<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@PersolVC</link>
        <description>گروه سرمایه‌گذاری پرسال یک سرمایه‌گذار خطر پذیر شرکتی است که روی استارتاپ‌های فعال در حوزه‌های تجارت بین‌الملل، معدن، کشاورزی، خرده‌فروشی و هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:33:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/922994/avatar/40JrDE.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</title>
            <link>https://virgool.io/@PersolVC</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سه گام حیاتی قبل از اجرای استراتژی روابط عمومی</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-ylkwideqstbe</link>
                <description>ترسیم ستاره قطبیسه گام حیاتی قبل از اجرای استراتژی روابط عمومیبرای اینکه به چیزهای خوب در کسب و کارتان برسید، نیازی نیست که یک شرکت بسیار شیک (شما بخوانید گران‌قیمت) داشته باشید. بهترین استراتژی‌ها درون سازمان اتفاق می‌افتند و آغاز آنها نیز هزینه‌ای ندارد.بسیاری از شرکت‌ها در پیاده‌سازی روش‌های تبلیغاتی گسترده، اشتباهات بسیاری مرتکب می‌شوند. مدیران اجرایی به آژانس‌های روابط ‌عمومی مراجعه می‌کنند و به‌دنبال معجونی جادویی هستند که آنها را به سرمنزل مقصود برساند، اما نمی‌دانند که بدون پیمودن این گام‌های حیاتی، حتی کهنه‌کارترین و باتجربه‌ترین متخصصان روابط ‌عمومی هم نمی‌توانند استراتژی خود را آغاز کنند.اکنون شاید بپرسید که این اشتباه رایج چیست؟ کسب و کارهایی که در اشتباه به سر می‌برند، برای رساندن پیام‌هایی واضح در مورد محصولات خود زمان کافی صرف نکرده‌اند؛ به همین سادگی. همچنین، مسیرهای روایی واضحی برای دست‌اندرکاران داخلی مانند بنیان‌گذاران و مدیران اجرایی ارشد در دست ندارند.با اینکه این وظیفه تیم روابط ‌عمومی است که پیام‌ها را تعدیل و تنظیم کند و آنها را به اطلاع آحاد مردم برساند، اما در نهایت مسئولیت مسیریابی بر عهده مدیران است. آنها باید به‌صورت شفاف بیان کنند که چرا فکر می‌کنند شایسته توجه مطبوعات هستند؛ آنها باید درک واضحی از این موضوع داشته باشند که در صنف خود چه خلایی را پر می‌کنند و دل‌شان می‌خواهد تیم روابط ‌عمومی چه دستاوردی داشته باشد.اگر در این فکر هستید که یک استراتژی روابط ‌عمومی را آغاز کنید، اما در شناسایی سنگ ‌بناهای اولیه مشکل دارید، در این مقاله به سه گام ساده اشاره می‌کنیم که می‌تواند در وقت و پول شما صرفه‌جویی کند.گام اول: ستاره قطبی‌تان را ترسیم کنیدهر فعالیت هدفمندی باید یک ستاره قطبی شفاف داشته باشد. این اولین پرسشی است که هر شرکت روابط ‌عمومی‌ای که در کارش خبره است، باید هنگام شروع همکاری از شما بپرسد. زمانی که می‌خواهید این ستاره قطبی را روی کاغذ بیاورید، در مورد اهداف‌تان واقع‌بین باشید. از بین ‌بردن قحطی در سراسر جهان هدفی شریف، اما از دیدگاه خبرنگاران غیرواقعی است. شرکت شما چه ویژگی‌هایی دارد که باعث می‌شود برای رفع یک مشکل کلان جهانی امکانات لازم را داشته باشد؟ فهرست این ویژگی‌ها را به‌دقت روی کاغذ بیاورید و به ویژگی‌هایی بیندیشید که شما واجد آن هستید و هیچ‌کس دیگری از آنها برخوردار نیست. این موارد می‌تواند شامل انجام عملیات‌هایی در منطقه‌ای خاص یا انجام کاری با منابع کمتر باشد. پس از اینکه آن ویژگی‌های منحصربه‌فرد را تعیین کردید، به تنظیم اهداف خود با آنها بپردازید. با استفاده از ویژگی‌هایی که فقط خودتان می‌توانید به بازار ارائه دهید، ستاره قطبی‌تان را ترسیم کنید.گام دوم: برای کسانی که با رسانه‌ها در تماس هستند، مسیرهای روایی تعیین کنیدهر سازمانی داستانی برای گفتن دارد، اما همه افراد سازمان آمادگی لازم برای گفتن آن را ندارند. پس از اینکه اهداف بزرگ‌ترتان را مشخص کردید، باید بررسی کنید و ببینید که چه کسی در سازمان‌تان آمادگی لازم برای صحبت در مورد آنها را دارد. شاید افسر ارشد بازاریابی‌تان بتواند با حرارت و اشتیاق در مورد اهداف خلاقانه کسب‌وکار صحبت کند، اما شاید هنگام صحبت از اعداد و ارقام مخاطب خود را از دست بدهد. شاید معاون بازاریابی‌تان نیز بسیار علاقه داشته باشد که وارد جزئیات ریز استراتژی‌های تبلیغاتی شود، اما ممکن است در اواسط گفت‌وگو درگیر نکات کم‌اهمیت و جزئی شده و از موضوع اصلی منحرف شود. نام هر کسی از افراد درون سازمان‌تان را که دوست دارید نقش فعالی در رسانه‌ها داشته باشد، بپرسید. پس از یادداشت این اسامی، برای هر کدام یک مسیر روایی تعیین کنید تا بتواند هنگام معرفی شرکت‌تان راهنمای آنها باشد. به ‌کار گرفتن دست‌اندرکاران درون سازمان در موقعیت‌هایی که به آنها اجازه می‌دهد در مورد حوزه‌هایی صحبت کنند که برایشان هیجان‌انگیز است، باعث می‌شود مصاحبه‌ها قابل ‌اعتمادتر و موثرتر باشند. این کار باعث می‌شود که در زمینه کاری خودشان صاحب صلاحیت و اعتبار شوند و خبرنگاران نیز به سراغ آنها بیایند تا از تخصص‌شان استفاده کنند.برای مطالعه ادامه مطلب «سه گام حیاتی قبل از اجرای استراتژی روابط عمومی» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/drawing-polesta/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 03:06:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ نکته درباره سختی‌های مدیرعامل بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DB%B6-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-xzaswe7j666w</link>
                <description>هیچ کس درباره مشکلات کارآفرینان صحبت نمی‌کند6 نکته درباره سختی‌های مدیرعامل بودنراشل گرینبرگمشاور سرمایه‌گذاری در بانک سرمایه‌گذاری وال استریتیک ‌بار وقتی در کوچه‌ای یکی از شرکای تجاری‌ام داشت به من نزدیک می‌شد، خم شده و پشت شمشادها پنهان شدم. در این موقعیت فقط یک گزینه پیش رویم قرار داشت؛ وقتی سگی رهگذر حواس‌شان را پرت کرد، مستقیم به سمت مخفیگاهم رفتم تا نتواند شناسایی‌ام کند.بله، زندگی یک مدیرعامل به این شکل است. باور نمی‌کنید؟ نگران نباشید. در این مقاله توضیح خواهم داد که چرا پنهان‌شدن بخشی جدانشدنی و ضروری از زندگی یک مدیرعامل و کارآفرین است.۱. همیشه حرفه‌ایمن همیشه سعی داشته‌ام که خودم را از کسب‌وکارهایی که مدیریت می‌کنم، جدا نگه دارم؛ به چندین دلیل من هیچ‌وقت نخواسته‌ام که ویترین یک کسب‌وکار باشم. یکی از دلایل آن، این است که دلم نمی‌خواهد همیشه «حرفه‌ای» رفتار کنم. متاسفانه، زمانی که پشت شمشادها پنهان شده بودم، دریافتم که اهمیتی ندارد که ویترین یک کسب‌وکار باشی یا نه، وقتی مدیرعامل هستی، باید در همه حال مراقب رفتارهایت باشی و این حقیقت تلخی است.زمانی که مدیرعامل هستید و مسئولیت معرفی شرکت‌تان در قراردادها و مذاکرات بر عهده شماست، اصلا نباید به‌صورت غیرحرفه‌ای و ناگهانی با شخصی مهم روبه‌رو شوید و یک فرصت تجاری آتی را به خطر بیندازید.بنابراین اگر روزی در یک کوچه کسی را دیدید که با لباسی نامرتب در گوشه‌ای پنهان شده، به احتمال زیاد مدیرعاملی است که از رویارویی بدون برنامه با یک نفر اجتناب می‌ورزد و سعی می‌کند اعتبار حرفه‌ای خود را به بهترین شکل حفظ ‌کند.۲. لب‌هایتان را به هم بدوزیدقبل از ظهور شبکه‌های اجتماعی، آدم‌ها خیلی کمتر نگران نشر عمومی عقاید شخصی‌شان یا ازبین‌رفتن اعتبارشان به‌صورت آنلاین بودند، اما پس از گذشت چند سال، حالا انگار که بر همه مدیران عامل‌، بنیان‌گذاران و افراد فعال در حوزه کسب‌وکار واجب است که دیدگاه‌های خود را به اطلاع عموم برسانند. مشکل اینجاست که انجام این کار به‌خصوص در جایگاه یک مدیرعامل، خطرات احتمالی جبران‌ناپذیری خواهد داشت.در دوره کنونی به نظر می‌رسد امن‌ترین گزینه برای یک مدیرعامل این است که لب‌هایش را به هم بدوزد و عقاید صریح، فکرنشده یا نامحبوبش را برای خودش نگه دارد. هیچ مدیرعاملی را نمی‌شناسم که از خودسانسوری بیش از اندازه خودش در هر روز هفته لذت ببرد یا از حضور در شبکه‌های اجتماعی خجالت بکشد، اما بسیاری از ما همین کار را انجام می‌دهیم.۳. باید همیشه لبخند بزنید آیا تا‌به‌حال برایتان پیش آمده که هفته، ماه یا فصل بدی را گذرانده باشید و دل‌تان بخواهد از احساس ناامنی خود در رابطه با آینده با یک آدم مهربان و یک شنونده صبور صحبت کنید؟ اگر همین حس را دارید، سریعا این فکر را از سرتان بیرون کنید، زیرا طرز برخورد شما به‌عنوان رهبر یک کسب‌وکار، حال و هوای کلی کسب‌وکارتان را تعیین می‌کند؛ هم حال و هوای داخلی و هم بیرونی.آیا این به معنای آن است که باید تمام روز لبخند بزنید؟ شاید.از آنجا که بخشی از شغل شما این است که روحیه اعضای تیم‌تان را بالا نگه دارید و باعث ایجاد حس مثبتی در میان عموم مردم شوید، بازگو کردن مسائل خجالت‌آور شرکت‌تان یا عمیق‌ترین نگرانی‌هایی که در مورد شرکت‌تان دارید، می‌تواند باعث از بین ‌رفتن اعتماد مردم و اعضای تیم نسبت به کسب‌وکار شما شود. بنابراین شاید لازم باشد که احساسات‌تان را فروبنشانید و ترس‌هایتان را پنهان کنید و شجاعانه لبخند بزنید، طوری که انگار اوضاع از همیشه بهتر است.۴. در مسیر خود باقی بمانیدیکی از مواردی که در تمام کارآفرینان اطرافم، از جمله خودم، مشاهده کرده‌ام، میل سیری‌ناپذیر به جست‌وجو و پیگیری مخاطرات جدید است. به عبارت دیگر، کارآفرینان کمی را می‌شناسم که دل‌شان بخواهد صد درصد فقط در یک مسیر بمانند، در یک شرکت کار کنند و با یک مشکل سروکله بزنند. در کمال تاسف، آن روحیه کارآفرینی که ما را به راه‌اندازی یک کسب‌وکار سوق می‌دهد، دقیقا همان چیزی است که می‌تواند ما را گمراه کند.برای مطالعه ادامه مطلب «۶ نکته درباره سختی‌های مدیرعامل بودن» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/entrepreneur-problems/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sun, 19 Mar 2023 01:24:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت کارکنان در سال ۲۰۲۳</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B3-f30pnqopnor7</link>
