<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مصطفی دولو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@MostafaDavallo</link>
        <description>می‌نویسم پس هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 03:38:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/26881/avatar/JYxjnf.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مصطفی دولو</title>
            <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حل مشکل دابل کلیک شدن ماوس و تاچ پد لب تاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%84-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%B3-t99pyeltqrxe</link>
                <description>ده سال پیش برای کار طراحی نیاز به یک ماوس حرفه داشتم برای همین یک ماوس GAME با امکانات زیاد گرفتم، بعد از حدود 5 سال کار کردن یک مشکلی به وجود آمد که بسیار آزار دهنده بود.زمانی که یک کلیک با ماوس می کردم عملا دو کلیک همزمان میخورد، پس از بررسی و جستجوی فراوان در اینترنت به راه های زیادی خوردم که بیشتر شبیه به شوخی بود تا راه حل! به عنوان مثالی در سایتی دیدم که نوشته بود &quot;برای حل مشکل ماوس خود را با یک ماوس جدید عوض کنید!&quot;  یا در جایی دیگر به عنوان راه حل  نوشته بود &quot;اگر تاچ پد لب تاپ شما ناخواسته دو بار کلیک میکند به تعمیرگاه مراجعه کنید! &quot;از فضایل شیخ ما این است، می خورد شهد و می گوید شیرین است! دیدم که سایت های ایرانی فقط به عشق سئو مطالب می نویسند که کاربردی نیست، دست بکار شدم و شروع کردم به جستجو در سایت های آن ور آبی. علت این مشکل پدیده ای  به نام bouncing است که در کلید ها و سوییچ های قدیمی و یا بی کیفیت رخ می دهد.(در رشته خودمان الکترونیک هم این یک معضل به حساب می آید) هنگامی که شما با ماوس یک کلیک می کنید عملا سوییچی را فشار میدهید که آن را باز و بسته می کنید(یک کلیک) اما در پدیده bouncing با یکبار کلیک کردن (فشار دادن سوئیچ داخل ماوس) به جای یکبار قطع و وصل چندین بار کلید باز و بسته می گردد و معمولا این باز بسته شدن در مقیاس میلی ثانیه و میکرو ثانیه است و با چشم انسان قابل مشاهده نیست. کلید سوئیچ های داخل ماوس که مسبب این مشکل هستند.پدیده بانسینگ که در داخل سوئیچ های ماوس و یا تاچ پد لپ تاپ رخ می دهد. اما چگونه می توان این مشکل را حل نمود؟عملا برای Debouncing کردن دو راه حل کلی وجود دارد: 1- راه حل های سخت افزاری راه حل های سخت افزاری شامل طیف گسترده ای همچون تعویض سوئیچ های خراب شده ماوس با سوئیچ های سالم و یا اضافه نمودن فیلتری پایین گذر( که چون ساختار کلیک اکثر ماوس ها PWM است، این مورد جواب گو نیست) و غیره می باشد، که چون راه حل سخت افزاری نیازمند وقت و ابزار هست از آن صرف نظر میکنیم.2-راه حل های نرم افزاریدر اینجا ما آموزش نرم افزاری را توضیح خواهیم داد.برای Debouncing بصورت نرم افزاری بهترین راه حل و آسان ترین راه قرار دادن Delay یا تاخیر در هر کلیک ماوس است. به این صورت که برنامه ای بنویسیم که مثلا در هر 0.1 ثانیه یا هر 100 میلی ثانیه فقط یکبار کلیک آن خوانده شود.برای اینکار ابتدا نرم افزار X Mouse Button Control ازhttps://www.highrez.co.uk/downloads/xmousebuttoncontrol.htmیا http://s13.picofile.com/file/8399081684/XMouseButtonControlSetup_2_19_2.exe.htmlدانلود کنید و بر روی لینک last version کلیک کنید. پس از نصب برنامه از طریق منوی Setting قسمت De-bouncing را فعال نموده و سپس عدد  50 الی 300 میلی ثانیه را در آن وارد کنید. ( مطابق تصویر زیر) عدد 100 میلی ثانیه مناسب ترین عدد می باشد.پس از اعمال تغییرات گزینهok و سپس Apply را زده، پس از آن مشاهده می کنید که مشکل دابل کلیک شدن ماوس درست می گردد، توسط این برنامه ماوس طوری تنظیم می گردد که تنها هر 100 میلی ثانیه فقط یک کلیک از ماوس خوانده شود، یعنی اگر شما هزاران کلیک هم در بازه 100 میلی ثانیه انجام دهید، تنها یک کلیک از آن توسط ویندوز خوانده میشود.از کار با ماوس و یا تاچ پد لب تاپ خود لذت ببرید!</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2020 22:40:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرایش شد.</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-kcia3rcj45e6</link>
