<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nina</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Nina-mohamadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:07:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/388404/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nina</title>
            <link>https://virgool.io/@Nina-mohamadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتاب کلکسیونر عطر #توهم بخوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nina-mohamadi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%84%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B1-%D8%B9%D8%B7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-y5injvqhxoko</link>
                <description>کتابی پراز حس خوبخب خب مثل همیشه بریم سراغ معرفی یک کتاب جدیداگر دلتون میخواد کتابی بخونید که پراز توصیفات زیبا و پراز حس خوب باشه بهتون این کتاب رو معرفی میکنمدر حین خوندن کتاب حس میکنی همه جا پر ازبوی خوش عطرهاست❤️❤️❤️معرفی کتاب کلکسیونر عطرکتاب کلکسیونر عطر نوشته کتلین تسارو، رمانی تاریخی و گیراست که داستان تازه عروسی به نام گریس مونرو که ارثیه غیرمنتظره‌ای از یک فرد ناآشنا دریافت کرده را روایت می‌کند.کتلین تسارو (Kathleen Tessaro) در اثر خود قصه گریس مونرو تازه‌عروسی را بازگو می‌کند که به نظرش با انتظارات هیچ کدام از افراد سرشناس و معروف لندن در دهه 1950 سازگاری و هم‌خوانی ندارد. او به طور غیرمنتظره‌ای از فردی غریبه به نام مادام اوا دورسی، ارثیه‌ای عجیب دریافت می‌کند. بعد از این اتفاق او تصمیم می‌گیرد هویت حامی‌اش مادام دورسی را کشف کند.گریس با جست‌وجوی خود، به داستان زنی فوق‌العاده می‌رسد که با گذشت دهه‌ها در پاریس، لندن، مونت کارلو و نیویورک الهام‌بخش یکی از بزرگ‌ترین عطرسازان پاریس بوده و توانسته با سه عطر محبوب و پرفروش جاودانه شود. زندگی دورسی در درون گریس تغییر و تحول فراوانی ایجاد می‌کند و او باید بین شخصیتی که دارد و آنچه که دیگران از او انتظار دارند، یکی را انتخاب کند.کتاب کلکسیونر عطر (The perfume collector) نامزد بهترین رمان تاریخی سال 2013 از سوی سایت گودریدز شد.در بخشی از کتاب کلکسیونر عطر می‌خوانیم:پیراهن قیمت زیادی داشت. بسیار بیشتر از آنچه گریس تابه‌حال برای چیزی در زندگی‌اش خرج کرده بود، اما کدام زن پشتش را به سرنوشت می‌کند؟شادمان و خسته، دختران به طبقۀ پایین رفتند، از بخش وسایل جانبی گذشتند، از میان کیف‌دستی‌ها و سرانجام در مسیرشان به خروج برای جست‌وجوی تاکسی، به بخش آرایشی رفتند.گریس جلوی پیشخوان با ردیفی از بطری‌های عطر، مکث کرد. یک بطری به‌طور خاص چشمش را گرفت. گرد بود، پر با مایعی کهربایی تیره و با سرپوشی طلایی تزیین شده بود. بطری‌ای بود که با آن آشنا بود، اما هرگز واقعاً به آن نگاه نکرده بود.گریس ایستاد و آن را برداشت.مالوری گفت: «اوه، آن را دوست دارم. گناه من... مادرم عادت داشت آن را بزند.» بازویش را دراز کرد. «اینجا کمی بزن، برای یادآوری روزهای قدیمی... »گریس کمی روی مچ مالوری اسپری کرد. «قوی است... »«می‌دانم. مامان همیشه آن را در موقعیت‌های خاص می‌زد.» مچش را بالا برد و بویید. «حالا که به آن فکر می‌کنم، می‌بینم باعث سردردم می‌شد.»