<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 12mohsenahmadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mohsenahmadi1</link>
        <description>دوست دار فلسفه ریاضی روانشناسی ادبیات طبیعت عرفان فیزیک پول</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 11:10:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/71104/avatar/QSX04T.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>12mohsenahmadi</title>
            <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیرگیر</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1-nsu5aiyrmaqg</link>
                <description>به نام خدااسم بابا دیرگیر باهمت بود. یعنی اسمش دیگیر بود فامیلیش هم با همت .درست است دیگیر بود ولی به واسطه همت و تلاشش بلاخره مطلب را میگرفت و همین حالا هم خیلی جلوتر از زودگیرهای بی همت بودجناب دیرگیر مدتها بود که تعریف یک مغازه را میشنید.مغازه معروفی بود.از بیرون جذاب به نظر میرسید.محبوب دل ادم حسابی ها بودچند باری هم دیرگیر رفته بود آنجا ولی برایش جذابیتی نداشت خیلی سعی میکرد .تمرکز میکردولی مشخصا برایش کسل کننده بودنمیدانست این مغازه چرا انقدر معروف شده است ولی دست از سماجت بر نمیداشت میدانست که چیزی هست که نمیداند و مصمم بود ان چیز را کشف کندیک بار یکی از دوستانش که مشتری پر و پا قرض ان مغازه بود به او گفت که صبور باشد و با برچسب کسل کننده بودن مغازه را رها نکند.یکی از عصرهای زیبای پاییزی که نه هوا سرد است و نه گرم و همه چیز در ارامشی جادویی فرو رفته است اقای دیرگیر از جلوی مغازه رد میشد.هوس کرد بازهم بختش را بیازماید و ببنید این اهوی رمنده ، این مغازه کسل کننده به او پا خواهد داد یا نهوارد مغازه شدهمه چیز مثل قبل همان فروشنده عبوص همان جنس ها همان فضاهمیشه برای فروشنده مزه میریخت و خوش را لوس میکرد ولی فروشنده با کسالت و غروری شاه وار جوابش را میداد.در طول مغازه قدم میزد و تمام تلاشش را میکرد تا نادیدنی مغازه را کشف کند که ناگهان توجهش به یکی از اجناس جلب شدنمیدانست قبلا هم ان را دیده بود یا نه ولی به نظرش خاص رسیدبا کل ان طبقه متفاوت بود رنگ و بوی جالب و خاصی داشت  به سمتش رفت شروع کرد به وارسی کردن مثل بچه هاهمچنان که غرق در جزئیاتش بود یکی از کارکنان مغاره با ملایمت و صمیمیتی دور از انتظار دعوتش کرد به طبقه زیر زمین .-بفرمایید پایین .اگر از این کار خوشتان امده طبقه پایین تنوع بیشتری دارد.دیرگیر جا خورد .مگر اینجا زیر زمین دارد ؟دیرگیر پا در پله کان گذاشتعجب.زیر زمین فضایی کاملا متفاوت داشت مجذوب کننده و با فروشنده ای ملایم و صمیمی.فروشنده طبقه زیر رفتاری کاملا خواهرانه داشتانگار سالها دیرگیر را میشناخت.به فروشنده گفت نمیدانستم اینجا زیرزمین هم دارد و زیرزمینی به این جذابیتفروشنده گفت خیلی از مشتری ها نمیدانند و تعداد زیادی هرگز نخواهند فهمیداینجا VIP  استفروشنده خنده ای سر داد و معلوم نشد جدی میگوید یا شوخی میکند ولی به واقع زیرزمین خاص بود.ظاهرا جناب دیرگیر بالاخره مطلب را گرفته بود ولی نمیدانست این مغازه زیر این طبقه باز هم یک طبقه دیگر دارد و زیر ان طبقه هم باز هم طبقه دارد و زیر ان طبقه هم باز هم طبقه دارد.و هر طبقه از طبقه دیگر با شکوهتر و جذابتر</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Thu, 28 Dec 2023 00:30:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگروهبان ارتشی در نیویورک</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9-jq4ss0njxdhi</link>
