<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیما نوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Nimanori</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:19:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3608347/avatar/6BF3L2.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیما نوری</title>
            <link>https://virgool.io/@Nimanori</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نیماخان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-h3kmqq4cmbr8</link>
                <description>۹پادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر تو</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:39:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-utjpdocipk9u</link>
                <description>پیج ما فالوو کنید  حمایت کنید برای شما ۹پادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر تو</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:34:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-kqtppkchsn9a</link>
                <description>۹پادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر توپادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر تو</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:30:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-ww9wyll7xvmx</link>
                <description>پادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر تو</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:29:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-h8ecsyz9ehzw</link>
                <description>۹پادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر تو</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:27:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-hkbyskjgins7</link>
                <description>پادشاه از سخنان سودابه چنان اندوهگین شد او نیز گریست، با دلی خسته دستور داد تا همسرش برود و باز برای فهمیدن راستی سخن سودابه و سیاوش به اندیشه نشست.چاره کار را نزد موبدان یافت و دستور داد تا از سرزمین پَهلَو[1]تمام موبدان به دربار او بیایند؛ چون موبدان به حضور شهریار ایران رسیدند، شاه داستان را برای ایشان بازگفت. بزرگ موبدان به کنار پادشاه آزرده فکر آمد و گفت: ای شهریار ایران‌زمین، درد تو را نهان نخواهیم گذاشت ماندن؛ اگر به‌راستی می‌خواهی بدانی چه کسی راست می‌گوید یا دروغ، باید تن به آزمونی سخت برای فرزند یا همسرت دهی! هرچند هر دوی آنها عزیز جان تو هستند؛ اما دل شما که شاه ایران هستی نباید از اندیشه‌های بد گزندی ببیند! اگر مشکلی چنین پیدا شود و یافتن راستی از کژی ممکن نشود ما آتش را به داوری فرا می‌خوانیم که شخص باید از میانهٔ زبانه‌های آتش بگذرد؛ زیرا سوگند زمین و آسمان نزد خداوندگار این بوده است که بر بی‌گناهان گزندی نخواهند رساند.پادشاه وقتی سخنان موبدان را شنید سودابه و سیاوش را بخواند و بر ایشان گفت: سخن هیچ‌کدامتان مرا آرام نمی‌کند! و نمی‌توانم پاکیزه و گنهکار را مشخص نمایم؛ پس آنچه موبدان گویند آن کنم تا آتش سوزان گنه کرده را رسوا نماید و بسوزاند! سودابه زود زبان به سخن گشود که: آن‌کس که راست می‌گوید من هستم، بیدادی بزرگ بر من رفت و دو کودک در شکمم به ستم سیاوش افتادند! پس سیاوش را باید به آزمون آتش بسپارید.پادشاه روی به پسر جوانش نمود و گفت: اکنون رأی و نظر تو</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Dec 2025 00:25:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-anbvfcxcrghb</link>
                <description>گفتم‌:
خدایا ..
از‌بین‌اون‌همہ‌گـناهی‌کہ‌کردم،
کدوم‌رو‌میبخشۍ:)؟
گفت:
‹ ان‌اللّٰه‌یغـفر‌الذنـوب‌جمیعـا ›
همشو،تو‌فقط‌بیـا🤍:)

- به‌آغوشِ‌پروردگارت‌برگرد‌رفیق :)!
#شاید_اندکی_تلنگر 
[ @rafighshahid ]گفتم‌:
خدایا ..
از‌بین‌اون‌همہ‌گـناهی‌کہ‌کردم،
کدوم‌رو‌میبخشۍ:)؟
گفت:
‹ ان‌اللّٰه‌یغـفر‌الذنـوب‌جمیعـا ›
همشو،تو‌فقط‌بیـا🤍:)