                <description>مدیریت کارکنان در سال 2023۹ الگویی که شیوه کارها را تعیین خواهد کرددر سال ۲۰۲۲، رهبران کسب‌وکارها با محیطی مواجه شدند که روز‌به‌روز غیر قابل ‌پیش‌بینی‌تر بود؛ سیاست‌های بازگشت به محیط کار از سر گرفته می‌شد، کارمندان بیشتری ترک کار می‌کردند و فرسودگی شغلی نیز بالاتر رفته بود (در حقیقت بیش از هر زمان دیگری).در سال ۲۰۲۳، سازمان‌ها همچنان با چالش‌های مهمی روبه‌رو خواهند شد و برای کنترل هزینه‌ها در بحبوحه رکود اقتصادی قریب‌الوقوع تحت فشار قرار خواهند گرفت. شیوه عکس‌العمل کارفرمایان می‌تواند تعیین کند که آنها کارفرمای مورد پسند کارمندان خواهند بود یا خیر.در ادامه ۹ اتفاق را بر اساس پژوهش گارتنر بیان می‌کنیم که ویژگی‌های شیوه کاری‌ای را نشان می‌دهند که رهبران کسب‌وکار باید در سال جاری در اولویت خود قرار دهند.۱. کارفرمایان به «استخدام خاموش» استعدادهای مورد نیاز روی خواهند آورددر نیمه دوم سال ۲۰۲۲ مفهوم «ترک کار خاموش» (زمانی که کارمندان فراتر از حد انتظار کار نکرده و به انجام حداقل‌های مورد نیاز در مشاغل خود اکتفا می‌کنند) عناوین خبری مرتبط با بازار کار را به خود اختصاص داده بود. زمانی که کارمندان «ترک کار خاموش» می‌کنند، سازمان‌ها افراد را نزد خود نگه می‌دارند، اما مهارت‌ها و قابلیت‌ها را از دست می‌دهند.در سال ۲۰۲۳، سازمان‌های با درایت این موضوع را وارونه ساخته و «استخدام خاموش» را شیوه‌ای برای جذب استعدادها و قابلیت‌های جدید در نظر می‌گیرند؛ بدون اینکه کارمند تمام‌وقت جدیدی به تیم خود اضافه کنند. این اقدام به اشکال زیر نمایان خواهد شد:ترغیب استعدادهای داخل سازمان به پویایی بیشتر از طریق به‌‌کار گرفتن کارمندان در حوزه‌هایی که سازمان بیشتر از همه به آنها نیاز دارد. برای اینکه پاداش پذیرش این نقش‌ها را به کارمندان بدهند، سازمان‌ها می‌توانند مزایایی مقطعی، افزایش حقوق، حق اضافه‌کاری بیشتر، ارتقای شغلی، انعطاف بیشتر و غیره را برای آنها در نظر بگیرند.ارائه فرصت‌های مهارت‌افزایی ویژه برای کمک به کارمندان در برآورده‌ساختن نیازهای سازمانی در حال تغییر.استفاده از روش‌های جایگزین مثل شبکه‌های فارغ‌التحصیلان و کارمندان موقتی به‌منظور جذب مهارت‌های ویژه برای کارهای بااولویت، زمانی که جذب نیروی جدید در میان گزینه‌های موجود نیست.۲. روش کار ترکیبی در مشاغل و سمت‌های عملیاتیهمزمان با ورود ما به دوره دائمی‌تری از کار ترکیبی برای کارمندان پشت‌میزنشین، زمان آن است که انعطاف‌پذیری منصفانه‌ای نیز برای کارمندان عملیاتی داشته باشیم؛ مثلا برای کسانی که در بخش تولید و مراقبت‌های بهداشتی فعالیت می‌کنند. بر اساس نظرسنجی گارتنر در سال ۲۰۲۲ از 405 مدیر بخش‌های عملیاتی، 85 درصدشان روی بهبود تجربه کارمندان‌شان سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ حدود یک‌سوم از کسانی که چنین چیزی را اعلام نکرده‌اند، در 12 ماه بعدی قصد انجام چنین کاری را داشته‌اند.۳. مدیران در میان انتظارات رهبران و کارمندان تحت فشار قرار خواهند گرفت۶۰ درصد از کارمندانی که به‌صورت ترکیبی کار می‌کردند، اعلام کردند که به‌طور مستقیم از طریق مدیرشان با فرهنگ شرکت در ارتباط هستند، اما مدیرانشان در تلاش هستند تا انتظارات آنان را در مورد هدف، انعطاف‌پذیری و فرصت‌های شغلی با فشار عملکردی که از سوی رهبران ارشد به آنها وارد می‌شود، هماهنگ سازند. در سال ۲۰۲۳، سازمان‌های پیشرو برای کاهش خلاء مهارت‌های مدیریتی، همزمان با شفاف‌سازی اولویت‌های مدیریت و طراحی مجدد نقش‌هایشان در صورت لزوم، پشتیبانی و آموز‌ش‌های جدیدی ارائه خواهند داد.برای مطالعه ادامه مطلب «۹ الگویی که شیوه کارها را تعیین خواهد کرد» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/manage-personels-2023/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sun, 19 Mar 2023 01:14:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب سخت راهبر هیات‌مدیره</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-to2wsvsdryrh</link>
                <description>انتخاب سخت راهبر هیات‌مدیره8 سوال مهم برای انتخاب رئیس هیات‌مدیرهامروزه هیات‌مدیره شرکت‌ها تحت بررسی‌های دقیق و موشکافانه‌ای قرار می‌گیرند. آنها باید در یک محیط سیاسی-اجتماعی بسیار حساس، پاسخگوی سهام‌داران فعال، کارمندان دغدغه‌مند، اعضای جامعه و دیگران باشند. همچنین باید مطمئن شوند که در سازمان‌شان و نیز در سلسله‌مراتب آن تنوع لازم وجود دارد؛ بنابراین ریاست هیات‌مدیره از هر زمان دیگری مهم‌تر و ضروری‌تر شده است.ما برای اینکه متوجه شویم در روند انتخاب رئیس برای هیات‌مدیره، کدام مراحل باید بیشتر از سایرین بهبود پیدا کنند، با بیش از ۲۴ نفر از مدیران اجرایی و روسا مصاحبه کرده‌ایم که در برخی از بهترین شرکت‌های دنیا عضو هیات‌مدیره‌ بوده‌اند یا در حال حاضر مشغول به کارند. آنها به ما کمک کردند به هشت سوالی برسیم که اعضای هیات‌مدیره باید قبل از جست‌وجوی رئیس جدید مطرح کنند.۱. آیا در مورد ویژگی‌های شخصیتی که به‌دنبال آن هستیم، توافق داریم؟«ایرواین هاکدی»، مدیرعامل پیشین هالمارک و یکی از مدیران ارشد داوجونز، فورد موتور، استی‌ لادر و اسپرینت می‌گوید: «اعضای هیات‌مدیره باید در مورد شرح وظایف شغلی این موقعیت صحبت کنند و بعد مدیران ارشد می‌بایست در مورد شرایط مورد نیاز آن موقعیت به توافق برسند.»در روند جست‌وجو برای یک رئیس غیراجرایی یا یک رئیس ارشد، هیات‌مدیره باید به‌دنبال موارد زیر باشد:شخصی که بتواند رابطه‌ای همکارانه و در عین حال بی‌طرف با مدیرعامل برقرار کند که بر پایه اعتماد باشد.شخصی با تجربه استراتژیک مرتبط برای هدایت شرکت به سمت مسیر درست.شخصی که جرات لازم برای به ‌چالش‌ کشیدن مدیریت و هیات‌مدیره را در زمان مناسب داشته باشد و بتواند دیگر مدیران ارشد را نیز به این کار ترغیب کند.۲. مدیرعامل چقدر باید در روند  انتخاب این رئیس دخیل باشد؟رئیس جدید کسی است که مدیرعامل به‌صورت منظم با او کار می‌کند، بنابراین ضروری است که مدیرعامل در روند شناسایی و مصاحبه با کاندیداها و ارزیابی و انتخاب کاندیداهای نهایی دخیل باشد. رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل در کنار یکدیگر، بسیاری از تصمیمات را بر اساس استراتژی و استعداد اتخاذ خواهند کرد. از این رو، باید در روند انتخاب یکدیگر نقش داشته باشند.۳. آیا مدیرعامل و رئیس هیات‌مدیره از وظایف خود به‌خوبی آگاه هستند؟اگر شرح وظایف ریاست هیات‌مدیره به‌طور شفاف تعیین نشود، ممکن است مشکلات زیادی پیش بیاید؛ مثلا باعث شود شکافی عمیق میان هیات‌مدیره و مدیرعامل به وجود بیاید یا حتی هیات‌مدیره مدیرعامل را زیر سوال ببرد.برای حصول اطمینان از اینکه این وظایف به‌روشنی تعریف شده‌اند، هیات‌مدیر‌ه‌ها می‌توانند از مورد «برین» پیروی کنند. زمانی که برین مدیرعامل شرکت تایکو اینترنشنال بود، برای ریاست هیات‌مدیره هلدینگ، «جک کرول» را در نظر داشت که رئیس‌کل و مدیرعامل پیشین شرکت دوپانت بود. برین از کرول درخواست کرد که روی کاغذ بنویسد که از دیدگاه او وظایفش به‌عنوان رئیس هیات‌مدیره در تایکو چه خواهد بود. در عوض، خودش هم وظایفی را که فکر می‌کرد در جایگاه مدیرعامل این شرکت بر عهده دارد، روی کاغذ آورد. بعد از مقایسه یادداشت‌هایشان فهمیدند که تا حدود زیادی مکمل یکدیگر هستند. برین از کرول خواست که در روند یافتن برترین افراد بااستعداد برای هیات‌مدیره شرکت کند. در آن زمان شرکت تایکو بحران مهلکی را از سر می‌گذارند و برین تصمیم گرفته بود که تمام اعضای هیات‌مدیره را تغییر دهد. او می‌گوید: «مجبور شدیم ۱۱ عضو برای هیات‌مدیره استخدام کنیم. من هم زمان کافی برای رسیدگی به این موضوع نداشتم. به همین خاطر از جک خواستم که این کار را انجام دهد. او بار بزرگی را از شانه من برداشت.»هر زمان که مدیرعامل و کاندیدای مورد نظر بر سر وظایف‌شان به توافق برسند، باید این وظایف را با تمام اعضای هیات‌مدیره بررسی کنند. در خلال گفت‌وگوهایی که با بسیاری از اعضای هیات‌مدیره‌ها داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که این اتفاق به‌ندرت رخ می‌دهد. اما بسیاری از افراد نیز اعلام کردند که دفعه بعد باید این روند را پی بگیرند.۴. آیا اعضای هیات‌مدیره در مورد قابلیت‌های درست رئیس هیات‌مدیره توافق دارند؟از آنجا که هیات‌مدیره‌ها روزبه‌روز متنوع‌تر می‌شوند، رئیس هیات‌مدیره باید از هوش هیجانی و مهارت‌های متقاعدسازی برخوردار باشد تا دیدگاه‌های مختلف مدیران ارشد را جمع‌آوری و تفسیر کرده و سپس آنها را به شیوه‌ای منسجم و جامع در اختیار مدیرعامل قرار دهد.برای مطالعه مطلب «۸ سوال مهم برای انتخاب رئیس هیات‌مدیره» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری #پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/chairman-of-the-board/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Tue, 14 Mar 2023 13:29:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برقراری روابط قوی با دیگران را جدی بگیرید</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-dxfeczwj3vtf</link>
                <description>بررسی ریشه‌های اجتماعی شکست استارتاپ‌هابرقراری روابط قوی با دیگران را جدی بگیریداسلیتسلاو  بریولینمشاور استراتژیدر سال ۲۰۱۶ من شغل مدیرعاملی را رها کردم تا استارتاپی را در زمینه مشاوره راه‌اندازی کنم. می‌دانستم در زمینه استراتژی کسب‌وکار تخصص دارم و مطمئن بودم می‌توانم به بسیاری از شرکت‌ها کمک کنم تا موفق شوند، اما پیدا کردن و حفظ اولین مشتریان برایم به یک کابوس تبدیل شد. البته حالا می‌دانم چرا این‌ اتفاق افتاد. من قربانی اشتباه رایجی شده بودم که بسیاری از بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها مرتکب آن می‌شوند.بر اساس آمار و ارقام رسمی، سه دلیل اصلی شکست استارتاپ‌ها عبارت‌اند از:۱. تمام‌شدن نقدینگی/ عدم توانایی برای جذب سرمایه جدید – ۳۸٪۲. عدم نیاز بازار – ۳۵٪۳. خروج از میدان رقابت – ۲۰٪ موجودات اجتماعیهمه ما می‌دانیم که موجوداتی اجتماعی هستیم، اما قابلیت‌های اجتماعی‌مان محدودیت‌های خودشان را دارند. در دهه ۹۰، «رابین دانبار»، مردم‌شناس بریتانیایی، نظریه‌ای را مطرح کرد. او ادعا می‌کرد که انسان‌ها نمی‌توانند با بیش از ۱۵۰ نفر رابطه اجتماعی کارآمدی داشته باشند. او این عدد را بر اساس همبستگی میان اندازه نسبی نئوکورتکس و اندازه گروه در نخستین‌سانان غیرانسانی تعیین کرد.دانشمندان دیگر یافته‌های دانبار را رد کردند، اما دانشمندان علوم عصب‌شناسی تایید می‌کنند که توانایی انسان‌ها برای حفظ روابط اجتماعی محدود است. مغز ما در نتیجه تکامل به وجود آمده و پیشینیان ما در گروه‌های کوچک زندگی می‌کردند؛ بنابراین نیازی نداشتند که با صدها نفر ارتباط برقرار کنند و از این مهارت برخوردار نبودند.این عدد مربوط به رابطه اجتماعی با ۱۵۰ نفر در کتاب «نقطه‌عطف: چگونه چیزهای کوچک اثرات بزرگی بر جای می‌گذارند؟» نوشته «مالکوم گلدول» و در کتاب «رهبری قبیله‌ای: استفاده از گروه‌های طبیعی برای ایجاد یک سازمان موفق» بررسی شده است.نویسندگان هر دو کتاب تاکید می‌کنند که مغز ما نمی‌تواند تعداد نامحدودی از روابط را به‌صورت موثر مدیریت کند. ممکن است شما هزاران دوست در فیس‌بوک داشته باشید، اما چند نفر از آنها را خوب می‌شناسید؟اما اداره یک کسب‌وکار به این معناست که باید با افراد بسیار بیشتری رابطه داشته باشید؛ کسب‌وکار یعنی داشتن روابطبیایید به آمار مربوط به شکست استارتاپ‌ها نگاهی دوباره بیندازیم:۱. تمام‌شدن نقدینگی/ عدم توانایی برای جذب سرمایه جدید: یعنی بنیان‌گذاران نتوانسته‌اند سرمایه‌گذاران را متقاعد کنند.۲. عدم نیاز بازار: یعنی بنیان‌گذاران وظیفه خود را در زمینه شناخت نیازهای مشتری به‌خوبی انجام نداده‌اند.۳. خروج از میدان رقابت: اگر شرکتی در یک رقابت بازنده شود، یعنی رقبای او مشتریانش را بهتر شناخته‌اند.بسیاری از مردم کسب‌وکاری را راه‌ می‌اندازند و این کار را به خاطر افراد دیگر انجام می‌دهند. ما به این افراد ذی‌نفع می‌گوییم؛ مشتریان، شرکا، سرمایه‌گذاران و اعضای تیم. این یعنی افراد داخل سازمان باید روابط نزدیک خود را با افراد خارج از سازمان حفظ کنند.اما «حفظ روابط» فقط به معنای دانستن نام و شناختن چهره افراد نیست؛ بلکه به این معناست که نیازهای آنها را، دست‌کم تا حدودی، درک کرده و می‌توانیم واکنش‌هایشان را نسبت به اقدامات خودمان تفسیر و تحلیل کنیم.از این رو، باید صدها رابطه داشته باشیم، اما ماهیت توانایی‌های اجتماعی، ما را به حدود ۱۵۰ نفر محدود می‌کند. همچنین فراموش نکنید که اعضای خانواده، دوستان و اقوام‌مان نیز در میان این ۱۵۰ نفر قرار دارند؛ بنابراین «فضای مغزی» زیادی برای شرکای تجاری، مشتریان، زیردستان و سرمایه‌گذاران نداریم.ما در این موقعیت چه کار می‌کنیم؟ معمولا نیازها و واکنش‌های آنها را نادیده می‌گیریم. مغز ما نمی‌تواند این همه داده را پردازش کند و این موضوع دیدگاه ما را دچار انحراف می‌کند.برای مطالعه مطلب «برقراری روابط قوی با دیگران را جدی بگیرید» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/elementor-5116/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Tue, 14 Mar 2023 13:12:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهایی برای استفاده بهتر از جلسات</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-ecrhex4unnqo</link>
