<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نازنین جهانگیری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Nazanin.jahangiri66</link>
        <description>نویسنده و ترانه‌سرا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:16:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1958589/avatar/3GGbJ9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نازنین جهانگیری</title>
            <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داروخانه‌ی ته خیابانِ یک‌طرفه</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%90-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-htfejsma6has</link>
                <description>برشی از داستان کوتاه &quot;داروخانه‌ی ته خیابان یک‌طرفه&quot;، نوشته‌ی نازنین جهانگیری. از آثار برگزیده‌ی هشتمین دوره‌ی جایزه ادبی نارنج و اثر منتخب برای چاپ در کتاب جشنواره.صداهایی توی گوشم است: قیژ قیژ قیژ... انگار نوک مته‌برقی را فرو کرده‌­اند توی جمجمه‌­ام. یک‌جوری که گویی سیالی داغ و ویسکوز، دارد از توی مغزم به بیرون تراوش می­‌کند. نه از دالان نوری عبور کرده­‌ام و نه خاطرات چرت و چرند زندگی ‌ام را در این واپسین لحظه­‌های حیاتِ بی­ مایه‌ام مرور! می­‌گویند: همه ‌ی آدم‌­هایی که مثل من هستند، در لحظات پا درهوایی بین مرگ و زندگی، آن لحظات ملسِ خلسه‌­­آورِ تاریک، مثل سگ از کرده‌شان پشیمان می‌­شوند و چنگ می­‌اندازند به یقه­‌ی پیراهن ماکسیِ این دنیای روسپی! حتما تا حالا ناچار نمرده‌اند که بدانند فرضیه­‌هایشان تا چه حد مزخرف است!آدم، آدم­‌ها را تا یک جایی دوام می‌­آورد! بعدش تصمیم می­‌گیرد دق دلی تمام بی­‌مهری­ هایشان را سر خودش خالی کند. آخر آدم که نمی­‌تواند به اویی که دوستش دارد، صدمه بزند. می‌تواند؟ترسِ یکبارگی آدم را می­‌کشد. مرگ­‌های یک­باره، رفتن­‌های یک­باره، ترک­ شدن­‌های یک­باره، از دست دادن­‌های یک­باره... اصلا همین غیرمنتظره بودنشان است که دخل آدم را می‌آورد.مجرای انتهایی بینی­‌ام از داخل، درست آن­جا که دارد به ابروی چپم می­‌رسد، چنان می­‌خارد و دلم ضعف می­‌رود که انگار دارند کف پایم را قلقلک می­‌دهند. شاید به خاطر این عطر آشنایی است که از راهرو قلپ قلپ جا خوش می‌­کند توی ریه‌ام! دارد می­‌آید! انگار روحم زمین­گیر شده و تمایلی به ول­چرخی ندارد، وگرنه طبیعتا باید از پیچ میدان فردوسی می­‌دیدم‌اش که فکل کراوات کرده و در حالی که با ادکلن تروساردی تلخ­ش دوش گرفته، توی محوطه‌ی توقف مطلقا ممنوع، پارک می­‌کند و خرامان­ خرامان می­‌آید عیادتِ جسمِ لاجانِ من که بعد از خوردن چند ده لیتر کربن فعال، روی تخت مکنده و پیر بیمارستان مچاله شده‌ام.دارد می­‌آید. با آن گلدان گل توی دستش که زار می‌زند انگار سر قبر من! صورت هفت تیغه‌اش، کت و شلوار اتوکشیده­‌ی مشکی‌اش که گویی به پیشواز مرگِ من رفته! قیافه­‌ی عصا قورت­‌داده و همان چشم­‌های بی­خیال... آن تابی که به ابروی راستش داده و ژستِ یک دست زیر چانه، آن یکی توی جیب شلوار، خم می­‌شود و با دقت توی چشم‌های بسته‌ام زل می­‌زند، حوالی مرگ مغزی­‌ام، زنی صفیرکشان می­‌دود... دالان نور، حقیقت دارد...!</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Mon, 02 Feb 2026 00:54:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتوپیا</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%BE%DB%8C%D8%A7-ei9upigbl47c</link>
                <description>جهانی دیگر وجود داردکه در آن،&quot;جنگ&quot;تنها، نام واژه­‌ای کهنه استکه به گوش هیچ کودکیآشنا نیست...زندگیِ هر کسمولودِ آرزوهایش استزنده­‌ها آزادندو زمینارث پدر هیچ کس نیستعشق­‌ها ابدی وعاشقان درستکارندو هیچ زنیاز زیبایی زن دیگر نمی‌­ترسد!نازنین جهانگیری</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Tue, 07 Oct 2025 01:27:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot; بهار&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-wsnoh1uizdbb</link>
