<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Panda</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Panda_girl</link>
        <description>پاندا ها خیلی حرف برای گفتن دارن اما .......??</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:25:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/620536/avatar/0NKE1L.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Panda</title>
            <link>https://virgool.io/@Panda_girl</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لبه ی خوشبختی !</title>
                <link>https://virgool.io/@Panda_girl/%D9%84%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-m8zqshnq55l3</link>
                <description>!!تناقضدخترک سعی کرد تعادلش رو روی لبه نازک جدول  حفظ کنه. از ترس افتادن به آرومی قدم برداشت ولی ناگهان دستاشو جمع کرد و شروع کرد به دوییدن روی لبه نازک جدول به آسمون نگاه کرد و متوجه آب و هوای متناقض اطرافش شد آسمون با خورشید درخشان رو میدید اما چند دقیقه طول نکشید که خورشید با ابر ها پوشونده شد و باد خنکی گونه هاشو نوازش داد . دخترک کمی لرزید اما لبخند درخشانی زد.ولی ناگهان لبخندش رو قورت داد و به این فکر کرد که آب و هوای بهار چقدر مثل آب و هوای قلبش متناقضه احساساتی که کاملا متضاد همدیگه بودن در کسری از ثانیه جوری بهش قالب میشدن که انگار توی ی شو در حال رقابت بودن نفسش رو بیرون داد و نگاهش رو از آسمون گرفت سر چرخوند و به درخت پر شکوفه روبه روش خیره شد و ناگهان با دیدن شکوفه های درخت که با برف پوشیده شده بودن یادش اومد که شب گذشته تا صبح برف باریده دخترک با بینی سرخ شدش نفس راحتی کشید و به این فکر کرد که بعضی وقتا تناقض چه نتیجه جالبی داره ⁦:-)⁩دخترک روی لبه خوشبختی قدم برداشت و تصمیمی گرفت که میدونست شاید چند دقیقه بعد ازش پشیمون بشه اما ی لبخند پهن و درخشان نثار اطرافش کرد  </description>
                <category>Panda</category>
                <author>Panda</author>
                <pubDate>Sun, 04 Apr 2021 15:03:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تماشای گذر عمر ⁦:-)⁩</title>
                <link>https://virgool.io/@Panda_girl/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D8%B1-phpgsw2r4rbb</link>
                <description>جناب سعدی استاد شعر و ادب می فرماید :«بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین»من کی باشم که رو حرف ایشون نه بیارم ؟!!!اصلا من جرأت این کار رو ندارم پس سخن ایشون رو روی چشم گزاشتم البته به جای نشستن لب جوی به دلیل نبود امکانات روی رختخوابم لم دادم اما بخش دوم فرمایشات ایشون رو مو به مو طبق دستورالعمل انجام دادم:بر روی رخت خواب لم دادم و گذر عمر دیدم اولش گفتم چه اشکالی داره ی هفته استراحت میکنم خستگی در میکنم و گذر عمر میبینم و حض میکنم اما این خستگی انگار قرار نبود در بره این خستگی نمیزاشت غذا بخورم این خستگی حس گرسنگی رو ازم گرفته بود و ی حس خیلی مهم تر حس مسئولیت پذیری!!!!ی خونسردی عجیب کل وجودمو فرا گرفته بود برای منی که با نیم نمره کم شدن تو امتحانات دچار پانیک میشدم این یکم عجیبه شایدم خیلی بیشتر از یکم ...