کنید زیرا شریک زندگی شما می‌خواهد از موزه‌های شهر بازدید کند. در مواقع دیگر، این می‌تواند به معنای داشتن مکالمات دشوار باشد، زیرا شما به اندازه کافی به رابطه اهمیت می دهید تا در مورد مشکلاتتان صحبت کنید.اگر همسرتان دائماً درخواست شما را برای گذراندن وقت با هم رد می‌کند، یا به شما می‌گوید که چگونه قبلاً برنامه‌ریزی کرده است، یا برای فعالیت‌های زوجی خیلی خسته است، ممکن است برای شما ناراحت کننده باشد. این همچنین ممکن است نشانۀ اولیه‌ای باشد که علایق او جای دیگری است.شما مدام در حال مبارزه هستیددر هر رابطه‌ای، مشاجره منظم می‌تواند خسته‌کننده باشد. این امر در ازدواج آشکارتر است. قرار گرفتن در طرف مقابل به عنوان فردی که همسرتان با او دعوا می‌کند می‌تواند فرساینده باشد.اما بیشتر از اینکه یک موقعیت استرس زا باشد، دعوای مداوم به عنوان عامل اصلی طلاق شناخته شده است. وقتی شما و همسرتان نمی‌توانید به طور منظم چشم در چشم هم بدوزید و با یکدیگر گفتگوی درست و موثر داشته باشید و این دعواها با وجود تمام تلاش شما ادامه می یابد، می‌تواند نشانۀ دیگری از تغییر محبت او باشد.دیگر دعوا وجود ندارد!جالب است بدانید بدتر از دعوای مداوم، سکوت مطلق در هنگام بروز اختلاف است. وقتی همسرتان دیگر علاقه‌ای به درگیر شدن با چیزی که در حالت عادی باعث دعوا می‌شد نیست، و در عوض با هر تصمیمی که شما تصمیم می‌گیرید راضی است، همیشه به این معنی نیست که او سعی می‌کند از درگیری اجتناب کند.گاهی اوقات، این می‌تواند بی‌علاقگی فزاینده او را نسبت به شما و ارتباط با شما آشکار کند.او بیشتر روی خودش متمرکز می‌شودبرنامه‌های بدون شما، موفقیت‌هایی که او با شما در میان نمی‌گذارد، جستجوی دائمی برای فرصت‌ها در مکان‌ها، محله‌ها یا شهرهای مختلف بدون همراهی شما - همۀ اینها ممکن است نشان دهند که همسرتان در حال نقشه‌کشی زندگی بدون حضور شما در آن است.رابطه جنسی بی رمق! صمیمیت گم شده استوقتی زوج‌ها رابطه جنسی مکرر دارند، مخصوصاً رابطه جنسی مکرر و لذت‌بخش. این می تواند تا حد زیادی رضایت رابطه را بهبود بخشد.اگر همسرتان نسبت به ارتباط جنسی شما بی تفاوتی فزاینده‌ای نشان می دهد، یا اگر به نظر می‌رسد رابطۀ جنسی فقط به درخواست شما انجام می‌شود، می‌تواند نشان دهد که احساسات او نسبت به ارتباط با شما تغییراتی کرده است.پنهان‌کاری می‌کند، عدم وجود صداقتاگر مشکوک هستید یا مطمئن هستید که همسرتان رابطه خارج از ازدواج دارد، این می‌تواند نشان، بسیار واضحی باشد که او دیگر شما را دوست ندارد یا از رابطه شما ناراضی است.خیانت یکی از دلایل اصلی طلاق و یکی از دردناک‌ترین اتفاقات در هر رابطه است.اگر فکر می‌کنید همسرتان دیگر شما را دوست ندارد چه کاری باید انجام دهید؟درک این موضوع که همسرتان دیگر شما را دوست ندارد می تواند ناامیدکننده باشد. این کشف می‌تواند برای شما آیندۀ زندگی مشترک را با او بعید به نظر برساند، اما لازم نیست اینطور باشد.گاهی این موقعیت دردناک برای ازدواج‌هایی که بر پایه عشق ایجاد شده‌اند، می‌تواند فرصتی برای کشف دوبارۀ عشق باشد.در هنگامی که مشکوک هستید که همسرتان احساسات خود را نسبت به شما تغییر داده است، اقداماتی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. در ادامه تعدادی از آنها را آورده‌ام:اول به به درون خودتان نگاه کنیدقبل از هر گونه فرضی در مورد تغییر نگرش همسرتان، یک حرکت مهم که باید انجام دهید این است که بفهمید چگونه در ازدواج عمل کرده‌اید.شاید شما نتوانسته‌اید دوره پراسترسی را که همسرتان در محل کار تجربه می‌کند را درک کنید، یا شاید دوری او راهی برای نشان دادن نارضایتی از کاری باشد که انجام داده اید.اول به به درون خودتان نگاه کنیدیا این احتمال وجود دارد که هر دوی شما، حضور ابدی یکدیگر را بدیهی فرض کرده‌اید و تلاش لازم برای نگهداری از یک رابطۀ طولانی مدت و با کیفیت را فراموش کرده باشید.همه این موارد می‌تواند گام‌های بعدی را برای تغییر احتمالی نگرش همسرتان نشان دهد.صادقانه صحبت کنبرای پی بردن به تغییراتی که ممکن است در همسرتان مشاهده کرده باشید، صرفاً پرسیدن اینکه اشتباهات کجاست؟ می‌تواند مؤثر باشد.صادقانه با همسرتان صحبت کناین سوال باید در یک محیط آرام پرسیده شود، جایی که او احساس راحتی کند تا هر چیزی که در ذهنش است را با شما درمان بگذارد. یادتان باشد در حالی که باید از اتهام زدن پرهیز کنید، باید به صورت درست و موثر تمام رفتارها و تحولاتی که منجر به پرسیدن سوال شما شده است را به او بگوئید.با حفظ خونسردی، باید به او زمان کافی داده شود تا صحبت کند و احساسات خود را قبل از مشارکت در بحث بیان کند.به او از عشق خود اطمینان دهیددر حالی که با همسرتان صحبت می کنید، مهم است که او از احساسات تغییرناپذیر شما نسبت به او آگاه باشد. به او اطمینان دهید که مایلید بر روی هر مشکلی که ممکن است ازدواج شما با آن روبرو باشد کار کنید. این نشان می‌دهد که او یک شریک قابل اعتماد و باگذشت دارد.یادآوری عشق شما می تواند به عنوان یک فشار ملایم برای او باشد تا برای بهبود رابطه تلاش کند.به زوج‌درمانگر مراجعه کنیدبه زوج‌درمانگر مراجعه کنیددر برخی موارد، لازم است یک متخصص زوج‌درمانی در مورد تغییرات در رابطه شما راهنمایی کند. شرکت در جلسات مشاوره با هم می‌تواند به گذر از فاصله رو به رشد، ارتباطات ضعیف و حتی درد خیانت در رابطه کمک کند.