<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگـــره * علیرضا زارعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@NEGARE_PLUS</link>
        <description>علـم اجتـماعـی اسـلـامی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:55:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/367851/avatar/Aa0pHQ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگـــره * علیرضا زارعی</title>
            <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پردازش زبان طبیعی (NLP) پیچیده برای متون دینی</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-nlp-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-q4ohtkionn90</link>
                <description> مدل‌های پیشرفته  NLP1.       مدل‌های از پیش آموزش‌دیده:در حوزه پردازش زبان طبیعی، مدل‌های از پیش آموزش‌دیده در سال‌های اخیر به‌طور قابل توجهی در تحلیل و فهم متون دینی، به‌ویژه متون اسلامی، جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند. از جمله این مدل‌ها می‌توان به [1]  AraBERT[2]  و PersianBERT[3] [4] اشاره کرد که به‌طور خاص برای زبان‌های عربی و فارسی بهینه‌سازی شده‌اند. این مدل‌ها نه تنها قادر به شبیه‌سازی پیچیدگی‌های نحوی و معنایی زبان‌های عربی و فارسی هستند، بلکه به دلیل توانایی‌شان در استخراج لایه‌های معنایی پنهان و نهفته در متون دینی و مذهبی، در تحلیل دقیق‌تر قرآن، احادیث، و متون فقهی نقش اساسی ایفا می‌کنند. به‌ویژه زمانی که این مدل‌ها برای پردازش متون کلاسیک اسلامی نظیر تفسیرها، نهج البلاغه، و متون کلامی و فلسفی بهینه‌سازی می‌شوند، می‌توانند به‌طور مؤثری مفاهیم عمیق‌تری را از منظرهای فقهی، کلامی و عرفانی استخراج کرده و درک معنایی دقیقی از متون پیچیده به‌دست آورند. این مدل‌ها قادرند علاوه بر تحلیل مستقیم متون، زمینه‌ها و مناسبات فنی و فرهنگی موجود در این متون را نیز شبیه‌سازی کرده و مدل‌هایی فراگیرتر و عمیق‌تر ارائه دهند[5].در این راستا، ایجاد مدل‌های ویژه از جمله Custom Transformers که با داده‌های اختصاصی و تخصصی در زمینه متون اسلامی آموزش دیده‌اند، امکان استخراج دلالات معنایی دقیق‌تری را از متونی که معمولاً دارای مفاهیم عمیق و لایه‌های معنایی چندگانه هستند، فراهم می‌آورد. این مدل‌ها، با توجه به معماری پیچیده‌شان، قابلیت تحلیل تطابق‌های معنوی، کلامی و فقهی میان آیات قرآن، روایات و متون فقهی را در سطوح معنایی و زبانی مختلف دارند. علاوه بر این، این مدل‌ها در شبیه‌سازی اصطلاحات فنی و مفاهیم تخصصی در متون فقهی، اصولی و فلسفی نقش بی‌بدیلی ایفا می‌کنند و می‌توانند تحلیلی جامع و چندبعدی از تعاملات میان مفاهیم و موضوعات مختلف دینی ارائه دهند.مدل‌های Custom Transformers می‌توانند با شبیه‌سازی دقیق این اصطلاحات فنی و معنایی، مفاهیم و قواعد موجود در متون دینی را به‌طور مؤثری مدل‌سازی کنند. این مدل‌ها با استفاده از یادگیری عمیق قادرند به تحلیل دقیق واژه‌ها و اصطلاحات در بافت‌های مختلف بپردازند و معنای دقیق هر واژه را در هر زمینه خاص استخراج کنند. برای نمونه، می‌توانند به درستی تشخیص دهند که یک عبارت در زمینه فقهی به معنای حکم شرعی است یا در زمینه فلسفی به معنای علت اولی. این توانایی به مدل‌ها اجازه می‌دهد تا تحلیلی جامع و دقیق از متون دینی ارائه دهند که در آن تمامی ابعاد معنایی و فنی به‌طور هم‌زمان لحاظ می‌شود.یکی از چالش‌های اساسی در تحلیل متون دینی، به‌ویژه قرآن و متون مرتبط با فقه و کلام، فهم تطابق‌های معنوی و تفسیر متون در ابعاد مختلف است. مفاهیم دینی معمولاً چندلایه و گاه متناقض هستند، به‌طوری‌که یک آیه ممکن است در زمینه‌ای خاص معنای متفاوتی پیدا کند و یا در طول زمان تفسیرهای مختلفی از آن ارائه شود. برای نمونه، مفاهیمی همچون توحید، عدالت یا مفاهیم اخلاقی و اجتماعی ممکن است در متون مختلف معانی متفاوتی داشته باشند. در این راستا، مدل‌های Custom Transformers با استفاده از مکانیسم‌های خاص خود قادرند به‌طور دقیق این تطابق‌های معنوی را شبیه‌سازی کنند و معنای آیات یا روایات را در زمینه‌های مختلف استخراج نمایند.این مدل‌ها به‌ویژه در تجزیه‌وتحلیل تطابق‌های کلامی و فقهی به‌کار می‌روند. تطابق‌های کلامی به بررسی و تحلیل چگونگی ارتباط مفاهیم در متون دینی با آموزه‌های کلامی مختلف (مانند شیعه و سنی) می‌پردازد، در حالی‌که تطابق‌های فقهی در جستجوی انطباق مسائل شرعی و فقهی با اصول فقهی و قواعد اسلامی هستند. در این زمینه، مدل‌ها با پردازش دقیق متن و بررسی روابط میان جملات و آیات مختلف می‌توانند مواردی مانند تفسیرهای مختلف فقهی یا کلامی یک آیه یا روایت را شبیه‌سازی کنند و پاسخ‌های دقیق‌تری به سوالات فقهی و کلامی ارائه دهند.یکی از نقاط قوت مدل‌های Custom Transformers در پردازش متون دینی، قابلیت تحلیل چندبعدی از مفاهیم و تعاملات میان موضوعات مختلف دینی است. این مدل‌ها می‌توانند روابط پیچیده‌ای که میان آیات قرآن، احادیث و متون فقهی وجود دارد را شبیه‌سازی کنند. برای مثال، در متون دینی ممکن است یک آیه یا روایت به چندین موضوع مختلف اشاره کند (مانند توحید، معاد، اخلاقیات و احکام شرعی) که نیاز به تحلیل جداگانه و هم‌زمان دارند. مدل‌های Custom Transformers با تحلیل دقیق و چندسطحی این روابط، قادرند به‌طور هم‌زمان تطابق‌های معنوی، کلامی و فقهی را در نظر گرفته و تعاملات میان مفاهیم مختلف را مدل‌سازی کنند. این امر به‌ویژه در بررسی تفسیرهای مختلف و تطبیق متون با شرایط زمانی و مکانی مختلف اهمیت دارد و به تحلیل‌های دقیق‌تر و جامع‌تری در زمینه‌های مختلف دینی می‌انجامد.[6]پاورقی ها[1]  مدل AraBERT، با توجه به طراحی ویژه‌ای که برای پردازش زبان عربی دارد، توانسته است در تحلیل متون دینی و پردازش زبان طبیعی (NLP) در زمینه‌های مختلف عملکرد مناسبی از خود نشان دهد. با این حال، با توجه به چالش‌هایی که در تحلیل مفاهیم پیچیده دینی، تأویل‌های متعدد، و معانی ضمنی موجود در متون مذهبی وجود دارد، لازم است برخی محدودیت‌ها و ضعف‌های این مدل شناسایی و برای بهبود آن راهکارهای مؤثری پیشنهاد شود. یکی از این راهکارها، ترکیب AraBERT با مدل‌های دیگر یا استفاده از مدل‌های خاص برای پردازش مفاهیم دینی می‌باشد که می‌تواند دقت تحلیل‌ها را بهبود بخشد. 1.         چالش‌های مدل AraBERT در تحلیل متون دینیمدل‌های مبتنی بر یادگیری عمیق مانند AraBERT عمدتاً بر اساس داده‌های آماری عمل می‌کنند و ممکن است در تحلیل تأویل‌های متعدد موجود در متون دینی با محدودیت‌هایی مواجه شوند. این محدودیت‌ها به‌ویژه در مفاهیمی که معانی بافتی و فلسفی پیچیده دارند، مانند &quot;توحید&quot; یا &quot;عدالت&quot;، مشهود است. مدل‌های مبتنی بر یادگیری ماشین به‌طور معمول قادر به درک تأویل‌ها و لایه‌های معنایی عمیق نیستند، چرا که این مفاهیم نیازمند تحلیل‌های انسانی و فقهی دقیق هستند. بنابراین، برای جبران این ضعف، نیاز به بهینه‌سازی و ترکیب مدل‌های مختلف است تا بتوانند مفاهیم پیچیده دینی را به‌طور دقیق‌تری شبیه‌سازی کنند. 2.        مدل‌های جایگزین و ترکیب با AraBERTیکی از راهکارهای مؤثر برای رفع این چالش‌ها، ترکیب مدل‌های مختلف زبانی برای پردازش بهتر متون دینی است. به‌عنوان مثال، مدل BERT-TS که بر اساس BERT توسعه یافته است و برای تحلیل متون دینی بهینه‌سازی شده، می‌تواند به عنوان مدل مکمل در کنار AraBERT استفاده شود. BERT-TS به‌ویژه در پردازش مفاهیم کلامی و دینی می‌تواند دقت بالاتری داشته باشد زیرا به‌طور خاص برای درک ساختارهای معنایی پیچیده و تأویل‌های مختلف در متون دینی طراحی شده است. این مدل می‌تواند با استفاده از مجموعه داده‌های تخصصی که شامل تفسیرهای دینی و مباحث فقهی است، به‌طور مؤثری در تحلیل معانی بافتی و لایه‌های معنایی کمک کند.علاوه بر این، استفاده از مدل‌های چندزبانه که به‌ویژه برای زبان‌های عربی و فارسی طراحی شده‌اند، می‌تواند به بهبود دقت تحلیل‌ها کمک کند. به‌ویژه برای پردازش متون دینی که در آن‌ها تفاوت‌های زبانی و اصطلاحات خاص هر مکتب دینی وجود دارد، مدل‌های Multilingual BERT  یا mBERT  می‌توانند نقاط ضعف مدل‌های تک‌زبانه مانند AraBERT را پوشش دهند. این مدل‌ها با توجه به توانایی در پردازش زبان‌های مختلف، قادرند به‌طور مؤثر مفاهیم دینی را که در چندین زبان و گویش دینی وجود دارند، تحلیل و مقایسه کنند. 3.        راهکارهای بهبود مدل‌های موجودبه‌منظور بهبود عملکرد AraBERT و مدل‌های مشابه در پردازش متون دینی، پیشنهاد می‌شود که این مدل‌ها با مدل‌های مبتنی بر دانش انسانی و تحلیل‌های فقهی ترکیب شوند. به‌عنوان مثال، می‌توان از تکنیک‌های یادگیری تقویتی برای بهبود دقت مدل در تحلیل مفاهیم دینی بهره برد. این روش می‌تواند به مدل کمک کند تا علاوه بر داده‌های آموزشی، با استفاده از تحلیل‌های انسانی و پرسش و پاسخ‌های فقهی به یادگیری عمیق‌تر دست یابد و مفاهیم دینی را به‌طور دقیق‌تری شبیه‌سازی کند. ترکیب چنین مدل‌هایی با پایگاه‌های داده تخصصی که شامل تفاسیر مختلف از آیات قرآن و روایات است، می‌تواند به‌طور قابل توجهی دقت و عمق تحلیل‌ها را افزایش دهد. 4.        پیشنهاد بهبود با استفاده از مدل‌های پردازش زبان ترکیبییکی دیگر از راهکارهای مؤثر برای رفع نقاط ضعف، استفاده از مدل‌های پردازش زبان ترکیبی است که می‌توانند به‌طور همزمان ویژگی‌های یادگیری ماشین و تحلیل‌های معنایی انسانی را ترکیب کنند. به‌عنوان مثال، مدل‌های شبکه عصبی تفسیرپذیر (Interpretable Neural Networks) که می‌توانند تفسیرهایی برای نتایج خود ارائه دهند، می‌توانند به مدل‌های مانند AraBERT کمک کنند تا لایه‌های معنایی پیچیده‌تر را بهتر درک کنند. این مدل‌ها می‌توانند با استفاده از منابع دینی و نظریات فقهی به‌طور دقیق‌تری تحلیل‌های عمیق‌تری در متون دینی ارائه دهند. [2]  منبع پیشنهادی:Fatima-Zahra El-Alami, Said Ouatik El Alaoui, Noureddine En Nahnahi. (2022). Contextual semantic embeddings based on fine-tuned AraBERT model for Arabic text multi-class categorization. Journal of King Saud University - Computer and Information Sciences, 34(10), 8422-8428. Antoun, W., Baly, F., &amp; Hajj, H. (2020). Arabert: Transformer-based model for arabic language understanding. arXiv preprint arXiv:2003.00104.‏ Karajeh, O., Al-Kabi, M. N., &amp; Fox, E. A. (2023, December). Fusing AraBERT and Graph Neural Networks for Enhanced Arabic Text Classification. In 2023 24th International Arab Conference on Information Technology (ACIT) (pp. 1-8). IEEE.‏[3] مدل PersianBERT یک مدل مبتنی بر  BERT (Bidirectional Encoder Representations from Transformers) است که برای پردازش و درک زبان فارسی طراحی شده است. این مدل در فضای کار پردازش زبان طبیعی (NLP) قرار می‌گیرد و به طور خاص برای حل مشکلاتی مانند تحلیل احساسات، شناسایی موجودیت‌های نام‌دار (NER)، طبقه‌بندی متن و ترجمه ماشینی به کار می‌رود. در ادامه، الگوریتم‌ها، فضای کاری و شیوه‌های اجرایی این مدل توضیح داده می‌شود.1.         الگوریتم و معماری مدل PersianBERT  بر اساس معماری ترنسفورمر ساخته شده است که از مدل BERT به عنوان پایه استفاده می‌کند. این مدل از ویژگی‌های خاص زیر برخوردار است:·         ترنسفورمر دوطرفه (Bidirectional Transformer): PersianBERT از یک ترنسفورمر چند لایه دوطرفه استفاده می‌کند که به مدل اجازه می‌دهد تا اطلاعات پیشین و بعدی یک کلمه را همزمان پردازش کرده و روابط معنایی دقیق‌تری بین کلمات شناسایی کند. برخلاف مدل‌های یک‌طرفه که فقط از اطلاعات قبل یا بعد از کلمه برای پیش‌بینی استفاده می‌کنند، این مدل به طور همزمان از همه کلمات در متن بهره می‌برد.·         پردازش همزمان جمله‌ها: یکی از ویژگی‌های اصلی BERT، پردازش همزمان کل جمله به جای پردازش کلمه به کلمه است که باعث می‌شود مدل قادر به درک روابط پیچیده‌تر و معانی ظریف‌تر در متن باشد.·         توکن‌سازی خاص برای فارسی : PersianBERT از توکن‌سازی خاص برای زبان فارسی استفاده می‌کند که برای این زبان بهینه شده است. این توکن‌سازی به مدل کمک می‌کند تا کلمات پیچیده و ترکیبی که در فارسی رایج است را بهتر شناسایی کند.2.        فضای کار و شیوه‌ کار مدل PersianBERT در فضای کار پردازش زبان طبیعی (NLP) قرار دارد و برای انواع مختلف وظایف در این حوزه مناسب است. فضای کار و شیوه‌ کار مدل به شرح زیر است:·         آموزش مدل : PersianBERT با استفاده از مجموعه داده‌های بزرگ و متنوع از متون فارسی مانند مقالات خبری، ادبیات، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و منابع مختلف دیگر آموزش دیده است. این آموزش کمک می‌کند که مدل به درک عمیقی از ویژگی‌های زبان فارسی دست یابد و بتواند معانی دقیق‌تری از جمله‌ها استخراج کند.·         پردازش متون فارسی : مدل PersianBERT ابتدا متن ورودی را به توکن‌های مناسب تقسیم می‌کند. سپس با استفاده از لایه‌های مختلف ترنسفورمر، روابط بین کلمات و جملات را بررسی کرده و نمایشی از متن به دست می‌آورد که اطلاعات معنایی کامل‌تری را ارائه می‌دهد.·          Fine-tuning : PersianBERT از روش  fine-tuning برای تطبیق مدل به وظایف خاص استفاده می‌کند. پس از آموزش اولیه روی داده‌های عمومی، مدل می‌تواند به طور خاص برای هر وظیفه (مانند تحلیل احساسات یا شناسایی موجودیت‌های نام‌دار) آموزش داده شود.·         مراحل اصلی پردازش:1.         توکن‌سازی و پردازش اولیه: ابتدا متون فارسی به توکن‌های کوچک‌تر (واحدهای معنایی) تقسیم می‌شوند.2.        آموزش مدل ترنسفورمر: با استفاده از داده‌ها، مدل PersianBERT روابط معنایی و وابستگی‌های کلمات را می‌آموزد.3.        انتقال به وظایف خاص : پس از آموزش اولیه، مدل می‌تواند برای وظایف خاصی مانند تحلیل احساسات یا ترجمه ماشینی با استفاده از روش fine-tuning آموزش داده شود.3.        شیوه‌های کاربردی ·         تحلیل احساسات:  مدل PersianBERT می‌تواند برای تحلیل احساسات در متون فارسی استفاده شود. این مدل قادر است تا احساسات مثبت، منفی و خنثی را در متون شناسایی کرده و به کسب‌وکارها در تحلیل بازخورد مشتریان کمک کند.·         شناسایی موجودیت‌های نام‌دار (NER): PersianBERT می‌تواند برای شناسایی اسامی خاص مانند افراد، مکان‌ها و سازمان‌ها در متون فارسی استفاده شود.·         طبقه‌بندی متن:  این مدل قادر است متون فارسی را بر اساس موضوعات مختلف دسته‌بندی کند. این ویژگی در کاربردهایی مانند دسته‌بندی اخبار، شناسایی هرزنامه‌ها و فیلتر کردن مطالب مفید است.·         ترجمه ماشینی: PersianBERT  می‌تواند در سیستم‌های ترجمه ماشینی بهبودهایی را ایجاد کرده و دقت و روانی ترجمه‌ها را افزایش دهد.4.        مزایا و نقاط قوت ·         درک بهتر زبان فارسی: PersianBERT  به طور خاص برای زبان فارسی طراحی شده است و ویژگی‌های خاص این زبان (مانند قواعد دستوری و لغات خاص) را بهتر درک می‌کند.·         توانایی fine-tuning: PersianBERT می‌تواند به راحتی به وظایف خاص با استفاده از داده‌های خاص هر وظیفه تنظیم شود و عملکرد مدل در این وظایف بهبود یابد.·         پوشش طیف گسترده‌ای از کاربردها: این مدل می‌تواند در طیف وسیعی از وظایف مختلف پردازش زبان طبیعی مانند تحلیل احساسات، شناسایی موجودیت‌های نام‌دار، طبقه‌بندی متن و ترجمه ماشینی به کار رود. [4]  منبع پیشنهادی:Biya, Sushmita and Renuka Uday Kotwal. “The OSI Model: Overview of All Seven Layers of Computer Networks. International Journal of Advanced Research in Science, Communication and Technology (2023): n. pag. Masumi, M., Majd, S. S., Shamsfard, M., &amp; Beigy, H. (2024). FaBERT: Pre-training BERT on Persian Blogs. arXiv preprint arXiv:2402.06617.‏ Karimi, S., &amp; Shahrabadi, F. S. (2019). Sentiment analysis using BERT (pre-training language representations) and Deep Learning on Persian texts. Technol. Deep Learn.‏[5]  مدل  PersianBERT یک مدل زبان تخصصی است که به‌طور خاص برای پردازش و درک زبان فارسی طراحی شده است. این مدل با استفاده از معماری  BERT (Bidirectional Encoder Representations from Transformers)  و با تمرکز بر ویژگی‌های خاص زبان فارسی، می‌تواند به‌طور مؤثری در تحلیل و پردازش متون دینی فارسی، از جمله متون فلسفی، فقهی و روایات دینی، مورد استفاده قرار گیرد.1.         ویژگی‌های خاص PersianBERT در تحلیل متون دینی فارسی مدل PersianBERT به‌طور خاص برای زبان فارسی بهینه شده و توانایی پردازش پیچیدگی‌های زبانی این زبان را دارا است. از آنجا که متون دینی فارسی معمولاً دارای اصطلاحات خاص دینی، فلسفی و فقهی هستند، PersianBERT می‌تواند در تحلیل این متون به‌طور مؤثری عمل کند. ویژگی‌های زبانی فارسی، مانند ترکیب‌های نحوی پیچیده و اصطلاحات دینی خاص، می‌توانند توسط این مدل به‌خوبی پردازش شوند. به‌ویژه، در متونی که معنای ضمنی و لایه‌های معنایی متعدد دارند، مانند آیات قرآن، دعاها، یا متون فقهی، PersianBERT  قادر است روابط معنایی پیچیده میان کلمات و جملات را شبیه‌سازی کند.2.        آموزش و داده‌ها برای پردازش متون دینی PersianBERT  برای آموزش از مجموعه داده‌های وسیع و متنوعی از متون فارسی استفاده کرده است که شامل انواع مختلف متون عمومی مانند ادبیات، اخبار و محتوای شبکه‌های اجتماعی می‌شود. برای بهبود عملکرد این مدل در تحلیل متون دینی، می‌توان داده‌های دینی و مذهبی به این مجموعه اضافه کرد. این داده‌ها می‌توانند شامل تفسیرهای قرآن، روایات دینی، متون فقهی، و کتب کلامی باشند که به مدل کمک می‌کند ویژگی‌های خاص زبان دینی و مذهبی فارسی را بهتر درک کند و به تحلیل تطابق‌های معنوی و مفاهیم پیچیده دینی بپردازد.3.        کاربردهای PersianBERT در تحلیل متون دینی فارسی PersianBERT  می‌تواند در چندین زمینه مختلف در پردازش متون دینی فارسی به کار گرفته شود. از جمله این کاربردها می‌توان به تحلیل احساسات در دعاها و متون دینی اشاره کرد که می‌تواند در شبیه‌سازی احساسات و معنای معنوی موجود در این متون مفید باشد. همچنین، در شناسایی موجودیت‌های نام‌دار (NER)، PersianBERT  می‌تواند اسامی شخصیت‌ها، مکان‌ها و زمان‌ها را در متون دینی شناسایی کند، مانند شناسایی نام پیامبران، امامان معصوم (علیهم‌السلام)، یا مکان‌های مذهبی مهم. همچنین این مدل می‌تواند در طبقه‌بندی متن کمک کند، برای مثال، طبقه‌بندی متون دینی به دسته‌های مختلف مانند کتب فقهی، روایات اهل بیت (ع)، یا تفسیرهای قرآن.4.        مزایای PersianBERT در مقایسه با سایر مدل‌ها یکی از بزرگ‌ترین مزایای PersianBERT  نسبت به مدل‌های عمومی مانند BERT  یا حتی مدل‌های چندزبانه مانند mBERT  این است که این مدل به‌طور خاص برای زبان فارسی طراحی شده است و ساختارهای زبانی و فرهنگی خاص این زبان را در نظر می‌گیرد. مدل‌های عمومی ممکن است در پردازش اصطلاحات دینی خاص فارسی دچار مشکل شوند، چراکه این اصطلاحات نیاز به درک عمیق‌تری از زمینه‌های فرهنگی، دینی و مذهبی دارند. PersianBERT به‌واسطه آموزش دقیق بر روی داده‌های زبان فارسی و آشنایی با ویژگی‌های خاص این زبان، می‌تواند به‌طور مؤثری در پردازش متون دینی و شبیه‌سازی مفاهیم معنوی و دینی دقیق‌تر عمل کند.  [6]  برای مدل‌سازی تطابق‌های معنوی و تحلیل دقیق متون دینی با استفاده از Custom Transformers، الگوریتمی می‌توان طراحی کرد که قادر به شبیه‌سازی مفاهیم پیچیده دینی، فقهی و کلامی باشد. در زیر یک الگوریتم پیشنهادی برای این منظور آورده شده است:الگوریتم مدل‌سازی تطابق‌های معنوی در متون دینی با استفاده از Custom Transformers 1.         جمع‌آوری و پیش‌پردازش داده‌ها·         داده‌ها:  مجموعه داده‌های متون دینی شامل قرآن، روایات، متون فقهی، کلامی و تفاسیر مختلف را جمع‌آوری کنید.·         پیش‌پردازش:o        توکنیزاسیون (تقسیم متن به کلمات، عبارات یا جملات).o        تصحیح و حذف نشانه‌ها و خطاهای زبانی.o        برچسب‌گذاری (مثلاً دسته‌بندی مفاهیم دینی، فقهی و کلامی در آیات و روایات).o        شبیه‌سازی زمینه‌های مختلف معنایی در آیات (مثلاً فقهی، کلامی، اخلاقی). 2.        ایجاد مدل پایه ترنسفورمر·         استفاده از BERT  یا GPT  به عنوان مدل پایه که برای پردازش متون دینی توسعه یافته است.·         بارگذاری مدل و توکنایزر مناسب برای زبان عربی یا فارسی (بسته به زبان متون دینی).·         انتخاب پارامترهای اولیه برای مدل، مانند تعداد لایه‌ها و تعداد واحدهای هر لایه. 3.        تنظیم مدل به‌وسیله Fine-Tuning·         آموزش مدل با داده‌های دینی:  مدل پایه را با استفاده از مجموعه داده‌های جمع‌آوری‌شده آموزش دهید. در اینجا مدل می‌آموزد که چگونه مفاهیم مختلف دینی را شبیه‌سازی کند.·         تنظیمات خاص برای تطابق‌های معنوی:  با استفاده از تعریف وظایف خاص مانند تحلیل معنای دقیق یک آیه یا روایت در زمینه‌های مختلف (فقهی، کلامی و اجتماعی)، مدل تنظیم شود. 4.        شبیه‌سازی تطابق‌های معنوی و فنی·         کلاس‌بندی مفاهیم دینی:  مدل باید بتواند مفاهیم مختلف (مثلاً توحید، عدالت، اخلاقیات) را در آیات مختلف شبیه‌سازی کند و تطابق‌های معنوی را استخراج کند.·         تشخیص زمینه‌ها: مدل باید به‌طور خودکار بتواند زمینه‌های مختلف معنایی را شبیه‌سازی کند، مانند اینکه آیا یک عبارت در زمینه فقهی به معنای حکم شرعی است یا در زمینه فلسفی به معنای علت اولی.·         مدل‌سازی روابط میان مفاهیم:  مدل باید توانایی مدل‌سازی روابط پیچیده میان آیات قرآن، احادیث و متون فقهی را داشته باشد. این روابط می‌توانند شامل تعاملات بین مفاهیم مختلف دینی (مثلاً میان توحید و معاد) باشند. 5.        تحلیل تطابق‌های کلامی و فقهی·         پردازش و تحلیل تطابق‌های کلامی:  مدل باید بتواند مفاهیم دینی را در دو جریان کلامی مختلف (مثلاً شیعه و سنی) تحلیل کند و تطابق‌های معنوی میان این دو تفکر را شبیه‌سازی نماید.·         پردازش و تحلیل تطابق‌های فقهی:  مدل باید توانایی مدل‌سازی تطابق‌های فقهی را داشته باشد و بتواند مسائلی مانند تفسیرهای مختلف فقهی از یک آیه یا روایت را در زمینه‌های مختلف شبیه‌سازی کند. 6.       تحلیل چندبعدی مفاهیم·         تحلیل هم‌زمان ابعاد مختلف یک آیه یا روایت: مدل باید بتواند هم‌زمان مفاهیم مختلف یک متن دینی را تحلیل کند. به‌عنوان مثال، ممکن است یک آیه به مسائل مختلفی همچون توحید، معاد و احکام شرعی اشاره داشته باشد که نیاز به تحلیل جداگانه دارند.·         شبیه‌سازی روابط پیچیده:  مدل باید قادر باشد روابط پیچیده میان آیات مختلف قرآن یا متون دینی را شبیه‌سازی کند و تأثیر این روابط بر تفسیر و تطابق‌های معنوی و فقهی را تحلیل نماید. 7.       ارزیابی و بهبود مدل·         ارزیابی تطابق‌های معنوی:  پس از آموزش مدل، با استفاده از معیارهای خاص مانند دقت در استخراج تطابق‌های معنوی و فنی، عملکرد مدل ارزیابی می‌شود.·         بهبود و تنظیم مدل:  با توجه به نتایج ارزیابی، مدل ممکن است برای وظایف خاص یا به‌منظور بهبود دقت در شبیه‌سازی تطابق‌ها به‌طور مستمر تنظیم شود. 8.       استقرار مدل و کاربردهای آن·         استقرار در سیستم‌های دینی و فقهی:  مدل پس از آموزش و ارزیابی در سامانه‌هایی مانند مشاوره فقهی آنلاین، تحلیل متون دینی و تفسیرهای مختلف قابل استفاده است.·         تحلیل تطابق‌های کلامی و فقهی:  این مدل می‌تواند به‌طور مؤثر در تحلیل تطابق‌های کلامی و فقهی در مقالات تحقیقاتی، تدریس در حوزه‌های علمی و توسعه سیستم‌های هوش مصنوعی دینی به‌کار رود. [7]</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Feb 2026 21:46:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمع‌آوری و پیش‌پردازش داده‌ (منابع داده: متون دینی و داده های اجتماعی)</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-noueq94be26r</link>