                <description>بهار یعنی:تجربه­‌‌ی هیچ رویشیبی‌صبر و امیدممکن نیست...منبه امید آمدنتهر روزجوانه­‌ای رادر گلدان کوچک و خالی سینه‌­امصبر می­‌کنم...و حتم دارم که توبا بهار نسبت داری!نازنین جهانگیری، از متن رمانِ رنج‌های عزیز</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Tue, 07 Oct 2025 00:51:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آفتابگردان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-lbcc18nyoe53</link>
                <description>خورشید من!تمام عمر،سر به هوای تو بودهقلب کوچکِ این آفتابگردان عاشق!&quot;نازنین جهانگیری، از متن: رمان رنج‌های عزیز&quot;رمان، شعر سپید، رمان اجتماعی، نویسنده، نویسنده ایرانی، رمان فارسی، نازنین جهانگیری، رنج‌های عزیز</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 13:06:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج های عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-ihwydphwl54i</link>
                <description>برشی از متن:همیشه دهنتو به خیر باز کن! حواست باشه به هر چی که میگی! آخه هر کلمه، یه بذره! وقتی از دهنت بیرون میاد، تو هوا می­‌چرخه و می­‌چرخه تا یه جایی از دنیا، بیفته رو خاک و ریشه بزنه. از حرفای خوب، خوبیا سبز میشه و از حرفای بد، بدیا! با گذشت زمان، این جوونه­‌ها تکثیر میشن... چندین و چند برابر! وقتی نفرین می­‌کنی، دروغ میگی، تهمت می­‌زنی و خلاصه دهنتو به شر باز می­‌کنی، یعنی داری توی این دنیا بذر نفرت و زشتی پخش می­‌کنی. یهو دیدی این بذرها از قضا اومدن افتادن تو باغچه­‌ی خونه­‌ی خودت، ریشه زدن و موندگار شدن! چندین و چند برابر!نازنین جهانگیری، رنج‌های عزیز</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 12:07:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج‌های عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-bw2owiy0uvzh</link>
                <description>کسی که ترک می‌شود،کسی که پس زده می‌شود، کسی که یک عالمه حرف نگفته، غده شده بیخ گلویش،دوست دارد برگردد به مکانِ مشترکش با معشوق! عین قاتلی که به محل جنایت، بازمی‌گردد. دوست دارد برگردد به امید معجزه‌ای!به بهانه‌ی چتری که کنار در جا مانده... کتابی که فراموش کرده از توی کتابخانه بردارد... یا لباسی که روی تخت رها شده...این ها بهانه‌اند برای بازگشت... به امید یافتن کورسوی امیدی توی چشم‌های یار! به امید این که بگوید: نرو! که مرا از تو گریز نیست! شاملو شود و اقبال تو آن قدر بلند باشد که بتوانی آیدای او باشی! ببرد تو را به بامِ بلندِ همچراغی!برشی از رمان رنج‌های عزیز، نازنین جهانگیری</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 11:39:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج‌های عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-wxr80itasxdn</link>
                <description>کسی که ترک می‌شود،کسی که پس زده می‌شود، کسی که یک عالمه حرف نگفته، غده شده بیخ گلویش،دوست دارد برگردد به مکانِ مشترکش با معشوق! عین قاتلی که به محل جنایت، بازمی‌گردد. دوست دارد برگردد به امید معجزه‌ای!به بهانه‌ی چتری که کنار در جا مانده... کتابی که فراموش کرده از توی کتابخانه بردارد... یا لباسی که روی تخت رها شده...این ها بهانه‌اند برای بازگشت... به امید یافتن کورسوی امیدی توی چشم‌های یار! به امید این که بگوید: نرو! که مرا از تو گریز نیست! شاملو شود و اقبال تو آن قدر بلند باشد که بتوانی آیدای او باشی! ببرد تو را به بامِ بلندِ همچراغی!برشی از رمان رنج‌های عزیز، نازنین جهانگیری</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Nov 2023 13:32:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برشی از رمان رنج های عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%A8%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-h0rvqbvkk4er</link>