حرکت کناگرچه ممکن است پذیرش آن دردناک باشد، اما زمانی فرا می‌رسد که ذخیرۀ عاطفی شما تمام می‌شود و احساسات از نقطه پس‌انداز عبور می‌کنند. اگر با وجود صحبت‌های صادقانه و مشاوره حرفه‌ای، به نظر می‌رسد احساسات همسرتان ثابت مانده است، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که تصمیم جدی بگیرید و فرآیند جدایی را آغاز کنید.در این مرحله، شادی و رفاه شما باید در اولویت باشد. تکیه بر دوستان و خانواده و همچنین مراجعه به یک درمانگر می تواند به مدیریت این انتقال دردناک کمک کند.این متن ترجمه‌ای بود از این مقاله.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jan 2022 11:43:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال شخصیت پارانوئید، عجیب و غیرعادی!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/paranoid-personality-disorder-mqmbeaww3yq6</link>
                <description>اختلال شخصیت پارانوئیداختلال شخصیت پارانوئید یک نوع اختلال شخصیت عجیب و غیرعادی است. به این معنی که رفتار فرد ممکن است در نظر دیگران عجیب و غیرعادی به نظر برسد. فردی که دچار اختلال شخصیت پارانوئید است، نسبت به دیگران بسیار مشکوک است. آن‌ها اغلب به دیگران بی‌اعتمادند و فکر می‌کنند که دیگران قصد آزار آن‌ها را دارند.از دیگر نشانه‌های اختلال شخصیت پارانوئید بی‌میل بودن فرد نسبت به اطمینان کردن به دیگران، تهمت زدن و داشتن احساساتی ناخوشایند نسبت به نظرات اطرافیان و اتفاقات دور و برش می‌باشد.فرد مبتلا به PPD می‌تواند خیلی سریع نسبت به دیگران احساس خشم و رفتار خصمانه داشته باشد.این اختلال معمولا در اوایل بزرگسالی ظاهر می‌شود و به نظر برخی روانشناسان این اختلال در مردان بیشتر از زنان وجود دارد.علائم اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟اغلب افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید اعتقاد دارند که رفتار آن‌ها کاملا طبیعی است. ممکن است از نظر او این امر کاملا منطقی باشد که فردی به دیگران مشکوک باشد. با این‌حال افرادی که اطراف او هستند بر این باورند که بی‌اعتمادی او کاملا بی‌جاست.فرد مبتلا به PPD یا اختلال شخصیت پارانوئید ممکن است به شیوه‌ای خصمانه و یا خشن رفتار کند. حرفهای آن‌ها نیز ممکن است کاملا طعنه‌آمیز باشد، و فردی که مورد خصم او قرار گرفته نیز ممکن است به صورت ناخودآگاه رفتار مشابهی انجام دهد و این رفتار از دید فرد پارانوئید مهر تاییدی بر حرفهایش باشد و از سوء‌ظن او نکاهد.فرد مبتلا به PPD ممکن است به شرایط دیگری نیز دچار باشد که به اختلال شخصیت پارانوئید شدت بخشد. به عنوان مثال افسردگی و اضطراب می‌تواند بر خلق و خوی فرد تاثیر بگذارد. تغییرات رفتاری می‌تواند به فرد دچار اختلال شخصیت پارانوئید حس انزوا و تنهایی بدهد.معیارهای DSM-5 برای اختلالات روانی که پارانویا بخش اصلی آن است عبارتند از:اختلال شخصیت پارانوئید (PPD): علائم باید از اوایل بزرگسالی شروع شود و شامل سوء ظن و بی‌اعتمادی ناموجه است که منجر به بی میلی به ارتباط سازشکارانه با دیگران، و سرعت در به خصومت کشیده شدن و سوء تعبیر در روابط با دیگران است.اختلال هذیان، نوع آزار و شکنجه: هذیان‌های آزاردهنده که نباید عجیب و غیرواقعی باشند (می‌توانند در واقعیت رخ دهند)، علائم مشخصۀ سایر اختلالات روان‌پریشی مانند اسکیزوفرنی را نداشته باشند و باید برای یک ماه یا بیشتر وجود داشته باشند.علائم اختلال شخصیت پارانوئیدعلائم دیگر اختلال شخصیت پارانوئیددیگر علائم ممکن است شامل موارد زیر شوند:اعتقاد به اینکه افراد دیگر انگیزه‌هایی پنهانی دارند تا به آن‌ها آسیب برسانند.ناتوانی در آرامش یا اضطراب مزمنشک داشتن به وفاداری دیگرانحساسیت به انتقاد شدندچار دردسر شدن هنگام کارتیمی و کار با دیگراناحساس قربانی بودنسریع عصبی شدناز دیگران جدا شدن و حس انزوااهل جدال و همواره درحال دفاع از خودندیدن مشکلات و کم و کاستی‌های خودبه سختی آرام و قرار گرفتنبرخی از نشانه‌های اختلال شخصیت پارانوئید بسیار شبیه دیگر اختلال شخصیت‌هاست.انواع اختلال شخصیت پارانوئیاانواع اختلال شخصیت پارانویاعلائم اختلال شخصیت پارانویا می‌تواند بر اساس باورهای اساسی آن متفاوت باشد. بر همین اساس روانشناسان 4 زیرگروه را برای این اختلال تعریف کرده‌اند:پارانویای آزار و اذیتعموماً شایع‌ترین نوع فرعی در نظر گرفته می‌شود. این نوع، شامل احساس هدف قرار گرفتن است که گویی ممکن است کسی شما را تحت نظر داشته باشد، آزار دهد، طرد کند یا خرابکاری کند. علائم عبارتند از خشم و تلاش برای متوقف کردن تهدیدات درک شده، از جمله کمک خواستن از مقامات یا انجام اقداماتی به امید پشت سر گذاشتن تهدیدات آزار دهنده.پارانویای بزرگ‌منشیاین نوع از پارانوئیا هم شایع است. این نوع به اعتقادات خودبزرگ‌مخبینی اشاره دارد (یعنی اینکه شما ذاتاً از دیگران برتر هستید) و شامل بیمارانی است که هذیان‌های بزرگی را تجربه می‌کنند که این باعث ادراکِ تهدید از طرف دیگران می‌شود و به رفتار خشونت‌آمنیز منجر می‌شود.پارانویای نزاع‌گر (دعواکننده)به تمایل غیرمنطقی برای دخالت دادن قانون در اختلافات روزمره اشاره دارد. مشخصۀ آن نزاع، ادعای آزار و اذیت، و اصرار بر نقض حقوق، و همچنین تلاش برای تلافی است.