<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ناهید حسینی معین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@NahidHosseiniMoein</link>
        <description>معماری که این روزها به جای معماری ساختمان ها زندگی خودش را معماری می کند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:29:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/93828/avatar/lG2nvS.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ناهید حسینی معین</title>
            <link>https://virgool.io/@NahidHosseiniMoein</link>
        </image>

                    <item>
                <title>میدان شهرداری رشت یکی از بهترین میدان‌های شهری جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@NahidHosseiniMoein/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-kwgvsnrzz3tm</link>
                <description>میدان شهرداری رشتمیدان شهرداری رشت را حتما باید از نزدیک دید. باید در فضای به خصوص میدان قرار گرفت و بوی ناب و ویژه‌اش را استشمام کرد. اگر به شهر رشت سفر ‌می‌کنید از این مکان پر جاذبه و زیبا دیدن کنید. حتی اگر از شهر رشت عبور ‌می‌کنید کمی‌ صبر کردن حتما به دیدن این میدان شهری با اصالت ‌میارزد تا خاطره به یاد ماندنی برایتان باقی بگذارد. اگر از شنیدن صدای ماشین‌ها خسته شده‌اید. اگر از برج‌های بلندی که پیاده‌روهای شهرتان را محصور کرده‌اند دلزده‌اید و به دنبال مکانی با مقیاس انسانی ‌می‌گردید تا به دور از صدای گوشخراش ماشین‌ها، در مقیاسی انسانی کمی‌ قدم بزنید، حتما از میدان شهرداری رشت دیدن کنید. بهترین میدان‌های شهری جهان مکان‌هایی برای استفاده عموم مردم است. میدان شهرداری رشت می‌تواند در فهرست بهترین میدان‌های شهری جهان جای گیرد می‌پرسید چرا؟ با ما همراه باشید تا با ویژگی‌های مهم و تأثیرگذار میدان شهرداری رشت بیشتر آشنا شوید.میدان شهرداری رشت، مکانی برای کنار هم بودن وقتی قرار است در فضایی باز با یک دوست قراری بگذاریم تا کمی کنار هم قدم بزنیم. لحظاتی کنار هم بنشینیم و در آرامش و زیبایی یک فضای باز زیر سقف آسمان گپی بزنیم کجا می‌رویم؟ کدام پارک شهر را مناسب می‌دانیم؟ جایی که همه چیز فراهم باشد برای یک قرار دوستانه. یک فنجان چای داغ، یک بستنی و آبمیوه خنک، یک پرس چلو کباب مخصوص یا کمی شیرینی محلی. مکانی برای دیدن غرفه‌های صنایع دستی یا قرار ملاقاتی برای یک خرید روزانه. میدان شهرداری رشت بهترین مکان برای در کنار هم بودن است. در مرکز شهر رشت میدان شهری بزرگی به قدمت تقریبا یک قرن ساخته شده است که دیگر بهانه‌ای برای کنار هم نبودن به کسی ندهد. میدان شهرداری رشت درست در مرکز این شهر مکانی است برای در کنار هم جمع شدن، خرید کردن، تفریح کردن و لذت بردن بدون اینکه لازم باشد فاصله زیادی را طی کنید تا به مکانی آرام در اطراف شهر پناه ببرید.