<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پارسا رجبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ParsaRajabi</link>
        <description>سلام من پارسا رجبی هستم دانشجوی رشته مهندسی صنایع. پژوهش های من در رابطه با مدیریت پروژه و آنالیز کسب و کار است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 19:31:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/407595/avatar/xlw7IF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پارسا رجبی</title>
            <link>https://virgool.io/@ParsaRajabi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیش به سوی هدف؛ با (KPI) شاخص کلیدی عملکرد</title>
                <link>https://virgool.io/OtaqTeam/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A8%D8%A7-kpi-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-w1rqyfc2gmau</link>
                <description>پیش به سوی هدف؛ با (KPI) شاخص کلیدی عملکردپیش به سوی هدف؛ با (KPI) شاخص کلیدی عملکردبگذارید تعریف رو با یک مثال آغاز کنم:فرض کنید در حال حاضر سوار خودرو سواری خود شده اید، تلفن همراه خود را بر می‌دارید و با استفاده از یکی از برنامه‌ها و یا مرورگرهای در دسترس مقصد خود را مشخص می‌کنید.پس از مشخص کردن مقصد، برنامه چند شاخص را برای شما نمایان می‌کند:زمان حدودی رسیدنمسافت هایی که می‌توان طی کردمیزان ترافیک در راه هاو…همه این شاخص ها بر روی تصمیم گیری و عملکرد شما برای رسیدن به مقصد تاثیرگذارند.حال شما با استفاده از این شاخص‌ها تصمیم می‌گیرید که از کدام راه، با کدام زمان پیش‌بینی شده و با کدام وضعیت ترافیکی موجود، شروع به حرکت به سمت مقصد خود کنید.پس از شروع به حرکت و در حین پیمایش مسیر،  به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه چندین معیار در ذهن شما شکل می‌گیرد که مدام در حال بررسی کردن آنها هستید:چه مدت زمانی گذشته و چه مدت از سفر من باقی مانده؟آیا مسیری که من انتخاب کردم هنوز هم بهترین مسیر است؟با توجه به تغییر وضعیت ترافیکی نسبت به ابتدای حرکت، آیا این مسیر من را در زمان مورد نظر به مقصد می‌رساند؟به طور متوسط با چه سرعتی رانندگی کنم که هم جریمه (زیان مالی) نشوم و هم سر موعد به مقصد برسم؟با این تفاسیر می‌توان گفت شما در حال ارزیابی و یا سنجش عملکرد خود در راه رسیدن به مقصد یا هدف هستید.این سنجش باعث می‌شود شما در سفر های بعدی اشتباهات گذشته را تکرار نکنید، با سرعت بالا  در ارزیابی های بعدی عمل کنید و انتخاب بهترین مسیر برای بهترین مقصد!  و ...حال با ذکر این مثال تعریف شاخص کلیدی عملکرد ملموس تر خواهد شد:شاخص کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) از ابزار های خاص اندازه گیری مختلفی برای نشان دادن میزان دستیابی تیم ها به اهداف خاص تشکیل شده است.یکی از نتیجه های مهم مثال بالا این است که KPI های یک پروژه در ابتدا و اوایل پروژه تعیین و توافق می‌شوند.اما این موضوع به این معنی نیست که شاخص‌های توافق شده در ابتدای پروژه برای اندازه گیری و سنجش، بهترین و درست ترین شاخص‌ها برای رسیدن به مقصد نهایی است. (فراموش نکنیم امکان سنجی هر بخشی در کسب و کار از بازار و فروش گرفته تا مدل سازی‌ها و استراتژی‌های درون سازمانی در راس اولویت پروژه قرار دارد.)