<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دکتر نسیم خوشدل</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@NasimKhoshdel</link>
        <description>بنیان‌گذار پناهگاه آدم‌های بسیار حساس * مربی زندگی و موفقیت اچ اس پی‌‌ها ---- پی اچ دی در متالورژی و علم مواد و یک آدم بسیار حساس... اینجا در مورد آدم‌های بسیار حساس (HSP) اطلاع رسانی می‌کنم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:33:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/195793/avatar/OlKOFa.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دکتر نسیم خوشدل</title>
            <link>https://virgool.io/@NasimKhoshdel</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رشد پس از سانحه: یافتن معنا و خلاقیت در ناملایمات</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AD%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%AA-ifcwwgt62kh7</link>
                <description>تاب آوری و قدرت را اغلب می توان از طریق مسیرهای غیر منتظره بدست آوردنوشته اسکات باری کافمنبرگردان نسیم خوشدل&quot;رنج یک طوری درست در لحظه‌ای متوقف می‌شود که معنایی پیدا می‌کند .&quot;                                                                                                          ویکتور فرانکل ، جستجوی انسان برای معناکینتسوگی یک هنر ژاپنی است با قدمت چندین قرن که ظروف سفالی ترک خورده و شکسته درست را می‌کند. این روش به جای پنهان کردن ترک‌ها ، قطعات شکسته شده را با لاکی مخلوط شده با پودر طلا، نقره یا پلاتین به هم می‌چسباند. وقتی همه تکه‌های سفال دوباره کنار هم قرار گرفتند با این‌که تاریخچه شکستگی خود را همراه دارند، زیبا به نظر می‌رسند.بسیاری از مردم در این برهه از تاریخ می‌پرسند که آیا هرگز در زندگی شانس دوم خواهیم داشت؟ آیا وقتی تکه‌هایمان دوباره کنار هم قرار گرفتند‌، آیا با وقار و ظرافت بهبود می‌یابیم؟ علم نشان می‌دهد که نه تنها بهبود خواهیم یافت‌، بلکه توانایی انسانی بی‌نهایتی را برای انعطاف پذیری و رشد به نمایش خواهیم گذاشت.از تاب‌آوری تا رشدجورج بونانو، روانشناس بالینی در مقاله خود در سال 2004، تصویر گسترده‌تری از واکنش به استرس را مورد بحث قرار می‌دهد. بونانو با توجه به تعریف تاب‌آوری به عنوان توانایی افرادی که یک رویداد بسیار تهدیدکننده زندگی یا آسیب‌زا را تجربه کرده‌اند برای حفظ یک سطح نسبتاً پایدار و سالم عملکرد روانشناختی و جسمی ، منابع تحقیقاتی بسیار زیادی را بررسی کرد که نشان می‌داد تاب‌آوری در واقع رایج است، یک فقدان ساده آسیب شناسی روانی نیست و می‌توان آن را از طریق مسیرهای متعدد‌ و گاه غیرمنتظره به دست آورد. با توجه به اینکه تقریباً ۶۱ درصد از مردان و ۵۱ درصد از زنان در ایالات متحده حداقل یک واقعه آسیب زا را در طول زندگی خود گزارش می‌دهند ، ظرفیت انسانی برای مقاومت و تاب‌آوری قابل توجه است.در حقیقت، بسیاری از افرادی که دچار تروما می شوند - مانند ابتلا به یک بیماری مزمن یا صعب العلاج، از دست دادن عزیز یا تجاوز جنسی - نه تنها تاب‌آوری فوق العاده‌ای نشان می‌دهند بلکه در واقع پس از واقعه آسیب زا نیز رشد می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهد که اکثر بازماندگان سانحه به PTSD (اختلال اضطراب بعد از سانحه) مبتلا نمی‌شوند و تعداد زیادی حتی به رشد ناشی از تجربه‌ی خود اذعان دارند. ریچارد تدسکی و لارنس کالهون اصطلاح &quot;رشد پس از سانحه&quot; را برای ثبت این پدیده ابداع کردند و آن را به عنوان تغییر روانی مثبتی تعریف کردند که در نتیجه مبارزه با شرایط بسیار چالش برانگیز زندگی تجربه می‌شود. هفت مورد زیر از رشد ناشی از ناملایمات گزارش شده است:قدردانی بیشتر از زندگیقدردانی و تقویت بیشتر روابط نزدیکافزایش شفقت و نوع دوستیشناسایی امکانات جدید یا هدفی در زندگیآگاهی بیشتر و استفاده از نقاط قوت شخصیتوسعه معنوی پیشرفتهرشد خلاقمطمئناً، بیشتر افرادی که رشد پس از سانحه را تجربه می‌کنند، ترجیح می‌دهند که آن سانحه بوجود نمی‌آمد و تعداد بسیار کمی از موارد بالا پس از ضربه در مقایسه با مواجهه با تجارب مثبت زندگی، رشد بیشتری را نشان می‌دهند. با این وجود‌، بیشتر افرادی که رشد پس از سانحه را تجربه می‌کنند ،‌غالباً از رشدی که اغلب در نتیجه تلاش برای یافتن معنی برای یک واقعه غیرقابل درک به طور غیر منتظره‌ای اتفاق می‌افتد غافلگیر می‌شوند.خاخام هارولد کوشنر هنگام تأمل در مورد مرگ پسرش به خوبی اظهار داشت:من به دلیل زندگی و مرگ آرون، یک شخص حساس‌تر، یک کشیش کارآمدتر، یک مشاور دلسوزتر از آنچه که در گذشته بودم، هستم. اگر بتوانم پسرم را پس بگیرم، در یک ثانیه از همه این دستاوردها دست می‌کشم. اگر بتوانم انتخاب کنم، از تمام رشد و عمق معنوی که به دلیل تجربیات ما پیش آمده است چشم پوشی می‌کنم. اما نمی‌توانم انتخاب کنم.شک نکنید: تروما دنیای ما را به لرزه در می‌آورد و ما را مجبور می‌کند نگاه دیگری به اهداف و رویاهای عزیزمان بیندازیم. تدسکی و کالهون از استعاره زلزله لرزه‌ای استفاده می‌کنند: ما تمایل داریم به مجموعه خاصی از باورها و فرضیات در مورد خیرخواهی و کنترل پذیری جهان تکیه کنیم و وقایع آسیب زا معمولا آن جهان بینی را خرد می‌کنند چون ادراکات عادی ما را متزلزل می‌کنند و ما می‌مانیم و بازسازی خود و جهان.اما چه انتخابی داریم؟ همانطور که ویکتور فرانکل روانپزشک اتریشی گفت: &quot;وقتی دیگر قادر به تغییر وضعیت نباشیم، به چالش کشیده می‌شویم که خودمان را تغییر دهیم.&quot; در سال‌های اخیر، روانشناسان شروع به درک فرآیندهای روانشناختی کرده‌اند که سختی‌ها را به مزیت تبدیل می‌کنند و آنچه مشخص می‌شود این است که این تغییر ساختار &quot;از نظر روانشناختی لرزه‌ای&quot; برای وقوع رشد ضروری است. دقیقاً وقتی ساختار بنیادی خود متزلزل می‌شود‌، در بهترین موقعیت برای دنبال کردن فرصت‌های جدید در زندگی قرار می‌گیریم.به همین ترتیب، روانپزشک لهستانی، کازیمیرز دابروسکی اظهار داشت که &quot;از هم‌ پاشیدگی مثبت&quot; می‌تواند یک تجربه تقویتی برای رشد باشد. دابروسکی پس از مطالعه تعدادی از افراد با رشد روانشناختی بالا نتیجه گرفت که رشد شخصیتی سالم اغلب مستلزم از هم پاشیدگی ساختار شخصیت است، که می‌تواند به طور موقت منجر به تنش روانی، تردید به خود، اضطراب و افسردگی شود. با این حال، دابروسکی معتقد بود که این روند می تواند منجر به بررسی عمیق آنچه فرد می‌تواند باشد و در نهایت سطوح بالاتر رشد شخصیت شود.یک عامل کلیدی که به ما امکان می‌دهد ناملایمات را به مزیت تبدیل کنیم، میزان بررسی افکار و احساسات مربوط به واقعه است. اکتشاف شناختی- که می‌تواند به عنوان یک کنجکاوی عمومی در مورد اطلاعات و گرایش به پیچیدگی و انعطاف پذیری در پردازش اطلاعات تعریف شود - این امکان را برای ما فراهم می‌کند که در مورد موقعیت‌های گیج کننده کنجکاو شویم‌، و این احتمال هست که معنای جدیدی برای اتفاقات به ظاهر غیر قابل درک پیدا کنیم.مطمئناً، بسیاری از مراحلی که منجر به رشد پس از ضربه می‌شوند، برخلاف تمایلات طبیعی ما برای جلوگیری از احساسات و افکار بسیار ناراحت کننده هستند. با این حال، فقط با دور ریختن مکانیزم‌های دفاعی طبیعی و نزدیک شدن به احساس ناراحتی، مشاهده همه چیز به عنوان تغذیه‌ای برای رشد، می‌توان پارادوکس‌های اجتناب ناپذیر زندگی را در آغوش گرفت و به دیدگاه ظریف‌تری از واقعیت رسید.پس از یک سانحه، چه یک بیماری جدی چه از دست دادن یکی از عزیزان، طبیعی است که این رویداد را بیش از حد حلاجی کنید، دائما به آنچه اتفاق افتاده فکر کنید، افکار و احساسات را بارها و بارها تکرار کنید. نشخوار غالباً نشانه این است که شما سخت تلاش می‌کنید تا آنچه را که اتفاق افتاده است درک کنید و به طور فعال باورهای قدیمی را درهم می‌شکنید و ساختارهای جدیدی از معنا و هویت را ایجاد می‌کنید.در حالی که نشخوار فکری بصورت خودکار، مزاحم و تکراری آغاز می‌شود‌، با گذشت زمان چنین تفکراتی منظم، کنترل شده و عمدی می‌شود. این روند تحول مطمئناً می تواند آزار دهنده باشد، اما نشخوار فکری، همراه با یک سیستم حمایت اجتماعی قوی و جایی برای تخلیه عواطف، می‌تواند برای رشد بسیار مفید باشد و ما را قادر سازد تا به مخازن عمیق نیرو و عطوفتی برسیم که هرگز نمی دانستیم در درون ما وجود دارد. به همین ترتیب، احساساتی مانند غم، اندوه، عصبانیت و اضطراب پاسخ‌های رایج به سانحه هستند. به جای تلاش برای مهار یا &quot;مدیریت&quot; آن احساسات ، اجتناب از تجربه - اجتناب از افکار، عواطف و احساسات ترسناک- به طور متناقضی اوضاع را بدتر می‌کند، این باور ما را تقویت می‌کند که جهان ایمن نیست و پیگیری اهداف ارزشمند بلند مدت را دشوارتر می‌کند. از طریق اجتناب تجربی، ما ظرفیت‌های اکتشافی خود را تعطیل می‌کنیم، در نتیجه فرصت‌های زیادی را برای ایجاد تجارب و معانی مثبت از دست می‌دهیم. این موضوع محور اصلی درمان به روش پذیرش و تعهد (ACT) است، که به افراد کمک می‌کند تا &quot;انعطاف پذیری روانشناختی&quot; خود را افزایش دهند. با پذیرش تاب‌آوری روانشناختی، ما با کاوش و گشودگی با جهان روبرو می‌شویم و بهتر می‌توانیم در برابر وقایع به نفع ارزش‌های برگزیده‌مان واکنش نشان دهیم.یک مطالعه توسط تاد کشدان و جنیفر کین را که در آن نقش اجتناب تجربی را در رشد پس از سانحه یک جامعه نمونه از دانشجویان دانشگاه ارزیابی کردند در نظر بگیرید. در این جامعه، بیشترین آسیب‌های گزارش شده شامل مرگ ناگهانی یکی از عزیزان‌، تصادف وسایل نقلیه موتوری، مشاهده خشونت خانگی و بلایای طبیعی بود. کشدان و کین دریافتند که هرچه پریشانی بیشتر باشد، رشد پس از سانحه نیز بیشتر خواهد بود، اما فقط در افرادی که سطح اجتناب تجربی کمی داشتند. کسانی که پریشانی بیشتر و تکیه کمی به اجتناب تجربی داشتند، بالاترین سطح رشد و معنی را در زندگی گزارش کردند. این یافته برای کسانی که به اجتناب تجربی متوسل می‌شوند برعکس شد و پریشانی و اضطراب بیشتر پس از سانحه با سطوح پایین‌تر رشد و معنای کم عمق‌تر زندگی همراه بود. این مطالعه به منابع در حال رشد می‌افزاید که افراد با سطح اضطراب پایین همراه با سطح پایین اجتناب تجربی (مثلا، سطح بالایی از انعطاف پذیری روانشناختی) بهبود کیفیت زندگی را گزارش می‌دهند. اما این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که معنای زندگی نیز افزایش یافته است. افزایش معنای زندگی می تواند غذای خوبی برای بیان خلاق احساسات باشد.ساختن از تروماپیوند بین عیب و خلاقیت سابقه طولانی و برجسته‌ای دارد‌، اما اکنون دانشمندان شروع به کشف  راز این پیوند کرده‌اند. ماری فورگارد، روانشناس بالینی از مردم خواست استرس‌زا ترین تجربه زندگی خود بیان کنند و مشخص کنند کدام یک بیشترین تأثیر را داشته‌اند. لیست حوادث ناگوار شامل بلایای طبیعی، بیماری، تصادف و حمله بود.فورگارد دریافت که شکل پردازش شناختی برای توضیح دادن رشد پس از ضربه بسیار مهم است. اشکال سرزده نشخوار باعث کاهش مناطق مختلف رشد شد، در حالی که نشخوار عمدی منجر به افزایش پنج حوزه رشد پس از سانحه شد. دو مورد از این حوزه‌ها - تغییرات مثبت در روابط و افزایش درک از امکانات جدید در زندگی فرد - با افزایش درک رشد خلاقانه همراه بودند.توبی زاوسنر در کتاب خود وقتی دیوارها در می‌شوند، خلاقیت و بیماری درحال تحول، تجزیه و تحلیل خود را از زندگی‌نامه نقاشان برجسته‌ای که از بیماری‌های جسمی رنج می‌بردند، ارائه داد. زاوسنر نتیجه گرفت که چنین بیماری‌هایی بوسیله ترک عادت‌های قدیمی‌، تحریک عدم تعادل‌ و واداشتن هنرمندان به ایجاد استراتژی‌های جایگزین برای رسیدن به اهداف خلاقانه خود، منجر به ایجاد راهبردهای جایگزین برای هنر آن‌ها می‌شود.روی هم رفته‌، تحقیقات و حکایات منفعت فوق‌العاده بالقوه هنر درمانی یا نوشتن بیانی برای کمک به تسهیل روند بازیابی پس از ضربه را پشتیبانی می‌کنند. نشان داده شده است نوشتن فقط برای پانزده تا بیست دقیقه در روز درباره موضوعی که باعث تحریک احساسات شدید (نوشتن بیانی) شده است، به افراد کمک می‌کند از تجربیات استرس‌زای خود معنا درست کنند و احساسات منفی و مثبت خود را بهتر بیان کنند.می‌دانم که در این لحظه اوضاع چقدر دشوار به نظر می‌رسد و ممکن است  دوباره درست شدنمان خیلی دور به نظر برسد. با این وجود ، آخرین تحقیقات در مورد رشد پس از سانحه می تواند امیدوارکننده باشد که ما احتمالاً قوی‌تر، خلاق‌تر و با معنای عمیق‌تری از گذشته ظاهر خواهیم شد.درباره پناهگاهما یه اجتماع هستیم که تلاش می‌کنیم درباره آدم‌های بسیار حساس مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.دوست داری بدونی بسیار حساس هستی؟ پرسشنامه اینجاست اینستاگرام پناهگاه گروه تلگرام پناهگاه</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:30:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا آدم‌های بسیار حساس بیشتر در معرض گسلایتینگ یا پدیده چراغ گاز هستند؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%B6-%DA%AF%D8%B3%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-lgl7otq3pe8q</link>
                <description>من به عنوان یک آدم بسیار حساس، تجربه زیادی در زمینه پدیده چراغ گاز دارم. اما مدت زیادی طول کشید تا فهمیدم دقیقا چه اتفاقی می‌افتد.ابتدا اجازه بدهید برخی اصطلاحات را تعریف کنیم. یک آدم بسیار حساس (HSP) دارای یک ویژگی بیولوژیکی است که باعث می شود او از محرک ها بیشتر آگاه شود و امور را بسیار عمیق پردازش کند.(مطمئن نیستید که HSP هستید؟ آزمون دکتر الین آرون را انجام بدهید!)اچ اس پی بودن ذاتاً یک چیز خوب یا بد نیست، فقط یک ویژگی است، مانند قد بلند بودن یا داشتن موهای قرمز. اما وقتی متوجه نشویم که این ویژگی را داریم، درک این مسئله  که چرا  زندگی در این دنیا این‌قدر طاقت فرسا به نظر می‌رسد یا چرا ما متفاوت از اطرافیانمان فکر می‌کنیم دشوار خواهد بود. این مسئله در مورد اصطلاح دوم ما است: پدیده چراغ گاز، گسلایتینگ (Gaslighting).پدیده چراغ گاز نوعی دغل بازی است و سانحه و تروما محسوب می‌شود که در آن کسی شما را وادار می‌کند که عقل یا دریافت‌تان از واقعیت را زیر سوال ببرید. این اصطلاح از یک نمایشنامه با نام چراغ گاز (۱۹۳۸) نشأت گرفته است که در آن شوهر آرام آرام همسرش را به این باور سوق می‌دهد که دیوانه است. شوهر چراغ‌های گاز اضافی را در اتاق زیر شیروانی روشن می‌کند برای اینکه به دنبال جواهرات پنهان می‌گردد، چراغ‌های گاز درون خانه کم نور می‌شوند و از آنجا که او نمی‌خواهد زنش بداند که به چه کاری مشغول است، دروغ می‌گوید و می‌گوید او کم نور شدن چراغ‌های گاز را تصور می‌کند. تشخیص گسلایتینگ به دلیل ماهیت آن بسیار دشوار است. وقتی دیگران با مهارت شما را  به این جهت سوق می‌دهند که فکر کنید دیوانه هستید (در مورد حس‌هایتان اشتباه می‌کنید)، بحث با آن‌ها بسیار دشوار است. و وقتی HSP هستید و به نظر می‌رسد همه دنیا شما را تحت گسلایت قرار داده‌اند، حتی دشوارتر هم می‌شود.آدم‌های بسیار حساس جزئیات ریز را مشاهده می‌کنند و معنی آن جزئیات را خوب درک می‌کنند. مشکل این است که، افراد دیگر اغلب از همان جزئیات غافل می‌شوند، یا آن‌ها را بی‌معنی می‌دانند. وقتی HSP‌ها سعی می‌کنند آنچه را می‌بینند یا فکر می‌کنند توضیح دهند‌، پس زده می‌شوند. آیا تا به حال پیش آمده است که فکر کنید در یک مکالمه کاملاً دلچسب هستید، بینش خود را با دیگران درمیان بگذارید ، وقتی کسی ناگهان گفت شما &quot;بیش از مسئله را بزرگ می‌کنید&quot; یا &quot;زیادی حساس&quot; یا &quot;دراماتیک&quot; هستید؟ این امر برای HSPها فوق‌العاده معمول است و نوعی گسلایتینگ است که می‌تواند برایمان آسیب روحی و روانی ایجاد کند.گسلایتینگ غیر عمدی هم‌چنان گسلایتینگ استدر بسیاری از موارد ، این پدیده چراغ گاز عمدی نیست‌، یعنی برای سو استفاده نیست. دوستان و خانواده ما سعی نمی‌کنند احساس دیوانگی و ناامنی در ما ایجاد کنند. ساده اش این است که آن‌ها جهان را مانند ما نمی‌بینند و از نظر آن‌ها‌، تنها توضیح منطقی برای این‌که چرا جهان‌بینی ما  متفاوت است‌، این است که ما باید بیش از حد حساس باشیم یا به دنبال معنایی هستیم که واقعی نیست.حتی اگر این موضوع یک آزار عمدی نباشد‌، باز هم می‌تواند به طرز باورنکردنی سمی باشد. به هر حال ، چه نوع دوست، والد، شریکی به شما گوش می‌دهد و به جای اینکه شما را برای آنچه که هستید بپذیرید، به راحتی به شما القا می‌کند که اشتباه می کنید و  آن‌ها درست می گویند؟ چرا نمی‌شود متفاوت باشیم؟ تجربه شخصی من می‌گوید‌ که مردم ناخواسته HSPها را گسلایت می‌کنند ، زیرا از بینش خود احساس خطر می‌کنند. آدم‌های غیرحساس نیز می توانند بصیرت داشته باشند و متفکر نیز باشند ، اما معمولاً جزئیات زندگی را عمیقاً مانند HSPها پردازش نمی‌کنند. بنابراین وقتی یک آدم بسیار حساس از تصویر بزرگتر پشت چیزهای بسیار کوچک ابراز ناامیدی می‌کند‌، افراد غیر HSP می‌توانند حالت تدافعی پیدا کنند زیرا اصلا مشکل را ندیده‌اند، بنابراین تصور می‌شود که در هر مسئله‌ای شریک و همدست هستند. آدم‌های بسیار حساس در موقعیت‌های مختلف ممکن است پدیده چراغ گاز را تجربه کنند، ​​از خانه تا محل کار تا مدرسه. رئیس اداره ممکن است یک کارمند HSP را که مسائل اساسی را در محل کار مطرح می‌کند و باعث ایجاد مسئولیت برای آن رئیس می‌شود، گسلایت کند. معلمان ممکن است دانش آموزان HSP را که احساساتی هستند گسلایت کنند تا آنها را ساکت کنند، به جای اینکه نیازهایشان را برطرف کنند تا به آنها آرامش بدهند. والدین غالباً بچه‌های خود را گسلایت می کنند زیرا احساس می‌کنند که اگر همه احساسات &quot;غیر ضروری&quot; یا &quot;بیش از حد&quot; را به راحتی خاموش کنند‌، فرزندشان بهتر خواهد شد (زیرا شباهت بیشتری به آنها خواهند داشت).بعضی اوقات پدیده چراغ گاز عمدی است‌، گاهی اوقات هم نیست. اما صرف نظر از نیت پشت آن ، می تواند اثرات طولانی مدت فوق العاده مضر داشته باشد.اثرات طولانی مدت پدیده چراغ گاز بر آدم های بسیار حساسمشکلی که در یک آدم بسیار حساس بودن و تجربه گسلایتینگ وجود دارد این است که به نظر می‌رسد همه دنیا با پدیده چراغ گاز موافق هستند. HSP ها جهان را متفاوت می‌بینند ، اما این بدان معنی نیست که دیدگاه ما نادرست است. متأسفانه، بیشتر ما با چنین احساسی بزرگ می شویم. احساس اشتباه یا دیوانگی یا شکستگی و حتی بعد از اینکه فهمیدیم HSP هستیم و گسلایت شده‌ایم، این احساسات یکهو از بین نمی‌روند.پدیده چراغ گاز اعتماد به نفس شخص را از بین می‌برد و هرچه میزان آن بیشتر شود‌، اعتماد بیشتری متلاشی می شود تا زمانی که دیگر چیزی باقی نماند.این می تواند بلاتکلیفی در مورد چیزهای جزئی باشد (زیرا شما به خود اعتماد ندارید که تصمیم &quot;صحیحی&quot; بگیرید)، وابستگی به دیگری باشد (زیرا یاد گرفته‌اید به طور کامل تسلیم ترجیحات و عقاید دیگران باشید)، یا حالت دفاعی (زیرا همه چیز تهدیدی برای دریافت شما از جهان است) و موارد دیگر.گسلایت عمدی می‌تواند منجر به گسلایت‌های سو استفاده‌گرانه شود. عدم اعتماد به نفس ما را به اهداف اصلی سواستفاده کنندگان تبدیل می‌کند. ما به دلیل گسلایت‌های گذشته در اعتماد به غریزه خود بسیار مشکل داریم، ممکن است وقتی شخص دیگری دوباره ما را گسلایت کند به صدای درونمان اعتماد نکنیم.۵ نکته برای بهبودی از پدیده چراغ گازبا اینکه پدیده چراغ گاز چیز وحشتناکی است ولی امید به بهبودی وجود دارد. مهم نیست در این لحظه چه حسی دارد، لازم نیست برای همیشه در این الگوهای تردید به خود گیر بیفتید.پدیده چراغ گاز یک سانحه است و یکی از بهترین راه‌های بهبودی آن پذیرش آن و شروع استفاده از تکنیک‌های آگاهی از تروما برای پردازش دردی است که ایجاد کرده است. من طرفدار درمان هستم اما می فهمم که ممکن است برای همه قابل دسترس نباشد. اگر به دنبال راه های مقابله با این آسیب با اتکا به خودتان هستید ، در اینجا چند ابزار وجود دارد که می‌توانید امتحان کنید:۱. بدون اینکه از کسی تأیید بخواهید، تصمیمات کوچک را به تنهایی بگیرید. در ابتدا ترسناک است، اما هرچه بیشتر یاد بگیرید در مورد چیزهای کوچک به خود اعتماد کنید ، بیشتر یاد خواهید گرفت که در هر زمینه از زندگی به خود اعتماد کنید.۲. برای غمگین بودن و سوگواری برای تجربه مثبتی که می‌توانستید داشته باشید، اگر در معرض گسلایت قرار نگرفته بودید به خودتان زمان بدهید. این که گسلایت در مدرسه، محل کار، خانه یا در میان دوستانتان شما را از یک تجربه عادی و خوشبختی که می توانستید داشته باشید منع کرده  اشکالی ندارد که به خاطر آن‌چه لیاقتش را داشتید و دریغ شده عزاداری کنید.۳. درباره حساسیت بالا و اینکه چرا می‌تواند چیز خوبی باشد بیشتر بدانید. روی پذیرفتن اینکه کسی که هستید اشتباه نیست، فقط کمی متفاوت است کار کنید.۴. در مورد گسلایتینگ و سانحه و آسیب بیشتر بدانید. شخصاً، کتاب مورد علاقه من درباره آسیب روحی که خوانده‌ام ، کتاب &quot;بدن امتیاز را نگه می‌دارد&quot; از دکتر بسل ون در کلک است. بسیار معتبر و آموزنده است در عین حال خیلی کسل کننده و پیچیده نیست. این کتاب تروما را با اصطلاحاتی توضیح می دهد که بازماندگان تروما واقعی آن را درک می کنند.۵. خواست &quot;کسب&quot; پذیرش یا تأیید از دیگران را کنار بگذارید. معمولاً کسانی که گسلایت می‌کنند طوری رفتار می‌کنند که به نظر می‌رسد اگر شما فقط همه کارها را به روش &quot;درست&quot; انجام دهید و یا &quot;درست&quot; فکر کنید (راه آنها)، شما را همانطور که شایسته شماست دوست خواهند داشت. اما شما لیاقت این را دارید که همان گونه که دوست دارید باشید و برای بهبودی، باید بدانید که ارزشتان فراتر از تأیید دیگران است.تا حالا تجربه گسلایت داشته‌اید برایمان بنویسید؟؟؟درباره ماما یه گروه هستیم که تلاش می‌کنیم درباره آدم‌های بسیار حساس مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.نوشته مگانبرگردان نسیم خوشدلمنبع:https://healingunscripted.com/highly-sensitive-person-gaslighting/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Sat, 08 May 2021 15:00:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من یک آدم بسیار حساس هستم!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-bcyzfrypzseo</link>
                <description>نوشته علی‌رضا عرفانیشاید مرا نشناسی اما من یک آدم بسیار حساس هستم. من دارای یک سیستم پیشرفته عصبی هستم که اطلاعات دریافتی از ورودی‌های مختلف را با شدت و جزییات بسیار بیشتری به مغز منتقل می‌کند و مغز نیز آن‌ها را با وسواس بیشتری پردازش می‌کند. همه‌ی این‌ها باعث می‌شود تا تجربه‌ای متفاوت از تمام جهان اطراف داشته باشم. تفاوتی که شاید برای بسیاری غیر قابل باور باشد. حرف بسیار است اما من می‌خواهم اینجا کمی با زبان خودم از خودم بگویم.من یک آدم بسیار حساس هستم. تمام احساسات و عواطفی که انسان‌های معمولی دریافت می‌کنند را با شدت فوق‌العاده بیشتری در قلبم حس می‌کنم. من جزییات بسیار بسیار بیشتری را دریافت می‌کنم و تمام این‌ها روی من اثر می‌گذارد. شاید با خود بگویی که تجربه عجیب و سختی دارم! هنگامی که تمام احساسات خوب و بد دیگران را حس می‌کنم، حتی گاهی بیشتر از خودشان، حتماً در حال تجربه‌ی دنیای متفاوت‌تری هستم. ممکن است بسیاری هرگز چنین چیزی را دوست نداشته باشند. حتی کم نیستند انسان‌های بسیار حساسی که آرزو می‌کنند ای کاش هرگز بسیار حساس نبودند.من یک آدم بسیار حساس هستم. یک آدم بسیار حساس و احساساتی... من این احساسات و این قلبم را یک موهبت خدایی می‌دانم. چرا که تمام تجربه‌های حسی بسیار تلخ و بسیار شیرین زندگی خود را در کنار هم و با هم دوست دارم. من قلب تکه تکه شده خود را بینهایت دوست دارم. احساسات بی انتهای خود را بینهایت دوست دارم و هر لحظه از آن مراقبت می‌کنم. من خنده‌ها و اشک‌های بی‌شمار خود را به یک اندازه و بینهایت دوست دارم. من تمام جهان را با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش دوست دارم و اگر از من بپرسند آیا باز هم به این دنیا خواهی آمد یا نه، قطعاً می‌گویم باز هم می‌آیم. باز هم می‌آیم و باز هم بسیار حساس بودن را می‌خواهم. من عاشق گرمای خورشید هستم، عاشق بوی گل‌ها، عاشق بوی بهار نارنج نازنینم، عاشق بوی دریای بی‌کران، عاشق درخت‌های زیبا، عاشق حیوانات، عاشق نوازش صورتم توسط باد، عاشق رنگین کمان، عاشق برف و باران و رعد و برق و عاشق هزاران هزار موهبت زیبای دیگر... چطور می‌توانم بوی نم و خاک ابتدای بارش باران و برخورد قطرات باران با برگ درختان و گیاهان را دوست نداشته باشم؟من یک آدم بسیار حساس هستم و با تمام وجود قلب حساس و ظریف خود را دوست دارم. قلبم بارها و بارها شکسته است اما من بینهایت دوستش دارم. من قلبم را دوست دارم چون جای عزیزترین و بهترین‌های زندگی من در همین قلب کوچک است. باید با تمام وجود از قلبم مراقبت کنم. با تمام دل شکستگی‌ها، همچنانم قلبم مملو از عشق، امید، صبر، شکر گذاری و همه‌ی زیبایی‌های عالم است. از بسیار حساس بودنم گفتم. این را هم بگویم که این بسیار حساس بودن دلیل بر برتری من نسبت به دیگر انسان‌ها نیست. همچنان که دلیلی بر پایین‌تر بودن جایگاهم در جهان نیست.من یک آدم بسیار حساس هستم. همان انسانی که Pearl Buck گفته است به شکلی ماورا الطبیعی، ماورای انسانی حساس به دنیا آمده است. برای من یک لمس همانند یک مشت است، یک صدای جزیی ناهنجار است، یک رخداد ناراحت کننده یک مصیبت است، یک شادی کوچک سعادت است، یک دوست معشوق است و یک معشوق برای من خداست. من تمام این حساسیتم را دوست دارم.من سال‌ها به دنبال جایی که در آن انسان‌های شبیه خود را پیدا کنم، بودم. این مهم اتفاق نیفتاد تا اینکه ناگهان پناهگاه آدم‌های بسیار حساس را پیدا کردم. این پناهگاه امن توسط خانم خوشدل بزرگوار، مادر مهربان پناهگاه، تاسیس شد و اکنون در آستانه سالگرد تولد این پناهگاه امن هستیم. این روز را به همه تبریک می‌گویم. حضور در این جمع یک افتخار بزرگ برای زندگی من محسوب می‌شود. من گل‌های قاصدک دشت‌های بیکران قلبم را به تمام دوستانم تقدیم می‌کنم. همیشه حساس باشید و حساس باقی بمانید.پناهگاه آدم‌های بسیار حساسدوست داری بدونی بسیار حساس هستی، پرسشنامه اینجاست ؟انتشارات در ویرگولاینستاگرام پناهگاه گروه تلگرام پناهگاهتماس با ما ؟؟‏ hspsanctuary@gmail.com</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Sun, 25 Apr 2021 16:51:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نویسنده‌های پناهگاه نوشتن برامون برای سالگرد یکسالگی</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-vxxxfizu3zag</link>
                <description>یک سال از روزی که خودم را شناختم اشک ریختم و خودم را به آغوش کشیدم و بوسیدم و به خودم نزدیک تر شدم و حساسیت هام رو که همیشه برام نقطه ضعف بود به عنوان نقاط قوتی که هدیه خدا به من بوده پذیرفتم گذشت. به جرات میتونم بگم سال گذشته با وجود اینکه برای کل دنیا سال تاریکی بود اما برای من با شعله شمعی که شناخت آدم‌های بسیار حساس در قلبم روشن کرد باعث شد بهترین سال زندگی‌ام باشه و بهترین حال رو داشته باشم. حتی ناراحتی از دیدن چیزهایی که دوست نداشتم چون همراه با آگاهی بود برام مقطعی و زودگذر بود و بقیه چیزها پر از تازگی و حس خوب کشف خودم و احساساتم. خداروشکر بابت سال خوبی که در کنار هم گذروندیم و تبریک میگم که تونستیم با هم قدمی برداریم در جهت خودشناسی که همون خداشناسیه. الان دنیا برام جای خیلی خیلی خیلی زیباتریه امیدوارم یه روز لبخندی که الان با نوشتن این جمله‌ها و حس این کلمات روی لبم نشسته روی لب تک تک‌تون بیاد. دوستتون دارم و ممنونم که این یکسال در تمام لحظات کنارمون بودین و از محتوایی که آماده کردیم حمایت کردین.پری‌ناز عبدالحسین‌زاده- نویسنده ارشد پناهگاههمه چیز از روزی شروع شد که خواهرم گفت می‌دونی &quot;HSP&quot; یعنی چی؟ تا حالا اسم &quot;آدم بسیار حساس&quot; شنیدی؟ بعد از اینکه یکم برام توضیح داد گفت که من فکر می‌کنم که من هم یه آدم بسیار حساسم. بیا اینجا این ویدئو رو ببین…اون روز خیلی تو یوتیوب دیدیم و خوندیم و یاد گرفتیم. در مورد خودمون، در مورد حس‌هایی که مدام سعی در سرکوبشون داشتیم و احتمالا بدونید که چه قدر با دیدن ویژگی‌های یک آدم بسیار حساس بلند گفتیم &quot;اِ منم همینطورم!!&quot;اون روز خواهرم خیلی دنبال منابع فارسی گشت ولی چیز دست‌گیری پیدا نکرد. فردای اون روز خواهرم با ذوق گفت که یه خانم دکتری رو پیدا کردم که تو &quot;پناهگاه آدم‌های بسیار حساس&quot; در همین زمینه مشغوله و باهاشون کلی در مورد خودم صحبت کردم … و خلاصه تصمیم گرفتیم که با هم همکاری کنیم تا آدم‌های بسیار حساس رو بیشتر و بیشتر به فارسی زبان‌ها بشناسونیم تا بقیه مثل ما سختی‌های زندگی‌شون زیاد نباشه، درست مثل نسیم عزیز! و این شد شروع ما…حدودا شش ماه هستش که با پناهگاه روزهای خیلی راحت‌تری رو می‌گذرونم و بیشتر با خودم دوست شدم. در کنار نسیم عزیز و لایوها و مقاله‌ها و دوستای مثل خودم بیشتر خودم رو شناختم و بزرگتر شدم و بابت این دقیقه‌ها و ساعت‌ها اطلاعات مفید و حسابی، قدردان همه عزیزان هستم.درسته که سنم کمه و تجربه‌هام ناچیز، اما امیدم اینه که به کمک پناهگاه و توانایی‌هام روزی رو ببینم که هیچ آدم بسیار حساسی به خاطر ویژگی‌های متفاوت اما فوق‌العاده‌اش ثانیه‌ای حس ناراحتی نکنه.مرضیه عسگری- نویسنده ارشد پناهگاهحالم بد بود، یه عالمه تلاش کرده بودم، خیلی با خودم جنگیده بودم، همش فکر می‌کردم مشکلی دارمروانشناسم بهم می‌گفت تو خیلی &quot;حساسی&quot; مراقب روحت باش.یه روز که اشکام بند نمی‌اومد،یه روز که مطمئن بودم یه مشکلی دارم و با اکثر آدم‌های اطرافم متفاوتم، تو اینترنت سرچ کردم &quot;من چرا انقدر حساسم؟&quot;دومین سایت پیشنهادی رو باز کردم، سایت ویرگول بود و نوشته بود: پناهگاه آدم‌های بسیار حساسکلمه پناهگاه رو که دیدم چشام برق زد!کنجکاو شدم ببینم چیه، یه عالمه مقاله راجع به آدم بسیار حساس بود، تک تکشو خوندم، تو تک تک متن‌های مقاله‌ها غرق شدم، با تک تکش اشک ریختم و به خودم گفتم &quot;خدا رو شکر که تنها نیستم، خدا رو شکر که مشکلی ندارم&quot;.زیر یکی از مقاله‌ها، آدرس گروه پناهگاه بود، سریع فیلترشکنمو روشن کردمو زدم رو لینک و وارد گروه شدم و دیدم یه خانمی به اسم &quot;نسیم خوشدل&quot; پیام داده: &quot;سلام دوست عزیزم خوش اومدی لطفا خودتو معرفی کن تا بیشتر آشنا بشیم!&quot;به خودم گفتم وای چه مهربون! چه محیط خوبی! چقدر خوبه که مشتاقن آدمو بشناسن! منم خودمو معرفی کردم و کم کم هر از گاهی تو گروه صحبت می‌کردم، دیگه جزوی از این خانواده‌ی کوچیک شده بودم، اونجا خونه‌ی مجازی و امن من بود!پناهگاه زندگی منو تغییر داد، باعث شد خودمو بیشتر بشناسم،خودمو بیشتر دوست داشته باشم و از همه مهم تر منو با آدم‌هایی شبیه خودم کانکت کرد.پرنیان نظری- نویسنده پناهگاهمهتاب و نسیم داشتن حرف می‌زدن. لایو رفته بودن و من داشتم ضبط شده شو می‌دیدم.چهره‌ی خندان نسیم جذبم کرد. کم کم حرف‌هایی رو شنیدم که برام خیلی آشنا بود. همون چیزهایی بود که سال‌های سال حس کرده بودم و بهم گفته بودن: &quot;حس نکن&quot;. همون تفاوت‌هایی بود که می‌دونستم دارم و سعی کرده بودم پنهانشون کنم.اولش فکر کردم اختلال دارم و شوکه و غمگین شدم، ولی وقتی بیشتر و بیشتر دیدم و خوندم و تحقیق کردم، حالم بهتر شد.شنیدن واژه‌ی &quot;پناهگاه&quot; خود به خود بهم آرامش می داد. بالاخره جایی پیدا شده بود که آدم‌هایی مثل من توش آزادانه بگن چه حسی دارن و احساس بدی نداشته باشن.پاییز بود و من خسته‌تر و غمگین تر از همیشه بودم. حالا به نقطه‌ی احساس قربانی بودن و غصه خوردن برای گذشته رسیده بودم. داشتن بچه‌ی کوچک هم بهم اجازه‌ی تمرکز کردن نمی‌داد.اما وقتی آهسته آهسته رعایت &quot;ساعت خاموشی&quot; رو در برنامه‌هام قرار دادم و ذهنم آروم گرفت، متوجه شدم که اتفاقاً همه‌ی کارهایی که در گذشته کرده‌م برای جلوگیری از آسیب دیدنم بوده؛ فقط بی‌هدف و ندانسته و افراطی.پای ثابت مونولوگ‌های هفتگی &quot;مامان پناهگاه&quot; شدم و کتاب‌های معرفی شده رو خوندم و دنیا زیباتر شد.به امید روزی که مامان نسیم رو با اون لبخند قشنگش از نزدیک ببینم و مثل پناهگاه که ما رو در آغوش گرفت، من هم در آغوشش بگیرم.اعظم جوزدانی- نویسنده پناهگاهشمام اگر داستان زندگیتون شبیه داستان ماست بدونین که تنها نیستین، ما رو تو پناهگاه آدم‌های بسیار حساس پیدا کنین!دوست داری بدونی بسیار حساس هستی، پرسشنامه اینجاست ؟انتشارات در ویرگولاینستاگرام پناهگاه گروه تلگرام پناهگاهتماس با ما ؟؟‏ hspsanctuary@gmail.com</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 13:10:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم بسیار حساس عزیز، خودت باش، خود خودت!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-weswvj5zdbuc</link>
