<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Parsa Mohammadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Parsa-mohammadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:28:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/28486/avatar/PbWDZz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Parsa Mohammadi</title>
            <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ویژگی های یک محتوای خوب برای اینستاگرم | سایت | لینکدین | یوتیوب |</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D9%85-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-oevtiwtipegj</link>
                <description>لا توجه به گستردگی تولید و انتشار محتوا و هوشمند شدن پلفرم‌ها مثل رسانه، اینستاگرام، توییتر، لینکدین گوگل و... رویکرد ویژگی های هر محتوا برا هر پلتفرمی متفاوت است به همین دلیل من مقاله‌ایی جامع در مورد نکات مهم ویژگی‌های یک محتوای خوب در سایت هدفلند براتون آماده کردم که میتونید به لینک زیر مراجعه کنید و بخونید  https://hadafland.com/characteristics-of-a-good-content/ نکات کلی و ارزشمند که میان تمام پلتفرم های تقریبا یکی هستند عبارت انداز باید محتوا هدفمند تولید و ارائه شودحتما بر اساس نیاز مخاطبین هدف تولید شود نه نیاز شخصیهر چه میزان خلاقیت و نوآوری شما بیشتر باشد محتوا یشما بازدید بیشتری دریافت می کندباید محتوا دارای ارزشمندی و کاربردی باشد تا مشکلی یا حسی و... را در مخاطب ایجا و رفع کندهر چه محتواها از جنس تعامل بیشتر باشد اثربخشی بیشتری خواهد داشتمیان بسیاری از محتواهای در خال تولید آنهایی بیشتر جلب توجه میکند که کیفیت بهتری از جهت نوشتاری، صدا، کیفیت تصویر و.. داردهر چه محتوا با کیفیت تر باشد راحت تر به اشتراک گذاشته میشودبرای هر  رسانه یا سایت یا شبکه های اجتماعیی که تولید میکنی اختصاصی باید برای همان رسانه باشد مثلا اگر برای اینستاگرام تولید میکنید باید محتوا کوتا جذاب و خلاصه باشدبرنامه ریزی داشته باشید طبق یک نظمی کار تولید کنیداگر نمی دونید دارید کار درست رو انجام میدید اشکال نداره انجام بدید ولی به مرور زمان بهینه سازی و برسی کنید ببنید که چقدر تصمیماتتون درست بوده.یادتون باشه این مخاطبین هستند که باعث وایرال شدن محتواها میشن پس سعی کنید برا یهمون مخاطبینی که نیز دارند تولید که و چند مورد از معیارهایی که نوشتم باعث میشه این اتفاق خیلی سریعتر شکل بگیرهقبل از همه این مواردی که گفتم بهتر دانشتون رو در مورد محتوا و تولید محتوا بیشتر کنید اینجوری تصمیمات با درصد خطلای کمتری خواهید گرفتمثاله های مرتبط h  https://hadafland.com/what-is-content-creation/  https://hadafland.com/10-steps-before-creating-content/ </description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jul 2023 13:25:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کله پزی که طراح شد...؟ یا طراحی که کله پز شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%DA%A9%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%B4%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B2-%D8%B4%D8%AF-ebz837phbgqk</link>
                <description>نام این داستان کوتاه را شما انتخاب کنیدمن همیشه صبح ها با بوی کله پاچه از خواب بیدار می شدم پدرم کله پزی داشت من عاشقش بودم امکان نداشته حداقل هفته یه با رو نخورم توی کارها کمی هم به بابا کمک میکردم ولی بیشتر اهل خوشگذرونی بودم بعدی مدتی اوایل فکر میکردم برای رسیدن به موفقیت و پول باید از کارهای سخت دست بکشم و ادامه مسیر کاری پدرم را نروم چون اعتقاد دارم من برای کار دیگه ایی ساخته شده امزمان زیادی گذشت مسیر های زیادی وجود داشت از کودکی با موزیک های ماکیل جکسون می رقصیدم و میخوندم چه دورانی بود دنیا رو جور دیگه ایی میدیدم دوره ایی بود که تفاوت خودم رو با بقیه خوب احساس میکردم خیلی دوست داشتم بخونم آرتیست باشمزندگی نامه افراد هنرمندی که آرتیست شده بودن رو می خوندم متوجه موضوعی شدم که اکثر پدر مادر های این افراد خودشان دستی بر هنر داشته اند فقط من خانواده متفاوتی داشته ام ولی مانعی برای حرکتم نبود فقط کمی متفاوت بود به خودم میگفتم  آقا اصلا کله پذی هم برای خودش یه جور رستورانه دیگه.بعد از مدتی تجربه کاری تو زمینه طراحی تونستم از این راه درامد کسب کنم فقط احساس کردم سیستم عامل مک توی طراحی کردنم میتونه خیلی تاثیر بزاره یه آی مک گرفتم و شروع کردماولش درآمدی خوبی برام داشت احساس میکردم تمام چیزهایی که نیاز دارم را بدست آوردم اونقدری احساس نیاز کردم که دیگه اون حقوق برام کافی نبود و دیگه درآمد جذاب و کافی برایم نداشت خیلی با خودم کلنجار رفتم تا اینکه...دوباره تصمیمی سخت ولی بزرگ گرفته ام تصمیم گرفتم به راه پدرم ادامه بدم و طراحی رو بیخیال شم بعدش یه کله پزی خفن بزنم  چون احساس میکنم آدمها به شکمشان بیشتر اهمیت می دندتا طراحی فقط حالا دیگه پدرم کله پزی نداره و اصلا موافق این کار نیست مدتی گذشت تا کله پزی خودم رو زدم و همون آی مکی که باهاش طراحی میکردم و پول در می آوردم رو گذاشتم دم صندوق کله پزی  چون احساس می کنم سیستم عامل مک خیلی میتونه توی فروش بیشتر کله پزیم کمک کنه الان دیگه من تنها کله پزی هستم که با دیزاین خیلی خاصی میتونه کله پاچه سرو کنه #داستان کوتاه نویسنده: پارسا محمدی</description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 14:15:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نظر شما شانس چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-wta00ijoej6o</link>
                <description>شانس از دیدگاه انسانهاشانس (Chance) یک کلمه فرانسوی به معنای موفقیت است دقیقا همان موقعیت هایی است که آدم ها بی تفاوت و به بهانه های مختلفی از کنارشان عبور می کنند، این شانس می تواند یک موقعیت و یا پیشنهاد احساسی، شغلی، و یا تغییر در روند آن چیزی که در حال انجام است باشدبه عقیده ی من زندگی کردن در گذشته بزرگترین اشتباه انسانهاست چون باعث می شود موقعیت و شانس های حال از دیدگاهمان کم رنگ شود.نظر شما چیست؟#میکرومقاله </description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 12:26:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا می دانستید تعیین محدودیت موجب تقویت ممنوعیت می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AC%D8%A8-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-nzacnhupmugm</link>