                <description>ب خودش میاد و خودش رو در لباس سربازی میبینههمین سربازهایی ک تو خیابون میبینیملباس استتار کویر ارتشیبا نشان سه تا هشت روی بازو ک یعنی گروهبانهبا یک پرچم سبز و سفید و قرمز  ج ا ا بالای هشت هاخودش هم نمیدونه چطور کارش کشید ب اینجادر سواحل نیویورک همراه یک دسته حرکت میکردبله نیویورکفکرش رو هم نمیکرد روزی نیویورک رو این طوری ملاقات کنه در دور دست مجسمه ازادی جنگ زده رو میشه دید ک اثار جنگ روش مشهوده سرباز ارتشی ایرانی در سواحل نیویورک ژ۳ ب دستاسلحه ای سرد و بی روحدر جلوی دسته ۵ نفره یه سروان سه ستاره حرکت میکنهساکت و خستهیک گروهبان دیگه همراهشونه و دو تا سرباز ک هر کدوم نشان سه تا آجر روی بازوشون دارنب نظر میرسه باقی مانده یک گروهان تار و مار شده باشنبدون اینکه حرفی بزنن از خط ساحل فاصله میگیرن و وارد منطقه مسکونی میشنسنگینی نگاه ادما رو از پشت پنجره ها حس میکنناز طبقه ششم یک ساختمون یه پیره مرد شجاعت پیدا میکنه و شروع میکنه ب صورت نامفهوم فحش دادناز زمان حمله زبانش خیلی بهتر شده ولی چ فایدهسروان با سه تا تیر هوایی صدا رو خفه میکنهاز این حرکت میشه شرایط جنگ رو حدس زد..ایده متن خیلی مضحکه ولی ترکیب ایده مضحک با قلم جدی یک متن قافلگیر کننده رو ایجاد کرده.این متن هیچ جهت گیری سیاسی نداره صرفا یک متن ادبیه.</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sat, 09 Apr 2022 21:50:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک تجربه درونی</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-hpbcerh05ynr</link>
                <description>وقتی کنار یک بلندی می ایستم .میترسم که نکند خودم را پرت کنم پایین و از این فکر میترسم.الان به این فکر میکنم کدام بخش من ممکن است مرا ترغیب کند که بپرم پایین و کدام بخش من از این اتفاق میترسد.وقتی به این سوال فکر میکنم یک نفر در درونم با صدای بلند میخندد .خنده اش را دوست دارم.</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sun, 20 Sep 2020 23:45:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسانی که قصد مهاجرت دارند بخوانند</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-s6nflcspdci1</link>
                <description>من مهاجرت نمی کنم برخلاف دوستان و اطرافیان و عمده فارغ تحصیلان من خیال رفتن ندارم شاید دلیل این تصمیم من ترس باشد شاید تنبلی باشد. ترس از غربت و شکست و تنبلی از تلاش برای هزار یک مکافاتی که مهاجرت نیاز دارد.  ولی شاید هم چیزی میدانم که اگر همه کسانی که به مهاجرت فکر میکنند میدانستند آنها هم از رفتن پشیمان میشدند حس میکنم وظیفه دارم دلیل نرفتنم را با دیگران به اشتراک بگذارم :من نمیروم چون اینجا را دوست دارم چون خانواده ام را دوست دارم چون حال هوای اسفند ماه با شور شوق نوروزی رو دوست دارم چون چهره های ایرانی را دوست دارم چون حاضرم برای بهتر شدن اوضاع ایران جانم را هم فدا کنم جنگیدن و کشته شدن در راه وطن را با ارزش و جالب میدانم به کجا میخواهم برم؟ برم که چه داشته باشم ؟ پول ؟ استقلال مالی ؟کار ؟ کیرم تو پول و استقلال مالی .علم ؟ به نظرم در هر جای جهان انقدر شرایط مهیا هست که شما از علم آموزی متوقف نشی. اسایش و ارامش ؟بعید میدانم برای من مهاجرت ارامشی بیشتر از قدم زدن در تپه های اطراف قزوین فراهم کند .دیگر چه میماند ؟ برای منکه ارامشم را در طبیعت روستایم پیدا کرده ام ،علم اموزی و توسعه فردی را منوط به مهاجرت نمیدانم، پول اولویت چندمم است و مرگ در راه وطن رو جالب میدونم مهاجرت چه چیزی دارد ؟؟</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sun, 30 Aug 2020 22:05:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبدا جهان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D9%85%D8%A8%D8%AF%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rvca4sumpecg</link>
