<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های From my point of view</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Nilloofar</link>
        <description>About my perception of everything</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 22:10:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>From my point of view</title>
            <link>https://virgool.io/@Nilloofar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>Uncle Boonemee/کسی که زندگی گذشته اش را به خاطر میآورد</title>
                <link>https://virgool.io/@Nilloofar/uncle-boonemee%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-b8qqtuciemto</link>
                <description>اولین سکانس فیلمUncleBoonemee How Can Recall His Past Livesعمو بونمی فیلمی که نمیدانم در کدام ژانر قرارش بدهم به کارگردانی اپیچاتپونگ ویراستاکول;با برداشت های بلند،داستانی نامنظم مملو از عناصر جادویی ...نه چندان عامه پسند،بدون درامای آنچنانی... اما فضای فیلم گیراست.اگر با حوصله به استقبال برداشت های طولانی و سادگی داستان بروید .این صحنه های نامرتبط،بعضا جادویی در حول و محور تناسخ و آنیمیسم برای مخاطب مجذوب کننده است وپرداختن به فسلفه و باور های آسیای شرقی در نهایت سادگیست.به طوری که عیناً وجو دارند و نه برای کسی عجیب است و نه کسی به دنبال علت آنهاست .به همین سبب مخاطب به دور از پیچیدگی های فلسفی غرق در فضای داستانی میشود تمام صحنه ها در عین حال جریان دارند نه مقدمه چینی برای سکانس پایانی ;همین که هر صحنه برای همان لحضه کافیست باعث شده که فیلم مملو از صحنه های نا مرتبط باشد .هر چند که این مساله باعث ضعف فیلم نشده،همه این ارتباطات گنگ در کنار نظری به فولکلور های تایلندی ،باور های آسیایی، فضای لوکیشن فیلم برداری و عناصر ماورایی در عوض پدید آوردن فضایی پیچیده یا هولناک به سادگی تمام روایت شده.و به همین سبب است که فیلم لذتی بر گرفته از این فضای نه رئال و نه سورئال رو در مخاطب بوجود میاره گیرایی این فیلم برای من از آن لذت های گذرا و جذاب بود. </description>
                <category>From my point of view</category>
                <author>From my point of view</author>
                <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 19:02:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشگاه و تاثیرش در تامین آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@Nilloofar/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-rp9kxwkieojo</link>
                <description>چند ماهیه که به دانشگاه نرفتم و اتفاقاتی که در دانشگاه میفتاد رو هر از گاهی مرور کردم رفتار همه رو آنالیز کردم،کدوم دسته موفق اند،کدوم دسته فقط مدرک میگیرن،کدوما هر روز دانشکده رو خوش میگذرونن و در نهاییت انقدر مشروط میشن که باید اخراجشون کنن خب الان نزدیک کنکوره و گفتن اینکه توی دانشگاه واقعا چی میگذره و چقدر واقعا توی خوشبختی و آینده یه فرد تاثیر میذاره کمک حال چنتا پشت کنکوری یا شاید دانشجو های فعلی باشه _دانشگاه رفتن تضمین داشتن شغل خوب؟به طور خیلی کلی در جواب این سوال بگم نه دانشگاه رفتن همچین تضمینی به شما نمیده افرادی هم هستن بدون تحصیلات عالی شغل خوب و جایگاه اجتماعی مناسب دارن ولیکن که با وجود این موضوع من جزو اون دسته از آدم هایی هستم که روی تحصیلات آکادمی تاکید دارن من گفتم که دانشگاه رفتن به شما تضمین خوشبختی نمیده اما با روش خاصی دانشگاه رفتن با احتمال 80درصد میتونه حداقل یه شغل مناسب با شرایط فعلی کشور رو به شما ارایه بده نسب به زمانی که شما بدون تحصیلات آکادمیک دنبال شغلی خوب بگردید *این یه مقاله جامع در این مورد نیست و فقط حاصل بررسی من از روی الگوی افراد موفق رشته خودم