                <description> جمع‌آوری و پیش‌پردازش داده‌هامنابع داده1. متون دینیمتون دینی به‌ویژه در منابع قرآن، نهج‌البلاغه، کتب حدیثی و تفاسیر شیعه دارای ساختار پیچیده‌ای هستند که فهم و استخراج روابط معنایی آن‌ها نیازمند دقت بسیار بالا و استفاده از تکنیک‌های پیشرفته پردازش زبان طبیعی (NLP) است. این متون از نظر معنایی پر از لایه‌ها و ابعاد مختلف هستند که باید به‌درستی شبیه‌سازی شوند.چالش نخست در این مرحله، استخراج روابط معنایی از متون دینی است که به‌طور خاص در تفاسیر شیعی مانند &quot;المیزان&quot; اثر علامه طباطبایی، &quot;البرهان&quot; اثر شیخ طوسی و دیگر منابع فقهی و کلامی قابل مشاهده است. متون دینی همواره به‌صورت ضمنی، مفاهیم اجتماعی را مطرح کرده‌اند، برای مثال در قرآن، مفاهیم مرتبط با عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت و نظارت اجتماعی به‌شکلی پیچیده و چندبعدی با یکدیگر در هم آمیخته‌اند. به‌عنوان نمونه، آیات مرتبط با زکات و صدقات نه تنها مفاهیم اخلاقی و دینی را مطرح می‌کنند، بلکه به‌طور ضمنی به مسائل اجتماعی چون فقر و نابرابری اجتماعی نیز اشاره دارند.اما استخراج این روابط نیازمند توجه ویژه به دقت تفسیر و فهم ساختار معنایی متن است. آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) به‌ویژه در زمینه‌هایی چون عدالت، حکومت اسلامی، حقوق بشر و رهبری جامعه به‌طور مستمر، نقش‌های اجتماعی و فرهنگی را معرفی می‌کنند که باید به‌درستی مدل‌سازی شوند تا در چارچوب الگوریتم‌های پردازش داده قرار گیرند.در این راستا، برای تحلیل و استخراج روابط معنایی از این متون، از روش‌هایSemantic Role Labeling (SRL)[1]  و Deep Semantic Parsing[2]  استفاده می‌شود تا بتوان ارتباطات معنایی بین واژه‌ها و جملات در متون دینی را استخراج کرد. علاوه بر این، Topic Modeling[3]  و Latent Dirichlet Allocation (LDA)[4] می‌توانند برای تحلیل محتوای متن و شناسایی موضوعات کلیدی در این متون به‌کار گرفته شوند.2. داده‌های اجتماعی:داده‌های اجتماعی که از منابع مختلفی چون مقالات علمی، گزارش‌های خبری و آمارهای رسمی جمع‌آوری می‌شوند، تصویری از وضعیت اجتماعی و فرهنگی جوامع ارائه می‌دهند. این داده‌ها نه تنها مسائل اجتماعی و فرهنگی را بازتاب می‌دهند، بلکه مفاهیم دینی نیز در بسیاری از آن‌ها وجود دارد. با این حال، یکی از چالش‌های اصلی در تحلیل این داده‌ها، تطبیق مفاهیم دینی با مسائل اجتماعی است. در دنیای معاصر، موضوعاتی مانند حقوق بشر، عدالت اجتماعی، نابرابری اقتصادی و حکمرانی اسلامی به‌طور مداوم مطرح می‌شوند، اما تطبیق این مسائل با آموزه‌های دینی، به‌ویژه از دیدگاه قرآن و احادیث، نیازمند تحلیل دقیقی است.چالش اصلی در این زمینه، تفاوت‌های ساختاری و مفهومی میان داده‌های اجتماعی و مفاهیم دینی است. مفاهیم دینی معمولاً در قالب‌هایی خاص و با زبانی متفاوت از زبان روزمره جوامع اجتماعی بیان می‌شوند. برای مثال، مسائلی چون عدالت اجتماعی یا حقوق بشر در گزارش‌های اجتماعی ممکن است به‌طور ضمنی و در قالب مفاهیم مدرن‌تری چون برابری حقوقی یا آزادی‌های فردی مطرح شوند، در حالی که در آموزه‌های دینی این مفاهیم می‌توانند جنبه‌های اخلاقی، معنوی و فلسفی عمیق‌تری داشته باشند. این تفاوت‌های زبانی و معنایی ممکن است در روند تحلیل و تطبیق داده‌ها با مشکلاتی مواجه شود.برای مقابله با این چالش‌ها، استفاده از مدل‌های تحلیلی پیشرفته مانندClustering  وTopic Modeling  ضروری است. Clustering  یا خوشه‌بندی، روشی است که هدف آن گروه‌بندی داده‌ها بر اساس شباهت‌ها و ویژگی‌های مشترک است. در این مدل، داده‌ها به خوشه‌هایی تقسیم می‌شوند که هر خوشه شامل داده‌هایی است که بیشترین شباهت را به یکدیگر دارند. در تحلیل داده‌های اجتماعی، از خوشه‌بندی می‌توان برای شناسایی موضوعاتی چون عدالت اجتماعی، حقوق بشر و نابرابری اقتصادی استفاده کرد. این الگوریتم‌ها قادرند مفاهیم دینی و اجتماعی مشابه را شناسایی کرده و آن‌ها را در دسته‌های مختلف قرار دهند، به‌گونه‌ای که تحلیل‌گران بتوانند ارتباطات میان این مفاهیم را در بستر مسائل اجتماعی و دینی شناسایی کنند.[5]Topic Modeling  یا مدل‌سازی موضوعات، به استخراج موضوعات و الگوهای معنایی موجود در مجموعه‌ای از متون کمک می‌کند. یکی از الگوریتم‌های مشهور در این زمینه Latent Dirichlet Allocation (LDA)[6] است که می‌تواند موضوعات مختلف را از مجموعه‌ای از داده‌ها استخراج کند. این مدل به‌ویژه در شناسایی موضوعات اصلی و مرتبط در متون مفید است. در تحلیل داده‌های اجتماعی، با استفاده از این مدل می‌توان موضوعاتی مانند عدالت، حقوق بشر و نابرابری اقتصادی را شناسایی کرد و ارتباط آن‌ها با مفاهیم دینی را بررسی نمود. مدل‌سازی موضوعات به‌ویژه زمانی کاربرد دارد که بخواهیم درک کنیم چگونه مفاهیم دینی در قالب‌های اجتماعی مدرن ظاهر می‌شوند و چه الگوهایی از این مفاهیم در بحث‌های عمومی مشاهده می‌شود.استفاده از این مدل‌ها نه تنها به شناسایی مفاهیم اجتماعی و دینی کمک می‌کند، بلکه امکان استخراج و تحلیل الگوهای جدیدی را فراهم می‌آورد که ممکن است به‌طور ضمنی در داده‌ها وجود داشته باشند. این مدل‌ها به تحلیل‌گران این امکان را می‌دهند که داده‌های پیچیده و پراکنده را به‌صورت ساختارمند و قابل‌تحلیل سازماندهی کنند و ارتباطات میان مفاهیم دینی و اجتماعی را در بستر مسائل معاصر بررسی کنند. با این حال، همچنان با چالش‌هایی در استفاده از این مدل‌ها مواجه هستیم، چرا که الگوریتم‌ها ممکن است قادر نباشند به‌طور کامل عمق معنایی مفاهیم دینی را درک کنند یا نتایج تحلیل‌شده ممکن است از دقت کافی برای انطباق با اصول دینی برخوردار نباشند. برای بهره‌برداری مؤثر از این مدل‌ها، تحلیل‌گر باید به‌طور همزمان به ابعاد معنوی مفاهیم دینی و تحولات اجتماعی و فرهنگی توجه داشته باشد. این رویکرد جامع می‌تواند به ایجاد پیوندهای معنادار میان اصول دینی و مسائل اجتماعی روز کمک کند. پاورقی[1]  شیوه استفاده: Semantic Role Labeling (SRL)  فرآیندی است که در آن جملات به اجزای معنایی مختلف تجزیه می‌شوند و نقش‌های مختلف هر جزء شناسایی می‌شود. در این فرایند، کلمات به‌طور خودکار به نقش‌های معنایی مانند فاعل (Agent)، مفعول (Patient)، هدف (Goal) و غیره برچسب‌گذاری می‌شوند. این کار معمولاً با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین مانند شبکه‌های عصبی عمیق یا مدل‌های درخت تصمیم‌گیری انجام می‌شود. این الگوریتم‌ها پس از آموزش، قادر به شناسایی نقش‌های معنایی در جملات به‌طور خودکار هستند.بستر استفاده: در متون دینی که اغلب جملات پیچیده و معانی استعاری دارند، SRL می‌تواند برای استخراج روابط معنایی دقیق میان واژه‌ها و جملات کمک کند. به‌عنوان مثال، در تحلیل آیات قرآن یا متون حدیثی، SRL می‌تواند مشخص کند که کدام شخصیت دینی در آیه‌ای خاص نقش فعال دارد و چه ویژگی‌هایی به آن نسبت داده شده است. این روش در تفسیر متون دینی و شفاف‌سازی معانی پیچیده نیز بسیار مفید است.منبع پیشنهادی:He, Luheng, Kenton Lee, Mike Lewis, and Luke Zettlemoyer. &quot;Deep Semantic Role Labeling: What Works and What’s Next.&quot; Proceedings of the 55th Annual Meeting of the Association for Computational Linguistics (ACL), 2017, pp. 473–483. P17-1044[2] شیوه استفاده: Deep Semantic Parsing  به تحلیل معنای عمیق جملات پرداخته و روابط پیچیده‌تر میان اجزای جمله را شبیه‌سازی می‌کند. برخلاف مدل‌های صرف‌و نحو سنتی که تنها ساختار گرامری جملات را تحلیل می‌کنند، این روش به تحلیل روابط معنایی و نحوه تعامل مفاهیم مختلف در جمله توجه دارد. جملات پس از تحلیل به گراف‌های معنایی تبدیل می‌شوند که روابط پیچیده میان کلمات و موجودات مختلف را نشان می‌دهند.بستر استفاده: در متون دینی که اغلب دارای معانی چندگانه و پیچیده هستند، Deep Semantic Parsing می‌تواند به تحلیل دقیق‌تر روابط معنایی میان مفاهیم مختلف کمک کند. به‌عنوان مثال، در تحلیل آیات قرآن یا روایات دینی، این روش می‌تواند به کشف مفاهیم پنهان و استخراج معانی عمیق‌تر بپردازد. همچنین در تفسیر قرآن و حدیث، این روش به درک پیچیدگی‌های معنایی جملات و آیات کمک می‌کند، به‌ویژه زمانی که واژگان یا جملات چندین معنا دارند. [3] شیوه استفاده: Topic Modeling  به شناسایی و استخراج موضوعات پنهان در مجموعه‌ای از متون پرداخته و به‌طور خودکار آن‌ها را دسته‌بندی می‌کند. در این روش، از مدل‌های آماری مانند Latent Dirichlet Allocation (LDA)  برای شناسایی موضوعات غالب استفاده می‌شود. این مدل‌ها تلاش می‌کنند تا الگوهای معنایی مشابه را در داده‌ها شبیه‌سازی کنند و در نهایت موضوعات مختلفی را که در مجموعه متون وجود دارند، استخراج نمایند.بستر استفاده: در تحلیل مجموعه‌های بزرگ از متون دینی مانند مجموعه‌های حدیثی یا آثار فقهی، Topic Modeling می‌تواند به شناسایی موضوعات کلیدی مانند اصول اعتقادی، تاریخ پیامبران، فقه اسلامی و مفاهیم اخلاقی کمک کند. این روش برای تحلیل تطبیقی متون دینی در مکتب‌های مختلف فقهی یا حتی در دین‌های مختلف کاربرد دارد. با استفاده از این تکنیک، می‌توان نقاط اشتراک یا تفاوت میان موضوعات مختلف را شناسایی کرد. [4] شیوه استفاده: Latent Dirichlet Allocation (LDA)  یک مدل آماری است که برای کشف موضوعات نهفته در مجموعه‌ای از متون استفاده می‌شود. این مدل فرض می‌کند که هر سند متنی ترکیبی از چندین موضوع است و هر موضوع یک توزیع خاص از کلمات دارد. LDA با استفاده از الگوریتم‌های احتمالاتی، تلاش می‌کند توزیع‌های موضوعات مختلف را شبیه‌سازی کرده و در نهایت، موضوعات غالب در مجموعه‌ای از متون را استخراج کند.بستر استفاده: در متون دینی، LDA می‌تواند به شناسایی موضوعات نهفته مانند عدالت، طهارت، روابط اجتماعی یا اصول دینی کمک کند که ممکن است در ظاهر به‌طور پراکنده در متن ظاهر شوند. این مدل همچنین برای تحلیل تمایلات فکری و مباحث موجود در متون دینی کاربرد دارد و می‌تواند نشان دهد که کدام موضوعات در مقاطع تاریخی یا فکری مختلف برجسته‌تر بوده‌اند. [5]  منبع پیشنهادی:Petukhova, A., Matos-Carvalho, J. P., &amp; Fachada, N. (2024). Text clustering with large language model embeddings. International Journal of Cognitive Computing in Engineering, 2024. [6]   منبع پیشنهادی:Blei, David M., Andrew Y. Ng, and Michael I. Jordan. 2003. &quot;Latent Dirichlet Allocation.&quot; Journal of Machine Learning Research, vol. 3, pp. 993-1022, January. Accessed 2020-01-13</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Oct 2025 15:08:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندسی پرامپت در پژوهش</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-emx0ubt4zcei</link>
                <description>مدل های زبانی بزرگ چیست؟مدل‌های زبانی بزرگ Large Language Models یا LLMs سامانه‌هایی مبتنی بر یادگیری عمیق هستند که با استفاده از معماری‌های ترنسفورمر و سایر تکنیک‌های نوین، بر روی مجموعه‌های داده‌ای وسیع و متنوع از متون طبیعی آموزش می‌بینند. این مدل‌ها با بهره‌گیری از میلیاردها پارامتر، توانایی استخراج الگوها، روابط معنایی و ساختاری زبان را دارند و می‌توانند در وظایف متنوعی مانند تولید متن، ترجمه، تحلیل احساسی، خلاصه‌سازی و پاسخ به سوالات به کار گرفته شوند.به‌طور آکادمیک، مدل‌های زبانی بزرگ از منظر تئوری به عنوان سیستم‌های پیش‌بینی توزیع احتمال کلمه یا توکن بعدی در یک دنباله متنی تعریف می‌شوند. در فرآیند آموزش، این مدل‌ها با استفاده از تکنیک‌های یادگیری بدون نظارت، ساختارهای زبانی و روابط پیچیده بین کلمات را یاد می‌گیرند و در نتیجه قادر به تولید متونی با انسجام، همبستگی و تنوع سبک هستند.علاوه بر این، پژوهش‌های جاری در این حوزه بر بهبود کارایی، کاهش سوگیری‌های موجود در داده‌های آموزشی و افزایش توان مدل در پردازش زبان‌های مختلف و حوزه‌های تخصصی متمرکز است. مدل‌های زبانی بزرگ به عنوان ابزاری کلیدی در تحقیقات هوش مصنوعی و پردازش زبان طبیعی، نقش مهمی در پیشبرد فناوری‌های نوین و کاربردهای متنوع علمی و صنعتی ایفا می‌کنند.تعریف پرامپتپرامپت در مدل‌های زبانی بزرگ، به عنوان ورودی اولیه و استراتژیک تعریف می‌شود که عملکرد مدل در تولید خروجی‌های متنی را هدایت می‌کند. به طور دقیق‌تر، پرامپت مجموعه‌ای از دستورات، سوالات، داده‌های زمینه‌ای یا نمونه‌های نمایشی است که به‌طور سیستماتیک به مدل ارائه می‌شود تا چارچوب معنایی، ساختاری و سبکی را که پاسخ‌های تولیدی باید رعایت کنند، تعیین نماید.از منظر نظری، پرامپت به عنوان یک متغیر مستقل در فرآیند تعامل با مدل‌های زبانی مطرح است. پژوهشگر با تنظیم دقیق اجزای پرامپت، مرزهای موضوعی و ساختاری پاسخ‌ها را مشخص می‌کند و از این طریق به تولید خروجی‌هایی منطبق با اهداف پژوهشی کمک می‌کند. این تنظیم شامل انتخاب محتوا، تعیین قالب نوشتاری و حتی ارائه نمونه‌های راهنما می‌شود، که همگی در جهت افزایش دقت، انسجام و صحت پاسخ‌های ارائه‌شده توسط مدل به کار می‌روند.به عبارت دیگر، پرامپت به عنوان ابزاری کنترلی، نقش واسطه‌ای بین داده‌های ورودی و خروجی‌های مدل را ایفا می‌کند و با فراهم آوردن زمینه و دستورالعمل‌های مشخص، فرآیند تفسیر و پردازش اطلاعات را بهبود می‌بخشد. این ویژگی باعث می‌شود که استفاده از پرامپت به‌عنوان یک ابزار پژوهشی، از نگارش مقالات علمی گرفته تا تحلیل‌های چندمرحله‌ای و سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری، قابلیت اطمینان و کارآمدی خود را افزایش دهد.انواع پرامپت پژوهشی۱. پرامپت‌های ساختارمنداین نوع پرامپت‌ها ورودی‌هایی با قالب از پیش تعیین‌شده هستند که به مدل کمک می‌کنند تا پاسخ خود را در قالب بخش‌های مشخصی ارائه دهد. برای مثال، هنگام نگارش یک مقاله پژوهشی، پرامپت می‌تواند شامل بخش‌های مقدمه، مرور ادبیات، روش‌شناسی، نتایج و نتیجه‌گیری باشد.نمونه کاربردی: &quot;لطفاً یک مقاله مروری در خصوص تأثیر هوش مصنوعی در تشخیص زودهنگام بیماری‌های نورولوژیک بنویسید. مقاله باید شامل بخش‌های مقدمه، مرور ادبیات، روش‌شناسی، نتایج و نتیجه‌گیری باشد.&quot;۲. پرامپت‌های تعاملی (Iterative)در این دسته، پرامپت به صورت مرحله‌ای و در چند فاز ارائه می‌شود تا مدل بتواند با دریافت بازخورد یا اطلاعات اضافی، پاسخ خود را بهبود بخشد. این روش برای مسائلی که تحلیل دقیق و بررسی چندوجهی نیاز دارند، بسیار مناسب است.نمونه کاربردی: &quot;مرحله ۱: خلاصه‌ای از آخرین مقالات منتشرشده در حوزه یادگیری عمیق و کاربردهای آن در پزشکی ارائه دهید. مرحله ۲: بر اساس خلاصه ارائه‌شده، نقاط قوت و ضعف رویکردهای مختلف را تحلیل کنید. مرحله ۳: پیشنهادهایی جهت بهبود روش‌های فعلی ارائه نمایید.&quot;۳. پرامپت‌های نمونه محوردر این رویکرد، چندین نمونه یا مثال پژوهشی به عنوان راهنما به مدل ارائه می‌شود تا الگوی پاسخ‌دهی مشخصی شکل گیرد. استفاده از نمونه‌های پیشین به ویژه در مواقعی که هدف تولید پاسخ‌هایی منطبق با استانداردهای علمی است، بسیار موثر است.نمونه کاربردی:*&quot;با توجه به نمونه‌های زیر:&#x27;تحلیل کاربرد شبکه‌های عصبی در پیش‌بینی روند اقتصادی&#x27;&#x27;ارزیابی تأثیر الگوریتم‌های یادگیری ماشین بر تشخیص      بیماری‌های قلبی&#x27; یک مقاله پژوهشی جامع در خصوص نقش      فناوری هوش مصنوعی در بهبود فرآیندهای تولید ارائه دهید. مقاله باید شامل بخش‌های      مقدمه، مرور ادبیات، روش‌شناسی، نتایج و بحث باشد.&quot;*۴. پرامپت‌های ترکیبیاین نوع پرامپت‌ها از ترکیب چند روش مختلف بهره می‌برند. در این رویکرد، می‌توان هم از چارچوب‌های ساختارمند بهره برد و هم نمونه‌هایی به عنوان الگو ارائه نمود تا همزمان از دقت و هم از انسجام در پاسخ اطمینان حاصل شود.نمونه کاربردی:*&quot;با استفاده از قالب زیر، یک مقاله پژوهشی در خصوص تأثیر هوش مصنوعی بر نوآوری در صنایع تولیدی تهیه کنید. قسمت ۱: مقدمه – تعریف مسئله و اهمیت آن قسمت ۲: مرور ادبیات – معرفی چند نمونه موردی از تحقیقات گذشته قسمت ۳: روش‌شناسی – شرح روش‌های استفاده‌شده قسمت ۴: نتایج – تحلیل داده‌ها و بحث درباره یافته‌ها قسمت ۵: نتیجه‌گیری – جمع‌بندی و پیشنهادهای پژوهشی همچنین نمونه‌های زیر به عنوان الگوی نگارشی در نظر گرفته شوند:&#x27;تحلیل کاربرد شبکه‌های عصبی در پیش‌بینی روند اقتصادی&#x27;&#x27;ارزیابی تأثیر الگوریتم‌های یادگیری ماشین بر تشخیص      بیماری‌های قلبی&#x27;&quot;*۵. پرامپت‌های متا و تفکریدر این دسته، از مدل خواسته می‌شود تا فرآیند استدلال و تحلیل خود را به تفصیل بیان کند. این نوع پرامپت‌ها به پژوهشگران کمک می‌کنند تا از زنجیره استدلال مدل آگاهی پیدا کنند و نقاط قوت و ضعف آن را بررسی نمایند.نمونه کاربردی: &quot;لطفاً فرآیند استدلال خود را در پاسخ به سوال &#x27;تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر بهبود فرآیندهای نوآوری در صنایع تولیدی&#x27; به تفصیل شرح دهید. در پاسخ، هر مرحله از تحلیل، شواهد و منابع مورد استفاده را توضیح دهید.&quot;۶. پرامپت‌های زمینه‌ایاین پرامپت‌ها با ارائه داده‌ها، منابع و اطلاعات زمینه‌ای مرتبط، زمینه را برای ارائه پاسخ‌های تخصصی‌تر فراهم می‌کنند. در پژوهش‌های علمی، استناد به منابع معتبر و داده‌های به‌روز می‌تواند به دقت و اعتبار پاسخ کمک کند.نمونه کاربردی: &quot;با استناد به داده‌های منتشرشده در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر مانند PubMed وIEEE، یک تحلیل انتقادی از روندهای نوین در کاربرد هوش مصنوعی در تشخیص بیماری‌های ژنتیکی ارائه دهید. در تحلیل، به نقاط قوت و محدودیت‌های روش‌های موجود نیز اشاره کنید.&quot;۷. پرامپت‌های تطبیقیاین دسته از پرامپت‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که بتوانند بر اساس بازخوردها و اطلاعات جدید، پاسخ‌های خود را به‌روز کنند. این نوع پرامپت‌ها برای پژوهش‌های بلادرنگ یا سیستم‌های پشتیبانی تصمیم‌گیری مناسب هستند.نمونه کاربردی: &quot;ابتدا خلاصه‌ای از یک مقاله علمی در حوزه هوش مصنوعی ارائه دهید. سپس، بر اساس بازخورد دریافتی از کاربر، تحلیل عمیق‌تری در خصوص نقاط قوت و ضعف مقاله ارائه کنیدتدوین: علیرضا زارعی مشعوف</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Mar 2025 17:26:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرم افزارهای کتاب سنجی</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-mbfrzhcwrmid</link>
                <description>در عصر حاضر، با رشد روزافزون تولید علم و افزایش چشمگیر تعداد مقالات علمی، نیاز به ارزیابی و تحلیل این حجم عظیم از داده‌ها بیش از پیش احساس می‌شود. علم‌سنجی، به عنوان شاخه‌ای از علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی، ابزاری حیاتی برای بررسی و تحلیل روندها و الگوهای علمی است. این حوزه با استفاده از شاخص‌های کمی به ارزیابی کیفیت و تأثیر تحقیقات علمی می‌پردازد و به سیاست‌گذاران، دانشگاه‌ها، و پژوهشگران کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری در زمینه مدیریت پژوهش و تخصیص منابع اتخاذ کنند.با گسترش علم‌سنجی، نرم‌افزارهای تخصصی مختلفی توسعه یافته‌اند که تحلیل و تجسم داده‌های علمی را تسهیل می‌کنند. این نرم‌افزارها، از تحلیل استنادی و شبکه‌های همکاری علمی گرفته تا خوشه‌بندی و تجسم داده‌ها، امکان تحلیل‌های پیچیده‌تری را فراهم کرده‌اند. استفاده از این ابزارها در پژوهش‌های علمی، نه تنها به درک بهتر از ساختار و دینامیک دانش کمک می‌کند، بلکه به شناسایی حوزه‌های نوظهور، اندازه‌گیری تأثیر پژوهش‌ها، و حتی پیش‌بینی روندهای آینده نیز یاری می‌رساند.در این مقاله، به معرفی برخی از نرم‌افزارهای کلیدی در حوزه علم‌سنجی می‌پردازیم که به پژوهشگران کمک می‌کنند تا از این ابزارهای قدرتمند برای ارتقای کیفیت تحقیقات خود بهره‌برداری کنند.BibExcel  یک نرم‌افزار تخصصی است که برای تجزیه و تحلیل داده‌های کتاب‌شناختی و استنادی استفاده می‌شود. این نرم‌افزار توسط Olle Persson در دانشگاه اومئو سوئد توسعه داده شده است و هدف آن کمک به پژوهشگران در انجام تحلیل‌های کتاب‌سنجی، مثل تحلیل استنادی، تحلیل هم‌واژگانی، و خوشه‌بندی استBibExcel قادر است داده‌های کتاب‌شناختی که معمولاً از پایگاه‌های داده علمی مانند Web of Science، Scopus و دیگر منابع استخراج می‌شوند را پردازش کرده و به صورت نمودارها و جداول ارائه دهد. این نرم‌افزار به‌ویژه در پژوهش‌های کتاب‌سنجی که نیاز به تحلیل شبکه‌ای دارند، مانند شبکه‌های استنادی و همکاری علمی، مورد استفاده قرار می‌گیرد.قابلیت‌های BibExcelشامل موارد زیر است:1. تحلیل استنادی: بررسی تعداد استنادها به مقالات یا نویسندگان خاص.2. تحلیل هم‌واژگانی: بررسی فراوانی و روابط بین واژگان کلیدی.3. خوشه‌بندی و شبکه‌سازی: شناسایی گروه‌های مرتبط از مقالات یا نویسندگان بر اساس معیارهای مختلف.اگرچه BibExcelرابط کاربری گرافیکی پیچیده‌ای ندارد، اما به دلیل امکانات گسترده‌ای که ارائه می‌دهد، در میان پژوهشگران حوزه علم‌سنجی و کتاب‌سنجی بسیار محبوب است.VOSviewerVOSviewer یک نرم‌افزار تخصصی برای تجسم و تحلیل شبکه‌های کتاب‌سنجی است که توسط Nees Jan van Eck و Ludo Waltman در دانشگاه لیدن هلند توسعه داده شد. این نرم‌افزار در سال 2009 معرفی شد و به‌سرعت به یکی از ابزارهای محبوب در حوزه علم‌سنجی تبدیل شد. VOSviewer برای ساخت و تجسم نقشه‌های شبکه‌ای از روابط بین مقالات، نویسندگان، موسسات، و واژگان کلیدی استفاده می‌شود. این نرم‌افزار قادر است خوشه‌بندی‌هایی از داده‌ها را به‌صورت گرافیکی نمایش دهد و برای تحلیل‌های پیچیده در مقیاس بزرگ مناسب است. VOSviewer از داده‌های کتاب‌شناختی از پایگاه‌هایی مانند Web of Science و Scopus پشتیبانی می‌کند و امکان تحلیل استنادی، هم‌نویسندگی، و هم‌واژگانی را به کاربران می‌دهد.CiteSpaceCiteSpace یک نرم‌افزار تخصصی برای تحلیل علم‌سنجی است که در سال 2004 توسط Chaomei Chen توسعه داده شد. این نرم‌افزار به پژوهشگران کمک می‌کند تا روندهای علمی و پویایی‌های پژوهشی را در طول زمان شناسایی و تحلیل کنند. CiteSpace به‌ویژه برای تحلیل و نمایش بصری خوشه‌های پژوهشی، شناسایی گره‌های کلیدی در شبکه‌های استنادی، و کشف خوشه‌های نوظهور در متون علمی کاربرد دارد. یکی از ویژگی‌های برجسته CiteSpace قابلیت آن در ایجاد نقشه‌های علم‌سنجی و تحلیل تغییرات در شبکه‌های استنادی در طول زمان است، که این امکان را به پژوهشگران می‌دهد تا مسیرهای تحول علمی و ارتباطات بین حوزه‌های مختلف را بهتر درک کنند.HistCiteHistCite یک نرم‌افزار تحلیل استنادی است که در سال 2005 توسط Eugene Garfield، بنیان‌گذار شاخص استنادی علوم (SCI)، توسعه داده شد. این نرم‌افزار برای تحلیل و ترسیم تاریخچه استنادی مقالات علمی به کار می‌رود. HistCite به پژوهشگران امکان می‌دهد تا روابط استنادی بین مقالات را در طول زمان بررسی کنند و نمودارهایی را ایجاد کنند که نشان‌دهنده تأثیرگذاری مقالات در یک حوزه خاص باشد. این نرم‌افزار به‌ویژه در مطالعاتی که نیاز به تحلیل تأثیر تاریخی مقالات یا نویسندگان دارند، مفید است. HistCite می‌تواند داده‌های استنادی را از پایگاه‌های علمی مختلف دریافت کرده و نمودارهای زمانی و تاریخچه استنادی را برای تحلیل‌های عمیق‌تر ارائه دهد.PajekPajek یک نرم‌افزار برای تحلیل و تجسم شبکه‌های بزرگ است که در سال 1996 توسط Vladimir Batagelj و Andrej Mrvar در دانشگاه لیوبلیانا اسلوونی توسعه یافت. این نرم‌افزار به‌ویژه برای تحلیل شبکه‌های اجتماعی، کتاب‌سنجی و همچنین شبکه‌های زیستی و اطلاعاتی کاربرد دارد. Pajek قادر است شبکه‌های بسیار بزرگ با میلیون‌ها گره و یال را مدیریت و تحلیل کند. این نرم‌افزار ابزارهایی برای تحلیل ساختارهای شبکه‌ای پیچیده مانند اجزای متصل، حلقه‌ها، خوشه‌ها و مسیرهای کوتاه ارائه می‌دهد. Pajek همچنین امکاناتی برای تجسم داده‌ها به صورت گرافیکی فراهم می‌کند که به پژوهشگران امکان می‌دهد ساختارهای شبکه‌ای را به‌وضوح مشاهده و تفسیر کنند.دیگر نرم‌افزارهای رایج و مرتبط با حوزه کتاب‌سنجی و علم‌سنجی شامل موارد زیر هستند:1. Gephi:- سال معرفی: 2008- یک نرم‌افزار متن‌باز و چندمنظوره برای تجسم و تحلیل شبکه‌های پیچیده است. Gephiبرای پژوهش‌های کتاب‌سنجی و همچنین شبکه‌های اجتماعی، زیستی و اطلاعاتی کاربرد دارد. این نرم‌افزار ابزارهای متعددی برای تحلیل ساختار شبکه و تجسم گراف‌ها ارائه می‌دهد.2. Sci2 Tool:- سال معرفی: 2009- یک ابزار تخصصی برای تحلیل داده‌های علمی و شبکه‌های همکاری علمی است. این نرم‌افزار توسط دانشگاه ایندیانا توسعه یافته و برای تجزیه و تحلیل داده‌های مختلف از جمله استناد، همکاری علمی، و ارتباطات استفاده می‌شود.3. UCINET:- سال معرفی: 1987- یک نرم‌افزار تخصصی برای تحلیل شبکه‌های اجتماعی است که به‌ویژه در پژوهش‌های کتاب‌سنجی برای تحلیل همکاری علمی و شبکه‌های استنادی استفاده می‌شود. UCINETابزارهای مختلفی برای تحلیل ماتریس‌های شبکه‌ای و تجسم آنها ارائه می‌دهد.تنظیم: علیرضا زارعیمدیر مرکز تحقیقات نگره</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Aug 2024 09:32:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم داده را از کجا شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mj3qdtxfl890</link>
                <description>علوم داده (Data Science) یکی از حوزه‌های مهم و پرطرفدار در دنیای برنامه‌نویسی و فناوری اطلاعات است. علوم داده به مجموعه‌ای از روش‌ها، الگوریتم‌ها و سیستم‌ها اطلاق می‌شود که به منظور استخراج دانش و اطلاعات ارزشمند از داده‌ها به کار می‌روند. به طور کلی، علوم داده شامل چندین مرحله و مفهوم کلیدی است:1. جمع‌آوری داده‌ها: این مرحله شامل جمع‌آوری داده‌ها از منابع مختلف مانند دیتابیس‌ها، فایل‌ها، APIها و سنسورها است.2. پیش‌پردازش داده‌ها: در این مرحله، داده‌های خام تمیز، نرمال‌سازی و تبدیل می‌شوند تا برای تحلیل آماده باشند. این مرحله شامل حذف داده‌های نویزی، پر کردن مقادیر گمشده و تبدیل داده‌ها به فرمت‌های مناسب است.3. تحلیل داده‌ها: استفاده از روش‌های آماری و الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای تحلیل و تفسیر داده‌ها. هدف از این مرحله کشف الگوها، روابط و اطلاعات پنهان در داده‌ها است.4. مدل‌سازی داده‌ها: ایجاد مدل‌های پیش‌بینی‌کننده یا توصیفی با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق. این مدل‌ها برای پیش‌بینی رفتار آینده یا دسته‌بندی داده‌های جدید استفاده می‌شوند.5. ارزیابی مدل‌ها: ارزیابی دقت و کارایی مدل‌ها با استفاده از داده‌های تست و معیارهای ارزیابی مختلف.6. بصری‌سازی داده‌ها: نمایش داده‌ها و نتایج تحلیل‌ها به صورت گرافیکی و بصری به منظور فهم بهتر و ارائه گزارش‌ها.برنامه‌نویسان علوم داده معمولاً از زبان‌های برنامه‌نویسی مانند Python و R و کتابخانه‌ها و ابزارهای مختلفی مانند pandas، numpy، scikit-learn، TensorFlow و PyTorch استفاده می‌کنند.به طور خلاصه، علوم داده ترکیبی از آمار، ریاضیات، برنامه‌نویسی و دانش دامنه خاص است که به استخراج دانش و بینش از داده‌ها می‌پردازد.برای شروع یادگیری علوم داده، می‌توانید این مراحل را دنبال کنید:1. مفاهیم پایه‌ای آمار و ریاضیات:   - یادگیری مفاهیم پایه‌ای آمار و احتمال   - آشنایی با جبر خطی و محاسبات ماتریسی   - یادگیری اصول اولیه حساب دیفرانسیل و انتگرال2. یادگیری زبان‌های برنامه‌نویسی:   - شروع با Python: این زبان به دلیل سادگی و وجود کتابخانه‌های قدرتمند برای تحلیل داده‌ها بسیار محبوب است.   - یادگیری R: زبان دیگری که مخصوص تحلیل‌های آماری است.3. استفاده از کتابخانه‌ها و ابزارهای علوم داده:   - pandas: برای کار با داده‌های جدولی   - numpy: برای محاسبات عددی   - matplotlib و seaborn: برای بصری‌سازی داده‌ها   - scikit-learn: برای الگوریتم‌های یادگیری ماشین   - TensorFlow و PyTorch: برای یادگیری عمیق4. آشنایی با مفاهیم یادگیری ماشین:   - یادگیری الگوریتم‌های پایه‌ای مانند رگرسیون خطی، درخت‌های تصمیم‌گیری، ماشین بردار پشتیبان (SVM)، و جنگل‌های تصادفی   - آشنایی با مفاهیم یادگیری نظارت‌شده و بدون نظارت5. کار با داده‌های واقعی:   - دانلود و تحلیل مجموعه‌داده‌های موجود در وب‌سایت‌هایی مانند Kaggle و UCI Machine Learning Repository   - شرکت در مسابقات Kaggle برای حل مسائل واقعی و یادگیری از دیگران6. پروژه‌های عملی:   - انجام پروژه‌های عملی کوچک تا بزرگ برای تقویت مهارت‌ها   - کار بر روی پروژه‌های پایان‌نامه یا تحقیقات شخصی7. دوره‌های آموزشی و منابع آنلاین:   - دوره‌های آنلاین مانند Coursera، edX و Udacity   - کتاب‌ها و منابع آموزشی مانند &quot;Python for Data Analysis&quot; نوشته Wes McKinney و &quot;Introduction to Statistical Learning&quot; نوشته Gareth James و دیگران8. شبکه‌سازی و شرکت در اجتماعات علوم داده:   - شرکت در گروه‌های Meetup و کنفرانس‌های مربوط به علوم داده   - دنبال کردن وبلاگ‌ها و پادکست‌های متخصصان حوزه علوم دادهیادگیری علوم داده یک فرایند زمان‌بر است، اما با پشتکار و تمرین مستمر، می‌توانید به یک متخصص علوم داده تبدیل شوید.علم داده در تحقیقات کیفی نیز قابل اجراست. در واقع، ترکیب روش‌های علم داده با تحقیقات کیفی می‌تواند نتایج جامع‌تر و عمیق‌تری ارائه دهد. در تحقیقات کیفی، علم داده می‌تواند به شکل‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد:1. تحلیل محتوای کیفی: از ابزارهای پردازش زبان طبیعی (NLP) برای تحلیل و کدگذاری داده‌های متنی (مانند مصاحبه‌ها، مقالات، و نظرسنجی‌ها) استفاده می‌شود.  2. تحلیل تماتیک: الگوریتم‌های خوشه‌بندی و مدل‌های موضوعی می‌توانند برای شناسایی الگوها و تم‌های غالب در داده‌های کیفی بکار روند.  3. تجسم داده‌ها: ابزارهای تجسم داده‌ها می‌توانند به بصری‌سازی نتایج کیفی کمک کنند و به محققان این امکان را دهند که الگوها و ارتباطات پنهان را بهتر مشاهده کنند.4. تحلیل شبکه‌های اجتماعی: در بررسی ارتباطات و تعاملات اجتماعی، علم داده می‌تواند به تحلیل و مصور‌سازی شبکه‌های ارتباطی کمک کند.5. میکس متد: ترکیب داده‌های کیفی و کمی، که با استفاده از علم داده و روش‌های آماری پیشرفته می‌توان همبستگی‌ها و تفاوت‌های میان این داده‌ها را بررسی کرد.استفاده از این روش‌ها به محققان کمک می‌کند تا داده‌های کیفی را به شکلی ساختاریافته‌تر و دقیق‌تر تحلیل کنند و از نتایج بدست‌آمده، استنباط‌های بهتری انجام دهند.</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2024 09:46:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخراج موضوع در تحقیقات کیفی و روش تحلیل روایت</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-he4cmkzwuf8g</link>
