<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mohanna khojaste</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mohannakhojaste</link>
        <description>دانشجوی ارشد اپیدمیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 10:54:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/224644/avatar/kKPLzf.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mohanna khojaste</title>
            <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هانتا ویروس یا کرونای جدید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-hc5kr2wld6ww</link>
                <description>هانتا ویروس یکی از ویروس های خانواد هانتاویریده است که به صورت عمده از جوندگانی مثل موش به انسان منتقل میشه.عفونت هانتا ویروس در سراسر جهان نسبتا نادر هست اما میزان مرگ و میرش در آسیا و اروپا بین 1 تا 15 درصد و در آمریکا تا 50 درصده.در سراسر جهان، سالانه بیش از 10000 تا 100000 مورد عفونت به علت این ویروس رخ میده که بیشتر آن در آسیا و اروپاست.قبل از اینکه به بیماری هایی که این ویروس میتونه ایجاد کنه و علائمش بپردازم راجع به این صحبت می کنم که چرا چند روزی هست این ویروس در فضای مجازی انقدر مطرح شدهداستان از ابتلا و مرگ چند نفر در یک یک کشتی تفریحی در اقیانوس اطلس از آرژانتین شروع شد و این کشتی پس از این خبر قرنطینه شد اما به دنبال ان خبرهایی منتشر شد از اینکه بعضی از مسافرین این کشتی قبل از قرنطینه به کشورهای دیگه ای مهاجرت کردن و این خبر نگرانی هارو بیشتر کرد.در تاریخ ۴ می ۲۰۲۶، هفت مورد شناسایی شد: دو مورد که آزمایشگاهی تأیید شده بودن (هانتاویروس داشتن) و پنج مورد هم مشکوک بودن.این افراد مسافرهایی بودن که از آرژانتین سوار یه کشتی کروز شدن و داشتند روی اقیانوس اطلس سفر می‌کردند. از بین این هفت نفر، سه نفر فوت کردن و یک نفر هم هنوز در آفریقای جنوبی، در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.از انجایی که انسان مار گزیده از ریسمان سیاه سفید میترسه، بعد از تجریه کووید 19 طبیعتا پخش شدن خبر هر ویروسی یاداوری ترومای 2 سال چیپس شستن و الکل زدن به تمام سطوحه.ولی آیا باید نگران باشیم؟چند مورد هست که نگرانی راجع به این بیماری رو کاهش میده:اول اینکه این ویروس جدید نیست و قبلا هم بوده و پزشک ها و کادر درمان سراسر جهان باهاش مواجه شدن و به طور نسبی میدونن که چه درمان و راهی رو باید در پیش بگیرن. برعکس کووید19 که کلا در جدیدی باز شده بود و هیچکس نمیدونست باید دقیقا چیکار کنه.دوم اینکه انتقال انسان به انسان این ویروس نادره. انتقال انسان به انسان فقط در برخی گونه های خاص در آمریکای جنوبی گزارش شده و جای نگرانی ای از این نظر وجود نداره. برعکس کووید19 که به سرعت بین انسان ها منتقل میشد و یکی از علل بالای مرگ و میرش هم همین بود. پس اگه کسی مریض بشه، لازم نیست قرنطینه‌ش کنی برای اینکه به بقیه سرایت نکنهکشندگی ویروس در موارد شدید 40 درصد هست. این یعنی چی؟ بیاین با یه بیماری دیگه مقایسه کنیم. کشندگی هاری 100 درصد هست.کلی ادم میشناسیم که از هاری مردن؟ نه هممون افرادی رو میشناسیم که دچار گاز گرفتگی سگ شده باشن ولی هنوز زنده باشن چون به موقع برای درمان مراجعه کردن و واکسن دریافت کردن. علاوه بر آن بسیاری از موارد بیماری خفیف هست و حتی تشخیص داده نمیشن.تا امروز که من این متن رو مینویسم هیچ پاندمی یا موج جهانی جدیدی آغاز نشده و هیچ نشانه ای از بحران جهانی جدید وجود نداره.ادامه متن در مورد بیماری هایی هست که این ویروس میتونه ایجاد کنه و علائم آن ها:این ویروس ها میتونن بیماری هایی مثل سندرم ریوی هانتا ویروس(Hantavirus Pulmonary Syndrome) و تب خونریزی دهنده با سندرم کلیوی(Hemorrhagic fever with renal syndrome) ایجاد کنن.انواع مختلفی از این ویروس وجود داره ولی همشون یه ویژگی مشترک دارن: انتقال اولیه از جوندگان به ویژه موش ها مثل موش سفید، موش آهویی و موش صحرایی.انتقال این ویروس معمولا از طریق تماس با ادرار، مدفوع یا بزاق آلوده جوندگان و استنشاق ذرات معلق ناشی از خشک شدن این مواد آلوده هست که مورد دوم یکی از شایع ترین راه های انتقال هست. تماس مستقیم با جوندگان یا گازگرفتگی آن ها نیز میتونه عامل انتقال باشه.علایم بیماری:نوع اول: سندرم ریوی هانتاویروس (HPS)تب ناگهانیدرد عضلانی شدیدتهوع و استفراغتنگی نفس شدید (اونم وقتی بیماری پیشرفته بشه)مرگ و میر نسبتاً بالایی داره، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدنوع دوم: تب خونریزی دهنده با سندرم کلیوی (HFRS)تبافت فشار خونمشکلات کلیویدر موارد شدید، خونریزی هم اتفاق میفتهمیزان مرگ و میر معمولاً از نوع ریوی کمتر استپیشگیری:به هیچ موش زنده یا مرده‌ای دست نزنبه جونده‌ها، لونه‌هاشون یا هرچیزی که مال اوناست، نزدیک نشواگه می‌خوای بری تو خونه‌های قدیمی که کسی توش نیست یا متروکه، اول در و پنجره‌ها رو باز کن تا هوای تازه بیاد تواگه سوالی داشتین توی کامنت ها بپرسین:</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 20:30:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا افراد باسواد سالم تر هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-nmyhcfnrftje</link>