                <description>ویرایش شد. ...............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Fri, 22 Nov 2019 00:48:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Internet is Not Available</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/internet-is-not-available-cuciicgyf8i2</link>
                <description>اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بود، مردم سر چهار راه ها پشت باجه های تلفن برای یک تماس سه دقیقه ای صف می کشیدند، کامیون های بوتان گاز که سر کوچه ها می آمدند و بشمار سه اگر آب دستت بود باید میگذاشتی زمین و می رفتی گاز میگرفتی، بیکارها روزنامه همشهری می خریدند و از صبح باید در شهر می چرخیدند، هفته نامه سنجش و جوانانی که کنار جوب آب می نشستند و بغض میکردند، دولت سیمکارت را به قیمت های چند میلیون در آن سالها( حدود 1200 دلار امروز یا 15 میلیون تومان امروز) با ثبت نام و بدبختی می فروخت، اتوبوس هایی که بیلط کاغذی داشتند و همیشه خدا شلوغ و نامنظم بود، زنانی که در کوچه دور هم می نشستند و....اینترنت چند روزی هست که قطع شده و اینطور که به نظر میاد مسئولین عزیز هم از این کار خیلی خوششون اومده و احتمال ادامه دار بودن و یا حتی دائمی شدن قطعی اینترنت وجود داره، چرا که مدت زیادی هست روی بستر های اینترانت سرمایه گذاری کردند و در چند ماه گذشته روی آن مانور دادند، البته من فکر میکنم دلیل اینکار جلوگیری از درز اخبار به خارج از کشور باشه، تا جامعه بین الملل از وضعیت ما خبر دار نشه و خدایی نکرده یک وقتی به فرزندان عزیز مسئولینی که در کانادا و آمریکا و اروپا زندگی میکنند فشاری وارد نشه و خاطرشون آزرده نشه، البته آن مسئولین و فرزندانشان هم که فداکاری کردند و در ایران ماندند، هرکدامشان طوری زندگی می کنند که شاه خدا بیامرز به تنهایی در بیست سال سلطنتش زندگی نکرد ( سری به شمال تهران بزنید) ؛ بگذریم چون چاره ی دیگه ای نداریم؛ از وقتی یادمه همیشه میگفتند:&quot;در شرایط حساس کنونی&quot; البته که ما هیچ وقت شرایط معمولی کنونی را ندیدیم، انقلاب- جنگ- دوره سازندگی! -دوره اصلاحات- جنگ های آمریکا در منطقه- رئیس جمهور محبوب و منتخب آقای احمدی نژاد- هسته ای - تحریم و هزاران مورد دیگر، اما چیزی که این وسط اهمیت دارد را نباید فراموش کرد، با وجود همه این مشکلات ما امنیت داریم، به قدری امنیت ما زیاد است که همین چند خط هم پس از هزار بار ویرایش با ترس و لرز تایپ کردم تا کمی از فشار ضرر و زیان های مالی که در این چند وقت دادم، خالی شوم و می ترسم بیشتر از اینها ادامه بدهم، بله درست است ما هیچی نداریم ولی در عوض امنیت داریم، حالا گهگاهی هم توی خیابون ما را خفت می کنند، سربازانمان را در مرز می کشند و ما را تهدید به جنگ می کنند، به زن و بچه هایمان در تاریکی هوا تعرض می شود و ... اما نباید فراموش کرد که ما امنیت داریم و باید انرژی مثبت پخش کرد مثلا حالا که اینترنت نداریم بهتر است کتاب بخوانیم و به کوه و ماهی گیری برویم و ازدواج کنیم و بچه به دنیا بیاوریم تا جمعیت شیعیان جهان زیاد شود و کارهای عقب افتاده خود را انجام دهیم تا یک ماه یکسال و یک قرن هم که شده این کارها را ادامه دهیم، حالا یه عدی قلیلی هم که کارشان با اینترنت است بروند یک شغل شریف پیدا کنند، مثلا بروند استخدام ارتش یا سپاه و یا نیروی انتظامی بشوند که هم امنیت شغلی بالاتری دارد و هم بازنشستگی و هم اجر دنیوی و اخروی دارد(فعلا هم هیچ ارگان دیگه ای استخدام نداره)  :)واقعا نباید از تاثیر مثبت افزایش قیمت بنزین چشم پوشی کرد، حالا یه مقداری هم قیمت ارز و دلار بالا برود مشکل خاصی به وجود نمی آید مثلا من تولید کننده که دستگاهی آزمایشگاهی را 160 هزار تومن وارد بازار کردم و برای خودم 120 تومن تموم شده، با تغییر قیمت دلار از 10 تومن به 13.5تومن، دو هزار تومان هم عملا ضرر کرده ام، اما نباید انرژی منفی پخش کرد، پس خدا رو شکر که دو هزار تومن ضرر کردم نه بیشتر...تقریبا به نیمه های عمرم رسیدم و بعد از کلی تلاش هنوز هیچ فرقی با یه آدم تازه کار ندارم، بعید میدونم مابقی این عمر ماحصل خاصی داشته باشد...به قول یک دیالوگ : + یک عمره که نرسیدم... به هر دری زدم بسته بود، به هرپنچره ای که نگاه کردم بسته بود، تو هر کوچه ای رفتم تهش بن بست بود....- داری خواب می بینی، برو رو پل بپر پایین، اگه خواب باشی بیدار میشی، اگه نه راحت میشی...</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Mon, 18 Nov 2019 13:33:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتفاقا همین لباس زیباست نشان آدمیت!</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AA-gq8amlqu7cnp</link>
