<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Opium</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Opium</link>
        <description>من حورا وکیلی‌ام، یک عاشق شبکه‌های اجتماعی که تلاش می‌کنه آدم بهتری باشه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:30:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3014/avatar/gxa1vq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Opium</title>
            <link>https://virgool.io/@Opium</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در ره منزل لیلی که خطر‌هاست به جان...شرط اول قدم آن است که مجنون باشی</title>
                <link>https://virgool.io/@Opium/%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84-%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-n28pouzsq41y</link>
                <description>روزهای دوچرخه سواری من اینجوری شروع میشه:دوچرخمو ۳ طبقه میارم پایین، استراوا رو استارت میکنم، مسیرمو قبل از شروع یه نگاه می‌ندازم و بعد گوشیمو می‌ذارم توی کوله ام. کلاهمو سفت میکنم. دستکشامو دستم می‌کنم. سوار میشم و آروم آروم کوچه رو رکاب میزنم تا برسم به خیابون اصلی. نگاه میکنم و برو که رفتیم. اطراف خونه ما مسیر دوچرخه سواری نیست برای همین مجبورم تو خیابون رکاب بزنم. حواسم باید به ماشین‌هایی که پارک کردن و ماشین‌های در حال حرکت و موتوری‌ها و عابرین پیاده و چاله چوله‌ها و سرعتمو و… باشه.اگر گذرم به بلوار کشاورز و کریمخان بخوره یکم اوضاع بهتره ولی همچنان ممکنه مصالح ساختمونی، زباله، عابر پیاده، موتور پارک شده و… سر راه باشه که نذاره با خیال راحت رکاب بزنم. یه روزایی اما مسیر خوب هم گیر میارم که دغدغه‌ام فقط عملکردم موقع رکاب زدن باشه.گاهی که اذیت‌ها زیاد میشه یا مسیرم پر دست‌انداز و دردسر میشه فکر می‌کنم آیا می‌ارزه این مسیری که انتخاب کردم؟ میرسه روزی که هرجا خواستم برم بتونم با دوچرخه برم؟ میشه دوچرخمو تو روزهای کاری هفته جلوی بی‌آرتی وصل کنم تا یه جایی، که به موقع سر کار برسم؟ میشه خیابون‌های اصلی شهرم مسیر دوچرخه‌سواری داشته باشه؟ میشه آدم‌های این شهر به دوچرخه‌سوارها عادت کنن و موقع رانندگی حواسشون بهشون باشه؟ میشه ایستگاه‌های کرایه دوچرخه و دوچرخه اشتراکی رو بیشتر ببینیم؟تا همین چند سال پیش کمتر پیش میومد توی خیابون غیر از بچه‌ها، دوچرخه‌سوار ببینی، اما حالا هر گوشه‌ای رو نگاه کنی زن و مرد، پیر و جوون دوچرخه‌سوار میبینی که داره مسیر دوچرخه‌سواری رو برای آدم‌های بعدی هموارتر می‌کنه. دیدن این صحنه کمک می‌کنه تا بیشتر و بیشتر دلم بخواد با دوچرخه‌ام برم سر کار و جلسه و آدم‌ها رو عادت بدم به اینکه این شهر فقط برای ماشین‌ها ساخته نشده و تلاش کنم دوچرخه‌سواری برای همه با هر جنسیت و سنی در هر شهری آزاد و امکان‌پذیر باشه.از روزی که شروع کردم به دوچرخه‌سواری کمی بیشتر از ۱ ماه می‌گذره و من یه تازه دوچرخه‌سوار حساب میشم که هزار راه نرفته دارم و چندتایی مسیر رفته. روزهای اول دوچرخه‌سواری توی شهر مثل چی می‌ترسیدم و همه‌ رو تهدید می‌دیدم، البته که فکر می‌کردم همیشه حق با منه و همه باید وایسن تا دوچرخه رد بشه و حواسشون به من باشه هم بی‌تاثیر نبود. ولی کم کم یاد گرفتم که به عنوان یه دوچرخه‌سوار کلی قانون هست که باید رعایت کنم و کلی کار هست که موقع دوچرخه‌سواری نباید بکنم.