                <description>بین سلامت و آموزش چه ارتباطی وجود دارد؟چرا برای داشتن سلامت بهتر باید در آموزش سرمایه گذاری کرد؟سلامت یک مفهوم چند بعدی است. ابعاد سلامت متنوع و به طور کلی شامل بعد جسمی، بعد روانی ، بعد اجتماعی و بعد معنوی است.و علاوه بر آن سلامت تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار داره که به آن تعیین کننده های سلامت گفته میشه. یعنی عواملی که بر روی سلامت اثر میگذارن مثل :عوامل ژنتیکی و فردی ( سن، جنس، شغل و ...) : برخی بیماری ها در زنان شایع تر از مردان است(و برعکس) یا برخی بیماری ها مثل آلزایمر در سنین بالاتر شایع تر است.عوامل محیطی اجتماعی و اقتصادی مثل از دست دادن شغل یا عدم بهره مندی از آموزششیوه های زندگیوسعت و کیفیت ارائه خدمات بهداشتی و درمانیعوامل دیگر مثل سیستم ارتباطات، وضعیت جاده ها، وضعیت کشاوزی و تغذیه و ...تعیین کننده های سلامتسلامت نقش مهمی در ارتقا سطح زندگی دارد به گونه ای که برخورداری هر چه بیشتر از خدمات بهداشتی باعث میشه در آینده منابع کمتری صرف مخارج درمانی بشه ( به بیان دیگر پیشگیری بهتر از درمان است :)) )سرمایه گذاری در سرمایه های انسانی مثل سلامت و آموزش اهمیت زیادی داره و باعث میشه در بلند مدت وضعیت سلامت بهتر بشه و سطح تحصیلات هم افزایش پیدا کنه.وضعیت بهتر سلامت و آموزش باعث افزایش بهره وری نیروی کار و در نهایت تولید بیشتر میشه.برای رسیدن به وضعیت سلامت بهتر، علاوه بر سرمایه گذاری در مراقبت های بهداشتی و درمانی، ارتقا آموزش هم میتواند بسیـــار موثر باشد.ارتباط بین آموزش و سلامت از چند جنبه قابل بررسی است : حالت اول : هنگامی که آموزش بر سلامت اثر میگذاردسطح آموزش بر عملکرد بازار کار، فرصت های شغلی و درامد اثر میذارد؛ در واقع افرادی که سطح تحصیلات بالاتری دارند فرصت های شغلی بهتر و درامد بیشتری دارند. بنابراین این افراد دسترسی بهتری به خدمات بهداشتی و درمانی دارن(به علت سطح درامد) و میتونن سطح سلامت بهتری داشته باشن.افراد با تحصیلات بالاتر، سبک زندگی بهتری انتخاب میکنند؛ این انتخاب ممکنه به علت آموزش رفتار های سلامتی مثل تاثیرات مصرف سیگار در مدارس  یا به علت دانش بیشتر این افراد در استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی(مثل اهمیت واکسیناسیون یا غربالگری) باشه.تحصیلات بالاتر میتواند باعث برخی ویژگی های شخصیتی یا روانی مثل اعتماد به نفس بالا بشود.اثر جانبی : افراد با تحصیلات بالاتر میتوانند با آموزش رفتاری های سلامتی به باقی افراد جامعه مثل چگونگی پیشگیری از بیماری ها باعث بهبود سلامت جامعه بشن. این مورد شاید در دوران اپیدمی کوید 19 بیشتر دیده باشیم.اگر به سه نمودار زیر که به ترتیب درصد باسوادی کل جمعیت( به عنوان شاخص آموزش)، میزان مرگ و میر مادران باردار و درصد امید به زندگی(به عنوان شاخص های سلامت) در ایران را نشان میدهد توجه کنیممیتوانیم نتیجه بگیریم با افزایش درصد باسوادی میزان مرگ و میر مادران باردار کاهش و درصد امید به زندگی افزایش یافته.بنابراین ارتقا سطح آموزش منجر به بهبود وضعیت سلامتی میشود.حالت دوم : هنگامی که سلامت بر آموزش اثر میگذاردکودکان با وضعیت سلامت ضعیف تر کمتر تحصیل میکنند و نوزادان دارای کم وزنی شدید هنگام تولد(LBW) در مقایسه با متولدین با وزن های نرمال در آینده تحصیلات کمتری دارند.افرادی که در کودکی بیماری شدید یا سوء تغذیه داشته اند در آینده و بزرگسالی یادگیری کمتری داشته اند.فرزندان افراد با تحصیلات بالاتر از وضعیت سلامتی بهتری برخوردارند.بنابراین افراد سالم تر میتوانند سال های بیشتری تحصیل کنند و در واقع هر عاملی که منجر به بهبود وضعیت سلامت کودکان شود در آینده میتواند بر تحصیلات آن ها اثر بگذارد.از این عوامل میتوانیم به واکسیناسیون، مراقبت های دوره کودکی، مقابله با بیماری های واگیر، تغذیه مناسب و ... اشاره کنیم.پس سلامت بهتر منجر به ارتقا سطح آموزش میشود.از بررسی دو حالت بالا میتوانیم نتیجه بگیریم:  بین سلامت و آموزش یک رابطه دو طرفه وجود داردافزایش و ارتقا آموزش منجر به سلامت بهتر، و بهبود وضعیت سلامت منجر به افزایش سطح تحصیلات و آموزش میشود.بنابراین برای داشتن وضعیت سلامتی بهتر باید در آموزش سرمایه گذاری کنیم و برای داشتن وضعیت آموزشی بهتر باید در سلامت سرمایه گذاری کنیم.منابع :Shahraki M,  Ghaderi S. The Relationship between Education and Health:  Vector Error Correction Model (VECM).  j.health. 2019; 10 (4) :445-456The Relationship Between Education and Health: Reducing Disparities Through a Contextual ApproachEducation and Health: Evaluating Theories and EvidenceReturns to Birth Weightوزارت آمار ایران و who برای میزان مرگ و میر مادران باردار(mothers mortality rate)، درصد امید به زندگی(Life expectancy) و درصد باسوادی کل جمعیتدانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی خراسان شمالی برای دیاگرام عوامل موثر بر سلامتی https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D9%87-ldds9vrhwyhb  https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D9%86%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-vympn7umyphg  https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B6%D8%B1%D9%86-cmntsub8isb9 </description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jun 2021 20:41:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران هویت یا من کیستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-dqeuaw6imcmw</link>
                <description>بحران هویت اولین بار توسط اریک اریکسون(روانشناس رشد) مطرح شد و اریکسون معتقد بود شکل گیری هویت از مهمترین مراحل رشد در دوران نوجوانی هست اما رشد هویت فقط محدود به دوران نوجوانی نمیشه و هویت چیزی هست که در طول زندگی تغییر میکنه، چون افراد با چالش های جدید و تجارب جدید مواجه میشن.به گفته اریکسون، بحران هویت زمان تجزیه و تحلیل و بررسی شیوه های مختلف نگاه به خود هست. یعنی وقتی که فرد احساس خودش یا جایگاهش در جهان رو زیر سوال میبره و نگاه و تصورش از خود رو از جنبه های مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار میده.برای بیان ساده تر بیاین اول به این سوال جواب بدیم که هویت چیه؟هویتهویت شامل تجربیات، روابط، اعتقادات، ارزش ها و خاطراتی هست که احساس ذهنی فرد از خودش رو، میسازه.هویت در واقع درک فرد از خودش به عنوان فردیست که به رغم داشتن جنبه های مشترک با دیگران از انها جداست.هویت همواره با 2 امر متضاد تعریف میشه، همسانی و تفاوت ؛ یعنی هر فرد از جهاتی مشابه دیگران (همسانی) و از جهاتی متمایز با آنها هست(تفاوت) و این دو در کنار هم به هویت فرد شکل میدن.