<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mohirosi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mohirosi</link>
        <description>مجمع اضداد؛
 چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:32:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4572179/avatar/DKkCOa.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mohirosi</title>
            <link>https://virgool.io/@Mohirosi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیاست سبز؛ از دغدغه‌ی زمین تا سازوکار قدرت</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohirosi/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-fdzix2pyrjr9</link>
                <description>قدرت همیشه آن‌طور که فکر می‌کنیم عمل نمی‌کند.گاهی نه در چهره‌ی یک فرد یا دولت، بلکه در آرایشی هماهنگ از نهادها، مفاهیم، تصاویر و نگاه‌ها شکل می‌گیرد؛ سازوکاری که افراد درون آن قرار می‌گیرند، بدون آن‌که الزاماً متوجه حضورش باشند.شهر برفراز تپه(آرمان شهر)-&quot; Mont St Michel, Normandy&quot; اثر جیمز وببرلین ۱۳۷۹؛ نشانه ای از یک اتفاق۱۹ فروردین ۱۳۷۹، چند ماه پس از انتخابات مجلس ششم، نشستی سه‌روزه در برلین برگزار شد؛ نشستی که بعدها به نام «کنفرانس برلین» شناخته شد و به دعوت بنیاد هاینریش بل، نهاد فرهنگی وابسته به حزب سبز آلمان، شکل گرفت.در ظاهر، موضوع نشست گفت‌وگو درباره‌ی اصلاحات سیاسی در ایران بود.اما پرسش مهم‌تر این بود:حزب سبز آلمان چه نسبتی با اصلاحات در ایران دارد؟و اساساً «سیاست سبز» تا چه اندازه فراتر از دغدغه‌ی محیط زیست است؟پوستر کنفرانس برلینپس از جنگ جهانی دوم؛ تولد زبانی تازه برای قدرتجنگ جهانی دوم نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر بود.اروپا از یک‌سو با ویرانی گسترده‌ی انسانی، صنعتی و زیست‌محیطی روبه‌رو بود و از سوی دیگر، فرصتی بی‌سابقه برای بازسازی نظم اقتصادی و سیاسی جهان پیش‌رو داشت.در همین بستر، مفاهیمی چون «حفاظت از محیط زیست» و «توسعه‌ی پایدار» آرام‌آرام وارد گفتار سیاست‌مداران اروپایی شد. مفاهیمی که در آغاز رنگ‌وبوی اخلاقی داشتند، اما به‌تدریج جنبه ابزاری و سیاست‌گذاری جهانی آنها مشخص شدند.باشگاه رم؛ علم، هشدار، یا مدیریت جهان؟در دهه‌ی ۶۰ میلادی، هم‌زمان با رشد جمعیت و صنعت در جهان، گروهی از دانشمندان، سیاست‌مداران و مدیران صنعتی در شهر رم گرد هم آمدند. حاصل این گردهمایی، نهادی شد که بعدها تأثیر عمیقی بر گفتمان جهانی گذاشت: باشگاه رم.این نهاد در سال ۱۹۶۸ به ابتکار آورلیو پچی و الکساندر کینگ شکل گرفت و هدفش بررسی «چالش‌های جهانی» بود؛ مسائلی فراتر از مرزهای ملی، مثل فقر، آلودگی، انرژی و رشد جمعیت.نقطه‌ی عطف کار آن‌ها، انتشار گزارش مشهور «محدودیت‌های رشد» در سال ۱۹۷۲ بود؛ گزارشی که با استفاده از مدل‌سازی رایانه‌ای در MIT نشان می‌داد ادامه‌ی روند رشد مصرف و جمعیت می‌تواند به فروپاشی نظام‌های اقتصادی و زیست‌محیطی منجر شود.این هشدار، گفتمان توسعه را برای همیشه تغییر داد.سیاست سبز؛ اخلاق یا بازتوزیع قدرت؟اما منتقدان پرسشی جدی مطرح کردند:آیا این هشدارها صرفاً علمی و بی‌طرفانه بودند؟از نگاه آن‌ها، تأکید بر محدودسازی رشد و مصرف، می‌توانست در عمل به تثبیت برتری کشورهای صنعتی و کند شدن مسیر توسعه در جهان جنوب بینجامد.به این ترتیب، مفاهیمی مانند «توسعه‌ی پایدار»، «عدالت بین‌نسلی» و «مدیریت منابع» به زبانی نرم‌تر و اخلاقی‌تر برای اعمال قدرت بدل شدند؛ زبانی که جایگزین استعمار کلاسیک شد.