<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نعمان آق‌پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@N.Aghpour</link>
        <description>علاقه‌مند به اقتصاد و بازارهای مالی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:01:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>نعمان آق‌پور</title>
            <link>https://virgool.io/@N.Aghpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مفهوم و محاسبه نرخ بهره وام</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%85-zk38qgac0eco</link>
                <description>در این نوشته در مورد «ارزش زمانی پول» و «نحوه محاسبه نرخ بهره وام» صحبت خواهد شد و در پایان این نوشته قادر خواهید بود که نرخ بهره وام‌های مختلف را حساب کنید. همچنین فایل اکسل نمونه نیز منتشر خواهد شد.تقریبا در نزد همه‌ی افراد ارزش یک مقدار پول مشخص در حال حاضر بیشتر از ارزش همان مقدار پول در یک سال آینده است. به عنوان مثال ارزش 1 میلیون تومان در زمان حال بیشتر از ارزش 1 میلیون تومان در یک سال آینده می‌باشد. برای مثال 1 میلیون تومان فعلی، یک سال دیگر 900 هزار تومان می‌ارزد و افراد حاضر به انجام چنین معامله‌ایی نیستند (مبادله 1 میلیون تومان با یک سال فاصله). یا به بیان دیگر (برای مثال) 1,100,000 تومان در یک سال آینده، با 1 میلیون تومان حال حاضر برابری می‌کند. در جامعه‌ی تورمی مثل ایران، این مفهوم به راحتی قابل حس می‌باشد. اما باید در نظر داشت که حتی در صورت عدم وجود تورم (مثلا تورم صفر درصد)، باز گزاره فوق پابرجا می‌باشد! زیرا افراد برای «مصرف» در زمان حال، ارزش بیشتری نسبت به مصرف در یک سال آینده قائل هستند و افراد برای به «تعویق انداختن مصرف» خود تقاضای پاداش می‌کنند. مثلا افراد حاضر هستند مصرف 1 کیلو سیب در زمان حاضر را یک ماه به تعویق بیاندازند به شرطی که بعد از یک ماه، 2 کیلو سیب بازپس بگیرند.به صورت خلاصه، حال ارزش بیشتری نسبت به آینده دارد. اکنون چگونه می‌توانیم این مفهوم را به زبان ریاضی بیان کنیم؟ آنچه که مشخص است این می‌باشد که مبلغ یک سال آینده را باید به یک عدد بزرگتر از یک تقسیم کنیم تا ارزش فعلی آن مبلغ بدست آید. برای این منظور از فرمول زیر استفاده می‌شود:در فرمول فوق، مبلغ آتی (FV) با تقسیم بر یک «عددی» تنزیل شده و ارزش آن مبلغ با ارزش حال (PV) برابر می‌گردد. به این عامل تنزیل‌کننده، اصطلاحا نرخ تنزیل (r) گفته می‌شود (r بزرگتر از صفر می‌باشد، nنیز تعداد دوره‌های تنزیل می‌باشد). فرض کنید ارزش 1 میلیون تومان فعلی با 1,100,000 تومان در یک سال آینده برابر می‌باشد، به عنوان مثال شما 1 میلیون تومان قرض داده‌اید و قرار است یک سال دیگر، مبلغ 1,100,000 تومان دریافت کنید. نرخ تنزیل (نرخ بهره، r) آن چقدر می‌باشد؟ با جایگذاری اعداد به نرخ 10% می‌رسیم.حال مسئله فوق را به صورت دیگر بررسی می‌کنیم. فرض کنید پولی که قرض داده‌اید (1 میلیون تومان) را به جای اینکه در سال آینده به صورت یکجا دریافت کنید در 12 قسط «مساوی» و به صورت ماهانه دریافت کنید. با نرخ 10% سالانه، ماهانه چه مبلغی باید دریافت کنید که ارزش فعلی این اقساط مساوی 1 میلیون تومان باشد؟برای حل مسئله فوق ما با معادله زیر روبرو هستیم. به بیان دیگر مجموع ارزش فعلی (ارزش تنزیل شده) اقساط ماهانه باید مساوی 1 میلیون تومان باشد.در معادله فوق با 2 مجهول روبرو هستیم (نرخ بهره ماهانه و مبلغ قسط). بنابراین لازم است ابتدا نرخ بهره متناسب با دوره پرداخت اقساط تعیین شود یعنی نرخ بهره سالانه (30%) به نرخ بهره ماهانه تبدیل شود. تبدیل نرخ بهره سالانه به ماهانه با فرمول زیر انجام می‌شود که نتیجه عدد 2.21% می‌باشد.حال لازم است مبلغ قسطی که تساوی فوق را برقرار می‌کند پیدا شود. جواب معادله، مبلغ 95,786 تومان می‌باشد. همانطور که در جدول زیر آورده شده است مجموع اقساط تنزیل شده مساوی 1 میلیون تومان می‌باشد. دقت کنید که مجموع مبلغ اقساط (بدون تنزیل) در هیچ قسمتی از محاسبات استفاده نمی‌شود و کلا داده بلااستفاده‌ایی می‌باشد.حال مثال فوق را از زاویه دیگری بررسی می‌کنیم. فرض کنید شما مبلغ 1 میلیون تومان قرض داده‌اید و قرض‌گیرنده هر ماه مبلغ 95,786 تومان به شما بازپرداخت می‌کند و شما هر ماه این مبلغ را در بانک با نرخ بهره سالانه 30% سرمایه‌گذاری می‌کنید. پس از پایان قسط آخر (یعنی آخر ماه دوازدهم)، مانده حساب چقدر می‌باشد؟ فرض کنید بانک در پایان «هر ماه»، روی «کل» مانده حساب شما سود پرداخت می‌کند (حالت دیگری که بانک صرفا روی آورده اول دوره سود پرداخت می‌کند نیز در ادامه شرح داده خواهد شد).در پایان ماه اول مبلغ 95,786 تومان دریافت می‌کنید و آن را در بانک سرمایه‌گذاری می‌کنید. در پایان ماه دوم موجودی شما مساوی مبلغ 95,786 که در بانک گذاشته‌اید بعلاوه سود آن و همچنین قسط شماره دومی که دریافت کرده‌اید می‌باشد که معادل 193,689 تومان می‌باشد. در پایان ماه سوم نیز مبلغ 193,689 بعلاوه سود آن و بعلاوه قسط شماره سوم می‌باشید که مجموعا معادل 293,757 تومان می‌باشد. و به همین ترتیب تا پایان ماه دوازدهم ادامه می‌دهید و در پایان موجودی حساب بانکی شما معادل 1,300,000 تومان می‌باشد. در جدول زیر جزئیات این محاسبات آورده شده است. دقت کنید که اینجا نیز لازم است از نرخ بهره ماهانه استفاده کنیم چون عمل ترکیب هر دوره در حال انجام می‌باشد.بدین ترتیب در ابعاد مختلف، مفهوم ارزش زمانی پول را بررسی کردیم. به صورت خلاصه، ارزش مبالغ مختلف در طول زمان‌های مختلف باید به یک «مبدا مشخص» انتقال یافته و با یکدیگر باید مقایسه شوند. به طور متداول همه‌ی مبالغ به زمان حال تنزیل گردیده و ارزش حال آن محاسبه شده و با مبلغ حال حاضر مقایسه می‌شود.حال طی یک مثال، نرخ بهره یک وام فرضی را محاسبه می‌کنیم.فرض کنید وامی به مبلغ 100 میلیون تومان، 36 ماهه به مبلغ اقساط 4 میلیون تومان موجود باشد. همچنین 1% مبلغ وام به عنوان هزینه زیرساخت، نقد گرفته می‌شود و مبلغ یک قسط نیز در زمان اعطای وام مسدود شده و پس از پایان دوره آزاد می‌گردد. نرخ بهره سالانه این وام چقدر می‌باشد؟مبلغ 1 میلیون تومان هزینه زیرساخت و 4 میلیون تومان مسدود گردیده بنابراین مجموعا در زمان حال به صورت خالص مبلغ 95 میلیون تومان به وام‌گیرنده پرداخت می‌شود. در تصویر زیر در اکسل ابتدا با استفاده از فرمول RATE نرخ بهره ماهانه محاسبه گردیده و سپس به نرخ بهره سالانه تبدیل شده است.همچنان که در تصویر فوق مشاهده می‌گردد نرخ بهره ماهانه وام مذکور معادل 2.3% و سالانه نیز 31.8% بدست آمده است.همچنین با استفاده از فرمول IRR نیز می‌توان نرخ بهره وام فوق را محاسبه کرد. در شکل شماره 2 با قراردادن جریان ورود و خروج پول می‌توان نرخ را بدست آورد. برای این کار کافی است که کلیه مبالغ خالص پرداختی یا دریافتی فرایند وام را از ابتدا تا انتها مشخص کنید و سپس با یک فرمول IRR نرخ ماهانه را حساب کنید.دقت داشته باشید که صرفا این نرخ محاسبه شده با نرخ‌های دیگر قابل مقایسه می‌باشد و آن نرخ‌ها معمولا کاربرد بازاریابی یا سادگی را داشته یا غلط مصطح بوده و استفاده دیگری ندارد. برای درک بهتر این نرخ‌ها مثال دیگری از سپرده‌گذاری در بانک را فرض کنید صرفا روی اصل آورده سود پرداخت می‌کند.فرض کنید مبلغ 100 میلیون تومان را یک ساله با نرخ 20% در بانک سپرده‌گذاری می‌کنید. بانک ابتدا 20% را ضربدر 100 میلیون کرده و سپس آن را تقسیم بر 12 می‌کند و ماهانه این مبلغ را به عنوان سود پرداخت می‌کند و در پایان دوره نیز مبلغ اصل 100 میلیون تومان بازگشت داده می‌شود. نرخ موثر سالانه این سرمایه‌گذاری چقدر می‌باشد؟در تصویر زیر نرخ موثر دوره با استفاده از فرمول‌های IRR و RATEدر اکسل محاسبه شده‌اند (نحوه محاسبه همانند قبل) و نرخ موثر سالانه نیز 21.94% بدست آمده است. برای مقایسه این سرمایه‌گذاری با بقیه گزینه‌های سرمایه‌گذاری، نرخ موثر سالانه باید مورد استفاده قرار گیرد.فایل اکسل مذکور در لینک زیر (OneDrive) قرار داده شده است ( از منوی File قابل دانلود می‌باشد). با قرار دادن مشخصات وام دلخواه خود (به غیر از وام‌های پلکانی) و همچنین سپرده‌گذاری می‌توانید نرخ آن را محاسبه کنید.https://1drv.ms/x/s!Alfr7PS3JbwSgj9vpqUuClWKEURdپایان/</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2024 10:43:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای غیرمتمرکزها به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-mi03mo5jqltp</link>
                <description>به طور کلی مسئله از اینجا شروع می‌شود: نیاز داریم یک سری رویداد را ثبت و ذخیره کنيم.اما در موارد زیر اختلاف وجود دارد (چند مورد مهم):چه کسی رویداد را ثبت کند؟چه کسی رویداد را ذخیره کند؟امنیت رویدادهای ثبت شده چطور تامین شود؟چه کسانی به رویدادهای ذخیره شده دسترسی داشته باشند؟چه کسانی در رویدادهای ذخیره شده می‌توانند تغییرات ایجاد کنند؟افراد ناشناس باشند یا خیر؟روش اول: یک نفر به صورت متمرکز مسئول ثبت رویداد باشد و داده‌ها در کامپیوتر آن فرد ذخیره گردد.روش دوم: گروهی از افراد به صورت غیرمتمرکز مسئول ثبت رویدادها باشند و داده‌ها در کامپیوترهای همه‌ی آن افراد ذخیره گردد.در هر 2 روش نیاز داریم به فرد یا افرادی که مسئول ثبت و ذخیره اطلاعات هستند؛ هزينه‌ایی پرداخت کنیم زیرا در حال استفاده از ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های آنها هستیم.روش اول که همین سیستم فعلی بوده و عمده افراد آشنایی کافی با آن دارند و موضوع این نوشته نمی‌باشد و بیشتر در مورد روش دوم صحبت خواهیم کرد.بلاکچینبه صورت کلی ابتدا نیاز به یک نرم‌افزار داریم که افراد بتوانند به صورت همتا به همتا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و شبکه‌ای بین خود ایجاد کنند. حال فرض کنید در این شبکه یک رویدادی بین 2 فرد رخ می‌دهد و خواستار این هستند که این رویداد توسط افراد حاضر در شبکه ثبت و در کامپیوترهای آنها برای همیشه ثبت شود. اما افراد حاضر در شبکه برای انجام این کار طلب هزینه می‌کنند و افرادی که تقاضای ثبت رویداد داده‌اند باید این هزینه را پرداخت کنند (اینکه کدام طرف رویداد باید این هزینه را بدهد فعلا موضوع بحث نیست. البته لزومی ندارد رویداد بین 2 نفر باشد و یک نفر هم تقاضای ثبت و ذخیره هر چیزی را داشته باشد، مثلا یک عکس).کریپتوکارنسیمعمولا نرم‌افزاری که زیرساخت شبکه را ایجاد کرده است ویژگی دیگری نیز دارد و آن وجود پول دیجیتالی است. یعنی نرم‌افزار مذکور یک نوع پول دیجیتالی را منتشر می‌کند که افراد می‌توانند آن را با یکدیگر مبادله کنند (دقت شود که پول در عصر حاضر یعنی یک سری نوشته در داخل کامپیوتر که صرفا اسم افراد صاحب آن عوض می‌شود در واقع یک دیتابیس از اسم افراد و یک عدد به عنوان مانده حساب جلوی آن).حال برگردیم به هزینه‌ایی که برای ثبت و ذخیره رویداد باید پرداخت میشد؛ این هزینه با استفاده از همان پول دیجیتالی مذکور پرداخت می‌شود. اما چه کسی در شبکه این هزینه را دریافت می‌کند؟استخراج و مکانیسم اجماعطبق دستورالعمل از پیش تعیین شده نرم‌افزار، به صورت رندوم این هزینه به یکی از ذخیره‌کنندگان شبکه (کسی که کامپیوتر خود را در اختیار قرار داده‌ تا ذخیره اطلاعات در آنها صورت گیرد) به صورت تصادفی اختصاص داده می‌شود.البته به صورت دقیق‌تر ابتدا باید درخواست افرادی که برای تقاضای ثبت رویداد داشته‌اند باید صحت‌سنجی شود که این موضوع بوسیله اجماع بین کاربران شبکه تعيين می‌شود. 2 نوع مکانیسم اجماع متداول وجود دارد:الف) یک مسئله ریاضی طرح می‌شود و هر کسی که زودتر بتواند آن را حل کند، کارمزد مذکور را دریافت خواهد کرد. مشخص است که در این حالت هر کسی که کامپیوتر با قدرت پردازش بیشتری در اختیار شبکه قرار دهد، احتمال بدست آوردن کارمزد توسط آن فرد بیشتر می‌شود.ب) کاربران شبکه باید مقداری پول (از جنس همان پولی که بالاتر گفته شد) وثیقه قرار دهند و هر کاربری که مقدار بیشتری پول وثیقه کند احتمال بدست آوردن کارمزد توسط آن فرد بیشتر می‌شود (حالا ویژگی‌های دیگری هم می‌توان از جمله مدت زمان وثیقه دخیل کرد که در اینجا مورد بحث نیست).مکانيسم‌های فوق به این دلیل ايجاد شده‌اند که ذخیره‌کنندگان به راحتی نتوانند رویداد دروغ ایجاد کنند و همچنین رویدادهای قبلی از گزند هر نوع آسیب در امان باشند.قابل ذکر است که هر رویدادی که در شبکه ثبت و ذخیره می‌گردد به صورت شفاف در اختيار همه‌ی افراد قرار دارد اما نکته این است افراد می‌توانند در شبکه ناشناس باقی بمانند (البته به صورت دقیق‌تر در حال حاضر نه خیلی).بدین ترتیب می‌توان یک سیستم پولی غیرمتمرکز، ناشناس و تا حد زیادی ایمن از تقلب و سانسور ایجاد کرد که محدودیت‌های مرزی و جغرافیایی ندارد.ارتباط با دنیای واقعیحال بعد از فهمیدن نحوه ثبت و ذخیره رویدادها و روابط بین اجزا مختلف شبکه، برگردید به آن پولی دیجیتال؛ چرا افراد باید از این پول استفاده کنند؟ چه چیزی می‌تواند به آن اعتبار بیشتری بدهد؟ویژگی‌های مختلفی از جمله شفافیت، غیرمتمرکز بودن، بدون مرز بودن و راحتی در استفاده، ... تا اینجا ذکر شد. اما در مورد اعتبار ناشر تا اینجای کار صحبتی انجام نشد.البته به صورت دقیق‌تر در اینجا به جای اعتبار ناشر، بیشتر اعتبار کد نرم‌افزاری که زیرساخت شبکه را ايجاد کرده است؛ مطرح است.نرم‌افزار مذکور همچنین می‌تواند این ویژگی را ايجاد کند که افراد بتوانند نرم‌افزارهای متداول را بر بستر این زیرساخت ایجاد کنند و بتوانند نیازهای روزمره افراد را با شفافیت و اعتماد بیشتر و هزینه کمتر (و مزایای دیگر) برطرف کنند.به عنوان مثال فرض کنید 2 نفر میخواهند مبادله‌ای با یکدیگر انجام دهند ولی اعتماد کافی بین آنها وجود ندارد در حالت متداول یک بانک به عنوان شخص ثالث؛ این اعتماد را ايجاد می‌کند. و پس از انجام مبادله، پول بین طرفین جابجا می‌شود.حالا فرض کنید این مبادله را با استفاده از یک نرم‌افزار و پول دیجیتال موجود در آن نرم‌افزار و بدون مراجعه به بانک انجام دهید.بستگی به قدرت نرم‌افزار مذکور (و ویژگی‌های مطلوب دیگر)، هر چقدر افراد بیشتری تمایل به استفاده از این نرم‌افزار داشته باشند (در واقع نسبت به حالت متداول، مزیت خاصی وجود داشته باشد)؛ در واقع تمایل بیشتری به استفاده از پول دیجیتال آن نرم‌افزار دارند و تقاضا برای آن افزایش پیدا می‌کند.دقت داشته باشید که «هر» ابزار مالی باید در نهايت یک مسئله در دنیای واقعی را حل کند. هر ابزاری که بتواند مسائل بیشتری را حل کند، ارزش آن نیز بیشتر خواهد شد.بدین ترتیب یکی از معیارهای ارزش پول دیجیتال شبکه این می‌باشد که هرچقدر بتواند قراردادهای بیشتر و ویژگی‌های دیگر را ارائه دهد، تقاضای برای پول دیجیتالی آن هم بیشتر خواهد شد.اینکه در داخل نرم‌افزار زیرساخت شبکه، پول دیجیتال به چه روشی ایجاد می‌شود (و بقيه مختصات آن پول) یا ویژگی‌های دیگر آن از جمله مقدار عرضه چقدر باشد، موضوع این نوشته نمی‌باشد.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jun 2024 09:15:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفهوم استنتاج آماری (روش علمی)</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-udd9cl04w6p3</link>
