<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Nosratyhassan</link>
        <description>سوگند به قلم و آنچه با قلم می‌نویسند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:37:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/211543/avatar/OO7eLs.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</title>
            <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هنر نوشتن دیالوگ در فیلمنامه</title>
                <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-xwweagc7mvu4</link>
                <description>دیالوگ نقش مهمی در فیلمنامه نویسی، شکل دادن به شخصیت ها، پیشبرد طرح و درگیر کردن مخاطب دارد. این مقاله به بررسی اهمیت دیالوگ در فیلمنامه نویسی می پردازد و بینش های عملی در مورد ایجاد دیالوگ های متقاعد کننده و موثر ارائه می دهد. دیالوگ های منتخب با الهام از فیلم &quot;حس کامل&quot; (2011) تجزیه و تحلیل می شوند تا تاثیر آنها بر داستان گویی را به نمایش بگذارند. علاوه بر این، تمرین‌هایی از کتاب «دیالوگ» نوشته رابرت مک کی در این مقاله استفاده شده است که به نویسندگان ابزارهای ارزشمندی برای تقویت مهارت‌های گفت‌وگونویسی ارائه می‌دهد.اهمیت ایجاد گفتگوهای جذابشخصیت پردازی: دیالوگ به عنوان پنجره ای به روح شخصیت ها عمل می کند و شخصیت ها، باورها و انگیزه های منحصر به فرد آنها را آشکار می کند. دیالوگ های خوش ساخت به مخاطب اجازه می دهد تا شخصیت ها را در سطح عمیق تری درک کند و آنها را قابل ربط، به یاد ماندنی و چند بعدی می کند.داستان سرایی: گفتگو به عنوان ابزاری حیاتی برای پیشبرد طرح و انتقال اطلاعات حیاتی عمل می کند. از طریق دیالوگ نویسی ماهرانه، نویسندگان می توانند به طور یکپارچه توضیحاتی ارائه دهند و آن را در مکالمات جذابی که داستان را به طور طبیعی جریان می دهد، ادغام کنند. دیالوگ های موثر همچنین به ایجاد تنش، ایجاد تعارض و برجسته کردن ضربات داستانی کلیدی کمک می کند.تأثیر عاطفی: دیالوگ های معتبر و تأثیرگذار این توانایی را دارند که احساسات را در مخاطب برانگیزند. نویسندگان با ساختن دیالوگ هایی که با حقایق جهانی طنین انداز می شوند و به تجربه خام انسانی دست می زنند، می توانند همدلی، همدردی، خنده یا اشک را برانگیزند و یک ارتباط عاطفی عمیق بین شخصیت ها و بینندگان ایجاد کنند.زیرمتن و معانی ضمنی: دیالوگ ها فرصتی را برای کشف زیرمتن، افکار و احساسات ناگفته در زیر سطح ارائه می دهند. نویسندگان با القای دیالوگ ها با زیرمتن و معانی ضمنی می توانند لایه هایی از عمق و فتنه ایجاد کنند و فضایی را برای تفسیر باز بگذارند و مخاطب را درگیر یک معمای فکری و احساسی کنند.در ادامه، نمونه‌هایی از فیلم «حس کامل» (2011) را بررسی خواهیم کردتجزیه و تحلیل دیالوگ در Perfect Sense (2011)فیلم «حس کامل» (2011) به کارگردانی دیوید مکنزی، کاوشی جذاب از عشق، از دست دادن و ارتباط انسانی در مواجهه با یک بیماری همه‌گیر جهانی را ارائه می‌کند که یک به یک حواس مردم را می‌رباید. این فیلم به طرز ماهرانه ای از دیالوگ ها استفاده می کند تا عمق احساسی شخصیت هایش را منتقل کند و مخاطب را در تجربیات مشترک آنها غرق کند. اجازه دهید چند دیالوگ کلیدی از «حس کامل» را بررسی کنیم و تأثیر آنها را بر رشد شخصیت و داستان سرایی بررسی کنیم.