<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Psychology</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Psychology</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:37:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/168217/avatar/Pg5sUK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Psychology</title>
            <link>https://virgool.io/@Psychology</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اختلال اضطراب جدایی در کودک و هر آنچه والدین و پرستار کودک باید در این مورد بدانند</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-u1nhvetoktll</link>
                <description>کودکاختلال اضطراب جدایی ( Sepraton Anxiety Disorder) در نوزادان (در سنین 8 تا 14ماه) بسیار طبیعی است، در این محدوده سنی  کودکان از محیط های ناآشنا و افراد غریبه دوری می کنند و نوعی ترس ذاتی نسبت به آن ها دارند، اما این ترس در صورتی که در کودکان بالای 6 سال رخ دهد، بسیار شدید تر بوده و بیش از چهار هفته به طول می انجامد که اصطلاحا به آن “اختلال اضطراب جدایی در کودکان ” اطلاق می گردد.اختلال اضطراب جدایی در کودکان، حالتی است که کودک هنگام دور شدن از محیط خانه یا یکی از عزیزان و یا افراد خانواده به ویژه پدر و مادر یا پرستارش، دچار ترس و استرس عصبی می شود، برخی از این کودکان، علاوه بر ترس و اضطراب، دچار علائم جسمی و یا فیزیکی مانند سردرد و دل درد هم می شود و همین ترس و اضطراب می تواند در فعالیت های عادی کودک مانند رفتن به مدرسه یا بازی با کودکان دیگر اختلال ایجاد کند.چگونه اضطراب جدایی در كودكان را آسان تر مدیریت کنیم؟اگر اضطراب جدایی در كودكان در فرزند شما طبیعی و نرمال است و در زندگی شخصی او مشکل خاصی به وجود نمی آورد، شما می توانید با انجام توصیه های زیر روند جدایی را در کودکان تسهیل نمایید :جدا بودن را تمرین کنید : برای عادت دادن تدریجی کودکان به جدایی، می توانید به صورت مقطعی جدایی های کوتاه مدتی بین خود و کودتان ایجاد کنید. مسافرت های کوتاه مدت و استفاده از پرستار کودک به کاهش اضطراب جدایی در كودكان کمک می کند.برای جدایی آگاهانه از کودکان، زمان بندی مناسبی داشته باشید : برای مثال زمان قبل از خواب کودک و یا غذا خوردن او زمان مناسبی برای غیبت شما نیست. کودک در این زمان ها بیشتر از هر زمان دیگری به شما نیاز دارد. بنابراین سعی کنید زمان های مناسب برای تمرین جدایی را شناسایی و برای آن برنامه ریزی کنید.یک آئین و عادت خداحافظی سریع بین خود و کودکان ایجاد کنید : آئین ها و عادت ها هرچه قدر هم که کوچک باشند، برای کودکان آرامش بخش هستند. یک بوسه کوتاه، درست کردن یک علام قلب با دست و یا یک چشمک کوچک هنگام خداحافظی می تواند تبدیل به آئین خداحافظی شما شود.خداحافظی را زیاد طولانی نکنید : هنگام خداحافظی به کودک خود بگویید که کجا می روید و به او این اطمینان را بدهید که زود برخواهید گشت. خداحافظی کردن را تبدیل به یک مراسم طولانی نکنید تا در ذهن کودک امر عادی جلوه کند.وعده های خود را فراموش نکنید : اگر به کودک خود قول داده اید تا سر ساعت مشخصی منزل باشید، حتما به وعده خود عمل کنید. این کار موجب می شود تا کودک هنگام جدایی مطمئن باشد که شما باز خواهید گشت.پرستار فرزند خود را تغییر ندهید : اگر برای مراقبت و نگهداری از کودک خود از خدمات پرستاران کودک استفاده می کنید، بهتر است که برای کاهش اضطراب و یا اطمینان بخشی از دلبستگی های کودک خود، پرستار فرزند خود را تغییر ندهید.برنامه های ترسناک تلوزیون را به حداقل ممکن برسانید : اگر کودک شما تلوزیون می بیند بهتر است برنامه های ترسناک آن را از لیست برنامه های او حذف کنید. تسلیم نشوید : در مواردی که کودکان برای ماندن شما پافشاری می کنند، سعی کنید با اطمینان بخشی از بازگشت خود فرزندتان را آرام نگهدارید و به راحتی تسلیم خواسته های او نشوید.هنگام بی قرار کودک او را سرزنش نکنید : سعی کنید مشکل کودک را درک کنید. با گفتن عباراتی مانند &quot;مثل بچه ها نباش&quot; او را مضطرب تر نکنید.خلاقیت داشته باشید : به عنوان والدین کودک شما بهتر از هر کسی دیگری می دانید کودک شما چه طور تحت تاثیر آموزش مثبت قرار می گیرد. برای مثال می توانید برای کودک داستان تعریف کنید. داستان کودکی که یک روز پدر و مادرش از خانه برای مهمانی بیرون رفتند و با طی ماجراهایی در نهایت به منزل بازگشتند.با انجام توصیه های ذکر شده می توانید  اضطراب جدایی در كودكان که به صورت عادی و طبیعی باشد را بهتر مدیریت کنید. اما اگر با انجام تمامی این نکات باز هم این مساله برای کودک شما تکراری به نظر می رسد اضطراب جدایی در كودكان به صورت یک اختلال جدی در او بروز کرده است.شیوع اختلال اضطراب جدایی در کودک :اضطراب جدایی در کودک، تقریبا بین 4% تا 5% بین کودکان سنین 7 تا 11 سال شیوع دارد و در نوجوانان کمتر دیده می شود به طوری که تنها حدود 1.3% از نوجوانان آمریکایی را مبتلا می سازد و این شیوع به طور مساوی، کودکان دختر و پسر را تحت تاثیر قرار می دهد.تشخیص اختلال اضطراب جدایی در کودکان :بیماری اختلال اضطراب جدایی در کودکان هم همچون بزرگسالان، بر اساس علائم و نشانه های بالینی تشخیص داده می شود و در صورت وجود علائم و نشانه های بالینی، تشخیص داده می شود. در صورت وجود علائم، پزشک با انجام یک ارزیابی کامل به همراه معاینه فیزیکی دقیق، به ارزیابی می پردازد.البته همینجا اشاره کنیم که پزشک ممکن است از آزمایشات مختلفی برای رد بیماری های جسمی و یا عوارض جانبی داروها به عنوان علت زمینه ای استفاده کند.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sat, 25 Sep 2021 13:29:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارادوکس چیست؟ درمان پارادوکسی به چه معنا است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ybeohoafnj7f</link>
                <description>متناقض نما یا پارادوکس (Paradox) برگرفته از Paradoxum در لاتین است که منشا واژه یونانی Paradoxon است، مرکب از Para به معنی مقابل یا متناقض با و doxa به معنی عقیده و نظر. بهترین توصیفی که برای تناقض (پارادوکس) ارائه شده این است: نتیجه‌گیریهای غیرقابل قبولی که به دنبال استدلالی به ظاهر قابل قبول از مقدماتی به ظاهر قابل قبول حاصل شده‌اند. پارادوکسها هم جنبۀ مثبت و هم جنبۀ منفی دارند.جنبۀ مثبت این است که ممکن است از دیدگاهی متفاوت، صحیح باشند. و جنبۀ منفی هم این است که پوچ و نامعقول و یا مغایرند. منظور از «تناقض» یک ابهامِ تشدید شده است، و چیزی که «متناقض» باشد، همانند یک تنگنا یا کوچۀ بن‌بست است – به وضوح غیرممکن بوده و روبرو شدن با آن مستلزم شهامت است. پارادوکسها می‌توانند یک نیروی پیش‌برنده در روند رشد و تکامل انسان باشند، چرا که مغایرتهایی که در آنها نهفته است مطلق نیستند – پارادوکسها نه مطلقاً اشتباهند و نه مطلقاً غیرقابل درک. در این مقاله سعی بر آن است تا در رابطه با درمان پاردوکسی صحبت شوددرمان پارادوکسی به چه معناست؟درمان پارادوکسی، تاکتیکهای روان درمانی است که به نظر می رسد با اهدافی که برای رسیدن به آنها طراحی شده اند مغایرت دارد. به عنوان مثال، یک درمانگر ممکن است به مراجعان عمداً علامت اصلی بیماریشان را که از آن اجتناب می کنند را به آن ها تجویز نماید. در تعریف کلاسیک یک درمان دوگانه یا پارادوکس درمانی، یک دستورالعمل ساختار یافته است که شامل موارد زیر می شود: رفتاری را که بیمار انتظار دارد تغییر کند را تقویت می کند. دلالت بر این دارد که این تقویت کننده وسیله تغییر است. به بیمار گفته می شود با انجام عین رفتار بیمارگون، تغییر كند ادبیات تجربی و مفهومی در مورد استفاده از مداخلات پارادوکسیک در روان درمانی در دهه گذشته به طور قابل توجهی توسعه یافته است. مداخله های پارادوکسیک به این دلیل نامگذاری شده اند که درمانگر به مراجع کمک می کند تا برای تغییر رفتار به راه هایی دست بزند که به نظر می رسد با اصول درمان های مورد انتظار تناقض دارد. یک نمونه کلاسیک شامل درمان بیماری است که از نوعی بی خوابی به دلیل نشخوار فکری ناشی از تمیز کردن رنج می برده می باشد. به بیمار نشانه هایی که باعث بیخوابی مش وند تجویز شده و هالی (۱۹۸۴) گزارش می دهد که در این در مورد خاص، بی خوابی بیمار پس از گذشت چند هفته به بهبودی رسید. در روان درمانی، قصد پارادوکسی، تمرین عمدی عادت یا تفکری است که برای شناسایی و حذف علامن و نشانه ها از آن استفاده می شود.تاریخچه پارادوکس درمانیتشویق یا تشدید علائم بیمار و یا حتی تلاش برای جلوگیری یا محدود کردن تلاش مراجع برای کاهش علائم خود ابتدا به عنوان یک استراتژی برای ارتقای عملکرد روانی افزایش یافت. این روش مفهومی برای تکنیک های پارادوکسیک بر اساس ملاحظات نظری و عملی است. منابع مربوط به حل مشکلات با مداخلات پاردوکسی به اوایل قرن هجدهم بر می گردد. در قرن بیستم، دانلاپ تکنیک تمرین منفی را برای مشکلاتی از قبیل لکنت زبان و شب ادراری به کار برد. روزن از طریق روانکاوی مستقیم، بیماران روانی را ترغیب کرد تا برای جلوگیری از عود بیماری درگیر جنبه های روانپزشکی خود شوند. فرانکل از قصد پارادوکسیکال برای کمک به بیماران خود در تجدید نظر در مورد علائم خود استفاده کرد. نویسندگان دیگر نیز خلاصه ای از توسعه تاریخی و طبقه بندی مداخلات پارادوکسیک ارائه کرده اند. یکی از اولین مراحل درمان پارادوکسیک توسط ا.کانیل در سال ۱۹۸۳ توصیف شده است. وی یک پزشک انگلیس بوده که استراتژی مبتنی بر روش پاردوکسی را برای اهداف درمانی گزارش داد..البته در اوایل این قرن نیز گزارش هایی در رابطه با مداخلات پارادوکسیک توسط نظریه پردازان به کار رفته است. امروز، بسیاری از درمانگران مداخلات پارادوکسیک را به نظریه های جامع تغییر رفتار انسان بسط داده اند. این رویکرد درمان در نوشته های مفهومی و ادبیات از دهه ۱۹۶۰ گسترش نسبی داشته است. همچنین بررسی کمی تجربی بیش از یک دهه در رابطه با آن در اوج خود قرار گرفته و پژوهش های مشخصی را به خود اختصاص داد. بیشترین ادبیات مؤثر در مورد پارادوکس درمانی، از پروژه ارتباطات بیتسون در سال 1952-1962 ناشی می شود. بیتسون و همکاران به بررسی نقش دو طرفه متناقض در حل و همچنین ایجاد مشکلات پرداختند. تحت تأثیر ایده های سیستمیک / سایبرنتیک و با تلاش استاد هیپنوتیزم میلتون اریکسون در دهه 1970 توسعه مدل های خانواده درمانی با پارادوکس افزایش یافت. تقریباً در همین زمان، تکنیک قصد پارادوکسیکال فرانکل توسط رفتار درمانی مورد استفاده قرار گرفت. این تکنیک روش سودمندی برای برخی از بیماری ها مانند بی خوابی، اضطراب، احتباس ادرار و وسواس بود.تفاوت درمان پارادوکسی در نظریه های مختلفاگرچه مداخلات متناقض از لحاظ تاریخی با چارچوبهای نظری خاص همراه بوده است، اما ادبیات فعلی نشان می دهد که آنها به عنوان تکنیکی جدا از مدلهایی که در آنها ایجاد شده اند، مورد استفاده قرار می گیرند. در حقیقت، مداخلات پارادوكسی مرزهای نظری را در بر می گیرد و عناصر پارادوكسیك تقریباً در همه مكاتب روان درمانی یافت می شود [2]. با این وجود، تفاوت های قابل توجهی در نحوه استفاده روانشناسان از جهت های مختلف نظری از مداخلات پارادوکسیکال وجود دارد. در مقایسه رویکردهای شناختی-رفتاری و استراتژیک-سیستمیک - دو چارچوب که بیشتر شبیه به پارادوکس درمانی است – تفاوت هایی دیده می شود.رفتار درمانی از قصد پارادوکسیکال برای قطع چرخه های تشدید درون فرد استفاده می کند.در حالی که درمانگران سیستمهای استراتژیک طیف گسترده تری از مداخلات پارادوکسیکال را برای تعامل بین فردی (خانواده) به کار می برند. تفاوت دیگر این است که رفتار درمانگران دلیل منطقی خود را صریح می دانند و درمانگران سیستمی معمولاً اینگونه نیستند. بنابراین، یک درمانگر با هدف کاهش اضطراب عملکرد با اتخاذ یک نگرش پارادوکسیکال، به طور معمول توضیح می دهد که قصد مراجع برای اجبار خواب، در واقع تشدید کننده مشکل است و یک قصد متناقض برای بیدار ماندن ممکن است خواب را راحت تر کند. قصد در این مثال به مراجع مربوط است، نه درمانگر، و انتظار می رود مراجع آنچه به او گفته می شود (یا حداقل سعی کند انجام دهد) را انجام دهد. با این حال، در برنامه های سیستمی، درمانگر گاهی انتظار دارد که یک بیمار یا خانواده بر خلاف آنچه پیشنهاد شده است عمل کند، و از این نظر، هدف درمانگر متناقض است.کاربرد روش های پارادوکسیاز روش قصد متناقض به عنوان یک روش مشاوره ای استفاده می شود که در آن مشاور، به تقویت حالت احساسی مراجع کمک نموده تا بتواند غیر منطقی بودن واکنش های عاطفی را درک کند. قصد متناقض یعنی این که فرد توجه بیش از اندازه برای رسیدن به بعضی از خواسته هایش داشته باشد. استفاده از این روش برای درمان کوتاه مدت بیماران مبتلا به انواع فوبیا و وسواس فکری توصیه می شود. قصد متضاد بر اضطراب انتظاری فرد تأکید کرده و عکسالعمل بیماران به حوادثی که وقوع مجددشان برایشان ترسناک است را درمان می کند. این موقعیت های ترسناکخ باعث توجه بیش از حد فرد می شود و در نتیجه فرصت انجام کارهای روزمره را از بیمار می گیرد. از بیماران در قصد متضاد خواسته می شود آنچه را برایشان ترسناک است به درستی و دقیق توضیح دهند.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Mon, 20 Sep 2021 10:14:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم و نشانه های افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%88-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-plbszqilzout</link>