                <description>احتمالا جمله «این گزاره علمی است/نیست و با داده‌ها همخوانی دارد/ندارد» را بارها شنیده‌اید در این نوشته قصد داریم قسمت سطحی از این جمله را در حیطه اقتصاد (و احتمالا علوم مشابه) آن چنان که متداول می‌باشد، خراش بدهیم. به طور کلی سوال توضیح مبسوط فرایند علمی از توان اینجانب خارج بوده و این نوشته «صرفا» متمرکز بر توضیح مفاهیم آماری «فاصله اطمینان» و «آزمون فرضیه» خواهد بود.توزیع نمونه‌گیرینوشته را از «توزیع نمونه‌گیری» شروع می‌کنیم. فرض کنید جامعه‌ایی با اندازه 1000 موجود باشد قرار است با گرفتن نمونه از این جامعه در مورد یکی از پارامترهای جامعه استنتاجی صورت گیرد. به عنوان مثال می‌خواهیم تخمینی از متوسط قد جامعه‌ی 1000 نفری داشته باشیم. یک نمونه 40 نفری می‌گیریم و متوسط قد آنها 160 سانتی‌متر می‌باشد. آیا می‌توان نتیجه گرفت که متوسط قد این جامعه 160 سانتی‌متر می‌باشد؟ حال یک نمونه 40 تایی دیگر می‌گیریم متوسط 180 سانتی‌متر بدست می‌آید. اگر باز نمونه دیگری گرفته شود باز عدد دیگری بدست می‌آید. کدام نمونه معیار است؟ با این وصف، حال می‌توان این سوال را مطرح کرد که به چند طریق می‌توان نمونه‌های 40 نفری از جامعه 1000 تایی گرفت؟ با استفاده از مفهوم ترکیب در آمار می‌توان به این سوال پاسخ داد. تعداد حالات مثال فوق در تصویر زیر آورده شده است (عدد بسیار بزرگ بوده و من درکی از آن ندارم).حالا فرض کنید همه‌ی این حالات نمونه‌گیری شده است و میانگین همه‌ی این نمونه‌ها محاسبه شده است براساس قضیه حد مرکزی، توزیع میانگین این نمونه‌ها نرمال خواهد بود. در تصویر زیر برای سادگی، عملیات فوق 1000 بار تکرار شده است.قضیه حد مرکزی بیان می‌کند که اگر به تعداد زیاد از یک «توزیع دلخواه» نمونه‌برداری (با تعداد کافی بزرگتر مساوی 30) کنیم توزیع میانگین نمونه‌ها به سمت توزیع نرمال خواهد رفت.پس تا الان متوجه شدیم که متغیری که با آن روبرو هستیم (میانگین نمونه) دارای توزیع نرمال می‌باشد. همچنین اگر از میانگین همه‌ی نمونه‌ها میانگین بگیریم به میانگین جامعه می‌رسیم. انحراف معیار میانگین این نمونه‌ها نیز از تقسیم میانگین جامعه بر مجذور تعداد نمونه بدست می‌آید.همچنین از ویژگی‌های توزیع نرمال استاندارد می‌دانیم که در فاصله 1، 2 و 3 انحراف معیار از میانگین به ترتیب 68%، 95% و 99% از داده‌ها قرار دارند.ساختن فاصله اطمینانحال دوباره به این سوال برمیگردیم: &quot;یک نمونه 40 نفری می‌گیریم و متوسط قد آنها 160 سانتی‌متر می‌باشد. آیا می‌توان نتیجه گرفت که متوسط قد این جامعه 160 سانتی‌متر می‌باشد؟&quot; به احتمال زیاد میانگین این نمونه دقیقا منطبق بر میانگین جامعه نیست، چاره چیست؟جرزی نیمان به عنوان یکی از بنیان‌گذاران روش علمی نوین، در مقاله سال 1932 بیان می‌کند که بدون اینکه انتظار داشته باشیم که بدانیم ادعا در مورد جامعه درست است یا غلط، باید «قاعده‌ایی» داشته باشیم که «در بلندمدت» کمتر اشتباه کنیم. پیشنهاد نیمان این است که میزان فاصله آماره نمونه را با ادعا در مورد پارامتر را محاسبه کنیم و براساس این فاصله تصمیم‌گیری کنیم.دقت داشته باشید که اساس آزمون فرضیه بر روی مفهوم فاصله اطمینان بنا شده است بنابراین توصیه می‌گردد بخش پیش رو با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.برای اینکه معیاری داشته باشیم که بتوانیم میزان دوری و نزدیکی میانگین نمونه را از میانگین جامعه را سنجش کنیم از مفهومی به نام «فاصله اطمینان» استفاده می‌کنیم. طبق حالت قبل فرض کنید که همه‌ی نمونه‌های ممکن از جامعه گرفته شده و میانگین هر کدام محاسبه شده، حال از هر طرف میانگین به اندازه 2 انحراف معیار حرکت می‌کنیم، با این کار بازه‌ایی ایجاد می‌شود که به آن فاصله اطمینان گفته می‌شود (عدد 2 در اینجا مثال است).با توجه به اینکه می‌دانیم توزیع میانگین نمونه‌ها نرمال است (با اتکا به قضیه حد مرکزی)، حدود 95% از فاصله‌های ایجاد شده، «میانگین جامعه» را در دل خود خواهند داشت و صرفا 5% از فاصله‌های ایجاد شده، میانگین جامعه را پوشش نخواهند داد. در نموار فوق، هر خط افقی نشان‌دهنده یک نمونه خاص بوده و نقاط قرمز رنگ میانگین آن نمونه می‌باشد که در اطراف آن فاصله اطمینان ایجاد شده است. در واقع در توزیع فوق، 95% از میانگین‌های نمونه‌های گرفته شده در فاصله 2 انحراف معیار از میانگین جامعه قرار می‌گیرند بنابراین وقتی برای هر کدام از از نمونه‌ها فاصله اطمینان 2 انحراف معیاری ایجاد شود، میانگین جامعه را در دل خود خواهند داشت. به بیان دیگر نمونه‌ایی که ما گرفته‌ایم (هر نمونه‌ایی که گرفته شود) به احتمال 95% در فاصله 2 انحراف معیار از میانگین جامعه قرار دارد و فاصله اطمینانی که برای آن می‌سازیم میانگین جامعه را پوشش خواهد داد.اگر فاصله را به 3 انحراف معیار افزایش دهیم حدود 99% از فاصله اطمینان‌های ایجاد شده، میانگین جامعه را پوشش خواهند داد.بدین ترتیب با «تفسیر» فاصله اطمینان نیز آشنا شدیم. دقت شود که جمله &quot; ما 95% اطمینان داریم که میانگین جامعه در فاصله x1 تا x2قرار دارد&quot; اشتباه می‌باشد. تکرار این نکته ضروری است که ما از میانگین جامعه بی‌اطلاع هستیم و صرفا با اتکا به توزیع نرمال میانگین‌ها در حال محاسبه یک احتمال برای استنباط در مورد پارامتر میانگین جامعه هستیم.همچنان که بیان شد ما با طی یک رویه‌ایی مشخص توانستیم به نوعی به سوال اصلی پاسخ دهیم. در ادامه سعی می‌شود سوال و جواب فوق به شکل دیگری بیان شود.آزمون فرضیهفرایند آزمون فرضیه با 2 فرضیه شروع می‌شود: فرضیه صفر و فرضیه آلترناتیو.فرضیه صفرفرضیه صفر (معمولا) یعنی ادعایی که در حال حاضر وجود دارد یا اینکه پذیرفته شده است و پابرجاست مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. در واقع فرضیه صفر هر چیزی می‌تواند باشد اما متداول این است که بگوییم هیچ اثری وجود ندارد. (اینکه کدام فرضیه به عنوان فرضیه صفر انتخاب شود معمولا به پژوهشگر و زمینه پژوهش مربوط می‌شود).فرضیه آلترناتیوادعای جایگزین پژوهشگر می‌باشد.فرض کنید فردی ادعا می‌کند که میانگین قد جامعه مد نظر ما 190 سانتی‌متر می‌باشد. این ادعا را چطور آزمون کنیم؟ مطابق دانسته‌های بخش قبلی، یک نمونه از جامعه می‌گیریم و برای آن فاصله اطمینان 2 انحراف معیاری ایجاد می‌کنیم اگر میانگین ادعایی در داخل فاصله اطمینان این نمونه قرار بگیرد، به احتمال 95% شواهد و ادعا در یک جهت قرار دارند در واقع تفسیر بدین شکل می‌باشد که «بر پایه نمونه‌ایی که ما گرفتیم، شواهدی در رد ادعا وجود ندارد». دوباره تکرار می‌شود که پژوهشگر در مورد میانگین جامعه هیچ اطلاعی ندارد و نمونه‌ایی که گرفته است ممکن است هر کدام از خط‌های سبز در نمودار فوق باشد. ولی از آنجا که می‌دانیم میانگین جامعه هر جا که باشد، 95% خط‌های سبز آن را در دل خود خواهند داشت.به طور کلی آزمون فرضیه فرایندی است که با استفاده از یک نمونه، احتمال وجود شواهد قوی علیه فرضیه صفر را محاسبه می‌کند. یا به بیان دیگر، شواهد علیه فرضیه صفر چقدر قوی می‌باشد؟لازم است یک مرز مشخصی برای مفهوم «شواهد قوی» کشیده شود و حد آستانه‌ایی آن مشخص شود. به این حد آستانه‌ایی، مقدار بحرانی گفته می‌شود. در واقع با این حد آستانه‌ایی تعیین می‌کنیم که چه زمان فرضیه صفر رد شود و چه زمانی رد نشود. همچنان که در مثال گفتیم حد آستانه‌ایی ما در فاصله اطمینان، 2 انحراف معیار بود (آنچه که در دنیای علمی متداول می‌باشد اما بسته به پیش‌زمینه می‌تواند متفاوت باشد همچنان که معمولا در رشته فیزیک نسبت به بقیه بسیار متفاوت می‌باشد). یکی از مشکلات فاصله اطمینان این است که وابسته به واحد بوده و در هر بار استفاده برای واحدهای مختلف، باید محاسبات دوباره تکرار شود. برای جلوگیری از این مشکل، داده‌ها را استاندارد می‌کنیم تا به «توزیع نرمال استاندارد» می‌رسیم. برای این کار متغیری با عنوان «آماره آزمون» ایجاد می‌کنیم. فرمول آماره آزمون برای توزیع نرمال به شکل زیر می‌باشد:منطق فرمول فوق، واضح و مشخص می‌باشد: می‌خواهیم ببینیم فاصله میانگین ادعایی از میانگین نمونه، چند انحراف معیار می‌باشد؟ در توزیع نرمال اگر بخواهیم بدانیم یک داده چقدر از ميانگين دور است کافی است نگاه کنیم چند انحراف معیار از میانگین فاصله دارد. آنچنان که قرارداد کردیم اگر این فاصله بیشتر از 2 انحراف معیار باشد «تفسیر می‌کنیم» که شواهد قوی در رد ادعا وجود دارد. قابل ذکر است که فاصله 2 انحراف معیار، از قبل توسط پژوهشگر انتخاب شده است و در اینجا صرفا میزان فاصله را با عدد 2 را بررسی می‌کنیم.تکرار می‌شود که در فرمول فوق چون به پارامترهای جامعه دسترسی نداریم به جای σاز انحراف معیار نمونه گرفته شده استفاده می‌کنیم. همچنین µ همان میانگین ادعایی مورد نظر بوده (میانگین ادعایی در فرضیه صفر) و x̄نیز همان میانگین نمونه می‌باشد (اینکه در چه شرایطی از توزیع tاستفاده شود در اینجا مورد بحث نیست). اگر این آماره از عدد مطلق 2 بزرگتر باشد، یعنی فاصله اطمینان ایجاد شده، میانگین ادعایی جامعه را در برنمی‌گیرد.طی فرمول فوق توزیع نرمال به نرمال استاندارد تبدیل می‌شود (با میانگین صفر و انحراف معیار 1) بنابراین عدد بدست آمده مستقیما فاصله ادعا از نمونه را به «تعداد انحراف معیار» بیان می‌کند. دقت کنید که ما صرفا مفهوم فاصله اطمینان را به سیستم جدید ترجمه کردیم و مفهوم همچنان همان مفهوم قبلی می‌باشد. تکرار می‌شود که ما بررسی می‌کنیم نمونه در دست چقدر از این ادعا فاصله دارد یعنی می‌خواهیم احتمال مشاهده‌ی نمونه مذکور در جامعه ادعایی چقدر است؟ اگر عدد مطلق آماره از عدد 2 کمتر باشد یعنی فاصله کمتر از 2 انحراف معیار می‌باشد و بنابر قرارداد، تفسیر می‌کنیم که شواهد قوی برای رد فرضیه صفر وجود ندارد.به طور خلاصه ما در مورد عدد میانگین واقعی جامعه هیچ چیزی نمی‌دانیم «صرفا» با اتکا به نرمال بودن توزیع داده‌ها، می‌دانیم که فقط 5% از نمونه‌ها، در فاصله بیشتر از 2 انحراف معیار از میانگین واقعی جامعه قرار دارند و اگر برای این 5% از داده‌ها فاصله اطمینان با 2 انحراف معیار درست کنیم، میانگین واقعی جامعه را شامل نخواهند شد.حال یک قدم بیشتر جلو می‌رویم و به جای اینکه نتیجه را با یک عدد مطلق بیان کنیم آن را با یک احتمال بیان می‌کنیم بدین ترتیب وارد بحث p-value می‌شویم.همچنان که بیان شد به جای اینکه بگوییم که عدد مطلق آماره آزمون عدد مثلا 2 است می‌توانیم از یک عدد احتمال استفاده کنیم. گفته شد که در فاصله 2 انحراف معیار از میانگین جامعه، 95% از داده‌ها پراکنده شده‌اند. بنابراین اعداد را به احتمال ترجمه می‌کنیم و به جای آماره 2، از سطح اطمینان 95% استفاده می‌کنیم به معنی دیگر صرفا 5% احتمال وجود دارد که نمونه‌ایی که انتخاب کردیم دورتر از فاصله 2 انحراف معیار از میانگین باشد به این 5% p-value گفته می‌شود. حال فرض کنید که آماره آزمون یک نمونه معادل عدد 6 شود و از مقدار متعارف قراردادی یعنی عدد 2 بیشتر می‌باشد در این حالت می‌گوییم که احتمال مشاهده این نمونه از جامعه‌ی ادعایی فرضیه صفر بسیار بعید می‌باشد و شواهد قوی علیه فرضیه صفر وجود دارد.خطای نوع 1حال اگر همین عدد آماره آزمون را به احتمال ترجمه کنیم عددی کمتر از 5% بدست می‌آید. به بیان دیگر در سیستم جدید می‌توانیم بگوییم که p-value این آزمون کمتر از 5% می‌باشد. یعنی نمونه در فاصله بیشتر از 2 انحراف معیار از میانگین ادعایی فرضیه صفر قرار دارد. به بیان دیگر، ادعایی در مورد میانگین جامعه وجود دارد (فرضیه صفر)، نمونه گرفته شده از ادعای مذکور بسیار دور می‌باشد بنابراین فرضیه صفر را رد می‌کنیم. یا به تفسیری دیگر، نمونه در دست از جامعه مورد ادعا گرفته نشده است.در تعریفی دیگر p-valueیعنی احتمال مشاهده نمونه‌ایی با میانگین x̄ به شرط میانگین جامعه µ چقدر است؟ یا به بیان دقیق‌تر، احتمال مشاهده نمونه در دست با فرض صحیح بودن فرضیه صفر چقدر است؟ احتمال اینکه نمونه در دست چقدر می‌تواند از فرضیه صفر انحراف داشته باشد، را محاسبه می‌کند هرچقدر میزان این انحراف بیشتر باشد، مقدار p-valueکمتر می‌شود. میزان تطابق‌پذیری (دورافتادگی) نمونه در دست را با ادعای صحیح بودن فرضیه صفر اندازه‌گیری می‌کند و احتمال درست بودن فرضیه صفر را بررسی نمی‌کند. کمترین احتمالی که با آن می‌توانیم فرضیه صفر را رد کنیم. قوت شواهد علیه فرضیه صفر را ارزیابی می‌کند.ایده اصلی رد فرضیه در واقع این می‌باشد که ما هیچ وقت نمی‌توانیم اثبات کنیم که یک گزاره‌ایی صحیح است. بنابراین دنبال شواهدی برای صحیح نبودن آن می‌گردیم.مفهوم p-value را در 3 مرحله می‌توان خلاصه کرد:1- فرض می‌کنیم فرضیه صفر صحیح است.2- با استفاده از «آماره آزمون»، فاصله بین نمونه و فرضیه صفر را اندازه‌گیری می‌کنیم.3- احتمال مشاهده نمونه‌ایی که حداقل به اندازه «آماره آزمون» از فرضیه صفر فاصله داشته باشد؛ چقدر است؟حال اگر p-valueیک آزمون کمتر از 5% باشد «طبق عرف»، فرضیه صفر را رد می‌کنیم. اما وقتی همه‌ی احتمالات زیر 5% را رد می‌کنیم این احتمال وجود دارد که نمونه واقعا از جامعه مورد ادعا گرفته شده باشد ولی نمونه حدی باشد و توسط «عرف ما» رد شده است. به این خطا، «خطای نوع اول یا a» یا «احتمال رد فرضیه صحیح» گفته می‌شود.قابل ذکر است که رد نشدن فرضیه صفر دلیل بر «صحیح» بودن آن نیست بلکه بدین معنی است که با شواهد موجود نتوانستیم آن را رد کنیم یا به بیان دیگر با این نمونه، شواهد قوی علیه فرض صفر وجود ندارد و هیچ معنی دیگری ندارد. همچنین رد شدن فرضیه صفر به معنی «غلط» بودن آن نیست و ممکن است ما مرتکب خطای نوع یک شده باشیم. از طرفی دیگر رد شدن فرضیه صفر (پایین بودن مقدار p-value) به معنی «صحیح» بودن فرضیه آلترناتیو نمی‌باشد بلکه بدین معنی است که احتمال مشاهده چنین نمونه‌ایی از جامعه ادعایی در فرضیه صفر، بسیار پایین است. به احتمال زیاد این نمونه از جامعه ادعایی گرفته نشده است.باید دقت کرد که با کم کردن احتمال خطای نوع یک، یعنی فاصله اطمینان را گسترش دادیم؛ در این صورت احتمال اینکه با ادعاهای پرت بیشتر روبرو شویم بیشتر می‌شود.شکل زیر مثال دیگری می‌باشد که خطای نوع یک را نشان می‌دهد. فرض کنید از 2 جامعه با میانگین قد یکسان نمونه‌گیری شده است اما به صورت تصادفی، 2 نمونه مذکور با یکدیگر تفاوت زیادی دارند و باعث می‌شود که فرضیه یکسان بودن میانگین 2 جامعه رد بشود.خطای نوع 2نمونه در دست با ادعا (فرضیه صفر) هم‌خوانی دارد ولی ادعا در مورد جامعه درست نمی‌باشد. یا به بیان دیگر «احتمال عدم رد فرض غلط». از نماد bبرای نمایش این خطا استفاده می‌شود.باز شکل زیر مثال دیگری از خطای نوع 2 می‌باشد. میانگین واقعی قد 2 جامعه متفاوت از یکدیگر می‌باشد اما به صورت تصادفی، 2 نمونه مذکور با یکدیگر تفاوت زیادی ندارند و باعث می‌شود که فرضیه یکسان بودن میانگین 2 جامعه رد نشود.جدول زیر به صورت خلاصه فرضیات و نحوه تصمیم‌گیری پژوهشگر در مورد آنها را نشان می‌دهد:بعد از معرفی خطاها لازم است که در مورد قدرت آزمون صحبت کنیم. فرض کنید داروی جدیدی معرفی شده است و روی گروهی آزمایش انجام شده است و گروهی نیز بدون دارو رصد شده‌اند، آیا نتیجه 2 گروه متفاوت از همدیگر است؟ آیا این دارو اثر واقعی روی بهبود بیماری داشته است؟ قدرت آزمون یعنی اگر اثر واقعی وجود داشته باشد، در چند درصد مواقع آن را درست تشخیص می‌دهیم؟اگر اثر واقعی وجود داشته باشد (فرضیه صفر صحیح باشد): صرفا با خطای نوع یک روبرو هستیم.اثر واقعی وجود نداشته باشد (فرضیه جایگزین صحیح باشد): صرفا با خطای نوع 2 روبرو هستیم.اما موضوع این است که ما هیچ وقت نمیدانیم کدام فرضیه صحیح است!در اینجا سوال مهمی پیش می‌آید: کدام خطا مهم است؟جواب: به عهده پژوهشگر می‌باشد. به عنوان مثال یک پزشک اگر فردی که واقعا بیمار است را سالم تشخیص دهد احتمال مرگ بیمار وجود دارد. اما اگر فرد سالم را بیمار تشخیص دهد احتمالا عواقب آن شبیه حالت قبل نباشد. یا به عنوان مثال دیگر، محکوم کردن یک فرد بی‌گناه بدتر است یا آزاد کردن یک فرد گناهکار؟با توضیحات فوق، آزمون فرضیه را یکبار دیگر بازتعریف می‌کنیم: آیا شواهد کافی در نمونه برای استنتاج ویژگی‌های خاصی در مورد جامعه وجود دارد یا خیر؟ذکر دوباره این نکته ضروری است که ما هیچ وقت نمی‌توانیم پارامتر جامعه را مشاهده کنیم صرفا مي‌توانيم فاصله بین «یک ادعا» و نمونه را بررسی (محاسبه) کنیم. اگر فاصله کم باشد یعنی شواهدی در رد ادعا نداریم (کم بودن فاصله به معنای تایید ادعا نیست). و اگر فاصله زیاد باشد شواهدی در رد ادعا داریم (البته باز به معنای واقعی نمی‌توانیم رد کنیم). در هر دو حالت با خطاهایی (نوع یک و دو) روبرو هستیم که باز هم «هیچ وقت نمی‌توانیم متوجه بشویم که کدام خطا رو مرتکب شده‌ایم» آیا اصلا خطایی مرتکب شده‌ایم را هم نمی‌دانیم.