هویت از یک جنبه نگرش به خود است؛ یعنی ادراک و احساسات فرد در مورد خودش،داشتن تصور روشن از خود و مقام و منزلتی که داره، اینکه فرد از کجا آمده، به کجا میره و چه کاری میخواد انجام بده.و از یک جنبه نگرش به بیرون و در واقع رابطه بین فرد و دیگران؛ یعنی توصیف هایی که دیگران از فرد دارند برای فرد دارای ارزش هست و در هویت آن جا داره.نیاز به داشتن هویت یکی از نیاز های روانشناختی هست و از کودکی ایجاد میشه اما در زمان نوجوانی به اوج خودش میرسه و فرد نقش ها و رفتار های مختلفی را تجربه میکنه تا از طریق آن‌‌ها به یک ساختار منسجم برسه.در واقع شخص خودپنداره یا تصوری از خودش رو شکل میده که علاوه بر پیوستگی به گذشته(مثلا تجربیات و خاطره های که در گذشته اتفاق افتاده)، جهت گیری نسبت به آینده(تجربیات یا رویداد هایی که فرد دوست داره در آینده رخ بده) رو هم شامل میشه و از نظر اریکسون تنها در این صورته که فرد از سلامت روانی برخورداره.خب برگردیم به بحران هویت :بحران هویتبحران هویت یک سردرگمی نقش هست که در آن افراد نمیدانند چه کسی هستند، به کجا تعلق دارن، چه چیزی از این جهان میخوان و سوالاتی به این شکل. فردی که دچار بحران هویت شده سوالاتی از این قبیل از خودش میپرسه :من به چه چیزی اعتقاد دارم؟ارزش های من چیه؟اعتقادات من چه چیزهایی هستن؟نقش من در جامعه یا هدف من در زندگی چیه؟من چه کسی هستم؟این سوالات ممکن هست به طور کلی در رابطه با سن، شغل یا روابط فرد هم مطرح بشه.در واقع این بیت از مولوی ( البته منسوب به مولوی) :از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود    به کجا می روم آخر ننمایی وطنماگرچه این ها سوالاتی هستن که هر فرد در زندگی بارها از خودش میپرسه، اما اگر شما یک تغییر بزرگ در زندگی خودتون تجربه میکنین یا دوره سخت و استرس زایی رو پشت سر میذارین و این سوالات در زندگی روزانه شما تداخل ایجاد کرده باشه، ممکن هست دچار بحران هویت شده باشین.هویت چطوری توسعه پیدا میکنه یا چطوری هویت کسب میکنیم؟جیمز مارسیا(روانشناس کانادایی ) و همکارانش، نظریه اریکسون رو گسترش دادن و معتقدن تعادل بین تعهد و سردرگمی در هویت در نهایت باعث شکل گیری و توسعه هویت میشه و چهار وضعیت برای شکل گیری هویت مطرح کردن : سلب حق(Foreclosure): این حالت وقتی اتفاق میافته که افراد فکر میکنند میدونن چه کسی هستن اما هنوز گزینه های دیگر رو بررسی نکردن.یعنی شخص بدون بررسی گزینه های دیگر، به یک اعتقاد یا ارزش متعهد شده و در واقع ارزش های خانواده یا گروه دوستانی که عضوش هست رو پذیرفته، بدون اینکه آن‌ها رو بررسی کنه. مثلا تفکر و اعتقادات سیاسی یا مذهبی‌ای رو داره که خانوادش دارن.دستیابی به هویت(Identity achievement): وقتی اتفاق میافته که فرد هویت های مختلف رو بررسی کرده(کاوش کرده) و به یکی از آن‌ها متعهد شده.مثلا فرد رشته های تحصیلی مختلف یا موقعیت های شغلی مختلف رو بررسی کرده و در نهایت یکی از آن‌هارو با توجه به نقاط ضعف و قوت خودش انتخاب کرده.انتشار هویت(Identity diffusion): وقتی اتفاق میافته که نه بحران هویتی وجود داشته باشه و نه تعهدی. در واقع فرد به یک روش تفکر یا اعتقاد تعهدی نداره و هیچ نگرانی در مورد بی تعهدی اش نداره.مثلا وقتی صحبت در مورد تیم های ورزشی مورد علاقه میشه، فرد متوجه میشه تیم مورد علاقه ای نداره و حتی تا به حال به این موضوع فکر هم نکرده.ضرب الاجل(Moratorium) : وضعیتی است که فرد به بررسی هویت های مختلف میپردازه اما به هیچ کدام از آن‌ها متعهد نشده. یعنی فرد بحران هویت داره اما تعهدی نداره.مثلا فرد تفکرات سیاسی مختلف رو مورد بررسی قراره میده ولی هنوز به یکی از آنها متعهد نشده.افراد لزوما هر کدوم از این وضعیت ها رو تجربه نمیکنند و یا این وضعیت ها ترتیب خاصی نداره و فقط حالت های مختلف در مورد تجربه هایی هست که باعث شکل گیری هویت میشه و افراد میتونند از وضعیت های مختلف به وضعیت های دیگر برن.چرا بحران هویت اتفاق میافته؟در مراحل رشد روانشناختی اریکسون، بحران هویت در سال های نوجوانی رخ میداد.در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است بحران های هویت بیشتر از زمان اریکسون اتفاق میافتن. چنین بحران هایی غالبا به دنبال تغییرات ناگهانی در زندگی فرد رخ میده.این تغییرات ممکنه در زندگی شخصی فرد باشه :مثل از دست دادن دوستان یا افراد خانواده، از دست دادن شغل، ازدواج، مهاجرت، شروع یا پایان یک رابطه، بچه دار شدن، تجربه موقعیت های آسیب زا مثل تصادف یا تجاوزیا در رویداد های اجتماعی مثل همه‌گیری کووید 19 یا اوضاع نابسامان اقتصادیسخن پایانی :بحران هویت یکی از مراحل رشد هست و به تنهایی اختلال یا بیماری نیست ولی اگر به گونه ای بشه که فرد دچار سردرگمی بیش از حد باشه طوری که زندگی روزمره فرد دچار مشکل بشه، بهتر هست به روانشناس مراجعه کنه و از ان راهنمایی بگیره(یا اینکه در مواردی و در کنار باقی علائم ممکن است نشانه اختلال های دیگر مثل افسردگی یا اختلال شخصیت مرزی باشه)یک راه برای کسب هویت تلاش به جواب دادن سوال های بنیادی مطرح شده مثل من کیستم؟ و مورد بررسی قرار دادن گزینه های مختلف برای تفکرات یا ارزش ها هست.منابع : What Is an Identity Crisis?Identity Development TheoryIdentity Foreclosure in AdolescentsYour Teen&amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;amp;#x27;s Identity AchievementExamples of Identity Diffusion</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Tue, 27 Apr 2021 00:19:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شبکه های اجتماعی برای سلامت روان مضرن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B6%D8%B1%D9%86-cmntsub8isb9</link>