«این یکی از عطرهای مادام زِد است.»مالوری به او نگاه کرد و تحت‌تأثیر قرار گرفت. «واقعاً؟»تصویری روی آن بود، ارائه‌شده روی برگه‌ای طلایی روی شیشه؛ تصویری انتزاعی از یک مادر با بازوان باز که خم شده بود تا کودکی را در آغوش بگیرد. زیر تصویر نوشته شده بود: «جین لنوین.» دو پیکر قوس طلایی یکپارچه‌ای از محبت را شکل داده بودندو اما بخش هایی ک برای من جذاب بودند.. ?گریس یکی از شیشه ها را از قفسه برداشت عجیب بود چطور سریع او را از خود بیخود می کرد حس زودگذری از رضایت و عظمت به او داد که کاملاً نامرتبط با پیرامونش بود ? عطر باید داستانی بگوید از اینکه چه کسی هستی? این عناصر بسیار خودمانی از یک زن هستند درست شبیه امضایش آهنگ صدایش و آن احساسات و حالات وجودش که بدون نام زبان هستند را میرساند ? مادام زد گفت همین حالا تمام تمام پاریس بوی یکسان میدهد  چیزی اشتباه عمیقا اشتباه در مورد اتاقی پر از زنانی که همه بوی عطر یکسانی دارند ? از اولین چیزهایی است که متوجه می شوی هنگام بغل کردن کسی. بویش را استشمام می کنی... گرمای موی معشوق ? بیشتر مشتریان می خواهند بویی بدهند مثل آنهایی که آرزو دارند، باشند. نه کسی که در گذشته بودند اما عطر سازها همیشه تلاش می کنند تا رایحه ای به دست آورند که مکان ها مردم و لحظاتی خاص را به یاد آورند. این چالش بزرگی است. نه تنها این که رایحه را درست به دست آوریم، بلکه همان تجربه کامل را به یاد آوریم ? هیچ چیزی قوی تر از حس بویایی نیست در یک لحظه قدرت دارد تورا به جایی انتقال دهد  ? زنی که عطر خودش را بخرد مخلوق بی چاره ای است ?زن برای اولین بار به جلو خم شد رایحه ای از او والمونت را مسحور کرد فرمولی متمایز و منحصر به فرد که با سادگی طبیعی پوستش ترکیب شده و عطری از مشک و گرمای سوزان را خلق کرده بود? شما باران را ساختید باران...  بارانی تابستانی روی سنگ‌فرش نرم. ?فقط یک قانون وجود دارد تو می توانی هر چیزی را به من بفروشی به شرطی که مرا ستایش کنی وقتی تو به دیگران نیاز داریی بدون اهمیت اینکه آنها هم به تو نیازمندن..  تو باید هنر اغوا گری را بدانی ? اولین چیزی که باید در مورد ثروتمندان و امتیاز داران بدانی این است که آنها شبیه بچه ها هستند  آنها فقط چیزی می خواهند که نمی توانند داشته باشند، اگر بدانند آمده ای چیزی به آنها بفروشی قبل از صبحانه قورتت می دهند ? آندره دومین چیزی که باید بدانی اینکه تو درواقع عطر نمی فروشی تو خودت را می فروشی، تصویرت به عنوان نابغه، غیر عادی است نمی توانی با بقیه یکی شوی باید متمایز به نظر بیایی ?از این جهت رایحه یک آرزو و یک هدف است نه فقط ابزاری برای اغواگری بلکه برای قدرت و مقام است?سقف آینه ای دیوارهای ابریشمی همه کار او بود عادت داشت بگوید، چیزی جدیدی به آنها بده که نگاه کنند.. حتی اگر بالای سرشان باشد و آنها بخواهند ساعت‌ها به آن خیره شوند برای خوندن کتاب میتونید از اپلیکیشن طاقچه بالینک زیر کمک بگیرید❤️❤️ https://taaghche.com/book/70501 </description>
                <category>Nina</category>
