<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محدثه فرمهینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MohadeseFarmahini</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:13:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1531732/avatar/7EmPVI.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محدثه فرمهینی</title>
            <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۴ عادت مهم اما ساده برای داشتن ذهنی شادتر</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%DB%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D8%B1-c90mkjebekqm</link>
                <description>شادی بیشتر از آنکه یک موضوعی مرتبط با ثروت یا امنیت باشد، مسئله‌ای ذهنی است.در حالیکه بسیاری از روانشناسان تلاش کرده‌اند تا داشتن ذهنی شاد را در قالب پکیج‌هایی ساده و روان با نتایج فوری به فروش برسانند اما داشتن ذهنی شاد:صبر و استقامت می‌خواهد.نیاز به انعطاف‌پذیری و نگرشی نو دارد.باید با خودآگاهی و فروتنی همراه باشد.و در نهایت بیشتر از هرچیزی شجاعت می‌خواهد.پس داشتن ذهنیتی سالم شما را شادتر می‌کند، اما هیچ راه حل سریعی برای رسیدن به آن وجود ندارد.ذهن شاد به عادت‌های صحیح وابسته است. از نظر Nick Wignall، روانشناس و بنیانگذار The Friendly Mind چهار عادت است که بیشترین تاثیر را روی ذهن سالم و شاد می‌گذارد. این ۴ عادت عبارت است از:۱. درباره عواطف و احساسات خود کنجکاو باشید.به طور طبیعی بیشتر ما انسان‌ها عواطف خود را قضاوت می‌کنیم، به ویژه در مواقع دشواری مانند زمانی که:احساس ترس و اضطراب می‌کنیم و سریعا خود را به ضعیف بودن متهم می‌کنیم.احساس غم می‌کنیم و نگران هستیم که افسرده شویم.احساس ناامیدی و عصبانیت می‌کنیم و سپس خود را به خاطر اینکه نتوانستیم خونسردی خود را حفظ کنیم، قضاوت می‌کنیم.اگرچه که به اشتباه تمایل داریم زمانی که موضوعی برایمان دردناک است  آن را برطرف یا از آن اجتناب کنیماماچون مسئله‌ای به ما احساس بدی می‌دهد لزوما به این معنی نیست که ماهیت خود آن مسئله بد است!تا حد زیادی در زندگی، وجود درد یک اتفاق مثبتی است مانند:وقتی که عضلات شما بعد از یک تمرین ورزشی درد می‌کنند، دردتان نشانه‌ای از رشد و سلامتی است.زمانی که انگشتتان با یک جسم داغ مثل بخاری یا قابلمه روی اجاق گاز در تماس قرار می‌گیرد، وجود درد باعث می‌شود انگشت خود را سریعا عقب بکشید و از یک سوختگی شدید جلوگیری کنید.اگر می‌خواهید ذهنی سالم‌تر و شادتر ایجاد کنید، یک اصل کلی‌تر در اینجا وجود دارد که بسیار مهم است:وقتی سعی می‌کنید از احساسات دردناک خود دوری کنید، در نهایت فقط اوضاع را بدتر می‌کنید.زمانی که تلاش می‌کنید تا از احساسات دردناک خود فرار کنید، به ذهن خود می‌آموزید که عواطف شما بد و خطرناک هستند. یعنی دفعه بعد که احساس بدی دارید، احساس خیلی بدی خواهید داشت چراکه ذهنتان فکر می‌کند احساسات شما خطرناک هستند.به همین دلیل بسیار مهم است که از قضاوت کردن در مورد احساسات خود صرف نظر از اینکه چقدر سخت یا دردناک هستند، دست بردارید. به جای جنگ با احساسات خود، سعی کنید درباره آن‌ها کنجکاو باشید. به جای دوری از آن‌ها، سعی کنید در مورد احساسات خود به عنوان یک دوست فکر کنید تا درک شوید.احساس چیزی است که شما دارید، نه چیزی که شما هستید.ـــــــ Shannon L. Alder۲. در مواجه با انتظارات خود واقع بین باشید.بیشتر انسان‌ها تصور می‌کنند که انتظارات، راهی برای تقویت رشد و موفقیت است:داشتن توقعات زیاد از فرزندانمان از نظر تحصیلی، آن‌ها را تشویق می‌کند تا در مدرسه خوب عمل کنند و نمرات بالایی بگیرند.داشتن انتظارات بالا از کارمندان آن‌ها را تشویق می‌کند تا سخت کار کنند و کار را با کیفیت انجام دهند.و البته ایجاد توقعات بالا برای خودمان منجر به رشد شخصیتی و توسعه‌فردی می‌شود.اغلب، ما از انتظارات بالا به عنوان راهی برای کاهش اضطراب‌ها و ناامنی‌های خود استفاده می‌کنیم. شاید برایتان سوال باشد که چطور این اتفاق می‌افتد:بیشتر مردم از عدم اطمینان متنفرند. این ایده که فرزندشان موفق نخواهند شد یا مثلا کارمندانشان بدون نظارت مداوم کارشان را درست انجام نمی‌دهند، آن‌ها را پر از اضطراب و ترس می‌کند.اما چون نمی‌توانند موفقیت تحصیلی فرزندشان یا عملکرد کارمندانشان را کنترل کنند، به بهترین چیز بعدی رضایت می‌دهند: یعنی انتظار وقوع آن چیزها از آن اشخاص.وقتی توقعی را در ذهن خود ایجاد می‌کنید - که در واقع فقط تصور می‌کنید چیزی که می‌خواهید به واقعیت بپیوندد - به طور موقت مقداری از این اضطراب و عدم اطمینان را کاهش می‌دهید. این باعث می‌شود کمی بیشتر احساس کنترل کنید و کمی مطمئن‌تر شوید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت.اما در واقعیت انتظارات شما تخیلاتی هستند که در ذهن خود ساخته‌اید. و در اکثریت مواقع آن‌ها بر اساس شواهد و منطق نیستند. پس احتمالا این انتظارات اغلب نقض می‌شوند و در نتیجه استرس و ناامیدی زیادی از طرف شما و شرم و رنجش از طرف افرادی که از آن‌ها انتظار دارید به وجود خواهد آمد.انتظارات اغلب مکانیسم‌های دفاعی ناخودآگاهی هستند که ما از آن‌ها برای ایجاد احساس بهتری برای خود استفاده می‌کنیم.اگر می‌ترسید فرزندانتان در زندگی موفق نشوند، شاید باید به جای آنکه آن‌ها را با توقعاتی غیرواقعی روبه‌رو کنید، به تنهایی با ترس خود مقابله کنید.اگر می‌ترسید که کارمندان شما به اندازه کافی سخت کار نکنند، شاید باید آزمایش‌هایی را انجام دهید و ببینید که چگونه آن‌ها تحت سیستم‌های مدیریتی مختلف عمل می‌کنند.