حتی گزاره «شواهدی در رد ادعا وجود دارد و ندارد» هم به معنای واقعی صحیح نیستند. در واقع با قبول یک خطایی، این جمله معنی پیدا می‌کند.در واقع در فرایند آزمون فرضیه ما در حال محاسبه یک احتمال هستیم (با اتکا به دانستن توزیع میانگین نمونه‌ها و قضیه حد مرکزی) و دلالتی در مورد رد یا تایید ادعا وجود ندارد. فرض می‌شود جامعه‌ایی با ادعای مذکور وجود دارد حالا احتمال اینکه نمونه‌ایی فلان مقدار از این ادعا فاصله داشته باشد، چقدر است؟ اگر احتمال زياد باشد با ادعا همراه می‌شویم و اگر احتمال کم باشد وزن خاصی به ادعا نمی‌دهیم.در مثال فوق ما در مورد پارامتر میانگین صحبت کردیم و به توزیع نمونه‌گیری نرمال رسیدیم اگر هدف از پژوهش، استنتاج در مورد ویژگی دیگری باشد ممکن است به توزیع دیگری برسیم ولی اصول و تفسیر موضوع همچنان بر روال فوق می‌باشد (به عنوان مثال توزیع نمونه‌گیری نسبت واریانس 2 جامعه نرمال توزیع F می‌باشد).دقت کنید که فرایند آزمون فرضیه در مورد درست یا غلط بودن فرضیه‌ها، خوب یا بد بودن آن، میزان محبوبیت آن یا اینکه آیا فرضیه‌ها از یک باور ارزشی نشأت می‌گیرند یا خیر؛ هیچ صحبتی ندارد. این موضوع بدین معنی نمی‌باشد که «نتیجه تحقیق» عاری از قضاوت ارزشی می‌باشد! همانطور که گفته شد ممکن است منشا فرضیه‌ها یک باور ارزشی باشد ولی فرایند آزمون فرضیه صرفا فاصله نمونه با آن فرضیه ارزشی را بررسی می‌کند.همچنین دقت کنید که پشت هر انتخاب انسان؛ یک دستگاه اخلاقی و ارزشی قرار دارد. تا وقتی انسان با انتخاب روبرو است، دستگاه اخلاقی هم به ناچار همراهش می‌باشد.یکی از انتخاب‌هایی که در چند سال قبل به صورت عملی دیده‌ایم مواجهه با ویروس کرونا بود. داروی محدودی وجود دارد؛ افراد مسن در اولویت هستند یا جوانان؟فرض کنید ادعا می‌شود که یک واحد درصد افزایش در نرخ مالیات باعث کاهش 3 واحد درصد نابرابری اجتماعی می‌شود. پژوهشگر صرفا فاصله ادعا و نمونه را بررسی می‌کند. وقتی سیاست‌مدار برمبنای نتیجه این تحقیق دست به انتخاب می‌زند، دستگاه اخلاقی خود را نمایان کرده است.به طور کلی باید دقت شود که «فرایند آزمون فرضیه» با «انتخاب»، خلط نشود. عاری بودن فرایند آزمون فرضیه از دستگاه اخلاقی، دلیل بر عاری بودن انتخاب افراد یا سیاست‌مدار از قضاوت ارزشی نمی‌باشد.در یک کلام؛ فرایند آزمون فرضیه به مثابه یک ترازو می‌باشد، نه بیشتر و نه کمتر.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jun 2024 12:19:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بانکداری به زبان ساده: معنای پول در سیستم بانکی</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-ffwz6rcugup5</link>
                <description>از معادله معروف حسابداری شروع میکنیم:دارایی = بدهی + حقوق صاحبان سهام یکی از تفاسیر معادله فوق اینه که گفته میشه که این دارایی که موجود هست از چه محل‌هایی تامین مالی شده؟ مثلا کل دارایی شرکت الف یک کارخانه است. این شرکت برای خرید این کارخانه، 80 ریال بدهی ایجاد کرده و 20 ریال هم سهامدارا آوردن و در مجموع با 100 ریال کارخانه رو خریده. اون 80 ریال ممکنه از سرفصل‌های مختلفی تشکیل شده باشه مثلا از سیستم بانکی وام گرفته باشه یا شرکت اوراق قرضه منتشر کرده باشه و موارد دیگر. حالا همین موضوع رو در سیستم بانکی بررسی میکنیم.آنچه که برای همه‌ی ما و شرکت‌های غیربانکی به عنوان پول محسوب میشه، حساب بانکی ما نزد بانک‌های تجاری و اسکناس هست. اما برای بانک‌های تجاری چه چیزی پول محسوب میشه؟جواب: حساب بانک‌های تجاری نزد بانک مرکزی (بعلاوه اسکناس که در تحلیل ما جای خاصی نداره). معنی جمله فوق اینه که اگر حساب بانک الف نزد بانک مرکزی 100 ریال باشه به این معنی هست که انگار بانک مرکزی رو یه برگه نوشته که من 100 ریال به بانک الف بدهکارم. در واقع این سند بدهی رو بانکها به عنوان پول استفاده میکنن. خب حالا برگردیم به معادله حسابداری؛ سوال اینه که آن چیزی که برای بانک‌های تجاری پول محسوب میشه (يعنی یک دارایی)، از چه محل‌هایی تامین مالی شده؟ بانک‌های تجاری در ازای ایجاد 3 نوع سرفصل بدهی، این دارایی رو میتونن بدست بیارن (اشاره کنم که تبدیل دارایی‌ها موضوع صحبت این بحث نیست). این 3 نوع سرفصل به شرح زیر میباشد:الف) خودش رو به مردم بدهکار کنه، از چه طریقی؟ از این طریق که بدهی که «قبلا» به عهده یه بانک دیگه بوده رو به گردن بگیره. بدهی از گردن بانک قبلی ساقط و به عهده بانک فعلی در میاد. به زبان ساده يعنی جذب سپرده. ب) به یه بانک دیگه بگه که از موجودی حسابش نزد بانک مرکزی بهش قرض بده با این تعهد که بعدا بدهی رو صاف خواهد کرد. اضافه کنم بانک‌های تجاری، سند بدهی بانک مرکزی رو به عنوان پول قبول دارن و سند بدهی بانک الف نزد بانک ب هیچ ارزشی نداره. به زبان ساده یعنی بازار بین‌بانکی. ج) از بانک مرکزی بخواد که یه سند بدهی منتشر کنه و بهش بده با این تعهد که بعدا دوباره همین سند بدهی رو به بانک مرکزی برخواهد گرداند. به زبان ساده یعنی استقراض از بانک مرکزی (در شکل‌های مختلف). حالا هدف از این توضیحات چیه؟نرخ‌های سرفصل‌های بدهی‌ها متفاوت هست. در بانکداری امروزه (که هدفگذاری نرخ انجام میشه) متداول این هست که پایین‌ترین نرخ برای جذب سپرده (حالت الف) هست. در مرحله بعد استقراض از بقیه بانکها و در بالاترین نرخ هم مربوط به استقراض از خود بانک مرکزی هست. البته ممکنه به دلایلی به صورت موقتی این نرخ‌ها کمی جابجا بشن ولی منطق همان چیزی هست که گفته شد.حالا قابل پیش‌بینی هست که بانکها ابتدا سراغ سرفصل بدهی با کمترین نرخ میرن. به همین دلیل هست که بانکها برای جذب سپرده از همدیگه رقابت میکنن.در مراحل بعدی هم در نرخی بالاتر استقراض بین‌بانکی و بانک مرکزی قرار داره. نکته بعدی اینکه برای محاسبه هزینه بهره (مالی) باید متوسط 3 حساب فوق محاسبه بشه. و آن چیزی که در صورت‌های مالی بانک‌ها با عنوان‌های هزینه سود سپرده و هزینه مالی به صورت جداگانه آورده میشه، معنی و توجیه خاصی نداره.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Wed, 29 Nov 2023 20:13:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افزایش سرمایه سیستم بانکی</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-doychmvlwizr</link>
                <description>فرض کنید برای رفع ناترازی ترازنامه‌ایی «سیستم بانکی»، افزایش سرمایه «از محل آورده نقدی» پیشنهاد شده است. بنظر شما آیا «مردم» می‌توانند در این افزایش سرمایه مشارکت کنند؟برای جواب دادن به سوال فوق بیایید ابتدا ثبت‌های حسابداری افزایش سرمایه برای یک شرکت غیربانکی رو بررسی کنیم.همچنان که در شکل زیر می‌بینیم در این حالت در سمت دارایی شرکت، موجودی حساب نقد شرکت افزایش یافته و در سمت چپ نیز حساب سرمایه افزایش می‌یابد. تصویر 1 - افزایش سرمایه شرکت غیربانکیدر ترازنامه مردم نیز در سمت دارایی، موجودی نقد کاهش یافته و در حساب سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد. به طور کلی صرفا ترکیب دارایی عوض شد.به صورت ساده، افزایش سرمایه از محل آورده نقدی 2 ویژگی اصلی دارد: الف) اندازه ترازنامه شرکت افزایش می‌یابد ب) در سمت دارایی شرکت موجودی نقد افزایش می‌یابد.حالا همین حالت را برای یک بانک بررسی می‌کنیم.مطابق انتظار موجودی نقد مردم کاسته شده و حساب سرمایه‌گذاری آنها افزایش می‌یابد. در ترازنامه بانک ثبت‌های زیر انجام می‌شود (فرض کنید کل سیستم بانکی را به مثابه یک بانک ببینیم). تصویر 2 - افزایش سرمایه سیستم بانکیدر اینجا چون سمت چپ ترازنامه سیستم بانکی به عنوان سپرده بانکی محسوب می‌شود، صرفا ترکیب سمت چپ ترازنامه تغییر می‌کند! یعنی نه اندازه ترازنامه بزرگ شد و نه موجودی نقد بانک (حساب نزد بانک مرکزی) افزایش پیدا کرد! هیچ کدام از 2 شرط افزایش سرمایه تحقق پیدا نکرد!اما چه کسی می‌تواند در افزایش سرمایه (از محل آورده نقدی) «سیستم بانکی» (به عنوان یک کل) شرکت کند؟ صرفا دولت!زمانی که کل سیستم بانکی بخواهد افزایش سرمایه نقدی بدهد صرفا دولت می‌تواند آورده نقدی را تامین کند چون به غیر از سیستم بانکی، صرفا دولت نزد بانک مرکزی حساب دارد (از موجودی نقد گذر کنید). این افزایش سرمایه ناچارا با تغییر ترازنامه بانک مرکزی (پایه پولی) باید همراه باشد. ترازنامه بانک مرکزی به شکل زیر تغییر خواهد کرد. تصویر  3 - ترازنامه بانک مرکزیاز حساب دولت نزد بانک مرکزی کاسته شده و به حساب سیستم بانکی افزوده می‌شود. در این حالت پایه پولی افزایش می‌یابد. ترازنامه بانک نیز مطابق تصویر1 تغییر خواهد کرد. اما اگر دولت نیز موجودی حساب کافی نداشته باشد، این افزایش سرمایه امکان‌پذیر نخواهد بود.حال ممکن است فرض سیستم بانکی به عنوان یک کل را نقض کنیم و در نظر بگیریم که «تعدادی از بانک‌ها» قصد افزایش سرمایه دارند. در این حالت مردم می‌توانند در این افزایش سرمایه شرکت کنند اما از موجودی حساب تعدادی از بانک‌ها کاسته شده و به موجودی حساب بقیه اضافه خواهد شد و بسته به میزان افزایش سرمایه، به بازار بین بانکی فشار خواهد آمد. اگر این فشار بیش از توان بازار بین‌بانکی باشد، یا همراهی بانک مرکزی در عرضه ذخایر را لازم دارد یا اینکه دوباره دولت باید در افزایش سرمایه شرکت کند.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Wed, 30 Aug 2023 15:42:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر آزاد شدن ارزهای بلوکه شده بر پایه پولی</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C-ulviszkkcmid</link>
                <description>پیرو این توئیت آقای دارابی بیاییم بررسی کنیم اگر ارزهای مسدود شده در دسترس بانک مرکزی قرار بگیره، چه اثری روی ترازنامه بانک مرکزی، بانک‌های تجاری و مردم (در اینجا واردکننده) خواهد گذاشت؟تصویر 1 - توئیتقسمت اولفرض کنید با در دسترس قرار گرفتن ارزهای مسدود شده، بانک مرکزی همه اونها رو به واردکننده میفروشه.الف) ترازنامه واردکنندهدر این حالت ترازنامه واردکننده به شکل زیر تغییر میکنه.تصویر 2 - ترازنامه واردکنندهیعنی از موجودی حساب واردکننده نزد بانک ملی کاسته شده و به جاش ارز قرار میگیره. پس اندازه ترازنامه واردکننده هیچ تغییری نمیکنه و صرفا ترکیب دارایی‌هاش تغییر میکنه.ب) ترازنامه بانک ملیواردکننده به بانک ملی دستور پرداخت به مقصد بانک مرکزی رو میده. بدین ترتیب در سمت چپ ترازنامه سپرده واردکننده کاهش و به همان میزان نیز از سمت راست ترازنامه، موجودی بانک ملی نزد مرکزی (ذخایر) کم میشه. در اینجا فرض کردیم که موجودی حساب بانک ملی نزد بانک مرکزی کفاف این دستور پرداخت رو میداده (در ادامه این فرض رو نقض میکنیم).تصویر 3 - ترازنامه بانک ملیهمچنان که مشاهده میکنیم «اندازه» ترازنامه بانک ملی کوچیک شد.ج) ترازنامه بانک مرکزیبانک مرکزی در ازای دادن ارز، از سپرده بانک ملی نزد خودش کسر میکنه یعنی بدهی‌های بانک مرکزی کاهش پیدا میکنه. بدین ترتیب میبینیم که «اندازه» ترازنامه بانک مرکزی هم کوچیک شد.تصویر 4 - ترازنامه بانک مرکزیمشاهده کردیم که در نهایت، پایه پولی به اندازه مبلغ ریالی ارز فروخته شده کاهش یافت. حالا سوال اینه که آیا یک شوک برونزای کاهشی در سطح پایه پولی، اثری روی کارکرد بانکها نداره؟ کارکرد پایه پولی چی بود اصلا؟ آیا تصفیه بانکها به مشکل نمیخوره؟سطح قیمت‌ها و تعداد مبادلات اقتصادی 2 عامل مهم در تعیین تقاضای پایه پولی توسط بانکها هستن که با در دسترس قرار گرفتن ارزهای مسدود شده، در لحظه تغییر خاصی ندارن (شاید در بازه بلندتر هم تغییری نداشته باشن). پس بانکها برای تصفیه مبادلات بین خودشون و رفع تعهدات قانونی خود، با کمبود ذخایر روبرو میشن و فشار روی نرخ بهره بین‌بانکی افزایش خواهد یافت. بنابراین بانک مرکزی اگر بخواد که نرخ بهره رو در بازه هدف خودش نگه داره، باید با درخواست بانکها برای ریپو (و مشابه) همراهی کنه تا این میزان ذخایری که در نتیجه یک شوک خارجی کاهش یافت، جبران بشه.قسمت دومحالا فرض کنید موجودی حساب بانک ملی نزد بانک مرکزی کفاف دستور پرداخت واردکننده رو نده و بانک ملی مجبور به اضافه برداشت بشه. تغییرات ترازنامه‌ایی به چه شکل خواهد بود؟الف) ترازنامه بانک ملیدر این حالت صرفا سمت چپ ترازنامه بانک ملی دچار تغییرات میشه و با کاسته شدن سپرده واردکننده، به بدهی بانک ملی به بانک مرکزی افزوده میشه. در این حالت اندازه ترازنامه بانک ملی تغییر نکرد و صرفا «ترکیب بدهی‌ها» تغییر کرد.تصویر 5 - ترازنامه بانک ملیب) ترازنامه بانک مرکزیمطابق انتظار در ترازنامه بانک مرکزی نیز صرفا ترکیب «دارایی‌ها» دچار تغییرات میشه و اندازه ترازنامه تغییر نمیکنه. به اندازه کاهش مبلغ ریالی دارایی خارجی، بدهی بانک ملی به بانک مرکزی (اضافه برداشت) افزایش پیدا کرد.تصویر 6 - ترازنامه بانک مرکزیهمانطور که میبینیم«مقدار» پایه پولی تغییر نکرد و صرفا ترکیب پایه پولی از سمت منابع تغییر کرد. اگر بانک مرکزی بخواهد که بانک ملی مجبور به اضافه برداشت نشه و نرخ هدف مهم باشه، از همان ابتدا باید با درخواست ریپو (و مشابه) بانک ملی همراهی کنه. باز در این حالت نیز اندازه ترازنامه بدون تغییر باقی میمونه و صرفا دوباره ترکیب سمت راست ترازنامه بانک مرکزی تغییر میکنه.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 14:56:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش‌های بدست آوردن ذخایر در بانک‌ها و ارتباط نرخ‌های بهره</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B0%D8%AE%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-lngc8axfpugv</link>
                <description>در این نوشته ابتدا مروری بر انواع روش‌های بدست آوردن ذخایر (Bank Reserves) توسط بانک‌ها خواهیم داشت و سپس نگاهی به تعدادی از نرخ‌های بهره موجود در اقتصاد و روابط آنها می‌اندازیم.در سیستم پولی امروز، مردم نزد بانک‌های تجاری حساب دارند و بانک‌های تجاری نیز نزد بانک مرکزی حساب دارند (به علت کوچک بودن سهم اسکناس، در این نوشته کلا از آن گذر می‌کنیم).به پول مردم نزد بانک‌های تجاری «سپرده بانکی» گفته می‌شود. خالق این پول، بانک تجاری بوده و جزو بدهی‌های بانک تجاری محسوب می‌شود. مردم از این پول در مبادلات خود استفاده می‌کنند.به پول بانک‌های تجاری نزد بانک مرکزی نیز «ذخایر» گفته می‌شود. خالق این پول بانک مرکزی بوده و صرفا بانک‌ها و دولت به این پول دسترسی دارند (اسم دیگر این پول، پایه پولی می‌باشد).بانک‌های تجاری چه نیازی به ذخایر دارند؟بانک‌های تجاری به 2 دلیل نیاز دارند در حساب خود نزد بانک مرکزی موجودی داشته باشند:اول: مردم مبادلات خود را بوسیله ارسال دستور به بانک‌های تجاری تصفیه می‌کنند اما در پشت قضیه بانک‌های تجاری را درگیر خود می‌کنند (یعنی یک بانک از بانک دیگری طلبکار می‌شود)، بانک‌های تجاری نیز با ارسال دستور به بانک مرکزی، مبادلات خود را تصفیه می‌کنند.دوم: بانک مرکزی بانک‌های تجاری را الزام می‌کند که «معادل» درصدی از میزان سپرده‌های خود، ذخایر نزد بانک مرکزی داشته باشند (به زبان ساده اگر نرخ ذخیره قانونی را 10% در نظر بگیریم، اگر بانک تجاری 100 ریال سپرده در سمت چپ ترازنامه‌ش داشته باشد، باید معادل 10 ریال در حسابش نزد بانک مرکزی ذخایر داشته باشد).بانک‌های تجاری ذخایر را از چه منابعی بدست می‌آورند؟بانک‌های تجاری برای بدست آوردن ذخایر 2 راه پیش روی خود دارند:اول) یک مشتری از بانک مبدا، سپرده خود را به بانک مقصد بیاورد. در این حالت در ترازنامه بانک مبدا ثبت‌های حسابداری زیر انجام می‌شود. تصویر 1 - ترازنامه بانک مبدادر ترازنامه بانک مقصد نیز ثبت‌های زیر انجام می‌شود.تصویر 2 - ترازنامه بانک مقصددر ترازنامه بانک مرکزی نیز ثبت زیر انجام می‌شود.تصویر 3 - ترازنامه بانک مرکزیدر این حالت اندازه ترازنامه بانک مبدا کاهش و اندازه ترازنامه بانک مقصد افزایش پیدا کرد. اندازه ترازنامه بانک مرکزی نیز تغییر نکرد.