                <description>انچه که سبب حرکت در جهان میشه میل و کشش و خواستنه یک جورایی جوهر جهان همین میل و کشش هستش و اگر این کششش نبود قطعا جهانی هم نبود.حالا این کشش سلسله مراتبی داره .کشش اهن به اهن ربا و جاذبه زمین دو نمونه از کشش در اجسام هستن .انواع غرایض در حیوانات اون هم یک جور کششه و نهایتا کشش انسان به کمک کردن به دیگران و یا کشش انسان به هنر این هم یک جور کششه .آیا ما میتونیم فرض کنیم که این سه نوع کششی که الان گفتیم یعنی کشش در اجسام کشش در حیوانات و کشش در انسان  دارای مبدا یکسان هستند ؟اگر دارای مبدا یکسان باشن پس دلیل وجودشون هم یکسانه. کشش اهن به اهن ربا ناشی از چیدمان و ارایش الکترونی اوربیتالهاش هستش یک جورایی یک تصادف در طبیعته پس ایا گرایش انسان به موسیقی هم یک تصادف در طبیعتعه ؟؟؟ هستی استوار بر کشش هستش، کشش یک تصادف در طبیعت هستش، پس هستی یک تصادف هستش؟ </description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 14:00:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگو برداری از طبیعت چقدر درست است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-igjl8ugclhem</link>
                <description>عاشق الگوهای تکراری طبیعت هستم به صورت کلی شنیده ایم که طبیعت بهترین سرچشمه الگو برداری و الهام است .طبیعت بهترین راهها و ساده ترین ها را انتخاب میکند و باید از طبیعت الگو بگیریم.ولی به نظر میرسد الگو برداری از طبیعت تا یک حدی بهینه است و یک نقطه ای وجود دارد که پس از آن ذهن بشر توانایی ارائه راهکارهای بهینه تری دارد.در واقع بشر در مورد یک مسئله میتواند خود را با طبیعت مقایسه کند آیا در آن مسئله، عملکردی و سیستمی شبیه طبیعت دارد ؟ایا از طبیعت عقب تر است ؟آیا از طبیعت جلو تر است؟ اگر از طبیعت عقبتر باشد طبیعت میتواند به عنوان سرچشمه الهام به او کمک کند تا عملکرد خود را بهبود بخشد ولی اگر در سطحی است که مانند طبیعت عمل میکند یعنی دیگر طبیعت نمیتواند سرچشمه الهام باشد .اینجا یک فرض اساسی وجود دارد و آن این است که طبیعت بهترین نیست و میتوان عملکردی بهتر از طبیعت داشت.به طور مثال در طبیعت شیر نر توله های قبلی ماده شیر را میکشد تا بتواند با شیر ماده جفت گیری کند آیا درست است ما در این مورد از طبیعت الگو برداری کنیم ؟ به نظر میرسد در این مورد خاص انسان ها عملکردی بهتری از طبیعت دارند.این مثالی بود از حالتی که انسانها از طبیعت جلوتر هستند ولی در مورد الگوی بهره برداری از طبیعت و مصرف غذا قطعا از شیرها عقب هستیم .مثل اینکه سالانه تعداد زیادی انسان به دلیل دریافت کالری بیش از حد نیاز دچار بیماری و مرگ میشوندیک مورد مهمی که ذهن من را مشغول کرده است نظام کلان پولی و الگوی توزیع ثروت است. ثروت در جوامع بشری عموما به شکل طبیعت توزیع میشود : هرچه قدر قدرتمند تر باشید ثروتمند ترید .ثروت و پول چیزی است که تا وقتی ارزشمند است که کم باشد و اگر زیاد شود ارزش خودش را از دست میدهد .فرض کنید به تمامی ایرانیان ده میلیون تومان پول بدهند به دلیل افزایش نقدینگی و ایجاد تورم عملا انگار پولی پرداخت نکرده اند پول زمانی ارزش دارد که محدود باشد.حذف محدودیت معادل حذف ارزش است.این نظام و این منطق شبیه منطق تنازع بقا در جنگل است شبیه کشتن توله شیر ها توسط شیر نر برای جفت گیری است وحشاینه است .اگر شبیه طبیعت است پس امکان بهبود دارد یعنی یک نظریه توزیع ثروت وجود دارد که در ان ثروت به گونه متفاوتی توزیع میشود .شاید در آن نظام پولی دیگر میلیادر خودساخته نداشته باشیم من نمیدانم این نظریه جدید چیست ولی در انتظار تولد است.شاید این نظریه جدید مارکسیسم اصلاح شده باشد و یا شاید کاپیتالیسم اصلاح شده .</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2020 17:14:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عالم هستی چگونه حرکت میکند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-ir1akfffkqod</link>