به جای اینکه مدام انتظار داشته باشید که همسرتان ذهن شما را بخواند و آنچه را می‌خواهید برایتان انجام دهد، بهتر باشد که خواسته‌های خود را مستقیم به او بگویید.اگر مراقب انتظارات و توقعات خود نباشید آن‌ها می‌توانند شروع به ایجاد استرس و ناراحتی‌های غیرضروری و غیرواقعی در شما کنند.برای داشتن ذهنی آرام‌تر و شادتر عادت کنید به طور منظم انتظارات خود را بررسی کنید و مطمئن شوید که آن‌ها دور از واقعیت نیستند.من در این دنیا نیستم تا انتظارات شما را برآورده کنم و شما در این دنیا نیستید که انتظارات من را برآورده کنید. ـــــــ Bruce Lee۳. در گفت‌وگوی ذهنی با خود دلسوز باشید.میزانی که انسان‌ها در گفت‌وگوهای ذهنی با خود بد و خشن صحبت می‌کنند بسیار قابل توجه است:آن‌ها هر زمان که اشتباه می‌کنند، خود را به شدت انتقاد و سرزنش می‌کنند.آن‌ها خود را با همه اطرافیان خود مقایسه می‌کنند، معمولا هم در بدترین حالت ممکن.و بسیاری از ویژگی‌های مثبت خود را هم بی ارزش می‌دانند و توانایی‌های خود را دست کم می‌گیرند. در حالی که دلایل زیادی وجود دارد که انسان‌ها چرا چنین خودگویی‌های خشن و منفی را ایجاد می‌کنند، نتیجه همیشه یکسان است؛ در نهایت احساس وحشتناکی نسبت به خود خواهند داشت. چراکه چیزها باعث نمی‌شوند که ما احساس بدی داشته باشیم بلکه این افکار ما در مورد آن‌ها است که احساسات ما را تعیین می‌کنند.فرض کنید در یک جلسه کاری هستید. در حالی که شما از جلسه خارج می‌شوید، یکی از همکارانتان در مورد ارائه شما اظهار نظر بی ادبانه‌ای می‌کند. حالا دو داستان یا سناریو مختلف از گفت‌وگوی درونی با خود را تصور کنید که چه پیامدهای عاطفی می‌تواند داشته باشد:سناریو اول: بله، می‌دانستم که آخرین اسلاید را خراب کردم. چرا من باید همیشه اینقدر بی‌دست‌وپا باشم!سناریو دوم: خب، حدس می‌زنم که اسلاید آخر آنطور که می‌توانست خوب باشد پیش نرفت، اما او معمولا نظرات منفی به دیگران می‌دهد…در سناریو اول علاوه بر احساس خجالت، احتمالا از دست خود شرمنده هستید و حتی افسرده خواهید شد، چراکه به خود گفته‌اید «همیشه» بی‌دست‌وپا هستید.اما در سناریو دوم، در حالی که ممکن است هنوز آن خجالت اولیه را احساس کنید (همه ما وقتی کسی چیز بدی درباره ما می‌گوید احساس می‌کنیم!)، هیچ احساس دردناک دیگری را به شرمندگی خود اضافه نمی‌کنید چراکه داستان شما تغییر کرده است.وقتی بیش از حد درباره خود افکاری منفی و انتقادی دارید، یک خجالت معمولی تبدیل به احساس تاسف و شرمندگی شدید می‌شود؛ ناامیدی به خشم یا عصبانیت و غم به افسردگی تغییر می‌کند.با خودتان طوری رفتار کنید که با یک دوست صمیمی رفتار می‌کنید.دفعه بعد که احساس بدی کردید، تصور کنید که اگر یکی از دوستان خوبتان هم همین احساس را داشت و برای حمایت و راهنمایی پیش شما می‌آمد به او چه می‌گفتید؟اگر او در محل کارش اشتباهی مرتکب شده باشد، آیا به او می‌گویید که چقدر کارش احمقانه بود؟البته که نه! شما دلسوز خواهید بود و به او کمک می‌کنید دیدگاه متعادلی داشته باشد و داستانی واقع‌گرایانه را درباره اشتباه خود تعریف کند.به احتمال زیاد، شما نسبت به سایر افراد در زندگی خود بسیار دلسوز هستید، پس چرا با خودتان اینطور نباشید؟ما هرگز نمی‌توانیم در دنیای بیرون به صلح دست یابیم مگر اینکه با خودمان صلح کنیم.ـــــــ Dalai Lama XIV۴. در روابط خود قاطع باشید.قاطعیت، حد وسط بین انفعال و پرخاشگری است. وقتی یاد می‌گیریم قاطعانه ارتباط برقرار کنیم، به این معنی است که می‌توانیم صادقانه خواسته‌ها و نیازهای خود را درک کنیم و به شیوه‌ای با دیگران ارتباط برقرار کنیم که به حقوقشان احترام بگذاریم.در واقع قاطعیت را می‌توان اینطور تعریف کرد:توانایی درخواست کردن آنچه می‌خواهید یا نه گفتن به آنچه نمی‌خواهید همراه با اطمینان و احترام.متاسفانه، انجام این کار برای بسیاری از ما دشوار است چراکه از مواردی مانند زیر می‌ترسیم:ما نگران این هستیم که دیگران با ما بد رفتار کنند یا از ما عصبانی شوند.ما نگران هستیم که تایید دیگران را از دست بدهیم.ما نگران این هستیم که اگر صادقانه صحبت کنیم، احمق به نظر می‌رسیم.اما مسئله این است که اگر نتوانید صادقانه با مهم ترین افراد زندگیتان (همسرتان، رئیستان، والدینتان و…) ارتباط برقرار کنید، هرگز آرامش واقعی را به دست نخواهید آورد.اگر دائما از ابراز وجود ترس دارید، ذهن شما پر از نگرانی، ناامنی، ناامیدی و رنجش می‌شود.یکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد نگرش و دیدگاهی شادتر و رضایت‌بخش‌تر به زندگی، افزایش شجاعت برای برقراری ارتباطی قاطعانه است. اگرچه نیاز به تمرین و صبر دارد، اما هر کسی می‌تواند بیاموزد که قاطعانه‌تر رفتار کند.ایستادن در برابر دشمنانمان به شجاعت زیادی نیاز دارد، اما برای ایستادن در برابر دوستانمان هم به همان اندازه شجاعت لازم است.ـــــــ J. K. Rowlingکلام آخرامیدوارم این مطلب به شما در داشتن ذهنیتی شاد و در نهایت زندگی با کیفیت بالاتر کمک کند. یادتان باشد برای رسیدن به هر هدفی باید صبر و استقامت داشته باشید تا موفق شوید.شما برای داشتن ذهنی شادتر چه کارهایی را انجام می‌دهید؟</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jun 2023 12:13:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر کتاب «قلاب»؛ قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-walz8fskgtn3</link>