تقریبا دو ماهی میشه هیچ درسی نخوندم اگه ی نفر کتابام و ببینه این کاملا مشهوده بگذریم میدونین شاید عجیب به نظر بیاد دلم میخواد ی نفر بیاد باهام درد دل کنه از ناراحتی هاش بگه از غصه هاشو اونقدر بگه تا احساس آرامش کنه من عاشق اینم که دیگران و درک کنم دیوونه وار دوست دارم آدم قابل اعتمادی باشم فرقی نمیکنه اون آدم کی باشه همین که بهم اعتماد کرده کافیه اون موقعست که دوباره‌ شروع میکنم سخت تلاش میکنم تا در آینده نه چندان دور شایدم چندان دور دنیای زیبا تری بسازم جایی که آرامش بیشتری نسبت به الان داشته باشه و در پایان فکر کنم نشستن بر لب جوی و تماشای گذر عمر دردناک تر از اون چیزیه که نشون میده همین دیگه شاد باشید ?? </description>
                <category>Panda</category>
                <author>Panda</author>
                <pubDate>Sat, 13 Mar 2021 01:47:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسشنامه نگین طور ⁦◖⚆ᴥ⚆◗⁩</title>
                <link>https://virgool.io/questionanswer/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D9%88%D8%B1-btc7lomfkwyz</link>
                <description>سلام خوبی؟سلام اری تا وقتی کارنامه ندن خوبم2_ هویج یا کرفس؟هویج (کرفس رو مخه)3_ قورمه سبزی یا پیتزا؟دوراهی دوشواریه???ولی خب الان پیتزا با پنیر زیاد و سیب زمینی سرخ شده ? تصورشم خوبه4_ کفش کتونی یا چرمی؟ کتونی5_ چشمات چه رنگیه؟ آبی متمایل به مشکی تمایلش یکم زیاده ??6_ اگه قرار بود یکی از عزیزانتو با زجر بکشی چه کسی رو انتخاب میکردی؟ عزیزان!!!!نمیتونم کسیو بکشم !! 7_ به نظرت چرا توی ایران به دنیا اومدی؟ چون خیلی خوش شانسم ? شایدم امتحان الهیه 8_ نظرت در مورد ترکیب موی فرفری و گل آفتابگردون چیه؟ خیلی  خیلی نازه ??9_ چرا این پروفایلو انتخاب کردی؟چون چشماش بامزه بود10_ حاضر بودی توی یه استخربا تکه های ژله شنا کنی یا آب شکر غلیییظ؟ تکه های ژله (ولی خب منم شنا بلد نیستم ??)11_ کثیف ترین رازت چیه؟ (( میتونی نگی))راز زیاد ندارم اونام فکر نکنم کثیف باشن ?12_ حاضری پلو ملخ بخوری یا اسپاگتی کرم فرزندم ؟اعتصاب غذا فرزندم ?13_ قیافت شبیه چه حیوونیه؟ ((بلا نسبت!))پاندا ?14_ چرا هیچکی به خرمالو اهمیت نمیده؟نمیدونم?خودمم اهمیت نمیدم از همین تریبون ازش معذرت میخوام 15_ آخرین امتحانی که گند زدی چه امتحانی بود؟ ((چند شدی?)) علوم ۷۲شدم از صد ?16_ اگه جنسیتت برعکس میشد چه اسمی رو برای خودت انتخابی میکردی؟ من تازه فهمیدم که اسمم در اصل اسم پسرانست ولی تا حالا هیچ جا پسری ندیدم اسمش (یکتا) باشه ?اگه دیدین بگین از تباهی در بیام ??17_ ریاضی چه رنگیه؟قهوه آیی ⁦(*_*)⁩18_ نگین چه رنگیه؟ ((از آویشن به خاطر کش رفتن این سوال عذر میخوام)) زرد یا سفید19_ اولین چیزی که با گفتن کلمه *خواب* به ذهنت میرسه چیه؟ پتوم (اگه نباشه خوابم نمیبره)20_عدد مورد علاقت؟؟  6قیافه من همین الان یهوییو اینکه ویرگول چقد خوبه!!!!!!!خوشحالم اینجام⁦:-)⁩⁦:-)⁩⁦:-)⁩⁦:-)⁩✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨</description>
                <category>Panda</category>
                <author>Panda</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 20:48:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفکرات شبانه پاندای بی خواب</title>
                <link>https://virgool.io/@Panda_girl/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-cg4jvluaa9a0</link>