                <description>سلام!بزارید قبل از شروع مطلب با یه سوال شروع کنم؛ تصور کنید که قصد خرید یک شلوار را دارید، دو شلوار دقیقا یکسان و یک قیمت در دو مغازه شماره 1 و 2 وجود دارد، منتها در مغازه شماره 1 فروشنده ای با قد کوتاه و چهره ای سوخته و یک چشم نابیناست و در مغازه 2 جوانی خوش بر روست که عطر و ادکلن زده و با دندان های سفید لامینت انتظار شما را می کشد، شما از کدام یک از دو مغازه خرید می کنید؟حالا جای خرید را با دوستی عوض کنید، شما با کدام یک سر صحبت را برای دوستی باز میکنید؟اگر تزویر و ریا را کنار بگذاریم و با خودمان صادق باشیم جواب همه گزینه ها دو هست!بحث سر خوش قیافه بودن یا بد قیافه بودن نیست، موضوعی که در موردش میخوام بنویسم دقیقا همین لباس زیباست، فارغ از همه درونیات آدمها؛ شاید بشه انسان را به مغازه تشبیه کرد که اگر همه اجناس لوکس و ارزون قیمت باشه اما ویترینش بد باشه، مردم میرن سمت ویترینی که قشنگ تره و تمام جنس هاش هم بنجله! درصورتی که مغازه با ویترین بد حتی یکبار هم دیده نمیشه چه برسه به اینکه بخواد خریدار داشته باشه!آدم پولدار چسش هم ادکلنهتوی تاکسی بودم، که راننده BMW جلوی پلیس با سرعت بالای 120 تا لایی کشید و رفت! راننده تاکسی در حال تحسین دست فرمون راننده BMW بود، که مسافر عقبی یه جمله کوتاه گفت اما با یه دنیا معنی ! &quot;آدم پولدار چسش هم ادکلنه!&quot; واقعا چرا خلاف راننده BMW دیده نمیشد؟ اگر به یک عابر میزد چطور؟ یا حتی اگر یک پراید به جای آن با سرعتی کمتر از 90 تا همچین حرکتی کرده بود علاوه بر آن پلیس مردم هم از خجالتش در می آمدند!همه به افتخار پزشکان از جای خود بلند می شوند!اواخر سال 95 در خیابان فدایان نزدیکی شهرری بودم، در کارگاهی با محمد دستورانی که دکتری میکرو الکترومکانیک (به اصطلاح MEMS) خودش رو از آلمان و ارشد خودش رو در زمینه سرامیک در علم و صنعت گرفته بود آنجا بودیم.در آن مدتی کارگری انگشتش زیر پرس آسیب دید و سریعا کار را تعطیل و او را با محمد به درمانگاه شهید سلیمانی بردیم ، به بخش اورژانس رسیدیم دکتر نبود، یعنی بود و رخصت نمی داد بیاد این بنده خدا رو نگاه کنه! وقتی اومد چند دقیقه ای به دست این کارگر بدبخت خیره شد و رفت! جدی جدی رفت! یک کلمه هم حرف نزد و رفت لباس عوض کنه که بره سوار سرویس بشه بره خونه! باورتون میشه!؟ واقعا اینقدر به ما فشار اومد از این رفتار که همگی شروع کردیم به اعتراض و داد بیداد که &quot;بابا تو خداتومن داری حقوق میگیری چرا نمیایی دست این بدبخت رو نگاه کنی&quot;، یک زن که خودش همراهِ بیمار بود طوری که خودش رو شیرین کنه جلوی پزشکا و پرستارها خطاب به محمد که خودش PHD رو آلمان گرفته بود گفت:&quot;اگه یه روز مثل پزشکا درس بخونید دیگه اینقدر به ایشون حسادت نمی کنید!&quot; نمی دونم چرا اون زن این حرف و این قضاوت رو در مورد محمد کرد، شاید به خیال خام خودش گفته شاید آقای پزشک عاشقم شد منو گرفت! نمی دونم ولی هرچی بود محمد تمام اون هفته رو بغض داشت نه برای انتقال کارگر به بیمارستان امام خمینی و قطع انگشتش؛ تنها به خاطر حرف سنگینی که خورده بود!حرف حسابم چیه؟همه ما به نوعی تجربه تبعیض و قضاوت شدن رو داریم، بابت چیزی که بودیم و لیاقتش رو داشتیم اما صرفا به خاطر &quot;ظاهر&quot; یا &quot;شرایط&quot; یا همون ویترینی که اول مطلب گفتم نه تنها تشویق نشدیم بلکه تحقیر هم شدیم، مثل کارمندی که از رئیس خودش با سواد تر هست اما همه نظریات احمقانه و غیر علمی رئیس را تحسین می کنند و کارمند را تمسخر؛ تنها به خاطر لباس ریاست و کارمندی! و یا جایی که فردی حتی یک دهم از توانایی های علمی و عملی شما را ندارد اما همه به حرف های او گوش می دهند. خیلی ها ربط می دهند به مسائل مدیریتی &quot;و به قول یکی از سخنرانان انگیزشی اگه میخوای به همه مشکلاتت فائق بیایی صبح ها یه سیب بخور و ده تا مشت بزن به کیسه بوکس!؟!؟