<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن پاک فطرت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mo3n</link>
        <description>یه شیرازی کنجکاو، خلاق و مصمم‌؛ هم‌بنیانگذار سرویس جستجوی نگاره</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:51:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3517/avatar/NvsAQS.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن پاک فطرت</title>
            <link>https://virgool.io/@Mo3n</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی Codesandbox، یه کد ادیتور آنلاین برای توسعه دهنده‌های وب</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-codesandbox-%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8-ca4nluutmtry</link>
                <description>کدسندباکس، یه کد ادیتور آنلاین برنامه‌نویس‌ها ساعت‌های زیادی رو پشت کامپیوتر یا لپتاپشون میگذرونن، و بخش زیادی از این زمان رو صرف خوندن و یا نوشتن کد میکنن. معمولا هر برنامه نویسی یه کد ادیتور یا IDE محبوب برای خودش داره و همیشه از اون استفاده میکنه. زمانی که من شروع کردم به یادگیری کدنویسی، تا چند ماه از اتم استفاده میکردم و بعد از یه مدت رفتم سراغ VSCode و الان بیشتر از یه ساله که دارم ازش استفاده میکنم و خیلی هم ازش راضیم. بیشتر از یه ساله که دارم برنامه نویسی فرانتند کار میکنم و برای همه پروژه هام میرم سراغ کد ادیتور محبوبم، اما گاهی وقتا که دارم یه مقاله آموزشی میخونم یا یه ویدیوی آموزشی میبینم و میخوام چیزی رو که یاد گرفتم همون موقع امتحان کنم، حوصلم نمیشه که برم سراغ VScode. این جور مواقع دوست دارم همونجا توی مرورگر کدمو وارد کنم و نتیجه رو هم همون موقع ببینم. قبل از اینکه با Codesandbox آشنا بشم، از CodePen برای اینکار استفاده میکردم، اما اونجا همیشه احساس میکردم که جام تنگه. :)) زمانی که با کدسندباکس آشنا شدم، اولین چیزی که توجه منو جلب کرد، شباهت ظاهریش به VSCode بود. با اینکه کدسندباکس یه وب اپلیکیشنه، اما از نظر عملکرد چیز زیادی از یه کد ادیتور یا IDE کم نداره؛ قابلیت ایمپورت و اکسپورت کردن فایلها و پوشه‌ها، تمپلیت های آماده‌ای که داره و ... . دیدن اینکه یه وب اپلیکیشن چقدر میتونه کامل و کاربردی باشه واقعا برای من جالبه. بیشتر از این توضیح نمیدم و میذارم خودتون امتحانش کنید، مطمئن باشید که پشیمون نمیشید.Codesandbox.io https://codesandbox.io/ امیدوارم که شما هم مث من ازش خوشتون بیاد :) </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2020 21:43:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرویس جستجو دقیقا چیه؟ چه کمکی به کسب‌وکار من می‌کنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-rqyybrctjxsk</link>
                <description>معمولا استارتاپ‌ها برای معرفی محصول یا خدمتشون با چالش‌های مختلفی مواجه میشن، چون دارن یه راه‌حل جدید رو برای مشکلی که مدت‌ها وجود داشته ارائه میدن و جا انداختن هر چیز جدیدی همیشه زمانبره. وقتی که یه مشکل برای مدت زیادی وجود داشته، افراد یا تصمیم گرفتن که با وجود اون مشکل کارشونو ادامه بدن و دیگه بهش اهمیت ندن، یا به استفاده از ابزارهای موجود عادت کردن و به استفاده از راه‌حل‌های جدید فکر نمیکنن. ما هم توی این چند ماهی که استارتاپمون رو راه انداختیم و فعالیتمون رو شروع کردیم، با کسب و کارهای مختلفی به عنوان مشتریای احتمالی حرف زدیم، و بارها و بارها با این سوال مواجه شدیم: « سرویس جستجو اصلا چی هست؟ حالا چه کمکی به کسب و کار من می‌کنه؟ »اگه شما هم یه کسب و کار آنلاین دارید، تو حوزه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می‌کنید، و یا یه برنامه‌نویس هستید که با ساخت و طراحی سایت‌ها و اپلیکیشن‌های فروشگاهی و یا ارائه محتوا سر و کار داره، بهتون پیشنهاد می‌کنم که این نوشته رو بخونید. توی این نوشته می‌خوایم به این سوالا جواب بدیم: سرویس جستجو یا جستجو به عنوان سرویس اصلا چی هست؟ چه مشکلی رو برای کسب و کارهای آنلاین برطرف می‌کنه؟ چه مزیتی نسبت به سایر راه‌حل‌های موجود و قدیمی‌تر داره؟جستجوی داخلی سایت‌ها و اپلیکیشن‌هاحتما شما هم متوجه شدین که اکثر سایت‌ها و اپلیکیشن‌هایی که هر روز باهاشون سر و کار داریم، یه قابلیت جستجوی متنی دارن که به ما اجازه میده سریع‌تر چیزی رو که دنبالش می‌گردیم پیدا کنیم. قابلیت جستجوی داخلی، در کنار نویگیشن داخلی سایت یا اپلیکیشن، دو تا ابزار مهم و کلیدی برای کسب و کارهای آنلاین هستن، و نقش خیلی مهمی توی خلق یه تجربه کاربری خوب دارن. کسب و کارهای آنلاین با استفاده از این دوتا ابزار، به کاربرهاشون کمک میکنن تا محصول یا محتوایی رو که توی سایت یا اپلیکیشن اون‌ها دنبالش هستن، پیدا کنن.نویگیشن و جستجوی داخلی مکمل همدیگه هستن؛ اگه مشکل یا کمبودی توی عملکرد هرکدوم از این دوتا باشه، وجود اون یکی میتونه تا حد زیادی اون مشکل رو پوشش بده. همونطور که داشتن یه نویگیشن اصولی برای سایت‌ها ضروریه، داشتن یه جستجوی داخلی پیشرفته و کارآمد هم اهمیت خیلی زیادی برای کسب و کارها داره. اگه دوست دارید بیشتر در مورد ارتباط بین نویگیشن و جستجوی داخلی سایت بدونید، بهتون پیشنهاد می‌کنم که این نوشته عالی از خانم کاکاوند رو بخونید.برای کاربرایی که صرفا برای وقت گذروندن توی سایت شما گشت میزنن، جستجوی داخلی به اندازه نویگیشن اهمیت نداره؛ اما گاهی اوقات ممکنه که یه کاربر در حین گشت زدن توی سایت شما، محصولی رو پیدا کنه که براش جذاب باشه، و با اینکه همون موقع برای خرید اون محصول اقدام نمیکنه، اما بعد از یه مدت برای خریدش به سایت شما بر میگرده. توی چنین موقعیتی کاربر ترجیح میده که با کمک جستجوی داخلی خیلی سریع‌تر اون محصول رو پیدا کنه، و دوست نداره برای پیدا کردنش دوباره به سراغ نویگیشن بره.کاربرایی که میدونن دنبال چی هستن و به قصد خرید کردن به سایت شما میان، استفاده از جستجوی داخلی رو به پیدا کردن اون محصول از طریق نویگیشن ترجیح میدن. با وجود اینکه گروه کوچکی از کاربران (چیزی بین ۱ تا ۳۰ درصد) از جستجوی داخلی استفاده می‌کنن، اما نرخ تبدیل بین این کاربرا تقریبا پنج برابر بیشتره، و بخش زیادی از درآمد کسب و کارها بخاطر وجود همین گروه کوچک از کاربرهاست. برای همینه که داشتن یه جستجوی داخلی کارآمد اهمیت زیادی داره و می‌تونه درآمد کسب و کار رو به طرز قابل توجهی افزایش بده.بعضی از سایت‌ها برای جستجوی متنی سایتشون از قابلیت جستجوی پیشفرضی که روی بانک‌های اطلاعاتی مثل  MySQL وجود داره استفاده میکنن، اما این جستجوی‌های پیشفرض معمولا عملکرد مناسبی ندارن و دقت و سرعتشون پایینه. ممکنه خیلی از کسب و کارها بخاطر رایگان بودن این روش اون رو انتخاب کنن، اما فراموش نکنید که یه جستجوی داخلی ناکارآمد، یعنی از دست دادن مشتری و درآمد؛ پس در واقع این روش رایگان نیست و حتی در بلند مدت، از دست دادن این مشتری‌ها می‌تونه هزینه‌های سنگینی رو به کسب و کارها تحمیل کنه. بعضی از سایت‌ها و اپلیکیشن‌های دیگه هم که به جستجوی داخلی خودشون اهمیت بیشتری میدن و دنبال یه راه حل پیشرفته‌تر هستن، از نرم‌افزارهای اوپن سورس برای این کار استفاده می‌کنن که معروف‌ترینشون نرم‌افزار الستیک سرچ هست. این نرم‌افزارها قابلیت‌های خیلی زیادی دارن و حتی برای چیزهای دیگه‌ای به جز سرچ هم از اون‌ها استفاده میشه؛ اما برای استفاده از اون‌ها نیاز به یه تیم فنی متخصص دارید. به علاوه باید یک یا چندتا سرور رو بهشون اختصاص بدید، اون نرم‌افزار رو روی اون سرورها نصب کنید و تنظیمات اولیه رو انجام بدین.انجام این کارها خیلی هم آسون نیست و اگه قبلا این کار رو انجام نداده باشید احتمالا تو مسیر انجامشون به مشکلات زیادی برخورد می‌کنید، به همین خاطر نصب اون‌ها زمان و انرژی یادی رو از تیم فنی شما میگیره. به علاوه با وجود قدرتی که این نرم‌افزارها دارن، اگه تنظیمات اولیه رو درست انجام ندید اصلا جستجوی دقیقی نخواهید داشت. بحث نگهداری از سرورهایی که این نرم‌افزارها رو روشون نصب می‌کنید رو هم فراموش نکنید.جالبه بدونید که ویرگول خودمون هم برای جستجوش از الستیک سرچ استفاده می‌کنه. (اگه دوست داشتید می‌تونید از اینجا در مورد مشکلاتی که تیم ویرگول برای فعال‌سازی الستیک سرچ باهاشون مواجه شده، بیشتر بخونید.)جستجو به عنوان سرویس یا سرویس جستجوسرویس جستجو یا جستجو به عنوان سرویسعلاوه بر دوتا راه‌حلی که مطرح کردیم، یعنی استفاده از جستجوی پیشفرض بانک‌های اطلاعاتی مثل MySQL که سرعت و دقت خوبی نداره، و استفاده از نرم‌افزارهای اوپن سورسی مثل الستیک سرچ که راه‌اندازی و نگهداریشون کار سخت و پیچیده‌ایه، یه راه حل جدیدتر هم وجود داره و اون استفاده از سرویس جستجو یا جستجو به عنوان سرویس هست. این روش جدید که در قالب یه خدمت SaaS در اختیار کسب و کارها قرار میگیره، هم سرعت و دقت بالایی داره، و هم استفاده ازش کار ساده و راحتیه.استفاده از راه حل جستجو به عنوان سرویس، نیاز به دانش فنی زیادی نداره. توی این روش که از مدل توزیع نرم‌افزاری SaaS استفاده می‌کنه، شما نیازی به تهیه سرور ندارید و از طریق RESTful API با این سرویس‌ها ارتباط برقرار می‌کنید. شما اطلاعات خودتون رو روی سرورهای ارائه دهنده سرویس بارگذاری می‌کنید، و زمانی که کاربر چیزی رو جستجو می‌کنه، درخواستی رو به این API ها ارسال می‌کنید و جواب جستجوی کاربر رو در فرمت json دریافت می‌کنید، تا هرطور که خودتون خواستید اون رو نمایش بدید. مثلا برای  بارگذاری اطلاعاتتون چنین درخواستی رو ارسال می‌کنید:curl --location --request POST &#039;https://api.negare.io/v1/documents&#039; \
--header &#039;Content-Type: application/json&#039; \
--header &#039;API-KEY: &lt;TOKEN&gt;&#039; \
--data-raw &#039;{
    &amp;quotid&amp;quot: 1,
    &amp;quottitle&amp;quot: &amp;quotشلوار کتان مردانه&amp;quot,
    &amp;quotdescription&amp;quot: &amp;quotطراحی ساده و کاربردی، در دو رنگ&amp;quot,
    &amp;quotcategory&amp;quot: &amp;quotپوشاک&amp;quot,
    &amp;quotpublished&amp;quot: &amp;quot1&amp;quot,
    &amp;quotprice&amp;quot: 53900
}&#039;و زمانی که می‌خواید بین داده‌هایی که بارگذاری کردید جستجو کنید، این درخواست رو ارسال می‌کنید:curl --location --request GET &#039;https://api.negare.io/v1/search&#039; \
--header &#039;Content-Type: application/json&#039; \
--header &#039;API-KEY: &lt;TOKEN&gt;&#039; \
--data-raw &#039;{
    &amp;quotquery&amp;quot: &amp;quotشلوار&amp;quot,
    &amp;quotinFields&amp;quot: [&amp;quottitle&amp;quot, &amp;quotdescription&amp;quot],
    &amp;quotreturnFields&amp;quot: [&amp;quotid&amp;quot, &amp;quottitle&amp;quot, &amp;quotdescription&amp;quot, &amp;quotprice&amp;quot],
    &amp;quotpage&amp;quot: 1,
    &amp;quotperPage&amp;quot: 10
}&#039;پاسخی هم که دریافت می‌کنید همچین فرمتی داره:{
    &amp;quotresults&amp;quot: [...],
    &amp;quotpage&amp;quot: 1,
    &amp;quotperPage&amp;quot: 10,
    &amp;quotsortBy&amp;quot: {
         &amp;quot_score&amp;quot: &amp;quotdesc&amp;quot
    },
    &amp;quottotal&amp;quot: 67,
    &amp;quottook&amp;quot: 7.99
}اگه می‌خواید بیشتر در مورد این API ها بدونید و مثال‌های بیشتری رو ببینید، می‌تونید یه سر به این مستندات بزنید.مزیت دیگه‌ای که استفاده از راه حل جستجو به عنوان سرویس داره، کم کردن هزینه‌های شماست؛ شما با توجه به اندازه کسب و کارتون و فقط به اندازه‌ای که از این سرویس‌ها استفاده می‌کنید، هزینه پرداخت می‌کنید. چون برای استفاده از سرویس جستجو نیازی به تهیه سرور ندارید، پس لازم نیست که برای تهیه و نگداری سرور هزینه کنید. به‌علاوه بر خلاف نصب نرم‌افزار الستیک سرچ که معمولا چندین روز از وقت تیم فنی شما رو میگیره، راه‌اندازی سرویس جستجو حداکثر چند ساعت زمان میبره. استفاده از سرویس جستجو در مقایسه با دوتا روش دیگه مزیت‌های زیادی داره، مثلا دسترسی داشتن به یه پشتیابی قوی، برخورداری از قابلیت‌های پیشرفته‌ای مثل تشخیص غلط املایی و جستجوی صوتی، و ... . اما الان می‌خوام در مورد اون چیزی که برای مدیرای کسب و کار و بازاریاب‌های دیجیتال اهمیت زیادی داره صحبت کنم، یعنی دسترسی به داده‌ها و گزارش‌های مربوط به جستجوی داخلی کاربران.امکان مشاهده گزارش‌ها در پنل مدیریتیمدیرای کسب و کارها و مدیرای بازاریابی همیشه دنبال روش‌هایی هستن تا از طریق اون‌ها مشتریانشون و نیازهای اون‌ها رو بهتر بشناسن. همونطور که گفتیم بخش قابل توجهی از درآمد کسب و کارها مربوط به کاربرایی هست که از جستجوی داخلی استفاده می‌کنن، پس درک نیازهای این گروه از کاربرا اهمیت خیلی زیادی برای کسب و کارها داره. خبر خوب اینه که این گروه خودشون مستقیما به ما میگن که دنبال چی هستن و چه نیازهایی دارن، اما متاسفانه خیلی از کسب و کارها این اطلاعات ارزشمند رو جمع‌آوری نمی‌کنن.سرویس‌های جستجو معمولا یه پنل مدیریتی رو در اختیار کاربراشون قرار میدن، و یکی از قابلیت‌هایی که این پنل‌های مدیریتی دارن، امکان مشاهده گزارش‌های مربوط به جستجوی داخلی کاربرهاست. اینکه کاربرها بیشتر چه عباراتی رو جستجو کردن، کدوم جستجوها نتیجه‌ای نداشته و اطلاعات دیگه‌ای از این دست. استفاده کردن از این اطلاعات میتونه کمک بزرگی به کسب‌وکارها بکنه تا درآمد و سوددهی خودشون رو افزایش بدن.تصویر زیر یه نمونه از پنل‌های مدیریتی‌ای هست که سرویس‌های جستجو در اختیار کاربراشون قرار میدن. اگه دوست دارید که دموی این پنل رو ببینید و خودتون اون رو تست کنید، میتونید به این لینک یه سری بزنید.