دیالوگ 1:در صحنه‌ای تلخ بین دو شخصیت اصلی، مایکل (با بازی اوان مک‌گرگور) و سوزان (با بازی اوا گرین)، برخورد اولیه‌ی آن‌ها زمینه‌ای را برای روابط در حال تکامل آن‌ها تعیین می‌کند. همانطور که آنها در مورد حرفه های مربوطه خود بحث می کنند، سخنان آنها هوای آسیب پذیری و مراقبتی را به همراه دارد که نشان دهنده ترس آنها از صمیمیت عاطفی است. از طریق دیالوگ های دقیق ساخته شده، شخصیت های آنها به تدریج باز می شوند و خواسته ها و آرزوهای پنهان خود را آشکار می کنند.مایکل: &quot;من عاشق آشپزی هستم. این بهترین کاری است که میتونم انجام بدم.&quot;سوزان: &quot;من هم یک اپیدمیولوژیست هستم. من شیوع بیماری ها را مطالعه می کنم. حدس می زنم که ما هر دو با اشتها سروکار داریم.&quot;این گفت و گو نه تنها زمینه های حرفه ای آنها را ایجاد می کند، بلکه یک ارتباط موضوعی بین دنیای آنها نیز برقرار می کند. این به تشابه بین گرسنگی فیزیکی که مایکل به عنوان یک آشپز ارضاء می کند و گرسنگی عاطفی که سوزان به عنوان یک اپیدمیولوژیست به دنبال درک آن است، اشاره می کند. دیالوگ زمینه را برای ارتباط عمیقی که بین آنها ایجاد می شود، در حالی که آنها با هم از دست دادن حواس خود را عبور می دهند، تنظیم می کند.دیالوگ 2:با پیشرفت همه گیر، حواس افراد همچنان محو می شود که منجر به کاوش عمیق تر در احساسات انسانی و شکنندگی روابط می شود. گفت و گوی زیر بین مایکل و سوزان در یک لحظه مکاشفه احساسی شدید اتفاق می افتد و آسیب پذیری آنها و نیاز مبرم به نگه داشتن تکه های حواسشان را برجسته می کند.مایکل: &quot;دیگر هیچ بویی نمی توانم حس کنم. اما بوی تو را می توانم.&quot;سوزان: &quot;دیگر نمی توانم رنگ ها را ببینم. اما می توانم تو را ببینم.&quot;این دیالوگ به زیبایی تجربیات مشترک شخصیت ها و تلاش ناامیدانه آنها برای یافتن آرامش در یکدیگر را در بر می گیرد. آنها از طریق کلمات خود، عمق ارتباط عاطفی خود را منتقل می کنند و از از دست دادن حواس خود فراتر می روند. گفت و گو نه تنها بر پیوند آنها تأکید می کند، بلکه نشان دهنده انعطاف پذیری روح انسان در برابر ناملایمات است.دیالوگ 3:با رسیدن فیلم به اوج خود، دیالوگ ها پراکنده تر می شوند و حواس رو به زوال شخصیت ها و شدت سفر احساسی آنها را منعکس می کنند. در صحنه‌ای عمیق که مایکل و سوزان با آینده‌ای مبهم روبرو می‌شوند، حرف‌های آن‌ها با احساسات ناگفته و ترس‌های بیان‌نشده‌ای محو می‌شود.مایکل: &quot;دوستت دارم.&quot;سوزان: من هم تو را دوست دارم.این دیالوگ‌های ساده و در عین حال قدرتمند، هسته‌ی روابط و اعماق احساساتشان را در بر می‌گیرد. با بدتر شدن حواسشان، کلماتشان تنها کانالی می شود که از طریق آن می توانند عشق خود را ابراز کنند. دیالوگ های برهنه شده تاثیر احساسی را تشدید می کند و لحظه ای تلخ و فراموش نشدنی را برای مخاطب به ارمغان می آورد.دیالوگ های «حس کامل» به عنوان یک نیروی محرکه در توسعه شخصیت و طنین احساسی فیلم عمل می کنند. آنها پیچیدگی های عشق، شکنندگی ارتباط انسانی و انعطاف پذیری روح انسان در برابر شرایط غیرقابل تصور را به تصویر می کشند. از طریق دیالوگ آنها، سفر شخصیت ها عمیقاً قابل ربط می شود و همدلی و تأمل را در مخاطب برمی انگیزد.در بخش بعدی، به بررسی کتاب دیالوگ اثر رابرت مک کی می پردازیم که بینش ها و تمرین های ارزشمندی را برای تقویت بیشتر درک و تسلط شما در دیالوگ نویسی ارائه می دهد.معرفی کتاب &quot;دیالوگ&quot; اثر رابرت مک کیاین کتاب منبع ارزشمندی برای نویسندگانی است که به دنبال بهبود مهارت‌های دیالوگ نویسی خود هستند.