&quot;(هرچند من همون موقع هم ربطش رو نفهمیدم اما به نظرم فرمول جامع و مهمی گفته که من نفهمیدم! نمونه ای از لباس استادی که کسی جرائت نمی کنه بپرسه ربط سیب و کیسه بوکس و موفقیت چیه)این پدیده مربوط به ایران نیست تو همه جای دنیا فارغ از چیزی که آدمها هستن تنها از روی ظاهر بیرونیشون شناخته و قضاوت میشن اگر کسی لباس سفید بپوشه همه احترام میگذارند و حتی اگر آن فرد یه قاتل کودک آزار باشد! (البته خانم ها تقریبا چندین برابر آقایون به پزشک ها ارادت دارند و دلیلش رو من نمی دونم چیه! اگه کسی میدونه بگه برام سواله؟!) بنابراین فکر می کنم باید شعر سعدی بزرگوار رو که میفرماید:  تنِ آدمی شریفست به جان آدمیت, نه همین لباس زیباست نشان آدمیت رو برای همون کتاب ها نگه داشت، چون واقعا چیزی که ما باهاش شناخته میشیم ظاهر هست و حتی خیلی ها به خودشون زحمت نمیدن که از ظاهر به ما نزدیک تر بشن، پس باید برای ظاهر خرج کرد، واقعیت اینه باید برای ظاهر هزینه(سرمایه گذاری) کرد، شاید تنها هزینه ای هست که با اطمینان بشه گفت بر می گیرده، به جای اینکه برای دماغ بزرگ خودتون ساعت ها و ماه ها کتاب روانشناسی در مورد عزت نفس بخونید، همون وقت و هزینه رو بزارید عملش کنید، هم خوشکل شدید هم وقت خودتون رو الکی با یه سری مزخرفات پر نکردید! یا اگه عیبی دارید به نظرم حتما برای اصلاحش باید اقدام کنید و به فکر باشید،خوب این حرفها، چیزیهایی هست که کمتر در جامعه متظاهر و ریاکار و بی هویت ما با صداقت گفته بشه و همه ترجیح میدن با دروغ بگن ظاهر و پول همه چیز نیست، اما واقعیت اینه که ظاهر و پول همه چیزمون شده.... اینکه هنوز یه سری میگن که ارزش هایی والاتر از پول و ظاهر هست.... از اینا خیلی بترسید چون اینا دیگه تو ریاکاری استاد شدن! </description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jun 2019 18:52:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال98 ؛ سال سختی است (اقتصادی)</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%D8%B3%D8%A7%D9%8498-%D8%9B-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-oy6izpokgvdp</link>
                <description>سلامامیدوارم که سال نوی همگی پر از اتفاق های خوب باشه، اما اینطور که معلومه امسال سال خوبی نیست.از طرفی مهلت فروش نفت ایران به چندتا مشتری اصلیش تموم میشه و به احتمال زیاد تمدید نمیشه و ممکنه برای کشورهایی تمدید بشه که فقیرن و پول ندارن به ایران بدن و چون اقتصاد ایران کلا بر پایه نفت هست و همه چی باید در انحصار دولت و یا افراد با پارتی باشه برای همین ممکنه بعضی شرکت ها و ادارات اصلی که اکثرا بودجشون نفتی هست برای حقوق کارمندها و کارگرها به مشکل بخورن.اقتصاد ایران هم اندازه اقتصاد ترکیه است. منتها تنها فرق ایران با ترکیه اینه که ترک ها باید از صبح تا شب مثل تراکتور کار کنن تا بتونن اقتصادش رو بچرخونن به دلیل اینکه پولی مثل پول نفت و گاز ما ندارن، شاید چیز بدی به نظر بیاد اما توی خودش سه تا مفهوم داره یکی &quot;کاهش بیکاری&quot; دوم هم اینکه نمی تونن همه چیز رو برای همه ممنوع و جرم اعلام کنن و ناچارا چون دارن پولشون رو از مالیات مردم تامین میکنن پس مجبورا برای رشد خودشون هم که شده قوانین منطقی توی کشور تصویب کنند و سوم هم &quot;اقتصاد پایدار&quot;هست. https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D9%84%D9%86%D8%AF%DB%8C از طرفی امسال سالی هست که قیمت سکه و دلار زیاد بالا نمیره، یعنی خرید و فروشش رو محدود کردن تا رکود توی بازارش بیافته اما در عوض به علت مشکلات حقوق و درآمد، تورم های عجیب و غریب توی کالا ها به وجود میاد و تورم توی صنایع باعث میشه کارگران با حقوقشون تنها از پس هزینه های چند روز اول هر ماه بر بیان و این یعنی نیاز به افزایش دستمزد و در پی اون تعدیل نیرو و تعطیلی صنایع باقی مونده و بیکاری و... هرچند افزایش حقوق به دو میلیون تومن توسط وزارت کار برای کارگران در ظاهر مفید میاد اما حقیقت اینه که اکثریت بخش خصوصی بسیار کوچک و ضعیف است. توانایی و تحمل پرداخت همچین دستمزدی رو ندارن و متاسفانه کارگران توی چرخه ی تورم- تعدیل نیرو - بیکاری میافتن و از طرفی کارهایی نسبتا کاذبی مثل اسنپ و غیره هم تا آخر سال بطور کامل اشباع میشه و چون تعداد زیادی از قشر متوسط جامعه که به علت تورم به خط فقر نزدیک شدند درآمد اسنپ و غیره هم میخوابه و این یعنی بیکاری بخش بزرگی از جامعه تا پایان سال 98.برای مطالعه وتحلیل های بیشتر میتونید کانال آقای مهدیار اسماعیلی هیت علمی دانشگاه علامه رو دنبال کنید.https://telegram.me/mrmi_irو البته همونطور هم که در اواخر سال 97 شاهد بودیم به وجود اومدن صف ها و در پی اون شروع دوباره کوپنی کردن کالاهاست و مشکلات ناشی از اون که قبلا همه تجربه کردیم.