<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mr. Sunborn</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Mr.sunborn</link>
        <description>دبیر زبان انگلیسی ● 
علاقه مند به ادبیات فارسی،روانشناسی،فلسفه، و تمامی علوم انسانی ● 
و از همه مهم تر عاشق نوشتن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 00:35:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3972657/avatar/J1QiLE.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mr. Sunborn</title>
            <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مرحله پنج: سیگارِ لعنتی🚬</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%90-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C%F0%9F%9A%AC-igwcfuyzxz9x</link>
                <description>نمیدونم توجه کردین یا نه. هر چی دنیا داره به سمتِ جامعه ی بدون سیگار و دخانیات میره متاسفانه کشور ما همه دارن سیگاری میشن. قشنگ تینیجرها که رکورددار هستن. زیر تینیجر ها هم خیلی زیاد شده. دیگه خانم و آقا یا پسر و دختر هم نداره ( اگه یادتون باشه قبلنا میگفتن مثلا خانم ها که سیگار نمیکشن! یعنی انقدر عجیب بود یه خانمِ سیگاری ببینیم یه جا. خیلی بد میدونستن). تو سینما هم که فیلمی بدون شخصیت اصلیِ سیگاری اصلا ساخته نمیشه ( البته سینمای ایران که دیگه کارش ترویجِ اعتیاد و خیانت و ولنگاری و... شده. یادم باشه یه پست راجع بهش بنویسم. دلم خونِ ازش😑). صبحا با بوی سیگار همسایه بغلی بیدار میشیم و شبا از بوی سیگارش میفهمیم دیگه میخواد بخوابه. رفیقامون همه سیگاری. همکارامون همه سیگاری. بابا چه خبرتونه؟ یکم نکشید ببینیم چه خبره.هر کسی ممکنه تو دوران جوونی و بعد از مستقل شدنش وسوسه بشه که بکشه یا مدتی شاید درگیرش بشه. همه این دوران رو داشتیم و پشت سر گذاشتیم این روحیات رو ( متاسفانه حتی خودِ من😑). اینو منکر نمیشم. بالاخره جوونیه. ولی اگر کم کم با گذشت زمان و بالا رفتن سن و تجربه سرِعقل نیای و نفهمی چیکار داری با زندگیت میکنی و ترک نکنی سیگار کشیدنو جای تاسف داره.طبق قانون جدید در مالدیو، خرید یا استفاده از دخانیات برای متولدین پس از 1 ژانویه 2007 ممنوع شده و به صورت پلکانی برای سنین بالاتر هم اعمال خواهد شد و در نهایت اولین کشور بدون دخانیات در جهان خواهد شد که سیگار کشیدن در آن از تولد تا ابد ممنوع خواهد بود.هر کسی به یه دلیلی سیگاری شده و به یه دلیلی ادامه میده سیگار کشیدنو تو زندگیش. یکی رفیقش سیگاریش کرده، یکی هم سیگار رو رفیقش میدونه. یکی میگه مرحم زخمامه. یکی میگه آرومم میکنه(من با این دسته خیلی مشکل دارم. خییلییی). یکی هم میگه بابابزرگم یه عمر کشید هیچ چیش نشد. پس بد نیست و منم میکشم( نمیگه اگه نمیکشید حتی بیشترم عمر میکرد). حتی بعضیا میگن برای سرماخوردگی خوبه( به خدا شنیدم که میگما). خلاصه هر کسی رو یه چیزی گرفتار این لعنتی کرده. ولی واقعا فایده ای هم داره؟ اصلا گیرم آرومت کرد خب بعدش چی؟ هر دفعه ناراحتی سیگار میکشی آروم شی؟ خب گیرم اصلا آروم شدی . مشکلت چی؟ مشکلتم رفع میکنه؟یادمه یه زمانی میگفتن چون ارزونه میکشن ولی خداروشکر الان که خیلی گرون شده. الان دیگه چطور دلتون میاد پول بدید واسه چیزی که کم کم میکُشتتون. ببین واققققعا میکُشه آدمو. بابا پولشو بده بستنی بخور. نخواستی نخور. بخر بده بچت بخوره. اونم نخواستی پولشو کمک کن به یه بنده خدا که گرفتاره. آخه دقیقا پول دادن بابت سیگار مثل این میمونه که پولت رو لول کنی و آتیشش بزنی. حتی اینکار هم ضررش کمتره بخدا.۲۱۰ میلیون نفر در جهان با بیماری های جدی زندگی می‌کنند که علت ابتلا به آنها سیگار است.واقعا سیگار بزرگترین قاتل خاموش دنیاست. کم کم همه چیز آدمو از آدم میگیره. قیافه رو نابود میکنه. پوستت، دندونات، ریه هات، اعصابت، زندگیت و از همه مهم تر زجری که به اطرافیانت میده این بوی حال بهم زنش. یه صحنه ای که تا مغز استخون عصبیم میکنه اینه که ببینم یه نفر بچشو بغل کرده و در عین حال داره سیگارم میکشه. خیلی بی لیاقتیه این کار. واقعا نفهمی خالصه. بلایی که داری سرِ این بچه میاری واقعا بخشودنی نیست. البته بماند که خیلی از افراد سیگاری تو محیط بسته ی خونه آزادانه سیگار میکشن و در واقع دیگه مهم نیست بقیه اعضای خانواده سیگار بکشن یا نه. چون در واقع معتادِ دود دست دوم هستن همگی و فرقی نداره به حالشون.سیگار کشیدن یعنی خودخواهی محضاز همه اینها که بگذریم یه موضوع مهم تر راجع به افراد سیگاری که همیشه تو ذهن من هست و شده یه جورایی جزو پیش فرض های ذهنیم اینه که آدم های سیگاری با وجود همه ی خوبیای اخلاقی دیگه ای که ممکنه داشته باشن همگی یه ضعف بزرگ دارن و اون اراده کم اونهاست. به نظرم کسی که نتونه سیگارو ترک کنه و همیشه وابسته باشه بهش ارادش کمه. مطمئنا تو کارههای دیگه هم شاید بلغزه. به عنوان مثال من تاحالا آدم معتاد به مواد مخدر ندیدم که سیگاری نباشه. شما دیدید؟ اصلا یکی از دلایل اصلی تنفرم از سیگار همینه. سیگار استارتر یا شروع کننده اعتیاد به همه چیزه. همه چیز واقعا از همین سیگار لعنتی شروع میشه.کسی هم که فکر میکنه سیگار باعث آروم شدنش میشه از نظر من به غیر از کم اراده بودنش منطقش هم مشکل داره. کسی هست که خودش رو گول میزنه. از کجا معلوم تو بقیه کارها و مراحل زندگیش اینجوری نباشه؟حدود ۶۹ درصد سیگاری‌ها می‌خواهند کاملا آن را ترک کنند اما ...ترکِ سیگار بزرگترین لطفیه که یه فرد سیگاری به خودش و اطرافیانش میکنه. در ضمن ترکِ سیگار اینجوری نیست که کم کم کمش کنی و نکشی. خیر. ببخشیدا ولی اینا همش حرف مفته. ترکِ سیگار یعنی از همین الان یهو بزاری کنار و دیگه تا آخر عمر نکشی. اگر هم کسی هستی که فقط تو تفریح و جمع دوستات میکشی باید بگم هیچ فرقی نداره. تو غیر از وابستگی به سیگار به محیط و شرایط هم وابستگی داری . پس این حرفا رو بنداز دور که تفریحی میکشم. شنبه دیگه هم قرار نیست هیچ وقت تضمین کنه ترکو شروع کنی.خلاصه اگر خدایی نکرده به این ملعون دچاری سعی کن ترکش کنی. کافیه چند روز نکشی و بعد بری پیش یه آدم سیگاری و ببینی چه بوی بدی میده. اونوقت از این مدت که با این بوی بد همه جا میرفتی و بقیه سعی میکردن تحمل کنن و به روت نیارن خجالت زده میشی.تو رو خدا برای همیشه از زندگیت حذفش کن و اگر هم تا حالا سمتش نرفتی قول بده هیچ وقت سمتش نری. تا حالا راهو درست اومدی. پس خرابش نکن.پ.ن: لطفا اگر سیگاری هستی از لحنِ متنم ناراحت نشو. حرفام حقیقت بودن همه. حتی اگر خوشت نیومده از حرفام. حتی اگر برای تحمل بزرگترین غم های دنیا سیگار میکشی باز از نظر من اشتباهه. من از فازِ غم گرفتن برای توجیه سیگار کشیدن متنفرم.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2026 23:10:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جان سخت</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-ewga96rduasm</link>
