<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mjjavidi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mjjavidi</link>
        <description>یادداشت های من رو می تونید در وبلاگ شخصی خودم بخونید.www.mjjavidi.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 06:06:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/986/avatar/beEuyi.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mjjavidi</title>
            <link>https://virgool.io/@Mjjavidi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وب دقیقا کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mjjavidi/realweb-f5aqeqqb92v0</link>
                <description>                                     اگر از خواندن این نوشته به خاطر طولانی بودن منصرف شده اید،                                             زندگی شما متاثر از شبکه های اجتماعی است.-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------شاید در سال 1989 که &quot;تیم برنرز لی&quot; ایده وب را مطرح کرد و عملاً اولین قدم ها را برای ساخت آنچه که اینترنت می دانیم برداشت، فکرش را نمی کرد که روزی دسترسی به اینترنت در بعضی کشور ها ،جزئی از حقوق بشر خوانده شود .آنچه او تصور می کرد شبکه ای بزرگ از اطلاعات بود که آزادنه می توان در آن چرخید ،دید ، خواند ، یادگرفت و یاد داد ،اما حضور شبکه های اجتماعی همه ی قواعد را برهم زد،شبکه هایی که ناجوانمردانه وب را در انحصار خودگرفتند و حقیقت وب را در پس آنچه خود می خواستند پنهان کردند و آنچه امروزه از وب می بینیم زندان هایی است که آن ها برایمان از وب ساخته اند.چند سال پیش تیم برنرز لی  درمورد آینده ی وب ابراز نگرانی کرد،او درمورد تهدید شبکه های اجتماعی در زمانی سخن گفت که آن ها در این سطح قدرتمند نشده بودند و شاید در آن زمان هم باور این که قرار است فیسبوک و اینستاگرام و شبکه های دیگر روزی این سطح از قدرت را به دست آورند سخت بوده است .اما اگر بخواهیم امروز به خودمان نگاه کنیم می بینیم خیلی زودتر از چیزی که شاید تیم برنرزلی تصورش را می کرد تهدید این شبکه ها علنی تر شده است. شاید انقلابی که :مارک زاکربرگ&quot; که با ساخت فیسبوک در اینترنت به راه انداخت ، یکی از تاثیرات اصلی را نه تنها بر روی ما در فضای وب ،بلکه در زندگی واقعی ما ایجاد کرد . شاید برای او هم تصور این که روزی تقریبا یک چهارم جمعیت زمین از وب سایت او استفاده کنند سخت بوده است .فیسبوک،تویتر ،یوتیوب اینستاگرام و پیامرسان ها و سایت های مشابه  این روز ها دارند معنای واقعی وب را تغییر می دهند ،دقیقا همینجاست که سوال می شود برایمان &quot;وب دقیقا کجاست؟&quot;حسین درخشان در چند سال پیش در یادداشتی با عنوان &quot;مرگ وب&quot; با جزئیات زیادی سرنوشت آن روزهای وب را تشریح کرد،در آماری که در یادداشتش نوشته بود در هند حدود 58 درصد از مردم فکر می کنند اینترنت همان فیسبوک است.برای ایران داستان کمی متفاوت تر است ، این که شناخت ما از اینترنت تقریبا صحیح است مارا در وضعیت بهتری قرار می دهد اما در نحوه استفاده مان از وب، وضعیت خیلی مطلوب نیست. طبق آمار معاونت مرکز فضای مجازی کشور،بیش از 60 % پهنای باند کشور توسط تلگرام تسخیر شده است.اگر سهم اینستاگرام را هم حساب کنیم میتوان تقریبا به این نتیجه رسید که اکثر ایرانیان از اینترنت کاربردی جز تلگرام و اینستاگرام ندارند.