نمونه‌ای از پنل مدیریتی‌ که سرویس‌های جستجو در اختیار مشتریاشون قرار میدن.استفاده از سرویس جستجو برای کسب و کار شما مناسبه؟فرقی نمی‌کنه که مقیاس کسب و کار شما چقدر باشه؛ داشتن یه جستجوی داخلی پیشرفته و کارآمد اهمیت زیادی داره و نمیشه اون رو نادیده گرفت. پیشنهاد من اینه که تا حد امکان استفاده از جستجوی پیشفرض رو کنار بذارید، چون عملکرد ضعیف اون میتونه باعث از دست دادن مشتریاتون بشه و براتون هزینه زیادی داشته باشه. تحقیقات نشون داده که حتی فروشگاه‌های اینترنتی کوچکی که فقط چندصد محصول دارن، با بهینه سازی جستجوی داخلی خودشون می‌تونن درآمد و سودشون رو تا حد زیادی بیشتر کنن.البته برای بهینه‌سازی جستجوی داخلی، علاوه بر استفاده از یه موتور جستجوی قدرتمندتر راه‌های دیگه‌ای هم وجود داره؛ راه‌هایی که خیلی ساده و کاربردی هستن و هیچ هزینه‌ای برای شما ندارن. مثلا یه فروشگاه اینترنتی کوچک به اسم بلک فورست، فقط با بزرگ‌تر کردن سرچ باکس سایتش تونسته که درآمدش رو ۸۴ درصد افزایش بده. اگه دوست دارید بیشتر در مورد داستان فروشگاه بلک فورست و راه‌های دیگه بهینه‌سازی جستجوی داخلی بدونید، میتونید این نوشته رو بخونید. استفاده از سرویس جستجو مزیت‌های زیادی داره، اما ممکنه که برای هر کسب و کاری مناسب نباشه. اگه شما یه کسب و کار بزرگ دارید و توی تیمتون فردی رو دارید که قبلا با نرم‌افزارهای اوپن سورسی مثل الستیک سرچ کار کرده و توی راه‌اندازی، نگهداری و توسعه اون تخصص داره، شاید بهتر باشه که خودتون یه سرور تهیه کنید و از الستیک سرچ برای جستجوی داخلیتون استفاده کنید. با این حال اگه می‌خواید که در آینده دغدغه‌ای در مورد مقیاس‌پذیری، بهبود عملکرد موتور جستجو و اضافه‌کردن قابلیت‌های جدید به اون نداشته باشید، شاید بد نباشه که سرویس‌های جستجو رو هم بررسی کنید.برای کسب و کارهای کوچک‌تر، احتمال اینکه کسی توی تیم فنیشون قبلا با الستیک سرچ کار کرده باشه کمتره؛ با این حال حتی اگه توی تیم فنی شما کسی قبلا با این نرم‌افزار کار نکرده باشه، اگه بچه‌های تیم فنی‌تون کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداشته باشن و علاقه داشته باشن که کار با الستیک سرچ رو یاد بگیرن، باز هم می‌تونید برید سراغش؛ اما معمولا بچه‌های تیم فنی سرشون خیلی شلوغه و باید از بین چندتا پروژه یکی رو که از بقیه اهمیت بیشتری داره برای انجام دادن انتخاب کنن. توی این حالت بهتره که از جستجو به عنوان سرویس برای جستجوی داخلی سایت یا اپلیکیشنتون استفاده کنید، تا تیم فنی‌تون بتونه وقت و انرژیش رو صرف انجام کارهای مهم‌تر کنه.اگه شما یه کسب و کار کوچک هستید که نیروی فنی نداره و کسب و کارش رو روی بسترهایی مثل وردپرس و یا فروشگاه‌سازهای دیگه بالا آورده، در اون صورت سرویس‌های جستجو معمولا افزونه‌هایی برای بسترهای شناخته شده مثل ورد‌پرس دارن و شما می‌تونید خیلی راحت با نصب اون افزونه‌ها از این سرویس‌ها استفاده کنید، و بسته به تعداد جستجو های داخلیتون، ماهیانه هزینه‌ای رو بپردازید.جمع بندیجستجو به عنوان سرویس یا سرویس جستجو، یه خدمت SaaS هست که کسب و کارها می‌تونن برای داشتن یه جستجوی داخلی پیشرفته و کارآمد از اون استفاده کنن. استفاده از این سرویس‌ها در مقایسه با گزینه‌های دیگه مزیت‌های مختلفی داره، و همین مسئله باعث شده که در سطح بین‌المللی سرویس‌های جستجوی مختلفی مثل الگولیا، الستیک کلاود، دوفایندر، آمازون کلاود سرچ و ... به وجود بیاین و مشتری‌های بزرگی مثل Lacoste، Coursera،Flexport و ... داشته باشن.کسب و کارهای ایرانی به دلیل تحریم‌ها و مشکلات دیگه‌ای که وجود داره، معمولا امکان استفاده از سرویس‌های جستجوی خارجی رو ندارن؛ به علاوه این سرویس‌ها برای زبان فارسی بهینه‌سازی نشدن. پس چاره چیه؟ خبر خوب اینه که کسب وکارهای ایرانی می‌تونن از سرویس‌های جستجوی ایرانی، یعنی نگاره و تکسوس استفاده کنن و از بین اون‌ها یکی رو که با نیازهاشون سازگاری بیشتری داره انتخاب کنن.</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 20:38:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تک‌شاخ‌ها را فراموش کنید؛ استارتاپ‌ها باید شتر باشند!</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AA%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-rybw39cql0b6</link>
                <description>این نوشته، ترجمه مقاله Forget Unicorns. Startups Should Be Camels هست که به قلم الکس لازارو نوشته و در وبسایت entrepreneur.com منتشر شده. الکس لازارو که مدیر سرمایه گذاریِ شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر Cathay Innovation هست، سال‌هاست که در حوزه استارتاپ‌ها فعالیت کرده و در این مقاله، ۴ نکته واقعا جالب و مفیدی رو مطرح می‌کنه که به نظرم خوندنشون می‌تونه به موفقیت استارتاپ‌ها کمک زیادی بکنه و دید اون‌ها رو نسبت به برخی مسائل کلیدی تغییر بده.کل اکوسیستمی که در سیلیکون ولی به وجود اومده، تنها در راستای یک هدف حرکت می‌کنه: خلق تک‌شاخ‌ها؛ استارتاپ‌هایی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار. زمانی بود که این تکشاخ‌ها گونه بسیار نادری بودن و تعدادشون حتی به تعداد انگشت‌های یه دست هم نمی‌رسید، اما حالا در سرتاسر دنیا چیزی در حدود ۳۵۰ تا تک‌شاخ وجود داره.در دنیای امروز، تک‌شاخ‌ها نماینده چیزی فراتر از یک ارزش گذاری ساده هستند. امروز اون‌ها نماینده یک فلسفه، یک فرهنگ بخصوص و یک فرایند مشخص برای ساخت استارتاپ‌ها هستند؛ فرهنگی که در اون تبدیل شدن به یک تک‌شاخ هدف اصلی، و رشد خیلی سریع روش رسیدن به این هدفه. ابزارهایی که برای دستیابی به این هدف از اون‌ها استفاده میشه، اینها هستن: سرمایه‌های هنگفتی که توسط سرمایه‌گذاران خطر پذیر تأمین میشه، یک استخر عمیق و آماده از استعداد‌ها و نیروهای متخصص، و اکوسیستم استارتاپی‌ای که از این هدف حمایت می‌کنه.این روش برای مدتی در سیلیکون ولی جواب میداد و اکثر افراد به این نتیجه رسیده بودن که روش درست و اصولی همینه؛ اما امروز که شاهد شکست‌های متعددی در زمان عرضه عمومی سهام استارتاپ‌ها هستیم، عده بیشتری متوجه این مسئله شدن که این فرهنگ غلط چطور اکوسیستم استارتاپی رو مسموم کرده. به علاوه، برای ۹۹ درصد از کارآفرین‌ها که در خارج از سیلیکون ولی فعالیت می‌کنند، جایی که سرمایه‌های موجود به مراتب کمتره، دستیابی به این هدف از اول هم امکان‌پذیر نبوده!همین دلایل باعث شده که یه فلسفه جدید شکل بگیره که روز به روز هم هواداران بیشتری پیدا می‌کنه. این فرهنگ از جایی سرچشمه گرفته که من به اون خط مقدم دنیای استارتاپ‌ها میگم؛ اون اکوسیستم‌هایی که در خارج از سیلیکون ولی و سایر شهرهای بزرگ مثل نیویورک، لندن و شانگهای فعالیت می‌کنن. در خط مقدم دنیای استارتاپ‌ها، مدل رشدی که فرهنگ تک‌شاخ‌ها اون رو تشویق می‌کنه، یعنی رشد کردن به هر قیمتی، به هیچ عنوان با شرایط این اکوسیستم‌های استارتاپی نوظهور که در خارج از سیلیکون ولی قرار دارند همخوانی نداره. برای این استارتاپ‌ها، شترها الگوی خیلی مناسب‌تری هستند. شترها موجوداتی هستن که می‌تونن خودشون رو با اقلیم‌ها و شرایط آب و هوایی مختلف وفق بدن، ماه‌ها بدون آب و غذا زنده بمونن، و هنگامی که زمان درستش فرا برسه، برای مدت زمانی قابل توجهی با سرعت رو به جلو حرکت کنن، بدون اینکه خسته بشن.بر خلاف تک‌شاخ‌‌ها، شترها موجوداتی خیالی نیستن که در سرزمین‌های رویایی زندگی می‌کنن؛ شترها موجوداتی واقعی و مقاوم هستن که می‌تونن توی سخت‌ترین شرایط بر روی کره زمین زنده بمونن. با اینکه تشبیه شتر برای استارتاپ‌ها به اندازه  تشبیه شدن به یه تک‌شاخ‌ جذاب نیست، اما با الگو قرار دادن شترها، استارتاپ‌ها یاد می‌گیرن که بقای خودشون رو در اولویت قرار بدن و رشد کردن به هر قیمتی رو کنار بگذارن.چهار درس کلیدی که استارتاپ‌ها باید از این موجودات مقاوم و شگفت‌انگیز بگیرن، این‌ها هستن:از تخفیف‌های سرسام‌آور برای جذب کاربر استفاده نکنیددر سیلیکون ولی، خیلی از استارتاپ‌ها برای اینکه بتونن کاربرای بیشتری رو در مدت زمان کوتاهی جذب کنن، تخفیف‌های غیرمنطقی‌ای رو به اونها پیشنهاد میدن؛ مثلا استارتاپ‌هایی که تو حوزه سفارش آنلاین غذا فعالیت می‌کنن، با دادن پیشنهاد تخفیف‌های ۵۰ درصدی یا بیشتر، تلاش می‌کنن تا کاربرا رو به سایت خودشون بکشونن. اون‌ها به دنبال این هستن که به هر قیمتی شده رشد کنن!دلیل انجام چنین کاری توسط این استارتاپ‌ها، اینه که سرمایه زیادی در اختیار دارن؛ به علاوه، زمانی که سرمایه‌گذارها می‌خوان اون‌ها رو قضاوت کنن، بیشتر از اینکه به هزینه‌های کسب و کارشون و یا روش‌هایی که برای رسیدن به سودآوری در پیش گرفتن توجه کنن، به نرخ رشد کاربراشون اهمیت میدن. اما در پیش گرفتن چنین روشی می‌تونه نتیجه عکس داشته باشه و باعث شکست این استارتاپ‌ها بشه.استارتاپ‌هایی که در بازارهای کمتر توسعه‌یافته فعالیت می‌کنن و با شرایطی سخت‌تری مواجه هستن، به اندازه استارتاپ‌های سیلیکون ولی، از دادن تخفیف‌های آنچنانی و یا حتی ارائه رایگان محصول یاخدمتشون برای جذب کاربر بیشتر استفاده نمی‌کنن. این استارتاپ‌ها در ازای محصول و یا خدمتی که به کاربراشون ارائه میدن از اون‌ها هزینه دریافت می‌کنن. گراب‌هاب، یه استارتاپ سفارش آنلاین غذا که در شیکاگو متولد شده، از استارتاپ‌های ولخرج سیلیکون ولی پیروی نکرده و این روش رو در پیش نگرفته، و امروز به یه شرکت چند میلیارد دلاری تبدیل شده که با موفقیت سهامش رو در بازار بورس عرضه کرده. مایک ایوانز، یکی از بنیانگذران این استارتاپ دلیل این تصمیمشون رو اینجوری توضیح میده: من مشغول ساخت یه کسب و کار هستم، نه یه سرگرمی. کسب و کارها برای شما درآمد ایجاد می‌کنن، اما سرگرمی‌ها اینطوری نیستن.شترها خوب می‌دونن که قیمت یه محصول و یا خدمت، مانعی بر سر راه استفاده کردن از اون نیست، بلکه نشانگر کیفیت و جایگاه اون در بازاره. در بازارهای نوظهور، راه‌حل‌های جایگزین یا وجود ندارن، و یا اونقدر ناکارآمد هستن که مشتری با کمال میل حاضره که هزینه استفاده از یه محصول یا خدمت قابل اطمینان، امن و کارآمد رو پرداخت کنه. یادتون باشه که مشتری‌ها دنبال محصولات رایگان نیستن. برای اینکه بتونید مشتری‌ها رو به سمت خودتون بکشونید، باید راه‌حلی رو به اون‌ها ارائه بدید که حاضر باشن براش پول بدن، و بعد از استفاده از اون محصول یا خدمت، به این نتیجه برسن که پرداخت اون هزینه کاملا ارزشش رو داشته.هزینه‌ها را مدیریت کنیددر خط مقدم دنیای استارتاپ‌ها، موفق‌ترین کارآفرین‌ها اون‌هایی هستن که با در نظر گرفتن چرخه عمر استارتاپ، هزینه‌هاشون  رو به نحوی مدیریت می‌کنن که با منحنی رشدشون همخوانی بهتری داشته باشه. جذب و استخدام نیروهای جدید، تنها باید بعد از افزایش درآمد و بخاطر زیاد شدن بار عملیاتی انجام بشه. هزینه‌های مربوط به بازاریابی باید با شتابی مناسب و معقول افزایش داده بشه. برای میزان هزینه‌ها باید سطح‌بندی‌های مشخصی در نظر گرفته بشه، تا اطمینان حاصل بشه که کسب و کار به قعر چاه هزینه‌ها کشیده نمیشه.جیسون فرید، بنیانگذار یه استارتاپ موفق به اسم بیس‌کمپ در شهر شیکاگوئه. اون این قضیه رو اینجوری برای من توضیح میده: دلایلی که می‌تونن سودآور نبودن یه استارتاپ رو توجیه کنن خیلی کم هستن. برای یه استارتاپ، مدیریت ساختار هزینه اهمیت خیلی زیادی داره؛ با این حال شما نمی‌بینید که توی اکوسیستم استارتاپی به اندازه کافی در مورد مدیریت هزینه‌ها صحبت بشه. اگه شما هزینه‌هاتون رو مدیریت نمی‌کنید، پس مشغول ساخت یه کسب و کار نیستید؛ شما در حال ایجاد یک نهاد مالی ناسالم هستید!خبر خوب اینه که کارآفرین‌هایی که تو خط مقدم دنیای استارتاپ‌ها فعالیت می‌کنن، از یه مزیت خیلی مهم برخوردار هستن و اون پایین بودن نسبی هزینه‌هاست. برای یه استارتاپ‌ سنگین‌ترین هزینه‌ای که وجود داره، هزینه‌ مربوط به استخدام نیروی انسانیه؛ به خصوص تو روزهای اول فعالیتش. در حال حاضر، میانگین هزینه‌ای که یه استارتاپ فعال در سیلیکون ولی برای استخدام یه توسعه‌دهنده نرم‌افزار باید پرداخت کنه، دو برابر میانگین دست‌مزد یه برنامه‌نویس‌ در تورنتو، هفت برابر سائو پائولو، و هشت برابر نایروبیه! هزینه مربوط به اجاره و هزینه‌های عملیاتی دیگه هم توی این شهر‌ها به مراتب از سیلیکون ولی کمتره.مزیت مربوط به کمتر بودن هزینه‌ها، در کنار مدیریت کردن درست هزینه‌کردها، باعث میشه استارتاپ‌هایی که در خط مقدم فعالیت می‌کنن، با دریافت میزان سرمایه یکسان قادر باشن که برای مدت زمان طولانی‌تری به فعالیت خودشون ادامه بدن. این باعث میشه که این استارتاپ‌ها فرصت بیشتری برای خلق درآمد و رسیدن به شرایطی پایدار داشته باشن، و در نتیجه از انعطاف‌پذیری بیشتری برای مقابله با شوک‌های بازار برخوردار بشن. تنها به میزانی که نیاز دارید، سرمایه جذب کنیدسرمایه خطرپذیر ابزار خیلی قدرتمندیه (بذارید شفاف سازی کنم: من خودم یه سرمایه‌گذار خطر پذیرم). با این حال، همه استارتاپ‌ها به جذب سرمایه خطرپذیر نیاز ندارن. در حال حاضر، بعضی از استارتاپ‌ها هستن که از ابزارهای جایگزینی مثل مدل اشتراک درآمد استفاده می‌کنن ( مدلی که در اون، سرمایه‌گذار بخشی از درآمد یه استارتاپ رو برای یه بازه زمانی مشخص میخره ).