<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسلم ابراهیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MoslemEbrahimi</link>
        <description>CEO of fontiran.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:46:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4466/avatar/PmEwTh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مسلم ابراهیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@MoslemEbrahimi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فونتِ برترین وب‌سایت‌های ایرانی چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MoslemEbrahimi/%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-mctkjncaoeyq</link>
                <description>این آمار با بررسی ۲۵۸ وب سایت راه یافته به مرحله نهایی جشنواره وب و موبایل ایران سال ۱۳۹۸ تهیه شده  که از این تعداد وب سایت در مجموع ۲۷۸ مورد، استفاده از فونت های مختلف مشاهده شد که آمار اونا مطابق جدول زیر هست.در این بررسی آماری فونت ایران‌سنس با ۵۷.۲ درصد پر استفاده‌ترین فونت در طراحی وبسایت است. و فونت ایران‌یکان با ۱۶.۵ دردصد دومین فونت پر اسفاده در وب‌سایت‌های ایران. دیگر فونت‌ها مانند یکان، وزیر، شبنم، یکان بخ، ساحل، دانا، ایران و... نیز به ترتیب از فونت‌های پرطرفدار هستند.در دقیق بودن این آمارها شکی نیست چون لیست همه وبسایت‌ها و فونت مورد استفاده در ادامه آورده شده جشنواره وب و موبایل بهترین نمونه آماری از کل جامعه وبسایت‌های ایران هست. بررسی یک جامعه نمونه و تعمیم اون به کل یک جامعه از روش‌های استاندارد و قابل اعتماد بررسی آماری هست. چرا که امکان بررسی کل جامعه وجود ندارد.مشابه این بررسی آماری پیش از این در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۶ نیز انجام شده است. مقایسه این آمارها می‌توانه کمک کنه روند تغییرات فونت وبسایت‌های ایرانی رو طی ۶ سال اخیر ببینید:۱۳۹۴: برترین وبسایت‌ و اَپ‌های ایرانی از چه فونت‌هایی استفاده می‌کنند؟۱۳۹۶: برترین وب سایت‌های ایران از چه فونت‌هایی استفاده کرده‌اند؟</description>
                <category>مسلم ابراهیمی</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Sep 2020 15:48:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نوشتن مهمه</title>
                <link>https://virgool.io/@MoslemEbrahimi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%87-kfawbvt92odf</link>
                <description> چی شد با بلاگ‌نویسی آشنا شدی؟ کمی از گذشته خودت و بلاگ‌نویسی بگو... من از طراحی وب و وبسایت‌داری رسیدم به وبلاگ نوشتن. سال ۱۳۸۰ مختصر اینترنتی بود و ما گاهی بهش وصل می‌شدیم. یادمه من با نرم افزار مایکروسافت فرانت‌پیج چندتا صفحه html ساختم و بعدش با خودم گفتم خب اینو چطور میشه گذاشت رو اینترنت؟ اول چندتا از این سرویس‌های میزبانی رایگان را تست کردم و بعد  یه شرکت ایرانی رو پیدا کردم که دومین ثبت می‌کرد و اینطوری شد که در در سال ۱۳۸۱ یک وبسایت برای خودم داشتم. کارهای هنری خودم و دیگران را در اون وبسایت منتشر می‌کردم. اون موقع چون امکان لود استریم‌ویدئو روی اینترنت وجود نداشت. انیمیشن‌ها و موزیک کلیپ‌های فلش (با فرمتswf) خیلی پر طرفدار بود و من روی وبسایتم از این انیمیشن‌ها و کلیپ‌ها منتشر می‌کردم.اون زمان نوشتن و تولید هرنوع محتوا از روی علاقه بود. پولی از اینترنت در نمی‌اومد مزیت وب‌سایت داری برای من این بود که کارهای یادگیری طراحی وب را روی وب‌سایت خودم تست کنم.در سال ۱۳۸۷ بعد پایان دوره کارشناسی ارشد پیشنهاد شد که در دانشگاه تدریس کنم و فکر کردم بجای وبسایت قبلی بهتره یک صفحه شخصی روی اینترنت داشته باشم. برای همین moslemebrahimi.com را به کمک movabletype راه اندازی کردم.  در این وبسایت صفحه اصلی وبلاگ بود. در اون سال‌ها تمرکز من روی تدریس گرافیک و تایپوگرافی در دانشگاه بود و همیشه از طریق وبلاگم گزارش کارهای جدیدی که در تدریس انجام می دادم را منتشر می‌کردم.یکی از نقاط اوج‌ِت در بلاگ‌نویسی رو می‌گی؟ کدوم نوشته یا اتفاق بوده... طی دوران تدریس در دانشگاه متوجه شدم برای ایجاد انگیزه باید کارهای گروهی و اجراهای خارج از کلاس (در محیط باز) ترتیب بدم. خودم هم خیلی مجذوب کار در محیط‌های طبیعی و شهری شده بودم و برای اولین بار تایپوگرافی را روی در و دیوار شهر و طبیعت اجرا کردم. اوج وبلاگ نویسی من نوشتن قصه‌ی همین اجرا‌های هنری بود.گزارش را تبدیل می‌کردم به روایت‌هایی که همراه با عکس بود و این برای خیلی‌ها جذاب بود حتی مخاطب‌های عادی که رشته‌شون گرافیک نبود.وبسایتم در چند دورهٔ جشنواره وب جزو نامزد‌های بخش وبلاگ شخصی بود و در چهارمین دوره برگزیده مردمی این بخش شد.همه اینا باعث شد علاقه‌مندان به طراحی‌گرافیک و طراحی حروف من رو بشناسن و از من درخواست کنن تا فونت‌های طراحی شده توسط خودم و دانشجویان را برای عموم عرضه کنم. که همین منجر به شکل گیری جریان فونت‌ایران شد و حرفه و زندگی من را تغییر داد.الان هم بلاگ‌نویسی می‌کنی یا دیگه کمرنگ شده؟ اگه کمرنگ شده دلیلش چیه؟ مهاجرت یا ازدواج یا چی؟الان دیگه خیلی کم فرصت می‌کنم وبلاگ بنویسم. بجز مشغله‌های کاری، شبکه‌های اجتماعی دلیل اصلی دور شدن از وبلاگ نویسی هست. در شبکه‌های اجتماعی ترافیک مخاطب خیلی بیشتر هست.اما تازگی کِرمش افتاده به جونم و چندتا مطلب در ویرگول نوشتم. یه تجربه خوب داشتم درباره مطلبی با عنوان بجای کتاب خواندن مطالعه کن که نظرم را تغییر داد. نتیجه‌ای که من بهش رسیدم اینه که باید مفصل نویسی، وبلاگ را با شبکه‌های اجتماعی ترکیب کنیم تا به بهترین نتیجه برسیم.شبکه‌های اجتماعی ما را عادت میدن که درباره هر ایده در حد چند جمله نظرمون را بگیم و بریم. اما وبلاگ نوشتن ما را مجبور می‌کنه که روی ایده کار و مطالعه کنیم و پرورش‌اش بدیم. اما خب کی حوصله داره وبلاگ بخونه! اینجاست که می‌تونیم خلاصه و عصاره مطلبی که نوشتیم را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنیم. این عصاره خیلی پخته تر و حساب شده تر از اون نظر دادن اولیه خواهد بود و می‌تونه خیلی تاثیرگذار باشه.شبکه‌های اجتماعی ما را عادت میدن که درباره هر ایده در حد چند جمله نظرمون را بگیم و بریم. اما وبلاگ نوشتن ما را مجبور می‌کنه که روی ایده کار و مطالعه کنیم و پرورش‌اش بدیم. اما خب کی حوصله داره وبلاگ بخونه!  اینجاست که می‌تونیم خلاصه و عصاره مطلبی که نوشتیم را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنیم. این عصاره خیلی پخته تر و حساب شده تر از اون نظر دادن اولیه خواهد بود و می‌تونه خیلی تاثیرگذار باشه. خودت رو بلاگر می‌دونی؟ اگه آره دلیلت چیه؟ اگه نه چرا؟وبلاگم را دارم و هنوز ازش استفاده می‌کنم برای انتشار مطالب شخصی. به عبارتی در وقت‌های بخصوصی بلاگر هستم اما برنامه منظمی برای وبلاگ نوشتن ندارم.علتش اینه که وقتم اجازه نمی‌ده. باید هم طراح تایپ باشم هم مدیر کسب و کارم و این دو نقش، خیلی وقت‌گیر هست.چی باعث می‌شه بخوای بلاگ‌نویسی کنی یا دوباره شروع به نوشتن کنی؟ بطور کلی نوشتن که یکی از آسون ترین راه‌هاش وبلاگ نویسی هست. کمک می‌کنه ایده‌های ذهنی تجسم بیرونی پیدا کنه. همه ما درباره خیلی از موضوعات پیرامون مون نظرهایی داریم که از تجربیات واقعی خودمون یا فکر کردن درباره اون موضوع پرورش پیدا کرده. آدم‌ها معمولاً دوست دارن نظر یا تجربه‌شون را به دیگران بگن. این اعلام نظر می‌تونه به این صورت باشه که شما به دوستتون زنگ بزنید و از نظرتون براش بگید، ممکنه در شبکه‌های اجتماعی توییت کنید یا استوری بگذارید یا صبر کنید یکی شما رو دعوت کنه به یک سخنرانی و اونجا راجع بهش حرف بزنید!