                <description>اگر دقت کرده باشید زمانی که به کودکی میگوییم این کار را نباید انجام دهی، چون خطر دارد و... همیشه خلاف آن عمل می کند و کنجکاوی بیشتری در ذهنش اتفاق می افتند، شاید قبلا حس کنجکاوی نسبت به آن موضوع را نداشته.این موضوع دقیقا برای افراد بالغ هم صادق است.زمانی که پدر و مادرها بیش از اندازه روی موضوعی تاکید و یادآوری می کنند، مثلا فلان کار رو نکن، با فلانی نگرد، دیر نیا خونه، و موضوعاتی از این قبیل، تبدیل به  نقطه ای حساس برای فرزندانشان می شود.با اینکه شاید فرزندشان نمی خواهد آن کارها را انجام دهد ولی به مرور زمان تبدیل به نقاط حساس تری در زندگیشان خواهد شد. این حساسیت ها باعث ایجاد مدل های رفتاری مختلفی می شود که بر اساس احساسات و شرایط درونی متغیر می شوند. گاهی ممکن است به لجبازی آن کار را انجام دهند، گاهی هم به دلیل غیر منطقی بودن رفتار ها از سوی مادر  و پدرها که همچنان تصور می کنند که فرزندشان هنوز به بلوغ نرسیده و در کودکی خودش باقی مانده. گاهی هم ترس از دست دادن آنها باعث بروز این حساسیت برای والدین می شود.اگر کمی بیشتر توجه کنیم متوجه این موضوع می شویم که حتی نشان دادن این حساسیت ها در خودمان هم  باعث ایجاد تداخل میان شخصیت، سبک زندگی، و ناتوانی در تشخیص خواسته هایمان می شود، به طوری که ما گاهی حساسیت و قضاوت های غیر منطقی برای پیشرفت ها، انتخاب ها، و هدف ها در ضمیر ناخودآگاهمان به وجود می آید.در این نکته، عکس این موضوع هم صادق است، یعنی گاهی فکر می کنیم که ما هیچ مشکلی نداریم و در همه موارد بدون نقطه ضعف هستیم، این موضوع هم باعث از دست دادن موقعیت های کاری، از دست دادن دوستان صمیمی، و آسیب های از این قبیل می شود.اما راه حل چیست؟در ابتدا برای کم کردن تنش ها  از سوی والدین باید تا حد ممکن رفتار یک فرد بالغ را به آنها نشان دهیم. راهکار زیرکانه دوم این است که از همان نکته هایی که برای والدین ما به شکل حساسیت شکل گرفته و آنها را به ما منتقل می کنند، با سیاست همان حساسیت ها را به خودشان بگوییم ولی به صورت داستانی (حتی به شکل یک داستان خیالی در ذهنمان) که مثلا برای دیگران اتفاق افتاده است.  ‏ باید یادمان باشد که به صورت کاملا زیرپوستی، زیرکانه، غیرمستقیم، در قالب داستان و... طوری که در زمان شنیدن حساسیت ها آنها متوجه این موضوع بشوند و یک تاییده یی به ما بدهند و یا حتی ادامه بحث ما را تکمیل کننددر آن زمان آنها در ذهن ناخودآگاه خود به دلیل شنیدن حساسیت های درونی خودشان از زبان فرزندشان باعث کاهش این موضوع در وجودشان می شود و این احساس بالغ بودن فرزندشان را حس می کنند و  ذهنشان از این نوع نگرانی و یا حساسیت ها دست می کشد.این نوع روش اگر به درستی اجرا شود کنترل کلیه مسائل را می توانید در دست خود بگیرید فقط به خاطر داشته باشید که ذهنیت والدین امروزی به دلیل مقایسه کردن آن با چند دهه قبل، در زمان نوجوانی خودشان تفاوت های بسیاری دارد و پذیرفتن این تغییر را برای خود و فرزندانش را کمی سخت تصور می کنند به این دلیل است که این حساسیت ها به وجود می آید.ادامه دارد....امیدوارم این میکرومقاله براتون مفید بوده باشد. پارسا محمدی</description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jan 2019 20:23:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می دونستید زندگی خیلی شبیه رانندگی میمونه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-i5fpugai7kkg</link>
                <description>زندگی خیلی شبیه رانندگی می ممونه چون همیشه قبل از حرکت اول مسیرمون رو مشخص می کنیم یا از روی نقشه یا  توی ذهنمون هدفمون رو مشخص میکنیم بعد شروع به حرکت میکنیم درست عین آدم های موفق همیشه قبل از حرکت هدفشون رو مشخص می کنند چون می دونند که به کجا می خوان برنهنگام رانندگی از آینه عقب گهگداری عقب ماشین رو نگاه می کنند درست مثل زندگی که گذشته مون رو گاهی اوقات برسی میکنیم، حالا فرض کنید بیشر اوقات همش عقب رو نگاه کنیم فکر می کنید چه اتفاقی می افته؟ تصادف می کنیم یعنی اگر در گذشته زندگی کنیم ممکن هیچ وقت به آینده یا همون هدف هامون نرسیم توی مسیر امکان داره ماشینمون خراب بشه و یا حتی تصادف کنیم و می دونیم که ما برای همیشه قرار نیست گوشه ی خیابون بمونیم و یا همیشه تصادف کنیم اینم مورد هم دقیقا  مثل شکست تو زندگی می مونه گاهی شاید خودمو باعث شکستمون نشیم ولی قرار نیست همیشه شکست بخوریم و وضعیتمون اینجوری بمونهتوی رانندگی گهداری نقشه ایی که مقصدمون رو مشخص کردیم رو نگاه میکنیم ببینیم آیا مسیری که داریم میرم رو درست طی میکنیم یا نه توی زندگی هم مثل برنامه ریزی برای رسیدن به هدفمون می مونه که این مسیر رو برسی میکنم و هدف های کوچکی داریم رو نگاه و طی میکنیمامکان داره  طی مسیری که مشخص کردیم هم مسیر پیدا کنیم و همسفرمون بشه چون امکان داره دقیقا به همون هدف یا مقصدی که ما مشخص کردیم میخواد بره و گاهی که ما از رانندگی خسته میشیم و یا برنامه یا همون نقشه رسیدن به مقصدمون باید چک کنیم اون هم می تونه کمکمون کنه تا شاید حتی راه میانبری هم به ذهنش برسه تا زودتر به هدفمون برسیم به نظر من این نکته خیلی خفنی هست یعنی آدم هایی که توی مسیر زندگیمون قرار میگرند رو نباید نادیده بگیریم شاید خیلی خیلی میتونن کمکمون کنند گاهی اوقات شاید برف بارون باعث کندتر شدن حرکتمون بشه توی زندگی هم گاهی پیش میاد که لازمه آهسته تر به سوی هدفمون گام بردایم به خاطر شریط بحرانی و...به نظر من حرکت کردن به سوی اهداف حتی اگر مطمعن نیستم درست هست یا نه خیلی بهتر از ماندن و فکر کردن هست چون امکان داره هنگام حرکت توی مسیرمون با آدم هایی آشنا بشیم که باعث جهت دار کردن اهدافمون بشنشعار دوم من اینه کاری کردن بهتر از کاری نکردن است حتی اگر به ضررمان باشد (چون باعث تجربه می شود)امیدوارم این مقاله هم براتون جذاب بوده باشید خیلی خوشحال میشم اگر نظری دارد کامنت بزارید ممنون یه عالمه که خوندید و ببخشید که من عامیانه نوشتم حس کردم ارتباط بهتری برقرار میکنه موفق شاد با دیدگاهی متفاوت باشید.</description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jan 2019 23:49:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ای از تاریخچه پست در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-fndbvcvynewg</link>