                <description>هیچ چیز،تاکید میکنم، هیچ چیز در دنیا قشنگ تر و با ارزش تر و حماسی تر از برگشت دوباره به زندگی بعد از سختی ها نیست. نمیدونم چطوری حسشو توصیف کنم. دیدید مثلا تو فیلما یه نفر کسی رو تو زندگیش از دست میده و بعد از کلی سوگواری و ترکِ زندگی بالاخره به این نتیجه میرسه که زندگی ادامه داره و دوباره سعی میکنه به زندگی برگرده؟اون لحظه برای من خداست. اون لحظه طلایی برگشت. اینکه دوباره شروع کنی. به نظرم انگار یه دهن کجی بزرگ به روزگاره. انگار داری به روزگار میگی: ببین، من پررو تر از این حرفام. دست از سرت برنمیدارم. تا آخرین نفس هر چی بشه من اینجام.اینکه زندگی به معنای واقعی یه رنجِ به تمام معناست یه حقیقته. درسته زندگی لحظات خوب هم کم نداره ولی عموما رَوَند زندگی در این دنیا با سختی و  شکست ها و از دست دادن های پی در پی همراهه. اما تا حالا بهش فکر کردید که چرا اینجوریه؟ اصلا هدف چیه از این رنج ها. من به شخصه جواب این سوالو گرفتم از زندگی و به نظرم جواب خیلی ساده است. هدف &quot; ادامه دادنه &quot;. ببین این ادامه دادن، این برگشتن، این کم نیاوردن نهایتِ غروره. نهایتِ هدف زندگیه. اصلا معنی انسان بودنه.درسته شاید بعضی وقتا کم بیاری و خسته بشی. حقم داری. حق داری بگی چرا من. حق داری از زمین و زمان شاکی باشی. حتی حق داری بعضی موقع ها دائم نق بزنی. همه ی اینا درست. اما در نهایت باید ادامه بدی. باید برگردی. حتی اگر شرایط بهتر نشه. حتی اگر روز به روز بدتر بشه همه چی. همیشه یادت باشه آدمی مثل یه آهن میمونه که روزگار داره آبدیدش میکنه. درسته سرد و گرمی زندگی خیلی زیاده. درسته بالا و پایین داره همه چیز. اما این روح توه که داره بعد از این سردی و گرمی ها تبدیل میشه به یه آهنِ سخت. و واقعا در نهایت ارزشش رو داره. نمیگم قرار نیست اوضاع بهتر بشه ولی اگر دائم منتظر بهتر شدن باشی با کوچک ترین سختی از هم میپاشی. باید پوست کلفت کنی. اگر آبدیده شدی ارزش پیدا میکنی. پس بیاین با هم عهد ببندیم هیچوقت در نهایت تسلیم نشیم و برگردیم. عهد ببندیم تا آخر عمر با همه سختی ها و رنج هاش، راکد نمونیم و عبور کنیم. عهد ببندیم بزرگ ترین دهن کجی باشیم که روزگار به خودش دیده. یه جان سختِ به تمام معنا.پ.ن: </description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2026 23:32:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرحله چهار: فقط ورزش جوابه🏃‍♂️</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%87%F0%9F%8F%83%E2%80%8D%E2%99%82%EF%B8%8F%E2%80%8D%E2%9E%A1%EF%B8%8F-dqjmyiijagkd-dqjmyiijagkd</link>
                <description>من خیلی چیزهارو تا حالا امتحان کردم برای آرامش پیدا کردن تو زندگی مثل گوش دادن به موزیک بی کلام و فیلم دیدن و ... . ولی هیچکدوم برام ورزش کردن نشد. اونم ورزش سنگین و نفسگیر. ورزشی که عرقتو دربیاره. نه نرمش کردنای صبحگاهی. به همه هم پیشنهاد میکنم حتما در طول روز یه ساعتی رو برای ورزش کردن اختصاص بدن. واقعا بزرگترین سرمایه گذاری هست که برای عمرتون و سلامتیتون میکنید. آدمی که ورزش جزو روتینش محسوب میشه چند لول از بقیه بالاتره. هم فیزیکی هم روحی.اصلا ورزش یکی از عوامل اصلی ایجاد اعتماد به نفس و عزت نفس تو آدمه. کسی که خودشو دوست داره ورزش میکنه و کسی که ورزش میکنه یعنی خودشو دوست داره. هیچکس نیست که دوست نداشته باشه خوش هیکل و به قولی فیت نباشه. اصلا همین تناسب اندام به آدم روحیه میده و آدم بیشتر خودشو دوست میداره. غیر از اینا ورزش هم آرومتون میکنه و هم شاد. هورمونایی که موقع ورزش در بدن ترشح میشن فوق العاده برای سلامتی جسم و روحتون مفیدن. بزارید یه مرور بکنیم ببینیم موقع ورزش کردن چه هورمونا و موادی در بدن ترشح میشن.۱. اندورفین‌ها:این‌ها مسکن‌های طبیعی بدن هستند که درد رو کاهش میدن و احساس سرخوشی و لذت ایجاد می‌کنن. اندروفین ها باعث کاهش احساس ناراحتی و بهبود خلق و خو میشن.۲. اپی‌نفرین (آدرنالین) و نوراپی‌نفرین (نورآدرنالین):این هورمون‌ها بدن رو برای “جنگ یا گریز” آماده می‌کنن. ضربان قلب رو افزایش میدن، جریان خون رو به سمت عضلات هدایت می‌کنن، سطح قند خون رو برای انرژی افزایش میدن و متابولیسم بدن رو بالا می‌برن.۳. کورتیزول:کورتیزول یه هورمون استرسه که به تنظیم متابولیسم، تعدیل پاسخ ایمنی و تنظیم فشار خون کمک می‌کنه. در طول ورزش، به آزاد شدن اسیدهای چرب و گلوکز برای انرژی کمک می‌کنه.۴. هورمون رشد:هورمون رشد به عضله‌سازی، ترمیم سلولی و بازسازی بافت‌ها کمک می‌کنه.۵. تستوسترون:یه هورمون استروئیدی هست که نقش مهمی در رشد و ترمیم عضلات، افزایش تراکم استخوان و بهبود عملکرد ورزشی داره.۶. انسولین و گلوکاگون:این هورمونا توسط پانکراس ترشح می‌شن و سطح قند خون رو تنظیم می‌کنن. در حین ورزش، ترشح انسولین معمولاً کم میشه در حالی که ترشح گلوکاگون افزایش پیدا میکنه. این به کبد اجازه میده تا گلوکز بیشتری رو برای استفاده عضلات آزاد کنه.۷. فاکتورهای نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF):BDNF پروتئینی هست که نقش مهمی در سلامت مغز، یادگیری، حافظه و رشد سلول‌های عصبی جدید داره. ورزش به طور قابل توجهی سطح BDNF را افزایش می‌ده.حالا یه سوال مهم. آیا برای ورزش کردن حتما باید رفت باشگاه ثبت نام کرد؟ باید بگم تنها گزینه نیست ولی یکی از بهترین گزینه هاست چون:دسترسی به تجهیزات بیشتری رو براتون فراهم میکنه و میتونید تخصصی تر تمرین کنید.برنامه تمرینی هدفمند و اصولی تری میتونید داشته باشید زیر نظر مربی باشگاه.انگیزه بیشتری دارید چون خودتون رو بین افراد ورزشکاری میبینید که برای سلامتیشون دارن تلاش میکنن و حس رقابت بهتون دست میده.و نهایتا نتیجه‌گیری سریع‌تری رو خواهید داشت.اما اگر مثل من حوصله رفتن و اومدن به باشگاه رو ندارید و ترجیح میدید تو خونه و آرامش ورزش کنید هم هیچ مشکلی نیست. شما میتونید با خرید یه سری تجهیزات ابتدایی کار رو شروع کنید. مثل:کفش ورزشی، میت، کش های ورزشی، دمبل های سبک متناسب برای شروع،طناب و ... .اگر هم دوست دارید اصولی تر کار کنید و مربی داشته باشید میتونید از نرم افزار های &quot;ورزش در خانه&quot; استفاده کنید که هم واقعا دست کمی از مربی ندارن و هم واقعا تاثیرگذارن. این دوتا نرم افزار رو که عکسشون رو این پایین گذاشتم خودم پیشنهاد میدم. عالین.برای کسایی که دمبل یا وسیله ورزشی ندارن و میخوان صرفا با وزن بدن تمرین کنن یا مبتدی هستنبرای کسایی که میخوان با دمبل و میز تمرین کننیه نکته ای که تو ورزش کردن خیلی مهمه &quot;استمراره&quot;. یعنی باید سعی کنید جوری تمرین هاتون رو بچینید که ادامه دار باشه. پس:نه خیلی تمریناتتون رو سنگین شروع کنید که بعد از چند روز جا بزنید و خسته بشید.