با اجرای KPIها و اندازه گیری آنها، مسئولیت پروژه را در بخش های مختلف اداری تقویت می‌کنیم.در حالی که همه‌ی تیم ها یا بخش‌های یک تیم وظایف و تسک های مختلفی دارند، همه آنها به روش خود از KPI ها پشتیبانی می‌کنند. درک این نقش به هم افزایی تیم کمک بسیاری می‌کند و چارچوبی برای جمع آوری داده‌های مورد نیاز برای پیگیری موفقیت پروژه سازمانی فراهم می‌کند.شاخص های کلیدی عملکرد شامل مهمترین فرآیندها و عمل ها برای رسیدن به هدف‌های اصلی است.حال شاید سوالی در ذهنتان بوجود آید!از کجا متوجه شویم شاخص هایی (KPI ها) که انتخاب کردیم برای اندازه گیری موثر و درست است؟در انتخاب شاخص‌ها ۱۰ موضوع باید مورد توجه باشد که عبارتند از:قبل از شروع پروژه توسط همه طرفین توافق شودتفهیم کامل موضوع و شاخص‌ها به همه افراد درگیرداده های قابل اندازه گیری که می‌توانند در هر زمان و در هر بخش سازمانی به اشتراک گذاشته و اندازه گیری شوندداده ها به طور منظم اندازه گیری شوندبه سمت ارزش‌ها و مزایایی که درون پروژه نهفته است و در پی آن هستید هدایت شودداده های مهم برای تصمیم‌گیری های مهممطابق با اهداف پروژهواقع بینانه، مقرون به صرفه، متناسب با فرهنگ سازمان، محدودیت ها و بازه زمانی تعیین شدهمتحد با تلاش های سازمانیبازتابی دقیق از عوامل موفقیت و یا شکست پروژهدر مجموع KPI ها ابزار مدیریتی قدرتمندی برای موفقیت پروژه هستند. با ردیابی معیار های مختلف می‌توانید مشخص کنید که کجا مسیر بیشتری لازم هست؟  ویا در چه مرحله ای نیاز به تلاش بیشتر هست؟ و بسیاری سوال کلیدی دیگر که تمامی پاسخ های آن ها در داده‌های KPI ها قابل اندازه گیری است.&quot;اگر یک شاخص عملکرد اشتباه را انتخاب کنیم پس در واقع چیزی اندازه گیری کردیم که با اهداف استراتژیک سازمان هماهنگ نیست&quot;از نظر من اکثر ما انسان‌ها بیشتر تمرکزمان بر روی اهداف هست و به فرآیند رسیدن به آن اهداف خیلی توجه نداریم و همین موضوع باعث تکرار بعضی از اشتباهات گذشته می‌شود.شما تا چه حد به فرآیند های راه رسیدن به اهدافتان توجه می‌کنید؟منابع: سایت های Florida tech و wikipedia</description>
                <category>پارسا رجبی</category>
                <author>پارسا رجبی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Feb 2021 08:18:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بدون مقصد و هدف مشخص پارو می‌زنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/OtaqTeam/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-vm8it3ld5dsc</link>
                <description>آیا بدون مقصد و هدف مشخص پارو می‌زنید؟آیا تا به حال به پروژه هایی که در روزمره خود دارید فکر کرده اید؟زندگی ما مملو از پروژه ها و زمانبندی ها است. برای مثال شاید شما در حال انجام پروژه راه اندازی وبسایت یا ساخت یک تیم یا یک محصول باشید و یا در زندگی شخصی خود در حال برنامه ریزی برای آخر هفته یا بروزرسانی وسایل خانه خود هستید.بی شک هر کدام از این فعالیت ها و فرآیند ها را می‌توان یک پروژه دانست که هر کدام دارای برنامه ریزی برای شروع و پایان، تخصیص منابع، کیفیت انجام کار و هدف مشخص هستند.