                <description>از جلسات یک‌به‌یک خود بیشترین بهره را ببریدراهکارهایی برای استفاده بهتر از جلساتاستیون راگلبرگاستاد علوم سازمانی دانشگاه شارلوت کارولینای شمالینرخ ریزش نیروی کار در تیمی که بیل مدیریت آن را بر عهده داشت، بالا بود؛ در واقع بالاتر از تیم‌های دیگر شرکت. با اینکه بیل فکر می‌کرد مدیر خوبی است، مصاحبه‌های خروج با آن دسته از اعضا که می‌خواستند تیم او را ترک کنند، نشان می‌داد که احساس می‌کردند مشارکت معناداری در روند اجرای کارها ندارند یا نقش‌هایشان مورد حمایت قرار نمی‌گیرد و وظایف‌شان با یکدیگر تداخل پیدا می‌کند.بعد از اینکه با بیل و اعضای تیمش صحبت کردم، مشخص شد که او در یک حوزه اشتباه عمل کرده است؛ او کمتر به‌صورت منظم با کارمندان مستقیمش جلسات یک‌به‌یک برگزار می‌کرد. زمانی هم که به‌صورت انفرادی با یکی از اعضای تیم دیدار می‌کرد، موضوع بحث همیشه مسئله مهمی بود که برای انجام آن به کمک نیاز داشت؛ نه کارها و پیشرفت کارمندان.واضح است که تیم در رابطه با جلسات یک‌به‌یک از دانش کافی برخوردار نبود. از 250 کارمند مستقیمی که در یکی از نظرسنجی‌های من شرکت کردند، تقریبا نیمی از آنها تجربه‌های خود از جلسات یک‌به‌یک را نامطلوب توصیف کردند. البته جای تعجبی وجود ندارد، زیرا سازمان‌های کمی وجود دارند که به مدیران‌شان آموزش می‌دهند چه زمان و چگونه به‌صورت تک‌به‌تک با کارمندان‌شان جلسه بگذارند.بهترین مدیران می‌دانند که جلسات یک‌به‌یک مواردی بنیادی هستند. آن دسته از افرادی که این جلسات را فضایی در نظر می‌گیرند که رهبری در آن اتفاق می‌افتد، می‌توانند خروجی روزانه تیم‌شان را بهتر و کارآمدتر سازند، امنیت روانی و اعتماد ایجاد کنند و تجربه‌ها، انگیزه و مشارکت اعضای تیم‌شان را بهبود بخشند.چندین دهه است که من به مطالعه تیم‌ها، رهبری، مشارکت و جلسات کاری پرداخته‌ام و در طول سه سال گذشته به‌طور خاص تصمیم گرفته‌ام که بفهمم چه چیزی باعث می‌شود جلسات یک‌به‌یک بهترین کارایی را داشته باشند. در این مقاله به شما خواهم گفت چگونه جلسات یک‌به‌یکی موثر را تسهیل کرده و برای آن آماده شوید.پیش از جلسات۱. برنامه‌ مبتکرانه خود را با اعضای تیم در میان بگذاریدچه برگزاری جلسات یک‌به‌یک برای تیم‌تان کاری جدید باشد، چه نباشد، باید در یکی از جلسات گروهی آن را با دیگران در میان بگذارید تا این پیام به‌طور همزمان به گوش همه برسد و هیچ‌کس احساس نکند که مورد تبعیض واقع شده است. جلسات و ارزش‌های سازمان و ارزش‌های شخصی‌تان را به هم گره بزنید. همچنین بر این نکته تاکید کنید که هدف از این گفت‌وگوها اعلام نارضایتی از عملکرد تیم و کنترلگری نیست.۲. هماهنگی ایجاد کنیدتحقیقات من نشان می‌دهد که در رابطه با تعداد دفعات برگزاری جلسات یک‌به‌یک، شما باید یکی از طرح‌های زیر را انتخاب کنید: 1. با هر یک از اعضای تیم‌تان یک‌ بار در هفته و به مدت حدود ۳۰ دقیقه جلسه می‌گذارید. در نظرسنجی‌های من، کارمندان صرف‌نظر از رتبه شغلی‌شان، این رویکرد را مطلوب‌ترین گزینه ارزیابی کردند؛ این موضوع با بالاترین میزان مشارکت نیز هم‌بسته است. 2. در رویکرد بعدی که در رتبه دوم قرار دارد، شما یک‌ هفته در میان به مدت ۴۵ تا ۶۰ دقیقه با بعضی از اعضای تیم جلسه می‌گذارید. ۳. در طرح ترکیبی شما به‌صورت هفتگی با برخی از اعضای تیم جلسه برگزار می‌کنید و با برخی دیگر هر دو هفته یک ‌بار. هر طرحی انتخاب کردید، هدف‌تان این باشد که در طول یک ماه، مدت‌زمانی تقریبا مساوی را برای همه کارمندان در نظر بگیرید تا همه اعضای تیم به‌طور مساوی از حمایت حضوری شما برخوردار شوند. در نهایت نیز از لغو کردن جلسات یک‌به‌یک پرهیز کنید، زیرا می‌تواند مانع پیشرفت اعضای تیم شود و این حس را به آنها القا کند که برای شما در اولویت قرار ندارند. یکی از مشکلات بیل این بود که به محض اینکه سرش شلوغ می‌شد، جلسات را لغو می‌کرد. ۳. مکانی را تعیین کنیددر تحقیقات من، ارزیابی کارمندان از جلسات یک‌به‌یک حضوری اندکی مطلوب‌تر از جلسات یک‌به‌یک مجازی بود، اما ارزش نهایی جلسات را، فارغ از شکل آنها، به یک شکل ارزیابی کردند. اگر می‌توانید به‌صورت حضوری با آنها جلسه بگذارید، مکانی را انتخاب کنید که هم شما و هم کارمندان‌تان در آن احساس راحتی کنید، هوشیار باشید و حواس‌تان نیز پرت نشود.اگر می‌خواهید بدانید چگونه جلسات یک‌به‌یکی موثر را تسهیل کرده و برای آن آماده شوید، ادامه مطلب «راهکارهایی برای استفاده بهتر از جلسات» را در وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مطالعه کنید:https://vc.persolco.com/one-to-one-sessions/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 21:34:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ نکته که باید قبل از مدیر فروش شدن بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DB%B1%DB%B0-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-kepg8zudzlaq</link>
                <description>برای مدیریت بخش فروش آماده‌اید؟10 نکته  که باید قبل از مدیر فروش شدن بدانیدبرایان سیگنورلی |‌ مدیر فروش سابق هاب اسپاتآیا دل‌تان می‌خواهد مدیر فروش شوید؟ اگر فردی هستید که در بخش فروش عملکردی عالی دارید و به فکر این هستید که برای جایگاه مدیریت فروش درخواست استخدام پر کنید، اجازه بدهید اکنون که چند سال است در این جایگاه مشغول به کار هستم توصیه‌هایی به شما بکنم. ۱. نگران پیش‌بینی مسائل نباشیدمن در ابتدا به دلایلی فکر می‌کردم که پیش‌بینی تعداد دقیق اعضای تیمم مانع بزرگی بر سر راهم خواهد بود، اما این‌طور نبود. اگر انسان منظم و مرتبی هستید، مشکلی برایتان پیش نمی‌آید. دشوارترین کاری که باید به آن عادت کنید، مدیریت قیفی با 8 تا 10 برابر فرصت‌هایی است که معمولا با آنها سروکله می‌زدید. من برای حصول اطمینان از اینکه پیش‌بینی‌هایم دقیق هستند، چند کار انجام می‌دهم. اول اینکه همیشه مدیریت روابط با مشتری (CRM) را بررسی می‌کنم تا مطمئن شوم کارکنان فروش فعالیت‌های خود را ثبت و مراحل فرصت‌ها را به‌روزرسانی می‌کنند. دوم اینکه از کارکنان فروش می‌خواهم به من بگویند کدام قراردادها در عرض یک ماه و همین‌طور در عرض دو ماه منعقد می‌شوند. این‌گونه می‌توانم توجه بیشتری به آن قراردادها معطوف کنم و فرصت‌هایی را که تأثیری بر دستاوردهای اعضای تیم در کوتاه‌مدت و بلندمدت دارند، به‌خوبی مدیریت کنم.۲. در آغاز کار زمان بیشتری را صرف جذب نیرو کنیداگر می‌توانستم زمان را به عقب بازگردانم، زمان بسیار بیشتری را صرف جذب اعضای تیمم می‌کردم. اگر در حال حاضر چنین کاری نمی‌کنید، پیشنهاد می‌دهم که معادل یک روز در هفته را وقف مصاحبه و ملاقات با افراد بالقوه جدید برای عضویت در تیم‌تان کنید.کارکنان فروش معمولا روی یک ماه یا سه ماه آینده متمرکز هستند، اما نمایندگان فروش به‌ندرت نگران موفقیت خود در 9 یا ۱۲ ماه آینده هستند، اما مدیر فروش باید ۱۲، حتی ۲۴ یا ۳۶ ماه بعدی را نیز در نظر داشته باشد. مدیر فروش لزوما باید روی ارتقای دو عدد متمرکز شود؛ اهداف استخدامی و اثربخشی آنها و همچنین اهداف فروش.۳. حتی بیرون از محیط کار، بین اعضای تیم اتحاد ایجاد کنیداز دیدگاه من مدیریت گروهی از کارکنان فروش شبیه به هدایت تیم بازیکنان تنیس یا گلف است. درست است که همه آن بازیکنان در یک تیم بازی می‌کنند، اما هر کدام از آنها ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارند. چطور می‌توان میان اعضای تیم با یکدیگر همبستگی ایجاد کرد؟اگر اعضای تیم احساس کنند که یکدیگر را نمی‌شناسند، برای کمک به یکدیگر قدمی برنمی‌دارند. پیشنهاد من این است: با یکدیگر وقت بگذرانید تا یکدیگر را بهتر بشناسید. برای تفریح، خوردن شام یا صبحانه با یکدیگر و برگزاری رویدادها برنامه‌ریزی کنید؛ هر چیزی که باعث شود اعضای تیم در خارج از فضای کاری به یکدیگر نزدیک‌تر شوند، مثمرثمر واقع خواهد شد. ۴. عملکرد بهتری در مدیریت زمان داشته باشیدمن تصور می‌کردم که با بیرون‌آمدن از «قیف فروش» و قرار گرفتن در جایگاه مدیریت فروش، روزهایم را با استرس کمتر و آرامش بیشتری سپری خواهم کرد. تصور می‌کردم دیگر به اعداد فکر نخواهم کرد و فقط مسئول رهبری تیم با من خواهد بود. خیلی ساده به نظر می‌رسید.اما کاملا در اشتباه بودم. بعد از این اتفاق به جای اینکه فقط به یک عدد فکر کنم، به 10 عدد فکر می‌کردم. به جای آورده 500 هزار دلاری، به آورده چهار میلیون دلاری فکر می‌کردم. به جای اینکه زمان بیشتری داشته باشم، زمانم کمتر هم شد. دیگر وقتم متعلق به خودم نبود. باید به‌سرعت درمی‌یافتم که کدام فعالیت‌ها را باید در اولویت قرار دهم. من فعالیت‌های مهمی را که بیشترین تاثیر را بر عملکرد می‌گذاشتند، در سه گروه قرار می‌دهم:۱. رهبری: من چه کارهایی انجام می‌دهم تا اعضای تیمم به اهداف‌شان برسند؟۲. پیشرفت: کدام دوره‌های آموزشی را می‌توانم برای اعضای تیم فراهم کنم تا عملکرد بهتری داشته باشند؟ آيا می‌توانم چیزهایی مانند مهارت فروش، دانش محصول، ابزارهای صرفه‌جویی در زمان و غیره را به آنها آموزش دهم؟۳. جذب نیرو:‌ چه کارهایی را باید به‌صورت پیوسته انجام ‌دهم تا موجب موفقیت اعضای تیم در آینده شود؟برای مطالعه ادامه مطلب «۱۰ نکته که باید قبل از مدیر فروش شدن بدانید» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/sales-manager/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 21:25:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۹ نکته برای افزایش رضایت مشتری</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DB%B9-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-pdfxtew6piq2</link>