                <description>علائم و نشانه های افسردگی چیست؟افسردگیعلائم و نشانه های افسردگی از شخصی به شخص دیگر متفاوت است، ولی برخی علائم و نشانه های افسردگی وجود دارند که بین تمام افراد مشترک هستند. مهم است به یاد داشته باشید که این علائم ممکن است بخشی از مشکلات طبیعی زندگی باشند. اما هرچه علائمی که دارید بیشتر و شدیدتر باشند و مدت طولانی‌تری نیز باقی بمانند، احتمال اینکه با افسردگی مواجه باشید، بیشتر است.ده مورد از علائم و نشانه های افسردگی1- احساسات درماندگی و ناامیدی: دیدگاهی در مورد اینکه هیچ چیز هرگز بهتر نخواهد شد و هیچ چیز نمی‌تواند وضعیت شما را بهبود بخشد.2- عدم علاقه به انجام فعالیت‌های روزانه: دیگر سرگرمی‌ها، تفریحات، فعالیت‌های اجتماعی یا روابط جنسی مانند گذشته برای‌شما اهمیتی ندارد. دیگر نمی‌توانید احساس لذت و خوشی کنید.3- تغییرات اشتها و وزن: ممکن است به طور قابل توجهی کاهش یا افزایش وزن داشته باشید (تغییر بیش از 5 درصد وزن بدن در ماه).4- تغییرات خواب: مخصوصا در ساعات اولیه بامداد بیخوابی داشته و یا دیر از خواب بلند شوید.5- خشم و تحریک‌پذیری: احساس آشفتگی، بی‌قراری، یا حتی عصبانیت؛ سطح تحمل شما پائین است، و هر چیز و هر کسی شما را عصبانی می‌کنند.6- فقدان انرژی: احساس خستگی، تنبلی، و به لحاظ فیزیکی خالی بودن؛ تمام بدن شما احساس سنگینی می‌کند، و حتی ممکن است وظایف کوچک هم طاقت‌فرسا بوده و انجام آنها زمان زیادی صرف کند.7- احساس از خودبیزاری: احساسات قوی از ضعیف بودن و گناه؛ خودتان را به خاطر اشتباه‌ها و خطاها به شدت سرزنش می‌کنید.8- رفتاری عاری از حس مسئولیت: ممکن است رفتارهای گریزگرا مانند سوءمصرف مواد، اختلال قماربازی، رانندگی بی‌محابا یا ورزش‌های خطرناک داشته باشید.9- مشکلات عدم تمرکز: تمرکز کردن، تصمیم‌گیری یا به یاد آوردن چیزها برای ‌شما دشوار خواهد بود.10- دردها و رنج‌های ناشناخته: افزایش شکایت‌های جسمی مانند سردرد، کمر درد، درد عضلات و معده از دیگر علائم و نشانه های افسردگی هستند.اصلاً چرا افسرده می‌شویم؟افسردگی، شرایط زندگی خوب و بد سرش نمی‌شود و همه ما ممکن است در هر شرایطی افسرده شویم. مهم‌ترین عوامل افسردگی را می‌توانیم این طور بگوییم:تغییر مواد شیمیایی در مغز: مواد خاصی در مغز روی خلق و خوی انسان تأثیر می‌گذارند. به‌هم‌خوردن تعادل این مواد شیمیایی در مغز از مهم‌ترین دلایل افسردگی است.ژنتیک: افسردگی می‌تواند ارثی باشد. به عنوان مثال اگر یکی از دوقلوهای همسان دچار افسردگی شود به احتمال ۷۰ درصد دیگری هم مبتلا می‌شود.شخصیت: کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، کسانی که نمی‌دانند چطور استرس را مدیریت کنند یا افرادی که کلاً بدبین هستند بیشتر در معرض افسردگی هستند.عوامل محیطی: احتمال ابتلا به افسردگی در کسانی بیشتر است که در معرض خشونت، تبعیض، سوءاستفاده یا فقر هستند.اما خبر خوب این است که افسردگی در هر سنی که باشد و با هر علتی که داشته باشد، قابل درمان است.چگونه افسردگی خود را درمان کنیم؟در دنیای روان‌پزشکی افسردگی قابل درمان‌ترین اختلال شناخته می‌شود. بسته به این که علت افسردگی چه چیزی است و از کجا آمده است، شیوه‌های درمانی مختلفی برایش وجود دارد. تشخیص و انتخاب نوع درمان افسردگی به عهدۀ پزشک متخصص اعصاب و روان است.۱- درمان افسردگی به کمک داروبالاتر گفتیم که به‌هم‌خوردن تعادل مواد شیمیایی در مغز می‌تواند یکی از دلایل افسردگی باشد، در نتیجه برگرداندن غلظت این مواد شیمیایی به حد طبیعی، می‌تواند افسردگی را از بین ببرد. این تعادل با مصرف قرص‌های ضد افسردگی ایجاد می‌شود. قرص‌های ضد افسردگی برعکس باور عمومی، مُسکن، خواب آور، تحریک کننده یا اعتیاد آور نیستند.یک تا دو هفته بعد از مصرف داروهای ضد افسردگی، تأثیر آنها در بهبودی شروع می‌شود. تأثیر کامل این قرص‌ها از ماه دوم یا سوم دیده می‌شود. چنانچه افسردگی بعد از این دوره به طور کامل درمان نشود، پزشک داروهای بیشتری تجویز می‌کند یا دوز دارو را زیاد می‌کند.بعد از درمان افسردگی به‌ خصوص افسردگی شدید، معمولاً متخصص از مراجعه کننده می‌خواهد که قرص‌ها را تا ۶ ماه یا بیشتر ادامه دهد. به خاطر بالا بودن احتمال عود افسردگی و برای پیشگیری از آن، ممکن است درمان تا مدت‌ها ادامه پیدا کند.۲- درمان افسردگی به روش غیر داروییروان‌پزشک ممکن است از روش‌های روان درمانی، تحریک الکتریکی یا مغناطیسی و شیوه‌های دیگر برای درمان افسردگی کمک بگیرد.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sat, 18 Sep 2021 13:12:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنای اخلاق</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-gh1dlrxudh6i</link>
                <description>با تشکر از شما دوست عزیز که با این مجموعه ارتباط برقرار کردید. سؤال شما بسیار کلی است؛ نمی دانیم منظور شما از اخلاق به عنوان یک علم است یا به عنوان صفات انسانی. در هر صورت توضیحاتی ارائه می شود امیدوارم بتوانیم پاسخی شایسته ذهن پرسشگر شما بدهیم.«معنای عرفی اخلاق»اخلاق جدای از معنای اصطلاحی آن معنایی عرفی دارد که بدیهی است. اخلاق در معنای عرفی یعنی لایه ای از رفتار انسان که در رفتار او با دیگران پدیدار می شود. وقتی می گوییم فلانی اخلاقش خوب است یعنی چه؟ یعنی او دارای صفات پسندیده است که باعث شده دیگران نسبت به شخصیت و رفتار او احساس خوبی داشته و در امان باشند ؛ او سراسر صلح و آرامش است. و هنگامی که از شخصی به عنوان بد اخلاق یاد می کنیم یعنی کسی که دارای تشعشعات منفی بوده و صفات منفی او همه را از گرد او فراری داده و اطرافیان، از بودن با او لذت نمی برند.«معنای اصطلاحی اخلاق»اخلاق جمع «خُلق»و «خُلق»، به معناى خوی و خصلت است به معنای صفات درونی در مقابل خَلق که هیأت و شکل ظاهرى و جسمى آدمى است که با چشم دیده مى شود. خُلق و خوى، آن دسته از صفات را در برمى گیرد که در نفس راسخ باشند و به راحتی زایل نشوند، به گونه اى که انسان، بى درنگ و بدون اندیشه، کار پسندیده و یا ناپسندى را انجام دهد.«خُلق»، صفتی نهادینه شده در درون انسان است؛ چه بسا کسى در نهاد خود، بخشنده باشد، اما بخشش نداشته باشد؛ زیرا مالی ندارد و یا براى بخشندگى او، باز دارنده اى وجود دارد و چه بسا کسى بخیل باشد، ولى بر خلاف میل و خلق خود، از روى ریا مالى را ببخشد.«جایگاه اخلاق»اخلاق از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است بدان اندازه که پیامبر اسلام فرمود: من برای تکمیل کردن خوبی های اخلاقی مبعوث شدم.اولین نمودی که از یک شخص در جامعه ظاهر می شود اخلاق آن فرد است. اخلاق، زبانی بین المللی دارد و می توان با آن هر انسانی را تحت تأثیر قرار داد. اگر جامعه ای با اعتقادات ما مشکل داشته باشد می توان از طریق اخلاق به آنان نفوذ کرد. فضائل اخلاقی مطلق است و همه آن را می پسندند. زبان امروز دنیا زبان اخلاق است.دین اسلام برای اخلاق، جایگاهی بس رفیع قائل است و منابع اسلامی مملو از آموزه های اخلاقی است. هیچ دین و آئینی مانند اسلام و خصوصا شیعه از لحاظ آموزه های اخلاقی از غنا برخوردار نیست. تمام فضاهای اخلاقی که برای یک انسان ممکن است پیش بیاید در دین اسلام بیان شده و از غنای بسیار عجیبی برخوردار است به حدی که هیچ دین و آئینی این غنا را ندارد حتی دین مسیحیت که معروف به دین محبت است در بسیاری از مسائل اخلاقی هیچ راهکار و دستورالعملی ندارد. در کتاب مقدس- مخصوصا در امثال سلیمان- مسائل اخلاقی زیادی مطرح شده اما همه این ها در مقابل دریای روایات و آیات اخلاقی اسلام هیچ است.«اخلاق و قرب الهی»از یک بعد، اخلاق یعنی بهبود روابط انسان با خدا، خود و دیگران. همه بخش های اخلاق باید در نهایت به یک هدف ختم شوند و آن هدف،‌ قرب الهی است.اخلاق، بر اساس روابط انسان:1- اخلاق بندگی: انسان نسبت به خالق و آفریدگار خود، وظایف اخلاقی دارد. هر کسی احساس می کند هر چه دارد از خدای متعال است و تنها با عبادت معبود حقیقی هستی آرامش می یابد. فضایل و رذایل مربوط به رابطه انسان و خدا در اخلاق بندگی مشاهده می گردد. فضایلی مانند شکر، توکل‌،‌ ایمان، عبادت، اخلاص،‌ تسلیم، تقوا ‌و...در این قسم جای دارد.2- اخلاق فردی: هر انسانی نسبت به خود نیز وظایفی دارد. فضایل و رذایل مربوط به حیات فردی انسان ها، فارغ از رابطه با غیر در اخلاق فردی بحث می شود.فضایل صبر، شجاعت، حسن تدبیر، شهامت، حلم،‌ عفت،‌ حیا، زهد، قناعت و... و رذایلی از قبیل جبن، تهور، عجله، غضب، عجب و ... در این بخش خواهد آمد.3- اخلاق اجتماعی: یکی از مهم ترین بخش ها و وظایف اخلاقی یک مسلمان، ارتباط اخلاقی او با جامعه و محیط پیرامون است (اعم از محیط خانواده و جامعه). فضایل و رذایل ناظر به رابطه فرد با سایر انسان ها در اخلاق اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد.سخا، کرم،‌ ایثار،‌ حسن معاشرت، عدالت و انصاف، امانت داری، حفظ لسان،‌ صداقت، تشکر،‌ نرم خویی، کتمان عیوب،‌ ظالم نبودن، اصلاح بین مردم،‌ فتوت و مروت بخش کوچکی از فضایل اخلاق اجتماعی و حب جاه و مدح، تعصب و قومیت گرایی،‌ حسد،‌ ظلم، انتقام،‌ تند خویی، تجسس، استهزاء،‌ بهتان،‌ غیبت و ...بخشی از رذایل این قسم است.4- اخلاق محیط زیست: تشویق و سفارش اسلام بر حفظ و گسترش درخت کاری و نکوهش این دین مبین در مورد شکار و صید، نشان دهنده توجه این دین به محیط زیست است. سفارش به آزار ندادن حیوانات اهلی و داستان های واقعی فراوان در مورد توجه انسان ها به حیوانات و در پی آن،‌ مشمول رحمت خداوند قرار گرفتن، نمونه بسیار کوچکی از این توجه است.به طور کلی اسلام برای تمامی ارتباطات آدمی، برنامه اخلاقی ارائه کرده است و این نمونه ای از جهان بینی اخلاقی است. ارائه نظام اخلاقی از خصوصیات بارز یک دین برتر است که دین اسلام آن را داراست. وقتی به منابع اسلامی از قبیل قرآن، روایات و ادعیه مراجعه می کنیم در جای جای این منابع، قطعه ای از این برنامه اخلاقی را ملاحظه می نماییم.جامع نگری اسلام،‌ صفت یگانه ای است که به جرأت می توان گفت هیچ دینی این ویژگی را ندارد. این دین در تمام ابعاد زندگی بشر با برنامه ای کامل وارد شده است. اگر جامعه مسلمانان از عقب ماندگی نسبی برخوردار هستند، اشکال از خود آنان است نه از اسلام.اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست«علم اخلاق»علم اخلاق، راه هاى آراسته شدن به خصلت هاى نیک و دورى گزیدن از خصلت هاى ناشایست را به ما نشان مى دهد.موضوع اصلى علم اخلاق، نفس انسانى است، که محل استقرار خوی هاى نیک و بد است و سبب انجام کارهاى پسندیده و ناپسند مى گردد. «تهذیب اخلاق»، «تهذیب نفس» و «تزکیه نفس» بیان دیگرى است از علم اخلاق.شهید مطهرى مى نویسد:«اخلاق عبارت است از علم زیستن، یا علم چگونه باید زیست .... در حقیقت، چگونه زیستن دو شعبه دارد: شعبه چگونه رفتار کردن و شعبه چگونه بودن. چگونه رفتار کردن، مربوط مى شود به اعمال انسان (که البته شامل گفتار هم مى شود) که چگونه باید باشد و چگونه بودن، مربوط مى شود به خویها و ملکات انسان که چگونه و به چه کیفیت باشد...».(1)رفتار در ساختن چگونگى خلق و خویها تأثیر دارد و خلق و خوی ها در چگونگى وجود انسان. دانشمندان در تأثیر رفتار در پدید آوردن خوى آدمى، مى گویند: اگر یک تکه کاغذ، پارچه و یا لباس را تا کنیم، آنها گرایش به باز شدن دارند. یعنى مى خواهند به اصل خود بر گردند. رفتار آدمى نیز، چنین است که اگر کار جسمى، یا روانى، یک بار به وسیله بدن انجام شود، از آن پس، دگرگونى مخصوصى در ساختمان بدن، یا مغز انجام مى پذیرد که بعدها تجدید آن را آسان مى سازد، ولى این دگرگونى ساختمان بدن، خود نمى تواند ابتکار انجام عمل را به دست بگیرد و یا به تنهایى عادتى را به وجود آورد، نیاز به انگیزاننده خارجى دارد. (2) طبیعى است اگر رفتارى تکرار شود، عادت و خوی هاى خاصى را پدید مى آورد.فرقى که در دیدگاه حکماى اسلامى و دانشمندان غرب دیده مى شود، بر خاسته از سمت و سو و گرایش هایى است که در تعریف اخلاق وجود دارد.دانشمندان اسلامى، بیشترین توجه را به چگونه بودن دارند، ولى دانشمندان غرب از چگونه رفتار کردن سخن مى گویند.واژه علم اخلاق، در تفکر غرب، به سه معناى جداى از یکدیگر، امّا هماهنگ با یکدیگر و مربوط به رفتار انسان، به کار مى رود.1- روش عام، یا راه زیستن2- مجموع قواعد رفتار یا قانونهاى اخلاق3- تحقیق در مورد راههاى زیستن و قواعد رفتار(3)تحقیقاتى که دانشمندان غربى انجام داده اند، مربوط به رفتار و تأثیر عوامل گوناگون در آن مى شود. امّا دانشمندان اسلامى روى تعدیل و برابر کردن غرایز و مبارزه با نفس و تهذیب صفات درونی کار کرده اند.«رذایل اخلاقی»در صورتی که خدای ناکرده صفت رذیله ای درخود یافتید با استفاده از روش های کاربردی و دستورالعمل های که در کتب اخلاقی آمده است به درمان و معالجت نفس خویش بپردازید. البته در این مسیر استعانت از خدای متعال و توسل به اولیای معصومین(ع) نباید فراموش شود.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Wed, 15 Sep 2021 13:48:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار برای مواجهه با افراد عصبانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-ejiweqofltjm</link>