کتاب «دیالوگ» بینش‌ها، تکنیک‌ها و تمرین‌های عملی را برای کمک به نویسندگان در تسلط بر هنر گفتگو ارائه می‌دهد. این پیچیدگی‌های ایجاد گفت‌وگو را بررسی می‌کند که معتبر، جذاب، و به طور موثر به روایت در رسانه‌های مختلف، خدمت می‌کند. این کتاب به مفاهیم کلیدی مختلفی می پردازد که برای درک و اجرای دیالوگ نویسی موثر حیاتی هستند. موضوعاتی مانند زیرمتن، صدای شخصیت، درگیری، ریتم و ساختار را پوشش می دهد. مک کی مثال‌های گویا و تمرین‌هایی ارائه می‌دهد تا به نویسندگان کمک کند مهارت‌های خود را تمرین کرده و اصلاح کنند.زیرمتن و معنی لایه ای:مک کی بر اهمیت زیرمتن در دیالوگ نویسی تاکید می کند و از نویسندگان می خواهد که از مکالمات سطحی فراتر رفته و به دیالوگ های خود معنای لایه ای القا کنند. او تکنیک‌هایی را بررسی می‌کند تا احساسات، درگیری‌ها و انگیزه‌ها را از طریق زیرمتن بیان کند و به مخاطب اجازه دهد تا در سطح عمیق‌تری با شخصیت‌ها و داستان درگیر شود.تعارض و تنش:این کتاب بررسی می‌کند که چگونه می‌توان از دیالوگ برای ایجاد و تشدید تعارض استفاده کرد، داستان را به جلو سوق داد و مخاطب را درگیر نگه داشت. مک کی بینش هایی را در مورد انواع مختلف تعارض ارائه می دهد و تکنیک هایی را برای افزایش تنش از طریق تبادل گفتگو ارائه می دهد. درک قدرت تضاد در دیالوگ به نویسندگان اجازه می دهد صحنه های پویا و جذابی خلق کنند.ساختار و پویایی گفتگو:مک کی به جنبه های ساختاری گفت و گو می پردازد، در مورد سرعت، ضربان ها، و اهمیت تنوع در پویایی گفتگو بحث می کند. او اهمیت مکث‌ها، وقفه‌ها و واکنش‌های به موقع را برجسته می‌کند که به جریان طبیعی و صحت مکالمات کمک می‌کند. با درک این تفاوت‌ها، نویسندگان می‌توانند دیالوگ‌هایی بسازند که زنده و واقعی هستند.توسعه شخصیت و گفتگو:این کتاب به بررسی چگونگی استفاده از دیالوگ به عنوان ابزاری برای رشد شخصیت می پردازد. مک کی درباره نحوه صحبت و تعامل شخصیت ها با یکدیگر بحث می کند که چگونه شخصیت ها، روابط و درگیری های درونی آنها را آشکار می کند. نویسندگان با تسلط بر هنر دیالوگ های خاص شخصیت ها می توانند شخصیت های متمایز و به یاد ماندنی خلق کنند که با مخاطب طنین انداز شود.دیالوگ نویسی مهارتی است که نیازمند تمرین، مشاهده و درک عمیق تعامل انسانی است. نویسندگان با تسلط بر هنر دیالوگ می توانند داستان های خود را زنده کنند، شخصیت های جذاب خلق کنند و مخاطبان را در روایت های جذاب غوطه ور کنند.گفتگو فرضی با رابرت مک کیدر مصاحبه فرضی با رابرت مک کی، بینش ها و توصیه های بیشتری را از نویسنده مشهور به دست خواهیم آورد که دیدگاهی جامع در مورد هنر دیالوگ نویسی ارائه می دهد.سلام، رابرت. ممنون که دعوتم رو قبول کردی. می‌دونم که کلی مشغله داری و واقعاً قدردانی می‌کنم که باز هم به عنوان مهمان در برنامه‌ام حضور پیدا کردی.-سلام حسن جان. وقتی می‌بینم یکی مثل خودم دغدغه داره و عاشق فیلمنامه است، خوشحال می‌شوم اگر بتوانم کمکش کنم.مرسی رابرت. می‌خواهم در مورد کتاب دیالوگی که نوشتی صحبت کنیم. اصلاً اول از همه می‌شه دیالوگ رو برامون تعریف کنی؟-من یک تعریف خیلی ساده برای دیالوگ دارم و آن این است: هر واژه‌ای که شخصیت به دیگری می‌گوید.یعنی هرچیزی که ما به دیگران می‌گوییم، آنچه به خودمان می‌گوییم و آنچه برای مخاطب یا تماشاگر می‌گوییم، همه می‌تواند دیالوگ باشد؟-دقیقاً درست است. در اصل دیالوگ کنشی است که از طریق گفتار، نه از طریق کردار، انجام می‌شود.رابرت، می‌دانم برای شناخت زیرمتن، بهتر از تو نمی‌شود پیدا کرد، پس خواهش می‌کنم حالا که دیالوگ را برایمان تعریف کردی، یکم وارد زیرمتن هم بشی و این کار را خواهشاً با یک مثال از فیلم انجام بده.-خودت چه فیلمی را مثال می‌زنی؟