در این بین نوشتن نظرتون در قالب یک پست وبلاگ خیلی می‌تونه راحت‌تر و تاثیر گذارتر باشه.  چند سال پیش به دلیل یک نقص مادرزادی به من گفتن که باید عمل قلب باز انجام بدم. من به لحاظ روحی و بدنی خیلی نسبت به خون و جرح حساسم برای همین پر شدم از نگرانی و اضطراب.و طبق معمول شروع کردم به اینترنت گردی و تحقیق درباره عمل قلب باز و بین صدها مقاله ترجمه شده که به لطف لشکرهای تولید محتوا ایجاد شده فقط یک وبلاگ دیدم که روز نوشت‌های شخصی بود از ایام بستری شدنش در بیمارستان و عمل قلب باز. این نوشته‌ها به طرز عجیبی بهم آرامش می‌داد اما حیف که خیلی کوتاه و ناقص نوشته شده بود. برای همین بعد عمل خودم سرگذشت و تجربیاتم از عمل قلب باز را خیلی با حوصله و کامل در وبلاگم نوشتم و جالب بود که بازخورد‌های زیادی گرفتم از افرادی که به کمک همین نوشته‌ها تونسته بودن قوت قلب بگیرن و اضطراب عمل را برای خودشون کم کنن.آدم‌ها معمولاً دوست دارن نظر یا تجربه‌شون را به دیگران بگن. این اعلام نظر می‌تونه به این صورت باشه که شما به دوستتون زنگ بزنید و از نظرتون براش بگید، ممکنه در شبکه‌های اجتماعی توییت کنید یا استوری بگذارید یا صبر کنید یکی شما رو دعوت کنه به یک سخنرانی و اونجا راجع بهش حرف بزنید! در این بین، نوشتن نظرتون در قالب یک پست وبلاگ خیلی می‌تونه راحت‌تر و تاثیر گذارتر باشه.نظرت دربارۀ ۱۶شهریور، روز وبلاگستان فارسی چیه؟ به نظرم این روز می‌تونه بهانه خوبی برای کار روی این موضوع باشه که ارزش وبلاگ نویسی برگرده به فرهنگ اینترنت. این روزها اینترنت بیشتر از هر زمانی به تولید محتوای واقعی شخصی نیاز داره. حجم محتوای سفارشی خیلی زیاد شده و این کار، مطالعه را مشکل کرده.خیلی خوب می‌شه اگر دوستانی که این مطلب را می‌خونن هم نظرشون را درباره وبلاگ نویسی بگن و تجربیاتشون را برای ما بازگو کنن.</description>
                <category>مسلم ابراهیمی</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2019 13:10:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشر شخصی کتاب Self-publishing</title>
                <link>https://virgool.io/@MoslemEbrahimi/%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-self-publishing-grvydeotbfq6</link>
                <description>چند روز پیش از روی دغدغه شخصی یه مطلب نوشتم با عنوان بجای کتاب خواندن مطالعه کن! اون مطلب باعث شد مقدار زیادی بازخورد مثبت و منفی دریافت کنم و خب همین گفتگوهایی که با خوانندگان شکل گرفت مجبورم کرد بیشتر راجع به آینده کتاب و تاثیر اینترنت بر بازار کتاب تحقیق کنم.از طرفی با ارشاد نیکخواه آشنا شدم که به تازگی کتابی ترجمه و منتشر کرده به نام &quot;هنر رندانه به تخم گرفتن&quot; فعلا ۳۰ صفحه از کتاب رو بیشتر نخوندم اما اهمیتی نداره چون قرار نیست راجع به محتوای این کتاب بنویسم. در این مطلب می‌خوام راجع به روش انتشار این کتاب براتون بنویسم.روحی بهرگاوا (Rohit Bhargava) بنیانگذار انتشارات Ideapress و نویسنده چند کتاب پر فروش در پاسخ این سوال که آینده کتاب چه خواهد بود؟ گفته :&quot;سال‌هاست که صنعت نشر رابطه‌اش با مولفان، رابطه‌ای از نوع بهره‌کشی غارتگرانه بوده است. در آینده دیگر این ممکن نخواهد شد. نویسندگان گزینه‌های بیشتری نسبت به گذشته دارند. بسیاری از نویسند‌ها و مترجمان در صنعت نشر اکنون به عنوان مولف آزاد (فریلنس) و بصورت هیبریدی [1] مشغول به کارند. این نويسندگان خواهان ارتباط مستقيم با ​​خوانندگان خود هستند.در آینده الگوی سنتی نشر برای دست‌یابی به سود، از طریق عرضه چند کتابِ پر فروش، کار نخواهد کرد. و این نویسنده‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند با ناشران کار کنند یا نه ... &quot;نشر شخصی Self-publishing چیست؟دانش‌نامه ویکی‌پدیا سلف پابیلشینگ یا نشر شخصی رو اینطوری تعریف می‌کنه: نشر شخصی انتشار اثر توسط نویسنده بدون دخالت ناشر است که بیشتر درباره رسانه‌های مکتوب، مانند کتاب و مجله کاربرد دارد. اما می‌تواند برای هر نوع اثر الکترونیک مانند موسیقی یا کتاب الکترونیک نیز استفاده شود.بر خلاف مدل انتشار سنتی، که در آن کنترل انتشار با ناشر است، در نشر شخصی نویسنده کل فرآیند، از جمله طراحی، قیمت، توزیع، بازاریابی و روابط عمومی را خود کنترل می‌کند. نویسنده ممکن است خود این فعالیت ها را انجام دهد یا آن‌ها را برون سپاری کند. در نشر سنتی، ناشر هزینه‌های ویرایش، صفحه‌آرایی، چاپ و پخش را پرداخت می‌کند و در عوض سهم قابل توجهی از سود را به دست می‌آورد. اما در نشر شخصی، نویسنده همه این هزینه‌ها را خود تحمل می‌کند اما سهم بالاتری از سود را به دست می‌آورد.نشر شخصی انتشار اثر توسط نویسنده بدون دخالت ناشر است که بیشتر درباره رسانه‌هایی مانند کتاب و مجله کاربرد دارد. اما می‌تواند برای هر نوع اثر الکترونیک مانند موسیقی یا کتاب الکترونیک نیز استفاده شود.لزوم اخذ مجوز برای ناشراندر ایران شما برای فروش قانونی کتاب از کانال‌های رسمی یعنی کتاب فروشی‌ها و نمایشگاه نیاز به اخذ مجوزهایی از دولت دارید. این مجوزها شامل دریافت شابک از خانه کتاب، فیپا از سازمان اسناد و كتابخانه ملی و مجوز چاپ و نشر از وزارت فرهنگ و ارشاد هست. انجام این مراحل ممکنه چند ماه طول بکشه. همچنین ممکنه کتاب شما تایید نشه یا نیاز باشه محتوای کتاب رو تغییر بدید و سانسور کنید. در نشر شخصی، اگر نیازی نداشته باشید که کتاب‌تون رو از کانال‌های رسمی به فروش برسونید. همه این مراحل می‌تونه حذف بشه.  اما ممکنه برای کار با چاپ‌خانه‌ها دردسر داشته باشید و مجبور بشید هزینه بیشتری هم برای چاپ پرداخت کنید. برای روشن شدن این موضوع با چندتا چاپ‌خونه تماس گرفتم و پرسیدم که آیا کتاب شخصی من رو بدون مجوز چاپ می‌کنن یا نه، گویا چاپخانه‌ها طبق مقررات نباید کتاب بدون مجوز رو چاپ کنن اما موضوع و محتوای کتاب براشون خیلی مهم بود و به نظر می‌رسید در رابطه با کتابی که موضوع حساسی نداشته باشه سخت نگیرن و براتون چاپ کنن. من چند سال قبل مجموعه کارهای دانشجویانم رو به صورت یک کتابچه در تیراژ ۱۰۰۰ تا چاپ کردم. کتاب بجز مقدمه نوشته خاصی نداشت و همش کارهای طراحی حروف بود اما چاپ‌خانه چون دید در کنار آثار، عکس پرتره دانشجویان هم قرار داره ازم پرسیدن که قراره این کتاب کجا پخش بشه و بعد از اینکه مطمئن شدن قراره داخل دانشگاه بین دانشجویان پخش بشه برام چاپ کردن.ضمناً طبق اطلاعاتی که کسب کردم آمار کتاب‌های منتشر شده برای هر نشر امتیاز محسوب می‌شه و ناشرهایی هستن که حاضرن با دریافت هزینه کم کارهای اخذ مجوز رو براتون انجام بدن بعد همه کارهای مربوط به چاپ و پخش رو به خودتون بسپارن و سهمی از فروش نخوان. قانون ناشر مولف در این شیوه‌ قانونی، دایره‌ نشر که از کارشناسان مختلف فرهنگی و علمی تشکیل شده، از سر راه برداشته می‌شه و مولف برای انتشار اثرش اقدام می‌کنه و وزارت ارشاد هم بدون نظارت محتوایی، تنها در صورت مشاهده نشدن تعدی از خطوط قرمز توسط مولف، مجوز نشر کتاب رو صادر می‌کنه.مولف که ناشر خودش هم هست، برای چاپ کتاب اقدام می‌کنه و در ادامه کتاب خودش رو پخش و بازاریابی می‌کنه.