بودهمعمولا شما با دو تصور وارد دانشگاه میشید:1-دانشجو های فعال،جشنواره های دانشجویی،چالش و رقابت با هم کلاسی های باهوش دیگه(این تایپ از دانشجو ها کم پیدا میشن)2-دسته دوم با تصور دانشجو های شیک که هر روز با ماشین های اسپورت میان دانشگاه،سر کلاس نمیرن ،هر روز روی یه نفر کراش میزننو بچه باحالای دانشگاهن و همیشه با اکیپ میگردنمتاسفانه باید بگم که وقتایی که من کلاس های عمومیم رو توی فضای دانشگاه اصلی میگذرونم بیشتر دانشجو ها رو فقط توی همین دوتا گروه میبینم من دانشگاه هنر میرم و موقع ورود هم میدونستم به فضایی متفاوت از اون دو تصور رایج رو به رو میشم *یه برتری توی دانشجو های دانشگاه هنر وجود داره که اگه توی بقیه دانشکده ها هم رواج پیدا کنه خیلی کمک کنندست این برتری فقط ارتباط برقرار کردن با بقیه بدون در نظر گرفتن جنسیتشونه وقت هایی که توی دانشگاه اصلی میچرخم دختر و پسرهایی که باهم میبینم معمولا دوست معمولی نیستند و وقت هایی هم که دوتا جنس مخالف بدون رابطه خاصی با هم ارتباط دارن اکثر وقت ها انگار فضای امنی بینشون نیست و هیچ وقت به صمیمیت یه دوست همجنس نمیرسن حالا کجای این موضوع کمک کنندست به این دلیله که شما لزوما مجبور نیستید با کسایی که از جنس شما هستن ارتباط برقرار کنید بدون اینکه علاقه ای به اینکار داشته باشید و با دست خودتون چهار سال دوره لیسانس رو جهنم میکنید برای خودتون خصوصا که خوابگاهی باشیددانشگاه محل فوق العاده ایه که شما دوست هایی که ممکنه بخواهید سالها باهاشون ارتباط داشته باشیدپس با سیاست باشید دوستهایی با توانایی هایی که خودتون ندارید انتخاب کنید و صد در صد این رو درنظر بگیرید که از ارتباط باهاشون لذت ببرید و صمیمی بشید بدون در نظر گرفتن جنسیتخب الان شما دوست های خوبی دارید و معضل ارتباط اجتماعی حل شدهحالا در ادامه این بحثی که چطور دانشگاه بریم که تضمین موفقیت باشه من نه به شما تصور اول رو پیشنهاد میکنم نه تصور دوم روشما چهار سال استسنایی رو تجربه میکنید که نه ارزشش رو داره دوست هاتون،تفریح و حس استقلالی که قبل از دانشجویی(احتمالا به این میزان)رو نداشتید کنار بزارید نه ارزشش رو داره که حالا که رشته مورد علاقتون رو قبول شدید چهار سال هیچی ازش نفهمید شما به یه تعادل کاملا برابر نیاز دارید این رو دیگه بر اساس توانایی خودتون بسنجید که چطور این تعادل رو برقرار کنید روش من اینه که سر اکثر کلاس هام میرم،بستگی به استاد داره که گوش بدم یا نه کل وقت های آزادم قبل از خوابگاه رو با دوستام میگردم تا آخرین وقتی که بتونم بیرون میمونم و توی کارگاه ها از زیر کار در میرم ولی کلاسی که برام بازدهی داشته باشه رو با اشتیاق دنبال میکنم جزوه مینویسم شب هایی که فرداش باید کار تحویل بدم تا صب کار میکنم(با کمک چایی و قهوه که از ویژگی های بارز دانشجوییه)و عملا کل آخر ترم روازنه چهار تا پنج ساعت میخوابم و کل وقتم رو درس میخونم و کار میکنمو خب جواب هم میگیرم از روشم من اینا رو نگفتم که شما رو ترغیب به انجام این روش کنم احتمال داره که این روش براتون صفر درصد هم جواب نده و فقط مشکلات بی خوابی و خستگی براتون بیاره پس خودتون واسه متعادل کردن اون دو مورد یه روش ابداع کنید پیشنهاد:یه سری فایل مدیتیشن و آرامش اعصاب آماده کنید که حاشیه ها توی دانشگاه غیر قابل کنترله از این فایل ها تا زمانی که یاد بگیرید که اکثر این مسایل رو باید بیخیالی طی کنید میتونید استفاده کنیدفرض بر اینکه شما دوست های خوبی پیدا کردید،دانشگاه رو با بیشترین بازدهی گذروندید و کیف و حالتون هم سرجاش بوده نقش دانشگاه تا همین حده فقط از اینجا به بعد هوش اجتماعی شما،قدرت بیانتون و افرادی که در طی این مدت باهاشون آشنا شدید و میتون راهو براتون هموار تر کنن کمک میکنه و صدر درصد شرایط اجتماعی و اقتصادی _نکته مهم اینکه به این دلیل که تحصیلات عالیه داشتید انتظار میز مدیریت رو برای اولین شغلتون نداشته باشید