حتی زمانی که شترها سرمایه خطرپذیر جذب می‌کنن، برای اهداف کاملا مشخصی این کار رو انجام میدن و میزان سرمایه‌ای که جذب می‌کنن متناسب با اون اهدافه. این باعث میشه که کارآفرین‌ها کنترل بیشتری روی کسب وکارشون داشته باشن، و سهم بیشتری از استارتاپشون رو در اختیار خودشون نگه دارن. برای مثال، شرکت کوالتریکز در سال ۲۰۰۲ در زیرزمین خونه‌ای در شهر یوتا فعالیت خودش رو به عنوان یه شرکت تحقیقات آنلاین شروع کرد. بنیانگذارای این استارتاپ برای تامین هزینه‌های مربوط به توسعه و گسترش کسب و کارشون از سود حاصل از فعالیت‌های خود شرکت استفاده کردن. با اینکه در مراحل مختلف سرمایه‌گذارهای خطرپذیر زیادی به سراغ اون‌ها رفتن، اون‌ها هر بار این پیشنهاد‌ها رو رد کردن. نهایتا اون‌ها ده سال بعد از آغاز به کارشون برای جذب سرمایه خطر پذیر اقدام کردن، اما این کار رو بر اساس شرایطی که خودشون تعیین کرده بودن انجام دادن، چرا که تا اون زمان به یه شرکت چند میلیارد دلاری تبدیل شده بودن و قدرت چانه‌زنی خیلی زیادی داشتن.البته، این حرف به معنی این نیست که کارآفرین‌ها باید از جذب سرمایه خطرپذیر خودداری کنن. در حقیقت، اکثریت شترها برای بقای خودشون به سرمایه‌گذاری‌های خارجی وابسته هستن. اگرچه، شترها این امتیاز رو دارن که تصمیم بگیرن سرمایه خطر پذیر رو قبول کنن یا نه، و اگه تصمیم به جذب سرمایه گرفتن، تصمیم بگیرن که از چه کسی و تحت چه شرایطی اون سرمایه رو قبول کنن.دید بلند مدت داشته باشیدکارآفرین‌هایی که در خط مقدم دنیای استارتاپ‌ها فعالیت می‌کنن، خوب میدونن که خلق کردن یه کسب و کار یه ماجراجویی کوتاه‌مدت نیست، و در واقعیت بعضی از بزرگ‌ترین پیشرفت‌های ناگهانی برای شرکت‌ها بعد از گذشت سال‌های اولیه فعالیتشون رخ میده. این کارآفرین‌ها به خوبی درک کردن که اولین و مهمترین استراتژی‌ای که باید اون رو دنبال کنن، تلاش برای بقا هست.با دنبال کردن این استراتژی، استارتاپ‌ها فرصت این رو پیدا می‌کنن تا به مرور زمان مدل کسب و کارشون رو بهبود بدن، محصولی رو پیدا کنن که تقاضای زیادی توی بازار براش وجود داره، و سیستمی رو خلق کنن که مقیاس‌پذیر باشه. شکی در این نیست که این استارتاپ‌ها ممکنه رقبایی داشته باشن، اما اون‌ها خوب می‌دونن که همیشه مسابقه بر سر این نیست که چه کسی زودتر وارد بازار میشه؛ چیزی که اهمیت داره اینه که چه کسی می‌تونه بیشتر از بقیه توی بازار باقی بمونه و بقاش رو حفظ کنه.داشتن یه دید بلندمدت به استارتاپ‌ها کمک می‌کنه تا بین رشد کردن و پذیرش ریسک تعادل بهتری برقرار کنن، و در نتیجه انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشن. همونطور که مایک ایوانز، بنیانگذار گراب‌هاب گوشزد میکنه: ۱۰ سال طول کشید تا ما به مرحله IPO برسیم (عرضه اولیه سهام). ما می‌تونستیم با در اولویت قرار دادن رشد کسب و کارمون نسبت به سودآوری اون، این زمان رو به هشت سال هم کاهش بدیم؛ اما اگه چنین کاری می‌کردیم، ریسکی که باهاش مواجه بودیم رو هفت برابر می‌کردیم. ما رشد آهسته و پایدار رو انتخاب کردیم.تصمیمی که بنیانگذارای گراب‌هاب گرفتن، باعث شد مدت بیشتری طول بکشه تا بتونن سهام خودشون رو بفروشن و به افراد ثروتمندی تبدیل بشن، اما در عوض انعطاف‌پذیری کسب‌وکارشون رو افزایش داد و باعث شد که بهتر بتونن با ریسک‌ها و چالش‌هایی که بر سر راهشون قرار داشت مقابله کنن.البته، تلاش برای ساخت یه کسب و کار پایدار به این معنی نیست که کارآفرین‌های خط مقدم دنیای استارتاپ‌ها به دنبال رشد استارتاپشون نیستن؛ با این حال، بر خلاف استارتاپ ‌های سیلیکون ولی که ناچار هستن خیلی سریع رشد چشمگیر و قابل توجهی داشته باشن، اون‌ها استراتژی رشد کردن به هر قیمت رو دنبال نمی‌کنن. منحنی نقدینگی این استارتاپ‌ها  به اندازه استارتاپ‌های سیلیکون ولی منفی نمیشه، و همین باعث میشه که شترها خیلی راحت‌تر از دره مرگ عبور ‌کنن ( اون نقطه‌ای که جریان نقدینگی یه استارتاپ به منفی‌ترین سطح خوش میرسه ).به جای پیروی کردن از مدل رشد به هر قیمتی، شترها یه استراتژی رشد متعادل رو دنبال می‌کنن، و هنگامی که زمان مناسبش از راه برسه، با پایداری و کنترل خیلی بیشتری وارد مرحله رشد ناگهانی میشن. تفاوت اصلی شترها در اینه که در صورت لزوم سرعت رشدشون رو کاهش میدن و در عوض به سمت ایجاد یه کسب و کار پایدار حرکت می‌کنن.البته هنگامی که زمان درست از راه برسه، شترها هم با سرعت خیره‌کننده‌ای رشد می‌کنن، اما در عین حال با مدیریت استراتژیک خودشون اطمینان حاصل می‌کنن که در برابر شوک‌های بازار انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشن و بتونن زمان بیشتری در گردونه رقابت باقی بمونن. شترها خودشون رو با سختی‌های محیطی که در اون قرار گرفتن سازگار می‌کنن، و در نتیجه خیلی راحت‌تر شرایط دشوار رو پشت سر میگذارن. بدون شک استارتاپ‌هایی که در سیلیکون ولی فعالیت می‌کنن، می‌تونن چیزهای زیادی از شترها یاد بگیرن. دنیا قطعا به شترهای بیشتری نیاز داره.ذهنیت تک‌شاخ‌های سیلیکون ولی توی اکوسیستم استارتاپی ایران هم حضور پررنگی داره. شاید بد نباشه که ما هم یکم بیشتر از شترها یاد بگیریم، تا بتونیم کسب و کارهایی رو خلق کنیم که به سلامت از بحران‌های پیش روشون عبور می‌کنن. امیدوارم که با خوندن این نوشته، یکم بیشتر در مورد استراتژی کسب وکارتون فکر کنید. اگه این مقاله رو دوست داشتید، یادتون نره که با لایک‌هاتون بهم انرژی بدید :))</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 19:57:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی‌های باحال و جذاب برای یادگیری و تمرین CSS FlexBox و Service Workers</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-css-flexbox-iyxaqrwfmhde</link>
                <description>من حافظه داغونی دارم و همه اونایی که منو میشناسن اینو خوب میدون. با وجود اینکه حتی با همچین حافظه  داغونی هم میشه به سلامت روزگار گذروند، ولی خوب داشتن ظرفیت حافظه یه ماهی گلی یه ایراداتی هم داره! یکی از چشمه‌هاش اینه که وقتی یه مدت با فلکس باکس کار نمی‌کنم، کل دانشم تو این زمینه ریست میشه و دوباره باید برم سراغ مستندات تا ببینم چی به چیه. :))این داستان بارها و بارها تکرار شده بود، تا اینکه امروز تصمیم گرفتم به جای رفتن سراغ مستندات W3scools یکم توی گوگل بگردم و ببینم یه روش سرگرم‌کننده‌تر برای مرور مفاهیم فلکس باکس پیدا می‌کنم یا نه، و ارشمیدس‌وار اعلام می‌کنم که یافتم، یافتم!اگه شما هم مشکل منو دارید و یا حوصلتون سر رفته و بدتون نمیاد چند دقیقه‌ای سرگرم بشید و در کنارش تسلط خودتون بر روی فلکس باکس رو هم یه محک بزنید، پیشنهاد می‌کنم که یه سر به این وبسایت بزنید. بیاید که دوتا بازی دیگه هم پیدا کردم که هزینه‌شون ۱۷۹ دلاره هر کدوم، ولی بخاطر کرونا رایگان شدن :)))لینک بازیا:http://flexboxfroggy.com/https://flexboxzombies.com/p/flexbox-zombies (قیمت اصلی ۱۷۹ دلار)https://serviceworkies.com/ (قیمت اصلی ۱۷۹ دلار) http://flexboxfroggy.com/  https://serviceworkies.com/  https://flexboxzombies.com/p/flexbox-zombies </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2020 13:14:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزینه از دست رفته؛ مفهومی که دید شما رو نسبت به زندگی تغییر میده!</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-qxphqagnhjdy</link>
                <description>هزینه از دست رفته یا Sunk Costتا حالا براتون پیش اومده که از سوپری (یا به قول امروزیا هایپر مارکت) یه کیک بخرید و با اولین گاز بفهمید که این کیک بدمزه‌ترین کیکیه که تو عمرتون مزش کردید، ولی چون براش پول دادید، اونو دور نندازید و تا تهشو بخورید؟ :))  تا حالا شده که بیست دقیقه بعد از تماشای یه فیلم به این نتیجه برسید که از اون فیلم خوشتون نمیاد، ولی چون وقت گذاشتید و تا اونجاش رو دیدید، تصمیم بگیرید که تا آخرش رو ببینید؟هیچوقت شده احساس کنید که رشته تحصیلیتون با روحیات و شخصیت شما همخوانی نداره، اما بخاطر تمام تلاش‌ها و زحماتی که تا حالا بخاطرش کشیدید، تصمیم بگیرید که به تحصیل توی اون رشته ادامه بدید؟!زندگی همه ما پر از موقعیت‌های اینجوریه، موقعیت‌هایی که ما رو بر سر یه دوراهی قرار میدن، و دوراهی یعنی تصمیم، تصمیم‌های کوچک و بزرگ؛ تصمیم‌هایی که گاهی اوقات میتونن مسیر زندگی و آیندمون رو تغییر بدن! احتمالا شما هم از این مدل تجربه‌ها توی زندگیتون داشتید. اگه جوابتون مثبته، پیشنهاد می‌کنم که حتما به خوندن ادامه بدید، تا با مفهوم هزینه از دست رفته آشنا بشید و اجازه ندید که خطای هزینه از دست رفته، باعث بشه تصمیمات غلطی توی مقاطع حساس زندگیتون بگیرید.خطای هزینه از دست رفتههمه ما آدما یه ویژگی ذاتی و مشترک داریم، اونم اینه که برامون سخته قبول کنیم که اشتباه کردیم. همه ما تمایل داریم تصمیماتی بگیریم که بر روی انتخاب‌های قبلیمون مهر تایید میزنن و یا اون‌ها رو توجیه می‌کنن. همین مسئله باعث به وجود اومدن یه خطای شناختی در هنگام تصمیم‌گیری‌هامون میشه؛ خطای هزینه از دست رفته یا (Sunk Cost Fallacy).خطای هزینه‌ از دست رفته باعث میشه که ما به چیزهایی که براشون پول، زمان، انرژی و یا حتی احساساتمون رو هزینه کردیم بچسبیم، و حتی بعد از اینکه می‌فهمیم انتخابمون اشتباه بوده، حاضر نشیم که ازشون دست بکشیم. اما خوب این سوگیری ذهنی چه ایرادی داره؟ هرچی باشه ما برای انتخاب‌هامون هزینه کردیم و منطقیه که دلمون نخواد اون هزینه‌ها به هدر بره، درسته؟نه، درست نیست! حقیقت اینه: توی همچین مواردی، هزینه‌هایی که ما تا الان کردیم همین الانش هم به هدر رفتن. پافشاری کردن روی انتخاب‌های غلطمون نمی‌تونه اون هزینه‌ها رو به ما برگردونه، و حتی باعث میشه که ما منابع ارزشمند بیشتری رو به هدر بدیم. به قول این ضرب‌المثل قدیمی: آب رفته به جوی بر نمی‌گرده!وقتی که ما یه کیک میخریم و با اولین گاز می‌فهمیم که طعمشو دوست نداریم، خوردن اون کیک پول ما رو بهمون بر نمی‌گردونه؛ فقط باعث میشه که بیخود و بی‌جهت کالری اضافه وارد بدنمون بشه، کالری‌ای که سوزوندنش به این راحتیا نیست :))وقتی بیست دقیقه از تماشای فیلم گذشته و ما متوجه میشیم که اون فیلم رو دوست نداریم، تماشای بقیه اون فیلم زمان از دست رفته ما رو بهمون بر نمی‌گردونه و فقط باعث میشه که زمان بیشتری رو به هدر بدیم؛ زمانی که می‌تونستیم اون رو به انجام کاری اختصاص بدیم که ازش لذت میبردیم.خطای هزینه از دست رفته توی موارد جدی‌تری هم مشاهده میشه و بر روی تصمیمات مهم زندگی ما تاثیر میذاره. وقتی ما به این نتیجه می‌رسیم که رابطه عاطفیمون به انتها رسیده، اما چون برای این رابطه هزینه‌های زیادی کردیم تصمیم به ادامه اون میگیریم. وقتی که از شغلمون راضی نیستیم، اما چون برای به دست آوردن و نگه داشتنش تلاش زیادی کردیم، حاضر نیستیم که اون رو رها کنیم.مثال‌های این مدلی خیلی زیاده. مطمئنم که اگه خودتون فکر کنید می‌تونید کلی از این مدل مثال‌ها رو توی زندگی خودتون و اطرافیانتون پیدا کنید. اما چاره چیه؟ برای مقابله با خطاهای شناختی و سوگیری‌های ذهنی، تنها راهی که وجود داره اینه: اون‌ها رو بشناسیم، بپذیریم که این نقص‌‌ها رو داریم، و هنگام تصمیم‌گیری‌هامون، با آگاهی از وجود اونها تصمیم بگیریم و حواسمون بهشون باشه تا روی تصمیماتمون تاثیر منفی نذارن.استارتاپ‌ها و خطای هزینه از دست رفتهاما خطای هزینه هدررفته چه تاثیری بر روی استارتاپ‌ها و کسب و کارها داره؟ فرض کنید که توی استارتاپتون روی یه پروژه یا یک محصول خاص سرمایه‌گذاری کردید؛ مبلغ زیادی رو براش هزینه کردید، وقت و انرژی زیادی رو صرفش کرید، و زیرساخت‌ها و منابع مختلفی رو بهش اختصاص دادید. اما الان به دلایل مختلفی مثل تغییر شرایط تکنولوژیک به این نتیجه رسیدید که این پروژه برای شما سودآور نیست.مثلا فرض کنید که شما وقت، انرژی و منابع زیادی رو صرف اجرا و پیاده‌سازی یه جستجوی داخلی برای سایت یا اپلیکیشنتون کردید، و از نتیجه نهایی هم کم و بیش رضایت دارید. حالا اگه با یه سرویس جستجو آشنا بشید و ببینید که عملکردش از سرویس شما بهتره، هزینه کمتری براتون داره، و چون در قالب یه خدمت SaaS ارائه میشه برای استفاده کردن از اون نیاز به منابع و زیرساخت‌هاتون ندارید، تصمیم شما چیه؟ اگر دچار سوگیری هزینه هدر رفته باشید، با خودتون میگید سرمایه‌گذاری‌هایی که تا الان انجام دادید نباید به هدر بره و حیف بشه و در نتیجه تصمیم میگیرید که به استفاده از جستجوی داخلی فعلیتون ادامه بدید، هرچند که بخاطر مسائل مربوط به نگهداری و توسعه اون در بلند مدت ناچار به تقبل هزینه بیشتری بشید.اما اگه منطقی فکر کنید و مراقب باشید که تو دام این خطای شناختی نیفتید، متوجه میشید سرمایه‌ گذاری‌هایی که تا الان انجام دادید برگشت‌پذیر نیستن و تنها چیزی که در حال حاضر اهمیت داره، هزینه‌ها و درآمدهای شما در آینده هست.امیدوارم که از این مطلب خوشتون اومده باشه؛ اگه اینطوره یادتون نره که با لایک‌هاتون بهم انرژی بدین. خوشحال میشم اگه تجربیاتی در این زمینه داشتید، توی قسمت نظرات اون رو با من و بقیه دوستاتون به اشتراک بذارید :)در ضمن، یادتون باشه که مراقب سلامتی خودتون و اطرافیانتون باشید و #فاصله‌گذاری-اجتماعی رو رعایت کنید.</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 18:16:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهاد ویژه نوروزی؛ عیدی نگاره به استارتاپ ها و کسب و کارهای کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-fyabssywqcwh</link>