                <description>عالم هستی هر لحظه در حال یک حرکت رفت برگشتی از تعادل به  عدم تعادل است .آونگی را در نظر بگیرید که در نقطه اوج خود است جاذبه زمین آونگ را به سمت نقطه تعادل میکشاند آونگ به سمت تعادل حرکت میکند لحظه ای در نقطه تعادل قرار میگیرد در این نقطه نیروی جاذبه صفر میشود ولی نیروی اینرسی آونگ را به سمت بالا حول میدهد و آونگ به سمت نقطه اوج حرکت میکند در نقطه اوج نیروی اینرسی صفر میشود ولی دوباره نیروی جاذبه وارد عمل شده و گوی را به سمت نقطه تعادل میکشاند و این چرخه ادامه دارد .این سناریو برای حالتی است که اصطکاک صفر باشد ولی در زمان حضور اصطکاک دامنه حرکت گوی اندک اندک کاهش می یابد تا آونگ کاملا متوقف میشود.در این حالت توقف اونگ یک تعادل موقتی خواهد بود تا زمانی که یک نیرو مجددا آن را به حرکت در آورد.این یک مثال از عملکرد کل عالم هستی کل عالم هستی از روابط اجتماعی گرفته تا چرخه های اقتصادی جنگی از تعادل و عدم تعادل هستند .تعادل عدم تعادل تعادل عدم تعادل تعادل عدم تعادل از ازل تا ابد .</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 23:49:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غم چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%BA%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ta0jsw7lqa1a</link>
                <description>در نوشته قبل گفتیم که خدا مجموعه ای از قوانین حاک بر جهان هستی است. بر اساس این تعریف سهراب میگوید : و  خدایی است که در این نزدیکی است ، لای این شبو ها است پای آن کاج بلند .با این تعریف آیه &quot;اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ&quot; را بهتر میتوان درک کرد.برای مطالعه نوشته قبل اینجا کلیک کنید.حالا که خدا مجموعه از قوانین حاکم بر طبیعت است هر گونه مخالفت با قوانین طبیعت میشود غم.غمگین کسی است که ادعا میکند قوانین طبیعت را قبول ندارد.از قوانین فیزیک تا قوانین متافیزیک و افراد در مراتب مختلفی از غم هستند .زمانی که کلیسای مسیحی با قوانین اثبات شده فیزیکی مخالفت میکرد در حال کافری بود و هر شخصی که در راستای کشف و اثبات قوانین عالم هستی حرکت میکند یک قدیس و یک پیامبر است و مهندسان پیامبران بر حقی هستند که کمک میکنند ما غممان کم بشود .زمانی که شما در ساخت یک سازه، ایین نامه 2800 زلزله را نادیده میگیرید یعنی قوانین عالم هستی را نادیده میگیرید، یعنی خدا را نادیده میگیرید و دیر یا زود مجبور خواهید بود هزینه این کفر را بپردازید.مثال عینی آن میشود کوهی از غم و اندوه که در بم و منجیل تلنبار شده است.نتیجه دروغ کاهش اعتماد است و کاهش اعتماد سبب افزایش هزینه در وجوه مختلف خواهد بود.چاپ پول یک دروغ عملیاتی در اقتصاد محسوب میشود یعنی وقتی دولتی پول چاپ میکند به نوعی به شهروندان خود در مورد ارزش پولشان دروغ میگوید نتیجه این دروغگویی کاهش اعتماد و به دنبال ان افزایش هزینه و به دنبال آن ایجاد درد و رنج و فقر و اندوه است و این نتیجه حضور دولتمردان کافر است دولتمردانی که به اقتصادانان (بخوانیم پیامبران) بی اعتنا هستند.مثل های زیادی میتوان در این حوزه زد به عنوان یک اصل کلی هر کجا که درد و رنجی هست باید ردپای خیانت به قوانین هستی را جستو و جو کرد .پس اینطور میشود جمعبندی کرد خداوند یعنی قوانین حاکم بر عالم هستی .بی تفاوتی به قوانین یعنی  غم  و برعکس تعهد به قوانین یعنی شادی .</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 15:55:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدا چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ybepnfraqeks</link>