                <description>خشمچند سال پیش، در جلسه‌ی مدیریت یکی از مشتریان روابط عمومی‌ام نشسته بودم. مدیر اجرایی سازمان از مدیر بازاریابی سؤالی پرسید که ظاهرا از پاسخی که شنید خوشش نیامد. وی که عصبانی شده بود، در مقابل تیم مدیریت و حتی من (که مشاور پاره‌وقت بودم)، با بی‌پروایی سؤال دیگری از آن خانم پرسید و برخورد تندی از خود بروز داد. در نهایت فریاد بلندی زد، بددهانی کرد و باعث گریه‌ی مدیر بازاریابی شرکت شد.واکنش خشمناک این مدیر به قدری نسبت به آن موقعیت وحشیانه بود که هاج و واج و وحشت‌زده ماندم. آنچه بیش از هر چیزی حیرت‌زده‌ام کرد واکنش افراد دور میز بود.زمانی که این فرد عصبی، خشم و غیض کودکانه‌ای نسبت به یکی از کارکنانش داشت و با وی بدرفتاری کلامی کرد، همه‌ی آنها ساکت ماندند. وی به سادگی فرهنگ ترس و ارعاب را ایجاد کرد و کسی جرئت نکرد او را سرجایش بنشاند.اگرچه همه‌ی ما گهگاه خشمگین می‌شویم، اما افرادی هستند که خشم‌شان را به عنوان یک سپر زرهی به تن می‌کنند – یا مکررا فوران احساسیِ خشم دارند. تقریبا می‌توان خشمی را که از این افراد ساطع می‌شود یا زیر پوست‌شان غلیان دارد،‌ حس کرد.دلایل زیادی برای عصبانیت افراد وجود دارد. یک‌سری ویژگی‌های شخصیتی مشخص مثل خودشیفتگی، رقابت‌پذیری و کم‌تحملی در برابر ناکامی‌ها می‌تواند زمینه‌ی بیشتری را برای بروز خشم فراهم آورد. همچنین، وضعیت احساسی و فیزیکی ما پیش از وقوع خشم می‌تواند یک عامل اضافی برای طغیان خشم باشد. اگر خسته، افسرده یا مضطرب‌اید، یک جرقه کافی است که شما سریع‌تر خشمگین شوید.خشم و پرخاشگری هم رفتارهایی آموختنی هستند که از والدین‌مان به ما ارث می‌رسد. کسانی که در خانواده‌‌ای خشمگین بزرگ می‌شوند که ناسازگاری در آنها کاملا طبیعی بوده است، بیشتر احتمال دارد که در آینده به بزرگسالانی خشمگین و پرخاشگر تبدیل شوند. لین نامکا، اِد. دی (Lynne Namka, Ed. D)، روانشناسی از آریزونا، می‌گوید: «انرژی خشمِ مهارناپذیر، درست مثل یک ویروس مُسری است. این ویروس می‌تواند یکی از اعضای خانواده را آلوده کند و به دیگران منتقل شود. هر فرد در سیستم اجتماعی خود به عصبانیت مبتلا می‌شود و آن را به روش منحصر به فرد خود بروز می‌دهد، ممکن است آن را در سکوت و با حس تنفر کنترل کند یا خشم خود را بر دیگران اعمال کند».افراد خشمگین ممکن است دلایل موجهی برای حس رنجش خود داشته باشند، اما به هر حال این موضوع شرایط را برای مایی که در نقطه‌ی مقابل این افراد قرار داریم ساده نمی‌کند – عصبانیت رنج بیش از حدی ایجاد می‌کند- هم برای فردی که خشم را تجربه می‌کند و هم برای همه‌ی افرادی که سر راه او قرار می‌گیرند.در اینجا ۱۰ روش برای مواجهه با رفتارهای خشمناک آمده است که اگر در روند زندگی خود با افراد خشمگین سر و کار دارید، توصیه‌های خوبی هستند:۱. نیمه‌ی تاریک وجود خود را بشناسیدشاید شما کلا فرد خشمگینی نباشید، اما به هر حال ارزشش را دارد که واکنش خود را نسبت به خشم افراد بررسی کنید. از خود بپرسید زود جوش می‌آورید؟ گارد دفاعی می‌گیرید یا احساس خطر می‌کنید؟ فریاد را با فریاد پاسخ می‌دهید یا اگر کنایه‌ای بشنوید بدون مکث شما هم پاسخ می‌دهید؟اگر خشم را با خشم پاسخ می‌دهید، در واقع دارید به آن شخص دیگر اجازه می‌دهید که شما را کنترل کند. باید مسئولیت خشم‌تان را بپذیرید تا بتوانید شفافیت لازم برای مدیریت خشم فرد دیگر را داشته باشید. به دنبال یک علت عمیق‌تر برای واکنش‌هایتان نسبت به شخص عصبانی باشید. عصبانیت او چه چیزی را در شما برانگیخته است؟ چرا این خشم تا این حد اثر عمیقی بر شما گذاشته است؟با شناخت خودتان به سادگی می‌توانید بر احساسات‌تان فائق آیید و رفتاری هوشمندانه‌تر با فرد خشمگین داشته باشید.۲. سعی کنید نیمه‌ی تاریک وجود طرف مقابل را بشناسیدزمانی که در نزدیکی فرد خشمگین هستید یا مخاطبِ فوران خشم او بوده‌اید، اینکه برای او دلسوزی کنید یا حتی درکش کنید خیلی سخت است؛ شما فقط می‌خواهید خود را از آن موقعیت رها کنید یا به او بفهمانید که چه آدم‌ کله‌خری است.زمانی که احساس کردید خون‌تان در پاسخ به این خشم به جوش می‌آید، نفس عمیقی بکشید و به خاطر داشته باشید که شما به احساسات خود تسلط دارید. سپس به یاد بیاورید که همیشه یک چیز دردناک یا بیمارگونه پشت خشم وجود دارد. افراد خشمگین احساس نارضایتی، رنجش، زخم‌خوردگی و درک نشدن دارند و حتی اگر افرادی خودشیفته یا کنترل‌گر باشند، می‌دانند که رفتارشان زننده و ناخوشایند است.خشمگین بودن نمی‌تواند حس خوشایندی باشد. احتمالا برای بسیاری از افراد حس دردناکی است و باعث تنها شدن آن فرد می‌شود. سعی کنید پشت این ترس، آن کودک ترسیده، زخم‌خورده و بی‌پناه را ببینید. به دنبال رنج یا اندوهی باشید که شخص را گستاخ، ناشکیبا و زودرنج می‌کند.همچنین به خاطر داشته باشید که خشم اغلب رفتاری آموختنی است که با گذشتن زمان عادتی غیرقابل تغییر می‌شود. اگر شما هم عادت‌های بدی داشته باشید، می‌دانید که از بین بردن آنها کار راحتی نیست و خوب می‌دانید هر بار که در تلاش برای از بین بردن این عادت‌های بد شکست می‌خورید چه حس بدی دارید. عادت خشم هم چشم افراد را نسبت به مسئولیت آنها برای دردشان کور می‌کند و می‌خواهند با حمله به دیگران احساس بهتری پیدا کنند.۳. یاد بگیرید چه کارهایی روی یک آدم‌ خشمگین جواب نمی‌دهددر اوج لحظه‌ی خشم، ممکن است استراتژی‌های مختلفی را به کار بگیرید تا شخص خشمگین را کنترل کنید یا خشم او را فرو بنشانید. برخی از این رویکردها به طور چشمگیری نتیجه‌ی عکس دارند و فقط آتش خشم طرف مقابل را شعله‌ورتر می‌کنند.همان‌طور که قبلا نیز اشاره شد خشمگین شدن در پاسخ به خشم فرد دیگر نه تنها خشم وی را تشدید می‌کند، بلکه کرامت و خویشتن‌داری شما را هم زیر سؤال می‌برد. هر کاری که لازم است برای آرام ماندن و کنترل احساسات‌تان انجام دهید.مقابله با رفتار ناشایست آنها در هنگام غلیان خشم، حتی اگر این رویارویی به روشی سنجیده باشد، فقط آنها را خشمگین‌تر می‌کند. به‌علاوه، گفتن «آرام باش» هم فایده‌ای ندارد. سعی نکنید که آنها را در آغوش بگیرید یا برای‌شان دلسوزی کنید زیرا احساس خواهند کرد که از بالا به آنها نگاه می‌کنید یا احساسات‌شان را نادیده می‌گیرید.اگر از آن افرادی هستید که برای اینکه فرد خشمگین را آرام کنند یا از تشدید عصبانیتش جلوگیری کنند تلاش دارند آنها را تسکین دهند، بدانید که با این عکس‌العمل فقط به آنها می‌فهمانید که باز هم برای رسیدن به مقصودشان از عصبانیت استفاده کنند. به خاطر نگرانی و محافظه‌کاری بیش از حدتان تسلیم خواسته‌ها و تهدیدهای آنها نشوید.۴. از خشم نترسید از خشم نترسیدبرای بسیاری از افراد حساس (مثل خود من)، تجربه‌ی خشم فردی دیگر بسیار ناراحت‌کننده است. افراد خشمگین می‌توانند این مشخصه را بو بکشند و با رفتارهایشان از آن برای کنترل شما استفاده کنند. باید به خودتان بیاموزید که به خاطر داشته باشید خشم به تنهایی نمی‌تواند به شما آسیبی بزند. خشم فقط یک‌جور ابراز احساسات است و اگرچه ناراحت‌کننده است، نباید تهدیدکننده باشد، مگر آنکه شما این موقعیت را فراهم کنید.البته قطعا اگر شخصی عصبانیتش را با خشونت فیزیکی ابراز می‌کند، این یک هشدار است و دلیلی مناسب برای این است که خودتان را کاملا از دست آن فرد خلاص کنید. در کل منظور این است که نباید مقهور صدای بلند، تقاضاهای همراه با فریاد و عبارات خشمناک آن فرد شوید. مثل دوران مدرسه موقعیت خود را در مقابل قلدرها حفظ کنید. بسیاری از افراد زمانی که متوجه شوند نمی‌توانند شما را کنترل کنند یا واکنشی از جانب شما ببینند، خودشان کوتاه می‌آیند.۵. خود را از قبل آماده کنیداگر می‌دانید که قرار است با فردی روبه‌رو شوید که مستعد خشمگین شدن است، می‌توانید خود را با دیدن چهره‌ای متفاوت از او آماده‌ کنید و خودتان را از ابراز یک واکنش احساسی مصون بدارید. یکی از مطالعات اخیر دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد زمانی که ما تلاش می‌کنیم دلایل پنهان پشت رفتار خشمناک فرد را درک کنیم، احتمال کمتری دارد که خودمان عصبانی شویم.روشی متفاوت را برای نگاه به فرد خشمگین انتخاب کنید – برای مثال فرض کنید همین حالا از کارش اخراج شده است، عزیزی را در خانواده‌‌اش از دست داده‌ است یا مثلا روز بسیار بدی داشته‌ است که اصلا به شما مربوط نیست. محققین این رویکرد را «ارزیابی مجدد» نامیده‌اند که اصولا توجیه‌هایی را برای رفتار فرد عصبانی قائل می‌شود. شما حتی می‌توانید پیش از مواجه شدن با فردی که معمولا خشمگین می‌شود چنین توجیه‌هایی را در ذهن داشته باشید. این امر به سادگی می‌تواند پنانسیل شما را برای واکنشی خشم‌آلود از بین ببرد.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Tue, 07 Sep 2021 10:38:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست دیسک چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rbg1ffubiunw</link>
                <description>تست دیسکتست دیسک (DISC) یک گزارش شخصی است که توسط سیستم بر اساس پاسخ‌هایی که شما در ارزیابی DISC ارائه داده‌اید، ایجاد می‌شود. این پروفایل بینشی درمورد نقاط قوت شخصی، ترجیحات شما در برقراری ارتباط و ویژگی‌های رفتاری شما فراهم می‌کند. ما در وبسایت کاربوم، تست‌ دیسک را بادقت بالایی طراحی کرده‌ایم تا به شما کمک کنند بهترین باشید.تست دیسک چیست؟«دیسک» مخفف یا اصطلاحی است که توسط دکتر «ویلام مارستون» روان‌شناس آمریکایی در اواخر دهه ۱۹۲۰ معرفی شد. او یک مدل شخصیت مبتنی بر ایده‌های ۴ ویژگی اصلی رفتاری ایجاد کرد که از آنها به‌عنوان سلطه‌گر، متقاعدکننده، باثبات و وظیفه‌شناس یاد کرد. (اول حروف انگلیسی این ۴ عبارت، کلمه DISC‌ را تشکیل می‌دهد.) ثابت شده است که دیسک در محیط کار و برای رشد شخصی مفید است. اکنون دیسک توسط تعدادی از شرکت‌ها استفاده می‌شود و از مفهوم آن در بسیاری از مناطق استفاده می‌کنند.دکتر «رابرت ای. رهم»، بنیان‌گذار «بینش‌های شخصیتی»، حدود ۳۰ سال است که تست دیسک را تدریس می‌کند. او تست دیسک را مطالعه کرد و دریافت که با شروع آموزش و دادن آگاهی به دیگران، نیاز به ایجاد روش‌های بهتر برای ارائه و توضیح دیسک وجود دارد.او سپس پیام خود را اصلاح کرد و آنچه را «مدل دیسک از رفتار انسان» می‌نامد، توسعه داد. به‌طوری که تست دیسک به مدلی با توصیف‌کننده‌های اولیه شهودی‌تر، غالب، الهام‌بخش، حمایت کننده و محتاط تبدیل شد. رویکرد او این است که تست دیسک روشن و واضح باشد تا درک آن آسان و کاربرد آن راحت‌تر باشد. در ادامه یک نمودار اساسی از مدل رفتار انسان با تست دیسک آورده شده است.سلطه‌گر (D): خودمدار، مصمم، خود رأی، قوی و با ارادهمتقاعدکننده (I): با سیاست، پر تحرک، تأثیرگذار، تأثیرپذیرباثبات (S): پرسش‌گر، ثابت قدم، محافظه‌کار، مشورتی و صبوروظیفه‌شناس(C): دقیق، محتاط، قانون‌مدار، ساختار یافته و با سیاستاز حدس‌زدن دست بکشید! با تست دیسک، حرکتی رو به جلو کنید!شما ممکن است دانش کافی درباره تست دیسک داشته باشید و احساس کنید می‌توانید قدرتمندترین ویژگی شخصیتی خود را حدس بزنید. به‌عنوان مثال بگویید: «من نوع شخصی D هستم.»تحلیل تست دیسک در وبسایت کاربوماما مراقب باشید؛ زیرا مطمئن بودن از ویژگی شخصیتی قدرتمند خود، تنها بخش کوچکی از ماجراست. آیا می‌دانید هر شخص، ترکیبی از همه ۴ ویژگی شخصیتی است که می‌توان هر یک را به‌صورت جداگانه اندازه‌گیری کرد؟ترکیب شخصیت منحصر‌به‌فرد شما را می‌توان به‌طور دقیق، فقط در ۱۵ یا ۲۰ دقیقه با تست شخصیت‌شناسی دیسک اندازه‌گیری کرد. سیستم ارزیابی ما به شما امکان دسترسی فوری به گزارش مشخصات شخصی‌تان را می‌دهد و به شما اطلاعات عمیقی درمورد نوع شخصیت خود به همراه نکات عملی درمورد چگونگی استفاده از نقاط قوت، ارتباط سریع‌تر با دیگران و بهره‌وری بیشتر می‌دهد.گزارش تست دیسک شما نمودارهای شخصیت شما را با جزئیات نشان می‌دهد که سبک اصلی شخصیت طبیعی و واقعی شما و همچنین سبک شخصیت محیطی سازگار شما را که در محیط نشان می‌دهید (آنچه تمایل دارید دیگران ببینند) اندازه‌گیری می‌کند.تست دیسک سایت ما متفاوت است، زیرا مثبت‌نگر و جدید است. بنابراین، می‌توانید مطمئن باشید که بازخوردی که می‌گیرید، مفید و کاربردی خواهد بود.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sun, 05 Sep 2021 16:10:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قاتل های موفقیت!</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-jgmkikqu8zwk</link>
                <description>موفقیت قاتل موفقیت رسیدن به موفقیت راهکار‌های خاص خود را دارد در این میان برای یافتن راه موفقیت باید قاتلان آن را بشناسید. برای آن که سرعت دست‌ یافتن به موفقیت را در شما تقویت کنیم، ۷ قاتل موفقیت را به شما معرفی می‌کنیم.چند شغله بودنمطالعات نشان می‌دهد وقتی شما در‌ لحظه از یک وظیفه به آن وظیفه می‌پرید، در‌ واقع مغز خود را وادار می‌کنید در تلاش برای متمرکز شدن باشد که این کار باعث می‌شود، بهره‌وری شما تا ۴۰‌ درصد کاهش یابد.راه‌حل چیست؟سعی کنید در هر زمان فقط روی یک وظیفه تمرکز کنید، بهره‌وری، اثربخشی و موفقیت خود را با این کار افزایش می‌دهید.در منطقه امن خود ماندنمطالعات نشان می‌دهد شانس موفقیت شما با خطرپذیری بیشتر، رابطه مستقیم دارد. راه رسیدن به موفقیت از منطقه امن نمی‌گذرد.راه‌حل چیست؟از منطقه امن‌ خود خارج شوید. به‌جای آن‌که از شغل‌های ناشناخته اجتناب کنید به محدوده‌های ناآشنا و پیش‌بینی‌ناپذیر وارد شوید، از هر‌آن چه جدید است استقبال و خود را مقاوم کنید.ساعات طولانی‌ کار کردنمطالعات نشان می‌دهد مدیران کارآمد، میانگین ۵۲ ساعت در هفته را کار می‌کنند، درحالی که مدیرانی با بهره‌وری کمتر طولانی‌ترین ساعات یعنی متوسط ۷۰ ساعت در هفته کار می‌کنند.راه‌حل چیست؟وقتی کمتر و باهوش‌ بیشتر کار می‌کنید، کارتان سریع‌تر پیش می‌رود، کیفیت کارتان بهتر می‌شود، سالم‌تر می‌مانید، مسیر شغلی پایدارتری دارید و طولانی‌تر عمر می‌کنید.تمرکز بر مشکلاتمنفی‌بافی همان ویژگی طبیعی است که ایمنی شما را حفظ می‌کند اما این ویژگی شما را از رسیدن و دستیابی به موفقیت دور می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد بدبین‌ها کمتر احتمال دارد از نردبان شغلی بالا بروند.راه‌حل چیست؟جنبه‌های مثبت را ببینید و بر راه‌حل‌ها تمرکز کنید. به‌جای آن که فکر کنید دستیابی به فرصت‌ها کار سختی است، در سختی‌ها به‌ دنبال فرصت باشید.خود را تحقیر کردنبین احساس شفقت به خویشتن و موفقیت رابطه مستقیمی وجود دارد. خود را کوبیدن بعد از شکست، شانس دوباره بلند‌شدن از زمین را کاهش می‌دهد.راه‌حل چیست؟برای رسیدن به راز موفقیت، خود ویرانگرتان را شناسایی کنید، عیب‌جوی درونتان را خاموش کنید، با خودتان به نرمی صحبت کنید، خودتان را تأیید کنید و چشم‌انداز‌های تشویق‌کننده و انگیزه‌بخش داشته باشید.ترس از شکستترس از شکست به ترس از موفقیت منجر می‌شود. روانشناسان چرایی موفق‌بودن برخی نسبت به دیگران را چارچوب ذهنی برنده این افراد می‌دانند که به «طرز فکر رشد» معروف است.راه‌حل چیست؟شکست را با آغوش باز بپذیرید، از آن بیاموزید و این دیدگاه را داشته باشید که شکست به نفع شما است نه به ضرر شما.اجتناب از ذهن تنبلمطالعات متعدد نشان می‌دهد لحظاتی که ذهن به هیچ چیز نمی‌اندیشد، در این لحظات آگاهی ذهن به، سلامت جسمی و ذهنی فرد، بهره‌وری بیشتر، حافظه بهتر، سیستم ایمنی قوی‌تر، مشکلات سلامتی کمتر، شادی بیشتر و زندگی طولانی‌تر می‌انجامد.راه‌حل چیست؟لحظاتی هیچ‌کاری انجام ندهید، یک خواب نیمروزی داشته باشید یا به طبیعت بیندیشید. هیچ‌کاری‌نکردن در‌واقع فاصله‌ای است که به شما در تصمیم‌گیری‌های مهم کمک می‌کند.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 10:54:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی افراد از روی مدل خوابیدنشان!</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-awkh6wiwvh44</link>