                <description>سلام به همه، نوروزتون مبارک. من از طرف خودم و تیم نگاره سال خیلی خوبی رو براتون آرزو میکنم؛ امیدوارم که سال ٩٩، هم برای خودتون و هم برای کسب و کارتون، سالی پر از اتفاقای خوب و مثبت باشه. حتما خودتون میدونید که سال گذشته برای خیلی‌هامون سال زیاد خوبی نبود؛ اما به هر حال سال ٩٨ هم با همه خوبی‌ها و بدی‌هاش گذشت و سال ٩٩ با بهار قشنگش از راه رسید. متاسفانه رکود پایانی سال گذشته که بخاطر شیوع ویروس کرونا رخ داده بود، به سال جدید هم کشیده شده و باعث شده که خیلی از کسب و کارها با مشکل مواجه بشن. توی این شرایط، کسب و کارها همه به دنبال راه‌هایی هستن تا از طریق اون ها درآمد خودشون رو افزایش بدن و هزینه‌هاشون رو پایین بیارن. استفاده از سرویس جستجو میتونه یکی از این راه‌ها باشه. ما برو بچه‌های تیم نگاره تصمیم گرفتیم که به استارتاپ ها و کسب و کارهای کوچک یه عیدی کوچولو بدیم و در مسیر عبور از این چالش بهشون کمک کنیم؛ به همین خاطر، برای همه استارتاپ ها و کسب و کارهای کوچکی که بخوان از سرویس جستجوی  نگاره استفاده کنن، توی سه ماهه اول سال ١٣٩٩ یه تخفیف ٩٠ درصدی در نظر گرفتیم. اگه شما و کسب و کارتون قصد دارید که از این تخفیف استفاده کنید، کافیه که به ما یه ایمیل بزنید. این هم ایمیل ما: contact@negare.io ما بی‌صبرانه مشتاق همراهی با شما در سال ٩٩ هستیم، و امیداوریم که بتونیم در کنار هم به موفقیت‌های زیادی دست پیدا کنیم. تعطیلات به همگی خوش بگذره :) </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Sun, 22 Mar 2020 23:11:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمع بندی زمستونه؛ دسته بندی موضوعی مطالب</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-ozxxywjqjp0l</link>
                <description>سلام به همگی، پیشاپیش نوروزتون مبارک. قبل از هر چیز بذارید بگم که تو سال ٩٩ ما برای استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک یه عیدی ویژه داریم، پس گوش به زنگ باشید. :) خوب، بریم سر اصل مطلب. از اونجا که ویرگول هنوز این قابلیت رو به انتشاراتش اضافه نکرده که کاربر بتونه بر اساس‌ دسته‌بندی‌های موجود مطالب رو مشاهده کنه و در نتیجه دسترسی به مطالب قدیمی‌تر به مرور مشکل میشه، ما تصمیم گرفتیم که هر سه ما یکبار یه جمع بندی از مطالب منتشر شده توی اون فصل داشته باشیم و اون‌ها رو بر اساس موضوعشون دسته بندی کنیم؛ پس این شما و این هم جمع بندی زمستونه  انتشارات نگاره:استارتاپ، کارآفرینی و کسب و کارمفهوم SaaS (نرم‌افزار به عنوان سرویس) به زبان ساده https://blog.negare.io/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-saas-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-cbrkbq3tlkkv کسب و کارهای آنلاین و راه حلی به نام SaaS https://blog.negare.io/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-saas-matydqf6eoqb نرخ تبدیل، پاشنه آشیل کسب و کارهای آنلاین https://blog.negare.io/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%B4%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-amf0z9qyykgt کارهایی را انجام دهید که مقیاس پذیر نیستند! (پنج قسمتی) https://blog.negare.io/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-pf7cis8ukx3s لطفا به استارتاپ ها نه بگویید! https://blog.negare.io/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AF-jheq4grnwpn2 استارتاپ ناب؛ کتابی که هر کارآفرینی باید آن را بخواند https://blog.negare.io/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-eb1koyb2koo7 می‌دونستید بنیانگذارای استارتاپ Airbnb از هفت تا سرمایه گذار جواب رد شنیدن؟! https://blog.negare.io/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-airbnb-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-ltkr6guk3vx0 درس‌هایی درباره جذب سرمایه برای بنیانگذاران و استارتاپ ها https://blog.negare.io/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-efh5r2ihx7ts توصیه‌های کرونایی برای استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک https://blog.negare.io/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-mmr2cftnmdfq سرویس جستجوی نگارهداستان تولد یک استارت‌آپ! مسیری که با نگاره شروع کرده ‌ایم... https://blog.negare.io/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A2%D9%BE-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-ah7mxaghd1p4 بهینه‌سازی جستجوی داخلی، فرصتی طلایی برای کسب‌وکارهای آنلاین https://blog.negare.io/%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-byihslibawpj چطور داده‌های مربوط به جستجوی داخلی سایتمان را گردآوری کنیم؟ https://blog.negare.io/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vufrw9lzajdw سه راهکار ساده و عملی برای استفاده بهتر از جستجوی داخلی سایت https://blog.negare.io/%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-ff90f8kvghm9 بهینه سازی جستجوی داخلی؛ نیمه گمشده سئو https://blog.negare.io/%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A6%D9%88-isugcjankck8 جستجوی داخلی برای فروشگاه‌های اینترنتی کوچک چقدر اهمیت داره؟ https://blog.negare.io/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-mj7gsmpwin4u برنامه نویسی در اعماق نگاره - نمایه‌سازی https://blog.negare.io/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%82-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vlrvrf785kow خریداری پلتفرم npm توسط شرکت مایکروسافت https://blog.negare.io/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-npm-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-yxfpcav7utjv حال خوبتو با من تقسیم کن :)تو این شب‌های آخر زمستون، بیاید با هم شاهنامه گوش کنیم https://blog.negare.io/%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-cqv95n7latb5 یه بازی جذاب درباره نحوه شکل‌گیری اعتماد در جامعه https://blog.negare.io/%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-zyy5erudoygb </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Wed, 18 Mar 2020 15:45:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خریداری پلتفرم npm توسط شرکت مایکروسافت</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-npm-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-yxfpcav7utjv</link>
                <description>اگه یه توسعه دهنده جاوااسکریپت باشید، امکان نداره که تا حالا از npm استفاده نکرده باشید و یا حداقل اسمش رو نشنیده باشید؛ چه توی حوزه‌های علم داده‌ها، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین فعالیت کنید، و چه یه توسعه دهنده وب سمت سرور یا حتی سمت کلاینت باشید.ان پی ام یا همون Node Package Manager , یه پلتفرم مدیریت پکیج های نرم‌افزاری برای زبان جاوااسکریپت هست که در حال حاضر بیشتر از ١.٣ میلیون پکیج رو میزبانی میکنه و ماهانه بیشتر از ٧۵ میلیارد پکیج نرم‌افزاری از این بستر دانلود میشه. مقامات رسمی در تاریخ ١۶ مارس اعلام کردن که شرکت مایکروسافت در حال مذاکره با شرکت npm برای خریداری این پلتفرم محبوب هست ( اگرچه هیچ کدوم از طرفین درباره قیمت توافق شده حرفی نزدن ). مدیران مایکروسافت قصد دارن که در آينده پلتفرم npm رو با پلتفرم GitHub یکپارچه کنن، تا از این طريق جذابیت این جامعه یکپارچه جدید رو برای توسعه دهنده‌های جاوااسکریپت از این هم بیشتر کنن. شرکت npm علاوه بر اینکه ابزاری رو برای مدیریت پکیج های نرم‌افزاری جاوااسکریپت در اختیار توسعه دهنده‌ها قرار میده، مسئولیت میزبانی و نگهداری از رجیستری نرم‌افزارهای موجود بر روی این بستر و cli یا واسط خط فرمان اون رو هم بر عهده داره. نت فریدمن، مدیرعامل GitHub، اعلام کرده که مایکروسافت قصد  داره رجیستری npm رو به صورت یک بستر اپن سورس حفظ کنه و اون رو به صورت رایگان در اختیار توسعه دهندگان قرار بده. اگرچه ادغام گیت هاب و npm میتونه خبر خوبی برای جامعه جهانی توسعه دهندگان جاوااسکریپت باشه، اما با توجه به محدودیت‌هایی که درحال حاضر کاربرای ایرانی برای استفاده از گیت هاب باهاش مواجه هستن، بیم این میره که در آینده برای استفاده از npm هم به مشکل بخورن. نظر شما در این باره چیه؟میتونید متن اصلی این مقاله در وبسایت ZDNet رو از اینجا بخونید. </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Tue, 17 Mar 2020 01:24:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه‌های کرونایی برای استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-mmr2cftnmdfq</link>
                <description>این نوشته ترجمه مقاله‌ای از وبسایت Forbes هست و شما می‌تونید اصل این مقاله رو اینجا بخونید.با اینکه شیوع ویروس کرونا توی این روزها، تاثیر مخربی روی وضعیت کسب و کارهای مختلف گذاشته، اما یه نکته رو یادتون باشه: خیلی از شرکت‌های بزرگ و موفقی که امروز اون‌ها رو می‌شناسیم، کار خودشون رو توی بحران‌های مالی و دوره‌های رکود اقتصادی شروع کردن. گاهی اوقات قرار گرفتن در شرایط دشوار و بحرانی، باعث میشه که خلاقیت و نوآوری افراد به بیشترین میزان خودش برسه، چرا که در این شرایط اون‌ها نه برای رسیدن به موفقیت، بلکه برای بقا تلاش می‌کنن. شرکت‌های بزرگی مثل Uber, AirBnb, WhatsApp, Square, Pinterest, Slack و Twilio همگی کار خودشون رو در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ میلادی شروع کردن، یعنی همزمان با بروز بحران مالی جهانی!در این نوشته قصد داریم توصیه‌هایی رو با استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک در میان بذاریم که بهشون کمک می‌کنه تا از این شرایط دشوار عبور کنن و به سلامت این بحران رو پشت سر بذارن.نقدینگی خودتون رو مدیریت کنید همه شما اصطلاح روز مبادا رو شنیدید؛ خوب، روز مبادا همین امروزه. نگاه کنید که کلا چقدر نقدینگی دارید، و محاسبه کنید که چطور می‌تونید حداقل به مدت شش تا نه ماه، کسب و کارتون رو با این میزان نقدینگی اداره کنید. اگه هر جوری که حساب می‌کنید دخل و خرجتون با هم نمی‌خونه، پس دنبال راه‌هایی جدیدی برای کاهش هزینه یا افزایش فروش باشید.پیش‌بینی‌های مربوط به فروشتون رو بازبینی کنیدخوشبینی و مثبت‌اندیشی همیشه خوبه، اما خودتون رو گول نزنید. در مواجه با آمار و ارقام کاملا واقعگرایانه عمل کنید. هدف ما این نیست که شما رو ناامید کنیم تا دست از تلاش کردن بکشید؛ کاملا برعکس. توی این شرایط باید تمام خلاقیت و توان ذهنی تیمتون رو به کار بگیرید تا راهی برای فروش بیشتر محصول و یا خدمتتون پیدا کنید. این راه میتونه ورود به بازارهای جدید باشه، یا پیدا کردن مشتریای جدید، و یا ارائه راه‌حل‌های جدید به مشتریای فعلی.کمتر برای بازاریابی‌ هزینه کنید و بیشتر خلاقیت به خرج بدیدسعی کنید به جای اینکه برای تبلیغات هزینه کنید، بیشتر از خلاقیتتون کمک بگیرید و از روش‌هایی مثل بازاریابی دهان‌به‌دهان، بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌سازی برای فروش محصول یا خدمتتون استفاده کنید. سعی کنید با کمک گرفتن از خلاقیتتون از تاکتیک‌های بازاریابی‌ای استفاده کنید که هزینه کمتری براتون دارن.هزینه‌های مربوط به کارکنان رو کنترل کنیدنیروی انسانی جز ارزشمند‌ترین سرمایه‌های هر کسب‌وکاری به حساب میاد، اما شما باید تمام هزینه‌های مربوط به کارکنان خودتون رو بررسی کنید و هزینه‌های غیرضروری رو حذف کنید. اگه امکانش هست شرایط دورکاری رو برای نیروهاتون فراهم کنید. احتمالا می‌تونید هزینه‌های مربوط به سفرهای کاری و رویدادها رو کاهش بدید. اگه قصد داشتید که یه دفتر کار جدید کرایه کنید، بهتره که فعلا دست نگه دارید.سعی کنید تا بهتر شدن اوضاع نیروی جدیدی رو استخدام نکنید؛ به جای این کار می‌تونید از فریلنسرها و شرکت‌های پیمانکاری استفاده کنید. اگه حجم کارهاتون زیاده، استفاده از کارآموزها رو در نظر بگیرید.هر دلار رو جوری خرج کنید که انگار آخرین دلار شماست ممکنه که این جمله زیاده‌روی به نظر برسه، اما شما باید هر طور شده از خونی که تو رگ‌های کسب و کارتون جریان داره محافظت کنید؛ یعنی همون نقدینگی‌تون. جریان نقدینگی یا به شکل هزینه خارج میشه، و یا به صورت درآمد وارد میشه. شاید بتونید با تامین‌کننده‌ها و یا مالک دفتر کارتون مذاکره کنید و بهشون بفهمونید که برای حفظ بقای کسب و کارتون به کمک و همراهی اون‌ها نیاز دارید. اگه مجبور به کاهش هزینه‌های مربوط به کارکنانتون شدید، سعی کنید تا از طریق روش‌های کم‌هزینه روحیه اون‌ها رو حفظ کنید و بهشون انرژی و انگیزه بدید؛ اینجا هم خلاقیت میتونه به کمک شما بیاد.استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهایی که از بحران مالی جهانی در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ سربلند بیرون اومدن،ریسک‌های آنچنانی نکردن. یادتون باشه که توی این شرایط حفظ بقای کسب و کارتون از غلبه بر بازار اهمیت خیلی بیشتری داره. شما هم هر کاری رو که فکر می‌کنید لازمه انجام بدید تا قوی‌تر از همیشه از این شرایط بحرانی بیرون بیاید.امیدواریم که این توصیه‌ها بتونه به شما کمک کنه تا این بحران رو هم پشت سر بگذارید و مسیر رسیدن به موفقیت رو ادامه بدید. مراقب سلامتی خودتون، خانوادتون و کارکنانتون باشید و توصیه‌های بهداشتی رو جدی بگیرید. این بحران هم بالاخره می‌گذره، اما فراموش نکنید که توی این شرایط بیشتر هوای همدیگه رو داشته باشید تا شونه به شونه هم از این چالش هم سربلند بیرون بیایم.</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 16:19:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه بازی جذاب درباره نحوه شکل‌گیری اعتماد در جامعه</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-zyy5erudoygb</link>