خلیل جوادی شاعر و طنزپرداز سال‌هاست که به شیوه ناشر مولف آثارش رو منتشر می‌کنه. ایشون در گفتگویی درباره این نوع نشر گفته: «۶ عنوان کتاب آخرم رو به شیوه ناشر-مولف منتشر کردم؛ ... این شیوه به من اجازه می‌دهد روی کیفیت انتشار،‌ پخش و فروش نظارت بهتری داشته باشم و از انتشار کتابم راضی‌تر باشم. مثلا برای من عجیب بود در شرایطی که کتاب‌های ناشر-مولفی من با شمارگان بالا در بازار فروش می‌رفت، چطور ناشری که یک عنوان از من رو با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه‌ای چاپ کرده بود،‌ چند سالی از پس فروش و توزیع آن برنمی‌آمد.»متاسفانه بسیاری از این قانون برای کتاب‌سازی و ایجاد رزومه علمی برای خودشون استفاده می‌کردن و این باعث شده در سال گذشته این قانون لغو بشه.نشر شخصی سیزدهمارشاد نیکخواه یک پسر ماجراجو هست که انواع سفر و سبک زندگی رو تجربه می‌کنه و داستان تجربه‌هاش رو از طریق صفحه اینستاگرامش با بقیه به اشتراک می‌گذاره. اسم صفحه ارشاد در اینستاگرام سیزدهم هست. به تازگی ارشاد کتاب The art of not giving a fuck / هنر رندانه به تخم گرفتن رو ترجمه کرده و به روش نشر شخصی از طریق صفحه اینستاگرامش به فروش گذاشته. یعنی ارشاد خودش ناشر خودش شده و همه کارهای مربوط به طراحی، نظارت چاپ و فروش رو خودش انجام داده. ارشاد نیمی از تیراژ چاپ اول رو پیش‌فروش کرده و اینطوری تونسته بدون سرمایه هزینه‌های چاپ کتاب رو تامین کنه بعدش در عرض ۳هفته بقیه کتاب‌ها فروش رفته. و الان فروش نسخه الکترونیک شروع شده. کمتر ناشر معتبری می‌تونه با استفاده کانال‌های پخش سنتی به این سرعت یک کتاب رو بفروشه. اون‌هم اولین کتاب از یک مترجم ناشناس. در ادامه براتون خواهم گفت که چه چیزهایی باعث موفقیت نشر شخصی سیزدهم شده.ارشاد نیمی از تیراژ چاپ اول رو پیش‌فروش کرده و اینطوری تونسته بدون سرمایه هزینه‌های چاپ کتاب رو تامین کنه بعدش در عرض ۳هفته بقیه کتاب‌ها فروش رفته. و الان فروش نسخه الکترونیک شروع شده. کمتر ناشر معتبری می‌تونه با استفاده کانال‌های پخش سنتی به این سرعت یک کتاب رو بفروشه. اون‌هم اولین کتاب از یک مترجم ناشناس. رابطه مستقیم نویسنده با خوانندگان کتابِ نویسنده‌های معروف همیشه فروش خوبی داره اگرچه احتمالاً همون نویسنده‌ها هم در فروش اولین کتاب‌هاشون موفق نبودن. شهرت نویسنده و شناختی که خوانندگان از شخصیت و سطح کار نویسنده دارن باعث می‌شه که حس طرفداری و عاطفی بین نویسنده و خواننده بر محتوای کتاب اولویت داشته باشه.در نشر شخصی مولف می‌تونه روی ارتباط عاطفی خودش با طرفداراش حساب کنه. در مورد ارشاد نیک‌خواه هم این اتفاق افتاده صفحه سیزدهم در اینستاگرام حدوداً ۵۷ هزار دنبال کننده داره. مولف با دنبال کنندگانش ارتباط تعاملی داره و برای فروش می‌تونه روی ارتباطش با این جامعه حساب کنه.در حالی که مولفان کتاب معمولاً افرادی هستند که در اتاق‌شون پشت میز کار نشستن، کتاب‌شون رو می‌نویسن و احتمالاً فقط در چند جلسه‌ٔ امضاء کتاب یا نقد و بررسی، تعدادی از خوانندگان رو از نزدیک می‌بینن.در نشر شخصی مولف می‌تونه از همون کانال توزیع اینترنتی مثلا وبسایتش، یا صفحه‌اش در شبکه اجتماعی، ارتباط مستقیم و تعاملی با خوانندگان کتابش داشته باشه، سوال‌های احتمالی رو پاسخ بده و حتی محتوا‌های تکمیلی در اختیارشون قرار بده.حذف مراحل تایید و کسب مجوزشما در روش انتشار رسمیِ کتاب، از مراحل و موانع مختلفی باید عبور کنید. اول از همه اینکه ناشر از کار شما خوشش بیاد و تشخیص بده که کتاب شما پتانسیل فروش خواهد داشت یا نه. حتی ممکنه ناشر روی محتوای کتاب و قطع و گرافیک کتاب اعمال نظر کنه و شما مجبور به پذیرش بِشید. در نشر شخصی اما شما استقلال کامل دارید. شما جامعه خوانندگان و مشتریان را خیلی خوب می‌شناسید و طبق این شناخت، کتاب را خواهید ساخت. خیلی از ایده‌ها با وجود موانع اخذ مجوز امکان محقق شدن در قالب کتاب رو ندارن. یا ممکنه مجوز بگیرن اما لازم باشه با سانسور کنار بیان. مثل ایده ارشاد نیکخواه که خواسته کتاب The art of not giving a fuck رو با همون لحن بی پروا و پر از بد دهنی‌های جسورانه چاپ کنه و فقط روش نشر شخصی بوده که می‌تونسته این اجازه رو بهش بده وگرنه کتابی با عنوان  هنر رندانه به تخم گرفتن عمراً نمی‌تونه مجوز نشر بگیره. [2]صرفه‌جویی‌های مالیدر نشر شخصی به این دلیل که بسیاری از هزینه‌ها حذف می‌شه شما می‌تونید کتاب رو ارزان‌تر به دست خوانندگان برسونید. یا تخفیف‌ و ارسال رایگان داشته باشید. و با این وجود سود بیشتری رو به دست بیارید.بطور معمول و تقریبی در نشر سنتی فقط ۱۰ درصد از قیمت پشت جلد متعلق به مؤلف هست، ۱۰ درصد سهم ناشر و حدوداً ۴۵ درصد از قیمت پشت جلد سهم عوامل پخش و فروشندگان خواهد بود و ۳۵ درصد باقی‌مانده هزینه‌های طراحی و چاپ.به این ترتیب نشر شخصی کتاب می‌تونه ۱۰ درصد سهم مؤلف رو به حدوداً ۶۵ درصد افزایش بده و به این ترتیب مؤلف می‌تونه با قیمت خیلی کمتر کتاب رو به دست خوانندگان برسونه و همین باعث افزایش فروش و در نهایت درآمد بیشتر برای مؤلف خواهد شد. حالا که از امتیازات نشر شخصی گفتم بهتره به بعضی از سختی‌ها و دردسرهاش هم اشاره کنم.نیاز به کانال توزیع قدرتمنداگر فرد شناخته شده‌ای نیستید و رسانه‌ی تاثیر گذاری ندارید بهتره بدونید که هیچ تضمینی وجود نداره که نشر شخصی شما موفق باشه. مهمترین عامل در موفقیت یک نشر شخصی اینه که از طریق یک کانال توزیع بتونید کتاب رو به خوانندگان معرفی کنید. کاهش کیفیت کتاب‌ها با رواج نشر شخصیاگر تا حالا مراحل سختگیرانه نشر سنتی باعث می‌شده فقط مولف‌های حرفه‌ای موفق به تالیف کتاب بشن، با رواج نشر شخصی هر شخصی که ایده‌ای برای نوشتن کتاب داشته باشه این امکان براش فراهم هست که کتاب منتشر کنه. این از طرفی خوبه چون راه برای محقق شدن ایده‌های بیشتری فراهم خواهد شد اما از طرفی باعث می‌شه که دیگه نشه مثل گذشته محتوای کتاب‌ها رو مطمئن و با کیفیت بدونید.یه جورایی کتاب هم شبیه اینترنت خواهد شد. محتوای زیاد و متنوع با کیفیت کم و غیر مطمئن.نشر شخصی باعث می‌شه که خوانندگان کتاب با انبوهی از کتاب‌های کم کیفیت از مؤلف‌های تازه کار مواجه باشن. مثلاً کیم کارداشیان چهره مشهور تلوزیونی در سال ۲۰۱۵ یک کتاب 445 صفحه ای را به صورت نشر شخصی منتشر کرد که کاملاً از عکسهای سلفی خودش تشکیل شده بود!مشکل کپی‌رایت و حقوق مولفانوقتی نوشتن و منتشر کردن کتاب آسون می‌شه و به همون نسبت کتاب‌های زیادی هم منتشر می‌شه. احتمال سرقت‌های ادبی هم بیشتر می‌شه. در سیستم نشر سنتی ناشر مسئولیت همه چیز رو به عهده داره اما در یک نشر شخصی اینترنتی ممکنه نام نویسنده و ناشر جعلی و غیرواقعی باشه. به این ترتیب پیگیری حقوق کپی‌رایت مولفان سخت‌تر خواهد شد.سخن پایانیاینترنت و کامپیوتر روند ثبت و نشر اطلاعات را آسون کردن و ما در عصر انفجار اطلاعات هستیم. در این وضعت که به هر طرف نگاه کنیم یک محتوای چند رسانه‌ای جلو چشم‌هامون هست. کتاب یک نقطه امن و به دور از هیاهو محسوب می‌شد برای مطالعه. اما با رواج کتاب‌های الکترونیک و نشر شخصی، ناچار کتاب هم به سرنوشت اینترنت دچار خواهد شد. فرصت‌های بیشتر برای نویسندگان تازه‌کار، کتاب‌های بیشتر و انبوهی از محتوای کم‌کیفیت و نامعتبر.در این وضعیت خوانندگان کتاب بیشتر از هر چیز به ابزارهایی برای تشخیص و پیدا کردن کتاب‌های با کیفیت نیاز دارند....................................................................................................به این شرط که نام و نشونم رو از مطلب حذف نکنید می‌تونید در هر جایی ازش استفاده کنید.خوشحال می‌شم نظرتون رو بنویسید.بیشتر نوشته‌ها و کارهای پژوهشی من در رابطه با تایپوگرافی و طراحی تایپ هست. اگر دوست داشتید در زمینه تخصصی‌ام نوشته‌ها و آثار من رو دنبال کنید به سایت فونت‌ایران بیاید. همچنین می‌تونید من رو در اینستاگرام و تویتتر هم دنبال کنید.................................................................................................... [1]. ناشر هیبریدی یا ترکیبی به نویسنده‌‌ای میگن که هم خودش نسخه‌های الکترونیک کتابش رو می‌فروشه هم امتیاز فروش کتاب چاپی رو به ناشر دیگه واگذار می‌کنه.[2].  کتاب The art of not giving a fuck توسط مترجمین دیگر با عنوان‌هایی مانند: هنر ظریف بی خیالی و هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها حداقل توسط ۴ مترجم و ناشر دیگر چاپ شده. https://virgool.io/@MoslemEbrahimi/study-instead-reading-book-ighu8xd4jn3b </description>