                <description>در قسمت قبلی که درباره کتاب «قلاب» نوشته‌ام، متوجه شدیم که عادت چیست و چطور به کسب‌وکارها در پیشرفتشان کمک می‌کند.در این قسمت به سراغ انواع محرک‌ها و راز بزرگ اینستاگرام می‌رویم. اگر قسمت قبلی را هنوز مطالعه نکرده‌اید، پیشنهاد می‌کنم ابتدا به سراغ آن بروید و سپس به خواندن این قسمت بپردازید.محرک‌هاعادت‌‌ها مثل یک زنجیره هستند. زنجیره‌ای که حلقه‌هایش به‌هم پیوسته است و مدام تکرار می‌شود. اولین حلقه این زنجیره «محرک» است. عادت‌ها همیشه با یک محرک شروع می‌شوند.محرک‌ها زمینه تغییر را ایجاد می‌کنند و گاهی بسیار واضح‌اند، مانند صدای زنگ ساعت برای بیدار شدن از خواب. اما گاهی محرک‌ها اینقدر آشکار و واضح نیستند. محرک‌های دیگری هم هستند که روی ناخودآگاه ما اثر می‌گذارند.محرک‌ها دو دسته‌اند: بیرونی و درونی۱. محرک بیرونیمحرک‌های بیرونی یا خارجی، کاربر را به اقدام دعوت می‌کنند؛ اقدامی روشن و شفاف. برای مثال روی ماشین‌های نوشابه شرکت کوکاکولا، عکس یک شخصی است که با چهره‌ای پرانرژی به شما نوشابه تعارف می‌کند. یک نوشته «تشنه‌ای؟» هم در زیر تصویر، خواسته مرد را برایتان بازگو می‌کند و به شما نشان می‌دهد که اقدام بعدی چیست؛ وارد کردن پول و دریافت نوشیدنی مورد نظر.انواع محرک‌های بیرونی۴ نوع محرک وجود دارد که شرکت‌ها می‌توانند از آن برای کاربران خود استفاده کنند:محرک‌های خریدنیمحرک‌های اعتباریمحرک‌های رابطه‌مبنامحرک‌های طلب‌شده۲. محرک‌ داخلیمحرک‌های داخلی، محرک‌هایی از جنس دیدن یا شنیدن نیستند، این نوع محرک‌ها از جنس احساس‌اند.احساسات، به‌خصوص حس‌های منفی محرک‌های درونی پرقدرتی هستند. وقتی ما احساسی مثل تنهایی، کسلی، ناامیدی و… داریم به‌نوعی یک درد را حس می‌کنیم که اغلب منجر به انجام یک اقدام بدون تفکر برای کاهش این درد یا احساسات منفی می‌شود.در زندگی روزانه شهری ما، استرس‌های زیادی وجود دارد و زمانی که ما برای کم کردن این درد به سراغ یک محصول می‌رویم، وابستگی شدیدی به آن پیدا می‌کنیم.وقتی یک فناوری به این محرک‌های درونی گره بخورد، کار تمام است و دیگر نیازی به یک محرک خارجی برای آن کاربر نداریم و کاربر به‌طور اتوماتیک از محصول ما استفاده خواهد کرد.افشاگری راز بزرگ اینستاگرام!یکی از علت‌هایی که باعث می‌شود کاربران اینستاگرام هر روز به این برنامه بازگردند، توانایی این شرکت در درک درست کاربرانش است.اینستاگرام کار خود را با محرک‌های خارجی شروع کرد. توصیه‌ای از یک دوست برای نصب این برنامه، دادن جایگاه ویژه شرکت اپل به اینستاگرام در فروشگاه‌ برنامه‌هایش و… همه محرک‌های خارجی هستند که شما برنامه را نصب کنید.بعد از استفاده مکرر، این برنامه با محرک‌های داخلی به خوبی پیوند می‌خورد و چیزی که روزی فقط سرگرمی بود، تبدیل به یک کار روزمره می‌شود. در واقع، احساس از دست دادن لحظه‌ای تصاویری که منتشر می‌شود کاربران را خیلی زود به این برنامه باز می‌گرداند. این در حالی است که اینستاگرام هوشمندانه پیوند خود با کاربرانش را عمیق‌تر می‌کند و با اشتراک عکس‌ها و تبادل شوخی، به رفع کسلی کاربران کمک می‌کند. در نتیجه کاربران با گذشت زمان و بدون آنکه بخواهند، معتاد به استفاده از اینستاگرام و گذراندن زمان زیادی در آن می‌شوند.</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 18:33:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر کتاب «قلاب»</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-h0mgysgjzjpk</link>
                <description>درباره عادت‌ها و اعتیادیمان نسبت به فضای مجازی چه می‌دانیم؟آیا می‌دانید ۷۹٪ از کسانی که تلفن هوشمند دارند، حداکثر تا ۱۵ دقیقه بعد از بیدار شدن گوشی خود را چک می‌کنند؟ به نظر می‌رسد این افراد به استفاده از فضای مجازی عادت کرده‌اند، به‌طوری که دیگر نمی‌توانند از آن استفاده نکنند. از طرفی حضور فناوری‌های مختلف مثل ساعت‌های هوشمند، تلفن‌های همراه‌، کنسول‌های بازی و… در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، باعث شده تا شرکت‌ها و کسب‌وکارها زمان بیشتری به ما دسترسی داشته باشند.وقتی کسب‌وکارها از داده‌های ما در فضای مجازی استفاده کنند، هر آنچه خلق می‌کنند به‌طور قطعی عادت‌ساز خواهد بود! عادت چیست؟عادت‌ها، رفتارهایی هستند که تفکر بسیار کمی برای انجام گرفتن آن‌ها صورت می‌گیرد. رفتارهایی که حدود نیمی از فعالیت‌های روزانه یا حتی بیشتر ما را تشکیل می‌دهند. در واقع، عادت چیزی است که در حین انجام آن‌ها، مغز به فعالیت بعدی خود فکر نمی‌کند. برای مثال نوشیدن آب هنگام غذا خوردن یا جویدن ناخن در حین عصبانیت و اضطراب، برای خیلی از افراد عادت است؛ عادتی که شاید خودشان متوجه نشده باشند که در حال انجام آن هستند.عادت‌ها به چه درد کسب‌کار می‌خورند؟اگر افراد به محصول یک شرکت عادت کنند، سود بزرگی نصیب آن شرکت خواهد شد و دیگر نیاز به تبلیغات گسترده و بازاریابی برای فروش بیشتر نیست.البته که لزوما همه کسب‌وکارها محصول عادت‌ سازی ندارند. برای مثال شرکت‌هایی که خدمات بیمه عمر دارند، جز این دسته قرار می‌گیرند. اما عادت‌ها چطور به کسب‌وکارها کمک می‌کنند؟عادت‌ها به یکی از روش‌های زیر می‌توانند به کسب‌و کارها کمک کنند:افزایش ارزش طول عمر مشتریبسیاری از مشتری‌ها وقتی به یک محصول عادت می‌کنند، حاضر نیستند آن را با محصول مشابه دیگری تعویض کنند و این یعنی یک سود بلندمدت برای کارفرما.انعطاف‌پذیری در قیمت‌گذاریوقتی مشتری به استفاده از محصول ما عادت می‌کند، کم‌کم توجهش به قیمت آن محصول کم می‌شود‌. اگر کارفرما قیمت محصولش را زیاد کند، باز هم مشتری به خرید آن ادامه می‌دهد.افزایش رشد مشتریانوقتی مشتری یا کاربر از یک محصولی رضایت دارد، آن را به اطرافیان خود هم معرفی می‌کند‌. این موضوع باعث رشد بیشتر کسب‌وکار می‌شود‌.