                <description>نه برف نه سرما نه باران نه تاریکی شب مانع ارسال پیام نمی گردیدپست و ارسال پیام در دوران باستان یکی از قدیمی ترین اسناد و مدارک پستی دنیا یک ورق پاپیروس مربوط به سال ۲۵۵ قبل از میلاد مسیح است که در ناحیه هیبه مصر پیدا شده و متضمن اطلاعاتی درباره طرز عمل و سازمان و تشکیلات پیکی و نامه رسانی در مصر قدیم میباشدپست و ارسال پیام در دوران باستانیکی از قدیمی ترین اسناد و مدارک پستی دنیا یک ورق پاپیروس مربوط به سال ۲۵۵ قبل از میلاد مسیح است که در ناحیه هیبه مصر پیدا شده و متضمن اطلاعاتی درباره طرز عمل و سازمان و تشکیلات پیکی و نامه رسانی در مصر قدیم میباشد . ضمن این سند یک مامور پست مصری در مورد ارسال نامه ها تعداد پیکها راههای ساخته شده نوع مرسولات و نام گیرندگان انها که بیشتر فرعون مصر و وزیر دارایی او هستند اطلاعاتی داده است خواندن این سند روشن میشود که پست و پیکهای ان دوران فقط در خدمت فراعنه و حکام مصر بوده و موسسات و افراد مردم ازان استفاده نکرده اند .پست ان زمان مصر با تمام کشور حتی نقاط بسیار دور جنوب مصر و سرزمین نوبیا ارتباط داشته و بهمین علت پیکهای پست بایستی برای راه پیمائیهای دور و دراز با پای پیاده قدرت و توانائی لازم را دارا می بودند .پست در ایران باستانقدیمیترین سرویس پست رله(ایستگاهی) جهان (تحویل نامه یا مرسوله ازشخصی به شخص دیگر و ادامه عمل تا رسیدن به مقصد نهائی ) توسط کورش هخامنشی حکمروا و پادشاه امپراطوری پارس (ایران ) در ۵۳۰ سال قبل از میلاد مسیح ایجاد گردید . هرودت مورخ یونان باستان (از۴۲۵تا۴۸۴ق.م) در کتابهای تاریخی خوش شرح مفصل و واضحی از این سیستم بیان میدارد که هیچ روشی سریعتر از طریق ارسال پیامها که توسط پارسیان کشف شده بود وجود نداشت و ان بدین صورت بوده که پارسیان ایستگاه های مختلفی را در نظر گرفته ودر ان افراد سوار کار با اسب منتظر رسیدن پیام بودند و فواصل ایستگاهها را طوری در نظر گرفته بودندکه از نظر زمانی فاصله انها یک روز با یکدیکر فاصله داشتند ضمنا ایستگاهای مخصوصی برای مواقع برف و باران و سرما به منظور ارسال پیام در نظر گرفته شده بود و این پیامها با حداکثر سرعت ممکن انجام پذیرفته است او میگوید نه برف نه سرما نه باران نه تاریکی شب مانع ارسال پیام نمی گردید او.لین پیک وارده پیام و بسته ها را تحویل دومین نفر میداد که او نیز بطریق اولی تحویل سوارکار مینمود و کار ادامه می یافت تا اینکه پیامها به مقصد میرسیدند و در زبان پارسی باستان این روند تکرار یا رلیها به عنوان انکاریون شناخته می شد  این روند در طول تاریخ ایران در هر دوره ازسلسله  های پادشاهی ادامه یافت و در بعضی از مواقع بهتر ودر پارهای از زمان دچار رکود گشت و پست را نداشتند تا اینکه امیر کبیر در سالهای اول صدارت خود همراه با سایر اصلاحاتی که در همه زمینههای سیاسی اجتماعی و مالی و قضائی مملکت بعمل اوردچون سه کسراخبار ایالات وولایات اهمیت بیسیار قائل بود برای ایجاد پست و چاپار خانه نیز دستوراتی صادر کرد و با این ترتیب ایجاد پست منظم برای عموم مردم و وضع مقررات قانونی برای انها سایر اصلاحاتی که برای اولین مرتبه در ایران صورت می گرفت یادگار و نتیجه فکر این وزیر با تدبیر است  امیر کبیر مسئولیت چاپارخانه را به میرزا شفیع خان چاپارچی باشی واگذار نموده بودند که بعد ازوی سالها سالهل به این سمت مشغول بودند و گردش کار چاپارخانه با در نظرگرفتن زمان و وسیله موجود بسیار سریع و مرتب بود در سال ۱۲۹۰ ناصرالدینشاه همراه جمعی راهی اروپا شدند و او در کشور اطریش از پادشاه وقت ان کشور درخواست منتشار برای اداره امور پست نمود و شخصی که از کارمندان عالیرتبه ان کشور بود بنام گوستاوریه درربرای پایه ریزی پست جدید ایران انتخاب و اعزام گردید و بلافاصله اقدامات خود را شروع کرد و یکی از مهمترین کارهایی که انجام دادنظام نامه ای برای پست ایران تهیه نموده و جهت الحاق ایران به اتحادیه جهانی پست کوشش زیادی نمود و بالاخره  بعد از مکاتبات بسیار ایران در سال ۱۸۷۷ میلادی به عضویت اتحادیه پستی پذیرفته شد ودر همانسال خدمت گوستاوریه در ایران پایان پذیرفت.تشکیل وزارت پستبنا بفرمان ناصرالدین شاه اداره پست در سال ۱۲۹۷ به وزارت پست تبدیل و اداره ان به میرزا علیخان امیناللملک واگذار نمود او نخستین وزیر پست است که برای ادارات تابعه ساعت کار معین کرد و برای کارکنان حقوق باز نشستگی  برقرار نمود در زمان وزارت ایشاند پست هفته ای ۴روز و روزی ۴ساعت کار میکرد و برای اقدامات او اداره پست در نزد مردم دارای اهمیت و موقعیت خاصی پیدا نمود ودر اغلب ایالات  و ولایات نامه های پستی و مکاتبات دولتی مرتبا مبادله میشد و حتی نامه های خارجه نیز به گیرندگان ان در گوشه و کنار مملکت تحویل میگردید.نخستین کنگره اتحادیه جهانی پست برن ۱۸۷۴سازمان دهندگان اتحادیه جهانی پست از طرح و تشکیلات اتحادیه تلگراف جهلنی که در سال ۱۸۶۸ در شهر وین پایتخت اطریش و در سالهای ۱۸۷۱ و۱۸۷۲ کنفرانسهایی در شهر برن تشکیل داده بودند الهلم گرفته و اولین کنگره پستی را به ریاست اورژان بورل مشاور فدرال و رئیس اداره پست سوئیس تشکیل گردید برای تشکیل این کنفرانس طرحی از طرف اداره پست المان بعنوان پایه و اساس مذاکرات مورد قبول قرار گرفت وطی ۱۴ جلسه نمایندگان در مورد انتقاد قراردادی به توافق  رسیدند که روز ۹ اکتبر ۱۸۷۴ به امضا رسید و بهمین روز ۱۷ مهرماه بنام روز جهانی پست در تمام کشورها جشن گرفته میشودبعد از جنگ جهانی دوم اتحادیه جهانی پست به صورت یکی از سازمانهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد درامد یکی از اقدامات مهم کنگرهها مطالعه و تجدید نظر در احکام اتحادیه یعنی اساسنامه ای عمومی قرارداد و ائین نامه اجرائی ان میباشد.احکام اتحادیه از اسناد لازم الجرا بود که قبول و امضای ان برای کایه دولتهای عضو اتحادیه  اجباری است.