<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد عباسیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mohammadabbasian</link>
        <description>دانشجوی ارشد روان‌شناسی و منتقد سینما</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:19:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4009678/avatar/ky4vgC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد عباسیان</title>
            <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طرحواره اجتماعی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-aegudvucsfa1</link>
                <description>اگر مردم توانایی ذخیره چیزها در حافظه یا سازماندهی اطلاعات ذخیره شده را نداشتند، زندگی بسیار پیچیده می‌شد. مردم مجبور بودند اطلاعات را بارها و بارها از نو یاد بگیرند. اما به دلیل خاطرات و تجربیات گذشته، مردم مجبور نیستند مثلاً یاد بگیرند که یک سیب چیست یا هر بار که با آن برخورد می‌کنند، با آن چه کار کنند.یک سیستم سازمان‌یافته همچنین به افراد کمک می‌کند تا حدس‌های آگاهانه بزنند. افرادمی‌توانند نتیجه بگیرند که به دلیل بافت یک سیب، نمی‌توان آن را به یک توپ بیسبال تبدیل کرد. افراد می‌توانند حدس‌های آگاهانه بزنند زیرا مغز انسان توانایی دسته‌بندی اشیاء و تعمیم تجربیات گذشته به تجربیات جدید را دارد.در واقع، روانشناسان اجتماعی معتقدند که مغز نه تنها توانایی دسته‌بندی دارد، بلکه تمایل به انجام این کار را نیز دارد. برای مثال، یک کودک بسیار کوچک که به باغ وحش برده می‌شود، ممکن است به یک بز اشاره کند و بگوید: «سگ!»سیستم حافظه مغز، اشیاء، افراد و رویدادها را با اتصال قطعات مختلف اطلاعات مرتبط بهیکدیگر، دسته‌بندی می‌کند. روانشناسان اجتماعی این مجموعه از اطلاعات مرتبط را طرحواره می‌نامند.کودک خردسال می‌داند که مثلاً «سگ‌ها» پشمالو، چهار پا و بینی‌های متفاوت دارند. مغز به نحوی این اطلاعات را به هم پیوند می‌دهد. در ذهن کودک، ایده‌ای از ویژگی‌های معمول یک شیءبرای اینکه «سگ» باشد، وجود دارد.همه افراد طرحواره‌های زیادی دارند که طیف وسیعی از موضوعاتی را که یک فرد معین درباره آنها چیزهایی می‌داند، پوشش می‌دهد. برخی از این موضوعات ماهیت اجتماعی دارند و برخی دیگر ندارند. اگر محتوای یک طرحواره مربوط به یک شخص، گروهی از افراد یا یک رویداد اجتماعی باشد، آن طرحواره، طرحواره اجتماعی نامیده می‌شود.نوع دیگر طرحواره اجتماعی، طرحواره خود است. هر یک از طرحواره‌های خودِ متعدد یک فرد باهم ترکیب می‌شوند تا خودپنداره کلی فرد را تشکیل دهند، و طرحواره خودی که در هر لحظه مشخص‌است، خودپنداره فعال نامیده می‌شود.برای مثال، ممکن است یک فرد در مورد خودش به عنوان یک دانش‌آموز، دیگری به عنوان یک مرد یازن و دیگری در مورد توانایی‌های ورزشی‌اش، یک طرحواره از خود داشته باشد. هر طرحواره ازخود ممکن است شامل اطلاعات زیاد یا کمی باشد.نوع دیگری از طرحواره‌های اجتماعی، طرحواره‌های رابطه‌ای هستند. Relation schemaطرحواره‌های رابطه‌ای ساختارهای شناختی هستند که در یک بافت بین فردی و وابسته به هم وجود دارند. طرحواره‌های رابطه‌ای ماهیتاً اجتماعی-روانشناختی هستند، زیرا دیدگاه‌هایافراد را در مورد خود و دیگران، نه در یک بافت مجزا، بلکه در بافت دیگران منعکس می‌کنند.یک مثال خوب از این طرحواره خودِ رابطه‌ای، طرحواره خودِ متمایزی است که فرد هنگام تعامل باوالدین یا شریک عاطفی خود دارد. مؤلفه دوم طرحواره رابطه‌ای، شریک یا طرحواره دیگری درچارچوب یک تعامل یا رابطه است.