تقویت مزیت رقابتیکسب‌وکارهایی در حال حاضر دوام می‌آورند که به عادات قبلی کاربر تغییری وارد نکنند. اگر محصولی ارائه دهیم که فقط کمی بهتر از چیزی است که او مصرف می‌کند، با شکست مواجه می‌شویم. ما خاطراتمان را در اینستاگرام با دیگران به اشتراک می‌گذاریم و  آن‌ها را در آنجا ذخیره می‌کنیم. از آنجایی که امکان انتقال آن‌ها وجود ندارد، درصد اینکه ما این برنامه را ترک کنیم روزبه‌روز کمتر می‌شود و این یک مزیت رقابتی است!ایجاد انحصار ذهنیبرای عوض کردن عادت‌های بلندمدت انسان‌ها، زمان بسیار زیادی احتیاج است. هرچه انسان‌ها یک عادت را بیشتر تکرار کنند، با آن خوی بیشتری می‌گیرند و درصد اینکه آن را ترک کنند پایین‌‌تر است.در ناحیه عادتبرای ایجاد یک عادت در مشتری به ۲ عامل مهم نیاز داریم:تکرار (این عادت چقدر در زندگی انسان‌ها نقش دارد و تکرار می‌شود؟)مطلوبیت ادراک شده (چقدر این رفتار نسبت به روش‌های دیگر برای کاربر مطلوب و مفید است؟)خیلی از ما زمانی که برایمان سوالی پیش‌ می‌آید، اولین کاری که می‌کنیم به سراغ گوگل می‌رویم؛ بدون آن که حتی نیاز به فکر کردن باشد که سوالمان را باید از چه کسی بپرسیم. ممکن است حتی در یک روز، چندین بار هم این کار را کنیم (تکرار).از طرفی موتورهای جسبت‌وجو دیگری مثل بینگ هم هستند که تفاوت‌های بسیار جزئی با گوگل دارند. اما ما همچنان استفاده از گوگل برایمان مطلوب‌تر است (مطلوبیت ادراک شده).پس طبیعی است که جست‌وجو در گوگل برایمان تبدیل به یک عادت شده باشد. برای ساخت یک عادت به هردوی این موارد نیاز داریم.ویتامین در مقایسه با مسکنخیلی از سرمایه‌گذاران، از بنیان‌گذاران محصول برای سرمایه‌گذاری روی کسب‌وکارشان می‌پرسند که «ویتامین می‌سازند یا مسکن؟»ویتامین‌ها هدف خیلی مشخصی ندارند. شما آن‌ها را به‌طور کلی برای تقویت بدنتان می‌خورید. حتی بدون تجویز پزشک و نیاز واقعی به آن‌ها، ویتامین برای خود تجویز می‌کنید. در مقابل، مسکن‌ها هدف مشخصی دارند. آن‌ها قرار است درد خاصی را درمان کنند. نخوردن قرص‌های ویتامین برای چند روز، روی زندگی شما تاثیری نمی‌گذارد اما نخوردن مسکن‌ها برای چند روز تاثیر زیادی دارد. چراکه درد می‌تواند انسان را از پا بیندازد.فناوری‌های عادت‌ساز، برای انسان‌ها هم ویتامین هستند و هم مسکن.آن‌ها در ابتدا به‌‌عنوان ویتامین وارد زندگی ما می‌شوند‌. ما دوستشان داریم ولی هنوز به آن‌ها وابسته نیستیم. پس از مدتی که از آن‌ها استفاده می‌کنیم، برایمان تبدیل به مسکن می‌شوند و دیگر زندگی کردن بدون آن‌ها برایمان غیرقابل تحمل است...تا اینجا متوجه شدیم عادت چیست و چطور به کسب‌وکارها کمک می‌کند. در قسمت بعدی که به زودی (حدود دوهفته دیگر) منتشر می‌شود، به سراغ انواع محرک‌ها می‌روم و راز بزرگ اینستاگرام که بسیاری از انسان‌ها در جهان را به خود معتاد کرده است فاش می‌کنم.برای خرید این کتاب از سایت انتشارات آریاناقلم، می‌توانید از کد تخفیف meidountv استفاده کنید.</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Fri, 07 Oct 2022 17:59:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک پروپوزال کاری متفاوت بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%BE%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-ijxpxdq5syd6</link>
                <description>در طول مسیر شغلی این روزها که پر از چالش و تجربه‌های جدیده، باید برای اولین بار یه پروپوزال تهیه می‌کردم. برای نوشتن این پروپوزال چندتا نکته یاد گرفتم که حالا می‌خوام برای یادگیری بیشتر خودم و کمک به بقیه، توی این پست به طور خلاصه این نکات رو باهاتون به اشتراک بذارم. نکاتی که در سایت‌های دیگه خیلی بهشون برنخوردم، تجربه من از نوشتنه و می‌تونه به آدم‌ها کمک کنه تا پروپوزال‌های بهتری بنویسن.ساختار یک پروپوزال کاری متفاوت چه شکلیه؟ توی خیلی از سایت‌ها ساختار یک پروپوزال خوب نوشته شده که می‌تونین برین و مطالعه کنین، اما چه چیزهایی می‌تونه پروپوزال ما رو متفاوت کنه و تاثیرگذاریش رو بیشتر؟۱. با داستان‌سرایی شروع کنین! پروپوزالتون رو با توضیح کوتاهی از موضوع اون با یک داستان شروع کنین. ممکنه بخواین از چرایی شکل‌گیری، چشم‌انداز یا روشتون برای رسیدن به اهدافتون صحبت کنین. نوشتن یک داستان می‌تونه به مخاطبتون نشون بده که شما درک کاملی از اهداف، ماموریت و نتیجه مورد نظرتون دارین.۲. اهدافتون رو واضح بیان کنین.تعیین روشن اهداف و فهرست کردن اون‌ها مفیده. شما با نام بردن اهدافتون به مخاطب نشون می‌دین که برای کمک به اون‌ها و رسیدن به هدف خاصی در حال تلاش هستین. ۳. تیم خودتون رو معرفی کنین.اعضای تیم برگزاری رویداد یا پروژه رو با ذکر مسئولیت کاریشون معرفی کنین. می‌تونین نام هر کسی که نقشی داره رو در این قسمت ذکر کنین. این کار باعث می‌شه تا مخاطبتون حس کنه که شما توانایی‌های لازم برای برگزاری رویداد یا انجام پروژه رو دارین.۴. تخصصتون رو خیلی قوی بیان کنین.خیلی مهمه که حس اعتماد رو در مخاطبتون ایجاد کنین و کاری کنین تا بتونه به توانایی‌ها و قدرت شما ایمان بیاره. برای مطمئن کردن مخاطب می‌تونین از نمونه‌ها و تجربه‌های کاری گذشته و یادآوری جزئیاتی که بهش توجه می‌کنین یا ایده‌های مهمی که دارین، استفاده کنین. با این کار درک ارزش کاری که انجام می‌دین (و قیمت پیشنهادیتون) هم برای مخاطب آسون می‌شه.۵. از طراحی‌های جذاب و منحصربه‌فرد استفاده کنین.