                <description>مادرم با صدای بلند گفت: “ظرف می‌شوری دستکش بپوش” از دستکش بیزارم! از هر چیز زبر و تنگ و پلاستیکی روی پوستم بیزارم! بار اول نیست که کسی ازم می‌خواد کاری رو انجام بدم که آزارم می‌ده، این اتفاق روزی چندین بار می‌افته.“چرا اون لباس آستین بلندی رو که برات خریدم نمی‌پوشی؟” دوست دارم بگم: ”چون مثل سنباده تنم رو خراش می‌ده!” اما هیچی نمی‌گم.چرا؟ چون وقتی از اطرافیانم خواهش می‌کنم صدای تلویزیون رو که داره دیوونم می‌کنه کم کنن یا بهشون می‌گم که بوی عطرشون برای من خیلی تنده و سیستم بویایی و ریه‌هام رو به شدت تحریک می‌کنه و یا وقتی نمی‌تونم کله‌پاچه بخورم نه چون مزه‌اش رو دوست ندارم چون یاد زندگی گوسفنده می‌افتم، بهم می‌گن حساس، لوس، نازک نازنجی، زودرنج و  هزار برچسب دیگه، شنیدن اینا حتی از رنجی که حواسم بهم تحمیل می کنن سخت‌تره!از وقتی خودم رو شناختم می‌دونستم یه چیزی در من با بقیه فرق داره، جزییات رو می‌بینم، نمی‌تونم نسبت به بی‌عدالتی‌های کوچیک و بزرگ ساکت بمونم. بهم می‌گن کاسه داغ‌تر از آش و گاهی به خاطر دیگرانی که حتی خودشون متوجه ظلمی که بهشون می‌شه نیستن تو دردسر می‌افتم. راستی من چمه چرا هیچ کس مثل من نیست؟تاریکی روحم رو فرا گرفته بود فشاری که این سوال هر روز و هر روز بهم می‌آورد من رو به افسردگی کشونده بود. انجام کارهای روزانه برام سخت بود اگر کسی بهم حرفی می‌زد فریاد می‌زدم!حساس بودن من رو بلعیده بود!تا اینکه یه کتاب به دستم رسید “کودک بسیار حساس” کی حوصله داره کتاب بخونه؟ یه ورقی زدم! جمله اول جمله دوم، بدون اینکه متوجه گذر زمان بشم کتاب رو تا آخر خونده بودم. تمام سطرهای کتاب من رو تعریف می‌کرد و من تنها نبودم. اون کتاب زندگیمو تغییر داد فهمیدم که چیزیم نیست، فقط سیستم عصبیم قوی‌تر و هوشیارتر از بقیه ست.نه حساسم! نه لوس! نه زودرنج! نه نازک نارنجی! دنیام روشن شد. از غار تاریک تنهاییم اومدم بیرون و تصمیم گرفتم دیگه به هیچ کس اجازه ندم از این نقطه قوت من به عنوان نقطه ضعف سو استفاده کنه و دوباره هلم بده تو اون غار تاریک و تنهایی! تصمیم گرفتم خودم باشم خود خودم یکی از اون بیست درصد جمعیت که با سنسورهای خیلی قوی و حساس به دنیا می‌آد. از اون روزها با خودم اینو سوغات  رو آوردم که همینطور که هستم با ارزشم، دوست داشتنیم، کافیم!حالا اگر اطرافیانم نمی‌تونن این واقعیت رو بپذیرن و حتی سعی هم نمی‌کنن، خوب من رو از دست می دن! بیشتر وقتم رو با خودم می گذرونم با گل و گیاهم، کتاب می‌خونم، فکر می کنم. کم کم آدم‌های مثل خودم رو پیدا کردم که تمام عمر به خاطر قدرتشون سرزنش شدن! حالا مجبور نیستم صدای بلند تلویزیون و عطر تند آدم‌ها رو تحمل کنم! وقتی بهم می‌گن کاسه داغ‌تر از آش خوشحال می‌شم می‌فهمم از نیروی همدلی بالام استفاده کردم. وقتی اتفاقات و جمله‌های رد و بدل شده رو مو به مو یادم می‌آد، می‌فهمم یه نیروی دیگه‌ام رو به کار گرفتم اون ‌هم دریافت جزیی‌ترین اطلاعاته و وقتی تصویر بزرگ‌تر و کامل‌تری از داستان‌ها رو می‌بینم و تحلیل می‌کنم و حتی پیش بینی می‌کنم که آخر ماجرا چی‌‌ میشه خنده‌ام می‌گیره چون می‌فهمم پردازنده عمیق اطلاعاتم روشن شده!درسته اگر حواسم به خودم نباشه خوب نخوابم و نخورم و خودم رو تو محیط‌های پر محرک قرار بدم کلافه می‌شم اما راه پیشگیری و راه حلش رو هم می‌دونم!بعله! دیگه حالا هرکی بهم می‌گه حساس نه‌تنها ناراحتم نمی‌کنه بلکه خوشحال هم می‌شم. یه عالمه هم دوست بسیار حساس دارم که هنوز حرف نزده می‌فهمنم!شمام اگر داستان زندگیتون شبیه داستان منه بدونین که تنها نیستین، ما رو تو پناهگاه آدم‌های بسیار حساس پیدا کنین!دوست داری بدونی بسیار حساس هستی، پرسشنامه اینجاست ؟انتشارات در ویرگولاینستاگرام پناهگاه گروه تلگرام پناهگاهتماس با ما ??‏ hspsanctuary@gmail.com</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Tue, 02 Feb 2021 19:14:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم‌های بسیارحساس باید مرزگذاری را یاد بگیرند!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-zjxwapa60tod</link>
                <description>نوشته اپریل اسنوترجمه نسیم خوشدلمقدمه مترجمبی تردید فهمیدن اینکه بسیارحساس هستم، اینکه بو، صدا و شلوغی آشفته‌ام می‌کند و احساس و انرژی دیگران در زندگی روزمره من تاثیر بسزایی دارد، نقطه عطفی در زندگی‌ام بود. خاطرات و اتفاقات زیادی را مرور کردم و این‌بار راز اتفاق افتادنشان را می‌دانستم. آدم‌های زیادی را بخشیدم و مهم‌تر از همه خودم را بخشیدم. شادی این کشف خارق‌العاده اما خیلی زود جایش را به سوال‌های جدید و کنجکاوی داد. حالا می‌دانستم چرا جنبیدن پشه در اطرافم کلافه‌ام می‌کند، اما باید چه کنم؟ شروع کردم، روابطم را قطع کردم که انرژیم تحلیل نرود، مهمانی و کنسرت و کافه و رستوران تعطیل که بو و صدا و جمعیت زیاد از پا درم نیاورد. در و پنجره‌ها را هم بستم. خودم ماندم و خودم. کلی هم به خودم افتخار کردم که مرزگذاشتن را یاد گرفته‌ام. اما حس افتخار هم خیلی زود جایش را به دلتنگی برای دنیای بیرون داد، مخصوصا که من برونگرا هستم (۳۰٪ آدم‌های بسیار حساس برونگرا و بقیه درونگرا هستند). کم کم یاد گرفتم که به اندازه بیرون باشم و به اندازه درون. روابطم را در دست داشته باشم و آن‌ها را بر اساس برنامه زندگی یک آدم بسیار حساس تنظیم کنم نه بر اساس زندگی، خواست‌ها و نیاز‌های دیگران. یاد گرفتم کی مکالمات را تمام کنم و کی کارها را رها کنم به پناهگاهم بروم. از دو نقش ناجی و قربانی فاصله گرفتم و بیشتر برای خودم و در اختیار نیازهای خودم زندگی می‌کنم و کمتر برای دیگران. زندگی بعد از مرزگذاری واقعا راحت‌تر شده است.در این مقاله اپریل اسنو به ما می‌گوید چرا مرزگذاری برای ما سخت است و بعد روش‌هایی را که باید تمرین کنیم تا مرزهای مناسب و محکم داشته باشیم برایمان توضیح می دهد.با هم بخوانیم:مقاله را اینجا گوش کنیدآدم‌های بسیارحساس باید مرزگذاری را یاد بگیرند!هر چند وقت یک بار درخواست‌های دوستان یا عزیزانتان را قبول می‌کنید؟ آیا نادیده گرفتن نیازتان برای زمان خاموشی از ناامید کردن افراد یا پذیرفتن محدودیت‌هایتان راحت‌تر است؟ من این موضوع را زیاد تجربه کرده‌ام. برای اینکه بتوانیم ارتباطاتمان را چه شخصی و چه شغلی حفظ کنیم یک طور استراتژی برای گفتن &quot;بله&quot; ایجاد می‌کنیم آن هم درست وقتی که می‌خواهیم &quot;نه&quot; بگوییم. الزام دائمی به برآوردن خواسته‌های دیگران وقتی خودمان خالی هستیم برای همه آدم‌ها مضر است، به ویژه برای آدم بسیار حساس (HSP).با توجه به توانایی ما در پردازش عمیق اطلاعات، مشاهده ظرافت‌های موجود در محیط و پاسخگویی احساسی به دیگران، طبیعی ‌ست به راحتی خسته و کلافه شویم. وقتی دائماً تهی می‌شویم، احساس اضطراب، تحریک پذیری، حواس پرتی یا حتی افسردگی می‌کنیم، بنابراین محدود کردن زمانی که به اطرافیان اختصاص می‌دهیم بسیار حیاتی است.شما هم مثل یک خانه زیبای رویایی برای محافظت از خودتان نیاز به پرچین دارید، یک خوبش را درست کنید! چرا تعیین حد و مرز برای آدم بسیار حساس دشوار است؟همدلی با دیگرانیکی از ویژگی‌های اصلی آدم‌های بسیار حساس، ظرفیت قوی برای همدلی است. گاهی اوقات ما فقط برای جلوگیری از ناامید کردن یا صدمه زدن به کسی به او &quot;بله&quot; می‌گوییم. ما توانایی درک جزیی‌ترین تغییرات در تن صدا یا زبان بدن را که نشان دهنده نارضایتی است حتی وقتی به صورت علنی بیان نمی‌شود داریم. برای جلوگیری از احتمال آسیب رساندن به رابطه، به ویژه اینکه روابط برای ما بسیار معنادار هستند، نیازهای خود را برای مراقبت از دیگران کنار می‌گذاریم.ترس از درگیریمغز و سیستم عصبی بسیار هوشیار ما کمک می‌کند تا ریزترین داده‌های حسی (صداها ، بوها و ...) را متوجه شویم و اما در عین حال ما را در برابر تحریک بیش از حد آسیب پذیر می‌کند. اگر تعیین مرز با احتمال مورد انتقاد قرار گرفتن یا رودررو شدن همراه شود ممکن است به کسی کمک کنیم تا از تحریک و واکنش احساسی ناشی از درگیری اجتناب کنیم.عزت نفس پاییناگرچه آدم‌های بسیار حساس ۱۵-۲۰٪ از جمعیت را تشکیل می‌دهند‌، بسیاری از مردم از این ویژگی ذاتی اطلاع ندارند. آدم‌های بسیار حساس اغلب با همسالان خود متفاوت هستند و خجالتی، ضعیف و بیش از حد احساساتی تلقی می‌شوند که باعث عزت نفس پایین می‌شود و تردید  به خود در آن‌ها ایجاد می‌کند. وقتی خود را معیوب می‌پنداریم، سعی می‌کنیم نیازهای خود را نادیده بگیریم تا خودمان را در روابط جا و دیگران را راضی کنیم و این باعث می‌شود مرزگذاری دشوار شود.آدم‌های بسیار حساس با سه روش می‌توانند مرزگذاری کرده و نیازهایشان  را برآورده کنند:رو راست باشید!ظرفیت بالای همدلی و توانایی دریافت نشانه‌های ظریف باعث می‌شود ما اغلب قبل از اینکه دیگران چیزی بگویند یا حتی خودشان نیازهایشان را بدانند، متوجه آنچه احتیاج دارند بشویم. ممکن است امیدوار باشیم دیگران نیز نیازهای ما را به همان شیوه شناسایی کنند، اما آدم‌های غیرحساس (۸۰٪ جمعیت) این قدرت را ندارند. بنابراین یادآوری اینکه شاید مجبور باشیم رویکرد مستقیم‌تری داشته باشیم مفید است. دفعه بعدی که به چیزی احتیاج دارید یا باید &quot;نه&quot; بگویید بدانید که دیگران اشاره‌های شما در مورد نیازهایتان را متوجه نمی‌شوند، پس به جای در لفافه حرف زدن، صریح صحبت کنید.مثال:غیرمستقیم: &quot; امروز، روز خیلی طولانی بود.&quot;مستقیم: &quot; دوست دارم باهات بیام سینما اما خسته‌ام و باید برم خونه.&quot;محدودیت‌های ارتباطی را تعیین کنید!سیستم عصبی و مغز ما هر آنچه را که می‌بینیم و می‌شنویم به طور کامل پردازش می‌کند، بنابراین نباید انتظار داشت سرعت زندگی آدم بسیارحساس با سرعت زندگی آدم غیرحساس یکی باشد. اگرچه همکاران و عزیزان شما ممکن است انتظار داشته باشند که شما در تمام طول روز به ایمیل‌ها و پیامک‌ها پاسخ دهید، اما برای جلوگیری از تحلیل رفتنتان باید محدودیت‌هایی تعیین کنید. مرزگذاری در ارتباط با دیگران برای ایجاد وقت برای آرامش و بازیابی در طول روز ضروری است. یکی از راه‌های مرزگذاری تنظیم یک پاسخ خودکار بر روی تلفن همراه یا ایمیل استمثال: &quot;از پیام شما متشکرم. بین ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر ، دوشنبه تا جمعه به شما پاسخ خواهم داد. &quot;&quot;بله&quot; را با در نظرگرفتن شروط خود بگویید!تعیین مرزها لزوماً به معنای همیشه &quot;نه&quot; گفتن نیست. برای آن مواقعی که واقعاً می خواهید درخواستی را برآورده کنید ، اما در آن لحظه احساس خستگی می کنید و یا انرژی ندارید، با توجه به شرایط خود بگویید &quot;بله&quot;. گفتن &quot;بله&quot; مشروط می تواند شامل این باشد که وقت‌های آزادتان را به دیگران اطلاع دهید و یا به راحتی به کسی بگویید که پس از فکر کردن دوباره به او خبر خواهید داد. مکث و تأمل قبل از پاسخ دادن به یک درخواست کمک می کند مغز شما درخواست را پردازش کند و احتمال همسویی پاسخ شما با نیازهایتان را افزایش می‌دهد.مثال:&quot;من خیلی دوست دارم در این پروژه به شما کمک کنم. سه شنبه آینده چطوره؟ &quot;تعیین مرزها و اولویت بندی خود می‌تواند برای آدم بسیار حساس دشوار باشد ، اما مراقبت از خود برای جلوگیری از شلوغی ، اضطراب و خستگی ضروری است. با بیان مستقیم‌تر نیازهای خود ، تعیین محدودیت در برقراری ارتباط و گفتن &quot;بله&quot; مشروط  می توانید سطح انرژی خود را حفظ کرده و با افرادی که برایتان مهم‌تر هستند ارتباط کامل‌تری برقرار کنید.در زمینه مرزگذاری خواندن این مقاله هم مفید خواهد بود!درباره نویسندهاپریل اسنو، من مأموریت دارم کلمه &quot;حساس&quot; را به عنوان یک نقطه قوت پس بگیرم و به افراد ساکت و آرام کمک کنم احساس قدرت بیشتری داشته باشند و درک شوند. من کاملاً معتقدم که با داشتن ابزارهای مناسب و خودآگاهی، افراد درونگرا و بسیار حساس می توانند رشد کنند.درباره پناهگاهما یه اجتماع هستیم که تلاش می‌کنیم درباره آدم‌های بسیار حساس مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.منبعhttps://www.expansiveheart.com/blog/how-to-set-boundaries-as-an-hsp</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 12:41:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی‌های مردان بسیار حساس</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-amsmttt5inxh</link>
                <description>نویسنده: مریسا بیکربرگردان: نسیم خوشدلبرای همه مردان بسیار حساس: دنیا به شما همینطور که هستید احتیاج دارد، خیلی هم احتیاج دارد!مقاله را گوش کنیدمقدمه مترجمبیشتر مردهای خانواده من بسیار حساس هستند پدرم، عموهایم، پدربزرگم و حتی پدر پدربزرگم. جای هیچ سوالی نمی‌ماند که من چرا بسیار حساس هستم. در نوجوانی و عنفوان جوانی پیش از آنکه درباره بسیار حساس بودن بدانم، برایم عجیب و گاهی ناراحت کننده بود که پدرم فیلم‌های زیادی عاشقانه یا خشن را دوست ندارد صدای تلویزیون آزارش می دهد و اگر من بخواهم وقتی همه خوابند چیزی ببینم حتی با صدای کم تا من نخوابم نمی‌تواند بخوابد. پاسخ به سینما، کنسرت، تئاتر، باشگاه ورزشی و سیرک همیشه یک نه بزرگ است. از خرید کردن برای مدت طولانی بیزار است. مهمانی‌های بزرگ خانواده‌گی پارک‌های خیلی شلوغ (مثلا سیزده به در) را دوست ندارد و اگر برویم حتی نمی‌تواند الکی لبخند بزند. سوال برانگیز بود که هر روز ساعتی را تنها می‌گذراند و در سکوت کتاب می خواند، احساسات قوی دارد و گاهی هم  چند روز در خودش فرو می‌رود و حرف نمی‌زند. از عجله کردن در هر کاری هم تحت فشار و استرس قرار می‌گیرد. حالا اما می‌فهمم که پدرم با اینکه نامی برای این خصوصیت طبیعی خودش نمی‌دانست،  بر اساس شناخت خودش و تجربه، به مرزگذاری‌هایش خیلی پایبند است که به آشفتگی و برانگیختگی نرسد. در آن روی سکه یک مدیر کار آمد و با وجدان است و همواره در حال کمک به دیگران حتی اگر نشناسدشان و همدلی با اطرافیان است. با خلاقیت سعی می‌کند زندگی را برای همه راحت‌تر کند. هرگز از او دروغی نشنیده‌ام و تظاهری ندیده‌ام. در برابر ظلم و خشونت قاطعانه می‌ایستد، بهتر است بگویم خودش به تنهایی یک پناهگاه است.خوشحالم که دو پسر من هم بسیار حساس هستند و امیدوارم با دانستن در مورد این خصوصیت طبیعی و به کاربستنش بتوانند دنیا را جای بهتری برای زندگی همه آدم‌ها بکنند.حالا بیاید مقاله مریسا در مورد مردان بسیار حساس را بخوانیم:وقتی کلمه &quot;حساس&quot; را برای توصیف یک مرد می‌شنوید به چه فکر می‌کنید؟ احتمالاً کلماتی مانند ضعف، بیش از حد احساساتی یا مردانگی کم به ذهنتان خطور می‌کند. حتی اگر اولین فکری که می‌کنید منفی نباشد، به کلماتی مثل قوی، مردانه یا شجاع فکر نمی‌کنید. دنیا زن و مرد را به سوی معیارهای خاص رفتاری سوق می‌دهد و این معیارها غالباً توقعات سنگینی از زن و مرد به همراه دارد. «بسیار حساس» به آن معنی که شما فکر می‌کنید نیست!برنه براون در یکی از سخنرانی‌های خود، حکایتی درباره ملاقات با مردی را گفت که به او در مورد توقعات ناعادلانه‌ای که بر مردان تحمیل شده‌ است گفته بود و اینکه برای مردان از لحاظ عاطفی آسیب پذیر بودن غیرممکن است. او ادامه داده بود: &quot;شما می‌گویید از خودمان بیرون بیاییم و داستانمان را بگوییم و آسیب پذیر باشیم، درحالیکه همسر و دختران من ترجیح می‌دهند من بر بالای اسب سفیدم بمیرم تا اینکه شاهد سقوط من باشند. وقتی از خودمان بیرون می‌آییم و آسیب پذیر می‌شویم ،به حسابمان می‌رسند. در ضمن به من نگویید که این واکنش پسران، مربیان و پدران است، زیرا زنان زندگی من از هر کس دیگری به من سخت گیرتر هستند. &quot;این آقا از بسیار حساس بودن صحبت نمی‌کرد ، اما در مورد دردی می‌گفت که نسبت به توقعات غیرممکن جامعه در باب جنسیت، رفتار و عواطف وجود دارند، احساس می‌کرد. چیزی‌هایی که مردان بسیار حساس آن‌ها را درک می‌کنند. فرهنگ ما بسیار حساس بودن مردان را ضعف می‌داند زیرا حقیقت آن را نمی‌فهمد.ولی زمان آن رسیده که این دیدگاه تغییر کند.اگر دوست دارید دوستان بسیار حساس پیدا کنید و یا در این. مورد مطالب بیشتری بدانید، به گروه تلگرامی و اینستاگرام پناهگاه سر بزنید.چطور جامعه معیارهای رفتاری ما را بر اساس جنسیت طبقه‌بندی می‌کند؟فرهنگ ما ویژگی‌های مرتبط با تفکر را &quot;مردانه&quot; و مرتبط با احساس را &quot;زنانه&quot; می‌داند و برخلاف  این کدگزاری فرهنگی عمل کردن فورا به شما این برچسب را می‌زند که شخصیت شما متناسب با جنسیت شما نیست  و این می‌تواند چالش بزرگی باشد، شخصا این موضوع را در رابطه با خواهر &quot;متفکر&quot; (INTJ*) یا پدر و برادر &quot;احساسی&quot; ام (به ترتیب ISFJ* و ENFJ*) دیده ام.* شخصیت‌های MBTIدر مورد مردان بسیار حساس هم همینطور است. جامعه به آن‌ها به عنوان جنسیتی که شخصیت نا‌متناسب (با معیارهای و قراردادهای فرهنگی) دارد نگاه می‌کند.حداقل ۱۵ تا ۲۰ درصد از جمعیت بسیار حساس به دنیا می‌آیند، به این معنی که مغز آنها همه چیز از جمله احساسات و محیط فیزیکی را عمیق‌تر پردازش می‌کند. این خصوصیت در مردان یا زنان به یک اندازه دیده می‌شود، به عبارت دیگر تعداد مردان و زنان بسیار حساس برابر است. اما اکثر مردم جامعه این موضوع را نمی‌دانند و یا اگر درباره‌اش شنیده‌اند به خوبی درک نشده است و به همین دلیل مردان بسیار حساس ، اغلب مورد نگاه تحقیرآمیز جامعه قرار می‌گیرند.آنها حتی ممکن است حساسیت خود را چیز بدی بدانند و احساس شرمندگی کنند. اما بسیار حساس بودن چیزی نیست که ذاتاً بد یا خوب باشد. جنبه‌های مثبت زیادی دارد (مثلا شما با دیدن زیبایی و هنر بیشتر به وجد می‌آیید) و گاهی اوقات می‌تواند ناامید کننده باشد (مثلا وقتی می‌خواهید فیلمی را تماشا کنید که همه می‌گویند داستان خیلی خوبی دارد اما می‌دانید خشونت فیلم تا مدتها شما را دچار کابوس می‌کند).«بسیار حساس بودن» به این معنی است که شما زندگی را متفاوت پردازش و تحلیل می‌کنید. برای فکر کردن به بسیار حساس بودن مردان فراتر  از یک نقطه ضعف، در وهله اول باید فهمید ا که بسیار حساس بودن چیست، چرا که آن چیزی نیست که بیشتر مردان فکر می‌کنند.ویژگی‌های اصلی مردان بسیار حساس۱. شما از ظرافت‌ها و جزییات محیط اطراف خود بسیار آگاه هستید.