<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد برات زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mohammad_baratzadeh</link>
        <description>خدایا تورا سپاس که قلم را افریدی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:43:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1389945/avatar/jxZOAj.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد برات زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@Mohammad_baratzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بارش عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammad_baratzadeh/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B9%D8%B4%D9%82-cj7u0joryggl</link>
                <description>جانا!بیا و دمی کنار پنجره کلبه کوچکمان بنشین,برایت چای دم کرده ام.آسمان را ببین!دارد برف می بارد.مثل عشق من به تو.آرام,پاک,یکرنگ.میدانی؟چشم تو خورشید است و دل من دانه کوچک بلورین برف.مژه که برهم میزنی این دل آب میشود.میشود قطره ای کوچک اما زلال و جاری.مثل عشق من به تو.این قطره آخر دریا میشود.دریای عاشقی.دریایی که منِ شنا نابلد در میان امواجش گرفتارم و لبخند تو همان غریق نجاتی است که مرا به ساحل آرامش میرساند.آه,یادم از چای نبود.بگذار یخ کند.من از تماشای تو دست نمیکشم.</description>
                <category>محمد برات زاده</category>
                <author>محمد برات زاده</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 21:03:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammad_baratzadeh/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-t6unrayfiu3l</link>
                <description>به سختی دل کوهستان قسمبه سوز نفس زمستان قسمدنیا از لطافت خالی نیس.مملو از عاطفه و ریحان است.به خودت در آیینه بنگر بانوتویی همان لطافتتویی اوج هنرنمایی پروردگار خلقت.تویی نماد قدرت.که قدرت نه به سفتی بازو که به نرمی دل است.امن ترین پناهگاهی وقتی که مادر میشوی.بهترین مونس و غمخواری زمانی که خواهر میشوی.میشوی زیباترین آرامش مردان چونکه همسر میشوی.پیله ات را بشکن.پروانه شو,آسمان سیاه دنیا به بالهای ظریف و رنگین تو محتاج است.پرواز کن...ولادت حضرت زهرا و روز زن فرخنده?</description>
                <category>محمد برات زاده</category>
                <author>محمد برات زاده</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 20:57:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>[درخت بید]</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammad_baratzadeh/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%AF-qmcm8jou4unx</link>
                <description>وای از آن روز که دل بلرزد.خانه عقل ویران میشود.آرامشت زیر آوار جان میدهد و تنها چیزی که میماند بی قراری است که زیر چهارچوب دل پناه گرفته بود.دل من بیدی بود که طوفان هم تکانش نمیداد؛ با یک نسیم زیر و روشد.لبخندش را میگویم,آنقدر لطیف است که دلم نیامد به چیزی جز نسیم تشبیهش کنم.اوکه میوزد چنان درخت بید من میلرزد که گویی شاخ و برگش هو هو کنان رقص عاشقی میکنند.کاش برگهایم آنقدر پهن بود که اورا درمیان خود به دام می انداختم.البته دام که نه,در اغوشش میکشیدم و راه گریزی برایش باقی نمیگذاشتم.اما او که یک جا بند نمیشود,رویای طوفان شدن در سر دارد.مدام میوزد و قربانی میگیرد و  میرود.از کجا معلوم شاید در پی درخت دیگریست,درختی که میوه میدهد,یا حداقل سایه دارد.خداکند اینگونه نباشد که اگر باشد به خدای جنگل ها قسم خود را به دم تیغ تبر میسپارم.شاید مرا تبدیل به کاغذ کنند,یا در,یاپنجره.اما امیدوارم قلم شوم تا از او بنویسم...نویسنده:محمد برات زاده</description>
                <category>محمد برات زاده</category>
                <author>محمد برات زاده</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jan 2022 15:25:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>