                <description>حدودا یه سال پیش بود که در حین وبگردی، با یه بازی اینترنتی جالب درباره فرایند شکل‌گیری اعتماد درون یه جامعه برخوردم. چند روز پیش یادش افتادم و با توجه به وضعیت فعلی جامعه، تصمیم گرفتم که اون را با شما به اشتراک بذارم. این بازی میاد و بر اساس تئوری بازی‌ها (Game Theory) به ما نشون میده که هر کدوم از ما به عنوان یه فرد، چطور می‌تونیم به ایجاد یه جامعه سالم کمک کنیم. اگه حوصله خوندن ندارید، لینک بازی رو گذاشتم آخر این پست، پیشنهاد می‌کنم که حتما بازیش کنید :)))تو جامعه امروز ایران، بی‌اعتمادی به شکل‌های مختلفی به چشم می‌خوره؛ آدما نسبت به هم بی‌اعتماد شدن و فقط به فکر منافع خودشون هستن، حتی به قیمت پایمال کردن حقوق دیگران. اما ما به عنوان یه عضو از جامعه، برای بهبود این وضعیت چیکار می‌تونیم بکنیم؟ اصلا کاری از دستمون برمیاد؟ شما چی فکر می‌کنید؟خبر خوب اینه که ما می‌تونیم این وضعیت رو تغییر بدیم؛ تک تک ما می‌تونیم با تلاش برای حرکت به سمت یه جامعه سالم، این رویا رو به واقعیت تبدیل کنیم، و نظریه بازی‌ها این قضیه رو ثابت می‌کنه. این بازی اینترنتی به ما نشون میده که چطور این اتفاق میوفته. اصل این بازی انگلیسیه، اما  حامد سیدعلائی عزیز زحمت کشیده و اون رو به فارسی ترجمه کرده، و من در آخر این پست هردوتا لینک رو براتون گذاشتم. سازنده بازی، بازی رو با این متن شروع می‌کنه:در اوج جنگ جهانی اول، اتفاق جالبی رخ می‌دهد ...کریسمس سال ۱۹۱۴، در جبهه‌ی غربی (مرز آلمان و فرانسه)،سربازان انگلیسی و آلمانی بر خلاف دستورات، سنگر‌هایشان را ترک می‌کنند،از زمین بی صاحب رد می‌شوند، اجساد همرزمانشان را دفن می‌کنند،به هم هدیه می‌دهند و به بازی و شادی مشغول می‌شوند.اما حالا، با اینکه غرب سالهاست که در صلح و سلامت است،از اعتماد خبری نیست.نظر سنجی‌ها نشان می‌دهند که در ۴۰ سال گذشته، آدم‌ها کمتر و کمتر به هم اعتماد می‌کنند. معما این است:چرا در زمان صلح، دوستان دشمنی می‌کنند؟و چرا در زمان جنگ، دشمنان دوست هم می‌شوند؟به نظر من نظریه بازی می‌تواند روشن کند که چرا بی‌اعتمادی همه گیر شده است و ما چطور می‌توانیم برای آن چاره‌ای پیدا کنیم. برای فهمیدنش ...پیشنهاد می‌کنم که اول خودتون این بازی رو بازی کنید، و بعد اون رو برای دوستان و آشناهاتون بفرستید، تا با کمک هم تلاش کنیم و جامعه‌ای رو بسازیم که بهش افتخار می‌کنیم. این هم لینک بازی‌:لینک نسخه فارسی این بازی: https://hamed.github.io/trust/ https://hamed.github.io/trust/ لینک نسخه انگلیسی:https://ncase.me/trust/ https://ncase.me/trust/ </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 09:53:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس‌هایی درباره جذب سرمایه برای بنیانگذاران و استارتاپ ها</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-efh5r2ihx7ts</link>
                <description>در این نوشته، جسیکا لیوینگستون با توجه به نوشته برایان چسکی، مدیر عامل و هم‌بنیانگذار استارتاپ Airbnb درباره نه شنیدن از هفت سرمایه گذار مختلف در آغاز کارشون، نکات مهمی رو درباره فرایند جذب سرمایه با بنیانگذاران و استارتاپ ها به اشتراک میذاره. جسیکا لیوینگستون، یکی از بنیانگذارای شتابدهنده وای کامبینیتور و نویسنده کتاب Founders at Work هست و یکی از افراد تاثیرگذار در حوزه استارتاپ و کارآفرینی به حساب میاد، و از نزدیک شاهد به وجود اومدن و به موفقیت رسیدن استارتاپ‌های زیادی بوده. در ادامه، ترجمه این نوشته رو براتون آوردم. من خیلی خوشحالم که برایان چسکی، ایمیل هایی رو که در روزهای اول فعالیتشون از سرمایه‌گذارها دریافت کرده رو با شما به اشتراک گذاشته، و تجربه نه شنیدن از هفت تا سرمایه گذار مختلف رو با شما در میان گذاشته. در طول این سال‌ها من شاهد تولد استارتاپ‌های موفق زیادی بودم؛ با اینکه این استارتاپ ها الان به کسب و کارهای بزرگی تبدیل شدن، اما من از نزدیک دیدم که تو روزهای اولی که کارشون رو شروع کرده بودن، بارها و بارها جواب منفی شنیدن. بیشتر استارتاپ‌هایی که ما توی وای کامبینیتور داریم، بعد از تلاششون برای جذب سرمایه بهمون میگن که این کار خیلی سخت‌تر از اون چیزی بوده که فکرشو می‌کردن؛ حتی با وجود همه تلاش‌هایی که ما برای آماده کردن اون‌ها انجام داده بودیم. پیام من به بنیانگذاران و استارتاپ‌هایی که تازه کارشون رو شروع کردن اینه: لطفا یادتون باشه که همه استارتاپ‌های بزرگی که امروز شاهد موفقیتشون هستید، قبل از اینکه به این نقطه برسن بارها و بارها از سرمایه‌گذارای مختلف جواب منفی شنیدن، اما دست از تلاش کردن بر نداشتن.با توجه به نوشته برایان چسکی در مورد هفت پاسخ منفی‌ای که از سرمایه گذاران گرفته، هفت تا نکته مهم به ذهن من رسیده که می‌خوام اون‌ها رو با شما به اشتراک بگذارم:فرایند جذب سرمایه فرایند سخت و دشواریه؛ تا زمانی که خودتون امتحانش نکنید، نمی‌تونید بفهمید که جذب سرمایه چقدر سخته.حتی موفق‌ترین استارتاپ‌هایی که امروز اون‌ها رو می‌شناسید، زمانی که کارشون رو شروع کردن برای جذب سرمایه با مشکلات زیادی مواجه بودن.معمولا ایده‌های جدید در ابتدای کار غیرممکن و حتی احمقانه به نظر میرسن؛ مثل ایده اجاره داده یه تشک بادی در گوشه خونتون به یه آدم غریبه (ایده استارتاپ ایر بی ان بی).هنگامی که سرمایه‌گذارها نمی‌تونن ظرفیت و پتانسیل این ایده‌های فوق‌العاده رو ببینن، به اون‌ها برچسب بی‌نتیجه بودن میزنن. اجازه ندید که این مسئله شما رو دلسرد کنه و متقاعدتون کنه که ایدتون واقعا به‌دردنخور و بی‌نتیجه است.هنگامی که سرمایه‌گذارا به شما جواب رد میدن، شما پاسخ منفی اون‌ها رو باور کنید، اما دلیلشون برای نه گفتن رو نه! تمام سرمایه‌گذاران گاهی این اشتباه رو مرتکب میشن که به ایده‌های عالی جواب منفی بدن. خود من هم بارها چنین اشتباهی کردم.از تلاش کردن دست نکشید! برایان، جو و نیت (بنیانگذارای استارتاپ Airbnb) مثال‌های خیلی خوبی از بنیانگذاران مصمم و با اراده هستن؛ اون‌ها با وجود بارها نه شنیدن (خیلی بیشتر از این هفت تا ایمیل) باز هم به تلاش کردن ادامه دادن، چرا که اون‌ها به عنوان نخستین میزبان‌های Airbnb باور داشتن که ایدشون جواب میده.</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 11:48:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو این شب‌های آخر زمستون، بیاید با هم شاهنامه گوش کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-cqv95n7latb5</link>
                <description>من از بچگی عاشق داستانای شاهنامه و شخصیتاش بودم‌. خیلی وقت بود که دلم میخواست شروع کنم به خوندن شاهنامه، اما فرصتش پیش نمیومد. حدودا یک سال پیش بود که از طریق یکی از دوستام با پادکست فردوسی خوانی آشنا شدم، و از اون موقع خیلی شب‌ها با گوش دادن به این پادکست، قدم به دنیای جذاب و شگفت انگیز شاهنامه گذاشتم و از شنیدن داستان‌هاش لذت بردم. این پادکست هر هفته پنجشنبه شب منتشر میشه و تا حالا صد و هفت قسمتش اومده. گوش دادن به صدای گرم و دلنشین امیر خادم که اشعار شاهنامه رو می‌خونه و داستان‌هاشو تعریف می‌کنه، همیشه حال منو خوب کرده. تو این شب‌های زمستونی که بخاطر شرایط پیش اومده خیلی‌هامون حال زیاد خوبی نداریم، تصمیم گرفتم که این حال خوبمو با شما هم قسمت کنم. بیاید با گوش دادن به اشعار شاهنامه از شنیدن قصه‌های قشنگش لذت ببریم، با شخصیت‌هاش زندگی کنیم، و اینجوری حال خودمونو خوب کنیم :)اگه  شما هم دوست داشتید که به این پادکست گوش کنید، میتونید از طریق لینک‌های زیر این کارو انجام بدید، و یا تو اپلیکیشن‌های انتشار پادکست اسمش ( فردوسی خوانی یا Reading Ferdowsi ) رو سرچ کنید تا پیداش کنید.لینک وبسایت این پادکستلینک کانال تلگرام این پادکست لینک این پادکست تو اپلیکیشن کست باکس https://castbox.fm/va/1452627 </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 23:56:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‌دونستید بنیانگذارای استارتاپ Airbnb از هفت تا سرمایه گذار جواب رد شنیدن؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-airbnb-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-ltkr6guk3vx0</link>
                <description>نمیدونم چقدر با استارتاپ Airbnb آشنا هستید، اما همینقدر بدونید که امروز توی دنیا اگه کسی بخواد بره سفر و جایی رو برای اقامتش اجاره کنه، معمولا اولین جایی که بهش سر میزنه وبسایت Airbnb هست. شما توی Airbnb انتخاب‌های زیادی دارید، از عمارت‌های لاکچری با هزینه چندهزار دلار برای هر شب گرفته، تا کلبه های چوبی دورافتاده تو دل طبیعت. عمارتی با اجاره ٢۵٠٠ دلار برای هر شبیک کلبه در طبیعت بکر مغولستانارزش فعلی استارتاپ Airbnb بیشتر از ۳۸ میلیارد دلار تخمین زده میشه و یکی از موفق ترین استارتاپ های شتابدهنده وای کامبینیتور به حساب میاد، اما می دونستید بنیانگذارای این استارتاپ هم تو شروع کارشون از هفت تا سرمایه گذار جواب رد شنیدن؟این استارتاپ کارشو تو سال ۲۰۰۸ میلادی شروع کرده و بعد از گذشت ١٢ سال، درآمد سالیانش به چند میلیارد دلار رسیده؛ اما تو سال اول فعالیتش که بنیانگذاراش میخواستن ۱۰ درصد از سهام شرکت رو در ازای صد و پنجاه هزار دلار واگذار کنن، هیچکس حاضر نبود که روی ایده اون‌ها سرمایه‌گذاری کنه. ( اگه حساب کنید متوجه میشید که توی یه دوره دوازده ساله، ارزش این سهام بیشتر از ۲۵۰۰۰ برابر شده! )برایان چسکی، هم بنیانگذار و مدیر عامل Airbnb توی حساب لینکدین خودش، این داستان رو اینطور تعریف میکنه:در روز ۲۶ ام ماه ژوئن سال ۲۰۰۸، دوستمون مایکل سیبل ما رو به هفت تا سرمایه‌گذار برجسته در سیلیکون ولی معرفی کرد. ما اون زمان قصد داشتیم که بر اساس یه ارزش گذاری ۱.۵ میلیون دلاری، ۱۵۰ هزار دلار سرمایه جذب کنیم؛ این یعنی ۱۵۰ هزار دلار برای ۱۰ درصد از سهام Airbnb. در ادامه من پاسخ منفی پنج‌تا از این سرمایه‌گذارا رو برای شما آوردم. اون دوتای دیگه حتی به ما جواب ندادن.سرمایه‌گذارایی که به ما جواب منفی دادن آدم‌های باهوشی بودن، و من مطمئن هستم که تو اون زمان ایده کسب و کار ما ( اجاره دادن یه تشک بادی گوشه خونتون به مسافرا، به همراه صبحونه روز بعد ) خیلی جذاب به نظر نمی‌رسید.ممنون که کسب و کارتون رو به ما معرفی کردی. از آشنایی باهات خوشحال شدیم برایان -- با اینکه ایده کسب و کارتون جالب به نظر میرسه، اما این کاری نیست که ما اینجا انجام میدیم -- کسب و کار شما توی حوزه تمرکز ما نیست، براتون آرزوی بهترین‌ها رو داریم.سلام برایان،به خاطر اینکه دیر جواب دادیم عذر می‌خوایم. من و شرکام پیشنهاد شما رو بررسی کردیم، و متاسفانه فکر نمی‌کنیم که سرمایه گذاری روی کسب و کار شما برای ما انتخاب درستی باشه. از نظر ما بازار هدف بالقوه به اندازه کافی بزرگ به نظر نمیرسه.برایان:من پیشنهاد شما رو با شریکم مطرح کردم. اول از همه، این کسب و کار جز ۵ تا بازار هدف اصلی‌ای که ما برای خودمون مشخص کردیم نیست و به همین دلیل درگیر شدن توی این حوزه برامون کار دشواریه. به علاوه، از اونجایی که از اونجایی که حوزه فعالیت شما جز اون حوزه‌هایی نیست که ما در حال حاضر روش سرمایه‌گذاری می‌کنیم، مشارکت کردن با ما نمیتونه اون تجربه و تخصصی رو که تیم شما بهش احتیاج داره براتون به همراه داشته باشه.من پیشنهاد می‌کنم که ما رو در جریان پیشرفت‌هاتون قرار بدین. اگه به مرحله‌ A برای جذب سرمایه رسیدید، لطفا به ما اطلاع بدید تا دوباره احتمال سرمایه‌گذاری روی کسب و کارتون رو بررسی کنیم.برایانممنون برای تماس دوبارت. امروز نتونستم به تلفنت جواب بدم چون متاسفانه تا آخر روز پنجشنبه خارج از شهر هستم. من واقعا از پیشرفتی که شما توی کسب و کارتون داشتید خوشم اومده، اما با توجه به نیاز‌های خاص ABB و تعهدات فعلی من نسبت به سایر پروژه‌هام، به خصوص سرمایه‌گذاری‌های فعلیمون، متاسفانه در این مقطع قادر نیستم که روی شرکت شما سرمایه‌گذاری کنم. مهمترین مسائلی که همچنان من رو نگران می‌کنن این‌ها هستن:ـ افزایش قابل توجه تعداد مسافران به دنبال شروع کارزارهای انتخاباتی بین دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواهـ استخدام نیروهای فنیـ  سندیکاهای سرمایه‌گذاریبرایانما دیروز تصمیم گرفتیم که روی کسب و کار شما سرمایه‌گذاری نکنیمما همیشه برای سرمایه‌گذاری در حوزه مسافرت و گردشگری دودل بودیمما آگاه هستیم که این حوزه یکی از حوزه‌های مهم در کسب و کارهای اینترنتی هست، اما بنا به دلایلی تا حالا نتونستیم خودمون رو متقاعد کنیم که روی کسب و کارهای فعال در زمینه مسافرت و گردشگری سرمایه‌گذاری کنیم دفعه بعد که شما یک ایده داشتید و از دیگران جواب رد شنیدید، ازتون می‌خوام که به این ایمیل‌ها فکر کنید و دست از تلاش کردن نکشید.برایان چسکی، مدیر عامل و بنیانگذار Airbnb، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۵امیدوارم که خوندن این نوشته برایان چسکی تونسته باشه به شما انگیزه بده تا رویاهاتونو دنبال کنید و دست از تلاش کردن نکشید. یادتون باشه، تا زمانی که خودتون به رویایی که دارید باور داشته باشید، مهم نیست چند نفر به شما پاسخ منفی بدن، مطمئن باشید که بالاخره کسی رو پیدا می‌کنید که ارزش شما و ایدتون رو درک کنه :)</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 13:18:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ ناب؛ کتابی که هر کارآفرینی باید آن را بخواند</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-eb1koyb2koo7</link>