دوم) بانک‌های تجاری مستقیما در بازار بین بانکی از یکدیگر قرض کنند. در این حالت در ترازنامه بانک قرض‌دهنده ثبت زیر انجام می‌شود. تصویر 4 - ترازنامه بانک قرض‌دهندهدر بانک قرض‌گیرنده هم ثبت زیر انجام می‌شود. تصویر 5 - ترازنامه بانک قرض‌گیرندهدر این حالت اندازه ترازنامه بانک قرض‌دهنده تغییر نکرد ولی اندازه ترازنامه بانک قرض‌گیرنده بزرگ شد. در ترازنامه بانک مرکزی نیز مشابه همان ثبت قبلی انجام می‌شود.سوم) از بانک مرکزی قرض کنند. (در آمریکا) بانک‌ها به 2 طریق می‌توانند از بانک مرکزی استقراض کنند الف) از طریق عملیات بازار باز ب) به صورت مستقیم و از طریق Discount Window.در این حالت ثبت‌های زیر انجام می‌شود. تصویر 6 - ترازنامه بانک قرض‌گیرنده از بانک مرکزیترازنامه بانک مرکزی نیز به شکل زیر خواهد بود. تصویر 7 - ترازنامه بانک مرکزیمشاهده می‌کنیم که اندازه ترازنامه بانک قرض‌گیرنده و بانک مرکزی هر 2 افزایش پیدا کرد.نرخ‌های بهره موجود در اقتصاد چگونه تعیین می‌شود؟3 حالتی که برای بدست آوردن ذخایر گفته شد هرکدام نرخ خاص خودشان را دارند. در ادامه چند نرخ مرتبط به بانک را بررسی می‌کنیم.نرخ بهره بازار بین‌بانکی: در سیستم پولی کشور آمریکا، ابتدا فدرال رزرو یک نرخ بهره هدف برای بازار بین بانکی تنظیم می‌کند که به آن Fed Funds Target گفته می‌شود. این هدف در واقع یک بازه می‌باشد و در حال حاضر بین 4.50% تا 4.75% می‌باشد. در «این لینک» زیر می‌توانید این نرخ را مشاهده کنید. تصویر 8 - نرخ بهره هدفمرور: به بازار بین‌بانکی در آمریکا Federal Funds Market گفته می‌شود. در این بازار بانک‌ها با یکدیگر ذخایر مبادله می‌کنند. نرخی که در این بازار بوجود می‌آید در بازه هدف قرار داشته و ناشی از عرضه و تقاضای آن می‌باشد. همچنان که در تصویر فوق (شماره 8) مشاهده می‌شود در حال حاضر این نرخ 4.59% است (به این نرخ Effective rate یا Federal Funds Rate نیز گفته می‌شود (در این نوشته از این به بعد نرخ فد می‌خوانیم). در کشور ما نرخ حاصل از بازار بین‌بانکی به اسم نرخ بازار بین‌بانکی شناخته می‌شود.نرخ هدف فدرال رزرو باعث ایجاد یک کف و سقف برای نرخ بازار بین‌بانکی می‌شود. چرا؟ به دلیل اینکه هر زمان که به علت افزایش تقاضا یا عرضه، نرخ مذکور تمایل به خروج از بازه هدف را داشت، بانک مرکزی بوسیله عملیات بازار باز (Open Market Operations) دخالت می‌کند. به عنوان مثال هر زمان که به علت افزایش تقاضا، نرخ مذکور تمایل به افزایش دارد فدرال رزرو طی قرارداد ریپو، ذخایر را تزریق کرده و اجازه انحراف را نمی‌دهد.تصویر 9 - عملیات بازار باز(اسکرین‌شات از «این لینک»)در «این لینک» داده‌های تاریخی مربوط به عملیات بازار باز، در «این لینک» سری زمانی نرخ فد، در «این لینک» حجم معاملات در بازار بین‌بانکی و در «این لینک» نیز اطلاعات بیشتری در مورد نرخ فد منتشر می‌توانید مشاهده کنید.اعلام نرخ هدف بوسیله فدرال رزرو نقطه شروع تغییر بقیه نرخ‌های بهره موجود در اقتصاد آمریکا می‌باشد.نرخ وام: معمولا سقف نرخ هدف بعلاوه 3% به نام Prime Rate شناخته می‌شود. این نرخی است که بانک‌های تجاری برای اعطای وام به معتبرترین مشتریان حقوقی خود پیشنهاد می‌دهند. به مشتریان با رتبه اعتباری پایین‌تر و مشتریان حقیقی نیز نرخ بالاتری ارائه می‌شود. تصویر 10 - Prime Rate همچنان که مشاهده می‌شود در حال حاضر این نرخ 7.75% می‌باشد (اسکرین‌شات از «این لینک»).در «این لینک» سری‌زمانی Prime Rate با تواتر ماهانه و در «این لینک» نیز سری‌زمانی Personal Loans at Commercial Banks با تواتر ماهانه قابل مشاهده می‌باشد.بدین ترتیب هر زمان که یک مشتری معمولی از بانک تقاضای وام با نرخی بالاتر از Prime Rate داشته باشد، بانک می‌تواند (پس از برررسی رتبه اعتباری)، اقدام به اعطای وام کند. زیرا مطمئن است که در آخر روز می‌تواند ذخایر مورد نیاز را حداکثر با نرخ سقف نرخ هدف بدست بیاورد. به طور دقیق‌تر این بانک پس از اعطای وام در نرخ دلخواه، ابتدا در بازار بین‌بانکی تقاضای ذخایر می‌کند، اگر در این بازار نتواند ذخایر مورد نیاز را تامین کند نرخ بازار بین‌بانکی تمایل به افزایش خواهد داشت دراین لحظه بانک مرکزی برای جلوگیری از انحراف از نرخ هدف خود، بوسیله عملیات بازار باز شروع به تزریق ذخایر خواهد کرد. یعنی طی عملیات ریپو، اوراق قرضه دولتی گرفته و ذخایر به بانک تجاری خواهد داد.آنچه در اینجا لازم است اشاره شود این است که فدرال رزرو در بازار پول «صرفا» کنترل نرخ را هدف قرار داده و مقدار آن را آزاد گذاشته است. یعنی در نرخ سقف بازه هدف، هر بانکی هر مقدار که ذخایر لازم داشته باشد (بوسیله عملیات ریپو)، می‌تواند ذخایر بدست آورد.تصویر 11 - هدف‌گذاری روی نرخ(اسکرین‌شات از «این لینک»)طبق منطق اقتصادی نیز کنترل (دیکته کردن) همزمان نرخ و مقدار مبادلات در یک بازار، امکان‌پذیر نیست.نرخ سود سپرده: بانک‌ها و موسسات سپرده‌پذیر در آمریکا در مورد پذیرفتن سپرده محصولات بسیار متنوعی ارائه می‌دهند و هر کدام نرخ خاص خود را دارد اما نکته مهم ارتباط این نرخ‌ها با نرخ فد می‌باشد. همچنان که در ابتدای بحث گفته شد بانک‌ها به این دلیل به دنبال جذب سپرده از یکدیگر می‌روند که به دنبال آن ذخایر بدست آورند و هزینه‌ایی که روی سپرده پرداخت می‌کنند هزینه بدست آوردن ذخایر می‌باشد. با این یادآوری، قابل پیش‌بینی است که بانک‌ها نرخی که روی سپرده‌ها اعلام خواهند کرد را با سایر نرخ‌های بدست آوردن ذخایر مقایسه خواهند کرد. در شرایط مشابه، بانک‌ها حاضر نخواهند بود که بیشتر از نرخ هدف فدرال رزرو به سپرده‌های مشتریان بهره پرداخت کنند زیرا بانک‌ها می‌توانند بوسیله عملیات بازار باز در نرخ هدف به مقدار دلخواه ذخایر بدست آورند. بنابراین نرخ‌های روی سپرده‌ها (در حالت معمول و روی یک محصول ساده) کمتر از نرخ هدف فد خواهد بود. در «این لینک» نرخ‌های تعدادی از محصولات سپرده‌ایی قابل مشاهده است.همچنان که قبلا اشاره شد در کشور آمریکا محصولات سپرده‌ایی بسیار متنوعی وجود دارد در «این لینک» نیز ‌بالاترین نرخ‌های موجود روی محصولات سپرده‌ایی به تاریخ وقت قابل مشاهده است (به تفاوت بین Interest Rate و APY دقت شود).نرخ تنزیل: اگر یک بانک نتواند از هیچ یک طریق جذب سپرده از بانک دیگر، استقراض از بازار بین‌بانکی و عملیات بازار باز ذخایر بدست آورد، آخرین راه استقراض مستقیم از بانک مرکزی می‌باشد. این عملیات در آمریکا طی عملیات پنجره تنزیل (Discount Window) انجام می‌شود. به نرخ این استقراض Discount Rate گفته می‌شود. نرخ تنزیل بالاتر از نرخ فد قرار دارد و به عنوان نوعی جریمه لحاظ می‌شود. تصویر 12 - پنجره تنزیل(اسکرین‌شات از «این لینک»)در واقع بانک مرکزی به عنوان «آخرین قرض‌دهنده» در این سیستم می‌باشد و تا حد ممکن تمایل دارد که بانک‌ها به این منبع مراجعه ننمایند. همچنین این وام به طور کامل در مقابل وثیقه (Collateralized Loans) ارائه می‌شود. تصویر 13- وام وثیقه‌ایی(اسکرین‌شات از «این لینک»)در «این لینک» داده‌های ریز مربوط به این بازار قابل مشاهده است.همچنین در پنجره تنزیل نیز چندین نرخ مجزا وجود دارد و هر چقدر که یک بانک وضعیت بدتری داشته باشد، نرخ بالاتری به آن تعلق می‌گیرد و همچنین محدودیت‌های مختلفی نیز برای آن بانک لحاظ می‌شود. تصویر 14تصویر 14 - نرخ‌های موجود در پنجره تنزیل(اسکرین‌شات از «این لینک»)در یک نگاه کلی کمترین نرخ بدست آوردن ذخایر به ترتیب، جذب سپرده از بانک دیگر، سپس استقراض از بازار بین‌بانکی، سپس عملیات بازار باز و در آخرین مرحله پنجره تنزیل می‌باشد.حالا نگاهی مختصر به سیستم پولی ایران داشته باشیم. در بالا گفته شد که کنترل همزمان نرخ و مقدار در یک بازار منطقی و امکان‌پذیر نیست. اما بانک مرکزی ایران دقیقا دنبال کنترل همزمان نرخ و مقدار در بازار بین‌بانکی می‌باشد. البته ناگفته نماند که عملیات بازار باز در ایران به تازگی ایجاد شده است. کف و سقف دالان نرخ بهره در بازار بین‌بانکی در نمودار زیر آورده شده است. تصویر 15 - دالان نرخ بهره در ایران(نمودار از «این لینک»)در مورد سیستم پولی آمریکا گفته شد که پس از تنظیم کردن نرخ بهره هدف، ارتباط منطقی بین بقیه نرخ‌ها ایجاد شده و نرخ بدست آوردن ذخایر به ترتیب از کمترین به بیشترین به ترتیب جذب سپرده از سایر بانک‌ها، بازار بین‌بانکی و سپس بانک مرکزی می‌باشد. در سیستم پولی ایران ابتدا نرخ بهره روی سپرده‌ها و نرخ بهره روی وام‌ها تعیین می‌شود بدین طریق تلاش شده است که به نوعی حاشیه سود بانک‌ها تعیین شود. اما باید دقت کرد که بهره روی سپرده‌ها یکی از منابع بدست آوردن ذخایر می‌باشد و نرخ متوسط کلیه منابع تعیین‌کننده هزینه بهره پرداختی بانک می‌باشد. همچنین بانک مرکزی بوسیله عملیات بازار باز نیز تمایل دارد که همزمان نرخ و مقدار را تعیین کند و به تقاضای ذخایر تعدادی از بانک‌ها که وضعیت مناسبی ندارند پاسخ نمی‌دهد و این بانک‌ها مجبور می‌شوند همین ذخایر را در بازار بین‌بانکی تقاضا کنند. به عنوان مثال 2 بانک الف (وضعیت مالی مناسب) و بانک ب (وضعیت مالی نامناسب) به بانک مرکزی تقاضای ذخایر ارسال می‌کنند. بانک مرکزی در جهت تنبیه بانک ب، با تقاضای آن مخالفت می‌کند و صرفا به تقاضای بانک الف پاسخ می‌دهد.حال بانک الف در بازار بین‌بانکی همین ذخایر را به بانک ب با نرخ بالاتری پیشنهاد می‌کند! و مبادله انجام می‌شود. علت اینکه در نمودار بالا (تصویر 15) در مقاطعی نرخ بازار بین‌بانکی بالاتر از نرخ عملیات بازار باز قرار می‌گیرد به همین دلیل می‌باشد. و منطقی که در مورد سیستم پولی آمریکا گفته شد نقض می‌شود (البته قابل ذکر است که مقایسه مستقیم و نظیر به نظیر بین سیستم 2 خیلی منطقی نمی‌باشد). اگر بانک مرکزی به دالان نرخ بهره و عملیات بازار باز معقتد باشد و هدف‌گذاری روی نرخ انجام داده باشد، باید در سقف دالان به مقدار دلخواه، ذخایر را عرضه کند همچنان که مشاهده می‌کنیم چنین فرایندی در ایران نداریم.البته در پایان به صورت اکید تاکید می‌شود که بانک مرکزی ایران به صورت مستقل از شرایط کلی اقتصاد نمی‌تواند رفتار کند و حرج خاصی بر آن نیست. همچنین انتقاد و پیشنهاد در این نوشته نمی‌گنجد. هدف کلی این نوشته بیشتر توضیح فرایند منطقی نرخ‌ها در یک سیستم پولی متداول بود.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 16:43:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صورت‌های مالی بانک‌ها به زبان ساده 3 -- تسهیلات --</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-3-%D8%AA%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-vitztytgb1g5</link>
                <description>در 2 نوشته قبلی در مورد هزینه سود سپرده (لینک ویرگول، لینک تلگرام) و تسعیر ارز (لینک ویرگول، لینک تلگرام) صحبت کردیم. در نوشته پیش رو در مورد تسهیلات بانک صحبت می‌کنیم. در ادامه نگاهی به صورت‌های مالی حسابرسی شده سال 1400 بانک‌های ملت خواهیم انداخت.در تاریخ فوق، کل دارایی‌های بانک ملت 1,003 همت، کل بدهی‌ها 943 همت و حقوق صاحبان سهام هم 60 همت (سرمایه 20 همت) هست. دارایی اصلی عمده بانک‌ها تسهیلات و عمده بدهی آن نیز سپرده‌ها می‌باشد. در جدول زیر ترازنامه بانک ملت به صورت درصدی (نوعی ترازنامه هم‌مقیاس) آورده شده است. یعنی هر قلم از اجزای ترازنامه چند درصد از کل دارایی، بدهی یا حقوق صاحبان سهام را تشکیل می‌دهد.تصویر 1 - ترازنامه بانک ملتهمچنان که در تصویر ترازنامه فوق مشاهده می‌شود به ترتیب 3 قلم «تسهیلات اعطایی به اشخاص غیردولتی»، «تسهیلات اعطایی به اشخاص دولتی» و «مطالبات از بانک‌ها» مهمترین اقلام و مجموعا 81% از کل دارایی بانک را تشکیل می‌دهند (نکته جانبی: دارایی‌های ثابت مشهود از جمله زمین و ساختمان، کلا 2% از دارایی‌ها رو شامل میشه).در طرف مقابل هم به ترتیب 4 قلم «حقوق صاحبان سپرده‌های سرمایه‌گذاری (سپرده‌های بلندمدت)»، «سپرده‌های مشتریان (سپرده‌های جاری)»، «ذخایر و سایر بدهی‌ها (منظور ذخایر حسابداری هست)» و «بدهی به بانک ها و سایر موسسات اعتباری» مهمترین اقلام و مجموعا 91% سمت چپ ترازنامه رو تشکیل میدن.در این نوشته میریم سراغ «تسهیلات و مطالبات از اشخاص غیردولتی». همانطور که میبینیم مبلغ این آیتم 381 همت و 38% درصد از دارایی هست. توضیحات این آیتم در یادداشت شماره 13 اومده. در این یادداشت از جنبه‌های مختلف به تسهیلات پرداخته شده، در ادامه این جنبه‌ها رو باز می‌کنیم.یادداشت شماره 13در یادداشت شماره 13 در ابتدا تسهیلات اعطایی به تفکیک عقود مختلف آورده شده.تصویر 2 - یادداشت 13، تسهیلات به تفکیک عقودهمانطور که مشاهده میشه عقد اصلی اعطای تسهیلات مرابحه است. از 381 همت کل تسهیلات، 209 همت (55%) مربوط به عقد مرابحه است. نکته بعدی اینکه اون بدهکاران بابت اعتبارات اسنادی و ضمانت‌نامه در نتیجه نکول مشتری از پایین خط به بالای خط اومدن. کمترین مبلغ نیز مربوط به عقد اجاره به شرط تملیک هست که کلا 184 میلیارد تومنه.یادداشت 13-1یه نگاهی هم داشته باشیم به عدد تلفیقی تسهیلات که مبلغ 376 همت هست.تصویر 3 - تسهیلات تلفیقی غیردولتیمیبینیم که تلفیق شده تسهیلات (376 همت) از عدد تلفیق نشده (381 همت) کمتر هست. در یادداشت 3-1 مبانی تلفیق میبینیم که معاملات درون‌گروهی باید حذف بشن. یعنی تسهیلاتی که بانک ملت به زیر مجموعه‌هاش داده باید کسر بشن.تصویر 4 - مبانی تلفیقیادداشت 13-1 نشون میده که عدد مربوط به تلفیق چجوری بدست اومده. 6,716 میلیارد تومان عددی هست که بانک ملت به زیرمجموعه‌هاش وام داده.تصویر 5 - تسهیلات به زیرمجموعه‌هایادداشت 13-10حالا یادداشت 13-10 رو باز میکنیم ببینیم که مجموع تسهیلات جاری 6,716 میلیارد تومان و ناخالص از ذخیره مشکوک‌الوصول هست.تصویر 6 - تسهیلات به زیرمجموعه‌هاخب حالا یه نکته: در حالی که عدد عدد 381 همت خالص (از ذخیره مشکوک‌الوصول) هست چرا برای شرکت‌های زیرمجموعه از عدد ناخالص استفاده کردیم؟جواب: هیچ نکته‌ایی وجود نداره و اشتباه کردن! باید عدد خالص (داخل کادر آبی) رو ازش کسر میکردن.از اینجور مسائل تو صورت‌های مالی بانک‌ها زیاده. به عنوان نمونه به عدد تلفیقی تسهیلات در سال 1399 که در ترازنامه 1400 اومده رو ببینید، مبلغ 227 همت آورده شده. تجدید ارائه شده است.تصویر 7 - ترازنامه تجدید ارائهحالا همین آیتم رو در ترازنامه 1399 ببینید، مبلغ 235 همت نوشته شده. یعنی وقتی تجدید ارائه شده، 8 همت معادل 2.5% از تسهیلات کم شده! (در یادداشت 50 به این موضوع اشاره شده ولی بهتر بود به صورت جداگانه در زمان قبلتر ارائه میشد).تصویر 8 - ترازنامه تجدید ارائهیادداشت شماره 13-2در یادداشت 13-2 عقود مختلف به تفکیک اصل، سود، کارمزد و وجه‌التزام آورده شده.تصویر 9 - تسهیلات به تفکیک عقودستون‌های این جدول به شرح زیر خونده میشه:ستون اول:«مانده اصل»: اصل مبلغ وام،«سود سال‌های آتی»: مبلغی از بهره وام که در اقساط سال‌های آینده پرداخت میشن (مربوط به اقساط پس از سال 1400 میشه)،«سود و کارمزد و وجه التزام معوق»: بهره و کارمزد و جریمه اقساطی که سررسیدشون رسیده ولی تا الان بازپرداخت نشدن.عنوان ستون‌های دوم و سوم:سررسید بازپرداخت همه‌ی اقساط اول و آخر هر ماه نیستن و عمده اقساط در وسط ماه سررسید میشن. فرض کنید سررسید بازپرداخت وامی دهم هر ماه باشه. در این صورت از دهم اسفند تا 29ام میفته تو صورت مالی امسال و 10 روز بعدش میفته تو سال بعد. اون 19 روز رو میگن دریافتنی. قسط مذکور دهم فروردین سال بعد پرداخت میشه ولی اون 19 روز جزو درآمدهای امسال هست (10 روز باقیمانده‌ش هم جزو سود سال‌های اتی قرار میگیره). همچنین ممکنه اقساط چند ماه یه بار سرررسید بشن.مجموع ستون اول، دوم و سوم کل مبلغی هست که بانک باید از مشتری بگیره. حالا از این مقدار باید ستون چهارم یعنی وجوه دریافتی بابت عقود مضاربه و مشارکت مدنی رو کم کنیم. در این عقود، مشتری هم مقداری پول آورده و با بانک رو هم ریخته. این مقدار باید به مشتری برگردونده بشه. حالا ستون پنجم و ششم رو هم کسر میکنیم که به اصل مبلغی که وام داده شده برسیم. پس از این مرحله میرسیم به عدد 423 همت (ستون هفتم)، حالا از این ستون هم اگر ذخیره مشکوک‌الوصول (ذخیره حسابداری) رو کم کنیم به خالص تسهیلات اعطایی میرسیم. یعنی فرض کنیم که 100 تومان اصل تسهیلات پرداختی بوده، امسال هم انتظار داریم 2 تومان مشکوک‌الوصول داشته باشیم پس در عمل 98 تومان اصل تسهیلات میشه.