برای مثال، یک فرد طرحواره متمایزی از والدین خود دارد که منحصر به رابطه والد/فرزندی خاصاو است. در نهایت، طرحواره‌های رابطه‌ای همچنین شامل یک الگوی بین فردی هستند که ازانتظارات در مورد چگونگی وقوع رابطه بر اساس تجربیات گذشته در رابطه تشکیل شده است.این سه مؤلفه از طرحواره‌های ارتباطی برای تأثیرگذاری بر انتظارات و رفتار با هم تعامل دارند. در نتیجه، فردی که طرحواره ارتباطی با والدین دارد، هنگام تعامل با والدین نیز طرحواره خودخاصی خواهد داشت (&quot;وقتی با مادرم هستم احساس بی‌کفایتی می‌کنم&quot;).یک طرحواره خاص از والد در تعامل (&quot;وقتی مامان با من است، خیلی انتقاد می‌کند&quot;) و درنهایت، یک الگوی بین فردی خاص رابطه والد-فرزند (&quot;اگر مدرسه را مطرح کنم، مامان شروع بهداد زدن سر من می‌کند&quot;).</description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Tue, 11 Nov 2025 17:49:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیکتاتوری اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-w9u6ljsycole</link>
                <description>این روزها شاهد شکل عمیقی از دستکاری‌های روانی اینستاگرام و یوتیوب هستیم. دستکاری‌هایی که نمود آنها در جامعه مشخص است اما به طور دقیق نمیدانیم چه بلایی سرمانآورده است.به طور کلی باید گفت که الگوریتم اینستاگرام و یوتیوب ما را تبدیل به دگم‌هایی دیکتاتور و جزماندیش میکند.دیکتاتورهایی که هرروز در حال تأیید جهان خودشان هستند و هیچ تصوری از جهان بیروننخواهند داشت. در ادامه به چگونگی این اتفاق خواهیم پرداخت.الگوریتم تأییدیهمانطور که بارها تجربه کرده‌اید سیستم اکسپلور در برنامه‌های متا یعنی اینستاگرام و یوتیوببه شکلی طراحی شده است که اگر محتوایی را بیشتر دنبال کنید، آن محتوا بیشتر و بیشتر بهشما نشان داده میشود.برای مثال اگر ویدیویی از یک سیاستمدار یا هنرمند را لایک کنید یا آن را برای دوست خود ارسالکنید، اکسپلور شما بارها آن شخص و یا مفاهیم اطراف آن را به شما نمایش میدهد.در نگاه اول برای همه جذاب است که محتوای مورد علاقه خود را بیشتر ببینند اما مسأله به اینسادگی نیست.جریان مغز و موج سوارانوقتی که اکسپلور اینستاگرام یا یوتیوب ما پر از مفاهیم مشابهی میشود همزمان دو اتفاق رخمیدهد.اول اینکه سودجویان و موج سواران فضای مجازی با استفاده از محتوای زرد و غیرعلمی شروعبه تأیید افکار شما میکنند.برای مثال اکسپلور شما پر از اطلاعاتی از داروهای گیاهی شده است. الگوریتم نمیتواند صحتسنجی کند و در این شرایط تمام محتویات درست و یا نادرست و زرد در زمینه گیاهان دارویی رابه شما نشان می‌دهد.محتواهایی که ممکن است هیچ پایه علمی نداشته باشد میان مفاهیم علمی بیشتر خودی نشانمیدهند و از رنگ و لعاب بیشتری هم برخوردارند.اتفاق دوم این است که ذهن ما با تکرار مفاهیم، آنها را تأیید می‌کند.زمانی که محتواهایی چه درست و یا غلط همزمان و پشت سر هم به موضوعی اشاره میکنند،ناخودآگاه ما بر اثر تکرار و سوگیری، یاد می‌گیرد که این محتوا قطعا پایه و اساسی دارد و آن رامی‌پذیرد.دگماتیسم و دیکتاتوریحال فرض کنید که اکسپلور اینستاگرام شما بارها و بارها در زمینه‌های متعددی این کار را با مغزشما کرده است.یعنی برای هر موضوعی که به آن علاقه داشتید، محتواهای تأییدی و گاهی نادرست وارد ذهنشما کرده است و شما دیگر وقت و حوصله تحقیق علمی در آن موضوع را نداشتید.شما هرروز تأییدهای محتوایی زیادی از اکسپلور خود گرفته‌اید و حال ناخودآگاه شما نمیتواندنظرات مخالف را بپذیرد.در اصل دید تحلیلی و انتقادی را از دست می‌دهید و ذهن شما فقط میتواند تأییدها را بپذیرد وهیچ مخالفتی پذیرفته شده نیست.این را میتوان مهم‌ترین آسیب اینستاگرام و یوتیوب دانست. اجتماعی جهانی که دیگر به هیچچیز نمی‌اندیشد و فقط به دنبال تخریب نظرهای مخالف است.جهانی که جایی برای نظرهای متفاوت و چندوجهی وجود ندارد.یا درست است یا غلط</description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 21:59:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفلوکان، نقد فیلم پیر پسر</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D9%85%D9%81%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-bs4at57zfsdi</link>