                <description>تصور میکل‌آنژ از مشخصات ظاهری خدابرای انسان امروزی یک کم مشکل است که قبول کند یک موجود بزرگ و قوی با ریش سفید در لابلای ابرها نشسته و از انجا دارد جهان را اداره میکند و ایشان خدای عالم است. این تصویری است که اگاهانه و یا ناخوداگاه، از خدا در ذهن من و خیلی های دیگر ساخته شده است .خدا چیست ؟عالم هستی از مجموعه ای از قوانین و الگوها تشکیل شده است این قوانین بر کوچکترین امور تا بزرگترین امور حاکم است و هیچ موجود و وجودی توانایی فرار از این قوانین را ندارد .به تعریفی دیگر اصلا جهان یعنی الگو ها، جهان یعنی قوانین و خداوند یعنی قوانین حاکم بر جهان هستی .با این تعریف دیگر خدا وجودی در لابلای ابرها نیست بلکه هر لحظه با شما است هر لحظه بر شما حاکم است .دیگر خدا از شما جدا نیست بلکه خدا معادل خود شما است .با این تعریف عدالت خدا خیلی بهتر قابل درک است .گناه پاسخ طبیعی و مستقیم اعمال نادرست است .اصلا درست و نادرست را ساده تر میتوان تعریف کرد .مثل این است که شما در فضای سیالی از قوانین غوطه ور هستید ،پس در هر لحظه از زندگی در حال نگاه به این قوانین و ادراک این قوانین هستید پس هر لحظه در حال درک خدا و هر لحظه در حال تعامل با خدایید.اینجا است که شعر باباطاهر معنا پیدا میکند :به صحرا بنگرم صحرا ته وینمبه دریا بنگرم دریا ته وینمبهر جا بنگرم کوه و در و دشتنشان روی زیبای ته وینماصلا چیزی جز خدا را نمیتوان ادراک کرد .اینجا است که این ایه معنا پیدا میکند: &quot;وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ&quot;اینجا است که حلاج را بهتر درک میکنیم وقتی که گفت انا الحق.</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 04:47:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سرزمین فَشَلها چگونه باید زندگی کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%8E%D8%B4%D9%8E%D9%84%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-yhec2cdqcx1v</link>
                <description>فَشَلها (فَشَل:یک جور درهم بر همی و نامنظمی)کسانی هستند که به دلایل مختلفی میانه خوشی با سیستم و ساختار ندارند.  این دعوای میان فَشَلها و ساختار میتواند دلایل بسیار زیادی داشته باشد و شاید کل علم مدیریت را بتوان فَشَلوژی نامید .یک اجتماع میتواند به دلایل مختلفی دچار فَشَلی شود دلایلی مانند عدم توسعه فلسفی ،نبود یک ایدولوژی برای وحدت بخشیدن به فعالیت ها، تنبلی ها ،ترس ها ،بیسوادی ،جهل ،عدم تخصص ،طمع ،خودبزرگ بینی خود ،کوچک بینی و ... .اصلا فَشَلیت را میتوان  ام الامراض دانست. فَشَلها عدالت را به سبک خودشان پیاده میکنند، فَشَلها معمولا عصبانی هستند، فَشَلها همیشه ناراضی اند ،فَشَلها منابع زیادی را مصرف میکنند ولی تولید کمی دارند ،فَشَلها دروغ میگویند ،فَشَلها حقه های زیادی را بلدند ،فَشَلها خیانتکارند. فطرت منطق و عقل حکم میکند فَشَل نباشیم ولی چطور میتوان در سرزمین فَشَلها زندگی کرد و فَشَل نبود و تلف نشد.با دو ابزار میتوان به جنگ فَشَلها رفت یک ارزش ها حمایت ها و هنجارهای جامعه که از شما به عنوان یک انسانی که از فطرت عقل و منطق خودش پیروی میکند حمایت میکند و دوم ابزار قانون و قدرت حاکمیت.  در سرزمین فَشَلها شما از هر دوی این ابزارها محروم هستید یعنی اگر شما ساختارمند و منظم باشید جامعه شما را نوازش نخواهد کرد، شما را تشویق نمیکند ،از شما حمایت نمیکند و نیز اگر با یک فَشَل به مشکل بخورید قانونی به جهت حمایت از شما نیست و بدیهی است در جبهه مقابل ،فَشَل مقابل شما ،از این ابزارها بهره مند است یعنی جامعه او را با اطلاق عناوینی مانند زرنگ نوازش میکند و قدرت حاکمیت نیز در خدمت فَشَل (چون خود حاکمیت هم فشل است)است.یک سوال بسیار حیاتی در سرزمین فَشَلها چگونه باید زندگی کرد؟1-باید فَشَل بود؟2-باید با فَشَلها جنگید؟3-پیشنهاد شما؟</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 21:14:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وظیفه ما در زندگی چیه ؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-vuyofzfcyijt</link>