نه انقدر سبک باشن تمریناتتون که هیچ تغییر و حاصلی ایجاد نکنن و بعد از یه مدت بیخیالش بشید.همچنین سعی کنید از حرکات و تمرینات مختلف استفاده کنید که حرکات تکراری و کسل کننده نشن براتون.در ضمن تغذیه مناسب به هیچ وجه فراموش نشه. یا از یه متخصص تغذیه مشورت و برنامه بگیرید یا خودتون حسابی تحقیق کنید. ورزش کردن اگر همراه با تغذیه مناسب نباشه بی فایدس و هیچ نتیجه ای نداره. یه نکته هم بگم. نیازی نیست تو این وضعیت اقتصادی هر روز آووکادو و پسته و گردو و گوشت خورد. نه. خیلی از مواد غذایی انواع جایگزین های ارزون تری دارن با همون ارزش غذایی . تحقیق کنید حسابی و برای خودتون یه برنامه تغذیه مناسب بنویسید.امیدوارم اگر اهل ورزش هستید و ورزش کردن روتین روزانتونه روز به روز شاداب تر و سالم تر باشید و اگر احیانا اهل ورزش کردن نیستید یا چندوقتیه کنار گذاشتیدش دوباره شروع کنید و ادامش بدید تا بشه جزء فعالیت های روزانتون.حالا نوبت شماس بگید نظرتون چیه؟ چقدر ورزش کردن رو موثر میدونید در سلامت روحیه و جسم. تجربه شما چیه تو این زمینه؟پ.ن: ممنون از پیراندیشِ کودک خو که با کامنتت تو پست قبلیم باعث شدی به خودم بیام و باز بنویسم و کم نیارم🙏</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2026 00:31:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من که رام شدم</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%85-lwlfutoj3hmz</link>
                <description>دیگه حقیقتا از ساعت ها وقت گذاشتن و نوشتن و منتشر نشدن توسط ویرگول خسته شدم.از اینکه نمیتونم یه آهنگ یا فیلم ساده تو شبکه های اجتماعی داخلی بفرستم.از اینکه پیج اینستاگرامم که کلی یادگیری و مرور زبان باهاش میکردم دیگه قرار نیست وصل بشه.از اینکه کانال یوتیوبم به فنا رفت.از اینکه تمام نسل ها در این مملکت انگار باید طعم جنگ رو بچشن.از اینکه ما مردم هیچ ارزشی براشون نداریم.از اینکه نمیتونم حرف دلمو و دغدغه هامو راحت بگم.و از همه بیشتر از این ناراحتم که هیییچ کاری نمیتونم بکنم.کم کم انگار دارم به این شرایط عادت میکنم و این بدترین چیزه.حس میکنم برای خیلیا این جنگ نعمت بود.تونستن خیلیارو رامِ اهداف خودشون کنن و بقیه هم کم کم رام میشن.من که رام شدم. خیالتان راحت.از امروز به بعد رنگ و بوی نوشته هام رو عوض میکنم. شاید هم دیگه نوشتن رو ترک کردم. حداقل در ویرگول.نوشته ای که به تایید دیگران نیاز داشته باشه پشیزی ارزش نداره.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2026 00:40:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تَرکِ آرزو کردم...</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%AA%D9%8E%D8%B1%DA%A9%D9%90-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-hpeyllgasabf</link>
                <description>چند وقته ذهنم بدجور درگیر مسائل مالی و آینده هست. البته کیه که نباشه. ولی من هرجور میشینم حساب کتاب میکنم، بالا پایین میکنم میبینم نخیر. این دخل و خرج به هم نمیخوره. خدارو در هر حال شکرا. از منظر آینده نگری میگم.درسته پول ندارم ولی قیافه چی؟ دارم؟یه موضوع مهمی این وسط هست که فکر کنم خیلیا باهام هم نظر باشن راجع بهش. اونم اینه که دیگه شرایط جوریه که با تلاش و کوشش و کار زیاد و نخوردن و نپوشیدن قرار نیست وضعت بهتر بشه. اصلا و ابدا دیگه با صفر نمیشه به حتی ۵۰ رسید چه برسه به ۱۰۰. یه زمانی ملت با قناعت و کم خوردن و پوشیدن صاحب همه چیز میشدن. یادمه چندسال پیشا که اخبار بیست و سی خیلی تو بورس بود همش اینارو دعوت میکردن که با مثلا واکس زدن کفش شروع کرده بود طرف و صاحب کارخونه شده بود. البته همون موقش هم تو کَت من نمیرفت ولی خب این داستان ها اون زمان ها باورپذیرتر بود تا الان. تازه چقدر این کتابای زردِ موفقیتِ کسب و کار از این تاجرای خارجی فروش میرفت. تهش یه پولدار موفق هم خروجیش نبود. حداقل من ندیدم کسی بگه با این کتابا پولدار شدم.کیوساکی؟ ففففک نکنم🤷‍♂️ولی متاسفانه الان تنها راه پیشرفت مالی یه چیزه و اونم داشتن سرمایه اولیه هست (البته همیشه بوده ولی نه به این شدت که تنها راه باشه) که به قولی یا نسل به نسل به تو میرسه و بهش میگن ارث و میراث اجدادی یا یه آشنای کلفت و کله گنده برات جور میکنه که بهش میگن پارتی.ببینید من خدایی نکرده از سرِ کلافگی یا ناامیدی و حرفای صدمن یه غاز نمیگم اینارو. بخدا یه زمانی خودم تهِ تفکرِ&quot; با تلاش و کوشش میشه به همه چیز رسید&quot; بودم ولی واقعا شرایط اقتصادی و عدم ثبات دیگه این جمله رو به یه شعار توخالی تبدیل کرده. واقعا کلی فکر کردم و حساب کتاب کردم که میگم دیگه سخت کوشی فایده نداره.همون شعار پول چرک کف دسته پولدارا به فقراحالا کسی مثل من که همچین سرمایه هایی و گردن کلفتایی رو نداره دور و برش چیکار باید بکنه؟ راهکار اینو هم بنده پیدا کردم. راهکارش خیلی سادست. ببینید شما کلی تلاش میکنید تا پولدار شید تا چیکار کنید؟ تا به آرزوهاتون برسید دیگه. درسته؟ حالا وقتی پولِ رسیدن به آرزوهاتون جور نمیشه تنها کافیه اونور معادله رو هم پاک کنید تا معادله مساوی بشه.  یعنی آرزوهاتونو هم کم کم بیخیال شید و الکی هی نشینید برای خودتون آرزو جدید دربیارید . اصلا چیز بدی نیستا. فکر نکنید غم انگیزه. نه. اتفاقا در بلند مدت باعث میشه خیلی راحت زندگی کنید و روانتون آسوده بشه. اصلا شاعر خودش گفته:&quot;ترک آرزو کردم رنج هستی آسان شد&quot;من که شروع کردم. اولیش هم خرید خونست‌. با قیمت های پارسال الان باید یکیشو میخریدم ولی دیگه فک نکنم حالا حالاها بتونم بخرم. دیگه بیخیالش شدم. راااحت. حالا اگه یه زمانی خودش جور شد اون میچسبه. چون خودمو براش نکشتم و خودش اومده سمتم. اگر فردا هم ببینم ماشینم نمیتونم بخرم اون رو هم به راحتی بیخیال میشم. و به همین ترتیب میام جلو.ولی این جدی کتاب خوبیه‌.بخونیدش👍شاید خیلیا مخالف صددرصدی حرفای من باشید و شاید بعضیا موافق. لطفا منو از نظراتتون بی بهره نذارید و بهم بگید آیا موافق یا مخالف نظراتم هستید و دلیلش چیه و راهکارتون چیه 🙏🙏🌺دم شما گرم❤️</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 01:20:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرحله سه: غیبت خیلی فوله👎</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%81%D9%88%D9%84%D9%87%F0%9F%91%8E-zlktz0cniyjh</link>