                <description>چرا شبکه های اجتماعی برای سلامت روان مضر هستند؟ایا شبکه های اجتماعی زندگی شما رو تسخیر کردن؟کنترل زندگی دست شماست یا شبکه های اجتماعی؟اگه از جواب این سوال ها مطمئن نیستین، بیاین ببینیم داستان زیر چقدر شبیه شماست :صدای زنگ هشدار صبح تلفن همراهتون بلند میشه و دکمه ی snooze رو میزنین و مجدد میخوابین. چند دقیقه بعد دوباره صدای زنگ هشدار بلند میشه. این بار تصمیم میگیرین بعد از قطع کردن زنگ هشدار شبکه های اجتماعیتون رو چک کنین. از واتس اپ شروع میکنین و بعدش اینستاگرام، توییتر، تلگرام و ...بعد شما تلفن همراهتون رو با خودتون به دستشویی میبرین، چون شبکه های اجتماعی بهترین راه برای کشتن وقت در دستشویی هستن. مستند the social dilemma یه دیالوگی داره با این مفهوم که : شما صبح که بیدار میشن قبل از اینکه صورتتون بشورین تلفن همراهتون چک میکنین یا بعدش؟ چون به جز این دو گزینه راه دیگه ای ندارین !!وقتی مشغول به کاری هستین هر نیم ساعت یک بار یا کمتر، شبکه های اجتماعیتون چک میکنین تا ببینین دوستاتون چه کاری میکنن:&quot; این به تعطیلات رفته، این سخت ورزش کرده و کلی عضله زده، کیک توی این تصویر خوشمزه به نظر میاد و ...&quot;اگر شما هم این کارها رو مرتبا انجام میدین، احتمالا دچار اعتیاد به شبکه های اجتماعی هستین.اما چرا احساس میکنیم باید شبکه های اجتماعی رو چک کنیم؟؟تمام شبکه های اجتماعی برای این طراحی شدن که توجه شما رو جلب کنن.حالا چطوری اینکار رو میکنن؟ با روش های مختلف و طراحی های مختلف سعی میکنن شما زمان بیشتری صرف شبکه های اجتماعی کنین.برای مثال در اینستاگرام با نشان دادن افرادی که استوری شما رو مشاهده میکنن؛ اگر این قابلیت نبود شما یه استوری میذاشتین و تموم میشد، اما الان دائما چک میکنین که چه تعدادی استوری شما رو دیدن یا چه افرادی استوری شمارو دیدن.در نتیجه شما زمان بیشتری در شبکه های اجتماعی مصرف میکنین و هرچه شما زمان بیشتری مصرف کنین، اونا پولدار تر میشن.شاید براتون سوال باشه، اونا که چیزی نمیفروشن، پس چطوری پولدار میشن؟ جواب: با استفاده از تبلیغات.اما چیزی که باعث میشه شما اینکارها رو کنین، ازاد شدن دوپامینه.خب اصلا دوپامین چی هست؟مولکول دوپامیندوپامین یکی از ترکیبات حیاتی بدن هست که نقش مهمی در ایجاد لذت داره. مثلا وقتی شما یه کار خوبی انجام میدی، نمره بالایی توی امتحانت میگیری،غذایی که دوست داری میخوری و کلی کار دیگه که باعث میشه احساس کنی حس لذت و سرخوشی داری، کلی دوپامین از قسمت خاصی از مغزت که بهش مرکز پاداش میگن ازاد شده و باعث شده این حس رو داشته باشی.چک کردن شبکه های اجتماعی و اینکه چه افرادی برات کامنت گذاشتن یا عکس هات رو لایک کردن و ... هم باعث ازاد سازی دوپامین میشه.برای همین برای پیدا کردن حال خوب بیشتر و لذت بیشتر، باید فعالیت در شبکه های اجتماعی رو بیشتر کنین؛ مثل ادمی که به موادمخدر یا قمار اعتیاد داره. چیزی که همشون میخوان دوپامین بیشتره.اما شبکه های اجتماعی چطور بر سلامت روان اثر میذارن؟ممکنه فکر کنین تنها آسیب شبکه های اجتماعی، زمان زیادی هست صرف آنها میکنین، اما اثرات غیرمستقیم بیشتری دارن.من به اندازه کافی خوب نیستمیا مقایسه کردن قسمت های خسته کننده زندگی خودتون با قسمت های جذاب زندگی بقیه برای یکی از تکالیف درس هام باید در مورد رفتارهای درست و نادرست با نوجوانان مینوشتم و اولین چیزی که باهاش مواجه شدم، مقایسه کردن بود. اینکه مقایسه کردن نوجوان ها با بقیه افراد، کار نادرستیه و خب همه ما جدا از سن و موقعیتی که داریم در برابر مقایسه شدن واکنش نشون میدیم و ناراحت میشیم، اما دائما خودمون رو با بقیه مقایسه میکنیم :))شما هیچوقت از قسمت های خسته کننده زندگی خودتون، چیزی به اشتراک نمیذارین. شما فقط بهترین لحظات زندگی خودتون رو در شبکه های اجتماعی به اشتراک میذارین و بقیه هم همینکار میکنن.ولی وقتی عکس های دوستتون نگاه میکنین و شروع میکنین به مقایسه کردن زندگی خودتون با اون ها ممکنه احساس بدبختی کنین و حتی یادتون بره همه کسایی که این عکس هارو به اشتراک میذارن لحظات کسل کننده ای هم دارن.و در واقع شما بهترین قسمت زندگی بقیه رو با بدترین قسمت زندگی خودتون مقایسه میکنین.حتی این مقایسه ها میتونه منجر به وجود امدن یکسری معیار بشه،مثلا به وجود امدن معیار های زیبایی که به دنبالش میتونه تعداد زیادی عمل جراحی باشه یا تعداد افرادی که حس کنن به اندازه کافی زیبا نیستن یا بهتره بگم شبیه این معیار ها نیستن، قد و وزنشون خوب نیست، گوش هاشون خیلی بزرگه و ... که میتونه باعث افسردگی بشه (به ویژه در سنین نوجوانی)و این فقط برای زیبایی نیست، شامل خیلی چیزهای دیگه هم میشه، مثل تعداد سفرهایی که میرین،تعداد کتاب هایی که خوندین و ...باید حتما چیزی به اشتراک بذارمتا حالا فکر کردین وقتی قبل از شبکه های اجتماعی به رستوران میرفتین از غذاتون عکس میگرفتین یا نه؟؟یا اینکه چقدر از خودتون عکس میگرفتین؟؟یا اصلا شده یه روزی حس کنین باید عکسی پست یا استوری کنین؟؟شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام وابسته به عکس ها هستن برای همین شما احساس میکنین باید عکس خوب به اشتراک بذارین.وقتی قرار شام دارین، شما لباس زیبا میپوشین برای اینکه منظم و خوب به نظر بیاین و همینطور برای اینکه در شبکه های اجتماعی زیبا به نظر بیاین.حتی بعضی مواقع مردم احساس میکنن که نیازه عکس های با کیفیت تری داشته باشن و تلفن همراهی با دوربین بهتر خریداری میکنن یا دوربین عکاسی میخرن.دنیای واقعی با دنیای مجازی متفاوتهیا &quot;میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا اسمان است&quot;تا حالا شده دوستی رو در فضای مجازی ببینین که توی شبکه های اجتماعی خیلی باحال به نظر میاد ولی در دنیای واقعی ارتباط با بقیه براش سخت باشه؟ بله هممون با این مواجه شدیم.دلیلش این هست که ارتباط در فضای مجازی و اینترنت با دنیای واقعی خیلی متفاوته.مثلا شما ممکن هست بارها دیده باشین که افراد مختلف در نظرات یک پست با هم دعوا کنن در مورد موضوعات مختلف مثل سیاست، ورزش، موسیقی، مذهب و هزار تا موضوع دیگه. دعوا کردن در فضای مجازی خیلی اسونتره چون زمان کافی داری برای اینکه فکر کنی و جواب بدی.بسیاری از افراد در فضای مجازی شخصیتی کاملا متفاوت با دنیای واقعی میسازن.یکی دیگه از تفاوت های دنیای مجازی با دنیای واقعی این هست که شما وقتی در فضای مجازی عکس یا متنی به اشتراک میذارین آدمای خیلی زیادی سریعا به چیزی که به اشتراک گذاشتین واکنش نشون میدن، اما در دنیای واقعی شما ممکنه بهترین لباس رو بپوشین و بهترین رفتار رو داشته باشین ولی کسی بهتون چیزی نگه.