                <description>⁦پاندا ها تو شب خوب دیده نمیشن پس به عکس در روز اکتفا کنیدO_o⁩?⁦                           ی سوال هست که خیلی خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده این خیلی خیلی وقت میشه گفت تقریبا از وقتی که  معنی بعضی از چیز ها رو فهمیدم مثله:پولسوال بی جواب من :چرا بانک ها اونقدر پول چاپ نمیکنن که دیگه هیچ‌کس هیچ جای جهان حسرت نداشتنش رو‌ نداشته باشه تقریبا اولین باری که این سوال و از ی نفر پرسیدم جواب داد «اونجوری که دیگه سنگ روی سنگ بند نمیشه مگه دست خودشونه!!»و منم چون خیلی بچه و جاهل بودم فکر میکردم هر چیزی که ی بزرگتر بگه درسته ??اما کم کم طرز فکر خودم شکل گرفت و دیگه مغزم شروع کرد به جستجوی تعریف هر چیزی با قدرت خودش حالا که دوباره به این سوال فکر کردم به این نتیجه رسیدم کهاصلا چرا سنگ ها باید روی هم بند بشن؟؟ چرا باید سنگینی وزنشون رو روی دوش دیگری بزارن ؟؟این همون کاریه که آدما میکنن رقابت میکنن میجنگن دیگری رو پایین میکشن و از رو دوشش بالا میرن وزندگی میکنن برایی تیکه کاغذ این بلاییه که خودمون سر خودمون اوردیمنمیدونم اگه به قول اون فرد دست خودشون نیست پس دست کیه!!!!!اصلا چرا نمیشه سنگ ها رو کنار هم چید⁦:-)⁩اونوقت هیچ کس ترس این رو نداشت که سنگ ها روی هم بند میشن یا نه!!!اونوقت معیار های ما خیلی با الان فرق داشت و اونوقت شاید زندگی زیبا تری داشتیم?? نظر شما چیه؟؟؟</description>
                <category>Panda</category>
                <author>Panda</author>
                <pubDate>Sun, 07 Feb 2021 02:39:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ی مقدمه کوچولو موچولو!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Panda_girl/%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-%D9%85%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-ey32vworjldb</link>
                <description>امم....بیاین با پاندا ها شروع کنیمهمه فکر میکنن پاندا ها راحت آروم و بی خیالن (البته شاید همه?شاید تو دنیا کسی هم باشه که مثل من فکر کنه)از نظر من پاندا ها فقط شاد به نظر میان اما اونا حرف های زیادی برای گفتن دارن گلایه های زیادی هم دارن اما میترسن یا حس میکنن احساسات اونا فقط برای خودشونه نباید کسی رو قاطی کنن ولی.....اگه به چشم هاشون نگاه کنی متوجه میشی که تو فکرشون چی میگذره پاندا ها با اینکه زیاد تحرک ندارن ولی خیلی زیاد خستن فکر میکنم این خستگی جسمی نیست و روح اوناست که خستست بی حوصله  وگاهی هم بهت آلود با افکاری در هم بافته که هیچ نقطه اشتراکی با واقعیت ندارن. شاید هم دست کشیدن از اینکه دنبال دلیل خستگیشون بگردن می‌خندند . خوشحالی میکنن. خوش میگذرونن اما باز هم تو اعماق قلبشون خسته ان. اما هیچ وقت نمی‌تونن به کس دیگری بفهمونن که چرا خسته ان مگر اینکه اون فرد اونها رو بیشتر از خودشون بشناسهشاید برای همینه که من دختر پاندایی هستم .چون من کاملا مثل پانداها رفتار میکنمو حالا تصمیم گرفتم تا صادقانه به افکارات پانداییم اعتراف کنم??????????????</description>
                <category>Panda</category>
                <author>Panda</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 01:52:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>