                <description> استخراج موضوع در تحقیقات کیفی به معنای شناسایی و دسته‌بندی الگوها و مفاهیم از داده‌های کیفی (مثل مصاحبه‌ها، مشاهدات و یادداشت‌های میدانی) است. این فرآیند به پژوهشگر کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از موضوع مورد مطالعه به دست آورد. در ادامه به برخی از روش‌های استخراج موضوع در تحقیقات کیفی اشاره می‌کنیم:1. کدگذاری اولیه (Initial Coding): در این مرحله، پژوهشگر داده‌های کیفی را به کدهای کوچک‌تر تقسیم می‌کند. این کدها می‌توانند کلمات، عبارات یا جملاتی باشند که به نظر می‌رسد مهم هستند.2. کدگذاری محوری (Axial Coding): در این مرحله، پژوهشگر کدهای اولیه را دسته‌بندی می‌کند و روابط بین آنها را شناسایی می‌کند. این فرآیند به شناسایی مفاهیم بزرگ‌تر و الگوهای مشترک کمک می‌کند.3. کدگذاری انتخابی (Selective Coding): در این مرحله، پژوهشگر کدها و دسته‌ها را با توجه به سوالات پژوهشی و چارچوب نظری مورد استفاده، نهایی می‌کند. در اینجا، موضوعات کلیدی و مفاهیم اصلی شناسایی و انتخاب می‌شوند.4. تحلیل محتوای کیفی (Qualitative Content Analysis): این روش به شناسایی و کدگذاری الگوها و مضامین در داده‌های کیفی می‌پردازد. پژوهشگر می‌تواند از نرم‌افزارهای تحلیل کیفی مانند NVivo یا ATLAS .ti برای سازماندهی و تحلیل داده‌ها استفاده کند.5. تحلیل موضوعی (Thematic Analysis): این روش شامل شناسایی، تحلیل و گزارش‌گیری از الگوهای (موضوعات) درون داده‌ها است. تحلیل موضوعی شامل مراحل خواندن و آشنایی با داده‌ها، کدگذاری اولیه، جستجوی موضوعات، مرور موضوعات، تعریف و نامگذاری موضوعات، و تولید گزارش نهایی است.6. نظریه‌پردازی زمینه‌ای (Grounded Theory): در این روش، داده‌ها به صورت نظام‌مند جمع‌آوری و تحلیل می‌شوند تا یک نظریه جدید ایجاد شود. کدگذاری در این روش شامل مراحل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی است.7. تحلیل روایتی (Narrative Analysis): در این روش، پژوهشگر داستان‌ها و روایت‌های موجود در داده‌ها را تحلیل می‌کند تا مضامین و الگوهای معنایی را شناسایی کند.هر کدام از این روش‌ها می‌توانند به تنهایی یا به صورت ترکیبی مورد استفاده قرار گیرند تا به درک بهتری از داده‌های کیفی و استخراج موضوعات از آنها کمک کنند.روش تحلیل روایتروش تحلیل روایت (Narrative Analysis) یک رویکرد کیفی است که به بررسی و تفسیر داستان‌ها، روایت‌ها و گفتارها پرداخته و به دنبال فهم معنا و ساختار این روایت‌ها است. این روش به طور گسترده در علوم اجتماعی، علوم انسانی و رشته‌های مرتبط استفاده می‌شود. در اینجا به برخی اصول و مراحل کلیدی این روش پرداخته می‌شود:اصول کلیدی تحلیل روایت1. تمرکز بر داستان‌ها و روایت‌ها: این روش بر تحلیل داستان‌ها و روایت‌ها تمرکز دارد، خواه این روایت‌ها از طریق مصاحبه‌ها، متون نوشتاری، یا گفتارهای شفاهی ارائه شده باشند.2. درک ساختار و محتوای روایت: تحلیل‌گر به ساختار، ترتیب و محتوای روایت‌ها توجه می‌کند تا معانی نهفته در آن‌ها را کشف کند.3. توجه به زمینه و شرایط: تحلیل‌گر به زمینه و شرایطی که روایت در آن شکل گرفته است، اهمیت می‌دهد. این شامل شرایط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است.4. تحلیل زبان و بیان: بررسی نحوه بیان و استفاده از زبان در روایت‌ها، از جمله لحن، سبک و واژگان مورد استفاده.مراحل کلیدی تحلیل روایت1. جمع‌آوری داده‌ها: ابتدا باید داده‌های روایتی جمع‌آوری شوند. این داده‌ها می‌توانند شامل مصاحبه‌ها، متون نوشتاری، گفتارهای شفاهی یا هر نوع مستندات دیگری باشند.2. خوانش و بازخوانی دقیق: تحلیل‌گر به طور دقیق و چندباره داده‌ها را می‌خواند تا با محتوای روایت‌ها آشنا شود.3. کدگذاری و دسته‌بندی داده‌ها: داده‌ها به کدها و دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند تا الگوها و تم‌های مشترک شناسایی شوند.4. تحلیل ساختاری: تحلیل‌گر به بررسی ساختار روایت‌ها می‌پردازد. این شامل بررسی ترتیب رویدادها، نحوه آغاز و پایان روایت‌ها، و نقاط اوج داستان‌ها است.5. تحلیل محتوایی: محتوای روایت‌ها به دقت بررسی می‌شود تا معانی و پیام‌های اصلی استخراج شوند. این مرحله شامل تحلیل تم‌ها، انگیزه‌ها و دیدگاه‌های بیان شده در روایت‌ها است.6. تفسیری: در این مرحله، تحلیل‌گر نتایج تحلیل را تفسیر می‌کند و به دنبال درک عمیق‌تری از معنا و اهمیت روایت‌ها است. کاربردهای تحلیل روایت- تحلیل تجربیات شخصی: برای فهم تجربیات و دیدگاه‌های افراد.- مطالعات فرهنگی و اجتماعی: برای تحلیل نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی و فرهنگی در روایت‌ها.- تحلیل تاریخی: برای بررسی نحوه روایت تاریخ و رویدادهای تاریخی.- پژوهش‌های روان‌شناسی: برای فهم ساختار و محتوای روایت‌های بیماران و مراجعین. نمونه‌ها و مثال‌ها- تحلیل روایت‌های زندگی‌نامه‌ای برای درک تجربیات زندگی افراد.- تحلیل داستان‌های رسانه‌ای برای بررسی نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی.- تحلیل مصاحبه‌های انجام شده با شاهدان عینی یک رویداد تاریخی.روش تحلیل روایت با تمرکز بر داستان‌ها و روایت‌ها به ما کمک می‌کند تا به فهم عمیق‌تری از تجربیات، دیدگاه‌ها و معانی پنهان در گفتارها و نوشتارها دست یابیم.</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jul 2024 18:55:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رونمایی از کتاب «پیدا» در اسدآباد</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-wfvrzizdgdtd</link>
                <description>رونمایی از کتاب «پیدا» در اسدآبادبه مناسبت سالروز ولادت امام زمان(عج) از کتاب «پیدا» که به روایات شیخ عبدالله راشد و تشرف ایشان محضر امام زمان(عج) می پردازد، رونمایی شد.به گزارش خبرگزاری صدا و سیمای استان همدان، علیرضا زارعی مشعوف، نویسنده کتاب «پیدا» در خصوص جزییات این کتاب گفت: این کتاب نخستین تحلیل تاریخی و روایت شناختی از حکایت تشرف حاج شیخ عبدالله راشد بر پایه تجزیه مقولات تشرف، وصال به ولایت و استنادات تاریخی و حدیثی است.نویسنده کتاب با واکاوی چندین روایت متفاوت به الگوی نهایی و یگانه‌ای از کامل‌ترین نوع تشرف به ساحت قدسی حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است.یافته‌های این تحقیق علاوه بر جنبه‌های عرفانی، کلامی از ارتباط ملاقات با تمامیت حج در غیبت کبرا بر اساس روش تحلیل روایت، به پنج تحلیل عرفانی، تاریخی و چهار شاهد برای اثبات مطابقت مزار ایشان با آنچه در شهرستان اسدآباد است، دارد.این کتاب در حضور، امام جمعه محترم شهرستان اسدآباد، ریاست کل اداره ارشاد اسلامی استان همدان، فرمانداری شهرستان اسدآباد، ریاست کتابخانه شهرستان اسدآباد، ریاست اداره ارشاد اسلامی شهرستان اسدآباد، ریاست اداره سازمان تبلیغات اسلامی، اعضای شهرداری شهرستان اسدآباد و اعضای نیروی انتظامی و سایر ادارات و با حضور چند خبرنگار استانی و شهرستانی رونمایی شد. انعکاس در خبرگزاری ها:خبرگزاری کتاب ایرانپایگاه خبری عصر همدانخبرگزاری صدا و سیماخبرگزاری حوزه های علمیه استان همدانخبرگزاری سازمان تبلیغات اسلامیخبرگزاری دانشجویان ایرانخبرگزاری رسمی حوزهخبرگزاری فرهنگ و ارشاد اسلامیآشنایی با نویسنده: علیرضا زارعی مشعوف</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Feb 2024 21:03:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی و تحلیل دانش</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-byu9bzhqrkvg</link>
                <description>مهم ترین ابزار های هوش مصنوعی برای نویسندگیاین ابزارها از مدل‌های زبان بزرگ (LLM) استفاده می‌کنند که می‌توانند متن‌های مرتبط با موضوع شما را تولید یا بهبود بخشند. برخی از این ابزارها عبارتند از:- سودورایت (Sudowrite): یک ابزار هوش مصنوعی برای داستان‌نویسان که می‌تواند توصیف، ادامه، تغییر، و تولید داستان‌های جذاب و خلاقانه را انجام دهد¹.- جاسپر (Jasper.ai): یک ابزار هوش مصنوعی برای نوشتن مقالات تحلیلی و تحقیقاتی که می‌تواند مقدمه، پیشنهاد، بدنه، و نتیجه‌گیری را بر اساس موضوع و متن شما بسازد².- کاپی (Copy.ai): یک ابزار هوش مصنوعی برای نوشتن محتوای خلاقانه و بازاریابی که می‌تواند عنوان، تیزر، خلاصه، و متن را برای مقالات، وبلاگ‌ها، پادکست‌ها، و غیره ایجاد کند³.- نویسنده کامل مقاله هوش مصنوعی (Perfect Essay Writer AI): یک ابزار هوش مصنوعی برای نوشتن مقالات دانشگاهی و تحصیلی که می‌تواند مقالات را از صفر یا بر اساس متن شما تولید یا ویرایش کند⁴.- مقاله فورج (Article Forge): یک ابزار هوش مصنوعی برای نوشتن مقالات سئو شده و بهینه شده برای موتورهای جستجو که می‌تواند مقالات را با استفاده از کلمات کلیدی شما تولید کند⁵.- شورتلی (ShortlyAI): یک ابزار هوش مصنوعی برای نوشتن محتوای طولانی و جذاب که می‌تواند متن شما را توسعه دهد، ایده‌های جدید را پیشنهاد کند، و متن شما را بهبود بخشد.- اسیبات (Essaybot): یک ابزار هوش مصنوعی برای نوشتن مقالات ساده و کوتاه که می‌تواند متن شما را بازنویسی کند، منابع را ارجاع دهد، و خطاهای نگارشی را برطرف کند. معرفی چند سایت بر پایه هوش مصنوعی برای تحلیل مقالات تعدادی از سایت‌هایی که بر پایه هوش مصنوعی و الگوریتم‌های پردازش زبان طبیعی برای تحلیل مقالات علمی استفاده می‌کنند، عبارتند از:1. Semantic Scholar - یک موتور جستجوی علمی با تمرکز بر هوش مصنوعی و امکانات پیشرفته برای جستجو و تحلیل مقالات علمی است.   2. Scite - این سایت از هوش مصنوعی برای ارزیابی و اعتبارسنجی مقالات استفاده می‌کند و به ارائه معیارهای ارزیابی دقیق مقالات می‌پردازد.3. Paper Digest - این سایت از الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای خلاصه‌سازی و تجزیه و تحلیل مقالات علمی استفاده می‌کند و خلاصه‌ای کوتاه و جامع از مقالات ارائه می‌دهد.4. Kopernio - این سرویس به عنوان یک ابزار مدیریت مقالات و ارتباط مستقیم با مقالات علمی شناخته شده است و از امکانات هوش مصنوعی برای کمک به کاربران در دسترسی به مقالات استفاده می‌کند.همچنین، بسیاری از پایگاه‌های داده علمی مانند PubMed، IEEE Xplore، ScienceDirect و Google Scholar نیز ابزارهای خود را برای جستجو و تحلیل مقالات با استفاده از هوش مصنوعی بهبود داده‌اند. چند سایت بر پایه هوش مصنوعی برای ارجاع و منبع دهیبرخی از سایت‌هایی که از هوش مصنوعی برای ارجاع و ارائه منابع مقالات استفاده می‌کنند عبارتند از:1. Mendeley - یک ابزار مدیریت منابع و ارجاع‌دهی که با استفاده از هوش مصنوعی به کاربران کمک می‌کند تا منابع مطالعاتی خود را مدیریت و بهبود دهند.2. Zotero - نرم‌افزار مدیریت منابعی است که از الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای ارجاع و مدیریت منابع استفاده می‌کند.3. EndNote - یک ابزار معروف مدیریت منابع که به کمک هوش مصنوعی ارجاع‌دهی و مدیریت منابع را ساده‌تر می‌کند.4. Citavi - نرم‌افزار مدیریت منابعی است که از تکنولوژی هوش مصنوعی برای تولید ارجاع‌ها و مدیریت منابع استفاده می‌کند.این سایت‌ها و نرم‌افزارها به عنوان ابزارهای مدیریت منابع علمی معروف بوده و از قابلیت‌های هوش مصنوعی برای کمک به کاربران در ارجاع و مدیریت منابع استفاده می‌کنند.مرکز تحقیقات نگره</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jan 2024 17:59:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب پیدا؛ تحلیل روایت تشرف شیخ عبدالله راشد</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%AF-rnvejdwfsk7a</link>
                <description>کتاب پیدا؛ تحلیل روایت تشرف شیخ عبدالله راشدکتاب پیدا، نخستین تحلیل تاریخی و روایت شناختی از حکایت تشرف حاج شیخ عبدالله راشد بر پایه تجزیه مقولات تشرف، وصال به ولایت و استنادات تاریخی و حدیثی است. نویسنده کتاب، با واکاوی چندین روایت متفاوت به الگوی نهایی و یگانه ای از کامل ترین نوع تشرف به ساحت قدسی حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است. یافته های این تحقیق علاوه بر جنبه های عرفانی، کلامی از ارتباط ملاقات با تمامیت حج در غیبت کبرا بر اساس روش تحلیل روایت، به پنج تحلیل عرفانی، تاریخی و چهار شاهد برای اثبات مطابقت مزار ایشان با آنچه در شهرستان اسدآباد است، دارد.حاج شیخ عبدالله راشد، متمسک به اقیانوس احسان و فیض، متشرف به روح متعالی کعبه و متوسل به ریسمان امن ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را می توان پیدایی دانست که در اواخر عمرش به مهدی پنهان رسید.نویسنده این کتاب، علیرضا زارعی مشعوف، مدیر مرکز تحقیقات نگره و از پژوهشگران فرهنگ و علم اجتماعی اسلامی، در سه فصل به تحلیل این روایت پرداخته است و با حمایت دفتر امام جمعه شهرستان اسدآباد، از سوی انتشارات مکث اندیشه (ناشر برگزیده کشور در سال 1399) به چاپ رسیده است. همچنین مقدمه این کتاب توسط حجت الاسلام سید جلال رضوی همدانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه و از نویسندگان کشوری نگاشته است.در قسمتی از کتاب می خوانیم:شیخ عبدالله راشد، اوحدی از موحدان بوده که تشرف مستقیم و بی واسطه به محضر نورانی امام زمان را آن هم در اوائل عصر غیبت کبرا داشته است و این فیض عظیم، توسط مبدا فیض به او عطا شده است. بر این اساس می توان گفت که: تشرّف ایشان در جریان حرکت به مکه، به معنای وصول به ولایت (واسطه فیض و تنظیم آن ) و روح کعبه و وصول به مجری شب قدر در راستای تقدیرِ سعادت ابدی برای شخص تشرف یافته است. تشرف، اکمال حج و حج، اتمام میثاق با ولیّ امر است.در پایان از خداوند متعال، توفیق روافزون را خواستاریم و امیدواریم که این اثر توانسته باشد برای ارتقای علمی پژوهشگران قدمی برداشته باشد.</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jan 2024 14:51:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول نوشتن طرح نامه با چت GPT</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%AA-gpt-wfi3nljtzas3</link>
                <description>برای نگارش طرح نامه، اصول جامعی توسط چت جی پی تی ارائه شده که به صورت پرسش و پاسخ در اختیار خوانندگان قرار داده می شود.مراحل تدوین بیان مسئله در یک طرح نامه می‌تواند به شرح زیر باشد: 1. تعریف مشکل یا چالش:- توضیح دقیق و مختصری از مسئله یا چالش مورد نظر، تاکید بر اهمیت و شدت مشکل و اثرات آن.2. توضیح اهمیت مسئله:- بیان اهمیت و ضرورت حل مسئله، تأثیرات منفی کنونی و آینده اگر مسئله حل نشود.3. تحلیل موارد زیرمسئله‌ها:- شناسایی و توضیح زیرمسائل یا فرعیات مرتبط با مسئله اصلی. 4. بیان چارچوب مفهومی و نظری:- ارائه مفاهیم و نظریه‌هایی که توجیه می‌کنند چرا این مسئله باید حل شود و چگونه می‌تواند حل شود.5. ارائه راه‌حل‌ها یا پیشنهادات:- بیان راه‌حل‌های ممکن یا پیشنهاداتی برای حل مسئله و اقدامات قابل انجام.6. توضیح توانمندی‌ها و منابع مورد نیاز:- تبیین منابع مالی، انسانی و فنی لازم برای اجرای راه‌حل‌های پیشنهادی.7. توضیحاتی درباره پیگیری و ارزیابی:- بیان نحوه پیگیری و ارزیابی عملکرد راه‌حل‌های پیشنهادی. 8. خلاصه و بیان مجدد اهمیت مسئله:- خلاصه‌ای از مسئله، اهمیت حل آن و تأثیرات مثبت حل مشکل.مراحل قدم به قدم پیشینه در طرح نامه تحقیق کدام اند؟نوشتن بخش پیشینه تحقیق در طرح نامه نیازمند توجه به مراحل خاصی است. این مراحل می‌توانند به صورت زیر باشند: 1. معرفی موضوع:- شروع با معرفی موضوع اصلی طرح نامه.- بیان دلیل انتخاب این موضوع و اهمیت آن 2. مرور ادبیات و تحقیقات گذشته:- بررسی و شرح مطالعات، تحقیقات و پژوهش‌هایی که پیش از این در این زمینه انجام شده است.- تشریح دستاوردها، نتایج و مواردی که قبلاً بررسی شده‌اند. 3. نوآوری و تفاوت با تحقیقات گذشته:- بیان نکاتی که طرح شما را از تحقیقات گذشته متمایز می‌کند.- توضیح اینکه چگونه طرح شما جدیدتر یا بهبود یافته است.4. توضیح رویکرد و متدولوژی:- شرح رویکردی که شما در پژوهش خود انتخاب کرده‌اید.- توضیح متدولوژی (روش‌شناسی) استفاده‌شده برای بررسی موضوع. 5. تأکید بر اهمیت وضعیت فعلی:- بیان چالش‌ها، نیازها یا کاستی‌های موجود در حوزه‌ی مورد مطالعه.- توضیح اینکه چرا حل این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است. 6. بررسی انتقادات و نقدهای مطرح‌شده:- معرفی انتقادات یا نقدهایی که به تحقیقات گذشته ارائه شده است.- بیان چگونگی تلاش برای پر کردن این خلأها یا پاسخ به این انتقادات. 7. تأثیرات پیش‌بینی‌شده:- توضیح چگونگی تأثیر طرح شما بر زمینه مورد مطالعه.- بیان مزایای اجتماعی، علمی یا صنعتی ممکن.با توجه به این مراحل، می‌توانید بخش پیشینه تحقیق را به صورت دقیق، جامع و قانونی در طرح نامه خود بنویسید.روش به دست آوردن فرضیه چگونه است؟روش به دست آوردن فرضیه در طرح نامه می‌تواند به این صورت باشد: 1. پژوهش اولیه:- شروع با بررسی پژوهش‌های قبلی و ادبیات موجود در زمینه مورد نظر.- تشخیص خلأها، نواقص و نقاط قوت پژوهش‌های گذشته. 2. تعیین موضوع و مسئله:- تعیین موضوع دقیق و مشخصی که قصد دارید تحقیق در آن انجام دهید.- شناسایی مسئله‌ی اصلی و گره‌های مهم در این زمینه.3. تحلیل و تفسیر داده‌ها:- تجزیه و تحلیل دقیق داده‌های موجود یا مطالعات قبلی.- تفسیر این داده‌ها به منظور انتخاب موضوعات مرتبط و شناسایی الگوها یا نقاط مهم. 4. توجیه فرضیه:- براساس تحلیل‌های انجام‌شده، فرضیاتی ارائه دهید که می‌توانند به حل مسئله کمک کنند.- این فرضیه‌ها باید از داده‌ها یا الگوهای شناسایی‌شده پیروی کنند. 5. آزمون فرضیه:- توضیح دهید که چگونه قصد دارید فرضیات خود را تست کنید.- شرح روش‌ها و ابزارهایی که برای بررسی فرضیات استفاده می‌کنید. 6. پیش‌بینی نتایج:- معرفی احتمالی‌ترین نتایج و توقعات شما از تست فرضیه‌ها.- بیان اینکه چگونه نتایج ممکن می‌توانند به حل مسئله کمک کنند.7. قابلیت تغییر:- بیان اینکه فرضیه‌ها قابل تغییر و بازنگری هستند در صورت ظهور اطلاعات جدید یا نتایج متفاوت.با انجام این مراحل، می‌توانید فرضیات مرتبط با طرح نامه‌ی خود را به صورت دقیق، قابل اندازه‌گیری و قابل بررسی بنویسید.تفاوت اهداف و ضرورت در چیست؟در طرح نامه، اهداف و ضرورت‌ها دو جنبه مهم و متفاوت هستند که به طور جداگانه در نظر گرفته می‌شوند: اهداف:1. معیارهای دقیق و محوری: اهداف در طرح نامه به معیارهای دقیق و قابل ارزیابی برای رسیدن به هدف کلی متمرکز می‌شوند. آنها به دست‌یافتن به یک نتیجه مشخص و اندازه‌پذیر می‌پردازند.2. راهبرد تحقیق: اهداف به عنوان راهبردهایی برای رسیدن به نتایج مورد انتظار از طریق یک مسیر تعیین‌شده مورد استفاده قرار می‌گیرند.3. محدوده‌ی تعیین شده: اهداف در یک محدوده‌ی زمانی و مکانی خاص تعیین می‌شوند و باید داخل محدوده‌های مشخص ارائه شوند. ضرورت‌ها:1. توجیه مسئله: ضرورت‌ها به توضیح دلایل و اهمیت مسئله‌ی مطرح شده در طرح نامه می‌پردازند.2. نیازمندی‌ها و فرصت‌ها: ضرورت‌ها نیازمندی‌ها و فرصت‌هایی را که با انجام تحقیق در مسیر ارائه شده می‌توان دست‌یافت را مورد بررسی قرار می‌دهند.3. مزایا و اهمیت اجتماعی: توضیحاتی که نشان می‌دهند چطور این تحقیقات می‌توانند به ارتقاء دانش، بهبود جامعه و یا صنعت کمک کنند.بنابراین، اهداف تمرکز بر نتایج و خروجی‌های مشخصی دارند درحالی‌که ضرورت‌ها به توجیه مسئله و ارزش انجام تحقیقات می‌پردازند. هر دو مهم هستند و به صورت متقابل به ارتقای کیفیت و ارزش طرح نامه کمک می‌کنند.تفاوت سوال اصلی با سوالات فرعیمراحل ساختن سوالات اصلی و فرعی در یک طرح نامه می‌تواند به صورت زیر باشد:1. تعریف موضوع و مسئله:- سوال اصلی:    - بر اساس مسئله‌ی مطرح شده، سوالی اصلی و کلی تعریف کنید که به حل مسئله کمک می‌کند.- سوال‌های فرعی:    - سوالاتی که به کمک بهترین روش برای پاسخ به سوال اصلی ایجاد می‌کنند. این سوالات باید جنبه‌های مختلف مسئله را در نظر بگیرند. 2. بررسی ادبیات:- سوال اصلی:    - بر اساس ادبیات موجود، سوالی کلی و کامل تری برای مطرح کردن مسئله تعریف کنید.- سوال‌های فرعی:    - سوالاتی که از ادبیات موجود برای پاسخ دادن به سوال اصلی مشخص می‌شوند.3. تحلیل داده‌ها:- سوال اصلی:    - سوالی که با تحلیل دقیق داده‌ها یا مطالعات پیشین، به بهترین روش برای حل مسئله کمک می‌کند.- سوال‌های فرعی:    - سوالاتی که برای تفسیر و تحلیل داده‌ها و استخراج اطلاعات بیشتر از اهمیت هر یک از جوانب مسئله پرسیده می‌شود. 4. تعریف فرضیات:- سوال اصلی:    - سوالی که برای تایید یا رد فرضیات مطرح شده مورد استفاده قرار می‌گیرد.- سوال‌های فرعی:    - سوالاتی که برای بررسی یا اثبات هر فرضیه خاصی مطرح می‌شوند. 5. طراحی روش تحقیق:- سوال اصلی:    - سوالی که با توجه به روش‌شناسی انتخابی، منطقی و اندازه‌پذیر باشد.- سوال‌های فرعی:    - سوالاتی که از طریق جزئیات روش‌شناسی انتخابی، می‌توانند راهنمایی کننده باشند.با رعایت این مراحل، می‌توانید سوالات اصلی و فرعی مرتبط با طرح نامه‌ی خود را به صورت منطقی و کامل بنویسید که بهترین روش برای پاسخ به مسئله مورد بررسی را ارائه می‌دهند.روش های تحقیق در علوم انسانی کدام اند؟در علوم انسانی، چندین نوع روش تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد که هرکدام مختصات خود را دارند. برخی از اصلی‌ترین انواع روش‌های تحقیق در این زمینه عبارتند از: 1. روش تحقیق کیفی:- مطالعات موردی:    - تحلیل عمیق و جزئی اطلاعات یک مورد یا یک گروه محدود از افراد را مدنظر قرار می‌دهد.- مصاحبه‌های عمیق:    - انجام مصاحبه‌های مفصل و گسترده با افراد به‌منظور درک عمیق از دیدگاه‌ها و تجربیات آنها.- مشاهده مشارکتی:    - حضور فعال پژوهش‌گر در محیط مورد مطالعه با هدف مشاهده و ثبت رفتارها و فرآیندها. 2. روش تحقیق کمّی:- پژوهش تجربی:    - انجام آزمایش‌ها و مطالعات با هدف جمع‌آوری داده‌های کمّی و ارتباط آماری با اجزاء مختلف.- پژوهش میدانی:    - انجام پژوهش در محیط طبیعی مورد مطالعه با هدف جمع‌آوری داده‌های کمّی.- پژوهش پیمایشی:    - جمع‌آوری اطلاعات از یک جامعه یا گروه به‌صورت سیستماتیک با استفاده از پرسشنامه‌ها و مقابله با متغیرهای مختلف.3. روش تحقیق میان‌رشته‌ای:- پژوهش اکتشافی:    - انجام تحقیقات بر روی یک موضوع که پیشینه‌ی آن به‌درستی مشخص نشده با هدف کشف و توسعه مفاهیم جدید.- پژوهش نظری:    - انجام تحقیقات بر اساس تحلیل و تفسیر ادبیات و نظریات موجود با هدف ایجاد نظریه‌های جدید. 4. روش تحقیق اکتشافی:- پژوهش عملیاتی:    - انجام تحقیقات با هدف ایجاد یا بهبود روش‌ها و فرآیندها در عمل.- پژوهش توسعه‌ای:    - انجام تحقیقات با هدف ایجاد یا بهبود تکنولوژی، محصولات، یا فرآورده‌ها.توجه داشته باشید که در علوم انسانی، معمولاً از یک ترکیب متناسب از این روش‌های تحقیق استفاده می‌شود، و تصمیم به استفاده از یک روش خاص بر اساس سوالات پژوهش، موضوع مطالعه، و محیط تحقیقات گرفته می‌شود.منابع در آخر مقاله معمولاً بر اساس استانداردهای خاصی دسته‌بندی می‌شوند تا به خواننده کمک کنند تا منابع مرتبط با موضوع را به راحتی پیدا کند. دسته‌بندی معمولی منابع در قسمت پایانی مقاله عبارتند از:چگونه منبع بزنیم؟1. فهرست منابع:- منابع استفاده شده:    - این بخش شامل تمام منابعی است که شما برای نوشتن مقاله خود به آنها ارجاع داده‌اید. این شامل کتب، مقالات، مقالات وب، گزارش‌ها، و سایر منابعی است که به عنوان مبنا برای مقاله خود استفاده کرده‌اید.- منابع مرجع:    - بخشی که شامل تمامی منابعی است که به آنها در متن ارجاع داده‌اید، اما شاید به صورت مستقیم به آنها ارجاعی در متن نباشد.2. دسته‌بندی بر اساس نوع منبع:- کتب و منابع چاپی:    - این بخش شامل کتب، جلدهای کتاب، گزارش‌ها و هر نوع منبع چاپی دیگر است که به عنوان منبع مرجع برای مقاله استفاده شده‌اند.- مقالات دانشگاهی و علمی:    - این بخش شامل مقالات تحقیقی از نشریات علمی، مجلات دانشگاهی و سایر مقالات علمی است.- منابع الکترونیکی:    - شامل هر نوع منبع الکترونیکی از جمله وب‌سایت‌ها، دیتابیس‌های آنلاین، نشریات الکترونیکی و منابع دیگری که از اینترنت یا منابع دیجیتالی برای تأیید و استناد استفاده شده‌اند. 3. بر اساس حروف الفبا یا شماره‌گذاری:- ترتیب الفبایی:    - دسته‌بندی منابع بر اساس حروف الفبا از نام نویسنده یا عنوان منبع.- شماره‌گذاری:    - این شامل شماره‌هایی است که برای هر منبع در فهرست منابع اختصاص داده می‌شود تا خواننده بتواند به راحتی به آن منبع در متن مقاله دسترسی داشته باشد.4. دسته‌بندی بر اساس موضوع یا نوع ارتباط:- دسته‌بندی موضوعی:    - منابع بر اساس موضوعات یا زمینه‌های خاصی دسته‌بندی می‌شوند.- دسته‌بندی بر اساس ارتباط با مقاله:    - منابع بر اساس ارتباط‌هایی که با مقاله دارند، مثلاً منابعی که برای پشتیبانی از داده‌ها، نتایج یا تفسیر مقاله به کار رفته‌اند.در نهایت، روش دسته‌بندی منابع به سلیقه و نیازهای خاص هر نویسنده بستگی دارد</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 23:05:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل هوشمند دانش با هوش مصنوعی Gamma</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-gamma-yvosbowqrzaw</link>