پارانویای وابسته به عشق شهوانی یا حسادتاین تیپ پارانوئید به این باور اشاره دارد که همسر یا شریک زندگی شما خیانت می‌کند. افراد مبتلا به این نوع پارانوئید، سوگیری ذاتی خود را با شواهد مشکوک تأیید می‌کنند.علت‌های ابتلا به اختلال شخصیت پارانوئیدعلت‌های ابتلا به اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟علل اختلال شخصیت پارانوئید نامشخص است. با این حال محققان بر این باورند که ترکیبی از فاکتورهای محیطی و بیولوژی می‌توانند در ایجاد این اختلال موثر باشند.این اختلال معمولا در خانواده‌هایی که سابقۀ اسکیزوفرنی و اختلال دلبستگی رایج‌تر است. همچنین آسیب زودرس دوران کودکی نیز ممکن است عامل مهمی در این اتفاق باشد.درمان اختلال شخصیت پارانوئیداختلال شخصیت پارانوئید به طور کلی با رواندرمانی درمان می‌شود. با درمان مداوم و حمایت مناسب، افراد مبتلا به این عارضه می‌توانند علائم خود را مدیریت کنند و در زندگی روزمره عملکرد موثرتری داشته باشند.با این حال، افرادی که PPD دارند ممکن است به دنبال درمان بیماری خود نباشند، معمولاً به این دلیل که احساس نمی‌کنند مشکلی دارند. برای افراد مبتلا به PPD، سوء ظن آنها نسبت به دیگران موجه است و این افراد دیگر هستند که مشکل دارند!بر همین اساس درمان PPD عموماً چالش‌برانگیز است. به همین خاطر متخصصین در این زمینه می‌بایست به قدر کافی از خود صبر و حوصله خرج دهند تا اعتماد بیمار را به خود جلب کنند. این اعتماد به بیمار این اجازه را خواهد داد که باور کند دچار یک اختلال است و می‌بایست آن را درمان کند.درمان اختلال شخصیت پارانوئیدرواندرمانیدرمان‌های اختلال شخصیت پارانوئید معمولاً بر کمک به افراد در توسعه مهارت‌های مقابله‌ای متمرکز است. درمان اغلب بر ایجاد همدلی، اعتماد، ارتباط، عزت نفس، روابط اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی و توانایی‌های کلی مقابله متمرکز است.درمان شناختی-رفتاری CBT اغلب در کمک به افراد برای تنظیم الگوهای فکری تحریف شده و رفتارهای ناسازگار مؤثر است.در طول دوره درمان، افراد یاد می گیرند که چگونه الگوهای فکری مخرب یا مزاحم را که تأثیر منفی بر رفتار دارند، شناسایی و تغییر دهند.باورهای پارانوئید ریشه دار و افکار ناسازگار در حفظ اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند، به همین دلیل است که پرداختن به این افکار و باورها از طریق CBT می‌تواند مفید باشد.رفتاردرمانی شناختی CBT ممکن است به افراد مبتلا به PPD کمک کند تا بهتر بتوانند به دیگران اعتماد کنند.با به چالش کشیدن افکار ناسازگار و تلاش برای تغییر رفتارهای مضر، افراد مبتلا به این بیماری ممکن است نسبت به دیگران از جمله دوستان و خانواده کمتر بدگمان شوند که می تواند روابط و تعاملات اجتماعی را بهبود بخشد. علاوه بر پرداختن به افکار و باورهای مضر، CBT همچنین به افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید کمک می‌کند تا پاسخ‌های خود را به دیگران بهتر مدیریت کنند.به‌عنوان مثال، به جای پاسخ دادن به نظرات با خشم یا خصومت، افراد می‌توانند روش‌های مناسب‌تری برای مقابله با احساسات خود بیاموزند.دارودرمانیدر حالی که معمولاً از دارو برای درمان اختلال شخصیت پارانوئید استفاده نمی‌شود، اما ممکن است در مواردی که علائم شدید هستند یا شرایط مرتبطی مانند افسردگی یا اضطراب نیز وجود داشته باشد، استفاده شود.داروهای تجویز شده شامل داروهای ضدافسردگی، ضد روان‌پریشی و داروهای ضداضطراب است.داروها به تنهایی یک درمان توصیه شده برای اختلالات شخصیت نیستند و بهتر است در ترکیب با رواندرمانی استفاده شوند.گردآوری و ترجمه:محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jan 2022 09:57:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 نشانۀ ناهنجار در آدم‌های خودشیفته و روان‌آزار</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/5-abnormal-signs-in-narcissists-and-psychopath-wdjpwztblkrj</link>
                <description>5 نشانۀ ناهنجار در آدم‌های خودشیفته و مردم‌آزارآدم‌های خودشیفته و مردم‌آزار روانی، دو نوع آدم بیمار اجتماع هستند که اگر متوجه نباشیم می‌توانند خیلی خطرناک باشند.فرد خودشیفته (narcissist) خصوصیاتش ترکیبی از خود‌بزرگ‌بینی و در مرکز توجه قرار گرفتن است و از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی‌کند.مردم آزار روانی (psychopath)، به صورت غیرارادی از اذیت دیگران، لذت می‌برد. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارد. این نوع اشخصیت با خونسردی تمام، فریبکار ماهری است که حقیقتا از رفتارش در مقابل دیگران لذت می‌برد.مردم آزار روانی (psychopath)، به صورت غیرارادی از اذیت دیگران، لذت می‌برد.روانشناسان برای شناسایی این دو گروه و جلوگیری از آسیب احتمالی‌شان 5 نشانۀ مهم ارائه می‌کنند که می‌تواند کاربردی و کمک کننده باشد:1. خیلی سریع، خودمانی می‌شوند و در اولین برخورد، خصوصی ترین مسائل زندگی‌شان را برملا می کنند.داستان‌هایشان کم‌وبیش غلو شده است. مثلا خیلی سریع و بدون ملاحظه دربارۀ همسرشان حرف می‌زنند که دار و ندارشان را برده ولی خوشبختانه سریع توانستند دوباره ثروت از دست رفته را بسازند. یا اینکه مدعی می‌شوند: متاهل هستم ولی زندگی زناشویی داغانی دارم. من همسرم را نمی‌توانم ترک کنم چون بدون من دیوانه می‌شود و …این ادعاهای به ظاهر خصوصی را در اولین دیدار و وقتی که اصلا شما را نمی‌شناسند می‌گویند تا نشان دهند آدم مقتدر و مصممی هستند و اصلا از جنس خاص و نابی هستند.