                <author>Nina</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 15:41:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب من پیش از تو#توهم بخوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nina-mohamadi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-p2iwv4yztvye</link>
                <description>سلام به همه ی دوستای کتابخوان عزیزم?بازهم معرفی کتاب داریم، آخرین کتابی که با عشق دنبالش کردم رو میخوام به شما ویرگولی های عزیز معرفی کنم... به شدت توصیه میکنم هم کتاب رو مطالعه کنید و هم فایل صوتی رو دریافت کنید و هم در نهایت فیلمش رو ببینید?کتابی که من تااخرین لحظه منتظر معجزه بودم، و خط به خط کتاب برام عشق به زندگی رو دیکته می‌کرد... و درنهایت میتونم بگم برای اولین بار بود که با تموم شدن کتاب،گونه هام از اشک خیس بود و هیچ وقت تصور نداشتم انقدر تحت تاثیر یک کتاب قرار بگیرم... یک کتاب پراز عشق ✨داستان کتاب من پیش از تواین کتاب، عبور از مسیرهای غیرممکن بین ویل‌ترینر، یک پسر تلخ و بدبین و لوئیزا کلارک، یک دختر بیست و شش ساله معمولی را ردیابی می‌کند. پس از این که لوئیزا شغل خود را در یک کافه محلی از دست می‌دهد، ناخواسته به عنوان پرستار ویل، پسری که از زندگی روی ویلچر خسته شده است، انتخاب می‌شود. پس از چندین رویارویی، این دو به آرامی دوستی خود را آغاز می‌کنند. ویل که قبلا صخره نورد و کوهنورد بوده و به دور دنیا سفر می‌کرده است، نمی‌تواند درک کند که چرا لوئیزا از زندگی کنونی‌اش در حد متوسط راضی است. لوئیزا متوجه می‌شود که ویل برنامه‌های تکان دهنده‌ای دارد و در حال تلاش بی‌وقفه است که به زندگی‌اش پایان دهد و به این نتیجه می‌رسد که ممکن است تلاشش برای نجات ویل از زندگی یکنواخت و افسرده کافی نباشد.✨لوئیزا یک قهرمان معمولیقهرمان این کتاب، لوئیزا، دارای ویژگی‌های کلیشه‌ای که اکثر شخصیت‌های پیشرو دارند، نیست. او یک دختر معمولی است که استعداد خارق‌العاده‌ای جز خواندن‌ترانه مولاهونکی، آن هم زمانی که ویل در رختخواب است ندارد. وقتی ویل از او می‌پرسد که برای تفریح چه کاری انجام می‌دهد، او پاسخ می‌دهد: «نمی‌دانم… برای نوشیدن چیزی به کافی می‌روم یا کمی تلویزیون نگاه می‌کنم». عشق او به چیز کیک و جوراب‌شلواری‌های رنگی رنگی، به خوانندگان الهام می‌بخشد فردیت خود را جشن بگیرند و از قالب پیروی نکنند. این داستان کمی کنایه‌آمیز نیز هست؛ ویل که محدود به یک صندلی چرخ‌دار است، برای تبدیل شدن به یک زن پرماجرا، مصمم و باهوش که می‌تواند باشد، به لوئیزا انگیزه می‌دهد. این رمان افراد را به چالش می‌کشد تا از منطقه راحتی خود فراتر بروند و زندگی را با تمام ظرفیتش تجربه کنند.✨درباره کتابکتاب من پیش از تو، یک رمان عاشقانه مرسوم و غم انگیز نیست. این رمان، ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای از طنز هوشمندانه و احساسات قدرتمند را به همراه دارد. مطالعه دقیق مویز در مورد فلج چهار اندام کاملا مشهود است، زیرا او خسته کننده بودن مصرف دارو و مسائل مربوط به حمل و نقل را با دقت بیان می‌کند.علاوه بر این، این کتاب بر یک درد و رنج عاطفی تاکید دارد که می‌تواند یک جوان خوش‌تیپ، باهوش و موفق را که پس از یک تصادف غم انگیز با موتورسیکلت بی‌حرکت شده است، همراهی کند. تعبیر کتاب از عشق، بر سطحی بودن و احساس‌گرایی داستان‌های عاشقانه معمولی پیشی می‌گیرد.