میدان شهرداری رشت، فضایی کاربردی برای فعالیت   داشتم درباره بهترین میدان‌های جهان مطلبی می‌خواندم که به موضوع جالبی برخوردم. در همه آن‌ها یک ویژگی شاخص بسیار خودنمایی می‌کرد. این ویژگی می‌گفت سکون ممنوع! در میدان‌های شهری باید فعال بود. فعالیت نشان از زنده بودن دارد و سکون همیشه یادآور کرختی و مرگ است. میدان شهرداری رشت یکی از بهترین میدان های شهری جهان است چون فعالیت در آن موج می زند. کافی است صبح خیلی زود سری به میدان شهرداری رشت بزنید تا این حرف را باور کنید. بوی کباب مخصوص رشت حتما مدهوشتان می کند. این یعنی نه تنها در این میدان اثری از سکون نیست بلکه زندگی با طرز زیبا و انرژی بخشی در حال جریان است که به هیچ وجه به شما اجازه نمی‌دهد از حرکت و هیجان بایستید. در میدان شهرداری رشت مثل تمام میدان های شهری مهم جهان بازار، کتابخانه، اداره‌ها و ترکیب تفریح و فعالیت را کنار هم می‌بینید. میدان شهرداری رشت فضایی است کاربردی برای فعالیت و در کنار هم بودن و طعم واقعی زندگی را چشیدن.  میدان شهرداری رشت مکانی با دسترسی آسان و ارتباط دهنده فضاهای مهم شهرمردم شهر رشت روزانه حداقل یک بار به میدان شهرداری رشت سر می‌زنند. گاهی برای خرید روزانه، گاهی برای رفتن به شهرداری، گاهی برای رفتن به کتابخانه، برای تفریح و پیاده‌روی، برای رفتن به اداره های مختلف شهر، رفتن به سینما. میدان شهرداری رشت در مرکز شهر قرار دارد که علاوه بر دسترسی آسانش تمام این فضاهای مهم شهر را نیز به هم متصل کرده است. مردم شهر رشت به هر بهانه ای در این فضا گرد هم می‌آیند و به کارهای روزمره زندگی خود رسیدگی می‌کنند. به ادارات مختلف سر می‌زنند، خرید می‌کنند و یا به کتابخانه می‌روند. میدان شهرداری رشت مکانی است که مردم شهر را به خود می‌خواند تا نیازهایشان را رفع کنند و در عین حال خودش نیز مکانی است برای آرام گرفتن و تفریح کردن. و دقیقا به همین دلیل است که بهترین مکان عمومی شهر لقب دارد.میدان شهرداری رشت مکانی زیبا و راحت برای ساختن خاطره‌های دست جمعی وقتی در مرکز شهر رشت از ماشین پیاده می‌شوی و در پیاده‌روی طولانی اما سنگفرش شده و زیبای میدان شهرداری رشت قدم می‌زنی. وقتی نگاهی به مجسمه‌های زیبایی که در جای‌ جای مسیر خودنمایی می‌کنند می‌اندازی لبخندی تمام صورتت را پر می‌کند و ناگهان  متوجه می‌شوی که چقدر خاطره در این مسیر داری. چندبار در این مکان کنار مجسمه‌ها عکس یادگاری گرفته‌ای. چندبار دوستانت را به طور اتفاقی اینجا ملاقات کرده‌ای. چقدر در این مکان گریسته‌ای، چقدر خندیده‌ای. میدان شهرداری رشت از آن مکان‌هایی است که در شادی و غم تمام مردم شهر شریک بوده است و این را از چهره مجسمه‌های میدان شهر می‌توان فهمید. هر مناسبتی که در سال اتفاق می افتد مردم بومی در میدان شهرداری رشت کنار هم جمع می شوند تا اگر قرار است مناسبتی را جشن بگیرند کنار هم باشند و اگر قرار است برای اتفاقی اشک بریزند باز هم در کنار هم باشند. اشک و لبخندی که خاطره‌های جمعی زیبایی برای تک تک مردم شهر ساخته است و اگر مسافری در شهر رشت باشی این اشک و لبخند را در مجسمه‌های زیبا و سنگفرش زیباتر میدان شهرداری رشت به وضوح خواهی دید.میدان شهرداری رشتمیدان شهرداری رشت معرف فرهنگ و قدمت و تاریخ مردم شهرمیدان شهرداری رشت اکنون دارای قدمتی است که می توان از آن به عنوان یک مکان تاریخی نام برد چرا که عمر مجموعه بناهای این میدان نزدیک به یک قرن است. وقتی یک مکان عمومی با چنین قدمتی هنوز هم مرکز فعالیت‌های شهری است می توان آن را به عنوان یک تاریخچه و فرهنگ به دنیا معرفی کرد. میدان شهرداری رشت را باید به جهانیان معرفی کرد تا برای دیدن فرهنگ و تاریخ بخشی از مردم ایران به این مکان دیدنی بیایند و نوع زندگی مردم رشت را