                <description>خوابیدنروانشناسان که حالا مدتی است با شما بیشتر احساس نزدیکی می‌کنند، در خواب هم شما را زیر نظر گرفتند و به این نتیجه رسیدند که شخصیت افراد چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت. همین خوابیدن هزارتا داستان دارد. لذا پتو را بالاتر کشیدند تا در محیطی امن و گرم و نرم دست به تحلیل زنند:افرادی که جنینی می‌خوابندافرادی که به صورت جنینی می‌خوابند و خودشان را به درون‌شان مچاله می‌کنند، بسیار سختی کشیده، قانع، خجالتی، مبادی آداب، ممد حیات، مفرح ذات و رازداری نیستند؛ بابا این‌ها فقط از گودی کمر رنج می‌برند. تازه متخصص ارتوپد هم به آن‌ها گفته شب‌ها فکر الکی نکنند و زودتر بخوابند و ترجیحا هم جنینی بخوابند تا گودی‌شان پر شود. از این مدل خوابندگان می‌توان به تک ستاره کنسرت‌ها و کلیپ‌ها؛ جنیفر لوپز و ویلیام فاکنر اشاره کرد. (روانشناسان اصرار داشتند مثال بزنند. نمی‌دانم، شاید حق با آن‌ها باشد!)افرادی که هنگام خواب بالش بغل می‌کنندروانشناسان تاکید دارند که فقط باید بالش باشد و بغل کردن هر جسم یا چیز دیگری از حوزه استحفاظی ما خارج است. این‌ها به ظاهر افراد تنها و مفلوکی هستند. ولی اشتباه نکنید. اتفاقا از بس در بیداری و حالات مختلف، این و آن را بغل کرده‌اند؛ خواب‌شان هم فرم گرفته. افراد معروفی که این مدلی می‌خوابند عبارتند از دن بیلزریان، پیت بول و جانی دپ اگر اشتباه نکنم!افرادی که به پهلو می‌خوابنداین افراد اغلب بدبین، منطقی و سخت‌گیر هستند. معمولا هم یک دست‌شان یا زیر سرشان است یا به جلو. یک مدل دیگر هم بود که مریم آقایی اجازه نداد برای‌تان شرح دهم ولی از نظر روانشناسان آن دسته دیگر اند شک و استتار هستند! آلفردهیچکاک و کارگاه علوی معمولا این مدلی می‌خوابیدند.افرادی که طاق باز می‌خوابندافرادی که طاق‌باز یا رو به سقف یا مجلسی می‌خوابند؛ سیاستمدار، رفیق‌باز، اهل جلب‌توجه و بسیار پرسشگر هستند. روانشناسان از آن جهت به این روش مجلسی هم می‌گویند چون دیده شده برخی عزیزان زحمتکش، با این حالت در مجلس، وسط رسیدگی خواب‌شان برده! از این مدل خوابیده‌ها می‌توان به نمایندگان: حاجی دلیگانی، ابوترابی، کوچکی‌نژاد و سایر دوستان خسته مجلسی و همچنین جرارد پیکه مدافع تیم بارسلونا اشاره کرد. ربط‌شان هم نمی‌دانم ولی روانشناسان حرفی را بیخود نمی‌زنند.افرادی که روی شکم می‌خوابندافرادی که بر روی شکم‌شان می‌خوابند بسیار رازدار، پنهانکار و جدی هستند. آن‌ها حتی هنگام خواب هم خودشان را رها نمی‌کنند و دست از پنهانکاری برنمی‌دارند. اما سینه‌شان همچون جاسازی امن و غیرقابل دسترس، در خدمت رازهای مگوی شماست. پیمان معادی، ایرج جنتی عطایی و مرحوم ویکتور هوگو هنگام خواب این مدلی هستند. البته عمه خودم هم اینجوری می‌خوابید ولی بیشتر از ۱۷ ثانیه رازت رو نگه نمی‌داشت!افرادی که لبه تخت می‌خوابنداین افراد دارای ریسک‌پذیری بالا و عاشق هیجان و تنوع هستند. همچنین بسیار سرکش و کله‌شق هستند. بارها هم سرشان به سنگ (سنگ کف اتاق) خورده اما به خودشان نمی‌آیند. تازه افرادی که دمر و لبه تخت می‌خوابند که دیگر مرزهای شهامت را جابه‌جا کرده‌اند. دیده شده مهدی تاج، محمود احمدی‌نژاد و حمید هیراد در این حالت به خواب رفته‌اند.افرادی که در عرض تخت می‌خوابنداین افراد دو دسته‌اند، دسته اول کسانی که طولی می‌خوابند وعرضی بیدار می‌شوند. که خب روانشناسان کاری به این‌ها ندارند و معتقدند دیگر هرچیزی هم نباید تحلیل کرد. اما دسته دوم از همان سر شب عرضی می‌خوابند. که اتفاقا روانشناسان با این‌ها هم کاری ندارند چون فازشان را درک نمی‌کنند. (تابلوئه روانشناسان خسته شدن و دارن قضیه رو سوسکی می‌پیچونن) از این افراد سند مستحکمی مبنی بر این‌گونه خوابیدن‌شان در دست نیست. اما احتمال می‌رود امیر تتلو این مدلی بخوابد.افرادی که نمی‌خوابندهرچقدر روانشناسان بالای سر این دسته نشستند، فایده‌ای نداشت. حتی بهشان پکیج‌های افزایش خواب آلودگی هم معرفی کردند اما زیر بار نرفتند. روانشناسان هم خسته شدند و درحالیکه طاق‌باز متمایل به جنینی بودند، روی پهلو خواب‌شان برد و با یک غلت، به عرض تخت متمایل شدند و در نهایت از لبه تخت به پایین سقوط کردند.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Tue, 31 Aug 2021 16:43:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه افراد را از روی رفتارشان بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-gvv05kqvxxps</link>
                <description>رفتارتوانایی شناخت افراد یکی از ارزشمندترین مهارتهای تجارت است روزانه با افرادی که ارتباط دارید پیامهایی را به شما انتقال می دهند و اگر بیاموزید در ذهن و دید افراد چه هست بسیار در کار برای تان موثر خواهد بود ؛ پیام های کلامی ، زبانی ، دیداری همان مواردی هستند که وقتی به جزئیات آن توجه می کنید هرکدام حامل پیامی هستند اما چون افراد مختلف اند یک تکنیک برای همه یکسان نیست.انسان دو بعد دارد:یکی زمانی که عمل می کنند و دیگری وقتی عکس العمل نشان می دهند بر همین اساس  انسان ها را به دو گروه می شود تقسیم کرد ، برونگرا و درونگرا.افراد را بشناسیم ، برون گراها چطور هستند؟برون گرایاینگونه افراد به راحتی احساساتشان را بروز می دهند و با دیگران ارتباط برقرار می کنند برخی ها این گونه افراد را خون گرم اجتماعی و راحت توصیف می کنند. آنها تمایل دارند با دیگران ارتباط برقرار و برای آنها داستان یا حکایت تعریف کنند و بسیار منعطف هستند و در تصمیم گیری های شان بصیرت دارند و سریع واکنش نشان می دهند.افراد را بشناسیم ، اشخاص محافظه کار چطور هستند؟این افراد کاملا رسمی و طبق قوانین و مقررات عمل می کنند و منظم هستند و خیلی اهل ارتباط برقرار کردن با دیگران نیستند و برخلاف افراد برون گرا احساس شخصی خود را پنهان میکنند.صراحت رکن لازم دیگر برای آنکه افراد را بشناسیمدومین بعد اخلاقی انسان صراحت است ،اینگونه افراد تحت تأثیر اجتماع هستند ،خلاقند و ابتکار عمل دارند سرعت عمل بالایی هم دارند و سریع تصمیم میگیرند وخطر می کنند و با کسانی که نمی توانند خودشان را با سرعت آنها پیش ببرند مجادله می کنند ؛ فعال هستند و اعتماد به نفس بالایی دارند و زیاد صحبت می کنند این دسته افراد از عبارات تاکید شده استفاده می کنند.افراد پیچیده را بشناسیماینگونه افراد به ظاهر بی خیال و محافظه کار هستند و هوشیارانه عمل و آهسته حرکت می کنند و در تصمیم گیری های شان بسیار دقت به خطر نمی کنند بیشتر سوال می کنند و گوش می دهند تا از افکارات خود صحبت کنند وقتی صراحت با برون گرایی ترکیب شود 4 سبک اخلاقی را ایجاد می کندافراد را بشناسیم، اجتماعی ها چگونه افرادی هستنداین افراد شخصیت های نمایشی و سرزنده دارند و خیالپردازو بی پروا و مهیج خلاق هستند افراد اجتماعی سرعت بالایی در تصمیم گیری دارند و خود را درگیر جزئیات نمی کنند و روی پای خود می ایستندصریح و محافظه کار این گونه افراد در ارتباطاتشان محکم و همیشه نگران نتیجه کار و تحت کنترل دیگران هستند.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sat, 28 Aug 2021 10:20:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا می‌توانیم شخصیت‌مان را تغییر دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-qfguqnufxg0p</link>
                <description>تغییر شخصیتآیا شخصیت قابل تغییر است؟ این پرسش نه تنها ذهن مردم بلکه روان‌شناسان را هم درگیر کرده است. برخی بر این باورند که شخصیت قابل تغییر است. گروهی دیگر بر این باورند که شخصیت انسان ثابت و پایدار است و نمی‌توانیم آن را تغییر دهیم. تمایل به تغییر شخصیت، خواسته‌ای طبیعی است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که بتوانند راحت با دیگران گفت‌و‌گو کنند. یا شخصی که زود خشمگین می‌شود آرزو داشته باشد که بتواند خونسردی خود را در شرایط خاص حفظ کند. ممکن است متوجه شوید که در برخی از زمینه‌های زندگی، جنبه‌های خاصی از شخصیتتان را دوست ندارید، و می‌خواهید تغییرش دهید. گاهی برای تغییر این موارد ناخوشایند تلاش‌هایی هم انجام می‌شود. برای نمونه تلاش‌هایی که یک فرد خجالتی برای بهبود روابط میان‌فردی می‌کند نمونه‌ای از تلاش برای تغییر شخصیت است. به طور کلی، بیش‌تر مردم بر این باورند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار در صفات گسترده می‌تواند بسیار دشوار باشد. اما به راستی می‌توانیم شخصیت را تغییر دهیم یا نه؟آیا فرآیند تغییر شخصیت فرد یک برنامه کوتاه مدت است؟محققان همواره در تلاشند تا به یک سوال مهم در خصوص شخصیت پاسخ دهند: آیا پیگیری فرآیند درمان می‌تواند شخصیت را ظرف مدت کوتاهی تغییر دهد؟برای پاسخ به این سوال نیز بیش‌تر بر روی ۵ خصوصیت اصلی شخصیتی تمرکز کرده‌اند.برونگراییپایداری عاطفیقدرت پذیرش تجربیاتوظیفه‌‌شناسیداشتن وجدان و سازگاریبرای پاسخ به سوال فوق، رابرتز و همکارانش بیش از ۲۰۰ مورد مطالعه را از لحاظ منش و شخصیت، قبل و بعد از نوعی مداخله مورد ارزیابی و کنترل قرار دادند. این مداخلات بیشتر شامل داروها و بهره‌گیری از روان‌درمانی برای از بین بردن مشکلات روانی بوده است. به طور میانگین نیز ۲۴ هفته طول می‌کشد تا فرد به مداخلات پاسخ دهد. بررسی‌های این دانشمندان به برخی نتایج جالب رسیده است. در ادامه به بررسی این نتایج می‌پردازیم.۱) درمان راهی برای تغییر شخصیت فرددرمان می‌تواند شخصیت را تغییر دهد. هر چند این تغییرات ممکن است به طور میانگین در محدوده‌ی کم تا متوسط باشد. اما شواهد نشان می‌دهد این تغییرات از نظر فرد و اطرافیان او در زندگی‌اش قابل توجه جلوه کرده است.برای مثال، کسی که خیلی زود ناراحت می‌شود، ممکن است با درمان بتواند راحت‌تر عوامل اضطراب‌زا را به راحتی کنترل کند. البته لازم به ذکر است که طبق اطلاعات به دست آمده تاثیرات درمان بر روی شخصیت صرف نظر از سن یا جنسیت یکسان بوده است.۲) پایداری تغییر شخصیت در طول زمانطبق تحقیقات تغییرات شخصیت در طول زمان پایدار است. در بسیاری از مطالعات، بعد از اتمام درمان نیز یک دوره‌ی پیگیری را که به طور میانگین ۶ ماه طول می‌کشد، برای بیماران در نظر گرفته‌اند. تغییر شخصیت فرد که وابسته به درمان بود، در دوره‌ی پیگیری و به مدت یک سال یا حتی بیشتر، ثابت بوده یا افزایش داشته‌اند.۳) تفاوت تاثیر درمان بر خصوصیات مختلفبرخی خصوصیات شخصیتی نسبت به درمان حساس‌تر بوده‌اند. در تغییر شخصیت فرد معمولا بیشترین تاثیر بر روی پایداری عاطفی و کمترین تاثیر بر روی قدرت پذیرش تجربیات بوده است.برونگرایی دومین خصوصیتی است که بیشترین تغییر را می‌پذیرد. این تغییرات می‌تواند نشان دهد که کدام خصوصیت بیشتر احتمال دارد تغییر کند. اما می‌توانند این موضوع را نیز نشان دهند که درمان بیشتر کدام خصوصیات را هدف قرار می‌دهند. برای مثال، درمان اضطراب یا افسردگی بر روی افزایش پایداری عاطفی، تمرکز دارد.۴) تغییر شخصیت فرد در پی طیف وسیعی از مداخلاتمعمولا طیف وسیعی از مداخلات است که منجر به تغییر شخصیت می‌شوند. گرچه رفتاردرمانی شناختی و حمایتی اندکی بیشتر از سایر درمان‌ها تاثیر دارد. اما سایر روش‌های درمانی نیز بر این امر موثر هستند. البته نتایج حاکی از آن است که دارو درمانی کم‌ترین میزان تاثیر بر روی شخصیت را دارد.۵) علت درمان؛ تعیین کننده میزان تغییر شخصیت فردطبق نتایج به دست آمده از تحقیقات میزان تغییر به علت درمان نیز بستگی دارد. از این رو کسانی که برای اضطراب و اختلالات شخصیتی مورد درمان قرار گرفته‌اند، بیشترین تغییر را داشته‌اند. در حالی‌که افرادی که برای تغییر عاداتی مثل اختلالات خوردن و یا مصرف مواد درمان دریافت کرده‌اند، کمترین تغییر شخصیتی را نشان داده‌اند.تغییر شخصیت فرد می‌تواند نسبتا سریع رخ دهد. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که درمان باید حداقل ۴ هفته طول بکشد تا شخصیت را به طور قابل‌توجهی تحت تاثیر قرار دهد. با این وجود، بعد از ۸ هفته، درمان‌های اضافی منجر به تغییر بیشتری نشده است.ممکن است که شخصیت فرد، در نتیجه‌ی بیماری که برای درمان آن به پزشک مراجعه کرده‌است، تغییر کرده باشد. برای مثال، یک اپیزود افسردگی ممکن است سطح پایداری عاطفی فرد را به طور قابل توجهی کاهش داده باشد. بنابراین نمی‌توان این تغییر را تغییر شخصیت فرد قلمداد کرد.بر اساس تجربیات روان‌درمانگران، بسیاری از تغییرات شخصیتی در درمان، در واقع بازگشت فرد به سطح عملکردی خود پیش از اضطراب، افسردگی یا دیگر مشکلات روانی است.افراد اغلب به این دلیل برای درمان مراجعه می‌کنند که احساس می‌کنند در بهترین وضع خود قرار ندارند. به عنوان مثال حس می‌کنند دیگر مانند قبل صبور، خوش‌برخورد، سازگار یا آرام نیستند. با شروع تاثیرگذاری درمان، اغلب بیماران احساس می‌کنند که بیشتر شبیه خودشان شده‌اند. اعضای خانواده ممکن است بگویند که احساس می‌کنیم عزیزمان دوباره برگشته‌ است.اگر شما به سبب این‌که احساس می‌کنید از شخصی که بوده‌اید، دور افتاده‌اید، به شروع درمان فکر می‌کنید. این مزیت درمان را نیز در نظر بگیرید: شما نه تنها احساس بهتری خواهید داشت، بلکه بیشتر به بهترین حالت خود نیز شبیه خواهید شد.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 19:37:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی رشته روانشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-cxapcjnaapw5</link>