پیشنهاد می‌کنم قبل از دوچرخه‌سواری این راهنما روهم بخونید، به من که خیلی کمک کرد.دوچرخه سواری یعنی یک سبک زندگی جدید، با همه بالا و پایین‌هاش. یه موقع‌هایی سر بالاییه و یه موقع‌هایی جاده صاف، ولی امان از سر پایینی‌هایی که همیشه باید دستت روی ترمز باشه.اگر یه دوچرخه خردلی دیدین که سوارش با یه لبخند پهن داره رکاب می‌زنه و به سربالایی‌ها فحش می‌ده، منم :)ترمزاتون محکم، سربالایی‌هاتون کم شیب و جاده‌هاتون صاف…</description>
                <category>Opium</category>
                <author>Opium</author>
                <pubDate>Tue, 22 Sep 2020 01:29:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنرانی کردن یا نکردن، مسئله این است</title>
                <link>https://virgool.io/@Opium/tricks-to-speak-in-public-vixwbxlpnekm</link>
                <description> ‌ ‌‌یکم از خودم بگم‌، من کمی تا قسمتی خجالتی‌ام، وقتی عصبانی می‌شم زبونم می‌گیره، توی حرف زدن از این شاخه به اون شاخه زیاد می‌پرم. از بچگی حتی توی مدرسه هم وقتی قرار بود جلوی کلاس صحبت کنم تپش قلب می‌گرفتم و ممکن بود هرچی که یادم بود یهو پاک شه. ‌‌از طرفی سخنران خوب کسیه که از اول تا آخر سخنرانیش یک داستان منسجم روایت کنه، باید روون و بدون تپق حرف بزنه، باید لحنش و متن سخنرانیش جذاب و غیر کسل کننده باشه. سخنران خوب می‌تونه با شنوندگان حین سخنرانی مکالمه ایجاد کنه و در یک کلام همه رو مجذوب حرف‌های خودش بکنه. ولی نکته اینجاست که اگر آدمی باشیم از گروه اول، می‌تونیم کار گروه دوم رو انجام بدیم؟ ‌ترس از سخنرانی در جمع یکی از عمومی‌ترین ترس‌های بشره و بیشتر از ۹۰٪ مردم از سخنرانی در جمع‌های بزرگ می‌ترسن و قبلش دچار اضطراب و استرس شدید می‌شن و حتی ممکنه قبول نکنن توی جمعی صحبت کنن. اما همه می‌دونیم در پروسه برندسازی شخصی، سخنرانی کردن مهارت مهمی تلقی می‌شه که می‌تونه راه خوبی برای پیشرفت بیزینسی شما باشه. من چون خودم از دسته اول هستم که از حرف زدن در جمع می‌ترسم ولی دوست هم دارم که تجربیاتم رو به دیگران منتقل کنم و برند شخصیم حرفه‌ای‌تر باشه از روش‌های زیر برای بهتر شدن سخنرانیم استفاده می‌کنم که تلفیقیه از روش‌های غلبه بر ترس و جذاب‌تر شدن سخنرانی۱- از کوچک به بزرگاز جاهای کوچک شروع کنید به تمرین کردن. سخرانی برای یه جمع ۲۰ نفره از دوستان راحت‌تره تا ۱۰۰ نفر آدم غریبه. داوطلبانه در کارگاه‌های کوچیک سخنرانی کنید و هربار ببینید که چقدر راحت‌تر شروع می‌کنید، من اولین بار از یک کارگاه انتقال تجربه ۳۰ نفری شروع کردم که خیلی فرمت سخنرانی نداشت ولی تاحدودی ترسم رو ریخت.