                <description> فشارها ،اموزه های غلط، تنبلی ها و ترسها هر روز تو ر وادار میکنن که از مسیر هماهنگی و هارمونی خارج شوی باعث میشند دروغ بگی، کار نکنی ،خیانت کنی ، شاد نباشی و دلت بلرزه ولی تو نباید به انها اجازه بدی عنان کار رو در اختیار بگیراند در این صورت زندگی تو میشه یک زندیگ تباه شده عنان کار باید دست خودت باشه .وظایفت رو بهت گوش زد میکنم: تو وظیفه داری امروز خدمت کنی کار کنی وضعیت رو بهبود بدی چیز یاد بگیری شاد خندان مثل بهار مثل گنجشک پرواز کن و به دنیا رنگ ببخش به دنیا شادی ببخش</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 12:15:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زشتی هایی که در عین زیبایی اند ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%B2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%DB%8C%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-qcn7zvfztxkx</link>
                <description>چه نشستی  و غصه میخوری پاشو کار کن که دنیا صاحب داره حساب کتاب دارهزیبایی داره کلی چیز داره که اگه بفهمی از خوابیدن با صدتا دخترخوشگل لذت بخشتره پاشو خلق کن ببین چه لذتی داره خلق.پاشو چیز بفهم و ببین چه لذتی داره فهمیدن پاشو حرکت کن و ببین چقدر نیاز داشتی به اینکه حرکت کنی پاشو تا ببینی چقدر نیاز داشتی که پاشی و ببینی این حجم از زیبایی رو این حجم از هارمونی رو .چقددددر قشنگه که ادم ببینه مردم یک کشور به خاطر خطا در انتخاب حاکم دچار جنگ و قحطی میشن و فوج فوج میمیرن . این اتفاق به ظاهر زشت یعنی بابا دنیا هارمونیکه اگه گوه اضافی بخوری و از هارمونی خارج بشی بگا میری.خشک شدن دریاچه ارومیه به قشنگیه شکوفه دادن یک درخته گیلاسه البته نه برای کسایی که خشکش کردن برای کسایی که دارن میبینن و قوت قلب میگیرن که سیستمی هستچون میفهمنن بابا دنیا حساب کتاب داره البته برا اوناییکه خشکش کردن هم قشنگه اگه درس بگیرن اگه بفهمن.نفهمن که هیچی .حساب نفهما جداس.مخالفا لطفا نظر بدن تا در موردش گفت و گو کنیم </description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 20:36:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر باب هارمونی ....</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-oomnbes8mtcx</link>
                <description>نگاههای مختلفی به جهان وجود داره یعنی مکاتب و اندیشمندان بزرگی اومدن و به جهان از منظر خودشون نگاه کردند و برداشت خودشون رو برای ما به جا گذاشتند که همشون هم در واقع یک چیز میگنیکی از نگاه های جالب به عالم هستی ،نگاه هارمونیک به جهانه در این مکتب گفته میشه که جهان در ابعاد مختلف دارای یک هارمونی و هماهنگیه و یکی از قوانین این هارمونی اینه که هر کجا انسان از هارمونی ها عدول کنه در دلش غم و افسردگی احساس میکنه یعنی یک امپر در دل شما تعبیه شده که هر موقع شما از کوک خارج میشید و هماهنگی و هارمونیتون رو در ابعاد مختلف زندگی از دست میدید ،چراغ قرمزش روشن میشه و میگه هوووووی داری ناکوک میشیا و شما این هوووووی رو در غالب غم و افسردگی دریافت میکنید ،مثل سیستم درد: وقتی شما درد دارید یعنی یه جای کار میلنگه، برو سراغ درمان .پس جهان هارمونیکه ،هارمونی رو دوس داره و وقتی شما از هارمونی خارج بشید به شما آلارم میده. غم و افسردگی شما به معنای عدم هارمونیک بودن جهان نیست به معنای عدم هارمونیک بودن شما است.حالا وظیفه ما چیه ؟وظیفه ما اینکه از خواب که پامیشیم بریم سراغ هارمونی .آموزش و یادگیری هارمونی رو میگن علم و دانایی یعنی هرجا شما یک بخشی از هارمونی های جهان رو کشف کردید و یا یاد گرفتید در واقع عالم تر و داناتر شدید .عمل کردن و توسعه هارمونی میشه اخلاق یعنی شما هر کجا هارمونی ها رو پیاده کردید در کارتون ، در خانواده ،در جامعه و ... در واقع شما با اخلاق بوده اید و هر کجا خارج از هماهنگی و هارمونی رفتار کردید میشید بی اخلاق یا بد اخلاق و نمایش و عرضه ی هارمونی میشه هنر ، هر کجا که روح و قلب شما گفت این رنگ رو بذار کنار اون رنگ ، اون کلمه رو بذار کنار این کلمه ، این توده گل بی شکل رو اینجوری شکل بده و ... اگر جاگذاری داری هماهنگی و هارمونی باشه شما درواقع هنر عرضه کردید و هنرمند هستید .