در واقع با این معیارها پروژه را کنترل و مدیریت می‌کنید و بهینه ترین حالت ها را از نظر زمان، هزینه و کیفیت در نظر دارید.یک مدیر پروژه وارد پروژه می‌شود تا اطمینان حاصل کند که تیم، پروژه را طبق زمان تعیین شده و بودجه مشخص شده و تحقق اهداف اعلام شده تحویل دهد. پس میتوان گفت مدیریت پروژه نه یک ابزار است و نه یک شخص! بلکه یک تمریناست برای یافتن بهترین حالت تخصیص منابع و برنامه ریزی پروژه‌ها.  میتوان گفت این تمرین از ابتدای زندگی همراه ماست و همواره در حال یادگیری و تجربه کردن آن هستیم.حال وظیفه شما به عنوان مدیر پروژه چیست؟مهم نیست که در کجا و یا در چه پروژه ای کار می‌کنند. ساخت و ساز، آژانس های مشاوره ای، تیم های بازاریابی، تولید، تیم های منابع انسانی، توسعه دهندگان نرم افزار و یا سخت افزار و... مدیران پروژه مردان و زنانی در خط مقدم پروژه‌ها هستند و برای رفاه کارکنان تیم و پروژه و محصول آن پروژه می‌جنگند تا بهترین خروجی بدست آید. به نوعی از بهترین استراتژی برای رسیدن به بهینه ترین خروجی استفاده می‌کنند.مدیران پروژه روبات نیستند!آنها در تیم شما نیستند تا فقط یادداشت برداری کنند یا طبق یک الگوریتم خاص تنها برنامه ریزی کنند. آنها کسانی هستند که تمامی عوامل و شرایط تاثیرگزار بر درون و بیرون پروژه را مورد تحلیل قرار می‌دهند و نسبت به آن شرایط بهترین راه را انتخاب می‌کنند.در بسیاری از کسب و کارهای کشورهای در حال توسعه شاید به دلیل عقب ماندن از تکنولوژی و یا نداشتن درک درست از کار تیمی، دلیلی برای مدیریت پروژه به صورت تخصصی نمی‌بینند و گمان می‌کنند که خودشان به تنهایی قادر به رساندن این کشتی عظیم به ساحل هستند! اگر بخواهم این موضوع را به صورت مختصر و قابل فهم نقض کنم بهتر است در رابطه با همان مثال کشتی بگویم که؛آیا یک فرد میتواندهم ناخدا باشد وهم در تیم تاسیسات کشتی؟آیا شخصی که به عنوان صاحب کشتی است حتما باید خود، کشتی را هدایت کند؟آیا به تخصص نیازی نیست؟  به برنامه ریزی تخصصی چطور؟مطمعنا با پذیرش این موضوع که هر کسب و کار چه در سطح بازار کوچک و چه در سطح بازار بزرگ، نیاز به کار تیمی و قرار دادن افراد مناسب در جایگاه های مناسب با تخصص آنها و حرکت متوازن و هماهنگ به سمت هدف مشخص دارد. احتمال اینکه این کشتی سالم به مقصد برسد بسیار زیادتر است.مدیر پروژه نظارت لحظه ای بر عملکرد اعضای پروژه ندارد بلکه بر عملکرد و بازدهی کلی و پیشروی طبق برنامه ریزی تمرکز دارد. به همین منظور برای تحقق تمامی انتظاراتی که دارد باید اعتماد و احترام تمامی کارکنان پروژه را کسب کند.میتوان گفت که هیچ روش و یا راه کار مشخص و ثابتی برای برنامه ریزی و مدیریت پروژه ها نیست که بخواهیم برای تمام پروژه ها استفاده کنیم همانطور که گفته شد به نسبت شرایط تمامی الگوریتم ها تغییر خواهد کرد.پس &quot;مدیریت پروژه و برنامه ریزی بسیار تغییر پذیر است&quot; اما این تغییر به منظور هر تغییری نیست و باید در چارچوب تعریف شده سیستم باشد.از تغییر نترسید!از عوض کردن مدل کسب و کار و یا توسعه آن نترسید!تا به امروز کسب و کار موفقی مشاهده نشده است که بدون توسعه و تغییر مدل کسب و کار موفق شده باشد.