                <category>مسلم ابراهیمی</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2019 06:56:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بجای کتاب خواندن مطالعه کن!</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/study-instead-reading-book-ighu8xd4jn3b</link>
                <description>من مسلم ابراهیمی هستم حرفه و تخصص‌ام طراحی فونت هست. آثار و نوشته‌های تخصصی در مورد فونت و تایپوگرافی را در فونت‌ایران منتشر می‌کنم اما به تازگی متوجه شدم نیاز دارم درباره موضوعات عمومی هم بنویسم. برای همین ویرگوول را انتخاب کردم.پیش از شروع بحث اصلی ۲ موضوع را باید بگم:۱- قصدم از نوشتن این مطلب این نیست که جامعه را منع کنم از خواندن کتاب. فقط می‌خوام بگم کتاب خواندن بخش خیلی کوچکی از روند مطالعه است.۲- این نوشته یک مقاله پژوهشی نیست. اطلاعات در زمان کوتاه جمع آوری شده و بعضی قسمت‌ها نتیجه مشاهدات و تحلیل‌های شخصی هست.مطالعه کردن چیه؟گاهی استفاده نادرست از یک واژه در یک زبان می‌تونه تبدیل به یک معضل اجتماعی بشه. به نظر من در مورد واژه مطالعه تا حدودی این اتفاق افتاده. مشکل از این‌جا شروع می‌شه که معنی مطالعه برای ما برابر شده با خواندن کتاب. مثلاً از نفر اول کنکور می‌پرسن روزی چند ساعت مطالعه می‌کردی. (منظور اینکه روزی چند ساعت کتاب درسی می‌خواندی)در حالی که لغت‌نام‌ها مطالعه را اینطوری معنی می‌کنن.مطالعه یعنی: استفاده از ذهن برای دستیابی به دانش ، مانند خواندن ، تحقیق یا تأمل.مطالعه یعنی: تلاش برای یادگیری یک موضوع در یک دوره آموزشی یا با خواندن کتاب.مطالعه یعنی: نگریستن به هر چیز برای واقف شدن به آن و تامل و تفکر و اندیشه.مطالعه یعنی: اطلاع یافتن از چیزی با ادامۀ نظر در آن.فرهنگستان زبان پیشنهاد کرده بجای مطالعه از کلمه بررسی استفاده کنیم. در مثال بالا اگر واژه بررسی را جایگزین کنیم متوجه اشتباه‌مون می‌شیم. (روزی چند ساعت برای کنکور کتاب‌ها را بررسی می‌کردی!)مطالعه کردن= Study خواندن= Readingبنابراین با توجه به معنی مطالعه، کتاب خواندن یکی از روش‌های مطالعه است و خیلی از مطالعات می‌تونه از روش‌هایی انجام بشه که اصلاً اثری از کتاب در اون نباشه.کتاب چیه؟کتاب در لغت‌نامه‌ها تعریف ساده‌ای داره:مجموعه‌ای از صفحاتِ نوشته‌شده، مصوّر، چاپ‌شدهمتن نوشته شده‌ای که می تواند به صورت چاپی یا الکترونیکی منتشر شود.اما برای اینکه بهتر به چیستی کتاب پی ببریم بهتره بریم از خیلی عقب‌تر بهش نگاه کنیم. برای پیدایش اولین کتاب‌ به شکل امروزی چندتا چیز لازم بوده. اول خط و الفبا که در هزاران سال قبل توسط اقوام سومری و فینیقی‌ها ابداع میشه و ۲ ابداع بزرگ دیگه یعنی کاغذ و چاپ که توسط چینی‌ها انجام میشه. از اینجاست که چیزی به شکل کتاب موجودیت پیدا می‌کنه. اما جالبه بدونید که هنوز کتاب ابزار کارآمدی برای ثبت و انتقال اطلاعات نیست. چون کتاب‌های دست‌ساز خیلی گران قیمت‌ و کمیاب هستن. اون چیزی که عاقبت باعث شد کتاب با شکل و ارزش‌های امروزی پدید بیاد اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ بود. دستگاه چاپ با قابلیت حروفچینی می‌تونست کتاب‌های ارزان‌تری را در زمان سریع‌تر تولید کنه و به دستِ همگان برسونه.کتاب باعث می‌شه دانش از انحصار طبقه خاص جامعه در بیاد و این گام مهمی‌ میشه برای برابری و پیشرفت انسان‌ها.و اما در سال‌های نه چندان دور پیدایش عکاسی و پس از اون سینما (تصویر متحرک) و ضبط صدا تونستن نقش مهمی در ثبت و نشر دانش داشته باشن. عکس، فیلم و صدای ضبط شده مطمئناً نسبت به نوشته‌های کتاب،  اطلاعاتِ قابل اعتمادتر و جذاب‌تری بودند اما نمی‌تونستن به سادگی و ارزانی کتاب منتشر بشن. برای همین همچنان کتاب ابزار اصلی ثبت دانش بود.و بالاخره اون چیزی که قواعد بازی را عوض کرد ابداع کامپیوتر و شبکه بود. این ابداع می‌تونست انواع اطلاعات را در قالب داده (Data)  هم ثبت کنه هم محاسبه کنه و هم منتشر کنه. و همینطور که انتظار می‌رفت زندگی بشر را متحول کرد. اما عجیب بود که کتاب با همان شکل اولیه به حضورش ادامه داد.کتاب کاغذی یک رسانه اولیه است.با وجود همه این ابداعات هنوز کتاب وجود داره و از ابزارهای پرطرفدار برای ثبت و نشر دانش هست. اما ظاهراً عاشقان کتاب و یا کسانی که دغدغه‌شون افزایش سطح مطالعه و آگاهی جامعه است، نگران هستن! نگران اینکه چرا مردم بجای کتاب خواندن وقت‌شون رو با تلویزیون، کامپیوتر و موبایل می‌گذرونن. آیا واقعاً این نگرانی به‌جاست؟ به نظر من نه.اینکه روز به روز مردم کمتر کتاب می‌خونن و دوست دارن فیلم و تلوزیون ببینن یا با موبایل در حال جستجو در وبسایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی باشن یک روند کاملا طبیعی هست. چرا؟ چون کتاب کاغذی نسبت به کامپیوتر و موبایل یک ابزار خیلی قدیمی و اولیه محسوب می‌شه. از حدودا ۵۰۰ سال پیش تکنولوژیِ کتاب کاغذی پیشرفت و تحول چندانی نداشته.برای اینکه موضوع براتون روشن‌تر بشه به چندتا از ضعف‌های کتاب کاغذی به نسبتِ ابزارهای دیگر ثبت و نشر اطلاعات اشاره می‌کنم.۱- عناصر چند رسانه‌ای را می‌شه به ۵ دسته اصلی تقسیم کرد. شامل: نوشته، تصویر، صدا، ویدئو و انیمیشن. کتاب از ۵تا  صدا، ویدئو و انیمیشن را نمی‌تونه نمایش بده.۲- کتاب اطلاعات را به شکل فیزیکی و استاتیک ثبت کرده برای همین قابل ویرایش نیست یا ویرایش باعث صرف هزینه زیادی می‌شه. یک نویسنده اگر بعد چاپ کتاب متوجه اشتباهش بشه یا بعد مدتی نظرش راجع به موضوع تغییر کنه هیچ راهی برای اصلاح نداره مگر اینکه کتاب جدیدی بنویسه.۳- در کتاب کاغذی امکان جستجو محدود به فهرست کتاب هست. امکان جستجو در متن، یک امکان کلیدی و خیلی مفید در مطالعه سریع هست. در ابزاری که امکان جستجو وجود داشته باشه شما با صرف وقت کمتر به پاسخ سوالتون می‌رسید و مطالعه بهینه‌تری خواهید داشت.۴- با پیشرفت نرم افزارهای مترجم، متن‌های نرم‌افزاری به راحتی می‌تونن به زبان‌های دیگه ترجمه بشن. اما در رابطه با کتاب کاغذی باید دست به دامن یک مترجم بشید. (اگرچه فعلاً ترجمه‌ نرم‌افزاری قابل مقایسه با ترجمه انسانی نیست اما با پیشرفت هوش مصنوعی مطمئناً روز به روز پیشرفت خواهد کرد و به ترجمه انسانی نزدیک خواهد شد.)۵- تکثیر و نشر کتاب نیازمند صرف هزینه زیادی هست. یک مقاله در اینترنت به صورت رایگان می‌تونه در اختیار همه مردم باشه اما ۲هزارتا کتاب فقط امکان مطالعه را برای ۲هزار نفر فراهم می‌کنه. کمپین‌های زیادی برگذار می‌شه برای به اشتراک گذاشتن کتاب یا اهدای کتاب به کتابخانه‌ها ولی به نسبت محتوای نرم افزاری، کتاب کاغذی در تکثیر و به اشتراک گذاری بسیار ناتوان و محدود هست.