                <description>امروز به طور خیلی جدی تصمیم گرفتم دیگه پشت سر هیچ بنی بشری در نبودش صحبت نکنم. نه اینکه آدم اهل غیبت و این حرفا باشم که برعکس از نفس غیبت متنفرم ولی خب بعضی وقتا پیش میاد از روی عصبانیت پشت سر یکی یه حرفی میزنی که البته زدنش نه تنها هیچ فایده ای نداره تازه ضعف و نداشتن صبر و تحملتو نشون میده. وگرنه یکی نیست بگه اگه جرات داری برو تو روی خودش بگو🙃آپشنی که آدمی کم داره🤷‍♂️یه حرفی واقعا باعث شده خیلی به این موضوع فکر کنم که میگه:&quot;هر کس جلوی شما از بقیه بد میگه مطمئنا جلوی بقیه هم از شما بد میگه.&quot;من این جمله رو تجربه کردم. دیدم کسایی رو تو دوستام و آشناهام که متاسفانه این جمله رو معنی کردن برام. از وقتی این جمله رو شنیدم به آدم هایی که در حضور من پشت سر بقیه حرف میزنن اصلا اعتماد نمیکنم. حتی از نشستن کنارشون میترسم و سعی میکنم تو جمعشون نباشم. مطمئنم غیبت کردن جزو روتین زندگی این آدما محسوب میشه و اگر دل یه دلشون بدم مطمئنا یه تایید یا آتو از من خواهند گرفت و پیش بقیه اونو مطرح میکنن تا غیبت منو کرده باشن.(واقعا خصلت این آدم ها هستا) این وسط یه بحث و درگیری و دلخوری هم بین من و طرف مقابل پیش میارن.عکس بهتری پیدا نکردم🙋‍♂️اصلا غیبت کردن یه خیانت دوطرفس و آدم غیبت کن مثل یه جاسوس دوجانبه میمونه که میخواد از هر دو طرف به نفع منافع خودش سود ببره‌. حالا این وسط یه جنگی هم شروع شد که چه بهتر.غیبت کردن دلایل مختلفی داره. یکی از حسادت نسبت به بقیه این کارو در حقشون میکنه، یکی از سر کینه و دشمنی، یکی به خاطر بهتر جلوه دادن خودش نسبت به بقیه و خلاصه هر کسی برای پیشبرد یه هدفی اینکارو میکنه. واقعا شاید خودشم تو اون لحظه نفهمه چرا داره از یکی بد میگه ولی قطعا یکی از این دلایل در درونش داره به صورت ناخودآگاه به این سمت میکشونتش.موضوع جلسه: عروس های بدجنس پسرای معصومشونو ازشون جدا کردن😂غیبت آدمو کوچیک میکنه، اعتماد به نفسو نابود میکنه، عزت نفسو از بین میبره، اعتماد رو به شدت از بین میبره و کلی بدی های دیگه داره که از شمار خارجه.خلاصه من تصمیم گرفتم دیگه در هیچ شرایطی راجع به بقیه در نبودشون حرفی نزنم و از جمع هایی که توشون غیبت میشه به شدت دوری کنم که حقیقتا آسایش و سعادت رو در این دو کار میبینم.اصلا هر چی آدم کمتر حرف بزنه سنگین تره. به قول شاعر:کم گوی و گزیده گوی چون دُر ________ تا ز اندک تو جهان شود پر</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 01:00:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمرات مستمر📌</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1%F0%9F%93%8C-rfztvtzzndm6</link>
                <description>خب خب خب وقتِ گذاشتن نمرات مستمر دانش آموزامه و البته یکی از سخت ترین و پرچالش ترین قسمت از شغل معلمی. حداقل برای من سخت ترینشه. حالا شاید بپرسید چرا سخت؟ یه نمرست دیگه بزار بره. ولی ای کاش به همین آسونیا بود. البته شاید بعضی از معلم ها طبق همین فرمول &quot;بزار بره&quot; استفاده کنن اما من نه.کارنامه اعمال💀گذاشتن نمره مستمر سخته چون:۱. نمره مستمر قراره تاثیر مستقیمی روی نمره کل داشته باشه و صد البته روی درصد موثر نمره در کنکور. حالا شاید درصد کمتری از نمره اصلی چون ضریبش کمتره ولی خب بازم موثره.۲. یه انگیزه میشه برای دانش آموزا مخصوصا متوسط دوم که آزمون نهایی دارن که بخونن. وقتی دانش آموز مستمرش میشه ۱۰ حالش گرفته میشه و شاید دیگه اون درسو درست و حسابی نخونه.(امکان مشاهده نمره مستمر قبل از شروع امتحانات در سایت آموزش و پرورش فراهمه. البته دانش آموزای دوازدهمی پارسالم میگفتن)۳. باید از نظر ارزشیابی درسی، نمره ای عادلانه باشه و بر اساس فعالیت و نمرات و ارزیابی در طولِ نیمسال تحصیلی باشه تا حق کسی ضایع نشه. پیشرفت تحصیلی خیلی مهمه و باید تک تک دانش آموزان بررسی بشن از این منظر و فقط به یه نمره امتحان کلاسی نباید قانع بود. شاید یه دانش آموز از نمره کلاسی ۱۲ در اول نیم سال خودشو رسونده به ۱۶ و واقعا پیشرفت داشته. اینها رو هم باید مدنظر قرار داد.۴. به غیر مسائل درسی باید مسائل روحی و شرایط هر دانش آموز رو هم در نظر بگیری که این از همه برای من سخت تره چون خیلی برام مهمه و شاید بعضیا بهش اهمیت نمیدن. اینکه دانش آموزت با چه شرایطی تونسته ۱۵ بگیره‌. شاید این ۱۵ برابری کنه با نمره ۱۸ یک دانش آموز دیگه که در شرایط خیلی بهتری تونسته درس بخونه و این نمره رو کسب کنه. مخصوصا امسال که از اول تا آخرش همه چی پر از چالش بود و بچه ها واقعا از نظر روحی شرایط خاصی رو پشت سر گذاشتن.و البته کلی پارامترهای دیگه...دانش آموز ردیف جلو سمت راستی: اینا دیگه چیه؟! یاااا ابوالفضضضضضل!😩ما معلم ها به طور محدودی از کم و کیف شرایط روحی و خانوادگی دانش آموزامون باخبریم و این اطلاعات محدود میشه به تایمی که تو مدرسه باهم میگذرونیم یا در حد اطلاعاتی که خانواده ها در اختیارمون میزارن و متاسفانه خیلی از مسائلی که دانش آموزان تو خونه و اجتماع باهاش سروکله میزنن از دید ما معلم ها خارجه و یا تعداد بالای دانش آموزان اجازه و فرصت بررسی رو به معلم نمیده(به طور تقریبی من هر سال ۳۰۰ تا دانش آموز دارم). خلاصه اینکه بخوای تک تک دانش آموزاتو بر اساس توانایی ها و شرایطشون بسنجی و حواست باشه همه رو به یک چشم و با یک ارزشیابی خشک بررسی نکنی خیلی کار سختیه. حاجی بدبخت شدم. فک کنم باید برم دفترچه خدمت پست کنم😩😩البته بگم آخرشم باز با تمام دقت و وسواسی که به خرج میدی باز هم تا آخر سال همش تو ذهنته که نکنه فلان دانش آموز لیاقت نمره بیشتر یا کمتری رو داشت. اما دیگه سیستم ارزشیابی نمره ای آخرش از این بهتر نمیشه. امیدوارم روزی بیاد که سیستم آموزشی ما متحول بشه به سمت جهانی شدن و انعطاف‌پذیری بیشتر در عرصه آموزش و پرورش و ارزشیابی پیش بره. بچه های ما واقعا لایق بهترین ها هستند. واقعا بزرگترین رنجی که معلم میکشه دیدن استعدادهایی هست که محیط و امکان رشد ندارند و از یه جایی به بعد به خاطر نبود امکانات و افق روشن در رشته و مهارتشون در مملکت ناامید میشن و از حرکت و پیشرفت در مسیرشون دلسرد میشن😑</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2026 00:20:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرحله دو: تمومش کن⚠️</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D8%AA%D9%85%D9%88%D9%85%D8%B4-%DA%A9%D9%86%E2%9A%A0%EF%B8%8F-p2lgejvz1pip</link>