                <description>رضایت مشتریان دارایی استراتژیک شرکت‌هاست9 نکته برای افزایش رضایت مشتریبر خلاف تمام تلاش‌ها و هزینه‌‌هایی که شرکت‌ها صرف ابزارهای CX (تجربه مشتری) می‌کنند، همچنان رضایت مشتریان رو به کاهش است. بر اساس شاخص رضایت مشتریان آمریکایی (ACSI) رضایت مشتریان در ایالات متحده در پایین‌ترین سطح خود در دو دهه اخیر قرار گرفته است. همچنین احساسات مصرف‌کننده نیز در پایین‌ترین سطح خود در بیش از دو دهه اخیر قرار گرفته است. این اتفاق چالشی را برای ما ایجاد می‌کند؛ دانستن اینکه چه مشکلی پیش آمده و شرکت‌ها چه کارهایی می‌توانند انجام دهند.پاسخ کوتاه به این پرسش این است که شرکت‌ها باید تجربه‌ای فوق‌العاده برای مشتریان ایجاد کنند. مشتریان دیگر شرکت‌ها را فقط با رقبایشان مقایسه نمی‌کنند، بلکه آنها را با بهترین شرکت‌ها و برند‌ها در تمام اصناف مقایسه می‌کنند. اما رضایت به‌طور کلی رو به نابودی است! پس این پرسش مطرح می‌شود: شرکت‌ها برای سود بیشتر با ریسک کمتر باید به کدام حوزه‌های رضایت مشتری به‌صورت استراتژیک رسیدگی کنند؟در این مقاله به 10 نکته مهم اشاره کرده‌ایم  که باید برای کسب رضایت مشتری و رسیدن به سود بیشتر با ریسک کمتر روی آنها تمرکز کنیم.۱. رضایت مشتری یک دارایی استراتژیک استشاخص رضایت مشتری آمریکا رضایت مشتری را یک دارایی استراتژيک برای شرکت معرفی می‌کند که باید آن را بهینه ساخت. رضایت را نمی‌توان به حداکثر رساند، اما نباید از آن غافل شد؛ نکته کلیدی بهینه‌سازی آن است. شرکت‌ها با محقق‌کردن انتظارات مشتری در رابطه با رضایت و همچنین کیفیت، ارزش و رسیدگی به شکایات پیشرفت می‌کنند. تمرکز آنها باید بر این باشد که بهینه‌سازی رضایت را متناسب با انتظارات مشتری و منابعی که به‌کاررفته مدیریت کنند. درک بهینه‌سازی رضایت مشتری اهمیت دارد، زیرا رابطه‌ای پیچیده – و منفی – میان رضایت مشتری و سهم بازار وجود دارد. به عبارت دیگر، در حالی‌‌ که رضایت بالا و بهبودیافته در شرکت‌های کوچک‌تر موجب رشد سهم بازار می‌شود، اما با بزرگ‌تر شدن سهم بازار حفظ رضایت مشتری دشوارتر می‌شود. این اتفاق به این دلیل رخ می‌دهد که هرچه سهم بازار بیشتر باشد، عموما پایگاه مشتریان ناهمگن‌تر می‌شود و رفتار آنها نیز متنوع‌تر خواهد بود و همین موضوع افزایش رضایت مشتری را دشوارتر می‌سازد.۲. انتظارات مشتریان را درک کنیدمشتریان به‌نسبت تجربه‌‌شان با شرکت‌ها، چه نوع تقاضاهایی دارند؟ بر اساس داده‌های ACSI طی 12 سال گذشته، انتظارات مشتریان در مقیاس کلان (در تمام اصناف و شرکت‌ها) نسبتا ثابت بوده و در یک مقیاس ۱۰۰ امتیازی، بین ۷۹ و ۸۲ بوده است (۱۰۰ نشان‌دهنده بالاترین انتظارات است).بر خلاف انتظارات ثابت میان‌صنفی، بسیاری از کسب‌وکارها بلندپرواز بوده و همیشه می‌خواسته‌اند «فراتر از انتظارات مشتریان عمل کنند». با توجه به اینکه احتمال دارد انتظارات مشتری در آینده تغییر کند شرکت‌ها نباید متعهد شوند که «همیشه فراتر از انتظارات عمل کنند»، زیرا به ‌کار بستن این استراتژی پایدار نخواهد بود. شرکت‌ها می‌توانند با ایجاد تجربه‌ای فوق‌العاده مشتریان‌شان را خوشحال کنند، اما باید اهداف واقع‌گرایانه‌ای داشته باشند.۳. عملکرد باکیفیت اهمیت دارددرک مشتریان از کیفیت چه تغییراتی کرده است (برندها، محصولات و خدمات)؟ چیزی که در این بحث اهمیت دارد، این است که کیفیت از چه چیزهایی تشکیل شده است. کیفیت به اعتبار و قابلیت شخصی‌سازی اشاره می‌کند، اما برای ایجاد رضایت، قابلیت شخصی‌سازی بر اعتبار غالب است. در غیاب کیفیت، استراتژی‌های مربوط به ارتقای سطح رضایت مشتری می‌توانند مساله‌ای کلیدی برای پیشرفت بسیاری از شرکت‌ها باشند. بر خلاف نظر غالب مدیران، کیفیت از قیمت پیشی می‌گیرد. در مقیاس گسترده‌تر، برای افزایش رضایت مشتری، در بیشتر اصناف و بخش‌های اقتصادی، کیفیت حتی از ارزش نیز پیشی می‌گیرد.۴. مشتریان ارزش را درک می‌کننددرک مشتریان از ارزش محصول یا خدمت طی سال‌های طولانی بالا رفته است؛ حتی بسیار بیشتر از سایر محرک‌های رضایت (مثلا زمانی که با کیفیت محصولات و خدمت و انتظارات مشتری مقایسه می‌شود). آیا ممکن است که پیوسته تمرکزمان روی ارزش به‌عنوان محرک اصلی رضایت باشد؟ شاید! بازه امتیازی ارزش در داده‌های ACSI هنوز پایین‌تر از امتیاز انتظارات و کیفیت است (طی ۱۲ سال اخیر به‌طور متوسط 79-76 بوده که ۱۰۰ بالاترین ارزش است). پس هنوز هم جا برای ارتقای سطح ارزش وجود دارد.برای مطالعه ادامه مطلب «۹ نکته برای افزایش رضایت مشتری» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/increase-customer-satisfaction/ </description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 21:20:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشتریان شما واقعا چه می‌خواهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-vx54s0epwbs9</link>
                <description>مشتریان شما واقعا چه می‌خواهند؟شناخت نیازهای واقعی مشتریان قبل از هر چیز با یک سوال شروع کنیم؛ آیا مشتریان‌تان به این موارد نیاز دارند:قیمت‌های جذاب؟محصولاتی با کیفیت بالا؟رابط‌های کاربری کاربرپسند؟امور مشتریان خوب و بادقت؟خیر، چنین نیست.آنچه به آن نیاز دارند، این است که نیازهای ناخودآگاه‌شان برآورده شود. درک این خواسته‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا محصولات، خدمات و استراتژی خود را بهبود بخشید. شما به این درک نیاز دارید تا بتوانید برنده رقابت باشید. در این مقاله، دو ابزار را به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانند در این مسیر به شما کمک کنند.نیازهای مشتریان چه هستند؟به فهرست زیر نگاه کنید و ببینید کدام‌یک از این موارد نیازهای مشتریان هستند:خرید چکش و میخ؛رفتن به رستوران؛تخفیف‌گرفتن؛خرید یک پالتوی گران‌قیمت؛خرید لوازم یدکی ماشین حفاری؛بازکردن حساب بانکی؛آموزش‌دیدن؛ارسال پیام به یک دوست.این موارد ابزارهایی برای ارضای نیازهای عمیق‌تری هستند که در بطن‌شان وجود دارد.چرا یک شخص به چکش و میخ نیاز دارد؟ مثلا شاید می‌خواهد یک قفسه را به دیوار نصب کند. چرا به قفسه احتیاج دارد؟ برای اینکه کتاب‌هایش را روی آن بگذارد. چرا می‌خواهد چنین کاری بکند؟ تا اتاق یا دفتر کارش مرتب به نظر برسد و کتاب‌هایش را به‌ترتیب بچیند.چرا یک نفر به لوازم یدکی ماشین حفاری نیاز دارد؟ برای اینکه ماشینش کار کند. چرا به ماشین حفاری‌اش نیاز دارد؟ چون می‌خواهد کارهایی را انجام دهد که ماشین حفاری را برای انجام آنها خریده است. چرا؟ چون می‌خواهد از کسب‌وکارش درآمد کسب کند. و چرا به این درآمد احتیاج دارد؟ اگر مالک یک شرکت باشد، به آن نیاز دارد تا به سود برسد، بدهی‌هایش را بپردازد و کسب‌وکارش را بهبود بخشد. اگر کارمند باشد نیز قصد دارد کارش را درست انجام داده و به اهدافش برسد.نیازها و روان‌شناسی مشتریبسیاری از روان‌شناسان تلاش کردند کشف کنند که چه چیزی به ما انسان‌ها انگیزه می‌بخشد و باعث می‌شود چیزی را بخواهیم. یکی از این روان‌شناسان «استیون رِیس» بود. پژوهش‌های او نشان داد که انسان‌های کره زمین، صرف‌نظر از نژاد، زبان، باورها و مکان زندگی در 16 نیاز اساسی مشترک هستند؛ قدرت، استقلال، کنجکاوی، مورد قبول واقع‌شدن، نظم، صرفه‌جویی، افتخار، ایده‌آل‌گرایی، رابطه اجتماعی، خانواده، موقعیت، کینه‌توزی، روابط عاشقانه، خوراک، فعالیت جسمی و آرامش. ریس ادعا می‌کند که همه ما نیازهای مشابهی داریم، اما آنها را به شیوه‌های متفاوتی اولویت‌بندی می‌کنیم. همین موضوع است که هر یک ما را از دیگری متمایز می‌سازد.«مایکل روزنبرگ»، همکار او، فهرست دیگری از خواسته‌های اساسی ما ارائه داده است. بیش از ۴۰ مورد در این فهرست وجود دارد و نسخه‌های دیگری از آن‌ هم موجود است، اما این دو مورد از فهرست هر دو نفر آنها برداشت می‌شود:۱. تعداد نیازهای اساسی انسان محدود است.۲. این نیازهای اساسی محرک تمام رفتارهای انسان است؛ از جمله اولویت‌های مصرفی.بنابراین هر چیزی که یک مشتری خریداری کند، چه برای استفاده شخصی، چه برای سازمانی که در آن کار می‌کند؛ با این خرید یک یا چند نیاز اولیه‌اش را برآورده می‌سازد.چگونه می‌توان در عمل از این موضوع بهره برد؟به شکل‌های مختلفی می‌توانیم خودمان را در جایگاه مشتری قرار دهیم. نقشه مسیر مشتری (CJM) و انواع مختلف آن یکی از محبوب‌ترین‌هاست. این نقشه‌ها به تیم‌ها کمک می‌کنند که کشف کنند مشتریان‌شان هنگام استفاده از محصولات یا خدمات چه مشکلات و دغدغه‌هایی دارند. حذف این موارد به آنها کمک می‌کند تا تجربه مشتری را بهبود بخشند، اما این بهبود تدریجی خواهد بود. برای ارائه یک نسخه کاملا جدید از محصولات، ساخت یک محصول جدید یا زمانی که برای استراتژی‌مان به ایده‌های جدیدی نیاز داریم، حذف آنها کمک چندانی به ما نخواهد کرد.برای مطالعه مطلب «شناخت نیازهای واقعی مشتریان» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/understanding-the-real-needs-of-customers/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 21:37:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی مشکل بزرگ بنیان‌گذاران محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-nejewyq54cba</link>
                <description>ایجاد تعادل بین اشتیاق و عملی‌بودنبررسی مشکل بزرگ بنیان‌گذاران محصولبنیان‌گذاران محصول گروه خاصی از کارآفرینان هستند که اشتیاق به محصولات بی‌عیب‌ونقص را سرلوحه کارهایشان قرار می‌دهند. تمام هم و غم آنها کارشان است و اغلب همه‌چیز را فدای هدف‌شان می‌کنند.با اینکه تمرکزی که روی محصول دارند، تحسین‌برانگیز است، اما این موضوع می‌تواند یک شمشیر دولبه باشد. بنیان‌گذاران محصول معمولا فاقد مهارت‌ها و تخصص لازم برای ایجاد یک شرکت موفق هستند. گاهی ‌اوقات ممکن است آنها با جنبه‌های کلیدی کسب‌وکار مانند تامین بودجه، بازاریابی و رهبری کلنجار بروند و در نتیجه یا باید زمان زیادی را برای ایجاد محصول صرف کنند یا اصلا محصولی نداشته باشند.در ارائه خدمات مشاوره‌ای به بنیان‌گذاران محصول، این پنج مشکل  بزرگ خود را نشان می‌دهند:۱. نداشتن مهارت در تامین سرمایهیکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که پیش روی بنیان‌گذاران محصول قرار دارد، ناتوانی در تامین بودجه برای شرکت است. این امر می‌تواند به‌دلیل نداشتن تجربه در زمینه تامین سرمایه، ناتوانی در انتقال موثر ارزش محصول به دیگران و نداشتن روابط لازم اتفاق بیفتد. برای حل این مشکل، بنیان‌گذاران محصول می‌توانند از یک مشاور یا متخصص تامین سرمایه کمک بگیرند تا در این مسیر آنها را راهنمایی کند و بینش‌های ارزشمندی در اختیار‌شان قرار دهد. همچنین بنیان‌گذاران محصول باید پژوهش کاملی در مورد سرمایه‌گذاران احتمالی انجام دهند و نیز پذیرای بازخوردها و پیشنهادهایی که دیگران مطرح می‌کنند، باشند.2. مهارت‌های ضعیف در بازاریابی یکی دیگر از مشکلات رایج بنیان‌گذاران محصول نداشتن تخصص در بازاریابی است. بازاریابی یکی از جنبه‌های مهم هر کسب‌وکاری است؛ چراکه به ایجاد تقاضا برای محصول و افزایش فروش کمک می‌کند. ممکن است آن دسته از بنیان‌گذاران محصول که مهارت کافی در زمینه بازاریابی ندارند، برای ارتقای موثر محصول‌شان و دستیابی به تعداد مخاطب مورد نظرشان مشکل داشته باشند. برای حل این مشکل، بنیان‌گذاران محصول می‌توانند به استخدام متخصصان بازاریابی یا بازاریابان مستقل بیندیشند تا آنها بخش بازاریابی شرکت را مدیریت کنند. همچنین باید به‌دنبال منابع و دوره‌های بازاریابی باشند تا مهارت خود را در این زمینه ارتقا بخشند.۳. مهارت‌های ضعیف در رهبریبنیان‌گذاران محصول اغلب آنچنان روی محصول متمرکز می‌شوند که فراموش می‌کنند مهارت‌های رهبری‌شان را تقویت کنند. این اتفاق می‌تواند روحیه کارمندان را تضعیف و برای نگهداشت کارمندان و تصمیم‌گیری‌های مهم مشکلاتی ایجاد کند. بنیان‌گذاران محصول می‌توانند برای حل این مشکل در دوره‌های آموزشی مربوط به رهبری و مشاوره شرکت کنند و پذیرای بازخورد کارمندان و همکاران‌شان باشند. همچنین باید روی مهارت‌های ارتباطی خود کار کنند و با اعضای تیم‌شان صادق باشند.برای مطالعه مطلب «بررسی مشکل بزرگ بنیان‌گذاران محصول» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/balance-between-passion-and-practicality/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 21:32:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیران! از پرت کردن حواس کارمندان خودداری کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-j3w3tvy5rjow</link>