تحقیق، کشف و برنامه ریزی؛ این سه فعالیت باید همواره در ذهن یک مدیر پروژه باشد تا همواره خود را به روز کند و به واسطه آن کسب و کار خود را توسعه دهد.از پارامتر هایی که مدیران پروژه برای برنامه ریزی نیاز دارند:تحقیقات و تحلیل بازار، تحقیقات کاربر و یا پرسونای مشتری، تجزیه و تحلیل رقابتی، سطح کیفیت محصول،هزینه ها و... هستند که این مراحل ارزشو اهداف پروژه را تعیین می‌کنند.وظایفی که عموما مدیران پروژه دارند عبارتند از:- روش های مبتنی بر فرآیند برنامه ریزی و تعریف دامنه- تنظیم و مدیریت انتظارات- تخصیص منابع و برآورد زمان/هزینه- تجزیه و تحلیل تصمیم گیری و مدیریت خطرات و مسائل از این دست- نظارت و گزارش وضعیت پروژه- تاثیرگذاری استراتژیک- تسهیل ارتباطات- بهینه سازی منابع و برنامه ریزیحالا وقتشه!در زمان اجرا ممکن است به واسطه برنامه ریزی ها، ناهماهنگی ها و یا اختلافاتی پیش آید که باید توجه داشته باشید در مرحله برنامه ریزی برنامه ها را بر اساس و به نسبت سازگاری افراد پروژه تنظیم کنید تا اختلافات به حداقل برسد.آزمایش و تحلیل محصول اولیه و جایگاه آن در بازار برای اینکه ببینیم طبق برنامه پیش میرویم یا خیر؟ و یا اصلا برنامه درست است؟توسعه محصول و کسب و کار:در هر مرحله از کسب و کار اگر احساس کردید که پروژه نیاز به توسعه دارد بدون توقف شروع به برنامه ریزی برای آن کنید چرا که کلید پیروزی در دنیای کسب و کار امروزی توسعه و ایجاد نوآوری است.حال با همه این تفاسیر میتوانیم مدیریت پروژه را تعریف کنیم:&quot;مدیریت پروژه عملی حیاتی است که دانش فرآیند، مهارت ها، ابزارها، ظرفیت ها، و تکنیک ها را بکار می گیرد تا با تحقق اهداف و نیازها مسیر محکمی را برای موفقیت پروژه تضمین کند.&quot;در این متن من سعی کردم که یک شماتیک کلی از مدیریت پروژه را به اشتراک بگذارم مطمعنا برای تعریف جزئی آن در حد و اندازه یک کتاب توضیحات لازم است.</description>
                <category>پارسا رجبی</category>
                <author>پارسا رجبی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Dec 2020 22:07:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با جنون سرمایه‌گذاری، خود را به فنا بدهیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/OtaqTeam/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-f2n9s13ishgl</link>
                <description>چگونه با جنون سرمایه‌گذاری، خود را به فنا بدهیم؟!از نظر شما چه اصلی مورد توافق همه است؟میتوان گفت که دیوانگی در اشخاص نادر است اما نیچه (قبل از این که دیوانه شود!) می‌گوید: «دیوانگی در گروه ها، احزاب و سازمان ها یکی از قوانین و قاعده‌ها است.» اگر شما بتوانید باورهای نادرست رایج را شناسایی کنید، می‌توانید آنچه پشت آن مخفی شده است را پیدا کنید. به عبارت دیگر حقیقت متناقض آن را درک خواهید نمود.الیاهو گلدرت در کتاب هدف (The Goal،1984) بیان میکند: «شرکت‌ها برای به دست آوردن پول بوجود می آیند نه برای پس انداز و یا از دست دادن آن!»  معمولا با کمی تفکر در رابطه با این اصل، به درستی و مفهوم آن پی می‌بریم. اما همین ایده برای بسیاری از مردم روشن و آشکار نیست!