<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پژمان حسنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Pejmanhasani1406</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 03:01:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1385882/avatar/ZFx7KA.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پژمان حسنی</title>
            <link>https://virgool.io/@Pejmanhasani1406</link>
        </image>

                    <item>
                <title>توصیه هایی برای مسئولین تشکل(2)</title>
                <link>https://virgool.io/@Pejmanhasani1406/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%842-vkkd9vqwtyw0</link>
                <description>در ادامه بحثمون در این مطلب میخوایم به مورد دیگری از مواردی که مسئول تشکل باید در ارتباط گیری رعایت کند بپردازیم.صبر و متانتمسئول یا نماینده تشکل در فعالیت ها و ارتباطات روزمره خود باید از صبر استفاده های زیادی ببرد. خیلی از افراد هستند که افسوس میخورند که چرا قضاوت عجولانه ای داشتند یا رفتارهاشون رو نتونستند کنترل کنند. صبر در انجام کارها و در برخورد با افراد کمک بزرگی به تشکیلات میکند. خیلی مهم است که مسئول تشکل چه در پاسخگویی کلامی و چه در خیلی از تصمیم گیری ها صبر و تامل داشته باشد و وقتی با صبر کارها را پیش ببرد متوجه اثرات مفید و موثر اون خواهد شد. این صبر و تامل مسئول تشکل در رفع مشکلات یک مجموعه به شدت تعیین کننده است.حضرت امیرالمومنین میفرمایند: «إنّكَ إن صَبَرتَ جَرَت علَيكَ المَقادِيرُ وأنتَ مَأجُورٌ ، وإن جَزِعتَ جَرَت علَيكَ المَقادِيرُ وأنتَ مَأزُورٌ .»اگر شكيبايى كنى ، مقدّرات الهى بر تو جارى مى شود و مأجور خواهى بود و اگر ناشكيبى كنى ، بازهم مقدّرات خداوند بر تو جارى مى شود اما تو گناهكار خواهى بود .</description>
                <category>پژمان حسنی</category>
                <author>پژمان حسنی</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 17:23:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه های برای مسئول تشکل</title>
                <link>https://virgool.io/@Pejmanhasani1406/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-goelj9bzbld5</link>
                <description>بسم تعالیاین روز ها داریم به روزهایی نزدیک میشیم که تمام دانشگاه ها و تشکل ها بحث و گفتگوهای داغی دارند که چه کسی مسئول تشکل بشه و چه کسی نشه؟از طرفی هم کاندیدها سعی میکنند برنامه هاشون رو به بچه های دانشگاه برسونند. فارغ از این بحث که کی بشه و کی نشه مطالبی رو میخوام بزارم برای کسانی که بعدا به عنوان نماینده دانشجویان در اون تشکل انتخاب میشه.بیاید ابتدا از ساده ترین موارد و واضح ترین اونها شروع کنیم که خیلی مهم هستند اما شاید خیلی به چشم نیایند. از اونجایی که مسئول یک تشکیلات به عنوان نماد اون تشکیلاته، لذا داشتن یک ظاهر آراسته و یا به قول خودمون شسته رفته که در عیت حال ساده و بی تکلف باشه امر لازمیه. نوع پوشش باید متناسب با عرف جامعه باشه. خیلی از رفقا بعد اینکه انتخاب میشن ممکنه نماد رو دنبالش برن و مثلا چفیه رو انتخاب کنند به عنوان نماد، چفیه با اینکه یک نماد ارزشی هست اما شاید بازخورد خوبی در فضای دانشگاه نداشته باشه.  از طرفی دیدیم بعضی از عزیزان ازز زمانی که به عنوان نماینده تشکل انتخاب میشن سریع کت و شلوار و یقه دیپلمات سفید و مناسبتی سیاه میپوشند که خط اتوی کت شلوار رو میشه به عنوان سلاح سرد ازش استفادع کرد و این هم تصور و خیاب باطلیه که افراد از اون جایگاه پیدا میکنند و ممکنه از همون لحظه خودشون رو در مجلس یا نهادهای حاکمیتی ببینند در صورتی که این تغییر پوشش واضح و گسترده تا این حد فقط افراد رو از اطراف شخص پراکنده میکنه و باعث دفع بالا و جذب پایین بشه حالا این نوع پوشش ممکنه به تناسب استان ها و دانشگاه ها متفاوت باشه اما به طور کلی چیزی که مهمه اینه که نوع پوشش نباید باعث شهرت شه.امام صادق(علیه السلام) میفرمایند:« البَسْ و تَجَمّلْ ، فإنَّ اللّه َ جميلٌ يُحِبُّ الجَمالَ ، و ليَكُن مِن حَلالٍ .»لباس زيبا بپوش؛ زيرا خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد؛ اما بايد از حلال باشد.«العِطرُ مِن سُنَنِ المُرسَلِينَ .»عطر زدن از سنت های پیامبران است.</description>