                <description>فیلم پیرپسر تهوع‌آور است. فیلم اساسا از هیچ ساختار فیلمنامه‌ای پیروی نمیکند و بیننده را ازطریق نفرت، روی صندلی می‌نشاند. نفرت از شخصیتی پرداخته نشده و مفلوک که به هیچعنوان، نماینده شر نیست. بلکه نوعی تیپ مبتذل نمایشی است و تا پایان داستان همینمی‌ماند.فیلم پیرپسر را میتوان ضد همه چیز دانست. ضدمرد، ضد زن، ضد انسانیت و ...چرا که مشخصا فیلمساز هم در نگارش فیلمنامه و هم در کارگردانی خشمی آشکارا نسبت بهتمامی شخصیت‌ها دارد.او در مفلوک نشان دادن شخصیت‌ها اغراق شدیدی میکند تا جایی که عملا هیچ شخصیتی هیچفعلی از خود نشان نمیدهد و در کل زندگی خود منفعل بوده و هست. پسرها عملا در عمر چهلساله خود منفعلی عقیم نشان داده میشوند و رعنا نیز کاراکتری پوچ و مفلوک که با خشم زیادحذف میشود.اینکه گفته شد فیلم از هیچ ساختار نوشتاری پیروی نمیکند، تقریبا در تمامی سکانس‌های فیلممشخص است.تمامی سکانس‌ها بدون هیچ موتور محرکه و قاب بندی مشخصی، صرفا با خشم و انزجار جلومیرود و هیچ علت و معلولی برای پیشبرد دیالوگ‌ها و منطق پشت‌ آنها وجود ندارد.شخصیت شر با متضاد خود یعنی خیر ساخته میشود. در این فیلم شخصیت خیر یک مفلوکمنفعل با بازی حامد بهداد است که هیچ تصویری از خیر نمیسازد. او با جملات کارت پستالیشبه روشنفکری هیچ تأییدی از مخاطب نمیگیرد بلکه حتی ممکن است به خیر بودنش شک کنیم.در فیلنامه ضعیف نمیتوان از بازی بازیگران ایراد خاصی گرفت. چرا که وقتی شخصیتی عقیماست و دیالوگ‌های اغراق آمیز کارت پستالی دارد، بازیگر نمیتواند چیزی بیشتر از آن خلق کند.فیلم پیرپسر را میتوان ابتذال شر دانست. فیلمی که نه تنها نمیتواند شر بسازد بلکه آشکارانسبت به خیر نیز خشمی عظیم به نمایش میگذارد.خشمی که در پیروی دوربین و داستان از فساد بسیار مشخص است.</description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Wed, 29 Oct 2025 17:39:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد سریال ریپلی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D9%84%DB%8C-h0x4qoyyvnub</link>
                <description>سریال ریپلی به عنوان یک نئونوآر روانشناسانه، تلاشی موفق برای احیای سبک‌های سینمایی فراموش شده محسوب میشود. از فیلم‌برداری حیرت‌انگیز تا داستانی اقتباسی و بازی‌های فراموش نشدنی.سریال ریپلی را میتوان دومین اثر اقتباسی موفق از رمان آقای ریپلی با استعداد دانست. رمانی که یک شخصیت ضداجتماعی باهوش را به تصویر میکشد و به دلیل وجهه مرموز و کارآگاهی مشهور میشود.اما سریال ریپلی به جز اقتباسی پلیسی و مرموز، تلاشی موفق برای احیای فیلمبرداری کلاسیک، تعلیق سینمایی و فضاسازی هنرمندانه است.سریال ریپلی از بازی ماهرانه اندرو اسکات برخودار است. بازیگری که در نقش‌های شرورانه همیشه میدرخشد و در این سریال، زیرکی و شرارت را به خوبی به تصویر می‌کشد.استفاده از فیلم‌برداری سیاه و سفید و قاب‌ بندی‌های هنرمندانه در کنار کنتراست بالای تصاویر که یادآور نقاشی‌های کاراواجو است، روحی جدید بر پیکر نوآر فیلم میدمد.ضعف‌های فیلنامه هم از لحاظ تکنیکال و هم از لحاظ فرمیک در سریال ریپلی به چشم می‌خورد.