دکتر آرون در تحقیقاتش متوجه شد که حساسیت بالا محدود به انسان نیست. در بین حیوانات - موش، گربه، سگ، اسب، میمون و موارد دیگر ، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد آن‌ها دارای ویژگی «بسیار حساس» هستند.این را از این جهت مطرح می‌کنم که به راحتی می‌توان فهمید آگاهی از محیط به حیوانات کمک می‌کند زنده بمانند. بر سر گله اسب‌های وحشی چه می‌آید اگر آن یک اسب که پیش از همه متوجه بوی شکارچی در هوا می شود وجود نداشته باشد یا چطور می توانند منبع دوردست آب را از بویش پیدا کنند؟خوشبختانه ما برای زنده ماندن لازم نیست مانند حیوانات به شکارچی فکر کنیم، اما شاید دفعه بعد که از جا ‌پریدن از صداهای بلند آزرده‌تان کرد، چراغ ها به نظرتان زیادی روشن‌ آمدند یا متوجه بویی شدید که هیچ کس متوجه آن نیست، آن یک اسب را به یاد بیاورید.تیزبین بودن و عمیق بودن چیز بدی نیست.در حقیقت، این یک کیفیت کلیدی مرتبط با رهبری و مدیریت است، چیزی که آدم‌های بسیار حساس در آن سرآمدند.۲. درهم شکستگی ناشی از محرک‌ها ، شما را مضطرب می‌کند.بیشتر افراد وقتی در هم شکسته و غرق در عواطف و احساسات هستند تحت فشار قرار می‌گیرند، اما آدم‌های بسیار حساس زودتر از دیگران به &quot;نقطه کلافگی&quot; می‌رسند. این به این دلیل است که آن‌ها نسبت به محرک‌ها حساس‌ترند. هر چیزی که حواس یا سیستم عصبی شما را برانگیزد، کافئین، درد، صدای بلند، تغییر در نظم برنامه، پارچه‌های زبر، لمس شدن توسط دیگران و مهلت‌های کم  می‌تواند به سرعت آدم‌های بسیار حساس را کلافه و در هم شکسته کند.در زندگی مدرن و پر هیاهوی امروزی ما، مردان بسیار حساس به خاطر این ویژگی‌شان پایین آورده می‌شوند. اما اینکه بخواهید زندگی را کمی کندتر کنید هیچ اشکالی ندارد. علاوه بر آن، این ویژگی به عنوان یک سیستم هشدار دهنده نیز عمل می‌کند. یادآوری می‌کند که چه وقت باید مرزگذاری کنند، به آنها کمک می کند تا در انجام وظایف خود با وجدان بیشتری عمل کنند و باعث می‌شود وقتی نیازهای دیگران برآورده نمی‌شود، متوجه شوند.اگر فکر می کنید که کلافگی و در هم شکستگی سد راه لذت بردن‌تان از زندگی‌ست، راه‌های برطرف کردنش را در پناهگاه آدم‌های بسیار حساس پیدا می‌کنید.۳. زندگی درونی شما به طرز حیرت‌انگیزی عالی است.من در نوجوانی موسیقی روستایی آمریکا را بسیار گوش کرده‌ام و یکی از آن‌ها آهنگی با نام &quot;آنلاین&quot; از برد پیزلی بود آهنگ از منظر مردی‌ست که &quot;وقتی آنلاین ست خیلی باحال‌تر است&quot;. مردان بسیار حساس باید این جمله را به &quot;در درون خیلی باحال‌تر هستند&quot; تغییر دهند.آدم‌های بسیار حساس همه چیز را عمیقاً پردازش می‌كنند. آن‌ها همچنین دنیای بیرونی را بیش از حد کلافه‌کننده می‌یابند و باید برای بازیابی انرژی‌شان به درون عقب نشینی کنند.  حدود ۳۰٪ از آدم‌های بسیار حساس برونگرا هستند، اما این نکته برای آن‌ها همانقدر که برای آدم‌های بسیار حساس درونگرا وجود دارد نیز صادق است. این عمیق پردازش کردن و نیاز به بازیابی هر دو در ایجاد یک زندگی غنی و پیچیده درونی نقش دارند.۴. از نظر عاطفی هوشیار و پاسخگو هستید و همدلی بالایی دارید.این یکی از ویژگی‌های مهم بسیار حساس بودن است که جامعه تقریباً آن را منحصر به زنان می‌داند. مردانی که در محیط کار و ... در تعامل با زنان هستند، ممکن است کمتر دچار این قضاوت بشوند. اما اگر شما مردی هستید که نسبت به احساسات خود و دیگران واکنش نشان می‌دهید و همدلی می‌کنید، احتمالا افراد همیشه واکنش خوبی به این موضوع نشان نخواهند داد.واقعاً ناراحت کننده است که دیگران این ویژگی را تقدیر نمی‌کنند ، زیرا در حقیقت این یکی از شگفت انگیزترین چیزها در مورد آدم‌های بسیار حساس است. مطمئناً دریافت تمامی احساسات دیگران می‌تواند بسیار فرسوده کننده باشد، اما اینکه قادر به درک عمیق و معنادار افرادی که دوستشان دارید هستید بسیار با ارزش است و من این را نه‌تنها به عنوان یک آدم بسیار حساس بلکه به عنوان دختر، خواهر و دوست مردان بسیار حساس می‌گویم.۵. رقابت و خشونت را دوست ندارید.جایی که شما در این مورد قرار می‌گیرید (مانند سایر ویژگی‌های بسیارحساس بودن) در هر فرد متفاوت است، اما بسیاری از آدم‌های بسیار حساس نسبت به سایر افراد کمتر اهل رقابت هستند. آنها حتی در مورد ظلم و خشونت بسیار حساس‌ترند، حتی اگر فقط در یک حوزه تخیلی اتفاق بیافتد.در دنیایی که مردان اغلب سرکوب هرگونه احساسی به جز عصبانیت را آموخته‌اند ، این ویژگی مردان بسیار حساس می‌تواند نا‌مطلوب به نظر برسد. اما مگر نه اینکه جوامع سالهاست تاکید دارند که مردان به غیر از خشونت به روش‌های سالم‌تری برای ابراز احساسات نیاز دارند؟ و این که همکاری برای بهتر از رقابت است؟به نظر من دنیا می‌تواند به جای اینکه به مردان بسیار حساس بگوید مشكلی در آنها وجود دارد، از گوش دادن به آن‌ها سود ببرد.این پنج صفت تنها ویژگی‌های بارز آدم‌های بسیار حساس نیستند، اما اکثر مواردی را که آن‌ها را از بقیه جمعیت متمایز می‌کند پوشش می‌دهند.زمان آن رسیده است که همه ما با هر جنسیتی (زن، مرد و...) برخورد با بسیار حساس بودن را به عنوان نقطه ضعف متوقف کنیم.لطفا این مطلب را با مردان بسیار حساسی که میشناسید به اشتراک بگذارید.درباره پناهگاهپناهگاه‌ آدم‌های بسیار حساسخصوصیاتی را که در این مقاله خواندید در خودتان یا کسی که می‌شناسید دیده‌‌اید، خوب است راجع آدم‌های بسیار حساس (HSP) بیشتر بدانید.تمام تلاش ما در پناهگاه آدم‌های بسیار حساس این است که درباره خصوصیات و توانایی‌های فوق‌العاده این افراد اطلاع رسانی کنیم!انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد. پادکست پناهگاه را هم می توانید اینجا گوش کنید.منبع: https://highlysensitiverefuge.com/dear-men-sensitive-doesnt-mean-what-you-think-it-means/ https://virgool.io/hsp-sanctuary </description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Tue, 25 Aug 2020 13:32:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور به یک آدم بسیار حساس عشق بورزیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%85-vbr6mh8v8cle</link>
                <description>نوشته جن گرانمنبرگردان نسیم خوشدلاگر شریک زندگی شما گاه و بی‌گاه احتیاج دارد تنها باشد، کتاب بخواند یا موسیقی ملایم گوش کند، از مهمانی‌های خانوادگی اجتناب می‌کند و مسافرت‌ها بیشتر از آنکه برایش لذت بخش باشد آزار دهنده است. اگر مرتب به همدلی با دیگران می‌پردازد و از اوضاع جهان و آنچه بر سر مردم و حیوانات و طبیعت می‌آید کلافه می‌شود. از کوره در می رود و احساساتش خیلی شدید هستند، اگر این نشانه ها و یا حساسیت زیاد به بو، صدا، نور، جنس لباس، طعم غذا را در او دیده‌اید به احتمال زیاد شما با یک آدم بسیار حساس در رابطه عاطفی هستید. این مقاله را تا آخر بخوانید تا بدانید چطور باید به یک آدم بسیار حساس عشق ورزید. مقاله صوتی «چطور به یک آدم بسیار حساس عشق بورزیم؟!» را می‌توانید اینجا گوش کنید.دلسوز، آتشین و با ملاحظه. این‌ها فقط چند صفت از صفت‌هایی‌ست که آدم‌های بسیار حساس، ۱۵ -۲۰ درصد مردم که با زندگی بیشتر سر و کله می‌زنند را توصیف می‌کنند.چرا؟ طبق گفته دکتر الین ارون، محقق و نویسنده کتاب آدم بسیار حساس،  این آدم‌ها با یک سیستم عصبی منحصر به فرد دقیق به دنیا می‌آیند که محرک‌ها را عمیق پردازش می‌کند. آدم‌های بسیار حساس از آن‌چه می‌بینند تا صداها و عواطف دیگران، همه چیز را با شدت بیشتری نسبت به دیگران در می‌یابند، حس می‌کنند و تجربه می‌کنند.و اگر شما هم مثل من باشید، پردازش عمیق یعنی گاهی احساس دیوانگی، عجیب و غریب بودن یا نقص داشتن می‌کنید. مثلا چیزهای کوچکی که دیگران را اذیت نمی‌کند مثل صدای تکراری تیک تاک ساعت، یا یک رستوران شلوغ و پر سر و صدا می‌تواند شما را تحریک و آشفته کند و حتی شما را در هم شکسته کند.به طور مشابه، کلمات دیگران هم تاثیر بیشتری بر ما دارد. بعضی روزها یک اظهار نظر نزدیکانتان بدون اینکه بخواهند، تبدیل به گردبادی می‌شود و تمام بعداز ظهرتان را خراب می‌کند.در روی دیگر سکه، آدم‌های بسیار حساس اتفاقات مثبت را هم عمیقا احساس می‌کنند، تشویق‌ها و کلمات محبت‌آمیز می‌تواند مثل بالنی باشد که شما را به خورشید می‌برد.حقیقت دارد: بسیار حساس بودن گاهی نعمت به نظر می‌رسد، اما بقیه اوقات مثل بلا است. خوشبختانه، راه‌هایی برای کنترل درهم شکستگی که ممکن است احساس کنید و تمرکز بر مزیت‌های حساس بودن وجود دارد.اگر با یکی از کسانی که عمیق حس می‌کنند، فکر می‌کنند و پردازش می‌کنند رابطه دارید، این مقاله چیزهایی که لازم است بدانید و اینکه چطور عشقتان را باید ابراز کنید می‌خوانید.چطور به یک آدم‌ بسیار حساس عشق بورزیم:۱. کلماتی استفاده کنید که ما را بالا ببرد نه اینکه پایین بکشد.همانطور که قبلا گفتم کلمات واقعا برای آدم‌های بسیار حساس مهم هستند. ما آن‌ها را مثل همه چیزهای دیگر عمیقا پردازش می‌کنیم. هیچ تعجبی ندارد آدم‌های بسیار حساس زیادی در زبان‌ها استعداد ذاتی دارند. آن‌ها جز برترین موسیقی‌دان‌ها، شاعران و نویسندگان جهان هستند.برای مثال: باب دیلن، جان لنن، سلن دیون، باربارا استریسند، موتزارت و بسیاری دیگر. همگی بسیار حساس به نظر می‌آیند.هیچ کس سرزنش شدن را دوست ندارد اما این بخصوص می تواند برای آدم‌های بسیار حساس دردآور باشد. و بیشتر وقتی که این انتقاد را از شریک زندگیمان  می‌شنویم کلمات خشن و منفی قلبمان را می‌شکافد و همانجا باقی می‌مانند. تُن صدا مهم است، گوشه و کنایه مهم است، حالت بدن مهم است.مطمئنا، منظورم این نیست با آدم بسیار حساس محافظه‌کار باشید و فکرتان را به آن‌ها نگویید! اما لطفا تا می‌توانید کلمات دوست داشتنی و مثبت استفاده کنید، از کنایه، تمسخر، منفی بودن و خشم به عنوان سلاح اجتناب کنید.می‌خواهید ما احساس دوست داشته شدن بکنیم؟ کلماتی را بگویید که باعث شکوفایی ما می‌شوند، وقتی کار خوبی می‌کنیم تشویقمان کنید. وقت‌هایی را که از زندگی لذت بردیم را با هم مرور کنیم. بگویید امروز چقدر زیبا و خوشتیپ شده‌ایم.۲. حواستان به ما باشد.آدم‌های بسیار حساس ممکن است همیشه راجع به ناراحت بودنشان حرف نزنند. بعضی از ما تمایل داریم احساساتمان را در سینه حبس کنیم و خودمان را سرزنش کنیم. به این موضوع افتخار نمی‌کنیم و مطمئن باشید داریم روی خودمان کار می‌کنیم. وقت هایی هم هستد که نمی‌خواهیم انرژی منفی و استرس پخش کنیم! هرچه باشد ما از تجربه‌های دست اولمان آموخته‌ایم که عواطف مثل سرماخوردگی واگیر دارند. به علاوه یک آدم بسیار حساس بسیار با وجدان است ما در واقع از ناراحتی و تحت فشار قرار گرفتن دیگران آگاهیم. پس اگر کمی ساکت تر از همیشه هستیم و یا فاصله گرفته‌ایم، بابتش به ما کنایه نزنید. حواستان به ما باشد، بپرسید اوضاعمان چطور است. این‌که به ما توجه کنید برایمان یک دنیا می‌ارزد.۳. حواس ما را راضی کنید.نه! ما مثل سوپرمن قوه شنیداری ماوارایی نداریم، اما حواس پنجگانه ما قوی‌تر هستند. این یعنی لذت‌های فیزیکی برای ما خوشی زیادی ایجاد می‌کنند. هر آدم بسیار حساس سلیقه خودش را دارد. پس برای فهمیدن سلیقه آدم بسیار حساسی که با او در رابطه هستید وقت بگذارید. یک غذای خوب، یک آهنگ عاشقانه عمیق، شکلات تلخ، هر چیزی که زیبایی یا خرد شگفت‌انگیزی را نمایش می‌دهد. برای ما این‌ها معنی زندگی، عشق و همه چیزهای خوب است. نترسید اگر اشکمان درآمد.۴. مراقب انرژی‌های که ساطع می‌کنید باشید.آدم های بسیار حساس به جزییات خیلی ریز در مورد دیگران توجه می‌کنند. ما گاهی حتی حس‌های دیگران را حس می‌کنیم و عملا احوال و وضعیت روحی دیگران را مال خود می‌دانیم.به عبارت دیگر اگر شما خسته و پر از شکایت به خانه می‌آیید یا در را می‌کوبید و ساکت می‌شوید خیلی زود ما هم احساس اضطراب می کنیم.اما اگر در مقابل مشکلات مثبت و محکم باشید، ما هم احساس شجاعت بیشتری می‌کنیم. تقریبا همه چه بسیار حساس چه غیر حساس این را تا حدی حس می‌کنند، اما برای آدم‌های بسیار حساس می‌تواند خیلی شدیدتر باشد. پس حواستان به انرژی‌تان باشد.۵. بله به در آغوش گرفتن، بوسیدن و هر تماس فیزیکی دیگر!هر گونه تماس باید لطیف و با رضایت باشد! طبق گفته‌های دکتر ارون آدم‌های بسیار حساس داده‌های فیزیکی را عمیق‌تر (حتی درد) حس می‌کنند، بنابراین برخی تماس‌های فیزیکی ممکن است برای ما خیلی شدید باشند (از طرف دیگر تماس مناسب احساس بینهایت خوبی ایجاد می‌کند.).بعضی از آدم های بسیار حساس لمس شدن نقاط خاصی از بدنشان را دوست ندارند. مثلا شوهر من دوست دارد دستش را موقع خواب روی پای من بگذارد اما این موضوع من را کلافه می‌کند و مانع خوابیدنم می‌شود.۶. به محدودیت‌های ما احترام بگذارید.چیزهایی هست که برای شما معنی نمی‌دهد. ممکن است نفهمید ما چرا موقع تماشای آگهی بازرگانی ناگهان زیر گریه می‌زنیم و یا چرا باید مهمانی شلوغ پر سرو صدا را «همین الان» ترک کنیم. یا چرا خواب انقدر برای سلامت جسمی و روحی ما مهم است ( شخصا اگر خواب کامل نداشته باشم روز بعد نمی‌توانم هیچ کاری انجام بدهم) و یا اینکه چرا گاهی نکات کوچک انقدر برای ما مهم و بزرگ می‌شوند.سعی کنید این موضوع را شخصی تلقی نکنید و لطفا تلاش کنید که بفهمید توانایی‌ها و محدودیت‌های ما با شما متفاوت است.۷. به ما نشان دهید که به ما توجه دارید.آدم بسیار حساس متوجه تغییر ناگهانی حال شما یا حتی فقط اینکه شب گذشته خوب نخوابیده‌اید می‌شود. آدم بسیار حساس آن پادردی را که سعی دارید پنهانش کنید می‌فهمد یا حتی وقتی استرس زیادی دارید می‌داند. ممکن است درباره‌اش چیزی بگوییم یا بی سرو صدا تلاش کنیم کار امروزتان کمی آسان‌تر باشد.اما خیلی وقت‌ها آدم‌های بسیار حساس احساس می‌کنند دیگران لطفشان را برنمی‌گردانند. ما اغلب با این خواسته رها می‌شویم که ای کاش دیگران هم نیازها و عواطف ما را همانطور که ما نیازها و عواطفشان را به سادگی می‌فهمیم در می‌یافتند.اشتباه نکنید از شما نمی‌خواهم که ذهنمان را بخوانید، که ممکن نیست. نهایتا، این مسئولیت ماست که درباره خودمان حرف بزنیم. بسیار حساس یا نه، هر دوی ما باید از نیازهای‌مان دفاع کنیم.آدم‌های بسیار حساس زیادی به شما می‌گویند که فقط می‌خواهند دیده و شنیده شوند. ما می‌دانیم که شما شاید هرگز به اندازه ما نسبت به جزییات دقیق نباشید. هیچ اشکالی ندارد! ما شما را همانطور که هستید دوست داریم و شما را انتخاب کرده‌ایم.ما فقط از شما می‌خواهیم که تلاش کنید. یک قدم کوچک هم اثری بزرگ دارد. سعی کنید آدم بسیار حساستان را همانطور که او به شما توجه دارد مورد توجه قرار دهید.حرف آخر...برای داشتن یک رابطه عاطفی سالم و شاد، شناخت طرفین نسبت هم و پذیرش یکدیگر یکی از مهمترین عوامل است. آدم بسیار حساس به دلیل وجدان و مسئولیت‌پذیری بالا و همدلی زیاد می‌تواند دوست و همسر بسیار خوبی باشد اگر او را همانطور که هست بشناسید، بپذیرید و به حریم‌ها و مرزبندی‌هایش احترام بگذارید.این موارد برایتان پیش آمده؟؟؟؟؟ برایمان بنویسید! منتظریم!!!درباره ماپناهگاه آدم‌های بسیار حساس اگر خصوصیاتی را که در این مقاله خواندید در خودتان یا کسی که می‌شناسید دیده‌‌اید، خوب است راجع آدم‌های بسیار حساس (HSP) بیشتر بدانید.تمام تلاش ما در پناهگاه آدم‌های بسیار حساس این است که درباره خصوصیات و توانایی های فوق‌العاده این افراد اطلاع رسانی کنیم!انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد. پادکست پناهگاه را هم می توانید اینجا گوش کنید.منبع:https://highlysensitiverefuge.com/instructions-on-loving-a-highly-sensitive-person/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 11:59:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بسیار حساس بودن ممکن است باعث افسردگی ‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-no7xka9bi9z3</link>