شخصیت‌های داستان بلافاصله عاشق نمی‌شوند، بلکه به خاطر تحمل ناامیدی‌ها و سختی‌های زندگی در کنار هم بین آن‌ها رابطه دوستانه و اعتماد به وجود می‌آید. لوئیزا در صحنه‌ای دلخراش به ویل می‌گوید: «تو مرا خوشحال می‌کنی، حتی اگر خیلی بد و ناخوشایند باشی. من نسبت به همراه بودن با هر کس دیگری در جهان، ترجیح می‌دهم با تو باشم».✨طرح کلی داستان من پیش از تولوئیزا «لو» کلارک از یک شغل به شغل دیگر حرکت می‌کند تا به خانواده‌اش در رسیدن به اهدافشان کمک کند. هنگامی که او پرستار ویل‌ترینر می‌شود، یک بانکدار ثروتمند که دو سال پیش بر اثر حادثه تصادف فلج شده است، رفتار و نگرش شاد او مورد آزمایش قرار می‌گیرد. هنگامی که لوئیزا به ویل نشان می‌دهد زندگی ارزش زندگی کردن را دارد، نگاه بدبینانه ویل شروع به تغییر می‌کند. هرچه پیوند آن‌ها عمیق‌تر شود، زندگی و دل‌های آن‌ها به شکلی تغییر می‌کند که هیچ کس نمی‌توانست تصور کند.✨پیام کتاببرخی معتقدند این کتاب، زندگی یک فرد معلول را بی‌ارزش و عاری از خوشبختی به تصویر می‌کشد. اکثر انتقادات از فلج چهار اندام شده است، زیرا خوانندگان معتقدند این کتاب، خودکشی را تنها فرار از وحشت واقعیت نشان می‌دهد. اگرچه چنین ادعاهایی ممکن است منطقی باشد، باید در نظر داشته باشید که مویز، خوانندگان را تحریک می‌کند تا فلج چهار اندام را در یک سبک جدید بررسی کنند و فراتر از کلیشه‌های رایج باشد. البته این امکان وجود دارد که افراد معلول بتوانند زندگی معمولی و شادی داشته باشند، اما هرگز نمی‌توانند زندگی را به روشی که قبلا بوده است تجربه کنند. ویل به لوئیزا می‌گوید: «تو نمی‌دانی متکی بودن به شخص دیگری برای ادامه زندگی چقدر ناامیدکننده است».به دنبال یک شب فوق‌العاده در سمفونی، ویل و لوئیزا در ماشین می‌نشینند و نمی‌خواهند شب تمام شود. ویل اذعان می‌کند: «من فقط می‌خواهم مردی باشم که با یک دختر قرمز پوش به کنسرت رفته است. فقط برای چند دقیقه بیشتر». می‌توان نتیجه گرفت که معلولان تمایل به فرار از نگاه‌های جانبی، توجه مداوم و همدردی‌ترحم آمیز دیگران را دارند. واما بخش‌هایی از کتاب که برای من جذاب بود و باعشق کلمه به کلمه شو در قلبم ثبت کردم❤️?می‌گویند وقتی کسی به سن و سال خاصی می‌رسد عاشق گل و گیاه میشود. فکر کنم حقیقت داشته باشد..این مطلب به چرخه ی عظیم زندگی مربوط است، رشد گیاه بعد از زمستانی غمبارچیزی شبیه معجزه است...?ناتان گفت خوب بود نه؟روبه ویل گفتم:چرا مجبورم نکردی این کارو زودتر انجام بدم؟ این عالی بود، فوق العاده...?نمی‌دانستم که موسیقی می‌تواند چیزهایی را در درون انسان باز کند و انسان را به جایی ببرد که حتی آهنگ ساز تصورش را نمی کرده است..?جسورانه زندگی کن کلارک! به خودت فشار بیار،به حداقل رضایت نده... اون جوراب شلواری راه راه رو با افتخار بپوش، تو روی قلب من حک شدی کلارک... اونم از همون روز اولی که اومدی، با همون لبخند همیشگیتبا اون لباس های مسخره اتوشوخی های بی مزه ات... فقط خوب زندگی کن کلارک... باعشق ویل✨برای مطالعه ی این کتاب فوق العاده میتونین روی لینک زیر ضربه بزنید و از اپلیکیشن طاقچه اونو دریافت کنید? https://taaghche.com/book/32222 همچنین برای داشتن فایل صوتی از اپلیکیشن طاقچه از لینک زیر استفاده کنید? https://taaghche.com/book/25407 در نهایت از تمام دوستان عزیزی که اپلیکیشن طاقچه ❤️و ویرگول ❤️رو طراحی و پشتیبانی کردن بینهایت سپاسگذارم که راه رسیدن به رویای دیرینه ی نوجوانی ام رو که خوندن هزاران کتاب بود رو میسر کردن?