پروپوزالتون رو جذاب و منحربه‌فرد (چه از نظر دیزاین و چه محتوا) طراحی کنین. برای دیزاین می‌تونین از یک طراح گرافیک کمک بگیرین. از تصاویر، فونت‌ها یا رنگ‌های خاصی استفاده کنین که نشونه ایده‌هایی زنده باشه. یادتون باشه کهمسئولیت صفر تا ۱۰۰ جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز تا تعامل با افراد مختلف، داشتن محتوای بصری و متنی مناسب با شماست.صفحاتی که وزن محتوایی خاصی ندارن رو حذف کنین.هدفتون از تهیه پروپوزال رو برای مخاطبتون شفاف بیان کنین.امیدوارم که نکات گفته شده براتون مفید باشه و بهتون در کار کمک کنه. شما هم اگر نکته‌ای بلد هستین که من بهش اشاره نکردم، خوشحال می‌شم ازتون یاد بگیرم :)</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Sep 2022 20:24:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما پر از خشمیم...</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%D9%85%D8%A7-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%85-ouvrkw5lmbvh</link>
                <description>ما پر از خشمیم‌…!چیزی که این روزها و در ساعت‌های طولانی رفت‌وآمد و استفاده از وسیله‌های نقلیه زیاد تو جامعه می‌بینم، خشمه.خشمی که اوایل فکر می‌کردم ناشی از خستگی و فشار یه روز کاری، تراکم بالای جمعیت مترو و اتوبوس‌ها، گرمای مسیر و ماسک زدن می‌تونه باشه؛ اما وقتی ۷ صبح اولین روز هفته هم از خونه می‌زنی بیرون و باز هم شاهد مشاجره‌های مردم هستی، متوجه می‌شی قضیه فراتر از این ماجرا و پیچیده‌تر از این حرفاست.ما پر از خشمیم‌‌‌… خشمی که در درونمون خونه کرده.خشم از فشارها و مشکلات، بی فرهنگی‌ها، گرونی‌ها و عدم ثبات شرایط اقتصادی و سیاسی و…خشمی که الان نیمه‌پنهانه و در لایه‌های زیرین جامعه قرار داره.اما خشمی بزرگ‌تر و چه بسا ترسناک‌تر در لایه‌های عمیق‌تر جامعه ما جون گرفته و روز به روز هم بیشتر می‌شه؛ مثل خشم ناشی از تکه‌های جسد بابک خرمدین، تجاوز پدری به دختر ۱۷ ماهه‌اش و خیلی موارد دیگه که دلم نمی‌خواد ازش نام ببرم… همه این موردها خشمی پنهان رو در دل خودشون ساکن دارن. خشمی که اگه از کنارش ساده بگذریم بالاخره یه روز دستش رو می‌ذاره دور گردنون و رهامون نمی‌کنه.خشمی که فعلا در لایه‌های اولین خودش رو پنهان کرده و بالاخره در سال‌های نه چندان دور زخمش سر باز می‌کنه و اون موقع برای فکرِ چاره کردن دیگه خیلی دیره.هیچ مسئول یا سازمانی هم در سطح جامعه نیست تا این خشم رو ببینه، درکش کنه و به‌دنبال راه‌حلی براش باشه. تصور کنین در بین یه جمعیت زیادی ایستادی در حالی که گرمای زیاد هوا، شلوغی جمعیت و ماسک داره روی روانت راه می‌ره و منتظر اتوبوس هستی، آقایونی با ماشین‌های مدل بالا و پلاک دولتی، شیشه‌های دودی و کولر گرفته از خط ویژه تردد می‌کنن. اون موقع تو این حس رو داری که از تو نیستن‌‌. نیستن که مثل تو نفس بکشن تو این شهر؛ تا این خشم رو ببینن، تا تحقیق کنن این خشم از کجا نشأت گرفته و باید براش چکار کرد…کاش برای هم، کمی شنوا بودیم‌...</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jul 2022 20:49:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از دایره طلایی سایمون سینک تا داستان‌سرایی در کسب‌وکار</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-nkkul7bdgsny</link>
                <description>نمی‌دونم مفهوم دایره طلایی سایمون سینک به گوشتون خورده یا نه. اگر کتابش رو خونده باشین یا ویدیو سخنرانیش در Ted رو دیده باشین با این مفهوم آشنا هستین. به‌طور خلاصه اگه بخوام بگم، دایره طلایی می‌گه هر عملی در سه سطح انجام می‌شه: چیستی، چگونگی و چرایی انجام اون عمل. حرف سایمون اینه که باید از چرایی شروع کنیم تا بتونیم نظر یا توجه کسی رو نسبت به خودمون، کسب‌وکارمون، محصولمون و… جلب‌ کنیم. وقتی با یه مشتری رو‌به‌رو می‌شیم، بسیاری از ما از چیستی کارمون براش می‌گیم؛ اگه بخوایم خیلی دیگه بهش توضیح بدیم از چگونگی کارمون هم براش می‌گیم اما چرایی معمولا عنوان نمیشه.در حالی که چراییه که به مسئله خیلی عمیق‌تر می‌پردازه و کمک می‌کنه تا مخاطب نظرش جلب بشه.اینجاست که وجه اشتراک دایره طلایی با داستان‌سرایی می‌تونه مطرح‌ بشه!بله درسته، شما با گفتن قصه‌ای که چرایی کارتون رو بیان می‌کنه، روی ذهن مخاطبتون می‌تونین به‌طور عمیق اثر بذارین. برای درک بیشتر این مفهوم بذارین براتون مثالی از کتاب «چرایی خود را ‍‍‍پیدا کنید» بزنم.این همون چیزیه که خیلی از ما برای معرفی کارمون به دیگران می‌گیم. کلماتی بسیار منطقی که مخاطب اون رو کاملا می‌فهمه. شاید این جملات اون رو متقاعد کنه تا برای چند باری از ما خرید کنه اما در نهایت زمانی که کسی مزیتی برتر از ما داشته باشه، ما رو به‌راحتی کنار می‌ذاره.اما اگه با چرا شروع کنیم، در واقع براش داستان کارمون رو بگیم طعم معجزه رو خواهیم چشید:تفاوت ۱۸۰ درجه‌ای بین این دو متن رو احساس کردین؟آیا این متن تونست روی ذهن و احساسات شما اثر بذاره؟متوجه شدین بیان چرایی، در قالب داستان چه تاثیر عمیقی داره؟در متن ارائه شده دوم، از باورها و احساس آدم‌ها صحبت شده؛ یعنی چرایی ماجرا. ‍پس برای همینه که اثرگذاری بسیار بالاتری هم داره. اگه برای کسی ارائه دوم رو تعریف کنین شاید به اندازه نیازش از شما خرید کنه اما به‌راحتی از شما نمی‌گذره؛ حتی اگه فروشنده‌ای با قیمت بهتری پیدا کنه. چون‌که ارزش‌هاش با چرایی شما هم‌راستاست و پیدا کردن چنین چیزی آسون نیست. همون طور که در کتاب می‌خونیم ما انسان‌ها آدم‌هایی تماما منطقی نیستیم و احساسات روی تصمیم‌هامون اثر داره. پس با گفتن قصه چرایی کارمون در ابتدای مسیر، می‌تونیم با یه تیر دو نشون بزنیم و روی احساس آدم‌ها اثر بذاریم.شما چقدر روی چرایی‌ کارهاتون تمرکز کردین؟ </description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jul 2022 16:59:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من انوشه انصاری نیستم اما یک فضانوردم!</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-mlervzoa9uso</link>