بسیاری از اوقات پول از دست رفته ناشی از سرمایه گذاری‌های غیر قطعی‌مان، آنقدر چشمگیر نیستند که بخواهیم به این فکر کنیم چه کارهایی با همین پول‌های اندک از دست رفته بدون در نظر گرفتن سودآوریشان، می‌توانستیم انجام دهیم! بنابراین ما بعد از هر سرمایه گذاری و از دست دادن مقداری از سرمایه اولیه، صرفا سرمایه گذاری می‌کنیم! همین!این عمل موجب رشد شاخص های مالی می‌شود و آن را یک شاخص معتبر، قابل اطمینان و آینده نگر معرفی می‌کند. مانند بازار بورس ایران از اوایل سال ۱۳۹۹ تا چهار ماه بعد از آن!اما آیا این رشد واقعی است؟ چرا کسی حفره به وجود آمده در این اقتصاد سرمایه گذاری را حس نمی‌کند؟در نگاه به گذشته به نظر می‌رسد باورهای متعارف، باورهایی خودسرانه و نادرست بوده‌اند. زمانی که یک باور فرو می‌ریزد، ما آن باور قدیمی را حباب می‌نامیم. اما با ترکیدن حباب باورهای غلط از بین نمی‌روند!بگذارید سوال را واضح تر بپرسم. چند درصد از مردم و کسب و کارها با درک و آموزشدرست وارد سرمایه گذاری در این بازار شده اند؟!پاسخ این سوال به عهده شما، اما برای پاسخ به چرایی این حجم از سرمایه گذاری (اکثرا غیر تخصصی) تنها یک موضوع به ذهنم میرسد و آن باورهای حباب گونه‌ای است که دست به دست میان عموم جامعه در حال چرخیدن است.با این نظریه می‌توان به بسیاری از سوال ها در رابطه با بازارهای سکه و ارز هم پاسخ داد.در سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ ایالات متحده در یکی از بدترین رکود‌های اقتصادی خود قرار داشت به طوری که ارزش سهام شرکت‌های بزرگ به سرعت در حال ریزش بود و بسیاری از سرمایه گذاران خارجی بزرگ و کوچک از بازار سرمایه این کشور خارج شدند. مردم در عرض چهار سال بسیار افسرده شده بودند و بسیاری از آنها تفکر کسب و کار خود را از فناوری به سمت جهانی سازی بردند و موفقیت خود را آنجا می‌دیدند.در سال ۱۹۹۸جنونی به وجود آمد به نام جنون دات کام! تمامی کسب و کارهای نو در آن زمان جنون دات کام داشتند. همه به دنبال راه‌اندازی سایتی با ارایه خدمات و فروش بودند. آن زمان دوران طلایی سیلیکون ولی بود، کمبودی به چشم نمی‌خورد و پول همه جا پیدا می‌شد ولی باید دنبالش می‌گشتید! میلیونرهای روی کاغذ(!) صورت حساب های هزار دلاری شام‌هایشان را با بخشی از سهام استارت آپ‌شان پرداخت می‌کردند. بسیاری از مردم کسب و کار عادی خود را رها کردند و سعی کردند شرکت اینترنتی جدید خود را راه اندازی نمایند.اما همه مردم باید می فهمیدند این شور و شوق ناپایدار است. خیلی سخت است وقتی موسیقی در حال نواختن است، مردم را برای رقصیدن سرزنش کرد! به طور افراطی شرایطی پیش آمده بود که با اضافه شدن دات کام به اسم شرکت، یک شبه ارزش آن دو برابر میشد!این جنون ها چهره واقعی خود را خیلی زود نشان میدهند. در سال ۲۰۰۰ بسیاری از کسب و کار های شکل گرفته بر اثر جنون دات کام شکست خوردند. اما به نظر شما چرا؟پاسخ من به این سوال این است که جهانی سازی و تقلید کورکورانه در هر زمینه یک کسب و کار موجب ویرانی و شکست می‌شود. نداشتن استراتژی انعطاف پذیر (تغییر پذیر)، مالکیت فکری پوچ و متعصبانه و نداشتن پلن درآمدی و هزینه ای متناسب با ظرفیت کسب و کار، شما را در جاده اشتباهی می اندازد.اما چه کسب و کارهایی از این جنون جان سالم به در بردند؟