                <description>دکتر نسیم خوشدل  درباره منمن نسیم خوشدل هستم Motivational Speaker و یک آدم بسیار حساس (hsp)! دو‌‌ سال پیش وقتی با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کردم کتاب آدم بسیار حساس دکتر الین ارون به دستم رسید. بعد از دانستن درباره بسیار حساس بودن همه قطعات پازل سرجایشان قرار گرفتند و تمام داستان‌ها و اتفاقات زندگی به یک باره معنی پیدا کردند. جواب سوالاتی را که سال‌ها بی پاسخ مانده بودند پیدا کردم و هرچه بیشتر خواندم حال بهتری پیدا کردم. بعدها تصمیم گرفتم این حس خوب را به دیگران هم‌ انتقال بدهم و اینطور شد که پناهگاه آدم‌های بسیار حساس بوجود آمد!خوشحالم اینجا را پیدا کردید، اگر بسیار حساس هستید که خودتان را خواهید شناخت و اگر غیر حساس هستید در مورد آدم‌های بسیار حساس اطرافتان (۱ نفر از هر ۵ نفر) یاد می‌گیرید!می‌توانید ما را در اینستاگرام و تلگرام هم پیدا کنید تا بیشتر آدم‌های‌ بسیار حساس را بشناسید، بپذیرید و دوست داشته باشید!آدم بسیار حساس کیست؟آدم بسیار حساس داده‌های حسی را عمیق‌تر از آدم‌های غیر حساس پردازش می‌کند. آدم بسیار حساس با چهار مشخصه شناخته می‌شود: پردازش حواس، عواطف و تفکرات در او عمیق‌تر است.به دلیل پردازش عمیق محرک‌های بیرونی ( نور، صدا، بو و...) و محرک‌های درونی ( احساسات و افکار) او را برانگیخته و کلافه می کنند.همدل است و به راحتی احساسات و نیازهای دیگران را درک می‌کند و به کمک می‌شتابد.به جزییات و ریزه‌کاری‌ها توجه دارد و متوجه کوچکترین تغییرات می‌شود.بسیار حساس بودن یک خصوصیت طبیعی است که از بدو تولد و تا پایان زندگی همراه فرد خواهد بود. در واقع عملکرد مغز و سیستم عصبی آدم بسیار حساس متفاوت است و مدام در حال اضافه کاریست. او تمام اطلاعات، احساسات و انرژی اطرافش را جذب می‌کند پس طبیعی است در محیط‌های شلوغ و پر سر و صدا به سرعت کلافه و خسته شود یا واکنش شدیدتری به مسائل عاطفی نشان دهد. آدم بسیار حساس ممکن است به اشتباه زودرنج، کم‌تحمل، لوس، خجالتی و حتی ترسو تلقی شود و همین درک نشدن هم بر کلافگی و در هم شکستگیش می‌افزاید. در مورد آدم بسیار حساس در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس  مطالب خوبی پیدا می‌کنید.و اما امروز ...چند روز پیش پیامی در پناهگاه دریافت کردیم که من رو به فکر واداشت و احساس کردم لازم هست راجع بهش بنویسم. متن پیام را با هم بخوانیم: عذر میخوام از شماها نمی‌خوام وقت گران‌بهای شما را با حرف‌هام ضایع کنم ولی دیگه نتونستم مقاومت کنم. من پسری دارم یازده ساله که اون هم بسیار حساسه. مسئله اصلی اینه که مدتی هست که فکر خودکشی مثل یک کرم داره مغز منو از داخل میخوره به طوری که حتی وسایل و مکان آن را هم محیا کردم. ولی از این طرف هنوز وقتی به انجامش فکر می‌کنم تمام بدنم از شدت تعرق خیس می‌شه و دچار لرزش می‌شم. تنها نگرانیم سرنوشت پسرم هست که چطور می‌تونه تو این جامعه پر از گرگ به سرانجام خوبی برسه و مهم تر از همه وابستگی بیش از حد پسرم به من هست که منو از انجام اون کار منع میکنه. چطور بگم از همه کس و همه چیز خسته شدم از آدم‌های بی‌احساس اطرافم خسته شدم از این که وقتی به کسی کمک میکنی و به جای تشکر توقع داره که اون کار بشه وظیفه‌ات خسته شدم. زندگی برام به بن بست رسیده. بخدا اگر مجبور نبودم برای امرار معاش خانواده‌ام  سر کار برم حاضر نبودم حتی پامو از خونه بیرون بذارم. تو محیط کار همه از من سوءاستفاده می‌کنن چون می‌دونن نمی‌تونم کاری رو ناقص رها کنم. هر روز صبح به این امید از خواب بیدار می‌شم که روز آخر زندگیم باشه خیلی دوست دارم با یک تصادف بمیرم تا خودکشی برای اینکه لااقل بعد از مرگم خاطره بدی از من در ذهن پاک و معصوم پسرم بجا نمونه. شاید باور نکنید در شادترین وقایع و اتفاقات هم ذهنم از خودکشی منحرف نمی‌شه. امید دارم خدا هر چه زودتر راهی جلو پام بذاره تا از این وضعیت خلاص بشم. ببخشید مزاحم وقت شما شدم اینجا تنها جایی بود که تونستم حرفم رو بزنم. بیشتر وقتها به این فکر میکنم که چرا من پا به این دنیایی بی ارزش گذاشتم. در این دنیا هیچ جایی برای من وجود نداره شاید باور نکنید ولی من اصلا هیچ هدف و آرزویی ندارم که بخوام به خاطر رسیدن به آنها تلاش بکنم. این پیام به طور واضح حاکی از افسردگی فرستنده و هجوم افکار آسیب زننده به اوست! فارغ از واکنش ما  در  پناهگاه به این پیام، نوشتن در مورد ارتباط بسیار حساس بودن و افسردگی و افکاری مثل خودکشی به نظرم واقعا ضروری رسید.در مورد ارتباط افسردگی و بسیار حساس بودن پاسخ دکتر ارون این است که بستگی دارد!ما بسیار حساس بودن را یک موهبت می‌دانیم اما فراموش نکنیم وقتی راجع به آن نمی‌دانستیم همگی در یک مورد اتفاق نظر داشتیم: یک چیز درست نیست و باید تصحیح بشود. بعضی‌هایمان نا امید شده بودیم و بعضی دیگر که امید داشتیم می‌توانیم این نقص‌مان را برطرف کنیم از یک مشاور به مشاور دیگر از یک روانشناس به روانشناس دیگر می‌رفتیم و در مسیر غلط هل داده می‌شدیم!در هر دو حالت حس سرخوردگی و تنهایی، درک نشدن و برگشت به نقطه اول را تجربه کردیم.با این مقدمه شاید پاسخ خانم ارون به ارتباط افسردگی و بسیار حساس بودن کمی بیشتر معنی پیدا کند. اینکه آیا بسیار حساس بودن باعث افسردگی می‌شود به میزان آگاهی ما از این خصوصیت و نحوه مواجه شدنمان با آن بستگی دارد. ‌چه وقت بسیار حساس بودن موجب افسردگی می‌شود؟بسیار حساس بودن به مفهوم عملکرد قوی‌تر مناطق مختلف مغز و به تبع آن واکنش شدیدتر سیستم عصبی به داده‌های حسی است.آدم بسیار حساس در شرایط زیر ممکن است به افسردگی دچار شود:۱. اگر کودکی سخت و شرایط خانوادگی پرتنشی داشته است.۲. در مورد بسیار حساس بودن آگاهی نداشته باشد و هیچ برنامه و دستورالعملی برای نگه‌داری از خود و عشق ورزی به خود آماده نکرده باشد.۳. در شرایط و محیطی که برای آدم‌های بسیار حساس نامناسب است قرار گرفته باشد، وجود محرک‌های خارجی و یا شرایطی که باعث تحریک کمال‌گرایی،  احساس محبوب نبودن، متفاوت بودن و مورد قلدری قرار گرفتن بشود.۴. سابقه افسردگی در خانواده وجود داشته باشد.از آنجا که آدم بسیار حساس همه چیز را عمیق‌تر حس می‌کند، رفتار خانواده در کودکی و همینطور شرایط خانوادگی می تواند بر سلامت روحی او بسیار موثر باشد. کودک بسیار حساسی که در یک خانواده آرام، امن و حامی پرورش می‌یابد بزرگسالی بهتری را تجربه می کند.همینطور آدم بسیار حساسی که نسبت به این خصوصیت خود آگاه است و زندگی را براساس نیازها و مرزگزاری‌هایش تنظیم کرده باشد کمتر به افسردگی دچار خواهد شد.چطور بفهمیم که یک آدم بسیار حساس افسرده است؟برای همه ما آدم‌های بسیار حساس حتی با رعایت تمام دستورالعمل‌ها و مرزها و حریم‌ها، داشتن وقتی خاموشی کافی برای بازیابی خود باز هم زمان‌هایی هست که احساساتمان مثبت و در جهت رضایت از زندگی نیست. احساس خیلی بدی داریم، گریه می‌کنیم، اغراق می‌کنیم، تعمیم می‌دهیم. فکر می‌کنیم دیگر نمی‌توانیم به این زندگی ادامه بدهیم. از زمین و زمان متنفریم، فکر می‌کنیم به سختی تلاش کرده‌ایم و به هیچ کجا نرسیده‌ایم! زندگی خیلی سخت است!این فکرها به نظر نشانه افسردگی هستند اما باید دید این احساسات و عواطف بد و منفی چه مدت در ما می‌مانند، چقدر طول می‌کشد تا به زندگی عادی و شاد بر می‌گردیم. برای یک آدم بسیار حساس با تمام برنامه ریزی‌ها و نگهداری از خودش طبیعی است که هر از گاهی از حدودش خارج بشود، زیاد کار کند، خودش را در اولویت قرار ندهد و در معرض محرک‌های جسمی و روحی قرار بگیرد و در هم شکسته و فرسوده بشود و این افکار به او هجوم بیاورند. اما این افکار زیاد دوام ندارند و با بازگشت به برنامه متناسب امید و شادی و انرژی مثبت جایگزینشان می‌شود. آن‌ها می‌دانند چقدر در دنیای بیرون باشند و چه موقع خود را از محیط جدا کرده به درون بروند و استراحت کنند.اما آدم‌های بسیار حساس افسرده بیشتر مواقع را با این افکار منفی می‌گذرانند، نمی‌توانند به زندگی عادی برگردند و یا به سختی می‌توانند. یا مرتب در دنیای بیرون هستند یا ارتباطشان کاملا قطع است.بنابراین برای تشخیص افسردگی نباید به شدت و عمق احساست بد اکتفا کرد بلکه به وجود و تاثیر این افکار  در زمان طولانی باید توجه داشت.پیام ابتدای این مطلب، به خوبی این موضوع را نشان می‌دهد که درک نشدن فرد، عدم حمایت و بلکه سوءاستفاده از بسیار حساس بودن او، او را به افسردگی سوق داده‌ است.بهبودی افسردگی در آدم‌های بسیار حساسدر مورد آدم‌های بسیار حساس این نکته خوب وجود دارد که به همان اندازه که عمیقا تحت تاثیر محیط منفی قرار می‌گیرند تحت تاثیر شرایط مثبت هم خواهند بود.آدم بسیار حساس برای پیشگیری و درمان افسردگی به موارد زیر احتیاج دارد:۱. آگاهی در مورد برانگیختگی۲. ابزار برای کاهش و کنترل برانگیختگی ناشی از محیط، افکار و تصورات درونی، جسم شخص، افراد دیگر و حتی عوارض جانبی داروها۳. شناخت حساسیت‌های جسمی فردی و محرک‌ها و راه‌های کنترل آن‌ها۴. برنامه مناسب برای بهبود برانگیختگی و کرختی۵. ابزار برای مدیریت افکار و عواطف۶. شفقت به خود، پذیرش و قدردانی مزایای بسیار حساس بودن۷. مرزگزاری صحیح۸. دوستانی که در مورد بسیار حساس بودن و سبک زندگی آدم بسیار حساس و نیازهایش مطلع باشند.۹. زمان خاموشیرعایت این موارد که به تفصیل در مقالات دیگر پناهگاه آمده‌اند می‌تواند از بروز افسردگی در آدم بسیار حساس جلوگیری کند و یا مراحل درمان و بازیابی او از افسردگی را تسریع نماید. و اما در مورد خودکشیمی‌دانم که موضوع خو‌شایندی نیست، اما نوشتن در این مورد شاید موثر باشد. اگر رابین ویلیامز را بیاد داشته باشید کمدینی بود که همیشه می‌خندید و در عین حال به گفته خودش، درونگرا و ساکت بود و عواطف و انرژی دیگران را جذب می‌کرد. شنیدن خبر خودکشی‌اش شوکه کننده بود!یکی از نتایج افسردگی مضمن و درمان نشده می‌تواند این باشد که آدم بسیار حساس دیگر نمی‌خواهد در این دنیا زندگی کند، احساس می‌کند بدرد نخور و ضعیف است. یا حتی ممکن است به این فکر کند که عزیزانش را آنقدر به زحمت می‌اندازد که بدون او راحت‌تر زندگی می‌کنند.ادامه این تفکرات شاید باعث برنامه‌ریزی برای خودکشی بشود که خطرناکترین نشانه است (به جز ارتکاب به خودکشی). آدم‌ بسیار حساس به خاطر همدلی با عزیزانش و درک حسی که بعد از او خواهند داشت با یادآوری این موضوع احتمال زیادی دارد از خودکشی صرف نظر کند، به همین دلیل در این مرحله لازم است به سرعت از متخصص و مراکز ویژه کمک گرفته شود. و بعد از بهبود فرد از افسردگی، پیاده کردن موارد نه‌گانه‌ بالا برای تداوم سلامت روحی و زندگی شاد و پر از امید او ضروری‌ست.حرف آخراگر بسیار حساس هستید، مهمترین نکته این است که خودتان را بپذیرید، در مورد بسیار حساس بودن تا می‌توانید مطالعه کنید و بدانید چه مزایایی دارد. دستورالعمل مناسب زندگی آدم بسیار حساس را در زندگیتان پیاده کنید. اگر مورد هجوم افکار شدید منفی قرار گرفتید بدانید که می‌توانید با برگشت به برنامه مناسب برای آدم بسیار حساس و یادآوری‌ نقاط قوت و مثبت خودتان را آرام و به مسیر زندگی برگردید. اگر این افکار منفی و سرزش‌های درونی ادامه دار شدند و بازگشت به زندگی دشوار شد، حتما این موضوع را با نزدیکانتان مطرح کنید و مشاوره و کمک کارشناسی بگیرید.اگر در میان نزدیکان‌تان آدم بسیار حساسی می‌شناسید، او را همانطور که هست بپذیرید، از او حمایت کنید و برایش گوش شنوا باشید. ممکن است برای بازگشت به زندگی به کمک شما نیاز داشته باشد.درباره ماپناهگاه آدم‌های بسیار حساسما یه اجتماع هستیم که تلاش می‌کنیم درباره آدم‌های بسیار حساس مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.منابع:http://highlysensitiveperson.net/hsp-depression/https://www.solutionstoallyourproblems.com/highly-sensitive-people-and-depression/http://highlysensitive.org/highly-sensitive-people-and-depression-overstimulation-may-lead-to-depression/http://highlysensitiveperson.net/robin-williams-suicide/https://hsperson.com/suicide-and-high-sensitivity/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jul 2020 18:12:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ چالشی که هر رهبر بسیار حساس باید با آن روبرو شود!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DB%B6-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%AF-qncxzot9gsoa</link>
                <description>نویسنده: ملیسا نوئل رنزیبرگردان: دکتر نسیم خوشدلجایسندا آردن نخست وزیر جوان نیوزلند؛ بسیار حساس و موفق.مقدمه مترجموقتی این مقاله را برای ترجمه انتخاب کردم تصویر جاسیندا آردرن، نخست وزیر نیوزلند، تمام مدت جلوی چشمم بود. او برای من مصداق یک رهبر بسیار حساس موفق است. هر کجا اتفاقی بیافتد او از همه به صحنه نزدیک‌تر است با تمام وجود با مردم کشورش همدلی می‌کند، گاهی چشمانش پر می شود اما در برنامه هایش بسیار راسخ و جدی است، در مصاحبه‌اش با گاردین می‌گوید:   رهبران سیاسی هم می توانند همدل باشند و هم قوی! و درباره پیوستنش به حزب کارگر نیوزلند در ۱۷ سالگی می‌گوید:من وقتی نوجوان بودم به حذب سیاسی پیوستم و دلیلش این نبود که فکر می‌کردم برای سیاست به دنیا آمدم، در حقیقت فکر می‌کردم که زندگی سیاسی باید زندگی سختی باشد. به این دلیل وارد سیاست شدم که از آن جوان‌هایی بودم که فکر می‌کنند باید دنیا را تغییر دهند، حتی در کوچکترین ابعاد، احساس می‌کردم کاری می‌کنم که تغییر ایجاد می‌کند.و اما مقاله؛بیایید ببینیم یک رهبر بسیار حساس با چه چیزهایی دست و پنجه نرم می‌کند:بسیاری از آدم‌های بسیار حساس به طور طبیعی رهبر هستند. به عنوان یک آدم بسیار حساس شما یک نگاه منحصربه فرد به دنیا دارید، که محتملا با سطح بالایی از هوش اجتماعی و تفکر عمیق همراه است.چه متوجه باشید یا نباشید ،احتمالا توانایی الهام بخشی به دیگران و جمع کردن دیگران در کنار هم را دارید. در مورد خصوصیت رهبری در آدم‌‌های بسیار حساس خواندن این مقاله خالی از لطف نیست.اما درعین حال رهبر بسیار حساس بودن با چالش‌های واقعی همراه است که می‌تواند منجربه حس درهم شکستگی شود. این به خصوص وقتی صدق می‌کند که شما یک عمر پیام‌های اشتباه در مورد مفهوم رهبر بودن دریافت کرده‌ باشید.یک الگویی به خورد شما داده شده که می‌گوید رهبرها اعتماد بنفس خیلی قوی دارند، از جذبه بسیار قوی برخوردارند و توانایی سریع فکر کردن دارند. این‌ها توانایی‌هایی هستند که در جامعه بسیار با ارزشند، بنابراین ممکن شما را از اینکه خود را رهبر بدانید دور کنند یا وقتی کم ارزش تلقی می‌شوید احساس ناامیدی کنید.این حتی برای آدم‌های بسیار حساس که در نقش‌های رهبری را بر عهده گرفتند هم اتفاق می‌افتد. باید اعتراف کنم یک بخشی از من در دام این تفکر محدود از رهبری می‌‌افتد و وقتی این اتفاق می‌افتد در مورد خودم تردید می‌‌کنم. و تردید این سوال را پیش می‌آورد که آیا من اصلا توانایی رهبری دارم.بیست سال طول کشید تا باورهای محدود کننده در مورد رهبر بودن را کنار بگذارم و بپذیریم مهارت‌های مهمی را به عنوان یک آدم بسیار حساس در کارم ارائه می‌دهم.برخلاف تفکر متداول من فکر می‌کنم آدم‌های بسیار حساس رهبران بسیار خوبی خواهند بود. لازم نیست ازبرعهده گرفتن نقش رهبری بترسیم و من به راستی اعتقاد دارم موهبت‌های ما آدم‌های بسیار حساس اجازه می‌دهد رهبرهای بسیار حساس تغییرات مثبت ایجاد کنند.بگذارید به چالش‌های رهبران بسیار حساس نگاهی بیندازیم و ببینیم چطور در حین اینکه برای نقاط قوت مادرزادیمان فضای رشد ایجاد می‌کنیم این چالش‌ها را هم به طور موثر مدیریت کنیم!۶ چالش رهبران بسیار حساس و چگونگی مدیریت آنها۱. ممکن است کلا در برابر رهبری کردن مقاوت کنید!حتی اگر شما همین حالا در نقش رهبری هستید ممکن است بخشی از وجودتان در مورد توانایی‌هایتان تردید داشته باشد. و اگر پیش از این رهبری نکرده‌اید شاید فکر کنید کار شما نیست، یا فقط افراد خیلی خشن برای رهبری پا پیش می‌گذارند. شاید این را در محیط کار، در سیاست، در سازمان‌هایی که به آن‌ها تعلق دارید و یا حتی انجمن والدین یا معلم‌های مدرسه فرزندتان برداشت کرده باشید.به سادگی می‌شود دلیلش را فهمید. نه تنها دیگران در این زمینه متعصب هستند، بلکه مسئولیت‌های رهبری می‌تواند گاهی آدم‌های بسیار حساس را در هم بشکند. مخصوصا اگر دوست نداشته باشید در مرکز توجه قرار بگیرید (که برای برخی آدم‌های بسیار حساس متداول است، اما نه برای همه) ترجیح می‌دهید که پشت صحنه باشید.چطور بر این موضوع چیره بشوید؟*نسبت به پذیرفتن نقش و توانایی‌هایتان متعهد باشید.می‌توانید رهبران حساسی که می‌ستایید را تشخیص بدهید؟ می‌توانید رهبران دلسوز را تشخیص بدهید، حتی اگر مطمئن نیستید که بسیار حساس هستند. من روث بدر گینزبرگ را یک رهبر با هدف مشخص و تفکر استراتژیک و پایداری دلیرانه می‌بینم. او محتاط و متین و در عین حال بسیار قوی‌ست. شما چطور؟ این نقاط قوت را در خودتان می‌بینید؟به این مثال‌ها توجه کنید تا به صورت خودآگاه نیاز به شبیه شدن به آدم‌های غیرحساس را کنار بگذارید. در عوض فکر کنید چه راههایی ویژه‌ای وجود دارد که بسیار حساس بودن‌تان کمک می‌کند به عنوان یک رهبر ظاهر شوید. این نقاط قوت را بنویسید و در جسمتان حسشان کنید.به خاطر داشته باشید: پذیرش نقشتان به عنوان رهبر عمل مغرورانه و یا قدرت طلبانه نیست. بلکه به نفع آن‌های‌ست که به راهنمایی نیاز دارند. وقتی در ابتدا مدیریت اقامتگاه‌ها را آغاز کردم، هنگام غذا عمدا از نشستن بر صندلی سر میز خودداری می‌کردم. برای قرار دادن خودم در صندلی قدرت مقاوت می‌کردم برای اینکه نمی خواستم آنطور دیده شوم. اما بهترین نیت‌ها لزوما بهترین تاثیرات را ایجاد نمی‌کنند. چندین بار پیش آمده، یک مهمان با شخصیت قوی‌تر هدایت انرژی بقیه مهمانان را به دست گرفته است. به مرور زمان یاد گرفتم به عنوان یک رهبر بسیار مهم است که به موقعیت خودم احترام بگذارم تا بتوانم به مهمانانم احترام بگذارم.شما می‌توانید محکم و لطیف رهبر بودن‌تان را بپذیرید. این همیشه سر میز نشستن نیست، اما من به اینکه چگونه می‌توانم با هوشیاری که همراه بسیار حساس بودن هست برا اطمینان از یک محیط عالی برای همه بیشتر آگاهم.۲. برای تصمیم گیری کشمکش دارید!یکی از چهار خصوصیت منحصر به آدم های بسیار حساس عمق پردازش است. این به این معنی است که شما عمیق فکر می‌کنید، اما به زمان احتیاج دارید تا اطلاعات دریافتی را تحلیل کنید  و این می‌‌تواند تصمیم گیری را سخت کند.