متاسفانه یک اتفاق بدی هم داره میافته توی قضیه تحریم هاست که خرید نفت و محصولات نفتی روی دریا از کشتی های بی نام و نشون قراره تحریم و ممنوع بشه که دور زدن تحریم ها به مشکل اساسی میخوره.به سمت بودجه که میریم تقریبا نظر تعدادی از کارشناسان اینه که دولت بودجه کم میاره و باید از یه جایی قرض کنه؛ این ها کلا درصدی از کل مشکلاتیه که گریبان گیر ما در سال جدید خواهد شد، اگر علاقه مند بودید دو لینک براتون قرار میدم تا مطالعه کنید: https://salameno.ir/detail/267857  https://tejaratnews.com/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-98 برای نجات اندک سرمایه خود چه کار میتوانیم بکنیم؟مسلما پیشنهاد راه های کلان بدرد ما نمیخوره، اینکه بگیم دولت فلان کنه و یا غیره بهترین پیشنهاد ها اینه که کارا باشه و بتونیم خودمون رو نجات بدیم که در اینجا فقط دوتا از اون ها رو که به ذهنم میرسه میگم:1-مهاجرت2-تبدیل پول های آزاد و سرمایه به کالا*لطفا در کامنت ها از هیچ شخصی نام نبرید و همچنین حتاکی و بی احترامی نفرمایید.</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2019 15:20:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کهنه سربازی در خط مقدم جنگِ تمام شده می جنگد!</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%DA%A9%D9%87%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%90-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AF-z9mgtlepqltc</link>
                <description>قصد دارم گاهی اوقات بعضی از وبلاگ های خوبی که میخوانم را معرفی کنم تا شاید شما هم مثل من مشتری آنها بشوید! اصولا در فجازی ما دو دسته آدم داریم، یکی کسانی که می خوانند دومی کسانی که تولید می کنند،حتی وبلاگ نویسان برخلاف ظاهر سنگین اسمشان خیلی اوقات در دسته اول قرار می گیرند.خیلی ها که به سمت وبلاگ نویسی می روند دیر یا زود ول می کنند می روند پی زندگیشان، اما عده ای هستند که با هر سختی ادامه می دهند، حتی اگر آرشیوشان پاک شود باز هم ادامه می دهند، شاید اسمش را بگذارید علاقه ولی نوعی اعتیاد است، اعتیاد به قلم.وبلاگ ملودیک یا (melodic.blogfa.com) وبلاگی است که توسط حسین حیدری ایجاد شده زمانی که سرویس های وبلاگ دهی روی بورس بودند و همه به دنبال آهنگ بی کلام برای وبلاگشان می گشتند، نتیجه گوگل معمولا به این صفحه ختم میشد. http://melodic.blogfa.com/page/Music یکی از زیباترین گلچین های موسیقی بی کلام در این وبلاگ جمع گشته، که به جرات می توان گفت وقت بسیار زیادی برای آن صرف شده، که البته هنوز فعال است و میتوانید از آنها استفاده کنید. البته وبلاگ تنها شامل بخش موزیک بی کلام نیست، صفحه اصلی آن نیز شامل دست نوشته های بیشماری است که بصورت مینیمال نگاشته شده و به جرات می توان گفت پست هایی بسیار باارزش در بین همه پست ها میتوان پیدا کرد، گرچه بعد ها نویسنده وبلاگ گلچین این مطالب را جمع آوری کرد و در قالب دو کتاب درآورد. کتابی به نام های &quot;کُما&quot; و کتاب دیگری به نام &quot; آن عابری که زیر باران می خندید من بودم&quot; پیشنهاد میکنم این کتاب ها را دانلود کنید و استفاده کنید از حُسنِ این E-Book ها میتوان به این نکته اشاره کرد که هر بخشی جداست و از هرجای کتاب که دوست داشتید میتوانید شروع به خواندن کنید.نگارخانه کوچکی، توسط نویسنده وبلاگ در کنار مطالب اصلی ایجاد گردیده.البته این وبلاگ به جایی رسید که دیگر تمامی مطالبش در قالب یک وبلاگ نمی گنجید اما نگارنده آن به جای تصمیم به احداث یک وبسایت به راه خود در نوشتن وبلاگ ادامه داد و در نهایت چندین صفحه وبلاگ را به موازات وبلاگ خود راه اندازی کرد که از جمله آنها میتواند به &quot;تایپوگرافی&quot; &quot;فتوبلاگ&quot; &quot;وبلاگ پدرخوانده(معرفی کتاب و دیالوگ فیلم ها)&quot; اشاره کرد، که با اینکه این وبلاگ با توجه به محدودیت های شدید بلگفا تنها از طریق HTML و CSS ضعیفی ایجاد شده است، اما یکی از جالبترین اینترفیس ها را به وجود آورده که در عین سادگی بسیار کارآمد است. به گونه ای که یک فرهنگسرای مجازی درست شده و گردش بین صفحات مختلف به مانند گردش در تالار های یک فرهنگسرا می باشد. علت انتخاب عنوان مطلب (کهنه سربازی در خط مقدم جنگِ تمام شده می جنگد!) هم اشاره به موضوع ادامه وبلاگ نویسی پس از 15 سال دارد.حسین حیدری کیست؟