ضعف‌هایی نظیر شخصیت پردازی ضعیف، باگ‌های مختلف در تعلیق و کشمکش. برای مثال شخصیت مکمل ریپلی، به خوبی تعریف نمیشود و در قسمت‌های ابتدایی با انگیزه کم به قتل می‌رسد. از طرفی در روند کارآگاهی مجموعه، خلال‌های زیادی به چشم میخورد در حدی که فیلم را به یک فیلم فانتزی و کارت پستالی تقلیل میدهد.با تمام مشکلات موجود در روند داستانی و فیلم‌نامه، سریال ریپلی را میتوان تلاشی موفق در جهت احیای سبک‌های نئونوآر و کلاسیک کارآگاهی دانست.سریالی که با تعلیق و با استفاده از فیلم‌برداری هنرمندانه، فضاسازی دقیقی را شکل می‌دهد.</description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 16:25:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت هالیوود در F1</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-f1-yggo9xym8avd</link>
                <description>پس از چندین سال رخوت سینمای جهان و تماشای فیلم‌هایی که نسبت به قدیمی‌ترهای خود، حرفی برای گفتن نداشتند، تیم باشکوهی متشکل از همیلتون، برد پیت، هانس زیمر و کوشینسکی، بازی را عوض میکند.نام‌هایی که هر یک به تنهایی میتواند سندی بر خوب بودن یک اثر باشد به همراه پر افتخارترین راننده فرمول یک یعنی همیلتون.بردپیت که همیشه با نام خود سر و صدای زیادی برای فیلم‌ها میخرید، در فیلم F1 یک بازیگری بی نقص را به رخ همگان میکشد.استفاده صحیح از حالات چهره و اکت‌های همیشگی بردپیت جذابیت فیلم را بیشتر میکند.اما فیلم F1 چیزی فراتر از یک فیلم ورزشی و سرگرم کننده است. فیلمنامه با استفاده صحیح از فراز و فرود داستانی، نه تنها به مسابقه و هیجان، بلکه به احساسات و روابط شخصیت‌های فیلم میپردازد. چیزی که معمولا در فیلم‌های هیجانی کمتر دیده میشود.شخصیت‌های فیلم در طی فرآیند داستانی، توسط یکدیگر دچار تغییر و تحول میشوند که جزو نکات مهم در فیلمنامه قدرتمند است. برای مثال کاراکتر بردپیت از خودخواهی خود کاسته و کار تیمی را جدی تر دنبال میکند.یکی از مهم ترین برگ‌های برنده فیلم F1 مشاوره همیلتون است. همیلتون که خود سالها در فرمول یک مسابقه میدهد به عنوان مشاوری موثر توانسته است از موقعیت‌های تکنیکی و اصطلاحات مهم فرمول یک، در جهت پیشبرد کشمکش های داستانی استفاده‌ای موثر کند.در فیلم فرمول یک، شما خود را نه تنها یک بیننده بلکه بخشی از داستان فیلم میبینید و همراه کاراکترها پیش می‌روید تا به خط پایان برسید.در نهایت نمیتوان از شاهکارهای هانس زیمر چشم پوشی کرد. نام هانس زیمر به عنوان آهنگساز یک فیلم کافی است تا به دیدن آن فیلم بنشینیم.مانی عباسیان</description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Sat, 06 Sep 2025 21:57:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی نظرات فروید در باب هنر و هنرمند</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-kkw9zyfugu5v</link>
                <description>فروید،‌ بنیانگذار روانکاوی کلاسیک، در تبیین و نظرات خود در باب ناخودآگاهی، خیال و فانتزی، به هنر و هنرمند، توجه ویژه‌ای دارد. او به جز اشارات متعدد به هنر و هنرمندان، چند مقاله اختصاصی در این باره می‌نویسد که در ایران، تحت عنوان کاربرد روانکاوی در نقد ادبی چاپ شده است. همینطور در کتاب موسی میکل آنژ، به تفضیل، نظرات خود را در باب واکاوی اثر هنری و ناخودآگاه هنرمند، شرح می‌دهد. فروید در تفسیر روانکاوانه آثار هنری و همینطور در بررسی نمادها، فانتزی‌ها و ناخودآگاه هنرمند، آثار بی نظیری خلق کرده و میتواند همانند بسیاری از رموز روانی انسان، به این رمز نیز دست پیدا کند.