چرا این کار را می‌کنند؟چون این شیوه سریع صمیمی شدن در اصل طعمه‌ای است برای جلب اعتماد و حس صمیمت شما. آنها هر چه زودتر پیوند عاطفی و اعتمادشان ایجاد شود به همان سرعت فریب و بازی با روحیه و ذهن افراد را شروع می‌کنند. نکته اساسی تلاش غیرعادی و سریع‌شان برای گفتگوی خصوصی و بسیار صمیمی در همان دقایق اول است.2. به تکرار چندین بارۀ همان داستان خصوصی اول دربارۀ زندگی‌شان می‌رسند.اختلال شخصیت خودشیفتههمه هدفشان در این مرحله تاکید بر شخصیت خاص و قدرتمند بودن خودشان است. می‌خواهند چهرۀ خارق‌العاده‌ای به هویت خود بدهند که مثلا چطور سریع توانستند صدماتی که همسرشان در زندگی‌شان، ایجاد کرده است را نه تنها پشت سر بگذارند بلکه وضع‌شان از همیشه بهتر شود.همه ما ممکن است گاهی برای سرگرمی و شیطنت‌های کوچک دروغ بگوئیم ولی این دو گروه، حرف‌هایشان مثل یک برنامه نوشته شده و تنظیم شده است.آنها دروغ‌هایشان را بدون اینکه حتی متوجه باشند بارها تکرار می‌کنند چون با هر آدمی که برایشان جالب است این روش را تکرار می‌کنند و گاهی نمی‌دانند با هر کدام تا چه حد پیش رفته‌اند.3. اصلا نسبت به جواب‌های فرد مورد نظرشان متمرکز نیستند!افراد خودشیفته یا سایکوپَت که دوست دارند آدم‌ها را تحقیر و اذیت کنند چنان در حس و نیت خود متمرکز هستند که فقط به انگیزه‌های خودشان می‌اندیشند.اختلال شخصیت روان‌آزاری سایکوپتبر همین اساس گاهی و به سرعت چندین سوال پشت سر هم از افرادی که قرار است جذب خود کنند می‌پرسند ولی اهمیت چندانی برای جواب‌ها قائل نیستند. بیشتر از همه به دنبال یافتن نقاط ضعف شخصیتی در آنها هستند. به این نکتۀ کلیدی توجه کنید.4. درخواست‌های زیادی دارند.فرد خودشیفته مدام درخواست‌های پر توقع دارد.اولا به خاطر اینکه قرار اصلی‌شان سواستفاده است، دوما به خاطر اینکه خود را محقِ سرویسی که می‌خواهند می‌دانند و سوما واکنش افراد برای رسیدگی به درخواست‌شان، یک قدم دیگر است برای تسریع حس صمیمتی که می‌خواهند ایجاد کنند. حس پیوندی که فرصت نزدیک شدن و استفاده بیشتر از اعتمادشان را برای خود ایجاد می‌کنند.5. ادعاهای عجیب منفی یا مثبت دربارۀ شخصیت افراد مورد هدف‌شان، ابراز می‌کنند.مثلا در یک جمع ، یک باره برمی‌گردند و می‌گویند: «باید خیلی دشوار باشد که باهوشترین آدم این جمع هستید» در صورتی که فرد مورد طعمه قرار گرفته هیچ اشاره‌ای دربارۀ باهوش بودن خود نداشته.نیت اولشان این است که با این لقب‌ها، افراد را از سایرین جدا سازند و حس بدی دربارۀ دیگران برایشان ایجاد کنند.سایکوپداین دو شخصیت ناراحت، کنایه‌های منفی یا لقب هایی را به افراد می چسبانند که به طور ناگهانی، هویت شان را دستخوش توهم کند و سیستم تشخیص‌شان را به هم بزنند. آنها مثل قدم‌های قبلی به فکر این هستند که از آنها فردی وابسته و ذلیل، نسبت به خودشان بسازند.تشخیص این دو نوع آدم کار آسانی نیست. بسیاری از وقت‌ها، آدم‌هایی که به دام‌شان می‌افتند در وضعیت قوی شخصیتی نیستند و توجهی که کسب می‌کنند را لازم دارند.اما این نکته را باید حتما به خاطر سپرد که مهمترین خصیصۀ این دو نوع شخصیت، نداشتن احساس همدلی واقعی نسبت به افرادی است که سعی می‌کنند به سوی خود بکشانند.این نوشته برای آگاهتر کردن شما است. در عین حال که مراقب هستید لطفاً به راحتی به آدم‌ها برچسب نزنید.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 08:17:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول همه چیز تمیز و مرتب بود ولی بعدش دیوونه شدم!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/what-will-it-be-like-to-marry-an-obsessive-compulsive-personality-if0mafv6vqnz</link>
                <description>ازدواج با شخصیت وسواسی جبری چگونه خواهد بود؟اپیزود اول:دوران نامزدی و ماه اول ازدواجظاهر ماجرا همه چیز مرتب و تمیز و خوبه!یک زندگی تمیز، توجه عجیب به تموم جزئیات باعث میشه احساس کنی در توجهات اون آدم غوطه‌وری! و چی از این بهتر؟!به شدت اهل کار و فعالیته. به طوری که این احساس امنیت رو بهت میده که از هر جهت زندگی مطمئنی باهاش خواهی داشت.قوانین خاصی داره که باعث میشه فکر کنی، زندگی باهاش یک چارچوب خاصی داره. دوست داره بر هر امری نظارت دقیق داشته باشه! حتی جزئی‌ترین امور.توی پول خرج کردن، بدون حساب کتاب انجام نمیده. اپیزود دوم:بعد از چند ماه از ازدواجاز نظرش رنگ خاکستری وجود نداره! همه چیز یا سیاهه یا سفید!واااای این چرا اینطوریه! توی هر چیز کوچیک و احمقانه‌ای می‌خواد ریز بشه و تهشو در بیاره! سر هر چیزی باید بهش حساب پس بدم!واقعاً به این نتیجه رسیدم که آدم خسیسیه! دیگه از حد مقتصد بودن گذشته! حساب کتاباش بیمارگونه است...و...این شرح حال خیلی‌ها است که درگیر زندگی با یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری (OCPD) هستند! ازدواج با شخصیت وسواسی جبری چگونه خواهد بود؟افرادی که دارای این اختلال هستند، کمال‌گرا و به طرز غیرعادی نگران کنترل کردن تمامی جزئیات مسائل هستند و معتقدند که همه چیز باید دقیقاً در جای خودش باشه و به نظم بسیار اهمیت می‌دن.این افراد به دلیل ظاهر خیلی مرتب و رفتارهای مودبانه معمولاً خیلی جذاب به نظر میرسن ولی ازدواج با اونها، می‌تونه هر کسی رو به جنون بکشونه!در همین رابطه بخونید: ازدواج با شخصیت وسواسی جبری چگونه خواهد بود؟بر همین اساس واقعاً خواهش می‌کنم قبل از ازدواج حتماً از مشاوران ازدواج کمک بگیرید، تست‌های معتبر انجام بدید، تا این‌طور گرفتار نشید! محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 07:32:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهربانی با مهرطلبی چه تفاوتی داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/what-is-the-difference-between-kindness-and-benevolence-m6qqlkn8gtmk</link>