                <description>کتاب نوپای ناب (The Lean Startup) نوشته اریک ریساگه شما هم به سبک زندگی استارتاپی علاقه‌مند هستید و دوست دارید که یه کارآفرین باشید، پس مطمئنم خودتون می‌دونید که تعداد زیادی از استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا شکست می‌خورن و فقط تعداد کمی از اون‌ها موفق میشن. برای اینکه یه کسب و کار موفق داشته باشید، ساختن یه محصول عالی به هیچ وجه کافی نیست. شما می‌تونید یه محصول فوق‌العاده بسازید با کلی ویژگی و قابلیت‌های خفن و باحال، اما تا وقتی که کسی حاضر نشه از محصول شما استفاده کنه، این محصول واقعا چه ارزشی داره؟!این که میگن شکست مقدمه پیروزیه درسته؛ اما یادتون باشه که شکست خوردن یه استارتاپ یعنی به هدر رفتن یه عالمه سرمایه، و مهم‌ترین سرمایه‌ شما به عنوان یه کارآفرین، وقت و زمان شما هست. ما باید از شکست‌هامون درس بگیریم، و برای رسیدن به موفقیت از همین چیزهایی که یاد می‌گیریم استفاده کنیم؛ ولی به نظر شما راهی وجود نداره که ما بتونیم با صرف زمان و هزینه کمتر این درس‌ها رو یاد بگیریم؟ قبل از اینکه خیلی دیر بشه و کسب و کار ما شکست بخوره؟خبر خوب اینه که همچین روشی وجود داره، و اریک ریس توی کتاب «استارتاپ ناب» یا لین استارتاپ این روش رو با کلی مثال قشنگ و عملی براتون توضیح میده.این اریک ریس اصلا کی هست؟ چرا من باید کتابش رو بخونم؟اریک ریس، مولف کتاب استارتاپ ناباگه تو زمینه استارتاپ فعالیت می‌کنید و تاحالا اسم اریک ریس به گوشتون نخورده، به طور جدی بهتون پیشنهاد می‌کنم که یکم بیشتر مطالعه کنید. می‌دونم که به عنوان یه کارآفرین و بنیانگذار سرتون خیلی شلوغه، اما مطمئن باشید که وقت گذاشتن برای مطالعه هدر دادن وقت نیست؛ اگه مطالعه نکنید، در آینده باید هزینه‌های خیلی بیشتری بپردازید و به خاطر به دست آوردن تجربیاتی که می‌تونستید با مطالعه به اون‌ها برسید، زمان و منابع خیلی زیادی رو به هدر بدید.اریک ریس یه کارآفرینه با پیش‌زمینه فنی و برنامه نویسی، و با اینکه هم‌بنیانگذار استارتاپ IMVU هست، اما بیشتر بیشتر به عنوان یه نظریه پرداز تو حوزه کارآفرینی و استارتاپ شناخته میشه. اما ایده اولیه متودولوژی استارتاپ ناب چطور به ذهن اریک ریس میرسه؟ خودش توی کتابش اینطوری تعریف می‌کنه:من ۶ ماه از وقتم رو گذاشتم برای توسعه یه سری قابلیت‌ها برای محصولمون؛ ۶ ماه هر روز می‌نشستم پشت مانیتورم و کد می‌زدم. تا اینکه محصول رو عرضه کردیم و متوجه شدیم که کاربرا به این قابلیت نیاز ندارن و اون رو نمی‌خوان. این یعنی من ۶ ماه از عمرمو هدر داده بودم؛ اگه این ۶ ماهو رفته بودم کنار ساحل و آفتاب گرفته بودم، باز هم برای کسب و کارم هیچ فرقی نداشت، چون تمام این مدت رو صرف ساختن چیزی کرده بودم که کسی بهش نیاز نداشت!اینجا بود که از خودم پرسیدم: «یعنی نمی‌شد زودتر اینو بفهمم؟ قبل از اینکه این همه وقت و انرژیم رو برای ساختن این قابلیت‌ها به هدر بدم؟» و تو اون لحظه بود که برای اولین بار ایده استارتاپ ناب به ذهنم رسید.خوب حالا فلسفه استارتاپ ناب چیه؟ متدولوژی لین استارتاپ یا استارتاپ نابمن اینجا قصد ندارم که خلاصه این کتاب رو برای شما بگم، و هدفم فقط معرفی این کتابه تا اگه خودتون دوست داشتید، وقت بذارید و اون رو بخونید یا حداقل به کتاب صوتیش گوش بدید. اما در همین حد براتون بگم که فلسفه اصلی در روش لین استارتاپ، یادگیری از طریق آزمایش و تجربه کردن هست. به بیان خیلی ساده، توی این روش به جای اینکه ماه‌ها وقت بذارید و یه محصول رو بسازید تا بعدا متوجه بشید که کسی اون رو نمی‌خواد، خیلی زود یه MVP یا کمینه محصول قابل ارائه رو آماده می‌کنید و اون رو در اختیار کاربرای اولیتون می‌گذارید تا ازش استفاده کنن، و بعد با توجه به بازخورد‌هایی که می‌گیرید ذره ذره محصولتون رو کاملتر می‌کنید، و از این طریق اتلاف منابع رو به حداقل می‌رسونید و تو کمترین زمان ممکن حلقه یادگیری رو طی می‌کنید.اریک ریس توی این کتاب با مثال‌های خیلی جالبی برای شما یاد میده که چطور این کار رو توی عمل انجام بدید، و برای انجامش چه ریزه‌کاری‌هایی رو در نظر بگیرید، پس بهتون پیشنهاد می‌کنم که اگه هنوز این کتاب رو نخوندین، حتما مطالعش رو توی برنامه‌تون بذارید.در انتهای این نوشته، لینک‌های دانلود نسخه زبان اصلی و همینطور نسخه ترجمه شده و صوتی این کتاب رو براتون قرار دادم و می‌تونید برای دانلود این کتاب از اون لینک‌ها استفاده کنید، یا اینکه برید کتابفروشی و برای خودتون یه نسخه چاپی از این کتاب رو بخرید.امیدوارم که خوندن این مطلب براتون مفید بوده باشه. اگه دوست داشتید باز هم کتاب‌های دیگه تو حوزه استارتاپ و کارآفرینی رو بهتون معرفی می‌کنیم. یادتون نره که با لایک‌هاتون بهمون انرزی بدین :)لینک‌ دانلود نسخه زبان اصلی لین استارتاپ لینک دانلود نسخه ترجمه شده و نسخه صوتی کتاب</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 16:24:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستجوی داخلی برای فروشگاه‌های اینترنتی کوچک چقدر اهمیت داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-mj7gsmpwin4u</link>
                <description>به نظر شما برای فروشگاه‌های اینترنتی کوچیک، داشتن یه جستجوی داخلی کارآمد چقدر مهمه؟ اصلا منطقیه که این فروشگاه‌ها برای بهبود عملکرد جستجوی داخلی سایتشون هزینه کنن؟ آیا بهینه سازی جستجوی داخلی اونقدر روی افزایش درآمد این فروشگاه‌ها تاثیر داره که بتونه این هزینه رو توجیه کنه و منجر به سوددهی بیشتر بشه؟  این سوالیه که شرکت مشاوره بازاریابی Econsultancy با بررسی و تحقیق روی ۲۱ فروشگاه اینترنتی کوچک که همگی بین چند صد تا یکی دو هزار محصول داشتن، بهش پاسخ داده.شرکت Econsultancy، یه شرکت بین‌المللی مشاوره بازاریابیه که به کسب‌وکارهای زیادی در گوشه‌ کنار دنیا تو زمینه بازاریابی مشاوره میده و بهشون کمک می‌کنه تا درآمد و سود خودشون را افزایش بدن.طبیعیه که به خاطر تعداد نسبتا پایین محصولات توی فروشگاه‌های اینترنتی کوچیک، جستجوی داخلی برای نویگیشن یا ناوبری سایت نقش خیلی بزرگی رو ایفا نمی‌کنه، ولی آیا این به این معنیه که این فروشگاه‌ها به جستجوی داخلی نیاز ندارن؟ خوب، نتایج تحقیقات چیز دیگه‌ای میگه!با اینکه جستجوی داخلی به نویگیشن و ناوبری فروشگاه‌های اینترنتی کوچک کمک زیادی نمی‌کنه، اما با این وجود نقش مهمی توی افزایش درآمد و سوددهی این کسب و کارها داره. فروشگاه هایی که توی این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتن، عمدتا محصولات برندهای کوچیک و محلی رو می‌فروختن؛ از کفش و لباس و اکسسوری گرفته تا اسکوتر و ساعت. البته چندتایی از این فروشگاه‌ها هم بوتیک بودن و محصولات برندهای شناخته‌شده رو عرضه می‌کردن. تعداد محصولاتی هم که توی این فروشگاه‌های آنلاین عرضه میشده، بین چندصد محصول تا یکی دو هزارتا محصول متغیر بوده.تمامی این فروشگاه‌ها روی پلتفرم مجنتو ساخته شده بودن و از قابلیت جستجوی داخلی این پلتفرم استفاده می‌کردن. داده‌های مربوط به این تحقیق هم به کمک گوگل‌انالیتیکز جمع‌ آوری شده، پس در کل تحقیق زیاد پیچیده‌ای نبوده. خوب، بیاید با هم نتایج این تحقیق رو بررسی کنیم و ببینیم جستجوی داخلی چه تاثیری روی عملکرد فروشگاه‌های اینترنتی کوچیک داره.نتایج تحقیقدرصد کاربرانی که از جستجوی داخلی استفاده کردن، در کنار درصدی از درآمد که به خودشون اختصاص دادن.در بین کاربرای این فروشگاه‌ها، به طور میانگین ۵.۷۵ درصد از افراد از قابلیت جستجوی داخلی استفاده می کردن. بین این ۲۱ فروشگاه اینترنتی، کمترین درصد کاربرایی که از جستجوی داخلی  استفاده می‌کردن ۱ درصد بوده و بیشترین میزان هم ۱۸ درصد بوده. دو تا فروشگاهی که بیشترین درصد استفاده از جستجوی داخلی رو داشتن، تو زمینه فروش کفش فعالیت می‌کردن، و همینطور که خودتون میدونید، برای خرید کفش عوامل مختلفی مثل سایز، طرح، مدل، و رنگ کفش روی تصمیم مشتریان تاثیر میذارن.با اینکه درصد کمی از کاربرای این فروشگاه‌ها از جستجوی داخلی سایت استفاده می‌کردن، اما آمار نشون میده که: نرخ تبدیل کاربرانی که از جستجوی داخلی استفاده کردن ۴.۶۳ درصد بوده، در حالی که نرخ تبدیل میانگین این فروشگاه‌ها ۲.۷۷ درصد بوده ـــ این یعنی ۱.۸ برابر بیشتر!به علاوه، ۱۳.۸ درصد از درآمد این فروشگاه‌ها مربوط به همین گروه کوچک (۵.۷۵ درصد) از کاربرایی بوده که از جستجوی داخلی استفاده کردن!با وجود همه این‌ها، آمار نشون میده که جستجوی داخلی این فروشگاه‌ها هنوز جای زیادی برای بهبود داره: ۲۰ درصد از افرادی که از جستجوی داخلی استفاده کردن، مجبور شدن دوباره سرچ کنن، و ۲۱ درصد از کاربرایی که از جستجوی داخلی استفاده کردن بلافاصله بعد از مشاهده نتایج از سایت خارج شدن. نتیجه گیریبا اینکه برای فروشگاه‌های اینترنتی کوچیک، جستجوی داخلی به اندازه فروشگاه‌های بزرگی که تعداد زیادی محصول دارن اهمیت نداره، اما این تحقیق نشون داد که داشتن یه جستجوی داخلی کارآمد می‌تونه به افزایش درآمد و سوددهی این کسب و کارها کمک زیادی بکنه!فروشگاه‌های اینترنتی کوچیک معمولا از پلتفرم‌هایی مثل ووکامرس و مجنتو برای ساخت فروشگاهشون استفاده می‌کنن، و همونطور که آمار نشون داد جستجوی داخلی پیشفرضی که روی این پلتفرم‌ها استفاده میشه، کیفیت زیادی خوبی نداره. آمار نشون میده تقریبا نیمی از کاربرایی که از جستجوی داخلی این فروشگاه‌ها استفاده کردن نتونستن تو جستجوی اول خودشون چیزی رو که دنبالش هستن پیدا کنن، و ۲۰ درصدشون بعد از مشاهده نتایج سایتو ترک کردن!این یعنی بهینه سازی جستجوی داخلی می‌تونه کمک زیادی به این کسب و کارهای کوچیک بکنه و حتی درآمدشون رو چند برابر کنه؛ ولی معمولا این فروشگاه‌ها بودجه زیادی ندارن که بخوان اون رو به تهیه زیرساخت‌ها و استخدام نیروی فنی اختصاص بدن، پس چاره چیه؟خوشبختانه سرویس‌هایی مثل Algolia یا نگاره این مشکل رو برای کسب و کار‌های کوچیک و استارتاپ‌ها حل می‌کنن، و جستجوی داخلی رو به صورت یه سرویس به اون‌ها ارائه میدن. استفاده از سرویس جستجو یا جستجو به عنوان سرویس (Search as a Service)، به استارتاپ‌ها و کسب و کارهای کوچیک این فرصت رو میده که متناسب با بودجه‌شون و بر اساس میزان استفاده‌ای که از این سرویس می‌کنن هزینه پرداخت کنن، و از مزیت‌هایی که داشتن یه جستجوی داخلی قدرتمند براشون به ارمغان میاره بهره‌مند بشن.اگه از این نوشته خوشتون اومده و خوندنش چیزی بهتون یاد داده، لطفا با لایک‌هاتون بهمون انرژی بدین :)اگه دوست دارید با راهکارهای ساده و عملی برای بهینه سازی جستجوی داخلی آشنا بشین، می‌تونین به این نوشته‌ها هم نگاهی بندازین:سه راهکار ساده و عملی برای استفاده بهتر از جستجوی داخلی سایت http://vrgl.ir/c4Mcu  https://blog.negare.io/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vufrw9lzajdw منبع: ?Is site search less important for niche retailers</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Fri, 28 Feb 2020 17:41:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهینه سازی جستجوی داخلی؛ نیمه گمشده سئو</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A6%D9%88-isugcjankck8</link>
                <description>اگه توی حوزه کسب و کارهای آنلاین فعالیت می‌کنید، حتما با مفهوم سئو آشنا هستین ( اگه جوابتون منفیه، اکیدا توصیه می‌کنم که این نوشته رو بخونید)؛ سئو یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو، به کسب و کارها و استارتاپ‌ها کمک میکنه تا توی نتایج جستجوی گوگل، بینگ و داک داک گو رتبه بهتری به دست بیارن و از این طریق بازدیدکننده‌های بیشتری رو به سایت خودشون بکشونن؛ اما این همه ماجرا نیست! برای داشتن یه کسب و کار موفق، شما باید مطمئن بشید که بازدیدکننده‌هاتون خیلی راحت چیزی رو که دنبالش هستن پیدا می‌کنن، و اینجاست که جستجوی داخلی اهمیت پیدا میکنه.معمولا استارتاپ‌ها و کسب و کارهای آنلاین بسته به بودجه‌ای که دارن، مبلغ قابل توجهی رو برای افزایش ترافیک ورودی به سایت یا اپلیکیشن خودشون هزینه می‌کنن؛ این بودجه صرف تبلیغات، سئو و فعالیت‌های بازاریابی دیگه میشه. اما همین کسب و کارها به طور خواسته یا ناخواسته بهینه سازی نرخ تبدیل رو نادیده می‌گیرن و همین مسئله باعث میشه که بخش زیادی از این بودجه به هدر بره. باید یادتون باشه، قضیه فقط این نیست که چه تعداد بازدیدکننده دارید، چیزی که اهمیت داره اینه که از اون تعداد بازدید کننده چند نفر به مشتری شما تبدیل میشن. اگه بخوایم به زبان خودمونی بگیم، نرخ تبدیل یعنی از کل بازدیدکننده‌هاتون، چند درصدشون به مشتری شما تبدیل میشن. بیاید با یه مثال ساده و یه حساب کتاب سرانگشتی، با هم ببینیم که بهبود نرخ تبدیل چقدر می‌تونه به کسب و کار شما کمک کنه:فرض کنید که شما برای جذب بازدیدکننده به وبسایت خودتون ۱۰۰ هزار تومن هزینه کردید و تونستید هزارتا بازدیدکننده جدید رو به سایتتون بکشونید. این یعنی ۱۰۰ تومن به ازای هر بازدید کننده؛ بد نیست، مگه نه؟ اگه از این هزار نفر، ۱۰ نفر از شما خرید کنن (نرخ تبدیل ۱ درصد)، شما برای جذب هر مشتری ۱۰ هزار تومن خرج کردید!حالا اگه بیاید و ۱۰۰ هزار تومن دیگه رو برای بهبود نرخ تبدیلتون به ۵ درصد هزینه کنید، مجموع هزینه‌های شما دو برابر میشه. اما با افزایش نرخ تبدیل به ۵ درصد، از هزار نفر بازدید کننده ۵۰ نفر مشتری شما میشن، و با توجه به ۲۰۰ هزار تومنی که در کل هزینه کردید، ۴۰۰۰ تومن هزینه جذب هر مشتری میشه.جالبه، نه؟ شما با هزینه کردن برای بهبود نرخ تبدیل، هم تونستید تعداد مشتریاتون رو ۵ برابر کنید، و هم هزینه جذب هر مشتری رو ۶۰ درصد کاهش بدید. این یعنی درآمد و سود بیشتر برای کسب و کار شما!چرا کسب وکارها به اندازه کافی به بهبود نرخ تبدیل اهمیت نمی‌دهند؟همونطور که دیدید، هزینه کردن برای افزایش نرخ تبدیل می‌تونه بازدهی هزینه‌های مربوط به تبلیغات، سئو، و بازاریابی شما رو بالا ببره، و میزان درآمد و سودتون رو افزایش بده. پس اگه بهینه سازی نرخ تبدیل انقدر مهمه، چرا خیلی از کسب و کارها و استارتاپ ها به اندازه جذب کاربر جدید بهش اهمیت نمیدن و براش هزینه نمی‌کنن؟