به تماشا بنشینند. وقتی هر زمان که به میدان شهرداری رشت قدم بگذاری دسته دسته کبوترهایی ببینی که روی سنگفرش‌های میدان شهرداری رشت نشسته‌اند و در حال خوردن دانه‌هایی هستند که مردم شهر برای آن‌ها خریداری کرده‌اند و روی زمین پاشیده‌اند یعنی می‌توانی روی انسانیت و فرهنگ غنی مردم شهر حساب ویژه‌ای باز کنی. برای شناختن فرهنگ یک مردم گاهی می‌توان چشم‌ها را بست و تنها استشمام کرد. بوی ماهی دودی که ابتدای بازار میدان شهرداری رشت را پر کرده، بوی عطر داغ و شیرین کلوچه فومن، بوی مخصوص کباب‌های رشت حتی در ساعات اولیه صبح یعنی اینجا زندگی رنگ و بوی خاصی دارد که در جایی دیگر نیست.میدان شهرداری رشت و تاریخچه‌ای که از آن جدا نیستسالها قبل وقتی رضا شاه پهلوی تازه به سلطنت رسیده بود یعنی اوایل سال ۱۳۰۵، ساختمان شهرداری رشت ساخته شد. در آن زمان روس‌ها در این شهر اتراق کرده بودند و تحت تأثیر فرهنگ و معماری روسیه، یک معمار ایرانی که در شهر رشت زندگی می‌کرد بنای شهرداری را طراحی کرد. ساختمان شهرداری در واقع یک بنای تأثیر گرفته از خیابان نوسکی در شهر سنت پترزبورگ روسیه است. این تاریخچه را می‌توان در میدان شهرداری رشت به وضوح دید. بنای شهرداری از همان سال ۱۳۰۵ شهرداری رشت بوده و تا کنون نیز بنای شهرداری رشت باقی مانده است. برج ساعتی که در مجموعه میدان شهرداری رشت بنا شده به ازای هر یک ساعت یک زنگ به صدا در می‌آورد. مثلا در ساعت پنج، پنج بار زنگ می زند و در ساعت پنج و نیم یک بار به صدا در می‌آید تا اعلام کند نیم ساعت گذشته است. مجسمه‌هایی که در میدان شهرداری رشت وجود دارد مجسمه‌هایی نمادین از تاریخ مردم رشت است. مجسمه میرزا کوچک خان جنگلی سوار بر اسب که روی سکویی ایستاده و به بنای شهرداری نگاه می‌کند نمادی بزرگ و مهم از تاریخ استقلال این شهر است. میرزا کوچک خانی که اجازه نداد روس ها شهرش را تصاحب کنند. شاید این نگاه میرزا کوچک خان به ساختمان شهرداری یعنی حتی اگر از شما روس ها تأثیر پذیرفته باشیم زیر نگاه  شجاعانه و فرهنگ اصیل خودمان بوده است. حرفی که می تواند کاملا مصداق داشته باشد کافی است در میدان شهرداری رشت قدم بزنید و زندگی و فرهنگ مردم بومی رشت را از نزدیک لمس کنید.میدان شهرداری رشت و هر آنچه باید درباره آن بدانیدمیدان شهرداری رشت همانطور که گفتیم در مرکز این شهر قرار گرفته است. این میدان از یک سمت به بازار قدیمی و محلی رشت و از سمت دیگر به میدان و پیاده راه علم الهدی، خیابان علم الهدی، مراکز خرید مدرن و سنتی دسترسی دارد. مجموعه بناهای قدیمی که در میدان شهرداری رشت هنوز هم به فعالیت خود ادامه می‌دهند ساختمان شهرداری، موزه پست، ساختمان قدیمی ایران هتل، کتابخانه ملی و اولین داروخانه شهر رشت، سینما سپید رود و... است. البته ساختمان موزه پست در قدیم ساختمان پست و تلگراف بوده که اکنون به موزه پست تبدیل شده است. در جای جای میدان شهرداری رشت مجسمه‌های مردان و زنان بومی منطقه به زیبایی قرار  گرفته‌اند. بازار صنایع دستی با ایجاد غرفه‌هایی از جنب مجسمه‌های میرزا کوچک خان جنگلی شروع می‌شود. اطراف میدان شهرداری رشت مغازه‌های کتاب فروشی، ساندویچی، آشکده و همچنین دکه‌های چوبی کوچکی وجود دارد که عطر چای لاهیجان را در فضای میدان شهرداری رشت جاری می‌کنند. در مرکز میدان یک حوض آب وجود دارد که با فواره‌ی