در یادداشت شماره 13-3، تسهیلات براساس جاری یا غیرجاری دسته‌بندی شدن (دسته‌بندی تسهیلات براساس اینکه آیا اقساط آنها سر موقع بازپرداخت شدن یا نه؟).تصویر 10 - طبقه‌بندی براساس سررسیداگر مجموع طبقات «سررسید گذشته»، «معوق» و «مشکوک‌الوصول» قبل از کسر ذخیره رو تسهیلات غیرجاری در نظر بگیریم، نسبت مطالبات غیرجاری بانک میشه 13.5درصد!طبقه‌بندی تسهیلات هم در یادداشت شماره 8-9 به شرح زیر اومده:تصویر 11 - نحوه طبقه‌بندی سررسیدهاهمونطور که در جدول 4 میبینید عقدی که بیشترین مبلغ مشکوک‌الوصول رو داره سرفصل تسهیلات اعطایی به ارز هست، حدود 24 همت از کل طبقه مشکوک‌الوصول (47 همت). کل تسهیلات ارزی حدود 49 همت بوده این مبلغ با دلار 20 هزار تومانی میشه 2.4 میلیارد دلار! میبینیم که حدود 48% از کل تسهیلات اعطایی به ارز، مشکوک‌الوصول شده.در یادداشت شماره 13-5 گفته شده که منبع تهیه ارز از کجا بوده (تصویر 12 و 13).تصویر 12تصویر 13حدود 27 همت (1.3 میلیارد دلار) از صندوق توسعه ارزی گرفته شده، 190 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی و 18 همت (905 میلیون دلار) هم از منابع داخلی خود بانک بوده.حالا برمیگردیم به تصویر شماره 6. اینجا هم دوباره سود سالهای آتی، سود و کارمزد معوق، وجوه دریافتی بابت مضاربه و مشارکت مدنی و ذخیره مشکوک‌الوصول رو کسر کنیم به عدد 381 همت ثبت شده در ترازنامه میرسیم.یادداشت 13-4در یادداشت 13-4 گردش ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول آورده شده (یه بار دیگه اشاره میکنم که اینا ذخیره‌های حسابداری هستن و با اون کلمه ذخائر یا پایه پولی که مبحث بازار بین‌بانکی داریم اشتباه گرفته نشه). ذخیره‌ها در ابتدای سال چقدر بوده، در طول سال چقدر بهش اضافه یا کم شده.تصویر 14 - گردش ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصولیه اشتباه محاسباتی دیگه هم بگم: مانده پایان سال مبلغ 420,491,519 میلیون ریال میشه و نه 420,491,520! فک کردید این اشتباهات از دست من در میره ؟ :)همچنین این ذخیره‌ها رو در یادداشت 13-3 هم به شکل دیگه‌ایی داشتیم (مجموع 2 عدد داخل کادر قرمز).تصویر 15 - ذخیره مشکوک‌الوصولیادداشت 13-6در یادداشت 13-6 تسهیلات براساس سررسید و نرخ طبقه‌بندی شدن.تصویر 16 - تسهیلات براساس سررسید و نرخ سودهمانطور که میبینید حدود 39% تسهیلات بانک ملت سال در 1401 و حدود 25% هم بعد از سال 1404 سررسید خواهد شد. حدود 85% تسهیلاتش هم نرخی بین 18 تا 21 درصد داره.حالا یه سوال: عدد مجموع 423 همت (کادر آبی رنگ) از کجا اومده؟ قبلا دیدیم که مجموع تسهیلات 381 همت بود.تصویر 17 - اصل، سود، کارمزد و وجه‌التزامبرمیگردیم به یادداشت 13-2، میبینیم که 423 همت همون عدد ناخالص قبل از کسر ذخیره مشکوک‌الوصول هست.یادداشت 13-7یادداشت 31-7 نشون میده که تسهیلات در ازای چه وثیقه‌ایی اعطا شده؟ اینجا هم دوباره مجموع ناخالص تسهیلات آورده شده.تصویر 18 - وثایقنکته جالب این یادداشت اون قلم «سایر» هست. حدود 34% از وثایق تحت سایر قرار گرفته! هر چی وثیقه متعارف وجود داره که بالاترش آورده شده، اون چه وثیقه‌ایی هست که نه سهامه، نه اوراقه، نه زمینه، نه چک سفته است؟ چیه؟ (اینم بگم که ضامن با کسر حقوق تو سایر نیست در ادامه یادداشت گفته که تو چک و سفته است پس این گزینه هم رد میشه).سال 1399 بیشترین درصد وثیقه مربوط به چک و سفته بوده ولی سال 1400 شده «سایر»؟یادداشت 13-8در یادداشت 13-8 گردش اصل و فرع و همچنین گردش ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول آورده شده.تصویر 19 - گردش تسهیلاتبه صورت خلاصه نکات این جدول رو مرور میکنیم:اصل و فرع تسهیلات: بیشترین مانده ابتدا و انتهای سال: «مرابحه»، بیشترین اعطایی طی دوره: «مرابحه»، بیشترین وصولی طی دوره: «ارزی».ذخیره: بیشترین مانده ابتدا و انتهای سال: «ارزی»، بیشترین افزایش طی دوره: «مرابحه»، بیشترین کاهش طی دوره: «ارزی».یادداشت 13-8-1 هم نکته خاصی نداره تقریبا همین الگویی که در جدول فوق گفته شد اینجا هم تکرار شده.یادداشت 13-9 نشون میده که 53% از تسهیلات به مشتریان حقوقی اعطا شده.یادداشت شماره 34در یادداشت شماره درآمد حاصل از تسهیلات آورده شده. اگر از مانده خالص تسهیلات در ابتدا و انتهای سال میانگین بگیریم، به عدد 304 همت میرسیم یعنی بانک ملت از 304 همت دارایی (تسهیلات)، حدود 60 همت (کادر قرمز) درآمد بدست آورده (هزینه سود سپرده ازش کسر نشده). از این 60 همت حدود 46 همت (کادر سبز) آن درآمد مشاع محسوب شده (یعنی 77درصد) و بقیه آن یعنی 14 همت غیرمشاع بوده و متعلق به سهامداران هست.تصویر 20 - درآمد تسهیلاتحالا اگر بخواییم نسبتی از سودآوری تسهیلات برای بانک ملت داشته باشیم عدد 60 همت را تقسیم بر 304 همت (میانگین مانده تسهیلات) میکنیم (نسبتی شبیه فروش به دارایی) به عدد 19.8% میرسیم. و اگر مبلغ غیرمشاع (14 همت) که متعلق به سهامداران هست رو به عدد 304 تقسیم به عدد 4.6% میرسیم.یادداشت شماره 59-3-7این یادداشت مربوط به ریسک اعتباری بانک هست. در جدول یادداشت 59-3-7-1 تسهیلات اعطایی بر اساس مدل اعتبارسنجی داخلی خود بانک به 4 درجه تقسیم شده و نشون میده در هر طبقه چه مقدار تسهیلات قرار گرفته.تصویر 21 - تحلیل کیفیت اعتباری تسهیلاتخب اینجا یه عدد جدید مربوط به تسهیلات داریم میبینیم: 700 همت (کادر قرمز)، این از کجا اومد؟!خب این مجموع عدد 381 همت تسهیلات به بخش غیردولتی و 319 همت تسهیلات به بخش دولتی هست. ذخیره کاهش ارزش هم مجموع ذخیره مشکوک‌الوصول بخش غیردولتی (42 همت) و بخش دولتی (10 همت) هست.همونطور که میبینیم حدود 89% از تسهیلات اعطایی تو بخش کم‌ریسک قرار گرفتن (سال قبل هم همین مقدار بوده).در یادداشت 59-3-7-5 نسبت «مانده تسهیلات خالص» به «ارزش روز وثایق» آورده شده.تصویر 22 - نسبت تسهیلات به وثایقنحوه خوندن جدول فوق بدین شرح هست که به عنوان مثال مشتریان حقیقی که ارزش وثایق‌شون کمتر از 50 درصد مانده تسهیلات‌شون هست مقدار 148 همت هست (ردیف اول در کادر آبی). یعنی مثلا 100 تومان مانده تسهیلات مشتری هست ولی ارزش وثیقه‌ش کمتر از 50 تومانه. در سال 1399 این طبقه از تسهیلات حدود 78% از کل تسهیلا اعطایی به مشتریان حقیقی رو تشکیل میداده ولی در سال 1400 به رقم 82% رسیده. یعنی بانک ملت در سال 1400 برای پرداخت تسهیلات به مشتریان حقیقی، سخت‌گیری کمتری داشته. این موضوع برای مشتریان حقوقی بدتر هم هست یعنی در سال 1399 مشتریان با نسبت کمتر از 50% (ردیف اول کادر نارنجی)، 78% تسهیلات رو داشتن که در سال 1400 به رقم 89% رسیده. این موضوع کاهش کیفیت تسهیلات اعطایی رو نشون میده.مطالب مربوط به تسهیلات در صورت‌های مالی بسیار زیاد هست در این نوشته تقریبا عمده مطالب لازم در مورد تسهیلات آورده شده، امیدوارم که کمک کوچکی باشه برای دوستداران دنیای مالی و صورت‌های مالی.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jul 2022 17:33:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صورت‌های مالی بانک‌ها به زبان ساده 2 -- تسعیر ارز --</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-2-%D8%AA%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-prhkemqda1yh</link>
                <description>در شماره قبلی « صورت‌های مالی بانک‌ها به زبان ساده» در مورد «هزینه سود سپرده» صحبت کردیم (لینک ویرگول - لینک تلگرام). حال در نوشته پیش رو در مورد تسعیر ارز صحبت می‌کنیم.اگر صورت‌های مالی بانک‌ها رو نگاه کنیم در 3 صورت «ترازنامه»، «سود و زیان» و «سود و زیان جامع» عبارت مربوط به تسعیر ارز را می‌بینیم (صورت‌های مالی حسابرسی شده بانک ملت منتهی به 29 اسفند 1400 رو بررسی می‌کنیم).تصویر 1 - صورت سود و زیانتصویر 2 - ترازنامهتصویر 3 - صورت سود و زیان جامعابتدا از صورت سود و زیان و یادداشت شماره 42 شروع میکنیم. معنی «خالص سود مبادلات و معاملات ارزی» که مبلغ 11,988 میلیارد تومان هست، چیه؟ مبلغ فوق معادل 40درصد «خالص درآمد تسهیلات و سپرده‌گذاری» (29,746 میلیارد تومان) هست و عدد قابل توجهیه.قبل از اینکه به سراغ یادداشت مربوطه (شماره 42) بریم. تعریف اقلام پولی و غیرپولی رو میگیم. طبق استاندارد حسابداری شماره 16 (آثار تغییر در نرخ ارز) اقلام ارزی به 2 نوع پولی و غیرپولی تقسیم میشه.اقلام پولی همونطور که از اسمش مشخصه، حق دریافت یا تعهد پرداخت مبلغ ثابت و معینی از وجه نقد هست. وجه نقد، حساب‌های دریافتنی و پرداختنی تجاری، سود سهام پرداختنی نمونه‌هایی از اقلام پولی هستن.اقلام غیرپولی عکس اقلام پولی هست و از قبل نمیشه مبلغ معینی از وجه نقد رو براش تعیین کرد. پیش‌پرداخت، سرقفلی، موجودی کالا نمونه‌هایی از این نوع هستن.حالا بریم سراغ یادداشت شماره 42.تصویر 4 - یادداشت شماره 42عدد 11,988 میلیارد تومان از مجموع 2 قلم «سود (زیان) خرید و فروش ارز» و «سود (زیان) تسعیر ارز» بدست اومده. قلم اول نتیجه مبادلات ارزی بانک هست مثلا بانک 2 ماه پیش مقداری از دلارهای خودشو فروخته و یورو خریده، در طول این مدت هم ارزش یورو کاهش پیدا کرده. حالا یورو رو میفروشه و دوباره دلار میخره. طی این معامله بانک متحمل زیان شده. قلم دوم مربوط به تسعیر هست یعنی مثلا بانک 1 میلیارد دلار داشته، پارسال این مقدار رو با نرخ 15,900 تومانی گزارش کرده و امسال با نرخ 20 هزار تومانی گزارش کرده. اختلاف این 2 میشه رقم فوق و تو سود و زیان دوره گزارش میشه.حالا میریم سراغ سود و زیان جامع و یادداشت شماره 32.مبلغ 31,033 میلیون ریال (3 میلیارد تومان) تحت سرفصل «تفاوت تسعیر ارز» گزارش شده. خب این عدد چیه حالا؟در اینجا تسعیر مربوط به اقلام غیرپولی آورده میشه. فرض کنید بانک در خارج از کشور شعبه یا شرکت فرعی داره. کلیه دارایی‌ها و بدهی‌ها بعلاوه درآمدها و هزینه‌های آنها به طور خالص در این حساب آورده میشه. عدد 3 میلیارد تومان در ظاهر نشون میده که بانک ملت عملیات خارجی خاصی نداره. اقلام غیرپولی علاوه بر صورت سود و زیان جامع، در ترازنامه تحت سرفصل «تفاوت تسعیر ارز» هم آورده میشه (اختلاف 2 کادر قرمز و آبی).تصویر 5 - ترازنامهنکته آخر اینکه با توجه به شرایط خاص و تحریم کشور، بانک مرکزی با توجه به دسترسی‌پذیری ارز، تعیین میکنه که چه مقدار ارز تسعیر بشه.تصویر 6 - محدودیت بانک مرکزیپایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investing</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jul 2022 20:08:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه محاسبه نرخ بهره وام</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%85-rhpwkgssw0bm</link>
                <description>زیر &quot;این پست توئیتر&quot; به آقای صیادی قول داده بودم که نحوه محاسبه نرخ بهره وام‌ها رو توضیح بدم.ابتدا به &quot; سایت رده &quot; میریم (همونطور که در پست آورده شده) و در تب وام قسمت خرید اقساطی با طرح‌های زیر روبرو میشیم. از لیست فوق ردیف اول مربوط به یک طرح از سایت ازکی‌وام هست. وامی 50 میلیون تومانی با نرخ سود 21 درصد و سپس نرخ موثر 35 درصد! چجوریاست گیج شدیم؟! تصویر 1 - تصویر طرح‌ها در سایت ردهطرح فوق در صفحه اصلی سایت ازکی به شرح زیر رائه شده: اعتبار 50 میلیون تومانی با بهره 21 درصد و مدت بازپرداخت 18 ماهه و هر قسط 3,262,246 تومان.تصویر 2 - اطلاعات اولیه وام 50 میلیون تومانیطرح رو انتخاب میکنیم و به سایت لاگین میکنیم. و اونجا با اطلاعات بیشتری مواجه میشیم:تصویر 3 - حزئیات بیشتر وام 50 میلیون تومانیهمچنین مبلغ 5 میلیون تومان به عنوان هزینه عملیات وام اخذ میشه که در واقع همون مفهوم مسدود کردن هست. یعنی عملا 45 میلیون تومان به دست شما میرسه. تصویر 4 - هزینه عملیاتخب حالا اطلاعات وام به صورت درست‌تر بازنویسی میکنیم:مبلغ پرداختی = 45,000,000 توماندوره زمانی بازپرداخت = 3 ماه یکبارمبلغ هر قسط = 9,786,738 تومان (مبلغ 3,262,246 ضربدر 3)تعداد دفعات بازپرداخت = 6خب حالا چجوری بدونیم که نرخ این وام چقدر هست؟ابتدا باید مفهوم ارزش زمانی پول رو توضیح بدیم. همه‌ی ما میدونیم که ارزش زمانی 100 تومان امسال به 100 تومان سال بعد یکسان نیست (چه تورم داشته باشیم چه نداشته باشیم) و همیشه (حداقل در محیط تورمی) ارزش 100 تومان سال بعد را در حال حاضر کمتر از 100 در نظر میگیریم. این نرخ تبادل بین‌زمانی رو بهش نرخ بهره میگیم (در &quot; این توئیت &quot; از نرخ بهره بیشتر صحبت کردم). منطق بیان شده در بالا، به صورت فرمول در تصویر زیر آورده شده است. یعنی همیشه پول در زمان آینده (FV) رو با یک نرخی (r) طی زمان (n) به زمان حال (PV) تنزیل میکنیم.تصویر 5 - فرمول ارزش فعلیبرای مثال (وام) فوق، باید معادله زیر رو حل کنیم و مقدار i رو بدست بیاریم:تصویر 6 - محاسبه ارزش فعلی وامیعنی مبلغ 9,786,738 تومان که قراره 3 ماه بعد بدست بیاریم رو الان معادل چه مقداری (چه ارزشی) میدونیم؟ همون مبلغ بعد از 6 ماه؟ 9 ماه؟ و الی 18 ماه؟بعد ارزش فعلی همه رو جمع می‌کنیم و این ارزش باید مساوی 45,000,000 تومان باشه. چه مقداری برای i این انتظار رو برای ما برآورده میکنه؟ این عدد بدست آمده نرخ بهره برای دوره زمانی 3 ماهه رو بدست میده که بعدش باید به دوره زمانی سالانه تبدیلش کنیم.برای پاسخ به سوال فوق از اکسل استفاده میکنیم.تصویر 7 - محاسبه نرخ وامهمانطور که در تصویر فوق میبینیم نرخ بهره موثر سالانه برای این وام، 36.95 درصد بدست میاد. در محاسبات وام، صرفا یک نرخ داریم و اونم &quot;نرخ بهره موثر&quot; هست هر نرخی به غیر از اون اصلا معنی نداره. نرخ هر وامی رو میشه با داشتن متغیرهای مبلغ پرداختی اصل، مبلغ قسط، تعداد دوره‌های بازپرداخت بدست بیارید.این پست صرفا آموزشی بوده و عاری از هر گونه حب یا بغض نسبت به هر کسی میباشد.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Fri, 08 Apr 2022 16:02:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سمت سوی پژوهش در اقتصاد</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-klvo8rrk7myy</link>