شاید دلیلش این باشه که بر خلاف فرایند جذب کاربر که معمولا نیاز به تخصص فنی آنچنانی نداره، بهبود نرخ تبدیل نیازمند داشتن زیرساخت‌های مرتبط و نیروهای فنی و متخصص، و همینطور همکاری بین بخش‌های مختلف سازمانه. اگه شما بخواید بازدید کننده‌هاتون رو افزایش بدید، معمولا میتونید با هزینه کردن برای تبلیغات، طراحی کمپین‌های مختلف و استخدام یه متخصص سئو این کار رو انجام بدید و نیازی نیست که تیم فنی خودتون رو دیگر این مسئله کنید. اما برای بهبود نرخ تبدیل قضیه به این سادگیا نیست.معمولا برای اینکه بتونید نرخ تبدیل کسب وکارتون رو بالا ببرید، لازمه که تیم توسعه‌دهنده، تیم طراحی و تیم بازاریابی با هم همکاری کنن، و مطمئنم خودتون می‌دونید که کار تیمی نقطه قوت ما ایرانیا نیست. به علاوه تو خیلی از موارد برای بهبود نرخ تبدیل، شما باید یه سری زیرساخت‌ها رو فراهم کنید که همین باعث میشه تا قضیه پیچیده‌تر بشه. پس چاره چیه؟ باید بهبود نرخ تبدیل رو نادیده بگیرید؟ قطعا نه!اگه شرایط کسب و کارتون جوریه که نمی‌تونید منابع و زیرساخت‌های لازم برای بالا بردن نرخ تبدیل رو فراهم کنید، و یا امکان استخدام نیروهای متخصص برای انجام این کار رو ندارید، یادتون باشه که همیشه یه راه دیگه هم وجود داره! تو این شرایط شما می‌تونید به سراغ شرکت‌هایی برید که راه‌حل رو به صورت آماده و در قالب یه سرویس SaaS در اختیار شما و کسب و کارتون قرار میدن. برای آشنایی با سرویس‌های SaaS می‌تونید این مقاله رو بخونید.بهینه سازی جستجوی داخلی برای کسب و کارها چه اهمیتی دارد؟خوب، حالا بریم سر بحث اصلی، یعنی بهینه سازی جستجوی داخلی. گفتیم که کسب و کارهای آنلاین به افزایش ترافیک سایت و اپلیکیشنشون اهمیت زیادی میدن و مبلغ قابل توجهی رو براش هزینه می‌کنن؛ سئو هم یکی از روش‌هاییه که برای رسیدن به این هدف ازش کمک می‌گیرن. اما درصد خیلی زیادی از همین کسب و کارها وقتی بحث بهینه سازی جستجوی داخلی مطرح میشه، اون رو به کل نادیده می‌گیرن و بهش توجهی نمی‌کنن. توی اکثر کسب و کار‌ها یه گروه نسبتا کوچیک از مشتریان هستن که در مقایسه با سایرین بیشتر خرید می‌کنن، و بخش قابل توجهی از درآمد اون کسب و کار بخاطر وجود همون گروه کوچیکه. شما برای اینکه بتونید این گروه از مشریاتون و نیازهاشون رو بهتر بشناسید، چقدر حاضرید هزینه کنید؟جستجوی داخلی، میشه اون سرچ باکسی که توی سایت یا اپلیکیشن شما قرار داره و کاربراتون برای جستجو کردن بین محصولات یا محتوای شما ازش استفاده می‌کنن. آمار نشون میدن که نرخ تبدیل کاربرانی که از جستجوی داخلی سایت یا اپلیکیشن شما استفاده می‌کنن، در مقایسه با سایر کاربران ۵ تا ۶ برابر بیشتره؛ به علاوه این گروه از کاربران معمولا مبلغ بیشتری رو برای خرید کردن هزینه می‌کنن، و احتمال اینکه دوباره به قصد خرید کردن به سایت یا اپلیکیشن شما سر بزنن هم بیشتره. بهینه سازی جستجوی داخلی، یعنی اینکه شما تجربه جستجوی بهتری رو برای کاربراتون فراهم کنید و بهشون کمک کنید تا راحت‌تر و سریع‌تر چیزی رو که دنبالش هستن پیدا کنن. برای انجام این کار شما می‌تونید نتایج مرتبط‌تری رو به کاربراتون نمایش بدید، سرعت نمایش نتایج رو بالا ببرید، سرچ باکس رو بزرگتر کنید و اون رو در جایی قرار بدید که کاربر راحت‌تر بتونه اون رو ببینه، و یا خیلی کارهای دیگه رو انجام بدید که اینجا فرصت نمیشه در موردشون بحث کنیم. اگه شما یه فروشگاه اینترنتی دارید، بهینه‌سازی جستجوی داخلی باعث میشه که: درصد بیشتری از بازدیدکننده‌هاتون به مشتری شما تبدیل بشن و از شما خرید کننتعداد بیشتری از بازدیدکننده‌هاتون دوباره برای خرید کردن به سراغ شما بیانمشتریاتون مبلغ بیشتری رو به خرید کردن از شما اختصاص بدنبهینه‌سازی جستجوی داخلی، حتی برای فروشگاه‌های کوچیکی که تعداد محصولات زیادی ندارن هم مهمه و می‌تونه بهشون کمک کنه تا درآمد و سودشون رو به طرز چشمیگری بالا ببرن.به علاوه، چه شما یه سایت محتوا محور باشید و چه یه فروشگاه اینترنتی، بهینه سازی جستجوی داخلی باعث میشه که:کاربراتون زمان بیشتری رو توی سایت شما بگذروننکاربراتون تعداد صفحات بیشتری رو مشاهده کنن و نرخ ریزش کمتری داشته باشناین یعنی بهینه سازی جستجوی داخلی، باعث میشه که وبسایت شما رتبه الکسای بالاتری رو کسب کنه، و توی نتایج موتورهای جستجویی مثل گوگل هم جایگاه بالاتری به دست بیاره.امیدوارم این نوشته تونسته باشه به شما کمک کنه که متوجه اهمیت جستجوی داخلی و بهینه‌سازی اون بشید. اگه از این نوشته خوشتون اومده، لطفا لایک فراموش نشه :) برای مطالعه بیشتر درباره راه‌کارهای بهینه سازی جستجوی داخلی، می‌تونید به این نوشته‌ها مراجعه کنید. https://blog.negare.io/%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-byihslibawpj  https://blog.negare.io/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vufrw9lzajdw  http://vrgl.ir/c4Mcu </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 16:47:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا به استارتاپ ها نه بگویید!</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AF-jheq4grnwpn2</link>
                <description>اشتباه برداشت نکنید، من با استارتاپ‌ها هیچ مشکلی ندارم، حتی میتونم بگم که عاشقشونم؛ به نظر من استارتاپ‌ها میتونن دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنن. اما لطفا، لطفا، لطفا، به استارتاپ‌ها نه بگید. اگه میخواید بدونید چرا، یه دقیقه وقت بذارید و این نوشته رو تا آخر بخونید. ما ایرانیا کلا آدمای مهربونی هستیم و معمولا دلمون نمیاد که کسی رو مستقیما ناراحت کنیم. همین باعث میشه که خیلی وقتا به جای نه گفتن به آشنا و غریبه، از جواب دادن بهشون طفره بریم، یا با یه جواب غیرمستقیم دست به سرشون کنیم؛ البته چون نمیخوایم که احساساتشون رو جریحه‌دار کنیم! حتما شما هم این مسئله رو تو زندگی شخصیتون تجربه کردین؛ اینکه از کسی یه درخواست کرده باشید و طرف مقابل با اینکه پاسخش منفی بوده، اما به جای نه گفتن به شما از جواب دادن طفره رفته باشه و یا یه جوری شما رو دست به سر کرده باشه، تا بدون ناراحت کردنتون به شما بفهمونه که جوابش منفیه. با اینکه من تو زندگی شخصیم هم ترجیح میدم که صاف و پوست کنده نه بشنوم، اما تخصصی تو زمینه جامعه شناسی ندارم و نمیتونم بگم که این مسئله خوبه یا بد؛ بالاخره این چیزیه که توی ذات و فرهنگ ما ایرانیا هست. اما من معتقدم که توی دنیای حرفه‌ای، چنین رفتاری تاثیرات خیلی مخربی داره، بخصوص واسه اکوسیستم استارتاپی. نه شنیدن همیشه سخته، اما کسی که قدم تو راه کارآفرینی میذاره، پی نه شنیدن رو به تنش مالیده. استارتاپ‌ها واسه اینکه بتونن موفق بشن، به بازخوردی که از کاربرا و مشتریاشون میگیرن وابسته هستن، و این بازخورد گاهی اوقات می‌تونه گفتن یه نه صادقانه باشه؛ این نه شنیدن به استارتاپ‌ها کمک میکنه تا قوی‌تر بشن! برای استارتاپ‌های بی تو بی که مشتریاشون شرکت‌ها و کسب‌وکارهای دیگه هستن، این مسئله اهمیت خیلی بیشتری داره. این استارتاپ ها تعداد مشتریای بالقوه کمتری دارن، و به همین خاطر کوچکترین بازخوردی میتونه بهشون کمک بزرگی بکنه. اگه یه استارتاپ برای عرضه محصول یا خدمتش سراغ شرکت و کسب و کار شما اومد و شما به هر دلیلی نمیخواستید یا نمیتونستید از محصول یا خدمتشون استفاده کنید، میتونید با نه گفتن بهشون کمک کنید. وقتی شما با ذکر دلایلی که دارید، به این استارتاپ‌ها نه میگید، با بازخوردتون بهشون کمک می‌کنید تا ارزش پیشنهادیشون رو بهبود بدن، مدل کسب و کارشون رو عوض کنن، قیمت گذاریشون رو بهتر کنن، و خلاصه قوی تر از قبل به مسیرشون ادامه بدن. پس دفعه بعد که یه استارتاپ به سراغتون اومد و شما به هر دلیلی نمیخواستید یا نمیتونستید از محصول یا خدمتشون استفاده کنید، لطفا به جای اینکه جوابشون رو ندید و یا دست به سرشون کنید، اونقدر حرفه‌ای باشید که بهشون نه بگید، و اونقدر مهربون باشید که دلیل نه گفتنتون رو براشون شرح بدید. </description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Fri, 21 Feb 2020 02:16:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارهایی را انجام دهید که مقیاس پذیر نیستند (قسمت آخر)</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-vnas4fgxzegj</link>
                <description>این نوشته، ترجمه مقاله Do Things That Don&#x27;t Scale از پل گراهام، یکی از افراد برجسته تو زمینه استارتاپ و بنیانگذار شتابدهنده Y Combinator هست.لینک قسمت اوللینک قسمت دوملینک قسمت سوملینک قسمت چهارمپر سر و صدا شروع نکنیداشتباهی که بعضی از استارتاپا مرتکب میشن اینه که کارشونو تو مقیاس بزرگ و با سر و صدای خیلی زیادی شروع می‌کنن؛ حواستون باشه که تاکتیک شروع بزرگ و پر سر و صدا معمولا برای استارتاپ‌ها جواب نمیده! من بنیانگذارای تازه کار زیادی رو دیدم که فکر می‌کردن اگه کارشونو با سر و صدای زیاد شروع نکنن و همون ابتدای کار کلی کاربر رو جذب نکنن، موفق نمیشن. اونا دلشون می‌خواد که همون اول کار توی هشتا روزنامه و مجله بزرگ به صورت همزمان در موردشون مقاله بنویسن؛ حتی بعضیاشون دلشون می‌خواد که اینکار حتما توی روز سه‌شنبه انجام بشه، چون یه جایی خوندن که بهترین روز برای شروع فعالیت یه کسب و کار سه شنبه هست. :)))برای اینکه ببینید داشتن یه شروع بزرگ و پر سر و صدا چقدر بی‌اهمیته، چندتا استارتاپ معروف و موفق رو تو ذهنتون بیارین؛ آغاز به کار چنتاشون رو یادتون میاد؟ تنها چیزی که برای شروع کار اهمیت داره، داشتن تعدادی کاربر اولیه هست. اینکه چندماه بعد از شروع کار شرایط استارتاپتون چطور باشه، بیشتر از اینکه به تعداد کاربرای اولیتون بستگی داشته باشه، به این بستگی داره که اون چنتا کاربر اولیه رو چقدر خوشحال کردین!پس چرا بعضی از بنیانگذارا فکر می‌کنن که داشتن یه شروع بزرگ و پر سر و صدا اهمیت داره؟ به نظر من دلیلش ترکیبی از غرور و تنبلیه! این افراد فکر می‌کنن چیزی که ساختن به قدری عالیه که مردم به محض شنیدن در موردش عاشقش میشن و برای استفاده ازش هجوم میارن. به علاوه، اگه فقط با اعلام وجود کردن به صورت گسترده میشد کاربرای جدید رو جذب کرد، کار این بنیانگذارا خیلی راحت‌تر میشد، تا اینکه بخوان یکی یکی برن سراغ افراد و اونا رو به استفاده از محصول یا خدمتشون ترغیب کنن.حتی اگه چیزی که شما دارین میسازین واقعا عالی باشه، جذب کاربر همیشه یه فرایند طولانی مدت و زمانبره. یه دلیلش اینه که چیزهای عالی تو بیشتر مواقع جدید هم هستن و عادت کردن به چیزای جدید همیشه زمان میبره؛ اما دلیل مهمترش اینه که کاربرای شما معمولا باید به چیزای دیگه‌ای هم فکر کنن، و به همین خاطر نمی‌تونن با ذهن کاملا باز به کشف کردن چیزی که دارید میسازید مشغول بشن و مثل شما ببینن که واقعا چقدر زیبا و عالیه!شراکت با شرکت‌های بزرگ‌ هم معمولا جواب نمیده. به عنوان یه قاعده کلی، استارتاپا نمی‌تونن با شراکت با یه یه شرکت بزرگ کارشونو شروع کنن و به موفقیت برسن؛ شراکت با یه شرکت بزرگ در ابتدای کار هیچوقت نمی‌تونه به رشد شما کمک کنه! این یه اشتباه رایج بین بنیانگذارای کم‌تجربه هست؛ اونا فکر می‌کنن اگه تو آغاز کار به یه شرکت بزرگ شریک بشن، می‌تونن خیلی سریع به موفقیت برسن. اما شیش ماه بعد از شروع کار، اونا به همون نتیجه‌ای میرسن که همه استارتاپ‌ها میرسن: اینکه کارهایی که باید انجام میدادن خیلی بیشتر از اون چیزی بوده که تصورش رو می‌کردن، و عملا شراکت با اون شرکت بزرگ هیچ فایده‌ای براشون نداشته و فقط باعث شده که درصد یادی از سهامشونو از دست بدن!برای رسیدن به موفقیت اینکه یه شروع بزرگ و عالی داشته باشید اصلا کافی نیست؛ برای اینکه استارتاپ خودتونو به قله‌های موفقیت برسونید باید تا مدت‌ها بی وقفه تلاش کنید. هر راه میانبری که فکر می‌کنید با استفاده ازش می‌تونید زودتر به موفقیت برسید ـــ چه یه شروع بزرگ و پر سر و صدا باشه و چه شراکت با یه شرکت بزرگ ـــ بدون شک به جایی نمیرسه!به استارتاپ‌ها یک بعدی نگاه نکنیدتقریبا تمام استارتاپ‌ها در ابتدای کار ناچار هستن که کارهای پر زحمتی رو انجام بدن که مقیاس پذیر نیستن؛ پس شاید بهتر باشه به استارتاپ‌ها اینجوری نگاه کنیم: ترکیبی از یه ایده خوب و عالی که جای رشد و گسترش خیلی زیادی داره، در کنار کلی کارهای سخت و مقیاس ناپذیر که در نهایت منجر میشن اون ایده به ثمر بشیه و به یه کسب و کار موفق و بزرگ تبدیل بشه!نگاه کردن به استارتاپ‌ها به صورت این ترکیب دوگانه می‌تونه جالب باشه، چون باعث میشه علاوه بر پیدا کردن یه ایده جدید وخلاقانه برای یه کسب و کار، برای بخش دوم یعنی کارهای مقیاس ناپذیر و پرزحمتی که باید انجام بشن هم ایده‌های خلاقانه‌ای پیدا کنید. اما تو بیشتر موارد مرحله دوم همون چیزیه که تو نگاه اول به نظر میرسه: اینکه تک تک برید سراغ افراد و اون‌ها را متقاعد کنید تا از سرویستون استفاده کنن، و بعد هم تلاش کنید تا برای اون کاربرای اولیه یه تجربه عالی و بی‌نظیر خلق کنید.مزیت اصلی داشتن چنین نگاهی به استارتاپ‌ها اینه که به بنیانگذارا یادآوری می‌کنه که باید توی هر دوتا بعد تمام تلاششون رو به کار بگیرن. در بهترین حالت، هر دو جز این ترکیب دوگانه به بخشی از دی ان ای کسب و کار شما تبدیل میشن: همه این کارهای پر زحمت و مقیاس ناپذیری که باید انجام بدین، فقط یه بخش الزامی اما ناخوشایند در مسیر رسیدن به موفقیت نیستن، بلکه شرکت و سازمان شما رو برای همیشه تغییر میدن و اون رو به نسخه بهتری از خودش تبدیل می‌کنن.اگه وقتی که یه استارتاپ کوچیک هستین برای جذب کاربراتون تلاش زیادی بکنید، احتمالا وقتی به یه کسب و کار بزرگ تبدیل میشید هم این رفتارتون رو ادامه میدید. اگه خودتون محصولتون رو به صورت دستی بسازید و یا به جای کاربرتون از محصول استفاده کنید، چیزایی رو یاد میگیرید که بعدا هم خیلی به دردتون می‌خورن. و مهم‌تر از همه، اگه در ابتدای کار برای جذب رضایت کاربرای اولیتون و خوشحال کردن اون‌ها تمام تلاشتون رو انجام بدین، وقتی که تعداد مشتریاتون خیلی زیاد شد هم همه تلاشتون رو می‌کنید تا اون‌ها رو راضی و خوشحال نگه دارید.پایانامیدوارم که از خوندن این مقاله عالی از پل گراهام لذت برده باشین. اگه دوست داشتید می‌تونید انتشارات نگاره رو دنبال کنید تا نوشته‌های بعدی ما رو هم بخونید. لطفا با لایک کردن این نوشته و به اشتراک گذاری اون کمک کنید تا عده بیشتری اون رو بخونن و ازش استفاده کنن :)</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Mon, 17 Feb 2020 18:19:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارهایی را انجام دهید که مقیاس‌پذیر نیستند! (قسمت چهارم)</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-uia3h3srhk4i</link>