طرز کار اتحادیه کنگره قدرت عالیه اتحادیه حداکثر ۵سال بعد از به اجرا گذاشتن احکام کنگره قبلی تشکیل جلسه میدهد کنگره کنفرانسی است از نمایندگان تام الختیار کشورهایی که تمام سعی و کوشش اساسی انها مصروف تجدید  نظر در مورد احکام اتحادیه است  بنابراین کنگره اصولا امور مربوط به قانون گذاری را بهعهده دارد تعداد کشورهای عضو در حال حاضر ۱۶۸ کشور است و محل دائمی اتحادیه شهر برن در کشور سوئیس می باشد تحت عنوان اتحادیه پستی جهان نامیده میگردد اتحادیه به منظور بالا بردن سطح کمیو کیفیتی ادارا ت پست به کشورهای عضو کمکهایی ارسال مینماید از جمله :•    کمکهای فنی جهت مدرنیزه کردن سرویسهای  ادارات پست به روشهای مختلف انجام میگیرد.•    برگذاری دوره های اموزشی بورسهای اموزشی سرویسهای مشاوران توسعه و گسترش اعزام کارشناس تهیه تجهیزات و وسایل اموزش و نمایش و ….تشکیل شرکت پستقانون تشکیل شرکت پست جمهوری اسلامی ایران که در جلسه روز یکشنبه ۳ ابان ماه یکهزارو سیصدو شصتو شش مجلس شورای اسلامی تصویب ودر تاریخ ۲۱  /8/ 66 به شورای نگهبان ارسال شده و با توجه به اینکه عدم مغایرت ان با موازین اسلامی و قانون اساسی بر اساس اصل ۹۴ در موعود مقرر اعلام نگردیده و طی نامه شماره ی ۱۴۸۶۶/۱ مورخ ۱۴/۹/۱۳۶۶  ریاست جمهوری به نخست وزیری واصل گردیده است جهت اجرا به پیوست ابلاغ میگردد .در زیر پاره ای از مواد قانونی اساسنامه شرکت پست آورده میشود :ماده ۱ –  به منظور اعمال سیاست جتمع در زمینه برنامه ریزی تاسیس تجهیز گسترش و بهره برداری واحدهای پستی هماهنگ با اخرین پیشرفتهای تجربی و تکنولوژی ارتباطات و به مقصد تامین و تامیم خدمات پستی در سراسر کشور مرتبط با سایر کشورهای جهان به موجب این قانون شرکت پست جمهوری اسلامی ایران که در این قانون اختصارا شرکت نامیده میشود تشکیل میگردد شرکت وابسته به وزات پست و تلگراف و تلفن است وتمام وظایف واختیارات وزارت مذکور در امور پستی بهان تعویض می شود.ماده ۲ –  شرکت دارای شخصیت حقوقی بوده وعملیات خدمات خود را طبق مفاد این قانون اساس نامه مربوط و قوانین و مقررات مربوط به شرکتهای دولتی انجام خواهد داد مواردی که در قوانین و مقررات فوق الذکر پیش بینی نشده باشد طبق قانون تجارت عمل خواهد شد.ماده ۳ – سرمایه اولیه شرکت پنج میلیارد ریال است که به ۵۰ هزار سهم یکصد هزار ریالی تقسیم میشود وکلیه سهام آن متعلق به دولت خواهد بود.ماده ۱۵ – هرکس صندوق یا باجه ها یا تجهیزات پستی را که برای انتفاع عموم نصب شده عمدا هدم یا تخریب یا تضییع کند علاوه بر پرداخت خسارات وارده با توجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مرات جرم به مجازات تخریب اموال دولتی محکوم خواهد شد و چنانچه مندرجات مراسلات را افشا ویا امانات را برداشت یا بازرسی یا توقیف نماید علاوه بر مجازات مذکور تا ۷۴ ضربه شلاق نیز محکوم میشود .ماده ۱۶ – هر یک از کارکنان شرکت یا مستخدمین با مامورین دولت یا اشخاصی که به هر نحوی به همکاری و خدمت دعوت شده اند یا با ادامه فعالیت انها موافقت شده مراسلات و نامه های اشخاص را در غیر موردیکه قانون اجازه داده مفتوح یا بازرسی یا توقیف یا بازرسی با توقیف ذبا معذوم نماید یا مندرجات و مطالب آنها را بدون اجاره صاحبان آنها افشا یا آشکار نماید علاوه بر مسئولیت مدنی در مقابل صاحب مراسله با توجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم به کیفر جرائم مذکور مندرج در ماده ۶۴ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات )محکوم خواهد شد .ماده ۱۹ – هرکس تمبر یا پاکت و کارت پستی با تصویر تمبر یا کوپن رپنس یا علامت نقش تمبر و به طور کلی هر گونه اوراق و علامی را که چاپ و فروش ان در انحصار دولت و شرکت است به هر کیفیت بالمباشر یا مع الواسطه جعل کند یا با علم به جعل مورد استفاده قرار دهد یا داخل کشور نمایی جاعل اوراق و اسناد بهادار دولتی محسوب و علاوه بر جبران خسارات وارده با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به حبس از یک تا ده سال محکوم خواهد شد.ماده ۲۰ – هر کس تمبر یا سایر اوراق بهادار پستی باطل شده را مجددا استعمال کند علاوه بر جبران خسارت وارده توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به ده برابر قیمت تمبر و اوارق بهادار محکوم خواهد شد .  تاریخچه جهانی پستما از ارتباطات پستی و تاریخچه و تحولات آنها چه میدانیم. نقش این ارتباطات در زندگی اقتصادی سیاسی فرهنگی ما چیست؟ آیا باتاریخچه وسیر تکاملی پست آشنایی داریم؟به نوشته(( ویل دورانت)) درکتاب(( تاریخ تمدن)) هخامنشیان دارای شبکه پستی منظم وکارامدی بوده که دستورات وفرامین دولتی را منتقل میکردند.با حمله اسکندر وانقراض سلسله هخامنشیان و مشاهده این چنین تشکیلات گسترده اطلاعاتی آنرا همراه خود به جامعه آنروز یونان برد و سپس در اروپا تا اوایل قرن ۱۲ میلادی ازآن استفاده می شد.نخستین اداره ((غیر رسمی پست عمومی)) در قرن ۱۲م پس از تاسیس دانشگاه بلونیا  در ایتالیا بوجود آمد.نیم قرن بعد دانشگاه پاریس بااقدام مشابه این عمل رابرای رساندن نامه های دانشجویان خود تکرار کردو توسط شاه فرانسه ((پست دانشگاه))به رسمیت شناخته شد.در سال۱۶۳۶لویی دوازدهم اداره پست عمومی در پاریس تاسیس کردو درسال ۱۵۹۱در انگلستان الیزاابت اول پست را ملی اعلام کرد.باتوسعه پست درقرنهای ۱۸-۱۶که مبادلات بین دول مختلف صورت می گرفت  نبود تعرفه واحد بزرگترین مشکل بودتا اینکه در سال ۱۸۴۰رونالد هیل با پیشنهاد چاپ اوراق بهادار کوچک و الصاق آن برروی نامه ها ومرسولات مبنای انتشار اولین تمبر دنیا در انگلستان بنانهاد.سپس در سال ۱۸۷۴ به منظور تبادل سریعتر و راحت تر مرسولات پستی در اروپا ۲۲ کشور اروپایی وامریکایی در شهر برن سوئیس با توافق یکدیگر (( اتحادیه پست بین الملل)) را تاسیس کردند.در سال ۱۸۷۸ اتحادیه جهانی پستUPU(UNION POST UNIVERSAL)  به جای(( اتحادیه پست بین الملل)) تشکیل گردید.هر سال روز ۱۸ اکتبر برابر با۱۷مهر به عنوان روز جهانی پست در سراسر جهان جشن گرفته می شودوطی آن بر وظایف خطیر و حساس پست تاکید می شودومسئولیتهای جدی آن یادآوری می شود.پست در ایرانبه نوشته گزنفون وهرودوت هردو ابتکار  وتاسیس تشکیلات چاپاربه ایرانیان نسبت می دهندکه ایران دارای شبکه منظم چاپار وپیک بود واین شبکه در دوره اشکانیان و ساسانیان نیز اداره می شد.این تشکیلات بیشتر درخدمت فرمانهاودستورات دولتی بود و درواقع وظیفه پنهان وثانی آنها خبرگیری وخبرچینی بود.