<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های :||</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mr.pokerface</link>
        <description>لبخند من مصنوعیست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:58:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1243361/avatar/8n8kjT.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>:||</title>
            <link>https://virgool.io/@Mr.pokerface</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ورزش</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.pokerface/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-x2h7l7pnhi9s</link>
                <description>خب برای شرع برو پایین...............................................................................ماشالا خیلی خوب اومدی حالا برو بالا اینطوری قشنگ لاغر مجازی میشی بفرست برای اون رفیق چاقت تا یکم ورزش کنه:)</description>
                <category>:||</category>
                <author>:||</author>
                <pubDate>Mon, 18 Oct 2021 15:25:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریز داستان شماره 1 / داستان طنز عاشقانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.pokerface/%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-1-dio5c8mznsje</link>
                <description>از این به بعد قراره ریز داستان هایی که خودم نوشتم رو براتون براتون بذارمنکته : قسمت ها به هم مربوط نیستندقسمت 1 : شیک خوردن روزی بن و ناگیسا دست در دست هم در بازار شهر توکیو قدم میزدند بعد که کمی راه رفتند خسته شدند و به کافه ای در همان نزدیکی رفتند  بن رو به ناگیسا گفت : چی میخوری ؟؟؟ناگیسا گفت : خب ...... همیشه دلم میخواست که شیک آب طلای این کافه رو امتحان کنم !!!!بن : باشه بریم و یکی سفارش بدیم .دم صندوق بن گفت : چییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟ 2000 ین !!!!!!!!!ناگیسا : راستی تو چی میخوری ؟؟؟؟بن : هیچی هیچی ممنونمناگیسا : باشه - کارتت رو بده .بن : باببابابابابابببابابا باشه .وقتی شیک رو آوردند سر میز ناگیسا گفت : راستی گفتم دو تا نی بزاره که با هم بخوریم .بن : ممنون .ناگیسا کمی مزه کرد و گفت : اممممم عالیه تو هم مزه کن .- باشه .تا بن کمی از آن خورد گفت : وای خیلی خوشمزس . بعد ناگیسا گفت : دوستت دارم بن .کمی به هم خیره شدند و به آرامی جلو آمدند ناگیسا فکر کرد که ...... بعد یکهو بن جلو آمد و لب هایش را جمع کرد و ......کل شیک را با یک نفس خورد و به پایان آمد این داستان </description>
                <category>:||</category>
                <author>:||</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 13:01:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصاویر باحال گرافیکی / Graphic images</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.pokerface/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C-graphic-images-wqv88z3aqlao</link>
                <description>تصاویر باحال گرافیکی / Graphic imagesبهترین تصاویر گرافیکی برای والپیپر لپتاپ یا کامپیوترصورت شیرگلوله های رنگیگرگحلقه حکاکی شدهکوهدرب با طرح شیرآسمانطرح نامعلومکهکشانکهکشانتصویر نامعلومصفحه شطرنجیطرح نامعلومکریستال عجیبطرح نامعلومکربن کریستالیکریستال نامعلومکریستال نامعلومکربن کریستالیپورتالکوسهشیراحتمالا موزاییککره نابود شدهگرگ آتشینپلنگپایان و امیدوارم استفاده کنید</description>
                <category>:||</category>
                <author>:||</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 10:01:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>