                <description> تحلیل هوشمند دانش با هوش مصنوعی Gamma.app این هوش مصنوعی، ابتدا به شما هندسه تحقیق را پیشنهاد می دهد و پس از تایید یا اصلاح آن، در اطراف آن عنوان، به کمک سرور هوشمند خود، مطالبی را در قالب های متنوعی  ارائه می دهد.  ابتدا از شما می پرسد که می خواهید برای اسناد از آن استفاده کنید یا ارائه یا صفحه وب، سپس متناسب با سطحی دانشی شما (دانش جو، استاد یا کارآفرین) مطالبی را با دو قالب پاورپوینت و پی دی اف در اختیار شما قرار می دهد.  ابتدا این هوش مصنوعی رایگان است و تنها نیاز به ثبت نام با ایمیل را دارد.🔘 آدرس سایتhttps://gamma.app مرکز تحقیقاتی نگره</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 21:16:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب جهادِ کلمات (درسنامه جهاد تبیین)</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%90-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-l44vs3ulheyt</link>
                <description>جهاد کلمه، گفتمانی برخاسته از ساحتِ روشنگری و فریادِ روشنگری یک اندیشه در جهان بیداری امت هاست. کلمه با باورها تکاپو می گیرد و حیات کلمه برخاسته از فریادِ مُدامِ مبارزِ روشنگری است که غفلتِ آرام خوابیدگان را به خاک و خون خیابانی و نبردِ امتِ فردا، تبدیل می کند.جهادِ کلمه، جریانِ مکرری در دل تاریخِ نزول انبیاء و تاریخ صعودِ حماسه هاست. حقیقت، آنجا به اقیانوس قلب ها راه می یابد که قلبِ اقیانوسیِ یک مجاهد آن را فریاد بزند. اندیشه ولایت و امامت در حماسه حضرت فاطمه زهرا و زینب کبرا سلام الله علیهما، نبردی از جنس تبیین و جنبشی از تعالی کلماتی است که عروج خود را مدیون حقیقت هستند و قسم به کلمات، آنجا که به نور خدا، جان می گیرند و به نَفَسی خدایی، آنجا که در عرصه ای فریاد زده می شوند.کتاب جهادِ کلمات، جهاد در عرصه کلمات_آنجا که تبیین می شوند_ است. جهاد کلمه، جهادگران خود را می طلبد و آنها را به تعالی کلمات می کشاند. جهاد کلمات، فرمان اردیبهشت سالِ نود و پنج است. جهاد تبیین، جهادِ روایت ها.کتاب حاضر، درسنامه ای است که در سه فصل به مقوله جهاد تبیین، موضوعات نیازمند تبیین و روشهای تبیینی به عنوان راهی برای ارتقای گفتمان انقلاب اسلامی می پردازد. تمامی ابعاد کتاب، اقتباسی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب است و ساختار بحث بر اساس کتابی با عنوان جهاد تبیین در اندیشه آیت الله العظمی خامنه ای است که اولین کتاب در این جریان به حساب می آید هرچند مقالات و یادداشت هایی در این زمینه بوده، که گروه تحقیقاتی به آنها واقف بودند. شیوه بحث چکیده دیدگاه ایشان با افزودن منابعی در درون محتوا و در پایان هر فصل تحت عنوان منابع بیشتر است، که مطالعه آنها جهت ارتقاء کیفی خواننده بسیار لازم است، هرچند معیار بر کتاب است.سرپرست نویسندگان، جناب آقای علیرضا زارعی، محقق و نویسنده در زمینه های فرهنگ پژوهی و علم اجتماعیِ اسلامی و سایر نویسندگان آن (حجج اسلام آقایان: علیرضا کرمی، احسان ویسیان، صادق ترکمان) می باشد. مقدمه کتاب توسط حجت الاسلام دکتر محمد رحمانی، مدیر اندیشکده مرآت و قائم مقام موسسه فرهنگی حسینه ارشاد، نگاشته شده است.تقسیم فعالیت این درسنامه بدین شرح است:فصل اول (مفهوم شناسی، اهداف شناسی، ضرورت و نمونه و مصداق شناسی): احسان ویسیانفصل دوم (موضوع شناسی): علیرضا زارعی و علیرضا کرمیفصل سوم (روشها و انحاء): صادق ترکماندر پایان از خداوند متعال، توفیق روافزون را خواستاریم و امیدواریم که این اثر توانسته باشد برای ارتقای علمی پژوهشگران قدمی برداشته باشد.</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 21:26:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعیت در علم اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-i1z8sqkjbtww</link>
                <description>این مطلب، برشی از درسنامه فرایند یک بنیاد استواقعیت اثبات گرایی، واقعیت را به عنوان چیزی که بتوان به واسطه حواس درک کرد، تعریف می کند. واقعیت، خارج از ضعور و آگاهی انسان قرار دارد و کاملاً عینی و نظام یافته است و به وسیله قوانین طبیعی غیر قابل تغییر اداره می شود. انسانها از طریق تجربه می توانند واقعیت را تشخیص و شبیه به یکدیگر تعریف نمایند. تشخیص یکسان از واقعیت معلول فهم یکسان آن از سوی انسان هاست.نظم در واقعیت طبیعی و اجتماعی به اندیشمندان کمک می کند تا واقعیت را کشف و رویداد ها را پیش بینی کنند. بدین معنا که چون واقعیت بر اساس قوانین عام مبتنی بر روابط علـّی اداره می شود، کشف روابط علّی به منزله شناخت واقعیت و پیش بینی رویداد هاست.در رویکرد تفسیری معتقد است که دنیای اجتماعی بر خلاف دنیای فیزیکی، خارج و مستقل از آگاهی انسان وجود ندارد. بنابر این دنیای اجتماعی، واقعیتی از پیش تعیین شده نیست که محققان صرفا آن را کشف کنند. درک زندگی اجتماعی که از کنش متقابل معنی دار انسان ها خلق می شود بر سیستم معانی اجتماعی مردم در هر نظام اجتماعی متکی می باشد. بر این اساس، زندگی اجتماعی بدان صورتی که مردم آن را تجربه می کنند و به آن معنا می بخشند، موجودیت می یابد. بنابر این هویت واقعیت، به تعریفی که مردم به آن می دهند، بستگی دارد و توضیح آن صرفاً از زاویه دید آنها امکان پذیر است.واقعیت در رویکرد انتقادی به طرق مختلف تعریف می شود. برای مثال:1. واقعیت به واسطه مردم به جای طبیعت خلق می شود.2. مردمی که در خلق واقعیت دخالت دارند، کسانی هستند که افکار دیگران را در جهتی که خود می خواهند، جهت می دهند.3. واقعیت بر اساس تضاد و تعارض مبتنی است.4. بین واقعیت و ظاهر تفاوت وجود دارد که  در ظاهر اساساً مایه فریب و نیرنگ است.تعاریف مذکور بر این امر دلالت می کند که واقعیت اجتماعی از دیدگاه روش شناسی انتقادی، در زمان پیچیده شده است و تمسک به ظاهر آن کاذب و مصنوعی است. واقعیت که به واسطه ساختهای غیر قابل مشاهده، خلق می شود، سیّـال و پویاست و تفسیر آن از طریق تضاد و تعارض در سازمان روابط اجتماعی و نهادها انجام می پذیرد. روابط مملوّ از تضادّ که از آن تغییر واقعیت دنبال می گردد در قالب دیالکتیک توضیح داده می شود. دیالکتیک رویکردی است که به دنیا به عنوان یک مجموعه مرتبط با یکدیگر می نگرد که تحت تغییرات جزئی و اصلی بر اساس تضادّ و تعارض نیرو های مخالف درونی قرار دارد. روش شناسی انتقادی به لایه های متعددی در واقعیت، تاکید می کند که پشت لایه ظاهری، ساخت های عمیق یا مکانیزم های غیرقابل مشاهده، وجود دارد. کشف این ساخت ها یا مکانیزم ها با توسل به سوالات عمیق و مستقیم، تئوریهای معتبر درباره نظام حاکم بر امور جهان و رویکرد تاریخی امکان پذیر می باشد. در مسیر کشف واقعیت، معانی ذهنی کنش گران و روابط عینی (مادی) که اساس روابط اجتماعی را تشکیل می دهند و در روش شناسی های تفسری و اثباتی محوریت دارند، بنیان شناسایی و تحلیل رویداد ها را در رویکرد انتقادی تشکیل می دهند.[1]واقعیت در رئالیسم اسلام به شرح زیر است:- همه واقعیت و هستی از وجود واقعیت الله نشات می گیرد و آن ذات ربانی پیش نیاز همه هستی است.- همه شناخت ها، فرایند ها و مسیر تاریخ و... از ذات خداوند و واقعیت الهی نشات گرفته است.- اصل واقعیت، ارزش مدارانه است. چه بسا که همه ارزش از واقعیت یعنی ذات الله صادر می گردد و انسان باید به این واقعیت ذاتی و غایی ایمان بیاورد.- اصل واقعیت قابل مشاهده نیست؛ انسان نیازمند رفتن از ظاهر محسوسات به فرایند های پنهانی است تا بتوان با شناخت این فرایند ها به یکی از مهم ترین دلایل وجود واقعیت، یعنی سنت الله پی برد؛- برای فهم واقعیت، باید خصیصه های آن ذات احدی را شناخت، خصیصه هایی که در صفات ثبوتیه الهی نهفته هستند؛- واقعیت، وحدانی است و دوگانه نیست، اما شکلش دوگانه است، یعنی قسمتی از آن غیبی و قسمتی دیگر که محصول اراده واقعیت است، محسوس است.- واقعیت محسوس، نه تنها زیر مجموعه وجه غیبی واقعیت است، بلکه تالی است و همه محسوسات در عالم حسی، از فرایندهایی که در حوزه غیب واقعیت در حال انجام است، فرمان می برد. فرایند های غیبی و مشهود است، سنت الله نامیده می شود.- حدود و ثغور واقعیت، در فهم انسان نمی گنجد و بی انتهاست؛ با وجود این، انسان تا حدودی و با هدایت وحی قادر است از گردش کار هستی کسب شناخت کند. [2]منابع این مطلب[1]  فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی، ایمان، محمد تقی، ص 105، نگاهی به اصول روش شناسی ها در تحقیقات علمی، ایمان، محمد تقی، ص 56، 57[2] روش شناسی علوم انسانی نزد اندیشمندان مسلمان، محمد تقی ایمان، ص 534، 535</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jun 2023 11:46:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبانی دین شناختی علامه مصباح پیرامون علم دینی</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-ytrv5eraormj</link>
                <description>نشریه معرفت، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، شماره 190، صفحه 8 به بعد، نویسنده: محمد علی محیطی اردکانعلّامه مصباح، انديشمند معاصر اسلامى، ازجمله كسانى است كه به ارتباط بين علم و دين قايل است و ديدگاه ويژه اى در علم دينى دارد. از ديدگاه ايشان، ملاك هايى از قبيل كشف واقع، عدم مخالفت با دين، موافقت با دين، وحدت مسائل، و روش اثبات مسائل مى توانند مصحح نسبت دادن علم به دين باشند (محيطى اردكان و مصباح، 1391). ازآنجاكه مبانى دين شناختى نقش مهمى در تبيين ديدگاه ايشان در علم دينى دارد، استخراج و تدوين آنها ضرورى است. روشن است كه هر ديدگاهى مبتنى بر مبانى و اصولى است كه نه تنها به عنوان شاكله اصلى نظريه قلمداد مى شوند، بلكه راه را براى فهم و نيز شناسايى و ارزيابى نقاط قوت و ضعف آن ديدگاه هموار مى كنند. بنابراين، استخراج مبانى يك ديدگاه از اهميت ويژه اى برخوردار است.     نويسنده، پژوهش حاضر را اولين تحقيق در زمينه مبانى دين شناختى ديدگاه علّامه مصباح در علم دينى مى داند. سؤال اصلى اين است كه ديدگاه علّامه مصباح در علم دينى بر كدام يك از مبانى دين شناختى مبتنى است؟ مى توان اين دسته از مبانى را در قالب پاسخ به پرسش هاى فرعى زير تبيين كرد:     1. آيا بشر به دين نياز هميشگى دارد يا ممكن است علم به عنوان جايگزين دين مطرح شود؟     2. آيا اسلام دين جهانشمول و جاودانه است؟     3. هدف از تشريع دين و بعثت انبيا چيست؟     4. تعاليم دين مربوطه به چه حوزه هايى از زندگى بشر است؟     5. آيا اعمال دنيوى با آخرت رابطه اى دارند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، اين رابطه چگونه توضيح داده مى شود؟ نياز هميشگى به دينعلّامه مصباح با ردّ ادعاهاى كسانى كه يا اصل نياز به دين را قبول ندارند و يا با پذيرش اصلِ نياز به دين، لزوم آن را در اين زمان انكار مى كنند و براى احكام اسلام، مانند احكام ديگر اديان، تاريخ مصرف قايل هستند، به تبيين ضرورت نياز به دين در همه زمان ها از طريق اثبات ضرورت بعثت پيامبران عليهم السلاممى پردازد.     با توجه به اينكه هدف از آفرينش انسان، رسيدن او به كمال اختيارى از طريق عبادت و بندگى خداست (ر.ك: ذاريات: 56)، اراده حكيمانه خداوند متعال، اصالتا به سعادت انسان تعلق گرفته است. روشن است كه علم عادى انسان ها بسيار محدود است و نمى تواند از ابزارهاى ادراكى محدود خود كه بُرد خاصى دارند براى تشخيص درست و كامل مسير، استفاده كند. انسان دانشِ كمى دارد (ر.ك: اسراء: 85) و چه بسا امورى را خير بداند، ولى به ضرر او باشد و بعكس، چه بسا امرى را به ضرر خود بداند، ولى خير او در همان چيز باشد (ر.ك: بقره: 216). علاوه بر اين:     الف. تحقق ادراك مشروط به شرايطى است كه با فراهم نبودن آنها، همين ادراك محدود هم حاصل نمى شود.     ب. انسان در ادراك هاى خود مصون از اشتباه نيست.     ج. نيازهاى انسان به نيازهاى مادى منحصر نيست و بايد مصالح معنوى او ـ كه به دلايلى مهم تر از مصالح مادى اوست ـ هم تأمين شود. شناخت هاى عادى انسان با تمامِ اهميتش، نمى تواند براى تشخيص راه سعادت حقيقى در همه ابعاد كافى باشد و اگر انسان راه ديگرى براى جبرانِ اين كمبود نداشته باشد، هدف آفرينش محقق نخواهد شد.     بنابراين، براى اينكه انسان بتواند در راه تكامل گام بردارد و نيازهاى خود را تأمين كند به وحى و دين نياز دارد. او از اين طريق مى تواند مصالح و مفاسد واقعى خود را بشناسد و آگاهانه انتخاب كند. با اين بيان، دليلِ اول منكران نياز بشر به دين در عصر حاضر نقد شد.     تمدن هاى بشرى هر قدر هم پيشرفت كنند نمى توانند در زمينه رسيدن انسان به سعادتِ ابدى به انسان كمك كنند. مسئله اصلى ما اين است كه چگونه مى توانيم به كمال نهايى برسيم؟ اگر تا آخرِ زندگى دنيا وسايلى مانند هواپيما، رايانه، ابزارهاى پيشرفته پزشكى و... هم اختراع و ساخته نمى شد، به ارزش هاى معنوى و سعادت ابدى انسانِ صالح آسيبى نمى رسيد:تمدن ايران و روم در اين زمينه چه كمكى به ما كرده اند؟ آن تمدن ها اگر مشكلاتى را براى بشر نيافريده باشند، در زمينه رسيدن او به سعادت ابدى كمكى نكرده اند. ثمره اين تمدن ها هرچه بوده، مربوط به دنيا بوده است. آنچه انسان را به سعادت ابدى راهنمايى مى كند وحى الهى و دين است. اين نياز هميشه وجود دارد (مصباح،1381الف،ص210).جاودانگى و جهانشمولى دين اسلامهرچند تحولات اجتماعى باعث مى شود انسان به قوانين جديدى احتياج پيدا كند، ولى لازمه اش عدم توانايى يك دين براى اين نوع قانون گذارى نيست. دين اسلام با بيان كلياتى كه هيچ گاه تغيير نمى كند، ضمن بيان راه كارهايى، چنين مقرّراتى را وضع كرده است و قابليت تغيير مقرّرات در حكومت اسلامى توسط امام معصوم عليه السلام و نايب خاص يا عام ايشان، راه را براى انعطاف پذيرى در برابر مسائل جديد ـ در چارچوب كليات بيان شده در دين ـ باز كرده است (همان، ص 211ـ217).     نزول قرآن كريم براى انذار مردم سرزمين هاى خاص و يا دستور داشتن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى انذار نزديكانِ خويش، به معناى انحصار دعوت براى اين گروه نيست و درواقع، چنين آيه هايى در مقام بيان مراحل دعوت است. اگر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بخواهد پيام خداوند متعال را به جهانيان برساند، به صورت طبيعى بايد از نزديكان، و در مرحله بعد از مردم مكه و سرزمين هاى اطراف آن شروع كند تا زمينه براى ابلاغ پيام به جهانيان فراهم شود. علاوه بر اينكه بر اساس تصريح آيات و روايت ها، اسلام به زمان، مكان و يا گروه خاصى منحصر نيست (ر.ك: فرقان: 1؛ سبأ: 28؛ توبه: 33؛ صف: 9؛ كلينى، 1365، ج 1، ص 58).جريان هايى مانند نامه نگارى پيامبر صلى الله عليه و آله به سران كشورها مانند قيصر روم، پادشاه ايران و فرمان روايان مصر و حبشه و شامات براى دعوت آنها به پذيرش دين اسلام و انذار آنها، دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از يهود و نصارا، دعوت آنها به بحث و مباهله نيز دلايلى محكم بر اين واقعيت به شمار مى رود (مصباح، 1374، ج 1و2، ص 327؛ مصباح، 1381الف، ص 217ـ219).نتيجه آنكه، با ثابت شدن نياز هميشگى به دين و جاودانگى دين اسلام، كسى نمى تواند بگويد چون ما الآن به دين نياز نداريم، به چيزهايى عمل مى كنيم كه علم روز به ما مى گويد.هدف دينهدف دين را مى توان با تبيين اهداف و فوايدى كه براى بعثت انبيا عليهم السلام ذكر شده است و همچنين با بررسى محتواى دعوت ايشان، بيان كرد. روشن است كه ايشان، هماهنگ با هدف آفرينش انسان و جهان، دستورهايى را از جانب خداوند متعال آورده اند كه تضمين كننده سعادت دنيوى و اخروى انسان است. با توجه به آيه هاى قرآن كريم، مى توان امور زير را ـ بدون ادعاى انحصار و تقسيم منطقى ـ به مثابه هدف بعثت انبيا عليهم السلام ذكر كرد:1. هدايت تشريعى مردم (مصباح، 1379الف)لازمه برآورده شدن هدف آفرينش انسان و جهان اين است كه انسانِ داراى اختيار بتواند مسير سعادت و شقاوت را بشناسد و با اعمال خود، يكى را انتخاب كند. ازآنجاكه عقل انسان محدود است و قدرت شناخت برخى امور ـ ازجمله شناخت مسير سعادت ابدى ـ را ندارد، بايد وحى و نبوت باشد تا خداوند متعال، اين گونه هر دو راه را معين و به راه سعادت دعوت نمايد. با اين بيان، ضرورت نبوت و در ضمن، هدف بعثت انبيا معلوم مى شود. در آيات و روايات نيز به اين هدايت تشريعى تصريح شده است (ر.ك: بقره: 38؛ اعراف: 35؛ نساء: 165؛ اسراء: 15؛ صحيفه سجاديه، 1376، ص 94).2. تعليم و تربيت مردم (ر.ك: مصباح، 1379الف)عقل انسان نمى تواند به برخى حقايق پى ببرد. يكى از اهداف بعثت اين بوده است كه پيامبران، چيزهايى را به مردم ياد دهند كه نمى دانند و خودشان نمى توانند بفهمند: «... يعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ يعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُون» (بقره: 151). توضيح آنكه، انسان علاوه بر نيازهاى جسمانى، نيازهاى روحى و روانى هم دارد و بايد راه هاى صحيح ارضاى آنها را به گونه اى ياد بگيرد. يكى از اهداف بعثت پيامبران اين است كه اين گونه امور را به مردم ياد دهند (مصباح، 1381ب، ص 1ـ5). آنچه وظيفه پيامبران و جانشينان آنها بوده است تعليم مطالبى است كه در سعادت انسان نقش اصلى را ايفا مى كند و انسان به آنها دسترسى ندارد يا از آنها غفلت مى كند. از اينجا معلوم مى شود كه ياد دادن دانش هايى مانند علوم طبيعى و... كه ندانستن آنها براى انسان ضررى ندارد، از وظايف پيامبران الهى نبوده است. اين دانش ها هرچند در زندگىِ بشر بسيار اهميت دارد، ولى انسان مى تواند با عقل و تجربه به آنها دسترسى پيدا كند. آنچه باعث زيان ابدى و محروميت از سعادت ابدى مى شود اين است كه انسان معارف بلند الهى را نتواند ياد بگيرد (مصباح، 1379ب، ص 1). علاوه بر اين، پيامبران بايد انسان را براى رسيدن به تكامل و هدف نهايى خلقت تربيت كنند و با گذر بيشتر زمان، اين وظيفه بيشتر خودش را نشان مى دهد؛ زيرا با پيچيده تر شدن شرايط، نياز انسان به تعليم و تربيت بيشتر مى شود (همان، ص 1ـ3). خداوند متعال مى فرمايد: «... وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ»(آل عمران: 164). نقش پيامبران و جانشينان آنها در تربيت مردم اين است كه زمينه اى را در آنها فراهم مى كنند تا اراده شان متوجه كمال شود و دلشان بخواهد كارهاى نيك انجام دهند (همان، ص 8). به عبارت ديگر، هدف دين اين است كه انسانِ بالقوه در آغاز تولد را به مسيرى راهنمايى كند كه با استفاده از نيروى اراده و اختيارِ خود، به انسان بالفعل تبديل شود(مصباح،1380الف، ص 7ـ9).  3. اصلاح تحريف ها و رفع اختلاف هاى دينى (مصباح، 1379الف، ص 30ـ35)توجه به تاريخ، پرده از اين واقعيت برمى دارد كه پيام هاى الهى در اثر عواملى به تحريف كشيده شده است، به گونه اى كه شايد انجيل واقعى در اين زمان وجود نداشته باشد. اگر در دوره اى چنين اتفاقى بيفتد، بايد فرستاده اى از جانب خداوند متعال براى حل اين مشكل وجود داشته باشد. درواقع، مردم اين دوره در حكم كسانى هستند كه پيامبر و كتابى ندارند.     گاهى دانشمندان دين با مخفى كردن حقايق و يا نسبت دادن دست نوشته هاى خود به خداوند متعال، باعث تحريف و اختلاف در دين خدا مى شدند. اثبات چنين ادعايى با توجه به آيه هاى زير، به سادگى امكان پذير است:     ـ «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ...» (مائده: 15)؛     ـ «فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ...» (بقره: 79)؛     ـ «.. يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ...» (نساء: 46)؛     بنابراين، يكى از اهداف بعثت پيامبران، آشكار كردن حقايق براى مردم و رفع اختلاف هاى دينى بوده است: «فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ...»(بقره: 213).4. قضاوت (مصباح، 1379الف، ص 35)تطبيق احكام الهى بر مصاديق در زندگى روزمره و قضاوت بر اساس آن در مشاجره ها، يكى از منافع وجود پيامبران در ميان مردم است. انبياى الهى با احاطه اى كه به دستورهاى خداوند داشتند به اين كار مهم مى پرداختند، هرچند به نظر مى رسد تنها بعضى از آنها به صورت رسمى از طرف خداوند متعال براى قضاوت بين مردم معرفى شده اند:     ـ «يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ...» (ص: 26)؛     ـ «إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ...» (نساء: 105).5. حكومت (مصباح، 1379الف، ص 36و37)لزوم تبعيت از پيامبران الهى براى رسيدن انسان به سعادت، امرى انكارناپذير است. بنابراين، هر دستورى از سوى پيامبران صادر شود بايد اطاعت شود: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ...» (نساء: 64).     يكى از مقام هايى كه براى انبيا ذكر شده و بالاتر از مقام قضاوت است، حق سرپرستى و تدبير امور جامعه است. ازاين رو، برخى پيامبران، خود، حكومتى داشته اند و به اداره آن مى پرداخته اند و برخى ديگر، حكومت پيامبر ديگرى را تأييد كرده اند؛ مانند حضرت صموئيل كه گروهى از بنى اسرائيل نزد او آمدند و درخواست تعيين ملك كردند (بقره: 246). از اينجا معلوم مى شود ايشان ملك نبوده است. پيامبرانى مانند حضرت سليمان، حضرت موسى عليهماالسلام و حضرت محمد صلى الله عليه و آله ازجمله پيامبرانى بودند كه حكومت را نيز در دست داشته اند. در سايه چنين حكومتى، دين خدا به مرحله عمل درمى آيد و مردم به سعادت دنيا و آخرت مى رسند. از اينجا مى توان نتيجه گرفت كه نه تنها ديانت و سياست با هم منافاتى ندارند، بلكه به يك معنا، علم سياست دينى نيز وجود دارد.6. تذكر دادن (مصباح، 1379الف، ص 38و39)همه آگاهى هاى انسان به صورت آگاهانه نزد وى حاضر نيست و ممكن است انسان در اثر عواملى مانند اهتمام به امور مادى، غلبه گرايش هاى حيوانى و بدآموزى ها و تبليغ هاى سوء، دچار غفلت و يا فراموشى شود (مصباح، 1374، ج 1و2، ص 216و217). يكى از اهداف بعثت انبيا، بيدار كردن وجدان هاى خفته و فطرت هاى غبارگرفته، يادآورى ذكر خدا و برانگيختن عقل هاى مدفون است: «... وَ وَاتَرَ إِلَيهِمْ أَنْبِياءَهُ لِيسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يذَكِّرُوهُمْ مَنْسِى نِعْمَتِهِ وَ يحْتَجُّوا عَلَيهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول...» (نهج البلاغه، بى تا، ص 43).7. انذار و تبشير (مصباح،1379الف، ص 39و40)هميشه، دانستن و توجه داشتن به دستورهاى الهى، به عمل منجر نمى شود و بايد در كنار آن، انگيزه نيز براى عمل وجود داشته باشد. براى تأمين اين هدف، خداوند متعال پيامبرانى را فرستاد و به آنها مأموريت انذار و تبشير را داد: «وَما نُرْسِلُ الْمُرْسَلينَ إِلاَّ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ...»(انعام: 48). تحريك گرايش هاى انسان در كنار دادن بينش و معرفت، مى تواند تا حد زيادى راه را براى رسيدن انسان به سعادت هموار كند.8. توجه دادن مردم به توحيد و معاد و دعوت به آنها (مصباح، 1379الف، ص 41ـ44)يكى از امورى كه عقل انسان نمى تواند به صورت كامل از فهم آن برآيد، كشف روابط بين اعمال و نتايج اخروى آنها و يا حتى فهم خوبى و يا بدى برخى كارهاست. علاوه بر اين، گاهى براى انسان شرايطى پيش مى آيد كه از مسائلى مانند توحيد و معاد بكلى غافل مى شود، درحالى كه مردم براى رسيدن به هدف آفرينش جهان بايد به چنين مطالبى توجه داشته باشند. ازاين رو، دعوت به توحيد و معاد و رفع شبهه هاى مربوط به آن، از اهداف ارسال پيامبران از سوى خداوند است:     ـ «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» (انبياء: 25)؛     ـ «... يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ» (غافر: 15).قلمرو ديناز منظر علّامه مصباح، اين بحث را بر اساس تعريف هايى از دين مى توانيم بررسى كنيم كه حداقل، دين را به مثابه تجربه شخصى قلمداد نكنند؛ زيرا در غير اين صورت، مبنايى عقلى و قابل ارزيابى در اختيار نيست كه درستى يا نادرستى آنها سنجيده شود و به همين دليل، تجربه شخصى كشش چنين بحث هايى را ندارد (مصباح، 1380ب).     بحث پيش رو، ارتباط تنگاتنگى با تعريف دين دارد. روشن است كه اگر كسى دين را تنظيم رابطه معنوى انسان با خدا و يا تنظيم زندگى انسان با آخرت بداند، نمى تواند رابطه اى ميان دين و علوم طبيعى و حتى علوم انسانى مانند سياست، مديريت و... قايل باشد و ازاين رو، قلمرو دين به امور اخروى و معنوى محدود خواهد شد. نيز اگر كسى دين را به آنچه مردم توانايى درك و فهم آن را ندارند تعريف كند، قضاوت هاى عقلى از دايره دين بيرون خواهد رفت و به مرور زمان، نياز به دين نيز كمتر احساس خواهد شد؛ زيرا علم به گونه اى در حال پيشرفت است كه روز به روز از نياز به خدا و حتى انسان هاى ديگر كاسته مى شود و دين كارآيى كمترى پيدا مى كند! اين در حالى است كه اگر دين را شامل شيوه رفتار صحيح انسانى و مطابق خواست خدا بدانيم، هيچ چيز از قلمرو دين بيرون نمى ماند و همه فعاليت ها در راستاى رسيدن به كمال حقيقى انسان مى تواند قرار بگيرد. كسى در دينش كامل است كه در حوزه هاى اعتقادات، احكام و اخلاق، خدايى بينديشد و عمل كند. پس دين همه عرصه هاى بالا را دربر مى گيرد (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 40و41).