و از ویرگول جان تقاضا دارم که باهدیه ی قشنگش فرصت بهره مندی از کتاب‌های بیشتری رو به من بدن ?</description>
                <category>Nina</category>
                <author>Nina</author>
                <pubDate>Tue, 01 Dec 2020 02:46:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابِ سه شنبه ها باموری#توهم بخوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nina-mohamadi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%90-%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-fm4rnfjqgtki</link>
                <description>#بامن بخوانیک پیشنهاد فوق العاده سه شنبه هاباموریخب بریم برای معرفی یک کتاب شگفت انگیز?بایک پویش شگفت انگیز تر#توهم بخوان?واقعا اولین و بهترین تجربه ای که داشتم خوندن یک کتاب عااالی در یک نرم افزار فوق العاده ای به نام طاقچه بود?جمله به جمله ی این کتاب پراز درس و پراز انرژی هست... همون جمله هایی ک میره اعماق ذهنت وتوصیه میکنم مداد و دفترچه یادداشتتون کنارتون باشه چون مطمئن هستم دلت میخواد تمام جمله های این کتاب رو یک جایی برای همیشه داشته باشی. سه‌شنبه‌ها با مورینویسندهمیچ آلبومکشورایالات متحده آمریکازبانزبان انگلیسیگونهرمان زندگی‌نامه‌ای، داستان فلسفی، یادداشتناشرDoubledayتاریخ انتشار1997نوع رسانهPrint گالینگور، Paperbackتعداد صفحات۱۹۲شابکشابک ‎۰-۳۸۵-۴۸۴۵۱-۸شماره اوسی‌ال‌سی۳۶۱۳۰۷اوسی‌ال‌سی۳۶۱۳۰۷۲۹دیوئی378.1/2/092 B ۲۱کتابخانهٔ کنگرهLD571.B418 S383 1997میچ آلبوم، نویسنده توانای آمریکایی رمان سه‌شنبه‌ها با موری را برای همه آنهایی نوشته‌است که می‌خواهند طعم زندگی را آن‌گونه که باید بچشند. این کتاب در سال ۱۹۹۷ منتشر شد و تاکنون از تاثیرگذارترین و پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز بوده‌است._درباره کتاب سه‌شنبه‌ها با موریاین کتاب روایت انس استاد پیری با شاگردش در واپسین روزهای زندگی است. پروفسور شوارتز موری به بیماری ای ال اس دچار است. بیماری‌ای که به تدریج بدن را از کار می‌اندازد و سلول‌ها و بافت‌های ماهیچه‌ای را تخریب می‌کند. شاگرد هر سه‌شنبه به دیدار استاد می‌رود و از او و با او درس زندگی می‌آموزد. کلاسی که شاید امتحان و درس پس دادن‌های معمول دانشگاه را ندارد اما یک کلاس بی‌نظیر است. کلاسی که راهبر و راهرو هردو با هم در آن رشد می‌کنند و به کمال می‌رسند. هر سه‌شنبه میج درباره موضوعی با استاد خود صحبت می‌کند: دنیا، مرگ، زندگی، خانواده، فرهنگ، بخشش، دانایی، ازدواج و هر مفهومی که راجع به زیستن و چگونه زیستن است.میج در این سه‌شنبه‌ها همراه استادش مراحل متفاوتی از کمال انسانی را می‌پیماید.