در همین فضا، احزاب سبز در اروپا شکل گرفتند؛ ابتدا در آلمان، سپس در دیگر کشورهای اروپایی. جنبش‌هایی که شعارشان صلح با طبیعت بود، اما در عمل، بخشی از سازوکار سیاست‌گذاری رسمی شدند.درختواره چالش احزاب سبز در اروپااز اروپا تا ایران؛ تلاقی گفتمان‌هابا گذر زمان، این گفتمان زیست‌محیطی جهانی به سیاست داخلی کشورها نیز راه یافت.در ایران، ماجرای کنفرانس برلین نمونه‌ای از همین تلاقی بود؛ جایی که گفت‌وگو درباره‌ی اصلاحات سیاسی، در چارچوب فکری نهادهای اروپایی شکل گرفت.در سال‌های بعد، پیمان‌هایی مانند توافق پاریس نیز همین چالش را در سطحی جهانی‌تر تکرار کردند:پیمان‌هایی که در ظاهر برای نجات زمین طراحی شدند، اما برای کشورهایی با اقتصاد وابسته به انرژی، می‌توانستند محدودکننده‌ی توسعه باشند.میزان احتمالی رسیدن کشورهای عضو پیمان اقلیمی پاریس به اهداف تعیین شده در این پیمان نامه بر اساس داده های منتشر شده خود کشورهاکشورهایی که بیشترین سهم صنعتی را دارند همچنان در حال تولید گازهای گلخانه ای و موثرترین آنها در افزایش دمای زیست کره هستند علیرغم آنکه توافق پاریس را امضا کرده اند.دخالت نرم در امور داخلی کشورها؛ وقتی «نگرانی سبز» سیاسی می‌شوداین مداخله نه از مسیر ارتش یا تحریم، بلکه از راه نهادهای فرهنگی، بنیادها، کنفرانس‌ها و شبکه‌های فکری انجام می‌شود.کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ نمونه‌ای روشن از این سازوکار بود؛ نشستی که با حمایت نهادهای وابسته به جریان سبز اروپا برگزار شد و گفت‌وگو درباره‌ی اصلاحات سیاسی در ایران را در چارچوبی از پیش‌تعریف‌شده صورت‌بندی کرد. در چنین مدل‌هایی، «گفت‌وگو» جای «دخالت» را می‌گیرد، اما نتیجه یکی است: تعریف مسائل داخلی ایران با زبان و معیارهای بیرونی.این الگو در سال‌های بعد نیز تکرار شد؛ از فشارهای گفتمانی در حوزه‌ی حقوق بشر و محیط زیست گرفته تا پیوند زدن تعهدات اقلیمی با سیاست خارجی. در این چارچوب، سیاست سبز به ابزاری برای مهندسی نرم فضای سیاسی و فکری کشورها بدل می‌شود؛ ابزاری که بدون هزینه‌ی مستقیم، اثرات بلندمدت می‌گذارد.آنالنا بربوک- وزیر امور خارجه سابق آلمان- رهبر حزب سبز آلمانچهره‌ی خشن سیاست سبز؛ از وندالیسم تا تهدید جامعه مدنیبخشی از جنبش‌های سبز اروپایی به اقداماتی روی آورده‌اند که بیش از آن‌که یادآور کنش مدنی باشند، به وندالیسم سازمان‌یافته شباهت دارند.نمونه‌های متعددی از حمله به آثار فرهنگی و فضاهای عمومی ثبت شده است:حمله به آثار هنری در موزه‌ها، از جمله پاشیدن مواد غذایی روی تابلوهای نقاشی کلاسیک در موزه‌های اروپا؛تخریب نمادهای تاریخی به بهانه‌ی اعتراض اقلیمی؛مسدود کردن خیابان‌ها، اختلال در زندگی روزمره‌ی مردم و حتی در مواردی درگیری فیزیکی با شهروندان عادی.گروه‌هایی مانند Just Stop Oil یا Extinction Rebellion، که پیوندهای فکری نزدیکی با گفتمان سبز دارند، بارها به خاطر حمله به اموال عمومی و آثار فرهنگی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.در موارد مختلف حمله به آثار در موزه‌ها، موجی از اعتراض هنرمندان، تاریخ‌نگاران ثبت شده است.چگونه جنبشی که مدعی دفاع از «آینده‌ی بشر» است، به تخریب میراث فرهنگی و تهدید امنیت اجتماعی روی می‌آورد؟از اخلاق زیست‌محیطی تا توجیه خشونتنکته‌ی نگران‌کننده اینجاست که در برخی شاخه‌های افراطی سیاست سبز، هدف، وسیله را توجیه می‌کند.در این منطق، اگر «زمین در خطر است»، پس هر نوع اختلال، تخریب یا فشار اجتماعی قابل توجیه می‌شود. این همان نقطه‌ای است که سیاست سبز از یک جنبش اخلاقی، به ایدئولوژی رادیکالِ مداخله‌گر تبدیل می‌شود.وقتی همین منطق به سیاست بین‌الملل منتقل می‌شود، نتیجه‌اش فشار بر کشورهایی مانند ایران است؛ فشاری که نه با توجه به واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی، بلکه بر اساس نسخه‌های آماده و استانداردهای تحمیلی اعمال می‌شود.