                <description>مدیران! از پرت‌کردن حواس کارمندان خودداری کنید4 استراتژی برای مدیریت بر عملکرد کارکنانهمه می‌دانند که بسیاری از شرکت‌ها به‌صورت مخفیانه در روند کار کردن کارمندان خود تجسس می‌کنند.یکی از مقالات اخیر نیویورک‌تایمزاعلام کرده که از هر 10 شرکت، 8 شرکت کارمندان‌شان را با نرم‌افزارهای ردیابی رصد می‌کنند. بر اساس مقاله واشنگتن‌پست، از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲، تقاضای جهانی برای ابزارهای نظارت بر کارمندان ۶۵ درصد افزایش پیدا کرده است. ظهور دورکاری روسای شرکت‌ها را بدبین ساخته، به‌طوری که فکر می‌کنند باید بر هر اقدام دیجیتال کارمندان‌شان نظارت داشته باشند. نرم‌افزارهای بهره‌وری کارمندان، اغلب معیارهای بی‌اهمیتی را اندازه‌گیری می‌کنند؛ مثلا تعداد ایمیل‌هایی که یک کارمند می‌فرستد، جلسات مجازی که در آنها شرکت کرده و زمانی که صرف تایپ‌کردن با کیبورد کامپیوتر می‌کند. این نرم‌‌افزارها کارهایی را که بدون کامپیوتر انجام می‌شود، اندازه‌گیری نمی‌کنند (مثلا زمانی را که صرف فکر کردن، خواندن و نوشتن روی کاغذ می‌شود در نظر نمی‌گیرند) و دستاوردها و نتایج را نیز نمی‌سنجند. حتی مدیران نرم‌افزارهای بهره‌وری نیز این مورد استفاده را برای اپلیکیشن‌های خود تایید نمی‌کنند.«برایان الیوت»، معاون ارشد اسلک به واشنگتن‌پست گفته است: «سنجش بهره‌وری بر اساس فعالیت‌های سطحی مانند تعداد پیام‌های ارسال‌شده، دید بسیار محدودی از کمک‌هایی که فعالیت‌های یک نفر به سازمان می‌کند، به ما ارائه می‌دهد. این کار نه‌تنها غیرمنطقی، بلکه زیان‌بار است.»زمانی که کارمندان می‌دانند قانون‌های نرم‌افزار بهره‌وری در حال ارزیابی عملکرد آنهاست، به این سمت تمایل پیدا می‌کنند که ارسال ایمیل و پیام بر کارهای اصلی‌شان ارجحیت داشته باشد. همان‌طور که «لسلی پرلو»، مشاور و استاد دانشگاه، در کتاب خود با عنوان «خوابیدن با تلفن هوشمند» می‌نویسد، این کار به یک «چرخه پاسخگویی» وحشتناک تداوم می‌بخشد. به گفته او این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که کارمندان باید خودشان را با «مطالبات محیط کار هماهنگ کنند (شیوه کار، حتی شیوه زندگی و تعامل با دوستان و خانواده را با آن سازگار سازند) تا بتوانند مطالبات فزاینده کاری را به‌موقع برطرف کنند.»با اینکه ممکن است مدیران در تصمیم‌گیری برای استفاده از نرم‌افزارهای بهره‌وری در شرکت‌شان نقشی نداشته باشند، اما می‌توانند بررسی کنند و ببینند که آیا سبک مدیریتی آنها چنین پیامی را منتقل می‌کند یا خیر. بدین منظور باید سوالات زیر را از خودتان بپرسید: آیا توقع دارید که ایمیل‌هایتان فورا پاسخ داده شود؟آیا دائما از کارمندان‌تان تقاضا می‌کنید که اخبار جدیدی را مربوط به روند پیشرفت کارها در اختیارتان قرار دهند یا پیوسته ایمیل‌هایی برایشان ارسال می‌کنید و در آنها می‌نویسید که «فقط می‌خواستم مطمئن شوم ایمیل قبلی‌ام به دست‌تان رسیده است یا خیر»؟آیا ساعات حضور کارمندان را طوری برنامه‌ریزی می‌کنید که با برنامه خودتان هماهنگ باشد و نیازهای کارمندان‌تان را در نظر نمی‌گیرید؟آیا جلسات ایده‌پردازی را بدون هیچ دستور جلسه‌ای پیش می‌برید؟اگر پاسخ‌تان به هر یک از پرسش‌های بالا مثبت است، احتمالا به جای اینکه کارمندان‌تان را به بهره‌وری ترغیب کنید، حواس آنها را پرت می‌کنید. این چهار استراتژی می‌تواند به شما کمک کند که روش‌های خود را تغییر داده و محیط کاری‌ای ایجاد کنید که حواس کارمندان در آن پرت نمی‌شود.برای مطالعه مطلب «۴ استراتژی برای مدیریت بر عملکرد کارکنان» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری #پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/confuse-employees/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 21:15:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷ استراتژی برای پویایی نسل Z</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DB%B7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-z-ulmwjm1rusvt</link>
                <description>چگونه به کارمندان نسل زِد کمک کنیم تا جایگاه‌شان را در محیط کار پیدا کنند7 استراتژی برای پویایی نسل zنسل زد (Z) که حدودا از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ متولد شده‌اند، بیشترین تنوع نژادی و قومیتی در تاریخ را دارند. آنها هم از جنبش‌های اقتصادی کلان و مسائل سیستمی که به هویت و اهداف‌شان در جامعه و محیط کار شکل داده، تاثیر گرفته و هم بر آن تاثیرگذار بوده‌اند. آنها نقش‌هایی حیاتی در جنبش‌های علیه نژادپرستی و تبعیض، آزار و اذیت جنسی، خشونت با سلاح و تغییرات آب‌وهوایی ایفا کرده‌اند.همه‌گیری ویروس کووید ۱۹ همه‌چیز را بدتر کرد. این پاندمی اقتصاد آمریکا را نابود و طولانی‌ترین روند رشد را بعد از دهه‌های متوالی متوقف کرد. به محض اینکه نسل زد به نیروی کار پیوستند، بسیاری از آنها به‌سرعت تعدیل یا اخراج شدند. تمامی این عوامل بر ناامیدی نسل زد از نظام سرمایه‌داری دامن زد. در نتیجه این گروه شهرتی به دست آوردند که نشان می‌داد همیشه از شرایط موجود ناراضی هستند، منزوی و عجول‌ بوده و همچنین مدام می‌خواهند در مورد مسائلی که برایشان مهم است اقدام فوری صورت بگیرد.با اینکه روند ورود نسل زدی‌ها به بزرگسالی بسیار آشفته بود، با تمام این تفاسیر آنها در حال شکل‌دهی به جامعه و محیط کار و تاثیرگذاری بر آنها به شیوه‌های مختلفی هستند. نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سال ۲۰۲۲ قدرت جمعی نسل زد را برملا کرد؛ زیرا انتخاب‌های سیاسی آنها نتایج انتخابات را تحت تاثیر قرار داد. علاوه بر این، کارمندان نسل زد ارزش‌ها و اولویت‌های خود را وارد فضای کار می‌کنند، به‌خصوص تمایل‌شان به شفافیت در قدردانی و پاداش.به همین دلیل، برای مدیران ضروری است که از کارمندان نسل زد خود حمایت کرده و مشارکت کامل آنها را برانگیزند. در ادامه به هفت استراتژی اشاره کردیم که می‌توانید از آنها بهره برده و پویایی، همکاری، تعهد و انگیزه پایدار را به وجود آورید.۱. افزایش اشتراک اطلاعات برای فرونشاندن ترس از عدم ‌قطعیتنسل زد کاملا بومی دنیای ‌دیجیتال (Digital Native) هستند، چراکه با دسترسی گسترده و آنی به اطلاعات بزرگ شده‌اند. اعضای نسل زد عدم قطعیت اقتصادی را که در اثر پاندمی جهانی یک بیماری به وجود آمده بود، تجربه کردند و مجبور شدند با مشکلی مبارزه کنند که دکتر «ویوت مورتی»، جراح عمومی ایالات متحده، آن را بحران سلامت روان جوانان می‌نامد. نتیجه این اتفاق، پیدایش گروهی از افراد است که عدم‌ کنترل و عدم ‌قطعیت را در مورد آینده تجربه می‌کنند و «در مقایسه با هر گروه سنی دیگر، میزان بالاتری از اضطراب، افسردگی و فشار روانی در میان آنها گزارش شده است».به این ترتیب، برای ایجاد حس اعتماد و رابطه‌ای عمیق‌تر با این نسل، باید شفافیت را سرلوحه امور قرار داده و سبک مدیریتی و ارتباطی خود را به سیاست «دسترسی آزاد» تغییر دهید.برای آگاهی از شیوه‌های پیشرفت در این زمینه، به سوالات زیر فکر و آنها را با اعضای تیم‌تان بررسی کنید:آیا در حال حاضر از طریق رسانه‌های ارتباطی متعدد، گفت‌وگویی دوطرفه با اعضای تیمم دارم؟آیا فضای کافی برای به‌اشتراک‌گذاری و بررسی استراتژی و تاثیر اعضای تیم بر سازمان ایجاد کرده‌ام؟ آیا اعضای تیم از شیوه تاثیرگذاری نقش‌شان بر استراتژی سازمان آگاه هستند؟آیا با توجه به تاثیر اطلاعات جدید، از جلسات اعضای تیم برای بررسی نتایج، عملکرد و چشم‌انداز آینده استفاده می‌کنم؟آیا به‌صورت منظم بازخورد اعضای تیم را جویا می‌شوم تا متوجه شوم که در کجا به شفافیت بیشتری نیاز داریم (به عبارت دیگر در مورد نقش‌ها، انتظارات و مسئولیت‌های شفاف)؟۲. مسیرهای منتهی به پیشرفت شغلی را به آنها نشان دهید تا انگیزه پیدا کنندنسل زد عمل‌گراست و دغدغه‌‌اش امنیت و پیشرفت شغلی است. بر اساس گزارش مرکز پژوهشی Pew: «نیمی از بزرگ‌ترین‌های نسل زد (سنین ۱۸ تا ۲۳) اعلام کرده‌اند که یا خودشان یا یکی از نزدیکان‌شان به‌دلیل شیوع کووید ۱۹، کارشان را از دست داده‌ یا با کاهش دستمزد روبه‌رو شده‌اند.» به این ترتیب، درک معیارهای عملکرد، نقشی کلیدی بر عهده دارد. این دست کارمندان می‌خواهند بدانند که برای پیشرفت چه انتظاری از آنها دارید و چگونه می‌توانند آینده خود را کنترل کنند؛ بنابراین حتماً برایشان توضیح دهید که به‌عنوان یک عامل فردی و یک رهبر آینده، موفقیت برای آنها به چه معنا خواهد بود. مثلا اگر شرکت‌تان یک سازمان‌دهی ماتریسی دارد، برایشان شرح دهید که ایجاد روابط، تاثیرگذاری و همکاری تیمی چطور بر عملکرد کلی تاثیر می‌گذارد و اینکه موفقیت تنها محدود به نتایج نیست، بلکه به روش انجام کار و تاثیری که بر دیگران دارد نیز مربوط می‌شود.برای مطالعه مطلب «۷ استراتژی برای پویایی نسل Z» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/7-startegies-for-z-generation-agency/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 21:10:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهار نابرابری جنسیتی به اقتصاد کمک می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-lvi2ufzep8to</link>