بیشتراز تغییر ساختار وب، از تغییر &quot;ذائقه&quot; خودمان می ترسم ، در این سال ها همه ما شاهد نابودی نوشته های حرفه ای با تحلیل های حساب شده و نقد های به جا بودیم و در عوضِ آن ها به سوی شبکه های اجتماعی ای مهاجرت کردیم که علاوه بر محدودیت های کاربری ،چه در میزان نوشتار و یا پیوند دادن به صفحات دیگر ،با فرهنگ خاصی که القا می کنند ضربه بسیار بزرگ و حتی جبران ناپذیری را وارد می کنند . از نظر من اینستاگرام یک سرویس مناسب است که شاید بهترین ترکیب عکس و نوشته را در کنار هم منتشر می کند،شبکه ای که میتواند بهترین مکان برای فتوبلاگر ها و حتی بلاگر های مطرح باشد ،مکانی که یادداشت های خود را منتشر کنند و ارتباط بسیار مناسبی با مخاطب ها برقرار کنند و در کنار آن بهترین مکان برای به اشتراک گذاشتن لحظات است اما شاید فالوئر و لایک در این شبکه فضا را کمی تغییر دادند ، اینستاگرام توهم سلبریتی بودن را پخش کرد،هرکس که فالوئر بیشتری داشته باشد ،حتما سلبریتی است و در این میان افرادی هم برای جذب مخاطب فعالیت های نامناسبی را شروع کردند که واژه ای جز تاسف نمی تواند آن را توصیف کند.تلگرام هم که این روزها از قوی ترین سرویس های انتشار مطالب و عکس و ویدیو در ایران به حساب می آید وضعیت مناسب تری نسبت به اینستاگرام ندارد.ازفضای وب ما نوشته ها و وبلاگ ها حذف شدند و جایگزین آن ها جُک ها و لودگی ها شد ،وبلاگ نویس های مطرح، از دلقک هایی که لودگی را با طنز اشتباه گرفته اند در این رقابت باختند و نتیجه معضلی شده است که مطلوب هیچکداممان نیست. برنرز لی میگوید:&quot; اینترنت منعکس کننده بشریت است&quot; و حالا آیا این همان تصویری است که از بشریت ما باید بازتاب شود؟براستی &quot;وب دقیقا کجاست؟&quot;دوباره با یکی از نظرات برنرز لی که میگوید:&quot; ما هنوز در سطح باقی مانده‌ایم و از تمام توانایی‌های وب استفاده نمی‌کنیم.&quot; سعی میکنم آنچه مقصودم است را برسانم. به نظر من می توان شبکه های اجتماعی را مانند زندان های بزرگی تصور کرد که درتلاش اند همه ی مردم را به درون خود بکشند،آن ها فضای زیادی را در اختیار شما قرار می دهند ،هرچه که داشته باشند را برایتان آزادانه در اختیار میگذارند و هر روز بزرگ و بزرگتر می شوند اما اگر خواسته ای داشته باشید که در این شبکه نباشد ،خیلی سخت می شود که اجازه ی خروج از آن را به شما بدهند تا به خواسته خود برسید ،برای مثال اینستاگرام،هرچه که جستجو کنید را برایتان می آورد،می توانید خبرها را دنبال کنید، از وضعیت دوستانتان اطلاع پیدا کنید ،با هم گفتگو کنید و هرچه که بخواهید را ببینید،خیلی خوب است،اما امکان انتشار مطلبی از خارج از این شبکه یا حتی گذاشتن لینک در نوشته های شما هم ممکن نیست و تنها ارتباط اینستاگرام با فضای وب همان لینک وبسایت در بیوگرافی است.تلگرام وضعیت مشابه اما بهتری دارد اما در نهایت همه آن ها در تلاش اند که کاربران را فقط در داخل سرویس خودشان داشته باشند و این نوعی انحصار اینترنت است.شبکه های اجتماعی انقلاب بزرگی در ارتباطات هستند،در جمع کردن انسان ها در کنار هم شاید ایده ای بهتر از آن ها وجود نداشته باشد اما همه چیز &quot;ارتباطات&quot;نیست. تاثیر بعضی از شبکه ها بر &quot;محتوا&quot; مخرب بوده است.از کیفیت و کمیت محتوا کاسته شده ،مردم علاقه ای به خواندن نوشته های بیشتر از چند خط را ندارند حتی کپشن های زیر پست های اینستاگرام هم این روزا باز نمی شود ،چه برسد به خواندن مقالات و بلاگ ها و کتاب ها ،و چه آفتی بیشتر از نخواندن کتاب ها زیان می رساند؟ اگر به همین رویه پیش برود بر سر نسل بعدی ما و فرهنگ ما و در نهایت چه بر سر زندگی ما خواهد آمد؟این شبکه ها برای انتشار سریع &quot;تیتر خبرها&quot; بسیار مفیدند، اما آیا جزئیات یک خبر در 140 کاراکتر توییتر یا در چند خط در تلگرام و عکس نوشته ای در اینستاگرام قابل بررسی است ؟