<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mowj Arman</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mowj</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 00:29:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/559903/avatar/gNFRKv.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mowj Arman</title>
            <link>https://virgool.io/@Mowj</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفرنامه: ضبط اولین موزیک، &quot;قسمت دوم&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Mowj/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B6%D8%A8%D8%B7-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-cjsdb6ktdghg</link>
                <description>خب، امروز سه‌شنبه هفتم مهر سال 1400 ساعت 4:30 صبح، و من با موزیکی که ضبط نشده دارم این متن رو مینویسم.راستش دوست داشتم تا الان تموم شده باشه و در حال گوش دادن به موزیک خودم باشم، ولی نشد دیگه.تکست قوی نبود، کامل از خودم نبود، بیت درست حسابی نبود، تکست قشنگ چفت بیت نبود و مهم تر از همه به قول رفیقمون (MA) حس نداشت.ولی بدترین کاری که انجام شد این بود که قبلش جار زدم که دارم موزیک ضبط میکنم.این از اون کارهاس که به خودم میگم از تو بعید بود لعنتی.خلاصه چند هفته دیگه میریم براش، با یه موزیکی که داوشمون (MA) از نظر حسی قبولش کنه!!جدای از شوخی، این سفر برنامه خوب و دقیقی برام نوشت که پر قدرت برم براش؛ در واقع میتونم بگم که به شدت نیاز بود بیام اینجا و درباره‌اش از نزدیک با رفیقمون صحبت کنم. ولی خب، هرکی هست قراره پر قدرت برم براش. اینبار جار نمیزنم و چیزی درباره اینکه چند هفته دیگه میرم استودیو نمیگم.ایح ایح ایح ایحخلاصه مراقب خودتون باشید.فعلا خدانگهدار هوادار های اینده (:</description>
                <category>Mowj Arman</category>
                <author>Mowj Arman</author>
                <pubDate>Wed, 29 Sep 2021 04:57:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفرنامه: ضبط اولین موزیک، &quot;قسمت اول&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Mowj/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B6%D8%A8%D8%B7-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-vebeobv094yx</link>
                <description>قطار اهواز-اندیمشکخب، سلام.امروز 2 مهر سال 1400، ساعت 12:25 دقیقه ظهر، توی قطار نشستم و دقیقا همین الان صدای بوق قطار به گوش رسید.چه حس خوبی. سفر منظورم نیست ها؛ سفر عادی که نیست انقدر ذوق دارم، قراره برم دزفول اولین موزیکم رو ضبط کنم.راستش...اره خب، یدونه بچه شر باهامه، داره اذیت میکنه؛بین نوشته ها مدام استپ میکنم.میگفتم،راستش حس خیلی خوبیه، اینکه میخوام اولین موزیک رو ضبط کنم و... و خدا یا بکشه یا آروم کنه این دلقک هارو، سرویسم کردن/:میگفتم، حس خیلی خوبیه که میخوام اولین موزیک رو ضبط کنم و بفرستم برای استعداد یابی‌ای که میگن هفته دیگه برگزار میشه.راستش هنوز انتخاب نکردم کدوم موزیک رو ضبط کنم. اینو اگه به مهدی یا به بابام بگم از شدت عصبانیت منو سیاه و کبودم میکنن :(مهدی کیه؟ رفیقمه به شما چه، بهتون نمیدم.حالا چرا سیاه و کبودم میکنن؟بابام، چون خیلی رو مخش راه رفتم که هزینه ضبط رو بده بهم و اون اصرار داشت که اول رو صدات کار کن و من میگفتم استودیویی درستش میکنن?بهش گفته بودم هفته دیگه استعداد یابیه و ازم پرسید حالا انتخابت میکنن؟ گفتم نمیدونم.الان اگه بهش بگم حتی نمیدونم چی میخوام بخونم کمربندش رو در میاره میگه منو مسخره کردی؟?ولی مهدی چی؟ شوقم رو هزاربار واسه مهدی به تصویر کشیدم و هزارتا برنامه چیدم، الان اگه بگم نمیدونم کدوم رو میخوام بخونم با اون لحن سرشار از نا امیدیش بهم میشه &quot;جدی میگی؟&quot;، البته مهدی میخونه اینو، ولی امیدوارم بعد از ضبط ترک...!!ولی خب سوال، دقیقا قراره چی بخونم پس؟جواب، توی قطار انتخاب میکنم.باقیش بمونه واسه بعد. مراقب خودتون باشید، خدانگهدار. </description>
                <category>Mowj Arman</category>
                <author>Mowj Arman</author>
                <pubDate>Fri, 24 Sep 2021 12:42:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>