اگر دين چيزى است كه در قرآن آمده، شامل مسائل اجتماعى و سياسى مى شود و راجع به قوانين مدنى، قوانين جزايى، قوانين بين المللى و راجع به عبادات و اخلاق فردى سخن گفته است و براى زندگى خانوادگى، ازدواج، تربيت فرزند و براى معاملات وتجارت دستورالعمل دارد؛ پس چه چيزى ازقلمرواسلام خارج مى ماند؟(همان،ص42).اين كلام با آيه هايى از قرآن كريم كه درباره تنظيم رابطه انسان با ديگر انسان هاست تأييد مى شود. براى نمونه، مى توان به موضوعات قرض دادن (بقره: 282)، كيفيت طلاق و احكام آن (بقره: 229ـ232)، دريافت و پرداخت مهريه (نساء: 20و21)، روابط زناشويى (بقره: 222و223)، افرادى كه ازدواج با آنها مجاز يا ممنوع است (نساء: 23)، حل اختلاف هاى خانوادگى (نساء: 35)، ارث (نساء: 11)، درگيرى و جنگ داخلى (حجرات: 9)، معامله ها و تجارت (مائده: 1؛ بقره: 275؛ جمعه: 9)، جرايم اجتماعى (مائده: 38؛ نور: 2) و... اشاره كرد (مصباح، 1378، ص 34ـ36؛ مصباح، 1382، ص 9و10؛ بستان، 1390، ص 120ـ127).     البته توجه به اين نكته لازم است كه اگر كسى بخواهد ديدگاه اسلام را درباره چيزى ـ مانند قلمرو دين ـ بداند، بايد از اسلامى سخن بگويد كه معصومان عليهم السلام تبيين كرده اند نه اسلامى كه برخى مستشرقان و مخالفان دين از آن دم مى زنند و از روى سياست بيمار خود آن را ترويج مى كنند (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 42).     از ديدگاه علّامه مصباح، درباره اينكه مسلمانان در چه مسائلى مى توانند انتظار كمك و راهنمايى از دين داشته باشند، سه نظر وجود دارد كه يكى در جانب افراط، ديگرى در طرف تفريط و سومى در حد وسط واعتدال قراردارد:(مصباح،1386الف،ج1،ص56ـ60)     الف) دين همه نيازهاى انسان را در مقام نظر و عمل برآورده مى كند و لازم نيست انسان درصدد مطالعه و تحقيق در علوم غيردينى برآيد؛ به اين معنا كه اگر خواستيم لباسى بخريم، آشپزى كنيم، به پزشك مراجعه كنيم، مسكن بسازيم و...، بايد به دين مراجعه كرده و براساس ديدگاه هايى كه مى توان از متون دينى به دست آورد تكليف خود را معين كنيم. اين ديدگاه حداكثرى صحيح نيست؛ زيرا روشن است كه دين جداى از عقل، تجربه و... دينى ناكارآمد در عرصه هاى مختلف زندگى بشرى است.     ب) عرصه دنيا و دين از هم جداست. انسان براى تأمين سعادت اخروى بايد از دستورهاى دينى اطاعت كند، ولى براى برآورده كردن نيازهاى دنيايى مى تواند با استناد به خواسته هاى خود و دانش هاى بشرى عمل كند. بر اساس اين ديدگاه، عملكرد انسان در امور دنيايى تأثيرى در سرنوشت اخروى انسان ندارد و رسالت دين تنها شناساندن راه هاى رسيدن به بهشت و رهايى از جهنم است. بنابراين، نهايت چيزى كه مى توان از دين انتظار داشت اين است كه مسائلى مانند نماز، روزه، حج و... را بيان كند.     بعضى از متدينان غربى، براى حل تعارض علم و دين اين راه را پيشنهاد كردند و بر اساس آن، علم و دين را به منزله دو خط موازى دانستند كه هيچ وقت يكديگر را قطع نمى كنند؛ زيرا هريك از دين و علم هدفى غير از ديگرى دارد (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 164). نتيجه آنكه ـ مثلاً ـ اگر بين نظر دين و انديشه اى ـ به اصطلاح ـ علمى تعارض شد و بر اساس آن، مردم رأى به همجنس بازى دادند، تكليف معلوم است. دين حق ندارد در مسائل اجتماعى دخالت كند و فقط مى تواند در حوزه كليسا و مسائلى مانند عبادت خدا و بخشودن بندگان و روانه كردن آنها به سوى بهشت و... نظر بدهد! (همان، ص 167) اين ديدگاه حداقلى نيز صحيح نيست؛ زيرا لازمه تقسيم زندگى انسان به زندگى دنيوى و اخروى، عدم ارتباط اعمال دنيوى در سرنوشت اخروى نيست. اين ديدگاه علاوه بر اينكه مستند به دليل صحيحى نيست، با محتواى اديان الهى سازگارى ندارد. شايد منشأ پيدايش اين نظر، تلاش براى جبران ضعف ديدگاه اول باشد؛ زيرا با مراجعه به تعاليم دينى نمى توان همه نيازهاى بشرى ازجمله شيوه پختن غذا، شيوه مداواى همه بيمارى ها (به ويژه بيمارى هاى صعب العلاجى كه در قرون اخير شايع شده است)، مهندسى، هواپيماسازى، كشتى سازى، معمارى و... را برآورده كرد. اين در حالى است كه آنها از ديدگاه اعتدالى غفلت ورزيده و با توسل به يك مغالطه، در دام تفريط گرفتار شده اند؛ مغالطه اى كه منشأ آن، منحصر كردن مسئله در دو گزينه و عدم توجه به شقّ ثالث (ديدگاه اعتدالى و قول مختار) است (مصباح، 1380الف، ص 2ـ5).      ج) زندگى اخروى انسان بازتاب اعمال دنيوى اوست. اسلام براى همه رفتارهاى اختيارى انسان ـ حتى انديشه ها ـ حكم دارد؛ زيرا هر عمل اختيارى يكى از حكم هاى واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح را دارد. انسان با تلاش دنيوى در راستاى كسب رضايت الهى مى تواند به سعادت ابدى اخروى دست پيدا كند، همان گونه كه با انجام اعمال ناشايست و پيروى نكردن از دستورهاى الهى، گرفتار عذاب اخروى مى شود. درست است كه بيان بسيارى از مسائل به عهده دين نيست، ولى دين مى تواند به نوعى آنها را هم در قلمرو خود جاى دهد و از آنها امورى ارزشى بسازد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «... مَا مِنْ شَى ءٍ يقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يبَاعِدُكُمْ مِنَ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُكُمْ بِهِ وَ مَا مِنْ شَى ءٍ يقَرِّبُكُمْ مِنَ النَّارِ وَ يبَاعِدُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ قَدْ نَهَيتُكُمْ عَنْه...» (كلينى، 1365، ج 2، ص 74). البته معناى حديث، اين نيست كه ايشان همه جزئيات را بيان كرده است، بلكه ايشان با بيان عناوين كلى، زمينه را براى استخراج مصاديق و موضوعات فراهم كرده اند كه با عنوان هاى اوليه، ثانويه و يا حكم حكومتى ارائه مى شوند(مصباح،1386الف،ج1،ص66).     در ميان مسلمانان اين قضيه مشهور است كه «اسلام بيان چيزى را فروگذار نكرده است». آيا معناى قضيه اين است كه اسلام به بيان همه مسائل و مصاديق علوم پرداخته و در همه آنها داراى حكم و قانون است؟ يا به اين معناست كه اسلام با بيان قواعد كلى و ارائه راه كارهاى انعطاف پذير، شرايطى را فراهم كرده است كه مى توان در هر زمان و مكانى حكم و قانون الهى را از آن به دست آورد؟ بايد گفت: دين اسلام تعهد و رسالتى نسبت به بيان حقايق عينى و خارجى ندارد و ازاين رو، نمى توان ـ براى مثال ـ بيان مسائل علوم تجربى را وظيفه دين دانست. براى نمونه، اسلام با اين هدف براى انسان ها نيامده است كه بگويد درخت سيب چقدر بايد ميوه بدهد، در چه شرايطى ميوه بيشتر و بهترى مى دهد و يا بمب اتم را چگونه بايد ساخت. بيان مصاديق و موضوعات احكام در برخى موارد به عهده علوم است و حداقل دين در اين گونه موارد به علوم مختلف نياز دارد و نمى توان از خود دين، بيان مصاديق و موضوعات را به طور كامل انتظار داشت. با اين بيان، درستى شقّ دوم از سؤال مطرح شده در اين بند معلوم مى شود (معاونت پژوهشى دفتر تبليغات اسلامى، 1389؛ دبيرخانه همايش مبانى فلسفى علوم انسانى، 1389الف، ص 111و112).     اين نكته را بايد در نظر داشت كه همه آنچه معصومان عليهم السلام بيان كرده اند به ما نرسيده است و اگر هم گفته مى شود اسلام همه چيز را بيان كرده است، منظور همين مقدار از اسلام كه در اختيار ما مى باشد نيست. حتى اگر همه آموزه هاى بيان شده توسط معصومان عليهم السلام به ما مى رسيد، نمى توانستيم ادعا كنيم حكم مسائلى مانند سوار شدن بر هواپيما و قطار بيان شده است، هرچند مى توان حكم آنها را از مطالب كلى بيان شده در اسلام استخراج كرد (دبيرخانه همايش مبانى فلسفى علوم انسانى، 1389الف، ص 112). حال اين سؤال به ذهن مى رسد كه اگر در مواردى، هم اسلام حكمى را بيان كرده بود و هم يكى از علوم حكمى مشابه داده بود، عمل خود را با استناد به كدام يك مى توان انجام داد؟ روشن است كه حكم خدا و پيغمبر مقدم است و در مواردى كه حكم خدا روشن است، نبايد به دنبال منبعى براى تعيين تكليف بود؛ زيرا گفته دانشمندان بدون استناد به آموزه هاى قطعى دينى نمى تواند به صورت مستقل تعيين وظيفه كند (دبيرخانه همايش مبانى فلسفى علوم انسانى، 1389الف، ص 112و113).     با توجه به آنچه در قرآن كريم آمده است، به روشنى درمى يابيم كه مطالب مختلفى اعم از تجربى، انسانى و عقلى در آن بيان شده است. ولى جاى اين سؤال باقى است كه آيا هر آنچه در قرآن كريم بيان شده است جزء دين است؟ پاسخ اين سؤال، هم مثبت است و هم منفى. براى روشن شدن اين مطلب، به آيات زير توجه كنيد:     ـ «هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ...» (ذاريات: 24)؛     ـ «وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى» (طه: 9)؛     ـ «ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ...»(فصلت: 11)؛     ـ «... وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ...» (انبياء: 30)؛     ـ «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاما فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء...» (نور: 43).     آيا مى توان اين آيه ها و نمونه هاى مشابه آن را جزء دين دانست؟ با توجه به ديدگاه علّامه مصباح، پاسخ اين سؤال از اين جهت منفى است كه دين بنا به تعريف، شامل اعتقادات، اخلاق و احكام مى شود و مسائلى مانند داستان هاى تاريخى، كيفيت خلقت آسمان و زمين و ديگر مسائلى كه در علوم تجربى از آنها بحث مى شود جزء هيچ كدام از اين سه قسم نيست. به عبارت ديگر، اين گونه مسائل، بالذات جزء دين نيست، هرچند بالعرض جزء دين است و چون از سوى خداوند متعال نازل شده و بدون تحريف به دست ما رسيده است بايد به آنها باور داشته باشيم. اين مطالب نه از آن جهت كه بالذات جزء دين هستند بايد تصديق شوند، بلكه از اين جهت كه اين مطالب از سوى دين ارائه شده است و دين به آنها تعلق گرفته است مطابق با واقع مى باشد. از سويى ديگر، جواب سؤال، مثبت است؛ زيرا مسائلى كه ذكر شد، بالتبع جزء دين هستند. مثلاً، داستان حضرت موسى عليه السلام و فرعون، يكى از مسائل اصلى دين نيست، بلكه نبوت از مسائل اصلى دين است و به تبع آن، به ارتباط يكى از انبياى الهى ـ حضرت موسى عليه السلام ـ با فرعون پرداخته شده است. به همين ترتيب، هر بخش اصلى دين با علوم ارتباط پيدا مى كند؛ عقايد با فلسفه، احكام با حقوق و علوم نقلى، اخلاق با فلسفه اخلاق و ارزش ها (دبيرخانه همايش مبانى فلسفى علوم انسانى، 1389ب، ص 100و101).     در انديشه علّامه مصباح، رسالت اصلى دين اين است كه راه سعادت و كمال را به انسان نشان دهد و به بيان حكم افعال انسان بپردازد و از اين طريق، درجه مصلحت يا مفسده آنها را بيان كند تا انسان با قدرت اختيارى كه دارد فعلى را انتخاب كند و بر اساس آن، در مسير تكامل يا تنزل قرار بگيرد. بنابراين، اگرچه دين، چگونگى ساخت مسكن را معين نمى كند، ولى بر اين نكته تأكيد دارد كه نبايد در زمين غصبى خانه ساخت و يا معمارى نبايد به گونه اى باشد كه بر خانه ديگرى اشراف داشته باشد، همچنان كه تهيه مسكن با پول ربوى جايز نيست. درست است كه دين، درس پزشكى نمى دهد، ولى درباره معالجات پزشكى اين دستور را مى دهد كه داروهايى را مصرف كنيد كه ضررش بيشتر از منفعتش نباشد، زن حامله به گونه اى معالجه شود كه به جنين لطمه اى وارد نشود و يا در عمل جراحى به اعضاى اصلى بدن صدمه اى وارد نشود (مصباح، 1380الف، ص 4). در مورد نوع غذا نيز دستورهاى ارزشى خاصى وجود دارد، هرچند در اسلام بر خوردن نوع خاصى از غذا دست گذاشته نشده است و امورى مانند چگونگى پختن غذا از عهده رسالت دين خارج است؛ چون اين امور مستقيما به سعادت بشر يارى نمى رسانند (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 61). تذكر اين نكته لازم است كه اگر نوع خاصى از نوشيدنى يا خوردنى، مانع تكامل بشر شود، دين خود را مسئول بيان آن مى داند كه نمونه آن را مى توان در آيه هاى «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُنتَهُونَ» (مائده: 90و91) مشاهده كرد. بنابراين، بيان روابط بين پديده ها ـ مانند آثار درمانى داروها ـ مربوط به علم است و در قلمرو دين نيست، ولى بيان احكام ارزشىِ آنها را، دين بر عهده دارد (مصباح، 1380الف، ص 5). نتيجه آنكه: «دين اقلى نيست، اما اكثرى هم به آن معنا كه يعنى همه نيازهاى بشر را خودش مستقيما جواب بدهد، اين هم نيست؛ اما مى توانيم بگوييم كه دين در همه عرصه هاى زندگى به لحاظ احكام ارزشى دخالت مى كند» (مصباح، 1380الف، ص 7).     انسان ها نمى توانند مجموعه قوانين كامل و مناسب با نيازهاى اساسى و واقعى بشر وضع كنند، ولى خداوند متعال كه آفريننده جهان است، به تمام مصالح و مفاسد آگاهى دارد، حال و آينده نزدش حاضر است و در مقام وضع قوانين، نفعى به او نمى رسد، مى تواند چنين مجموعه اى از قوانين را وضع كند و توسط افرادى به انسان ابلاغ نمايد. ازاين رو، اصل مسئله در مقام ثبوت مسلم است. در مقام اثبات نيز اسلام با بيان احكام كلى ثابت كه مصاديق متغير و بى شمار دارند به بيان همه چيزهايى كه بشر براى رسيدن به كمال به آنها احتياج دارد، پرداخته است(مصباح،1386الف،ج1،ص126و127).رابطه دنيا و آخرتزندگى اين دنيا بى ارتباط با زندگى در سراى جاويد نيست و آنچه در اين دنيا به انسان ارزانى شده، همگى ابزارهايى براى رسيدن او به كمال حقيقى است. ازاين رو، در اين دنيا همه امور بايد در مسيرى قرار بگيرند كه بتوانند آينده اى روشن را در زندگى اخروى نويد دهند. بر اين اساس، اگر ميان امور مادى و معنوى تعارضى پيش آمد، بايد امور معنوى را مقدم كرد؛ زيرا همه هدف آن است كه انسان بتواند به سعادت جاويد برسد و در آخرت در جوار رحمت و رضوان حضرت حق قرار گيرد و روشن است كه در صورت تعارض، وسيله بايد فداى هدف شود و نه بعكس. اين امر در تمام قوانين حقوقى، اخلاقى، تربيتى و... صادق است (مصباح، 1388، ص 74).     درست است كه انسان بعد از طى دوران جنينى، به عالم طبيعت پا مى گذارد و بعد از انجام اعمالى در مدت عمر خود از اين دنيا مى رود و بخش بعدى زندگى خود را در عالم برزخ و قيامت شروع مى كند، ولى نبايد اين تقسيم بندى منشأ تصور نادرست جدايى دنيا و آخرت شود. رسالت دين فقط اين نيست كه دستورهايى براى بعد از مرگ بدهد، بلكه دين، رفتارهاى دنيوى ما را هم سامان دهى كرده و با نظام تشريعى خود بشر را به راه سعادت راهنمايى مى كند. اين ارتباط آن قدر قوى و تنگاتنگ است كه مى توان ادعا كرد «در دنيا چيزى كه مربوط به آخرت نباشد نداريم» (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 58). پيامبران الهى نيز در دنيا تلاش مى كردند و براى سروسامان دادن به زندگى دنيا، مى كوشيدند عدالت را در جامعه حكمفرما كنند. اگر زندگى دنيا با زندگى آخرت پيوند نداشت، معنا نداشت پيامبران الهى اين قدر خود را به سختى و زحمت بيندازند و در اين زندگى كوتاه دنيوى با مشكل ها دست و پنجه نرم كنند. «آنچه سرنوشت انسان را در آن سراى ابدى و بى نهايت تعيين مى كند همين زندگى پنجاه، شصت ساله دنياست» (مصباح، 1386ب، ج 2، ص 219).     تأكيد بر نقش داشتن اعمال دنيوى بر سعادت يا شقاوت اخروى نبايد به اين معنا پنداشته شود كه اين گونه اعمال در دنيا هيچ اثرى ندارند؛ زيرا جدا شدن معلول از علتش محال است و انسان به روشنى در همين دنيا نتيجه برخى كارهايش را مشاهده مى كند.ممكن است بعضى افرادبه واسطه پاكى ضميرشان بتوانند آثار معنوى اعمالشان را در همين دنيا هم ببينند، ولى ظهور اين آثار همگانى نيست و ممكن است در اثر اعمال بعدى از بين برود، همچنان كه اين آثار براى هميشه نمى توانند در دنيا، خود را در عرصه ظهور نگه دارند و چون دنيا فانى است، اين آثار در سراى جاويد ظاهر خواهد شد. به همين دليل است كه كمال نهايى را نمى توان در موفقيت ها و كاميابى هاى اين جهانى جست وجو كرد، بلكه آن را بايد در ذى المقدمه يافت (مصباح، 1370، ص 124).     علّامه مصباح در مقام اثبات و تأييد نظر خود مبنى بر پيوند عميق دنيا و آخرت در انديشه اسلامى، به آيه هايى مانند: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْما إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرا» (نساء: 10 و نيز، ر.ك: زلزال: 7و8؛ نساء: 123) و «... إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ...» (حجرات: 12) و نيز به برخى روايات مانند «... فَإِنَّ الْيوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَدا حِسَابٌ وَ لَا عَمَل...» (كلينى، 1365، ج 8، ص 58 و نيز، ر.ك: صدوق، 1362، ص 607و608؛ احسائى، 1405ق، ج 1، ص 267) استناد مى كند. (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 58، 59، 141و142). نتيجه آنكه:همه كارهايى كه ما در دنيا انجام مى دهيم؛ از قبيل نفس كشيدن، چشم بر هم زدن، قدم برداشتن، نشستن و برخاستن، نگاه كردن، معاشرت، سخن گفتن، سخن شنيدن، غذا خوردن، روابط بين زن و شوهر، روابط بين افراد جامعه و رابطه بين حكومت و مردم، مى توانند به گونه اى باشند كه تأمين كننده سعادت اخروى ما گردند و مى توانند براى آخرت ما زيان به بار آورند (مصباح، 1386الف، ج 1، ص 58و59).علاوه بر آنچه ذكر شد، مى توان همه آيه هاى مربوط به معاد را هم به مثابه دليلى براى پيوند دنيا و آخرت ذكر كرد؛ زيرا عدالت خداوند متعال اقتضا مى كند جهان ديگرى وجود داشته باشد و نيكوكاران و بدكاران به پاداش و كيفر درخور اعمالشان برسند؛ چراكه زندگى دنيا ظرفيت پاداش و كيفر برخى كارها را ندارد (مصباح، 1375، ج 3، ص 39و40). بنابراين، اگر اعمال دنيا در زندگى آخرت تأثيرى نداشت و صرفا تلاش هايى دنيوى به شمار مى رفت، اثبات معاد كارى بيهوده مى بود.     نعمت هاى دنيا در ديدگاه اسلام، به خودى خود، موجب سعادت يا شقاوت اخروى نمى شود. اين گونه نيست كه هر كس در دنيا وضع خوبى داشت در آخرت نيز به همان اندازه سعادتمند باشد؛ چراكه در اين صورت، مى بايست در روز قيامت، فرعون ها و برخى مستكبران جهان، سعادتمند باشند و مستضعفان جهان از نعمت هاى اخروى بى بهره. با اين توضيح، روشن مى شود كه منظور از «اعمى» در آيه «وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً» (اسراء: 72) نابيناى ظاهرى نيست، بلكه منظور، كوردل است. شاهد اين بيان، آيه هاى شريفه «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرا قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى» (طه: 124ـ126) مى باشد. البته ممكن است كسى از نعمت هاى دنيوى زيادى هم بهره مند باشد، ولى چون به آنها دل نبسته و از آنها براى رسيدن به كمال حقيقى خود استفاده كرده است، در آخرت نيز از نعمت هاى آن بى بهره نباشد و صِرفِ داشتن نعمت هاى مادى دليل بر شقاوت اخروى شخص نيست. اگر بخواهيم با اصطلاح هاى منطقى اين رابطه را بيان كنيم، بايد بگوييم سعادت و يا شقاوت دنيوى و اخروى نه مانعه الجمع اند و نه مانعه الخلو: «ميان نعمت هاى دنيوى و اخروى و نقمت هاى آن دو، نه تعارض و تعاند هست و نه تلازم و تقارن، بلكه اجتماع و فرقتشان همه اش اتفاقى و بالعرض بوده و هريك تابع قانون ويژه و سنن الهى حاكم بر آن مى باشد» (مصباح، 1376، ج 1، ص 216).     آيه هاى زير نشان مى دهد كه حضرت ابراهيم عليه السلام و برخى مؤمنان، هم از نعمت هاى دنيا بهره مند بوده اند و هم در آخرت سعادتمند خواهند بود:     ـ «وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ» (نحل: 122)؛      ـ «فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (آل عمران: 148).     همچنين ممكن است كسى در هر دو جهان از نعمت هاى الهى محروم باشد و گرفتار عذاب شود. آيه هاى زير بر اين مطلب گواهى مى دهد:     ـ «... خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ...» (حج: 11)؛     ـ «... لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»(بقره: 114)؛     ـ «... لَّهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ...» (رعد: 34).     نيز همان گونه كه ممكن است كفار در اين دنيا از نعمت هاى زياد بهره ببرند، ولى در آخرت عذاب شوند (آل عمران: 178)، امكان دارد انسان هاى مؤمن به دليل مصالحى كه خداوند متعال مى داند، در اين دنيا با سختى هاى زيادى دست و پنجه نرم كنند، ولى در آخرت از نعمت هاى الهى بهره مند شوند (براى مطالعه بيشتر، ر.ك: مصباح، 1376، ج 1، ص 214ـ230).     رابطه دنيا و آخرت را نمى توان با استفاده از قوانين فيزيكى و اين دنيايى ـ مانند نظريه تبديل ماده و انرژى به يكديگر ـ تبيين كرد و بهره مندى از نعمت هاى دنيوى را نشانه سعادت يا شقاوت اخروى دانست، بلكه اعمال اختيارى انسان هاست كه تعيين كننده آينده انسان در زندگى جاويد آخرت است (مصباح، 1375، ج 3، ص 109ـ113). البته اين كلام نبايد به معناى نفى رابطه حقيقى ميان اعمال انسان و نتيجه اخروى اش فهميده شود؛ زيرا ممكن است رابطه اى حقيقى بين آنها وجود داشته باشد، ولى از قبيل روابط حقيقى شناخته شده نزد ما نباشد و علوم تجربى نمى تواند وجود چنين رابطه اى را نفى و يا اثبات كند (مصباح، 1375، ج 3، ص 119ـ121). براى اينكه حقيقى بودن رابطه دنيا و آخرت روشن شود، به برخى شواهد قرآنى اشاره مى شود:     ـ «... وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ» (بقره: 110؛ مزمل: 20)؛     ـ «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ...» (آل عمران: 30)؛     ـ «يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ...» (نبأ: 40)؛     ـ «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرا يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّا يَرَهُ» (زلزال: 7و8).     نتيجه آنكه در انديشه اسلامى، انسان بايد با استفاده از ابزارهاى دنيوى كه در اختيار او گذاشته شده است براى رسيدن به هدف نهايى خلقت، كه همان قرب به خداست، تلاش كند و بداند هر كارى در اين دنيا انجام مى دهد در آخرت بى نتيجه نخواهد ماند. ازاين رو، نبايد تمام همت انسان به علومى گمارده شود كه فقط به تأمين نيازهاى مادى بشر مى انديشد و يا گاه، به شقاوت اخروى بشر مى انجامد، بلكه بايد با آشنايى با معارف اسلامى، خواست خدا را بر خواست خويش مقدم كرد و با جهت دهى فعاليت هاى دنيوى در راستاى آخرت، سعادتمند شد.     ممكن است كسى دين را متعلق به گذشته بداند و به اين امر معتقد باشد كه امروزه، دين، كارا و مفيد نيست و نمى تواند رابطه اى معنادار با علوم برقرار كند، ولى با اثبات نياز هميشگى انسان به دين، اين شبهه برطرف خواهد شد. تصور قديمى بودن دين و يا عدم كارآمدىِ آن، يكى از موانع بزرگ فهم رابطه صحيح علم و دين است. تنها در صورتى مى توان به درك درستى از علم دينى رسيد كه دين براى هميشه ـ ازجمله زمانِ حاضر ـ كارآمد و لازم باشد، براى راهنمايى و رساندن انسان به مقام قرب الهى آمده باشد و مسائل اصلى دين امورى باشد كه انسان را به سعادت برساند. علاوه بر اين، اگر ارتباط رفتارهاى دنيوى با آثار اخروى اش پذيرفته نشود، علم دينى تأثيرگذار بر سعادت اخروى توجيهى نخواهد داشت. نيز با استناد به اهداف دين، مى توان به امكان، ضرورت و حتى تحقق خارجى برخى علوم دينى مانند حقوق، سياست، تعليم و تربيت، و... پى برد.نتيجه گيرىتبيين نياز هميشگى به دين، جاودانگى و جهانى بودن دين اسلام، و شناخت هدف و قلمرو دين، مى تواند زمينه لازم را براى دينى خواندن علومى فراهم كند كه بشر را به سوى هدف دين راهبرى مى كنند و در قلمرو دين قرار دارند. بررسى هدف بعثت انبيا عليهم السلام نيز نشان مى دهد كه علومى نظير حقوق، سياست و... در صورتى كه در مسير رشد و تعالى انسان و رسيدن او به سعادت قرار داشته باشند مى توانند علومى دينى قلمداد شوند. براساس انديشه علّامه مصباح، دين هيچ كار دنيوى بشر را بى نتيجه و بى ارتباط با آخرت نمى داند و بنا بر همين اصل، در همه شئون زندگى بشر با ارائه قوانين كلى دخالت كرده است، اما تعيين مصاديق و موضوعات آنها را به عهده علوم عقلى و تجربى بشرى گذاشته است. البته گاهى دين نيز بالعرض به برخى مطالب پيرامون علوم انسانى، عقلى، و تجربى اشاره كرده است كه چون از ناحيه دين رسيده اند مطابق با واقع بوده و بايد مورد پذيرش قرار گيرند. خلاصه آنكه دين با تعيين احكام ارزشى، مبانى و اصول ساير علوم بشرى را تعيين كرده است تا بشر را در مسير تكامل علم، هدايت كند و مانع انحرافش شود.منابعنهج البلاغه (بى تا)، قم، دارالهجره.صحيفه سجاديه (1376)، قم، الهادى.احسائى، ابن ابى جمهور(1405ق)، عوالى اللئالى، قم، سيدالشهداء.بستان، حسين (1390)، «گامى به سوى علم دينى 2»، در: روش بهره گيرى از متون دينى در علوم اجتماعى، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.دبيرخانه همايش مبانى فلسفى علوم انسانى (1389الف)، جستارهايى در فلسفه علوم انسانى از ديدگاه علّامه آيت اللّه مصباح، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ (1389ب)، «گفت وگو با علّامه آيت اللّه مصباح»، در: مبانى فلسفى علوم انسانى (گفت وگوها)، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.صدوق، محمدبن على (1362)، الأمالى، تهران، كتابخانه اسلاميه.كلينى، محمدبن يعقوب (1365)، الكافى،تهران،دارالكتب الاسلاميه.محيطى اردكان، محمدعلى و على مصباح،، «بايدها و نبايدهاى اسلامى سازى علوم انسانى از ديدگاه علّامه مصباح» (پاييز 1391)، معرفت فلسفى، ش 37، ص 137ـ165.مصباح، محمدتقى (1375)، آموزش عقايد، چ چهاردهم، تهران، سازمان تبليغات اسلامى.ـــــ (1374)، آموزش عقايد، چ دوازدهم، تهران، سازمان تبليغات اسلامى.ـــــ (1376)، اخلاق در قرآن، تحقيق و نگارش محمدحسين اسكندرى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ (1381الف)، در پرتو آذرخش، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ (1379الف)، راه و راهنماشناسى، چ دوم، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ (1386الف)، نظريه سياسى اسلام، تحقيق و نگارش كريم سبحانى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ (1386ب)، نظريه حقوقى اسلام، نگارش محمدمهدى كريمى نيا، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ ، درس اخلاق در دفتر مقام معظم رهبرى، 27/7/1379.ـــــ ، سخنرانى در جمع اساتيد دانشگاه هاى كرمان، 11/2/1380.ـــــ ، سخنرانى در جمع اعضاى نيروى دريايى، 9/2/1382.ـــــ ، سخنرانى در جمع طلاب حوزه علميه شهيد بهشتى مشهد، 16/5/1381.ـــــ (1370)، فلسفه اخلاق، چ دوم ، تهران، اطلاعات.ـــــ ، «قلمرو شريعت» (آذر و بهمن 1380ب)، خبرنامه دين پژوهان، ش 5، ص 27ـ30.ـــــ (1388)، نگاهى گذرا به حقوق بشر از ديدگاه اسلام، نگارش عبدالحكيم سليمى،قم،مؤسسه آموزشى وپژوهشى امام خمينى قدس سره.ـــــ (1378)، نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه، تحقيق و نگارش محمدمهدى نادرى قمى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.معاونت پژوهشى دفتر تبليغات اسلامى، «دين و علوم انسانى؛ نگاهى به رويكرد آيت اللّه مصباح در خصوص علم دينى» (بهار 1389)، آيينه انديشه، ش 14، ص 72ـ74.</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Apr 2023 16:08:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناسنامه اخلاق کاربردی</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-qcz9sy8qcvbx</link>