۶- پروسه تولید و نشر کتابِ کاغذی زمان بر هست. از زمانی که نویسنده کارش را تموم می‌کنه زمان طولانی می‌گذره برای طی این مراحل: پیدا کردن ناشر، قرارداد بستن، حروفچینی، اخذ مجوز، چاپ، صحافی و پخش در حالی که نوشته‌های یک وبلاگ یا یک ویدئو سخنرانی بلافاصله دیده و خونده می‌شه. ۷- کتاب کاغذی ابزار غیرتعاملی هست. خوانندگان نمی‌تونن با نویسنده و صاحب‌نظر ارتباط تعاملی داشته باشن. اما در ابزارهای جدید شما می‌تونید زیر یک مطلب نظرتون را بنویسید و از مولف سوال کنید. این برای مولف هم فرصت و امتیاز فوق‌العاده‌ای هست. گاهی می‌تونه این تعامل تبدیل به یک حس عاطفی بشه و برای نویسنده و خواننده انرژی بخش باشه. نویسنده‌های کتاب‌های کاغذی هم به همین دلیل دوست دارن برنامه امضاء کتاب یا جلسات نقد و بررسی برگذار کنن که البته این تعامل خیلی محدود و موقتی هست.۸- کتاب‌های کاغذی چون تحت نظر دولت منتشر می‌شه آزادی بیان را از نویسنده سلب می‌کنه. برای همین به نسبت محدودیت‌های جامعه محتوای کتاب‌های کاغذی هم محدود هست و درباره خیلی از موضوعات مهم کتاب وجود نداره یا اگر وجود داره سانسور شده.۹- کتاب به شما امکان حفظ کامل حریم خصوصی را در مطالعه نمیده. شما ممکنه بخواهید راجع به موضوعاتی مطالعه کنید که هرگز دیگران متوجه نشن (بخصوص موضوعات مربوط به سیاست، مذهب یا جنسی) چنین چیزی با استفاده از موبایل و تبلت خیلی راحت و امن انجام میشه اما کتاب را همه می‌بینن و پنهان کردنش خیلی دردسر هست.۱۰- کتاب‌ها نمی‌تونن برای معلولین خاص دسترسی بهتر ایجاد کنند. مثلاً در کتاب‌های الکترونیک و وب‌سایت‌ها، فرد کم بینا میتونه فونت را تغییر بده و اندازه نوشته را بزرگ کنه یا حتی به کمک نرم افزارهای تبدیل به صوت نوشته‌ها را بجای دیدن گوش کنه.۱۱- حجم اطلاعات تولید شده بصورت نرم افزاری خیلی بیشتر از اطلاعات چاپ شده در کتاب‌هاست. برای مثال دانشنامه آنلاین ویکی پدیا به ۲۹۳ زبان مختلف دارای اطلاعات هست. حجم اطلاعات این دانشنامه در زبان انگلیسی ۶۰ برابر دانشنامه معروف بریتانیکا است. بنابراین با بدبینانه‌ترین فرض، اگر فقط ۱۰ درصد اطلاعات ویکی‌پدیا هم درست و تایید شده باشه باز هم از دانشنامه بریتانیکا بزرگتره.۱۲- در کتاب کاغذی فقط میشه منابع را معرفی کرد یا برای توضیح بعضی کلمات خاص پاورقی نوشت. در حالی در اینترنت می‌شه موضوعات را به منابع آنلاین لینک کرد. بنابراین هنگام مطالعه پاسخ سوال‌های احتمالی را از منابع دیگر پیدا می‌کنید و دوباره به مسیر اصلی، مطالعه بر می‌گردید.پس چرا با وجود همه ضعف‌ها و کمبود‌هایی که کتاب داره، این ابزار اطلاع رسانی همچنان با قدرت به حیاتش ادامه می‌ده و بازی را به ابزارهای نوین مطالعه واگذار نکرده؟!یکی از دلایل اصلی که باعث شده کتابِ کاغذی بیشتر از توان و تاثیرش مهم بشه همون تصور اشتباه هست که مطالعه برابر هست با کتاب‌خوانی. و اینطوریه که دولت و هرکسی که دغدغه فرهنگی داره، تا حد توان از این ابزارِ اطلاع رسانی حمایت مالی و معنوی می‌کنه.سرانه مطالعهیکی از چیزهایی که اهالی فرهنگ همیشه نگرانش هستن آمارهای مربوط به سرانه مطالعه است. و جالبه که بدونید اصلی‌ترین معیارهای محاسبه سرانه مطالعه موارد زیر هست: تیراژ کتاب‌های چاپ شدهآمار امانت کتاب از کتابخانه‌های عمومی میزان فروش کتاب و نشریات یعنی انواع دیگر مطالعه مثلا خوندن همین وبلاگ، مشاهده فیلم، شنیدن رادیو و پادکست و انواع دیگر مطالعه که بهش اشاره کردیم هیچ جایگاهی در سرانه مطالعه جامعه نداره!آمارهایِ پایینِ سرانه مطالعه باعث می‌شه متولیان فرهنگی احساس نگرانی کنن و مقصر را ابزارهای اطلاع رسانی جدید بدونن. نگرانی از اینکه چرا مردم بجای مطالعه کتاب، وقتشون را با تلوزیون، کامپیوتر و موبایل می‌گذرونن؟ این نگرانی اون‌قدر زیاد هست که باعث می‌شه دولت برای ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی هزینه کنه. مثل حمایت‌های دولتی از مطبوعات و ناشران، برگزاری نمایشگاه‌ها، گسترش کتابخانه‌ها، هفته کتاب‌خوانی و...اما در نهایت همه این تلاش‌ها باعث ارتقاء آگاهی و فرهنگ جامعه نشده. چرا؟ چون کتاب فقط یک ابزار برای مطالعه است و نه خودِ مطالعه. همه این تلاش‌ها اگر بر روی ترویج فرهنگ مطالعه به معنی تلاش برای افزایش سطح آگاهی با استفاده از ابزارهای گوناگون متمرکز بشه مطمئناً نتیجه بهتر خواهد بود. اعتبار علمی کتاب در تشکیلات دانشگاهیتالیف کتاب و چاپ مقاله در محیط‌های آکادمیک اعتبار علمی به همراه داره. اگر یک استادِ دانشگاه نظریاتش را در قالب یک مقاله‌، پادکست یا ویدئو در اینترنت منتشر کنه براش امتیاز آکادمیک محسوب نمی‌شه. اساتید دانشگاه سعی می‌کنن  وقتشون را صرف پژوهشی بکنن که خروجی‌اش مقاله یا کتاب باشه. در دانشگاه منابع مطالعاتی غیر از کتاب و نشریات علمی چندان معتبر شناخته نمی‌شه و همه این‌ها این باور اشتباه را تقویت می‌کنه که علم و دانش وقتی ارزشمند هست که روی صفحات یک کتاب چاپ شده باشه.خطر کپی شدن در کتاب چاپی کمتر استبخصوص در جامعه ایران که فرهنگ رعایت کپی‌رایت هنوز ضعیف هست و سو استفاده‌ از آثار معنوی زیاد. اکثر مولف‌ها ترجیح میدن آثارشون را در قالب کتابِ چاپی منتشر کنند نه بصورت کتاب الکترونیک یا نوشتن در وبلاگ.آخرین کتابی که خوندی چی بوده!وضع طوری شده که در اغلب گفتگو‌ها و مصاحبه‌ها این سوال پرسیده می‌شه &quot;آخرین کتابی که خوندی چی بوده&quot; و شما برای اثبات اینکه اهل مطالعه هستید باید اسم چندتا کتاب را نام ببرید. یعنی اگر وقتتون را صرف دیدن فیلم‌های مستند در شبکه نشنال جئوگرافی کرده باشید یا از یوتیوب فیلم آموزشی دیده باشید اهل مطالعه محسوب نمی‌شید اما اگر یک کتاب داستان خونده باشید با سربلندی از این آزمون گذر خواهید کرد!کتاب برای خودنمایی فرهنگیشما اگر عکسی از خودتون در حال مطالعه کتاب منتشر کنید یا عکسی از جلد یک کتاب در کنار فنجون چایی تون. به نظر میرسه که شخصی اهل مطالعه و فرهیخته هستید اما اگر عکسی از لپ‌تاب یا موبایل تون منتشر کنید هیچکی تصور هم نمی‌کنه در ویکی‌پدیا در حال مطالعه باشید! خب همین باعث می‌شه که مردم به خودنمایی با کتاب ادامه بدن و این باور بین عموم تقویت بشه که مطالعه مساوی است با کتاب خوندن. و سلسله وار این محرک‌ها ادامه داره. شما رفتن به کتاب‌فروشی و نمایشگاه کتاب را ارزش می‌دونید و بعد از اون هزینه کردن برای کتاب را ارزش می دونید و حالا شما هستید و کتاب‌هایی که از روی نیاز نخریدید و در حالی که صدها سوال بی پاسخ در ذهن دارید نشستید کتابی را می‌خونید که خریدید. اگر هم از خیلیا بپرسید به چه دلیل این کتاب را خریدی احتمالا یا یکی براشون از کتاب تعریف کرده یا کتاب پرفروش و چاپ چندم بوده یا از نویسندش خوشتون می‌اومده. و این چرخه ادامه پیدا می‌‌کنه. به این ترتیب که شما هم کم و بیش از کتاب‌هاتون و کتاب‌خونه‌تون اینجا و اونجا حرف می‌زنید یا چیزی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارید و چرخ بازار کتاب کاغذی اینطوری می‌چرخه و بازار‌ هم برای شما کتاب‌هایی منتشر می‌کنه که پتانسیل بیشتری برای فروش داره.