او در مقاله های هذیان و رویا در گرادیوا، ادیپ شهریار و هملت، درونمایه سه صندوقچه و همینطور داستایوفسکی و پدرکشی، این فهم و واکاوی از اثر هنری را به خوبی به رخ همگان میکشد و میتواند به درونمایه ناخودآگاهی در این این آثار، نایل شود.اما او در بسیاری از تعاریف و واکاوی ها درباره هنر، که میتوان خلاصه آن را در مقاله ادیبان آفرینشگر و رویای روزهنگام دید، به برخی تفاسیر نادرست درباره هنر و هنرمند دست میزند که بسیاری به آن پرداخته اند.هانا سیگل در کتاب خود، تحت عنوان رویا، فانتزی و هنر که از نظرات روانکاوانه فروید و ملانی کلاین بهره می‌برد، به برخی از این اشتباهات پی می‌برد. همینطور راجر فرای، منتقد هنری برجسته، در مقالات و نوشته‌های خود، به ریشه اشتباهات فروید درباره هنر می‌پردازد.راجر فرای معتقد است فروید بر محتوا تمرکز میکند، حال آن که ذات هنر، فرم آن است.به جز انتقاداتی که در زمان فروید و یا بعد از آن به نظریات هنری او میشود، سال‌ها قبل از فروید، ایمانوئل کانت، فیلسوف برجسته آلمانی، در شاهکار فلسفی خود با عنوان نقد قوه داوری، به زیباشناسی و عناصر آن می‌پردازد، که میتوان آن را مهم ترین اثر در زمینه شرح و تفسیر زیباشناسی دانست.با اینکه فروید، با نظریات کانت آشنایی داشت و کتاب نقد عقل محض او را در کتابخانه شخصی فروید یافتند، اما نظریات او درباره هنر و زیباشناسی، از کانت فاصله میگیرد و به برخی اشتباهات منجر میشود.در این مقاله، با استفاده از نظرات هانا سیگل، راجر فرای، ایمانوئل کانت و دیگر منتقدان فروید، به بررسی نظرات او درباره هنر و هنرمند میپردازیم.زیگموند فروید، پدر علم روانکاوی، که اندیشه و فلسفه او، بر تمام قرن بیستم سایه افکند و بسیاری از رموز زندگی انسان را برملا کرد، در آثار خود به هنر و هنرمند، توجه ویژه‌ای داشت.او علاوه بر اینکه مخاطب سرسخت هنر بود،‌ نوشته‌های زیادی در زمینه نقد و تفسیر آثار هنری منتشر کرد.او به درستی، ریشه خلق آثار هنری را ناخودآگاه می‌دانست. از طرفی، هنر را همانند رویا تفسیر میکرد و نمادهای آن را با استفاده از تئوری روانکاوی، بازشناسی میکرد.با اینکه تفسیرها و نوشته‌های فروید در این زمینه، رموز بسیاری از محتویات آثار هنری را برای ما برملا کرد، اما بسیاری از نظریه پردازان، نقدهای او را تقلیل گرایانه میدانند. فروید با اینکه در بسیاری از نامه‌ها و یادداشت‌های خود ذکر میکند که هنر، دارای رموزی است که روانکاوی نمی‌تواند به همه آنها دست پیدا کند، اما به نقد و تفسیر تمامی درون‌مایه‌های آن می‌پردازد.این نقدها و تفسیرها، تا جایی که در قلمروی روانکاوی هستند،‌ به شدت مهم و سودمند خواهند بود. اما در بسیاری از موارد، از این قلمرو خارج شده و پا در جهان زیباشناسی و فرم هنر میگذارند.با اینکه دکارت، زیباشناسی را یک امر ذوقی میداند و هنرمند را یک نابغه،‌ روانکاوی اجازه ورود به امر زیبا و مسیر خلق هنری را به راحتی صادر میکند.‌ دکارت معتقد است مسیر درک امر حسی و شناسایی امر زیبا، از شناخت و آگاهی علمی نمی‌گذرد، بلکه باید یک داوری ذوقی صورت بگیرد.‌ همینطور خلق هنری را یک نبوغ قلمداد می‌کند که به سختی می‌توان به مرزهای آن دست یافت. فروید در مقاله ادیبان آفرینشگر و رویای روزهنگام، هنر را ادامه بازی کودک می‌داند، همینطور آفرینش هنری را ادامه خیال پردازی‌های روزانه و رویای روزهنگام تفسیر میکند.امروزه بسیاری از روانکاوان به پیروی از فروید، دست به تفسیر هنر و هنرمندان میزنند و به دنبال کشف زوایای پنهان اثر هنری و نمادهای داخل آن هستند.‌ اما این نظر از دید همگان پنهان می‌ماند که هنر را باید در قلمروی احساس، ذوق و فرم هنری جست و جو کرد. همانطور که کانت معتقد است آنچه از سوی ابژه، اجازه ایفای نقش در داوری ذوقی می‌یابد فقط فرم ابژه است.