توضیح در موردش حداقل بدون اجازه داشتن از او کار درستی نیست، اما آنچه که خود در وبلاگش عمومی کرده و توضیح داده به اینصورت است که قریب به 15 سال است که وبلاگ نویسی میکند و سالها پیش از کرمانشاه با خانواده به کرج آمد و پس از آن تقریبا دست به کارهای متفاوتی زد، که اگر قصد دارید بیش تر از اینها بدانید بهتر است خودتان بیشتر با او آشنا شوید!آدرس وبلاگ او: http://melodic.blogfa.com من بطور متوسط هفته ای یکبار از وبلاگش دیدن میکنم و گرچه علاقه شخصی من مینیمال و رمانتسیم نیست، اما گذر زمان یک اتصال به وجود آورده که گسست از آن کمی مشکل هست، زمانی که نوشته های وبلاگ های این چنینی را میخوانم واقعا کلمه تبعیض به شدت در چشمم رنگ می گیرد چه بسیار آدم های کپی کار-بی ذوق-بی علم و غیره هستند که به زور پول و غیره اسامی همچون استاد را به پیشوند خود یدک میکشند و چه بسیار افرادی که تنها به دلیل تبعیض رخنه کرده در جامعه ما، مدتی طولانی و یا شاید همیشه در سکوت بمانند و هیچ وقت شناخته نگردند.</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Thu, 28 Feb 2019 01:53:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازار داغ حمالی (مروری بر آگهی های استخدامی)</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%BA-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%DA%AF%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C-hj9jbadqapli</link>
                <description>چند باری بوق خورد، تلفن را برداشت و من گفتم: سلام قربان، جهت آگهی استخدامی که در سایت گذاشتید مزاحم میشوم،ممکن است کمی در مورد کارتون توضیح بدید؟آن طرف تلفن گفت: باید حضوری تشریف بیارید، از پشت تلفن که نمیشه! بررسی آگهی های استخدامی باعث اطلاع از شرایط بازار کار و آگاه تر شدن میشه. خیلی اوقات آگهی هایی می بینم که شرایطی رو طلب میکنند که بیشتر جنبه طنز داره تا آگهی های کاری، که از چند نمونه از آنها اسکرین شات گرفتم و لحظات شادی رو میخواهم با شما به اشتراک بزارم.استخدام در ناسا !البته در این آگهی استخدامی شرایطی را می خواهند که هر بند از آن مربوط به یک رشته تحصیلی جداگانه هست! طراحی با سالید ورک و تراشکاری مربوط به بچه های مکانیک هست و تسلط به میکروکنترلر ها برای بچه های الکترونیک و تعمیر ماشین های صنعتی مربوط به بچه های ابزارسازی و ماشین سازی و همچین+ آیلتس 5 و از همه جالب تر اینکه باید 27 سال سن داشته باشید و کارت پایان خدمت که اگر دو سال را از این سن کم کنید یعنی باید تا 25 سالگی این همه توانایی را یکجا کسب کنید و درآخر سر با کوهی از علم و دانش و تجربه بروید با حقوق وزارت کار و دفترچه بیمه تامین اجتماعی( چه شرایط فوق العاده ای!) مشعول به کار در یک دفتر اجاره 4 متری در زیر زمین یکی از مجتمع های اداری تهران شوید!آگهی استخدامی در یک باند قاچاق مواد مخدر!من که با دیدن این آگهی اسختدامی یاد شغل شریف فروشندگی مواد مخدر می افتم، شما رو نمیدونم! (اینکه چرا در بخش مهندسی این آگهی رو داده احتمالا مهندس شیمی میخواسته اشتباهی تو مهندس برق گذاشته!)جذب نخبه ها در شرکت های دانش بنیان!!بیایید یک محاسبه کوچکی برای آن کارشناس ارشد مدیریت انجام بدهیم پیش دانشگاهی:1 ساللیسانس:4 سالفوق لیسانس:2 سالخدمت سربازی:2سالسابقه کاری مورد نیاز:6 سالجمع موارد بالا 13 سالخوب اگه فردی در هجده سالگی بتونه بره دانشگاه شریف پس شرط سنی خواسته شده باید در بهترین حالت 31 ساله باشد حالا از این موضوع بگذریم که مجموعه ای که نمی تواند یک حساب و کتاب ساده را انجام بده چرا اسم دانش بنیان روی خودشون گذاشتن، اما سوال اصلی اینه که چرا دانش آموخته دانشگاه شریف باید از یک شهر دیگر مهاجرت کنه به تبریز جهت استخدام در شرکت کاملا معتبر! ( به نقل از خود آگهی):-|خوب همونطور که مشاهده میکنید توضیحات جامع هست!نمونه های بیشماری از این آگهی ها وجود دارد...خیلی ها دکتربازی دوست دارند اما دولت اجازه نمیده که هرکسی دلش خواست بدون داشتن تخصص و تحصیلات مطب بزنه، در مورد اشتغال هم باید وضعیت به همین صورت باشه خیلی ها از مدیربازی و ادای آدمای موفق رو درآوردن خوششون میاد اما خیلی از این رفتارها متاسفانه وقت و سرمایه و انگیزه های زیادی رو تهدید میکنه، شرکتی که حتی نیروی مورد نیازش براش کاملا بی ارزش هست که از پشت تلفن حاضر نیستن براش وقت بزارن و ازش میخوان که حضوری بیاد؛ گذشته از وقتی که باید یک آدم بیکار برای هر موقعیت کاری و فرم پر کردن مجبوره بده؛ هزینه رفت و آمدش به مصاحبه های مختلف سر به فلک میزنه.