                <description>اولین سوال اساسی پژوهش: در مورد چه چیزی باید تحقیق کنیم؟از 10،000 اقتصاددان در کل دنیا سوال شده است که محقق اقتصادی در مورد چه موضوعی باید تحقیق انجام دهد؟ جواب سوال فوق در تصویر زیر به طور خلاصه بدین شرح می‌باشد: پژوهش‌های سیاست‌گذاری‌محورتر، بین‌رشته‌ایی و با موضوعات متنوع‌تر.  طیف پاسخ‌های سمت سوی پژوهشاما برای جواب به سوال فوق به صورت مبسوط، ادامه‌ی این نوشته را بخوانید.در نمودار فوق در هر سطر، توزیع مربوط به جواب یک سوال آورده شده است و مجموع درصدهای هر سطر مساوی 100 می‌باشد. به عنوان مثال در سطر اول، در 2 طرف طیف، 16% از پاسخ‌دهندگان عنوان کردند که پژوهش باید سیاست‌گذاری‌محور باشد و 6% در سر دیگر طیف پاسخ دادند که موضوعات مورد علاقه فردی اهمیت بیشتری دارند.در ردیف 3، حدود 56% اقتصاددانان اظهار کردند که &quot;موضوعات مهم&quot; را بیشتر ترجیح میدهند، حتی به قیمت کاهش تاکید بر &quot;علیت موضوع&quot;!در سطر 4 توزیع تحقیق در مورد &quot;کاربردی بودن&quot; موضوع یا پرداختن به &quot;نظریات محض&quot; مشاهده می‌شود. عمده پاسخ‌دهندگان، حدود 61%، بیان کردند که موضوعات کاربردی را بیشتر ترجیح می‌دهند (به طور کلی در حال حاضر آنچه که در دنیای تحقیقات اقتصادی مد می‌باشد تقریبا در اینجا به گونه‌ایی نمایان است). برای اینکه نمونه 10،000 تایی اریب نباشد، عوامل متعددی از جمله مکان جغرافیایی، سن آکادمیک، دانشگاه، تعداد مقالات چاپ شده و موارد دیگری مد نظر قرار گرفته است.در ردیف 5 و 6 عنوان شده است که صرف تخصصی شدن در تک رشته اقتصاد باید کاهش پیدا کند و موضوعات پژوهش باید به سمت موضوعات بین‌رشته‌ایی حرکت شود.در ردیف آخر، در سوال به اینکه تبيين روابط مهمتر است یا پیش‌بینی آنها، تقریبا درصدها یکسان بوده است و ترجیح خاصی وجود ندارد.نظرسنجی فوق در قسمت دوم خود پرسیده است که چه سهمی از مقالات باید به کدام تاپیک اختصاص داده بشود؟ به عنوان مثال چند درصد از کل تحقیقات، به موضوعات مربوط به فایننس اختصاص داده شود؟ در این رابطه، مجله JEL، موضوعات اقتصادی را در 19 دسته تقسیم‌بندی کرده است، نظرسنجی فوق نیز از این دسته‌بندی برای هدف خود استفاده کرده است.پاسخ‌دهندگان باید به هر دسته، نمره‌ایی از 0 تا 100 نسبت بدهند. به عنوان مثال، نمره 1 بدین معنی می‌باشد که 1% از کل تحقیقات باید به موضوعات این دسته‌بندی اختصاص داده شود. سپس ميانگين نمرات فوق را با 400 مقاله برتر (top 400 EconLit-indexed journals) در 10 سال گذشته مقایسه کرده است.هدف این بخش در واقع نشان دادن تفاوت بین &quot;آنچه که هست&quot; و &quot;آنچه که میخواهیم&quot; می‌باشد. نتايج را در نمودار زیر میبینیم. مهمترین نکته نمودار زیر این که جواب‌دهندگان اظهار کرده‌اند که حدود 9% از سهم موضوعات دسته فایننس باید کاسته شود. محور افقی این نمودار، همان 19 تا دسته‌بندی موضوعات مختلف می‌باشد که با حرف الفبا مشخص شده است.سهم هر تاپیک از کل مقالاتدر تصویر زیر، در محور عمودی، نشان داده شده است که هر حرف الفبا به کدام دسته‌بندی موضوعات اشاره دارد. در محور افقی نیز درصد اختلاف هر دسته را نشان می‌دهد. آنهایی که منفی هستند یعنی باید از سهم‌شان کاسته شود و به سهم آنهایی که مثبت هستند، اضافه بشه. طبق این نمودار بیشترین سهم باید از دسته موضوعات فایننس کاسته و بیشترین سهم باید به دسته موضوعات سلامت، آموزش و رفاه افزوده شود.درصد تفاوت بین &quot;آنچه که هست&quot; و &quot;آنچه که میخواهیم&quot;در نمودارهای فوق باید این موضوع رو به یاد داشته باشید که هر فردی در حوزه خود معتقد می‌باشد که حوزه کاری‌اش مهمتر از بقیه می‌باشد و باید به سهم این حوزه افزوده شود! همچنین اغلب اقتصاددانان بیان کرده‌اند که از وضعیت فعلی پژوهش ناراضی می‌باشند و این وضعیت و باید تغییر کند (همچنان که در نمودار فوق مشهود می‌باشد). داده‌ها نشان می‌دهد که اقتصاددانان‌هایی که از وضعیت فعلی رضایت ندارند، استرس بیشتری نیز تحمل می‌کنند. در این بین، پژوهشگران خانم درصد نارضایتی بیشتری از وضع موجود دارند.&quot;نظر شخصی در رابطه با نارضایتی فوق: طبق مفاهیم اقتصاد، آنچه تعیین می‌کند چه محصولی تولید شود مصرف‌کننده (سمت تقاضا) می‌باشد. بازار پژوهش نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد و پژوهشگران اقتصادی به عنوان عرضه‌کننده، منطقا نمی‌توانند تعیین‌کننده سمت سوی پژوهش باشند.&quot; نظرسنجی فوق همچنین نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر عمده پژوهش‌ها دیتامحور و بین‌رشته‌ایی بوده است.آنچه در ادامه آورده شده است نظرات شخصی می‌باشد:نوشته فوق تصویری از وضعیت فعلی پژوهش در رشته اقتصاد در دنیا بود. اما یادآوری میکنیم که این نتايج &quot;ميانگينی&quot; از کل دنیا می‌باشد و در حال حاضر &quot;هیچ&quot; دلیلی وجود ندارد که مشکلات فعلی کشور ما، با میانگین مشکلات فعلی دنیا یکسان باشد! مشکلاتی که کشورهای غربی به عنوان مثال در 100 سال پیش با آن روبرو بودند، ما در حال حاضر با آن مشکلات روبرو شویم و هیچ دلیلی وجود ندارد که دغدغه فعلی دنیای غرب، دغدغه فعلی کشور ما باشد! با این یادآوری، در تجویز راه‌حل‌ها و تعمیم دادن بسیار احتیاط کنید که به اشتباه، راه‌حل سردرد را برای درمان سرطان تجویز نکنید.پایان/لینک تحقیق مذکور:https://voxeu.org/article/what-s-worth-knowing-economics-global-survey-among-economists&lt;br/&gt;کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Sat, 16 Oct 2021 08:59:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنترل نسخه ورد/اکسل برای گزارش‌های تکراری</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-ui2se5on6wbj</link>
                <description>فرض کنید هر روز باید یک گزارش تکراری با داده‌های روزانه را ایجاد کنید و همچنین فایل‌های روزهای قبل را هم ذخیره داشته باشید. یک روش این است که تمپلیت ایجاد کنید. اما با استفاده از ذخیره فایل در OneDrive نیازی به ایجاد تمپلیت نیست و همچنین همه‌ی فایل‌ها به صورت آنلاین همیشه و همه جا در دسترس خواهند بود. همچنین ویژگی دیگر این کار، جاسازی کردن (Embed) فایل‌های مایکروسافت در وب‌سایت شخصی یا دیگر پلتفرم‌ها خواهد شد و این کار به سادگی هر چه تمام‌تر انجام می‌شود. به عنوان مثال فایل اکسلی نوشته‌اید که قصد دارید بقیه نیز از محتویات فایل شما استفاده کنند، مثلا یک سری ورودی بدهند و خروجی بگیرند با این پیشفرض که صرفا قسمتی از فایل اکسل قابل مشاهده و تغییر باشد. OneDrive همچنین این قابلیت را ایجاد میکند که همزمان چندین نفر بر روی یک فایل کار کنند. با مقدمه عنوان شده، اگر چنین نیازهایی ندارید، ادامه این مطلب به درد شما نخواهد خورد.در این آموزش، آفیس نسخه 2016 و ویندوز 7 استفاده شده است.ابتدا در سایت مایکروسافت (لینک زیر) یک اکانت ایجاد کنید.https://www.microsoft.com/en-us/microsoft-365/onedrive/online-cloud-storageپس از ورود به اکانت، با نمایی شبیه زیر روبرو خواهید شد. چیزی شبیه محیط دسکتاپ ویندوز.با کلیک بر روی گزینه New میتوانید پوشه جدید ایجاد کنید (مثل پوشه Excel Files در عکس زیر) یا همین جا به صورت آنلاین فایل جدید ایجاد کنید که در این صورت صفحه جدیدی برای فایل مذکور در مرورگر ایجاد خواهد شد.اما ما این روش را انجام نمی دهیم. فایل اکسل مورد نیاز را بوسیله اپلیکیشن دسکتاپ اکسل ایجاد میکنیم و سپس آن را بر روی OneDrive ذخیره میکنیم. وقتی گزینه Saveرا در اکسل میزنیم با صفحه زیر روبرو میشویم. میتوان فایل را در سایت OneDrive ذخیره کرد یا بر روی کامپیوتر.ذخیره بر روی OneDrive را انتخاب میکنیم. در این مرحله اطلاعات اکانت OneDrive و یوزر پسورد ویندوز پرسیده میشود.حال دوباره وارد سایت OneDrive میشویم و فایل مذکور را انتخاب و سپس از منوی Open گزینه دوم را انتخاب میکنیم تا فایل بر روی اکسل باز شود.پس از کلیک 2 سوال زیر برای دسترسی پرسیده خواهد شد.فایل اکسل باز خواهد در این مرحله میتوانید گزارش خودتان رو بسازید و پس از سیو کردن آن به صورت معمولی، فایل را ببندید. از این به بعد هر بار که این کار را تکرار کنید، یک نسخه از فایل، در OneDrive ذخیره خواهد شد. برای دستیابی به نسخه‌های قبلی، در سایت OneDrive فایل را انتخاب و گزینه Version history را انتخاب کنید.پس از کلیک، صفحه‌ی جدید ایجاد خواهد شد که نسخه‌های قبلی را نشان میدهد. روی هر نسخه کلیک کنید با 2 گزینه Download و Restore روبرو خواهید شد.بدین ترتیب همه‌ی فایل‌ها همیشه در هر مکانی به صورت آنلاین در دسترس خواهند بود.حال فرض کنید فایل اکسلی نوشته‌اید مبلغ قسط وام را محاسبه میکند و میخواهید آن را روی وبسایت خود (یا جای دیگر) با همان نما و ویژگی‌های اکسل به اشتراک بگذارید (Embeded) به طوری که در سلول‌های مربوطه، مقادیر تایپ شود و در سلول نتیجه، مبلغ قسط نمایش داده شود. این آموزش به همراه معرفی یکی از محصولات جدید مایکروسافت برای پرزنتیشن (Sway) در نوشته بعدی پوشش داده خواهد شد.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Thu, 07 Oct 2021 12:33:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت ریسک</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-fgsyjajhzhho</link>
                <description>برای سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه، قبل از اینکه صورت مالی بخوانید، قبل از اینکه اکسل تهیه کنید، قبل از اینکه سیگنال بگیرید، قبل از اینکه از آینده اقتصاد صحبت کنید، قبل از اینکه فندک را روشن کنید،... باید به مدیریت ریسک فکر کنید! تعیین میزان ریسک قابل تحمل اصل اول در سرمایه‌گذاری حفظ سرمایه اولیه است، يعنی زیان نکنید. خب چه راهکارهایی هست که کمترین زیان رو داشته باشیم یا اینکه زیان مذکور طبق برنامه باشه؟ به سوال‌های زیر فکر کنید و طبق آنها برنامه سرمایه‌گذاری بچینید. ⛔ چقدر میتوانید ریسک تحمل کنید؟ حاضرید چند درصد از پولتان را از دست دهید؟⛔ چقدر پول خارج از نیازهای زندگی‌تان دارید و چقدرشو حاضرید از دست بدید؟⛔ آیا هزینه فیکس شده مثل اجاره، قسط، شهریه و غیره دارید؟ در صورت تحمل زیان مذکور، آیا این هزینه‌هایتان تحت تاثیر قرار میگیرد؟⛔ اگر بدهی دارید، آیا سررسید آن نزدیک است؟ اگر نماد سهامتان طولانی‌مدت بسته شد یا در صف فروش طولانی‌مدت گیر کرد، اثری روی بازپرداخت بدهی‌تان دارد؟⛔ اگر پدر مادر خانواده‌ایی هستید، آیا فرزندانتان در آینده نزدیک نیاز به خرید خاصی دارند؟ آیا خرید یا فروش شما در بازار سرمایه، این هزینه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟⛔ اگر از اهرم استفاده میکنید (اعتبار یا وام گرفته‌اید) و سبد شما در مسیر نزول قرار گرفت، چقدر می‌توانید پول جدید به سبدتان تزریق کنید (در قیمت‌های پایین‌تر دوباره بخرید با این امید که این نزول موقتی هست) و از بحران عبور کنید؟ اگر نمی‌توانید نزول کوتاه‌مدت را تحمل کنید و مجبور به شناسایی زیان هستید، از درجه اهرم خود کم کنید.- اگر سهامدار طولانی‌مدت نیستید، چند درصد از سهمی که خریدید انتظار بازدهی دارید؟ اگر به بازدهی مد نظر رسیدید و بازار همچنان صعودی بود، آیا همچنان سهم را نگه می‌دارید یا می‌فروشید؟ یادتون باشه که تا مرداد 99 همه چیز صعودی بود! اگر پیش‌بینی‌تان (تحلیل‌) از وضعیت تغییر نکرده، در واقع میزان تحمل ریسک شما تغییر نکرده است، به بازدهی مورد انتظار خود قانع باشید و بگذارید هر کسی که بیشتر از شما حاضر به قبول ریسک است، بازدهی اضافه را بدست آورد.⛔ متنوع‌سازی ریسک را به هیچ عنوان فراموش نکنید، به هیچ عنوان! همیشه به این فکر باشید که اگر اوضاع مطابق انتظارتان پیش نرفت، خللی در زندگی شخصی شما بوجود نیاید.⛔ به طور کلی آنچه باید به عنوان اصل اساسی سرمایه‌گذاری‌تان قرار دهید، وضعیت شخصی زندگی خودتان است! واقع‌بین باشید و برنامه سرمایه‌گذاری خود را با توجه به زندگی شخصی‌تان بچینید! متغیرهای اطراف از جمله تورم، مقدار شاخص کل،... هرچه که باشند هرچقدر هم که مهم باشند، &quot;بیرون از کنترل شما&quot; قرار دارند. رسیدن به این متغیرها &quot;تمایلات&quot; شما می‌باشد، اما در واقعیت شما محدود به &quot;توان&quot; خود هستید! نقطه تقاطع تمایل و توان را باید انتخاب کنید.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 11:02:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تشریح نسبت P/E</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-pe-iwpt8xahjuje</link>
                <description>چرا P/E صنعت x نسبت به صنعت y بیشتر است؟ اصولا چرا صنایع مختلف، P/E متفاوتی دارند؟ برای جواب به این سوال به سراغ ادبیات ارزشگذاری و نسبت P/E فوروارد میریم. همچنان که در فرمول زیر مشاهده میشه 2 تا عامل در تعیین نسبت P/E نقش اساسی دارن: - هزینه‌ی حقوق صاحبان سهام (بازده مورد نیاز حقوق صاحبان سهام): r - نرخ رشد شرکت: g این 2 عامل با همدیگه &quot;نرخ تنزیل موثر&quot; رو تشکیل میدن. تصویر 1 - فرمول P/E فوروارد ابتدا r رو بررسی میکنیم:هزینه حقوق صاحبان سهام رو میتونیم تابعی مستقیم از &quot;نوسان سود شرکت&quot; در نظر بگیریم. به نوعی که هرچقدر نوسان کمتر باشه، r هم کمتره. به عنوان مثال سود حاصل از اوراق قرضه دولتی هیچ نوسانی نداره بنابراین کمترین هزینه رو بین دارایی‌ها داره. صنایع یوتیلیتی و اپراتورهای تلفن همراه هم در زمره صنایعی هستن که به علت ویژگی‌های خاص‌شون (از جمله مصرف همگانی و همیشگی) جزو صنایع کم‌ریسک محسوب میشن بنابراین هزینه سرمایه کمتری دارن. به زبان ریاضی، در فرمول فوق، کوچک شدن r باعث کوچک شدن مخرج کسر و در نتیجه باعث بزرگ شدن کل کسر (نسبت P/E ) میشه. بنابراین میشه نتیجه گرفت که در شرایط یکسان، اگر شرکتی r کمتری داشته باشه، نسبت P/E بزرگتری هم داره. برای فهم بهتر، یه مثال میزنیم. شرکت الف در صنعت یوتیلیتی و شرکت ب در صنعت تولید تراشه‌های کامپیوتری فعالیت داره. انتظار میره هر دو شرکت 50% از سود سال آینده رو تقسیم کنن. نرخ r برای شرکت الف 15% و برای شرکت ب 20% هست. همچنین نرخ ROE هم برای هر دو شرکت 20% میباشد. همونطور که می‌بینیم P/E شرکت الف 10 واحد و P/E شرکت ب 5 واحد بدست میاد. میبینیم که شرکت الف به دلیل r کمتر، نسبت P/E بیشتری داره. تصویر 2 - مثال هزینه حقوق صاحبان سهاماما اینجا پایان ماجرا نیست و &quot;نرخ تنزیل موثر&quot; شامل نرخ رشد شرکت هم بود و میریم سراغ g. در ابتدا در فرمول P/E فوروارد، عامل ROE رو باز میکنیم. اصطلاح نرخ رشد خیلی کلی هست و ببینیم در جزئیات و به صورت دقیق معنیش چیه.  نسبت ROE رو به روش دوپونت میشه به روش‌های مختلفی بازش کرد ولی آنچه که در اينجا مفهوم رو خوب میرسونه باز کردن 2 قسمتی این نسبت هست.تصویر 3 - فرمول ROE وقتی گفته میشه که شرکت دارویی فرصت رشد داره (مثلا کشف واکسن کرونا توسط شرکت فایزر)، يعنی با همون دارایی‌های فعلی، بازدهی بیشتری کسب کنه. شرکت فایزر پس از کشف واکسن کرونا، با همون حجم دارایی‌هاش (یا با کمی تغییر)، مقدار فروش بیشتری داره انجام میده! تصویر 4 - مقایسه ROA یا یک شرکت کامپیوتری با ارائه یک نرم‌افزار جدید یا عقد یک قرارداد جدید، از فردا فروش بیشتری انجام میده و سود بیشتری بدست میاره و در نتیجه بازدهی دارایی‌هاش افزایش پیدا میکنه. ولی یک شرکت یوتیلیتی یا یک شرکت فلزاتی، در کوتاه‌مدت با همون دارایی‌ها، نمیتونن بازدهی دارایی‌هاشونو افزایش بدن! این افزایش بالقوه بازدهی دارایی‌ها، آپشنی هست که افراد حاضر میشن براش پول پرداخت کنن و به این طریق این شرکت‌ها P/E بالاتری میگیرن. همین آپشن رو به صورت معکوس هم میشه در نظر گرفت که باعث کاهش P/E شرکت‌ها میشه. مثلا شرکت فلزی رو در نظر بگیرید که از فردا به علت مسائل زیست محیطی، قانونی براش تصویب بشه که سود شرکت رو کم کنه. در واقع بازدهی دارایی‌ها رو کم میکنه. باید دقت کنید که برآیند ترکیب 2 عامل فوق (مخرج کسر یا همون عامل تنزیل موثر) مهم هست. ممکنه با افزایش بازدهی دارایی‌ها، همزمان نرخ تنزیل هم افزایش پیدا و در نتیجه مخرج کسر ثابت بمونه! در این حالت P/E تغییر نمیکنه.نکته آخر هم اینکه اثر تغییر EPS و DPS روی نسبت P/E مشخص نیست. چون هم در صورت کسر و هم در مخرج کسر وجود دارن.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Wed, 18 Aug 2021 11:01:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محاسبه بازدهی، روش TWRR</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4-twrr-jdxqpf9jeizc</link>