                <description>- تو زندگیم دورادور از آدمایی بدم می ‌اومده که وقتی باهاشون همراه شده‌­م و شناختم‌­شون، بهترین دوستام شده­‌ن و تازه فهمیده­‌م که چقدر دوست­‌داشتنی هستن.از آدمایی خوشم می­‌اومده که وقتی نزدیکشون شده‌م و شناختم‌­شون، تازه فهمیده‌­م که این حجم از پلیدی هم می‌تونه تو قلب یه آدمیزاد جا شه!می­‌خوام بگم گاهی از یه آدمایی بدمون میاد، فقط چون درست نمی­شناسیم‌شون.گاهی از یه آدمایی خوشمون میاد، فقط چون درست نمی‌شناسیم‌شون. همین!برشی از رمان رنج‌های عزیز، نازنین جهانگیری</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Fri, 10 Nov 2023 20:57:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج‌های عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-tqpb4cqvvqn8</link>
                <description>مهمان نشر شقایق، در حال امضای رمان رنج‌های عزیز به اسم قشنگ شما...چاپ رمان رنج‌های عزیز، به ثمر رسیدن عشق من برای نگارش قصه‌ای بود که سه چهار سال از زندگی منو درگیر خودش کرد.و حالا حاصل تلاش این چند سال، توی دست‌های پرمهر شماست و چی برای من از این باارزش‌تر؟❤آدرس اینستاگرام:https://instagram.com/nazanin.jahangiri66?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA==آدرس وبلاگ:http://nazaninjahangiri66.blogfa.comنازنین جهانگیری، رنج‌های عزیز</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Sat, 04 Nov 2023 15:05:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌فروش رمان رنج‌های عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-tgbt0isbcdpz</link>
                <description>پیش‌فروش رمان اجتماعی عاشقانه‌ی رنج‌های عزیز، نوشته‌ی: نازنین جهانگیری، از امروز یک آبان به مدت یک هفته در نشر شقایق آغاز شد.امیدوارم بپسندین.با احترام نازنین جهانگیری</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Mon, 23 Oct 2023 13:37:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج‌های عزیز من!</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D9%86-dplmffwbj7fq</link>
                <description>رمان جدید من با عنوان &quot; رنج‌های عزیز&quot; داره مراحل پایانی چاپ رو طی می‌کنه و تا دو هفته‌ی دیگه در کتابفروشی‌های سراسر کشور موجود خواهد بود. امیدوارم دوستش داشته باشین.نازنین جهانگیری، رنج‌های عزیز</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Tue, 17 Oct 2023 22:09:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهی خودت باش!</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-dqimrdabpugq</link>
                <description>آزادی نعمت بزرگی است و اسارت دردناک‌ترین درد عالم!دیگر تفاوتی ندارد اسیر یک عشق باشی،یا اسیر یک انسان،یا اسیر تفکرات و عادات غلط خودت!اسارت، اسارت است! با روح آفرینش انسان جور درنمی‌آید.چون انسان، آزاد آفریده شده.اسارت پر و بال آدم را می‌چیند و توی کثافت اسیرت می‌کند...خودت را آرام آرام گم می‌کنی،تا جایی که دیگر خودت را نمی‌شناسی!برشی از رمان گاهی خودت باش، نوشته: نازنین جهانگیرینازنین جهانگیری/ رمان/ رمان ایرانی/ رمان فارسی/ کتاب/ کتابخوانی/ کتابخانه/ نویسنده/ رمان اجتماعی/ رمان عاشقانه/ نویسنده ایرانی/ آزادی/ گاهی خودت باش/ کتاب بخوانیم/ زن نویسنده/ نویسنده جوان/ جوان ایرانی</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Mon, 26 Dec 2022 13:11:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیالاتی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Nazanin.jahangiri66/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-jt8anvazxrsf</link>
                <description>کاش زمان برعکس می‌چرخید!بی هوا می‌رفتی...عاشقم می‌کردی...عاقبت،می‌آمدی با لبخند!!!&quot;نازنین جهانگیری&quot;نازنین جهانگیری/ شعر سپید/ دلنوشته/ عکس نازنین جهانگیری/ شاعر/ نویسنده/ شاعران جوان/ رمان/ رمان ایرانی/ کتاب/ عکسنوشته/ نازنین جهانگیری نویسنده/ تصویر نازنین جهانگیری</description>
                <category>نازنین جهانگیری</category>
                <author>نازنین جهانگیری</author>
                <pubDate>Fri, 16 Dec 2022 13:49:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>