                <description>چرا وجود زنان کارآفرین برای رشد اقتصادی حیاتی است؟مهار نابرابری جنسیتی به اقتصاد کمک می‌کند پژوهشی که موسسه جهانی مکنزی انجام داده به این نتیجه رسیده که پیشبرد مساله برابری زنان می‌تواند تا سال ۲۰۲۵، دوازده تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند. در بهترین حالت این عدد می‌تواند به ۲۸ تریلیون دلار هم برسد. بر اساس این گزارش: «این تاثیر برابر با مجموع سهم امروز ایالات متحده و چین در اقتصاد است.» می‌توان با تضمین برابری و فرصت‌های بیشتر برای زنان این امر را محقق ساخت.به همین منظور دولت‌ها به جای اینکه در جست‌وجوی سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی و کاهش مالیات در جهت توسعه اقتصادی باشند، باید بیشتر روی سیاست‌های مربوط به افزایش مشارکت زنان در اقتصاد تمرکز کنند. چرا؟ زیرا زنان معمولا در وضعیت نابرابری قرار دارند.نابرابری در محیط کسب‌وکارها رواج دارداگر حضور زنان و مردان را در دنیای کسب‌وکار مقایسه کنیم، نابرابری‌های زیادی دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، بر اساس اعلام مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۹، به ازای هر یک دلار درآمدی که یک مرد دارد، درآمد یک زن به‌طور میانگین تنها ۵۴ سنت است.نابرابری‌ها حتی در فضای سرمایه‌گذاری خطرپذیر نیز دیده می‌شوند. در پژوهشی که محققان دانشگاه‌های هاروارد، ام‌آی‌تی و وارتون انجام دادند، ایده‌ای یکسان اما با دو صدای متفاوت به سرمایه‌گذاران ارائه می‌شد. بیش از دوسوم سرمایه‌گذاران ترجیح دادند که روی ایده‌ای سرمایه‌گذاری کنند که صدای مردانه عرضه کرده بود.این آمار کاملا خلاف پژوهش‌هایی است که نشان می‌دهد استارتاپ‌هایی که زنان به‌تنهایی یا با همکاری یک مرد تاسیس می‌کنند، عملکرد بهتری نسبت به استارتاپ‌هایی دارد که بنیان‌گذاران آنها فقط مردان هستند. این موضوع نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران، زنان را به‌شدت دست‌کم می‌گیرند؛ با اینکه زنان ثابت کرده‌اند که دستاوردهای بهتری دارند. به‌عنوان مثال در اروپا، فقط ۳۰ درصد از کارآفرینان زن هستند و گزارش شکاف جنسیتی جهانی از طرف مجمع جهانی اقتصاد اعلام کرده که تقریبا ۹۵ سال طول می‌کشد تا این شکاف جنسیتی جهانی از بین برود.چرا مهار نابرابری جنسیتی برای توسعه اقتصادی حیاتی است؟زنان پتانسیل بکر فوق‌العاده‌ای دارند: پژوهشی که مجله هاروارد بیزینس‌ریویو انجام داده، دریافته که زنان در مهارت‌های رهبری برتر از مردان عمل می‌کنند. همچنین زنان در مهارت‌های ویژه‌ای چون کار تیمی، نوآوری و حل مساله امتیاز بالاتری نسبت به مردان دارند. چنین پژوهش‌هایی گواهی هستند بر پتانسیل بی‌نهایت زنان در شرایط برابر؛ پتانسیل آنها در زمینه‌هایی مانند مشاوره، ایجاد ظرفیت و دسترسی به اعتبار و همچنین مهارت‌های ذاتی رهبری‌شان، برای موفقیت در کارآفرینی حیاتی هستند.این پژوهش نشان می‌دهد اگر زنان دسترسی برابر بیشتری به فرصت‌های کارآفرینی داشتند و در عوض می‌توانستند شروع به انباشت ثروت کنند، فاصله طبقاتی جنسیتی نیز کمتر می‌شد.ایجاد مشاغل بیشتری که مناسب زنان هستند، می‌تواند به پر کردن این شکاف کمک کند: همان‌طور که قبلا هم گفته شد، زمانی که صحبت از سرمایه‌گذاری خطرپذیر به میان می‌آید، هنوز هم نابرابری‌های قابل ‌ملاحظه‌ای در این زمینه وجود دارد. در سال ۲۰۱۷، تیم‌هایی که فقط از مردان تشکیل شده بودند، ۸۰ درصد سرمایه‌ جذب کردند. این در حالی است که شرکت‌هایی که موسسان آنها زنان بودند، تنها دو درصد سرمایه دریافت کردند. این مساله نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که بنیان‌گذاران آنها زن هستند، به‌ندرت سرمایه‌ای را که شایسته آن‌اند، دریافت می‌کنند.در نتیجه، کسب‌وکارهای کمی وجود دارد که دقیقا به نیازهای زنان بپردازند. زنان بینش دست‌اولی نسبت به مسائلی دارند که زنان دیگر با آن مواجه هستند و در توسعه راه‌حل‌های نوآورانه برای پرداختن به این مسائل، می‌توانند به حل مشکلاتی کمک کنند که نیمی از جمعیت دنیا با آن روبه‌رو هستند، همچنین قادرند شرکت‌های کاملا جدیدی را بنا کنند.مردان چگونه می‌توانند متحدان بهتری برای زنان باشند؟شواهد به‌روشنی نشان می‌دهند با اینکه وجود زنان کارآفرین ضروری است، اما باید کارهای بیشتری انجام شود تا فضای برابری به وجود بیاید؛ از جمله فراهم‌کردن دستمزد مساوی، داشتن دسترسی برابر به منابع مالی و ارتقای زنان به میزان مساوی به منصب‌های مدیریتی رده‌بالا.برای مطالعه مطلب «مهار نابرابری جنسیتی به اقتصاد کمک می‌کند» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/women-for-economic-growt/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 21:07:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند استراتژی کارا برای تغییر مسیر حرفه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-ksq2svxyy34z</link>
                <description>چگونه زنان کارآفرین شتاب خود را حفظ می‌کنند؟چند استراتژی‌ کارا برای تغییر مسیر حرفه‌ای جکی کار خود را به‌عنوان یک دانشمند در زمینه کشف داروها آغاز کرد. پس از گذشت چند سال، دریافت که دلش می‌خواهد در بخش استراتژی این کسب‌وکار مشغول به کار شود، اما هر بار که تلاش می‌کرد این تغییر را محقق کند، ناامید می‌شد.او می‌گوید: «پیوسته از دیگران می‌شنیدم که تو فقط یک داروسازی.» وقتی برای پست‌های دیگری که تجربه بازاریابی یا کسب‌وکاری او را توسعه می‌داد، درخواست استخدام می‌فرستاد نیز همین حرف‌ها را می‌شنید. هیچ‌کس نمی‌توانست فراتر از تخصص فعلی، او را در نظر بگیرد. او فکر می‌کرد که در این موقعیت گیر افتاده است.  جکی با مشکلی روبه‌رو بود که بسیاری از زنان در حرفه‌شان با آن مواجه می‌شوند؛ احساس می‌کنند شتاب خود را از دست داده‌اند.ما می‌خواهیم بدانیم با وجود مشکلات ساختاری و سیستمی که زنان در محیط کار با آنها روبه‌رو می‌شوند، چرا برخی از زنان، می‌توانند شتاب شغلی خود را حفظ کنند؟ما با ۳۷ زن در پست‌های مدیریتی ارشد (سرپرست ارشد، نایب‌رئیس، معاون ارشد و مدیر ارشد) مصاحبه کردیم که در بیش از ۷۵ شرکت تجربه کار داشتند. 25 درصد از زنانی که با آنها مصاحبه کردیم، مدیران ارشد رنگین‌پوست بودند و ۷۵ درصد از آنها سفیدپوست.ما از این رهبران درخواست کردیم تا لحظات حساسی را برای ما توصیف کنند که به آنها کمک کرده‌ تا شتاب شغلی خود را حفظ کنند. تجزیه‌وتحلیل این موقعیت‌ها این امکان را برای ما فراهم کرد تا آن دسته از ویژگی‌های شخصیتی مهمی را بررسی کنیم که به آنها کمک کرده تا در مواقعی که احساس می‌کردند گیر افتاده‌اند، باز هم ایستادگی کنند. با اینکه زنانی که با آنها مصاحبه کردیم پیشینه، علایق، شخصیت و حرفه‌های متفاوتی داشتند، اما حداقل دو مورد از سه رفتار زیر را در پیش گرفته بودند تا در این لحظات حساس شتاب خود را حفظ کنند.۱. انگیزه متمرکزاسمش را سرسختی، اراده محض یا پشتکار بگذارید. این زنان داستان‌هایی تعریف می‌کردند که در زمان رویارویی با موانع، از استعدادی درونی بهره برده‌اند که به آنها کمک کرده تا با توجه به اهداف عالی خود مشکلات کوتاه‌مدت‌شان را در نظر بگیرند.به‌عنوان مثال، لیدیا هیچ‌گاه در راه رسیدن به هدفش که جایگاه مدیرعاملی یک شرکت سرمایه‌گذاری بود، تزلزل پیدا نکرد. او هر فرصت شغلی را راهی برای شتاب‌گرفتن و دستیابی به هدفش می‌دید. او می‌گوید: «من تجربیات مختلفی داشتم که به من کمک می‌کرد رشد کنم و با تمام بخش‌های کسب‌وکار آشنا شوم؛ از منابع انسانی گرفته تا بخش فناوری، عملیات، اداری، فروش و بازاریابی. من به کسب‌وکار بازنشستگان رفتم و بعد به حوزه بیمه. مهم است که خودتان را برای نقشی که می‌خواهید داشته باشید، آماده کنید.»۲. تمایل بی‌وقفه نسبت به یادگیریاین زنان بیش از اندازه به یادگیری علاقه‌مند بودند. آنها انگیزه‌ داشتند تا به‌دنبال فرصت‌هایی باشند که تجربیات، چالش‌ها و دانش جدیدی به آنها ارائه دهد.به‌عنوان مثال، مری که حالا رئیس و مدیرعامل یک شرکت است، کارش را به‌عنوان یک وکیل شروع کرد. او توافق کرده بود که مسائل قانونی را مدیریت کند. سپس مدیر بخش مالی شد که به گفته خودش این کار را از صفر شروع کرد: «من از تحلیلگرانی کمک می‌گرفتم که چندین سطح پایین‌تر از خودم بودند.» او سوالات درستی را مطرح کرد، داده‌ها را به‌دقت مورد بررسی قرار داد، کنترل امور را به دست ‌گرفت و بعد شاهد اوج‌گیری ارزش سهام بود. مارا نیز مدیرعامل پیشین یک مرکز پزشکی است که ۵۶۰ هکتار تشکیلات پژوهشی دارد. او می‌گوید: «من هیچ‌چیز در مورد املاک و مستغلات نمی‌دانستم. نمی‌دانستم چطور باید یک سازمان را متحول ساخت. اما از بهداشت و درمان سر درمی‌آوردم و می‌دانستم چطور باید تیمی از متخصصان را گرد هم آورم و به یک هدف مشخص برسم.»۳. ذهنیت چابکزنانی که با آنها صحبت کردیم همگی از شیوه تفکر انعطاف‌پذیر برخوردار بودند؛ از جمله توانایی ارزیابی سریع موقعیت و تعیین مسیری رو‌به‌جلو. زمانی که پای حرفه‌شان به میان می‌آمد، آنها خودشان را از نو می‌ساختند یا پروژه‌هایشان را دگرگون می‌کردند.جن قبل از 30سالگی نایب‌رئیس یک شرکت بود. تا قبل از اینکه یک مدیر ارشد اداری فوق‌العاده شود، فرصت‌های زیادی برای او پیش می‌آمد و حتی کسی تصور نمی‌کرد که او مدیر مالی ارشد باشد؛ البته قبلا در دو شرکت دیگر برای این پست نادیده گرفته شده بود. پس از اینکه با یک مشاور معتمد مشورت کرد، تصمیم گرفت کار، موفقیت و شهرتش را به شیوه‌‌ای تغییر دهد تا به‌عنوان مدیر مالی دیده شود.برای مطالعه مطلب «چند استراتژی‌ کارا برای تغییر مسیر حرفه‌ای» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/elementor-5030/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 21:02:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ ویژگی که زنان کارآفرین باید در خود پرورش دهند</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DB%B1%DB%B0-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-eqknceawhiia</link>
                <description>کارآفرینان با ویژگی‌های ذاتی متولد نمی‌شوند10 ویژگی که زنان کارآفرین باید در خود پرورش دهندزنان ویژگی‌هایی دارند که آنها را از همتایان مردشان متمایز می‌کند؛ ويژگی‌هایی چون درک شهودی، هوشیاری، تدبیر و توانایی انجام چندین فعالیت به‌صورت همزمان و همین موضوع هم باعث شده که جنبش کارآفرینی به رهبری زنان رونق پیدا کند. در این مطلب برخی از ویژگی‌های کلیدی زنان کارآفرین موفق را بررسی می‌کنیم؛ آيا زنان از بدو تولد این ویژگی‌ها را دارند؟ آیا می‌توان این ویژگی‌ها را آموزش داد یا حتی آموخت؟ یا اینکه کارآفرینی مدرن ترکیبی از هر دو اینهاست و قدرت فزاینده تجربیات هر فرد در زندگی – چه خوب و چه بد – به این دو اضافه می‌شود؟بسیاری بر این عقیده هستند که هر کس ذاتا از ویژگی‌های خاصی برخوردار است که می‌تواند او را برای کارآفرینی یا مدیریت کسب‌وکار، مناسب‌تر (یا در برخی موارد نامناسب‌) سازد. اما این باور نیز وجود دارد که تجربیات زندگی‌ از جمله (و مهم‌تر از همه) غلبه بر موانع و چالش‌هاست که می‌تواند باعث شود خارج از چهارچوب‌ها فکر کنید، به‌دنبال راه‌حل‌های جدید باشید و به ریسک‌هایی دست بزنید که در شرایط دیگر با آنها روبرو نمی‌شدید.«دو ریچارد»، بنیان‌گذار مدرسه استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذار پیشین برنامه تلویزیونی Dragon’d Den، کاملا این فرضیه را رد می‌کند که کارآفرینان با یک توانایی ذاتی متولد می‌شوند. در عوض بر این نکته تاکید می‌کند که «حجم چشم‌گیری از اطلاعات وجود دارد که می‌توان آنها را یاد گرفت».10 ویژگی که زنان کارآفرین باید در خود پرورش دهنددر اینجا 10 خصوصیت را مرور می‌کنیم که کارآفرینی زنان را توصیف می‌کند؛ ویژگی‌هایی که همه کارآفرینان می‌توانند در خود پرورش دهند:بلندپروازی: بلندپروازی کاری می‌کند که در هر زمینه‌ای به برتری برسید. زنان موفق در کسب‌وکار به‌سرعت در پشت ‌سر گذاشتن موانع اجتناب‌ناپذیر مهارت پیدا می‌کنند و به میزان لازم به خودشان و تاثیری که بر روند اعمال تغییر می‌‌گذارند، باور دارند.