                <description>انوشه انصاری، اولین زن گردشگر فضایی دنیا، اولین فضانورد ایرانی و دومین فضانورد فارسی زبانه که تونسته به فضا سفر کنه. به عنوان یک دختر، همیشه تحسینشون کردم که از رویاشون دست نکشیدن و برای رسیدن به  آرزوشون تلاش کردن.من مثل انوشه به فضا سفر نکردم اما یک فضانوردم! و به شدت عاشق آسمون، ستاره‌ها، پرواز و حالا کلمات.اسفندماه ۱۴۰۰ بود که سوار سفینه کانتنت‌فا شدم و قرار شد یک فضانورد باشم.ماموریت ما، شبیه به ماموریت آپولو ۸ بود.در آپولو ۸، قرار بود فضانوردها از زمین عکس و فیلم تهیه کنند، اما هرچی بیشتر از زمین دور می‌شدن، زمین کوچیک و کوچیک‌تر می‌شد و دیگه دوربین‌ها به خوبی قادر به عکس برداری نبودن. برای همین هم برج مراقبت ازشون خواست تا به جای عکس، با کلام اونچه رو می‌بینن توصیف کنن.ماموریت ما هم مشابه آپولو بود، خارج شدن از جو همیشگی و ورود به یه دنیای جدید برای روایت قصه کسب و کارها.مثل هر ماموریتی، ماموریت ما هم پایین و بالا داشت اما ما ادامه دادیم. شاید یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که من گرفتم، خارج از درس‌های تئوری این دوره، «ادامه دادن در حین ناامیدی» بود. من تجربه ارائه مجازی داشتم و می‌دونم وقتی مخاطب یه جاهایی باهات همراه نیست، چقدر سخته ادامه دادن؛ اما آقای طریقت، هِد این ماموریت، ادامه داد و من همین جا ازش می‌خوام تشکر کنم.«آقای طریقت، بسیار ممنونم که یه جاهایی شاید از ما ناامید شدین اما دست نکشیدین و ادامه دادین.»یکی‌ از لذت‌های این ماموریت برای من، پیوند دوباره من با ادبیات بود.چراکه کتاب‌هایی که این ۲ سال اخیر می‌خوندم، همه در حوزه توسعه فردی و آموزش بود. و حالا من با کتاب‌ها و مجلاتی پیوند خوردم که ازش می‌شد کلی لذت برد و در خوندن غرق شد یا به قول استاد، بعد از خوندنش توی صندلی فرو رفت :)توی دوره در کنار آموزش‌های باکیفیت، دوست‌های جذابی هم پیدا کردم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم از شهری بجز تهران دوستی داشته باشم اما حالا دارم… از تهران، مشهد، اصفهان و ارومیه و امید دارم به زودی به شهرشون سفر کنم و با هم از نزدیک، معاشرت کنیم.این دوره یه منتور خوب هم داشت، بهاره جانم. هر وقت چیزی رو متوجه نشدی، سوالی داری یا هرچی، می‌تونی از بهاره بپرسی و با مهربونی راهنمایی بشی، زحمت یه بخشی از دوره هم با ایشون بود که ازش برای همه چیز ممنونم.خوشحالم که تونستم جزئی از اعضای این ماموریت و یک فضانورد باشم.امیدوارم این سفینه بعد از پیاده کردن ما، چند ماه دیگه با فضانوردهای جدیدش به سفرش ادامه بده و دوست داران نوشتن به این دوره پیوند بخورند.خلاصه دم همه بچه‌های کانتنت‌فا گرم.</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 18:17:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعی باش!</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-pjfzgnpvrt59</link>
                <description>《آدم‌ها را از روی عکس‌هایشان نشناسید، آدم‌ها از بی‌حوصلگی‌هایشان، از خستگی‌هایشان، از دلتنگی‌هایشان و از غصه‌هایشان عکس نمی‌گیرند...》همه ما توی فضای مجازی لحظاتی از زندگیمون رو منشتر می‌کنیم که خیلی شیک و مرتبط هستیم، حالمون خوبه و...به نوعی پروفایل ما در فضاهایی مثل اینستاگرام یه دست چینی از زندگی واقعی ما هست.به تازگی یه اپلیکیشنی اومده که شعارش این هست که در فضای مجازی خود واقعیمون باشیم. کانسپتش هم این هست که لحظاتی از زندگی واقعی خودمون رو با دیگران به اشتراک بگذاریم.پست گذاشتن در این اپ به این صورت هست که هر وقت دلتون بخواد نمی‌تونید پست بذارید!فقط زمان‌هایی که بهتون نوتیف می‌ده وقت دارید تا دو دقیقه بعدش پست بذارید.زمان کوتاهش هم برای این هست که شما عکس واقعی و در لحظه خودتون رو منتشر کنید.این نوتیف در روز و زمان‌های مشخصی هم نمیاد و رندوم هست.عکسی که می‌ذارید به این صورت هست که هم‌زمان با دوربین جلو یه عکس از فضایی که می‌خواید منشتر کنید، می‌گیرید و گوشه عکس تصویر خودتون هست که با دوربین سلفی گرفته می‌شه.از طرفی اگر در این اپ مشارکت نداشته باشید و پست نذارید به شما اجازه نمی‌ده پست‌های بقیه رو هم ببینید. دیگه دوستانی که فقط اومدن آمار فامیل رو بگیرند و برن امکان استفاده از این اپ رو ندارند.اسم این اپ .BeReal هست که طبق معمول همیشه، باید با وی پی ان واردش بشید.به نظرتون این اپلیکیشن می‌تونه جایگزینی برای اینستاگرام باشه؟</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Apr 2022 14:03:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری کریستالی</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-zmps73wegsnt</link>