پس برای اینکه شما به خرسندی و واکنش سریعتری نیاز دارین دوباره وارد شبکه های اجتماعی میشین.شب ها نمیتونم بخوابمنور آبی که از تلفن های همراه ساطع میشه روی میزان ملاتونین ترشح شده بدنتون اثر میذاره.ملاتونین هورمونی هست که چرخه خواب و بیداری بدن رو تنظیم میکنه و در غده پینه ال در مغز تولید میشه.بنابراین اگر عادت دارین که تلفن همراهتون با خودتون به تخت خواب ببرین این موضوع باعث میشه خوابیدن براتون سخت بشه.نتیجه گیری نهایی :شبکه های اجتماعی فواید خودشون رو دارن. اونا باعث شدن ارتباط با دوست هایی که ازمون دور هستن راحت تر بشه و در کنار اونها میتونه با استفاده بیش از حد مضرات خودش داشته باشه.این مطلب برای این نوشته نشده که شبکه های اجتماعی رو کنار بذارین ولی برای این نوشته شده که تشخیص بدین شبکه های اجتماعی برای شما مفید هستن یا باعث میشن حس بدی داشته باشین؟و این انتخاب شماست که تصمیم بگیرین چقدر زمانتون رو در شبکه های اجتماعی بگذرونین.منبع اصلی مطلب یه مقاله هست که برای دسترسی بهش اینجا کلیک کنین.و اگر به این مطلب علاقه مند بودین پیشنهاد میکنم مستند the social dilemma رو ببینین و کتاب &quot;اینترنت با مغز ما چه میکند&quot; بخونین.همینطور که گفته شد نظراتتون باعث تولید دوپامین در من میشه :))</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 23:09:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در گذشته مردم بیشتر به دلیل طاعون میمردن نه سرطان ریه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D9%87-ldds9vrhwyhb</link>
                <description>این نوشته در مورد چیه ؟ در این نوشته میخوایم بدونیم بیماری ها چگونه با تغییر محیط و شرایط تغییر کردنصفر جوامع انسانی اولیه وسعت زیادی نداشتن و علاوه بر اون به صورت پراکنده و در گروه های کوچک در غارها زندگی میکردن بنابراین انتقال بیماری های واگیر و بیماری های مسری در انها به علت تماس نداشتن با هم دیگر کم بود. مثلا اگه کووید19 در اون زمان اتفاق میفتاد به خاطر اینکه تعداد افراد کمی با هم تماس داشتن، نهایتا افراد یه خانواده که توی غار بودن جونشون از دست میدادن و به بقیه منتقل نمیشد.ولی به خاطر زندگی در غارها در مواجه انگل های خارجی قرار داشتن و همینطور به دلیل مصرف گوشت و غذای خام به بیماری های گوارشی مبتلا میشدن.یکحدود ده هزار سال قبل چرخش عظیمی در زندگی و رفتار انسانها اتفاق افتاد و انها از شکار و کوچ نشینی به اسکان و یکجا نشینی روی اوردن و به تهیه و تولید غذای خودشون از طریق دامداری و کشاورزی پرداختن.این یکجا نشینی و تشکیل اجتماع باعث شد : یک؛ ارتباط انسانها با هم بیشتر در نتیجه انتقال بیماری های مسری راحت تر باشهدو؛ فضولات انسانی تجمع پیدا کنه و باعث عفونت های گوارشی بشه.از طرف دیگر روی اوردن به دامپروری و دامداری باعث شد مواجه انسان با حیواناتی مثل بز،گاو،گوسفند و ... بیشتر بشه و باعث انتقال بیماری های مشترک بین انسان و دام بشه (زئوزنوز). بیماری هایی مثل سیاه زخم و تب کیو.در افرادی که به کشاورزی روی اوردن بیماری هایی مثل شیستوزوما شیوع پیدا کرد؛چون کود مزارع کشاورزی از فضولات انسانی تهیه میشد و تخم این کرم ها میتونست از طریق فضولات منتقل شه.همچنین به علت تماس با علوفه، بیماری های منتقله از طریق گزش حشرات به انسان منتقل شد، مثل تیفوس و تب دانگ. و به علت تجمع مواد غذایی، مسمومیت های غذایی پدیدار شد.کم کم تجربیات انسانها بیشتر شد و به استفاده از ابزار روی اوردن و این بار بیماری هایی به علت افزایش جمعیت و شکل گیری طبقات اجتماعی پدید اومد. یعنی افرادی متعلق به اجتماعات پایینتر از بیماری های بیشتری رنج میبردن.سرانجام با افزایش شهرنشینی و افزایش جمعیت انسانها، وسعت و شدت همه‌گیری ها هم افزایش پیدا کرد که میتونیم به همه‌گیری های طاعون،سرخک، وبا، اوریون، آبله و ... اشاره کنیم.مسافرت های بین شهری و بین قاره ای هم باعث انتقال راحت تر این بیماری ها شد.اپیدمی مرگ سیاه؛ بیماری طاعون باعث کشته شدن حدود یک سوم جمعیت اروپا شد.دو با انقلاب صنعتی در اواسط قرن 19 در کشورهای صنعتی مرگ و میر بیماری های عفونی و اپیدمی های واگیر کاهش زیادی پیدا کرد و جای خودشون رو به بیماری های دژنراتیو ( تخریب و تضعیف ستون مهره ها ) و بیماری های ساخته دست بشر دادن !کاهش مرگ و میر بیماری های عفونی ناشی از عوامل مختلفی مثل پیشرفت تکنولوژی، پیشرفت در علم پزشکی و ارتقا سطح زندگی.کشف آنتی بیوتیک ها در دهه 1940 باعث کاهش بیشتر مرگ و میر بیماری های عفونی شد.صنعتی شدن جوامع هم به خاطر مواجه داشتن افراد با سموم، آلوده شدن هوای شهرها، مواردی از این قبیل باعث بروز بیماری های جدید شد، بیماری های ناشی از صنعتی شدن : مثل سرطان،دیابت،فشار خون ، بیماری های قلبی و ...نقاشی پزشک اثر لوک فیلدزسهکاهش مرگ و میر بیماری های عفونی و افزایش مرگ و میر بیماری های مزمن.بیماری های عفونی مثل طاعون، وبا. بیماری های مزمن، بیماری هایی که بیشتر از 6 ماه طول میشکند مثل آسم یا دیابت.در این دوره، مرگ و میر مادران و کودکان کم شد و در نتیجه جمعیت افزایش پیدا کرد و از طرف دیگه به دلیل افزایش امید به زندگی، عمر افراد زیاد شد و بیماری های مربوط به سالمندان افزایش پیدا کردن.بیماری های نوپدیدپدیده هایی که در این دوره مشاهده میشه : خیلی از بیماری هایی که قبلا وجود نداشتن به وجود اومدن و باعث مرگ و میر زیادی شدن : مثل همین کووید19 که الان درگیرش هستیم یا ایدز(HIV)بیماری هایی که تصور میشد کنترل شدن، شیوع پیدا کردنبرخی بیماری ها به خاطر مقاومت عوامل بیماری زا به آنتی بیوتیک ها به وجود اومدنمنبع : کتاب جامع بهداشت عمومی، فصل 2، گفتار 5؛گذار اپیدمیولوژیک،گذار سلامتممنون که خوندین، اگه سوالی دارین بپرسین :)))</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Tue, 16 Feb 2021 15:17:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناجی مادران باردار</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D9%86%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-vympn7umyphg</link>