مثبت‌نگری: کارآفرینان موفق جنبه مثبت هر موقعیتی را می‌بینند و این یک توانایی حیاتی برای غلبه بر استرس‌ها و چالش‌هایی‌ست که با کارآفرینی ارتباط مستقیمی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تفکر مثبت می‌تواند تاب‌آوری و ظرفیت شما برای یادگیری و حل مساله را بالا ببرد.ذهن‌آگاهی: کارآفرینان موفق فقط به ساخت و راه‌اندازی چیزی برای خودشان علاقه ندارند. زنان از اینکه بدانند کاری که انجام می‌دهند در سطحی فراتر از کسب‌وکارشان تاثیرگذار است، لذت می‌برند.قدردانی: زمانی که در حال راه‌اندازی یک کسب‌وکار و مشغول فعالیت در حرفه خود هستید، ممکن است به‌راحتی تمام دستاوردها و داشته‌های خود را فراموش کنید. زنان مسیری طولانی را طی کرده‌اند! هر روز قدردانی را تمرین کنید، زیرا چشم‌انداز شما را تغییر داده و باعث خوشحالی‌تان می‌شود. از زحمات دیگران و تاثیر مثبتی که در مسیر شما داشته‌اند نیز تقدیر کنید.احساس تعهد به رشد و توسعه: متعهد شوید که در زندگی همواره بیاموزید و از نظر شخصی و حرفه‌ای رشد کنید. پیوسته پیشرفت خود را ارزیابی کرده و تمایل داشته باشید که تغییرات لازم را برای رسیدن به موفقیت ایجاد کنید. از فرصت‌های شبکه‌سازی بهره‌برداری کرده و به تحصیل ادامه دهید. کارهای داوطلبانه انجام دهید و به نقاط مختلف دنیا سفر کنید. مراقب سلامتی خودتان بوده و الگویی برای اعضای تیم‌تان باشید.خودآگاهی: نقاط قوت خود را بشناسید. حوزه‌هایی را که در آنها مهارت ندارید و مانع پیشرفت شما می‌شوند، شناسایی کنید. مهارت خود را در حوزه‌هایی که باعث ارزش‌آفرینی می‌شود، تقویت کرده و سایر کارها را به اعضای تیم‌تان بسپارید.ریسک‌پذیری: شما باید برای انجام ریسک‌های سنجیده آماده باشید. توان ریسک‌پذیری هر کس متفاوت است، اما تصمیمات دقیق و سنجیده معمولا بهتر از انفعال است.برای مطالعه ادامه مطلب «۱۰ ویژگی که زنان کارآفرین باید در خود پرورش دهند» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/personality-of-entrepreneur-women/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Mon, 06 Feb 2023 22:29:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع زنان کارآفرین را بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-iyoulmtn5f9p</link>
                <description>زنان کارآفرین چگونه هستند؟انواع زنان کارآفرین را بشناسیددنیای کسب‌وکار یک دنیای مردانه است، اما حضور زنان در این حوزه هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. جامعه نیز در حال تکامل است تا کاری کند که زنان کارآفرین راحت‌تر بتوانند بر موانع غلبه کنند. بی‌دی‌سی (بانک توسعه تجارت کانادا) با حدود ۳۰۰ زن در سراسر کانادا مصاحبه‌ای انجام داده تا مشخص کند چه چیزهایی به آنها انگیزه می‌بخشد و در چه زمینه‌هایی می‌توانیم به آنها کمک کنیم تا از پس چالش‌هایشان برآیند. بر اساس این مصاحبه‌ها ما به این نتیجه رسیدیم که زنان کارآفرین، بسته به جایگاه‌شان در مسیر حرفه‌ای خود، نیازها و انتظارات متفاوتی دارند. البته لازم به ذکر است که مهم نیست چه نوع کارآفرینی باشید، موفقیت همیشه بر اساس معیارهای خودتان تعریف خواهد شد.با چهار گروه از زنان کارآفرین آشنا شوید:۱. کارولین: کارآفرین خالقتعادل میان کار و زندگی شخصی، انعطاف‌پذیری و کنترل برای این دسته از زنان کارآفرین بسیار ارزشمند است. کارولین چهار سال پیش، پس از اینکه فرزندانش تحصیل در مدرسه ابتدایی را آغاز کردند، کسب‌وکار بسیار ممتازی را در زمینه بازسازی خانه‌ها راه‌اندازی کرد.او می‌خواهد به چه نقطه‌ای برسد؟- می‌خواهد کسب‌وکارش را گسترش دهد.- رویای او این است که خارج از کشور زندگی کند و یک مرکز مدیتیشن را اداره کند.شعار او چیست؟«کار کردن مهم است، اما من دلم می‌خواهد برای کارهای دیگر زندگی نیز زمان داشته باشم.»۶۰ درصد از زنان کارآفرین خالق هستند.درآمد سالانه ۸۰ درصد از آنها اندکی کمتر از 100.000 دلار است.بزرگ‌ترین چالش این گروه فروش و بازاریابی است.۲. کائوروکو: کارآفرین سازندهاو با جدیت کسب‌وکارش را پیش می‌برد، اما تجربه زیادی ندارد. کائوروکو سه سال پیش به همراه دوست صمیمی‌اش یک فروشگاه لباس آنلاین تاسیس کرد.او می‌خواهد به چه نقطه‌ای برسد؟- می‌خواهد کسب‌وکارش به‌سرعت رشد کند تا امنیت مالی داشته باشد.- به معنای واقعی برایش مهم است که محصولات باکیفیتی به مشتریان ارائه دهد.شعار او چیست؟«کسب‌وکار جوانم، کار مورد علاقه من است و نسبت به آن اشتیاق دارم.»۱۵ درصد از زنان کارآفرین سازنده هستند. فقط ۲۰ درصد از آنها باور دارند که موسسات مالی‌ آنان را جدی می‌گیرند.بزرگ‌ترین چالش این گروه شبکه‌سازی است.۳. تانیا: کارآفرین رهبراو یک مالک کسب‌وکار باتجربه و تشنه رشد و موفقیت است. تانیا هشت سال پیش کسب‌وکار پیشرفته خود در زمینه آماده‌سازی مواد غذایی را راه‌اندازی کرد.او می‌خواهد به چه نقطه‌ای برسد؟- می‌خواهد به یکی از رهبران بازار خرده‌فروشی غذای آماده تبدیل شود.- نمی‌خواهد زمان شخصی و سرگرمی‌هایش را فدای کار کند.شعار او چیست؟«کسب‌وکارم مثل فرزندم می‌ماند. به او کمک می‌کنم تا بزرگ شود.»۲۵ درصد از زنان کارآفرین رهبر هستند. ۳۳ درصد از آنها بیش از ۱۰ سال تجربه مالکیت کسب‌وکار دارند. بزرگ‌ترین چالش اعضای این گروه تامین مالی است.۴. سارا: کارآفرین بنیان‌گذاراو بلندپرواز است و از انجام کارهای جدید نمی‌ترسد. سارا بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، به همراه یک نفر دیگر یک شرکت راه‌اندازی کرد که که توانست سرمایه خطرپذیر جذب کند.او می‌خواهد به چه نقطه‌ای برسد؟- می‌خواهد به‌سرعت رشد کند تا یک شرکت فناوری‌ پیشرو راه بیاندازد.- می‌خواهد در دنیای سرمایه‌گذاری خطرپذیر برای خودش اعتباری به دست بیاورد، اما نگران است که دیگران به خاطر زن‌بودن، رفتار متفاوتی با او داشته باشند.شعار او چیست؟«آنچه مرا پیش می‌برد، ایجاد کسب‌وکاری پررونق است.»۲ درصد از زنان کارآفرین بنیان‌گذار هستند.۹۰ درصد از کارآفرینان این گروه از زنان کارآفرین موفق الهام می‌گیرند.  بزرگ‌ترین چالش این گروه شبکه‌سازی و استخدام است.برای مطالعه ادامه مطلب «انواع زنان کارآفرین را بشناسید» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/kinds-of-entrepreneur-women/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jan 2023 14:09:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۳ راه برای کمک به موفقیت زنان در رهبری</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DB%B1%DB%B3-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-ifyd5xnqtxid</link>
                <description>زنان دیگر برای موفقیت به کمک ما نیاز دارند13 راه برای کمک به موفقیت زنان در رهبریبالا بردن قدرت رهبری زنان در کسب‌وکار فقط برای رسیدن به برابری جنسیتی نیست، بلکه برای کسب‌وکار هم بهتر است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که «تنوع جنسیتی بیشتر»، به‌خصوص در محیط شرکت‌ها، می‌تواند به معنای بهره‌وری بیشتر، نوآوری افزون‌تر، تصمیم‌گیری بهتر و رضایت بالاتر و البته حفظ کارمندان باشد. حالا سوال مهم این است که برای کمک به موفقیت زنان در مقام رهبری چه می‌توان کرد؟مهم نیست در کدام نقطه از مسیر حرفه‌ای‌تان هستید، خواه به‌تازگی کارتان را شروع کرده باشید، خواه در جایگاه یک مدیر ارشد فعالیت کنید، چه زن باشید، چه مرد، به‌آسانی می‌توانید با عمل به یکی از توصیه‌های زیر به سایر زنان کمک کنید تا پتانسیل خود را بشناسند:۱. راهنما و در عین حال حامی باشید: به‌خصوص اگر در جایگاه مدیران ارشد فعالیت می‌کنید، خانمی را در شرکت‌تان استخدام کنید که پتانسیل این را دارد که به جایگاه‌های شغلی بالا برسد. می‌توانید تجربیات کاری شخصی خود را با او در میان بگذارید، به او مشاوره بدهید و او را راهنمایی کنید تا مسیر حرفه‌ای خودش را دنبال کند. اینکه تلاش‌های شما سبب شود شرایط به سمت برابری جنسیتی بیشتر در محیط کار پیش‌ برود، برایتان رضایت‌بخش خواهد بود.۲. بازخوردهایی صادقانه ارائه دهید: درست است که می‌خواهید به زنان دیگر انگیزه بدهید، اما آنها نیز سزاوار شنیدن حقیقت هستند. اگر زنان در حیطه‌ای به پیشرفت نیاز دارند تا بتوانند در شغل‌شان موفق شوند، حتما صادقانه در موردشان صحبت کنید. اگر فقط بخشی از حقیقت را به آنها بگویید، در حق‌شان بی‌انصافی کرده‌اید.۳. تفاوت‌هایتان را ارج نهید: همه زنان شبیه به هم نیستند. به استعداد همه زنان شرکت‌تان احترام بگذارید و اعتبار آنها را در شرکت تقویت کنید. ذهنیت کمیابی را کنار بگذارید و این کار را با تقدیر از منحصربه‌فرد بودن افراد و توانمند کردن دیگران از طریق ارائه بازخورد و مشاوره انجام دهید.۴. همکاری کنید و از دیگران جدا نباشید: حتی اگر در جایگاه یک مدیر ارشد هستید، در زمان نیاز برای کمک به زنان دیگر تیم‌تان، وارد عمل شوید تا به آنها نشان دهید که می‌توانند با شما ارتباط برقرار کنند. به جای اینکه دیگران را راهنمایی کنید تا هماهنگ با مردها یا مطابق میل شما عمل کنند، با خودتان روراست باشید و همان‌طور که دوست دارید با خودتان رفتار شود، با دیگران رفتار کنید.۵. زنان دیگر را به سایرین معرفی کنید: اگر زنی را دیدید که قابلیت‌هایی دارد و از پس کاری برمی‌آید، او را به دیگران معرفی کنید. برای همه زنان در جایگاه‌های ارشد جا به اندازه کافی هست؛ بنابراین در کنار زنان دیگر تلاش کنید تا آنها نیز بتوانند حرفه خود را در مسیر درست قرار دهند.۶. ایده‌های درخشان آنها را به اطلاع دیگران برسانید: به‌صورت علنی از کاری که یک زن دیگر انجام می‌دهد، تعریف و از او دفاع کنید و دستاوردهای شگفت‌انگیز آنها را به اطلاع دیگران برسانید.۷. صدای آنها باشید و فضای کافی را در اختیارشان قرار دهید: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که احتمال بیشتری وجود دارد که دیگران صحبت خانم‌ها را قطع کنند؛ بنابراین کاری کنید که صدای آنها شنیده شود. اگر در جلسه‌ای هستید و می‌بینید ایده‌ای خوب که از جانب یک زن مطرح شده، نادیده گرفته می‌شود، دوباره آن‌ را مطرح کنید و مطمئن شوید که اعتبار لازم را به آن زن می‌بخشید. گاهی ‌اوقات پیش می‌آید که یک زن ایده‌ای را مطرح می‌کند و دیگران آن را نادیده می‌گیرند، اما زمانی که یک مرد همان مطلب را بازگو می‌کند، همه افراد فکر می‌کنند بسیار نبوغ‌آمیز است.۸. از زنان استقبال کنید: شما این قدرت را دارید که کاری کنید تا دیگری در سازمان شما احساس کند خودی است و مورد حمایت واقع شده است. وقتی زنان جدیدی وارد تیم می‌شوند یا زمانی که می‌بینید یک نفر دارد تقلا می‌کند که خودش را با فرهنگ سازمانی شما وفق دهد، برای کمک به او حاضر باشید.برای مطالعه ادامه مطلب «۱۳ راه برای کمک به موفقیت زنان در رهبری» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید:https://vc.persolco.com/success-of-women/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 20:40:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هشت روش حمایت از زنان توسط کارآفرینان زن</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86-gj2upkhitbdh</link>