ایمانوئل کانت در همان زمان، در نقد الکساندر باومگارتن، که داوری ذوقی را حاوی نوعی شناخت می‌دانست،‌ ایستادگی کرد و در نقد عقل محض نوشت: باومگارتن میخواست امر زیبا را تابع اصول عقل کند و قواعد آن ارزیابی را تا سطح علم ارتقا دهد. قافل از اینکه این کوشش عقیمی بیش نیست.همانطور که گفته شد، فروید هنر را ادامه بازی کودک و نوعی خیالبافی میداند که هرروزه، همه انسان ها از آن بهره می‌برند.‌ اما سیگل با پیروی از فرای می‌نویسد: هنر به بازی کودکان و خیالبافی و رویا دیدن شباهت‌هایی دارد، اما در واقع هیچ یک از اینها نیست.از نظر سیگل، هنرمند اساسأ هرگز واقعیت را ترک نمیکند و اساسأ با فرد خیالباف، تفاوت دارد. او معتقد است، هنرمند می‌کوشد تعارض‌اش را بیابد و در آفرینش آن را برطرف سازد.البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که فروید، همانند بسیاری از نظریات خود، نظریاتش درباره هنر را نیز دوباره تصحیح کرد. همانطور که در یکی مقالات خود مینویسد: می‌دانم این درک و فهم از هنر نمی‌تواند صرفاً ذهنی باشد. همانطور که در نامه ای به آرتور شنیستلر، نویسنده برجسته آلمانی،‌ اقرار میکند که روانکاوی در مواجهه با شما نویسندگان، باید اسلحه خود را زمین بگذارد. این استعاره فروید به این معنی است که روانکاوی به تنهایی نمی‌تواند تمام وجوه هنری را فهمیده و واکاوی کند.از آنجایی که هنر در قلمروی احساس و علم در قلمروی تفکر است، اساسأ ورود هرکدام به قلمروی دیگری، میتواند با مشکلاتی مواجه شود.اینکه رویا و هنر، هر دو ریشه‌های عمیقی در ناخودآگاه انسانی دارند، قابل تردید نیست و میتوان گفت بسیاری از تحلیل های فروید از هنر، مفید و سازنده است. اما همانطور که بررسی کردیم، در مواجه با هنر باید چشم دل را گشود و عقل به تنهایی نمی‌تواند‌ به نتیجه‌ای برسد. منابع:کتاب کاربرد روانکاوی در نقد ادبی، ترجمه حسین پایندهکتاب رویا فانتزی و هنر، ترجمه فاعزه جعفریانکتاب نقد قوه حکم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان </description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Sat, 24 May 2025 20:25:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانکاوی چیست</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohammadabbasian/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vgratwmbav95</link>
                <description>رونکاوی چیستروانکاوی، هم نظریه ای در باب شخصیت است و هم روشی برای  روان درمانی. این مکتب را در سال 1895 زیگموند فروید بنیان نهاد. هسته ی اصلی نظریه   فروید، مفهوم ناهشیار است.افکار،ترس ها،امیال وهیجان هایی که سرکوب شدند و خودمان از وجود آنها آگاهی نداریم ، مفهوم ناهشیار را شکل میدهند. فروید معتقد بود ناهشیار،افکار و اعمال ما را کنترل میکند یا به صورت رویا ، لغزش های زبانی و اطوار بدنی ، خود را نشان میدهند.هشیاری: شامل تمام آنچه شخص در یک لحظه‌ی مشخص از آنها آگاه است.نیمه‌هشیار: شامل خاطراتی که به راحتی وارد حیطه‌ی آگاهی می‌شود.ناهشیار: تمام آنچه فرد در یک لحظه‌ی مشخص از آنها آگاه نیست.  روانکاوی کلاسیک:روانکاوی فرویدروان‌کاوی کلاسیک بر پایهٔ این عقیدهٔ اصلی زیگموند فروید استوار است که تعارض‌های ناخودآگاه میان بخش‌های مختلفِ روان - نهاد، خود، فراخود - علت اصلی رفتار نابهنجار هستند. نهاد:( (idنهاد ابتدایی‌ترین جنبه شخصیت است که کاملاً در حیطه ناهشیار عمل می‌کند. کارکردش بر اساس اصل لذت است و به دنبال ارضای آنی نیازهای زیستی است، بدون توجه به دیگران یا ترس ازهنجارها.من (ego): من بخش عقلانی ذهن است که به تنظیم شخصیت کمک می‌کند. کارکردش بر اساس اصل واقعیت است و به دنبال ارضای خواسته‌های نهاد به روش‌های واقع‌گرایانه و جامعه‌پسند است.