<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ناهید بابائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Nahidbabaei</link>
        <description>ناظر، تجربه کننده، ناظر!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 02:10:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4863916/avatar/4HRb9U.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ناهید بابائی</title>
            <link>https://virgool.io/@Nahidbabaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نشخوار فکری</title>
                <link>https://virgool.io/@Nahidbabaei/%D9%86%D8%B4%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-p6avjejcqvcb</link>
                <description>یکی از چیزای خیلی بد مغز همین نشخوار فکریه. یهو بی دلیل تو رو یاد یه موضوع تموم شده میندازه شروع می کنه به سناریو ساختن به خودت میای می بینی یک ساعته داری با یه ادم تو ذهنت دعوا می کنی جوابایی که دوست داشتی بدی و ندادی الان داری می دی. نه یه بار بلکه ده هابار، مدلای مختلف. تا جایی پیش می ری که تپش قلب می گیری. جالب اینجاس که وقتی تو می گی اونم جوابت و می ده !!! اون ادم تو ذهن تو داره باهات می جنگه! یعنی تو هم دشمن خودتی هم مدافع خودت !!! عجیب نیست . و کی از مغز خودت بیشتر خبر داره که چه حرفایی می تونه داغونت کنه همونا از دهن طرف مقابل تو ذهنت در می اد . بهش که فکر می کنم واقعاااا دیوانگیه.  اون ادم تو واقعیت راحت خوابیده و تو تو ذهنت داری باهاش می جنگی!  تو واقعیت یه بار بحث‌کردین تو فکر تو صدها باااار . تو نود و نه بار تو واقعیت بیشتر از اون حرص خوردی و این اخر خودازاریه.حتما راه حلی براش هست !</description>
                <category>ناهید بابائی</category>
                <author>ناهید بابائی</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2026 01:50:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرصت دوباره</title>
                <link>https://virgool.io/@Nahidbabaei/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-cvynx5kvgzxu</link>
                <description>همیشه فکر می کردم هر کسی حق یه فرصت دوباره داره. فرصت دوباره برای هر اشتباهی. اما هیچ وقت به این فکر نکردم که ادما فقط یه اشتباه ندارن! اگه برای هر اشتباه یه فرصت بدی و اون هر بار یه اشتباه جدید کنه نگاه می کنی میبینی یه عمر گذشته. اینجا بود که فکر کردم ادم باید یه فرصت به خودش بده برای درست کردن  طرز فکر اشتباه. برای کنار گذاشتن ایده های اشتباه که یه عمر از ادم وقت می گیرن. خانم منیرو نویسنده حرف جالبی زدن ادم باید همون لحظه اول که می بینه یه چیزی ایراد داره و اشتباهه اعتراض کنه همون لحظه اول بعدا درست نمیشه منتظر بعدا نباش! همه ادما پتانسیل این و دارن که تبدیل به بدترین ادم بشن هر چی بیشتر کوتاه بیای بدتر میشن تا جایی که خودشونم خودشون و نمی شناسن حتی باورشون نمیشه تا کجااا پیش رفتن فقط برای مدارا کردنای بیش از حد.</description>
                <category>ناهید بابائی</category>
                <author>ناهید بابائی</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2026 02:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشتی با خوک ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Nahidbabaei/%DA%A9%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%DA%A9-%D9%87%D8%A7-ewfobvixqikx</link>
                <description>اول از همه خوک فحش نیست! اسم یه حیوونه و گذاشتن بار معنایی رو اسم یه حیوون به نظرم نفی حقوق حیواناته. حتما این و شنیدین گفتم منم یه بار اینجا به یادگار بزارم. با خوک ها کشتی نگیرین. اخر کار هر دو حسابی گلی می شین. اما اون از بچگی عادت داره ، اموزش دیده و دوست داره تو گل بازی کنه اما شما یه نگاه به خودتون می کنین می بینین حسابی کثیف و گلی شدین. هییییچ وقت فکر نکنین می تونین از اونا بهتر کشتی بگیرین اونا واسه این کار تربیت شدن شما در بهترین حالت فقط اداشون و در می ارین اما همیشه ته وجودتون می دونه این کار جز کثافت و بوی گند چیزی براتون نداره. </description>
                <category>ناهید بابائی</category>
                <author>ناهید بابائی</author>
                <pubDate>Mon, 18 May 2026 23:30:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنی ادم اعضای یک پیکرند</title>
                <link>https://virgool.io/@Nahidbabaei/%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%86%D8%AF-qselzstmzccb</link>