۲- برنامه‌ریزی و تمرینبهتره برای دفعات اول جوری برنامه‌ریزی کنید که فرصت کافی برای تمرین داشته باشید. تمرین برای آینه، برای یه دوست و یا برای یه همکار غرغرو که مطمئنید اشکالاتتون رو می‌گیره. من اکثراً سخنرانی‌هایی رو قبول می‌کنم  که حداقل یک ماه زمان تا انجامشون مونده و به خودم فرصت کافی برای فکر کردن به هر جمله و ساختار کلی سخنرانی و تمرین می‌دم. ۳- نفس بکش لعنتینفس کشیدن‌های عمیق چه قبل از سخنرانی و حتی روی سن به شما کمک می‌کنه تا اضطراب کمتری احساس کنید. احتمالا این قضیه یه مبنای علمی هم داره ولی خب من با سرچ کردن بهش رسیدن و دیدم که چقدر خوب جواب می‌ده. ۴- فرار رو به جلواضطرابتون رو قبول کنید و به شنونده هم بگید که مضطربید. اینجوری بهش گوشزد می‌کنید که انتظار خیلی زیادی نداشته باشه و شما هم دقیقا مثل خودش یک آدم معمولی هستید. ۵- جلوه‌های بصری یک راه نجاتساختن یک پرزنتیشن قشنگ و منظم هم به شما برای تقلب کمک می‌کنه هم به مخاطب برای تمرکز داشتن روی نکات تا تپق‌های شما. مثلا من برای تنظیم ریتم سخنرانیم از ویدئو استفاده می‌کنم که هر از گاهی مخاطبم با دیدن یه ویدئوی بامزه هم توجهش جلب بشه هم سر حال میاد. ولی حواستون باشه قبل از سخنرانی صدا و پخش ویدئو و فونت‌ها و همه‌چیز رو چک کنید.۶- یکی به جای همهدر طول مدت سخنرانی جملاتتون رو برای افراد به صورت تکی بیان کنید. بین حاضرین افرادی را که با شما ارتباط چشمی برقرار می‌کنن پیدا کنید و با مخاطب قرار دادنشون و عکس‌العمل گرفتن، اعتماد به نفس پیدا کنید که افراد دارن به سخنرانی شما گوش می‌دن و براشون مهمه. مثلا من همیشه یه همراه که بهم دلگرمی میده با خودم می‌برم توی ردیف های جلو می‌نشونمش تا بتونم با عکس‌العمل گرفتن ازش حس بهتری داشته باشم. دوست پسر/دختر و یا همسر بهترین گزینه است. ۷- بامزه بودنبامزه بودن فکر می‌کنم یه جورایی ذاتیه ولی هر آدمی حداقل یک جنبه‌ی بامزه داره. برای شوخی‌هایی که می‌تونید توی متن سخنرانیتون داشته باشید تمرین کنید، کمک بگیرید و برنامه‌ریزی کنید. شوخی‌های پیچیده نکنید و خیلی هم لوس نباشید. بررسی کنید چقدر ممکنه مخاطبانتون با موضوع شوخی شما آشنا باشن. خودتون از شوخیتون ریسه نرید و بهتره اگر چیزی گفتید صبر کنید تا مخاطب هضم کنه و بخنده و بعد به ادامه حرفتون برسید. گفتم برنامه‌ریزی کنید ولی از اتفاقات لحظه‌ای هم استفاده کنید. مثلا اگر صدا قطع شد به جای استرس گرفتن سعی کنید باهاش یه شوخی بکنید تا هم وقت بگذره و مشکل درست بشه و هم مخاطبتون حوصله‌اش سر نره. ۸- تجربیات، شما را از بقیه متمایز می‌کندتجربیات شخصی ما چیزیه که معمولا همه‌جا گیر نمیاد، پیروزی و شکست‌هامونه که ما رو متمایز می‌کنه و تقریبا اکثر مخاطبین توی یه همایش میان که حرف‌های شما رو بشنون نه چیزی که با یه سرچ ساده توی گوگل هم پیدا می‌شه. گفتن از تجربه ها مخصوصا شکست‌ها کمک می‌کنه مخاطب احساس همدلی بیشتری داشته باشه با شما و حرفتون رو راحت‌تر باور کنه. ۹- تهش چی می‌شه مگه؟در بدترین حالت چی می‌شه اگر سخنرانی بدی داشته باشیم؟ هیچی! یه سری مخاطب خسته احتمالا بعد از پایین اومدن شما احساس راحتی می‌کنن ولی هیچ اتفاق بدتری نمی‌افته. نه کسی به شما گوجه پرت می‌کنه نه کسی ازتون می‌خواد که ساکت بشید و نه حتی سالن خالی می‌شه. پس مثبت فکر کنید و به جای ساختن صحنه مخاطب ناراضی توی ذهنتون قبل از سخنرانی مخاطب جذب شده و خوشحال رو تصور کنید، اینکار بهتون اعتماد به نفس می‌ده۱۰- دیدن فیلم اجراهای قبلیاگر می‌تونید از برگزار کننده، فیلم سخنرانیتون رو بگیرید و تماشا کنید. اینکار بهتون کمک می‌کنه تا از چشم مخاطب، خودتون و رفتارتون روی صحنه رو ببینید و متوجه ضعف‌هاتون بشید. اگر فیلم برداری نمی‌شه از یه دوست کمک بخوایید