فرامن (superego): فرامن آمیزه‌ای است از ارزش‌های والدین و معیارهای اجتماعی که فرد آن‌ها را در طول زمان جذب کرده است. کارکردش بر اساس اصل اخلاق است و فرد را به سوی تصمیماتی راهنمایی می‌کند که از نظر اخلاقی درست و منصفانه هستند.فنون روانکاویاصلی‌ترین هدف درمان روانکاوی، آوردن موضوعات ناهشیار به حیطه هشیاری و تقویت کارکرد ایگو و کمک به فرد برای کم کردن کنترل سائق‌های زیستی و خواسته‌های فرامن است. در روانکاوی سنتی، درمانگر تا حد امکان بی‌طرف باقی می‌ماند و بسیار کم در خودافشاگری مراجع دخالت می‌کند. از آنجا که هدف روانکاوی بیشتر بازسازی شخصیت است تا کاهش نشانه‌ها، این روند ممکن است سال‌ها طول بکشد. رویکردهای معاصر روش‌های روانکاوی سنتی را اصلاح کردند، اما فنون زیر همچنان هسته این نوع درمان را شکل می‌دهند:تداعی آزاددر تداعی آزاد،مراجع تشویق میشود تا هرآنچه به ذهنش خطور میکند بدون هیچ تفکر و یا فیلتری به زبان بیاورد. دراین روش،درمانگر به تحلیل و موشکافی لغزش های زبانی ،معانی نهفته در جمله ها و همینطور وقفه های مراجع که نشان از پنهان کردن و یا اضطراب میدهد میپردازد.در روانکاوی کلاسیک مراجع،روی کاناپه داز میکشد و روانکاو پشت سر او مینشیند.تحلیل رویافروید متوجه شده بود درخواب مکانیزم های دفاعی فرد،غیرفعال میشود و به همین دلیل،رویا بهترین کلید برای رسیدن به ناخوداگاه است.محتوی سرکوب شده در طول روز به شکل نمادین وارد خواب های ما میشود و از طریق تحلیل آنها میتوان به نیازهای ناخواگاه دست پیدا کرد. مکانیزم های دفاعیمکانیسم‌های دفاعی شیوه‌هایی هستند که افراد به‌طور ناخودآگاه در برابر رخدادهای اضطراب‌آور به کار می‌برند، تا از خود در برابر آسیب‌های روانی محافظت کنند. اندیشهٔ به‌کار گرفتن این اعمال دفاعی در سال ۱۸۹۴ توسط زیگموند فروید مطرح شد. سازوکارهای دفاعی موجب کنار زدن افکار متعارض یا ناخوشایند از حیطهٔ هوشیاری شده و به این ترتیب اضطراب را در فرد کاهش می‌دهند.برخی از مکانیزم های دفاعی عبارتنداز:فرافکنی:فرد،ویژگی منفی خود را به دیگران نسبت میدهد و آن را در دیگران میبیند.برای مثال شخصی که از فردی متنفر است فکر میکند طرف مقابل از او تنفر دارد.انکار:در این مکانیزم،فرد اتفاق و یا حقیقتی را که برای او اضطراب آور هستند به صورت ناخودآگاه رد و انکار میکند و نادیده میگیرد.جابجایی:انتقال احساسات از یک فرد یا شی به فرد و شی دیگر که قابل دسترس تر است. برای مثال وقتی که از مدیرمان عصبانی هستیم سر رفیقمان فریاد بزنیم. رویکردهای روانکاوی؛فروید تا امروزروانکاوی کلاسیکروانشناسی ایگوروابط ابژه ایروانکاوی بین فردیروانشناسی خودعصب _روانکاوی روانکاو کیست و روانکاوی چگونه صورت میگیرد؟روانکاو با دانشی که دارد،آگاهانه و با دقت به حرف های مراجع گوش میدهد،الگوهای تکرار شونده که خبر از مشکل میدهند را پیدا میکند،مراجع را در شناسایی چرخه هیجانات خود راهنمایی میکند و در آخر به او کمک میکند عوامل ناهشیار یا نیمه هشیاری را که باعث بروز رفتار میشود را شناسایی کند و به اگاهی برسد.روانکاو به صورت مستقیم جواب آری یا نه نمیگوید و مراجع را از انجام کاری باز نمیدارد بلکه با شناسایی تعارضات و ناسازگاری ها به مراجع کمک میکند خودش فکر کند،تصمیم بگیرد و در انتها به راه حل نهایی نزدیک شود.