                <description>اینکه دنیا یک رنج محسوب میشه فارغ از خوبیاش جای خود داره و شکی توش نیست. به قول شاعر:این جهان باشد چو دریای سپنج  __________________  تازه میگردد به هرجا درد و رنجسپنج یعنی گذرا و ناپایدار. کنایه از این دنیای زود گذر 🙋‍♂️اما آیا همه رنج ها تحمیلی هستند؟ یا اینکه یه سریاشون نتیجه ی اشتباهات خودمونن؟ و مهم تر از اون آیا میشه از درد و رنج های بی مورد خلاص شد؟ به نظر من شدنیه . و باید هم اینکار رو هر چه زودتر انجام داد. وگرنه در دریای رنج های اختیاری خودمون غرق میشیم و کسی هم قرار نیست بشه غریق نجات ما.فردی در حال کشیدن مقدار زیادی رنجاین مقدمه رو گفتم که برسم به یکی از مراحلی که باعث میشه بعد از گذروندنش کمی از رنج های اختیاری این دنیا برامون کم بشه. و اون مرحله &quot;حذف انسان ها و روابط سمی&quot; از زندگیمونه.میدونم شاید این موضوع کلیشه ای محسوب بشه از نظر شما چون تو این سال ها زیاد ازش شنیدیم تو محافل و رسانه های مختلف. اما آیا واقعا بهش عمل کردید؟ اصلا چجوری تشخیص بدیم چه آدم ها یا روابطی سمی هستند و باید تموم بشن؟قدم اول شناخت آدم های سمی: سمی بودن یا همون toxic بودن یه نفر برای شما تا حد زیادی بستگی به مولفه های فردی شما و ویژگی های اخلاقیتون داره. مثلا برای من مثل خیلیای دیگه آدم های حسود خط قرمز محسوب میشن. همچنین آدم های دروغگو. شاید برای یه نفر آدمی که کلاه سر بقیه میزاره یه آدم زرنگ محسوب بشه و برای من یه آدم کلاهبردار و مکار. پس اول از همه باید پارامترها و ویژگی های اخلاقی و اولویت های اخلاقی خودتون رو بررسی کنید. ولی در کل آدم های سمی آدم هایی هستند که دارای ویژگی های اخلاقی هستند که با خصوصیات اخلاقی پذیرفته شده جامعه در تضاد هستند. مهم تر از اون اینکه این افراد مانع پیشرفت شما در حوزه های مختلف میشن و پیشرفت شما اون ها رو خوشحال نمیکنه. کسایی هستند که شما رو برای رسیدن به خواسته هاشون میخوان و تا مادامی که این عمل میسر باشه با شما میمونن ولی اگر روزی خواسته شما با اونها در تضاد باشه توقع دارن از خواسته هاتون کوتاه بیاین و باب میل اونها رفتار کنید. به طور خیلی کلی تر بگم آدم های سمی شما رو وسیله ای میبینن برای رسیدن به اهداف خودشون و شما رو بازیچه ی روحیات و اخلاقیات مخرب خودشون میکنن و در انتها شما رو مقصر تمام اتفاقات بد میدونن و بهتون حس سرخوردگی و ناکافی بودن القا میکنن و اعتماد به نفس شما رو کُن فَیَکون میکنن.روابط سمی با ماسک حل نمیشهقدم دوم شناخت روابط سمی: چه ها که نمیکشیم از دست این نوع روابط. اگر بخوام یه اسم روشون بزارم باید بهشون بگم &quot;باتلاقِ زندگی&quot;. دقیقا مثل یه باتلاق میمونن که هر چی زور میزنی از دستشون راحت شی بیشتر تو رو میکشونن سمت خودشون و به این راحتیا ولت نمیکنن. یه نمونش روابط عاطفی یک طرفه که در اون نسبت به کسی احساس داری که اصلا در دایره فکری و اولویت های اون فرد برای یک رابطه نیستی. یا روابط دوستانه ای که بر پایه منفعت یک طرفه باشه. یا روابط کاری که در اون هیچ گونه حق و حقوقی از کارکنان رعایت نمیشه و بیشتر شبیه یه سیستم برده داریه تا محیط کاری مدرن. روابط سمی و مخرب مثال های تموم نشدنی دارن و شاید همگی حداقل یک بار اونها رو تجربه کرده باشیم و یا شایدم همین الان درگیرشونیم. مهم ترین مولفه این روابط عدم احترام متقابل و رعایت حقوق دو طرف در اون ها است. کسایی که درگیرشن یه جورایی حس میکنن داره ازشون سوء استفاده میشه و نمیتونن بهش اعتراض کنن چون یه جورایی خودشون رو نیازمند به این رابطه میدونن.حالا از دست این آدما و روابط سمی چه کنیم؟؟ جوابش خیلی ساده است. هر چه زودتر باید برای همیشه باهاشون خداحافظی کنیم. شاید بگید مگه به این راحتیاس؟ دلت خوشه ها! صدالبته که خیلی سخته. ولی آیا ادامه دادنش راحت تره؟ تا کجا میتونید ادامه بدید؟ موندن تو این روابط قراره درستشون بکنه؟ قراره تمام آدم های سمی زندگیمون رو اصلاح کنیم ؟ اگر نه پس چرا عمرمون رو هدر بدیم براشون؟ نمیگم یهو کار عجولانه انجام بدید. نه. ولی مهم ترین اصل اینه که به این نتیجه برسید که دیگه کافیه و پروسه پایانش رو استارت بزنیم. باور کنید این بهترین تصمیمی هست که برای زندگیتون میگیرید. بالاخره سختیای خودش رو خواهد داشت و شاید صدمات روحی موقتی هم براتون به بار بیاره ولی بهتون قول میدم در بلند مدت ارزشش رو داره و افق های خیلی بهتر و روشن تری به زندگی بهتون میده.حذف کردنِ مورد نظرمپس همین امروز سعی کنیم بشینیم با خودمون حساب کنیم ببینیم با بقیه چندچندیم و چه کسانی و چه روابطی باید روند حذفشون استارت بخوره. من به شخصه از امروز سعی میکنم به صورت خیلی چکشی و سرعتی دیگه تمومشون کنم. امیدوارم شما هم تو این مسیر موفق بشید و یه روز که خیلی دور نیست نتیجه مثبتش رو تو زندگیتون ببینید.راستی از نظر شما ویژگی های روابط و آدم های سمی چیه؟ شما چه پیشنهادی برای پایان دادن بهشون دارید؟ خوشحال میشم تجربیاتتون باهام به اشتراک بزارید.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 19:12:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گویی حرام شما را سعادت است</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-te1ctdghgpte</link>
                <description>برایشان چه جنگ باشد چه صلح توفیری نیست.کودکی گرسنه باشد یا پیرمردی فرتوت نرخ همان است که هست.هموطن برایشان همه اجنبی است.دردمندی و گرفتاری برای دیگران آنها را آرزوست.گویی همه دنیا را طلبکارند.خدایشان زر است و اسکناس و دیگر هیچ.هر روز را حاجی اند به طواف دنیای مادی خویش.قلبشان پر است از مکر و حیله و دروغ.گویی روحشان را از بدو تولد به شیطان فروخته اند.شادیشان در اندوه و فقر دیگران و غمشان سعادت و توانگری آنهاست.نه اینکه ندانند که صد البته دانسته بنده ی حرام اند.حلال را هیچ و پوچ میدانند، حلال خواران را ذلیل و ناتوان و خود را رند و سیّاس.گر به دنبالشان میگردی آنها همه جایند.یکیشان بقالی است در محله ی بالا که برای رفاه حال مردم در شرایط احتیاج به طور پنهانی انبارها پر کرده است از مایحتاج به نرخ امروز برای فروشِ فردا به نرخ فردا.دیگری زرگری است در ولایت که در گرانی فروشنده است و به وقت ارزانی خریدارِ زرِ مردم ولایت.آن یکی مِلک میخرد مفت از محتاجان و میفروشد همسنگ جان آدمی به دیگر ساده لوحانِ کمی توانگرترِ بلاد.دیگریشان نیز اخیرا قصد وکالت مردم کرده و خدمت به آنها که امید است با دادن وعده ای پلو به مقام خدمت برسد.گویی در تاریخ هیچ جایی از شر وجودشان در امان نبوده و در آینده نیز نخواهد بود.نمیدانم کدام لقمه حرام در چندمین نسل شما را اینگونه حرام خوار کرده اما گویی حرام شما را سعادت است.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 18:21:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرحله یک: سادگی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-dokkhgqjcyx4</link>