                <description>در این روزها عبارت &quot;دست‌هاتو بشور&quot; جمله ای هست که در روز چندین بار می‌شنویم اما جالبه بدونین سال‌ها بیش یک پزشک به خاطر استفاده از این جمله راهی تیمارستان شد !!ایگناتس سمل‌وایس؛ از اولین پیشگامان ضدعفونی و نجات دهنده مادران تلفظ صحیح و اطلاعات بیشتر : Ignaz Semmelweisتب زایمان یکی از بیماری‌های شایع قرن ۱۹ بود و میزان مرگ و میر بالایی(۱۰تا ۳۵ درصد زنان حامله) داشت.ایگناتس سمل‌وایس در بیمارستان عمومی وین،در بخش مامایی مشغول به کار بود پی برد میزان مرگ و میر زنان حامله در این بیمارستان ۳ برابر قابله‌هایی هست که در خانه زایمان می‌کنن!!!!پس از تحقیق‌های بسیار، دریافت این اتفاق به دلیل عدم ضدعفونی صحیح دست‌ها توسط پزشکان قبل از زایمان است. در واقع این ضدعفونی میتونست میزان مرگ و میر را تا ۱ درصد کاهش بده.بنابراین از پزشکان خواست دست‌های خودشون به شکل صحیح و با حوصله قبل از جراحی بشویند اما ....بسیاری از پزشک‌ها از شنیدن این صحبت‌ها ناراحت شدن و گفتند دست‌ها کاملا تمیز است و کسی حرف‌های سمل‌وایس را جدی نگرفت. در حالیکه منظور او شستن به تنهایی نه، بلکه ضدعفونی صحیح دست ها بود.اما چون هنوز نظریه میکروبی بیماری‌ها توسط لویی پاستور ارائه نشده بود نمیتونست دلیل این اتفاق به طور کامل توضیح بده.میزان مرگ و میر در اثر تب زایماندر سال ۱۸۶۱ بعد از رد شدن نظریه‌اش دچار افسردگی شد و جواب‌های تندی به منتقدانش نوشت و آن‌ها رو قاتلین مسئولیت ناپذیر خواند.سرانجام پزشکان از اصرار های زیاد سمل‌وایس خسته شدن و به داشتن بیماری روانی(یه چیزی مثل وسواس) متهمش کردن و در سال ۱۸۶۵ یعنی ۱۸ سال بعد از گفتن نظریه‌اش به یک تیمارستان فرستادنش.او سعی کرد از تیمارستان فرار کند اما نگهبانان مورد ضرب و شتم فرارش دادن و دو هفته بعد ایگناتس سمل‌وایس بر اثر زخم قانقاریا که احتمالا به دلیل همین ضرب و شتم ها ایجاد شده بود، درگذشت.و برای تشییع جنازه وی هم، تعداد اندکی شرکت کردن و مراسم یادبود یا بزرگذاشتی برای او برگذار نشد.اثر یا واکنش سمل‌وایس چیست ؟ به عنوان اصطلاحی برای گرایش به ردکردن شواهد یا دانش جدیدی که با قواعد شناخته‌شده و عقاید روزگار مطابقت نداره، استفاده میشه‌.تندیس سمل وایس در دانشگاه تهرانروش سمل‌وایس سال‌ها پس از مرگش(با نظریه میکروبی بیماری‌ها توسط لویی پاستور) گسترش یافت و باعث نجات بسیاری از مادران باردار شد.</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Mon, 02 Nov 2020 22:37:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماری مالون؛قربانی یا مقصر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-qq19qwvo8o5f</link>
                <description>ماری مالون اولین بیمار صفر است؛ یعنی اولین انسانی که به بیماری ویروسی یا میکروبی آلوده میشود.ماری مالون باعث اپیدمی تیفوئید شد.ماری مالون/اولین نفر روی تختاو یک ایرلندی بود که به آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان آشپز در نیویورک مشغول به کار شد.(تا اینجای داستان همه چیز طبیعیه)نقاط عجیب داستان از جایی شروع میشه که ماری هرجا به عنوان آشپز کار میکرد، بیماری تیفوئید در افراد خانه پدیدار میشد ولی مری هیچ علامتی از بیماری نداشت.در خانه ای در نیویورک هفت نفر از اعضای خونه به تیفوئید مبتلا شدند. در محل کار دیگرش، در منهتن افراد خانه دچار تب و اسهال شدند و کارگر لباسشویی جان خودش را از دست داد و این داستان همینطور ادامه پیدا کرد و در محل کارهای مختلفش افرادی به این بیماری مبتلا شدند و عده ای هم جان خودشون از دست دادند.میتونیم بگیم ماری آدم بدشانسی بوده؟ اما داستان واقعا چی بود؟ تا قبل از ماری مالون، هیچ ناقل سالمی برای بیماری تیفوئید شناخته نشده بود.ناقل سالم یعنی کسی که دارای عامل بیماری باشد ولی علائمی از بیماری نشان ندهد. ماری به طور مادرزادی باکتری سالمونلا تیفی در کیسه صفرای خودش حمل میکرد و به وسیله اشپزی در خانه های مختلف و از طریق دست های آلوده این بیماری به دیگران منتقل میکرد. تخصص ماری بستنی هلویی بود (ارتباطش با حصبه در ادامه داستان)اولین کسی که به این موضوع مشکوک شد،جورج ساپر بود و از ماری درخواست کرد تا آزمایش مدفوع بدهد اما مری این درخواست را رد کرد.رئیس دپارتمان بهداشت نیویورک،دکتر سارا ژوزفین بیکر با ماری صحبت کرد و سعی کرد متقاعدش کند اما او باز هم قبول نکرد و  گفت تصور می‌کند قوانین برای کسی که  عمدا مرتکب کار اشتباهی نشده، ظالمانه است.به همین خاطر دکتر بیکر چند روز بعد با چند افسر پلیس به سراغ او آمد و مری مالون را توقیف کرد.مری مالون سرانجام در سال ۱۹۰۷ به مرکز قرنطینه در جزیره نورث برادرز در خارج نیویورک تبعید شد و به مدت سه سال در انجا بود.البته این قرنطینه برای درمان ماری نبود! چون آنتی بیوتیکی کشف نشده بود که به درمان ماری کمک کنه و برای حفاظت از باقی افراد بود. (ظالمانه به نظر میرسه ولی واقعیت داره)این خبر در روزنامه ها انعکاس پیدا کرد و لقب ماری تیفوئیدی تا آخر عمر همراهش بود.بعد از ۳ سال با تعهد گرفتن از ماری که دیگر سراغ آشپزی نرود او را به شهر برگرداندند، او ابتدا در یک لباسشویی مشغول به کار شد اما نتوانست در برابر وسوسه خود مقاومت کند و با نام مستعار،ماری براون، آشپزی را ادامه داد و حتی آشپز یک بیمارستان هم شد :))))))۲۵ نفر در این بیمارستان، مبتلا به بیماری شدند که یکی از آنها درگذشت.بالاخره در سال ۱۹۱۵ ماری دوباره دستگیر شد و به قرنطینه بازگردانده شد و ۲۳ سال آنجا ماند و در سال ۱۹۳۸ از دنیا رفت.آمار دقیقی از تعداد افرادی که ماری آنها را آلوده کرد در دست نیست و به تخمین ۱۳۰۰ نفر گزارش شده است.مثل ماری تیفوئیدی نباشید،دستاتون بشورید حالا چرا بستنی هلویی؟یکی از راه های از بین رفتن سالمونلا تیفی حرارت است اما در دمای پایین و مواد غذایی سرد میتواند باقی بماند._ضمیمه : چون یکشنبه امتحان میکروب شناسی دارم :)))</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Fri, 07 Aug 2020 14:02:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک غزل ، 12 شاعر</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%D8%B2%D9%84-12-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-mhg2dmzevcwl</link>