هر کاری که پیدا کنید یه تجربه به تجربه هاتون و یه مدت ها سابقه کار هم به رزومه کاریتون اضافه میکنه_نکته دیگه اینکه دانشگاهی هم که میرید خیلی خیلی در میزان بازدهی شما تاثیر داره پس تلاشتون رو برای دانشگاه های خوب بکنید اینجا لازمه که بازم تاکید کنم من متخصص نیستم در این موضوع و اینها فقط حاصل تجربیات من دانشجو و بررسی الگوی دانشجوهای موفق سالهال قبل توی دانشکده بوده در کل به نظر من تحصیلات آکادمیک در تامین آینده تاثیر گذاره اگر که شما بدونید چطور بگذرونیدشاگر هدفتون از دانشگاه گرفتن مدرک و از گرفتن مدرک بدست آوردن جایگاه اجتماعیه (به اصطلاح با کلاس بودن)این تصور رایج و اشتباه رو بزارید کنار و لطفا فرصت قبولی در دانشگاه های معتبر رو بزارید برای دانشجو هایی که واقعا دنبال پیشرفت خودشون و در نهایت اجتماع باشن که  این موضوع باعث بالا رفتن سطح علمی و فرهنگی کشوری که خودتون درش زندگی میکنید میشه</description>
                <category>From my point of view</category>
                <author>From my point of view</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2020 12:21:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیر آسمان برلین چه میگذرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Nilloofar/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF-jzdycx4dr6ta</link>
                <description>Wings of Desireاسم فیلم بر فراز برلین است یا Wings of Desireخط داستانی فیلم متمرکز بر هرچه که در خیابان های برلین میگذره شخصیت های اصلی داستانی فرشته هستند ولیکن که طبق روال معمول انسان با اعمال و افکارش در نقش پروتاگونیست ظاهر شده در کنار این موراد پارادوکسیکال فیلم تعادل خیلی خوبی داره شخصیت پردازی دامیل،کاسیل و دیگر فرشته ها حس متعادلی از فرشته به مخاطب میده نه در نقش سوپر هیرو های سینمای هالییود جلوه داده شدن نه شبیه تعاریف رایج مذهبی خالی از هر هوش هیجانی،بدون هیچ حس درونی اما تسلط به افکار و احساسات انسان اینها یک کفه ترازو و انسان و اختیار کفه دیگرلحظات اولی که فیلم تموم شد فکر کردم چرا باید آینده مطمئن،زندگی جاودان و تسلط به افکار مردم بخاطر اختیار کنار گذاشته بشه اینا همون چیزیه که انسان دنبالش بوده شاید یه جامعه مذهبی مثلا قرون وسطی بدون تردید اختیار رو کنار میگذاشت و کفه دیگر رو برتر می دیدالان ولی فکر میکنم همگی با خط داستانی موافق باشیم فرشته توی فیلم بخاطر عشق به دختر بند باز رویا پردازی که مراقب افکارش بود انسان بودن رو میخواست و قدرت اختیار عشق بین انسان هم باعث میشه از داشتن قدرت اختیار لذت ببریم بخاطرش ضرر کنیم و پشیمون نشیم به دلیل عشق به چیزی که انتخابش کردیم ولیکن تفاوت جزئی اینه که ما عشق به خودمون داریم (عشق به قدرت داریم برای راضی کردن خویش و عشق به جنس دیگه بخاطر خوشحال کردن خویش و همگی از این دست)نمیدونم اگه انسان های توی فیلم به هر چه که بر فراز برلین میگذشت تسلط داشتن اگر ماریون تجربه ای مشابه و مقابل تجربه دامیل داشت کدوم کفه ترازو رو انتخاب میکرد نمیدونم اگه شما فیلم رو دیدید و نگاهی  از دیدگاه دامیل یا کاسیل داشتید کدوم طرف رو انتخاب میکردید..!نمیدونم از نظر مخاطب های فیلم موافق دیدگاه کارگردان و نویسنده هست یا فقط این هم فیلمی در راستای جلوه دادن انسان به عنوان سوپراستاره جهانه!اگر این فیلم رو ندیدید،آدم با حوصله ای هستید و اهل فیلم های خوب بر فراز برلین رو هم در لیستتون قرار بدید(ژانر فانتزی رمانتیک)تقدیم به همهٔ فرشته‌های سابق اما خصوصاً به یاسوجیرو، فرانسوا و آندری</description>
                <category>From my point of view</category>
                <author>From my point of view</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 19:26:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>