بافتح ایران توسط اعراب این تشکیلات به نام دیوان برید تغییر نام گرفت که وظیفه این دیوان جاسوسی وخبرچینی بودتااینکه در دوره صفویه بااستقرارحکومت فراگیرمرکزی وبنابه ضرورت وقت چاپار خانه هابه صورت منظم و مرتب انجام وظیفه می کردند.باروی کارآمدن سلسله قاجاریه ر وتحت تاثیر گرفتن از فرهنگ غرب فکر تاسیس پست جدید در زمان فتحعلی شاه مطرح شد اما به دلایلی مسکوت گذاشته شد.امیر کبیر خطوط منظم چاپارخانه راراه اندازی کرد و طی فرمانی درسال۱۲۶۷مقررشد که ماهی دومرتبه یکی دراول ویکی در۱۵ماه چاپارهابه ۸منطقه اصلی کشور رفته ومراجعه نماید.در سال ۱۲۸۵ه ق تمبر پستی درکشورچاپ ورواج گردید.در سال ۱۲۹۷ه ق وزارت پست تاسیس گردیدو در دوره پهلوی با تاسیس راههای شوسه وسایط نقلیه مختلف(اتومبیل،قطارو..)تشکیلات پست توسعه فراوان یافت.امروزه پست  با ارائه بیش از۹۰سرویس جزءلاینفک زندگی روزمره ماشده است .همچنین سایت اختصاصی شرکت پست به آدرسwww.irpost.comبر روی شبکه اینترنت قراردارد. شما باورود به این سایت از آخرین اخبار واطلاعات پستی کشور،ره گیری مرسولات و… می توانیددریافت نمائید.پست در استان خراسان شمالیاداره پست شهرستان بجنورددرسال۱۳۱۴ با۳نفرکارمند تاسیس گردید. این اداره تاسالهای متمادی در همان ساختمان قدیمی مشغول به کاربود تااینکه درسال ۱۳۵۹ باتخریب ساختمان قدیمی بنای جدیدی احداث گردید.از آن سال به بعد بنا به مقتضیات سه بار در نما وفضای آن تغییراتی بوجود آمد.به تبع تقسیم استان خراسان در سال ۱۳۸۳ اداره کل پست استان خراسان شمالی درمهر ماه ۱۳۸۳ تاسیس گردید.هم اکنون با۸واحد اداره پست شهری ۱۴دفتر خدمات ارتباطی ۱۵۹واحد دفتر نمایندگی پستی روستایی۱۵۸صندوق پست و ۴۲۳ صندوق پستی شخصی وبا۱۲۳نفر نیروی متخصص ومتعهد مشغول به ارائه سرویسهای پستی در سطح استان به هم استانی های عزیز می باشد.هم اکنون اداره کل باراه اندازی سایت اختصاصی خودبه آدرسwww.bojnoord.post.ir  برروی شبکه جهانی اینتر نت آمادگی ارائه اطلاعات به مراجعین دریافت انتقادات و پیشنهادات به این سایت می باشد.کار حرفه‌ای با پست الکترونیکتابان خواجه نصیریدر عصر انسانهای ماقبل تاریخی زندگی می کنیم که با استفاده از فن آوری های نوین، با پیام های بی سر و ته، مزاحمتهای تلفنی, با ارسال ویروس های اینترنتی از طریق پست الکترونیکی، – حتی با بی تفاوتی هایشان – به جان همدیگر افتاده اند. اما اگر امروز پیشرفتهای تکنولوژیکی حرف اول را می زنند، همین امروز یا در روزهای آینده، استفاده یا کار برد صحیح، سریع، به موقع و حرفه ای ابزارها و فن آوری هایی که در احتیارمان قرار گرفته است مسلماً حرف اول را خواهد زد.در عصری زندگی میکنیم که نامهای مختلفی به آن داده اند، در اینجا می خواهم نام دیگری به این عصر بدهم: عصر سرعت و کار حرفه ای! یعنی اگر توانستی سریع و حرفهای کار کنی، می توانی بمانی و رقابت کنی، در غیر اینصورت، فراموش کن! جا ماندهای!آری، در روزگاری زندگی می کنیم که دانش و تجربه، نقش یک جفت پا را برای (روح و جان) آدمی ایفا می کنند. انسان بدون آنها راهی نه به پیش دارد نه به پس. بدون اطلاعات، تفکر متوقف می شود. بدون آگاهی، آدمی اگر در یک دست کتابی به دست داشته باشد و دستی هم به قلم، شاید در راه آزادی و آزادگی – با حرف های مفت و صد من یک غاز – بتواند خود را روی زمین این جا و آنجا بکشد، اما آنقدرها دور نخواهد رفت. بدون آن یک جفت پا، بدون دانش و تجربه، بدون مهارت، بی شک، گامی نمیتواند بردارد و سرعتی هم نخواهد گرفت و نخواهد داشت. همانجا که بوده است، خواهد ماند و آنجاست که اگر گوشی برای شنیدن، چشمی برای دیدن برایش باقی مانده باشد، صدای فریاد بسیاری را خواهد شنید، بسیاری را چون خود خواهد یافت: در گل مانده و مایوس! افسرده و پریشان، با هزار ناله و درد و ناراحتی. آنگاه از روی ناچاری، از جهت بسیاری از امراض روحی و روانی، کوته فکری و تنگ نظری، از بی کاری و بدبختی و درماندگی، به جان این و آن می افتد و دیگران را، وقت و سرمایه و فکر و احساسات دیگران را به بازی می گیرد. دیگران را – که با گامهایی حداقل به دید خودشان، محکم و استوار رو به جلو گام برمیدارند – به جان یکدیگر می اندازد یا به تمسخر، تحقیر و تحمیق می پردازد و با این شیوه، سرش را – با هزار بدبختی – بالا میگیرد که بگوید ما هم هستیم! آری این جور آدمها زبان علف های هرز را بخوبی می دانند اما در کالبد بی قلب و روح شان، جز آن زبان بی مایه و بی وجود عضو دیگری نیست تا که تفکرات پوچ و احمقانه شان را بگسترانند. این جور موجودات دیگر انسان نیستند، گرچه از همه جور امکانات و تظاهرات انسانی و غیر انسانی. از انواع و اقسام فن آوری های نوین و امروزی برخوردارند. در گوشه اتاقشان, کامپیوتری دارند، به اینترنت هم متصل اند، تلویزیون ماهوارهای هم دارند و تلفن همراهی، اما گویی که با آنها قرار است فقط خودشان و اطرافیانشان را سرگرم کتند: «الو … ا لو … کن!» – گویی دیگر بر پیکر آنها، چشم و گوشی نمانده است. فارغ اند از اینکه درآن گوشه دنیا چطور دارند جنگلهای آمازون را نابود میکنند، این گوشه دنیا چه دارند بر سر فلسطینی ها می آورند, اینجا در چچن، آنجا در چین چه خبر است؟ آنجا در هلند چرا ترور؟ اینجا در هند – هند که دم از دموکراسی می زند!- چرا «نجس»ها و چرا تبعیض نژادی!؟بدون دانش و تجربه، جایی برای تفکر و تعقل، تعلیم و تعلم, تدبیر و تدبر نمیماند. آری … در عصری زندگی می کنیم که بدون شک کامپیوتر، شبکه های پر سرعت محلی و منطقه ای، بی سیم یا ماهواره ای، اینترنت. تلفن های همراه سلولی و ماهواره ای و مخابرات دوربرد و پهنای باند گسترده و … حرف اول را می زنند. اما همین امروز – همانطور که در مقاله ای دیگر به زبان انگلیسی نوشته ام «Prehistoric Man Lived Before Web Was Invented» – در عصر انسان های ماقبل تاریخی زندگی می کنیم که با فن آوریهای نوین، با پیام های بی سر و ته، مزاحمتهای تلفنی, با ارسال ویروس های اینترنتی از طریق پست الکترونیکی، – حتی با بی تفاوتی هایشان – به جان همدیگر افتاده اند. اما اگر امروز پیشرفت های تکنولوژیکی حرف اول را می زنند، همین امروز یا در روزهای آینده، استفاده یا کار برد صحیح، سریع، به موقع و حرفه ای ابزارها و فنآوری هایی که در احتیارمان قرار گرفته است مسلماً حرف اول را خواهد زد.در آینده، جایی برای آن تکه گوشت های بی خرد، بی دانش و بی تفکر نیست.