و اگر خبری با جزئیات نقل نشود چه سو برداشت ها که پیش نخواهد آمد.اتفاقی دیگر که یکی از آسیب های اصلی این شبکه هاست ،توهم دانایی و توهم یادگیری است ،با این که در بعضی زمینه ها و توسط تعداد کمی از صفحات ،کانال ها و گروه ها مطالب مفید منتشر می شود اما به خاطر عدم پیوستگی آن ها از سطح کیفی آن ها کاسته می شود و علاوه بر این که امکان یادگیری مناسب نیست،باعث توهم دانایی هم می شود ،که از نادانی مخرب تر است. این موارد و آسیب های دیگری که در لایه های دیگری خود را نشان خواهند دارد روی جامعه به شدت موثر اند.اما وبی که برنرز لی ساخت کجاست و چگونه وبی است؟برای پیدا کردن آنچه واقعا وب است بهتر است بیخیال نمایشگرهای کوچک موبایل هایمان شویم .بهتر است لپتاپ یا سیستم های خانگی را روشن کنیم و مروگر را باز کنیم ،این پنجره شما به دنیایی است که برنرز لی و تیمش ساختند،هر آدرسی که میخواهید بدون محدودیتی برای شما وجود دارد،گوگل برای شما هرآنچه را که می خواهید از هرجای وب برای شما پیدا می کند،می توانید هرکاری بکنید .تب های زیادی را باز کنید و در زنجیره ای از اطلاعات بچرخید.آنچه که اینجا مفید است ،این است که شما به دنبال محتوایی که خودتان می خواهید می روید ،نه صرفاً محتوایی که &quot;شخص&quot; ی که دنبال کرده اید منتشر کرده است،در این جا می توانید نوشته ای بدون محدودیت را در کنار ویدیویی از یوتیوب و لینکی که شما را به منبع می برد ببینید.این همان معنی شبکه بودن اطلاعات است ،که به صورت آزاد در اختیار شما قرار گرفته است و شما را در یک سرویس خاص محصور نخواهد کرد.این جادوی شبکه ای گسترده از اطلاعات است که در اختیار شماست .چند ماه پیش با بنیانگذار یکی از سرویس های آموزش آنلاین صحبت می کردم ،از او پرسیدم :&quot;چگونه مهارت های مورد نیازتون برای شروع کارتون رو کسب کردین؟چه دوره هایی رفتین و چقدر هزینه کردین ؟&quot; خیلی ساده و صمیمانه گفت :&quot;گوگل و یوتیوب&quot; ،به عنوان کسی که در آن روز به عنوان کارآفرین در آنجا حضور داشت،این که مهارت هایش را اینگونه کسب کرده باشد نشان می داد وب از آنچه ما می شناسیم قوی تر،مفید تر و زیباتر است.هر روزه بلاگ های حرفه ای و تخصصی زیادی به وجود می آیند که هدفی جز ارائه &quot;محتوا مفید&quot; ندارند.سایت هایی که توانایی آموزش حرفه ای در اکثر زمینه هارا دارند.مقالاتی دقیق که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود ،فتوبلاگ ها و ویدیو بلاگ ها که هر روز به تولید محتوا مشغول اند همه و همه بخشی از این دهکده جهانی هستند که باید پیدایشان کنیم .از آن ها استفاده کنیم و قدمی رو به جلو برداریم .وب یک دنیای آزاد و بزرگ است که به شما اجازه ی حضور در همه جای آن و استفاده از همه امکانات آن را می دهد و در این میان بعضی شبکه های اجتماعی همانند کشور های قدرتمندی هستند که در حال کشور گشایی اند و ایجاد رفاه بیشتر برای کاربران خود هستن ولی با بستن ارتباط خود با سایر نقاط این دنیا مانع پیشرفت شخصی کاربران می شوند و تنها در صورتی کاربر می تواند قدمی به سوی جلو بردارد که خود شبکه ی اجتماعی این امکان را به او بدهد.وب را با شبکه های اجتماعی اشتباه نگیریم ،جفاست که هزاران هزار صفحه محتوا مفید را نادیده بگیریم و در آخر خودمان را محدود به اپلیکیشن های موبایل کنیم ،وب دقیقا جایی است که به جای اینکه شمارا محدود به بخشی از خود کند ،شمارا به سراسر این شبکه می فرستد.میلتون فریدمن می گوید:&quot;اینترنت اثرگزارترین ابزاری است که برای جهانی سازی داریم .