<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مونا موحد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MonaMovahed</link>
        <description>آنی که شیره زندگی را می‌مکد... روانشناس و مشاور تربیتی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 10:11:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/55369/avatar/WCv2dA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مونا موحد</title>
            <link>https://virgool.io/@MonaMovahed</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کاش هشتگ روز اول مدرسه داشتیم ما آدم گنده ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@MonaMovahed/%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D8%B4%D8%AA%DA%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-g52oj0kzwhnw</link>
                <description>مونا موحد کلاس اولیمن از آن دسته دانش آموزها بودم که از مادرم خواستم الان که منو رسوندی میتونی بری.من پیش دبستانی نگذرونده بودم و با محیطی جز منزل غریبه بودم ولی یادمه که زود میزم رو شناختم، مدادمو دراوردم و در خطی که روی میز دو نفرمون بود گذاشتم و منتظر بودم سواد یاد بگیرم.یادمه از خوردن زنگ آخر بدم میومد و دلم میخواست بمونم. بچه شیطون و شلوغی نبودم ولی بی دردسر هم نبودم. یادمه سوال زیاد میپرسیدم و معلم ها خیلی دوسن نداشتم که دختر میز اول همش میگفت خانم؟من همیشه دوست داشتم از اونی که دارن به همه درس میدن بیشتر بدونم، همیشه دوست داشتم معلمهامو بیشتر بشناسم و باهاشون دوست شم. یادمه یه بار واسه معلم کلاس سومم خانم سعادتمند نامه نوشتم که خانم من شما رو خیلی دوست دارم میشه با من جز معلم دوست باشین؟ من تنها کسی بودم که جز همکلاسیهای در کلاس دوستای کلاس دیگه ای هم داشتم.هیچوقت نمیتونستم با یه نفر فقط دوست باشم و همیشه فریناز بهم میگفت که نمیخواد با بقیه حرف بزنی و من شبیه همین امروز تخس بودم و میگفت ببخشید نمیتونم. من لاغر نبودم ولی ریزه میزه و اول صفی بودم. همون وقتش هم بارون که میگرفت دیگه نمیفهمیدم معلمم چی میگه. یادمه آشغالهارو جمع میکردم و دلم واسه بابای مدرسه میسوخت. خیلی مهربون تر از الآن بودم و وقتی فهمیدم یکی از همکلاسی هام افغانه همش حس میکردم باید باهاش دوست باشم و در برابرش مسئولم.یادمه تنها کسی بودم که در انشای دوست دارین چیکاره شین ننوشته بودم معلم یا دکتر من نوشته بودم بازیگر و همه بهم خندیدن ولی معلمم در گوشم گفت اشکالی نداره که انتخابت فرق داشت ناراحت نباش، اون نمیدونست من ناراحت نشدم و خوشحال بودم که به یه چیز دیگه فکر میکنم.در خیلی از موارد بالا الآن شدیدتر شدم و در خیلی از موارد خاموش.من هنوزم اگه بفهمم کسی با بقیه یه فرقی داره قلبم میتپه براش ولی دلم دیگه نازک نیست. من تا امروز میز و صندلی درس رو ول نکردم و امروز به اونایی که میرن مدرسه و دانشگاه حسودیم میشه.من بزرگترین فرقی که کردم اینه که فقط به سمت کسایی که به هم فکریم نیاز دارن می‌دوم ولی در برابر بقیه‌ یه آشنا باقی میمونم .نمیدونم چی شد که این شد ولی من اندازه این عکس مهربون نیستم. من حالم با گذشته و از این عکس به بعد خوبه با اینکه خیلی دویدم، من مطمئنم از همه هم کلاسیهام بیشتر دویدم و می‌دوم ولی این منم، همون که میخواست معلم کلاس اول توضیحارو تموم کنه و زودتر یادش بده چطور بنویسه.#مونا_موحد_روانشناس مونا موحد</description>