موزیکال و نورپردازی خود مجموعه بناهای میدان شهرداری رشت را در شب بسیار هیجان انگیز و دیدنی می‌کند. میدان شهرداری رشت یکی از بهترین میدان های شهری جهانوقتی در ابتدای مقاله صحبت از بهترین میدان شهری شد شاید بسیاری نمی‌دانستند یک میدان شهری چه کارکردی می‌تواند داشته باشد. چطور می‌تواند در فرهنگ و زندگی روزمره مردمان آن شهر تأثیر بگذارد. چطور می تواند معرف فرهنگ بومی آن منطقه به دیگر شهرها و کشورها باشد. در انتهای متن می‌خواهیم دوباره تکرار کنیم که میدان شهرداری رشت یکی از بهترین میدان‌های شهری جهان است. اینبار اما ما از شما می‌پرسیم: نظر شما چیست؟</description>
                <category>ناهید حسینی معین</category>
                <author>ناهید حسینی معین</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 13:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیا را بدون برچسب می‌‌خواهم</title>
                <link>https://virgool.io/@NahidHosseiniMoein/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%86%D8%B3%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-kawmyw9rhruh</link>
                <description>دوستی های خوباین روزها عجیب دلتنگم!این روزها دلم عجیب هوایی شده است! هوایی چه چیز؟ خودم هم نمی‌‌دانم! گمگشته‌ای شده‌ام در نهانگاه خودم.تمام روزگار من پر از گمگشتگی‌هاست، پر از حس خوب دلتنگی‌ها. دلتنگی‌های خوب.تمام روزگار من پر از حس با هم بودن‌ها، کنار هم بودن‌ها، فارغ از هر چیز بودن‌هاست.روزگاری بود که هر چه دل می‌‌خواست می‌‌گفتم!روزگاری بود که می‌‌خندیدم. شوخی می‌‌کردم و واهمه نداشتم از اینکه کسی از من به دل بگیرد! اینکه هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد! روزگاری است که دیگر نمی‌‌شود رها بود حتی اگر ته دلت پر از احساس خوب باشد! روزگاری است که تو را هر طور که دوست دارند معنا می‌‌کنند!لعنت به کسی که برای اولین بار برداشت خودش را درو کرد. برداشت خودش از کسی! برداشت خودش از چیزی! برداشت خودش از قصه‌ای از خنده‌ای از گریه‌ای!لعنت به تو که یاد دادی آدم بودن یعنی برداشت خود را داشتن!ای کاش هر چیزی را همانطور که بود دوست داشتیم! همانطور که بود می‌‌پذرفتیم. هر طور که بود به زندگی می‌‌بخشیدیم. ای کاش عادت نمی‌‌کردیم به خودمان نبودن. به خودمان را نشان ندادن.این روزها دلم عجیب گرفته است. این روزها دلم می‌‌خواهد خودم باشم. پنهان نشوم. پنهان نشوم چون دیگران مرا عیان نمی‌‌خواهند و نترسم از اینکه مرا برداشت کنند.من پر از حس خوبِ «بودن» و سادگیم. ای کاش اجازه ندهم مرا عوض کنند.ای کاش اجازه ندهم مرا رنگ کنند و آنطور که دوست دارند نشان دهند. ای کاش من نپذیرم. ای کاش راه گلویم باز بود تا فریاد بکشم مرا همینطور ساده بپذیرید. نگذارید رنگ ببازم.حالا می‌‌فهمم دلم از چه چیز گرفته است و چشمانم از چه رو می‌‌بارد. دلم تنگ است برای خودم، برای قلبم و برای افکارم. دلم گرفته است برای دختری که نمی‌‌خواهد خودش نباشد. دختری که خودش است اما این روزها حس می‌‌کند دیگران این خودش بودن را باور ندارند. روزگاری است که انسان‌ها دوست دارند به قضاوتت بنشینند. دوست دارند تو را پیچیده فرض کنند. این روزها کسی از تو نمی‌‌پرسد چه از سر گذرانده‌ای تا به امروز! کسی نمی‌‌پرسد چه می‌‌خواهی؟ فقط تو را ناگهان همانی می‌‌خواهند که باورش دارند. فارغ از تو را شناختن!دلم تنگ است و دوست دارم ببارم برای لحظه‌هایی که هنوز بزرگتر نشده بودم. لحظه‌هایی که در نهانخانه زندگیم رها بودم. لحظه‌هایی که هیچ نقشی برای هیچ کس نداشتم. و هر کس دور و برم بود نامش «دوست» بود. چقدر شیرین و رها می‌‌خندیدیم. چقدر شیرین و رها زندگی می‌‌کردیم. فارغ از دنیای قضاوت‌ها و پذیرفته شدن‌ها. دوست داشتیم زندگی کنیم و زندگی می‌‌کردیم. خوشحال، رها و عمیق!عمق آن روزهایم را دوست دارم! زمان گذشته است و من این روزها را هم دوست دارم! این روزها همه چیز متفاوت‌تر است. متفاوت‌تر از همیشه! شاید حتی خوشبخت‌تر از همیشه اما دلم تنگ است برای خودم!برای دختر ساده‌ای که می‌‌توانست ساعت‌ها بخندد از ته دل به بی مزه ترین اتفاق ممکن و بخنداند جمعی را!آن چه آن روزها داشت نه خوشبختی بود نه هیچ چیز دیگر! آن روزها من تنها من بودم بدون هیچ کس!آن روزها من بودم بدون اینکه دختر کسی باشم، خواهر کسی باشم، فامیل کسی باشم. آن روزها من دختری بودم در شهری که شهر خودم نبود و من انتخابش کرده بودم برای تحصیل با دوستانی که انتخاب کرده بودم برای کنارم بودن! آن روزها هیچ چیز اجباری نبود! هیچ چیز!آن روزها اگر دلم می‌‌خواست، یک روز تعطیل وقتی همه خواب بودند صبح خیلی زود از خواب بیدار می‌‌شدم و غذا می‌‌پختم. نه برای اینکه مجبور بودم نه برای اینکه وظیفه‌ام بود نه برای اینکه لطفی کرده باشم تنها برای این بود که دلم می‌‌خواست.آن روزها می‌‌توانستم از جایم بلند نشوم. می‌‌توانستم همراه با همه تا هر وقت که دوست داشتم بخوابم و وقتی همه از خواب بیدار می‌‌شدیم ساندویچی بخریم و بخوریم. اما چقدر خوشحالم که آن روزها را از خواب بیدار شدم. چقدر خوشحالم که در زندگیم کارهایی انجام داده‌ام که مجبور نبوده‌ام. که وظیفه‌ام نبوده است. که لطف نبوده است.دلم تنگ است برای دختری که دوست داشتن می‌‌دانست و رها بود و دوست می‌‌داشت.این روزها دوست داشتن‌هایم معنا می‌‌شود. اسم گذاشته می‌‌شود. و من چقدر دل چرکینم از این اتفاق! و مدام با خود می‌‌گویم ای کاش هیچ نسبت خونی و سببی در دنیا نبود و همه تنها با هم «دوست» بودیم.ای کاش کسی از سر وظیفه کار نمی‌‌کرد، زندگی نمی‌‌کرد. ای کاش هیچ کس از هیچ کس هیچ توقعی نداشت.این روزها که دل تنگم همزمان خودم را خوشبخت ترین زن دنیا می‌‌دانم. مردی کنارم است که از من توقع زن بودن یا همسر بودن ندارد. اصلا توقع ندارد که من نقشی برایش داشته باشم. او تنها مرا می‌‌خواهد و من هر بار که نگاهش می‌‌کنم از خود می‌‌پرسم کدام نقش را بیشتر برایش می‌‌پسندم. و هر بار با لبخند دلم می‌‌خواهد او را «دوست» بدانم. این روزها همسرم تنها دوست زندگی من است. کنار او رها و آزاد قدم بر می‌دارم رها و آزاد حرف می‌‌زنم خودم را پنهان نمی‌‌کنم و از اینکه کنارش رها و آزادانه خودم هستم نمی‌‌ترسم.خوشبخت‌تر از همیشه‌ام چرا که شب و روزم را کنار کسی هستم که دوست لحظات زندگیم است و من آرزو می‌‌کنم هر چه زودتر زیر یک سقف تنها و فارغ از جهان برچسب دار کنار هم زندگی کنیم.و دلتنگ‌تر از همیشه‌ام که چرا در دنیای نقش‌های دیگر گم شده‌ام. نقش دختر بودن، خواهر بودن، فامیل کسی بودن!ای کاش تمام برچسب‌های جهان برداشته می‌‌شد. آن گاه دیگر کسی مجبور نبود خوب باشد مجبور نبود بد باشد مجبور نبود خودش نباشد.