                <category>پژمان حسنی</category>
                <author>پژمان حسنی</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 17:12:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولد معنوی</title>
                <link>https://virgool.io/@Pejmanhasani1406/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C-rwwg4ghlwidb</link>
                <description>همه انسان ها در ولادت طبیعی و زاده شدن از مادر مشترکند. این تولد به اختیار انسان نیست و انسان ناخواسته و ناآگاهانه پای در این سرای می نهد و پس از چند صباحی اقامت در این دار فانی با پیک مرگ رهسپار عالم دیگر میشود. برخی از انسان ها در مسیر زندگی طبیعی خود به ولادت دیگری دست پیدا میکنند که در آثار عرفا به اسم ولادت معنوی شناخته شده است. مولوی نیز مانند همه عرفا به این موضوع با ارزش اشاره کرده است که انسان دو نوع تولد دارد. یکی «تولد صوری» و دیگری «تولد معنوی».تولد صوری همان است که جسم فیزیکی انسان از مادر زاده می شود. این تولد در اختیار انسان نیست. همه انسان ها به اجبار و ناخواسته وارد این جهان می شوند. این تولد را تولد اجباری نیز می گویند. اما تولد دوم یا «تولد ثانی» که بسیار مورد توجه عرفا قرار دارد، رهایی از دوران حیوانی است. رهایی از نفس است. از تعلقات این جهانی است. توجه به کل هستی و کل آفرینش، و خود را رها کردن و به هستی کل (یا نه هستی) پیوستن.این تولد، ولادت طفل جان از زهدان عالم طبیعت و ورود به جهان معنا و بازیابی شخصیتی دوباره است این تولد ثانی را تولد معنوی می گویند و اختیاری است.یعنی انسان می تواند با سعی و کوشش، تولد دوباره بیابد. انسان در این مرحله درست مانند جنینی است که از «رحم مادر دنیا» زاده می شود. این زاده شدن نیز مانند زاده شدن از رحم مادر بسیار دردناک است، اما اگر کسی توانست با سعی و کوشش و با جنبش و جهشی از رحم دنیا آزاد شود، بدون هیچ تردیدی، به بیداری و روشن بینی می رسد و از حیات زمینی که بسیار تنگ و تاریک است، به پهنای گسترده (واسع) دنیای معرفت و معنوی پا خواهد گذاشت.سخن معروفی از پیامبر بزرگ الهی، حضرت عیسی علیه السلام منقول است که فرمود: «لَنْ يَلِجَ مَلَكُوتَ السَّمَوَاتِ مَنْ لَمْ يُولَدْ مَرَّتَيْنِ»؛ انسان به ملکوت آسمان ها و زمین راه نمی یابد، مگر اینکه دوباره زاده شود. مهم ترین اقتضای این ولادت آن است که آدمی پای جان خویش را از بند تعلقات دنیا ببرد و به حلقات عالم بالا درآویزد. عین القضات در اهمیت این ولادت می گوید: «‌چون این ولادت پیدا شد، قدم از ملک در ملکوت نهد و از هفت آسمان و زمین بیرون شود»جنبشی اندک بکن همچون جنینتا ببخشندت حواس نور بینوز جهانِ چون رَحِم بیرون شویاز زمین در عرصه ی واسع شوی</description>
                <category>پژمان حسنی</category>
                <author>پژمان حسنی</author>
                <pubDate>Sun, 08 May 2022 12:13:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرباز یا سردار؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Pejmanhasani1406/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-sjsadbq3gflk</link>
                <description>بسم تعالیدر نوشته قبلی عرض کردیم که سرمایه ای  بالاتر از عمر وجود ندارد، که خداوند یک سرمایه ای به ما داده است که درجه و مقام خودمان را برای زندگی اخروی مشخص کنیم.اگر کسی خدا بهش توانایی داده است که میتواند برای امامش مالک اشتر باشد، ولی او به یک سرباز معمولی بودن اکتفا کند باید پاسخگوی خداوند باشد چون در حق امامش کوتاهی و کمکاری کرده است، و برای این کمکاری هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست چرا که ممکن است با این پاسخ روبه رو شود که ما به شما توانایی و استعداد دادیم که مدیریت کنی و با یک مقدار آموزش، دقت و مطالعه و تحقیق و سخت کوشی بیشتر، میتوانستی آنها را به حداکثر ظرفیت برسانی و به عنوان فرمانده مسیر انقلاب و اسلام را پیش ببری چرا اینکار را نکردی؟به یاد داشته باشید که سرباز خیلی زیاد است، اما فرماندهی که بتواند این سربازها را به خط کند و بتواند مثل سردار قاسم سلیمانی یک حماسه ای بیافریند و به این زیبایی بتواند مقابل قدرت های جهان قد علم کند بسیار اندک است.