در حالی که روال طبیعیِ مطالعه با کتاب این هست که شما سوالی در ذهنتون شکل گرفته و به دنبال یادگیری و کسب آگاهی یا حتی نیاز روحی، کتابی را انتخاب می‌کنید و در کتاب جواب سوالتون را پیدا می‌کنید و لذت می‌برید. همه‌ی این محرک‌ها باعث می‌شه افرادی که کمتر کتاب می‌خونن احساس شرمندگی از خود داشته باشن و برای رفع این حسِ بد، بدون برنامه و هدفی خاص کتاب خریداری کنن و شروع کنن به خوندن. یکی دیگر از دلایل ماندگاری و اهمیت پیدا کردن کتاب کاغذی در برابر ابزارهای نشر کارآمدتر (مثل وبلاگ، رادیو، سینما، تلوزیون) عدم آگاهی ما در چگونگیِ استفاده از این ابزارهاست. استفاده‌ی نادرست از مزایایِ ابزارهای نوین نشر اطلاعات توسط تولید کنندگان دانش:تجارت آنلاین و این تولید محتوای لعنتیدر بستر فناوری‌های جدید مقدار زیادی از اطلاعات به پشتوانه قدرت‌های تجاری تولید شده. یک وب‌سایت یا وبلاگ همراه با جذب شما به مطالعه، می‌تونه شما را هدایت کنه به خرید یک محصول تجاری و در این نقطه است که چیزی به اسم بازاریابیِ محتوا پدید میاد.بخش زیادی از اطلاعات تولید شده در اینترنت با هدف بازاریابیِ محتوا تولید شده. نویسنده کتاب معمولاً خودش تصمیم می‌گیره از چی بنویسه و چطور بنویسه اما تولید کنندگان محتوا در خیلی از نشریات آنلاین و شبکه‌های اجتماعی درباره موضوعاتی می‌نویسن که بتونه بازدید بیشتری داشته باشه، لایک و فالور بیشتری جذب کنه و نهایتاً تبلیغ بهتری باشه برای فروش بیشتر.و همین تولید محتوای لعنتی باعث می‌شه بی‌نهایت آشغال و اطلاعات کم ارزش تولید بشه. و در بین این‌همه آشغالِ کم ارزش گاهی پیدا کردن محتوای با ارزش برای موتورهای جستجو هم سخت می‌شه چه رسد به خود کاربر.بنابراین آگاهی از اینکه تولید کننده محتوا چه کسی هست و هدف از نشر اون مقاله، ویدئو یا پادکست چیه می‌تونه خیلی در کیفیت مطالعه‌ی غیرکتابی موثر باشه.محتوای رایگان همیشه خوب نیستیکی از امکاناتی که فناوری‌های جدید نشر دارند اینه که هزینه تولید دانش بجای اینکه از جیب شما پرداخت بشه از منابعی مانند اسپانسرها و تبلیغ کنندگان تامین بشه. و این در نگاه اول خیلی خوب به نظر می‌رسه. اما برخی معتقدند که اطلاعات غیر رایگان مطمئن‌تر هستند. هنگام خرید یک مقاله، پادکست، ویدئو (که مشابه خرید کتاب هست) شما پول می‌پردازید و هم اندازه اون، اطلاعات و دانش خریداری می‌کنید. اما تئوری محتوای رایگان در خیلی از موارد اینطوری کار می‌کنه که به دلیل رایگان بودن مخاطب‌های زیادی جذب می‌شه و بعدش از طریق تبلیغات، توجه فکریِ شما به تُجار یا سیاستمداران فروخته می‌شه.اتصال به اینترنت راه‌گشای دردسرسازاگر بخواهیم از لپ‌تاپ یا موبایل‌مون برای مطالعه استفاده کنیم همیشه این احتمال وجود داره که وسط مطالعه یک اعلان از یک شبکه اجتماعی گوشه صفحه ظاهر بشه و ما رو ببره به جایی که کلا یادمون بره راجع به چی مطالعه می‌کردیم. یا اینکه هوس کنیم وسط مطالعه کمی فیلم ببینیم یا بازی کنیم. کتاب خوان‌ها با محدود کردن امکانات این مشکل را رفع کردن اما همانطور که از اسمش مشخصه برای خواندن کتاب ساخته شدن نه مطالعه‌ی جامعِ یک موضوع. هدف ما از مطالعه فراکتابی این بود که از اینترنت و همه منابع اطلاعاتی موجود در اون برای درک یک موضوع استفاده کنیم. ضمن اینکه خاصیت مطالعه آنلاین اینه که هر زمان راجع به موضوعی احساس کردیم می‌خواهیم بیشتر بدونیم در اینترنت جستجو کنیم و از نفهمی در بیاییم.پس چه باید کرد؟ باید خودمون نحوه استفاده مون از ابزارهای اطلاع رسانی جدید را کنترل و مدیریت کنیم. باور کنید خیلی از عاشقان کتاب کاغذی هم چند برابر وقتی که در روز صرف کتاب خوندن می‌کنن از موبایل استفاده می‌کنن. و به نظر من می‌شه بسیاری از این وقت گذارنی‌های اینترنتی را به مطالعه تبدیل کرد. می‌شه از جذابیت دیدن عکس و فیلم و موسیقی در اینترنت استفاده کرد و وب‌گردی‌ها را به مطالعه تبدیل کرد.این باور اشتباه که مطالعه مساوی است با خواندن کتاب باعث شده ما زمان‌های زیادی را که در اینترنت یا جلو تلوزیون می‌گذرونیم را اوقات فراغت محسوب کنیم و دل خوش کنیم به خوندن چند صفحه کتاب در روز.  در حالی که محتوای موجود در اینترنت و برنامه‌های تلوزیونی اگر به درستی انتخاب بشه گاهی می‌تونه از خوندن کتاب هم مفیدتر باشه.آیا در آینده کتاب‌های کاغذی از بین خواهند رفت؟نظر من اینه که بله با توجه به همه ضعف هایی که گفتیم کتاب کاغذی به عنوان یک ابزار مطالعه روز به روز ضعیف‌تر و کم ارزش‌تر خواهد شد. بعضی کتاب ها اما هیچ‌وقت بطور کامل از بین نخواهد رفت چون کتاب خارج از بحث مطالعه و کارکردی که در ثبت و نشر دانش داره کاربرد حسی هم داره. مثلاً تجربه خوندن شعر و داستان در کتاب برای بعضی قابل مقایسه با خوندن همان متن‌ها روی نمایشگر نیست. جنس و بوی کاغذ، ورق زدن و حاشیه نویسی همه تجربه‌های حسی هستن که باعث میشه کتاب چاپی به عنوان یک شیء دوست داشتنی همیشه خریدار داشته باشه.نتایج برخی پژوهش‌ها نشان داده که لمس کتاب، بوی کاغذ و ورق زدن صفحات باعث می‌شه مطالعه با کتاب کاغذی نتیجه بهتری نسبت به کتاب الکترونیک داشته باشه. در این مورد پیش‌بینی من اینه که همین پژوهش برای نسل‌های آینده نتیجه متفاوتی خواهد داشت. ممکنه دلیل بدست آمدن چنین نتیجه‌ای این بوده است که اغلب شرکت کنندگان در آزمون، افرادی بودن که اولین تجربه‌های مطالعه اون‌ها با کتاب کاغذی بوده و همین باعث ایجاد حس غرابت و نا آشنایی با کتاب الکترونیک شده. اما نسل‌های آینده که از ابتدا اغلب مطالعه‌هاش در محیط دیجیتال هست و نه کتاب کاغذی، بوی کتاب و لمس کلمات براش حس‌های بی‌معنی خواهد بود.یک پیش‌بینی دیگه هم اینکه در آینده ممکنه به کمک تکنولوژی همین حس‌ها در کتاب الکترونیک بازآفرینی بشه. (مانند استفاده از صدای شاتر مکانیکی در دوربین‌های دیجیتال بدون آینه) نتیجه گیریدر این مطلب درباره ضعف‌ها و کمبودهای کتاب و عدم لزوم توجه زیاد به کتابخوانی  زیاد گفتم. دقت کنید که منظور این نیست که کتاب‌خوانی یا کتاب بد است. فکر و ایده اولیه نوشتن این مطالب به دلیل مخالفت با مروجان کتاب نیست. آنچه باعث شد به این موضوع فکر کنم این بود که متوجه شدم لازم است همه ما به مطالعه در ابزارهای دیگر ثبت و نشر دانش مانند موبایل و اینترنت بیشتر توجه کنیم و تلوزیون، موبایل و اینترنت را دشمن مطالعه ندانیم. اکنون که مردم مشتاق استفاده از این فناوری‌های جذاب هستند باید متولیان و دلسوزان فرهنگ تمرکز خود را از کتاب و کتاب‌خوانی به سمت این رسانه‌ها جهت دهی کنند. باید روش صحیح استفاده از اینترنت و موبایل را آموزش دهیم. بسیاری از مردم بیشترین زمان استفاده از موبایل و اینترنت را صرف شبکه‌های اجتماعی و کانال‌ها و گروه‌های پیام رسان می‌کنند. اکثر آنها با وب و موتور جستجو، دانشنامه‌های آنلاین، کتاب‌های صوتی، پادکست‌ها، و منابع ویدئو بیگانه هستند.کتاب خواندنِ بی‌هدف و بالا بردن سرانه مطالعه دردی از جامعه دوا نخواهد کرد. پیشنهاد من این است که یک جستجوگر همیشگی باشیم و بیشتر از آنچه می‌خوانیم و می‌بینیم و می‌شنویم تامل کنیم.سخن پایانینظرات من در این مطلب در مورد کتاب، افراد، روش‌های مطالعه و ... مطلق نیست. ممکنه با توجه به شرایط خاص مثل نوع و موضوع کتاب، سن مطالعه کننده و موارد دیگه نتیجه گیری متفاوت باشه.هدف این مطلب بیشتر طرح یک مسئله هست که کمتر بهش پرداخته شده. برای نتایج بهتر و دقیق‌تر باید پژوهش‌‌های علمی انجام بشه.اگر مشتاق بودید درباره این مطلب با هم گفتگوی کنیم کافیه اسم من Moslem Ebrahimi را گوگل کنید. یا در اینستاگرام / توییتر به من پیام بدید. می‌تونید از این مطلب در هر جایی استفاده کنید اما لطفاً نام و نشون نویسنده را تغییر ندید :) اگر از مطالعه بیشتر درباره این موضوع خوشتون میاد پیشنهاد می‌کنم نوشته‌های زیر را هم ببینید:کاغذ دیگر توان ندارد اسماعیل. (مرضیه رسولی) https://amraei.com/thoughts/we-dont-need-books/  https://virgool.io/@MoslemEbrahimi/%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-self-publishing-grvydeotbfq6 </description>