                <description>همه ما اگر از مطلبی در فضای مجازی خوشمون بیاد و دوستش داشته باشیم، اون رو برای دوستان و عزیرانمون فوروارد یا ارسال می‌کنیم.مثلا وقتی از یه جمله در فضای مجازی خوشمون میاد، اون رو برای دوستانمون ارسال می‌کنیم، استوری می‌کنیم یا در یک مهمانی راجع به اون صحبت می‌کنیم و در نگاه دیگران ما یک آدم چیزفهم به حساب می‌آییم.ما این شیوه رو همچنان ادامه می‌دهیم... یه جمله از یک نویسنده، یه ویدیو عاشقانه کوتاه از یه فیلم، یه آهنگ، یه مطلب علمی و... در نهایت یه جعبه‌ای با اطلاعات و اشیا متفاوت داریم که اگر اون رو تکون بدیم، صدای زیادی تولید می‌کنه و اشیا داخل اون به تنهایی دارای ارزش هستند اما در کنار هم معنایی ندارند و یک چیز جدید رو خلق نمی‌کنند.یادگیری کریستالی یعنی وقتی شما از همین جمله خوشتون میاد، قبل از این‌ که اون رو برای دیگری ارسال کنید و از این دست به اون دست کنید، یه چیز جدیدی به اون اضافه کنید؛در همین مثال، شما می‌تونید برید و اون کتابی رو که این جمله در اون نوشته شده رو هم مطالعه کنید، بعد می‌تونید آثار دیگه این نویسنده رو مطالعه کنید و با سبک زندگی اون آشنا بشید و همین‌طور ادامه بدید. حالا شما در جعبه خودتون، یه کریستالی دارید که ارزشمند هست و حالا شما تبدیل به یه آدم پخته‌ای شدید که در مقایسه با فردی که فقط اون جمله رو خونده و حفظه، چیزهای بیشترِ بهم پیوسته‌ای می‌دونید و در مجموع می‌تونید چیزهای جدیدی هم خلق کنید.یادگیری کریستالی احتیاج به یه نطفه اولیه داره که باید اون رو مثل نبات در یه محیط پرشکر قرار بدید تا بلورهای بعدی ساخته و به اون بلور اولیه متصل بشه.محمدرضا شعبانعلی خیلی بهتر از من یادگیری کریستالی رو در سایت متمم به طور کامل توضیح داده.برای گوش دادنش روی لینک زیر کلیک کنید. https://motamem.org/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C/ </description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Wed, 06 Apr 2022 22:55:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروشگاهی به وسعت ایران!</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-hb2z99jottei</link>
                <description>شاید خیلی از ما تجربه زندگی کردن در یک روستا و شرایطش را نداشته باشیم اما برای‌مان پیش آمده که یک کالایی را از یک برند مطرح در جهان، دلمان بخواهد بخریم و داشته باشیم‌؛ در قدیم این امکان وجود نداشت ولی امروزه، آنلاین‌شاپ‌های زیادی هستند که شاید اعتماد به آن‌ها سخت باشد اما می‌شود کالای مورد نظرمان را به آن‌ها سفارش دهیم. شاید این کالا، با تاخیر به دست‌مان برسد یا قیمت بیشتری را نسبت به هزینه خود کالا، به خاطر گمرک یا وزن بار، پرداخت کنیم اما درنهایت ما هم می‌توانیم آنچه را که در بازار جهانی است تهیه کنیم.این اتفاق در مقیاس کوچک‌تر می‌تواند برای افرادی اتفاق بیفتد که در روستا یا شهرهای دور از پایتخت در ایران زندگی می‌کنند و قدرت انتخاب یکسانی در خرید با یک اشخاصی که در یک شهر بزرگ زندگی می‌کنند را نداشته باشند.دیجی‌کالا باعث شده تا در یک برابری اجتماعی، همه مردم ایران دارای قدرت خرید یکسانی باشند و از طرف دیگر، فروشندگان هم مشتری‌هایی نه در سطح یک محله یا منطقه، بلکه در سطحی به مساحت ۱.۶۴۸ میلیون کیلومتر مربع، یعنی به وسعت ایران، داشته باشند.طبق گزارشی که دیجی‌کالا، در سال ۹۸ منتشر کرده است، یک دسته بازی از تهران به پسابندر، همان اسکله معروف که امروزه یکی از جاذبه‌های گردشگری مطرح در جنوب است، در سیستان و بلوچستان، ارسال شده که نشان دهنده عدالت اجتماعی و امکان شرایط خرید یکسان برای همه مردم ایران است.اسکله پسابندر در جنوب ایراناتفاقی که دیجی‌کالا، به عنوان تنها فروشگاه آنلاین، رکورد دار آن است.عکس از دیجی‌کالا۱۲۲۳۰ روستا، از دیجی‌کالا خرید داشته‌اند که این میزان در ایران بی‌سابقه بوده است. به همین دلیل است که وقتی نام دیجی‌کالا را می‌شنویم، فروشگاهی به مساحت کل ایران را باید متصور شد.دیجی‌کالا از نظر ارزش‌های محوری کسب و کار:در هر کسب و کار، ارزش‌هایی وجود دارد که بسیار قابل احترام و مهم هستند اما به طور کلی تیم و منابع انسانی و مشتریان، جز محوریت ارزش‌های امروزی، در کسب و کارهای مدرن به حساب می‌آیند.تیم و همکاران دیجی‌کالا:دیجی‌کالا، با فراهم کردن یک بسته آموزشی آنلاین، به نقل از گزارش‌ سرمایه‌های انسانی دیجی‌کالا، با برگزاری دوره‌های آموزشی متعدد، امکان رشد و توسعه کارمندان خود را فراهم کرده است و افراد، با انتقال تجربه و دانش خود به دیگران، از یکدیگر یاد می‌گیرند و آموزش می‌بینند.طبق آنچه گفته شد، دیجی‌کالا، فروشگاهی به اندازه ایران است که کار در این مجموعه، به خودی خود، یک دانشگاه است و افرادی که در آنجا کار می‌کنند، با آمار و دیتاهای بزرگی سر و کار دارند که این خود، یک تجربه کاری بی‌نظیر را رقم می‌زند.با این حال تیم منابع انسانی دیجی‌کالا، با شناسایی نیازهای آموزشی نیروهای خود و با توجه به سرعت رشد دیجی‌کالا، امکان رشد و توسعه‌ را برای کارمندان خود فراهم می‌کنند و دوره‌های آموزشی مختلف را تدوین می‌کنند.مشتریعکس از دیجی‌کالادیجی‌کالا با داشتن بیش از ۱۵۰ هزار کسب و کار فعال و چهار میلیون و پانصد هزار تنوع کالایی، با ارائه خدماتش در سراسر ایران، ارسال به موقع و پشتیبانی مناسب، به عنوان بهترین فروشگاه آنلاین برای خرید در ایران، محسوب می‌شود.همچنین با امکاناتی نظیر نمودار قیمت، امکان مقایسه کالاها، نشان دادن نمره عملکرد فروشندگان و… کمک می‌کند تا شما بهترین انتخاب را داشته باشید.قصه رزق و روزیعکس از سایت دیجی‌کالا دیجی‌کالا با ایجاد یک طرح برای حمایت از صنایع دستی، کشاورزان و اقتصاد ایلات ایران، دست به یک ایده جذاب زده است.برای مثال، تصاویر زیر روی جعبه بسته‌بندی خرید شما، قرار می‌گیرد. اگر مخاطب از قبل با این ایده آشنایی نداشته باشد، برایش یک سوال ایجاد می‌شود، که این تصاویر یعنی چه و مفهوم آن چیست!؟برای فهمیدن ادامه داستان، او باید کد گوشه جعبه را اسکن کند تا با دیدن ویدیو مربوطه، داستان تصاویر را کامل متوجه شود.به نظر شما داستان تصاویر زیر چه می‌تواند باشد؟چه مفهومی را می‌خواهد به شما برساند؟