آدم‌های بسیار حساس ظرافت‌ها و نتایج راه‌های مختلف را می‌بینند و ممکن است در تحلیل‌ها و تصمیمات از ترس انتخاب گزینه غلط  گیر کنند.چطور بر این مشکل غلبه کنید؟*راه‌های جدید تصمیم‌گیری را بررسی کنید.احتیاطی که آدم‌های بسیار حساس دارند اگر باعث سکون آن‌ها نشود یک مزیت بزرگ است. با این سوال شروع کنید که آیا این یک تصمیم بزرگ است یا کوچک. برای تصمیم‌های کوچک ممکن است بهتر باشد با برقراری تعادل میان طبیعت نکته‌سنج خود و تصویر بزرگتر جلوی بیش از اندازه فکر کردنتان را بگیرید. درست و غلط را رها کنید و گزینه«به اندازه کافی خوب» را انتخاب کنید.برای تصمیم‌گیری‌های بزرگتر به خودتان زمان کافی برای پردازش بدهید. فقط با هوشتان پردازش نکنید. شما ممکن است مهارت تحلیلی قوی داشته باشید اما شما احساسگر هم هستید. از خودتان بپرسید راجع به این تصمیم چه احساسی  دارید و ازاین طریق رابطه برقرار کردن با واکنش‌های بدنتان و همین‌طور عمق وجودتان را تمرین کنید.بعضی از تصمیم‌ها نه تنها به زمان احتیاج دارند بلکه به مشارکت آدم‌های دیگر نیز احتیاج دارد! بدانید چه وقت کمک بگیرید. آدمی که جواب سریع می‌دهد ممکن است بهترین راه حل را ارائه ندهد اما راه جدید برای فکر کردن به موضوع را نشانتان بدهد که کمک کند اولویت‌هایتان را دریابید.۳. احتیاج به زمان دارید تا افکارتان را بیان کنید.این‌که شما خیلی عمیق فکر می‌کنید یعنی برای ابراز افکارتان به زمان احتیاج دارید و همیشه هم نمی‌دانید چقدر زمان لازم دارید. مثلا زمان‌هایی وجود دارد که من فکر می‌کنم افکارم را پردازش کرده‌ام اما افکاری توی سرم چرخ می‌خورند که وقتی بیرون می‌آیند در جملات پیوسته قرار نمی‌گیرند. وقتی آدم‌های بسیار حساس قبل از پردازش افکارشان حرف می‌زنند ایده‌هایشان ممکن است درست مطرح نشود، که ممکن است باعث شود بیشتر نسبت به خودتان تردید کنید.و  اگر فکر کنید رهبران برای همه چیز توی آستین‌شان پاسخی دارند این سخت‌تر می‌شود، اما مطمئنا این‌طور نیست!چطور بر این مسئله غلبه کنید؟*به خودتان و بقیه اجازه بدهید برای پردازش وقت داشته باشید.یکی از چیزهای مهمی که باید به عنوان یک آدم بسیار حساس به یاد داشته باشید این است که وقتی به خودتان برای پردازش افکارتان وقت می‌دهید راهتان را در بین ایده ها و ارزش‌هایتان بهتر هدایت می‌کنید. بنابراین برای پردازش افکارتان وقت صرف کنید اما مراقب تمایلات ترسناکی که می خواهند ایده‌هایتان را در انزوا نگهدارند باشید. خیلی مهم است که نظراتتان را به اشتراک بگذارید.شما تنها نیستید- احتمالا آدم‌های دیگری هم وجود دارند که قبل از حرف زدن نیاز به زمان دارند. من وقتی اقمتگاه را اداره می‌کنم مهمانان ترغیب می‌کنم به خودشان اجازه شرکت در انتخاب بدهند. اذعان می‌کنم که بیان افکارم برای من هم مشکل است تا دیگران هم به یاد داشته باشند که می‌توانند وقت داشته باشند و هیچ چیز نباید کامل باشد. به عنوان یک رهبر می‌توانید فضا را از «حاضرجواب بودن» به «وقت کافی برای تحلیل اشکالی ندارد» منتقل کنید.۴. وقتی به همه چیز توجه دارید خسته می‌شوید.شما متوجه اضطراب دیگران می‌شوید و حسش می‌کنید. همچنین وقتی رهبران دیگر خودخواه و یا بی‌احساس می‌شوند شما متوجه می‌شوید.اما این فقط آدم‌ها نیستند که شما را در هم می‌شکنند. برانگیختگی تحت تاثیر محرک‌های محیط و تمام اطلاعاتی که در مفز حساستان حمل می کنید- همه می‌توانند باعث خستگی و مشکل در تمرکز شود.چطور بر این موضوع چیره شوید؟*از قدرت ریز‌بینی و توجه به جزییات‌تان استفاده کنید تا از خودتان و زیر دست‌هایتان مراقبت کنید.احساس کردن همه چیز می‌تواند انرژی‌تان را تحلیل ببرد با این حال یک نقطه قوت محسوب می‌شود. شما موشکاف هستید و متوجه اشتباهاتی می‌شوید که دیگران متوجه‌شان نمی‌شوند.شما می‌توانید از این ریزبینی‌تان استفاده کنید و پویایی گروه را بسنجید، نقاط قوت دیگران را تشخیص دهید و حس کنید چه زمانی ساکت‌ترها باید به گونه دیگری ارتباط برقرار ‌کنند و چه وقت صداهای محکم بلند درست نمی‌گویند. با جمع آوری این نکات ریز شما این فرصت را دارید تا دیگران را قدرتمند کنید و کمک کنید که دیده و شنیده شوند.در عین حال به همان اندازه مهم است که برای خودتان زمان خاموشی و مرزگزاری داشته باشید تا از پا در نیایید. الین ارون در کتاب آدم بسیار حساس در مورد تعادل در بودن در دنیا و بیرون آن صحبت می‌کند. به عنوان یک آدم بسیار حساس مهم است که بدانید چقدر زمان درون و بیرون احتیاج دارید تا سلامت بمانید. برای زمان هایی که می‌دانید تحریک آمیزند هستند با استراحت دادن به خود آماده شوید.۵. ممکن است احساس کم ارزشی کنید.می‌دانم که مهارت‌های رهبری شما به نظر نامرئی و غیرقابل ارزیابی می‌رسد. درست است که چون فرهنگ ما جسارت (تا حد رودرویی) را می‌پسند آدم‌های غیر حساس ممکن است در ابتدا برای راهکارهای شما ارزشی قائل نباشند. یا شاید این تجربه را دارید که ایده ای که به اشتراک گذاشته اید نا دیده گرفته شده و همان ایده از یک شخصیت پر سر و صداتر و حق به جانب‌تر مورد تقدیر قرار گرفته است.چطور بر این مسئله غلبه کنید؟*هدف خود را به یاد داشته باشید و به خودتان اعتماد کنیداجازه ندهید الگوی اجتماعی ارزش شما را تعیین کند. به هدف خودتان باز گردید، دلیل آنچه انجام می‌دهید چیست؟ به نقاط قدرت خود فارغ از اینکه به شما بها داده شده است یا نه اعتماد کنید. شانس زیادی هست که آدم‌ها جادوی شما را حس می‌کنند حتی اگر همیشه تایید شفاهی دریافت نکنید.به این مثال توجه کنید: به تازگی یک اقامتگاه برای دوستان غیرحساسم که از من بسیار بیشتر برونگرا و پرانرژی هستند هماهنگ کردم. من خودم را در حضور آدم‌های با شخصیت‌های جسور منقبض می‌کنم و این در آن سفر اتفاق افتاد. در عین حال برنامه‌ریزی دقیقم را می‌دانستم. ارتباط آرام اما محکم و به توجه به هر فرد مشهود بود. نزدیک به پایان سفر خانومی من را معمار این تجربه خوب خطاب کرد و توانایی من را برای گوش کردن به همه برای اینکه بهترین تجربه را داشته باشند ستود. به عبارت دیگر: نقاط قوت من تفاوت ایجاد کرده بود و بعضی از افراد متوجه‌اش شده بودند، هرچند من در مرکز توجه گروه نبودم.مطمئنا در شرایط بی‌شماری توانایی‌های من بی‌توجه ماند، اما آن هم اشکالی ندارد چون می‌دانم سبب رسیدن به هدف بزرگ‌تری می‌شوند. رهبر حساس روی نتیجه تمرکز می‌کند نه به‌دست آوردن اعتبار.۶. همیشه احساس می کنید کارهای بیشتری برای انجام دادن هست.آدم‌های بسیار حساس در مورد کارشان در دنیا بسیار پرشور هستند، چه شغل‌شان باشد و یا فعالیت‌های اجتماعی، خیریه، یا پروژه های جانبی.وقتی می‌کوشید منصف باشید، از دیگران پشتیبانی کنید و همزمان خلاق و استوار (ثابت قدم) باشید ممکن است یک احساس غر زدن داشته باشید که باید کارهای بیشتری انجام دهید، خیلی بیشتر. خاموش کردن ذهن همواره فعال می‌تواند یک چالش واقعی باشد.چطور با این موضوع کنار بیایید؟*از خودتان بپرسید چطور از دوستی که این مشکل را دارد حمایت می‌کنید.به عنوان یک آدم بسیار حساس تمایل شما به خدمت به جهان با روش‌‌های خلاق یک توانایی مهم حساس است اما فراموش نکنید آنچه تاکنون برای افراد و محیط اطرافتان به ارمفان آوردید را تصدیق کنید. لازم نبود هیچ کدامشان را انجام بدهید. همه‌اش لازم نیست همین حالا اتفاق بیافتد. می‌توانید کمک بگیرید.وقتی فهمیدید که بیش از اندازه عمل می‌کنید، از خودتان بپرسید چطور دوست نزدیکی را که در این شرایط باشد پند می‌دهید.به احتمال زیاد برایشان دلسوزی می‌کنید و به آن‌ها یاد‌آوری می‌کنید که تا همین حالا چقدر کار انجام داده‌اند. به آن‌ها اجازه می‌دهید استراحت کنند، یا فقط روی یک چیز تمرکز کند.مکث کنید و نسبت به خودتان هم چنان شفقتی نشان بدهید این کمکتان می‌کند به عنوان یک رهبر آرام ظاهر شوید و این در زمان طولانی تغییرات بیش‌تری ایجاد می‌کند.یک رهبر حساس رهبری دوست داشتنی است.آدم بسیارحساس عزیز، یادتان باشد:نیاز بی‌نهایتی به روش رهبری شما وجود دارد.درست مانند یک بوم سفید که منتظر است قلم‌موها و رنگ‌های گوناگون را بر سطحش بکشید.منتظر تا ممکن‌ها را بیابید، برنامه ها را شکل بدهید و راهکارهای تازه‌ را کشف کنید و اگر لازم شد تغییر مسیر بدهید.انرژی حساس شما هدیه‌ای برای دنیاست. اگر بپذیریدش می‌توانید آن رهبر کمیابی باشید که مهربان و لطیف است.  این نعمت را اهدا کنید و دیگران را رهبری کنید. فقط لطفا با خودتان هم مهربان و لطیف باشید.پناهگاه آدم‌های بسیار حساسمقالات بیشتر در مورد آدم بسیار حساس را می‌توانید در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس اینجا بخوانید:ما یه اجتماع هستیم که تلاش می‌کنیم درباره آدم‌های بسیار حساس مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.منبع:https://highlysensitiverefuge.com/hsp-leaders-challenges/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2020 17:20:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم بسیار حساس کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-fatlttrwgoxc</link>
                <description>ترجمه دکتر نسیم خوشدلبسیارحساس بودن یعنی چه؟آیا شما همه چیز را بیشتر از بقیه حس می‌کنید؟ آیا مکان‌های شلوغ و محیط‌های پرهیاهو شما را به راحتی خسته و فرسوده می‌کنند؟ آیا برایتان پیش آمده که بخواهید از جمع دور شوید و تنها باشید؟ اگر پاسختان به این سوال‌ها مثبت است شما ممکن است یک ‌‌آدم بسیار حساس باشید که نسبت به آنچه می‌بینید و صداها و رفتارهای عاطفی و محرک‌های دیگر اطرافتان بسیار حساس هستید و این یک خصوصیت طبیعی و سالم است.بسیار حساس بودن نقاط قوت و مزایای گوناگونی به همراه دارد. البته گاهی می‌تواند به برانگیختگی زیاد و خستگی منجر شود و این تازه سرآغاز داستان بسیار حساس بودن است. به خواندن ادامه بدهید تا بیشتر بدانید:این مقاله را به صورت صوتی گوش کنید. آدم‌های بسیار حساس باید خودشان را از محیط‌های پر تقاضا دور کنند، به پناه‌گاهی بروند که بتوانند تنها باشند و خودشان را آرام کنند. آدم بسیار حساس کیست؟آدم بسیار حساس آدمی‌ست که واکنش‌های قوی فیزیکی، روحی و عاطفی به محرک‌ها نشان می‌دهد. محرک‌ها می توانند محرک‌های خارجی باشند مثل محیط اطراف یا آدم‌هایی که با آنها هستید و یا محرک‌های درونی مانند افکار، عواطف و ادراک خودتان.درحالیکه همه گاهی حساس می‌شوند و تا حدی به  محرک‌ها واکنش می دهند، آدم بسیار حساس پاسخ و واکنش بسیار شدیدتری را تجربه می‌کند- آنقدر قوی که خارج از حد تحمل باشد و او را در هم بشکند.بسیاری از آدم‌های بسیار حساس باید خودشان را از محیطهای پر تقاضا دور کنند، به وپناه‌گاهی بروند که بتوانند تنها باشند و فشار ناشی از محرک‌ها را کاهش بدهند.نکته مهم: اگر فکر می‌کنید : «این چیز ویژه‌ای نیست و همه گاهی اینطور حس می‌کنند» احتمال زیادی وجود دارد که شما بسیار حساس نیستید!آدم‌های بسیار حساس بر اساس تجربه می‌دانند که همه چیز را بسیار قوی‌تر از دیگران احساس می‌کنند. آن‌ها متفاوت بودن را تجربه کرده‌اند.اغلب دیگران هم متوجه این موضوع شده‌‌اند و با جملاتی مثل : « چه دقتی داری؟»، «چرا این موضوع اذیتت می‌کنه؟» «نمی‌دونم به نظر من خیلی بلند/داغ/ سرد نمی‌آد» یا «تو خیلی حساس هستی!» آن را یادآوری می کنند.سه نکته که باید راجع به آدم‌های بسیار حساس بدانیم!*بسیار حساس بودن یک خصوصیت طبیعی است.۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت دارای ژنی هستند که آن‌ها را بسیار حساس می‌کند.*بسیار حساس بودن یک خصوصیت واقعی و برپایه تحقیقات است.در روانشناسی هر کسی که درجه بالایی از حساسیت پردازش حسی (SPS)، که یک خصوصیت شخصیتی ست، را دارد آدم بسیار حساس در نظر گرفته می‌شود. حساسیت پردازش حسی خصوصیت پردازش عمیق تجربیات و محرک‌هاست و فرد دارای این خصوصیت در سیستم عصبی تفاوت‌هایی با دیگران دارد.*بسیار حساس بودن مزایا و معایبی دارد.آدم‌های بسیار حساس همدل و خلاق هستند با یک حس درونی قوی و نیازهای دیگران را به خوبی درک می‌کنند- تا آنجا که آن‌ها در مشاغلی مانند روان‌درمان‌گری، مشاوره، هنروری، موسیقی و نوسیندگی بسیار موفق‌اند.از طرفی آدم‌های بسیار حساس با درهم شکستن، خستگی و فرسودگی دست و پنجه نرم می‌کنند، بخصوص از جذب و حس کردن رفتارهای عاطفی افراد اطرافشان. فضاهای پر سر و صدا و شلوغ هم می‌توانند این آدم‌ها را فرسوده کند- در واقع هر داده حسی می‌تواند.از آنجا که آدم‌های بسیار حساس به زمانی احتیاج دارند که تنها باشند، گاهی با افراد درونگرا اشتباه گرفته می‌شوند. حقیقت این است که هرکسی می‌تواند بسیار حساس باشد، چه برونگرا، چه درونگرا و چه کسی که جایی ما بین برونگرا و درونگرا قرار دارد.واقعیت این است که هیچ یک از خصوصیات شما بیش از حد نیست. شما به سادگی یک شخصیت منحصر به فرد و قوی دارید که هم طرفداران خودش را دارد هم مخالفین.چهار نشانه علمی که آدم بسیار حساس را توصیف می کند.اگر دوست دارید بدانید که آیا بسیار حساس هستید نشانه‌های آدم بسیار حساس را اینجا پیدا می‌کنید.اگر اغلب به شما گفته می‌شود که بیش از اندازه عمیق هستید، بیش از اندازه حساس هستید و یا خیلی بیش از حد حس می‌کنید شما احتمالا یک آدم بسیار حساس هستید.( واقعیت این است که هیچ یک از این خصوصیت‌ها در شما بیش از حد نیست. شما به سادگی یک شخصیت منحصر به فرد و قوی دارید که هم طرفداران خودش را دارد هم مخالفین.) اما برای اینکه مطمين شوید خوب است که خصوصیات آدم‌های بسیار حساس را بفهمید و ببینید کدام یک را تجربه می‌کنید.خوشبختانه این خصوصیات در مورد انسان ها و حیوانات بیش از ۲۰ سال است که به خوبی مورد مطالعه فرار گرفته است.به نظر می‌رسد که بسیاری از تجربه‌های مشترک آدم‌های بسیار حساس به چند خصوصیت اساسی برمی‌گردد. این خصوصیات برای اولین بار توسط دکتر الین ارون منتشر شد و توسط محققان دیگر تایید شد و بسط پیدا کرد.امروز دکتر ارون بر چهار خصوصیت اصلی برای توصیف آدم بسیار حساس تاکید دارد:۱.عمق پردازشآدم‌های بسیار حساس اطلاعات را عمیق‌تر از بقیه افراد پردازش می‌کنند.برای مثال اگر کسی به آدم بسیار حساس نشانی‌اش را بگوید، آدم بسیار حساس آن را بارها و بارها در ذهنش مرور می‌کند و یا نام خیابان را با کلمات و نام‌هایی که آهنگ مشابه دارند به خاطر می‌سپرد. آدم‌های بسیار حساس ممکن است یک ارتباط استعاری بین نام خیابان و ایده‌های دیگر پیدا کنند. این موضوع یک کاربرد عملی دارد – این به این مفهوم است که احتمال اینکه آن‌ها نشانی را فراموش کنند خیلی کم است- و این همچنین بخشی از آن چیزیست که آدم‌های بسیار حساس را از لحاظ هنری خلاق می‌کند. اما این یعنی سیستم عصبی آدم‌های بسیار حساس هر بخش کوچک اطلاعات را بارها و بارها پردازش می‌کنند و زیر ذره‌بین قرار می‌دهند. این یک خصوصیت بنیادی در آدم‌های بسیار حساس هست و همین خصوصیت است که باعث می‌شود انرژیشان تحلیل برود و بیش از حد خسته بشوند. که ما را می‌رساند به خصوصیت دوم...۲.بر‌انگیختگیپردازش هرچیز کوچکی به صورت متداوم بسیار خسته کننده است. با توجه به اینکه یک آدم بسیار حساس جزیياتی را جذب و پردازش می‌کند که دیگران هرگز متوجه آن‌ها هم نمی‌شوند عملاً در طول روز کار شناختی بیشتری نسبت به متوسط افراد انجام می‌دهد. پس خیلی طبیعی است که یک آدم بسیار حساس در شرایطی که دیگران هیچ مشکلی ندارند احساس خستگی کنند.مثال این موضوع می‌تواند این باشد که آن‌ها فقط می‌توانند یک یا دو برنامه در هر روز سفرشان داشته باشند نه یک برنامه فشرده، به لحظه‌های سکوت و آرامش احتیاج دارند، بدون مکالمه درحالیکه دیگران می‌خواهند حرف بزنند، یا  آرزو می‌کنند به جای یک رستوران شلوغ و پر هیاهو به یک محیط آرام و بی سر و صدا بروند.آدم‌های بسیار حساس  مانند آدم‌های غیر حساس می‌توانند محیط‌های پر محرک را تحمل کنند فقط برای مدت کوتاه‌تر و فقط اگر با طراوت و با نشاط به آن محیط‌ها وارد شوند.۳. همدلی (یا واکنش عاطفی)واکنش عاطفی یعنی آدم‌های بسیار حساس عکس العمل قوی‌تری به تجربیات مثبت و منفی نشان می‌دهند. هرچند تحقیقات نشان داده که این اثر بیشتر در ارتباط با تجربه‌های مثبت یا ت مشاهده تصاویر با محتوای مثبت دیده می‌شود.محیط مثبت نه تنها آدم‌های بسیار حساس را در وضعیت عاطفی خوبی قرار می‌دهد بلکه باعث خلاقیت و تفکر بهتر او می‌شود. این می‌تواند یکی از دلایلی باشد که آدم‌های بسیار حساس می‌خواهند یک خلوتگاه برای خودشان درست کنند ( و اغلب نمی‌خواهند کس دیگری به آن وارد شود) که شرایط اطرافشان قابل کنترل باشد و جوی را که به آن احتیاج دارند ایجاد کنند.همدلی یعنی اینکه: آدم‌های بسیار حساس نسبت به احساس دیگران آگاه‌ترند، راجع به آنچه دیگران به آن احتیاج دارند فکر می‌کنند و مشتاق به کمک به دیگران هستند.مغز آدم‌های بسیار حساس به تصاویر چهره دیگران که حسی را نشان می‌دهد واکنش قویتری دارد، و  به خصوص اعصاب آینه‌ای‌شان- آن قسمت مغز که کمک می‌کند عواطف دیگران را بفهمیم و با آن‌ها همدلی کنیم- قوی‌تر است.