- به‌آغوشِ‌پروردگارت‌برگرد‌رفیق :)!
#شاید_اندکی_تلنگر 
[ @rafighshahid ]🧿لایک و فالو فراموش نشه🧿nima_touris2024</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2025 21:04:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-husehgcp85l1</link>
                <description>چقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنههمیشه آنلاین بودنبه این معنا نیست که سرت شلوغه و داری حرف می زنیگاهی آنلاین ترین ها تنها ترین هستنچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنههمیشه آنلاین بودنبه این معنا نیست که سرت شلوغه و داری حرف می زنیگاهی آنلاین ترین ها تنها ترین هستنخدایا دمت گرمشبات خیلی قشنگنفقطواسه بعضی بنده هاتصبح نمیشنهمیشه آنلاین بودنبه این معنا نیست که سرت شلوغه و داری حرف می زنیگاهی آنلاین ترین ها تنها ترین هستنچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنههمیشه آنلاین بودنبه این معنا نیست که سرت شلوغه و داری حرف می زنیگاهی آنلاین ترین ها تنها ترین هستنهمیشه آنلاین بودنبه این معنا نیست که سرت شلوغه و داری حرف می زنیگاهی آنلاین ترین ها تنها ترین هستنچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهچقدر تلخه واسه غم های دیگران سنگ صبور باشیاما وقتی دلت گرفتکسی واسه شنیدن دلتنگی و غصه هات صبوری نکنهخدایا دمت گرمشبات خیلی قشنگنفقطواسه بعضی بنده هاتصبح نمیشنخدایا دمت گرمشبات خیلی قشنگنفقطواسه بعضی بنده هاتصبح نمیشنگاهی آنلاین ترین ها تنها ترین هستن</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2025 21:16:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سند بلاست ایمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-xysg4q7w42ls</link>
                <description> سند بلاست ایمان .سند بلاست انواع سطوح فلزی . انواع قطعات ، سوله،مخزن ، لوله همراه با کادر مجرب و باسابقه درخشان در استان یزد اجرای انواع رنگ صنعتی،روغنی،ترافیکی ، با جدید ترین دستگاه های روز دنیا انواع عایق،پرایمر و رزین مدیریت اقای نوری ۰۹۱۳۸۵۸۸۴۹۸</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2025 20:22:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سند بلاست ایمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-pq53e6dbds48</link>
                <description>سند بلاست ایمان .سند بلاست انواع سطوح فلزی . انواع قطعات ، سوله،مخزن ، لوله همراه با کادر مجرب و باسابقه درخشان در استان یزد اجرای انواع رنگ صنعتی،روغنی،ترافیکی ، با جدید ترین دستگاه های روز دنیا انواع عایق،پرایمر و رزین مدیریت اقای نوری ۰۹۱۳۸۵۸۸۴۹۸</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2025 20:13:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سند بلاست ایمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-qrrd5qjipunm</link>
                <description>سند بلاست ایمان .سند بلاست انواع سطوح فلزی . انواع قطعات ، سوله،مخزن ، لوله همراه با کادر مجرب و باسابقه درخشان در استان یزد اجرای انواع رنگ صنعتی،روغنی،ترافیکی ، با جدید ترین دستگاه های روز دنیا انواع عایق،پرایمر و رزین مدیریت اقای نوری ۰۹۱۳۸۵۸۸۴۹۸.....................................................سند بلاست ایمان .سند بلاست انواع سطوح فلزی . انواع قطعات ، سوله،مخزن ، لوله همراه با کادر مجرب و باسابقه درخشان در استان یزد اجرای انواع رنگ صنعتی،روغنی،ترافیکی ، با جدید ترین دستگاه های روز دنیا انواع عایق،پرایمر و رزین مدیریت اقای نوری ۰۹۱۳۸۵۸۸۴۹۸.....................................................۰۹۱۳۸۵۸۸۴۹۸</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2025 11:42:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سند بلاست ایمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-zvrboeip9jvi</link>
                <description>سند بلاست ایمان .سند بلاست انواع سطوح فلزی . انواع قطعات ، سوله،مخزن ، لوله همراه با کادر مجرب و باسابقه درخشان در استان یزد اجرای انواع رنگ صنعتی،روغنی،ترافیکی ، با جدید ترین دستگاه های روز دنیا انواع عایق،پرایمر و رزین مدیریت اقای نوری ۰۹۱۳۸۵۸۸۴۹۸</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2025 11:36:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-yw4upolhs03n</link>
                <description>این لرستان که چنین اب و هوایی دارددشت و صحرا وجبلش حال وصفایی داردچشمه ها یک طرف وکوه نمایان جانمدیده را مات که این به چه هوایی داردکوه کلاه یافته وسرداب و ز قالی کوه گواشترانکوه وسفید کوه چه نمایی داردبه سفید کوه و کور وقصه هشتاد پهلوآب شیرین لرستان چه شفایی داردبخشش لر بزرگ نشنو ونمایی داردایل دلفان و ودریکوند وقلاوند سخنیوصف اوصاف لران صوت منایی دارد</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 23:12:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-yfzxevilysfc</link>
                <description>این لرستان که چنین اب و هوایی دارددشت و صحرا وجبلش حال وصفایی داردچشمه ها یک طرف وکوه نمایان جانمدیده را مات که این به چه هوایی داردکوه کلاه یافته وسرداب و ز قالی کوه گواشترانکوه وسفید کوه چه نمایی داردبه سفید کوه و کور وقصه هشتاد پهلوآب شیرین لرستان چه شفایی داردایل دلفان و ودریکوند وقلاوند سخنیوصف اوصاف لران صوت منایی داردسخن ازوصف لران شهد وشکر طعم دهاناین سخن در نظرم رنگ وحنایی داردخرم اباد وگریت زاغه وازنای دوروداز اتابک وکریم خان ردپایی داردنادر آن زاده شمشیر که مردان دلیرهمه دانند که چه جور و جفایی دارد</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 23:06:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیما خان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nimanori/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-eft8s680zp9g</link>
                <description>این لرستان که چنین اب و هوایی دارد

دشت و صحرا وجبلش حال وصفایی دارد

چشمه ها یک طرف وکوه نمایان جانم

دیده را مات که این به چه هوایی دارد

کوه کلاه یافته وسرداب و ز قالی کوه گو

اشترانکوه وسفید کوه چه نمایی دارد

به سفید کوه و کور وقصه هشتاد پهلو

آب شیرین لرستان چه شفایی دارد

ایل واتبار حسنوند و بیرانوند همگی

پاپی و میر وبهاروند چه نوایی دارد

شرح ایل جودکی و ساکی وقائد رحمت

بخشش لر بزرگ نشنو ونمایی دارد

ایل دلفان و ودریکوند وقلاوند سخنی

وصف اوصاف لران صوت منایی دارد

سخن ازوصف لران شهد وشکر طعم دهان

این سخن در نظرم رنگ وحنایی دارد

خرم اباد وگریت زاغه وازنای دورود

از اتابک وکریم خان ردپایی دارد

نادر آن زاده شمشیر که مردان دلیر

همه دانند که چه جور و جفایی دارد

شیر مردان لر و پنجه آرش بنگر

نادر از دست لران زخم بلایی دارد

این غلو نیست کزین بیت سخن بشنیدی

این حقیقت بخدا سابقه هایی دارد

</description>
                <category>نیما نوری</category>
                <author>نیما نوری</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 22:48:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>