<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Pary</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Pary</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:47:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Pary</title>
            <link>https://virgool.io/@Pary</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پا رو قلبم میزارم</title>
                <link>https://virgool.io/@Pary/%D9%BE%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D9%82%D9%84%D8%A8%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%85-twp8llo9tyts</link>
                <description>آرامشم آرامشم/ دارم ازت دست میکشم سخته برام ولی باید/ اون منِ قبل و بکشمباید از نو نفس کشید /اما تو دنیای جدید جایی که من باشم و اون/ کسی که تنها منو دید دارم میرم دارم میرم/پا روی قلبم میزارم با اینکه این و میدونم /بدون تو کم میارم تو بهترین بودی برام/ حتی تو بدترین شبام میری و موندنی میشی/ تو تک تک خاطره هام</description>
                <category>Pary</category>
                <author>Pary</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 18:08:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق ناب</title>
                <link>https://virgool.io/@Pary/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%86%D8%A7%D8%A8-jhzx6wbebu6l</link>
                <description>من دلم میخواد با کسی باشم  که فقط مال خودم باشه و فقط ترس از دست دادن &#x27;من&#x27; و داشته باشه. می خوام با کسی باشم که بهم وفادار باشه. به جای خوندن صیغه عربی &#x27;علی المهرمعلوم&#x27; عقد آریایی بخونیم و بهم بگیم تا آخر عمر وفادار هم خواهیم بود.من می خوام با کسی باشم که اگه با یک نفر دیگه به جز خودم دیدمش، راحت برم جلو و یک سیلی محکم به خودش بزنم و یه سیلی محکمتر هم به اونی که فکر کرده میتونه جای منو بگیره‌. من می خوام با کسی باشم که اگه مریض شد &#x27;من&#x27; برم و پرستارش باشم.‌ کسی که اگه مرد، من باشم که برم سر قبرش بشینم و قبرش و با گلهای رز و مریم تزئین کنم.  من دلم میخواد تو رابطه ای باشم که &#x27;ملکه&#x27; اون رابطه باشم؛ تنها ملکه. احساس کنم بهترین و زیباترین زن دنیام. نه اینکه این رابطه به من، حس حقارت و از درون شکستن بده و هر لحظه من و بیمارتر از گذشته کنه.من می خوام با کسی باشم که راحت عشق من و جار بزنه و با افتخار از من جلوی خانواده‌اش حرف بزنه. من هم با لبخند و آرامش اون و به دیگران معرفی کنم و احساس رضایت تو چشام موج بزنه. من از پنهانی و یواشکی بودنها بیزارم. من می خوام وقتی تو آیینه نگاه می کنم احساس کنم بیشتر از قبل خودم و دوست دارم. حس عذاب وجدان نداشته باشم و‌ از خودم متنفر نباشم .من می خوام دختر شاداب و جوان درونم، دوباره پرواز کردن و یاد بگیره. دوباره آزاد و رها باشه. نمیخوام توی قفس طلایی زندانی باشم و صدام در نیاد تا یروزی یکی نیاد که بخواد به دور از چشمهای زندانبانم بهم امید آزادی بده.  تا وقتی که تمام بال و پرم بریزه و از  قفس طلایی بندازنم جایی که پیری و زشتی و بیماری تمام وجودم و فرا گرفته. من تمام حقم و از زندگی می خوام نه نصفه و نیمه. من تمام قلب یه نفر رو می خوام نه نصفش و. من میخوام تمام وجودم و برای کسی بزارم که &#x27;همه زندگیش&#x27; منم نه شخص دیگه ای. من خود واقعیم و می خوام...پس تموم کن چیزی رو که نباید شروع میشد.</description>
                <category>Pary</category>
                <author>Pary</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 13:35:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیستی</title>