کسب و کار هایی که راه خود را از اکثریت جدا کردند و به جای تقلید، به توسعه و تغییر استراتژی پرداختند. از بازارهای کوچک شروع کردند و از همان ابتدا خود را به همگان معرفی نکردند، با این کار از رقبا بسیار فاصله گرفتند و بازه ی موفقیت در ذهن خود را از فصل به سال تغییر دادند. از کسب و کارهای موفق در آن زمان، می‌توان به آمازونو پی پال اشاره کرد.کارآفرینانی که در سیلیکون ولی تجربه داشتند، چهار درس بزرگ از بحران موج دات کام آموختند که هنوز هم گاهی راهنمای کسب و کار و تفکر امروز است.1. پیشرفت تدریجی داشته باشیدچشم اندازهای بسیار بزرگ باعث متورم شدن حباب می‌شود، پس نباید افراط کرد. در گفته هر کسی که ادعا کند قادر به انجام کارهای بسیار بزرگ است باید شک کرد زیرا هرکه قصد تغییر جهان را داشته باشد باید بیشتر فروتنی نشان دهد. گام های کوچک و تدریجی، تنها راه امن حرکت به جلو است.2. کم سود ولی انعطاف پذیرهمه شرکت ها در سال های اول باید &quot;کم سود&quot; باشند واین قانونی است برای &quot;عدم برنامه ریزی متعصبانه&quot;. نیازی نیست که دقیقا بدانید کسب و کارتان در آینده چه کاری انجام خواهد داد، در عوض باید همه چیز را امتحان کنید، مرتب تکرار کنید و با روحیه کارآفرینی، راه های جدید کسب درآمد را بیاموزید.3. بهبود در خلال رقابتسعی نکنید بازار جدیدی قبل از موعد مناسب ایجاد نمایید. بهترین راه برای توسعه کسب و کار، شروع آن با استفاده از مشتری‌های موجود است، بنابراین شرکت باید از طریق بهینه سازی محصولات خوب موجود و تولید محصولات بهتر از رقبای خود، موفق شود.4. تمرکز بر محصول و بر فروش به صورت یکسانتنها اینکه برای محصولتان به دنبال تبلیغات یا نمایندگی فروش باشید، به اندازه کافی خوب نیست. فناوری باید در درجه اول در جهت توسعه محصول باشد نه توزیع آن. بدیهی است که تبلیغات به تنهایی بی فایده است. مشکلی که گریبان گیر بسیاری از کسب و کارهای نوپا داخلی است! قبل از اینکه محصولی تولید کنند و یا به یک نقطه اطمینان برسند، شروع به تبلیغ و راه اندازی سایت یا پیج در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند و حتی در رویدادهای کارآفرینی شرکت کرده و کسب و کاری که هنوز محصولی برای ارایه ندارند را به همگان معرفی می‌کنند!برای ساخت نسل بعدی شرکت ها، باید تعصبات قبلی خود را رها کنیم. نمی‌توان چیزی را متعصبانه رد کرد در حالی که مردم دیوانه وار به آن اعتقاد دارند. در عوض از خود بپرسید چقدر از دانشی که درباره کسب و کار دارید به دلیل واکنش اشتباه به گذشته ای اشتباه بوده است؟&quot;گیج کننده ترین چیزها مخالفت با عقاید مردم نیست بلکه مخالفت با تفکرات خودتان است!&quot;</description>
                <category>پارسا رجبی</category>
                <author>پارسا رجبی</author>
                <pubDate>Sun, 13 Dec 2020 20:39:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده نگری ما تحت تاثیر چه چیزهایی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/OtaqTeam/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wn6nvypobevb</link>