                <description>زنان چگونه می‎توانند از یکدیگر حمایت کنند؟هشت روش حمایت از زنان توسط کارآفرینان زنبر هیچ‌کس پوشیده نیست که برخورداری از حمایت رهبران دیگر، تفاوت عمده‌ای در موفقیت کارآفرینی یک فرد ایجاد می‌کند. زمانی که شبکه ارتباطات شما شامل دیگرانی می‌شود که با کشمکش‌های شما آشنا هستند، این دیگران می‌توانند با دیدگاهی مشابه، به شما انگیزه داده و در زمان نیاز توصیه‌های درخوری به شما ارائه دهند. سال‌هاست که زنان گام‌های بزرگی در عرصه کسب‌وکار برداشته‌اند و به جایگاهی به‌مراتب بالاتر از همیشه رسیده‌اند. حمایت زنان کارآفرین از یکدیگر نیز روشی فوق‌العاده برای رشد هرچه ‌بیشتر است. در این مقاله هشت رهبر از شورای کارآفرینان جوان، نکاتی را بازگو می‌کنند که نشان می‌دهد چگونه می‌توانید حمایت خود از دیگران را نشان دهید و به بحث در این مورد می‌پردازند که زنان کارآفرین چگونه می‌توانند از همکاران زن دیگر حمایت و مسیرهایی برای تغییرآنها ایجاد کنند.۱. روی کسب‌وکارهای متعلق به زنان سرمایه‌گذاری کنیدکارآفرینان زن باید در کسب‌وکارهایی که تحت مالکیت زنان است، سرمایه‌گذاری کنند. بله، درست است که ما باید به زنان کارآفرین تازه‌کار مشاوره و هر توصیه‌ای که می‌توانیم ارائه دهیم، اما در نهایت زنان برای کسب‌وکار خود به سرمایه نیاز دارند و واقعیت تأسف‌بار این است که بخش اعظم سرمایه‌ها هنوز به شرکت‌هایی تعلق می‌گیرد که بنیان‌گذاران مرد دارند. اگر من روزی بتوانم کسب‌وکارم را به فروش برسانم، هدفم این است که با درآمد حاصل از آن تا جایی که می‌توانم روی شرکت‌‌هایی سرمایه‌گذاری کنم که بنیان‌گذاران آنها زن هستند؛ زیرا به نظر می‌رسد که این موثرترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم تا ساختار بخش مدیریت شرکت‌ها را تغییر دهیم.(کِلسی رِیموند، Influence &amp; Co)۲. موفقیت‌های یکدیگر را تحسین کنیداگرچه می‌توان در شبکه‌های اجتماعی و به‌صورت آنلاین موفقیت دیگران را تحسین کرد، اما رابطه رودررو بسیار ارزشمندتر است. اگر یادداشتی برای یکی از کارآفرینان زن بگذاریم و در آن از دستاوردهای او تقدیر کنیم، این کار تاثیر شگرفی خواهد داشت. وقتی می‌بینید مالک کسب‌وکاری دیگر کاری انجام می‌دهد که علاقه شما را برمی‌انگیزد یا شایسته تقدیر است، از آن تقدیر کنید. به همین شکل ارجاعات شخصی نیز بسیار مهم هستند، اگر به محصولات یا خدماتی برخوردید که از آنها خوش‌تان آمد، این موضوع را با دیگران در میان بگذارید. (لیندسی تِین، LogicPrep)۳. از آرمان زنان حمایت کنیداداره یا راه‌اندازی کسب‌وکار برای یک زن، کاری بس چالشی است. اگر در جایی از زندگی روزمره نابرابری‌هایی دیدید، بی‌پرده به آن اعتراض کرده و در شبکه‌های اجتماعی از آرمان‌هایی که مربوط به زنان است، حمایت کنید. به‌علاوه، حمایت از افراد روشی مهم برای کمک‌کردن است. به‌عنوان مثال، ارائه مشاوره‌ به زنی جوان‌تر در کسب‌وکار یا تبلیغ کسب‌وکارهایی که بنیان‌گذاران آنها زن هستند، جامعه زنان کارآفرین را توانمند می‌سازد. توجه‌کردن، ارائه مشاوره‌ به کارآموزان و شناساندن فرصت‌های جدید به آنها تفاوت بسیار چشم‌گیری ایجاد می‌کند. (یی‌فی یین، Human Heritage Project)برای مطالعه ادامه مطلب «هشت روش حمایت از زنان توسط کارآفرینان زن» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/entrepreneur-women/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 20:32:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه زنان به آینده کسب‌وکار شکل می‌دهند</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-yrtyc0m2kkbd</link>
                <description>مروری بر نقش زنان در کسب‌وکارهاچگونه زنان به آینده کسب‌وکار شکل می‌دهنداین روزها چشم‌‌انداز کسب‌وکارها در حال تغییر است. پاندمی کووید ۱۹ را که کنار بگذاریم، نگرش‌ها نسبت به روش‌های «سنتی» کار کردن  نیز در حال تغییر است. علاوه بر این، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد زنان نقش مهمی در شکل‌دهی به آینده کسب‌وکار ایفا می‌کنند. ما در اینجا به تاریخچه‌ای خواهیم پرداخت که چشم‌انداز کنونی را خلق کرده و در ادامه بررسی می‌کنیم که در آینده باید انتظار چه چیزهایی را داشته باشیم.تاریخچه‌ای مختصر از حضور زنان در دنیای کسب‌وکاربسیاری از افراد از این حقیقت آگاه نیستند که تاریخ کارآفرینی زنان به زمان‌های بسیار دوری بازمی‌گردد. شواهد ثبت‌شده نشان می‌دهند اولین تاجران زن در سال ۱۸۷۰ قبل از میلاد در شهر آشور می‌زیسته‌اند. در آن زمان زنان آشوری اغلب در شبکه‌های تجارت گسترده‌ای که در آن منطقه شکوفا شده بودند، مشارکت داشتند و این موضوع ثابت می‌کند که تجارت مختص مردان نبوده است. نمونه‌های متاخر دیگری از زنان تاجر نیز وجود دارد. به‌عنوان مثال، «مارگارت هاردنبروک» در سال ۱۶۵۹ به شهری رفت که بعدها نیویورک نامیده شد و قبل از اینکه یک واسطه تجاری شود، مامور وصول بدهی بود. او بین هلند و مستعمره‌ها به بازرگانی می‌پرداخت و در نهایت به ثروتمندترین زن در نیویورک تبدیل شد.نمونه‌های دیگری از کارآفرینان زن موفقی وجود دارد که مالک و مدیر کسب‌وکار خودشان هستند. در سال ۱۷۶۶ «مری کاترین گُدار» اولین ناشر زن در آمریکا شد. در دهه ۹۰ میلادی، «مادام سی.جی واکر» صاحب یک کسب‌وکار میلیون دلاری در زمینه محصولات مراقبت از مو بود و «کوکو شنل» نیز اولین بوتیک خود را در سال ۱۹۱۳ افتتاح کرد.در سال ۱۹۷۳، تنها یک مدیرعامل زن به نام «کاترین گراهام» در فهرست شرکت‌های فورچون ۵۰۰ وجود داشت. در این زمان فقط ۳۸ درصد از نیروی کار در ایالات متحده زن بودند. در سال ۲۰۱۹، این عدد افزایش یافت و به 46.2 درصد رسید و مدیرعامل ۳۷ شرکت در فهرست فورچون ۵۰۰ زنان بودند.چشم‌انداز کنونی زنان در دنیای کسب‌وکارواضح است که در چند دهه گذشته از لحاظ فرصت‌هایی که در دنیای کسب‌وکار برای زنان وجود داشته و حضور آنها در این حیطه، تغییرات مثبتی رخ داده است. اما چشم‌انداز فعلی چه معنایی برای آینده دارد؟ ما در این مقاله به برخی آمار و ارقام، نکات مثبت و چالش‌هایی که می‌توانند به دهه‌های آینده شکل بدهند، اشاره کرده‌ایم.برای مطالعه ادامه مطلب «چگونه زنان به آینده کسب‌وکار شکل می‌دهند» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/women-impression-on-business/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 20:31:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر چالش‌ها و فرصت‌های رهبری زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@PersolVC/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-j7hc7r3tawus</link>
                <description>‌رهبری زنان در کسب و کارمروری بر چالش‌ها و فرصت‌های رهبری زنانبه نظر می‌رسد با افزایش تعداد سازمان‌هایی که مدیران زن آنها را اداره می‌کنند، گرایش عمومی نسبت به انتصاب زنان در پست‌های مدیریتی در حال افزایش است. در حقیقت، تعداد زنانی که کسب‌وکارهای فورچون ۵۰۰ (فهرستی از ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی از نظر درآمدزایی که هرساله در نشریه فورچون منتشر می‌شود) را اداره می‌کنند، بیش از هر مقطع دیگری در تاریخ  فورچون ۵۰۰ بوده است. با این حال، وقتی همه جوانب را در نظر می‌گیریم، می‌بینیم که مدیریت زنان هنوز هم در تعداد کمی از کل شرکت‌های پیشرو محقق شده‌است. همچنین، با توجه به ماجراهای خبرسازی که شکاف دستمزد جنسیتی بی‌بی‌سی را فاش کرده‌اند یا خانم‌های کارآفرینی که برای بالا بردن اعتبارشان به دروغ اعلام کرده‌اند یک شریک مرد دارند، پرواضح است که نابرابری زنان هنوز هم یک مشکل بزرگ در دنیای کسب‌وکار است. در ادامه این مقاله می‌توانید توصیه‌های تعدادی از مدیران زن را ببینید و از تجربیات شخصی‌شان در مبارزه با کلیشه‌های جنسیتی و حمایت از آرمان زنان در محیط کار بیاموزید.مزایای حضور زنان در دنیای کسب‌وکار۱. نیروی کار متنوع، نیروی کار نوآور استتجربه نشان می‌دهد که تنوع –از تنوع جنسیتی گرفته تا تنوع فرهنگی، سنی و نژادی– باعث پرورش خلاقیت و نوآوری می‌شود. از شرکت پرایس‌واترهاوس‌کوپرز گرفته تا دیزنی و اورئال، همه سازمان‌ها در تمام اصناف به‌دنبال این هستند که ایجاد محیط کاری متنوع و فراگیر را در اولویت خود قرار داده و از آن بهره ببرند.مسلما زنان و مردان تجربیات و پیشینه‌های مختلفی دارند که به رویکرد آنها نسبت به کسب‌وکار شکل می‌دهد. به چالش‌ کشیدن و همکاری‌ با کسانی که متفاوت از ما فکر می‌کنند، می‌تواند موجب خلاقیت و ترویج ایده‌های نوآورانه‌ای باشد که باعث پیشرفت شرکت‌ها می‌شود.۲. زنان در مهارت‌های ارتباطی که لازمه رهبری کسب‌وکار است، سرآمد هستندبا توجه به اینکه مهارت فنی و دانش، مسائلی بنیادین و تعیین‌کننده موفقیت یک حرفه هستند، مدیران عامل‌ به‌طور مداوم از مهارت‌های ارتباطی به‌عنوان مطلوب‌ترین ویژگی‌های حرفه‌ای نام می‌برند. اگرچه سنجش خصوصیاتی چون مهارت‌های ارتباطی موثر، همدلی و خودآگاهی مشکل است، اما این خصوصیات بسیار ارزشمند هستند و می‌توانند تفاوتی واقعی در میزان درآمدزایی ایجاد کنند. پژوهش‌های اخیر نشان داده که رابطه‌ای میان قدرت شخصیت و عملکرد تجاری وجود دارد و مدیران عاملی که رتبه بالایی در ویژگی‌هایی چون شفقت و صداقت دارند نیز از بازدهی 9.35 درصدی دارایی در یک دوره دوساله برخوردار شده‌اند.شاید مهارت‌های ارتباطی و هوش هیجانی مزیت رقابتی مهمی برای زنان در کسب‌وکار باشند. پژوهشی که شرکت مشاوره بین‌المللی Hay Group در سال 2016 انجام داده، نشان می‌دهد که در ۱۱ مورد از ۱۲ قابلیت کلیدی هوش هیجانی، زنان بهتر از مردان عمل می‌کنند. این قابلیت‌ها شامل خودآگاهی عاطفی، همدلی، مدیریت تعارض، سازگاری و کار گروهی بود که همگی مهارت‌های ضروری برای رهبری موثر در محیط کار هستند.۳. زنان نماینده قدرت اقتصادی عظیمی هستند و بینش مصرف‌کننده مهمی را ارائه می‌دهندبرآورد شده که زنان به‌طور سالانه بیش از ۲۰ تریلیون دلار در هزینه‌های مصرف‌کنندگان سهم دارند که از مجموع بازار هند و چین، بازار بزرگ‌تری است. همچنین زنان عامل ۸۵ درصد از خریدها هستند.برای مطالعه ادامه مطلب «مروری بر چالش‌ها و فرصت‌های رهبری زنان» به وبلاگ گروه سرمایه‌گذاری پرسال مراجعه کنید: https://vc.persolco.com/elementor-4969/</description>
                <category>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</category>
                <author>گروه سرمایه‌‌گذاری پرسال</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 20:29:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>