                <category>مونا موحد</category>
                <author>مونا موحد</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 11:09:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آره، زیبایی درونی مهمه،ولی همه دنبال پلنگ بیرونی‌ان</title>
                <link>https://virgool.io/@MonaMovahed/%D8%A2%D8%B1%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%BE%D9%84%D9%86%DA%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-u5ec7ccb7okx</link>
                <description>در این روزهای زندگی در این دوره از ایران، وقتی صحبت از زیبایی می‌شود، جملاتی با مضمون مشترک بین خانمها رد و بدل میشه.-آره درسته، تحصیلات مهمه ولی کی دنبال این چیزاست؟-حالا دانش و آگاهیت زیاده که باشه، به خودت نمی‌رسی به چشم نمیای؟همه ما بانوان در برهه‌ای از زندگی از خودمون میپرسیم نکنه باور داشتن به ارزشهای خودم کافی نیست، نکنه باید موهام رو رنگ سال کنم و نکنه با اینکه از فلان رنگ بدم میاد باید بپوشمش تا دیده شم؟این جملات تلخن، به تلخی ته خیار! اینکه فکرت جایی جز اونچه باور داری و ازت سوال بپرسه شبیه اینه که فکر کنی عشقت بهت اعتماد نداره.شاهزاده قاجاریدوستانی باوقار،اخلاق مدار دارم که بعد از شکست در زندگی مشترک به این نتیجه رسیدن که سادگی دیگه خریدار نداره و الآن سبک زندگی‌شون تغییر کرده.همه شبیه هم شدن! اینم جمله دیگری که همه می‌شنویم و بهم میگیم.برای ادامه مطلب مثال بیاریم بهتره نه؟ایشون رو می‌شناسین؟فرض می‌کنیم نمی‌شناسید، این چهره یا شبیه این چهره رو ببینین چی تو ذهنتون میاد؟من چیزی که خودم در ذهنم میاد رو اینجا می‌نویسم تا چند سال بعد که هم‌سن‌اش شدم یادم باشه.من با دیدن این چهره ساده و زیبا اولین چیزی که از ذهنم می‌گذره اینه که این خانم چقدر با خودش در صلحه، صبح‌ها که بیدار میشه چشمای زیباش‌ رو در آینه می‌بینه و حتی نگاهش به چین‌های صورتش هم نمی‌افته. بعد با خودم فکر می‌کنم این بشر که با خودش انقدر حال می‌کنه حتما دنبال ارزش‌های مهم‌تر از ظاهرشه. حتما درس می‌خونه، کتاب می‌خونه، ورزش می‌کنه و با آدم حسابی‌هایی می‌شینه پا میشه که بهش نمی‌گن ابروهاتو فلان کار کن.حتما دوستاش بهش میگن، هرچی سنت میره بالا پخته‌تر میشی.بعد تو ذهنم همش این میاد که این خانم خیلی ثروتمنده ثروت مالی رو بی‌خبرم ولی ثروت درونی رو خبر دار.یادم میفته این بانو شبیه کسانی است که در زندگی واقعی محو تماشاشون شدم و انقدر از لحاظ مالی ثروتمندن که شاید من در شمردن صفرهای عدداشون سواد کم بیارم ولی انقدر فروتن که نگم.بعضی منش‌ها غیر قابل قیمت گذارین و انقدر بالا قرار گرفتن که شاید خیلی‌ها تلاش کنن با پول بخرنش ولی نه این کاره نیستن.یاد سکانسی از متری شش و نیم میفتم: خیلی تلاش می‌کرد با کلاس باشه، مثه جنتلمن‌ها رفتار کنه ولی فحش که می‌داد بیشتر شبیه خودش بود. این خانم عروس بزرگ خاندان سلطنتی انگلیس، عروس پرنسس دایانا، کیت میدلتونه. اگر درباره‌اش سرچ کنین اولین چیزی که پیدا خواهید کرد، پوشیدن لباس‌های تکراری در مراسم‌های مهمه.مطلب رو با نمونه وطنی که وقت نوشتن ازش دستام میلرزه تموم میکنم. ممکنه چهره اش در طبیعی ترین حالت ممکن باشه، ممکنه چه در زمان حیاتش و چه در زمان مماتش فالوئر میلیونی نداشته باشه و اگر لایو در اینستاگرام میذاشت مخاطبی پیدا نمی‌کرد، ولی در سکوت آدم حسابی بودنش رو کسی میتونه کتمان کنه؟ میشه دیدن نامش در 10 مغز برتر جهان رو در نظر نگرفت ؟مریم میرزاخانی، استاد بزرگ ریاضی جهان، برنده جایزه فیلدز (نوبل ریاضی)من همیشه طرفدار تعادل بوده ام و هستم و نمیخوام بین سادگی و ماندگاری رابطه علت معولی نقل کنم. میخوام بگم نکنه چشممون به اونی که نیستیم خیره شه و انقدر خیره بمونه که اونی که بودیم، اونی که ساختیم رو یادمون بره.گم کردن اون مُردنه! خیلی امیدوارم که فردا یک قدم بیشتر از امروز با خودم در صلح باشم و زنان سرزمینم هم مثل اجدادشون دنبال ارزش‌های واقعی باشن.#سادگی_منو_ببخش#سادگی#اصالت#زن_توانمند#زن_امروز#زن_قوی#مونا_موحد_روانشناس</description>
                <category>مونا موحد</category>
                <author>مونا موحد</author>
                <pubDate>Sat, 21 Sep 2019 15:58:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لحظه ای که خوردم زمین چه دیدم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MonaMovahed/%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-wdnyyew0bbaq</link>
                <description>مونا موحد من دیروز تو کوه خوردم زمین...انقدری محکم که کل امروز درد کشیدم.مسلمه که اینجا بیمارستان نیست و فالور ارتوپد هم ندارم.گفتم زمین خوردم تا بگم کوه برای من دنیا دنیا زندگیه، از کوک کردن ساعت نیمه‌شب ۵ شنبه تا عصر جمعه و تاول‌های کف پام.دل کندن از متکای جمعه صبح برام مثل کنده شدن گوشه ناخنمه که تا ته گوشت فرو میره، ولی بدو بدو وسیله جمع‌کردن به هدف ۱۷ کیلومتر سربالایی لذتش کم از خاکشیر بعد از سرکار نیست‌. همت خلوت، بلند بلند آهنگ خوندن تو ماشین وقتی همه آدمها خوابن کم از رقصیدن وسط بهترین دیسکوهای پاریس نیست.دنبال جای پارک گشتن خوب یادم میاره که برای اول شدن، برای بودن، تلاشم کافی نبوده،میدون درکه و فکر اینکه هزار هزار پیچ و خم سر راهه یادم میندازه که آب تگری آبشار جوزک مفتی به‌دست نمیاد.نفس نفس زدنا یادم می‌ندازه قلبم برای رسیدن به قله چقدر بد باید بخواد.سکوت دامنه‌های اذغال‌چال یادم می‌ندازه آدم‌های باشکوه هیچ وقت گلو پاره نکردن تا خودشونو توضیح بدن.سگ‌های لم داده توی دره یادم می‌ندازن که اگه دلت آروم باشه، بیرون جنگه؟ باکی نیس.سنگ‌های توی کتونیم و بندی که سفت بستمش و زورم میاد بازشون کنم یادم میندازه، این جزئیات و حاشیه‌ها چطور می‌تونن طاقتمو کم کنن تا ببازم.نفس عمیقی که بالای آبشار می‌کشم،یادم میندازه چقدر خوشبختم که پاییز رو نوک این قله می‌تونم زودتر از همه بو بکشم.نگاه نگران همسرم وقتی تو سرپایینی برگشت خوردم زمین، یادم می‌ندازه اگه خوردی زمین کجارو نگاه کن.کوه رفتن برای من شبیه کل زندگیه، کوه رفتن از من آدم &quot;کم‌توضیح‌بده&quot; تری ساخته.کوه شبیه یک دینه، آره کوه‌ها پیامبرای منن.#مونا_موحد_روانشناس https://www.instagram.com/_monamovahed_/ </description>
                <category>مونا موحد</category>
                <author>مونا موحد</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2019 10:47:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با خواندن این 5 کتاب از آدم‌‌های معمولی فاصله بگیرید</title>