                <description>تعریف اخلاق کاربردیتطبیق ارزش های اخلاقی در حوزه های خاصی از زندگی فردی و اجتماعی، از مباحث نوپایی است که در مجامع علمی با عنوان اخلاق کاربردی ظهور کرده است. مانند: اخلاق زندگی، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق دانشجویی و... منظور از اخلاق حرفه ای، تامل درباره ابعاد اخلاقی مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود، مانند: اخلاق تجارت و کسب و کار، اخلاق پزشکی، اخلاق نظامی گری و سپاهی گری، اخلاق روحانیون، اخلاق معلمی، پس اخلاق کاربردی و کاربستی عبارت است از کاربرد و تطبیق، استدلال ها، اصول، ارزش ها و ایدآل های اخلاقی در مورد رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتار های فردی و اجتماعی.1. پیترسینگر، از فیلسوفان اخلاق معاصر، جاعل اصطلاح اخلاق کاربردی است.2. اخلاق کاربردی، پژوهشی صرفا توصیفی و گزارشی نیست؛ بلکه کار استنباط توصیف هنجارها و ناهنجاری های اخلاقی را بر عهده دارد. روش بحث در اخلاق کاربردی، استدلالی و فلسفی است نه تاریخی و تجربی.3.  در اخلاق کاربردی بر خلاف نوع پژوهش های تحلیلی، فلسفی و فرااخلاقی که صرفا به تحلیل ارزش داوری های صورتی گرفته با روش شناسی عقلی، فسلفی و تحلیلی می پردازد، به افعال و موضوعات اخلاقی به دید ارزش گذاری می پردازد و فضلیت و رذیلت آنها را تعیین می کند. پژوهشگر عرصه اخلاق کاربردی، افزون بر آشنایی کافی با مطالعات فسلفی، فرااخلاقی و علم اخلاق، لازم است با مسائل حوزه خاصی از اخلاقیات که اخلاقیات آن مورد بررسی قرار می گیرد، آشنایی کافی داشته باشد. به عنوان مثال، اگر می خواهید مسئله ای از مسائل پژشکی را مورد تحلیل ارزش داورانه قرار دهید، نمی توانید با این دانش بیگانه باشید.4. اخلاق کاربردی به تبیین معیار ارزش داوری در حوزه و مسئله خاصی است. به عنوان مثال، ناظر به پزشکی، محیط زیست، معاشرت، معیشت و امثال آن است. همچنین متکفل حل تزاحمات اخلاقی و پاسخ گویی به مسائل نوپدید و در اصطلاح مسئله محور است.5. اخلاق کاربردی عبارت است از: کاربرد مبانی و معیارهای اخلاقی در حوزه یا مسئله ای خاص با به عبارتی: کاربرد نظریه های کلی اخلاقی یا احکام حاصل از آنها در مسائل خاص اخلاقی. در اخلاق کاربردی تلاش می شود که چگونگی اعمال این توصیه های عام در مسائلی خاص از زندگی فردی یا اجتماعی نشان داده شود. کمک به اتخاذ تصمیمات درست اخلاقی در مقاطع حساس و کمک به فراگیران برای تقویت بعد عقلانی و استدلالی آنان و به کارگیری استدلال اخلاقی در امور روزه زندگی و کاربرد و تطبیق استدلال ها، ارزش ها و ایده آل های اخلاقی و میان رشته ای بودن (برسی مسائل اخلاقی ناظر به حوزه خاص رفتاری) از کارکرد های اخلاق کاربردی است.6. اخلاق کاربردی بر خلاف اخلاق حرفه ای منحصر در حرفه ها نیست. به عنوان مثال، متخصصان اخلاق کاربردی در حوزه شهروندی، معاشرت یا محیط زیست وارد می شوند در حالی که این مسائل طبق هیچ اصطلاحی حرفه به حساب نمی آید. اخلاق حرفه ای ناظر به اخلاقیات شاغلان در حرفه های گوناگون است. اما اخلاق کاربردی، در مسائلی همچون رابطه انسان با خدا، زندگی شخصی، زندگی خانوادگی و امثال آن مطرح است. از طرفی اخلاق حرفه ای، غالبا موضوع محور است نه مسئله محور.7. اخلاق کاربردی بسیار متاثر از اصول هستی شناختی و معرفت شناختی جملات اخلاقی است. این نوع از مسائل، به مسائل فرااخلاقی مربوط می شوند که محقق می تواند به وسیله آن حکم اخلاقی مسائل نوپدید را استخراج کند.تمامی نظریات اخلاقی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: (معیارهای وظیفه گرایانه و غایت گرایانه). تاثیر هر یک از دو دیدگاه بر نظریات اخلاق کاربردی بسیار مشهود استموضوع اخلاق کاربردی:موضوع اخلاق کاربردی، افعال اختیاری و صفات اکتسابی آدمی یا رفتار ارتباطی پایدار او در حیطه های مسئله خیز اخلاقی در زندگی فردی، اجتماعی، حرفه ای و زیست محیطی است.اخلاق کاربردی با دو گرایش مورد مطالعه قرار میگیرد: رویکرد فلسفی با هدف بررسی تحلیل های فلسفی و سنجش میزان دقت نظریه های اخلاقی و رویکرد سازمانی یا حرفه ای با هدف حل مسئله و رسیدن به تصمیم هدف اصلی و حل تعارض های اخلاقی.اهداف اخلاق کاربردی:هدف توصیه ای: نیل به نتیجه معقول درباره درستی یا نادرستی یک عمل.هدف توصیفی: توصیف ملاحظات اخلاقی اغلب متعارض درباره موضوعی خاص، بدون اینکه با لحاظ همه ملاحظات، موضعی درباره درستی یا نادرستی اخلاقی آن موضوع اتخاذ کنند.هدف معیاری: محک زدن نظریه های اخلاق هنجاری و تقویت نظریه مطلوب.هدف انتقادی: ارزیابی منتقدانه اخلاق عرفی در مسائل کاربردی.فایده اخلاق کاربردی:الف. فوائد رویکرد فلسفی1. ایجاد جذابیت در مباحثات اخلاقی و فلسفه اخلاقی.2. کارآیی بخشی و خارج کردن مباحث فلسفی اخلاق از حالت انتزاعی و ذهنی.3. آشناسازی فیلسوفان اخلاق با مسائل و معضلات جاری در روند اخلاق هنجاری.4. کمک به زدودن موانع و بن بست ها بر سر راه تربیت اخلاقی.5. گشودن پای فیلسوفان به اندیشه درباره حل معضلات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی.ب. فواید رویکرد حرفه ای1. کسب موفقیت حرفه ای2. نهادینه شدن اندیشه و رفتار اخلاقی در حرفه و سازمان3. کمک به تصمیم گیری اخلاقی4. حذف اضطراب و نابسامانی در روابط برون حرفه ای و درون حرفه ای5. ایجاد توانایی در حل بحران های حرفه ایعناوین مباحث در اخلاق کاربردی1. عناوین مربوط به فضای زندگی شخصی (رابطه جنسی، ترحمی)2. حرفه ها یا انواع فعالیت اجتماعی (کسب و کار، رسانه و ورزش)3. در سطح دولت یا کلیت جامعه (مجازات بدین، تبعیض مثبت)4. در سطح بین المللی (جنگ، فقر جهانی)رتبه و جایگاه علمی اخلاق کاربردیمطالعات اخلاقی باید به این ترتیب انجام شود: اخلاق تحلیلی، اخلاق هنجاری، اخلاق کاربردی و تربیت اخلاقی، با این همه به لحاظ مصلحت تسهیل در تعلیم، لازم است به ترتیب به این نحو تغییر یابد: اخلاق کاربردی، اخلاق هنجاری و تربیت اخلاقی. شروع تعلیم از اخلاق کاربردی به این دلیل به مصلحت است که متعلم را با همان مسائلی اخلاقی که معمولا روزمره با آنها سر و کار دارد، درگیر می کند و با طرح مسائل چالشی و جستجوی راه حل آنها پرسش از چیستی واقعی هنجارهای اخلاقی را برای متعلم ایجاد نموده، اشتیاق آموختن مباحث بنیادی تر را در او زنده می کند.تدوین: علیرضا زارعیهمچنین می توانید به آثار نویسنده هم مراجعه کنید:درسنامه فرایند یک بنیادترجمه الفائق فی الاصول</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Mar 2023 12:09:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه دینی در اندیشه های اجتماعی آیت الله مصباح یزدی</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C-yjtaq8lc2ejf</link>
                <description>پیش گفتار یکی از مهم ترین مولفه های تأثیرگذار بر تحوّلات تاریخ معاصرِ ایران پس از جنبش مشروطه و انقلاب اسلامی، اندیشه های اجتماعی دینی متفکران مسلمانی (از جمله: آیت الله بروجردی، مرتضی مطهری، سید محمد بهشتی، روح الله خمینی و محمد تقی مصباح یزدی) بوده که تلاش داشتند در مواجهه با تحوّلات جامعه و جهان، اندیشه ای ارائه دهند که ضمن حلّ مسائل جامعه شناختی و سیاسی ایران معاصر، سرچشمه گرفته از منابع دین اسلام باشد. برای توضیح و تشریح تحوّلات سیاسی معاصر و تحلیل جریان های اجتماعی مطرح در ایران که افکار و رفتار بسیاری از آن ها هنوز محلّ بحث و جدال است، بی شک باید به دنبال ریشه های فکری آن بود. یکی از اندیش مندان معاصر ایران محمد تقی مصباح یزدی [1313-1399] است که فعالیت های وی تنها به حوزه های فکری و تئوریک اجتماعی اسلامی منتهی نمی شود بلکه به عنوان فردی که نظریاتش در عرصه اجتماعی بازتاب مهمی داشته، مورد توجه قرار میگیرد. اندیشه اجتماعی ایشان در مقولات (جامعه، دین، جامعه دینی، اندیشه اجتماعی و ارکان اندیشه اجتماعی اسلامی) را می توان اینچنین رصد کرد. جامعه در نگاه ایشان ابداعی انسانی است که بر اساس قراردادهای جمعی شکل می گیرد و از اعضایی شکل گرفته و دارای هدف مشخصی است که بر اساس قانون مشترک زندگی می کنند و دین به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورهای عملی متناسب با این عقاید است. ادیان موجود در میان انسان ها به حق و باطل تقسیم می شوند. منظور از جامعه دینی، جامعه ای است که فرهنگ و روش رفتاری خود را بر اساس تعالیم وحیانی بنانهاده باشد و بر این باور باشد که این دین است که می تواند سلامت جامعه را تضمین کند. انسان الزاما دارای زندگی اجتماعی است و از نظر روحی و روانی دارای انواع نیازها می باشد و در جامعه زندگی اجتماعی خود به طور پیوسته با دیگران در ارتباط هست که این رابطه اکثرا در داخل جامعه بر قرار می گردد. در یک جامعه دینی هم میان انسان ها ارتباط جمعی برقرار است که برای بهتر شدن این روابط میان اعضای جامعه باید اصول و معیار هایی در زمینه های مختلف وجود داشته باشد تا بتواند با استفاده از این معیارها جهت رشد و ترقی خود استمداد بجویند. رویکرد جامعه شناختی ایشان صَرف نقد و نفی براهین جامعه گرایان شده است و معیارهای اسلامی ای را برای تاسیس اصالت عاملیت و فرد و تاثیر آن بر ساختار و جامعه دینی مطرح می کنند. کلیات رویکرد ایشان بر این معیارها مبتنی است: (نفی وحدت حقیقی ارواح و احساسات)، (اثر مجموعه و ترکیب حقیقی)، (علیت و معلولیت و ترکیب حقیقی)، (تاثیر متقابل و ترکیب حقیقی). اندیشه اجتماعی ایشان را می توان در یازده کتاب ایشان بر اساس این معیارها رد یابی کرد: (کسب علم و دانش به منظور استراتژی جامعه پذیری دین، ترویج صلح و دوستی و مدارا، تاکید بر نظارت عمومی، سفارش بر اتحاد، لزوم برقراری عدالت، تعلیم وتربیت صحیح فرزند، تاکید بر انجام اعمال شایسته و تحریم اعمال ناشایست در سطح اجتماع، رسیدگی به وضع نیازمندان، ضرورت مشورت). کلیاتالف. جامعه و قوانین شریعتتعریف جامعه به اعتبار وحدت مکانی: «جامعه واحد» مجموعه‌ای است از انسان‌هایی که باهم زندگی می‌کنند، کارهایشان مستقل و مجزای از یکدیگر نیست، بلکه تحت یک نظام «تقسیم کار» باهم مرتبط است، و آنچه از کار جمعی‌شان حاصل می‌آید، درمیان همه‌شان توزیع می‌شود.  بیشتر جامعه‌شناسان، برای تعیین حدود یک جامعه، حکومت واحد و استقلال سیاسی را به‌عنوان ضابطه‌ای پذیرفته‌اند. به عقیدۀ این جامعه‌شناسان، منظور از «جامعه واحد» گروهی از مردم است که در یک نظام جداگانه سازمان یافته‌اند و امور آن را مستقل از نظارت بیرونی، اداره می‌کنند.تعریف جامعه به اعتبار وحدت زمانی:  اگر در ساخت اجتماعی یک گروه خاص از انسان‌ها، که در یک سرزمین معيّن زندگی می‌کنند و «جامعه»‌ای واحد و جداگانه را تشکیل می‌دهند، تغییر مهمی پدیدار شود، می‌بایست، بعد ‌از آن تغییر مهم، آن جامعه را جامعه‌ای جدید و متمایز دانست. لکن مشکل عمده‌ای که متوجه این قول می‌شود این است که از کجا بفهمیم فلان تغییر اجتماعی، «مهم» است یا نه.[1]کتاب و سنت، مؤید وجوه اشتراک تکوینی همه جامعه‌ها و قوانین جامعه‌شناختی مشترک و احکام اخلاقی و حقوقی و نظام ارزشی و فرهنگ مشترک هستند. و اما راجع‌به اینکه آن نظام ارزشی و فرهنگی مشترک و واحد چیست، باید دانست که از دیدگاه اسلامی همه ادیان و شرایع الهی دارای حقیقت واحدی هستند، و به‌عبارت‌دیگر بیش‌از یک دین و شریعت نیستند و اختلافات اندک و ناچیزی که در ‌بین آنها وجود می‌داشته است، در‌واقع از‌قبیل اختلافات احکامی است که در دوران نبوت یک پیامبر پیش می‌آمده است. فی‌المثل، اگر یکی از احکام شریعت حضرت موسی‌ ع به توسط حضرت عیسی‌ ع نسخ شده است، درست مانند این است که یکی از قوانینی که در اوایل بعثت حضرت محمد‌ صلى الله علیه وآله مرسوم و معمول بوده است، بعدها منسوخ و متروک شده باشد.این‌گونه نَسخ‌ها، که حتی در دوران پیامبری یک پیامبر نیز روی می‌داده است، منشأ اختلاف ماهوی ادیان و شرایع آسمانی نتواند شد. در آیات قرآنی متعددی، خطاب به پیامبر گرامی اسلام‌ صلى الله علیه وآله آمده است که: آنچه به تو وحی می‌کنیم همان است که بر پیامبران پیشین فرو فرستاده‌ایم، پس اصول و کلیات همه ادیان الهی، واحد و مشترک است؛ و همین اصول و کلیات واحد است که همه افراد، گروه‌ها، قشرها و جامعه‌ها در همه مقاطع تاریخی می‌توانند ـ و باید‌ ـ تابع آن باشند و فرهنگ و نظام ارزشی خود را از آن اخذ و اقتباس کنند و به‌تعبیر‌دیگر، همه می‌توانند ـ و باید‌ ـ متدین به دین اسلام باشند؛ نهایت آنکه این دین در فروع و جزئیات خود، به‌مقتضای اوضاع‌و‌احوال تاریخی دستخوش تبدل و تغیر تواند بود، ولی اصول و کلیاتش، البته از زمان خلقت آدم تا صبح قیامت، به‌یک‌سان خواهد ماند. افراد، گروه‌ها، قشرها و جوامعی که به این دین مقدس نگرایند و نگروند، از‌سر خودخواهی و برتری‌جویی و ظلم و فساد چنین می‌کنند؛ والّا فطرت انسانی، فطرتی است واحد که در‌میان همه آدمیان مشترک است و قوانین تکوینی مشترکی دارد و مقتضی احکام تشریعی واحدی نیز هست. بنابراین اندیشه مشارکت همه انسان‌ها در یک فرهنگ و نظام ارزشی و تشکیل جامعه جهانی واحد، اندیشه‌ای است معقول و صحیح. و اما در‌باب اینکه آیا این اندیشه، تحقق خارجی نیز خواهد یافت یا نه، باید گفت که از نظرگاه قرآنی، جای شک و شبهه‌ای نیست که روزی خواهد آمد که در آن، بشریت در زیر لوای یک فرهنگ و نظام ارزشی، جامعه‌ای واحد خواهد داشت. ما شیعیان آن روز را همان زمان ظهور حضرت ولی‌عصر‌عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌دانیم[2].ب. دینمنظور از دین، هر مجموعۀ نظام‌مند از اعتقادات، ارزش‌ها، و رفتارها نیست، بلکه تنها مجموعه‌هایی دین نامیده می‌شوند که علاوه بر مؤلفه‌های بالا، دو ویژگی دیگر نیز داشته باشند: اول آن‌که از سوی خداوند نازل شده باشند،‌ و دیگر آن که تحریف نشده باشند. در یک کلمه، این اصطلاح نام دین را تنها شایستۀ دین حق می‌داند و بس، و تنها پاسخ‌های صحیح به مسائل دینی را شایستۀ نام دین به حساب می‌آورد. بر این اساس، می‌توان دین را چنین تعریف کرد: «اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان، و دستورات عملی متناسب با این عقاید »کسانی که دین را شامل طریقت و شریعت دانسته‌اند همین معنا را اراده کرده‌اند، زیرا منظور ایشان از شریعت، هرگونه نظام عملی نیست، بلکه تنها شامل احکامی است که خداوند وضع کرده، بر پیامبر وحی نموده، و توسط وی صاحبان خرد را به پذیرش و عمل به آن احکام فراخوانده است.از نظر اسلام (و بسیاری از دیگر ادیان)، فقط یک دین صحیح وجود دارد و بقیه ادیان باطل‌اند. این تعریف، دین را به دین آسمانی صحیح منحصر می‌سازد که موجب کمال حقیقی انسان می‌شود، و دیگر نظام‌های اعتقادی و رفتاری را که یا کلاً باطل‌اند و یا عناصری از عقاید باطل و خرافات در آن‌ها وجود دارد، شایستة نام نمی‌داند،‌ بلکه آنها را دین نما، دین‌هایی جعلی، دروغین، تقلبی، یا  شبه‌دین می‌داند. در قرآن کریم، دین به این معنا نیز به‌کار رفته است، آنجا که می‌فرماید:  إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ یعنی فقط یک دین وجود دارد و آن اسلام است.طبق این اصطلاح، دین یعنی دین حقی که از طرف خدای متعال نازل شده است. پایة این دۀن را اعتقادات تشکیل می‌دهد که شامل مباحث هستی‌شناسانة مطابقۀ با واقع است و در قالب قضایایی خبری مانند: خدا هست، وجود خدا حق است، پیغمبر از طرف خدا مبعوث شده است، و حیات پس از مرگ وجود دارد) بیان می‌شود، و باید به آن‌ها اعتقاد پیدا کرد. به دنبال این اعتقادات، سلسله‌ای از ارزش‌ها (مانند: کمال، قرب به خدا، عدالت، عفت، و امنیت) مطرح می‌شود که لازمۀ‌ اعتقاد به آن حقایق است و باید به آنها پایبند بود.[3]ج. جامعه دینیاصطلاح جامعه دینی و قرآنی، در نگاه اول، روشن تر از آن به نظر میرسد که نیازی به تعریف داشته باشد؛ اما در واقع، این چنین نیست. باید دانست که ذهنیت ما از جامعه قرآنی و دینی، بر این مدار میچرخد که قرآنی بودن را چگونه معنا کنیم. آیا هر جماعت مسلمانی را می توان یک جامعه ی قرآنی نامید؟ یا این که چنین جامعه ای، ویژگی هایی دارد که در هر جماعت مسلمانی یافت نمی شود؟ به عبارت دیگر، آیا وجود جماعت دینداران برای تحقق جامعه ی دینی، کافی می باشد؟ یا این که برای تحقق چنین جامعه ای، به چیزی بیش از یک جمع مسلمان نیاز داریم؟ به صورت کلی، میتوان گفت که وجود جماعتی دیندار، خود به خود، به معنای تشکیل یک جامعه ی دینی نیست؛ زیرا با صرف تجمع گروهی از انسانها، جامعه ی انسانی به وجود نمی آید؛ بلکه بر اساس تعاریف جامعه شناسان، هرگاه میان گروهی انسانی، شبکه ای از روابط اجتماعی پایدار شکل گرفت، آن گاه جامعه ی انسانی تشکیل خواهد شد. جامعه قرآنی نیز جامعه ای انسانی است و تمام اجزا و عناصر جامعه ی انسانی را داراست؛ اما صفت یا ویژگی خاصی، آن را از دیگر جامعه انسانی، متمایز می کند. این صفت ، همان قرآنی بودن یا دینی بودن آن است.[4]د. معیارهای جامعه دینیمعیارهای اعتقادی:(اعتقاد به توحید و نقش آن در جامعه، اعتقاد به معاد در جامعه دینی، قبول ولایت پیامبران و ائمه در جوامع دینی)معیارهای اقتصادی:(قوام در مصرف، سهم بری بر اساس میزان مشارکت در تولید، حفظ حاکمیت سیاسی، عدم وابستگی اقتصادی، توسعه و رشد، رسیدگی به رفاه عمومی، تحکیم ارزش های معنوی و اخلاقی، خود کفایی و اقتدار اقتصادی، تشویق به تجارت و رقابت سالم اقتصادی، رعایت انضباط کاری در فعالیت های اقتصادی، هدفمندی و انگیزه سالم، تخصص و تعهد، داشتن وجدان کاری)معیارهای اجتماعی:(کسب علم و دانش، ترویج صلح و دوستی و مدارا و گفتگو در جامعه، تاکید بر نظارت عمومی، سفارش به اتحاد و جمع گرایی در بین مسلمین، لزوم بر برقراری عدالت، تعلیم و تربیت صحیح فرزند، تاکید بر انجام اعمال شایسته و تحریم اعمال ناشایست در سطح اجتماع، رسیدگی به وضع نیازمندان، ضرورت مشورت)معیارهای اخلاقی:(اصلاح ذات البین، مراعات ادب در جامعه، وفای به عهد، ادای امانتداری، اعراض از لغو و اعمال بیهوده، ایثار، ارزش های اخلاقی جامعه مطلوب، ایثار، مشورت و ایجاد سازمان شورایی در جامعه، صبر و پایداری، حیا و پایداری، ترویج و گسترش امر به معروف و نهی از منکر)معیارهای سیاسی:(ضرورت تشکیل دولت و حکومت، داشتن نظام شورایی، داشتن اندیشه سیاسی، آزادی از نفوذ استعمار، جلوگیری از تفرقه، ایجاد وحدت در جامعه، گسترش علم در جامعه، عدم حمایت از خائنان، وجوب اطلاعت از اولو الامر، نفی احزاب در جامعه، ممانعت از سلطه کافران در جامعه، عدم پیمان شکنی در روابط اجتماعی، تشویق به جهاد و شهادت، ایجاد قدرت نظامی دفاعی، ظلم ستیزی در جامعه، زوال فساد در جامعه)[5]هـ . مبانی جامعه دینیجامعه دینی جامعه ای است که در پرتو شرع و عقل، مسیر خود را معین می کند و از جاده حق و حقیقت، منحرف نباشند. این هدف، آنگاه امکان تحقق دارد که مولفه های زیر را رعایت کند:1. حق مداریحق مداری که در سایه رهنمون های عقل و شرع امکان پذیر است. زیرا راه حق را خرداندیشی آزاد تشخیص میدهد، که همین خرد آزاداندیش رسول باطنی و حجت الهی است.2. عدالت محوری»اى کسانى که ایمان آورده اید، پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید، هر چند به زیان خودتان یا به زیان پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد. اگر یکی از دو طرفِ دعوا توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است. پس در پىِ هوس نروید که در نتیجه از حق عدول کنید. و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى دهید آگاه است.« سوره نساء، آیه 135خطاب است به جامعه  ایمانی همواره عدالت را بپا دارید. و در مقام شهادت خدا را در نظر بگیرید. گرچه زیان خود یا بستگان تان باشد. . . . و هرگز به دنبال هوی و هوس نباشید. تا مبادا شما را  از جایگزین کردن عدل منحرف کند. عدالت محوری، هدف اقتصادی بعثت انبیا و آمدن شریعت است تا عدالت، حضور همه جانبه داشته باشد و تنها در محدودهی اقتصادی محصور نباشد، چنانچه امروز برخی جوامع، تنها به همین بعد اکتفا کرده و دیگر جوانب را رها کردهاند و بهافراط و تفریط های متضاد و متناقض دچار گردیدهاند.3. قانون گراییسومین مؤلفه جامعه ی دینی، قانون گرایی است و از مؤلفه های محوری و اساسی جامعه ی دینی به شمار میرود. در این رهیافت همه افراد جامعه، خود را ملزم به رعایت قانون میدانند و هرگونه اطاعت از قانون را وظیفه شرعی میشمارند.4. خدا محوری بودنیکی دیگر از مؤلفه جامعه ی دینی، که در راستای قانون مداری شکل میگیرد، جمع میان خدامحوری و انسان محوری است، بدین معنا که گرچه جامعه دینی یک جامعه ی خدا محوری محض شمرده میشود و به نام جامعه توحیدی یاد میشود، ولی هدف اقصی در قانون گذاری همان کمال انسانی است تا بدین وسیله، امکان قرب به ساحت قدس الهی تحقق یابد و مسأله خلیفه الهی در وجود انسان متجلی گردد و این از امتیازات تعالیم اسلامی است که با شعار جمع میان دنیا و آخرت، حرکت خود را آغاز کرده و استمرار داده است.اساساً در رابطه با حقوق بشر و قوانین مربوطه دو دیدگاه وجود دارد؛ خدا محوری و انسان محوری. از دیدگاه خدا محوری، که شرایع آسمانی بر آن تأکید دارند، خدا در مرکز جهان بینی قرار گرفته و راز هستی و هدف آفرینش شناخت خدا و حرکت به سوی او، که کمال مطلق است، می باشد.5.  دارا بودن روحیه خردورزی، بصیرت و دانش اندوزیقرآن به خردورزی و بصیرت و معرفت دینی، تفکر، تعقل و علم و دانش توأم با بصیرت تأکید زیادی نموده است. در مکتب رسول خدا و حضرات معصومین نیز به بصیرت و معرفت و تفکر و تعقل و خردورزی و دانش توجه زیادی شده و انسان ها را به آن دعوت کرده اند. درواقع تمام مصیبت ها و بلاها و آلودگی های اجتماعی و فردی ریشه در عدم معرفت دارد. و از این رو فهم و درک دینی، همان چیزی است که پیوسته در قرآن و در سیره رسول خدا و ائمه اطهار مردم را به آن دعوت نموده اند.2. جامعه دینی در اندیشه اجتماعیجامعه مرکب حقیقی است از نوع مرکبات طبیعی ولی ترکیب روح ها و اندیشه ها و عاطفه ها و خواستها و اراده و بالاخره ترکیب فرهنگی نه ترکیب تن و اندامهاف همچنانکه عناصر مادی در اثر تاثیر و تاثر با یکدیگر زمینه پیدایش یک پدیده جدید را فراهم می نمایند و به اصطلاح فلاسفه اجزاء ماده پس از فعل و انفعال و کسر و انکسار در یکدیگر و از یکدیگر استعداد و صو رت جدیدی می بایند و به این ترتیب مرکب جدید حادث می شود و اجزاء با هویت تازه به هستی خود ادامه می دهند، افراد انسان هر کدام با سرمایه ای فطری و سرمایه ای اکتسابی از طبیعت وارد زندگی اجتماعی می شوند. روحا در یکدیگر ادغام می شوند و هویت روحی جدیدی که از آن روح جمعی تعبیر می شود، می یابند. این ترکیب خود به یک نوع ترکیب مخصوص به خود است که برای آن شبیه و نظیری نمی توان یافت. [6]1. گرایش‌های جامعه‌گرا: این گرایش‌ها بر‌روی خصیصۀ جمعی پدیده‌های اجتماعی تأکید دارند و جامعه را واقعیتی عینی تلقی می‌کنند که از افرادی که آن را تشکیل داده‌اند، متمایز است و آثار و خواص ویژه‌ای دارد که در افراد انسانی مشاهده نمی‌شود.به‌تعبیر‌دیگر، اینها در ارتباط فرد و جامعه، بر‌روی عامل دوم تکیه می‌کنند و معتقدند که تنها جامعه است که واقعیتی اصیل دارد و فرد جز از واقعیتی تبعی برخوردار نیست. همان‌گونه‌که شخص انسانی یک کل مرکب است و دارای زندگی واحد است که مجموعه‌ای از اعضای منفصل یک بدن، حتی اگر هر‌یک از آن اعضا بی‌عیب و نقص، و آن مجموعه کامل باشد، آن حیات را ندارد، به‌همین‌سان اجتماع انسانی نیز که مرکب از افراد است، حیاتی خاص خود دارد که مجموعه‌ای از آحاد انسانی پراکنده و نا‌هم‌بسته، فاقد آن حیات خواهد بود. به‌دیگر‌سخن، جامعه هم یک «شخص» یا «فوق شخص» است که درست به همان شیوه که بدن از یاخته‌ها، اعضا و دستگاه‌هایی تشکیل شده است، مرکب از افراد و دارای زندگی واحدی است غیر‌از حاصل‌جمع زندگی‌های افراد سازندۀ آن.می‌توان گفت صاحبان این گرایش‌ها، که گاهی به‌نام «طرف‌داران هستی‌شناسی اجتماع» هم خوانده می‌شوند، همگی وارثان هگل، فیلسوف بنام آلمانی (1770ـ1831) هستند. در‌نظر هگل اساساً «جز کل، هیچ امری مآلاً و تماماً حقیقی نیست» چرا‌که «ماهیت هر جزئی از جهان به چنان عمقی متأثر از روابط آن جزء با سایر اجزا و با کل است که هیچ بیان صادقی درباره هیچ جزئی نمی‌توان اظهار داشت، مگر آنکه آن جزء را به مقامی که در کل دارد منسوب کنیم.و چون مقام جزء در کل به همه اجزای دیگر بستگی دارد، پس تبیین صادق مقام آن جزء، در‌عین‌حال مقام همه اجزای دیگر را نیز تعیین خواهد کرد.پس فقط یک تبیین صادق می‌توان کرد و حقیقتی جز تمام حقیقت وجود نداردبه‌همین‌ترتیب جز کل، هیچ چیز حقیقت تام ندارد؛ زیرا هر جزئی، هنگام جدایی، به‌سبب جدا بودن، قلب ماهیت می‌یابد و لذا دیگر کاملاً همان که حقیقتاً هست به‌نظر نمی‌رسد.از‌سوی‌دیگر، وقتی‌ یک جزء چنان‌که باید در‌ارتباط با کل در‌نظر گرفته شود، قائم به ذات و قادر به وجود نیست، مگر به‌عنوان جزء همان کلی که فقط اوست که می‌تواند حقیقت تام داشته باشد در ‌واقع فقط یک مقولۀ واحد، یک واقعیت، وجود دارد و آن روابط است.بنابراین... جوهرها، مانند افراد انسان، به‌وسیله روابطشان تعین می‌یابند. آنها فقط به‌اعتبار این روابط است که آنچه هستند، هستند. به‌بیان‌دیگر، آنها مجموعه‌هایی از روابط هستند.حال اگر چنین باشد، جامعه می‌تواند و باید، به‌عنوان کل حقیقی تلقی شود. فرد انسان که تعین خود را به‌وسیله روابط اجتماعی می‌یابد، در اینجا... به‌صورت چیزی فرعی نمایان می‌شود، چیزی که کمتر از جامعه است.کوتاه سخن آنکه به اعتقاد هگل و پیروان وی، فقط کل است که حقیقی و واقعی یا جوهری و قائم به وجود خود تلقی تواند شد، و فرد انسانی «یک لحظۀ دیالکتیک» جامعه است و نه چیزی بیشتر.جامعه انسانی واقعیتی است «روحانی» و «اساسی» و فرد به‌راحتی وجود ندارد، مگر به‌واسطۀ جامعه، درون جامعه، و در‌خلال جامعه.