<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پری سا غفاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ParisaGhafari</link>
        <description>من پریسا هستم.
کارشناس ارشد روانشناسی صنعتی سازمانی
کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی
کوچ توسعه عملکرد مدیران و کوچ سازمانی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:51:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4840302/avatar/aNgyb4.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پری سا غفاری</title>
            <link>https://virgool.io/@ParisaGhafari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>با خودت مهربان باش</title>
                <link>https://virgool.io/@ParisaGhafari/%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-im5xicsie2ce</link>
                <description>مدتی هست که زندگی خیلی‌هامون از مسیر طبیعی خودش فاصله گرفته.کسب‌وکارها، ارتباطات، سبک زندگی‌مون... انگار همه‌چیز یه جور دیگه شده.گاهی متوجه تغییرات هستیم،‌ و گاهی نه و درست در همین &quot;گاهی نه&quot;ها، انتظار داریم همه‌چیز مثل قبل پیش بره. وقتی اینطور نمیشه، شروع می‌کنیم به گلایه از خودمون:چرا صبح‌ها مثل قبل بیدار نمیشم؟ چرا برنامه‌هام جلو نمی‌ره؟ چرا تمرکزم کم شده یا چیزها رو یادم می‌ره؟ و کلی «چرا»ی دیگه که توی ذهنمون دور می‌زنه...واقعیت ساده‌ست، وقتی اتفاقی پیش میاد و باعث استرس یا نگرانی میشه، مغز ما برای محافظت از ما وارد حالت بقا (Survival Mode) میشه، یعنی به جای اینکه صرفاً به رشد و عملکرد عادی توجه کنه، تمام تمرکزش رو می‌ذاره روی مراقبت و حفظ ایمنی.در این حالت طبیعیه اگه انرژی ذهنی و فیزیکی‌مون کمتر بشه، اگه حافظه‌ی کوتاه‌مدت یا تمرکز دچار نوسان بشه و حتی انگیزه‌هامون مثل قبل عمل نکنن.مراقب باشیم اینطور وقتها از خودمون شاکی نشیم؛ بلکه مهربون‌تر باشیم چون مغزمون داره وظیفه‌اش رو انجام میده: مراقبت از ما.گاهی فقط باید کمی فضا بدهیم تا دوباره حس طبیعی بودن و تعادل، راه خودش را پیدا کند یادت باشه، در این مسیر تنها نیستی. با خودت مهربان باش، همانطور که با عزیزترین فرد زندگیت مهربان خواهی بود.</description>
                <category>پری سا غفاری</category>
                <author>پری سا غفاری</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2026 15:59:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان بودن یعنی تجربه احساسات</title>
                <link>https://virgool.io/@ParisaGhafari/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-fwgzbrh8p2sb</link>
                <description>روزهای عجیبی را پشت سر گذاشتیم.روزهایی که در برابرشان دلم میخواهد خودم را بغل کنم و ببرم گوشه‌ای و آرام توی گوشم بگم: نگران نباش، من کنارت هستم، تمام شد.روزهایی که به محض چشم باز کردن تایپ میکردم: «سلام، خوبی؟»و ساعت‌های که منتظر جواب پیام می‌ماندم و میگفتم: «شب سختی بوده، حتما هنوز بیدار نشده.»ترسی که در وجودم بود نه از موشک بود و نه مرگ. ترسم این بود که مبادا دنیا از حضور عزیزانم خالی شود.با همه قوی بودنم این قسمت پاشنه آشیل من است. همان جایی که با تمام قدرتمان، ناگهان میفهمیم چقدر دلمان به بودن آدم‌ها بند است.ترسم را میدیدم. خودم را بابتش سرزنش و قضاوت نمیکردم، من یک انسانم و انسان بودن یعنی تجربه احساسات انسانی و ترس و نگرانی از طبیعی‌ترین احساسات هستند.پذیرفتم که خیلی چیزها در کنترل من نیست و نمیتوانم برایشان کاری کنم.پس قسمت قابل کنترل را انتخاب کردم، عشق دادن و همراهی کردن با عزیزانم.بیشتر در آغوش‌شان گرفتم، بیشتر کنار آنها بودم، بیشتر تلفن زدم و بیشتر حرف زدم.و عجیب اینکه همین بیشترهای کوچک، آرامشب بزرگ ساخت.شاید نتوانیم همه چیز را کنترل کنیم، منتها میتوانیم همان قسمت کوچک قابل کنترل را انتخاب کنیم و روشنایی خلق کنیم.پری سا غفاری</description>
                <category>پری سا غفاری</category>
                <author>پری سا غفاری</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2026 11:43:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>