هنر در واقع ظرف زیباییه ،اخلاق ظرف نیکوییه و علم که ظرف داناییه .پس کار ما هر روز صبح اینه زیبایی عرضه کنیم یعنی هنرمند باشیم ،نیکویی عرضه کنیم یعنی اخلاق مند باشیم و دانایی رو پیگیری کنیم یعنی اگاه باشیم عالم باشیم .شما هر کجا از این سه تا عدول کنی قلب  و روحت با افسرده شدنشون به شما هشدار میدن.پس گفتیم جهان هارمونیکه ، خروج از هارمونی یعنی غم ، شناخت هارمونی یعنی دانایی و علم ،عرضه هارمونی یعنی زیبایی و هنر و عمل هارمونیک یعنی اخلاق و نیکویی .ممکنه فکر کنیم هنر ،اخلاق و علم سه چیز متفاوت هستند در حالی که اینطور نیست این سه بزرگوار مثل سه تا فضای ابری هستند که در هم تنیده شده اند و سعادت (شادی بلند مدت و ابدی) در گرو دسترسی به هر سه اینها است سعادت در ناحیه ی فصل مشترک این سه تا است در تلاقی این سه تا است .علم و هنر بدون اخلاق یعنی جنایت ،اخلاق و هنر بدون علم یعنی جهالت و تعصب و اخلاق و علم بدون هنر یعنی ابتذال یعنی عرضه فسنجون در سطل اشغال .علم و هنر و اخلاق در عین حال که سه چیز اند یک چیزند  علم در نهایت همون هنره اخلاق در نهایت همون علمه و نهایتا هنر در نهایت علم و اخلاقه .</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2019 18:36:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ بهترین درمانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-w30mpgeuoppw</link>
                <description>خیلی ها میگن مرگ تنها دردیه که درمان نداره اما به نظر من مرگ خودش بهترین درمانه.حرف من تموم شده ولی ویرگول میگه باید سیصد کاراکتر بنویسم .چی بنویسم که بشه سیصد تا.نظر شما چیه؟</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2019 17:44:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ ارام و بی سر و صدایم ارزو است ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%B1-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-k8eluzco0sxt</link>
                <description>از یک منظر زندگی یک اجباره ،شما به این مهمانی زشت و یا زیبا دعوت شدی و مجبوری زندگی کنی ، مجبوری تا اخر مهمانی صبر کنی .خروج از این مهمانی برای تو هزینه زیادی خواهد داشت. هزینه ی خروج تو توسط کسانی پرداخت میشه که شاید تو اونا رو از خودت بیشتر دوس داری توسط پدر و مادر.اگر پدر مادرم نبودند همین امشب از این مهمانی میزدم بیرون </description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2019 19:38:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر دوست دارید ادم بکشید، بکشید این طبیعی است!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vqlsfqxhnqql</link>
                <description>در عالم خلقت یعنی هر انچه هست یک جریان حاکم است یعنی اینطور به نظر میرسد که همه اجزاء عالم در یک کار مشترک با هم هستند، البته به نظر میرسد که نه قطعا همینطور است تعداد بی نهایت پدیده در کنار هم هستند با ویژیگی ها و کارکردهای مختلف با سطوح مختلف از اگاهی. متناسب با این ویژگی ها و سطوح این اجزا رفتاری از خود نشان میدهند و این رفتار چه اگاهنه چه ناخود اگاه اثر میگذارد بر سایر پدیده ها .پس بی نهایت رفتار و بی نهایت ویژگی در هم تنده شده و یک جریان را میسازد .یک جریان دائمی که ماحصل وجودیت بی نهایت جزء است.این اجزا شاید در ظاهر با هم متفاوت باشند ولی در ذات و در قوانین بنیادین یکسان هستند. وقتی بر تک تک اجزا تشکیل دهنده قوانین ثابتی حاک است پس بر کل جریان هم قوانین ثابتی حاکم خواهد بود .یک رودخانه ای از شن و سنگ را فرض کنید که به دلیل نیروی ثقلی شروع به حرکت میکنند .