&quot; ،جهانی سازی به همان اندازه که حضور مردم جهان در کنار هم برای آن مهم است ،حضور همه ی اطلاعات و صفحات هم در آن مهم است،نباید به صفحاتی که پشت این شبکه های اجتماعی کمرنگ شده اند بی توجهی کرد،آن ها بخشی از وب واقعی هستندکه ساده و مستقل در فرای مرز های شبکه های اجتماعی ادامه می دهند. وب می تواند معلمی برای ما باشد و می تواند دوست نابابی باشدکه آسیب هایش اجتناب ناپذیر باشد .وب واقعی،آنجایی است که معلم ما باشد ،وب واقعی را دریابیم. محمد جواد جاویدی-مهر96www.mjjavidi.ir   </description>
                <category>Mjjavidi</category>
                <author>Mjjavidi</author>
                <pubDate>Thu, 12 Oct 2017 20:01:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حواسمان به خودمان باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@Mjjavidi/%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-gvd7nu3ebit4</link>
                <description>اتفاقی که این چند روز افتاد یک اتفاق تازه در ایران نبود ،تکرار یک تراژدی بزرگ است که هر روز بیشتر به آن عادت می کنیم.و اگر به همین صورت پیش برویم در یکی دو سال دیگر حتی خبر آن ها در سایت ها و روزنامه ها هم منتشر نخواهد شد و به بخشی از روزمرگی ها تبدیل می شوندمن تقریبا هر سال حداقل ۲۵ هزار کیلومتر در جاده های کشور سفر میکنم ،و در چندین سال گذشته یکی از نزدیکان و یکی از صمیمی ترین دوستانم را در همین جاده ها از دست دادم و شاهد مصدومیت های شدید اعضای خانواده و دوستان دیگری بودم ،هر بار که پایم به جاده باز می شود عادی است که مادرم نگران و مضطرب شود و خودم در این فکر باشم که آیا به مقصد میرسم ؟اکثر آمار مربوط به تلفات سوانح رانندگی در ایران که در خبرگذاری ها منتشر شده است بیشتر مربوط به تصادفات نوروزی است، اما طبق آمار سالیانه در سال های ۸۴ تا۹۲ نزدیک به  ۲۰۲،۳۰۰ نفر در جاده های ایران کشته و بیشتر از ۲،۵۷۰،۰۰۰ نفر مصدوم شده اند .آماری که در اینجا استفاده میکنم چندان تازه نیست اما برای درک بهتر این فاجعه ،همین آمار بالا را با بعضی از حوادث مشهور در یک نمودار ساده مقایسه میکنماکثر آمار مربوط به تلفات سوانح رانندگی در ایران که در خبرگذاری ها منتشر شده است بیشتر مربوط به تصادفات نوروزی است، اما طبق آمار سالیانه در سال های ۸۴ تا۹۲ نزدیک به  ۲۰۲،۳۰۰ نفر در جاده های ایران کشته و بیشتر از ۲،۵۷۰،۰۰۰ نفر مصدوم شده اند .آماری که در اینجا استفاده میکنم چندان تازه نیست اما برای درک بهتر این فاجعه ،همین آمار بالا را با بعضی از حوادث مشهور در یک نمودار ساده مقایسه میکنم این که ما در طی هشت سال حدودا یک بار جنگ تحمیلی و یا ۵ بار زلزله بم را تجربه کرده ایم،بیانگر این است که تصادفات از اصلی ترین معضلات امروز ایران شده است که اگر فکری به حال آن نشود دیر یا زود قربانی بعدی خود ما خواهیم بود.اما چرا تصادف میکنیم؟سه عامل مهم در تصادفات نقش افرینی می کنند : رانندگان،خودرو،جادهحالا میخواهم به صورت ساده و از مشاهده هایی که از تصادفات داشته ام این سه عامل را بررسی کنم.جاده: خیلی از محور های مهم و اساسی کشور این روزها دو طرفه نیستند اما در محورهای روستایی و محور هایی که به علت شرایط محیطی هنوز به حداقل استاندارد نرسیده اند، هنوز تلفات زیادی را از این دوطرفه بودن و پیچ های خطرناک و غیراستاندارد و… متحمل می شویممحور های پر تردد اگر تبدیل به بزرگراه ها و آزادراه های ایمن نشوند شاید این حوادث به شدت ادامه دار شود با این که  راه سازی یکی از پرهزینه ترین فعالیت های عمرانی است اما باید این هزینه هارا به جان بخریم.