                <description>رشته روانشناسیروانشناسی یکی از ۵ رشته‌ی مهم و پرطرفدار دانشگاهی در جهان است و موضوعات و مباحث آن موردعلاقه‌ی بیشتر افراد است. اما نکته اینجاست که اگر این رشته را در سطح کارشناسی بخوانیم و تا مقاطع ارشد و دکتری ادامه ندهیم، چه مشاغل مناسبی برای‌مان وجود خواهد داشت؟در ادامه، به معرفی مشاغل ممکن برای رشته‌ روانشناسی در سطح کارشناسی می‌پردازیم. شاید در ظاهر ارتباط چندانی میان روانشناسی و این مشاغل وجود نداشته باشد اما در حقیقت آشنایی با روانشناسی به انجام هرچه بهتر این شغل‌ها کمک شایانی می‌کند. معرفی رشته‌ روانشناسی می‌تواند در انتخاب شما نقش مهمی ایفا کند.چه قصد تحصیل در رشته روانشناسی را داشته باشید و چه به مطالعه‌ی جانبی در این زمینه علاقه‌مند باشید، روانشناسی به شما در درک ذهن و رفتار انسان کمک خواهد کرد. شاید در شغل شما ظاهرا به دانستن روانشناسی نیازی نباشد اما دانستن روابط میان فرد، ارتباطات و رفتار انسان نقش مهمی در موقعیت کاری‌تان خواهد داشت.مشاغلی که روانشناسی به بهبود و توسعه‌ی آنها کمک می‌کند، از این قرار هستند:۱. نماینده‌ی فروشوقتی با روانشناسی آشنا هستید یا در سطح کارشناسی این رشته تحصیل کرده‌اید، می‌توانید در جایگاه نماینده‌ی فروش و مشاغل مربوط به بازاریابی فعالیت کنید. آگاهی از روابط میان‌فردی در این مشاغل به شما کمک زیادی می‌کند.در این مشاغل باید بتوانید خوب صحبت کنید و ارتباط برقرار کنید. روانشناسی این توانایی و مهارت‌ها را در شما تقویت می‌کند. آگاهی از ارتباطات، روانشناسی اجتماعی و شخصیت‌شناسی بسیار مهم و تأثیرگذار خواهد بود.۲. کارشناس تبلیغاتکارشناس تبلیغاتهنر متقاعد کردن دیگران مبحثی مهم در علم روانشناسی است. در تبلیغات نیز هدف اصلی قانع کردن مشتری و ترغیب مخاطب است. به همین جهت، دوستانی که در سطح کارشناسی در رشته‌ روانشناسی تحصیل کرده‌اند، با انتخاب مشاغل موجود در زمینه‌ی تبلیغات می‌توانند به موفقیت دست یابند.پس اگر در رشته‌ روانشناسی درس خوانده‌اید و به تبلیغات نیز علاقه دارید، با گذراندن دوره‌های تخصصی تبلیغات یا کارآموزی، خود را برای ورود به حوزه‌ی تبلیغات آماده کنید.۳. تکنسین و مشاور روان‌پزشکاگر معرفی رشته روانشناسی را به‌خوبی پیگیری کنید، نسبت به مشاغل متنوع و گسترده‌ای که این رشته در اختیارتان می‌گذارد، آگاه خواهید شد. از مجموعه مشاغل مناسب برای رشته روانشناسی می‌توان به این موارد اشاره کرد:اموری نظیر رسیدگی به نیازهای روزانه‌ی بیمار، آموزش مهارت‌های اجتماعی، هدایت جلسات درمانی و… وجود دارد.۴. مشاور تحصیلی و شغلیاگر یاری‌رساندن به دیگران برای کشف استعدادهای بالقوه آنها برای‌تان جالب است، انتخاب شغل مشاور بسیار مناسب خواهد بود. در این شغل به دیگران کمک می‌کنید تا رشته و شغل موردعلاقه و مناسب خود را پیدا کنند، شغل خود را عوض کنند و یا آمادگی برای ورود به بازار کار و تحصیل را در خود تقویت کنند.در بعضی موارد نیز مشاوران شغلی و تحصیلی به افراد ناتوان برای تقویت مهارت های زندگی و شغلی کمک می‌کنند و یا در آموزش مهارت های شغلی به دیگران کمک و راهنمایی ارائه می‌دهند.۵. افسر تحقیق و پیگیریاگر به فعالیت در حوزه‌ی پلیس جنایی علاقه دارید، همکاری با نیروی انتظامی در بخش تحقیق و پیگیری نیز ایده بدی نخواهد بود. وظیفه‌ی شما پیگیری رفتار مجرم و متهمان در مدرسه، خانه و محیط کار است. با مشاهدات رفتاری فرد باید نتایجی را در اختیار روان‌درمانگرها و دادگاه قرار بدهید.۶. نویسندهرشته روانشناسی به تقویت مهارت نوشتن هم کمک می‌کند. افرادی که در رشته روانشناسی فارغ‌التحصیل می‌شوند، مهارت زیادی در نوشتن پیدا می‌کنند. از این رو می‌توانند به مشاغل مرتبط با نویسندگی نیز بپردازند. مثلا نوشتن سرمقالات در نشریات گوناگون، کارشناس تولید محتوا در بازاریابی یا نویسنده‌ی تخصصی در زمینه‌ی روانشناسی و… .۷. محقق بازارافرادی که در حوزه‌ی تحقیقات بازار فعالیت می‌کنند، امور مختلفی را سر و سامان می‌دهند، مانند مصاحبه، نظرسنجی، تفسیر داده‌ها، بررسی نتایج و… . برای این کار،‌ تخصص افرادی که در زمینه‌ی روانشناسی تحصیل کرده‌اند در روش‌شناسی‌های علمی و آماری مفید است.۸. مددجوی کودکاناگر دوست دارید در شغلی فعالیت کنید که مستقیما با روانشناسی در ارتباط است، مددجویی کودکان نیز ایده‌ی خوبی است. در صورت علاقه می‌توانید به‌صورت پاره‌وقت در مراکز آموزشی مانند مهدکودک‌ها و دبستان یا در مرکزی مستقل به‌منظور مشاوره و رسیدگی به مشکلات روانی و روحی کودکان خدمات ارائه کنید.۹. دستیار آزمایشگاهاگر به بخش تحقیقاتی روانشناسی علاقه‌مند باشید، دستیاری در آزمایشگاه برای بررسی تحقیقات عملی و علمی روانشناسی بسیار مناسب خواهد بود. برای فعالیت در این حیطه می‌توانید به مراکز تحقیقاتی دانشگاهی، دولتی یا خصوصی که روی رفتار آدمی مطالعه می‌کنند، مراجعه کنید.۱۰. کارشناس خدمات عمومی و اجتماعیکارشناس خدمات عمومی و اجتماعیبا مدرک کارشناسی روانشناسی می‌توانید در مراکز خدمات عمومی و اجتماعی دولتی یا سازمان‌های مردم‌یار همکاری کنید. در این مراکز خدمات مشاوره‌ای در زمینه‌ی روانشناسی به افراد با مسائل مختلف ارائه می‌شود.۱۱. تدریسبا مدرک کارشناسی روانشناسی می‌توانید برای تدریس این واحد درسی در دبیرستان‌ها یا کار آموزش ابتدایی اقدام کنید. برای فعالیت به‌عنوان آموزگار باید دوره‌های تدریس و تربیت‌معلم را بگذرانید و آمادگی کار با دانش‌آموزان را در خود تقویت کنید.بهترین دانشگاه‌های رشته‌ روانشناسی در رتبه‌بندی جهانیدر بررسی رتبه‌بندی جهانی Q.S، دانشگاه‌های برتر دنیا در زمینه‌های مختلف مشخص و درجه‌بندی می‌شوند. براساس این رتبه‌بندی در سال ۲۰۱۷ از میان ۳۰۰ دانشگاه مورد بررسی، ۱۰ مورد از برترین‌ها از این قرار هستند:برترین در جایگاه نخست: دانشگاه هاروارد-ایالات متحده‌ی آمریکا؛دومین دانشگاه برتر: استنفورد- ایالات متحده‌ی آمریکا؛سومین دانشگاه برتر: کمبریج – انگلستان؛چهارمین دانشگاه برتر: آکسفورد- انگلستان؛پنجمین دانشگاه برتر به‌طور اشتراکی: دانشگاه کالیفرنیا، برکلی- ایالات متحده‌ی آمریکا و دانشگاه ییل-ایالات متحده‌ی آمریکا؛هفتمین دانشگاه برتر: دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس UCLA- ایالات متحده‌ی آمریکا؛هشتمین دانشگاه برتر ب‌ طور اشتراکی: مرکز فناوری ماساچوست MIT-ایالات متحده‌ی آمریکا و UCL واقع در لندن؛نهمین دانشگاه برتر: دانشگاه نیویورک NYU-ایالات متحده‌ی امریکا؛</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 18:16:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی چگونه بر کارکردهای مغز تاثیر می گذارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-xhdsdnk7pddv</link>
                <description>تأثیر افسردگی بر مغزافسردگیافسردگی اختلالی است که با تغییر مسیرهای عصبی، سیناپس‌ها و اندازه‌ی هیپوکامپ در مغز تغییرات عمده‌ای را اعمال می‌کند. زمانی که افسردگی دارید احساس خستگی و خواب‌آلودگی می‌کنید؛ افسردگی منجر به از بین رفتن ارتباط بین سلول‌ها می‌شود و به همین دلیل مغز مجبور می‌شود برای پردازش اطلاعات، احساسات و به یاد سپاری وقایع تلاش بیشتری به خرج دهد. در نهایت احساس خستگی و خواب‌آلودگی ناشی از افسردگی در فرد مبتلا زیاد می‌شود. در ادامه به تأثیرات افسردگی بر بخش‌های مختلف مغز پرداخته‌ایم.افسردگی بر کدام بخش‌های مغز تأثیر می‌گذارد؟سه قسمت مهم در مغز وجود دارد که به نظر می‌رسد در افسردگی اساسی نقش مهمی داشته باشند:هیپوکامپهیپوکامپ در نزدیکی مرکز مغز قرار دارد. این بخش وظیفه ذخیره سازی حافظه و رویدادها را به عهده دارد، همچنین تولید هورمون کورتیزول را تنظیم می‌کند. بدن در زمان استرس جسمی یا روانی و افسردگی، کورتیزول آزاد می‌کند. مشکلات زمانی رخ می‌دهند که به دلیل یک رویداد استرس زا یا عدم تعادل شیمیایی در مغز، کورتیزول بیش از حد وارد مغز می‌شود.به طور طبیعی نورون‌های مغزی در بزرگسالی در بخشی از هیپوکامپ به نام شکنج دندانه دار تولید می‌شوند. در افراد مبتلا به افسردگی، افزایش سطح کورتیزول، روند ساخته شدن نورون‌های جدید را کند کرده و باعث از بین رفتن نورون‌های هیپوکامپ می‌شود. همین جریانات، عمده‌ترین مشکل افسرده‌ها یعنی مشکل حافظه را به وجود می‌آورد. برای اطلاع از دیگر علائم افسردگی کلیک کنید.تأثیر افسردگی بر قشر پیش پیشانی مغزقشر پیش پیشانی درون مغز و در قسمت جلوی پیشانی واقع شده است. این قسمت مسئول تنظیم احساسات، تصمیم گیری و شکل گیری خاطرات و حافظه است. هنگامی که بدن مقدار بیش از حد کورتیزول را تولید می‌کند، این جریان باعث کوچک شدن قشر پیش پیشانی می‌شود. به همین علت است که بیماران افسرده، احساسات و خلق پر نوسانی دارند و نمی‌توانند هیجانات خود را تنظیم کنند.تأثیر افسردگی بر بخش آمیگدال مغزآمیگدال قسمتی از مغز است که پاسخ‌های احساسی، مثل ترس یا لذت را تسهیل می‌کند. در افراد مبتلا به افسردگی، آمیگدال به دلیل مواجه شدن با سطح بالای کورتیزول بزرگ‌تر و فعال‌تر می‌شود. چنین وضعیتی در آمیگدال به همراه فعالیت‌های غیر عادی در بخش‌های دیگر مغز، می‌تواند باعث اختلال در خواب و فعالیت شود. به همین علت فرد افسرده سخت به خواب می‌رود و نمی‌تواند فعالیت‌های زیادی انجام دهد. همچنین باعث نامنظم شدن هورمون‌ها و سایر مواد شیمیایی مغز شده و عوارض بیشتری به دنبال دارد.به طور کلی سطح کورتیزول بالا نقش مهمی در تغییر ساختار فیزیکی و فعالیت‌های شیمیایی مغز دارد که باعث شروع روند افسردگی می‌شود. معمولا، سطح کورتیزول در صبح بالاتر است و شب‌ها کاهش می‌یابد اما در افراد افسرده سطح کورتیزول حتی در شب نیز افزایش پیدا می‌کند.شایع‌ترین علل افسردگی چیست؟مطالعات نشان می‌دهند که افسردگی بیشتر وابسته به عوامل اضطراب‌زای متعددی است که در زندگی تجربه می‌شوند و اثراتشان تجمعی است. هرچه در طول زمان اضطراب‌های بیشتری تجربه شوند، احتمال افسرده شدن بیشتر است. از دست دادن یک رابطه‌ مهم به دلیل مرگ یا طلاق یکی از عوامل اضطراب اصلی است که نیاز به مراقبت قابل توجه دارد.تنهایی یک عامل اضطراب‌زای فیزیکی و احساسی است. نرخ تنهایی در میان سالمندان بالاست و در میان جوانانی که دوستان نزدیکی ندارند، در حال افزایش است. از دست دادن شغل یا تهدید از دست دادن شغل یکی از منابع نگرانی مداوم است. در غیاب مهارت‌های مقابله‌، حتی مشکلات کوچک در مسیر زندگی تبدیل به عوامل اضطراب‌زای محیطی می‌شوند.آیا ممکن است علل افسردگی، محرک‌های پنهان باشد؟گرچه افسردگی اغلب در پاسخ به نوعی شکست بروز پیدا می‌کند، می‌تواند به طور ناگهانی و یا بدون علت واضحی نیز ظاهر شود. افسردگی حتی ممکن است در زمانی که زندگی بسیار خوب به نظر می‌رسد، ایجاد شود. چیزی که اغلب از ضمیر خودآگاه پنهان است، باورهای اساسی فرد در مورد زندگی و عشق و کار یا شیوه‌ توجیه پیچ‌وخم‌های زندگی است که اغلب در خانه و در اوایل زندگی یاد گرفته می‌شوند.به علاوه افراد ممکن است به اهدافی که مدت‌ها به دنبال آن بوده‌اند، برسند و در نهایت به این نتیجه برسند که آن پاداش عاطفی مورد انتظار خود را دریافت نکرده‌اند. در چنین مواردی، افراد ممکن است احساس کنند که حق ندارند افسرده باشند و ممکن است حتی از افسرده بودن احساس شرم داشته باشند. رفتاردرمانی شناختی، بسیار در اصلاح چنین نقطه نظرات مشکل‌سازی موثر است.طرز تفکر چگونه می‌تواند بر علل افسردگی تاثیر می‌گذارد؟طرز تفکرغصه خوردن بیش از حد برای اشتباهات و تجربیات ناخوشایند، رسیدن به نتایج مصیبت‌آمیز تنها با یک یا دو شکست، تعمیم دادن بیش از حد با شواهد محدود همه خطاهای تفکر یا انحرافات شناختی هستند که به شدت با افسردگی در ارتباطند.چنین تفکری مغز را در منفی‌بافی غرق کرده و اگر بررسی و درمان نشود، باعث شک کردن به خود و ناامیدی می‌شود. به علاوه مطالعات نشان می‌دهد که طرز فکرهای منفی مانند مصیبت جلوه دادن وقایع، واقعا فیزیولوژی بدن را تغییر می‌دهند. محققان دریافته‌اند که این افکار واکنش‌‌پذیری نسبت به تحریکات دردناک و سطح هورمون‌های کورتیزول و عوامل پیش‌التهابی را در بدن بالا می‌برند. پاسخ التهابی باعث تغییرات رفتاری وابسته به بیماری و افسردگی از قبیل خستگی، زمان واکنش آهسته‌تر، کندی شناخت و از دست دادن اشتها می‌شود.روان درمانی چگونه عمل می كند؟اين بستگی به شكل درمانی كه شما اتخاذ كرده‌ايد ،دارد. تنها در میان گذاشتن نگرانی هايتان، با شخصی ديگر می ‌تواند مفيد باشد. چون شماحس می‌كنيد که با مشكلات خود تنها گذاشته نشده اید و حمايت می ‌شويدـ رفتار درمانی شناختی  به شما كمك می ‌كند ايده‌هايی را كه باعث افسردگی تان شده است را بررسی كرده و تغيیر دهيدـ مشاوره می ‌تواند به شما كمك كند در مورد  حس ‌تان راجع به زندگی و ديگر افراد شناخت بهتری بدست آوریدـ درمان‌های ديناميك به شما كمك می ‌كندکه متوجه شوید که تجارب گذشته‌تان چگونه ممكن است روی زندگی حال حاضر  شما تاثير بگذاردصحبت کردن در گروه  می ‌تواند در تغيیر نحوه رفتارتان باديگران مفيد باشد.در گروه اين شانس را داريد كه بشنويد دیگران چگونه به شما نگاه می ‌كنند و فرصت برای بررسی روشهای مختلف رفتار و گفتگو موجود است</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Tue, 24 Aug 2021 08:40:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علل تیرگی های موجود در مغز چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%B9%D9%84%D9%84-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-htf2eeu6lmsa</link>
                <description>تیرگی مغزمه مغز یک وضعیت پزشکی است، این یک اصطلاح مورد استفاده برای برخی علائم تیرگی مغز است که می تواند روی توانایی فکر کردن تأثیر بگذارد. شما ممکن است احساس گیجی یا آشفتگی یا تمرکز نداشتن پیدا کنید.دلایل ابتلا مغز به تیرگی (تیرگی مغز)بارداری:بسیاری از زنان به سختی همه چیز را در دوران بارداری به یاد دارند. سازمان و پیاده سازی یک کودک می تواند بسیاری تغییرات را در بدن مادر ایجاد کند و مواد شیمیایی آزاد شده برای محافظت و تغذیه ی کودک شما ممکن است مشکلاتی برای حافظه ی شما ایجاد کند.2- مولتیپل اسکلروزیس (MS):این بیماری سیستم عصبی مرکزی را تحت تأثیر قرار می دهد و می تواند راه خود را از مغز به بقیه ی جاهای بدن تغییر دهد. تمرین های یادگیری و حافظه می تواند به شما کمک کند و یک درمانگر می تواند با نشان دادن راه های جدید برای رسیدگی به وظایف شما که دچار مشکل نشوید، به شما کمک کند.دارو:اگر شما دارو مصرف می کنید و به طور ناگهانی مشکلی برای شما در یادگیری پیش آمد حتماً با پزشک خود تماس بگیرید.4- درمان سرطان:شیمی درمانی درمان سرطان است. گاهی اوقات شما ممکن است در جزئیاتی مانند به خاطر سپردن نام و نام خانوادگی دچار فراموشی شوید که این حالت معمولاً به سرعت از بین می رود.یائسگی:حدود یک سال پس از آخرین دوره پریودی در حدود سن ۵۰ سالگی، همراه با مه مغز، زنان ممکن است دچار گر گرفتگی (عرق کردن ناگهانی همراه با تپش قلب و دمای بالای بدن) و دیگر تغییرات بدن شوند. هورمون های مکمل و انواع داروهای دیگر می توانند کمک کننده باشند.6- سندروم خستگی مزمن (CFS):با این شرایط، بدن و ذهن برای مدت طولانی خسته می شوند که شما ممکن است احساس گیجی، فراموش کاری، نداشتن قدرت تمرکز را تجربه کنید. هیچ درمان شناخته شده ای برای CFS وجود ندارد. اما دارو، ورزش و بحث درمانی می تواند کمک کند.افسردگی:افسردگیشما ممکن است همه چیز را به خوبی به یاد داشته باشید یا قادر به حل مشکلات خود باشید. اگر افسردگی با از دست دادن انرژی همراه باشد و یا افسردگی مغز را تحت تأثیر قرار دهد، شما ممکن است دچار مه مغز شوید. دارو و بحث درمانی می تواند به شما کمک کند.8- خواب:برای به دست آوردن استراحت خوب در زمان خواب شما باید از خوردن کافئین بعد از ناهار خودداری کنید و کامپیوتر و گوشی هوشمند در اتاق خوابتان نباشد. این می تواند به خواب شما در هر زمان و بیدار شدن راحتتان کمک کند.سل جلدی یا لوپوس:این بیماری طولانی مدت سیستم ایمنی بدن را مورد حمله قرار می دهد و شامل علائم مختلفی در موارد مختلف است. حدود نیمی از افراد مبتلا به لوپوس مشکلات حافظه، گیجی و عدم تمرکز دارند. هیچ درمانی وجود ندارد اما دارو و صحبت کردن با یک درمانگر می تواند کمک کننده باشد.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 10:40:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساس تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-wx7ijfwtkhxf</link>