خواندن کتاب سه‌شنبه‌ها با موری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و رمان‌های خارجی با موضوعات انسانی و عاطفی را به خواندن این اثر دعوت می‌کنیمجملاتی از کتاب سه‌شنبه‌ها با موریبه نظر من نوارها، مانند عکس‌ها، و ویدیوها، تلاشی مذبوحانه برای به سرقت بردن چیزی از چمدان مرگ هستند. اما برایم روشن شد که موری با شجاعتش، با خلق و خویش، با صبر و شکیبایی‌اش و با آن گشادگی و صراحتش، نگاهی متفاوت از دیگران به زندگی داشت. نگاهی درست، منطقی و عقلانی. او تنها چند قدم با مرگ فاصله داشت.اولین بار که موری را در برنامهٔ «راه شب» دیدم، از خودم پرسیدم که وقتی موری متوجه شد که مرگش نزدیک است، در مورد چه چیزهایی تاسف خورد. آیا از اینکه که دوستانش را از دست می‌دهد، حسرت می‌خورد؟ آیا عکس‌العملش با دیگران فرق زیادی داشت؟من با خودخواهی به این فکر کردم که اگر جای او می‌بودم، آیا به خاطر تمام دلتنگی‌هایم تأسف می‌خوردم؟ آیا به دلیل رازهایی که نزد خود نگه داشته بودم، متأسف می‌شدم و حسرت می‌خوردمواما بخش هایی از کتاب که برای من خیلی جذاب بود❤️?ایا وقت آن نرسیده که دنیا متوقف شود؟؟ مگر مردم دنیا نمی‌دانند چه اتفاقی برای من افتاده! ?میخواهی ذره ذره متوقف شوی یا از روزهای باقی مانده لذت ببری؟.!? در زندگی چیزی به نام دیرخیلی دیر شده وجود ندارد موری تاآخرین لحظه زندگی‌اش در حال تغییر دادن خودش بود? زندگی کردن بدون حس خوشبختی یک چیز دیگریست چیزی بی معنا و مفهوم? میچ تا زمانی که میتوانی به راحتی نفس بکشیم یعنی فرصت زندگی داریم? باید تمام حس هارا تجربه کنی حسی مانند ترس، تنهایی و سپس بگوییم خوب من این را تجربه کردم حالا آنرا کنار میگذارم? اگر ندانی چطور به همسرت احترام بگذاری به دردسر می افتی? مهم ترین چیزی که توی زندگی باید بدونی اینکه چطور به دیگران عشق بورزی یا محبتشون رو پذیرا باشی?عشق موضوع مهمیه  همونطور که شاعر بزرگ اودن میگه، یکدیگر را دوست بدارید یااینکه بمیریدانقدر این کتاب جذاب و پراز حرف هست ک هرچقدرم بنویسم همینجا تموم نمیشه پس خیلی سریع از اپلیکیشن طاقچه دانلودش کن https://taaghche.com/book/63931 </description>
                <category>Nina</category>
                <author>Nina</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 23:16:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابِ هنر دختربودن#توهم بخوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Nina-mohamadi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%90-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-o8dbha82mvbh</link>
                <description>برای دختران قشنگ سرزمینمدوست خوبم پیشنهاد میکنم توهم به پویش #توهم بخوان بپیوندی و کلی کتاب های جذاب از اپلیکیشن طاقچه مطالعه کنی و لذت ببری?درابتداکه این کتاب رو دانلود کردم در نظرم اومد یکم برای سن من مناسب نیست،اما جلوترکه رفتم چیزای قشنگی تو ذهنم نقش بست، مطالبی ک شاید باکمک اونها بتونی قشنگ تر زندگی کنی ?هنر دختر بودن (فقط دخترها بخوانند)هنر دختر بودن نوشته راضیه کیماسی و نفیسه شکوهی پارسا کتابی انگیزشی برای دختران است و توصیه‌هایی اخلاقی- اجتماعی و فرهنگی برای موفقیت در زندگی و ساختن آینده مطلوب برای دختران دارد.