برای یک آدم بسیار حساس همدلی فقط فهمیدن احساسات و عواطف دیگران نیست. بسیاری از آدم‌های بسیار حساس عواطف دیگران را جذب می‌کنند حتی وقتی کسی احساساتش را به طور واضح بروز نمی‌دهد. آن‌ها احساسات را همانطور که از آدم‌ها جذب می‌کنند از مکان‌ها هم دریافت می‌کنند.۴.حساسیت به جزییاتآدم‌های بسیار حساس در توجه به جزییات و ظرافت‌هایی که دیگران متوجه‌شان نمی‌شوند قدرت مادرزادی دارند. این به این مفهوم نیست که گوششان تیز است یا چشمانشان قوی است؛ این وقتی اتفاق می‌افتد که سیستم عصبی آن‌ها طوری طراحی شده است که کوچکترین دریافت حسی را عمیقتر پردازش می‌کنند.نتیجه‌اش این است که آدم‌های بسیار حساس کوچکترین صداها،کوچکترین حرکت‌ها، بوها و مزه‌هایی که دیگران اصلا متوجه آن‌ها نمی‌شوند، را حس می‌کنند. (این می‌تواند به برانگیختگی کمک کند از آنجایی که محیط‌های کاری برای کسانی طراحی شده است که تمرکزشان را با این نکات ریز از دست نمی‌دهند و این جزییات آزارشان نمی‌دهد.)شما ممکن است بعضی از این خصوصیات را بیشتر از بقیه‌شان در خودتان ببینید، اما اگر با بیشتر آن‌ها سرتان را به نشانه تصدیق تکان داده‌اید احتمال زیادی برای بسیار حساس بودن شما هست.آدم‌های بسیار حساس:  شما سالم و معمولی هستید و شخصیت شما با مزایای مهمی همراه است.دنیا شدیداً به تعداد بیشتری آدم بسیار حساس احتیاج دارد.اگر شما یک آدم بسیار حساس هستید کاملا با تجربه فرسوده بودن، اضطراب و فشار عاطفی آشنا هستید. برای تعداد بیشماری از آدم‌های بسیار حساس این‌ها خصوصیاتی هستند که شخصیتشان با آن‌ها توصیف می‌شود. بعضی‌هایشان فکر می‌کنند معیوب هستند و بسیاری هم احساس می کنند از جمع آدم‌های غیرحساس رانده شده‌اند.اما بسیار حساس بودن شما ضعف نیست قدرت است.بسیار حساس بودن کاملا عادی و معمولی ست. اگر شما بسیار حساس هستید، بدانید دنیا شدیدا به آدم‌های بیشتری مثل شما احتیاج دارد!به آدم‌های بسیار حساس احتیاج داریم زیرا:۱.آدم‌های بسیار حساس  لایه‌های مختلف عواطف را می‌بینند که دیگران نمی‌بینند- و از آن‌ها استفاده می‌کنند تا دنیا را غنی‌تر کنند.خیلی از افراد ممکن است فکر نکنند بتوانند هیچ ارتباطی با بسیار حساس بودن برقرار ‌کنند در حالیکه شانس زیادی وجود دارد که آهنگ‌ها، نقاشی‌ها و داستان‌های مورد علاقه‌شان توسط یک آدم بسیار حساس خلق شده باشد.آدم‌های بسیار حساس این موهبت را دارند که به درون دنیای احساسات و رویاها دست می‌یابند و آن‌ها را به لحظات شگفت‌انگیز برای دیگران تبدیل می‌کنند.۲. آدم‌های بسیار حساس رهبری دلسوزانه و همراهانه ارايه می‌دهند.اشتباه نکنید درحالیکه بسیاری از آدم‌های بسیار حساس طبیعت بی رحم دنیای تجارت را دوست ندارند، بسیاری از آنها فعالانه می‌کوشند که تغییرش بدهند.رهبران بسیار حساس به اعضای گروهشان بیشتر گوش می‌دهند، دلایل تصمیماتشان را به طور شفاف مطرح می‌کنند و به نقاط قوت و اولویت‌های همکارانشان توجه می‌کنند. آن‌ها در استفاده از کلمات مثبت و بوجود آوردن توافق جمعی موفق هستند و اجازه می‌دهند تا کارمندانشان در مواقع ضروری احساسات خودشان را بدون اینکه توبیخ شوند ابراز کنند.  تعداد مدیران بسیار حساس ممکن است زیاد نباشد اما بهترین مدیران و رییس‌هایی هستند که در زندگی داشته‌اید.۳. آنها به اطرافیانشان کمک می‌کنند احساساتشان را تحلیل کنند (و نیازهایشان تامین شود)آیا ممکن است آدم‌های بسیار حساس یک نقش تحولی اساسی را برای بقیه گروه داشته باشند؟هرکس یک دوست بسیار حساس دارد احتمالا می‌گوید بله!آدم‌های بسیار حساس دوستانشان را با تشویق تقویت می‌کنند، آن‌ها خالصانه و با همدلی به کشمکش‌های شما واکنش نشان می‌‌دهند و به شما کمک می‌کنند ارتباطاتی را ببینید که هرگز به تنهایی نمی‌توانستید!آدم‌های بسیار حساس:  شما عادی و طبیعی هستید، شما سالمید، و شخصیتتان مزایای مهمی به همراه دارد. بسیار حساس بودن همیشه راحت نیست و شاید راهکارهایی را فرا بگیرید تا با در‌هم‌شکستگی‌تان کنار بیایید.  اما اشتباه نکنید:  بسیار حساس بودنتان بهترین خصوصیت شماست.مقالات بیشتر در مورد آدم بسیار حساس را می‌توانید در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس اینجا بخوانید: ما یه اجتماع هستیم که تلاش می‌کنیم درباره آدم‌های بسیار حساس مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی درباره آدم‌های بسیار حساس پیدا خواهید کرد.منبع: https://highlysensitiverefuge.com/what-is-highly-sensitive-person/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2020 13:19:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بچه‌های بسیار حساس جشن تولدها را دوست ندارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-ev38hmwmqqgd</link>
                <description>داستان منپسر بزرگ من امسال شش ساله شد. در تمام این سال‌ها جشن تولدها (و به طور کلی مهمانی‌ها) از عذاب‌آورترین اتفاقات زندگی‌اش بوده است. در هیچ‌کدام عکس‌ها نمی‌خندد، با تعجب به بادکنک‌ها و کیک و هدیه‌ها نگاه می‌کند و آنجا که برایش «تولد تولد» می‌خوانند انگار دارد به صدای اره برقی گوش می‌کند. دیدن این صحنه‌ها در روزی که باید بهترین روز زندگی یک کودک باشد من را به عنوان مادر خیلی آزار می‌داد. اما بیکار ننشستم و دنبال پاسخ این سوال گشتم که چرا پسرم در جشن تولدها خسته و درهم شکسته می‌شود.پاسخ سوال این است که : پسر من یک بچه بسیار حساس است.بچه بسیارحساس (و در بزرگسالی آدم بسیار حساس) سیستم عصبی بسیار قوی دارد، حواسش بسیار قوی هستند که باعث می‌شود داده‌های حسی بسیار زیادی را از محیط دریافت کند و آن‌ها را عمیق‌تر از آدم‌های دیگر پردازش کند. قسمت‌های مختلف مغز کودکان بسیار حساس نسبت به بچه‌های غیر حساس فعالتر است، پس هیچ تعجبی ندارد که آن‌ها مهمانی شاد شما را بیشتر شبیه میدان جنگ می‌بینند و می‌خواهند هرچه زودتر از آن خلاص شوند.در این مقاله از خانم مورین، پنچ دلیلی را که بچه‌های بسیار حساس جشن تولد را دوست ندارند می‌خوانیم:برای خیلی از بچه‌ها جشن تولد یک اتفاق معمولیست پر از بادکنک‌های رنگی، کیک و خوراکی و هر طرف که نگاه کنی بازی و سرگرمی! چه چیز بهتر از این!اما اگر فرزند شما بسیار حساس است و به راحتی از محیط خسته می‌شود، جشن تولدها می‌توانند او را دچار اضطراب کند. چیزهایی که مهمانی را برای اکثر بچه‌ها جذاب می‌کند می‌تواند برای بچه‌های بسیار حساس به‌سادگی یک چالش باشد. اینجا پنج دلیل که باعث می‌شود جشن تولدها برای این بچه‌ها مشکل باشد را مرور می‌کنیم.۱. جشن تولدها قابل پیش‌بینی نیستند.آسایش بچه‌های بسیار حساس در یک روال ثابت در زندگی است. آن‌ها دوست دارند بدانند چه پیش می‌آید و کنترل شرایط را در دست داشته باشند. جشن تولدها هر چیزی هستند به جز قابل پیش‌بینی و معمولا پر از اتفاقات و بازی‌های غافلگیرکننده هستند.هرچه والدین بیشتر و بیشتر از مهمانی‌های ساده خانگی به خاطر راحتی برگزاری جشن‌ها در سالن‌ها ، محل‌های بازی و رستوران‌ها فاصله می‌گیرند، بچه‌ها بیشتر مجبور می‌شوند هنوز ژاکت‌شان را در نیاورده با محیطی جدید با صداها و مناظر و آدم‌های ناشناخته روبرو بشوند. این موضوع می‌تواند برای بچه‌های بسیار حساس که نیاز به زمان برای مشاهده اطراف و عادت کردن به محیط دارند چالش بزرگی باشد.۲. جشن تولدها پر از محرک حواس هستند.وقتی راجع به تولد فکر می‌کنید چه چیزی به ذهنتان می‌رسد؟*صدای بلند موسیقی و رقص*بچه‌های هیجان‌زده که  فریاد می‌زنند و می‌پرند و به همه طرف می‌دوند.*به هرکجا نگاه می‌کنی تزیینات حرفه‌ای و بادکنک.* و همه توی یک اتاق شلوغ «تولدت مبارک!» می‌خوانند.* یا یک گروه سرگرمی که بچه‌ها را سرگرم کنند و برای آن‌ها بازی و فعالیت ایجاد کنند.این روزها نمی‌شود واژه ساده را برای جشن‌های بچه‌ها استفاده کرد. همینطور که مهمانی‌های آن‌چنانی این روزها خیلی عادی هستند، خسته شدن و پریشان و مضطرب شدن در محیط مهمانی از همیشه برای کودک بسیار حساس راحت‌تر پیش می‌آید.۳. در جشن تولدها احتیاج به معاشرت زیاد هست.مهمانی‌ها فشار اجتماعی زیادی به همراه دارند، مخصوصا اگر فرزند شما صاحب تولد باشد. باید به مهمانان خوش‌آمد بگوید و تشکر کند و بعد هم با بچه‌ها بازی کند.ارتباط برقرار کردن و بازی کردن با مهمان‌ها می‌تواند برای کودک بسیار حساس سخت باشد و او احساس راحتی نکند. ممکن است برای گفتن «تولدت مبارک» و یا ارتباط با دوستانش به خاطر محیط ناآشنا و محرک‌های زیاد دچار مشکل بشود.بچه‌های بسیار حساس راحت‌ترند ارتباط یک نفره برقرار کنند. تلاش برای پیوستن به گروه همسن و سالانشان چه آنها را بشناسند و یا نشناسند می‌تواند برایشان بی‌نهایت دشوار باشد.۴. در جشن های تولد فشار برای شرکت در فعالیت‌ها وجود دارد.سرگرمی‌ها و بازی‌ها در تولدها می‌تواند به مهمانی نظم بدهد و بچه‌ها را سرگرم کند اما از طرفی با فشار زیاد برای انجام دادن آن‌ها در حضور دیگران همراه است. بچه‌های بسیار حساس معمولا در بازی‌ها شرکت نمی‌کنند چون این بازی‌ها توانایی‌های بچه‌ها را مرکز توجه قرار می‌دهند و احتمال شکست در آن‌ها خیلی زیاد است. رقصیدن هم همینطور است.تصور کنیر از شرایط به ستوه آمده‌اند و بعد هم مجبورشان می‌کنیم در بازی ناشناخته‌ای رقابت کنند.تعجبی ندارد ساکت بشوند و یا عصبانی بشوند و گریه کنند و جیغ بزنند.۵. بچه‌ها در جشن تولدها در مرکز توجه قرار می‌گیرند!بیشتر بچه‌های بسیار حساس دوست ندارند مرکز توجه قرار بگیرند. همیشه این امکان وجود دارد که بچه‌های مهمان مورد توجه قرار بگیرند اما صاحب تولد حتما در مرکز توجه است. بچه‌های دیگر می‌خواهند کنارش بنشینند و با او بازی کنند. بزرگترها از او سوال می‌پرسند و همه می‌خواهند با او و یا از او عکس بگیرند. و بعد هدایا را باز کند و یا همه برایش «تولدت مبارک» بخوانند. همه این‌ها برای کودکی که می‌خواهد مرکز توجه نباشد حکم شکنجه را دارد. اگر فرزندتان وقتی برایش تولدت مبارک می‌خواند گریه می‌کند و یا نمی‌خواهد شمع‌ها را فوت کند، شما تنها نیستید. همه آنچه پیشتر گفته شد می تواند فشار زیادی بر کودک بسیار حساس بگذارد.راهکارهای منبعد از فهمیدن اینکه جشن تولدها چقدر برای پسر بسیار حساس من عذاب‌آور است. جشن تولدهایش را ساده برگزار می‌کنیم. دوستان خیلی نزدیکش را دعوت می‌کنیم. از خودش برای برنامه‌ریزی کارهایی که دوست دارد در مهمانی انجام دهد و غذاهایی که دوست دارد کمک می‌گیریم. زمان مناسب و کوتاهی برای جشن در نظر می گیریم.اگر به جشن تولد دوستانش دعوت شده باشد، اجازه می‌دهیم خودش تصمیم بگیرد که دوست دارد برود یا نه. هدیه را خودش انتخاب کند. هنگام ورود صبر می‌کنیم تا وقت داشته باشد محیط جدید را تحلیل کند. به جز سلام و خداحافظی مجبور نیست وارد هیچ مکالمه‌ای بشود. رقصیدن، شرکت در بازی‌های گروهی و حضور در عکس‌ها به خودش بستگی دارد و اگر تمایل ندارد مجبور نیست.  هر وقت هم که دیگر احساس راحتی نمی‌کند مهمانی را ترک می‌کنیم.این موارد را حتی برای مهمانی‌های کوچک خانوادگی هم در نظر می‌گیریم که باعث شده‌اند هم تنش‌ها کمتر شوند و هم بیشتر خوش بگذرد.شما چطور آیا فرزندتان مهمانی ها را دوست ندارد ؟؟؟؟منبع:https://www.thehighlysensitivechild.com/why-birthday-parties-are-difficult-for-the-highly-sensitive-child/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2020 13:28:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ نکته کلیدی که زندگی آدم بسیار حساس را تغییر می‌دهد!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DB%B1%DB%B0-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF-ar4ufwg9tgpp</link>
                <description>نوشته انجل چرنافترجمه دکتر نسیم خوشدل« آنان که می‌رقصند، در چشم کسانی که صدای موسیقی را نمی‌شنوند ،همیشه دیوانه به نظر می‌آیند...» نیچهآدم‌های بسیار حساس غالبا ضعیف و درهم‌شکسته تلقی می‌شوند. اما عمیق حس کردن نشانه ضعف نیست و بلکه مشخصه یک انسان براستی زنده و دلسوز است. این آدم بسیار حساس نیست که درهم‌شکسته است، این درک ناصحیح جامعه است که ظرفیت عاطفی (پذیرش این عمیق حس کردن را) ندارد!بیان کردن احساس واقعی نباید باعث شرمندگی باشد! آن‌ها که گاهی بیش از حد احساساتی و یا پیچیده توصیف می‌شوند همان‌هایی هستند که رویای دنیایی ملاحظه‌گر، مهربان و انسانی را زنده نگه می‌دارند!هرگز از اینکه احساساتتان، لبخندتان و اشک‌هایتان براین دنیا نوری بتاباند شرمنده نباشید!البته گفتنش بسیار راحت تر از عمل کردن است! چون بسیار حساس بودن می‌تواند خیلی گیج‌کننده باشد!چرا انجام کارهای معمولی که دیگران به سرعت آن‌ها را پیش می‌برند انقدر شما را فرسوده می‌کند؟ چرا شما این همه بر روی جزییاتی که می بایست فراموش شود تامل می کنید؟ چرا ظرافت‌ها برای شما اینچنین بزرگ هستند اما دیگران متوجه آن‌ها نیستند!اینطور به نظر می آید که شما بدون لایه محافظتی که دیگران دارند به دنیا آمده‌اید. سعی می‌کنید پنهانش کنید، بی‌تفاوت باشید و حواستان را پرت کنید! اما اظهارنظر دیگران زره‌تان را پاره می‌کند: بیش از اندازه به مسایل فکر می‌کنی! تو خیلی حساسی! قوی شو!و شما می‌مانید و این سوال که من چرا این‌طور هستم؟حستان را می دانم! من در چهل‌سالگی به طور اتفاقی به عبارت آدم‌های بسیار حساس برخوردم و باعث شد بفهمم چه شیرین است یکی از هزاران نفری باشی که می‌گویند تو این طور هستی؟ من هم همین‌طور!از آن زمان فهمیده‌ام تعداد زیادی از آدم‌های بسیار حساس از دیگران کناره‌گیری می‌کنند! احساس می‌کنند که درک نمی‌شوند و متفاوتند! ومعمولا دلیلش را هم نمی‌دانند! این آدم‌ها متوجه نیستند که یک خصوصیت ساده دارند که متفاوت بودن و ویژگی‌هایشان را توجیه می‌کند! و حتی یک اصطلاح علمی برایش وجود دارد sensory processing sensitivity  (حساسیت پردازش حسی). دکتر الین ارون روانشناس و محقق تخمین زده است ۱۵ تا ۲۰ درصد آدم‌ها سیستم‌های عصبی دارند که محرک‌ها را قوی‌تر پردازش می‌کنند! عمیق‌تر فکر می‌کنند و عمیق‌تر احساس می‌کنند (فیزیکی و روحی) و به راحتی برانگیخته می‌شوند!براساس تحقیقات من تعدادی از چهره‌های موفق تاریخی بسیار حساس بودند، آلبرت انیشتین، مارتین لوترکینگ و استیو جابز از آن دسته هستند! من این را خبر خوبی می‌دانم که نشان می‌دهد ما آدم‌های بسیارحساس بی‌استعداد به‌دنیا نیامده‌ایم.اما وقتی نمی‌دانیم این حساس بودن را چطور کنترل کنیم خودمان را تحت فشار قرار می‌دهیم تا هم‌پای دیگران باشیم. سعی می‌کنیم کارهایی بکنیم که دیگران آن‌‌ها را به راحتی انجام می‌دهند و حتی از آن‌ها بهتر باشیم! و این سرمنشاء مشکلات می‌شود!زمان‌هایی هست که با همین موهبتمان، کارمان را به نحو احسنت انجام می دهیم، دانشجویان خلاق، کارمندان باوجدان و عضو فداکار خانواده هستیم. اما فشار آوردن بیش از توانمان به مرور عوارض خود را نشان می‌دهد! مشکلات پیاپی برای سلامتتان ، انفباض ماهیچه و احساس خستگی مداوم و کلافه بودن بی‌دلیل!اگر این مسایل به نظرتان آشنا می‌آید، این ۱۰ نکته می‌تواند کمکتان کند کش‌مکش‌ها را رها کنید و شروع به شکوفایی ‌کنید:۱.جستجو برای یافتن کسی یا چیزی که شما را تعمیر کند را متوقف کنید!حساس بودن یک خصلت خلقی ست نه یک اختلال پزشکی! پس شما یک مشکل موروثی ندارید! اما متاسفانه به دلیل اینکه این موضوع یک حوزه جدید در مطالعات پزشکی و سلامت است خیلی از مشاورین در این مورد آگاهی ندارند.هرچند آدم‌های بسیار حساس بیشتر در معرض آلرژی‌ها و حساسیت به مواد غذایی و شیمیایی و داروها هستند و همینطور بیشتر در معرض برانگیختگی و در نتیجه اضطراب هستند. اما حساس بودن احتیاج به درمان ندارد!آدم‌های بسیار حساس موفق فهمیده‌اند که در‌هم‌شکسته نیستند! اگر ذهنتان از جستجوی راه حل برای از بین بردن آن‌چه نقض به نظر می‌رسد به سطوح آمده باید بدانید پاسخ هم‌زیستی با طبیعت حساستان، درون خود شما نهفته است.۲. (هرچند بار که لازم است) به خودتان بگویید شما فریب‌کار نیستید!سندرم ایمپاستر* (Impostor Syndrome) منحصر به آدم‌های بسیار حساس نیست. بسیاری از آدم‌های با وجدان و موفق قربانی این ترس ناخوشایند هستند. اما برای آدم‌های بسیار حساس ناراحتی شدید از این‌که مچ‌شان گرفته شود همیشگی است.چرا اینطور نباشد، وقتی شما تمام عمر فکر کرده‌اید متفاوت هستید و سعی کرده‌اید خودتان را با دیگران تطبیق بدهید؟ شاید اشک‌هایتان را وقت دیدن پیام بازرگانی تقصیر گرد و خاک انداخته باشید، یا در مسابقه دو محل کارتان ثبت نام کرده باشید در حالی‌که از دو بیزارید و بعد به خاطر زمانی که طول می‌کشد تا بدنتان خودش را بازیابی کند شرمنده می‌شوید حتی اگر طوری بزرگ شده باشید که به حساسیت خود ببالید، بعید است از فشار فرهنگی که شما را مجبور می‌کند خود واقعیتان را پنهان کنید خلاص شده باشید.آدم‌های بسیار حساس موفق به این موضوع که مغزشان نسبت به ۸۰-۸۵٪ جمعیت ساختار متفاوتی دارد احترام می‌گذارند. اگر مرتب فکر می‌کنید باید کس خاصی باشید اما نیستید و باید کاری بکنید اما نمی‌توانید، باید متوجه باشید گرانقدر دانستن دست‌آوردها و نقاط قوت منحصربفردتان اجازه می‌دهد راحت‌تر خود واقعیتان را حتی با اینکه متفاوت است نشان دهید.