                <description>احساس تنهایتنهایی ممکن است یک بیماری همه گیر باشد و طبیعتاً این بیماری همه گیر تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار میگرد . عده ای بر این باورند که تنهایی سبب می شود به ارزش های دیگران سوق پیدا کنیم و در جایی زندگی کنیم که متعلق به دیگران است.و از سوی دیگر عده ای بر این باورند که رسانه ها و شبکه های اجتماعی مسبب اصلی این همه احساس تنهایی در بین افراد می باشد. در واقع افراد مدام با شبکه های اینترنتی مشغول هستند غافل از این که شبکه های اجتماعی احساس تنهایی را روز به روز افزون تر می کند همچنین از سوی دیگر سلامت جسمی مان به خطر می اندازند. نتایج یک مطالعه نشان داد که بالاترین کاربران رسانه های اجتماعی نیز بالاترین سطح انزوا ادراک شده را گزارش کردند(میلر و همکاران، ۲۰۱۷) .نکته ای که اینجا باید خاطر نشان کرد این است که تنهایی با متصل شدن افراد به روی صفحه ی شیشه ای موبایل و ارتباط با جهان درمان نمی شود.لازم به ذکر است که تنهایی و احساس آن نشان دهنده عدم ارتباط است، نه فقدان مردم. به همین دلیل یک فرد می تواند حتی در یک جمعیت احساس تنهایی کند. در حقیقت، بعضی از افراد با بودن در بین مردم و دوستان خود بیشتر احساس تنهایی می کنند. شاید به راحتی می توان گفت در جهان مدرن آدمها بیشتر احساس تنهایی می کنند تا در جهان قدیم و سنتی. ریشه این احساس تنهایی در احساس متفاوت بودن و احساس کمبود داشتن می باشد. و این ریشه ها مطمعناً از طریق رسانه های اجتماعی بیشتر تقویت می شوند. یک مثال عینی: کسی که در پایتخت و در شیک ترین مراکز تجاری مشغول به زندگی و کسب و درآمد است نسبت به چوپانی که در حال نگهداری از گوسفندانش در یک روستای دور افتاده می باشد گاهاً احساس تنهایی بیشتری می کند. چرا که در دنیای مدرن مقایسه بیشتر صورت می گیرد و نداشتن ها و کمبود ها بیشتر خود را نشان می دهد.سه نوع تنهاییتنهایی وجودی : از این دیدگاه ، کمی تنهایی بود برای روح خوب است، و این قطعا یک بخش اجتناب ناپذیر تجربه انسانی است. با این حال، تنهایی تمایل به تحریک احساسات منفی دارد .تنهایی احساسی : شما تنهایی احساسی را زمانی تجربه می کنید که همه افراد هستند ولی شخص رمانتیک خود را که عاشقانه دوستش دارید را نمی بینید.تنهایی اجتماعی : این نوع تنهایی هنگامی اتفاق می افتد که شما احساس وابستگی به یک گروه را احساس نمی کنید. هنگامی که شما به یک مهمانی راه می یابید و کسی را دوست ندارید، احساس تنهایی اجتماعی ممکن است برای شما اتفاق بیافتد، اگر احساس نمی کنید که حضور شما در یک حلقه گسترده تر ارزش دارد، ممکن است احساس تنهایی اجتماعی را احساس کنید.تنهایی ممکن است یک احساس گذرا، یک احساس موقعیتی یا یک احساس مزمن باشد. اکثر افراد این تنهایی های موقتی را تجربه کرده اند مثلا شخصی به خاطر نرفتن به مسافرت با خانواده خود چند روزی را در منزل تنهایی به سر می برد و … اما بعضی از تنهایی ها بدخیم می باشد و سالهای طولانی را با خود همراه دارد. به هر حال این احساس تنهایی که گاهاً می تواند به شدت مخرب باشد باید مورد اهمیت و توجه قرار گیرد.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jul 2021 12:05:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر طراح تست mbti درباره ی درون گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-mbti-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-f3vggbx9hlzq</link>
                <description>متاسفانه تصورات غلطی در جامعه ما درباره ی افراد درون گرا وجود دارد. هنگامی که کلمه ی “درون گرایی” را در گوگل جستجو می کنیم، با اصطلاحاتی مانند دانشمندان دیوانه، افراد طرد شده و … روبرو می شویم. حال آن که فرد درون گرا کسی است که در فعالیت های انفرادی نسبت به فعالیت های اجتماعی، پر انرژی تر بوده و عملکرد بهتری از خود نشان می دهد.من به این تصورات غلط در کتاب جدید خودم-ترویج درون گرایی-پرداختم و توضیح دادم که افراد درون گرا چگونه از قدرت آرامش  خود در راه رسیدن به اهداف کسب و کار خود می توانند استفاده کنند. در میان نظرات و نقل قول هایی که در آن جا بیان کردم، نظر کاترین مایزر (Katharine Myers)، خالق تست mbti  بسیار قابل تامل بود.مایزر در صحبت های خود به دبیرستان آمریکایی که در آن درس خوانده است، اشاره کرده و می گوید: “هنگامی که در دبیرستان بودم، گروهی در مدرسه ی ما تشکیل شده بود که کارهای زیادی کرده و همه ی افراد،  آن ها را می شناختند؛ من همیشه افسوس می خوردم که چرا توانایی و مهارت لازم را ندارم که خود را نشان داده و جزئی از آن گروه باشم. چندین سال بعد من متوجه شدم که تیپ شخصیتی وجود دارد که در آن افراد، درون گرایی را به برون گرایی ترجیح می دهند. این اطلاعات زندگی من را تغییر داد؛ من فهمیدم که برای زندگی در  جامعه و رسیدن به اهدافم مجبور به تغییر خود یا تقلید از افرادی که در دوران دبیرستانم، عضو آن گروه بودند، نیستم. من اکنون می توانم خودم  باشم و هر طور که می خواهم رفتار کنم؛ حتی  به کشور های مختلف سفر کنم و نگرانی از بابت اینکه کسی من را می شناسد یا نه، نداشته باشم”.این صحبت های مایزر، از شایع ترین ترس های افراد درون گرا است: “من هنگامی که رئیس APT بودم، همیشه چند جمله ی اول سخنرانی را یادداشت می کردم، زیرا از ساکت ماندن می ترسیدم؛ از آن جایی که من مجبور به انجام این کار بودم، به تدریج یاد گرفتم تا آرامش خودم رو حفظ کرده و خودم باشم؛ من می دانستم که هرگز یک سخنران بزرگ نخواهم شد، اما اعتماد من به خودم و حرف هایم باعث می شد تا در آن موقعیت ها به خوبی عمل کنم و نتایج بسیار خوبی نیز به دست آورم”</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jul 2021 11:44:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیپ شناسی MBTI چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-mbti-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-wm6mrtqiaxxm</link>
                <description>تیپ شناسیتیپ شناسی MBTI چیست و چه کاربردهایی دارد؟کلمه MBTI مخفف عبارت Myers-Briggs Type Indicator است که در فارسی تحت عنوان سنخ‌ نمای مایرز و بریگز (یا به‌سادگی تیپ‌ شناسی MBTI) ترجمه شده است. MBTI یک ابزار شناسایی ترجیحاتِ شخصیتی است و در نهایت تیپ شخصیتی (Personality Type) افراد را معین می‌کند. با استفاده از بینش‌های به‌دست‌آمده از MBTI می‌توانید با جنبه‌های مختلف شخصیت‌تان آشنا شوید و به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های درونی‌تان پی ببرید.تیپ شناسی MBTI اولین بار توسط کاترین کوک بریگز و دخترش ایزابل بریگز مایرز در نیمه قرن بیستم ابداع شد. هدف این دو نفر این بود که به آدم‌ها کمک کنند تا تفاوت‌های بین خودشان و دیگران را بهتر درک کنند و به سازگاری و توافق بهتری برسند. چشم‌انداز مایرز و بریگز این بود که با کمک به بهبود روابط میان آدم‌ها دنیا را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنند. آن‌ها برای جمع‌آوری شواهد و توسعه MBTI بیش از بیست سال زمان گذاشتند.سازندگان تست ارزیابی شخصیت MBTI معتقدند که رفتارهای مردم و نوع شخصیتی که دارند از فردی به فرد دیگر متفاوت است و بنابراین از نظر شخصیتی متفاوت هستند. هر یک از حروف ذکر شده در پایین (EI ، IS ، TF ، JP) نشان دهنده یک معیار برای بررسی نوع شخصیت افراد هستند.برون گرایی (E) یا درون گرایی (I)حسی (S) یا شهودی (N)منطقی (T) یا احساسی (F)قضاوت‌گر (J) یا ادراکی (P)افراد درون‌گراافراد درون‌گراافراد درون‌گرا به تنهایی و صرف وقت در کارهای تک نفره، از جمله انجام پروژه‌ها و کار در گروه‌های کوچک و شرکت کوچک، انرژی می‌گیرند. آنها ترجیح می‌دهند که صحبت درباره کار را شخص دیگری در گروه‌های بزرگ‌تر انجام دهد و دوست دارند تا چند دوست اندک داشته باشند، تا اینکه مدام در جلسات به دنبال دوست بگردند.افراد درون‌گرا انرژی خود را روی ارائه ایده پردازی، فکر و تفریحات تک نفره می‌گذارند. هنگام پیدا کردن شغل، این افراد ترجیح می‌دهند تا به تنهایی در مورد گزینه‌های شغلی فکر کنند و نیاز به مشورت با دیگران را حس نمی‌کنند.افراد شهودیافراد شهودی ترجیح می‌‌دهند درباره احتمالات، آینده و نظریه‌های انتزاعی فکر می‌کنند و از این کار لذت می‌برند. آنها به طور کلی دوست دارند تا تخیل کنند، در صحبت و کلام خلاق هستند، بر الگوها و تصورات تمرکز می‌کنند، دوست دارند به مواردی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد فکر کنند و به سرعت به سمت نتیجه گیری پیش می‌روند. آنها همچنین به الهام پذیری اعتقاد دارند. هنگام بررسی گزینه‌های شغلی، افراد شهودی بیشتر سراغ پتانسیل شغل می‌روند تا بررسی شرح وظایف شغلی.افراد حسیافراد حسی هنگام جمع آوری اطلاعات، داده‌های واقعی و ملموس را ترجیح می‌دهند. آنها در مشاهده و به خاطر سپردن اطلاعات خاص، شاخص هستند. این افراد دوست دارند بیشتر روی واقعیت‌های موجود تمرکز کنند و به دنبال تجربه کردن نیز هستند. افراد حسی از انجام عملی کارها، به عنوان روشی برای درک ایده‌ها و نظریه‌ها استفاده می‌کنند. در ارتباط با کار، یک فرد حسی بر حقایق شغل متمرکز می‌شود: مزایا، مکان و حقوق.افراد برون‌گراافراد برون گرا با قرار گرفتن در کنار دیگران، معمولاً گروه‌های بزرگ‌تر، انرژی می‌گیرند. آنها افرادی هستند که با برقراری ارتباط کلامی و اجتماعی بودن، انرژی خود را از دنیای خارج می‌گیرند. در رابطه با مشاغل، آنها ترجیح می‌دهند در گروه‌های بزرگ‌تر کار کنند و در مقابل کار به تنهایی یا در موقعیت‌های یک به یک، آنها را کسل می‌کند.افراد منطقیافراد منطقی هنگام تصمیم گیری، به عواقب منطقی یک عمل به طور خاص نگاه می‌کنند. آنها هنگام تجزیه و تحلیل شرایط و اتفاقات، احساسات را کنار می‌گذارند تا بتوانند نظرات موافق و مخالف را به صورت منطقی بسنجند. این افراد با این تیپ شخصیتی با نقد و تجزیه و تحلیل شرایط، به دنبال پیدا کردن راهی برای حل مشکلات هستند.آنها در استدلال‌های خود سراغ علت و معلول می‌روند. انتخاب شغل برای این افراد، با تجزیه و تحلیل منطقی صورت می‌پذیرد و آنها به طور منطقی تمام گزینه‌ها را در نظر می‌گیرند تا مطمئن شوند که انتخاب درستی خواهند داشت.افراد قضاوت‌گرافرادی که قضاوت را ترجیح می‌دهند، دوست دارند به صورت برنامه ریزی شده و منظم زندگی کنند و به دنبال مدیریت زندگی خود هستند. این افراد در زندگی کاری و شخصی خود، هم برنامه‌های کوتاه مدت و هم برنامه‌های مدت را در پیش می‌گیرند و دوست دارند همیشه تصمیماتی قطعی بگیرند تا از استرس‌های لحظه آخر جلوگیری کنند.آنها از انجام دقیق و به موقع کارها انرژی می‌گیرند و رسیدن به هدف شغلی، همان چیزی است که در برنامه ریزی‌های خود مشخص می‌کنند.اعتبار تست MBTIدر مطالعات متعددی، تست MBTI مورد بررسی قرار گرفته است و به عنوان ابزاری معتبر در شناخت رفتارها و شخصیت مورد استفاده قرار می‌گیرد. از نکات مهم این تست این است که هیچ‌گونه شکاف جنسیتی در آن وجود ندارد و از نظر فرهنگی نیز برای همه مردم جهان با فرهنگ‌های مختلف بهینه سازی شده است.همچنین این توسط چندین موسسه روانشناسی تایید شده است و نتیجه آن را می‌توان منطبق با آخرین تحقیقات و پیشرفت‌ها در حوزه علم روانشناسی دانست.چرا تست MBTI را انجام دهیم؟تست MBTI استانداردهای یک تست شخصیت شناسی را دارد و به دلیل استفاده آسان آن، می‌توان آن را به عنوان یکی از محبوب‌ترین ابزارهای روان‌شناختی امروز شناخت.با انجام تست MBTI در ایران تلنت، می‌توانید به شناخت خوبی از نقاط ضعف و قوت خود برسید و با توجه به ویژگی‌های شخصیتی که دارید به دنبال کار باشید و آن کاری را انتخاب کنید، که برای آن ساخته شدید. شرکت‌ها و سازمان‌ها نیز می‌توانند با استفاده از این تست، به شناخت خوبی از افراد برسند و بر اساس توانایی‌ها، افراد را برای موقعیت‌ها شغلی انتخاب کنند. همچنین، با کمک این تست می‌توانند روند تقسیم وظایف را در سازمان به صورت درست انجام دهند و هر کار را به فرد مناسب واگذار کنند.هدف تست MBTIاین تست یک تست روانشناسی نیست و قرار نیست مشکلات شخصیتی را تشخیص و درمان کند. همچنین، قرار نیست با کمک این تست بهترین شخصیت را پیدا کنیم و افراد را با توجه به نوع شخصیتی که دارند دسته بندی کنیم.هدف اصلی تست MBTI این است که افراد با نوع شخصیت خود بیشتر آشنا شوند و درباره علایق و نقاط قوت خود بیشتر بدانند. در واقع این تست، قصد دارد عنوان کند که هیچ بهترینی در انواع تیپ شخصیتی وجود ندارد و هر فرد باید خود را با توجه به ارزش‌هایی که دارد بسنجد و به هیچ عنوان سراغ مقایسه خود با دیگران نرود.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jul 2021 11:33:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیپوکامپ چیست؟ و چه کاربردهایی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-gshqu9gcenxr</link>