                <description>اطاق | آینده نگری ما تحت تاثیر چه چیز‌هایی است؟بر خلاف نظر عموم مردم به چه اصلی معتقد هستید؟به ظاهر سوال ساده ای است، نه؟ در واقع پاسخ به این سوال از نظر ذهنی بسیار مشکل است چرا که در مدرسه و دانشگاه اصولی را آموخته ایم که همگان بر آن توافق نظر دارند. پاسخ به این سوال ساده از نظر روانشناسی نیز دشوار است زیرا در پاسخ باید چیزی را گفت که میدانیم مورد قبول دیگران نیست.کمتر کسی میتواند متفاوت با آنچه آموخته است فکر کند.اما این سوال متفاوت به آینده چه ربطی دارد؟ به زبان ساده آینده مجموعه لحظاتی است که در راه هستند؛ اما آنچه در مورد آینده مشخص و مهم است، این نیست که آینده هنوز اتفاق نیفتاده بلکه آینده زمانیست که جهان، باید متفاوت از امروز به نظر برسد.با این مفهوم، اگر هیچ چیز در جامعه ما تا صد سال آینده تغییر نکند، بنابراین آینده صد سال به تعویق افتاده است. با این نظریه میتوان به بسیاری از سوالات در رابطه با دلایل عقب ماندگی کشورهای جهان سومی و جلو افتادگی کشور های پست مدرن پاسخ داد. در هر صورت آینده متفاوت با جهان امروز است و ریشه در جهان امروز دارد. حال این ریشه میتواند با رسیدگی درست، به موقع و متوازن در تمامی بخش ها به ساقه و درختی تنومند تبدیل شود و به اصطلاح به بیدی تبدیل شود که با هر بادی نمیلرزد و یا میتوان با وجود خاک غنی و منابع مناسب برای قوی کردن ریشه؛  با رسیدگی بد، نا متوازن و غیر تخصصی ریشه را فاسد کرده و درخت را بخشکاند.پس تفاوت در پاسخ به این سوال غیر متعارف، ریشه در تفاوت در نوع نگاه به لحظه اکنون است. پاسخ های خوب آنهایی هستند که با دیدنشان میتوان آینده را متصور شد.صفر تا یک:معمولا اندیشه در مورد آینده، با انتظار پیشرفت همراه است. این پیشرفت هارا میتوان در قالب پیشرفت های عمودی و افقی تقسیم بندی نمود.پیشرفت افقی یا به عبارتی پیشرفت فراگیر به معنی نسخه برداری یا کپی سازی کارها و محصولات به صورت گام های 1 تا n تعریف میشود زیرا با نسخه برداری از کارها و محصولاتی که مشابه آنها را میشناسیم ایجاد شده‌اند.منظور از فرآیند یا گام های 1 تا n این است که یک پروژه و یا یک محصول قبلا موجودیت یافته و از صفر به یک رسیده است و در گذر زمان با توسعه فناوری در مسیر تکامل 1 به n قرار گرفته است.اما پیشرفت عمودی به معنی انجام یک کار جدید یا تولید یک محصول جدید و قرار گرفتن در مسیر صفر به یک است. این نوع پیشرفت به مراتب سخت تر است زیرا نیازمند انجام کاری است که تا بحال انجام نپذیرفته است. برای مثال اگر شما یک عدد ماشین تحریر تهیه نمایید و صد عدد از آن تولید نمایید پیشرفت افقی داشته اید و از 1 به سمت n حرکت کردید.اما اگر شما یک ماشین تحریر داشته باشید و شروع به ساختن یک واژه پرداز کنید، شما پیشرفت عمودی داشته اید و از صفر به سمت یک حرکت کردید.در سطح کلان بهترین مثال برای پیشرفت افقی میتوان ازصنعت چین نام برد. چین یک نمونه امروزی از جهانی سازی (کپی سازی) است. برنامه سی ساله آنها برای تبدیل شدن به آمریکای فعلی است.چین دقیقا هر چیزی را که در جهان پیشرفته وجود دارد، نسخه برداری میکند؛ هر چیزی که به ذهن میرسد از راه آهن های قرن نوزدهم تا حتی کل ساختار یک شهر!میتوان حرکت صفر به یک را تعبیری برای تحول فناوری دانست.اما تعریف دقیق از فناوری چیست؟در پاسخ باید بگویم که دلیلی وجود ندارد که فناوری به کامپیوتر محدود شود و در واقع، هر روش جدید وبهتر برای انجام کارها را میتوان فناوریبه حساب آورد.