                <description>این نوشته، ترجمه مقاله Do Things That Don&#x27;t Scale از پل گراهام، یکی از افراد برجسته تو زمینه استارتاپ و بنیانگذار شتابدهنده Y Combinator هست.لینک قسمت اوللینک قسمت دوملینک قسمت سوممثل یک مشاور عمل کنیدبعضی وقت‌ها ما به بنیانگذارای استارتاپ‌های بی‌ تو بی توصیه می‌کنیم که ارتباطشون رو با کاربراشون یه مرحله جلوتر ببرن؛ اینجوری که یکی از اون‌ کاربرها رو انتخاب کنن و جوری رفتار کنن که انگار یه شرکت مشاور هستن و قصد دارن محصولی رو فقط برای نیازهای اون کاربر بخصوص بسازن. این کاربر اولیه برای استارتاپ‌ شما مثل قالب ریخته‌گری عمل می‌کنه؛ شما باید تلاش کنید تا به بهترین شکل به نیازهای اون کاربرتون پاسخ بدید، و معمولا بعد از اتمام کار می‌بینید چیزی رو ساختید که بقیه هم خواهانش هستن و بهش نیاز دارن. حتی اگه تعداد این مشتریای جدیدی که به محصول شما نیاز دارن زیاد نباشه، احتمالا با یه کم جستجو می‌تونید حوزه‌های مشابهی رو پیدا کنید که کسب‌وکارهای بیشتری با این نیاز توشون وجود دارن. تا زمانی که فقط بتونید یه کاربر رو پیدا کنید که واقعا به محصول و راه‌‌حل شما نیاز داره و حاضره برای برطرف کردن این نیازش به شما هزینه پرداخت کنه، می‌تونید مطمئن باشید که دارید چیزی رو می‌سازید که مردم اون رو می‌خوان، و این همه چیزیه که یه استارتاپ برای شروع بهش نیاز داره.مشاوره دادن یه مثال تمام و کمال از کاریه که مقیاس ‌پذیر نیست. اما تا زمانی که برای انجام دادنش پولی دریافت نکنید، هیچ خطری برای استارتاپ شما نداره (مشاوره دادن باید مثل هدیه‌ای باشه که شما به مشتریاتون میدین). باید خیلی مراقب باشید که این مرز رو رد نکنید؛ تا زمانی که شما شرکتی باشید که یه محصول یا راه‌حل رو به مشتریاش عرضه می‌کنه و برای نشون دادن توجه بیشتر، بهشون مشاوره میده، اون‌ها قدردان شما هستن حتی اگه تمام مشکلات اون‌ها رو حل نکنید. اما همین که اون‌ها برای این توجه اضافی و خدمات مشاوره به شما پولی پرداخت کنن، ازتون توقع دارن که هرکاری براشون انجام بدین و تمام مشکلاتشون رو حل کنین.تکنیک بعدی که تا حدی شبیه مشاوره دادنه و استارتاپ‌ها می‌تونن ازش برای جذب کاربرایی استفاده کنن که در ابتدا تمایلی به استفاده از سرویس یا محصولشون ندارن، اینه که خودشون به نیابت از اون‌ها از سرویسشون استفاده کنن. این همون کاریه که ما توی ویاوب انجام دادیم (Viaweb اولین فروشگاه ساز آنلاین بود که در سال ۱۹۹۵ تاسیس شد و سه سال بعد به ارزش ۴۹ میلیون دلار توسط یاهو خریداری شد).در ابتدای تاسیس ویاوب ما به سراغ فروشنده‌ها می‌رفتیم بهشون می‌گفتیم می‌خوای برای ساخت یه فروشگاه آنلاین از نرم‌افزار ما استفاده کنی؟ خیلی‌هاشون می‌گفتن نه؛ بعد ما ازشون می‌پرسیدیم می‌خوای که خودمون برات یه فروشگاه آنلاین بسازیم؟ و اکثرشون قبول می‌کردن. اون زمان احساس خیلی بدی داشتیم که داریم به هر قیمتی تعداد کاربرامون رو زیاد می‌کنیم. ما به جای اینکه دنبال برنامه‌ریزی برای ایجاد یه همکاری استراتژیک با فروشگاه‌های بزرگ باشیم، داشتیم تلاش میکردیم که چمدون، خودکار و تیشرت مردونه بفروشیم. اما حالا که به اون زمان نگاه می‌کنیم می‌بینیم که دقیقا کار درست رو انجام می‌دادیم، چرا که اینجوری متوجه شدیم کاربرای ما هنگام استفاده از سرویسمون چه احساسی دارن و تونستیم خیلی بهتر اون‌ها رو درک کنیم!استفاده کردن از سرویس خودمون باعث می‌شد که بلافاصله به بازخوردهای خیلی خوبی برسیم؛ مثلا مشغول ساختن یه سایت فروشگاهی برای یکی از مشتریامون بودیم که متوجه می‌شدیم به قابلیتی احتیاج داریم که سرویس ما اون قابلیت رو نداره. اون وقت بود که چند ساعت وقت میذاشتیم تا اون قابلیت رو به سرویسمون اضافه کنیم و بعد دوباره مشغول ساخت فروشگاه آنلاین می‌شدیم.کارها را دستی انجام دهیدشتابدهنده وای کامبینیتور یکی از بزرگ‌ترین شتابدهنده‌های دنیاست و پل گراهام هم از بنیانگذارای این شتابدهنده است.گاهی وقتا در ابتدای کار شما خودتون می‌تونید نقش نرم‌افزارتون رو ایفا کنین، اما چطور؟ تا زمانی که تعداد کاربرای شما کمه، گاهی اوقات می‌تونید کارهایی رو که قصد دارید در آینده انجامشون رو اتوماتیک کنید، به صورت دستی انجام بدید. انجام این کار باعث میشه که بتونید زودتر نمونه اولیه محصولتون رو به بازار عرضه کنید، و زمانی که وقتش برسه تا انجام اون فرایندها رو خودکار کنید، دقیقا می‌دونید که باید چه چیزی بسازید، چون که خودتون قبلا بارها و بارها اون کار رو انجام دادید.وقتی که اون اوایل کار یه بخش‌هایی از فرایند کلی رو به صورت دستی انجام می‌دید، کاربر معمولا متوجه این مسئله نمیشه و فکر می‌کنه که اون بخش‌ها هم جزیی از نرم‌افزار شماست. این همون کاری بود که ما توی استرایپ برای قابلیت تحویل آنی حساب انجام دادیم؛ در ابتدای کار بنیانگذارای استارتاپ استرایپ به صورت دستی اطلاعات حساب فروشنده‌ها رو در دیتابیس ذخیره می‌کردن  و براشون یه حساب کاربری می‌ساختن.حتی بعضی از استارتاپ‌ها می‌تونن واسه شروع همه کارها رو به صورت دستی انجام بدن! اگه شما کسی رو پیدا کردید که مشکلی برای حل کردن داره و خودتون می‌تونستید به صورت دستی اون مشکل رو براش برطرف کنید، پس این کار رو انجام بدید و تا زمانی که می‌تونید به انجام دادنش ادامه بدید، و در نهایت که تعداد کاربراتون بیشتر شد به تدریج فرایند‌های باتل نک (bottlenecks) رو خودکار کنید.اینکه بخواید مشکل کاربراتون رو به صورت دستی حل کنید یه کم ترسناک به نظر می‌سه، اما باور کنید خیلی بهتر از اینه که یه سیستم خودکار بسازید که مشکل هیچ کسی رو حل نمی‌کنه!پایان قسمت چهارملینک قسمت پایانیامیدوارم از خوندن این بخش از مقاله هم لذت برده باشید و تونسته باشید چیزی ازش یاد بگیرید. فقط یه بخش دیگه از این مقاله مونده که سعی می‌کنم اون رو هم زودتر ترجمه کنم. لطفا لایک و اشتراک گذاری هم فراموش نشه؛ اوقاتتون مملو از شادی :)</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 19:51:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارهایی را انجام دهید که مقیاس‌پذیر نیستند! (قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/Negare/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-yuqgae41vcqj</link>
                <description>این نوشته، ترجمه مقاله Do Things That Don&#x27;t Scale از پل گراهام، یکی از افراد برجسته تو زمینه استارتاپ و بنیانگذار شتابدهنده Y Combinator هست.لینک قسمت اوللینک قسمت دومکنترل‌شده شروع کنیدگاهی اوقات راهکار درست اینه که از عمد بر روی یه بازار کوچیک و محدود تمرکز کنید. این درست مثل زمانیه که می‌خواید آتیش روشن کنید؛ در ابتدای کار باید آتیش رو کنترل شده و محدود نگه دارید تا حسابی داغ بشه، و بعد هیزم بیشتری روش بریزید.این دقیقا همون کاریه که فیسبوک انجام داد. در ابتدای کار فیسبوک فقط دانشجوهای هاروارد رو هدف قرار داده بود، و مختص اون‌ها بود. با این کار، فیسبوک بازار هدفش رو به گروهی محدود کرده بود که فقط چند هزار نفر عضو داشت، اما چون همین گروه هدف احساس کردن که فیسبوک واقعا برای اون‌ها ساخته شده، تعداد خیلی زیادی از اون‌ها در این شبکه اجتماعی تازه تاسیس عضو شدن. بعد از اینکه فیسبوک تصمیم گرفت که پاش رو از این محدوده فراتر بذاره و به بازارهای بزرگ‌تر فکر کنه، باز هم تا مدتی بر روی دانشجوهای سایر دانشگاه‌ها متمرکز شد و اون‌ها رو به عنوان گروه هدف انتخاب کرد. وقتی که در مدرسه استارتاپ با مارک زوکربرگ مصاحبه کردم، اون بهم گفت با اینکه تهیه یه فهرست از کلاس‌ها برای تک‌تک اون دانشگاه‌ها زمان و انرژی زیادی رو از تیم فیسبوک می‌گرفت، اما ارزشش رو داشت چون باعث می‌شد که دانشجوها احساس کنن که فیسبوک واقعا خونه اون‌هاست.هر استارتاپی که بشه اون رو به عنوان یه مارکت پِلِیس یا بازار توصیف کرد، معمولا ناچاره که کار خودشو با یک بخش کوچیک از بازار شروع کنه (مثل آمازون که کارشو با فروش کتاب‌های الکترونیکی شروع کرد)، اما این قضیه می‌تونه در مورد سایر استارتاپ‌ها هم صادق باشه. همیشه ارزشش رو داره که از خودتون بپرسید، آیا یه بخش کوچک‌تر از بازار وجود داره که بتونید خیلی سریع قسمت عمده‌ای از اون بازار کوچک‌تر رو به عنوان کاربراتون جذب کنید؟بیشتر استارتاپ‌هایی که از استراتژی آتش کنترل‌شده استفاده می‌کنن، این کار رو به صورت غریزی و ناخودآگاه انجام میدن. اون‌ها محصولی رو برای خودشون و دوستاشون می‌سازن، که در واقع همون کاربرای اولیه هستن، و تازه اون موقع متوجه میشن که می‌تونن محصولشون رو به بازار بزرگتری عرضه کنن! حتی اگه به صورت ناخودآگاه از این استراتژی استفاده کنید، باز هم موثره و کارشو انجام میده. بزرگترین خطری که توی استفاده از این استراتژی وجود داره، اینه که از سر بی‌تجربگی بخشی از اون رو نادیده بگیرید؛ مثلا اگه چیزی رو برای خودتون و دوستاتون نسازید، دیگه یه بازار اولیه ایده‌آل تو سینی نقره به شما تقدیم نمیشه و باید برای پیدا کردنش زحمت بکشید. یا اینکه از دنیای شرکت‌های بزرگ اومده باشین و دوستاتون همکارای شما توی همون شرکت باشن، که تو این حالت هم دوستاتون کاربرای اولیه خوبی به حساب نمیان!برای استارتاپ‌های بی‌توبی (B2B) که محصولشون رو برای استفاده شرکت‌ها و کسب‌وکارهای دیگه میسازن، معمولا بهترین گزینه واسه کاربرای اولیه استارتاپ‌های دیگه هستن. استارتاپ‌ها معمولا نسبت به امتحان کردن چیزای جدید ذهن بازتری دارن، چون کارشون رو تازه شروع کردن و هنوز همه انتخاب‌هاشون رو نکردن. به علاوه، اگه استارتاپ‌ها موفق بشن خیلی سریع رشد می‌کنن و در نتیجه شما هم همراه اون‌ها رشد می‌کنید. این هم‌افزایی یکی از مزیت‌های پیش‌بینی نشده‌ تو مدل به کار گرفته شده واسه شتابدهنده وای کامبینیتور بود (خصوصا به خاطر بزرگی و وسعت این شتابدهنده)؛ اینکه استارتاپ‌های بی‌توبی خیلی راحت به یه بازار بکر از صدها استارتاپ دیگه که عضو این شتابدهنده بودن دسترسی داشتن.الگوی استارتاپ مراکیاریک، بنیانگذار استارتاپ پبل در حال سرهم کردن دستی اولین محصولاتشوناستارتاپ‌هایی که یه محصول فیزیکی رو میسازن، کارهای مقیاس‌ناپذیر زیادی رو می‌تونن انجام بدن که ما به این کارها میگیم «الگوی مراکی». با اینکه ما سرمایه‌گذار استارتاپ مراکی نبودیم، اما بنیانگذارای این استارتاپ شاگرد‌های رابرت موریس بودن و به همین دلیل خیلی خوب از تاریخچه اون‌ها اطلاع داریم. اون‌ها فعالیتشون رو با کاری شروع کردن که واقعا مقیاس پذیر نیست: اون‌ها قطعات روتور‌هاشون رو خودشون با دست سر هم می‌کردن!استارتاپ‌های حوزه سخت‌افزار با یه مانع اولیه روبرو هستن که واسه استارتاپ‌های نرم‌افزاری وجود نداره؛ معمولا کمترین میزان سفارشی که یه کارخونه برای تولید یک قطعه قبول می‌کنه، چندصد هزار دلاره. این یعنی یه حلقه بن‌بست! بدون داشتن یه محصول شما نمی‌تونید به اون رشدی که برای جذب سرمایه دنبالش هستید برسید و بدون داشتن سرمایه نمی‌تونید محصولتون رو تولید کنید.اون زمانی که استارتاپ‌های سخت‌افزاری برای غلبه بر این مشکل باید به سرمایه‌گذارا تکیه می کردن، شما باید یه متقاعدکننده عالی می‌بودین تا بتونین به این مانع غلبه کنین. با ظهور و پیدایش مفهوم سرمایه‌گذاری جمعی، شرایط خیلی بهتر شد. اما با این وجود من به استارتاپ‌ها توصیه می‌کنم که در صورت امکان از الگوی مراکی پیروی کنن. این همون کاریه که بچه‌های تیم پِبِل انجام دادن. اون‌ها در ابتدای کار چندصدتا از ساعت‌های هوشمندشون رو خودشون با دست سرهم کردن. اگه اون‌ها این مرحله رو پشت سر نمی‌گذاشتن، احتمالا موفق نمی‌شدن که با پیوستن به کیک استارتر (یه پلتفرم سرمایه گذاری جمعی) ۱۰ میلیون دلار از ساعت‌هاشون رو بفروشن.درست مثل نشون دادن توجه خیلی زیاد به کاربرای اولیه، برای استارتاپ‌های سخت‌افزاری هم ساخت اولین محصولات با دست یه قدم خیلی ارزشمنده که می‌تونه نقش مهمی تو موفقیتشون داشته باشه. وقتی که شما خودتون محصولاتتون رو تولید می‌کنید، می‌تونید خیلی سریع‌تر طراحی اون رو تغییر بدید، و تو این مسیر چیزهایی رو یاد بگیرید که از هیچ روش دیگه‌ای نمی‌تونستید یادشون بگیرید.پایان قسمت سوملینک قسمت چهارمامیدوارم که خوندن این قسمت سوم از مقاله هم براتون جذاب بوده باشه. اگه دوست‌ دارید که بخش‌های بعدی این مقاله رو هم بخونید، حتما انتشارات نگاره رو دنبال کنید. لطفا لایک و اشتراک گذاری هم فراموش نشه :)</description>
                <category>محسن پاک فطرت</category>
                <author>محسن پاک فطرت</author>
                <pubDate>Sat, 15 Feb 2020 20:15:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>