تا براتون فیلم بگیره یا حتی خودتون صداتون رو ضبط کنید. معجزه رو از دفعه دوم می‌بینید. ۱۱- نکته های کلیدیکمی آب گرم بخورید. برای یک دقیقه پوز بتمن بگیرید. از نوشیدنی‌های شیرین استفاده نکنید چون بیشتر گلوتون خشک می‌شه. قبل از سخنرانی کلمات سختتون رو تمرین کنید. صداتون رو با بیان بعضی حروف صدادار گرم کنید. کمی نرمش کنید قبل از روی سن رفتن. لبخند بزنید. با انرژی شروع کنید. حواستون به زمان باشه. سریع روی سن راه نرید و سریع حرف نزنید. بلندی و آرومی صداتون رو با جو سالن تنظیم کنید. با ادب باشید و از مثال‌های ملموس و جذاب استفاده کنید. ۱۲- تقلببعضی از داروها مثل پروپرانول می‌تونه توی دوز خیلی کم به شما حس آرامش بده. اینکار یه روش تقلب سریعه ولی نباید ادامه‌دار باشه. توصیه اکید می‌کنم قبل از استفاده از این روش حتما با یه دکتر مشورت کنید. چون تجویز دارو، دوز مناسب، تاثیرش روی افراد، عوارض و اختلالش با دارو‌های دیگه فقط و فقط در تخصص یک پزشکه.حرف آخرفرق هست بین کسی که سخنران حرفه‌ایه و منبع درآمدش از سخنرانی تا ما که به خاطر تجربیاتمون توی یه زمینه دعوت می‌شیم برای کارگاه و سخنرانی. مثل بقیه کارها مهارت حرف زدن در جمع هم اکتسابیه و با تمرین زیاد بهتر می‌شه. مهم اینه که قدم اول رو بردارید و بازخوردهای آزاردهنده مانع جلو رفتنتون نشه. مهم اینه که همیشه یاد بگیرید و برای بهتر شدن مهارت‌هاتون تلاش کنید. مثلا اگر واقعا از این کار لذت می‌برید کلاس فن بیان ثبت‌نام کنید و توی یوتیوب ویدئوهای آموزشی ببینید. امیدوارم که این مطلب به دردتون بخوره. اگر از نکات بالا استفاده کردید نتیجه رو به من بگید. اگر هم این مطلب مشکلی داشت کامنت بذارید تا اصلاحش کنم. مرسی   </description>
                <category>Opium</category>
                <author>Opium</author>
                <pubDate>Sun, 18 Nov 2018 15:20:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام</title>
                <link>https://virgool.io/@Opium/firstpost-j5bqh5hyi103</link>
                <description>من حورا وکیلی ام و الان که این مطلب رو می‌نویسم نزدیک ۶ ماه از ۳۰ سالگیم گذشته. قدیم‌‌ترها وبلاگ مینوشتم ولی به دلایلی وبلاگم رو دیگه ندارم ولی عشق به نوشتن هنوز در من وجود داره. بیشتر این سال‌ها تو توییر فعال بودم و عادت بلند نویسی رو کلا از دست دادم و میخوام اینجا تمرین کنم تا دوباره در مورد چیزهایی که دوست دارم بنویسم. الان دیجیتال مارکتینگ و مارکام کار میکنم ولی قبلا روزنامه‌نگاری میکردم و از بچگی دوست داشتم نویسنده بشم. حتی چندتا داستان و نمایشنامه هم نوشته بودم که بعد سر به نیستشون کردم. و الان اینجا میخوام در مورد چیزایی که به نظرم جالبه بنویسم. چون مدت‌هاست متن بلند ننوشتم احتمالا کمی توی ساختار بندی مطالبم به مشکل می‌خورم که امیدوارم بهم بگید تا بتونم درستش کنم و از الان به خاطرشون ازتون معذرت می‌خوام. در نهایت مرسی که اینجا رو می‌خونید و مرسی که نظرتون رو با من درموین می‌ذارید. </description>
                <category>Opium</category>
                <author>Opium</author>
                <pubDate>Sat, 10 Nov 2018 12:40:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>