در جلسه ای کارفرمایی میگفت جوانهای علاف باید از خداشونم باشه که همین کارها به لطف همایونی ما به وجود اومده، الان هیچ کاری نیست، منم در جواب گفتم درسته کار کم شده اما فراموش نکنید کارهای معقول و منطقی کم شده وگرنه بازار حمالی که از قدیم داغ بوده و هست((درسته منو اون سال از اتاق بیرون انداختن اما چیزی از ارزش های تیم ملی ما کم نشد.))بنظرم اینکه میگن بازار ایران نسبت به عراق و افغانستان حجم بیشتری داره واقعیت نداره و آمار غلط هست بلکه میشه گفت بازار ایران یک سیرک پر حاشیه است! البته این شرایط تنها محدود به بازارکار نیست و همه ما زیاد دیدیم آدم هایی که تیپ های اروپایی میزنن و لنزهای رنگی میزارن واصطلاح های خارجی به کار میبرن... اما تفکر و رفتارشون از ظاهرشون یک قرن عقب تره، واقعا نباید به ظاهر خیلی از آگهی های استخدامی اعتماد کرد و هر آگهی ارزش زنگ زدن و وقت گذاشتن رو نداره و حتی وقتی جایی استخدام شدید و احساس کردید که اونجا جای شما نیست و یا کارفرمای شما نمی دونه از شما دقیقا چی میخواد بهتره به فکر تغییر محیط باشید.خیلی علاقه داشتم در مورد شرکت هایی که ترموسات مونتاژ میکنن و کسب و کارشون رو هم رده اپل و IBM میدونن و شرایط ویژه ای که دارن بنویسم که انشالله در فرصت بعدی...</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Thu, 14 Feb 2019 17:01:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرفتن سفته در زمان استخدام</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-knkcuh6f7e4e</link>
                <description> مدتی هست که بیکار شدم و به دنبال کار میگشتم، موردی رو به کرات مشاهده کردم که گفتم شاید اشتراک گذاری این متن با کسانی که تازگی قصد استخدام در مجموعه ای رو دارند بسیار مفید باشه. وقتی به شرکت های مختلفی مراجعه می کنید، پس از مصاحبه بسیاری از کارفرما ها در هنگام استخدام از شما مبالغ بالای چک یا سفته از 10 میلیون تا 500 میلیون تومان طلب میکنند و با شما قراردادی می بندند که باید از 1 الی 5 سال در  اختیار شان باشید و حق تغییر شغل رو ندارید، روی سخنم بیشتر با دوستان تازه وارد در بازارکاری هست که گیر این کارفرماهای سودجو از شرایط بد اقتصادی ممکن است بیافتند هست. 1- علت گرفتن مبالغ بالای سفته را اکثر کارفرماها اینگونه بیان می کنند که&quot;مملکت قانون نداره و قرارداد کلا  تضمینی نیست ما مجبوریم با گرفتن سفته  یک تضمینی برای خودمون جور کنیم&quot; جواب: اگر مملکت قانون ندارد پس گرفتن سفته هم بیهوده هست چرا که وصول کردن سفته تنها از راه قانونی ممکن است! و اگر قانون دارد همان قرارداد کاری کفایت ضمانت کار را میکند و لازم به ذکر است که قرارداد کاری به قدری اعتبار دارد که کارگر میتواند از طریق همان یک برگ و از طریق وزرات کار اقدام کند و  حقوق و بیمه و مزایایی خود را طلب کند. 2-بعضی دیگر علت را اینچنین بیان میکنند :&quot;ما در شرکتمون کارهای فوق  العاده خفنی انجام میدهیم و روزی یک فیل هوا میکنیم و دانش و اطلاعات فنی و  پروژه ای زیادی در حد شرکت آرم کورتکس انگستان در این شرکت موجود است  متاسفانه چون طبق وزرات کار تضمینی برای حفظ این اطلاعات و اسناد وجود ندارد بنابراین مجبوریم خودمان یک تضمین مانند سفته 10 الی 500 میلیون تومانی از شما طلب کنیم که تنها جنبه تضمینی دارد...&quot;  جواب: اگر کارگری نقشه و اطلاعات فنی و مالی محرمانه ی شرکتی را تحت هر  عنوان به شرکت دیگه ای بفروشد و یا از سر دشمنی آنها را پخش کند به نحوی  موجب آسیب و ضرر دیدن شرکت شود از طریق عنوان &quot;خیانت در امانت&quot; قابل پیگیری  است پس نیازی به همچین تضمین سنگینی در قالب سفته و چک نیست و اینکار جایگاه معقولی ندارد، گذشته برآن در ایران دانش فنی خاصی وجود ندارد این جمله را  از طرف کسی که نزدیک 9 سال هست که در بازار الکترونیک مشغول  به کار( پروژهای EPC هم انجام داده) است و گهگاهی هم تدریس کرده به عنوان یه برادر کوچک تر بپذیرید. 3.