مثلاً در سریال بریکینگ بد، که می‌دانی عاشقش هستم و می‌دانم که تو هم واقعاً دوستش داری، آنجا که بحثی بین والت و اسکایلر شکل می‌گیره را خیلی دوست دارم. منظورم همانجاست که…-شک ندارم می‌خواهی دیالوگ خطر را بگویی.آره، دقیقاً. ببین، فوق‌العاده است آنجا. والت به اسکایلر می‌گوید: “الان فکر می‌کنی داری با کی حرف می‌زنی. می‌دانی، من سالی چه قدر در می‌آرم…”. آخرش آن دیالوگ شگفت‌انگیز که می‌گوید: “من در خطر نیستم، اسکایلر. من خود خطرم.”-به صحنه خوبی اشاره کردی. ببین، اولش این صحنه والت مدام احساس عدم امنیت و نگرانی دارد، اما در پایان این صحنه ما به شخصیت حقیقی که دارد پی می‌بریم.یعنی در اصل می‌خواهی بگویی والت در اینجا آن کسی است که به آن تبدیل شده است؟-دقیقاً منظورم همزادش است که ما با نام هایزنبرگ می‌شناسیم.رابرت، برایم سوال است که تو چگونه یک صحنه را تحلیل می‌کنی. منظورم این است که غرق در تمام لحظات آن صحنه می‌شوی و دیالوگ‌ها و زیرمتنش را بررسی می‌کنی؟-آره، اصلاً اگر زیرمتنی پیدا نکنم، برایم سوال می‌شود که چرا این دیالوگ یا صحنه نوشته شده. برای مثال، دوتا اسم بگو و یک دیالوگ ساده برای آنها بنویس. من  کنش، واکنش و زیرمتنی را برای آن در نظر میگیرممثلاً حسن و سایه. سایه یک دکتر روانشناس است که در دفترش نشسته و حسن وارد می‌شود. سایه تا می‌بینیش می‌گوید: “حسن.”حسن پایین را نگاه می‌کند و سایه به سرعت به سمتش می‌رود. سایه می‌گوید: “سلام.”حسن هم می‌گوید: “سلام.”-به نظرت سلام حسن خجولانه نیست؟چرا اتفاقا یک لبخند خجولانه ای می‌زند؟-ببین، اگر من بخواهم این صحنه را نگه دارم، اولاً می‌گویم کنش و واکنش چیست. کنش در این صحنه این است که حسن سعی می‌کند جذاب باشد و واکنش این است که سایه آماده دردسر می‌شود. زیرمتن هم می‌تواند این باشد که حسن همان روز دوبار از سایه خواسته است با هم شام به بیرون بروند و هر دوبار سایه این پیشنهاد را رد کرده است. برای همین، حسن این بار نقش یک آدم خجالتی را بازی می‌کند تا شاید موافقت سایه را جلب کند.پس چرا سایه اینقدر خوب استقبال کرد؟-در پشت پرده استقبال گرم سایه، او نمی‌داند که چرا حسن یکبار دیگر برگشته و به همین دلیل خودش را آماده مواجهه سوم می‌کند.وای، چه صحنه‌ای شد! من بروم ادامه‌اش را بنویسم. مرسی رابرت، تو بی‌نظیری…امیدوارم این مقاله برای شما مفید بوده باشد.در صورت آشنایی با کارکردهای دیالوگ می‌توانید در دوره «راهنمای نوشتن صحنه‌های شگفت‌انگیز» شرکت کنید.همچنان در صورت تمایل می توانید پیج اینستاگرامی من را دنبال کنید و از آموزش‌های رایگان بهره مند شوید</description>
                <category>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</category>
                <author>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 18:37:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 نکته فیلمنامه نویسی از بیلی وایلدر</title>
                <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan/5-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%B1-dnxmtbwf9bam</link>
                <description>عمو بیلی من همیشه دوست داشتم بدونم کی بهترین فیلمنامه‌نویس تاریخ سینماست و وقتی این سوال رو از دوستام پرسیدم، کلی وقت گذاشتیم و چهل نفر رو لیست کردیم_چند نفر رو بگو ببینمتارانتینو، کاپولا، برادران کوئن..._و نفر اول؟همگی به این نتیجه رسیدیم که شما هستید و برای همین الان خیلی خوشحالم که دارم با بهترین فیلمنامه‌نویس تاریخ سینما صحبت می‌کنم_چندتا جوون نشستید واسه خودتون لیست درست کردید؟آخه عمو بیلی این چندتا جوونی که میگید عاشق سینما هستند و کلی اثر بررسی کردنا_خب بگو ببینم این سوالایی که شما جوونا آماده کردید چیا هستند؟