اگر شما هم مثل من کنجکاو شده‌اید تا ادامه داستان را بدانید، برای فهمیدن آن روی لینک زیر می‌توانید کلیک کنید:https://lnkd.in/ebVU_zHXبله...همان‌طور که مشاهده کردید، داستان یک استاد زیلوباف است که قصه ورودش به این حرفه را، با لهجه شیرینش بیان می‌کند.وقت آن رسیده است که قهرمان‌ قصه‌هایمان از خودمان باشند...!سرویس‌های گروه دیجی‌کالابا رشد دیجی‌کالا در طی این سال‌ها، سرویس‌های مختلفی راه اندازی شده است که به مختصر به آن‌ها خواهم- پرداخت.دیجی‌کالا جت (خرید فوری از سوپرمارکت‌های اطراف)دیجی استایل (فروشگاه آنلاین مد و پوشاک)دیجی پی (خرید شارژ، بسته اینترنت و...)پیندو (ثبت آگهی برای کالای نو، دست‌دوم و خدمات)دیجی‌کالا مهر (کمک به خیریه‌های معتبر)فیدیبو (خرید کتاب و دانلود کتاب الکترونیک)البته داستان زیرمجموعه‌های دیجی‌کالا به اینجا ختم نمی‌شود.دیجی‌کالا، دیجی‌کالا مگ را هم که یک رسانه خبری آنلاین است، افتتاح کرده یا دیجی‌اکسپرس که افراد با ثبت نام در آن، بسته‌ها را دریافت و سپس به صاحبانشان تحویل می‌دهند و از این طریق می‌توانند کسب درآمد کنند.دیجی نکست هم مرکز نوآوری گروه دیجی‌کالا است، که در جهت بهبود زیرساخت تکنولوژی و توسعه فناوری مشغول به کار است.سال گذشته دیجی‌کالا، با سرمایه گذاری در کمدا، این استارتاپ را هم به جمع خانواده کسب‌وکارهای دیجی‌کالا اضافه کرد.دیجی‌پلاس یا دیجی‌کلاب چیست؟در مرداد ماه سال 1399، دیجی‌کالا بخش جذاب دیجی‌پلاس را برای ایجاد یک تجربه کاربری بهتر، برای مشتریانش به مجموعه خود اضافه کرد.کسانی که حق اشتراک دیجی‌پلاس را خریداری کنند، می‌توانند از امکانات مطلوب‌تری نظیر ارسال سریع، مدت زمان مرجوعی بالاتر و... برخوردار باشند.باشگاه مخاطبین دیجی‌کالا یا همان دیجی‌کلاب هم، باشگاهی است که با ورود به آن، می‌توان امتیاز جمع آوری کرد و از جوایز و تخفیف‌های ویژه دیجی‌کلاب استفاده کرد.</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Mar 2022 13:12:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثل یک دختر سوارکاری کن و برای رویات بجنگ!</title>
                <link>https://virgool.io/@MohadeseFarmahini/ride-like-a-girl-eklppsbiirf5</link>
                <description>هدف داشتن چیز خوبی هست. باعث میشه زندگیت جهت دار بشه و بدونی چی میخوای و کجا باید بری.ارزش هات مشخص می شه و متمرکز می شی. اما باید خیلی اون رو بخوای تا واسش از جونت مایه بذاری.صبح های زود از خواب بیدار بشی و هربار تمرین کنی، تمرین کنی و تمرین کنی. اگر شکست خوردی ناامید نشی و دوباره بلند بشی.براش زمان بذاری و یاد بگیریش. باید براش بجنگی! ازش در برابر همه دفاع کنی، بعضی وقت ها همه تو زمین مقابلت بازی می کنند و تو باید اینقدر بخوایش، که تنهایی و یه نفره ازش مراقبت کنی و طرفش باشی.چیزی توی زندگیتون بوده شبیه به این؟ شما واسه چی حاضرید این همه تلاش کنید؟ کسی رو دیدید، این طوری عاشق چیزی باشه و برای رسیدن بهش تلاش کنه؟اگر آره که چه خوب!اگر ندیدید، دیدن میشل، شخصیت اصلی این فیلم، همه این توصیف‌هایی که کردم رو نشونتون میده.این فیلم برگرفته از یه داستان واقعی هست. داستان دختری به نام میشل پین، که تا پای مرگ برای رسیدن به جام ملبورن - مهم‌ترین جام اسب دوانی در استرالیا - هم می‌ره و بر می‌گرده.میشل و برادرشمیشل شرکت در مسابقه و برنده شدن جامی رو می‌خواست که تا حالا هیچ خانومی در اون شرکت نکرده بود و از نظر خیلی‌ها، این اتفاق غیرممکن به نظر می‌رسید.میشل، حتی از پدرش، برای رسیدن به رویاش، برای مدتی دست می‌کشه.وقتی بهش میدون نمیدن ناامید نمیشه و میجنگه.پدرش یه دیالوگ خوبی بهش میگه، مضمونش اینه:&quot;باید صبور بود! وقتایی که همه خسته شدن، یه فاصله باز میشه و خدا باهات حرف میزنه.بهتره به خدا گوش کنی، چون این فاصله را خواهد بست،سریع‌تر از اونی که بتونی اسم مامانت بگی!&quot;خیلی مهم هست که جا نزنی و منتظر اون یه جای خالی باشی!ویژگی‌ که آدم‌های برنده رو از بقیه جدا می‌کنه همین جا نزدنشونه.سخته ولی تا اونجا که میشه باید جنگید برای اونی که می‌خوایم. مهم اینه فرصت‌هارو از خودمون نگیریم.اگر زن باشید، قطعا حس کردید که باهاتون تو جامعه یا حتی خانواده مثل یک مرد و برابر رفتار نمی‌شه!باید دو برابر یه مرد تلاش کنی.اما تا کی؟تا کی بشینم و حرف بزنیم و بگیم برابری حقوق زنان؟باید بتونیم خودمون باشیم، باید به خودمون باور داشته باشیم و بسازیم اونی رو که می‌خوایم.البته اگر واقعا بخوایم!توی فیلم نابرابری‌هایی که میشل داشته به خوبی به تصویر کشیده می‌شه.اگر مشیل تونست، پس ما هم اگر بخوایم می‌تونیم.یک جنبه مهم دیگه این فیلم، خانواده میشل هست که چطور ازش حمایت می‌کنند و همراهش هستند.برادرش استیوی، که سندروم داون داره در تمام مدت در کنار میشل هست و اون رو حمایت می‌کنه.اگر کمی دقت کنیم، نقش خانواده میشل در موفقیتش رو نمیشه نادیده بگیریم.پدر میشل همیشه نکته‌های کلیدی رو به دختر کوچولوش میگه مثل &quot;سوارکاری فقط در مورد سرعت نیست، مربوط به صبره&quot;.سخن آخرعوامل زیادی در موفقیت یک انسان نقش داره.اگر هنوز چیزی در دنیای شما نیست که شما رو مثل میشل تا این حد هیجان‌زده و قوی کنه، تا براش بجنگید، صبر داشته باشید؛ بگردید و پیداش کنید.قرار نیست برای همه ما از کودکی مشخص باشه که چی رو خیلی دوست داریم و می‌خوایم.</description>
                <category>محدثه فرمهینی</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Mar 2022 12:45:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>