                <description>&quot;هر چی میکشم از سادگیمه&quot; اگر شما هم از این جمله زیاد در زندگیتون استفاده میکنید تا آخر این نوشته با من بمونید. اگرنه که خوش بحالتون چون تونستین اونجوری که میخواین و هستید زندگی کنید و این نوشته شاید بدردتون نخوره.بیاین اول ببینیم چه مواقعی از این جمله استفاده میکنیم؟به طور کلی مواقعی که از روی لطف و انسانیت کاری رو بدون چشم داشت برای کسی انجام میدیم و بعد مورد قدردانی که قرار نمیگیریم هیچ تازه طلبکارمون هم میشن که میخواستی نکنی. یا زمان هایی که به معنای واقعی کلمه از مهربونی و دلسوزی آدم در مسائل مختلف سوء استفاده میشه و باز هم مورد شماتت قرار میگیره. اینجاست که این جمله معروف به سراغت میاد و میگی &quot; هر چی میکشم از سادگیمه&quot;.حسّ &quot;هر چی میکشم از سادگیمه&quot; به روایت تصویر🥺ولی آیا موضوع واقعا اینه؟ یعنی سادگی همون مهربونی و دلسوزی ماست؟باید بگم متاسفانه ما دلسوزی یا مهربون بودن رو اشتباه تفسیر کردیم. فرض کنید یک دوست صمیمی که میدونیم شرایط اقتصادی خوبی نداره از ما فرضا 200 میلیون پول قرض بخواد. اگر فردای روز نتونست قرض شما رو پس بده و در مضیقه مالی قرار گرفتید، آیا شما آدم ساده و مهربون و دلسوزی بودید که بهش قرض دادید؟ آیا پول قرض دادن به کسی که میدونید توان برگشت پول رو نداره یک اشتباه فاحش نیست تا دلسوزی و سادگی؟یا فرض کنید دوستی دارید که عادتش هست شما رو جلوی جمع ضایع کنه و همیشه شوخی های خارج از آداب جلوی جمع میکنه و اینکارش شما رو معذب میکنه و شما علارقم اینکه میدونید این دوستی چیزی جز کوچیک شدن شما و صدمه به ارزش اجتماعیتون نداره به دوستیتون ادامه میدید و باز دلتون به حالش میسوزه و نمیخواید تنهاش بزارید. در نهایت هم دوستتون شما رو به بهانه ای ترک میکنه و شما رو مقصر شکست این دوستی قلمداد میکنه. و در نهایت این شمایید و &quot; هر چی میکشم از سادگیمه&quot;.پس مسئله سادگی یا مهربونی ما نیست بلکه برعکس اشتباهات ماست. این اشتباه پذیر بودن ماست که به بقیه اجازه میده از ما سوء استفاده کنن. یه جورایی گاردمون رو آوردیم پایین و میگیم بزن که خوب میزنی.اگه بخوام خلاصش کنم مشکل فقط در یک کلمه کوچیک خلاصه میشه. &quot; نه&quot;نه گفتن به درخواست های غیر منطقی؛نه گفتن به روابط اشتباه و سمی؛نه گفتن به دخالت بقیه در حدوحدود مسائل شخصی؛نه گفتنِ با کلاس✋️و در نهایت نه گفتن به قلب و استفاده از مغز. ببخشید انقدر رک میگم. البته میدونم در خیلی از موارد خیییلییی سخته نه گفتن به قلب و احساس (مخصوصا مسائل عاطفی) ولی تنها راه برون رفت از مشکلاته.خودم به شخصه خیلی از این مسئله رنج میبرم. روابطی دارم که سالیان سال دارن آزارم میدن. افرادی که وجودشون در زندگیم یه &quot;نَه&quot; بزرگ میخواد. درخواست هایی که دوستان و آشنایان از آدم دارن و فقط مایه گرفتاری و زحمت هست و باید بتونم بهشون نه بگم.شکستن چرخه بله گفتن توسط من از امروز🤜از امروز سعی دارم در مراحل مختلف بیام با شما مسائلی رو که شاید مشکلات شما هم باشه در میون بزارم و با هم براشون راهکار بدیم و از هم کمک بگیریم. من نه روانشناسم و نه متخصص امور خاصی. مطالب همگی نظرات شخصی منه. اگر هم نظر بودید خوشحال میشم نظرات شما رو بدونم. پس بزارید ازتون بخوام بهم بگید:به نظرتون چجوری به بقیه نه بگیم که ناراحت نشن. مثال عملی دارید که کمک کنه به هممون؟</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 12:52:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منو آخرهفته ها مُرده حساب کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%85%D9%86%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-nx65qgtopg9b</link>
                <description>کلِ هفته منتظرِ این روزهام: چهارشنبه عصر، پنج شنبه و جمعه. منتظرشونم چون روزهایی هست که استراحت هستم و وقتم کامل مالِ خودمه. روزهایی هست که بالاخره میتونم آرامش داشته باشم. البته اگر بزارن😑دوست داشتم میشد یه بلندگوی بزرگ داشتم توش با صدای بلند داد میزدم میگفتم: آقا تو این روزها به من زنگ نزدید، سَر نزنید، حالمو نپرسید و خواهشا کارهای واجبتون رو جوری مدیریت کنید تو این روزها نیفته. من اصلا دوس دارم این روزها نه کسی رو ببینم و نه صدای کسیو بشنوم و نه هیچی. خبرای خوب که ندارید برای آدم حداقل خبرای بدتون رو دو سه با تاخیر شنبه به بعد بگید به من.اصلا مگه هر روز هفته میبینیم همو چه گُلی به سرِ هم میزنیم که آخر هفته بزنیم؟ آخه چتونه؟ بشینید خونتون سرتون تو زندگی خودتون باشه زندگیتون رو بکنید دیگه.من اگه ازتون خوشم بیاد مطمئن باشید خودم آخر هفته باهاتون هماهنگ میکنم همو ببینیم. پس اگر نمیکنم حتما خوشم نمیاد ازتون دیگه.همینقدر رُک😄یعنی نمیدونم این &quot; آزار بقیه برای خوش بودن دل خودشون&quot; چه دردیه که دارن بعضیا. همون اول صبح که بیدار میشن میگن زنگ به کی بزنیم حالشو تا آخر هفته بگیریم! به درک که پول برق و آب و کوفت ساختمون اومده. به درک که فلانی داره ازدواج میکنه. به درک که جلسه ی ساختمانه. به درک که ناو آمریکا کدوم گوریه. آخر هفته های من همه ی اینا به درکه.اصلا من از تنهایی و توی لاک خودم بودن کییییف میکنم. من اصلا حوصله هیچکسو ندارم حتی بعضی وقتا حوصله خودمم ندارم.حتما میگید عجب دل پری داری😅 ولی واقعا اگر دست خودم بود یه خونه میگرفتم آدرسشم به هیچکس نمیدادم و آخر هفته میرفتم اونجا و گوشیمو هم خاموش میکردم.بله. واقعا کاش میشد به همه بگم آقا منو آخر هفته ها مُرده فرض کنید.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2026 18:21:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصور</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-tqqoan2vhcol</link>
                <description>یه کاری که بعضی وقتا واقعا ذهنمو آروم میکنه تصور کردنه. باعث میشه برای لحظاتی هرچند کم از این دنیای واقعی و زمخت و نه چندان دلچسب فاصله بگیرم. حالا چه تصوراتی؟ مثلا اینا:تصورِ لحظه های خیالیِ حال خوب کن مثل بیدار شدن از خواب تو ویلای شمال با صدای پرنده ها تو فصل بهار بعد از بارون بهاری که دیشب زده و هوا رو کرده بهشت؛تصورِ بودن با آدمای موردعلاقم مثل یه دورهمی شبونه با دوستای خیالی تو کافه و کلی گفتن و خندیدن باهاشون تا آخر شب؛تصورِ ماشینِ نویی که خریدم و لذت از بوی نوییش مستم یا تکمیل خونه ای که تازه کلیدشو تحویل گرفتم بعد از کلی سختی و دارم با وجب به وجبش حسِ مالکیت میکنم و عشق میکنم از اینکه بالاخره خریدمش؛تصورِ روال بودن کارها، اینکه زندگی بالاخره باب میل من تا میکنه و شانس باهام یاره. اینکه دیگه قراره روزگار درش رو پاشنه ی خونه من بچرخه؛تصورِ قدم زدن تو پیاده رو تو برگهای پاییزی بدون داشتن دغدغه فکری و از سرِ خوشی نه از سرِ کلافگی. اگرم تنهایی نباشه قدم زدنام که دیگه تهِ پاییزه؛تصورِ لحظه پایان جنگ. اینکه کانال های خبری پر بشن از خبرهای خوب و امیدوارکننده و دیگه کسی از جنگ حرف نزنه؛و کلی تصور دیگه از این دست؛نمیدونم تصوراتم هیچ وقت قراره به واقعیت تبدیل بشن یا نه. حتی نمیدونم معقول هستن یا نه. البته مهم هم نیست. من تصور میکنم برای تصور کردن نه برای رسیدن بهشون. اصلا تصور کردن خوبیش همینه. خرجی هم نداره. سقف خیال پردازیتم حد نداره. هم حالتو خوب میکنه هم شاید کمکتم بکنه به خودت بیای و براشون تلاش کنی و بجنگی. خدارو چه دیدی شاید بهشون رسیدی.حالا شما از تصوراتتون بگید. هر چی خیالی تر بهتر😶‍🌫️</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2026 00:30:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر پول خوشبختت میکنه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-ec36vorjju2z</link>