                <description>تفاوت مهربانی با مهرطلبیاین جملات رو بارها شنیدیم: بشکنه این دست که نمک نداره! یا من به همه خوبی کردم، اما پاسخم بدی بوده و یا کسی قدر منو نمی‌دونه. مهم‌ترین تفاوت مهربانی و مهرطلبی اینه که در مهربونی، ما به فرد مقابل احساس رضایت درونی می‌دیم، در صورتی که در مهرطلبی نوعی تحمیل اتفاق میوفته و به روان فرد صدمه می‌زنه.اگه به کسی مهربونی ‌کنیم که طالب اونه، در این صورت  هم در خودمون هم در فرد مقابل احساس خوب و مثبت ایجاد می‌شه اما در مهرطلبی اصولا نیاز طرف دیگه مطرح نیست!مثلا فردی صورت‌حساب دوستاش رو می‌پردازه، اما هیچ وقت اجازه نمی‌ده دوستاش چنین کاری رو براش انجام بدن! به عبارتی، تموم تلاششو میکنه تا اونها رو مدیون خودش نگه داره. اگه من واقعا قصد مهربونی داشته باشم، وقتی به کسی مهربونی می‌کنم، اجازه می‌دم اون هم در شرایطی جبران کنه، اما اگه دنبال مهرطلبی باشم، سعی می‌کنم دیگران رو مدیون خودم نگه دارم تا همیشه فکر کنند من چه آدم خوبی هستم!نکتۀ مهم دیگه که افراد مهرطلب اونو در نظر نمی‌گیرند اینه که معمولاً باید از اون چیزی ببخشیم که به قدر کفایت از اون داشته باشیم، مثلا اگه در جیب من پنج هزار تومن باشه و از این مبلغ سه هزار تومنشو ببخشم، نام این کار رو میشه مهربونی گذاشت، اما اگه همشو ببخشم و خودم و اطرافیانم دچار مشقت بشیم، این دیگه اسمش مهربونی نیست.این نوشته رو هم بخون: 10 نشونه که می‌گه شما در خدمت خوشی دیگران هستید!یا در مورد سلامتی؛ وقتی برای خدمت به دیگران، سلامتیمو به شکل بیمارگونه از دست میدم، این دیگه اسمش مهربونی نیست!این مهرطلبی که گفتم رو در بین پدرها و مخصوصاً مادرها زیاد می‌بینیم! مادری که همیشه سعی می‌کنه با خدمت کردن به بچه‌هاش اونها را بدهکار خودش نگه داره! معمولاً کمک‌های اونا رو قبول نمی‌کنه! یا وقتی که به عنوان مادر داوطلبانه کمکی می‌کنه، بعدش انواع احساس گناه‌ها رو به بچه‌اش میده!یادتون باشه؛آدم‌های مهرطلب همیشه دوست دارن آدم خوبۀ ماجرا باشن!اینایی که نوشتم براتون آشنا نیست؟تجاربتونو در این زمینه بنویسید.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناسپیشنهاد سرآشپز:چطوری خودمو بشناسم؟چطوری بالغ باشم؟</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 06:55:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موقعیتی که باید ازش فرار کنی!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/a-situation-you-have-to-escape-from-cjtndbinqzvi</link>
                <description>یکی از قانون‌های طلایی من برای رسیدن به زندگی خوب به این شرح است: «از قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که در آن مجبور به ایجاد تغییر در سایرین هستید، بپرهیزید.»این راهبرد ساده، من را تا حد قابل قبولی از شر بدبختی‌ها، هزینه‌ها و سرخوردگی‌ها در امان داشته است. در عمل، من هرگز کسی را که ناچار به متحول کردن شخصیتش باشم، استخدام نمی‌کنم. چون می‌دانم که نمی‌توانم. فرقی ندارد که یک نفر چه قدر می‌تواند برای من سودآور باشد، با کسی که خلقیاتش با من سازگار نیست، وارد کسب و کار نمی‌شوم. اگر هم لازم باشد که ذهنیت پرسنل یک سازمان را دگرگون کنم، هیچ‌گاه مسئولیت رهبری آنجا را به عهده نمی‌گیرم.تاجران باهوش همواره چنین رویکردی را در پیش گرفته‌اند. یکی از اصول راهبردی خطوط هوایی ساوث وست از بدو شکل‌گیری همین بوده: «براساس نگرش استخدام کن، برای کسب مهارت آموزش بده.»نگرش‌ها را نمی‌توان در یک بازۀ زمانی معقول عوض کرد، مخصوصاً با فشارهای بیرونی که هرگز؛ اما مهارت‌ها را می‌توان افزایش داد.من دائما از این شگفت‌زده می‌شوم که چه تعداد از مردم به این قاعدۀ ساده بی‌توجهی می‌کنند.از  کتاب هنر خوب زندگی کردن | رولف دوبلیپیشنهاد سرآشپز:چگونه از احساس گناه خلاص شویم؟20 درس برای اینکه بفهمید توسعه‌یافته‌اید یا نه!علیرضا عصار: من با توام</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 09:02:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 ویژگی تصمیم‌نگیرها!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/why-cant-we-make-the-right-decision-in-time-kdxriepn7tgs</link>