من همان دختر روزهای گذشته‌ام با همان افکار باهمان احساس! فقط دیگر از خواب بیدار شدن و غذا پختنم اسمش تنها دوست داشتن نیست. خدا را شکر می‌‌کنم که هنوز رنگ وظیفه به خودش نگرفته است اما دلم نمی‌‌خواهد اسمش مسؤلیت پذیری، لطف یا هر چیزِ خوب دیگری باشد.نمی‌‌دانم اما شاید دنیا بدون اسم و برچسب دنیای بهتری می‌‌شد.دلم این روزها تنگ است برای دخترانی که برایشان غذا می‌‌پختم و آن‌ها مرا مامان صدا می‌‌زدند. نه برای اینکه به من نقشی را واگذار کنند. برای اینکه دوست داشتنم را پذیرفته بودند و رها و آزاد تنها دوستم داشتند.دلم برای دوستی رها و آزادانه مان تنگ است. دختران گلم مژگان، بهار و نگار عزیزم تا همیشه دوستتان دارم برای اینکه این لحظات خوش را به من هدیه دادید و به من اجازه دادید دوست داشتن بی قید و شرط را تجربه کنم.                                                                                                                  آرزومند جهانی خوب</description>
                <category>ناهید حسینی معین</category>
                <author>ناهید حسینی معین</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 00:44:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمدن اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@NahidHosseiniMoein/%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-jhfjomacoi04</link>
                <description>تمدن اسلامیتمدن اسلامی واژه ای ساده یا مبهم؟بعضی وقت ها کلمه یا عباراتی هستند که در نظر همه شفاف و ساده اند. واژه هایی که نیاز به تعبیر و تفسیر ندارند و خیلی نمی شود از دیدگاه های متفاوتی آن ها را شرح داد.اما قطعا عبارت یا واژه تمدن اسلامی یکی از این واژه های ساده و شفاف نیست. مشکل بشود کسی را پیدا کرد که بتواند خیلی ساده و واضح برای ما توضیح دهد که تمدن اسلامی یعنی چه؟تمدن اسلامی یعنی چه؟براستی تمدن اسلامی یعنی چه؟ واژه ی اسلامی برای همه ی ما واژه ی آشنایی است به خصوص برای ما ایرانی ها که اکثریت جامعه مان را افراد مسلمان تشکیل می دهند و درباره دین اسلام از اصول دین گرفته تا فروع دین اطلاعات قابل توجهی دارند. شاید این سوال به این خاطر به وجود می آید که معنای تمدن را دقیق نمی دانیم.تمدن چیست؟تمدن در معنای انگلیسی در برابر کلمه civilization قرار گرفته است که ریشه اصلی آن در زبان لاتینی civis و civitas است، به معنای شهر. و کلمه civilization به معنای زندگی استقرار یافته و سازمان یافته در واحد اجتماعی بزرگتر (شهر) در برابر واحدهای اجتماعی کوچک تر (جامعه های کوچ گرد، چادر نشین، بادیه نشین، روستا نشین و مانند آن) است. به عبارت ساده تر، واژه تمدن و مدنیت در زبان فارسی و برابر آن در عربی که «حَضارَت» باشد، به معنایِ زیستن در شهر، یا زندگی شهرنشینانه است و به زندگیِ «آدمی» از زمانی اشاره دارد که در واحد اجتماعی بزرگتری یکجانشین شده است. (آذرنگ،1396،ص 15)تمدن یعنی یک جامعه ی متحول گرد هم آمدهاوایل بحث گفتیم بعضی واژه ها تعبیر و تفسیر ندارند اما تمدن اسلامی را باید تفسیر کرد. تا اینجا تمدن را شناختیم در واقع می توان گفت یک گروه از انسان ها که خود را در جامعه ای گرد هم آورده باشند تا در برابر یک جامعه ی دیگر خود را متمایز کنند و اندیشه و تحولی را شکل بدهند که در جامعه ی مقابلشان این اندیشه وجود نداشته است یک تمدن را پایه گذاری کرده اند. در واقع برای تفسیر تمدن اسلامی باید گفت گروهی از انسان ها که با تفکر و اندیشه اسلامی گرد هم آمدند و با تفکرشان جامعه ی جدیدی را ساختند یک تمدن متمایز را با نام تمدن اسلامی پایه گذاری کرده اند.