بعضی از طرف‌داران «هستی‌شناسی اجتماع»، بر این اعتقادند که فرد، قبل‌از ورود به زندگی اجتماعی «انسان بالقوّه» است، نه «انسان بالفعل»، و پس از اجتماعی شدن است که استعداد انسان شدنش، که نهان و تحقق‌نایافته بوده است، به‌تدریج شکوفا می‌شود و عملاً آشکار می‌گردد و تحقق می‌یابد.2. گرایش‌های فردگرا: این گرایش‌ها بر خصیصۀ فردی پدیده‌های اجتماعی تکیه می‌کنند و می‌گویند که فقط فردها هستند که می‌اندیشند و عمل می‌کنند، و جامعه وگروه‌ها به‌خودی‌خود، هیچ واقعیتی ندارند و چیزی جز افراد و اشکال ارتباطات و مناسبات میان افراد نیستند.به‌تعبیر‌ساده‌تر، فرد‌گرایان معتقدند همان‌گونه‌که یک «خانواده» تشکیل شده است از پدر، مادر، و فرزندان و شاید هم چند کس دیگر، و چیزی بیش‌از‌این نیست، یک «ملت» هم از جمع همه افراد آن ملت تشکیل می‌شود، و نه از چیز دیگر.البته افراد یک جامعه، مانند دانه‌های شن موجود در یک تودۀ شن نیستند، بلکه هم از وجود یکدیگر با‌خبرند، و هم با یکدیگر ارتباطات و تأثیر و تأثرهای متقابل دارند، و هم هم‌رتبه نیستند.به‌همین‌جهت، یک تودۀ شن، به‌هیچ‌روی چیزی برتر و بیشتر از انباشتگی دانه‌های شن نیست، و حال‌آنکه یک جامعه حاصل‌جمع همه افراد آن است به‌انضمام مجموع ارتباطات و مناسبات میان آنان.ولی مهم این است که ترکیب افراد و تأثیرات آنان، ترکیبی حقیقی نیست تا بتوان «جامعه» را یک واحد حقیقی دانست. بنابراین فشار و نیرویی که به ادعای جامعه‌گرایان، از‌سوی جامعه به فرد وارد می‌آید، چیزی جز نتیجه تأثیر دیگر افراد جامعه بر یک فرد خاص نیست.ذرات اولیۀ جسم، مانند الکترون‌ها، پروتون‌ها، و نوترون‌ها نیز در درون یک اتم، تأثیر و تأثر متقابل دارند و یکدیگر را جذب یا دفع می‌کنند؛ ولی این بدان‌معنا نیست که اتم، چیزی برتر و بیشتر از مجموع این ذرات و فعل‌وانفعال‌های متقابل آنهاست، و هموست که یکایک ذرات را جذب یا دفع می‌کند. همچنین حقوق و تکالیف فرد نسبت ‌به جامعه نیز چیزی جز حقوق و تکالیف فرد نسبت‌ به دیگر افراد جامعه نیست.مثلاً وظیفه شخص در‌قبال مملکت، عبارت است از وظیفه او نسبت‌به رئیس مملکت و دست‌اندر‌کاران حکومت و سایر شهروندان؛ همین و بس.حاصل آنکه، فردگرایی، فعل‌وانفعال‌هایی را که میان انسان‌ها صورت می‌گیرد چیزی غیرواقعی نمی‌داند، لکن آنها را قائم به خود انسان‌ها، و از آثار آنان می‌شمارداین گرایش، «جامعه» را که حاصل‌جمع افراد انسانی و نیز همه ارتباطات و تعامل‌های موجود در میان آنان است، مرکب واقعی و واحد حقیقی نمی‌انگارد، و بنابراین آن را دارای آثار و خواص ویژه‌ای نمی‌داند و همه پدیده‌های اجتماعی را قابل تبیین و توجیه‌هايِ روان‌شناختی قلمداد می‌کند.در مغرب‌زمین، جان استوارت میل، فیلسوف و اقتصاددان نامدار انگلیسی (1806ـ1873) را بزرگ‌ترین منادی فردگرایی می‌دانند[7].آیت الله محمد تقی مصباح یزدی به مباحثی در این زمینه معتقد است که خلاصه آنها به شرح زیر است:الف. هیچ‌یک از دو کلمه عربی «جامعه» و «مجتمع»، که نخستینِ آن‌دو، در زبان فارسی امروزی و دومینشان در عربی جدید متداول است، در قرآن کریم به‌کار نرفته است؛ و این کتاب شریف برای رساندن معنای «گروهی از انسان‌ها» از کلمات دیگری استفاده کرده است که به‌ترتیب کثرت استعمال عبارت‌اند از: «قوم» (383بار)، «ناس» (240بار)، «امت» (64بار)، «قریه» (56بار) و «اناس» (5بار)ب. همه افراد یک «امت» در شی‌ء واحدی مشارکت دارند، «که به‌لحاظ همان شی‌ء واحد، یک «امت» را می‌سازند» ولی همه «امت»‌ها در یک چیز یگانه، اشتراک ندارند. اینها همه نشانۀ این است که «امت» از دیدگاه قرآن، به‌معنای یک موجود حقیقی تکوینی، که دارای وحدت عینی حقیقی باشد، نیست، بلکه به‌معنای مجموعه‌ای از انسان‌هاست که یک جهت وحدت و اشتراکی در همه‌شان لحاظ شده باشد.قرآن کریم برای هر امتی حیات و موت خاصی قایل است، درست به همان‌گونه‌که هر فرد، زندگی و مرگ خود را دارد. اعضای یک امت در یک لحظه و با یکدیگر نمی‌میرند، بلکه حیات‌های فردی خود را در‌طول زمان و به‌نحو متوالی و متناوب از‌دست می‌دهند. پس آن «حیات»‌ی که در یک لحظه پایان می‌گیرد، به امت تعلق دارد نه به افراد انسانیقرآن کریم گاهی کار یک فرد از افراد یک جامعه را به همه آن جامعه و گاهی نیز عمل یک نسل از نسل‌های یک جامعه را به همه آن جامعه نسبت می‌دهد. آنچه این‌گونه نسبت دادن‌ها را تجویز می‌کند این است که افراد و نسل‌های هر جامعه دارای یک تفکر اجتماعی، یک ارادۀ عمومی، و خلاصه یک روح جمعی هستند. چون رفتار از یک روح جمعی صادر شده است می‌تواند به همه افراد و نسل‌های منسوب شود، چنان‌که وقتی‌که انسانی به دست یا پای خود کاری را انجام می‌دهد نمی‌گویند که دست یا پای او فلان عمل را به انجام رساند؛ بلکه می‌گویند که وی چنان کرد. به‌عبارت‌دیگر، همان‌گونه‌که در مثال مزبور فعل جزء را به کل نسبت می‌دهند، می‌توان فعل یک فرد یا یک نسل را به کل جامعه نسبت داد. از‌آنجا‌که در قرآن کریم چنین نسبت‌هایی هست، می‌فهمیم که از دیدگاه قرآنی نیز، فردها و نسل‌ها اجزای یک کل حقیقی و عینی هستند که ما آن را «جامعه» می‌نامیم.[8]3. ارکان اندیشه اجتماعی برای تحقق جامعه جامعه دینی از دیدگاه آیت الله مصباحکسب علم و دانش، ترویج صلح و دوستی و مدارا، تاکید بر نظارت عمومی، لزوم برقراری عدالت، تعلیم وتربیت صحیح فرزند، تاکید بر انجام اعمال شایسته و تحریم اعمال ناشایست در سطح اجتماع، رسیدگی به وضع نیازمندان، ضرورت مشورت.- کسب علم و دانشعلم دوستى و حقیقت‌جویى، نقش چشمگیر خود را در تأمین نیازها و اشباع سایر تمایلات ایفا مى‌کند. وقتى انسان به این حقیقت توجه کرد که نیازهایش بوسیله چیزهایى تأمین مى‌شود که قبلا باید آنها را بشناسد، حقیقت جویى و علم دوستى فطرى وى جهت مشخص خود را پیدا مى‌کند و انسان مى‌فهمد که به دنبال شناخت و آگاهى یافتن از چه چیزهایى باید باشد. وى در خواهد یافت باید چیزهایى را بشناسد که بتوانند نیازهاى وى را برطرف سازند و مصالح زندگى وى را تأمین کنند و به هنگام ارضاى میل به شناخت اشیایى که مورد نیاز انسانند و مى‌توانند در تکامل وى مؤثّر باشند باید از قوّه عاقله کمک گرفت.انگیزه کسب علم، خود به خود، جهت معيّنى ندارد و متعلّق خاصّى را نشان نمى‌دهد؛ بلکه، با همه دانستنیها نسبت مساوى دارد و انسان را تشنه کسب علم نسبت به همه آنها مى‌کند؛ ولى، با توجّه به جهات دیگرى که در نفس هست، دست کم در مرحله اوّل، اولويّت را به چیزهایى مى‌دهد که در راه تکامل نفس مؤثّر باشند.[9]- ترویج صلح و دوستی و مداراآیت الله مصباح یزدی در خصوص زمینه های ابراز صلح معتقدند که: دگرگونی‌های بنیادی جامعه درزمینه‌های سیاست، امور مدنی، قضا، امور بین‌المللی، ارزش‌های اخلاقی و معنوی، اقتصاد، امور نظامی و تسلیحاتی، آموزش‌وپرورش، تبلیغات، جنگ و صلح و... همگی متأثر است از اندیشه، گفتار و کردار کسانی که نظام ارزشی و فرهنگ جامعه را می‌سازند و عرضه می‌کنند، و کسانی که قدرت‌های اجتماعی را در دست دارند.[10]سپاه اسلام، و به ویژه سردمداران آن، باید هشیار باشند تا در دام مکر و خدعه دشمن گرفتار نشوند. طبیعى است که دشمن در پى شکست مسلمانان و پیروزى خویش است و براى دست یابى به این مقصد از هیچ کارى مضایقه نخواهد کرد. مسلّماً دشمن در صورت لزوم، براى فریب دادن مسلمانان نقشه‌هاى مکرآلود و خدعه آمیز به کار خواهد گرفت؛ براى مثال، در بسیارى از موارد ممکن است در واقع قصد ادامه جنگ داشته باشد، اما براى آن که با هزینه کمترى به هدف برسد و یا ضربه کارى تر و زیان بارترى به مسلمانان بزند، فریب کارانه به ظاهر از صلح، آتش بس و حکميّت دم بزند تا افکار عمومى را بفریبد و به نفع خویش تحت تأثیر قرار دهد.[11]- تاکید بر نظارت عمومیفتنه، پدیده‌ای اجتماعی است و فقط شامل امتحان‌های فردی نمی‌شود، ما باید نگران دیگران نیز باشیم. این‌گونه نیست که اگر کسی دین خود را حفظ کرد، وظیفۀ دیگری نداشته باشد. در اسلام، همگان مسئول‌اند و نظارت عمومی بر عهدۀ همۀ مردم است. این وظیفه با تعبیرات گوناگون در قرآن کریم آمده است.[12]- لزوم برقراری عدالتآیت الله مصباح یزدی معتقد هستند که:از آنجا که همه مسائل حقوقى به حق باز مى‌گردد و از سوى دیگر همه اهداف مختلفى که براى حقوق قائل شده‌اند سرانجام به برقرارى عدالت اجتماعى ختم مى‌شود، لازم است قبلاً حق و عدالت را بشناسیم.‌ براى تحقق هدف حقوق و برقرارى عدالت اجتماعى و تأمین مصالح عمومى، صِرف وجود قوه مقننه کافى نیست بلکه وجود قوه‌اى دیگر ضرورت دارد که در میان مردم به داورى بنشیند تا کشمکش‌ها و نزاعهاى افراد از میان برخیزد؛ این قوه ـ که مرجع اعضاى جامعه در تطبیق قواعد حقوقى بر موارد خاص است ـ قوه قضائیه نام دارد.[13]- تعلیم وتربیت صحیح فرزندآیت الله مصباح یزدی در ضمن توضیح اعتدال، معیار فضیلت به این نکته اشاره می کند که:آیات و روایات نیز فضیلت را براى انسان منحصر در یک نوع فعالیت نمى‌دانند؛ بلکه کارهاى مختلف و فضایل متنوع و تکالیف واجب و مستحب متعددى مانند نماز، امر به معروف، نهى از منکر، تعلیم و تعلّم، فعالیت‌هاى سیاسى و اجتماعى و خانوادگى، مسایل تربیت فرزند و... براى آدمى بر شمرده شده است.- رسیدگی به وضع نیازمندانیکى از تعبیرهاى رایج که در این‌باره به کار رفته، قرض دادن به خدا است. در شش آیه، خداوند به بیان‌هاى مختلف، مردم را به قرض دادن به خدا ترغیب مى‌کند یا کسانى را که به خدا قرض داده‌اند، مى‌ستاید؛ مانند:مَنْ ذا الَّذِى يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضَاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَه. کیست که به خدا قرض حسن بدهد تا خداوند آن را برایش چندین برابر کند.این مطلب، در چند جاى قرآن با تعابیر مختلف تکرار شده است.بعضى گمان مى‌کنند که منظور از این آیات، همان مالى است که مردم به هم وام مى‌دهند؛ اما باید توجه کرد که منظور اصلى از قرض‌دادن به خدا در این آیات، همان صدقه دادن و انفاق کردن است و خداوند براى تشویق مردم به انفاق و دادن صدقه، از این تعبیر استفاده کرده است تا به مردم بفهماند که مالى که صدقه مى‌دهند، از بین نمى‌رود، بلکه آن را به خدا قرض مى‌دهند و نزد خدا محفوظ است و هنگامى که به شدت به آن نیاز دارند، از او پس خواهند گرفت.[14]- تاکید بر انجام اعمال شایسته و تحریم اعمال ناشایست در سطح اجتماعاعتقادات و اعمال و رفتارهاى انسان بذرهایى است که در این جهان به دست انسان کاشته مى‌‌شود و در عالم آخرت، نتیجه و محصول آن آشکار مى‌‌گردد. در این عالم اگر کشاورزى بر اساس رهنمودهاى یک دانشمند آشنا و متخصّصِ امر کشاورزى بذرى را کشت کند، در هنگام درو بیش‌‌ترین محصولِ ممکن را با بهترین کیفیت، از زحمت خویش برداشت خواهد کرد. به همین منوال اگر انسان‌‌ها اعمال و رفتار خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن کریم و معارف و علوم اهل‌‌بیت‌(علیهم السلام) تنظیم کنند و امور فردى و اجتماعى و سیاسى خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن کریم سامان دهند، علاوه بر عزت و سربلندى دنیا، در عالم آخرت نیز از نتایج اعمال نیک خود برخوردار خواهند بود و از این که با اعمال شایسته خود سرنوشتى سعادتمند در جوار رحمت خدا براى خود تدارک دیده‌‌اند خوشحال خواهند بود.[15]- ضرورت مشورتآیت الله مصباح یزدی در خصوص مشورت در امور خانواده معتقد است که از اصول حاکم بر خانواده، اصل مشورت است. در اختلاف‌هاى مورد اشاره، بهترین راه آن است که زن و مرد همفکرى کنند و راهى برگزینند که عقل مى‌پسندد. این طبیعى است که هر کسى خواسته‌ها و نظرهاى مخصوص به خود را داشته باشد و هر یک از زن و شوهر، داراى خواسته‌هاى متعارض باشند؛ امّا در بسیارى از موارد، همسران مى‌توانند با مشورت یک‌دیگر نظرهاى خود را هماهنگ کنند و از تعارض آن‌ها بکاهند. گفتنى است که لزوم و ارزش اخلاقى مشورت با همسر، در کارها و تصمیم‌هایى است که به خانواده مربوط مى‌شود؛ مثل چگونگى شیردادن به کودک و مدّت آن، محلّ زندگى، خوراک و پوشاک و...؛ امّا در کارهایى که به خانواده مربوط نیست، مشورت با همسر ـ از آن جهت که همسر است ـ نقشى ندارد؛ بلکه باید با کسانى مشورت کرد که در آن مسائل، آگاهى بیش‌ترى داشته باشند و همچنین نظر کسانى را باید جلب کرد که در آن کارها مسؤولیت و مشارکت داشته و توافق آنان در پیشبرد آن کار داراى نقش مثبت و مطلوب باشد؛ بنابراین، معناى تعابیرى مانند: «شاوِروهنّ و خالِفوهن؛ با آنان مشورت کنید و مخالف نظر آنان عمل کنید» که در برخى روایات آمده، این نیست که در هیچ موردى نباید با زن مشورت کرد؛ بلکه مشورت با زن باید در مواردى باشد که با احساس‌ها و عواطف و ساختمان ادراکى و اطّلاعات او متناسب باشد؛ به طور مثال بسیارى از کارهاى اجتماعى، مثل تصمیم‌گیرى در باره جنگ، صلح و دفاع با احساسات زنانه هماهنگى ندارد و استفاده از مشاوران زن در چنین مواردى نمى‌تواند مفید باشد؛ زیرا زن با توجّه به احساسات و عواطف شدید و لطافت روحى‌اش، به طور معمول قادر نیست در برابر کشتارها و ویرانى‌هاى جنگ مقاومت کند و براساس مصالح کلّى جامعه نظر دهد[16]همچنین در امور اجرایی و حاکمتی معتقدند که: حاکمیت، باید همۀ قوانین و مصوبات به تأیید او برسند. به دلیل آنکه ولی‌فقیه به طور مستقیم نمی‌تواند بر همۀ امور اشراف داشته باشد، در زمینه‌های کشاورزی، نظامی، بهداشتی، آموزش و پرورش، اقتصاد و... باید کارشناسان و متخصصان، نظرهای خود را در سازوکاری قانونی به صورت قوانین درآورند، و وقتی آن قوانین به تأیید ولی‌فقیه رسید، اعتبار و حجیت می‌‌یابند و زمینۀ اجرای آنها فراهم می‌آید. شکل ایدئال فرآیند صورت‌بندی قوانین و مصوبات این است که برای هر رشته‌ای مجلسی و نهادی قانونی از متخصصان و کارشناسان در همان رشته تشکیل شود و آنان با شور و مشورت با یکدیگر مصوباتی را بگذرانند؛ زیرا رأی و نظر هرکسی در رشته‌ای که در آن تخصص دارد معتبر است. اما تحقق این فرآیندِ ایدئالِ قانون‌گذاری که در قالب تشکیل مجالس تخصصيِ مشورتی متعدد در رشته‌های گوناگون شکل‌ می‌گیرد فعلاً عملی نیست و اکنون بهترین شکل تنظیم قوانین که به تأیید ولی‌فقیه نیز رسیده، تشکیل مجلس شورای اسلامی است. این مجلس متشکل از چند کمیسیون تخصصی است و نمایندگان در آنها طرح‌ها و مصوبات کارشناسانۀ خود را پیشنهاد می‌دهند و در صحن علنی به تصویب نمایندگان می‌رسانند. پس از آنکه این مصوبات به تأیید وليّ امر مسلمین رسیدند، لازم‌الاجرا و معتبر می‌شوند.[17]منابع و ارجاع ها[1]  کتاب جامعه و تاریخ، مصباح، محمد تقی، ص 25 تا ص 30[2]  کتاب جامعه و تاریخ، مصباح، محمد تقی، ص 170، ص 171[3]  کتاب رابطه علم و دین، مصباح، محمد تقی، ص 91 تا ص 94[4]  پایان نامه معیارهای جامعه دینی از منظر قرآن کریم، اکبری، منوچهر، ص 11[5] پایان نامه معیار های جامعه دینی از منظر قرآن کریم، اکبری، منوچهر، ص 39 تا ص 121[6]  اندیشه های سیاسی و اجتماعی شهید مطهری، اردکانی، محمود، ص 160[7]  کتاب جامعه و تاریخ، مصباح یزدی، محمد تقی، ص 55 تا ص63[8] همان، ص 97 تا ص 111، تبیین و بررسی اصالت جامعه از دیدگاه شهید مطهری و استاد مصباح یزدی، حسین زاده، مهدی، ص 50 تا ص57[9]  اخلاق در قرآن، مصباح، محمد تقی، ج 2، ص95[10]  جامعه و تاریخ، مصباح یزدی، محد تفی، ص270[11] جنگ و جهاد در قرآن، مصباح یزدی، محمد تقی، ص 235[12]  طوفان فتنه و کشتی بصیرت، مصباح یزدی، محمد تقی، ص 233، همچنین درسهای اخلاق محمد تقی مصباح یزدی، عنوان درس: فتنه های آینده و وظایف ما، جلسه بیست و یکم[13]  حقوق و سیاست در قرآن، مصباح، محد تقی، ص 53، ص 43[14] اخلاق در قرآن، مصباح یزدی، محمد تقی، ج3،  ص 302[15]  قرآن در آینه نهج البلاغه، مصباح، محمد تقی، ص 46[16] پرسش ها و پاسخ ها، ج5، مصباح یزدی، محمد تقی، ص 307[17]  بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه، مصباح، محمد تقی، ص 296</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Mar 2023 21:39:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گریمِ کبود</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%90-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AF-yfl4sgzs1tiv</link>
                <description>چنگ در سردی تکرارِ غریبیجنگِ تقدیر و سلوکِ صنوبر غممن و تقدیرِ دروغ من همان جنبش تقدیر مماتم، ای دورِ خموشمن نگاه دروغین فقیرِ هوسم که به محض ارضا، درد ایمان به طناب تسبیح، می فشارد نفسمداس بر هنجره فرصت هاست، اگر از طنزِ کبودی رخم وا بکنم. تو بیا آتش دل، سردی دی به تماشای سکوتم آمدبه کراهت، می نگارم از عشق، و حیات خالی از خلوتِ لمسِ نفستواژه پیدایی، چه غریب است به تندرس خورشید، غروب است پس از رنج طلوععلیرضا زارعی </description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Mar 2023 22:54:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عناصر پارادایم اسلامی !!</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-mrtn8inmtm7t</link>
                <description>توضیح عناصر پارادایم بر اساس شاخصه های اسلامیاین مطلب، برشی از کتاب  درسنامه فرایند یک بنیاد (صفحه 107 تا صفحه 121) می باشد.پیش از معرفی نظم اسلامی در چارچوب پارادایمی، لازم است یادآور شد که: علوم اسلامی در قالب یک پارادایم، قابل تعریف هستند؛ چرا که هستی شناسی وحدانی حاکم بر خلقت، ایجاب می کند که همه علوم منشأ وحدانی داشته باشند. مطابق این فرض، تکثر پارادایمی دراصول بدیهی و فرض های اولیه به رسمیت شناخته نمی شود. اما تکثر نظری اشکالی ندارد؛ به این معنا که اندیشمندان بر اساس درک و تفسیری اجتهادی که از مفاهیم قرآنی، سنت و تاریخ اسلام دارند، مدل های مختلف نظری برای ساخت و ساز اجتماعی در جهان اسلام ارائه می دهد. میزان تطابق آرای نظری اندیشمندان با وحی و میزان توانایی آنها در توضیح واقعیت اجتماعی، مهم ترین دلیل و امتیاز برای یک چشم انداز نظری است که ادعا کند به واقعیت اسلام، نزدیک تر است.[1]علم اسلامی تحلیلی است نظامند از فرایند ترکیب ارزش ها و آرمان های مندرج در جهان بینی اسلامی با کنش های فردی انسان ها، در راستای کشف و تأیید سازمان بندی فکری برای عبور از سطح ظاهر واقعیت و دریافت قوانین الهی جهت عمل صالح فردی و تعالی اجتماعی. نظام مندی به این معناست که در علم اسلامی، شاهد شفافیت در سلسله مراتب معرفت، رابطه میان آنها با یکدیگر و در نهایت شفافیت جهان بینی و ارتباط آن با سطوح دیگر معرفتی هستیم. از طرفی فرایند به این معناست که علم وجهه ای تاریخی به خود می گیرد. هم نگاهی به گذشته دارد و از دستاورد های گذشته حراست می کند و هم تلاش دارد با آسیب شناسی مسیر گذشته خود، راه تعالی بخشی آینده را شفاف تر کند.[2]این امر ناشی از بازاندیشانه بودن علم اسلامی است.[3]یک) مبدأ مصدر شناختیدین پیام الهی است که از ساحت الوهی صادر و به انسان، به مثابه مخاطب دین، ابلاغ و الهام گشته است: از آن جهت که نسبت دین به حق، نسبت کلام به متکلم است و هویت کلام به هویت متکلم پیوند خورده است، فهم آن ثبوتاً و اثباتاً درگرو شناخت و منظورداشت خصایل و خصائص مصدر دین است.مراد ما از مبدأ مصدر شناختی معرفت دین (به اعتبار مقام ثبوت) و معرفت دینی (به اعتبار مقام اثبات)، سرشت و صفات مصدر دین ونوع تصور پیشینی آدمی از شارع و اوصاف اوست که فرایند و برایند دین فهمی و دین ورزی، به طرز تعیین کننده ای تحت تاثیر آن صورت می پذیرد. علاوه بر آنچه از مسائل مبدا، به صورت پیشادینی و به مدد مدرکات درونی (عقل و فطرت و شهود) دریافت می شود، دقایق بسیاری از آن، فقط از رهگذار وحی نبوی ومتون مقدس و با رهنمود اولیای الهی قابل دریافت است. اگر ثبوتاً مصدر دین، حکیم و افعال او مبتنی بر عدل باشد، لاجرم برایند این اوصاف، در دین صادر از سوی او منعکس خواهد بود و نیز در مقام اثبات و ابراز دین، اگر فهمنده مصدر دین را حکیم انگاشته، افعالش را عادلانه دانسته باشد، بر دین فهمی او اثر آشکار خواهد داشت یا اینکه همه واقعیت و هستی از وجود واقعیت الله جل جلاله نشات می گیرد و آن ذات ربـّانی پیش نیاز همه هستی است، یا اینکه همه شناخت ها، فرایندها و مسیر تاریخ و.. از ذات خداوند و واقعیات الهی نشات می گیرد لذا واقعیت ارزش مدارانه می شود یا آنکه برای فهم واقعیت، باید خصیصه های آن ذات احدی را شناخت و واقعیت وحدانی است اما شکلش دوگانه است. پس بینش و نگرش فهمنده، در مجموعه مسائل مبدا، از جمله نظرات عمده در هستی شناسی، ماهیت شناسی و وصف شناسی مصدر دین، سهم و نقشی به سزا در دین فهمی او ایفا می کند. در نتیجه هر تفاوت عمده در مبدا فهمی، مایه تفاوت جدی در دین فهمی خواهد گشت. [4][5]دو) مبدأ دین شناختیمراد ما از مبدأ دین شناختی، احکام کلی امهات مسائل دین، از قبیل ماهیت، منشا، گوهر، زبان، غایت، فائدت، قلمرو، اضلاع هندسی معرفتی دین و هویت هر کدام، در مقام ثبوت و اثبات است. در مقام معرفت دین و کشف مقام ثبوت آن، همه همّ و غم فهمنده باید مصروف دستیابی به مختصات دین واقعی دین باشد تا دین ادراک شود. در مقام انکشاف نیز نوع تلقی فهمنده از هر یک از مختصات دین، خواه ناخواه بر فهم او تاثیر نهاده، معرفت دینی او را شکل می دهد.اگردرباره دین، ثبوتاً و درنفس الامر، گزینه های فطرانیت، وحیانیت، ماورائیت، حکیمانگی، انسجام وساختارمندی، دنیاگری آخرت گرا و.. صحیح باشد، در مقام فهم آن نیز با ملاحظه همین اوصاف، درصدد اکتشاف آن برآییم و دین نیز خود را چنین به ما واخواهد نمود. اگر دین در نفس الامر، فطرت نمون باشد، لاجرم با فطرت همه بشریت سازگار بوده، ماهیتاً فراتاریخی، فرا اقلیمی و فرا اقوامی خواهد بود، در مقام اثبات و احراز نیز دین باید چنین فهمیده شود. اگر انسان فطرتمند بوده، منشا دین گرایی و دین ورزی او نیز همین جهت باشد و دین نیز فطرت نمون باشد، چرا در فرایند تفهم دین در روند تحقق آن، فطرت نقش آفرین نباشد.همچنین اگر قلمرو دین در حاقّ واقع، آن چنان بود که حاجات حیات دنیوی و اخروی آدمی را یکجا فرا می پوشاند، باید دین چنین نیز فهم شود، اما اگر در نفس الامری تشریعی، جغرافیای شریعت، محدود به امر آخرت و محصور به عالم معنویت و منحصر در تدبیر رابطه شخصی عبد و رب باشد، نمی توان از دین، نظام های اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، مدیریتی، قضایی، دفاعی و.. توقع برد.سه) مبدأ معرفت شناختیترابط معرفتی عبد و رب، از دریچهء دوال و دلایل و از مسیر مجاری مختلف صورت میگیرد: برخی دوال درون خیز(انفسی) اند مانند فطرت، عقل و شهود، برخی دیگر برونی (آفاقی) اند، مانند وحی، سنت قولی و سنت فعلی معصوم. [6]عمده مباحث بایسته کاوش و پژوهش درباره دوال دینی را می توان در هفت محور زیر طبقه بندی کرد:چیستی شناسی دوال (واکاوی ماهیت، مولفه ها و عناصر هر کدام)گونه شناسی دوال (تقسیم و طبقه بندی دوال)حجت شناسی دوال (توجیه مبانی و ادله و نوع حجیت هر یک)کارکرد شناسی دوال (شرح انواع و گستره کارکرد هر کدام از دوال)نسبت شناسی دوال (تعیین نسبت و مناسبات دوال با یکدیگر و با سایر مبادی)کاربرد شناسی دوال (تبیین روش ها، قواعد و ضوابط کاربرد هر یک)آسیب شناسی (تحلیل موانع و محدودیت های هر کدام از نظر کارایی و کارکرد)منابع معرفتی (شهود، عقل و حس[7]) سه عنصر اساسی در ساختار معرفتی انسان هستند. شهود، ارجاع به منبعی معرفتی دارد که درون انسان است. البته شهود، در ابتدایی ترین شکل خود به فطرت انسانی نزدیک می گردد. مفهوم معرفت حضوری ارجاع به همین منبع معرفتی دارد. منبعی که نوعی تحرید و انتزاع واقعیت و هستی است. شهود نه تنها درکی از درون و درباره وجود خود انسان است، بلکه می تواند درباره هستی نیز انتزاعیات خاص خود را داشته باشد. عقل، یک منبع و یک ابزار شناخت مهم در حیات آدمی است و بسیاری از تحولات عظیم در طول تاریخ بشر، متأثر از قدرت استدلال و تفکر عقلانی بوده است. با این حال، از منظر پارادایمی، بین عقل مارکیسیتی، عقل اگزیستانسیالیستی، عقل اثباتی با هم و نیز با عقل اسلامی، تمایز های زیادی وجود دارد. با این وجود، اعتبار عقل اسلامی از طریق چارچوب وحی مورد ارزیابی قرار می دهد. حواس پنج گانه، سومین منبع و ابزار معرفتی است. با این حال، حواس آدمی، در دوره های مختلف تمدن اسلامی نقش های متفاوتی داشته اند. در دوران قرون وسطا که قدرت ایمان و زعامت دینی غالب بود، حواس انسانی چندان مورد توجه نبودند. در حالی که امروزه و در دوران مدرن، حواس انسانی نقشی تعیین کننده در تولید و توسعه معرفت در حوزه های مختلف بر عهده دارند [8]. [9]نگاهی کوتاه به رویکرد های دیگر معرفت شناسیاثبات گرایی: معرفت و شناخت از دنیای اجتماعی، بر اساس اصول تجربی امکان پذیر است. وظیفه علم، نمایش روابط علّـی است که از طریق کمّی سازی الگوها و نظم های موجود در رفتار انسان، امکان پذیر باشد. هدف اصلی اثبات گرایی، کشف روابط علّی بین پدیده های قابل مشاهده است.تفسیر گرایی: معرفت و شناخت دنیای اجتماعی، بر اساس توانایی ما در تجربه جهان، به نحوی است که دیگران نیز آن را تجربه می کنند. واقعیت در این حالت از طریق تجربه و تفسیر تجربه از جهان، به وسیله مردم خلق می شود. علم به دنبال درک این امر است که مردم چگونه و چرا، دنیا را به طرق مختلف، تفسیر می کنند. هدف اصلی تفسیرگرایی فهم طرقی است که مردم به لحاظ ذهنی، جهان اجتماعی را خلق و آن را تجربه می کنند.انتقادی: شواهد تجربی، مناسب و مطلوب اند، ولی نه به خودی خود. معرفت علمی، از طریق فهم روابط غیر تجربی که بنیان و ستون فقرات جهان اجتماعی قابل مشاهده را ساخته است، امکان پذیر است. وظیفه علم، آشکار سازی مکانیزم های غیر قابل مشاهده است که رفتار مردم تحت آن اداره می شود. هدف اصلی علم اجتماعی انتقادی، دستیابی به سطحی بالاتر از توصیف ساده از روابط علّی است که در پی کشف چگونگی ایجاد یا رخداد این روابط است[10].چهار) مبدأ قلمرو شناسیدر مبدا قلمروشناسی معرفت دین و معرفت دینی، سخن بر سرآن است که قضایای تشکیل دهنده حوزه های هندسه دین، هر یک از سرشت و صفات خاصی برخوردارند، این مختصات سرشتی و صفاتی، ثبوتـاً مقتضی اتخاذ روش شناسی متناسب فهم هر کدام از آنهاست و اثباتـاً نیز این خصائل و خصایص خود را بر روش شناسی و قاعده گذاری دین فهمی تحمیل می کنند و لاجرم فهمنده خواه ناخواه، خودآگاه و ناخودآگاه، فی الجمله بدانها تن در می دهد. هندسه معرفت دینی از سه حوزه عقاید، احکام، اخلاق صورت بسته است: این کمین برآن است که دین دو قلمرو دیگر را نیز در برمی گیرد: علم دینی[11] و تربیت دینی: یعنی پاره ای از قضایای تشکیل دهنده دستگاه و دستاورد های دین از جنس هیچ یک از قلمرو سه گانه نیستند، زیرا در منابع دینی، انبوهی از گزاره ها و آموزه ها به چشم می خورد که از نوع دانش یا پرورش اند.