                <description>هیپوکامپ (hippocampus) در شکل گیری، سازماندهی و ذخیره سازی خاطرات جدید و پیوند دادن برخی احساسات و هیجانات با آن خاطرات نقش اساسی دارد. آیا تا به حال توجه کرده اید که چگونه بوی یک عطر خاص در ذهن شما باقی می ماند؟ این توانایی مربوط به هیپوکامپ می شود.هیپوکامپ چیست؟هیپوکامپ یک ساختار پیچیده مغز است که در اعماق لوب تمپورال تعبیه شده است. نقش اصلی در یادگیری و حافظه دارد. این یک ساختار پلاستیکی و آسیب پذیر است که توسط محرک های مختلف آسیب می بیند. مطالعات نشان داده است که این بخش از مغز در انواع اختلالات عصبی و روانپزشکی تحت تأثیر قرار می گیرد. در دهه گذشته، چیزهای زیادی در مورد شرایطی که بر روی هیپوکامپ تأثیر می گذارد و تغییراتی از مولکول ها تا مورفولوژی مورد بررسی قرار گرفته است. پیشرفت در ترسیم رادیولوژی، الکتروفیزیولوژی و خصوصیات شیمیایی امکان مطالعه با جزئیات بیشتر این ساختار مغزی را فراهم کرده است.تاریخچه هیپوکامپهیپوکامپ برای اولین بار توسط ژنتیک سزار آرانزی، آناتومیست ونیزی در سال 1587 مورد مطالعه قرار گرفت. وی آن را به صورت بخشی در امتداد کف شاخ گیجگاهی بطن جانبی توصیف کرد و آن را ابتدا به کرم ابریشم و بعداً به اسب دریایی تشبیه کرد. در دهه 1740، یک جراح پاریسی رنه-ژاک کروسانت دو گارنجوت اصطلاح &quot;cornu Ammonis&quot; را به معنای شاخ آمون ، خدای مصر باستان ابداع کرد. اصطلاح &quot;هیپوکامپ&quot; از کلمه یونانی &quot;هیپوکامپ&quot; به معنی اسب و &quot;کامپوس&quot; به معنی &quot;هیولای دریا&quot; است. زیرا ساختار شبیه شکل اسب دریایی دارد. آنجا که هیپوکامپ قرن هاست که شناخته شده و مشاهده می شود ، یکی از مناطق مورد مطالعه مغز است.عملکرد هیپوکامپتحقیقات نشان داده است که مناطق مختلف فرعی هیپوکامپ در انواع خاصی از حافظه نقش مهمی دارند. در زیر بخشی از این موارد را با هم مرور خواهیم کرد: حافظه فضاییقسمت خلفی هیپوکامپ در پردازش خاطرات مکانی نقش دارد. مطالعات رانندگان تاکسی لندن نشان داده است که حرکت در پیچ و خم های پیچیده خیابان های شهرهای بزرگ با رشد پشت هیپوکامپ همراه است. تحکیم حافظههیپوکامپ همچنین در تحکیم خاطرات در هنگام خواب نقش دارد. تحقیقات منتشر شده در سال 2004 نشان می دهد که افزایش فعالیت هیپوکامپ در هنگام خواب پس از نوعی آموزش یا تجربه یادگیری باعث حافظه بهتر برای روز بعد می شود. انتقال حافظهخاطرات به مدت طولانی در هیپوکامپ ذخیره نمی شوند. در عوض، تصور می شود که هیپوکامپ به نوعی شبیه مرکز اعزام عمل می کند. به طوریکه اطلاعات را می گیرد، ضبط می کند و آنها را به طور موقت ذخیره می کند قبل از اینکه برای بایگانی و ذخیره سازی طولانی مدت ارسال شود. اعتقاد بر این است که خواب نقش مهمی در این روند دارد.محل هیپوکامپاز آنجا که مغز جانبی و متقارن است ، در واقع شما دو هیپوکامپ دارید. آنها دقیقاً بالای هر گوش و حدود یک و نیم اینچ در داخل سر شما قرار دارند.تأثیر آسیب به هیپوکامپاگر هیپوکامپ در اثر بیماری یا جراحت آسیب دیده باشد، می تواند بر روی خاطرات و همچنین توانایی او در ایجاد خاطرات جدید تأثیر بگذارد. آسیب به هیپوکامپ می تواند به ویژه بر حافظه فضایی یا توانایی به خاطر سپردن مکان ها و جهت ها تأثیر بگذارد.از آنجا که هیپوکامپ نقش مهمی در شکل گیری خاطرات جدید دارد، آسیب به این قسمت از مغز می تواند عواقب جدی طولانی مدت برای انواع خاصی از حافظه داشته باشد. آسیب به هیپوکامپ در معاینه پس از مرگ مغز افراد مبتلا به فراموشی مشاهده شده است. این آسیب با مشکلات تشکیل خاطرات صریح مانند نام ها، تاریخ ها و رویدادها همراه است.تأثیر دقیق آسیب ممکن است بسته به هیپوکامپ آسیب دیده متفاوت باشد. مطالعات انجام شده بر روی موش ها نشان می دهد که آسیب به هیپوکامپ چپ بر درک اطلاعات کلامی تأثیر می گذارد و آسیب به هیپوکامپ راست منجر به مشکلات اطلاعات بصری می شود. هیپوکامپ و بیماری آلزایمرآتروفی ناحیه هیپوکامپ در مغز یکی از ثابت ترین ویژگی های آلزایمر است. در بیماری آلزایمر هیپوکامپ اولین منطقه مغز است که به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد. یک فرضیه معروف به نام &quot;تفکیک قشر هیپوکامپو&quot; پیشنهاد کرده است که آسیب زودرس به هیپوکامپ باعث &quot;تفکیک&quot; بین هیپوکامپ و قشر مغز می شود، که منجر به عدم ثبت اطلاعات ناشی از هیپوکامپ می شود. مقداری از آتروفی هیپوکامپ در همه بیماران مبتلا به آلزایمر دیده می شود. هیپوکامپ و افسردگیاز زمانی که پایه بیولوژیکی افسردگی در حال آشکار شدن است، شواهدی در حال جمع آوری است که افسردگی طولانی مدت می تواند باعث کاهش حجم هیپوکامپ شود. علاوه بر این، مدت زمان افسردگی با شدت آتروفی هیپوکامپ ارتباط دارد. شواهد نشان می دهد که آتروفی تولید شده در این حالت ممکن است دائمی باشد و به مدت طولانی ادامه یابد حتی اگر افسردگی دچار بهبودی شود. اعتقاد بر این است که آسیب به هیپوکامپ، می تواند ناشی از استرس طولانی مدت باشد که در نتیجه باعث افسردگی می شود. هیپوکامپ و اسکیزوفرنیدلایلی وجود دارد که باور کنیم اختلال در هیپوکامپ مسئول ایجاد علائم روان پریشی در اسکیزوفرنی است. کاهش حجم هیپوکامپ یکی از ثابت ترین یافته ها در MRI بیماران اسکیزوفرنی است. ناهنجاری های عملکردی و بیوشیمیایی نیز در آنجا شناسایی شده است. اگرچه در ابتدا آسیب شناسی فیزیولوژی اسکیزوفرنی بیشتر بر روی قشر جلوی مغز متمرکز بود، اما اکنون هیپوکامپ برای مدت حدود 20 سال گذشته مورد بررسی قرار گرفته است. اکنون داده های قانع کننده ای وجود دارد که نشان می دهد انحرافات آناتومیک و عملکردی ناشی از اختلالات عصبی در هیپوکامپ بیماران اسکیزوفرنیک وجود دارد. شواهدی از مطالعات MRI ، PET و MRS در مورد اختلالات با هیپوکامپ اسکیزوفرنی جمع آوری شده است. کاهش حجم در هیپوکامپ اسکیزوفرنی متوسط ​​است و به اندازه آنچه در آلزایمر دیده می شود نیست. هنوز هم، اختلالات بیوشیمیایی و عملکردی شواهدی قابل اعتماد از درگیر شدن هیپوکامپ در آسیب شناسی فیزیولوژی اسکیزوفرنی ارائه می دهد. هیپوکامپ و صرعحداکثر 50٪ تا 75٪ بیماران مبتلا به صرع ممکن است دچار اسکلروز هیپوکامپ شوند. اگرچه صرع در نتیجه بیماری اسکلروز هیپوکامپ یا تشنج های مکرر به هیپوکامپ آسیب می رساند، به وضوح دلیل آن مشخص نیست. این بدان معناست که هنوز مشخص نیست که آتروفی هیپوکامپ علت یا پیامدی از تشنج های مکرر است. ناهنجاری های اسکلتی، تغییرات انتقال دهنده عصبی و هیپوکسی ناشی از تشنج های مکرر ممکن است از دیگر عوامل مرتبط باشد. در مطالعات اخیر  پیشرفت قابل توجهی در درک ارتباط بین بیماری اسکلروز هیپوکامپ و صرع حاصل شده است. هیپوکامپ و  فشار خون بالافشار خون بالا و سایر عوامل خطر در حال حاضر به طور فزاینده ای به عنوان عوامل فرضی منجر به آتروفی هیپوکامپ می باشند. دلایل احتمالی شامل مشکلات عروقی منجر به ایسکمی، هیپوپرفیوژن و هیپوکسی نورونها است. مطالعات نشان داده است که در بسیاری از بیماران مبتلا به آلزایمر، فشار خون قبل از شروع آلزایمر افزایش می یابد.محفاظت از هیپوکامپبرای محافظت از هیپوکامپ خود چه کاری می توانید انجام دهید؟ تحقیقات نشان می دهد که ورزش می تواند از هیپوکامپ در برابر اثرات مضر پیری محافظت کند . استرس طولانی مدت می تواند بر روی هیپوکامپ تأثیر منفی بگذارد، بنابراین یافتن راه هایی برای مقابله با استرس می تواند از آن قسمت محافظت کند. برخی تحقیقات نشان می دهد که استرس مرتبط با PTSD می تواند به هیپوکامپ آسیب برساند. افراد مبتلا به PTSD هیپوکامپ کوچکتر از افراد فاقد PTSD دارند.عوامل منفی تاثیر گذار بر هیپوکامپچندین عامل مختلف وجود دارد که می تواند عملکرد هیپوکامپ را تحت تأثیر قرار دهد: سن می تواند تأثیر زیادی در عملکرد هیپوکامپ داشته باشد. اسکن MRI از مغز انسان نشان داد که هیپوکامپ انسان در سنین 30 تا 80 سالگی حدود 13 درصد کوچک می شود. کسانی که آسیب به هیپوکامپ را تجربه می کنند ممکن است کاهش قابل توجهی در عملکرد حافظه داشته باشند. تخریب سلول در هیپوکامپ نیز با شروع بیماری آلزایمر همراه است. هیپوکامپ همچنین می تواند در اعتیاد نقش داشته باشد. از آنجا که مواد مخدر و الکل بر سیستم پاداش دهی مغز تأثیر می گذارد، هیپوکامپ خاطرات این تجربیات خوشایند را ایجاد می کند. همچنین می تواند به شکل گیری خاطرات نشانه های محیطی مرتبط با مصرف مواد کمک کند، که باعث افزایش ولع غذا در صورت مواجه شدن مجدد این نشانه ها شود.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jul 2021 13:16:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید مغز تجاری خود را رشد دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-nuecrjoq2blz</link>
                <description>بزرگترین دشمن تاجر ترس است. کسی که می ترسد ضرر می کند. این مهمترین نکته در کتاب روانشناسی تجارت نوشته نورمن ولز آلمانی است.  بسیاری از خوانندگان و منتقدین این کتاب را بهترین و مفیدترین کتاب در حوزه معاملات و تجارت می دانند. در این مقاله سعی داریم با تمرکز بر دیدگاه ولز بخشی از اهمیت تغییر مغز در دیدگاه ولز را بررسی نماییم.روانشناسی تجارت از دیدگاه ولزنویسنده کتاب، روانشناس و روزنامه نگاری است که علاقه زیادی به بازار سهام و روانشناسی مرتبط با ان دارد. تخصص وی روانشناسی تجارت است، موضوعی که در آن نه تنها تجربه زیادی دارد، بلکه توانایی های منحصر به فردی نیز دارد. از جمله، او به بازرگانان می آموزد که مغز خود را در مسیر درست توسعه دهند.ولز تأکید می کند آنچه که کار وی و کتابش را از ادبیات گسترده در این زمینه جدا می کند، تأکید بر روانشناسی کاربردی تجارت است. معمولاً لازم است که معامله گران به نظم و انضباط نیاز داشته باشند، اما پذیرش این ایده برای تجارت مناسب سرمایه گذاران کافی نیست.نکات اساسی ولزنورمن ولز ، معتقد است: &quot;برای اینکه شما یک معامله گر موفق باشید، به یک طرز فکر صحیح نیاز دارید.&quot;ولز برای پرداختن به روانشناسی تجارت، از طریق ضمیر ناخودآگاه و هیپنوتیزم بر روی مغز تاجر کار می کند.ولز می گوید؛ تجارت موثر شامل تغییر مغز و شخصیت است. مغز جایی است که اکثر افراد در آن فقط روی نمودارها و روندها تمرکز می کنند. اما فراموش می کنند که در آنجا احساسات بی شماری نهفته است.آیا واقعا همه چیز در ذهن است؟اصل مشکل این است که اکثر مردم امنیت را در همه اشکال آن دوست دارند و می خواهند، اما &quot; تجارت ناامن ترین کاری است که می توانید انجام دهید&quot;. به اعتقاد ولز هیچ حرفه دیگری اینقدر احساسات شدید را بر نمی انگیزد و شخصیت های ما را منعکس نمی کند. وی حتی تا آنجا پیش می رود که ادعا می کند فعالیت بورس اوراق بهادار شخصیت دادن به پول است: ولز می گوید: &quot;ما فقط دارایی و پول را معامله نمی کنیم ، بلکه پول هم می شویم.&quot;داشتن یک ذهنیت مناسب برای تجارت موثر مهم است. با این حال، هیچ چیز دشوارتر از جدا شدن از عوامل زیادی نیست که برای اولین بار تفکر ما را شکل داده و نحوه کار مغز ما را تعیین می کند(منظور همان طرحواره هاست). ما تحت تأثیر والدین، ??خانواده، دوستان، محیط، جامعه، رسانه ها، کتاب ها و موارد دیگر هستیم. با شروع معاملات، همه این تأثیرات در فرایند معاملات ما وارد شده و ممکن است همیشه مفید نباشند. تلاش برای تغییر این الگوها دشوار و سخت است.چرا بازرگانان از روانشناسی غافل می شوند؟برای درک رویکرد ولز، درک نقش همه جانبه روانشناسی و مغز ضروری است. گرچه این تصور که روانشناسی برای بازار سهام حیاتی است چیز جدیدی نیست، ولز معتقد است که معاملات به معنای واقعی کلمه 100? روانشناسی است. بدون روان ما، هرگز نمی توانیم ریسک مالی را ارزیابی کنیم یا روندها را تشخیص دهیم. ولز می گوید: &quot;بدون مغز، هیچ معامله در بازار سهام رخ نمی دهد&quot;. بنابراین ، قدرت ذهنی برای موفقیت در تجارت کاملاً ضروری است. بعلاوه ، حدود 95? اقدامات ما ناخودآگاه است و ما تمایل داریم رفتار خود را بارها و بارها تکرار کنیم. خیلی اوقات، چنین روندی به معنای تکرار اقدامات غلط یا حتی مضر است.برای تأیید این ادعا، ولز به مطالعه ای استناد می کند که در آن 120 فروشنده، سیستمی را دریافت کرده اند که ارزش ذاتی را از 19 سال قبل تا 20 سال گذشته نشان می داد. پس از یک سال آزمایش، مشخص شد که 119 نفر از این بازرگانان در این سیستم شکست خورده اند زیرا تمایلات ذهنی آنها را به بیراهه کشانده است. بجز یک تاجر، سایرین فرآیندهای ذهنی غیرطبیعی داشتند. ولز می گوید: &quot;موفقیت از ذهن ناشی می شود.&quot; این سیستم خوب بود، اما نگرش و روانشناسی معامله گران با استفاده از این سیستم چندان مناسب نبود.بیشتر معامله گران افرادی هستند که فکر می کنند روانشناسی مهمترین چیز نیست. بلکه فکر می کنند نمایش ساده انگارانه عقلانیت، آگاهی و تجربه مهم است. با این حال، ولز می گوید اگر مغز به درستی برنامه ریزی و تنظیم نشده باشد، عقلانیت، اطلاعات و تجربه به درد نمی خورد. بنابراین، چه کاری می توانیم انجام دهیم تا ذهن و ضمیر ناخودآگاهمان به درستی کار کند؟رویکرد ولز به روانشناسی تجارت چیست؟رویکرد ولز از طریق ناخودآگاهی و هیپنوتیزم بر مغز تاجر تأثیر می گذارد. به اعتقاد او افراد روحیه مطمئنی پیدا می کنند و صلاحیت های لازم در مناطق ناخودآگاه مغز پیدا می کنند. اگر این روند کمی عجیب به نظر می رسد، به این فکر کنید:در طول سال ها، ولز به مردم کمک کرده است تا بر ترس و مشکلات خود غلبه کنند و به آنها اجازه می دهد تا در مسابقات قهرمانی ورزشی به پیروزی برسند و حتی یک پیروزی المپیک را نیز به دست آورند. علاوه بر این، با فعال کردن انرژی ذهنی مناسب، انگیزه و در نتیجه رفتار، به بازرگانان کمک می کند تا درآمد کسب کنند. وی تأکید می کند که هر فرد دارای پل ها و موانع ذهنی منحصر به فردی است که برای موفقیت باید از بین برود یا از آنها عبور شود.&quot;انضباط تجاری&quot; ناشی از تغییر رفتار فرد در جهت مورد نظر و غلبه بر مقاومت روانی و ترس است که معمولاً مانع آن می شود. به ویژه، در زمینه تجارت، ولز معتقد است که &quot;ارتش های مقاومت وجود دارند&quot;. در واقع، تجارت شامل ادغام سرمایه گذاری مناسب و دانش بازار با مغز مناسب است. اینگونه نیست که مهارتها مهم نیستند، بلکه فقط الگوهای رفتاری و ذهنی نادرست آنها را نادیده می گیرند.بنابراین، تجارت موثر شامل تغییر شخصیت است. ولز می گوید: &quot;افرادی که نمی خواهند این کار را امتحان کنند حتی لازم نیست نگران مذاکره باشند.&quot; کسانی که فقط بر جنبه های به اصطلاح منطقی نمودارها و روندها تمرکز دارند، از جمله همه این الگوها مانند &quot;پرچم ها ، مثلث ها و کانال ها یا توقف ها و دامنه های معاملاتی&quot;، سرانجام در مقابل احساسات بی شماری که دارند گرفتار شده، بازی می خورند و شکست را تجربه می کنند.ولز توضیح می دهد که این &quot;نسخه بسیار کوتاه&quot; نظریه او است، اما در واقع هسته اصلی ماجرا است. علاوه بر این، او معتقد است که هرکسی می تواند تاجر شود و بر ترس خود غلبه کند. تا زمانی که افراد از نظر بالینی بیمار نباشند، اگر واقعاً بخواهند روی خودشان کار کنند، می توانند از این نگرانی های اساسی خلاص شوند. آنها برای موفقیت به یک حس خوب واقعیت و یک بررسی واقعیت نیاز دارند. البته دانش و مهارت مالی، اطلاعات و تحقیقات همچنان نقشی اساسی دارند.با این حال، رسیدن به آنجا کار ساده ای نیست. ولز معتقد است که مردم نباید فکر کنند که می توانند &quot;با یک حساب کوچک شروع کنند و در مدت شش ماه به عنوان یک تاجر حرفه ای سود بسیار بدست آورند&quot;. این مسئله به زمان و تمرین زیاد نیاز دارد. ولز معتقد است که اگر اینگونه نبود، جاده ها پر از فراری و پورشه بود.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jul 2021 11:20:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم فشار خون بالا چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-x6fse8jde8mz</link>