تمدن اسلامی از کدام اندیشه و تحول حرف می زند؟تمدن اسلامی در برابر جامعه ای که خدایان گوناگونی داشت خودش را از آن ها جدا کرد و یکتا پرستی را برگزید. در برابر جامعه ای که برای انسان ها جایگاه ارباب و برده در نظر گرفته بود جامعه ای را تشکیل داد که هیچ انسانی را برتر از انسان دیگری نمی دانست. در برابر جامعه ای که فرد گرا بود و منافع یک فرد به تنهایی در اولویت قرار می گرفت و همه چیز را برای آن فرد می خواست جامعه ای را تشکیل داد که پیامبرش ساده زیست بود و به مردم می آموخت که ساده و درکنار هم زندگی کنند و به جای فقط به خود اندیشیدن به همه ی انسان ها فکر کنند.تمدن اسلامی یک تمدن پایدارهمه ی تمدن ها یک دوران اوج دارند و بلاخره به دوران افول خود نزدیک می شوند. بی شک همه ما تمدن های مختلفی را در تاریخ خوانده ایم که روزی در اوج خود بوده اند اما اکنون در کتاب های تاریخی خوانده می شوند یا مردم به دیدن آثار باقی مانده از آن ها می روند مثل تمدن یونان، تمدن روم باستان و... .تمدن اسلامی برخلاف تمدن هایی که می شناسیم هنوز هم پابرجاست شاید در اوج خود نباشد اما هنوز از بین نرفته است. راز این ماندگاری را در دلایل بسیاری می توان شمرد اما همانطور که از ابتدای مطلب هم گفتیم بعضی واژه ها آنقدر ساده اند که دیدگاه های مختلفی را نمی توان برای آن ها در نظر گرفت اما واژه تمدن اسلامی را همانطور که مجبور به  تفسیر آن شدیم  همانطور هم مجبوریم  از دیدگاه های مختلفی آن را بررسی کنیم. اینکه تمدن اسلامی چرا بعد از گذشت یک هزار و پانصد سال هنوز هم پابرجاست، از نگاه منِ نویسنده شاید مهم ترین دلیلش این باشد که یک تحول بزرگ و منطقی در زندگی بشر رخ داده است.تمدن اسلامی، تحولی بزرگ و منطقیوقتی یک تحول بزرگ که همسو با نیازهای منطقی انسان است در اندیشه ی بشر رخ دهد بشر دیگر هرگز و هرگز به عقب باز نمی گردد. انسانی که دیگر هرگز بت پرست نشد یا دیگر ارباب و بردگی را یک کار عادی و خوشایند ندانست و دیگر از انسان های خودخواه و فرد گرا حمایت نکرد با وجود اینکه هنوز هم انسان با این مسائل دست به گریبان است اما بشر بصورت ظاهری هم که شده شکل زندگی اش را بر این موضوعات استوار کرده است. مثال قابل توجهی که می توان برای روشن شدن این موضوع بیان کرد تمدن یکجانشینی و شهر نشینی است که هرگز به عقب بازنگشت و انسان تصمیم نگرفت دوباره به آغوش طبیعت بازگردد و شکارچی شود و دست از یکجانشینی بردارد. نظر شما چیست؟ اگر قرار باشد شما به این پرسش پاسخ دهید کدام دلیل را مهم تر از همه می دانستید؟ یا به بیان دیگر شما از کدام دیدگاه به قضیه نگاه می کردید؟منبع: آذرنگ، عبدالحسین، 1396، تاریخ تمدن، تهران، انتشارات کتابدار</description>
                <category>ناهید حسینی معین</category>
                <author>ناهید حسینی معین</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 22:30:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>