نتیجه؛ قدرت در لباس خیر عمومیامروز، پس از هفت دهه از پایان جنگ جهانی دوم، میراث سیاست سبز همچنان محل بحث است.از یک‌سو، به پوششی برای حفظ توازن قدرت جهانی بدل شده است و از سویی دیگر محل تبادلات مالی گسترده در پوشش NGO ها و نهاد های ظاهرا غیر انتفاعی یدل شده است.جریانی که اولین بار توسط باشگاه رم پا به عرصه ظهور گذاشت آینه‌ای از تضادهای جهان اروپایی بود؛میان علم، سیاست، اخلاق، منافع و سلطه گری.شاید بزرگ‌ترین دستاورد آن‌ها رسیدن به این پرسش بود که هنوز بی‌پاسخ مانده است:چطور می‌توان زیاده خواهی قدرت را مهار کرد، وقتی موذیانه در لباس خیر عمومی ظاهر می‌شود؟</description>
                <category>Mohirosi</category>
                <author>Mohirosi</author>
                <pubDate>Wed, 25 Feb 2026 13:54:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازسازی پس از جنگ جهانی دوم؛ نجات ملت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohirosi/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7-beuij6ieyxkq</link>
                <description>پس از پایان جنگ جهانی دوم، جهان در آوار ویرانی‌های عظیم فرو رفته بود. در نگاه اول، برنامه‌های بازسازی صنعتی و اقتصادی راهی برای نجات ملت‌های آسیب‌دیده به نظر می‌رسید.تاریخ پس از جنگ جهانی دوم، به ویژه دهه‌های ۵۰ تا ۷۰ میلادی، دوره‌ای کلیدی برای شکل‌دهی سازمان‌های بین‌المللی و استانداردهای جهانی است؛ از بازسازی صنعتی گرفته تا شکل‌گیری نهادهای پژوهشی و فرهنگی که مسیر جهان امروز را رقم زدند.کشورهایی که بیشترین ظرفیت تولیدات صنعتی جهان را در اختیار داشتند، پس از جنگ از این برتری برای منافع خود بهره بردند. تولید فولاد، ماشین‌آلات و انرژی – به ویژه ذغال سنگ – نیاز به منابعی عظیم داشت. با کاهش کنترل تولیدکنندگان اصلی( و غالبا استعمارگر) بر سرزمین های تازه استقلال یافته، بحران منابع باید به گونه ای دیگر مدیریت میشد.کشورهای قدرتمند که فقط حدود ۲۰ درصد جمعیت جهان را داشتند، با انتقال و مصرف بی رویه منابع موجود در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی، توانستند نابرابری‌هایی مانند انحصار 90% تولید فولاد جهانی را ایجاد کنند. مسیری که کشورهای در حال توسعه را وابسته نگه میداشت.نهادهایی مانند &quot;کمیسیون استیل و ذغال‌سنگ اروپا(ECSC)&quot;، &quot;کمیسیون انرژی اتمی(EAEC یا EURATOM)&quot; و &quot;کمیسیون اقتصادی اروپا(EEC)&quot;، در ظاهر ابزار همکاری بین کشورها بودند، اما در واقع برای حفظ انحصار فناوری و سرمایه اروپایی طراحی شده بودند.مسیر تشکیل اتحادیه اروپا و گسترش همکاری های قارههمین روند با ورود شرکت‌های سرمایه‌گذاری و مشاوره‌ای در قالب هلدینگ های بزرگ صنعتی و کشاورزی به کشورهای تازه استقلال‌یافته ادامه یافت. انتقال فناوری و سرمایه تحت پوشش کمک به توسعه، اگر چه بنظر پیشنهادهای سخاوتمندانه ای بودند اما وابستگی ساختاری ایجاد کرد و اروپایی‌ها را قادر ساخت تا سیاست‌ها و اقتصاد این کشورها را به نفع خود شکل دهند. منابع جهان سوم این بار با میل و رغبت در اختیار آنها قرار میگرفت و شرکت های خارجی کنترل بهره برداری از آنها را در اختیار داشتند، غالبا بدون اینکه نیروی متخصص بومی را در رده های تخصصی به کار بگیرند.کنترل اروپایی‌ها تنها اقتصادی نبودبرای تثبیت فکری این شکل از استعمار در قالب یک جریان جهانی، در دهه ۶۰ میلادی، «باشگاه رم» تاسیس شد.