                <description>فشار خون بالا معمولاً علائم قابل مشاهده ای ایجاد نمی کند. هنگامی که این اتفاق می افتد، ممکن است سرگیجه، تنگی نفس، سردرد و خونریزی از بینی رخ دهد. در صورت عدم درمان صحیح فشار خون در طولانی مدت، عوارضی مانند بیماری قلبی، سکته مغزی و نارسایی کلیه می تواند رخ دهد. فشار خون بالا، که در موارد غیر معمول و خطرناک می تواند باعث تاری دید، حالت تهوع، درد قفسه سینه و اضطراب شود.علائم شایع فشار خونبه طور کلی، اکثریت قریب به اتفاق افراد مبتلا به فشار خون بالا، که به عنوان فشار خون بالا مزمن توصیف می شود، بدون علامت هستند. این بیماری معمولاً در مطب پزشک با اندازه گیری فشار خون ساده تشخیص داده می شود.اگر علائم ظاهر شوند، ممکن است نوسانات موقتی یا افزایش فشار خون را نشان دهند و ممکن است مربوط به زمان مصرف دارو باشد. به طور معمول، علائم فشار خون بالا می تواند در هر زمان ظاهر شود، مدت کوتاهی طول بکشد و سپس برگردد. برخی از علائم شایع عبارتند از: سردردهای مکرر: سردرد در افرادی که فشار خون بالا دارند کاملاً شایع است. بعضی از افراد با فشار خون بالا هنگام مصرف دارو یا هنگامی که فشار خون آنها از حد طبیعی بالاتر می رود، متوجه تغییر یا بدتر شدن سردرد می شوند. سردردهای مرتبط با فشار خون می توانند خفیف، متوسط ​​یا شدید  باشند و ممکن است دردناک باشند. سرگیجه: به دلیل دوزهای دارویی و نوسانات فشار خون، ممکن است مبتلایان به فشار خون بالا احساس سرگیجه کنند. تنگی نفس: فشار خون بالا به دلیل تأثیر آن بر قلب و ریه ها می تواند باعث تنگی نفس شود . تنگی نفس با فعالیت بدنی یا ورزش بیشتر دیده می شود. خون دماغ: اگر فشار خون دارید ممکن است بیشتر در معرض خون دماغ باشید، اگرچه خون دماغ معمولاً نشانه کلاسیک فشار خون نیست.علائم نادر فشار خونفشار خون بسیار بالا که به طور ناگهانی بروز می کند ، بیشتر از فشار خون مزمن مزمن باعث علائم قابل مشاهده می شود. با این حال، مهم است که بدانید حتی فشار خون بسیار بالا نیز ممکن است علائمی ایجاد نکند.فشار خون شدید به عنوان فشار سیستولیک بالاتر از 180 میلی متر جیوه یا فشار خون دیاستولیک بالاتر از 120 میلی متر جیوه تعریف می شود. افراد مبتلا به فشار خون شدید می توانند علائم زیر را تجربه کنند: تاری دید یا سایر اختلالات بینایی: تاری دید و اختلالات بینایی علائم هشدار دهنده ای هستند که نشان می دهد در معرض خطر یک مشکل جدی سلامتی مانند سکته مغزی یا حمله قلبی هستید. سردرد شدید: سردردهای مرتبط با فشار خون بسیار ذاتی هستند و می توانند به سرعت ایجاد شوند. سرگیجه: سرگیجه همراه با فشار خون بسیار بالا می تواند به صورت چرخش یک چیز در سر احساس شود. حالت تهوع، استفراغ یا از دست دادن اشتها: حالت تهوع همراه با فشار خون بالا ممکن است به طور ناگهانی ظاهر شود و با سرگیجه همراه باشد.فشار خون بالا شدیدبه نوعی از فشار خون بالا بدون علائم شدید، فشار خون بالا شدید گفته می شود. این نوع فشار خون به اندازه کافی بالا است تا شما را در معرض خطر جدی حوادث ناگهانی و تهدید کننده زندگی قرار دهد.در فشار خون شدید،  هیچ نارسایی عضوی فوری یا شرایط بحرانی دیگری وجود ندارد. با این حال، اگر فشار خون سریع کنترل نشود، این شرایط می تواند به سرعت آسیب زا شود. برای مطالعه بیشتر می توانید به مقاله فشار خون بالا اورژانسی مراجعه نمایید.عوارض فشار خون بالافشار خون بالا درمان نشده منجر به عوارض جدی از جمله آسیب به اعضای بدن می شود. وضعیتی به نام فشار خون بالا اورژانسی که می توان آن را بحران فشار خون یا فشار خون بدخیم نیز نامید، کمتر رخ می دهد. فشار خون بالا اورژانسیپرفشاری خون اورژانسی، که مشابه فشار خون شدید به نظر می رسد، با عوارض جدی و تهدید کننده زندگی مشخص می شود. فشار خون اساسی به این معنی است که فشار خون شما بالاتر از 180 میلی متر جیوه باشد. یا فشار دیاستولی بالاتر از 120 میلی متر جیوه دیده می شود. علائم و نشانه ها ممکن است شامل تنگی نفس، اضطراب، درد قفسه سینه، ضربان قلب نامنظم، گیجی یا غش شود. پارگی آنوریسم (Aneurysm Rupture)آنوریسم، که به صورت برآمدگی در دیواره یک سرخرگ است، به چند دلیل می تواند ایجاد شود. آنوریسم می تواند در آئورت، مغز و کلیه ها رخ دهد. فشار خون بالا به تشکیل آنوریسم کمک می کند و افزایش ناگهانی فشار خون می تواند خطر پارگی آنوریسم، یک اتفاق جدی و مرگبار را افزایش دهد. بیماری های عروقی (Vascular Disease)فشار خون بالا خطر بیماری عروقی را افزایش می دهد، مشخصه آن تصلب شرایین (سخت شدن و سفتی رگ های خونی) و تنگی عروق است. بیماری عروقی می تواند رگ های خونی در پاها، قلب، مغز، کلیه ها و چشم ها را تحت تأثیر قرار دهد و باعث ایجاد انواع علائم فلج کننده یا تهدید کننده زندگی شود. بیماری قلبی (Heart Disease)فشار خون بالا به افزایش و تشدید بیماری ایسکمیک قلب، آریتمی های قلبی و نارسایی قلبی کمک می کند. نارسایی کلیه (Kidney Failure)فشار خون بالا می تواند کلیه ها را تحت تأثیر قرار دهد زیرا رگ های خونی آنها کارایی کمتری دارند. حتی ممکن است باعث آسیب احتمالی دائمی شود.بیماری تنفسی (Respiratory Disease)مشکلات تنفسی می توانند در نتیجه بیماری قلبی ایجاد شده و به صورت تنگی نفس در حین ورزش آشکار شوند.چه موقع به پزشک مراجعه کنیممراجعه منظم به پزشک بسیار مهم است. فشار خون بالا یک بیماری شایع است و در صورت یافتن، با استفاده از داروها می توان از بروز عوارض جلوگیری کرد.فشار خون بالا برای نظارت بر پیشرفت شما نیاز به مراجعه منظم به پزشک دارد. اگر در حال حاضر از داروهایی برای فشار خون بالا استفاده می کنید و هرگونه عارضه جانبی را تجربه می کنید، به دکتر خود مراجعه کنید تا ببینید آیا شما نیاز به تغییر رژیم درمانی دارید.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jul 2021 11:14:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استرس و راه های مقابله با آن</title>
                <link>https://virgool.io/@Psychology/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-oduajf5vujma</link>
                <description>استرسنشانه های استرس :نشانه های فکری ( اشکال در تمرکز، ضعف در حافظه ،اشکال در تصمیم گیری، افکار مغشوش ،به تعویق انداختن دایمی کارها ،بدترین ها را پیش بینی کردن ،بیشتر از حل مسأله نگران مسأله بودن و به آن فکر کردن )نشانه ها ی جسمی (دردهای بدنی ، سردردها ، گرفتگی عضلات بخصوص در ناحیه گردن و شانه ها،خستگی مفرط ،حالت تهوع ، احساس خفگی ، پرش ناگهانی چشم یا لب ، احساس لرزش،دندان قروچه کردن ،افزایش ضربان قلب، سرگیجه،اسهال یا یبوست، عرق کردن کف دست /یخ کردن انگشتان )نشانه های احساسی و هیجانی(تحریک پذیری و پرخاشگری،کناره گیری،ناتوانی در برقراری ارتباط،بدخلقی، گریه کردن ، بدگمانی و غرغر کردن، افسردگی و اضطراب، حساسیت بیش از حد به انتقاد ، احساس ناامیدی، احساس گناه ، ترس غیرمنطقی )نشانه های رفتاری (اشکال در مدیریت زمان ،اشکال در سازماندهی ، پراکنده کاری و هیچ کاری از پیش نبردن ، تغییر در الگوهای خواب و غذا، انجام دادن کارها با عجله ،استفاده از الکل و مواد مخدر و سیگار، غیبت از محل کار، بی قراری و ناخن جویدن، سرزنش کردن دیگران به خاطر مشکلات، انداختن مسؤلیت گردن دیگران ، قطع ارتباط با دوستان)عوامل ایجاد کننده استرسعوامل بیرونی: میزان فشاربیرونی است که تحمل می کنیم. ازجمله (کشمکش با خانواده و دوستان ،آب و هوا ،سر و صدا ،ترافیک، مرگ یکی از والدین، اعضای خانواده یا دوستان نزدیک ،جدایی والدین ،بیماری ،سطح تحصیلات والدین،درامد خانوده،محیط مدرسهو.. )عوامل درونی : سخت تر قابل شناسایی هستند و در برگیرنده خواسته ها ،احساسات و نگرش های شما می باشد.ازجمله( تمایل به داشتن عملکرد عالی در شغل،شاد کردن دیگران، کمال طلبی،احساس حسادت و خشم .. .)چگونه استرس خود را کنترل کنیم؟مردم به شیوه های مختلف در برابر استرس واکنش نشان می دهند،این واکنش به استرس مقابله نامیده می شود.مقابله تلاشهایی است که فرد برای کنترل و اداره توقعات محیطی و درونی و تعارضات موجود بین آنها انجام می دهد.-استرس(Stress)به معنای فشار و در اصطلاح به معنای فشار روانی است که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد:-احساس تنش درونی که توسط یک عامل فشار بیرونی یا درونی ایجاد می شود.-هرگاه فشاری بر شخصی وارد شود،واکنشی در او ایجاد می گردد که میتواند علائم جسمی،روانی یا اجتماعی داشته باشد .به این واکنش غیراختصاصی استرس می گویند.دربسیاری از موارد استرس ها مفید و باعث افزایش کارایی جسم و روان و و درنتیجه باعث هشیارانه تر عمل کردن و دستیابی به پاسخ سوالات یا رسیدن به اهداف می شود. که به این استرس خوشایند یا مثبت می گویند .ولی میزان بالای استرس عواقب متعددی از جمله کاهش کارایی،تنش درونی،غمگینی،اضطراب،افسردگی،اختلالات جسمی-روانی،اختلالات خواب،فراموشی و کاهش مقاومت بدن و ابتلا به عفونتهای مکرر، سردرد و... منجر به استرس ناخوشایند یا منفی می شود.نشانه های استرس :نشانه های فکری ( اشکال در تمرکز، ضعف در حافظه ،اشکال در تصمیم گیری، افکار مغشوش ،به تعویق انداختن دایمی کارها ،بدترین ها را پیش بینی کردن ،بیشتر از حل مسأله نگران مسأله بودن و به آن فکر کردن )نشانه ها ی جسمی (دردهای بدنی ، سردردها ، گرفتگی عضلات بخصوص در ناحیه گردن و شانه ها،خستگی مفرط ،حالت تهوع ، احساس خفگی ، پرش ناگهانی چشم یا لب ، احساس لرزش،دندان قروچه کردن ،افزایش ضربان قلب، سرگیجه،اسهال یا یبوست، عرق کردن کف دست /یخ کردن انگشتان )نشانه های احساسی و هیجانی(تحریک پذیری و پرخاشگری،کناره گیری،ناتوانی در برقراری ارتباط،بدخلقی، گریه کردن ، بدگمانی و غرغر کردن، افسردگی و اضطراب، حساسیت بیش از حد به انتقاد ، احساس ناامیدی، احساس گناه ، ترس غیرمنطقی )نشانه های رفتاری (اشکال در مدیریت زمان ،اشکال در سازماندهی ، پراکنده کاری و هیچ کاری از پیش نبردن ، تغییر در الگوهای خواب و غذا، انجام دادن کارها با عجله ،استفاده از الکل و مواد مخدر و سیگار، غیبت از محل کار، بی قراری و ناخن جویدن، سرزنش کردن دیگران به خاطر مشکلات، انداختن مسؤلیت گردن دیگران ، قطع ارتباط با دوستان)عوامل ایجاد کننده استرسعوامل بیرونی: میزان فشاربیرونی است که تحمل می کنیم. ازجمله (کشمکش با خانواده و دوستان ،آب و هوا ،سر و صدا ،ترافیک، مرگ یکی از والدین، اعضای خانواده یا دوستان نزدیک ،جدایی والدین ،بیماری ،سطح تحصیلات والدین،درامد خانوده،محیط مدرسهو.. )عوامل درونی : سخت تر قابل شناسایی هستند و در برگیرنده خواسته ها ،احساسات و نگرش های شما می باشد.ازجمله( تمایل به داشتن عملکرد عالی در شغل،شاد کردن دیگران، کمال طلبی،احساس حسادت و خشم .. .)چگونه استرس خود را کنترل کنیم؟مردم به شیوه های مختلف در برابر استرس واکنش نشان می دهند،این واکنش به استرس مقابله نامیده می شود.مقابله تلاشهایی است که فرد برای کنترل و اداره توقعات محیطی و درونی و تعارضات موجود بین آنها انجام می دهد.?روشهای صحیح کنترل استرس:یکی از راه های اصلی مقابله با استرس،تلاشهایی است که معطوف به برطرف کردن مشکل یا مسئله استرس آور یا به حداقل رساندن آنهاست که مقابله های مسئله مدار گفته می شود.مقابله های مسئله مدار مثل:فکر کردن در مورد مشکل،جستجوی اطلاعات،استفاده از مهارت حل مسئله،آموزش رفتار جرات مند،برنامه ریزی، مدیریت زمان، مقابله با افکار غیر منطقی و تفکر مثبت جایگزین نفکر منفی ،مراجعه به روانشناس و..یکی دیگر از راه های کنترل استرس مقابله های هیجان مدار است.کوشش های معطوف به حداقل رساندن احساسات و هیجان های منفی ناشی از موقعیت استرس آور که هدف آن ها آرام ساختن خود و رهایی از آشفتگی و پریشانی ناشی از واقعه استرس آور است.مقابله های هیجان مدار مثل:گوش دادن به نواهای آرامش بخش و نشاط آور، ورزش کردن،تفریح،مسافرت،دعا و عبادت و فعالیتهای معنوی،خواب آرام،تغذیه مناسب حمایت اطافیان،ایجاد ارتباط با دیگران و جلب حمایت های اجتماعی،تکنیک های آرامسازی (ریلکسیشن)توصیه های کوچک برای مقابله سازگارانه با استری(بالا بردن توان عمومی مقابله)۱. خودتان را تشویق کنید۲. به خودتان جایزه بدهید.۳.اعتمادبه نفس بیشتری داشته باشید.۴. حس شوخ طبعی خود را حفظ کنید.۵.به جای جنگیدن با احساسات آنها رابیان کنید.۶. رژیم غذایی سالم داشته باشید. جسمی که به خوبی تغذیه می شود ،آمادگی بیشتری برای مقابله با استرس دارد.۷. خواب کافی داشته باشید.۸. به زندگی معنوی خود غنا ببخشید.۹. بطور منظم ورزش کنید (حداقل ۳۰ دقیقه در روز و سه بار در هفته)۱۰. دفتر یادداشت روزانه داشته باشید.(لیست کردن برنامه ها)۱۱. استانداردهای خود را تنظیم کنید. کمال گرایی منبعی برای ایجاد استرس است. از کمال گرایی روی برگردانید.۱۲. همواره برا ی تغییر آماده باشید.۱۳. به تعطیلات بروید.۱۴. یک سرگرمی برای خودتان درست کنید. (مطالعه کتاب)۱۵. محدودیت‌هایتان را بسنجید و سپس بگویید ” نه “۱۶. اهداف کوتاه مدت تعیین کرده و آنها را اولویت بندی کنید.۱۷. در چهار چوب توانایی مالی خودتان زندگی کنید.۱۸. مهارت‌های خود را در مدیریت زمان افزایش دهید.۱۹. نظم دهنده حرفه ای باشید.۲۰ . زمانی را به استراحت اختصاص دهید.۲۱.سعی نکنید اتفاقات غیر قابل کنترل را کنترل کنید.بسیار از چیزها درزندگی فراتر از کنترل ماهستند بخصوص رفتار دیگران.۲۲. از مصرف الکل ، سیگار و مواد مخدر اجتناب کنید.</description>
                <category>Psychology</category>
                <author>Psychology</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jul 2021 10:39:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>