هر تکه شن و سنگ شکل خاص خود را دارد وزن متفاوتی دارد ولی ویژگی های بنیادین مشابهی دارند مثلا نحوه تاثیر نیروی گرانش بر انها یکسان است قوانین سه گانه نیوتون بر انها حاکم است و نهایتا همگی از ذارات زیر اتمی یکسانی تشکیل شده اند .وقتی که بتوان قوانین یکسانی برای همه ذارات در نظر گرفت پس میتوان قوانینی را برای کل جریان در نظر گرفت یعنی میتوان کل جریان را تحلیل کرد یعنی میتوان گفت رفتاری قابل پیشبینی بر کل جریان حاکم است که ناشی از ویژگی های تک تک اجزا بوده .پس برای جریان کلی عالم خلقت هم این صادق است یعنی جریان کلی عالم خلقت سمت سویی دارد رفتاری دارد، نظم ،سمت و مقصدی دارد .این رفتار و این مقصد نه خوب است و نه بد .فرض کنید رودخانه ای در جریان است ایا میتوان برچسب خوب یا بد به این جریان زد ؟شاید فردی استدلال کند چون رود در جهت طبیعت است پس خوب است و فردی ممکن است بگوید چون رود مزرعه مرا خراب کرده بد است ولی رودخانه کار خودش را میکند و از این خوب و بد ها فارغ است .اگر اینگونه به جهان نگاه کنیم خوب و بد معنای خودش را از دست میدهد.همه چیز به جای برچسب و خوب یا بد، طبیعی خواهد بود.شما هر رفتاری که داشته باشید نه خوب است و نه بد ، طبیعی است .اگر واقعا دوست دارید ادم بکشید، بکشید چون این طبیعی است .نهایتا شما هم اعدام خواهید شد که آن هم طبیعی است .ممکن است حکم اعدام برای شما اشتباه باشد و باید به شما حبس بزنند، ولی حتی این اشتباه بودن هم طبیعی است.نظر شما چیه ؟ این فقط یک نظریه در مورد زندگیه. خیلی دوست دارم با کسی که علاقه منده در مورد این نظریه گفت و گو کنم .</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2019 19:21:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به کوهنوردی سنگین برید تا زندگی رو زندگی کنید!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Mohsenahmadi1/%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-k2qen7vdgsgk</link>
                <description>یه جایی تو مسیر قزوین به الموت -بعضی وقتا اوضاع اونطور که میخوای پیش نمیره .امید ها به باد میره ،تلاش ها بی نتیجه میمونه، تصمیمات اشتباه میگیری و شکست میخوری. وقتی به اون امید ها و به اون تلاش ها نگاه میکنی، گوشه لب ها پایین میاد ، پشت چشمات داغ میشه و غم کنترل اوضاع میگیره تو دستش .به هر حال شکست ها جزوی از زندگیه. -چرا؟-شکست ها در واقع مثل نرسیدن به قله ها هستند یک قله ای رو انتخاب میکنی به سمتش راه میافتی تو میانه های مسیر گم میشی بدنت خالی میکنه ذخیره اب تموم میشه میرسی به بن بست و باید دور بزنی خستگی و درد عضلات ناراحتت میکنن عصبانیت میکنن  از دست همه چیز و همه کس عصبانی میشی و این عصبانیت اوضاع رو بدتر و بدتر میکنه . اولا یادت باشه که اومدی کوهنوردی و اگر قرار بود این همه مشکل برات پیش نیاد بهتر بود خونه میموندی. اومدی کوهنوردی چون طبیعت رو دوس داشتی حرکت رو دوس داشتی چشم اندازه ها رو دوس داشتی بالا رفتن رو دوس داشتی کوهنوردی زمانی به تو این لذات رو میده که تو اون سختی هاش رو قبول کنی سختی ها و لذات کوهنوردی یه جورایی در هم امیخته اند مثل شراب ، شراب تلخه ولی تلخی و مستیش با همه. بخشی از لذت کوهنوردی در دردهاشه دردهای پاک ، درد هایی که روح و جسم تو رو قوی تر میکنند. کوهنوردهای اصیل عاشق این درد ها هستن.اگر به قله نرسیدی اگر گم شدی اگر هوا تاریک شده و ممکنه هر لحظه یه حیوان درنده بیاد و جرت بده: ارامشت رو حفظ کن، فکر کن و بهترین تصمیماتت رو بگیر از این مخمصه که خلاص بشی کلی چیز یاد میگیری و یه داستان فوق العاده برای تعریف کردن خواهی داشت</description>
                <category>12mohsenahmadi</category>
                <author>12mohsenahmadi</author>
                <pubDate>Wed, 11 Dec 2019 23:20:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>