تعدادی نیز بیان می کنند که سفته و چک را که گرفته ایم اصلا قصد نداریم که وصول کنیم و یا مبلغی رو بگیریم. جواب: اگر بنا به وصول نکردن سفته و چک هست پس دلیلی هم بر گرفتن آن نیست، گرفتن سفته و چک به جهت آن است که روزی آن را وصول کنند. 4.... اما اگر درشهر کوچکی هستید و  ناچارا تنها جای استخدامی برای شما همان کار فرما بود و مجبور بودید سفته و  چک بدهید اشکالی ندارد میتوانید به شروط زیر سفته و چک بدهید: 1- از امضا و اثر انگشت زدن هرگونه چک و سفته سفید امضا( یعنی هیچ مطلبی درون آن نوشته نشده شدیدا خودداری کنید) 2-حتما حتما تاریخ را در سفته ذکر نمایید و تاریخ وصول را نهایتا تا تاریخ پایان قرارداد یا برای بر طرف شدن اطمینان کارفرما تا یک ماه پس از آن ذکر کنید 3-حتما نام دریافت کننده سفته را نام صاحب شرکت بنویسید شاید این کار به نظر شما بیهوده برسد اما به این کار ظهر نویسی میگویند و باعث میشود صاحب شرکت نتواند سفته را در اختیار کس دیگری قرار دهد. 4-حتما حتما پشت سفته پشت نویسی کنید و بنویسید: &quot;این سفته به موجب  قرارداد استخدامی در شرکت فلان به جهت حسن نیت و ضمانت تحویل داده شده است و  فاقد هرگونه اعتبار کیفری و حقوقی است&quot; 5- حتما حتما در دوبرگ قرارداد با خودکار ذکر کنید که در مبلغ فلان ریال سفته به شماره : فلان  تحویل شرکت داده شده است. 6- حتما یک برگ از قرارداد کاری خود را از کار فرما تحویل بگیرید قرارداد باید حداقل در دو برگ و برای دو نفر نوشته شوند و چیزی به نام قراداد یک طرفه و یک برگه ای نداریم مگر اینکه شخص با خودش قرارداد نوشته باشد!حالا  اگر در شرکتی استخدام شده اید و بدون رعایت موارد بالا سفته و چک سفید امضا داده اید و به شما هیچ برگ قراردادی تحویل داده نشده است باید چکار کنید؟ نگران نباشید و واقعا هم نگران نباشید اولین موضوعی که باید بدانید این است به اجرا گذاشتن سفته حدود یکسال زمان میبرد! دومین  مسئله که سفته بار حقوقی دارد و نه کیفری یعنی کسی برای سفته زندانی نمیشود  و در نهایت کاری که ممکن است انجام شود این است که مال و اموالی که حاصل  از تعهد سفته بوده ضبط و به طلبکار داده میشود، از طرفی سفته در مواقعی داده می شود که مثلا من از شما X مقدار جنس خریدم و سفته دادم تا فلان روز بیارم پولش رو بدم و  اگر کارفرما قصد سوءاستفاده کردن از سفته شما را داشته باشد باید سفته را به اجرا بگذارد و در دادگاه یا شورای حل اختلاف قاضی یا داور که معمولا زیاد از این پرونده ها دیدن و معمولا هم آدم های باهوش و تیزی هستند از کارفرما میخوان توضیح بده که چرا سفته رو اجرا  گذاشتند اگر کارفرما بگه به علت قراداد کاری که قاضی سفته رو باطل میکنه و  ارجاعشون میده به همون قرارداد کاری و ورزات کار و اگه به دروغ بگه که این  کارگر از من جنس خریده/ خدماتی دریافت کرده/زیانی به من رسانده و...  دادگاه از کارفرما درخواست ارائه فاکتور و برگ اظهار نامه مالیاتی یا اسنادی میکند که کارفرما حرف خود را ثابت کند و اگر نتواند حرف خودش را به اثبات برساند دادگاه کارفرما رو به جرم کلاه برداری و خیانت در امانت نه تنها یک جریمه تپل میکنه بلکه حداقل یکسالی هم طرف ممکنه کارفرما بره زندان! و اون موقع شما تازه میشید شاکی ! البته اگر کارگر بیمه شده باشه ویا برگه و چیزی داشته باشه که نشون بده در فلان مدت در استخدام فلان شرکت بوده کلا سفته باطل میشه و کار زودتر پیش میره. اما در کل سری رو که درد نمیکنه چرا باید دستمال بست و استرس دادگاه وغیره رو به خود راه داد؟ پس همون اول استخدام با اطلاع از شرایط فوق و رعایت نکات مربوطه و هوشیاری اجازه ندهید کار به دادگاه بکشد، گرچه بسیاری از وکلا در سطح اینترنت و محیط بیرون ممکن است شما را حسابی بترسانند اما فراموش نکنید در این دنیا عده ای هستند که از ترس دیگران پول در می آورند.#استخدام # سفته #چک #قراردادکاری</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Thu, 07 Feb 2019 23:59:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتیاد به وبلاگ نویسی ( اولین پست)</title>
                <link>https://virgool.io/@MostafaDavallo/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-op7srudtc7wl</link>
                <description> نزدیک به 12 سال وبلاگ نویسی کردم، اما به خاطر کیفیت پایین سرویس های وبلاگ ایرانی از جمله بلاگفا و  همه گیری شبکه های اجتماعی، تمام مطالبم را تا حد امکان از فجازی (1)  پاک کردم، اما متاسفانه و یا خوشبختانه  نتوانستم زیاد تحمل کنم و اعتیاد ناشی از وبلاگ نویسی باعث شد تا این وبلاگ را به وجود بیاورم. پ.ن:1-فجازی : فضای مجازی</description>
                <category>مصطفی دولو</category>
                <author>مصطفی دولو</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jan 2019 01:15:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>