                <description>دیدید بعضی وقتا پیش خودت فکر میکنی میگی مثلا &quot;من اگه ۱۰ میلیارد داشتم دیگه هیچ غمی نداشتم&quot;؟ من جدیدا خیلی به اینجور چیزا که مربوط به پول و میشه فکر میکنم. همش فکر میکنم همین الان مثلا اگه ۲ میلیاردم داشتم با تلاش خودم چه کارا که باهاش نمیکردم. ۱۰ میلیارد پیش کش. میدونم قیمتا لحظه ای دارن میرن بالا و کلی پیچیدگی داره وضعیت اقتصادی مملکت ولی به قول قدیمیا &quot;پول پول میاره&quot;. حالا برای جیب خالی من ۲ میلیاردم کلی پوله. اونم پول یکجا. حداقل یه خونه ۸۰ متری میتونم باهاش بخرم خیالم راحت شه. متاسفانه من یا خیلیای دیگه مثل من اون پول اولیه رو که بشه سرمایه کار و زندگی و افزایش ثروت رو هیچوقت نداشتیم‌. البته خیلی از آدمایی که وضع مالی خوبی دارن هم پولدار به دنیا نیومدن ولی خب حتما تو زندگیشون موقعیت هایی دست داده که تونستن آدمِ ثروتمندِ امروز بشن. موقعیت هایی که دیگه تو این دور و زمونه پیش نمیان. پس الان اکثر آدم های پولدار جامعه پولشون از نسل های گذشتشون بهشون رسیده که این فکر اقتصادی و مدیریت گذشتگانشون هم صدالبته جای تقدیر داره. نوش جونشون.من تو خانواده پولداری بزرگ نشدم‌. شاید بتونم بگم یه خانواده متوسط به پایین از نظر اقتصادی بودیم. همین قدر بگم که هیچوقت نتونستیم یه ماشین بخریم. حتی یه پراید یا پیکان. و شاید دلیل اینکه علاقه ای به خرید ماشین ندارم و حال و حوصله رانندگی ندارمم همینه. فقط یه گواهینامه گرفتم محض احتیاط.ولی بزرگترین موهبتی که نصیبم شد این بود که خانوادم واقعا مشوقم بود تو هر چیزی که علاقه داشتم. با همون درآمد کم هیچوقت تو زمینه تحصیلی کم و کسری نداشتم. نتیجشم شد تحصیل در رشته مورد علاقم و رسیدن به شغل مورد علاقم و البته یه حقوقِ کم اما آبرومندانه که زندگیم باهاش میچرخه.اینارو گفتم که بگم از موقعیت و شغل و درآمدم هرچند کمه نسبت به خیلی از مشاغل، ناراضی نیستم ولی باز همیشه به خودم میگم اگر وضع مالی بهتری داشتیم شاید خیلی از سختیایی که تو زندگی کشیدیم الان برای من و خانوادم خاطره نبود. شاید مسیر بهتری میتونستم برای زندگی و آیندم انتخاب کنم و کلی شاید دیگه.ولی یه چیزیو مطمئنم. در کل اینکه دستت تو جیب خودت باشه و به قولی خودساخته🤌 باشی خیییلیییی حس خوبی داره ولی سختیای زیاد و تاثیرات بدی رو ذهن و روحیه آدم میزاره که همیشه باهاته.و اما در مقابل داشتن ساپورت مالی تو زندگی و اینکه خانواده پولداری داشته باشی شاید حس عزت نفس آنچنانی نداشته باشه که خودساختگی به آدم میده ولی در عوض زندگی آروم و راحتی برای آدم فراهم میکنه و آدم بیشتر میتونه اونجوری که میخواد بدون دغدغه مسیر زندگی و علایقش رو دنبال کنه. نظر شما چیه؟ شما کدوم رو ترجیح میدید؟شما کدوم رو ترجیح میدید؟</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2026 00:40:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصلِ بد نیکو بگردد ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%AF-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88-%D8%A8%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%AF-cqihwf8xozts</link>
                <description>سالیان سال اعتقادم این بوده که سعدی شاید یکم زیاده روی کرده که گفته: &quot;اصلِ بد(یا همون ذات بد) نیکو نگردد چون که بنیادش بد است&quot; و نظرم این بوده که این شعر در تضاد با امکان رشد و تعالی انسانِ. اصلا مگه هدف آفرینش رسیدن به سعادت و پیشرفت و انسان شدن نیست؟ پس اگر شرایط محیا بشه امکانش هست و ربطی به ذات نداره. اصلا ذات همه ما مگه برنمیگرده به احدیت؟ مگه خداوند از روح خودش ندمیده در سرشت آدم؟ مگه ما همه آدمیان فرزندان حضرت آدم نیستیم؟پس در واقع ذات و بنیان همه فی الذاته خوبه پس اگر کسی ذاتش به قولی بده در جزئیات و ظاهر مشکل داره و اصل ذات خوبه و میشه در کل آدمی تغییر کنه و بهتر یا بدتر بشه.اول حرفام اگر دقت کرده باشید از افعال گذشته استفاده کردم. گفتم &quot;سالیان سال اعتقادم این بوده&quot;. پس یعنی الان نیست؟ جواب این سوالو باید اینجوری بدم که آدمی بر اساس دانش و تجربیاتش در زندگی به نتایج مختلف میرسه و نمیشه مخصوصا تجربه رو در نظر نگرفت. حالا تجربه من چیه در این زمینه؟تجربه من میگه در ۳۱ سالی که از خدا عمر گرفتم تا الان افرادی که از نظرم آدم های خوبی نبودن تغییر نکردن و تا آخر بدی هاشون باهاشون بوده. شاید سعی در مخفی کردن و هم رنگ بقیه شدن داشتن ولی در نهایت همونی بودن که بودن.حالا شاید بگید خب ممکنه بعدا تغییر کنن. تو که از آینده خبر نداری. بله من از آینده خبر ندارم و امیدوارم همینطور باشه ولی اینکه تمام افرادِ نالایق که تو این ۳۱ سال دیدم( که مطمئنا سعدی سنش بیشتر بوده که این شعرو گفته) هنوز نالایق باقی موندن و این آمار کمی نیست. افرادی در رِنج های سنی مختلف از پیر تا جوون. و نکته کلیدی اینه که خیلی از این افراد بودن که سال ها تمام امید و تلاشم رو گذاشتم که تغییر کنن ولی نشده و حتی دیگران هم نتونستن تغییرشون بدن‌.بالاخره سعدی هم کم کسی نبوده که حرف الکی بزنه‌. بالاخره تجربه ای داشته و دانشی.پس دیگه وقتشه بگم منم جدیدا به این نتیجه رسیدم که &quot;اصلِ بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است&quot;.حالا شما اگر میتونید اثبات کنید که این نظر اشتباهه و دلیل محکم بیارید مشتاقانه حاضرم قبول کنم.نظر شما چیه؟ </description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 01:12:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرار نبود که بمانند</title>
                <link>https://virgool.io/SaintGeorge/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-tivgm48qjzoj</link>