(خنده حسن) اولین سوال اینه شما چطوری در هر ژانری تونستید اینقدر درخشان فیلمنامه بنویسید؟ از خنده‌دارترین کمدی‌ها تا تاریک‌ترین درام‌ها_البته من گاهی از چارلز براکت و آی ال دایموند هم کمک می‌گرفتم و هر وقتی هم که میخواستم فیلم جدی و تاریک بسازم همیشه با خودم میگفتم چه راه خنده‌داری برای ساختن آن وجود داردوقتی میخواستید فیلم کمدی بسازید چی می‌گفتید؟_با خودم می‌گفتم درباره فیلم‌های تاریکی که ساختی چه فکری می‌کنی؟بالاخره چه نوع داستانی رو ترجیح میدید؟ خنده‌دار یا تاریک؟_هر داستانی که خوب باشهبریم سراغ چالش، معمولا دیگران وقتی به ایده‌ای می‌رسند میگن که کلیشه است و ادامه نمیدن ولی من می‌خوام یکی از همین ایده‌ها رو بگم و از شما بخوام که یک صحنه دراماتیزه درست کنید. یک شاه و یک ملکه و یک افسر وجود دارند. حالا این ملکه رابطه پنهانی با افسر دارد، می‌خوام شما صحنه‌ای رو به تصویر بکشید که شاه این موضوع را می‌فهمه_میشه شاه یک فرد چاق و افسر یک فرد لاغر باشه؟آره چرا که نه_صحنه در اتاق خواب شاه و ملکه شروع می‌شود. شاه اتاق را ترک می‌کند و موقع بستن در کسی که پاهایش را جفت می‌کند افسر نگهبان اتاق شاه است. افسر، شاه را تماشا می‌کند که از پله‌ها پایین میرود. افسر وارد اتاق شاه می‌شود و بیننده داخل اتاق را نمی‌بیند. در همین لحظه شاه یادش می‌آید که کمربند و شمشیرش را فراموش کرده و دوباره به اتاق برمیگردداینجا هم ما دوباره داخل اتاق رو نمی‌بینیم؟_نه در بسته می‌شه و ما پشت در می‌مونیم. چند ثانیه بعد شاه با کمربند و شمشیرش بیرون می‌آید و لبخند میزنداینجوری که شاه قضیه رو نفهمید_شاه موقع بستن کمربند متوجه می‌شود که کمربند برایش کوچک است و برای او نیستبرای همین شاه رو چاق گرفتید و افسر رو لاغر(خنده)، برنامه رو با جمله پایانی فیلم بعضیا داغشو دوست دارند تموم کنم. هیچکس بی‌نقص نیست ولی واقعا میگم فیلم‌های شما بی‌نقص هستند https://www.instagram.com/p/Cdasw7ksJd3/?utm_source=ig_web_copy_link </description>
                <category>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</category>
                <author>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</author>
                <pubDate>Wed, 11 May 2022 17:00:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 نکته نویسندگی از جی کی رولینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan/10-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-wx64tfxwoeqn</link>
                <description>سلام جی‌کی، ممنون که دعوتم رو قبول کردی، کلی سوال ازت دارم. آماده‌ای؟_ آره فقط خیلی هیجان دارم، برنامه قبلی رو دیدم که استیون رو دعوت کرده بودی، فوق‌العاده بود و نمی‌دونم این برنامه هم به اون شکل جذاب خواهد شد یا نهقطعا میشه... خوب شد به استیون اشاره کردی، یه سوالی میخواستم ازش بپرسم ولی یادم رفت، حالا اگه اجازه بدی از تو میپرسم چون می‌دونم تو هم خیلی کتاب می‌خونی. می‌خوام بدونم کتاب کدوم نویسنده‌‌ها رو بیشتر می‌خونی_ ببین حسن من دوست دارم کتابی رو بخونم که این احساس رو بهم بده که نویسنده‌اش همه چیزو میدونه، ممکنه همه چیزو نگه ولی باید اطمینان داشته باشم که خودش همه چیزو می‌دونهبه چه نکته عالی اشاره کردی، نویسنده باید همه چیزو بدونه ولی الزامی نیست همه چیزو بگه..._ دقیقا و وقتی این نویسنده‌ها رو پیدا کردید تا میتونید ازشون تقلید کنیددوستان این حرفی که جی‌کی میگه واقعا درسته، من یادمه وقتی برای