                <category>مسلم ابراهیمی</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 19:46:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب نام مناسب برای کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ttaulbo78kir</link>
                <description>من مسلم ابراهیمی هستم و همه من را به عنوان طراح فونت و بنیان‌گذار فونت‌ایران می‌شناسن اما از اونجا که سال‌های زیادی در بازار کار گرافیک و تبلیغات مشغول بودم. به موضوعات مرتبط با برندینگ و کارآفرینی علاقه‌مند هستم. امروز در حال مشاوره دادن به یکی از دوستان بودم که چطور یک نام مناسب برای کسب و کارش انتخاب کنه و  بهتر دیدم این موضوع را جایی مکتوب کنم.بنابراین ممکنه چیزهایی بعدا به ذهنم برسه و مطلب در آینده اصلاح بشه یا مورادی اضافه بشه. ۱- کوتاه بودن ناماگر نام کسب و کار یک کلمه‌ای باشه واقعا بهترینه. میشه لوگوتایپ‌ش را هرجایی از محصول نوشت بدون اینکه تبدیل به یه چیزِ درازِ زشت بشه!نام اگر مختصر و کوتاه باشه میشه برای زیرمجموعه‌ها پسوند و پیشوند اضافه کرد به نام اصلی. مثلا اگر اسنپ اسمش یک کلمه‌ای نبود چطور می‌تونست اسنپ فود / اسنپ کیو / اسنپ باکس و ... را نام گذاری کنه.یک کلمه‌ای بودن نام، امتیاز بزرگی هست ولی خیلی باید خوش‌شانس باشید که یک نام یک کلمه‌ای مونده باشه که شرایط بعدی که نام می‌بریم هم در اون رعایت شده باشه.۲- تصویری بودن ناممنظور از تصویری بودن اسم اینه که کلمه انتخاب شده اسم یه چیز واقعی باشه مثلا اپل (به زبان فارسی سیب) اسمی هست که تا دلتون بخواد از این مزیت بزرگ در نام گذاری استفاده کرده. الان اگر یکی بهتون پیشنهاد بده که برای انتخاب نام کسب و کارتون که مرتبط با تکنولوژی هست از اسم یک میوه استفاده کنید (مثلا هویج یا گلابی یا انگور) احتمالا نمی‌پذیرید ولی بهتره بدونید که یکی از عوام اصلی در برندینگ قوی اپل همین شکل ساده شده سیب هست که اپل بدون هیچ نوشته و توضیحی میذاره روی محصولاتش.تصویری بودن اسم کمک می‌کنه بهتر در ذهن بمونه. حتما زیاد مواجه شدید با نام‌های پیچیده‌ای که لازم می‌دونید بپرسید معنیش چیه؟ و مالک کسب و کار براتون توضیح میده که در فلان زبان از فلان جای تاریخ درآورده که این کلمه به معنی فلان صفت خوب هست!از بین کسب و کارهای ایرانی مثلا شیپور یک نمونه خوب از این نوع نامگذاری تصویری هست. در حالی که رقیب اصلی‌ش یعنی دیوار اسمی داره که نمیشه به راحتی شیپور تبدیل به تصویر بشه و در برندینگ استفاده بشه.۳- مرتبط بودن نام با موضوع کسب و کارمرتبط نبودن نام با اهداف و موضوع کسب و کار، خیلی وضع را بد می‌کنه. مثلا استارت‌آپ &quot;باسلام&quot; یک پلترفرم فروشگاهی برای محصولات محلی و خانگی هست. و حالا مسئله اینه که چه ارتباطی بین واژه ترکیبی باسلام با موضوع این کسب و کار وجود داره. با شنیدن واژه باسلام یاد نامه‌های اداری می‌افتم (با سلام و احترام خدمتِ ...)در مقابل استارت‌اپ &quot;مامان‌پز&quot; (که یک پلتفرم توزیع غذاهای خانگی هست) یک ارتباط واضح و نزدیک با موضوع کسب و کار داره.اینکه اسم‌ خیلی مستقیم به موضوع اشاره کنه هم البته باعث بی‌مزه شده ماجرا میشه. بنابراین ارتباط غیر مستقیم اما واضح بهترین هست.۴- خوش آهنگ بودن نام برندبعضی وقت‌ها چینش حروف در یک نام باعث ایجاد صدا و آهنگی در کلمه می‌شه که اسم را خیلی جذاب می‌کنه و باعث میشه همیشه یاد آدم بمونه. مثلا پونیشا که یک پلتفرم فریلنسینگ هست اسمش ارتباطی با خدماتی که میگه نداره و کلا بی معنی هست اما آهنگ بامزه‌ای داره و در ذهن می‌مونه. بامیلو که یک فروشگاه اینترنتی هست (بود) هم همین ویژگی را داره. بی معنی هست اما آهنگ خوبی داره.یک مثال خوب از خوش آهنگ بودن نام، جرینگ هست که خدمات مالی پرداخت ارائه می‌کنه. جرینگ هم واقعا یک صدا هست (صدای سکه) و هم به موضوع خدمات ربط داره. علاوه بر همه اینها به استعاره عامیانه جرینگی (پرداخت نقد درجا) هم ربط داره.۵- تلفظ آسان برای همه جامعه مشتریاندر کنار خوش آهنگ بودن، باید به این موضوع هم دقت کنیم که تلفظ اون کلمه برای همه راحت باشه و فَک و زبون مردم برای گفتنش قفل نشه! مثلا قونقا که یک سرویس تاکسی اینترنتی در تبریز هست هم آهنگ  داره و هم مرتبط به موضوع حمل و نقل هست اما گفتن این کلمه آذری برای فارسی زبان‌ها راحت نیست. این مشکل در رابطه با اسم‌های فارسی که از زبان انگلیسی گرفته میشه‌ هم وجود داره مثل دیدئو که یک وبسایت مربوط به اشتراک گذاری ویدئو هست و تلفظ‌ش آسون نیست.۶- استفاده از فعل‌ها، صفت‌ها و ضمایر پر استفاده دردسر ساز هستند. وقتی خواستید یک فعل، صفت یا ضمیر پر استفاده برای نامگذاری کسب و کار استفاده کنید کمی به استفاده از آن در متن و جمله هم فکر کنید.  مثلا &quot;انجام میدم&quot; نام یک وبسایت فریلنسینگ هست حالا هرجا بخواهی به این اشاره کنید که در این سایت کاری را انجام می‌دهید ترکیب کله چیز مبهم و عجیبی از آب در میاد.مثلا: در انجام می‌دم برات انجام میدم! /  یا مثلا: پیام دادم به انجام میدم!یا &quot;میبریم&quot; که یه پلتفرم تاکسی اینترنتی هست.  مثلا بخواهی بگی: با میبریم میریم! رستورانی با نام &quot;طبیعی باش&quot;  فروشگاهی با نام &quot;آن&quot;  و ... هرکدام از این اسم‌ها هنگام استفاده در جمله شخصیت اسم بودن‌شون از دست میره.۷- استفاده از پسوند‌ها و پیشوند‌هااستفاده از پسوند‌ها و پیشوند‌های با معنی و گاها بی معنی به کلمات باعث می‌شه که هم اون کلمه ساده خاص بشه و همه گاهی باعث خوش‌صدا شدن و با مزه شدن کلمه بشه. مثال‌های زیادی در این زمینه هست مثل: تخفیفان، بیدود، حملو، نزدیکا، مهربانه، اتاقکالبته یک مزیت بزرگ این نوع نامگذاری هم پیدا کردن یک نام دامنه ثبت نشده هست.در استفاده از پیشوند و پسوندهای معنی‌دار دقت کنید: مثلا پسوند‌های ها، ان، یها، ات، ون، ین  که برای جمع بستن کلمه استفاده می‌شه ممکنه دردسر بشه. در مثال‌های بالا مثلا اگر بجای تخفیفان، تخفیف‌ها بود خیلی جاها مشکل ایجاد می‌شد مثلا می‌خواستی بگی: این تخفیف‌ها را در &quot;تخفیف‌ها&quot; را ببینید!۸- محدود نبودن نام به مکاناگر در نامگذاری  کسب و کارتون از نام شهر یا کشور خاصی استفاده کنید این مشکل وجود داره که در صورت تمایل به توسعه جغرافیایی خدمات، همین نام مانع بزرگ باشه. مثلا شیراز تخفیف که برترین وبسایت تخفیف گروهی در شهر شیراز هست هیچ‌وقت نمی‌تونه با این نام در شهرهای دیگه فعالیت کنه در حالی که تخفیفان می‌تونه برای هر شهری از ایران خدمات تخفیف خرید گروهی ارائه کنه.۹- استفاده از نام یک برند موفقاین سبک نامگذاری هم خیلی مرسوم هست که از بخشی از نام یک کسب و کار موفقی استفاده کنیم تا به نام تجاری خودمون اعتبار بدیم. برای مثال پیشنهاد می‌کنم در گوگل کلمه دیجی را با کلمات دیگه ترکیب و جستجو کنید.دیجی خرید / دیجی طرح / دیجی تخفیف / دیجی چوب / دیجی موزیک / دیجی فیلم ...این روش نامگذاری فقط وقتی موثر خواهد بود که کاربران مطمئن بشن ارتباطی بین کسب و کار مورد نظر با برند موفق دیجی‌کالا وجود داره. وگرنه فقط یک حس تقلبی بودن و عدم صداقت را منتقل می‌کنه. خود دیجی‌کالا این کار را برای کسب و کارهای جدیدی که راه‌اندازی کرده استفاده کرده و به نظر می‌رسه نامگذاری موفقی هست. مثل دیجی استایل که نام فروشگاه آنلاین پوشاک هست و همه می‌دونیم که پوشاک و مُد ربطی به صنایع دیجیتال نداره اما نام، پیام اصلی خودش را به خوبی منتقل می‌کنه. پیام اینه که &quot;این فروشگاه آنلاین وابسته به موفق‌ترین برند فروش آنلاین در ایران هست.