                <description>چه آدمهایی که تو دوره های مختلف زندگی اومدن تو زندگیمونو رفتن. بعضیاشون هنوز یادشون باعث دلتنگیمون میشه و برعکس یادِ بعضیاشون هنوز رنج میده روحمونو.بعضیا یادشون میبرتت به یه جاهایی که دلت میخواد برگردی شده چند ثانیه باز اونجا با اون آدم باشی. بعضی آدما و خاطراتشون رو هم حاضری چندسال از عمرتو بدی فقط کامل پاک شن از حافظت.اصلا چیه این خاطره! چیه این حافظه آدمی؟!دقت کردید شب ها هم بیشتر خاطره بازیش میگیره؟!یکی نیست بهش بگه آخه مغز جانِ من بخدا اون آدما و لحظه ها بهتره تو گذشته بمونن. بابا ولمون کن جان سلولای خاکستریت. ولی انگار نه انگار. یه دنده تر از خودش خودشه. نامرد چه گلچین روزگاری هم هستا. ینی قشششنگ حال و روزتو میبینه میگه آهااااان فهمیدم‌. الان بهترین موقعیته یاد اون طرف بیوفتی اونجا اون روز اون هوا .... . یادت اومد؟؟خلاصه امشب یهو یاد یه کسایی افتادم که اومدن و رفتن و کلی دلتنگی گذاشتن برام. بدی ماجرا اینجاست که هم دلتنگی و هم میگی قشنگی بودنشون شاید همون موقع و همونجا بوده و دیگه ادامه پیدا نکردنش شاید بهترین اتفاق بوده. اما باز ... .مدت زیادی هست که به طور کاملا اختیاری سعی کردم خاطره جدیدی با فرد خاصی نسازم و این حافظه عزیزِ پاک نشدنی رو زودی پر نکنم و حجم سلول های مغزمو بزارم برای اتفاقات مهم تر و آدمای جدی تر. شاید دیگه از ساختن و نصفه رها شدن قصه های زندگیم خسته شده بودم. از ساختن خاطره هایی که قراره در آینده فقط آزارم بدن.خیلی از دوستان و رفقا فکر میکنن دارم اشتباه میکنم و باید جوونی کرد و از این قبیل حرفا. ولی واقعا از یه جایی به بعد باید جدی بشی با زندگی و سعی کنی بهتر زندگی کنی حتی اگر اونجوری که فکر میکنی نشه.به نظرم از یه جایی به بعد تنها بودن و خاطره نساختن خیلی بهتر از خاطرات خوبِ کسایی هست که قرار نبوده همیشه باشن.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2026 00:40:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پست من اجتماعی بود نه سیاسی😡</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%F0%9F%98%A1-ryuzl1oosfcb</link>
                <description>تا الان دوتا از پست هایی که گذاشتم منتشر نشدن. دیشب یه پست کاملا اجتماعی گذاشتم که ویرگول باز منتشر نکرد. دیگه آب خوردن هم سیاسی شده انگار. آقا من چه گناهی کردم طبع نوشتن شعر و رمانم نمیاد؟ چه گناهی کردم از نوشتن روزمرگیم چیزی درنمیاد که بنویسم؟چه گناهی کردم که دلم برای کشورم میسوزه؟ چرا نمیزارید ماها از فرصت فضای مجازی برای حمایت از کشور و انتقاد از مشکلات استفاده کنیم؟ چرا نمیزارید بجنگیم در فضای مجازی با رسانه های دشمن؟ یعنی فضای رسانه ۱۰۰ درصد افتاده دست دشمن و رقیبم نداره چون ما اینترنت نداریم که اونجا باشیم.  آخه این چه وضعشه؟ پستی که گذاشته بودم و منتشر نشد یه انتقاد اجتماعی از وضعیت دلالی تو مملکت بود. اینکه بعضیا چجوری دارن از وضعیت جنگی سو استفاده میکنن. این بده؟واقعا متاسفم برای این طرز تفکر که آخرش همه رو ناراضی و عصبی میکنه و نتیجه خوبی نخواهد داشت. نمیدونم چرا از تاریخ درس نمیگیریم؟!؟!</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2026 11:10:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کامنت ها را ویرگول آزاد کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-rj49jtpuafay</link>
                <description>یک ساعت از پست اعتراضیم نسبت به بسته بودن کامنت ها و حداحافظی از ویرگول نمیگذره که کامنت ها باز شدن.به قول معروف کاش چیز دیگه ای از خدا میخواستم. البته همینم کم نیست در این شرایط. امیدوارم بقیه محدودیت هام کم کم برداشته بشن. هنوز پستی که گذاشتم و منتشر نشد یادم هست😑 شاید هنوز زوده بگم &quot;ممنون ویرگول&quot; ولی میگم:ممنون ویرگول❤️امیدوارم باز شدن کامنت ها مقطعی نباشه</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2026 01:10:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تا باز شدن کامنتها خداحافظ ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-uyixoemp7lj2</link>
                <description>واقعا نبود تعامل و محدودیت در کامنت گذاری ویرگول یا هر رسانه اجتماعی دیگه رو بی مزه میکنه. چند روز پیش هم یه پست گذاشتم ولی تایید نشد. دیگه داره بهم توهین میشه. ترجیح میدم کاغذ و قلم بردارم و تا زمانی که محدودیت ها باز نشن فقط برای خودم بنویسم. اینجوری حداقل به شعورم توهین نمیشه.خداحافظ تا اون روز که نمیدونم دیگه میاد یا نه</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2026 23:40:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبلیغ خانومی😠</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C%F0%9F%98%A0-vzfcuguqdj9m</link>
                <description>حالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخورهحالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخورهحالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخورهحالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخورهحالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخورهحالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخورهحالم از تبلیغ خانومی یا هر تبلیغ و اسپانسری بالای ویرگول بهم میخوره.....</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2026 22:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدا کافیست...</title>
                <link>https://virgool.io/@Mr.sunborn/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%B3%D8%AA-lcaap5q5k8xa</link>
                <description>تو روزهای سخت فقط و فقط اینکه میدونم &quot;خدایی هست&quot; آرومم میکنه. ته دلم همیشه به خدا گرم بوده و هست. تعداد روزها و شب های سختی رو که تو زندگیم فقط با دونستن اینکه &quot;خدا هوامو داره&quot; گذشته دیگه از دستم خارج شده.به نظرم اصلا بدون خدا زندگی یه رنج تموم نشدنیه. ولی با خدا رنجِ زندگی قابل تحمل میشه.خیلیارو این روزها میبینم که به خاطر جنگ و شرایط سخت و ناامیدی، خدا رو منکر میشن. ولی تهش که چی؟ چجوری میشه بدون این حس که یکی هست و حساب کتاب میکنه و حواسش بهت هست زندگی کرد؟ اصلا هر دین و اعتقادی که داری باید یه چیزی باشه که امید ببندی بهش تا دلت آروم بگیره.اینکه خدای هر کس چه جوریه و اسمش چیه به نظرم مهم نیست. مهم اینه که هست.اگر این جنگ تموم بشه یا نشه،اگر کُشته بشم یا زنده بمونم،اگر بعد جنگ مسئولین با ماها خوب تا کنن یا نکنن،اگر تو این زندگی پولدار بشم یا فقیر،اگر بهم ظلم بشه یا نشه،این دنیا بهشت بشه یا جهنم،فقط اینو مطمئنم که:خدا هست و بزرگ ترینه و حساب همه چیزو داره و فقط اونه که مهمه.</description>
                <category>Mr. Sunborn</category>
                <author>Mr. Sunborn</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2026 19:24:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>