گزاره های علمی بسیاری در خلال منابع دینی آمده است که از نوع قضایایی که ذاتـاً متعلق ایمان باید باشند، نیستند و در نتیجه در زمره عقاید قلمداد نمی شوند، اینها تنها گزارش هایی از واقع خارجی اند. این دسته گزاره ها اندک شمار و کم مایه نیستند. البته معیار علم دینی و دینی بودن علم، تنها استخراج گزاره های آن از مدارک معتبر دینی نیست، بلکه علم دینی شبه مقول بالتشکیک بر مجموعه ای از معارف اطلاق می شود.[12]کما اینکه انبوهی از قضایای دینی در خلال تعالیم دینی وارد شده است که لزوماً تکلیفی حقوقی یا ارزشی اخلاقی نیستند بلکه از سنخ آموزه های تربیتی اند. تربیت موجب الزام جوانحی و جوارحی به عقاید، اخلاق و احکام دینی می گردد، علم و عالم نیز حصیله تربیت است. سزایی و سودوَری قضایای حوزه ها و قلمرو ها بلکه غایت دین، هدایت و تربیت است. در این خصوص علی اکبر رشاد میان عقاید دینی، علم دینی، احکام تهذیبی و احکام تکلیفی، جدولی با شاخص های ماهیت حوزه، گوهر حوزه، امهات قضایا، قلمرو حوزه، متعلق قضایا، ساختار حوزه زیر ساخت حوزه، هویت و حکم شرعانی حوزه، جایگاه حوزه در هندسه معرفت دینی و ....که بالغ بر 20 شاخص است را تنظیم کرده و به تفاوت این سه حوزه پرداخته است.[13]پنج) مبدأ مخاطب/ انسان شناسیآدمی به مثابه مکلف/ فهمنده، مخاطب پیام الهی است: انسان دارای سرشت و صفات، خصایص و خصایلی است که در مقام ثبوت و در مرحله صدور دین از ساحت الهی و ایصال آن به انسان منظور شارع بوده اند، این خصایص و خصایل، در مقام اثبات گزاره ها و آموزه ها نیز باید منظور فهمنده دین باشد.انسان اسلامی در مقابسه با انسان غربی مدرن، تفاوت های اساسی دارد که می توان بعضی از آنها را بر شمرد:فقر وجودی انسان: خداوندمتعال، آفریننده، حاکم مطلق بر هستی و انسان و محور همه جهان است. پس همه مخلوقات، از جمله انسان و تمامی تولیدات و دست آورد های او، نسبت به خداوند متعال، هیچ استقلالی نداشته و عین فقر، نیاز و وابستگی به او هستند.جنبه های وجودی انسان: آدمی، مرکب از دو جنبه جسمانی و روحانی یا مادی و ملکوتی است. بُعد روحانی انسان، غیر مادی و ملکوتی است که اصالت و هویت واقعی انسان را تشکیل می دهد و حیات واقعی و تدبیر بدن را بر عهده می گیرد. روح، حتی بعد از جداشدن از بدن به حیات خود ادامه می دهد. امتیاز انسان بر سائر حیوانات، مرهون ویژگی های انسانی و روحانی او است که خواستگاه ارزش های معنوی و الهی به شمار می رود. ساحت های مادی انسان، زمینه ساز و ابزار رشد و کمال معنوی و سعادت جاودانه اوست.فطرت ملکوتی: خداوند، انسان را با طبیعتی حیوانی و فطرتی ملکوتی آفریده است. به اقتضای طبیعت حیوانی، موجودی حریص، ظلوم، جهول، عجول و... است و به اقتضای فطرت ملکوتی ، دارای ادراکات و گرایش هایی چون خدا شناسی، خدا جویی، خدا پرستی، عدالت خواهی، کمال طلبی، خیرخواهی و حقیقت جویی است. آفرینش فطری به گونه ای است که برای تکامل نیاز داشته و بدون دخالت عوامل انحرافی و بیرونی، پذیرای آن است.نیاز های انسان: انسان به گونه ای آفریده شده که دارای نیاز های مادی و معنوی، دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی است. سلسله نیاز ها در اندیشه سیاسی- اجتماعی اسلام، بر اساس اهداف میانی و نهایی، اولویت بندی می شود. مهم ترین نیاز های فیزیولوژیکی، اقتصادی، سیاسی، دینی و فرهنگی انسان عبارت اند از: نیاز به حیات، آزادی، شناخت و پرسش خداوند، دین و هدایت الهی، خود شناسی و خود سازی، اخلاق و تربیت، اسوه و الگو بودن، محبت، زندگی اجتماعی و حکومتهدف آفرینش انسان: کمال محض و کمال آفرینی خداوند متعال و هدفمندی او در آفرینش جهان و انسان، حرکت همه ذرات عالم هستی، از جمله انسان به سوی کمال محض را ثابت می کند. هدف نهائی آفرینش انسان، سعادت و قرب الهی است که به وسیله اهداف مقدماتی مانند سایه ارزش اخلاقی و تهذیب نفس، معنادار خواهد بود. پس هدف اصلی آفرینش انسان و بعثت انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین سعادت و قرب الهی با تزکیه و تهذیب نفس و هدایت الهی است.اختیار و آزادی انسان: انسان در ساحت های سفلی و علوی اش، دارای استعداد های متنوع و قابل رشدی است که میتواند آنها را به فعلیت برساند. فعلیت یافتن این استعدادها با اختیار و اراده او تحقق می یابد. از این رو، این شکوفایی می تواند به طور ناقص یا کامل صورت پذیرد. شایسته است اعمال اختیاری انسان بر پایه تفکر، تعقل و سنجش شکل گیرد.مسئولیت و تربیت پذیری انسان: انسان دارای حیثیت فاعلی و قابلی است؛ یعنی موجودی است مخلوق خداوند که با اندیشه، انگیزه، خلاقیت، اراده و اختیار، مسئول کردار خویش است و می تواند جهان دنیوی و اخروی و زندگی افردی و اجتماعی خود را بسازد. این فاعلیت، حاصل تعامل پیوسته فرد به منزله عنصری آگاه و فعال، با طبیعت و جامعه است. از طرف دیگر، دریافت کننده ادراکات و ارزش هایی است که بر اساس آن می تواند به گونه ای صحیح تعلیم و تربیت یابد تا مسیر الهی را پیموده و عنصری سودمند و با ارزش در خدمت سعادت اجتماع باشد. همان طور که ممکن است پیرو شیطان بوده و درمسیر گمراهی قرار گیرد.انسان و تنوع تکالیف: افراد انسانی علاوه بر طبیعت و فطرت مشترک، دارای امکانات، فرصت ها و استعداد های متفاوتی هستند. بر اساس این تفاوت ها، میزان مسئولیت ها در آنها گوناگون است. این تفاوت ها بین افراد و اصناف بشر وجود دارد و هم در طول زندگی فرد برحسب شرائط و مقتضیات مراحل رشد او رخ می نماید.انسان اجتماعی دراسلام: انسان اجتماعی در اسلام، اعم از انسان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، با اعتقاد به وجود خالقی مدبر، رازق، ناظر و حسابرس و به هدفمندی جهان و حیات جاودانه، به زندگی خود معنا بخشیده و رفتارش رنگ الهی و عبادی می یابد. او مجهز به نوعی نیروی درونی است که از او فردی فعال، مسولیت پذیر و توانا می سازد وخود را امانت دار نعمت های الهی می داند.انواع انسان شناسی بر اساس روشالف : انسان شناسی تجربی: در این نوع انسان شناسی با روش تجربی انسان مورد بررسی قرار می گیرد که می تواند در همه علومی که از روش تجربی مدد می گیرند، کاربرد داشته باشد و این به آن معنا نیست که تنها پوزیتویسم ها از این روش استفاده می کنند؛ چرا که اصل روش تجربی اگر با اصول موضوعه اسلامی مخالفت نداشته باشد، می تواند کارساز باشد و در جامعه شناسی، روان شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد و حتی علوم تربیتی، مدیریت و شاخه هایی از علم حقوق استفاده شود. نژاد گرایی، تطور گرایی، اشاعه گرایی، کارکرد گرایی و ساختار گرایی از اقسام این رویکرد می باشد.ب: انسان شناسی شهودی یا عرفانی: موضوع انسان در این بخش انسان کامل است که یکی از سرفصل های مهم انسان شناسی اسلامی است. مقصود از کمال وجودی هر چیزی، به فعلیت رسیدن استعداد های بالقوه آن است و اینکه بتواند با گام برداشتن در راه حق، به بالاترین مرحله تکامل خود برسد،که مراد از کمال در این تحقیق، معرفت و شناخت خداوند متعال از طریق کشف و شهود است.ج: انسان شناسی فلسفی: انسان بر اساس ماهیتی که دارد، مورد تحلیل قرار می گیرد که به صورت قضیه حقیقیه مورد بررسی قرار می گیرد. فلاسفه ای چون سقراط، افلاطون، ارسطو، ابن سینا، فارابی و ملاصدرا از اندیشمندان این روش به حساب می آیند. در فلسفه غرب، اومانیزم و اگزیستانسیالیسم از اقسام این رویکرد به شمار می آیند.د: انسان شناسی دینی: در این نوع انسان شناسی، ابعاد، ویژگی ها، حقائق و ارزش های گوناگون انسانی از طریق مراجعه به متون دینی به دست می آید. پاره ای از اشکالات در انسان شناسی تجربی و فلسفی و عرفانی باعث شده که بهترین راه برای شناخت انسان، روش دینی و وحیانی باشد؛ چرا که حقیقت انسان، همانند کتابی است که کسی جز مصنف آن کتاب نمی تواند به خوبی آن را بدون نقص توضیح دهد.سه ویژگی عمده دراین روش عبارت است: ازجامعیت، توجه به مبدا و معاد و اتقان در دلائل.[14]د) پارادایم به عنوان حلقه اتصال فلسفه و علم[15]فرایند علم، متکی بر پیش فرض ها و در راستای توضیح واقعیت، طراحی نظری (نظریه پردازی) وعملیاتی (مدل سازی) می شود. توضیح نظری واقعیت در قالب نظریه علمی و توضیح تجربی آن در قالب مدل سازی (مفهومی و تجربی) انجام می گیرد. مدلی که حاوی پیش فرض های علم است و هویت علم را تعیین می کند، تحت عنوان پارادایم علم معرفی شده است. می توان گفت که پارادایم علم، مدلی است منطقی که حد فاصل فلسفه و علم قرار دارد که با الهام از فلسفه، هدایتگر علم می باشد. پارادایم علم به عنوان مدلی منطقی به ابعاد هستی شناسی و... علم که ریشه در فلسفه و وحی دارند، می پردازد. در حقیقت سطح انتزاعی معرفتی پارادایم، کمتر از فلسفه است و همین امر باعث شده که به ابعاد معرفت شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی ورود می کند. پارادایم ضمن توجه به مفهوم واقعیت اجتماعی، چگونگی تبیین نظری و کسب معرفت از آن را در برگیرنده روش شناسی است، معرفی کند. با وجود این، پارادایم ها نیز با واقعیت اجتماعی فاصله دارند و از طریق علم و سطوح نظریات علمی خود تلاش می کنند، تحلیلی بر واقعیت اجتماعی داشته باشند. بنابر این پارادایم، سطحی بین انتزاع و واقعیت تجربی است.[16]پی نوشت[1] روش شناسی علم انسانی نزد اندیشمندان مسلمان، علی پور، مهدی و حمید رضا حسنی، ص 507، 508[2] همان، ص514[3] در خصوص علم دینی یا اسلامی منابع بسیاری در دسترس است. در این میان، تعریف مذکور با این مباحث، سنخیت بیشتری دارد.منابع: معیار علم دینی، رشاد، علی اکبر، شماره 33، ص 6 به بعدرابطه علم و  دین، مصباح یزدی، محمد تقی، ص 107 تا 216علم دینی، حسنی، حمید رضا، مهدی علی پور و محمد تقی موحد، ص9، ص89، ص75اندیشه اسلامی، خاستگاه ها و دستاوردها، شریف، محمد، ترجمه عباس علی منصوری، ص ص15 تا 67در جستجوی علوم انسانی اسلامی، خسروپناه، عبدالحسین و سائرین، جلد دوم، کل کتاب[4] بنیادی ترین اندیشه ها، مصباح، مجتبی، ص 85 تا ص131، کلیات این مباحث و بسیاری از عبارات از متن و تحلیل های علی اکبر رشاد (1389ش) که در اصل سوم از اصول نظریه ابتناء استفاده کرده است، گرفته شده است.[5] در جستجوی علوم انسانی اسلامی، خسروپناه، عبدالحسین، ص244، ص 189، ص153[6] دوال و مجاری نزول و وصول معارف دینی و حکمی از ساحت الهی به سپهر انسانی را می توان اینچنین تقسیم بندی کرد:الف) ایحاء به رسول: وحی تشریعیب) انباء و ارشاد به نبی و ولی: سنت قولی و سنت فعلیج) ارشاد وجودی توسط فطرت: ادراکات و احساسات فطرید) الهام به عقل: ادراکات عقلیهـ) اشراق در قلب: واردات قلبی: نمودار شماره سه، منطق فهم دین، رشاد، علی اکبر، ص155[7] این تقسیم، محصول دیدگاه آیت الله جوادی آملی در کتاب معرفت شناسی در قرآن. البته ایشان راه وحی را نیز راهی مستقل می داند. (ص 216)[8] روش شناسی علم انسانی نزد اندیشمندان مسلمان، ایمان، محمد تقی و احمد کلاته، ص 583، ص 584[9] البته مباحث دیگر در این بخش، بسیار گسترده است و در این خصوص دیدگاه های ویژه معرفت شناسی و منابع و ابزار های متفاوتی در این خصوص وجود دارد که در تقدم و تاخر، میزان اعتبار و.... مباحث بسیاری از سوی فلاسفه علم و اندیشمندان معرفت شناسی وجود دارد. مثلا کتاب بن لایه های شناخت، اثر احمد احمدی، به مسئله ماهیت تجربه (امور حسی و فراحسی)، تصور، تصدیق، ماهیت حمل و قضایای موجبه و سالبه، مسئله صدق و خطا، مسئله عقل، علیت، اصالت وجود یا ماهیت و جعل و... می پردازد یا محمد حسن زاده در کتاب مبانی معرفت شناختی علوم انسانی در اندیشه اسلامی، به صورت دقیقی، به مبانی معرفت شناسی آموزه های معرفت شناسی دینی و منطق فهم یا قواعد عقلایی گفتمان می پردازد. همچنین عبدالحسین خسروپناه در کتاب فلسفه علوم انسانی به بررسی دیدگاه رئالیسم معرفتی، ابزاز معرفت، منابع شناخت و درکتاب روش شناسی علوم اجتماعی به بررسی دیدگاه الگوی دیدبانی در معرفت می پردازد. ولی بررسی هر یک از این مباحث به صورت مجزا به تنهایی چندین صفحه از مباحث را نیازمند است که مجال دیگری را می طلبد.[10] فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی، ایمان، محمد تقی، ص 56، ص57[11] در خصوص علم دینی یا علم اسلامی، بسیاری از دیدگاه های اندیشمندان مسلمان به چشم می خورد: علی اکبر رشاد (نظریه ابتناء، فلسفه های مضاف و منطق روشگانی علوم)، حمید پارسانیا (رئالیسم انتقادی صدرایی و روش شناسی بنیادین تکوین نظریه های علمی)، رضا داوری اردکانی (عالَم دینی مقدمه علم دینی)، مهدی گلشنی (علم دینی در بستر جهان بینی توحیدی)، آیت الله جوادی آملی (علم دینی مبتنی بر نقل و عقل)، سید مهدی میرباقری (روش های مضاف)، آیت الله مصباح یزدی (رویکرد تهذیبی تاسیسی به علم دینی)، عبدالحسین خسروپناه (الگوی حکمی اجتهادی)، حسین کچویی (بازخوانی تاریخی عقل عملی اجتماع ایمانی)، خسرو باقری (الگوی اجتهادی تاسیسی علم دینی)، عبدالحمید واسطی (علم شبکه ای)، محمد تقی ایمان (رئالیسم مفهومی خلاقانه)، حمید رضا حسنی (مدل پادّ)[12] معیار علم دینی، رشاد، علی اکبر، ذهن، ش 33[13] منطق فهم دین، رشاد، علی اکبر، ص 158 تا ص 169[14] انسان اسلامی به عنوان مبنایی برای تولید علم تربیتی، مورد توجه اندیشمندان معاصر قرار گرفته است. مانند مقاله (ارزیابی پارادایمی انسان به عنوان عنصر اساسی در طراحی پارادایم الهی) از محمد تقی ایمان (فصلنامه حوزه ودانشگاه شماره 54 ص 39) و کتاب پارادایم اجتهادی دانش دینی (حمید رضا حسنی و علی پور. 1394 ش. ص 118-119) و مقاله چیستی انسان شناسی(خسروپناه. مجله انسان پژوهی دینی شماره 24 ص 48 -49-50) و در مقاله پارادایم شبکه ای (عبدالحمید واسطی. فصلنامه حکمت اسلامی شماره 4 ص 20-24) که هریک به نحوی به تبیین چارچوب های فکری در اطراف انسان اسلامی اشاره دارند، نظر عبدالحسین خسروپناه در این زمینه بسیار راهگشا است، چرا که تحلیلی بهتر ازسائرین، در ساحت های انسان با رویکرد کیفی به اصل مسئله دارد.[15] این مسئله مرهون تلاش های دکتر محمد تقی ایمان است که در بسیاری از کتب، آنجا که از جایگاه پارادایم در سلسله مراتب معرفتی بحث می شود، از الگو و مدل ایشان استفاده می شود.[16] روش شناسی علم انسانی نزد اندیشمندان مسلمان، ایمان، محمد تقی، احمد کلاته، ص455، ص 502، فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی، ایمان، محمد تقی، ص 20 تا ص 23، ص 287</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Mar 2023 13:45:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان بینی علمی در اندیشه شهید مرتضی مطهری</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-cbhigyeysiim</link>
                <description>این مطلب، برشی از کتاب درسنامه (فرایند یک بنیاد) است.جهان بینی علمی در نگاه شهید مرتضی مطهریبررسی آراء و اندیشه های فسلفی- کلامی شهید مطهری درباره نحوه مناسبات و چگونگی ارتباط علم و دین، آن گونه که در پاره ای از منشورات وی منعکس است، بیانگر عقیده راسخ شهید به هماهنگی و همگرایی بین آن دو بوده و در مواردی نیز آنها را مکمل و مـتـمـم هم می بیند.نکته قابل توجهی که یادآوری آن ضرورت می نماید، این است که مراد از هماهنگی و مکمل بودن علم و دین چیست؟ در توضیح این دو مفهوم می بایست دقت لازم مبذول داشت، زیرا آن گاه که از هماهنگی علم و دین سخن می رود، مقصود این است که گزاره هایی آن دو درباره موضوع واحدی به دست می دهند، اگر چه به ظاهر متفاوت اند، ولی در حقیقت نافی یکدیگر نیستند و در جایی که از مکملیت آنها بحث می شود، سخن ناظر به محدودی علم بوده و نشان می دهد که علم در پیش فرض های بنیادین خود نیازمند تبیین های مابعد الطبیعی است. از این رو شهید، مطهری در تبیین خود از مناسبات علم و دین، همواره از ملاحظات سه جانبه: علم، دین و فلسفه و نحوه ترابط و تلائم هر یک با دیگری غافل نبوده و به درستی و با امعان نظر در روابط آنها، به تنسیق نظامی از اندیشگی در حوزه جهان بینی اسلامی دست یازد، که در آن هر یک از اضلاع معرفتی مزبور، از جایگاه تعریف شده ای برخوردار بوده و رسالت اصلی خویش را عهده دار می گردند. در این طرح سه جانبه، دین با تعمیق مسائل فلسفی و عملی آنها را بارور می سازد و فلسفه و علم، باور های دینی را تحکیم می بخشد و این هر سه در هرم فکری شهید، در تنظیم حیات و اندیشه بشری در گستره آفاق آسمانی و زمینی ضرورتی تمام می یابند و در صورت دوری از افراط و تفریط و جهل و جمود، به یک فلسفه جامع در فهم جهان، انسان و جامعه صورت بندی جدیدی از همگرایی و هماهنگی را سامان می دهند.الف) علم و دین در عرصه هستی شناسیبه رغم هماهنگی و مکمل بودن علم و دین در اندیشه استاد مطهری، وی آن دو را در عرصه هستی شناسی متمایز می داند. علوم تجربی آن گاه که گام از حیطه و حدود خویش، که جهان طبیعت است، فراتر نهد و خود را به صورت جهان بینی مطرح سازد، به قلمرو هستی شناسی قدم نهاده و تضاد آشکارش را با جهان بینیِ دینی باز می تاباند. چرا که جهان بینی علمی به حکم محدودیتی که ابزار علم برایش به وجود آورده است، از پاسخگویی به یک سلسله مسائلِ اساسی جهان شناسی که خواه ناخواه برای هر ایدئولوژی، پاسخ گویی قطعی به آنها لازم است، قاصر است. چون از منظر علم، جهان کهنه کتابی است که اول و آخر آن افتاده است، نه اولش مشخص است و نه آخرش معلوم. بدین رو، جهان بینی علمی، جزءشناسی است نه کل شناسی، لذا علم، ما را به وضع برخی از اجزاء جهان آشنا می کند نه به شکل و قیافه و شخصیت کل جهان. جهان بینی اسلامی با بهره گیری از برهان و استدلال همانند جهان بینی فلسفی از یک طرف طرح کلی و جامع و همه جانبه و معقول و متعادل به دست می دهد، و از سوی دیگر واجد خصایصی چون: آرمان سازی، تعهد آور، مسئولیت ساز، هدایتگر، نشاط بخش، امیدآفرین و محـرّک به سوی ارزش های اخلاقی و انسانی است که از هیچ یک از جهان بینی های علمی و فسلفی بر نمی آید.ب) علم و دین در قلمرو معرفت شناسیجهان بینی از نگاه شهید مطهری، بازتاباننده سه سطح معرفت یعنی: حسی، عقلی و شهودی است و در دین اسلام به مثابه یک مکتب درباره خود شناخت، ابزار شناخت، منابع شناخت و کیفیت آن، دیدگاه خاص خود را دارد. حال اگر واژه هایی چون: حکمت، فقه، فکر، تعقل، تدبر، تذکر، تبیین، رویت، بصیرت و... که در کتاب و سنت به طور مکـرّر به کار رفته، به دقت مورد مطالعه و کاوش قرار گیرد، نگرش دین اسلام به مسئله شناخت در زوایای گوناگون آن روشن خواهد ساخت.ج) علم و دین در حیطه نیاز شناسیشهید مطهری، ابتدا نیاز های بشر را به دو دسته ثابت و متغیر تقسیم می کند و سپس به نحوه ارتباط میان عنصر ابدیت و تغییر پرداخته و از این رهگذر تلاش می کند، مسئله نسبت میان علم و دین را از نظر جهان بینی اسلامی تبیین کند و به حل تعارض آنها نایل آید.در جهان بینی دینی، انسان نه تنها موجودی تک ساحتی نیست، بلکه دارای ابعاد مختلف از نظر مادی و معنوی است. از آن جا که سیر تکاملی انسان از حیوانات آغاز و به سوی انسانیت کمال می یابد، به این سبب ابعاد معنوی وجود آدمی نظیر: علم و آگاهی، خیر اخلاقی، جمال و زیبایی، تقدیس و پرستش، از جاذبه ها و کشش های غیر مادی و فراطبیعی نهاد بشر محسوب می شود و همین ساحت وجود است که آدمی را به دین نیازمند می سازد. باز از همین رو است که نیاز بشر به دین، حتی در دوره مدرن، که انسان جدید با تکیه بر عقل خود بنیاد، خویش را بی نیاز از آموزه های وحیانی می انگاشت، همچنان باقی است.د) علم و دین در حوزه ساختار زبانیدین پژوهان معاصـر، بیش از گذشته خود را با انقلابی زبانی رو به رو می بینند که در حقیقت، آموزه ها و گزاره های دینی را در تلقی سنتی اش به پرسـش می کشد و دشواری های مضاعفی را در حوزه دین شناسی معاصر پدیدار می ساخت و به جــدّ، راه حل هایی فراتر از پاسخ پیشینیان طلب می کرد. از این رو، عوامل چندی را می توان هم از جنبه درون دینی و هم از حیث برون دینی، در پدید آمدنِ مبحث زبان دین موثر شمرد که مهمترین و بارزترین آن، چالش های نوین در باب نحوه مناسبات علم و دین و ارائه راه حل های تعارض میان آن دو است. شهید مطهری در پی علامه طباطبایی گام های تئوریک و روشمندی را در تبیین فلسفی کلامی بحث خلقت انسان برداشته و برای حل تعارض ظاهری علم و دین در مساله یاد شده، نظریه تفکیک زبان علم از زبان وحی را طرح می کند که خود نشان دهنده دقت نظر وی در عرصه اندیشه دینی به شمار می آید. شهید با تکیه بر زبان سمبلیک در داستان آدم، آن را از زبان توصیفی علم متمایز می سازد، زیرا آنچه در زبان علمی جایز نیست، در زبان سمبلیک رواست و آن چه در زبان علمی رعایت آن ضروری است، در زبان سمبلکی قابل اغماض است. لذا زبان وحی در بیان آفرینش انسان، زبان نمادین است[1] .[2] . [3]منابع[1] علم و دین، بخشی، عباس، نشریه کیهان فرهنگی، شماره 254، ص 30 تا 35[2] مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، ج15، ص504، ج3، ص34، ج3، ص33، ج23، ص388، ج15، 505، ج15، ص505، ج3، ص26، ص27، ج23، ص376، ج16، ص551، ج3، ص30، ج15، ص 1015، ج15، ص460، ج22، ص463، ج4، ص52، ج10، ص289، ج15، ص 287، ج16، 516، ج22، ص220، ج28، ص 671، ج6، ص787، ج9، ص 190، ج15، ص100، ج19، ص400، ج23، ص 390، ج2، ص77، ج15، ص40، ج16، ص28، ج2، ص85، ج3، ص31، ج3، 32، ج10، ص288، ج13، ص341، ج23، ص191، ج19، ص 574، ج2، ص 86، ج16، ص557، ج23، ص419، ج2، ص79، ج16، ص552، ج23، ص421[3] پایان نامه مناسبات دین و علوم انسانی از دیدگاه استاد مطهری، موسوی درچه، سید محمود، ص37 به بعد</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 22:49:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیچیده نویسی علمی!</title>
                <link>https://virgool.io/@NEGARE_PLUS/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-s6rkrfybj69k</link>
                <description>پیش از پرداختن به راهبرد های پژوهش، ابتدا رویکرد های آموزشی را تحلیل می کنیم:* رویکرد های مختلف به نظام آموزشی:دیسپلین: رشته های تخصصی موضوع محور (دانشی که بر اساس موضوع تقسیم بندی  و انضباط بندی شده است، دیسیپلین نامیده می شود) مثل علم اصول فقه، علم فلسفه. مجموعه حوزه علمیه برخاسته از چند دیسیپلین است. به عنوان مثال، دعوای دو فقیه.بهتراست در اینجا زیاد پژوهش نباشد بلکه صرفاً ارزش آموزشی دارد؛ چرا که بعد از مطالعه و آموزش، مشکلی برطرف می شود بر خلاف مسئله که بعد از آموزش هم مشکلی حل نمی شود.اینتر دیسیپلین: میان رشته ها مثل فلسفه فقه، فقه نـظام، فلسفه دین. موضوعات و مسائل در این بخش، میان رشته ای و چند دانشی خواهد بود. هم باید فقیه بود و هم فیلسوف. خود علوم انسانی اسلامی، تلقی چند دانش شریعت محور و عرفی است.متا دیسیپلین: مسئله محوری. آمار طلاق و ازدواج در شهر قم توازن خود را از دست داده است. در این مجموعه، دیگر دانش ها و دانشمندان جایگاه خود را از دست داده و جای خود را به محقق عرصه مسئله و حل کننده داده است.رسیدن به خروجی تنها در رویکرد مسئله محوری به دست میاید نه در رویکرد میان رشته ها، چرا که صورت مسئله در این رویکرد بسیار متفاوت تر بررسی می شود.مطالعه فعل (حکمت عملی) هم در بسیاری از موارد اینتر دیسیپلینی است نه متا دیسیپلین، چون سراسر تحلیل است.استراتژی های تحقیقاستراتژی تحولی و تهاجمی در پژوهش: اگر مسئله پژوهش از لایه کلانی مثل اقتصاد در انواع میدانهای موجود همچون بورس و نظام بانکها و نظام سرمایه داری تولید شد، در این صورت این استراتژی های تحولی به دنبال آنند که نظام پژوهش را در لایه های کلان تغییر دهند. مقالات علمی پژوهشی از این روش استفاده می کند.عمدتا مسئله محوری در تحول ها به وجود می آید.استراتژی های رقابتی: اگر مسئله پژوهش در مقابله با رقیب، تن به یک سری تغییرات راهبردی داد. مانند دانش کلام که به منظور رقابت های با سایر ادیان و مذاهب محقق شده اند. تاسیس های جدید کلام در گذشته در مقابل کلامی است که اهل سنت به وجود آورنده اند. البته راهبرد فعلی کلام، استراتژی دفاعی است.در دوران آیت الله بروجردی، فقه به صورت رقابتی با اهل سنت در آمد. فلسفه علامه طباطبایی، راهبرد رقابتی با مارکسیست دارد.عمدتا میان رشته ها در رقابتها به وجود می آید.استراتژی محافظه کارانه: اگر مسئله پژوهش تنها پژوهش صرف اتفاق می افتد. به اصطلاح عرفی، نقش برادرانه دارد. تنها یک نوع روش تولید می کنند. هدف در این بخش تنها تبیین، توصیف و تفسیر است. در این صورت، از ریسک بالا جلوگیری می شود واستراتژی های تدافعی: اگر مسئله پژوهش تنها به منظور جبهه گیری مواضع اولی علم صورت می گیرد و در صدد جلوگیری از تهدیدات بیرونی است.مطالعات آینده پژوهانه سه عنصر کلی است:بحث از کلان روندها (مربوط به زمان گذشته، تحلیل وضعیت فعلی و آینده)فرایند مدیریت پیشرانهای آینده یعنی آیا حلّ این مسئله در فقه تربیتی، در آینده مشکلی را حل می کند یا نه؟ تاریخ انقضاء مسائل ما در علوم انسانی، گذشته است و ممکن است در آینده منسوخ شود. باید به بررسی مسائلی پرداخت که بسیار کارآمدتر در آینده به نظر بیایند.پیشران های دنیای جدید و شناخت انسان آینده، بسیار پراهمیت است.در فضای وب یک، یک سری سایت وجود داشت که تک کاربره بود، یعنی بدون تعامل، تنها مطالبی مورد بررسی و مطالعه قرار میگرفت. سازمان ها و نرم افزارها از این شیوه استفاده می کنند.در فضای وب دو، حالت یک طرفه متمرکز مدیر واحد تبدیل به حالت تعاملی و دوطرفه تبدیل میشود. قله وب دو، نرم افزار های فضای مجازی است.آیا می توان پژوهشی ساخت که نسبت به پیشران های کلان آینده بی تفاوت باشد. در فضای متاورس یعنی وب سه، چندین پروژه بی نظیر از طریق هوش مصنوعی در حال ساخت است که قابل تصور نیز نبود. اتفاقاتی خواهد افتاد که لایه های بسیاری از علم، دچار تغییر خواهد شد. باید فقه حُکم به فقه طراحی تبدیل شود که طراحی ساختار آن (مطالعات آینده) باید بسیار گسترده تر باشد.برگفته شده از درسگفتارهای روش مقاله نویسی دکتر مجتبی رستمی کیا</description>
                <category>نگـــره * علیرضا زارعی</category>
                <author>نگـــره * علیرضا زارعی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 21:08:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>