                <description>بازدهی یک پورتفو دارایی رو چجوری محاسبه کنیم؟ یا به بیانی دیگه عملکرد یک مدیر سبد رو چجوری ارزیابی کنیم؟اگر در طول دوره سرمایه‌گذاری هیچ ورود و خروج پول به پورتفو اتفاق نیفته، از فرمول زیر استفاده میکنیم. ارزش پورتفو در انتهای دوره منهای ارزش آن در ابتدای دوره و سپس تقسیم بر ارزش ابتدای دوره.تصویر 1 - فرمول محاسبه بازدهیاما اگر در طول دوره، سرمایه‌گذاری جدید (ورود پول) در پورتفو انجام دهیم یا مقداری از پورتفو رو نقد کنیم (خروج پول) و پولشو برداشت کنیم، دیگه روش فوق (تصویر 1) جوابگو نیست.برای حل این مشکل 2 روش پیشنهاد شده:- Money-Weighted Rate of Return- Time-Weighted Rate of Returnدر روش MWRR زمان و مقدار ورود و خروج پول اهمیت داره و بازدهی &quot;سبد&quot; یونیک هست و متفاوت از بقیه، و نمیشه این نرخ رو با افراد دیگه یا شاخص‌ها مقایسه کرد. این روش در واقع ارزش فعلی کلیه پول‌های ورودی به پورتفو رو با ارزش فعلی کلیه پول‌های خروجی برابر میکنه. این نرخی که این برابر رو برقرار میکنه همون IRRهست و در اینجا MWRRگفته میشه.تصویر 2 - فرمول MWRRدر روش TWRR مقدار ورود و خروج و زمان آن اهمیتی ندارد و قابلیت مقایسه با دیگران و شاخص‌ها را دارد. فرض کنید 3 فرد الف، ب و ج هر سه در ابتدای سال 1399 مبلغ 1 میلیون تومان سهام زاگرس را خریده‌اند. در اول مرداد فرد الف مقدار 500,000 تومان دیگر از سهام را میخرد، فرد ب مقدار 500,000 تومان از سهام خود را میفروشد و آن را برداشت میکند، فرد ج نیز دست به پورتفو خود نمیزند. در پایان سال، TWRR هر 3 نفر یکسان خواهد بود!مدیر سبد معمولا روی ورود و خروج پول کنترلی نداره و این موضوع در اختیار سرمایه‌گذار هست. بنابراین اگر بخواییم صرفا عملکرد مدیر سبد رو بررسی کنیم باید از TWRRاستفاده کنیم.در روش TWRR بازه سرمایه‌گذاری به چندین زیر-دوره تقسیم میشه. دوره‌هایی که در اون ورود و خروج پول رخ میده.تصویر 3 - تقسیم کردن کل دوره به زیر-دورهسپس نرخ بازدهی به روش تصویر 1 محاسبه میشه، در نهایت نیز این نرخ‌ها به صورت هندسی به همدیگه وصل میشن. تصویر 4 - فرمول TWRRروش TWRR به بیان دیگه این معنی رو میده که اگه 1 ریال (واحد پولی) رو در یک دارایی (سبد یا غیره) سرمایه‌گذاری کنیم و در طول زمان بهش نه پولی اضافه کنیم و نه ازش برداشت کنیم، تبدیل به چند واحد میشه؟ (سودهای نقدی دریافتی رو هم دوباره همونجا سرمایه‌گذاری کنیم). به بیان دیگه پس از دوره سرمایه‌گذاری، یک ریال چند درصد رشد کرده است؟همانطور که گفته شد صرفا عملکرد مدیر سبد در مقدار این نرخ اثرگذار خواهد بود، اینکه کدام دارایی را خرید فروش کند؟ در کدام بازار خرید فروش کند؟یه نکته بگم اینکه اینکه کل مبلغ سرمایه‌گذاری چقدر میشه رو با TWRR نمیشه توضیح داد و برای این منظور باید از MWRR استفاده کرد. ممکنه TWRR مثبت باشه ولی فرد ضرر کرده باشه! مثال زیر رو ببینید.تصویر 5 - مثال تناقض TWRR و MWRRهمونطور که تو مثال فوق میبینید فرد به طور کلی مقدار 10,000 تومان ضرر کرده است ولی TWRR آن مثبت است.برگردیم به مثال زاگرس، وضعیت زیر از سهام زاگرس رو در نظر بگیرید. تصویر 6 - مثال سهام زاگرسبرای محاسبه TWRR این سهم در این بازه، از 2 روش میتونیم استفاده کنیم (البته هر دو روش طبق تعریف ابتدای متن هست):الف) باید دوره سرمایه‌گذاری به زیر-دوره‌هایی تقسیم کنیم. اگر کل دوره رو به زیر-دوره‌های روزانه تقسیم کنیم به دقیق‌ترین جواب میرسیم. دوره‌های روزانه یعنی تغییرات قیمت روزانه سهم. درصدهای روزانه تغییر قیمت سهم رو دونه دونه بعلاوه یک میکنیم (نکته: در روزهایی که سود نقدی تقسیم شده است، آن را جزو بازدهی روز مذکور محاسبه میکنیم) و سپس به صورت هندسی همه رو به هم وصل میکنیم (در هم ضرب میکنیم). در انتها نیز عدد حاصل رو منهای یک میکنیم. نتیجه نرخ 389.6% خواهد بود. دقت کنید که این نرخ، بازدهی کل دوره (از ابتدای شهریور 97 تا ابتدای مرداد 99) رو نشون میده. نرخ رو اگر سالیانه کنیم به عدد 251.7% میرسیم. این روش جدا از مقدار خرید یا فروش در طول دوره است.ب) فرض کنید همه‌ی سودهای نقدی که دریافت کردید رو دوباره باهاش سهام زاگرس خریدید. مبلغ سود نقدی سال 97 معادل 1,460,000,000 ریال بوده (100,000 سهم با DPS14,600 ریال) که با این مبلغ میشه تعداد 31,506 سهم خرید (مبلغ فوق تقسیم قیمت سهم پس از مجمع). به همین منوال با سود نقدی سال 98 نیز میشه 9,882 عدد سهم خرید. یعنی در پایان دوره مجموع تعداد سهام (خرید اولیه، خرید حاصل از سود نقدی) مقدار 141,388 عدد سهم خواهد بود (100 هزار بعلاوه خریدهای حاصل از سود نقدی). (تصویر 7)تصویر 7 - بازده سهام زاگرسهمچنان که گفته شد هدف روش TWRR این است که به طور خالص بتوان صرفا نتایج عملکرد مدیر سبد را ارزیابی کرد و سپس بتوان آن عملکرد را با بقیه مقایسه کرد.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 21:58:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرارداد Repo و Reverse Repo</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-repo-%D9%88-reverse-repo-ly2mxchl6igs</link>
                <description>با توجه به اینکه مدتی است که به گفته بانک مرکزی ایران، عملیات بازار باز در کشور انجام می‌شود، امروز با چند اصطلاح تخصصی مورد استفاده در این حوزه آشنا می‌شویم.عملیات بازار باز اصلی‌ترین ابزار برای سیاست‌گذاری پولی می‌باشد در &quot;این پست تلگرامی&quot; به صورت مختصر، کلیات عملیات بازار باز توضیح داده شده است.https://t.me/Graham_Investing/188&quot;گزارش زیر&quot; در تاریخ 7 تیر توسط بانک مرکزی با عنوان &quot;گزارش عملیات اجرایی سیاست پولی&quot; منتشر شده است.https://cbi.ir/showitem/21882.aspxاز گزارش فوق:بانک مرکزی ایران مبلغ 6,440 میلیارد تومان توافق بازخرید معکوس را با نرخ 18% و سررسید 7 روزه فروخته است.برای توضیح جمله بالا، ابتدا اصطلاحات &quot;توافق بازخرید&quot; و &quot;توافق بازخرید معکوس&quot; را باید تعریف کنیم.توافق بازخرید (Repurchase Agreement) که در به صورت ساده به Repo معروف می‌باشد قراردادی می‌باشد که در آن بانک مرکزی در ازای دریافت اوراق قرضه دولتی، به بانک‌های تجاری در یک بازه کوتاه‌مدت (مثلا یک هفته) پول (ذخایر یا همان پایه پولی) را قرض می‌دهد تا بانک تجاری آن را در تسویه بین‌بانکی استفاده کند. همچنین بانک تجاری متعهد می‌شود پس از اتمام بازه زمانی مورد نظر، دوباره اوراق قرضه دولتی را بانک مرکزی بخرد. به نوعی می‌توان گفت بانک مرکزی در ازای دریافت یک وثیقه به بانک تجاری پول قرض می‌دهد. مبلغ فروش در قرارداد بیشتر از مبلغ خرید می‌باشد و بدینوسیله بهره لازم روی قرارداد اعمال می‌شود. آنچنان که مشاهده شد در این فرایند پایه پولی افزایش یافت.توافق بازخرید معکوس (Reverse Repurchase Agreement) که به صورت ساده به Reverse Repo معروف می‌باشد قراردادی است که در آن بانک مرکزی به بانک تجاری اوراق قرضه دولتی می‌فروشد و همچنین متعهد می‌شود پس از یک بازه کوتاه‌مدت (مثلا یک هفته) دوباره آن اوراق را از بانک تجاری بازخرید کند. طی این عملیات میزان ذخایر (پایه پولی) بانک‌های تجاری کاهش می‌یابد و بدین ترتیب می‌توان گفت سرعت وام‌دهی بانک‌های تجاری مقداری آهسته‌تر می‌شود. در این قرارداد بانک مرکزی اوراق قرضه را در قیمت بالاتری از خرید، بازخرید می‌کند.این قرارداد عکس قرارداد Repo می‌باشد در واقع در یک قرارداد، یک طرف وارد Repo شده و طرف دیگر وارد Reverse Repo شده است. به عنوان مثال در گزارش فوق، بانک مرکزی وارد قرارداد Repo شده و بانک تجاری وارد قرارداد Reverse Repo شده است. یعنی بانک مرکزی 6,440 میلیارد تومان از حساب بانک‌های تجاری نزد خودش را کسر کرده و در ازای آن، به بانک‌های تجاری اوراق قرضه دولتی داده است. همچنین پس از گذشت یک هفته بانک مرکزی متعهد شده است که این اوراق را با نرخ 18% بازخرید کند. نرخ 18% در اینجا نرخ به اصطلاح بازده تا سررسید (Yield to Maturity) برای بازه‌ی یک هفته‌ایی می‌باشد که نرخ دوره نگهداری (Holding Period Return) آن حدود 0.32% (کمتر از نیم درصد) بدست می‌آید. یعنی بانک مرکزی پس از یک هفته دیگر، مبلغ 6,460 میلیارد تومان را به بانک‌های تجاری برخواهد گرداند و اوراق دولتی را پس خواهد گرفت.به طور خلاصه، در دوره قرارداد طی عملیات Repo پایه پولی (ذخایر) افزایش و در عملیات Reverse Repo پایه پولی کاهش می‌یابد. بانک مرکزی بوسیله این عملیات، نقدینگی مورد نیاز برای بازار بین‌بانکی را مدیریت و نرخ بهره بین‌بانکی را در محدوده هدف خود نگه می‌دارد.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 22:07:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محاسبه میانگین هندسی (میانگین بازدهی دارایی)</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-axoih2gnfwz0</link>
                <description>سوال:&quot;میانگین&quot; بازدهی ماهانه پورتفو دارایی‌تون در یک سال گذشته رو چجوری محاسبه میکنید؟در این پست در مورد محاسبه میانگین هندسی اعداد رشدی (میانگین گرفتن از بازده دارایی‌ها) صحبت میکنیم، احتمالا خیلی از دوستان با این موضوع آشنا باشن ولی اگر آشنا نیستید میتونید ادامه این نوشته رو بخونید.جدول زیر (1) مقدار شاخص کل در پایان هر ماه در سال 1399 رو نشون میده.تصویر 1 - مقدار و بازدهی ماهانه شاخص کلسوال: شاخص کل به طور میانگین هر ماه چند درصد رشد داشته؟اگر اعداد رو به 2 قسمت در سطح (Level) و رشد (Growth) تقسیم کنیم، نحوه میانگین گرفتن از این اعداد متفاوت خواهد بود.فرض کنید میخواهید میانگین موجودی حساب افراد حاضر (در یک مقطع از زمان) در داخل اتاق (فرضی) را حساب کنید. موجودی‌ها به شرح جدول زیر می‌باشد.تصویر 2 - موجودی حساب فرضیاعداد در این مثال از جنس سطح هستند و بوسیله میانگین حسابی (فرمول زیر) قابل محاسبه هستند و عدد 250 حاصل میشود. معنی ضمنی این عدد به این معنی میباشد که انگار 4 نفر در اتاق داریم که هر کدام 250 تومان موجودی دارند.تصویر 3 - فرمول میانگین حسابیحال به سراغ میانگین هندسی میرویم، میخواهیم بدانیم شاخص کل در سال 1399 هر ماه به طور میانگین چند درصد رشد کرده است؟ در این مثال 12 عدد (ماه) در سطح و 11 عدد رشدی داریم. تصویر 4 - شمارش دوره‌های رشدمعنی ضمنی میانگین هندسی بدین معنا میباشد که عدد 690,037 (مقدار شاخص در فروردین) باید 11 بار با &quot;یک نرخی&quot; رشد کند تا به عدد 1,307,701 (مقدار شاخص در اسفند) برسیم. این نرخ رو چجوری محاسبه کنیم؟بیایید از اعداد رشد، میانگین هندسی بگیریم و ببینیم که آیا به هدف مورد نظر میرسیم یا نه؟میانگین حسابی این اعداد 8.1% میشه. خب حال عدد اول دوره رو 11 بار با نرخ 8.1% رشد میدیم، میرسیم به عدد 1,623,855 ! میبینیم که این عدد مساوی مقدار شاخص در پایان اسفند نیست پس این روش غلط میباشد. تصویر 5 - عدد پایانی اشتباه با میانگین حسابیخب حالا چجوری میانگین هندسی بگیریم؟ در این مثال به 2 روش میشه میانگین هندسی رو حساب کرد:روش اول: با استفاده از عدد اول و آخر دوره. تصویر 6 - فرمول میانگین هندسیدر فرمول بالا عدد (n-1) همان تعداد دوره‌های رشد (11 دوره) میباشد.روش دوم: با استفاده از اعداد رشد.اعداد رشد را بعلاوه یک میکنیم و این اعداد را وارد فرمول GEOMEAN در اکسل میکنیم و سپس عدد حاصل را منهای یک میکنیم. تصویر 7 - فرمول میانگین هندسیهمانطور که در تصویر بالا  مشاهده میکنید میانگین هندسی 6.0% میباشد. حال اگر عدد اول دوره رو با 6.0% به تعداد 11 بار رشد بدهیم به عدد پایان دوره میرسیم.تصویر 8 - عدد پایانی درست با میانگین هندسییعنی شاخص کل بورس تهران در سال 1399، میانگین ماهیانه با نرخ 6% رشد کرده است. میانگین بازدهی پورتفو دارایی رو هم به همین روش میشه حساب کرد.نکته کنکوری بگم اگر صرفا به اعداد نرخ رشد دسترسی داشته باشید و به اعداد مطلق دسترسی ندارید، نمیتونید از روش اول استفاده کنید و صرفا باید از روش دوم استفاده کنید. مثلا فرض کنید صرفا اعداد نرخ تورم رو در دسترس دارید و مقدار خود شاخص قیمت مصرف‌کننده موجود نیست.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 12:53:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست دادن بازار، بازی جمع صفر</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B5%D9%81%D8%B1-yuilac4qdnns</link>
                <description>جان باگل:&quot;قبل از کسر هزینه‌ها، شکست دادن بازار (Outperformance) یک بازی جمع صفر است. اما پس از کسر هزینه‌ها، بازیِ بازنده‌ها (جمع منفی) خواهد بود.&quot;در مورد بازی جمع صفر دکتر قدوسی (@Chaay) مطالب مختلفی نوشتن در اینجا (@n_aghpour) هم بارها اشاره شد که وارد بازی &quot;شکست دادن بازار&quot; نشوید. امروز این موضوع رو از زاویه دیگری نگاه میکنیم.جان کلام جمله بالا (بازی جمع صفر و منفی) چیه؟در ادامه با استفاده از یک مثال این موضوع را توضیح میدهیم.فرض کنید در تاریخ اول فروردین 1399 فقط 2 شرکت در بازار سهام حضور داشتن:شرکت الف با تعداد 100 سهم و قیمت 150 تومانشرکت ب با تعداد 200 سهم و قیمت 250 توماندر آخر اسفند 1399 قیمت سهم شرکت الف به 300 تومان و قیمت سهم شرکت ب به 350 تومان میرسه. بنابراین بازدهی بازار به شکل زیر میشه:جدول 1 - بازدهی بازار  همانطور که در تصویر بالا (جدول 1) مشاهده میکنید بازدهی بازار 53.85 درصد میباشد.حال فرض کنید فقط 3 نفر سرمایه‌گذار با 2 حالت (استراتژی) منفعل و فعال در این بازار وجود داره.نفر اول: سرمایه‌گذار منفعل (P1)، معتقد به سرمایه‌گذاری شاخصینفر دوم و سوم: سرمایه‌گذاران فعال (A1 &amp; A2)، معتقد به انتخاب فعال سهامسرمایه‌گذار منفعل 10% از سهام هر شرکت رو میخره تا دنباله‌رو بازده بازار باشه. بنابراین بازدهی P1 به شکل زیر (جدول 2) میشه:جدول 2 - بازدهی سرمایه‌گذار منفعل (P1)سرمایه‌گذارهای A1 و A2 مجموعا 90% باقیمانده سهام را در اختیار دارن. خب در نهایت تعجب میبینیم که مجموع بازده این 2 نفر (سرمایه‌گذاران فعال) هم دقیقا عدد 53.85% هست! همان بازده بازار! (جدول 3)جدول 3 - بازدهی سرمایه‌گذاران فعال (A1 &amp; A2)مشاهده میکنیم که شما چه 10% از بازار (P1)، چه 90% از بازار (A1 &amp; A2) رو داشته باشید همان بازدهی بازار رو کسب میکنید.در ادامه فرض کنید فرد A1 میخواهد بیشتر از بازار بگیرد (بازار را شکست دهد) برای این موضوع A1 باید در پورتفو خود وزن بیشتری از سهامی را داشته باشد که بازدهی بیشتری دارد. اما میدانیم که کل تعداد سهام محدود است به این معنی که فرد A2 باید از سهامی که بازدهی بیشتری دارد، وزن کمتری در پورتفو خود داشته باشد. به بیان دیگر A2 به اجبار باید بازدهی کمتری از بازدهی بازار بگیرد.به بیان ساده‌تر، بازدهی بالا (Outperformance) توسط A1 مساوی با بازدهی پایین (Underperformance) توسط A2 خواهد بود. یعنی بازی جمع صفر!حال اگر به شرایط بالا هزینه‌های معامله (کارمزد، مالیات، ...) را اضافه کنید میبینید که بازی جمع منفی میشود!پ. ن: خیلی دنبال مباحثی از جمله شکست بازار نباشید، بخصوص اینکه اگه کسب‌و‌کار اصلی‌تون بازار سهام نباشه. بازده بازار (شاخص) رو بگیرید و زندگی‌تونو ادامه بدید.پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 20:37:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط بازدهی سهام با بازدهی کسب‌و‌کار</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-lokyokjtenud</link>