این گروه مشورتی و پژوهشی با شعار «چشم‌انداز جهانی» و «نگاه بلندمدت»، در عمل بستری بودند برای انتشار مدل‌های توسعه‌ای اروپایی و محدودکننده برای کشورهای نوپا، بدون آنکه حس تحمیل ایجاد شود.نفر اول سمت راست Aurelio Pecci (غول صنعتی ایتالیا) اولین رئیس باشگاه رمکتابهایی مانند «محدودیت‌های رشد(The Limits to Growth)» هشدار می دادند که منابع محدود و مصرف بی رویه از آنها برای رشد کشورها باعث تاثیرات نامطلوب زیست محیطی و بروز بحران های انسانی در ابعاد کره زمین می شود!!!مطالعاتی جهت دار برای القا کردن این تفکر:نیاز به همکاری های بین قاره ای برای در دسترس قرار دادن منابع به شکلی است که همه بشریت بتوانند از آن سود ببرند؛ اما با تاکید بر &quot;بهره‌وری&quot; و &quot;توزیع عادلانه منابع&quot;بهانه‌ای که، بعد از پایان دوران استعمار، راه دیگری برای کنترل منابع و رشد سریع مستعمرات سابق بود.رسانه‌های بین‌المللی، بحران‌ها و اعتراضات محیط‌زیستی را به نحوی نمایش می‌دادند که کشورهای در حال توسعه به عنوان قربانیان خطاهای توسعه ناهمگون دیده شوند. جنبش‌های زیست‌محیطی و احزاب سبز، که ظاهرشان حفظ محیط‌زیست بود، در عمل ابزارهایی برای تحمیل الگوهای مصرفی و توسعه‌ای اروپایی شدند.در نتیجه برنامه جدید، اروپا نه فقط به سرعت از دست رفتن منافع خود در کشورهای استقلال یافته را جبران کرد، بلکه چارچوبی فراهم آورد تا سلطه اقتصادی، صنعتی و فکری خود را گسترش دهد.بررسی دقیق این جریان‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از تلاش‌های جهانی برای توسعه پایدار و عدالت اقتصادی، اغلب در چارچوب ساختارهایی شکل گرفته‌اند که از پیش طراحی و برنامه‌ریزی شده بودند.مطالعه دقیق این دوره می‌تواند به درک چرایی و چگونگی ایجاد نابرابری‌ها و طراحی مدل‌هایی برای عدالت و استقلال واقعی کشورهای در حال توسعه کمک کند.</description>
                <category>Mohirosi</category>
                <author>Mohirosi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Feb 2026 12:59:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohirosi/%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-zb3zkcfki5mk</link>
                <description>با اسم و مشخصات واقعی در شبکه داخلی اینترنت میگم:مثل آب و برق و گاز و هر حق طبیعی دیگه ای که تصور میکنید، اینترنت هم حق طبیعی ماست.مسئول نفهم، بفهم.ضعف نهاد امنیتی که ۱۰۰ هزار تروریست و چند صد هزار اسلحه از مرزهای کشور وارد شدن رو ۹۰ میلیون ایرانی نباید جبران کنند.مسئول نفهم، بفهم.وقتی کانالهای ماهواره ای وصل هست و فراخوانها داره منتشر میشه، قطع اینترنت حتی علاج کوتاه مدت هم نیست.مسئول نفهم، بفهم.وقتی اونی که بخواد کاری بکنه با اینترنت ماهواره ای انجام میده، قطع اینترنت فقط به کسب و کار و دانشجو و پژوهشگر آسیب میزنه.مسئول نفهم، بفهم.و آخر از همه اینترنت حتی برای اونی که میخواد از صبح تا شب بازی کنه و وقتش رو تلف بکنه هم حق طبیعیه. استفاده از آب و گاز و برق مگه طبقاتیه که اینترنت بخواد طبقاتی باشه.مسئول نفهم، بفهم.تصمیم گیران عصر حجری که فقط نگاه امنیتی دارن یکی یکی دارن میمیرن. این مدل تصمیم گیری هم یا با مرگ این مدل آدمهای خشک مغز از بین میره یا بدنه جوان طرفدار نظام که اینترنت روزمره مهم زندگیشه هم خسته میشه و اعتراض میکنه و مجبور میشن یه مرحله دیگه کوتاه بیان و خودخوری کنن.پس #مسئول_نفهم_بفهم#اینترنتhttps://www.karzar.net/282737</description>
                <category>Mohirosi</category>
                <author>Mohirosi</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 09:28:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>