<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا صالح پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mr.Salvador</link>
        <description>این روز ها باد میوزد ، هم میتوانی در مقابلش دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی . تصمیم با توست.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:14:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1002290/avatar/XtkFK1.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا صالح پور</title>
            <link>https://virgool.io/@Mr.Salvador</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این نوشته ارزش خواندن ندارد ولی غلط های املایی اش چرا</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.Salvador/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B4-%DA%86%D8%B1%D8%A7-oi8jlbbqcjrq</link>
                <description>.انتخاب با توئه میتونی کل متن رو بخونی جمله آخر هم روش ، یا میتونی فقط جمله آخر رو بخونی .شاید « طاریکی » خواب اجسام است یا شاید هم استراحت خورشید . او سخنش را با هر کس نمی گوید . شاید با صحرا شاید با جیر جیرک شاید با ...... تاریکی معنای پیچیده ای دارد که هر یک از ما شاید نتوانیم آن را درک کنیم . معنای آن دلیل علمی آن نیست . بلکه معرفی تاریکی از زبان خودش است که هر کسی نشنیده است .کودک بچه ای در حال تیله بازی با هم سن و سالانش بود. بازی به جاهای حساس کشیده شده بود .  پسرک تیله را پرت کرد اما به هیچ یک از تیله ها برخورد نکرد و قِل خورد و در زیر پای پیر زنی افتاد . پیر زن به زمین افتاد و سبد میوه اش از میوه خالی شد . پیر زن « لعنط » گوی پسرک شد . دوستانش فرار کردند اما پسرک میوه ها را برایش جمع کرد و معذرت خواست .در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشین کوی سربازان و رندانم چو « شمـء »روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست / بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمعرشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد / همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمعگر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو / کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمعمصطفی احمدی « رُشن » در ۱۷ شهریور ۱۳۵۸ به دنیا آمد.در سال ۱۳۷۷ در رشته مهندسی شیمی وارد دانشگاه صنعتی شریف می شود. از بسیجیان فعال بود و در دوران دانشجویی به عنوان معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف فعالیت می کرد. ولایت مدار و از شاگردان آیت الله خوشوقت، استاد اخلاق تهران بود.غلط های املایی رو به شکل صحیح و به ترتیب در جا های خالی بزارید .به جای اینکه به ............ ............. بفرستید ، یک .............  ............ کنید .منتظر نظراتتون هستم . لایک فراموش نشه :)</description>
                <category>علیرضا صالح پور</category>
                <author>علیرضا صالح پور</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jun 2021 22:01:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشت اول چون نهد معمار ........</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.Salvador/%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%86%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%87%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-ocztnzcey8fu</link>
                <description>اگر توجه کرده باشید هر وقت بنایی رو می بینیم که داره یه دیواری رو می چینه این ضرب المثل یادمون میاد که : « خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج » اما سعی کنید که فقط به ذهن تون برسه نه به زبانتون . چون اگه این جمله رو به زبان بیارید یا دیوار صاف میشه که این خوبه و یا اینکه همون خشت کج به طرفتون پرتاب میشه که اون هم دو صورت داره یا به شما برخورد می کنه و بینی شما تا ثریا کج میشه و یا اینکه جاخالی میدید و پا به فرار میزارید . احتمال میدم بعضی از افراد از جمله خودم فکر می کردند یا هنوز همین فکر رو دارند که ثریا یک دختری هست که اگه معمار دیوار رو کج بزاره ثریا هم مسیرش کج میشه . خواستم بگم که ثریا یه ستاره است و منظور از این ضرب المثل این است که اگر اولین قدمت رو اشتباه برداری تا آخر مسیر از مقصدت دور میشی تا اینکه به پوچی میرسی و اونجا دیگه راه بازگشتی نیست . بُگذریم .... اوه اوه سریال مورد علاقه ام شروع شد من برم بعدا میام .   ) :  یادم رفت چی میخواستم بگم .... باز هم بُگذریم .اگه یادم اومد مینویسم . شاید ضرب المثل زیر رو شنیده باشید :« خانه از پای بست ویران است  /  خواجه در بند نقش ایوان است . »  من این ضرب المثل رو در برابر کسانی استفاده می کنم که همه به نام فحش خور فامیل میشناسن شون و زمانی که ما تازه شروع به خراب کردن خانه کردیم اونها دارن در مورد سرامیک و کناف و ....... این چیز ها صحبت می کنن .  باز هم بگذریم من برم سفره بزارم . مطمئنن باز هم یادم میره چی میخواستم بگم . خوب چی داشتم می گفتم . ولش کن مهم نیست الان باس برم نون بگیرم . احتمالا بعدش هم باید خونه رو جارو بزنم . بعد باید ظرف ها رو بشورم . بعد باید تشک ها رو پهن کنم و بخوابم . پس تا دیداری دیگر بدرود .</description>
                <category>علیرضا صالح پور</category>
                <author>علیرضا صالح پور</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jun 2021 14:32:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جرقه های امید بخش</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.Salvador/%D8%AC%D8%B1%D9%82%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-og1vjsije8mw</link>
                <description>هر کاری سختی و مشقت خود را به همراه دارد و این مشقت برای عده ای طاقت فرسا و برای عده ای لذت بخش است . کارگری ساختمان شغلی است که اکثر افراد به دلیل نبود کار و یا انبوه افراد متخصص در یک حرفه به آن روی می آورند. ولی من از روی اجبار و از برای نوسازی خانه به سمت آن قدم برداشتم . کارگری در شمال کشور با وجود هوای مرطوب و شرجی ، سختی هایی دارد که این سختی ها با وجود خانواده ام به تفریح تبدیل می شود . در حالی که سختی کار به تفریح تبدیل شده بود اما هنوز امیدی در من برای ادامه کار وجود نداشت . تا اینکه به قسمتی از کار رسیدم که می بایست برای چیدن دیوار بلوک های استفاده شده را از سیمان های سفت شده صاف می کردم تا در چیدن دیوار جدید مشکلی پیش نیاید . در میان این تیشه زنی ها برخی بلوک ها تکه تکه می شدند و امید را از دستانم می دریدند . در همین حین بود که ضربه تیشه به بلوک جرقه ای بر روی دست نا امیدی انداخت و امید دوباره به من بازگردانده شد . هر چند وقت یکبار که نا امیدی دست درازی می کرد جرقه ها دستش را به گرمی می نوازیدند تا از کار خویش دست بردارد . در همین هنگام یاد جمله ای افتادم که در تقویم پدربزرگ دیده بودم : « شعله های بزرگ همیشه ناشی از جرقه های کوچک هستند . » موفق باشید . امید داشته باش وقتی همه می گویند تو نمی توانی ، چون خدا با توست .......</description>
                <category>علیرضا صالح پور</category>
                <author>علیرضا صالح پور</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 12:52:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>