                <description>چارلی مانگر:در بلندمدت بازدهی سهام تقریبا برابر با بازدهی کسب‌و‌کار شرکت خواهد بود و قیمت ورود و خروج اهمیت ندارد!مانگر در کتابش (Poor Charlie&#x27;s Almanack) اینطوری میگه:در بلندمدت خیلی سخت هست که یه سهم بیشتر از بازدهی کسب‌و‌کار پایه‌ش بازدهی کسب کنه. اگر یک کسب‌و‌کار در طول 40 سال بازدهی 6درصدی کسب کنه، بازدهی سهامش نیز همین حدود خواهد بود حتی وقتی که سهم را در قیمت پایین خریده باشد.تصویر 1 - بریده کتاب مانگرخب در ادامه ببینیم منطق این ادعا چیه.در یک بازه بلندمدت بازدهی 2 تا کسب‌و‌کار رو فرض کنید. کسب‌و‌کار اولی یه بیزنس معمولی (Fair) داره و در ادامه F صداش میکنیم که سالی 6% بازدهی (ROE) داره. کسب‌و‌کار دومی یه بیزنس فوق‌العاده (Wonderful) است که سالی 18% بازدهی داره و W صداش میکنیم.با این اوصاف در یک مقدار برابر از سرمایه، بیزنس W مقدار 3 برابر بیزنس F سود (Earnings) کسب میکنه. برای مثال اگر هر دو بیزنس با 1M$ شروع کنن، بیزنس F مقدار 6% از 1M$ مساوی 60K$ رو در سال اول کسب میکنه. بیزنس W هم 180K$ کسب خواهد کرد، 3 برابر F.هر 2 بیزنس میتونن این مقادیر کسب شده رو دوباره روی بیزنس خودشون دوباره سرمایه‌گذاری کنن. یعنی بعد از یک سال سرمایه بیزنس F سرمایه برابر 1.06M$ و بیزنس W سرمایه برابر 1.18M$ خواهد بود.در سال دوم بیزنس F روی سرمایه 1.06M$ بازدهی 6درصدی و کسب خواهد کرد (63.6K$) و بیزنس W نیز روی سرمایه 1.18M$ بازدهی 18درصدی کسب خواهد کرد (212.4K$). و به همین ترتیب هر سال ادامه خواهد داشت (سود ایجاد شده در هر سال دوباره روی بیزنس سرمایه‌گذاری مجدد خواهد شد).پروجکشن سود کسب شده و سرمایه هر بیزنس در طول 30 سال آینده رو در جدول زیر میتونید ببینید.تصویر 2 - پروجکشن بیزنس‌هادر سال 30‌ام بیزنس F حدود 325K$ کسب خواهد کرد در حالی که بیزنس W حدود 22M$ کسب خواهد کرد.خب اینجا یه دیدگاهی وجود داره که میگه: اینکه یه بیزنسی ایکس درصد در سال سود کسب کنه، دلیل بر این نمیشه که سهامدار اون بیزنس هم بتونه همون مقدار بازدهی رو کسب کنه. بازدهی سهامدار به قیمتی که میخره و میفروشه هم بستگی داره.اما ادعای چارلی مانگر به صورت تقریبی این دیدگاه رو نقض میکنه (به چالش میکشه):در بلندمدت قیمت خرید و فروش اهمیت خاصی ندارند!سهامدار تقریبا همان ایکس درصدی را خواهد گرفت که بیزنس کسب می‌کند، فارغ از نقطه ورود و خروج او!معنی ادعای بالا چیه؟ فرض کنید یک سرمایه‌گذار، بیزنس F را در قیمت خوب (P/E پایین) میخره، مزیت این خرید خوب در طول زمان از بین خواهد رفت! و در طول زمان بازدهی سرمایه‌گذار به سمت بازدهی بیزنس پایه (6%) تمایل خواهد داشت.با همین منطق، اگر یک سرمایه‌گذار بیزنس W را در قیمت بد (P/E بالا) بخرد، عیب این قیمت بالا در طول زمان از بین خواهد رفت و بازدهی سرمایه‌گذار به سمت بازدهی بیزنس پایه (18%) تمایل خواهد داشت.برای مثال فرض کنید بیزنس F را در یک P/E فوروارد ارزان 8 میخریم و 30 سال بعد با P/E فوروارد گران 20 میفروشیم. علیرغم قیمت خرید خوب و 2.5 برابر شدن P/E سهم، بازدهی سهم پس از 30 سال، حدودا سالیانه 9.2درصد خواهد بود! (بازدهی بیزنس پایه 6% در سال بود) در طول 30 سال، 1$ تبدیل به 30$ شده. تصویر 3 - بازدهی بیزنس Fبرای مثال بعدی، فرض کنید بیزنس W را با P/E گران 50 میخریم و پس از 30 سال با P/E پایین 20 میفروشیم. علیرغم اینکه P/E کمتر از نصف شده، بازدهی سالیانه سهم حدود 14.4% خواهد بود (بازدهی بیزنس پایه 18% در سال بود). در واقع 1$ به 57$ تبدیل شده است. تصویر 4 - بازدهی بیزنس Wاین همون چیزی هست که چارلی مانگر میگه:در بلندمدت کیفیت بیزنس (کسب‌و‌کار) بر نقطه ورود و خروج پیروز خواهد بود (کیفیت بیزنس رو با بازدهی روی سرمایه و فرصت سرمایه‌گذاری مجدد معرفی کردیم).شکل زیر ریاضی این بحث رو نشون میده. تصویر 5 -  نمایش ریاضیشکل زیر بازدهی 30 ساله سهامدار در نقاط ورود و خروج متفاوت برای 2 بیزنس F و W رو نشون میده (محور افقی P/E ورود رو نشون میده، محور عمودی P/E خروج رو نشون میده).تصویر 6 - نقاط مختلف ورود و خروج F و Wنقاط قرمز بازدهی ضعیف و نقاط سبز بازدهی خوب رو نشون میدن.همونطور که میبینیم بسیار سخت هست که ما با بیزنس F، بازدهی بسیار خوب کسب کنیم! (نقطه تقاطع سبز پررنگ در گوشه شمال غربی بیزنس F). برای این کار باید در P/E حدود 5 (محور افقی) وارد بشیم و با P/E بالای 40 (محور عمودی) ازش خارج بشیم.همچنین بسیار سخته که بازدهی بسیار بد از بیزنس W کسب کنیم! (نقطه تقاطع قرمز در گوشه جنوب شرقی بیزنس W). برای این کار باید در P/E حدود بالای 40 (محور افقی) وارد بشیم و با P/E حدود 5 (محور عمودی) ازش خارج بشیم.و این دقیقا همون موضوعی هست که چارلی مانگر گفته بود. به همین منظور بافت میگه خرید بیزنس W در قیمت خوب بسیار بهتر از خرید بیزنس F در یک قیمت عالی (پایین) هست.برای اینکه یک بیزنس را W بنامیم صرفا بازدهی بالای سرمایه (اولیه) معیار نمیباشد. بلکه بیزنس فرصت‌های سرمایه‌گذاری مجدد داشته باشد و بتواند این بازدهی بالا را در فرصت‌های سرمایه‌گذاری مجدد هم تکرار کند.سرمایه‌گذاری مجدد تفاوت جدی در بازدهی بیزنس‌ها ایجاد میکند. بسیاری از بیزنس‌ها صرفا بر روی سرمایه اولیه بازدهی بالا دارند و فرصت‌های سرمایه‌گذاری مجدد محدودی دارند.برای مثال بیزنس سومی به اسم M رو فرض کنید. این بیزنس شبیه W سالانه 18% بازدهی داره. اما M بعد از سال دهم تنها فقط نصف سودشو میتونه در نرخ 18% سرمایه‌گذاری مجدد کنه و نصف دیگه رو به صورت سود نقدی به سهامدار برمیگردونه.تصویر 7 - پروجکشن بیزنس Mخیلی عادیه که در ابتدا W و M رو بیزنس‌های عالی در نظر بگیریم ولی چه کسی میتونست بعد از سال دهم رو پیش‌بینی کنه؟ اگر کسی بیزنس M رو روی P/E مقدار 50 خریده بود و بعد از 30 سال میخواست رو P/E مقدار 20 بفروشه، چه اتفاقی میفتاد؟ نرخ بازدهی سالانه‌ش میشد حدود 10.4%، یعنی 1$ میشد 18$. در حالی که بیزنس W بازدهی حدود 14.4درصدی داشت، یعنی 1$ میشد 57$.بنابراین اگر بیزنس عالی باشه پرداخت قیمت بالا براش ایرادی نداره ولی اگر بیزنس نتونه اون حالت عالی خودشو حفظ کنه، به احتمال زیاد با زیان روبرو خواهیم شد. بنابراین وقتی در حال خرید سهام با قیمت‌های بالا هستیم باید به این جنبه هم فکر کنیم.در تصویر زیر نقاط ورود و خروج متفاوت برای 2 بیزنس W و M آورده شده است.تصویر 8 - نقاط مختلف ورود و خروج M و W همچنان که در نمودار بیزنس M مشاهده میکنید احتمال اینکه با ضرر بالا روبرو بشیم زیاد هست.خب این نوشته هم ترجمه‌ایی از توئیت زیر بود:https://twitter.com/10kdiver/status/1399083401697628162?s=20پایان/کانال تلگرام:https://t.me/Graham_Investingتوئیتر:https://twitter.com/n_aghpour</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 22:34:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صورت‌های مالی بانک‌ها به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@N.Aghpour/%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-vpkdagqgsyr7</link>
                <description>همونطور که میدونید صورتهای بانکها پیچیدگی خاص خودشونو (خاصه در ایران) دارن به همین دلیل در این نوشته سعی میکنم این موضوع رو به روشی ساده‌تر بیان کنم. امروز صرفا در مورد آیتم &quot;هزینه سود سپرده&quot; در صورت سود زیان صحبت میکنم.احتمالا این موضوع ادامه‌دار خواهد بود و بعدا در مورد بقیه بخشها نیز صحبت خواهیم کرد.هزینه سود سپرده در صورتهای بانکها شبیه آیتم &quot;بهای تمام شده کالای فروش رفته&quot; در صورت شرکتهای تولیدی هست. اما این آیتم برای بانکها چجوری محاسبه میشه؟برای توضیح بهتر از صورتهای مالی بانک ملت (دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1399) در ادامه استفاده میکنم البته اگر جایی نیاز شد از بقیه بانکها نیز مثال میزنم.تصویر زیر صورت سود زیان بانک ملت و مبلغ هزینه سود سپرده هم 89,869,188 م.ر (میلیون ریال) هست.تصویر 1اما این عدد از کجا اومده؟تو یادداشتهای همراه صورت مالی میریم سراغ یادداشت شماره 39تصویر 2 عدد مذکور از جدول یادداشت شماره 39-1 بدست اومده. حالا بریم آیتم‌های این جدول رو باز کنیم.ابتدا منطق این جدول رو توضیح میدم بعد نحوه محاسبه هزینه سود سپرده رو.خب قبل از اینکه بخوام منطق رو هم بگم، باید در مورد درآمدهای مشاع صحبت کنم :)طبق ماده سوم فصل دوم قانون عملیات بانکداری بدون ربا، بانکها به روشهای زیر میتونن اقدام به جذب (؟) سپرده کنن:تصویر 3 در مورد روش قرض‌الحسنه رابطه بین بانک و سپرده‌گذار، رابطه بدهی برقرار هست هیچ بهره‌ی از قبل مشخصی رو این سپرده‌ها نیست و بانک هم مکلف هست که اصل پول رو بازپرداخت کنه.اما در مورد سپرده‌های سرمایه‌گذاری، رابطه بانک و سپرده‌گذار، رابطه وکالت هست و بانک برمبنای مشارکت در سود و زیان اقدام به سرمایه‌گذاری این سپرده‌ها در فعالیت‌های اقتصادی (؟) در چهارچوب عقود اسلامی میکنه. خب حالا هر درآمدی از این ناحیه به دست بیاد، درآمد مشاع (؟) محسوب میشه و باید بین بانک و سپرده‌گذار تقسیم بشه.خب حالا بریم سراغ منطق جدول یادداشت شماره 39-1:بانک با استفاده از سپرده‌های جذب شده از مردم، سرمایه‌گذری کرده و درآمدی (مشاع) بدست آورده. اگر از این مقدار مشاع، سهم بانک و حق‌الوکاله (؟) بانک رو بکشیم بیرون، میمونه مقداری که بانک باید به سپرده‌گذار بده، در واقع همون هزینه سود سپرده میشه. پس ابتدا درآمد مشاع رو محاسبه میکنیم سپس سهم بانک و حق‌الوکاله بانک رو میکشیم بیرون، هرچی موند میشه هزینه سود سپرده.به طور کلی درآمدهای مشاع شامل 3 تا زیرگروه (یادداشت شماره 39-1) هست:الف) درآمد تسهیلات اعطایی (106,339,231 م.ر)ب) درآمد سپرده‌گذاری و اوراق بدهی (24,837,145 م.ر)ج) خالص سود (زیان) سرمایه‌گذاری‌ها (2,569,471 م.ر)مورد الف و ب از جدول یادداشت شماره 35 قسمت درآمدها آورده شده.تصویر 4 از کیفیت افتضاح فرمت گزارش تعجب نکنید، اینها دقیقا به این علت بی‌کیفیت انتخاب میشن کسی متوجه نشه! در مورد کیفیت خود گزارش‌دهی (کیفیت اعداد) هم که خدا داند. مقایسه کنید با لینک زیر: https://twitter.com/n_aghpour/status/1368537106063179780?s=20https://t.co/Gdn7uLqVfv?amp=1 https://www.sec.gov/edgar/searchedgar/companysearch-legacy.html https://virgool.io/d/vpkdagqgsyr7/%D8%AE%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84(35)%D8%A7%D8%B2%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%9F%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%8435-1%D9%8835-2. تصویر 5 جدول فوق ریز درآمد حاصل از هر عقد (تسهیلات اعطایی) رو نشون میده.درآمد حاصل از سپرده‌گذاری و اوراق بدهی هم در جدول 35-2 اومده:تصویر 6 این درآمدها از سپرده‌گذاری بانک ملت نزد بانک مرکزی، بانکهای دیگه و همچنین سود اوراقی هست که بانک ملت خریده، بدست اومده.خب حالا برمیگردیم به جدول 39-1 و آیتم سوم درآمدهای مشاع: خالص سود (زیان) سرمایه‌گذاری‌ها.این آیتم در یادداشت شماره 38 امده (ریز سرمایه‌گذاری‌ها هم در ادامه همین یادداشت شماره‌های 1، 2 و 3 اومده).تصویر 7خب تا اینجای قضیه مجموع درآمدهای مشاع (مجموع 3 قلم درآمد تسهیلات اعطایی، درآمد سپرده‌گذاری و اوراق بدهی، خالص سود (زیان) سرمایه‌گذاری‌ها) رو بدست آوردیم.حالا طبق اون منطقی که بالاتر گفتیم، باید سهم بانک از این درآمد رو محاسبه کنیم (تا پایان همچنان راه درازی داریم :) )سوال اینه چجوری سهم 2 طرف رو تعیین کنیم؟ متر و معیار چیه؟خب طبق اون چیزی که قانون گفته باید ببینیم هر کدوم از طرفین چقدر آوردن؟ (چند درصد از کل پول رو آوردی؟ به همون نسبت هم از درآمد برمیداری). باید تعیین کنیم مقدار منابع بانک (مقدار پولی که بانک از خودش وسط گذاشته) نسبت به مصارف کل (کل پولی که توسط بانک برای کسب درآمد استفاده شده) چقدر هست.برای این کار ابتدا باید تعیین کنیم کل پول (میانگین مصارف مشاع) چقدر بوده بعد ازش مقدار پولی که مردم آوردن (میانگین سپرده‌های سرمایه‌گذاری) رو کم کنیم، نتیجه‌ایی که بدست میاد مقدار پولی هست که بانک از خودش آورده.ابتدا میانگین مصارف مشاع رو از یادداشت شماره 39-1-2-1 بدست میاریم:تصویر 8 در جدول فوق، ردیف 1 کل منابعی (میانگین) هست که بانک به تسهیلات اعطا کرده. ردیف 2 هم مربوط به منابعی هست که صرف خرید اوراق بدهی شده، ردیف 3 منابعی هست که بانک ملت نزد سایر بانکها سپرده کرده، ردیف 4 هم منابعی هست که بانک ملت برای خرید سهام و بازم اوراق بدهی (؟) اختصاص داده. از باز کردن این جدول گذر میکنم که خیلی طولانی میشه. همونطور که مشاهده میکنید مجموع مصارف مشاع، مبلغ 1,721,423,034 م.ر هست و از این مبلغ باید مبلغی که سپرده‌گذارا آوردن رو کسر کنیم.میانگین سپرده‌های سرمایه‌گذاری مبلغ 1,523,900,581 م.ر هست که در جدول 39-1-2-2 آورده شده (کل مبلغی که سپرده‌گذارا آوردن).تصویر 9 البته از این مبلغ باید مقداری که بابت سپرده قانونی نزد بانک مرکزی سپرده شده رو باید کم کرد. یعنی مشتری 100 تومن نزد بانک ملت آورده، ولی بانک ملت صرفا تونسته از 90 تومنش استفاده کنه، چونه 10 تومن رو به عنوان سپرده قانونی داده به بانک مرکزی. این کسر کردن تو یادداشت 39-1-2 انجام میشه. به این مبلغ، منابع آزاد سپرده‌های سرمایه‌گذاری گفته میشه.خب حالا در جدول 39-1-2 سهم بانک رو بدست میاریم.تصویر 10 کل پولی که وسط بود (1,721,423,034) رو منهای پول آزاد سپرده‌گذارا (1,373,898,650) میکنیم، اونچه که بدست میاد (374,524,384) مبلغی هست که بانک از خودش وسط گذاشته (منابع بانک از مصارف مشاع).بانکحالا اگر منابع بانک از مصارف مشاع رو تقسیم بر مصارف مشاع کنیم، سهم بانک از مصارف مشاع و در واقع سهم بانک از درآمدهای مشاع رو بدست میاریم. این نسبت در 6 ماهه اول 1399 معادل 20/19 درصد هست. که تو یادداشت شماره 39-1-1-1 اومده. درصد 20/19 رو ضربدر درآمدهای مشاع (133,745,847 در یادداشت 39-1) میکنیم و مبلغ سهم بانک از درآمدهای مشاع (27,000,884) بدست میاد.تصویر 11 خب حالا برمیگردیم به جدول 39-1، جمع درآمدهای مشاع رو منهای سهم منابع بانک از درآمدهای مشاع میکنیم، سهم سپرده‌گذاران از درآمدهای مشاع قبل از کسر حق‌الوکاله بدست میاد.تصویر 12 حالا باید حق‌الوکاله بانک رو محاسبه کنیم، این خودش داستانی جدا داره :)اصلا حق‌الوکاله چی هست؟ حق‌الوکاله در واقع کارمزدی هست که بانک به علت اینکه سپرده‌های مردم رو در فعالیت‌های اقتصادی به کار گرفته (؟)، به بانک تعلق میگیره. این کارمزد درصدی از مبلغ &quot;سپرده‌های به کار گرفته شده است&quot; و درصدشم الان حداکثر 3% هست که بانک مرکزی تعیین میکنه. البته عمده بانکها هیات مدیره‌شون درصد کمتری رو تعیین میکنن.بعد از اینکه حق‌الوکاله رو کسر کردیم، سهم سپرده‌گذاران از درآمدهای مشاع بدست میاد. بعضی وقتا سود علی‌الحسابی که بانک در طول سال به سپرده‌گذارا پرداخت کرده، بیشتر از این آیتم محاسباتی میشه. در این حالت بانک نه تنها حق‌الوکاله‌ایی نداره، بلکه یه چیز بیشتر هم به سپرده‌گذارا پرداخت کرده.حالا بریم سر محاسبه حق‌الوکاله:برای این کار باید درصدی که هیات مدیره بانک تعیین کرده رو در میانگین منابع آزاد سپرده‌گذاران ضرب کنیم.تصویر 13 همونطور که در جدول فوق مشاهده میکنید مبلغ 1,373898,650 م.ر ریال در عدد 0.015 ضرب شده و مقدار 20,608,480 م.ر بدست اومده. در واقع هیات مدیره بانک ملت حق‌الوکاله رو نصف سقف بانک مرکزی (3%) تعیین کردن. اون ستون حق‌الوکاله اعلام شده رو اشتباه نوشته.اینجا یه نکته کنکوری هست، اینکه ممکنه حالتی وجود داشته باشه که بانک 100 تومن منابع آزاد (از سپرده‌گذار داشته باشه) ولی 80 تومنشو استفاده کنه. در این حالت نرخ رو باید در 80 تومن (مجموع مصارف مشاع) ضرب کنیم. مثل این مورد بانک سامان که میانگین مصارف مشاعش از منابع آزاد سپرده‌های سرمایه‌گذاریش کمتر هست.تصویر 14 و موقع محاسبه حق‌الوکاله نرخ رو ضربدر میانگین مصارف مشاع کرده.تصویر 15 خب برمیگردیم به همون جدول 39-1 بانک ملت، بعد از کسر حق‌الوکاله، سهم سپرده‌گذاران از درآمدهای مشاع میرسه. حالا به این مقدار جایزه سپرده قانونی سپرده‌های سرمایه‌گذاری رو هم اضافه میکنیم (سودی که بانک مرکزی به سپرده بانک ملت در نزد خودش داده). عددی که بدست میاد سود قطعی تعلق گرفته به سپرده‌های سرمایه‌گذاری نام داره.تصویر 16 به این مبلغ، سود سپرده‌های ارزی رو هم اضافه میکنیم و در نهایت اونچه که بدست میاد، جمع هزینه سود سپرده‌ها (89,869,188) نام داره که به زبان ساده همون بهره‌ایی (معادل بهای تمام شده کالای فروش رفته در شرکت‌های تولیدی) هست که بانک در دوره مشخص پرداخت کرده.محاسبه مبلغ سود سپرده تموم شد ولی حالا یه موضوع دیگه هست اونم اینکه بانک در طول سال سود علی‌الحساب پرداخت کرده و این سود علی‌الحساب باید با سود قطعی تعلق گرفته مقایسه بشه و اگه کمتر بود، باید مبلغ اضافی به حساب سپرده‌گذار واریز بشه.تصویر 17 یادداشت شماره 41 سود علی‌الحساب پرداخت شده در طی دوره رو نشون میده (75,195,309)، این مبلغ کمتر از سود قطعی تعلق گرفته به سپرده‌های سرمایه‌گذاری (87,004,374) هست بنابراین بانک ملت باید مابه‌التفاوت (11,809,065) رو به حساب مشتریا واریز کنه. یادداشت 42 این موضوع رو نشون میده.تصویر 18 عکس زیر از 6 ماهه اول سال 1398 بانک تجارت رو ببینید، سودی علی‌الحسابی که در طول دوره پرداخت کرده بیشتر از سود قطعی تعلق گرفته (سود حاصل از فعالیت توسط بانک) هست و بانک تجارت عملا مبلغ 4,165,845 م.ر از جیب به سپرده‌گذاران داده.تصویر 19 به همین دلیل اگر قسمت حق‌الوکاله بانک تجارت در دوره مذکور (جدول زیر) رو نگاه کنید، میبینید که صفر هست.تصویر 20 احتمالا باز هم از قسمتهای دیگه‌ی صورتهای بانکها در آینده خواهم نوشت.پایان/</description>
                <category>نعمان آق‌پور</category>
                <author>نعمان آق‌پور</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 08:56:35 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>