برآورد هزینه به ازای هر کیلومتر از بزرگراه بسته به نوع محیط بین ۲تا ۵ میلیارد تومان و برای آزادراه تقریبا ۶تا ۱۵ میلیارد تومان هزینه دارد(آمار معاونت شرکت ساخت و توسعه زیربناهای کشور) اما اگر با این هزینه ها آمار تصادفات کاهش یابد نه تنها جان انسان ها بلکه باعث کاهش خسارات ناشی از تصادفات که طبق برآورد مالی مجلس در سال ۹۵ حدود ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران است ،می شود.به عبارتی برای رسیدن به جاده ایمن به یک جهاد واقعی نیاز داریم.خودرو:نه تنها پایین بودن سطح کیفی در ساخت و مهندسی ضعیف و نقص های فنی مکرر که در تعدادی از خودروهای کشور دیده می شود،باعث وقوع حادثه می شود بلکه سطح ایمنی پایین آن ها منجر به صدمات بسیار شدید به مسافران می شود،یعنی اگر خود خودرو در ایجاد تصادف نقش ایفا نکند اما در میزان تلفات ناشی از تصادفات بیشترین تاثیر را دارد.هر سال خبر از پایان تولید این خودرو ها نظیر پراید را می شنویم اما در آخر معلوم نیست که این اتفاق کی رخ دهد، هرچند پایان دادن به تولید این خودروها مشکل را کامل حل نمی کند ،شاید باید شاهد جمع آوری این خودروها و هم چنین بهبود وضعیت ناوگان اتوبوس رانی کشور باشیم.بالا بودن قیمت خودرو در بازار نسبت به هزینه های تمام شده برای تولید در ایران باعث سوق دادن مشتریانی که توان خرید خودرو باکیفیت وارداتی یا خودروی نسبتا ایمن داخلی با قیمت بالاتر را ندارند به سمت خودرو هایی می شود که بسیار خطرناک هستند.تا شاهد تغییرات اساسی در سیاست های تولید خودرو در ایران نباشیم ،همچنان جان عزیزانمان در خطر است.راننده: “جاده خطرناک باشد ،برای همه خطرناک است،پراید خطرناک است برای همه خطر ناک است” اما چرا در نقاط حادثه خیز هر پرایدی تصادف نمی کند؟نمی خواهم نقش پایین بودن امنیت جاده ها و کیفیت پایین خودروها در میزان تصادفات را انکار کنم،اما در اکثر مواقع این خود ما هستیم که دردسر ساز می شویم .بخواهیم منصف باشیم،فرهنگ رانندگی ما وضع خوبی ندارد. ما شاید “دستفرمون” خوبی داشته باشیم، اما راننده ی خوبی نیستیم.چرا باید پشت خودرو هایمان برچسب #بین_خطوط_برانیم بزنیم؟واقعا یک بین خطوط راندن اینقدر سخت است که نیاز به زدن هشتگ و کمپین سازی دارد؟ چرا احساس میکنیم سریع رانندگی کردن افتخار است؟عجله ی کجا را داریم؟با آن یکی دو ساعتی که با سریع رانندگی کردن میخواهیم صرفه جویی کنیم قرار است چه کار کنیم؟بستن یک کمربند ایمنی،یک راهنما زدن،یک به موقع پیچیدن،مگر چقدر سخت است؟چرا باید توریست های خارجی این گونه در مورد رانندگی ما بگویند؟چرا باید در سال ۹۴ بیشتر از دو هزار و دویست میلیارد تومان جریمه رانندگی صادر شود و هزاران چرا دیگر.خودم کامل می دانم که حرف هایم شبیه حرف های کلیشه ای تبلیغات تلویزیونی و بیلبورد های جاده هاست اما کلیشه ای بودنش می ارزید به گریه کردن بالای قبر یکی از اعضای خانواده ام ،کلیشه ای بودنش می ارزید به این که پنج شنبه ها سراغ قبر دوست صمیمی ام بروم .همه ی عوامل موثری که اتوبوس سربازان را به دره برد،اتوبوس دختران هرمزگانی را واژگون کرد و … را می دانم و قبول دارم مشکلات زیاد است ،اما  واقعا آرزوی بزرگیست که خودمان بر حجم این مشکلات اضافه نکنیم؟حالا که خودروهایمان و جاده هایمان کمر به کشتن ما بسته اند،آیا باید ما هم کمکشان کنیم که قبرمارا بکنند؟بیایید حواسمان به خودمان باشد.محمد جواد جاویدی</description>
                <category>Mjjavidi</category>
                <author>Mjjavidi</author>
                <pubDate>Mon, 04 Sep 2017 11:56:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>