- انسان ماقبل تاریخ امروزی از صحنه تاریخ پاک می شود. باید خودمان را برای همین امروز یا برای آن روز و روزگاران آینده آماده و تجهیز کنیم، برای ورود به عصر سرعت و انجام و اجرای کار حرفه ای، برای روزگار هوشیاری حرفه ای. در عصر حاضر, ارتباطات تلفنی، رادیویی، تلویزیونی، ویدیویی، چشم های الکترونیکی. ماهواره ای را تجربه کرده ایم, به مجموعه ای از دانش و فن آوری دست یافته ایم، در یک دست کتابی و در دست دیگر یک قلم، آیا وقت آن نرسیده است که به تفکر بنشینیم؟ اگر کمی دقیق شویم، در کنار سایر خدمات و فن آوریهایی که اینترنت در اختیارمان قرار داده است، پست الکترونیکی به سرعت به ابزار و گونه ای از ارتباطات سریع و وسیع، خصوصاً در محیطهای کاری مبدل شده است. اما به جهت عمومیت یافتن آن، سهولت در برخورداری، یادگیری و اسنفاده از آن، قاطعانه، با توجه به بررسی هایی که شخصاً انجام داده ام، می توانم بگویم که معمولاً در خصوص استفاده و به کار گیری آن به صورت ابزاری سریع و حرفه ای، از سوی کاربران تفکر و تعمق کمتری بعمل آمده است. به همین لحاظ شاید بیشتر گفتن و نوشتن از این ابزار سریع و حرفه ای و پرداختن به آن یک نیاز مبرم باشد. شخصاً این نیاز را احساس می کنم, چرا که عمیقاً معتقدم, این کار, یعنی همین نگارش، تهیه و تنظیم، ارسال و دریافت و حتی خواندن نامه های الکترونیکی یک کار حرفه ای است و مثل هر کار حرفه ای دیگر نیاز به یادگیری، تمرین، کسب مهارت و تجربه و مطالعه دائم و سرعت در کاربرد دارد.برخورداری از دانش و آگاهی درباره کامپیوتر و نرم افزارها و برنامه های کاربردی آن دیگر یک ضرورت است. باید با کامپیوتر کار کرد و از چم و خمهای آن آگاه شد. باید نرم افزارها را شناخت و از امکانات و تسهیلاتی که در اختیارمان قرار میدهند دانست و در بکارگیری آنها از مهارت و سرعت لازم برخوردار شد.باید پیش از هر گونه اقدام, به جمع آوری اطلاعات پرداخت، اندیشید و برنامه ریزی کرد، اینها از اصول اولیه و مهم در برخورداری از یک اجرای حرفه ای و سریع است.نگارش پیام های الکترونیکی یک کار حرفه ای است، حتی اگر پست الکترونیکی صرفاً برای امور روزمره و خصوصی (نگارش نامه های شخصی) بکار رود و البته در موقعیت های کاری که عدم توجه به این مهم و اصول حرفه ای آن میتواند اثرات جبران ناپذیری بر روی زندگی شخصی و کاری و حرفه ای کاربران پست الکترونیکی بگذارد. اگر نگارش متن شما بد، نارسا، غلط و کم یا اضافه باشد. براحتی میتواند مسیری از مسیرهای زندگی شما را تغییر دهد و یا مشتری، همکار یا رئیس تان را از واکنش یا عملکرد شما مایوس سازد. برای بالا بردن میزان اثر بر روی مخاطب, بایستی نگارش نامه های الکترونیکی را کاری حرفه ای دانست و مثل یک کار حرفه ای با آن برخورد نمود. باید آموزش ببینید و تمرین کنید. باید بدانید کدام نامه را باید بخوانید، کدام نامه را باید بی پاسخ بگذارید، کدام را امروز جواب دهید و کدام را فردا یا هفته یا ماه آینده، باید بدانید کدام نامه را می توانید ارجاع دهید, کدام نامه را نمی توانید یا نباید. باید خودتان، مخاطبتان و ابزارتان را بشناسید. باید زمان، مکان، زبان و فرهنگ ها را بشناسید و در غیر اینصورت، با مشکلات متعددی روبرو خواهید شد و آنوقت خودتان هم متوجه نمیشوید که کجا راه را به خطا رفته اید.«پست الکترونیک حرفه ای» نام کتاب الکترونیکی است که اخیراً نگارش آن را به پایان رسانده ام و امیدوارم که بتوانم آن را نیز بزودی بر روی اینترنت قرار دهم و همچنین نسخه ای چاپی از آن را منتشر سازم. در این مبحث، جزئیات بسیاری است که متوجه شده ام بسیاری از کاربران درباره آنها نمی دانند و قواعد و قوانین آن را رعایت نمی کنند و همین امر موجب آن شده است که دردسر های بسیاری را برای سایرین بوجود آورد. شاید پیش خود می پرسید پست الکترونیک حرفه ای یا حرفه ای با پست الکترونیک EMail Professionalism چیست؟ در پاسخ اشاره ای دیگر دارم به عنوان این مقاله – که برای اولین بار در تاریخ ۱۲ می سال ۲۰۰۲ در یکی از خبرنامه های الکترونیکی WEBFAQT.COM درباره آن نوشتم – «نگارش، تهیه و تنظیم، ارسال و دریافت و حتی خواندن نامه های الکترونیکی در مجموع، یک کار حرفه ای است!» کتاب الکترونیکی من با همین عنوان به شرح جزئیات می پردازد و قصد دارد خواننده و یا شرکت کننده در سمینارهای اختصاصی آن را با این کار حرفه ای آشنا سازد.________________________________________</description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jan 2019 12:39:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه قبل از شروع رشد فردی از کجا بفهمیم چرا اینجایی که هستیم هستیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-wciqxsfiu7fd</link>
                <description>چطور اتفاق افتادن کارها را زمانی باید مطرح کنیم که چرایی های لازمه قبل از انجام دادن آنها را از خود پرسیده باشیمچه چیزی باعث می شود آدمها دیر به نتیجه برسند که با کجا باشند؟ و چه چیزی باعث میشه آدم ها دیر تصمیم بگیرند؟ یا باید از اشتباهات متعدد بلاخره  به این نتیجه برسند یا نرسند که در کدام موقعیت مسیر شغلی و زندگی باید قرار بگیرنددر سن های خاص زندگی ما در شرایطی قرار میگیریم که باید تصمیم هایی در زندگی بگیریم مثلا چه رشته ایی را انتخاب کنم؟ چه کاری را انتخاب کنم؟ چه زمانی ازدواج کنم و با چه شخصی، اینها تصمیم های مهمی هستند که خیلی جدی می تونه آدم ها را توانایی ها را و پتانسیل ها را در راه درست یا اشتباه قرار بدهد آیا فکر میکنید با برسی افراد موفق و دیدن و شنیدن راهکارهای آنها آیا الگو ثابت و مشخصی وجود دارد که برای همه یکسان است؟جواب خیر است زیرا ما همه ابعاد آدم ها را برسی نمیکنیم و در نتیجه ندانستن این موضوع در دراز مدت نتیجه اش را در ابعاد فردی، تیمی، سازمانی خود را نشان می دهدزمانی که ما به گذشته و تاریخچه یک فرد موفق باز میگردیم متوجه می شویم تصمیماتی گرفته است        برنامه هایی برای زندگی خود در نظر گرفته و به زندگی خود فلسفه، رنگ و بوی و ماموریتی داده استتوصیه ایی که برای شاگردان و دوستان اش دارداین است می گوید که از خودتان سوال بکنید که چرا من اینجا هستم چرا این مسیر را انتخاب کرده ام و یا می خواهم انتخاب کنم البته اگر خیلی خوشانس باشند و به موقع پرسیده باشندچطور اتفاق افتادن کارها را زمانی باید مطرح کنیم که چرایی های لازمه قبل از انجام دادن آنها را از خود پرسیده باشیمدلیل این موضوع این است که زمانی که آدم ها از خودشان می پرسند که چطور این کار را انجام دهند به سرعت ذهن آنها به دنبال پیدا کردن تکنیک و هک هایی که خیلی سطحی و شاید با اعتبار حل مشکل همان لحظه  به وجود می آیدولی زمانی که از خودشان می پرسند که چرا؟؟ یا چه چیزی می خواهند؟ آن وقت کمی فکر می روند و از خود سوال می کنند که من چه چیزهایی در زندگی میخواهم؟ آن وقت است آن فرد باید خدا آگاهانه باید تمرکز کند که چه چیزی نیاز داردو باید توجه داشته باشیم که چه چیز می خواهم و با چی چیزی نیاز دارم دو بحث متفاوت استآدم های خوشحال آدم هایی هستند که خواسته هایشان با نیاز هایشان انطباق خوب و مناسبی داردهر آدمی در زندگی دیر یا زود به این نتیجه می رسد که من همه چیزهایی که بدست آوردم جذابه ولی اون ها این چیزهایی نیستند که من واقعا در این سن می خواهم شاید در یکه برهه زمانی احساس میکردی به آنها نیاز داری ولی الان که آنها را بدست آوردی هنوز هم احساس خوبی نداریدلیل این امر این است که ما به این میپردازیم که چی میخواهیم نه به اینکه چه چیزی نیاز داریمزمانی که میگویم نیاز یعنی نگاهمان را از رابطه مرزهای بدنمان به بیرون می بریم به درون خودمان یعنی ذهنمان را می بریم روی آنهایی که واقعا نیازه فطری و ذاتی ماست و اگر با این نگاه به جلو گام برداریم آن وقت از خودمان می پرسیم چرا اینها را می خواهیم؟ آیا اینهایی که من میخوام واقعا همان چیزهایی است که من به آن نیاز دارم؟ یا نه چرایی اش چرایی جذابی برایمان نیستمثل این است که من از روی چشم روی هم چشمی میخواهم؟ احساس جاه طلبی باعث القاء این خواستن میشود؟مثلا چرا دنبال این هستم که درآمد هنگفتی داشته باشم؟چرا دنبال این هستم که با این فرد خاص ازدواج کنم؟چرا می خواهم این رشته را بخوانم؟این مقدمه ایی است به سوی سوال درست،  زیرا نباید همیشه دنبال راه حل باشیم باید ابتدا سوال درست را بپرسیم به این دلیل که با سوال درست ذهن ما در جای درستی قرار میگیرد و از یک زاویه دید درست به یک مسئله نگاه می کندمشکلی اصلی ما این است که همیشه دنبال راه حل، تحلیل شکست، تحلیل اتفاقات ورزشی و... میگردیم و دنبال این موضوع پرسیدن سوال درست نیستیم ابتدا باید ریشه ها و علت های اصلی را ببینیم و درک کنیم نه از روی ظاهر آنها سوال خود را مطرح و آن را برسی کنیم  هر کدام از ماها نقطه طلایی داریم که برای آنجا ساخته شده ایم و همه ماها با یکدیگر تفاوت داریم نیازهای متفاوت، و برای جاهای مختلفی توان داریم و به همین دلیل است که پای مدل های شخصیتی باز می شود و  آدم ها را تقسیم می کنند یک مدل بخش بندی آدم ها از روی آن چیزی است که دنبال آن هستند در مارکتینگ به آن می گویند Segmentation بر اساس نیاز جستوجو شده این موضوع نشان می هد که ما خودمان نسبت به مدل هایی که   ساخته ایم بی توجه هستیمتوانمندی باید شخصی سازی شده باشد براساس توانایی ها، علایق، نسبت به چیزهایی که اشتیاق زیادی دارند و در کنار آن نسبت به سری عوامل بیرونی که برای همه آدم ها وجود دارد مثل اینکه دنیا جای چه چیزهایی درآن خالی است و از کجا می توان درآمد زایی کردبه مجموع این چهار عامل می گونید مدل ایکیگای یا فلسفه زندگی فردی 1- به چه چیزی علاقه داریم2- در چه کارهایی خوب هستیم ذاتا3- در دنیا چه چیزهایی خالیه و برای آن فرصت است4- و از کجا می توانیم درآمد داشته باشیمآیا چیزهایی که ما دوست داریم آیا ژنتیک دوست داریم؟ یا نه در طول زندگی و تجربیات علاقه به وجود آمده است؟ واقعیت این است که نسب چیزهایی که ما در آن قوی و به آن علاقه مند هستیم یک نسبت مستقل و متعامد به هم نیست خیلی وقت ها ما علاقه پیدا میکنیم به چیزهایی که در آن توانسته ایم پاداش بگیریم و خوب عمل بکنیم خیلی مواقع هم به دلیل جنس تربیت و مهار هایی که در زندگی ما وارد شده مثل مهار بچه نباش، بزرگ فکر کن، سخت بگیر اینها مهار های روانشناختی هستند که از طرف خانواده خودمان به وارد شده است و به همین دلیل ما می رویم دنبال چیزهایی بلد نیستیم و آنها برایمان جذاب می شودیعنی ما با پدیده ایی با نام مغز و روح انسان طرف هستیم که تحت تاثیر از جنس تربیت تجربه های موفق و ناموفق و یک سری الگو هایی که جامعه و آموزش در اختیارش قرار می دهد و برای تغییر این ذهنیت نیاز به زمان و آموزش و تمرین و آگاه شدن در مورد مهارهای ناخودآگاه در ذهن این موضوع به ما کمک می کند که به کارهایی انجام داده ایم یا در حال انجام دادن آن هستیم از خودمان بپرسیم که چرا ما این را دوست داریم؟ چرا به این حیطه علاقه مند هستیم یا از آن فرار کردیم؟ مثلا چرا من ریاضی دوست ندارم؟ گاهی دوست نداشته هایمان سطحی و غیر ریشه ایی هستند مثلا زمانی که از کودکی سوال میکنیم که چرا هندسه دوست نداری متوجه می شویم که اصلا نمی داند هندسه چی هست و آن را درک نکرده است که چه کاربردهای مفیدی می تواند در زندگی اش بگذارددر اینجا مشکل مشکل شناختی است به هیمن دلیل باید به خودمان فرصت آشنایی دهیم فرصت شناخت دهیم تا بتوانیم دوست داشته باشیم و آن را درک کنیمما در درونمان یک کودک، بالغ، والد داریم در تحلیل رفتار متقابل راجب این موضوع بحث شده که چه اشکالاتی هست و چه جور ارتباطی باید بین چند شخصیت درون ما وجود داشته باشد این موضوع خیلی جای گفتگو دارد فقط باید حواسمان باشد که والد درونمان والد سرکوبگری نباشد ما را از رفتن و ریسک کردن به سمت چیزهای جدید و دوست داشتن آنها متوقف نکند و سعی کنیم مثل سوال هایی که کودکان از ما میپرسند که مگر چقدر چیز در نیا هست می توان درآمد کسب کرد؟ چه جوری میشود آنها را پیدا کرد، چه جوری می شود به سویی رفت که من به آن علاقه دارم واقعیت این است که اگر ما خودمان را مهار نکنیم مغز ما توانمندی های غیر قابل تصوری دارد و به همان اندازه علایق می تواند گسترش پیدا کند و می تواند در دید عرفانی می تواند به همه چیز عشق بورزددنیا اقیانوسی است از فرصت ها و مایم که برای خودمان محدویت و مهار گذاشته ایم برای خیلی از این تصمیم هاامیدوارم دوست داشته باشید برای شنیدن این پادکست (رشدینو)  به آدرس زیر مراجعه کنیدمنبع :  رادیو رشدینو سخنان جناب آقای کاوه یزدی فر با مجری عزیز و دوست داشتنی آقای امیرحسین ثقه الاسلامی و سهراب مستقیم  امیدوارمدوستداشتهباشیدبرایشنیدناینپادکست(رشدینو)بهآدرسزیرمراجعهکنیدمنبع:رادیورشدینوسخنانجنابآقایکاوهیزدیفربامجریعزیزودوستداشتنیآقایامیرحسینثقهالاسلامی  جیمیلآقایکاوهیزدیفر  تahangar@gmail.com </description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jan 2019 00:20:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه ذهن مثبت داشته باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-lwxusfacyjyl</link>