&quot; اگر مفهوم نام کسب و کار شما با کاری که انجام می‌دید منطبق نباشه همیشه این حس به مشتری منتقل می‌شه که شما صادق نیستید. استفاده از کلماتی مانند مرکزی، برتر، اول و ... در صورتی که شما واقعا یک شعبه مرکزی نباشید یا واقعا برتر و اول نباشید نامگذاری مناسبی نیست.مثلا &quot;اخبار رسمی&quot;  که یک سرویس کمپین رسانه‌ای و نشر رپورتاژ آگهی است نامی را انتخاب کرده  که به نظر می‌رسد باید منبع اخبار رسمی نهادهای ملی باشه.در کل استفاده از صفت‌ها در نامگذاری چندان مناسب نیست. ۱۰- نداشتن مشابه و تکراری نبودناین اصل هم انقدر بدیهی هست که نیازی به توضیح دادن نداره. اگر نام انتخابی خیلی شبیه یک برند مشهور باشه شما از همون ابتدا خودتون را در سایه یک رقیب قرار دادید.  گاهی هم نام مشابه موجود برند نیست و شما مطمئنید با کمی تبلیغات اون کسب و کار را پشت سر خواهید گذاشت. اما در این وضع هم باز لازمه به مشکلات احتمالی درباره ثبت نام تجاری، آزاد بودن نام دامنه و شبکه‌های اجتماعی فکر کنید تا بعداً این تشابه باعث دردسرتون نشه.بعضی وقت‌ها مشابه بودن آهنگ و حروف نام‌ها هم ممکنه باعث دردسر بشه مثلا فیدیبو (فروشگاه کتاب الکترونیک)  فیدلیو (راهنمای رستوران‌ها و کافه‌‌ها) و یا فیتیلیتو  (فروشگاه خدمات ورزشی)احتمال اینکه نامی پیدا کنید که همه مزایای بالا رو یکجا داشته باشه خیلی کم هست.پس تکلیف چیه؟ خب مهمترین قسمت کار شما در انتخاب نام همینه که ببینید کدام مزیت کمک بیشتری به شما در موفقیت کسب و کارتون می کنه و کلا کدام امتیاز وزن بیشتری داره. مثلا وقتی نام کوتاهِ خوش آهنگی استفاده کردید اما خیلی بی معنی و نامرتبط با موضوع کسب و کار شماست. بهتره بیخیال بشید و یک اسم ۲ کلمه‌ای مرتبط یا تصویری انتخاب کنید. مثل پیک یاب (خدمات حمل و نقل پیک موتوری) و یا بیمه بازار (خرید آنلاین بیمه) که نام‌های مناسبی هستن.گاهی هم برعکس میشه یک نام کوتاه، خوش آهنگ یا تصویری پیدا کرد که اگرچه بی ربط هست اما مزایایی که اشاره کردیم را داره.مثلا &quot;باما&quot; که یک وبسایت خرید و فروش خودرو هست اسمش ارتباطی به موضوع کسب و کارش نداره. تصویری هم نیست اما مزیت کوتاه بودن و سادگی را داره.یا مثلا &quot;جاباما&quot; از اون اسم‌هایی هست که گفتیم بیش از حد مستقیم به فعلِ کسب و کارش اشاره داره اما از اونجا که کوتاه هست و آهنگ خوبی داره انتخاب مناسبی هست و در ذهن می‌مونه.یا مثلا &quot;ترب&quot; که یک سرویس جستجوی کالا و مقایسه قیمت‌هاست اسمش هیچ ربطی به کارش نداره ولی خیلی تصویری هست.پس چرا خیلی از کسب و کارهای با نام‌ نامناسب موفق هستند؟نام خوب تضمین کننده موفقیت کسب و کار نیست. آنچه مهمه کیفیت محصول و خدمات هست و پس از اون وقت و هزینه‌ای که صرف برندینگ می‌کنید. ولی باید این اصل را در نظر داشته باشید که یک محصول با کیفیت با نام مناسب هزینه کمتری برای تبلیغات و برندینگ نیاز داره. اما وجود یک نام نامناسب باعث میشه برای موفق شدن مجبور بشید زمان و هزینه بیشتری صرف کنید.شما چه معیارهایی را می‌تونید به این لیست اضافه کنید؟ بنویسید تا مطلب را کامل‌تر کنیم.</description>
                <category>مسلم ابراهیمی</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jul 2019 19:58:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وب سایت‌های برتر ایران از چه فونت‌هایی استفاده می‌کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@MoslemEbrahimi/%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-tzmdkcwevfgp</link>
                <description> بهترین فونت فارسی برای طراحی وب چیست؟وبسایت‌های فارسی بیشتر از چه فونت‌هایی استفاده می‌کنند؟چند درصد از وبسایت‌های ایرانی برای فونت هزینه‌ کرده‌اند و چند درصد استفاده از فونت رایگان را ترجیح می‌دهند؟چند درصد از وبسایت‌ها کپی‌رایت فونت فارسی را رعایت می‌کنند؟برای پاسخ به سوال‌های بالا ۲۳۵ سایت کاندید جشنواره وب ایران در سال ۱۳۹۶ را بررسی کرده‌ایم. این وب‌سایت‌ها همه به روز و فعال هستند و می‌توانند یک حجم نمونه خوب از کل جامعه آماری وب‌سایت‌های ایران باشند.مشابه این پژوهش را در سال ۱۳۹۴ قبل نیز انجام داده‌ایم با مقایسه آمار امسال با ۲سال قبل می‌توان با قطعیت بیشتری نتیجه گیری کرد و تا حدودی تغییرات آینده را نیز پیش‌بینی کرد.از ۲۳۵ سایت برتر جشنواره وب‌ ایران:۱۳۰ وبسایت از فونت ایران‌سنس.۳۶ وبسایت از فونت یکان.۱۹ وبسایت از فونت تاهوما۱۳ وبسایت از فونت ایران‌یکان۶ وبسایت از فونت وزیر۴ وبسایت از فونت صمیم۴ وبسایت از فونت شبنماستفاده می‌کنند.پرطرفدارترین: در آمار مربوط به سال ۱۳۹۴ بیش از ۵۰ درصد وبسایت‌ها از فونت یکان و تنها ۱۹ درصد از فونت ایران سنس استفاده می‌کردند اما در آمار امسال این نسبت برعکس شده است. به این ترتیب با قطعیت می‌توان گفت ایران سنس پرطرفدارترین فونت وب است و اغلب وب‌سایت‌های ایرانی ترجیح می‌دهند محتوای نوشتاری‌اشان با این فونت خواهده شود.فونت‌های جدیدتر: از مواردی که باید در نتیجه گیری این آمار لحاظ شود زمان طراحی هر وب سایت است. برای مثال اغلب وب‌سایت‌هایی که از فونت تاهوما یا یکان استفاده می‌کنند طراحی قدیمی دارند. از این نظر به ترتیب تاهوما - یکان - ایران سنس - وزیر - شبنم - صمیم و ایران یکان به ترتیب شانس بیشتری برای انتخاب شدن داشته‌اند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت تاهوما و یکان باز هم در آینده کمتر استفاده خواهند شد و وزیر - شبنم - صمیم و ایران یکان بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت.در میان فونت‌های جدید ایران یکان با کمترین سابقه حضور، آمار قابل توجهی را به خود اختصاص داده و می‌توان نتیجه گرفت که این فونت در میان گزینه‌های جدیدتر پرطرفدارترین است و به مرور زمان بیشتر استفاده خواهد شد.تنوع فونت: در آمار سال ۱۳۹۴ فونت‌های استفاده شده پراکندگی زیادی داشت اما در آمار امسال این تنوع کاهش یافته است. موج نو فونت‌های وب در ایران که پس از شهرت فونت ایران سنس شکل گرفت باعث شده است که اغلب وب‌سایت‌ها این فونت‌های جدید را به انتخاب‌های متنوع قدیمی ترجیح دهند بطوری که فونت‌هایی مانند میترا ، بی‌بی‌سی نسیم ، نازنین ، کودک ، رویا و ایرانیان سنس در آمار امسال به ندرت استفاده شده‌اند.قیمت فونت: از دیگر مواردی که لازم است در نتیجه این آمار لحاظ شود هزینه استفاده از فونت است. واضح است که فونت‌های رایگان به نسبت شانس بیشتری برای استفاده شدن دارند در حالی که دسترسی به فونت‌های غیر رایگان مانند ایران سنس و ایران یکان مشکل‌تر است.کپی‌رایت فونت: اغلب طراحان فونت بزرگترین ضعف بازار فونت فارسی را عدم رعایت کپی رایت از سوی کاربران ایرانی می دانند. در میان همه فونت‌های فارسی محصولات فروشگاه فونت ایران دارای قوانین استفاده است. بطوری که کابران را تشویق به خرید لایسنس و رعایت کپی رایت می‌کند. در آمار سال ۱۳۹۴ تنها ۳۲درصد از وب‌سایت‌ها و نرم افزارها کپی رایت فونت‌های fontiran.com را رعایت کرده بودند. که این آمار در بررسی امسال به ۵۳ رسیده است.جزئیات این بررسی آماری را این لینک  ببینید: http://fontiran.com/?p=2854همچنین مشابه این این بررسی آماری در رابطه با نرم افزارهای موبایل کاندید شده در جشنواره را نیز می توانید از این لینک ببینید: http://fontiran.com/?p=2871</description>
                <category>مسلم ابراهیمی</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Feb 2018 00:33:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>