دوران نوجوانی برای دختران دنیایی سرشار از هیجان ، انرژی و کاوش است، دورانی که اگر با همراهی والدین و مسیر روشن اسلام ناب همراه باشد آینده‌ای طلایی برای او به‌همراه خواهد داشت، اگر شما هم یک دختر نوجوان هستید و یا فرزندتان یکی از دختران نوجوان ایران زمین است، پیشنهاد ما شنیدن کتاب هنر دختر بودن است.هنر دختر بودن که با قلم راضیه کیماسی توسط معاونت تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی به چاپ رسیده است ، با استفاده از احادیث معتبر و سخنان بزرگان با زبانی شیوا ، نوجوان پسند و گرافیک جذاب انواع مهارت‌های زندگی را با نگاهی متفاوت به یک دختر نوجوان آموزش می‌دهد.برخی عناوین جذاب این کتاب : راز ملکه زیبایی چیست ؟، شجاع ترین دختر مدرسه کیست ؟، ببخشید خانم، روح دارید؟، شوهر فروشی کنار موبایل فروشی و... شنیدن کتاب هنر دختر بودن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیماگر دختر دارید و دختر شما در سن بلوغ است این کتاب را هم خود بشنوید و هم به او هدیه دهید.بخش هایی از کتاب که برای من جذاب بود❤️برنامه آینده رو الان داری مینویسی×هدف یعنی :چه زمانی/چقدر/کجا/ونوعش چی باشه برای داشتن آرزوهای مشخص باید هدف های مشخص داشت×سیاه چاله نباشیم:وقتی کسی از کمک کردن به دیگران دریغ میکنه و حاضر به ارتباط براقرارکردن با اونها نباشه، اینطور میشه ک بااین که درمیان دیگران قرار داره ولی کسی علاقه ای به دوستی بااون نداره و اگر هم به ناچار بااو ارتباط برقرار کنه هیچ سودی نمیبره×هنرهای ساده ی دختر بودن:میشن ترفندهای شیرین زندگی که مشکل‌های بزرگی رو حل و دلهای سختی رو نرم و پستی بلندی های زیادی رو شیرین میکنند×برای تفریح همه جا رامناسب تفریح  بدانید محیا باشید برای زندگی بهتر به تخیل قوی هم نیاز داریم×بلندترین دیوار جهان دیوار چین نیست :برای جدایی از هرکسی ک میتونه دوستت داشته باشه یک دیوار بزرگ کافیه جنس این دیوار از حسادت هست×چه کسی عینکم را برداشت :کسی که اطرافش پراز زیبایی و خوبی باشه اما نمیبینه×من عاشق فراموشی هستم: فراموش کردن هر فکر و خاطره بدی که گام های منو سست کنه×پیرزنهای ۱۶ ساله قرن 21:ورزش و تحرک از تفاوت های دخترهای شانزده ساله با پیرزن ۸۰ ساله است پیری که به پوست چروک نیست، گاهی نداشتن حسو حالِ× خط کشهای ساخته شیطان : مقایسه کردن؛ هرگاه مقایسه شمارو به امید سوق داد این مقایسه مثبت  اما ناامیدی حیله ی شیطان است چون در ناامیدی پیشرفتی نیست×دورترین روز سال فرداست برای انجام کاری که مدت هاست تصمیم به انجام آن نداری×همیشه لاک‌پشت ها برنده اند : زیرا باوجود کند حرکت کردن همیشه در مسیر هدف قراردارند× مثل یک قرار مثل یک دل‌تنگ:خدا میتونست بگه نیازی نیست که هر روز ۵ مرتبه نماز بخونیم در واقع میتونست نماز رو اجباری نکنه اما مجنون را توانایی ندیدن لیلی نیست خدا عاشق است و نماز قرارعاشقی×برای دریافت لینک کتاب از اپلیکیشن طاقچه ضربه برنید  https://taaghche.com/book/55143 همچنین برای دریافت فایل صوتی این کتاب از طاقچه لینک زیر لمس کنید https://taaghche.com/book/76180 </description>
                <category>Nina</category>
                <author>Nina</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 20:31:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>