                <description>The Influence of Thinking on Our Mind به طورکلی موظوعات و اتفاق های منفی قدرت ویروصی شدن (رشد سریع) نصبت به اتفاق های مثبت دارداین موظوع را می توان در انتشار یک متن خبری منفی در رسانه ها به روشنی دید. تیترهای که از اخبار حوادس، برکناری شخصیت های مهم، کاهش رشد اغتصادی و... استفاده کرده اند به واضح می توان متوجه این موظوع شد.در کل می توان گفت خاصیت اصلی رثانه ها به دلیل بازدید زیاد از این نوع طیترها تبدیل به یک فرم شده است که جز رکن اصلی برای تهیه یک گزارش خوب تبدیل شده است.برای مسال این موظوع می توان بع عملکرد زهن ما اشاره کرد که به نویی این دیدگاه را می توان در آن دبدزمانی که در هال خواندن یک متن آموزشی هستیم به محز دیدن یک غلط املایی ظهن ما واکنش نشان می دهد و خیلی سریعتر از یادگیری محتوای مثبت و اصلی آن متن تنها به غلط املایی آن توجه بیشتری میکنیم در ابتدای شروع متن بالا من از ۱6 غلط املایی استفاده کردمدر اولین برخورد چه فکری کردید؟ به چه موضوعی فکر می کردید؟ اگر تمایل داشتید دیدگاهتان در زیر همین متن کامنت کنید.همان طور که در همین لحظه احساس عملکرد ذهن و قضاوت سریع خودمان را مشاهده کردیم می توان تا حدی نتیجه ایی گرفت که ذهن ما نکاتی که دچار نقص و تفاوت بین آنها وجود داشته باشد را جز اولویت و داده های اصلی قرار می دهد و همین موضوع به ظاهر ساده در کل زندگی ما در حال فعالیت است.راهکار برای جلوگیری از ورود این نوع افکار، نیاز به تمرین کردن، کم کردن روابط با افراد منفی گرا و دوستی با افراد مثبت اندیش، دیدگاه مثبت نسبت به تمام اتفاق های زندگی و کاری و... تمام این فعالیت ها کمک زیادی برای کم و کنترل کردن این افکار می کند. باید به خاطر داشته باشیم که چیزی را در زندگی نمی توانیم حذف کنیم، شاید حذف مسائل در زندگی باعث ایجاد حفره ایی در ذهنمان خواهد شد که هیچگاه پر نخواهد شد تنها می توانیم با تمرین آنها را در کنترل خودمان در آوریم.امیدوارم این مقاله براتون مفید بوده باشداین دیدگاه من بود و خیلی خوشحال میشم نظرات شما را هم در این موضوع بدانم.#پارسا محمدی</description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jan 2019 13:13:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نبود مشکلات، مساوی با مشکلات بزرگتره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Parsa-mohammadi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%D9%87-tlw3a5plodvn</link>
                <description>  No Problem = Bigger Problem in everythingسلام من پارسا محمدی هستم و خوشحالم که تا اینجا نوشته ها رو خوندید و امیدوارم که در ادامه این متن هم براتون مفید و کاربردی باشه.من یه شعاری دارم (No Problems = Bigger Problems in everything)مشکل نداشتن = مشکلات بزرگتری داشتن در همه چیز.(زندگی و کار)شاید براتون سوال پیش بیاد که معنی این جمله چیه؟! می خوام یه مثال بزنم، زمانی که من کاری رو شروع می کنم که تا حالا انجامش ندادم خیلی هیجان دارم و دوست دارم به سریع ترین و بهترین شکل ممکن  اون رو به جایی برسونم و به  دلیل تجربه نداشتن ناگهان به مشکل می خورم و شرایط برام سخت میشه. به خاطر  ایده و کار جدیدم که خودم باعث شدم زندگیم رو از روند از پیش تعیین شده خارج بشه و  کارهای روزانه ام که بدون هیچ مشکلی همیشه انجام می شد از حالت عادی و روزمره خارج بشه و همین موضوع باعث بزرگترین تغییر در روند زندگیم شده.من قبل از این که این ایده جدیدمو اجرایی کنم، همه چیز بدون هیچ مشکلی پیش میرفت و یه جورایی شده بودم آدم آهنی و کم کم داشتم دچار افسردگی میشدم، که فهمیدم من باید برای خودم مشکل (چالش) بسازم و اون رو حلش کنم، دقیقا چیزی که اکثر آدمها از اون فراری هستند و گلایه می کنند.مثلا از دوستتون می پرسید چه خبر؟ میگن هزا تا کار دارم و بدبختی و  مشکلات کاری و... . به نظر من هنوز به این باور نرسیدند که همین مشکلاتی که به چشم منفی می بینند باعث رشد و پیشرفت اون ها میشه.تصور کنید که در زندگی هیچ مشکل و چالش و راه حلی  ندارید، فکر می کنید بعدش چه اتفاقی برای ذهنتون می افته؟ در این صورت دچار افسردگی، روزمرگی، کند شدن حافظه کوتاه مدت و اثرات مخربی بر ذهنتون به وجود میاره.حالا بیاید از دید دیگری نگاه کنیم، اگر مشکلات وجود نداشته باشند اصلا زندگی بی معنیه .مثلا شما یک فیلم سینمایی نگاه می کنید که هیچ اوج و فرودی نداره و قهرمان داستان بدون هیچ چالشی همه کارها را انجام میده، به نظرتون نتیجه این فیلم چی میشه؟ آیا شما زود خسته می شید از روند معمولی و عادی فیلم و هیچ حسی ندارید؟ یا شاید هم براتون جذاب باشه چون شخصیتتون چالش پذیر نیست.طبق بررسی هایی که انجام شده فیلم هایی که باعث افزایش هیجان، استرس، ناراحتی، از دست دادن قهرمان ، اندوه و... شده اند ،تمام این مشکلات و چالش هایی که نویسند در فیلم ایجاد کرده باعث فروش بیشتری نسبت به فیلم های دیگر شده  است.پس ایجاد مشکل و چالش برای قهرمان یا شخصیت های یک داستان باعث جذاب تر شدن داستان میشه درست مثل زندگی اکثر افراد موفق دنیا، خودشون و زندگی شون رو درگیر چالش های خیلی بزرگی کرده اند، نتیجه ایجاد این مشکلات و چالش ها باعث موفقیت آنها شده است.برای تغییر دنیا باید تغییر بزرگتری درونمون به وجود بیاریم.به اعتقاد من ما به وجود آمده ایم تا کارهای بزرگی انجام دهیم.امیدوارم از این متن انرژی مثبت من رو گرفته باشید. اگر نظری و پیشنهادی درباره ی این موضوع دارید خوشحال می شم کامنت بزارید و عذرخواهی میکنم بابت نوشتار عامیانه متن، شاد و پیروز با تفکری متفاوت باشید.</description>
                <category>Parsa Mohammadi</category>
                <author>Parsa Mohammadi</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jan 2019 21:45:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>