اولین بار رفتم خونش، کلی کاغذ باطله کف اتاقش ریخته شده بود_ البته اون کاغذها ماحصل ده سال کار بود و من بعد از رفتنت همشون رو با دقت بایگانی کردم و هنوزم دارمشونباشه(خنده)... یادمه یکی از کاغذها رو که برداشتم، اسم تمامی همکلاسی‌های هری رو تو اون نوشته بود با نمادهایی که نشون میداد چه قدرت‌هایی دارند و جزو کدوم دسته هستند_ یکیشون هم اگه یادت باشه درخواست من برای کمک هزینه اجاره خونم بود و کلی نسخه جایگزین برای فصل‌های کتاب اولم که ازشون استفاده هم نکردماگه اشتباهه نکنم بیشتر کاغذها مربوط به شخصیت‌ها بود، یادمه تو یه برگه نوشته بودی هرمانی از عمق وجود خودت نشات گرفته چرا؟_ خب راستش من اون زمان واقعا بی‌اعتماد به نفس بودم و هرمانی رو بوجود آوردم و به نسخه‌‌ای اغراق شده از خودم تبدیلش کردم، جوری که نبودم و می‌خواستم باشم رو در هرمانی زنده کردمیاد جمله استیون افتادم که تو برنامه قبلی بهم گفت: «اگه از نوجوانی‌ات لذت بردی حتما یه مشکلی داری» فکر کنم حق با استیون بود اگه تو واقعا اون شرایط بد رو نداشتی همچنین کتابی نمی‌نوشتی..._ داستان‌های خوب از دو طریق بوجود میان، کشف لذت‌ها و چیزهایی که ما رو رنج میدن و برای همینه که میگم زیاد مطالعه کنید. چون اگه زیاد بدونید بیشتر رنج خواهید کشید و با مطالعه آثار نویسندگان محبوب هم علایق و لذت‌های خود را پیدا می‌کنیدو از این راه داستانی با اصالت و درونی ویژه خودمون می‌نویسیم_دقیقا درسته...خب دیگه وقت برنامه تمومه، من که خودم واقعا لذت بردم. دوستان اگه دوست دارید این برنامه‌ها ادامه پیدا کنه، حتما تو کامنت‌ بگید https://www.instagram.com/p/CdVust1Ivrw/?utm_source=ig_web_copy_link </description>
                <category>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</category>
                <author>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</author>
                <pubDate>Mon, 09 May 2022 20:58:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1 کتاب برای آغاز نویسندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan/1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-zeiwm8isitxp</link>
                <description>کتاب راز نوشتن رو به کسانی که می‌خوان تازه شروع به نوشتن کنند حتما پیشنهاد می‌کنم.بیاید بخش‌هایی از این کتاب رو با هم بخونیم:من تصمیم می‌گیرم گروهی از شخصیت‌ها را در نوعی تنگنا قرار دهم و سپس شاهد رهایی آنها از مخمصه باشم. وظیفهٔ من این نیست که به رهایی آنها کمک کنم، یا آنها را به جایی امن برسانم (این کارها به متهٔ پُرسر و صدای طرح داستان نیاز دارد)، اول باید ببینم چه اتفاقی می‌افتد و سپس می‌نویسم.دفاع همینگوی چنین است: «من به عنوان یک نویسنده، شخص خیلی حساسی‌ام، اما یک مَرد و مردان حقیقی تسلیم احساساتشان نمی‌شوند. فقط مردهای نازک‌نارنجی این کار را می‌کنند. به همین جهت مشروب می‌خورم، چون راه دیگری برای مقابله با مکتب اگزیستانسیالیسم ندارم که به کارم ادامه دهم. یک مرد واقعی همیشه راهی پیدا می‌کند که از عهدهٔ آن برآید.»قانونی که مستقیماً جایی در این کتاب ذکر نشده این است: «ویرایشگر همیشه درست می‌گوید.» پیامد اینکه نویسنده‌ای تمام پیشنهادات ویرایشگر خود را نپذیرد این است که کارش از ارزش ویرایشگری دور است. به عبارت دیگر، نوشتن حیاتی است، در حالی که ویرایش کردن الهی است.از وقتی که پردهٔ گوشم چندبار در شش سالگی پاره شد، به این اصل اعتقاد پیدا کردم که اگر یک بار گولت زدند، شرم بر آنها. دوبار گولت زدند، شرم بر تو. اما وقتی سه‌بار گول خوردی، شرم بر هر دوی ما.