                <description>چرا نمی‌توانیم تصمیم بگیریم؟ چرا نمی‌توانیم تصمیم بگیریم؟اغلب ما با اهمال‌کاری آشنا هستیم اما بیشتر آن را در مورد انجام کارها و فعالیت‌ها شنیده‌ایم. معمولا افراد نگران، کمال‌گراها و وسواسی‌ها کارهایشان را به تعویق می‌اندازند. حتی آدم‌های معمولی هم از اهمالکاری شکایت دارند. اما جالب است که بدانید اهمال‌کاری فقط در مورد انجام کارها نیست، بلکه افراد زیادی در “تصمیم گیری و انتخاب” اهمال‌کاری می‌کنند.چه کسانی و چرا در تصمیم‌گیری اهمالکاری می‌کنند؟اما چه کسانی و چرا در تصمیم‌گیری اهمالکاری می‌کنند؟این مساله دلایلی گوناگونی دارد، در این یادداشت کوتاه به چند علت شایع می‌پردازیم.ایده‌آل‌گراییکمال‌گراها تصمیم‌گیری را به تعویق می‌اندازند و خیلی آن را لفت می‌دهند چون باور دارند یک تصمیم باید ایده‌آل، بی نقص و کامل باشد و کوچک‌ترین تردیدی در مورد درستی یا ایده‌آل بودن تصمیم باعث می‌شود از آن اجتناب کنند.بخونیدش: چگونه بر ذهنیت ایده ال گرایانه غلبه کنیم؟ترس از اشتباه و شکستافرادی که از خطا و شکست وحشت دارند، مدام نگرانند که مبادا این تصمیم منجر به شکست آن‌ها بشود و اشتباه کرده باشند.عدم تحملِ ابهامافرادی که از ابهام و بلاتکلیفی وحشت دارند نیز نمی‌توانند تصمیم‌گیری کنند. آنها نیاز دارند از تمام جوانب تصمیم و تمام پیامدهای احتمالی آن آگاه باشند و هر نقطه ابهامی آنها را مضطرب می‌کند.اعتماد به نفس پائینافرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند و به خودشان اعتماد ندارند نیز نمی‌توانند تصمیم‌گیری کنند. این گروه ترجیح می‌دهند تصمیمات را به عهده دیگران بگذارند و در انتخاب‌ها و تصمیمات به دیگران وابسته‌اند.اغلب افراد در هر چهار گروه، برای تصمیم‌گیری نیازمند جمع‌آوری وسواس‌گونۀ اطلاعات هستند. آنها برای این که بی‌نقص‌ترین و مطمئن‌ترین تصمیم را بگیرند، مدت زیادی را صرف جمع‌آوری اطلاعات در مورد آن تصمیم یا انتخاب می‌کنند و مدام تصمیم را به تعویق می‌اندازند. این رفتارها حتی در مورد تصمیمات کوچکی که واقعا اهمیت چندانی در زندگی فرد ندارند نیز ممکن است پیش بیاید.راهکار چیست؟بپذیریم هر تصمیم و انتخابی یک سری معایب دارد و یک سری مزایا. هیچ تصمیمی نیست که تماما مزیت باشد و عیب و هزینه‌ای در خود نداشته باشد. بپذیریم ما در تصمیم‌گیری به قطعیت نخواهیم رسید و همیشه احتمال خطا وجود دارد. ما فقط می‌توانیم با جمع‌آوری معقول اطلاعات و صرف وقت، متناسب با بزرگی و اهمیت آن تصمیم و پیامدهایش در زندگیمان، احتمال خطا را تا حدی کاهش دهیم. در نهایت، بهترین تصمیم، تصمیمی است که بتوانیم تمام پیامدهای مثبت و منفی آن را پذیرفته و مدیریت کنیم. منتظر تصمیم بی نقص یا بدون پیامد منفی نمانیم، زیرا عمرمان تلف می‌شود.این نوشته از دکتر پرستو امیری، متخصص روانشناسی سلامت بود.پیشنهاد سرآشپز:محصول آموزشی صوتی: تحول در عادت‌های زندگی با استراتژی Mini Habitساعت را رها کن، درونت را دریاب...</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 08:35:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۰ خودگویی‌ موثر</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/20-effective-self-talk-t327uvtu7n3v</link>
                <description>۲۰ خودگویی‌ موثربیست عبارت زیر به شما کمک می‌کنند تا با مشکلات زندگی به طرز دیگری برخورد کنید. ممکنه نتونید گذشته رو کنترل کنید، اما می‌تونید بر شرایط امروز و فرداتون کنترل بیشتری داشته باشید.۱. من شکست نخوردم. رفتارم شکست خورد.۲. می‌تونم از شکستم درسی بگیرم.۳. شکست می‌تونه منو به چالش بکشه.۴. می‌تونم بیشتر سعی کنم.۵. شاید این شکست نبود.۶. بهتره بر رفتارهای دیگه که می‌تونه موفق بشه، تمرکز کنم.۷. بهتره بر اونچه در کنترل منه، دقیق بشم و تمرکز کنم.۸. نیازی به موفقیت در اون کار وجود نداشت.۹. رفتارهایی بودند که فایده‌ای دربرداشتند.۱۰. هرکس در کاری شکست می‌خوره.۱۱. شاید کسی متوجه نشد.۱۲. آیا هدف درستی داشتم؟۱۳. شکست، مهلک نیست.۱۴. آیا معیارهای بیش از اندازه سخت‌گیرانه داشتم؟۱۵. آیا بهتر از قبل بودم؟۱۶. هنوز می‌تونم کارم رو مثل گذشته‌ها انجام بدهم، این یکی با مشکل روبه‌رو شد.۱۷. شکست خوردن در کاری معناش اینه که من سعی خودم رو کردم. بدتر از اون سعی نکردنه.۱۸. تازه شروع کردم.۱۹. فردا، روز موفقیت دیگریه.۲۰. فردا، همین امروزه.شما چه خودگویی موثری با خودتون دارید؟محمدجعفر زاهدپوریک روانشناسپیشنهاد سرآشپز:3 دلیلِ روانشناختیِ تشویشِ بیشتر ما نسبت به قدیمی‌ها!شاید این 3 دلیل روانشناختی، دلیلِ اتلاف وقتت باشه!</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 08:02:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ نوع دروغی که زیاد به خودمان می‌گوئیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/6-types-of-lies-that-we-tell-ourselves-a-lot-xggzb8li6zxr</link>