                <link>https://virgool.io/@Pary/%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-st0my7asyidm</link>
                <description>نیستی. کمرنگ شدی!روزای اول انقدر بودی، انقدر حست میکردم که هیچوقت ندیدنت و تصور نمیکردم. سیراب بودم از عشقت.چقدر زود کم شدی.چقدر زود رنگ عشقت پرید.تمام پر بودنمو خالی کردی.اکسیژنی که بهم میرسوندی یدفعه قطعش کردی.ریه هام دارن کم میارن بی هوای تو.خیلی چیزا بهم یاد دادی. بی دلیل بخندم. شاد باشم. چجوری عکس سلفی خوب بگیرم...اما بهم یاد ندادی وقتی نباشی چجوری باشم.میگی مراقب خودت باش. مواظب باش ندزدنت..:)آخه تو باید باشی که مراقبم باشی.تو من و بدعادت کردی به اینکه یکی کنارم باشه. حالا جاش خالیه. مثل پیامی که تو واتساپ پاک میکنیم ولی جاش هست.قشنگ معلومه نیستی و اون جای خالی فقط واسه خودته.با جای خالیت چیکار کنم؟</description>
                <category>Pary</category>
                <author>Pary</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 18:54:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حال خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@Pary/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-ict12mdt2unz</link>
                <description>امروز قبولش کردم. قبول کردم که بشینه تو قلبم. وقتی جواب مثبت و ازم شنید خیلی خوشحال شد. لبخند زد. لبخندش واقعی بود. اما من...من چرا یدفعه گرد غم نشست رو قلبم. چرا لبخندهای عمیقم ظاهری شد. مگه همین و نمی خواستم. چرا حالم خوب نیست. اما... اما نمی خوام خرابش کنم.  شاید این حال بد موقتیه. شایدم اون حال خوب موندگار نبود. نمیدونم. خدایا تو بهم بگو کار درستی کردم یا نه.دیگه از امروز اون آدم دیروز نیستم. دیگه ینفر نیستم . خودم تنها نیستم . الان دو نفرم. شاید همینه یکم حالم خوش نیست. شاید با خود جدیدم غریبی می کنم. یعنی فردا حالم عوض میشه؟! روزای خوب دوباره شروع میشه. یا دوباره پا تو یه مسیر اشتباه گذاشتم. اما می دونم تو همیشه حواست بهم هست. نمیزاری اشتباه کنم. اگرم خطایی باشه تو درستش می کنی.یه مسیر روشن و پیش روم می بینم اما یکمی یه جای کار میلنگه... </description>
                <category>Pary</category>
                <author>Pary</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2020 22:02:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع داستان خوب یا شاید بد...</title>
                <link>https://virgool.io/@Pary/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AF-mewgm5rmkaet</link>
                <description>باز کسی آمد و پس از سالها مرا ملکه ای کرد که بر هفت دریا ،هفت کوه و هفت شهر پادشاهی می کند. همیشه نوشتن و خوندن این جملات برام خنده دار  بود و وقتی دیگران و تو این موقعیت می دیدم بهشون پوزخند میزدم .اما حالا...خودم دچارش شدم . این شروع برام قشنگترین و در عین حال دردناک ترین اتفاقه .انقدر انرژی دارم تو قلبم که میتونم یه کوه و جابجا کنم .قلبم تازه داره نفس می کشه اما دردناکه اگه تهش قشنگ نباشه. ما که معلوم نیست تا کی زنده ایم و رو پاییم. بذار یکم زندگی کنم فکر لعنتی ...بعد از ۳۲ سال این کمترین حقه . این حق و باطلش نکن. حتی اگه بگی دروغه میخوام گوشهامو بگیرم و صدای در زدنت و تو مغزم نشنوم. میدونی که نمی تونی از پس قلبم بربیای . فعلا اون زورش از تو بیشتره . بذار یکم تو حال خودم باشم . این روزا بالاخره میگذره.  بذار یکم خوشمزه بگذره...</description>
                <category>Pary</category>
                <author>Pary</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 15:07:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>