                <description>نگاهی دقیق تر به غزل 145 از حسین منزوی برای خواندن کامل غزل به لینک زیر مراجعه کنید:  http://ghambarak.blogfa.com/post/340 مفهوم کلی غزل : مفهوم کلی شناخته نشدن شاعرها (آن‌طور که باید) در دوران خود هست که از مصرع اول مشخصه به ذهن جهت میده شاعر! تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت اما شکوه این غزل در تلمیح ،تضمین و تصویرسازی‌های پی در پی هست که از بیت ۶ شروع میشه به شکلی که هر بیت یادآور یک شاعر هست .بیت 6 : گفتند این دون است و آن والا،تو را،اما / ای لحظه‌ ی دیدار جسم و جان!کسی نشناختاشاره به بیت اول قصیده ای از سنایی غزنوی :مکن در جسم و جان منزل که این دون است و آن والا / قدم زین هر دو بیرون نه، نه آنجا باش و نه اینجابیت 7 : با حکم مرگت روی سینه، سال های سال / آن جا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناختیادآور  ناصر خسرو قبادیانی که در یمگان درگذشتبیت 8 : فریاد « نای »ت را و بانگ شکوه هایت را / ای طالع و نام تو نا هم خوان!کسی نشناختبا استفاده از کلمه [نای] در مصرع اول یادآور مسعود سعد سلمان هست که در زندان نای زندانی بود و در مصرع بعد با گفتن [ای طالع و نام تو نا همخوان] بر این موضوع تاکید میکند.بیت 9 : بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور / با آن دریده سینه‌ی عرفان،کسی نشناختاشاره به کشته شدن عطار نیشابوری توسط مغول‌ها در نیشابور بیت 10 : ای جوهر شعر تو، چون نام تو برّنده! / ذات تو را ای جوهر برّان! کسی نشناختاشاره به سیف فرغانی شاعر قرن ۷و۸ که سیف به معنی شمشیر زدن هست و خاصیت شمشیر برندگیست.بیت 11 : روزی که می خواندی: مخور می، محتسب تیز است! / لحن نوایت را در آن سامان، کسی نشناختاشاره به بیتی از غزل حافظ : اگرچه باده فرح‌بخش و باد گلبیز است / به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز استبیت 12 : وقتی که می کندند از تن پوستت را نیز / گویا تو را زان پوستین پوشان،کسی نشناختمنظور عمادالدین نسیمی است که به خاطر اندیشه‌هایش پوستش را از تنش جدا کردند.بیت 13 : چون می شدی مخنوق از آن مستان،تو را ای تو / خاتون شعر و بانوی ایمان ! کسی نشناختبه نظر میرسد شاعر با گفتن [خاتون شعر و بانوی ایمان] فروغ فرخزاد را به تصویر بکشد با توجه به کتاب شعر فروغ؛ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سردبیت 14 : آن دم که گفتی: باز گرد ای عید! از زندان / خشم و خروشت را در آن زندان، کسی نشناختیادآور بیتی از فرخی یزدی : سوگواران را مجال بازدید و دید نیست / بازگرد ای عید از زندان که مارا عید نیستبیت 15: چون راز دل با غار می گفتی تورا، هم نیز / ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناختبا اوردن ترکیب زیبای [شهریار شهر سنگستان] به شعری با همین نام از مهدی اخوان ثالث(م.امید) اشاره میکند.بیت 16 : حتّی تو را در پیش روی جوخه ی اعدام / جز صبحگاه خونی میدان، کسی نشناختاشاره به  خسرو گلسرخی  که اعدام شد .  برای خوندن جزئیات بیشتر از این اشارات روی نوشته های آبی کلیک کنید :)))ممنون که خوندین </description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 15:24:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گدایی پادشاهی را به شوخی دوست می‌دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF-bcb53utk9khd</link>
                <description>در ادامه‌ی معشوق سنگدل و معشوق عهدشکنشماره ۳ : معشوق صعب‌الوصول که وصل یا رسیدن به او سخت، دیر و در مواردی ناممکن است‌. و وقتی وصل میسر نشود یعنی عمر را باید در هجران سپری کنی.&quot; گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردمتا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم &quot; سعدیویژگی بسیاری از بیت‌های با این نوع معشوق، سخت بودن رسیدن با فضاسازی و تشبیه‌ای هست که تضاد و سخت بودن مسیر وصل مشخص باشد و همیشه معشوق برتر است.مثل بیت زیر از سعدی که معشوق مانند آب حیات نایاب است و سعدی به نرسیدن رضایت داده ‌.&quot; من از کجا و تمنای وصل تو ز کجا اگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم &quot;یا بیت دیگر :&quot; گدایی پادشاهی را به شوخی دوست می‌داردنه با او می‌توان بودن نه بی او می‌توان گفتن &quot; سعدییا در بیتی از عطار : &quot; چون نمی‌یابد از وصل تو شاهان ذره‌ای نیست ممکن گر چنان ملکی به دربانی دهی&quot;&quot; آفتابی تو و من ذره مسکین ضعیف تو کجا و من سرگشته کجا می‌نگرم&quot; سعدی ▪︎ گاهی عاشق، عشق را فارغ از وصل میبیند، مثل بیتی از هاتف اصفهانی ؛&quot; هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست عاشقشم، عاشق، مرا با وصل و هجران کار نیست &quot;▪︎ گاهی عاشق عمرش فقط به امید وصال است؛&quot; امید وصال تو مرا عمر بیفزودخود وصل چه چیزیست که امید چنینست &quot; سنایی▪︎ گاهی هم عاشق آنچه میخواهد که معشوق میخواهد؛ &quot; فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب که حیف باشد از او غیر او تمنایی &quot;  حافظ▪︎ گاهی هم وقتی عشق از یک سمت است نرسیدن بهتر است؛&quot; عشق چو یکسر بود هجران خوشتر ز وصل باده چو دردی بود دیر نکوتر که زود &quot; خاقانیضمیمه : اکثر عشق‌ها یا عاشق و معشوق هایی که در ادبیات ماندگار شدن، به وصل نرسیدن، مثل رابعه و بکتاش، خسرو و شیرین، ویس و رامین و ...برای خواندن پیرامون معشوق سنگدل و معشوق عهدشکن به مطالب زیر مراجعه کنین :))) https://vrgl.ir/6Zpls  https://vrgl.ir/KNKod </description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jul 2020 14:04:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D9%87-xqstpgefzozk</link>