* سندرم ایمپاستر یا نشانگان خودویرانگری یک پدیده روانی است که در آن افراد نمی‌توانند موفقیت‌هایشان را بپذیرند. بر خلاف آنچه شواهد بیرونی نشان می‌دهد که فرد با رقابت و تلاش به موفقیت رسیده، خود فرد تصور می‌کند که لیاقت موفقیت را ندارد و فریب‌کار است. فرد مبتلا به این نشانگان، موفقیت خودش را در نتیجه خوش‌شانسی، زمان‌ مناسب یا فریب دادن دیگران می‌داند و این موضوع که فرد باهوش یا تلاش‌گر است توسط خودش مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد...۳. دنبال آدم‌های شبیه به خودتان بگردید (و بدانید که تنها نیستید)!احتمالا احساس متفاوت بودن و تنهایی می‌کنید. اما واقعیت این است که شما تنها نیستید. افراد بسیاری پیش از آن‌که بفهمند تعدادی زیادی از آدم‌ها آن‌ها را درک می‌کنند، سردرگمی در انزوا را تجربه کرده‌اند. این افراد افزایش توانایی ناشی از حمایت افراد هم فکر را درک کرده‌اند و می‌خواهند آن را به دیگران هم منتقل کنند.مهم این است که تا حد امکان با آدم‌های بسیار حساس در حال پیشرفت و یا آن‌ها که حداقل آماده پذیرش ممکن‌ها هستند معاشرت کنید. آن‌ها نه‌تنها فهمیده‌اند که حساسیت‌شان را چطور مدیریت کنند، بلکه فهمیده‌اند چطور قدرت فراوانش را به خوبی به کار بگیرند. این افراد می‌دانند احساس محصور بودن چه احساسی‌ست و می‌توانند تجربه‌های دست اولی ارائه کنند و خردی که به شما کمک کند حساسیتتان را در جهت منفعتتان به کار بگیرید.آدم‌های بسیار حساس موفق قدرت حساسیت بودن خودشان و دیگران را می‌ستایند و از آن لذت می‌برند. اگر احساس بی‌پناهی و درک نشدن می کنید، یک مربی، راهنما یا جمعی را پیدا کنید که شما را درک می‌کنند و این ارتباط را پرورش دهید.۴. در هر شرایطی نکته مثبت پنهان را بیابید و آن را جذب کنید.مغز یک فیلتر توانمند است که تجربه‌ها و درک از واقعیت را شکل می‌‌دهد. اگر فکر کنید دنیا جای خطرناکی است مغز شما طوری کار می‌کند که شواهد خطر را شکار کند. اگر باور کنید جای دوست داشتنیی است، موقعیت‌های دوست داشتنی را پیدا می‌کند. روی هر چیز بیشتر تمرکز کنید، آن را بیشتر دریافت می‌کنید.هرچه محیطی که آدم بسیار حساس در آن قرار می گیرد منفی‌تر باشد بیش‌تر رنج می‌کشد و برعکس هرچه محیط مثبت‌تر باشد بیش‌تر رشد می‌کند (حتی بیش‌تر از دیگران).افکار محرک سیستم عصبی شما هستند. یکی از مهمترین کارهایی که یک آدم بسیار حساس می‌تواند انجام بدهد تصدیق کردن اتفاقات و افکار منفی و بعد رها کردن آن‌ها است (آن‌ها را نادیده نگیرید، چون هرچه در مقابلشان مقاومت کنید بیشتر ادامه می‌یابند). خودتان را در افکار و موقعیت‌های مثبت غرق کنید که احساس خوبی کنید و یا حداقل آرام‌بخش باشد و شما را تسکین بدهد.آدم‌‌های بسیار حساس موفق تصمیم می‌گیرند جهان را لبریز از فرصت‌هایی برای قدرشناسی ببینند و خود را در آن حس‌های مثبت غرق می‌کنند. اگر خود را در مقابل احساسات و شرایط‌تان بی‌دفاع حس می‌کنید، باید درک کنید که افکار شما (و بارهای احساسی که برانگیخته‌اند) همیشه تحت کنترل شما هستند.۵. نسبت به آن‌چه قبلا نقص‌‌ می‌پنداشتیم بینش‌ جدید پیدا کنیم.موهبت حساس بودن شامل درک عمیق و یک حس غریزی در نظر گرفتن تمام زوایا و تبعات است. اما همین عمیق به جزییات پرداختن باعث می‌شود با تحریک‌های بی حاصل خسته و فرسوده بشوید. و وقتی دلیلی برای این طور احساس کردن و رفتار کردن نمی‌یابید، راحت‌تر است آن را به عنوان نقص سرزنش کنید.در حقیقت این ؛ضعف‌ها ؛ نیازهای پاسخ داده نشده و موهبتی منحصر به فرد است که باید پرورش پیدا کند. با بازبینی گذشته و پرورش حالتان، خودتان را برای موفقیت در آینده آماده می‌کنید!آدم‌های بسیار حساس موفق تعاریف قدیمی را در روشنایی درک عمیقشان از بسیارحساس بودنشان بازنگری می‌کنند. اگر بسیار حساس بودن و بخش‌های نادیده گرفته شده وجودتان شما را درگیر کرده‌اند، سعی کنید روی دیگر سکه را درنظر بگیرید آن‌جا بهترین نقاط قوت خود را می‌یابید. حس غریزی درونی، دید، هوشیاری و این فهرست ادامه دارد...۶. با خودتان با شفقت رفتار کنید.به عنوان یک آدم بسیار حساس شما بسیار دلسوز هستید، آنقدر که قرار دادن راحتی و نیازهای دیگران پیش از نیازهای خودتان جزیی از وجود شماست. مهمتر از آن شما اغلب بزرگترین منتقد خودتان هستید. خودتان را به شدت تحت فشار قرار می‌دهید و بعد با خودتان برای نرسیدن به هدف بد رفتاری می‌کنید. شما خودتان را طوری نقد می‌کنید که هرگز در خیالتان هم دیگران را آن‌طور قضاوت نمی‌کنید.کنترل کردن منتقد آزاردهنده درونتان برای این‌که با خود مهربانی کنید ضروری‌ست. اما برخلاف باور معمول نباید بیرحمانه نادیده‌اش بگیرید. یکی از موهبت‌های شما تفکر عمیق است چرا آن را نپذیرید؟ کنترل را با گوش کردن به افکارتان بدون اینکه آن‌ها را قضاوت کنید (بهرحال گوهر خرد می‌تواند در عمق وجودتان نهفته باشد) و بعد روی افکاری تمرکز کنید که عواطف مهربان‌تر و دوست داشتنی را در بدنتان برمی‌انگیزد. از آن جایگاه با احساس بهتر، بهتر می‌توانی رفتارهایی را برای مراقبت از خودتان و دیگران برگزینید. آدم‌های بسیار حساس موفق همان شفقتی را که در ابرازش به دیگر خوب هستند به خودشان نشان می‌دهند. در ابتدا ممکن است خودخواهانه یا بیهوده به نظر برسد اما این‌طور نیست. اگر منتقد درونتان ارزش آن‌چه هستید را پایین می‌آورد پاسخش را با دوست داشتن خود بدهید. چاره‌اش همین است.۷. مرزهای سالم خلق کنید نه دیوارهای محکم عاطفی!ما با این فرهنگ زندگی می‌کنیم که برای جمله‌ی &quot; قرص مسکن بخور و ادامه بده&quot; خیلی بیشتر از حساس بودن ارزش قایل است. ما با شنیدن این بزرگ می‌شویم که نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود، آن‌ها که بقاء از آن کسانی‌ست که آماده‌ترند ؛ زندگی عادلانه نیست - به آن عادت کنید. &quot; ما کسانی را که برای چیره شدن بردشواری‌ها ممارست می‌کنند تحسین می‌کنیم.به عنوان یک آدم بسیار حساس واکنش ناخودآگاه شما به مسائل می‌تواند ثابت ماندن یا تلاش برای قوی شدن باشد. دیوارهایی می‌سازید که شما را از آزرده شدن حفظ کنند. دیوارهای عاطفی مانند سرکوب احساسات یا ایجاد آشوب برای منحرف شدن از دلایل اصلی رنج. دیوارهای جسمانی مانند پنهان شدن پشت اضافه وزن. دیوارهای روحی مثل مصرف مواد مخدر و الکل برای خاموش کردن احساسات!یا ممکن است اجازه بدهید تمام مرزهایتان یک‌باره از بین برود، این گونه به صورت ناخودآگاه انرژی‌های دیگران را جذب می‌کنید و احساس می‌کنید عواطف و حوادثی که پیش‌بینی‌شان نکرده‌اید شما را می‌بلعند. سعی می‌کنید با بیش از اندازه فکر کردن راجع به همه چیز از احساسات فرار کنید. بی‌وقفه برنامه‌ریزی، جستجو و تحلیل می‌کنید. در حالیکه ارتباط‌تان را با حس درونیتان از دست داده‌اید. در این فرایند کار بیش از اندازه را با وجدان و بیش از اندازه یکی انگاشتن را با همدلی و بیش از اندازه تحمل کردن را با دلسوزی اشتباه می‌گیرید. بعد خودتان را سرزنش می‌کنید که می‌دانستید باید مرزهای بهتری داشته باشید. این یک چرخه معویب است.آدم‌های بسیار حساس موفق مرزهای شخصی ملایم اما محکمی برای خود در نظر می‌گیرند. اگر در تکاپو هستید که نیازهایتان را بر دیگران مقدم بدانید (که بر خلاف طبیعت آدم‌های بسیار حساس است) آگاهانه تصمیم بگیرید، مهارت نه گفتن با محبت و احترام را تمرین کنید، زمان‌هایی جهت بازیابی انرژی برای خودتان ایجاد کنید و تصمیم بگیرید راجع به آن حس خوبی داشته باشید.۸. به بدنتان گوش کنید (تا از معلق بودن بین حد نهایی احساساتتان جلوگیری کنید).افراد بسیار حساس زیادی پیغام‌هایی را که از بدنشان دریافت می‌کنند نادیده می‌گیرند. پیغام‌ها را خاموش می‌کنند تا کلافه نشوند یا به نیازهای دیگران به جای نیازهای خودشان توجه می‌کنند تا آنچه از آن‌ها توقع می‌رود را انجام دهند. ّآشنا به نظر نمی‌آید؟اینطوری شما مثل پاندول در حال تاب خوردن هستید. بیش از اندازه، کمتر از حد. خیلی تند، خیلی آهسته. خیلی درونگرا، خیلی برونگرا. عقب و جلو میان برانگیختگی و بی‌حوصلگی، رژیم گرفتن و پرخوری کردن، ورزش سنگین و بعد روزها استراحت برای بازیابی توان و الی آخر.آدم‌های بسیار حساس موفق به احساس فیزیکی بدنشان توجه می‌کنند. آن‌ها می‌پذیرند که این همیشه راحت نیست اما به بدنشان اعتماد می‌کنند تا راهنمایی‌شان کند. اگر عادت کرده‌اید از احساسات فاصله بگیرید و یا از نقطه بر انگیختگی عبور می‌کنید، تشخیص نشانه‌های دقیق بدنتان برای برانگیختگی را بیاموزید. به این ترتیب زمان کمتری را خارج از تعادل می‌گذرانید و بیش‌تر اوقات در محدوده مطلوب سیستم عصبیتان نوسان‌های ملایم خواهید داشت.۹. عادت‌های سالم هماهنگ با نیازهایتان طراحی کنید.ساعت‌های طولانی کار و بعد از آن ورزش سنگین در باشگاه و اوضاع بهم ریخته خانه در حالیکه رژیم بد غذایی و خواب کم هم تشدیدشان می کند به تدریج گریبانتان را می‌گیرد. دام ساده‌ای است زیرا شما فقط می‌خواهید طوری زندگی کنید که می‌بینید بیشتر آدم‌ها زندگی می‌کنند.علاوه بر این ، برخی از عادت‌های به ظاهر سالم به سیستم عصبی آدم بسیار حساس ضربه می‌زند- مانند غذاهای &quot;سالم&quot; که به شدت با قند و مواد افزودنی مصنوعی پر و پردازش شده‌اند، یا ورزش شدید که برایش زمان بهبودی کافی در نظر گرفته نشده باشد. اگر برانگیختگی بیش از حد یا بازیابی نامناسب داشته باشید با خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن روبروهستید (خیلی از آدم‌های بسیار حساس این موضوع را از سخت‌ترین راه یاد گرفته‌اند). از سوی دیگر اگر از خودتان بیش از اندازه محافظت کنید، استعدادهایتان را بروز نمی‌دهید و این موضوع هم می تواند باعث اضطراب و بیماری بشود.آدم های بسیار حساس موفق عادت‌هایی را تمرین می‌کنند که باعث شکوفایی آن‌ها می‌شود. اگر با میزان انرژی و سلامتی کش‌مکش دارید. عاداتی را در اولویت قرار بدهید که این قسمت زندگی را تقویت کند (مثل خواب بیشتر و زمان تنهایی بیشتر) و آن عادت‌هایی که شما را برانگیخته می‌کنند و باعث تحلیل رفتنتان می‌شود را محدود کنید ( مثل فعالیت‌های شدید ورزشی حتی اگر در اصطلاح سالم نامیده می‌شوند).۱۰. از خاموش کردن حساسیتتان دست بردارید.بعد از یک عمر بمباران شدن با محرک‌ها شما به خوبی یاد گرفته‌اید که حساس بودن را از ضمیر ناخودآگاه خود بیرون برانید. بی‌توجهی به حس‌های پایان‌ناپذیر، برای اینکه وانمود کنید برایتان کوچکترین اهمیتی ندارد. کمرنگ کردن احساسات شدید (خوب یا بد) تا فکر نکنید بر روی ترن هوایی هستید. سرکوب کردن عواطف تا کلا از حس کردن هر چیز اس خلاص شوید.این مکانیزم دفاعی ممکن است ضمیرخودآگاه شما را منحرف کند، اما نمی‌تواند جسم بسیار حساس شما را گول بزند. این در سلامتیتان، روابط‌‌تان، شغلتان و تمام جنبه‌های زندگیتان رخنه می‌کند و یا تنشی را در درون ایجاد می‌کند که بالاخره سر باز می‌کند.آدم‌های بسیار حساس موفق کنترل کردن را رها می‌کنند. وقتی انرژی را که صرف نگه‌داشتن خودتان می‌کنید آزاد کنید، هدایای حساس بودن را آزاد می‌کنید: همدلی، خلاقیت و شادی زیاد و اجازه می دهید استعداد واقعیتان شکوفا شود.حرف آخرهمین‌طور که دارید روی نکات بالا کار می‌کنید، به یاد داشته باشید کلید رشد به عنوان یک آدم بسیار حساس، بیش از هر چیز این است که بدانید حساس بودن با تمام چالش‌ها و قوت‌هایش کاملا طبیعی‌ست.از ذهن ژرف‌نگرتان استفاده کنید تا به ادراک عمیق دست یابید و با خودآگاهی بر اتفاقات مثبت و ممکن‌ها تمرکز کنید.از جسم بسیار حساستان استفاده کنید تا متوجه عواطف و حس‌هایتان بشوید و تا جای ممکن در محدوده بهینه برانگیختگی‌تان بمانید.از آگاهی ژرف خود استفاده کنید و با هرچه شما را در هم می‌شکند رقصان باشید، حتی اگر برای خیلی‌ها عجیب و غریب باشد. به یاد داشته باشید جایی کسان دیگری در حال رقصیدن با شما هستند.نوبت شماست! چه چیز به شما به عنوان یک آدم بسیار حساس کمک می کند رشد کنید؟ نظرتان را بنویسید.منبع:https://www.marcandangel.com/2015/07/22/10-life-changing-tips-for-highly-sensitive-people/</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 18:51:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا آدم‌های بسیار حساس به موسیقی احتياج دارند!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%D9%8A-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-n5rxx1epidkq</link>
                <description>نوشته دبروا واردترجمه نسیم خوشدلاین مقاله را اینجا گوش کنید!جنیفر ا. گریمز در مصاحبه‌هایش با نوازندگان موسیقی راک به نتایج تعجب‌آوری دست یافت. اغلب این نوازندگان آدم‌های بسیار حساس بودند. این تحقیق نشان می‌داد با وجود این‌که روی صحنه عوامل محرک زیادی برای آدم‌های بسیار حساس وجود دارد، مثل نور زیاد و صدای بلند این آدم‌های عمدتا درون‌گرا انرژی‌شان را از طریق این اجراهای پرهیاهو و خلاقانه انتقال می‌دهند.این موضوع فقط منحصر به موسیقی‌دانان نمی‌شود. بسیاری از آدم‌های خلاق و هنرمندان مثل نویسنده‌ها رقصنده‌ها و بازیگرها آدم‌های بسیار حساس هستند. حساسیت زیاد درک و عشق عمیقی به هنر در این افراد ایجاد می‌کند.برای آدم‌های بسیار حساس نقاشی، نمایش و شعر بیش از اثر یک هنریُ دریچه‌ای است برای تجربه عمق احساسات دیگران یا به عبارت دیگر همزاد پنداری و همدلی!تحقیقات نشان می دهد موسیقی در آدم‌های حساس سیستم پاداش مغز را (که مسئول احساس لذت و پاداش است) بیشتر تحریک می‌کند و روابط اجتماعی و حس وابستگی اجتماعی‌شان را تقویت می‌کند، به عبارت دیگر موسیقی باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشیم و به مغز ما کمک می‌کند دیگران را عمیقا درک کند.آیا آدم‌های بسیار حساس بیشتر همدلی می‌کنند؟همدلی، درک کردن و تجربه کردن افکار و احساسات دیگران است. الین و ارتر ارون در تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که  مناطق مرتبط با آگاهی ، احساسات و احساس همدلی در مغز آدم‌های حساس فعال‌تر است.همچنین مطالعات الین ارون درباره مغز نشان می‌دهد نورون‌های آینه‌ای در آدم‌های بسیار حساس فعالیت بیشتری دارند. این گروه از اعصاب درست مشابه اعصاب شخص مقابل عمل می‌کند، بنابراین آدم بسیار حساس نتنها احساسات دیگران را درک می‌کند بلکه آنها را به خوبی احساس می‌کند.چطور موسیقی باعث افزایش همدلی در ما آدم‌های بسیار حساس می‌شود؟محققین دریافتند وقتی آدم‌های بسیار حساس به موسیقی گوش می‌کنند سیستم پاداش مغزشان بیش‌تر فعال می‌شود و احساس خوبی در آن‌ها برانگیخته می‌شود. همچنین فعالیت بیش‌تری را در ناحیه پری فرونتال مغز که مسئول پردازش روابط اجتماعی‌ست بوجود می‌آورد و همان حسی را ایجاد می‌کند که هنگام برقراری ارتباط با دیگران بوجود می آید. این تعامل باعث می‌شود ما به عنوان یک آدم بسیار حساس عواطف جاری در موسیقی را احساس کنیم و  یک نوع حس ارتباط با دیگران به ما دست بدهد.این تحقیق همچین نشان می‌دهد ناحیه تمپورال مغز افراد بسیار حساس که مسئول پردازش و درک رفتار دیگران است فعالیت بیشتر هنگام شنیدن موسیقی نشان می‌دهد این به این مفهوم است که گوش کردن به موسیقی همان احساسی را به ما می‌دهد که برقراری ارتباط با دیگران.چرا همدلی حایز اهمیت است؟رابرت والدینگر روانپزشک از دانشگاه هاروارد می‌گوید روابط اجتماعی برای سلامت جسمی، روحی و شادی انسان ضروری هستند. در واقع نداشتن روابط رضایت‌بخش می‌تواند به اندازه کشیدن سیگار یا مصرف الکل مضر است. در عین حال تعداد کسانی که با آن‌ها رابطه دوستی یا خانوادگی داریم اهمیت چندانی ندارد. ارزش روابط به کیفیت و عمق آن‌ها‌ست. کما این‌که گاهی در یک جمع بزرگ از اعضای خانواده و دوستانمان احساس تنهایی می‌کنیم. هر چه بیشتر در روابط‌مان احساس تعلق کنیم شادتر هستیم و برای احساس وابستگی و تعلق به همدلی نیاز داریم.حساسیت زیاد باعث می‌شود آدم‌های بسیار حساس همواره سرشار از احساسات و عواطف اطرافشان باشند. آنها مرتبا در حال جذب احساسات دیگران هستند. وقتی این احساسات مثبت باشند، مثلا وقتی به موسیقی مورد علاقه‌شان گوش می‌کنند، احساس خوبی دارند. اما وقتی احساسات منفی دریافت می‌کنند مثل احساس اضطراب و نگرانی یک همکار و یا عصبانیت همسایه به شدت کلافهُ، عصبی و مضطرب شده و نیاز به دور شدن از آن محیط و تنها بودن دارند. برای افراد غیر حساس نیاز ما به تنها بودن قابل درک نیست. این همدلی و همزاد پنداری ما آدم های بسیار حساس برای اطرافیان ما موهبت بزرگی است. اما باید از خودمان هم مراقبت کنیم. خوشبختانه آدم‌های بسیار حساس به اندازه سایرین نیاز به معاشرت ندارند. ما غیر اجتماعی نیستیم فقط به همه چیز عمیق نگاه می کنیم و در این میان موسیقی می تواند به ما حس تعلق و شادیی شبیه حس برقراری روابط دوستانه بدهد.Why Sensitive People Need Music, Deborah Ward, Jan 2019.https://www.psychologytoday.com/au/blog/sense-and-sensitivity/201901/why-sensitive-people-need-music</description>
                <category>دکتر نسیم خوشدل</category>
                <author>دکتر نسیم خوشدل</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 18:21:35 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>