                <description>6 نوع دروغی که زیاد به خودمان می‌گوئیم!‌همۀ ما گاهی در حال انکار مسائل و مشکلات زندگی‌مون هستیم. خودفریبی، دروغ و هر نوع کلکی که به خودمون می‌زنیم در حقیقت یک نوع مکانیسم جالب و کاربردیه تا کمی از اضطراب و ترس‌هامون رو بکاهیم.در این نوشته قصد دارم 6 تا از این مکانیسم‌ها رو براتون بگم:۱. فرق بین دلایل من و تودلیل شکست‌ها رو دو گونه تعبیر می‌کنیم. اشتباه تو دلیلش اینه که تلاش کافی نکردی. اشتباه من ولی به خاطر سردردی بود که از دیشب داشتم و خسته بودم و …۲. انکار واقعیتانکار، یک دفاع روانیه در برابر واقعیت‌های بیرون از دسترس ما است. ما برای تحمل اتفاقات ناگوار خیلی وقت‌ها خودمونو ناگزیر می‌یابیم که واقعیت‌هارو نادیده بگیریم. یکی از اولین واکنش‌ها در برابر از دست دادن عزیزان یا حتی خبر شنیدن ابتلا به سرطان، اینه که نمی‌خوایم واقعیت موجودو بپذیریم.۳. من پِرفِکت هستمهمه از من خوش‌شون میاد. من همیشه از پس مشکات بر میام. برای مثال ۹۰ درصد رانندگان فکر می‌کنند از بقیه بهتر هستند. حتی ۹۴ درصد استادان دانشگاه‌های بزرگ معتقدند که از بقیه اساتید بهتر هستند. خوشبینی مفرط دربارۀ قدرت و اراده شخصی، معمولا برای افراد مضر خواهد بود. تحقیقات نشان داده آدم‌هایی که با اطمینان بیشتری از قدرت ترک سیگار حرف می‌زنند، قادر به حل این مشکل نیستند.این رو هم بخونید: چطور خودمان باشیم؟۴. سوا کردن اطلاعات بد و خوببه اخبار و ایده‌هایی بها میدیم که پیشبینی‌های ما رو حمایت می‌کنه. اگه آدم بدبینی هستیم مدام نشانه‌های بدتر شدن اوضاع به چشم‌مون میاد و برعکس اگه خوشبین هستیم در جستجوی اخبار خوب هستیم.۵. انگور ترشدر داستان‌های قدیمی یونانی اومده که روباهی تلاش می‌کنه دستش به انگور برسه اما به خاطر موانع سر راه، بالاخره قید اون انگورو می‌زنه. تنها واکنش خودفریبانه روباه وقتی از داشتن انگور مایوس می‌شه اینه که انگور اصلا نرسیده و ترشه و به زخمتش نمی‌ارزه. ضرب‌المثل ایرانیش همون ادعای گربه هست که دستش به گوشت نمی‌رسید و می‌گه بو می‌ده.۶. خودمونو به نفهمی می‌زنیمیکی از بزرگترین مشکلات برای دستیابی به اهداف زندگی اینه که در مقابل نظرات منفی دیگران سست می‌شیم. برای همین سعی می‌کنیم از اطلاعات منفی پرهیز کنیم و چشم خودمونو بر واقعیت‌ها ببندیم. مثلاً وقتی که در سر سفره عقد قول می‌دیم تا زنده هستیم تعهدمونو حفظ می‌کنیم، خیلی ساده داریم درصد طلاق‌ها رو پشت گوش میندازیم.خطاهای شناختی و مکانیسم‌های دفاعی ما خیلی بیشتر از اینها است. در این نوشته تنها به چندتا از  پرکاربردترین‌هاش پرداختم.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناسدستور سرآشپز:2 دقیقه وقت بذار و خودتو چک‌آپ کن!این موسیقی رو گوش بدید: بگو به باران</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 07:43:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 اشتباهی که افراد افسرده تکرار می‌کنند!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/5-mistakes-that-depressed-people-repeat-jvlk1ahvre2s</link>
                <description>5 اشتباهی که افراد افسرده تکرار می‌کنند!افسردگی یعنی فکر و خیال بیش از حد دربارۀ موضوعی که شاید اصلا مهم هم نیست. افسردگی مثل یک تله عمل می‌کند که هر چه بیشتر دست و پا بزنید رشته‌های بیشتری به دورتان می‌تَند.آدم‌های افسرده برای فرار از احساسِ کلافه شدن، دست از هر کار و  برنامه و امیدی می‌کشند. افسردگی آدمها را به لحاظ معنوی، کور و فلج می‌سازد. متاسفانه بسیاری از افراد افسرده برای تحمل این وضعیت از واکنش‌ها و اعمالی استفاده می‌کنند که در حقیقت به ضررشان است.1. رنج بردن از مشکلات کوچک و پیش‌ پا افتادهیک انسان افسرده برای مثال شاید پی می‌برد که اعضای خانواده یا دوستان در محل کار یا سر کلاس، مدام پریز برقی که می‌خواهد استفاده کند را با سیم برق تلفن و لب تاپ‌شان اِشغال کرده‌اند. فرد افسرده مدام از این ماجرا رنج می‌برد ولی به خودش فرصتی برای حل این مشکل ساده نمی‌دهد. او می‌تواند به راحتی یک سیم دارای چند پریز برق داشته باشد ولی برای آن تلاشی نمی‌کند.در همین رابطه بخونید: تاثیر افسردگی بر خانواده | آیا افسردگی مُسری است؟2. خوابیدن و استراحت کردن قبل از عملی کردن تصمیماتافسردگی: خوابیدن و استراحت کردن قبل از عملی کردن تصمیمافراد افسرده فکر می‌کنند با کمی استراحت و خوابیدن، تشویش و غم، دست از سرشان برمی‌دارد. آنها برای عملی ساختن یک تصمیم ساده نظیر قدم زدن معمولی، یا آرایشگاه رفتن یا حتی تلفن زدن به یک دوست، فکر می‌کنند بهتر است اول کمی بخوابند تا خوش اخلاق و سرحال شوند.متاسفانه این استراتژی همیشه ناموفق خواهد بود چون همان احساس امتناع و نداشتن قدرت تصمیم‌گیری در آنها وجود خواهد داشت. برای همین خوابیدن و کاری نکردن، بیشتر از پیش آنها را دچار یاس و احساس گناه و بقیه احساسات ناخواسته می‌سازد.3. تکیۀ بیش از حد به داروهاتکیۀ بیش از حد افراد افسرده به داروهاداروها حتما وسایل خوبی برای حل بسیاری از علائم افسردگی هستند ولی حلّال همۀ نشانه‌های رفتاری یا عادت‌های افراد افسرده نیستند. بیش از حد فکر کردن یا فرار از مسئولیت‌های ساده فردی نظیر غذا درست کردن یا حمام کردن از جمله کارهایی است که دارو علاجش نخواهد بود.راه حلش این است که یک کیک قاچ شده را تصور کنید و تصمیم بگیرید بفهمید داروها چه مقدار از قطعات یک کیک برای وضعیت بیماری شما هستند و چه مقدار دیگر مربوط به تغییر نحوه فکر کردن، ورزش، معاشرت، نظافت و حتی تفریح و خنده می‌باشد؟در همین رابطه بخونید: تاثیرات جسمانی افسردگی: غیر از روح بدن‌تان در حال آسیب است!4. مدام و زیادی درخواست کمک کردنمعمولا آدم‌های افسرده مشکلات‌شان را بروز نمی‌دهند چه برسد به اینکه درخواست کمک کنند. ولی عده‌ای هم هستند که اغلب کارهای روزمره‌شان را بدون کمک شخص دوم انجام نمی‌دهند. این نوع وابستگی باعث خستگی و تنش زیاد در دیگران می‌شود بخصوص اگر ببیند که بسیاری از کارهای عادی زندگی را می‌توانند انجام دهند.5. دست از هر کاری کشیدنشکی نیست که افراد افسرده چه مرد باشند و چه زن، در محوطه مه آلود روحی هستند. انگیزه و حوصله ندارند. به آینده خوشبین نیستند و تصور خوبی نیز از گذشته ندارند. این حس نامطبوع و فلج‌کننده آنها را وا می‌دارد دست از هر کاری بکشند.