<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های NasrinAtaee</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@NasrinAtaee</link>
        <description>یک برنامه نویس عاشق هنر و نوشتن که اینجا از دغدغه این روزاش می نویسه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:12:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/144367/avatar/ACNdtG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>NasrinAtaee</title>
            <link>https://virgool.io/@NasrinAtaee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روزهاي معمولي</title>
                <link>https://virgool.io/@NasrinAtaee/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%D9%8A-yizchqaswfbu</link>
                <description>گوشي تلفن را روي سكوت تنظيم مي كنم بعد آرام روبروي لب تاب مي نشينم تازگي ها قبل از شروع كارم كمي فقط به كد ها نگاه مي كنم  نگاه مي كنم و فكر مي كنم با هر خط كد قرار است يك دستور اجرا شود بعد محموع اين دستور هاي كوچك مي توانند كنار هم يك چيزي را تغيير دهند و بيشتر قرار است به سمت بهتر شدن بروند  توي برنامه نويسي يك قرار نانوشته اين است كه هر كاري بصورت بهينه انجام شود گاهي اين بهينه يعني كوتاه اما هميشه اينطور نيست گاهي نمي تواند خيلي كوتاه باشد گاهي بايد براي بهتر شدنش خيلي فكر كنم گاهي هم اگر  از روزهاي خوبم باشد سريع راهش را پيدا مي كنم گاهي اما صورت مسله را مي نويسم  ورودي و خروجي مورد نظرم را به ساده ترين شكل ممكن مشخص مي كنم و بعد دنبال يك راه خوب ميگردم تا اين ورودي به آن خروجي تبديل شود اين ميان بايد خيلي فاكتور ها را در نظر بگيرم گاهي اولين راه بهترين نيست هر چند كه مرا به نتيجه مي رساند بعد فكر مي كنم به خودم مي گويم كاش وقتي مسله اي توي  زندگي پيش مياد هم همينطور صبر كني لزوما هميشه اولين حركت بهترين حركت نيست گاهي فقط دنبال نتيجه هستي و اشتباه مي كني تمرين لازم دارم تمرين تمركز بر لحظه  تمرين تماشاي زندگي همونطور كه واقعا هست تمرين كنم كه خوب تر و بهتر ببينم همه جزييات در جريان زندگي را و گلدانهاي كنار ميزم بهم كمك مي كنه به رشد و تغيير هر روزشون دقيق تر نگاه مي كنم تمركزم رو ميارم روي تنفس ام و اين باعث ميشه تو لحظه باشم بعد برگردم به كار و ادامه ماجرا ...  </description>
                <category>NasrinAtaee</category>
                <author>NasrinAtaee</author>
                <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 20:08:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنيا همانطور كه هست</title>
                <link>https://virgool.io/@NasrinAtaee/%D8%AF%D9%86%D9%8A%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%83%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA-h9gxqys9af83</link>
                <description>خيلي وقت است كه دلم نمي خواهد به هيچ چيز اين دنيا دست بزنم ،حتي اشك ها،غم ها و شكست هايم را بيشتر دوست دارم با هر غم ،شكست و فاصله اي و در مجموع همه چيزهايي كه روزي برايم معني بدي داشت آشتي كرده ام . خودم را بهتر ميبينم به قول يك دوست از بالكن ، آرام آنجا مي ايستم و خودم را كه دارم تقلا مي كنم ميبينم بعد لبخند مي زنم و آرام در گوش خودم مي گويم كمي آرام باش اوضاع اين چنين نمي ماند . گاهي همان لحظه آرام مي شوم مثل معجزه گاهي هم نمي شوم. اما حتي وقتي آرام نشدم هم تلاش نمي كنم چيزي را به كسي ثابت كنم نه حرفم را اگر درست باشد نه حرفش را اگر به پندار من نادرست  مي دانم هر چيزي كه اكنون تجربه مي كنم حاصل يك پيشينه قديمي است كه فهميده ام تلاش براي ثابت كردن هر چيزي در همين لحظه فقط همه چيز را خراب تر مي كند . حالا مي دانم بايد آرام بياستم و نگاه كنم تا ابرهايي كه روي خورشيد را گرفته اند كم كم كنار بروند  حتي اگر شب شده و خورشيد را نمي بينم به سادگي بودنش را انكار نمي كنم صبر مي كنم تا دوباره طلوع كند و دوباره مسيرم روشن شود . سخت بود اما ياد گرفتم آرام حركت كنم اما متوقف نشوم . اين روز ها ديگر نمي خواهم چيزي را در دنيا عوض كنم حتي خودم را، فقط تلاش كنم بخشي از غباري كه روحم را كدر كرده پاك كنم در حد توانم روحم را پاك كنم در حد توانم ...و بعد بروم همين .</description>
                <category>NasrinAtaee</category>
                <author>NasrinAtaee</author>
                <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 19:52:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرز من</title>
                <link>https://virgool.io/@NasrinAtaee/%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D9%85%D9%86-c0hrrefscts2</link>
                <description>من نسرین عطایی هستم، 36 سالمه برنامه نویسم و الان یک ساله که بصورت فریلنس کار می کنم این اولین نوشته من توی ویرگول هست.  من سالهای 88 تا 90 وبلاگ داشتم که عنوانش بود &quot;مرز من &quot; برای همین عنوان این نوشته همینه خیلی دوسش داشتم اما به دلایلی مجور شدم حذفش کنم بعد از اون یک سال توی یک وبلاگ دیگه جزو گروه نویسندگان بودم و تو حوزه روانشناسی می نوشتم اون موقع ها بهش نمی گفتن تولید محتوا اما در واقع همین بود اونجا رو هم خیلی دوست داشتم اما بعد خیلی کارم زیاد شد و دیگه فرصت نکردم بنویسم تا امسال که بصورت رسمی فریلنس شدم  و می تونم تایمم رو خودم مدیریت کنم البته باید بگم کار خیلی سختیه .کارم رو دوست دارم چون سروکله زدن با کد ها برام جذابه اما این روزا سوال های بیشتری  میاد تو ذهنم و تصمیم دارم اینجا بیشتر و رسمی تر بنویسم.بیش از 15 سال که نقاشی می کنم اما همیشه به عنوان یه فیلد شخصی بوده و خیلی فرصت نمایشگاه و اینا براش نداشتم اما اخیرا دارم جدی تر بهش فکر  می کنم .زندگی در لحظه چیزیه که دارم براش تلاش می کنم و امیدوارم که بتونم هر روز بیشتر توش موفق بشم .خلاصه خوشحال میشم اگه نوشته هام رو خوندین نظرتون بدونم .در آینده از پروژه ها و کارام هم  می نویسم. تو حوزه کتاب و نوشتن چند تا کار خوب انجام دادم تو سال 98 که خیلی براش خوشحالم اینجا در موردش خواهم نوشت  .</description>
                <category>NasrinAtaee</category>
                <author>NasrinAtaee</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 21:44:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>