اگر دقت کنیم با جرئت می گوییم که دلیل گریه های امیرالمونین  بعد از شهادت مالک و اشک های فراوانی که ریختند به همین دلیل بوده است و میفرمودند که:«به خدا سوگند ، مرگ او اهل مغرب(شام) را عزّت بخشید و اهل مشرق(عراق) را خوار کرد». آن حضرت چند روز بر او مى گریست و بسیار در فقدان او اندوهناک بود و مى فرمود: «دیگر مانند او را هرگز نخواهم دید»و یا گریه های بی سابقه مقام معظم رهبری بر پیکر مطهر حاج قاسم سلیمانی به همین موضوع اشاره دارد.یاعلی بگین و تصمیم بگیرین که سرباز نباشید بلکه سردار باشید و علم به دست بگیرید برای یاری اسلام و انقلاب که بهترین نحوه ادای دین به این نظام همین است. والعاقبه للمتقین</description>
                <category>پژمان حسنی</category>
                <author>پژمان حسنی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 12:24:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه عمر</title>
                <link>https://virgool.io/@Pejmanhasani1406/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-rw67nsnwajvg</link>
                <description>اگر شما خوبان که درحال مطالعه ی این متن هستین در زمان اهل بیت علیه السلام به خصوص زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه و یا امیرالمومنین علیه السلام که ایشون حکومت را در دست داشتند زندگی میکردین دوست داشتین چه نقشی رو بر عهده میگرفتین؟مثلا تصور کنین الان در اون زمان هستین و فرصت حیات پیدا کردین سعی میکردین چه نقشی کنار پیامبر اکرم یا حضرت امیر رو ایفا میکردین؟یا دوست داشتین جای چه کسی از صحابه پیامبر و حضرت امیر نقش ایفا میکردین؟سلمان یا عمار یا ابوذر یا چه شخص دیگه ای؟ یه تامل کوتاه داشته باشین به دلتون نگاه کنین و ببینین واقعا دوست داشتین و میتونستین جای چه کسی باشین؟یا اصلا اینطور فکر کنین که در ابتدای هشت سال دفاع مقدس دوست داشتین چه نقشی رو ایفا کنید؟یه بسیجی ساده که تمام دار و ندارش رو در راه حق گذاشته و اومده وسط میدون یا یک فرمانده از جنس شهید همت یا فرمانده ای از جنس علی هاشمی و سید مجتبی هاشمی و باکری و ...و...و...؟ خیلی باید افتخار کرد حتی اگر یک رزمنده ی ساده ای باشه در رکاب معصوم یا در همین جنگ تحمیلی حالا چه شهید شده باشد چه شهید نشده باشد این خودش یک افتخار بزرگیهاما بحث بنده اینه که باید ما خودمون راهمون رو انتخاب کنیم و حتی مقامی که باید داشته باشیم رو خودمون انتخاب میکنیم ببینین در سوره والعصر خداوند چی میفرمان:والعصر، انا الانسان لفی خسر(قسم به عصر که انسان در زیانه) یک تفسیری در ذیل این آیه نوشته شده که زمخشری نوشته در کشاف که اثر ایشونه، ذیل این آیه که ایشون میگه: زمانی اهمیت این آیه رو بهتر فهمیدم که یک اتفاقی رو در بازار مشاهده کردم که خیلی تکان دهنده است این داستان که یک یخ فروشی بود زیر آفتاب داد میزد آی مردم بیاین یخ منو بخرین که سرمایه ام داره از دست میره حالا یه وقت هست طرف داره میوه ای چیزی میفروشه که امروز نفروشه فردا میفروشه یا پس فردا اون زمان هم که به این شکل یخچال هایی برای نگهداری نبوده پس طرف داشته با چشم های خودش میدیده که سرمایه اش به چه شکل در حال نابود شدنه و داره آب میشه.این داستان دقیقا داستان من و شماست چرا انا الانسان لفی خسر؟ چون این عمری که داره میگذره سرمایه ماست که داره جلو چشممون میگذره، مهمترین سرمایه ای که خداوند بهمون داده. چقدرش گذشته؟ هرکدوممون یه مقداری فکر کنیم بهشهر دم و بازدمی که داریم گذران این سرمایه است که قدمی مارو به قبر و مرگ نزدیک میکنه معلوم نیست چقدر زمان باقی مونده.حالا مسئله اصلی و مهم اینه که در این زمان باقی مانده این سرمایه رو چطوری میخوایم به کار بگیریم که بیشترین سود رو ازش بگیریم، ببینید ما اومدیم توی این عالم یک سری سرمایه به ما داده شده که باید ازش استفاده کنیم عقل و تدبیر و مشورت و همه و همه رو داده که بشینیم فکر کنیم که میخوایم چکار کنیم.شما بگین باید چیکار کنیم؟</description>
                <category>پژمان حسنی</category>
                <author>پژمان حسنی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Dec 2021 15:14:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>