در طول تاریخ جوامع به صورت آگاه و ناخودآگاه در مسیر این دو نوع پیشرفت قرار داشته اند.از جنگ جهانی اول تا سال ۱۹۷۱ توسعه فناوری به صورت شگفت انگیزی رشد داشته است اما جهانی شدن آن فناوری ها پیشرفت قابل توجهی نداشت اما از سال ۱۹۷۱ به بعد شاهد رشد جهانی شدن فناوری ها در کشورها و جوامع بوده ایم.بیشتر مردم فکر میکنند که آینده جهان با جهانی سازی تعریف میشود، اما حقیقت این است که فناوری اهمیت بیشتری دارد.بدون تغییرات فناوری، اگر چین تولید انرژی را در دو دهه آینده دو برابر کند، آلودگی هوا را نیز دو برابر خواهد نمود. اگر هر یک از صد ها هزار خانواده هندی به روش زندگی اکنون مردم آمریکا زندگی میکردند یعنی استفاده از ابزار های امروز، نتایج زیست محیطی فاجعه باری رخ میداد.گسترش روش های قدیمی برای ایجاد ثروت در جهان، منجر به ویرانی خواهد شد نه ثروت!در جهانی با منابع کمیاب، جهانی شدن بدون فناوری جدید پایدار نیست.به نظر من چالش امروز ما این است که فناوری جدیدی را تصور و خلق کنیم که باعث شود قرن بیست و یکم، صلح آمیز تر و مرفه تر از قرن بیستم باشد.تفکر استارت‌آپ:میشود گفت فناوری جدید با سرمایه گذاری های خطر پذیر بر محصولات جدید در قالب استارت‌آپ ها رخ میدهد.در سازمان های بزرگ توسعه محصولات و فناوری به دلایل متعدد از قبیل اینکه سلسله مراتب اداری بسیار کند عمل میکند، حاضر به تغییر منافع خود نیستند و بسیار کم ریسک هستند؛ صورت نمیپذیرد.در سازمان های ناکارآمد، نشان دادن اینکه در حال انجام کاری هستید، یک استراتژی برای ارتقا شغلی و پیشرفت در کار است که بهتر از حالت واقعی کار کردن تاثیر میگذارد. (اگر این شرح برای شرکت و یا کسب و کار شما صدق میکند، باید همین حالا آن شرکت را ترک بکنید!)عملکرد استارت‌آپ به این اصل گره خورده است که برای موفقیت نیاز به همکاری با سایر افراد دارید و در عین حال باید تاحد امکان کوچک باقی بمانید.از مشکلات اصلی استارت‌آپ ها در ایران که باعث شکست بسیاری از آنها شده است میتوان به نبود آموزش و درک درست  در مورد تیم سازی صحیح، شناسایی ظرفیت بازار و ظرفیت در دست، برنامه ریزی و تعیین هدف مشخص، تعیین یک ارزش پیشنهادی یکتا (ارزشی منحصر که کسب و کار شما برای مخاطب و مشتری ایجاد میکند)  و از مهمترین آنها خبر نداشتن از موضوعی به نام امکان سنجی ایده است. (ندانستن این موضوع و عمل نکردن به آن در قرن بیست و یکم برای اینجانب به شخصه بسیار زجر آور است!)امکان سنجی ایده این امتیاز را برای شما دارد که ایده های بدست آمده را مورد سوال قرار بدهید و در خصوص کسب و کار از ابتدا تجدید نظر نمایید. این کار به شما کمک خواهد کرد که اگر هر لحظه توازن میان کسب و کار شما با بازار و ظرفیت موجود به هر دلیلی بر هم ریخت شما به موقع متوجه آن شده و استراتژی خود را توسعه میدهید.&quot;در نظر داشته باشید ناب و درجه یک بودن یک ایده دلیل بر موفق شدن آن در بازار نیست.&quot;</description>
                <category>پارسا رجبی</category>
                <author>پارسا رجبی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Dec 2020 20:48:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>