                <description>واقعااا یعنی چی؟!کالبد انسانی ما هر کدوم یه اسم داره. یک کل از اجزای مختلف. اگه هر کدوم از اعضای بدن حرف می زدن و ازشون اسم می پرسیدیم همون اسم کل رو می گفتن.*پس به این ترتیب وقتی کل ناهیده پس دستم هم “ ناهیده” پام هم “ ناهیده” و به این ترتیب تمام اعضای بدن “ ناهیده”.اگه دستم اسیب ببینه کل اعضای بدنم تو ناراحتی و درد هستن حتی اگه ندونن چرا؟!! ناراحتی یک از اعضای بدن موجب ناراحتی تمام اعضای بدن می شه. اگه بریم ماساژ و فقط دستمون و ماساژ بدیم و راضی و خوشحال بشه کل اعضای بدن احساس رضایت می کنن.حالا از قسمت ستاره دار به جای دست اسم خودتون به جای پا اسم دوستتون به جای اعضای بدن انسان ها و به جای ناهید خدا بزارین و دوباره بخونین. پس واقعا ما همه خدا هستیم و واقعا بنی ادم اعضای یک پیکرند که در افرینش ز یک گوهرند  چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. </description>
                <category>ناهید بابائی</category>
                <author>ناهید بابائی</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 01:04:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی در چند بدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@Nahidbabaei/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%86-wj4omuypwmv3</link>
                <description>حتما در مورد تناسخ شنیدین. روحی سرگردان تصمیم میگیره تجربه کنه وارد بدن میشه تجربه می کنه و بعد امتیاز میگیره یا امتیاز از دست می ده !!! بعد دوباره با امتیاز جدید وارد بدن جدید میشه نسبت به امتیازش بدن بهتر، زندگی بهتر، خانواده بهتر یا بدتری داره! ادامه می ده تا به اوج تجربه برسه .  این چیزی بود که از تناسخ تو سن نوجوونی فهمیدم چه جوری؟! یهو، مثل بقیه چیزای یهویی. یه فرضیه که برای من اون زمان کار می کرد.تو اون زمان می تونست واسه من توضیح بده چرا یه بچه ناقص دنیا می اد. چرا یکی تو زندگی نرمال، یکی تو زندگی پر از درد دنیا می اد. انگار هنوز می خواست بگه بله، خدا عادله!بعدتر ها فکر کردم نمیشه که این جوری یه تعداد روح محدود هی بیان هی برن پس مسئله بی زمانی و بی مکانی چی میشه؟! مگه نه اینکه دنیا خطی نیست. اغاز و پایان نداره! اگه قراره زندگی کنیم بعد بریم زندگی بعدی پس باید از یه جا شروع بشه مستقییییم بره جلو. با چیزایی که اون زمان فهمیده بودم جور در نمیومد.خوب حتما چند تا روح نیست یه روحه! هی نمیاد هی بره. یه روح چند تیکه شده. این و از حرف مامانم تو بچگی یادم اومده بود. خدا مثل یه اینه بزرگه که شکسته هر تیکش یه ادم‌شده همه ما یه اینه کاملیم ولی با همدیگه هم یه اینه بزرگتریم که میشه خدا! تو اون زمان یهویی جالبی بود! یه مدت با این خوش بودم. اگه کوچیک بزرگیم یا با هم فرق داریم چون اینجوری پیش اومده بلاخره همه مثل همیم در ذات همه اینه ایم! این باعث می شد فرقی بین‌خودم و بقیه حس نکنم اختلاف ها بی معنی بود همه یکی بودیم! نمی دونم چی شد ولی اینم تاریخ استفادش تموم شد یه “ یهویی” جدید دلم می خواست. تا اینکه این شعر معروف و کلیشه ای شده یهویی جدید من شد. بنی ادم اعضای یکدیگرند.   که در افرینش ز یک گوهرند. پس اینکه یه روحیم درسته! پس من و همه ما یکی هستیم. یعنی واقعاااا یکی هستیم که همزمان تو چند تا بدن در حال تجربه ایم‌. این جوری مسئله بی زمانی حل می شد. اگه من هم خودمم هم مامانمم هم همسایمون پس راست میگه چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار. چون من که درد بکشم تو ته ماجرا روح اصلی درد میکشه پس اون خانمه تو یات سفید تو دریای مدیترانه هم درد می کشه! شاید واسه همینه میگن به هر کی بدی کنی انگار به خودت کردی! چون اون دیگری هم منم تو یه تجربه دیگه. اگه اینجوری باشه ادم بایییید از خوشحالی بقیه خوشحال بشه از ناراحتیشون ناراحت. یعنی اگه به یکی کمک کردی می دونی به خودت تو یه تجربه بد تو یه کالبد دیگه کمک کردی. با خودم فکر کردم اینا که فرضیه اس اما اگه اینجوری فکر کنیم همه، باعث میشه کسی به کسی بدی نکنه بلاخره دلمون واسه خودمون می سوزه دیگه.مدت زیادی با این روش زندگی کردم. به هیچ ویژگی منفی ادما نگاه نکردم گفتم خودمم دیگه گناه دارم بزار کمک‌کنم اوکی شم! اما الان بعد این همه زمان وقتی بر می گردم می بینم من تو این کالبد اینجوری فکر کردم اما من تو کالبد مقابل  اینجوری نبود اون “من” فکرکالبد خودش بود فقط استفاده کرد و رد شد. اصلا خودم و تو اون کالبد دوست نداشتم چرا انقدر خودخواه چرا انقدر سو استفاده گر !! به یه “ یهویی” جدید نیاز دارم. ب</description>
                <category>ناهید بابائی</category>
                <author>ناهید بابائی</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 02:20:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>