در پروسه روانکاوی،روانکاو تشویق میکند و باعث اطمینان بخشی مراجع میشود که این امر موجب آگاهی فرد از طبیعت ترس‌ها و نگرانی‌هایش خواهد شد. به طور کلی، کمک به مراجع در این جهت است که او نگرشی واقع‌بینانه‌تر نسبت به زندگی و منشأ اضطراب‌هایش پیدا کند. اینکه فرد چگونه احساسات رنج‌آور را از آگاهی خودش پنهان می‌کند. زمانی که مراجع و روانکاو به یکدیگر نزدیک می‌شوند، روانکاو می‌تواند به او نشان بدهد که چگونه از موقعیت‌های مشخصی دوری می‌کند تا از نگرانیِ کنترل کردن هیجاناتش کم کرده و یا بپرهیزد. برای مثال هنگامی که یک فرد غم از دست دادن را تجربه می‌کند، ممکن است احساساتش چنان دردناک و غیر قابل تحمل باشند که به هر کاری دست بزند تا این احساسات را بپوشاند؛ مثلا به جای گریه کردن بخندد.روانکاو او را متوجه این عمل ناخودآگاه می کند و در جهت شناخت و کنترل احساسات و افکارش گام برمیدارد. چه زمانی شخص نیاز به روانکاوی دارد؟هر شخصی که دچار یک عارضه (سمپتوم) شده است، می‌تواند از روانکاو برای درمان کمک بگیرد. عارضه، می‌تواند هر آن چیزی باشد که برای شما ناراحتی و درد به وجود می‌آورد. همچنین افرادی که به خودشناسی علاقه‌مند بوده و می‌خواهند قسمت‌هایی از ناخودآگاه را که در زندگی‌شان تاثیر می‌گذارد بشناسند، این روش برایشان مناسب است.برخی از مشکلاتی که روانکاوی آن‌ها را درمان می‌کند، از این قرار هستند:• افسردگی• اضطراب عمومی• مشکلات جنسی• رفتارهای خودتخریب‌گر• مشکلات روانی مقاوم به درمان، اختلالات هویت• اختلالات روان‌تنی یا سایکوسوماتیک• ترس‌های مرضی (فوبیاها)• اختلالات وسواسی اجباری نقد روانکاویایجاد مکتب روانکاوی توسط فروید،باعث شد رویکردهای جدیدی به علم روانشناسی و همینطور حیطه درمان اضافه شود.برخی از مفاهیم فروید مثل ناهوشیار،همچنان در بسیاری از رویکرها مورد استفاده قرار میگیرد.اما از طرفی باید گفت روانکاوی یکی از مورد بحث ترین مکاتب است که از زمان شکل گیری تا امروز،نقدهای زیادی به آن وارد شده است.در اینجا به برخی از آنها میپردازیم.از نظر منتقدان،توجه بیش اندازه فروید به غریزه های زیستی،کودکی و ناخودآگاه باعث شد او به مفاهیمی مثل محیط و ژن ها در روان انسان بی توجه کند.روانکاوی کلاسیک فروید،درمانی قدرتمند اما پرهزینه و زمان بر است. برای افرادی که دنبال درمانی کوتاه و فوری هستند و نمیتوانند هزینه نسبتا زیادی پرداخت کنند،مناسب نیست.همانطور که پیش تر گفته شد در روانکاوی سنتی،روانکاو بی طرف میماند.این عمل ممکن است به بی اعتنایی تفسیر شده و باعث رنجش مراجعین شود.از لحاظ نظری بسیاری از مفاهیم نظریه فروید قابل مشاهده نیستند یا به درستی تعریف نشده‌اند، در نتیجه این مفاهیم را نمی‌توان آزمایش کرد. در نهایت شواهد تجربی محکم برای تأیید نظریه و روش درمانی روانکاوی وجود ندارد. روانکاوی در ایرانروانکاوی رویکردی عمیق است و با وجود عمر بیشترش نسبت به دیگر رویکردها، همچنان اثربخشی چشم‌گیری دارد. روانکاوی و نظریه‌های درمانی مبتنی بر آن، در ایران نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند و همچنین تدریس می‌شوند..آموزش روانکاویاز آنجا که مؤسسه‌های آموزش روانکاوی در ایران تحت نظر انجمن جهانی روانکاوی نیستند، بهتر است برای آموزش روانکاوی از مؤسسات و آموزشگاه‌هایی کمک بگیرید که از منابع انستیتوهای IPA approved در سرفصل‌های آموزشی خود استفاده می‌کنند.مدرسه تجربه زندگی در دوره تجربه بالینی با چهار محور اصلی درمان فردی، ورکشاپ‌های آموزشی، مطالعه منابع فردی و جلسات منتورینگ به طور منظم، برنامه آموزش روانکاوی را برای حلقه‌های دانشجویان پیش می‌برد. برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص دوره‌های مدرسه تجربه زندگی و ثبت‌نام در آن، به این صفحه وارد بشوید.       </description>
                <category>محمد عباسیان</category>
                <author>محمد عباسیان</author>
                <pubDate>Thu, 15 May 2025 18:58:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>