راه حل عملی و ساده برای این وضعیت روحی وجود دارد که احتیاج به یک عزم آهنین ندارد. آنها کافی است روز را به سه قسمت صبح، ظهر و شب تقسیم کنند و سعی کنند در هر قسمت روز یک کار بسیار کوچک که کمی و فقط کمی برایشان احساس خوشایند ایجاد می‌کند انجام دهند. مثلا پرداختن قبض آب و برق یا به والدین زنگ زدن حتی در حد یک سلام و علیک کوتاه.</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 09:50:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه می‌تونيد زبان عشق خودتونو پيدا كنيد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/how-can-you-find-the-language-of-your-love-bukxyb0rahrs</link>
                <description>پیشنهاد می‌کنم قبل از خوندن این نوشته ابتدا این نوشته‌ام رو بخونید: 5 زبان عشق پدرهاآقای گری چاپمن در کتاب «كاش قبل از ازدواج می دانستم!» در جواب این سوال این راه‌حل‌ها و مثال‌ها رو بیان می‌کنه: ابتدا، رفتار خودتونو بررسی كنيد. شما معمولا چگونه عشق و تحسين خودتونو نسبت به افراد ديگه نشون می‌ديد؟ اگه هميشه دست بر پشت ديگران می‌زنيد يا اونها رو در آغوش می‌گيريد، پس شايد زبان اصلی‌تون تماس بدنی باشه. در همین رابطه بخونید: رابطه عاطفی سالم چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟اگه سخاوتمندانه به ديگران كلمات تحسين آميز می‌گيد و ازشون قدردانی می‌کنید، پس احتمالاً كلمات تأييدآميز زبان عشق شما است. اگه يک هديه دهندۀ حرفه‌ای هستيد، پس شايد آنچه كه می‌خوايد هديه گرفتنه. زبان عشق هدیه دادناگه از خوردن ناهار يا قدم زدن با يک دوست لذت می‌بريد پس شايد زبان عشقتون با هم بودنه. اگه هميشه به دنبال راه‌هایی برای كمک به ديگران هستيد، پس خدمت كردن زبان عشق شما است.پس نکتۀ مهم اینه که؛زبانی كه شما با اون سخن می‌گيد به احتمال بسيار زياد همون زبانی هست كه دوست داريد ديگران با شما سخن بگن.محمدجعفر زاهدپوریک روانشناسپیشنهاد سرآشپز:این 9 فانتزی عاشقانه را باور نکن!سرنوشت شادمهر عقیلی</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 09:04:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی رابطه‌تو می‌فرستی رو هوا!</title>
                <link>https://virgool.io/@MjZahedpour/when-you-destroy-a-relationship-aglrcubkpfh2</link>
                <description>تاثیر عزت نفس در رابطهدر این نوشته می‌خواهم در مورد چیزی بنویسم که کمبود اون، می‌تونه بهترین رابطه‌ها رو نابود کنه!درسته: عزت‌نفس.ابتدا ببینیم عزت نفس چیه؟!در روان‌شناسی، اصطلاح عزت نفس برای توصیف حس ارزشمندی درونی در افراد استفاده می‌شه. اینکه چه قدر خودتان را دوست دارید. عزت‌نفس شامل باور‌هاییه که نسبت به خودتون دارید، برای مثال ارزیابی‌ای که از ظاهر، احساسات، و رفتارتون دارید.در این مقاله ببینید نشان‌های عزت‌نفس پایین چیه: عزت نفس پایین!حالا زمانی که نسبت به خودتون ارزیابی منفی و احساس بدی دارید، دائما سعی می‌کنید در رابطه تایید و امنیت طلب کنید. تایید شدن و احساس امنیت خوبه اما نه زمانی که شما اونو با ترس و پافشاری زیاد بخواید. این مساله هم به شما آسیب می‌زنه و هم طرف مقابلتونو خسته می‌کنه!نگرانی و اضطراب در رابطهبخاطر کمبود عزت‌نفس شما همیشه مضطرب و نگران هستید، بخاطر هر مساله ساده‌ای در زندگی‌تون وحشت‌زده می‌شید، خودتونو لایق این زندگی نمی‌دونید، از اون لذت نمی‌برید و باور نمی‌کنید که یک نفر خالصانه و صادقانه دوست‌تون داره. ممکنه جلوی آینه بایستید و از ظاهرتون شرمنده باشید، و یا خودتونو بخاطر افکار و احساسات‌تون سرزنش کنید.‏همچنین کمبود عزت‌نفس تصور شما رو از شریک زندگی‌تون تغییر می‌ده. این احتمال وجود داره که بخاطر ضعف در باورهای خودتون احساس کنید از سوی دیگری تهدید می‌شید. کمبود عزت نفس در رابطهو همواره نگران هستید که علاقه‌شو بهتون از دست بده، ترک‌تون کنه و رابطه‌های موازی رو شروع کنه! در این نوشته گفتم که چطوری یک نفر رو از خودمون خسته می‌کنیم!و در بدترین حالت دچار شک و تردید‌های بیمارگونه‌ می‌شید و طرف مقابل رو آزار می‌دید. وقتی در این سیکل معیوب میوفتید حساسیت‌های رابطه بیشتر می‌شه و کاری می‌کنید که شریک زندگی‌تون هم به اندازه شما در این رابطه احساس امنیت نکنه.‏و حتی ممکنه دچار پیش‌بینی پیش‌آورنده میشید. یعنی چی؟ یعنی خودتون با رفتارهاتون در درازمدت باعث به وقوع پیوستن ترس‌هاتون میشید.خیلی وقت‌ها آدم‌ها میگن به هر چی فکر کنی سرت میاد! من دوست دارم این جمله رو به مسائل متافیزیکی وصل نکنم، و در عوض به واقعیت‌هایی مثل پیش‌بینی پیش‌آورنده ارتباط بدم. و جملۀ آخرم: انسانی که عزت‌نفس پائینی داره، اصولاً قابل ترحُّمه، و انسان‌های این‌جوری، مردان و زنانِ جذابی نیستند! محمدجعفر زاهدپوریک روانشناس</description>
                <category>MjZahedpour</category>
                <author>MjZahedpour</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 08:07:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>