آن شب، تابی در یکی از صندلی‌های جنبان نشسته بود. من کنار او روی زمین نشسته بودم و ضمن اینکه صحبت می‌کرد، دستم را پشت پای او گذاشته بودم و از روی جوراب، گرمی تنش را حس می‌کردم. او به من لبخند زد. این چیزها اتفاقی نیست، مطمئنم.احساس می‌کردم طرح‌های زیادی در ذهنم هست، انگار کسی مرا داخل ساختمان عظیمی که تعداد زیادی در بسته داشت برده بود و من آزاد بودم هر دری را که دوست داشتم باز کنم. فکر می‌کردم در زندگی هر کسی درهای زیادی هست که می‌تواند باز کند (هنوز هم این احساس را دارم).بیشتر مردم وقتی علاقهٔ مفرطشان به تلویزیون کم می‌شود، از مطالعه لذت می‌برند. من پیشنهاد می‌کنم تلویزیون را خاموش کنید تا علاوه بر کیفیت زندگی، کیفیت نگارشتان هم بهتر شود. این کار گذشت می‌خواهد، اما تا چه حد؟فکر کنم چهل سالم بود که متوجه شدم، تقریباً تمام نویسنده‌های داستان‌های تخیلی و شاعرانی که بیتی از اشعارشان را منتشر کرده‌اند، متهم شده‌اند که استعدادشان را هدر داده‌اند. هر کاری که بکنید؛ چیزی بنویسید، نقاشی کنید، برقصید، مجسمه‌سازی کنید یا آواز بخوانید، دیگران کاری می‌کنند که احساس کنید، هنرتان ارزشی ندارد، همین... https://www.instagram.com/p/CdQ37-JMtvB/?utm_source=ig_web_copy_link </description>
                <category>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</category>
                <author>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</author>
                <pubDate>Mon, 09 May 2022 20:55:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>20 نکته فیلمنامه نویسی از استیون کینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan/20-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-im4xxqhsf42q</link>
                <description>تو برنامه فرصت نشد از استیون بپرسم ولی تو پشت صحنه کلی با هم گپ زدیم و خلاصش بیست نکته برای نوشتن شد که در ادامه بهتون میگممتعجب شدم وقتی بهم گفت روزی چهار تا شش ساعت می‌خواند و می‌نویسد. بهم گفت اگر کسی نتونه وقتی برای این کار پیدا کنه، نمی‌تونه انتظار داشته باشه که نویسنده خوبی بشهاستیون بهم پیشنهاد داد هر روز با سهمیه 2000 کلمه شروع به کار کنم و تا زمانی که این سهمیه برآورده نشود از نوشتن دست برندارم و اما اون بیست نکته طلائی که پیشنهاد می‌کنم برای دوستان نویسندتون بفرستید01. چیزی بنویسید که ممنوعه باشد. چیزهایی بگویید که دیگران نمی‌گویند02. نوشتن مانند برپایی آتش اردوگاه است. شخصیت های شما باید یکی یکی از جنگل بیرون بیایند تا به آتش، یعنی به داستان اضافه شوند.03. تخیل خود را جوان نگه دارید.04. تفاوت بین وحشت و تعلیق را بدانید.05. برای یافتن داستان ، همیشه رادارهایتان را برای یافتن ایده ها روشن نگه دارید و اجازه دهید به سراغ شما بیایند.06. با یک ایده از زندگی خود شروع کنید، سپس از خود بپرسید &quot;چه می شود اگر....&quot;.07. اگر می خواهید اثرتان به فیلم تبدیل شود، داستان هایی ساده و تصویری با کشمکش های بالا بنویسید.08. بعد از اینکه کتاب یا فیلمنامه خود را به پایان رساندید، بگذارید مدتی بماند و سپس به آن بازگردید.09. اگر مدام از سوی ناشران یا ... رد می‌شوید، روی دیوار اتاقتان میخ بزرگ‌تری برای آویزان کردن برگه های عدم پذیرش بخرید.10. به جای توسل به پیرنگ ، شخصیت ها و موقعیت ها را دنبال کنید و ببینید به کجا می روند.11. با وادار کردن خود به نوشتن جمله به جمله شروع کنید، تا زمانی که وارد یک حالت جریان شوید.12. کتاب خواندن