                <description>شماره 2 :معشوق بی وفا و عهد شکن که بر سر قول و قرارهای خود نمی ماند.در رابطه های امروز شاید جفاکاری معشوق رایج نباشد! اما عهد شکستن و قول و قرارها را به باد دادن در هر گوشه ای دیده میشود.&quot; عهد بستی و شکستی و ز ما بگسستیعهد کردم که دگر عهد تو باور نکنم &quot;   خواجوی کرمانی▪︎گاهی از همان ابتدای کار عاشق بیچاره میداند اعتمادی به این عهد نیست :&quot; من اول روز دانستم که این عهدکه با من میکنی محکم نباشد &quot; سعدی▪︎گاهی هم بی وفایی معشوق بعدا هویدا میشود :&quot; من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی &quot;  سعدی▪︎گاهی هم تشخیص عهد شکنی دشوار است : &quot; مرا با توست پیمانی تو با من کرده ای عهدی شکستی عهد یا هستی بر آن پیمان نمیدانم &quot;  وحشی بافقیدر مقابل این عهد شکنی ها عاشق چه کار میکند؟یک - با همه ی بی وفایی معشوق بر سر عهد خود میماند :&quot; مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنمکه از وجود تو مویی به عالمی نفروشم &quot;  سعدییا در بیتی دیگر از حافظ &quot; اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم &quot;دو - از عهد خود پشیمان شده و راه زندگی خود را بدون معشوق عهد شکن ادامه میدهد:&quot; تکیه کردم بر وفای او غلط کردم،غلطباختم جان در هوای او غلط کردم،غلط&quot; وحشی بافقیو &quot; ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش &quot; وحشی بافقیممنون که خواندید  :))</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jul 2020 19:42:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهای خون عاشق در قیامت !</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-rjyybdg1gfa8</link>
                <description>مقدمه‌ی کوتاه و لازم :))در اشعار غنایی ، هر شعر ۲ مخاطب داره :مخاطب اول کسی است که شاعر خلق میکند و در واقع شاعر برای او یا به خاطر او مینویسد. (معشوق)و مخاطب دوم من و شمایی هستیم که شعر را میخوانیم.در شعر غنایی مخاطب اول نقش اصلی و مرکز پرگارِ شعر هست.یکی از زیبایی‌های اشعارغنایی ، توصیف معشوق‌ست؛ این توصیفات میتواند ویژگی‌های ظاهری مثل زیبایی باشد یا ویژگی‌های درونی مثل سنگ‌دلی.من میخوام در مورد بعضی از این ویژگی‌ها بنویسم تا نگاهی جزئی تر داشته باشیمویژگی شماره ۱ :معشوق سنگ‌دل و جفاکار که فقط با گرفتن خواب و خوراک از عاشق آرام می‌شود و مرادش تنها ریختن خون عاشق است !&quot; ای آتش سودای تو خون کرده جگر‌ها بر باد شده در سر سودای تو سرها &quot; خاقانی▪︎گاهی عاشق آنچنان دلداده‌ است که سنگدلی معشوق را هم دوست دارد ؛&quot; تو گمان مبر که سعدی به جفا ملول گرددکه گرش تو بی‌جنایت بکشی جفا نباشد &quot;▪︎گاهی حتی حساب و کتاب قیامت را رها می‌کند ؛&quot; اگر تو خون بریزی به قیامتت نگیرم که میان دوستان این همه ماجرا نباشد &quot; سعدی▪︎گاهی هم فقط به امید قیامت است تا شاید بفهمد دلیل این همه آزار چیست ؛&quot; روز دیوان جزا دست من و دامن تو تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم &quot; ▪︎گاهی از این همه سنگدلی به ناله و فریاد میرسد ؛&quot; به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟ &quot; عراقی ▪︎گاهی حتی گریه و زاری هم از سنگدلی معشوق کم نمی‌کند؛&quot; نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ روحیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست &quot;یا &quot; آه سعدی اثر کند در کوهنکند در تو سنگدل اثری &quot; عاشق در مقابل این سنگدلی ها دو راه دارد اول اینکه راه خود را جدا کند و برود دنبال زندگی خود؛ حال چه عشق این سنگدل را در دل نگه دارد، چه بیرون کند .&quot; مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است راه صد بادیه درد بریدیم بس است &quot; وحشی بافقیو راه دوم اینکه سنگدلی‌ها را به جان بخرد تا زمانی که مرگ به این سنگدلی‌ها پایان دهد.&quot; عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم وگر این عهد به پایان نبرم نامردم &quot;  سعدیاگر شما بودید چه میکردید؟!نظرات، انتقادات، پیشنهادات، خواندم و غیره :)))</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jul 2020 00:27:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه سیزیف و ادبیات</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohannakhojaste/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-azk1punkiqen</link>
                <description>سیزیف؛تلاش بی‌حاصل و ناکامی ابدی!در اساطیر یونان سیزیف نام پادشاهی‌است که خدایان او را محکوم کردند تا پیوسته تخته سنگی تا قله کوه ببرد و به محض رسیدن به قله  با لرزشی ناگهانی دوباره سنگ به پایین و ابتدای راه بغلتد و این اتفاق تا ابد تکرار شود.برای چرایی این مجازات دلایل زیادی هست مثل بی‌حرمتی به خدایان،تکبر و فریب دادن مرگ.در ادبیات وظایفی که دشوار و بیهوده‌ باشند سیزیف‌وار خطاب میشوند؛مجازات سیزیف نماد کار پوچ و بی‌معناست . این پوچی به علت تکرار مداوم نیست بلکه به علت بی‌حاصلی کار است. نکته‌ی جالب این اسطوره (و به طور کلی اسطوره‌ها) این هست که در زندگی شخصی هر انسانی نمونه‌هایی از اون وجود داره.آلبر کامو در مقاله افسانه سیزیف، سیزیف را انسانی پوچ اما خوشبخت می‌داند و او را قهرمان پوچ می‌خواند چون معتقد هست سرنوشت سیزیف متعلق به خودش هست.•در یک کلام سیزیف تلفیقی است از ضرب المثل های &quot;از ماست بر ماست&quot; و &quot;آب در هاون کوبیدن &quot;از تاثیرات افسانه سیزیف بر ادبیات شعر چرخ چاه از دکتر شفیعی کدکنی : آویخته به زمزمه، هم چرخ و ریسمان از ژرف چاه سطل به بالاست  در سفرتا می‌رسد به روشنی روز و آفتاب وارونه می‌شود به بن چاه سرد و ترتاریخ سطل تجربه‌ای تلخ و تیره استتا آستان روشنی روز آمدنپیمودن آن مسافت دشوار، با امیدوآنگه دوباره در دل ظلمت رها شدننقاشی سیزیف اثر تیتیان ۱۵۴۹</description>
                <category>Mohanna khojaste</category>
                <author>Mohanna khojaste</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2020 10:30:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>