                <link>https://virgool.io/@MonaMovahed/%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-dx5p9omqzjnb</link>
                <description>در دریای کتاب غرق شویم عجیب است که از کتاب‌خوانی حرف به میان بیاید و همه افراد حاضر در جمع، در رثای مزایای کتاب‌خوانی شروع به صحبت نکنند. اما آیا واقعا کتاب را همدم خود ساخته‌ایم؟        همه ما از ابتدای زندگی   من «یار مهربانم شیرین و خوش زبانم» را از زبان کتاب شنیده‌ایم، اما با خودمان   روراست باشیم آیا این‌دست ضرب‌المثل‌ها را فقط برای استفاده در جمع یاد گرفته‌ایم   یا واقعا کتاب را همدم خود ساخته‌ایم؟ این جمله جورج مارتین را با هم بخوانیم: «کسی   که کتاب می‌خواند هزاران زندگی را پیش از مرگ خود تجربه می‌کند در حالی‌که کسی   که کتاب نمی‌خواند تنها یک زندگی را تجربه می‌کند». با خواندن این جمله احساس از دست دادن فرصتی   که بهره‌بردن از آن در برابر بسیاری از فعالیت‌های روزانه هزینه کمتری دارد، همه   وجود را فرا می‌گیرد. از دست دادن تجربه کردن جهان‌های مختلف چیزی نیست که بتوان   به آب خوردنی از آن گذر کرد. با مونا موحد همراه باشید تا در دنیای رمزآلود  کتاب‌ها با هم قدم بزنیم.دوستی می‌گفت برای کسی که بخواهد بداند، بخواهد بخواند منبع‌اش را از هر روشی پیدا می‌کند. از این دوست جمله‌اش را قرض می‌گیرم تا در این وانفزای گرانی کاغذ و در نتیجه آن بالا رفتن قیمت کتاب این نکته را گوشزد کنم که می‌توان فرصت را پدید آورد اگر دغدغه محکم باشد و اولویت باشد. در انتهای مقاله هدیه مونا موحد، آشنایی با مکانی‌است که شاید تا به امروز فرصت آن از نگاه‌تان دور مانده باشد.با خواندن این 5 کتاب جزء اقلیت خاص خواهید بود در ادامه .5 کتاب را با هم مروری خواهیم کرد، با ما همراه باشید شاید یکی از آنها را در دسترس داشتید و استارت کتاب‌خوانی را همین‌جا، همین امروز زدید. هوای حال و هوای شمس و مولانا به سرتان زده «ملت عشق» برای همین حال استکتاب ملت عشق که نام اصلی آن 40 قانون عشق است، دست‌رنج نویسنده صاحب‌نام فرانسوی متولد ترکیه الیک شافاک است. دنیای عجیب ملت عشق از آن دنیا هاست که دلتان نمی‌آید ازش بیرون بیایید. این اثر اثری برگرفته از ارتباط عرفانی بین شمس و مولانا است که به موازات داستان زندگی بانویی به نام اللا در بوستون تفسیر می‌شود. این رمان که محبوب‌ترین رمان ترکیه است به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است و فارسی هم یکی از این زبان‌هاست. جالب اینکه در ایران هم مترجم‌های مختلفی علاقمند به برگردانی آن بودند که معروف‌ترین آن‌ها ترجمه ارسلان فصیحی است.ملت عشق تمام عارفانه‌ای که نیاز داریددوست دارید در رمانی ساده گرم غرق شوید تا احساس‌تان سرحال بیایدو پایانش هم خوب باشد، «اتفاق» باید برایتان بیفتدگلی ترقی نامی آشنا در ادبیات معاصر ایران است. اتفاق گلی ترقی روایت داستان‌ دوقلویی به نام شادی و نادر است که با هم ارتباطی شبیه تله‌پاتی دارند. این رمان دل‌انگیز و حال خوب کن است.اتفاق باید برایتان اتفاق بیفتداگر حوصله و آمادگی متن‌‌های سخت و پیچیده را ندارید و دوست دارید با رمانی بی تکلف آغاز کنید، اتفاق برای شماست.دوست دارید با الگوهای پیچیده روابط انسانی و سیاست با خواندن صفحات کمی آشنا شوید؟ این شما و این «مزرعه حیوانات»مزرعه حیوانات جورج اورولمزرعه حیوانات یا قلعه حیوانات شاهکار جورج اورول است. اورول به‌دلیل نقد و کینه‌های تند و تیزش علیه نظام‌های سیاسی شهرت یافت. در داستان مزرعه حیوانات هر حیوان نماد شخصیتی است که عینا هم نمود واقعی دارد. در دل ارتباطات بین انواع حیوان‌ها داستان جلو می‌رود و ارتباطات افراد در دل آن تحلیل می‌شود. مزرعه‌حیوانات هم ترجمه‌های متعددی دارد که ترجمه صالح‌ حسینی پیشنهاد مونا موحد، به عنوان بهترین ترجمه مزرعه حیوانات است.مزرعه حیواناتمی‌خواهید جرعه جرعه از کتابی بنوشید و تا ابد در خاطرتان بماند، عباس معروفی شما را به دنیای «سمفونی مردگان» دعوت می‌کندسمفونی مردگان رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی است. شخصیت اصلی داستان آیدین شاعری روشن‌فکر است که بسیار فعال و البته افراطی است که در خانواده سنتی و پدرسالار، جوانی را می‌گذراند. راوی داستان مدام تغییر می‌کند و داستان‌های مختلفی در این کتاب نظیر برادرکشی، فروپاشی خانواده، عشق و ... در آن روایت می‌شود.سمفونی مردگان برای زندگانسمفونی مردگان کتابی عمیق و تراژدیک است که شما را به فکر فرو خواهد برد. لحظه‌ای که آخرین صفحه کتاب را می‌خوانید و آن را می‌بندید به خودتان افتخار خواهید کرد که هم‌عصر با قلم عباس معروفی بوده‌ اید.از اهمال‌کاری و به تعویق انداختن کارهایتان خسته شده‌اید، «اثر مرکب» را ورق بزنیداثر مرکب نیاز همین الان شمادارن هاردی نامی نام آشنا در بین نویسندگان کتاب‌های خودیاری است. مضمون کتاب اثر مرکب هدف‌گذاری است و نگارش آن به نحوی است که می‌تواند نیاز هر قشری از جامعه اعم از دانشجو، مدیر ، کارمند و ... را برطرف کند. کتاب اثر مرکب بر تغییر عادات تمرکز دارد و با ارائه برنامه ساده و کاربردی به شما کمک خواهد کرد اهداف‌تان را به اهداف کوچک و کوچک‌تری تبدیل کنید و مسیر را برای اهداف فراهم کنید. ممکن است تاکنون کتاب‌های خودیاری زیادی خوانده باشید و از خواندن شعارهای آنها مستاصل شده‌باشید، می‌توان حال شما را درک کرد. اما به مونا موحد اعتماد کنید و اثر مرکب را آخرین به عنوان آخرین تجربه این نوع کتاب‌ها بپذیرید.و اما سوپرایز مونا موحد برای شما که عشق به کتاب داریداسمی از «تبادل کتاب» شنیده‌اید؟ اگر شنیده‌اید که به شما تبریک می‌گوییم که انقدر جویای فرصتی برای اضافه کردن به دانش‌تان بوده‌اید و در این راستا تلاش کرده‌اید. اگر نمی‌شناسید با مونا موحد همراه باشید.مرکز تبادل کتاب پناهگاه عاشقان کتابچند سالی است که در نزدیکی چهارراه ولیعصر در ابتدای خیابان مظفر شمالی فضای بزرگی به مرکز تبادل کتاب اختصاص داده شده است. این مکان برای دسترسی افراد بیشتری به کتاب‌ها با حداقل هزینه راه‌اندازی شده است. هدف این مکان هم‌افزایی فرهنگی و ترویج کتاب و فرهنگ کتابخوانی است. شما در تبادل کتاب در بین بیش از 200000جلد کتاب می‌توانید کتاب مورد نظرتان را که فردی که نیاز نداشته و به تبادل کتاب سپرده با حداقل قیمت خریداری کنید. خرید از تبادل کتاب کنار سود اقتصادی که برای شما دارد نوعی ادای وفای فرهنگی هم است، شما با خرید و خواندن کتاب دسته دوم به‌صورت غیر مستقیم از بریده‌شدن درختان جلوگیری می‌کنید. </description>
                <category>مونا موحد</category>
                <author>مونا موحد</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 11:22:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>