و نوشتن را به تعویق نیاندازید.13. ایده های خوب با شما خواهند ماند، پس تمام ایده های خود را یادداشت کنید تا از شر ایده های بد خلاص شوید.14. نوشتن را می توان آموخت اما نمی توان آن را آموزش داد. تو خودت یاد میگیری .15. نوشتن خود هیپنوتیزم است.16. گاهی اوقات نوشتن ایده های داستانی کوتاه منجر به خلق داستان های طولانی تر می شود.17. استراحت کنید تا با ذهنی شاداب برگردید.18. نوشتن برای رسانه های مختلف را یاد بگیرید.19. داستان هایی بنویسید که خودتان دوست دارید مدتی با آنها زندگی کنید.20. آنقدر در روند نوشتن خود غرق شوید تا دیگر جهان بیرون محو شود. https://www.instagram.com/p/CdQvkGAIHUO/?utm_source=ig_web_copy_link </description>
                <category>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</category>
                <author>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</author>
                <pubDate>Mon, 09 May 2022 20:52:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 دقیقه اول مثل بوییدن ماهی مرده است</title>
                <link>https://virgool.io/@Nosratyhassan/10-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A8%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-n8arry8xp43o</link>
                <description>سلام استیون، یه سوالی که یکی از دوستان من این اواخر پرسید و فکر کنم خیلی مهم باشه و سوال خودم هم هست اینه که ما به عنوان نویسنده بیشتر باید واسه دل خودمون بنویسیم یا حتما باید مخاطب رو هم در نظر بگیریم؟_ من فکر می‌کنم که اگر زمان زیادی رو صرف این کنید که نگران این باشید که مخاطب از چی خوشش میاد، اونا هیچ کاری که شما انجام می‌دید رو دوست نخواهند داشتیعنی اصلا برات مهم نیست که مخاطبین از کارت خوششون بیاد یا نه؟_ من فقط دنبال ایده‌هایی هستم که خودم واقعا ازشون لذت می‌برم، چیزی که واقعا بخوام برای مدتی باهاش زندگی کنم، مثل داستان شخصیت‌های رمان زیر گنبدپس تو هم حتما مثل من بعد از اتمام نوشتن داستانت خیلی خوشحال نمیشی، درسته؟_من تاحالا نشده داستانی رو تموم کنم و بگم که آخیش تموم شد، معمولا وقتی کتابیو تموم می‌کنم میگم: ای بابا دلم نمیخواد با این آدم‌ها خداحافظی کنماگر خودت به عنوان نویسنده کار این حس رو داشته باشی اونوقت اون افرادی هم که کتاب تو رو می‌خونن قطعا همین حس رو خواهند داشت_ این موقع است که من خوشحال خواهم شداستیون تو عادت خاصی واسه نوشتن داری؟ چطوری می‌نویسی؟_تنها چیزی که می‌دونم اینه که میشینم و می‌نویسم و همیشه اون دقیقه اول مثل بوییدن ماهی مرده یا رفتن به قفس میمون‌هاست بعد یه تلنگری زده میشه، یه ضربه کوچولو و اون به چیز دیگری منجر میشه، بعدش سریع و سریع‌تر میشهبه قول مارک فقط تو اون لحظه‌ است که دنیای معمولی و احمقانه و کسل‌کننده که باید ظرف‌های صبحانه رو بشوری و تختت رو مرتب کنی و نگران بردن بچه‌هات به مدرسه باشی همه اینا ناپدید میشه_ کاملا موافقماستیون برای سوال آخر اگه بخوای به اونایی که می‌خوان شغل نویسندگی داشته باشن توصیه‌‌ای کنی چی میگی؟_زیاد بخونید و زیاد بنویسید، باید درباره همه چیز بخونید... https://www.instagram.com/p/CdQkheEMQL6/?utm_source=ig_web_copy_link </description>
                <category>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</category>
                <author>حسن نصرتی عاشق فیلمنامه</author>
                <pubDate>Mon, 09 May 2022 20:48:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>