<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سیاستگذاری عمومی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Public_Policy</link>
        <description>معرفی رشته سیاستگذاری عمومی: علوم سیاسی کاربردی برای پیشرفت جامعه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:19:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سیاستگذاری عمومی</title>
            <link>https://virgool.io/@Public_Policy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد: یک واقعیت علمی یا آرزویی محال؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Public_Policy/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D9%84-bomgbigyjxa1</link>
                <description>«سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد» (Evidence Based Policymaking) یکی از عبارت‌های پرتکرار در رسانه‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی است که دغدغه پرداختن به مشکلات جامعه را دارند. این اصطلاح اغلب بیانگر یک وضعیت آرمانی است: به ازای هر چالشی که در جامعه وجود دارد شواهد زیادی وجود دارد که باید یک سیاست مناسب جدید برای حل آن وضع شود.  اما سیاست‌گذاران تصمیمگیر با بی توجهی و تنگ نظری تمایلی به توجه به شواهد موجود ندارند و در نتیجه تغییر در سیاست شکل نمی گیرد یا سیاست مناسبی انتخاب نمی شود. در مطالعات سیاست‌گذاری این برداشت به چالش کشیده شده است تا جایی که اگر کسی فکر کند «سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد» حقیقتا امکان‌پذیر است، فردی ساده‌لوح بیش نیست. این مطالعات متذکر می شوند که دلیل خوش باوری به اصل سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد ناشی از «شفاف نبودن مفهوم سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد» و همچنین «عدم آگاهی از فرآیند سیاست‌گذاری» است.Evidence Based Policymaking 1.“سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد” یک باور ایده‌آل استسیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد بر پایه تصمیم گیری بر اساس مدل «عقلانیت کامل» است. سیاست‌گذاران در عمل به دلیل مواجه با محدودیت زمانی، اطلاعاتی و فنی با «عقلانیت محدود» مواجه هستند. به عنوان مثال، سیاست‌گذاران توانایی جمع‌آوری و تحلیل تمام اطلاعات را ندارند، و در عوض از میانبرها و روش‌های سریعی برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز خود استفاده می‌کنند. این امر موجب ایجاد سوگیری نسبت به منابع خاصی از اطلاعات را آشکار کند. سیاست‌گذاران فقط می‌توانند به بخش کوچکی از موضوعاتی که مسئول آن هستند توجه کنند و لذا موضوعات خاصی را در اولویت قرار می‌دهند و بقیه موارد را نادیده می‌گیرند. در نتیجه در فرآیند سیاستگذاری شواهد در درجه دوم اهمیت قرار دارند و آنچه در ابتدا وجود دارد نحوه برداشت سیاستگذاران از مشکلات عمومی است. بنابراین ابتدا باید فهمید که حامیان یک سیاست چگونه با ایجاد یک چارچوب (framing)‌ از مشکلات عمومی راه حل خاصی را برجسته می کنند و آن را به سیاست‌گذارانی که مسئول حل مشکلات هستند تلقین می کنند.2.نحوه استفاده از شواهد یکسان نیستعلم سیاست‌گذاری نکات مهمی را در خصوص فرآیند سیاست‌گذاری متذکر می‌شود که نشان می دهد حسب شرایط نحوه استفاده از شاهد برای سیاستگذاری متفاوت است. بارزترین نمونه چهارچوب «تعادل گسسته» (Punctuated Equilibrium) است که از عقلانیت محدود برای شناسایی دوره‌های طولانی ثبات سیاست‌ استفاده می‌کند که با دوره‌های ناگهانی و مهم بی‌ثباتی و تغییر مختل می‌شوند.  سیاست‌گذاران سال‌ها برخی از شواهد را نادیده می‌گیرند، اما سپس به صورت ناگهانی و هیجان زده، به همان شواهد توجه می‌کنند. دلیل این موضوع ممکن است تغییر افراد سیاست‌گذار (مثلا پس از انتخابات) یا وقوع یک رویداد مهم باشد که باعث می‌شود تصمیم گیران توجه خود را به جای دیگری معطوف کنند.همچنین مطالعات انتشار سیاست‌ها از عقلانیت محدود برای شناسایی تصمیم گیری تقلیدی در شرایطی که فرصت یا امکان یادگیری وجود ندارد استفاده می‌کنند؛ یعنی اتخاد سیاستی که مثلا در یک کشور پیش از آن وجود نداشته اما در کشورهای دیگر موفق آمیز بوده است یا تصمیم به سیاستی که موضوع کاملا جدیدی که هیچ سابقه ای برای آن وجود ندارد. در چنین مواردی شواهد نقشی را اتخاذ شدن سیاست ایفا نمی کنند.در مطالعات دیگر مانند «چارچوب ائتلاف حامی» (Advocacy Coalition Framework)، نبردی از ایده‌ها وجود دارد که در آن گروه‌های مختلف به دنبال جمع‌آوری و تفسیر شواهد به روش‌های بسیار متفاوت هستند. سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد به معنای تفسیر غالب از جهان، رویدادهای اصلی آن و پیامدهای سیاست‌گذاری تا به امروز است.برهمین اساس اتخاذ سیاست با دو چالش مهم مواجه است:۱. سیاست‌گذاران با عدم قطعیت (کمبود اطلاعات)، ابهام (عدم اطمینان در مورد نحوه درک یک مشکل و راه‌حل آن) و تعارض (در مورد نحوه تفسیر اطلاعات و نتیجه‌گیری) مواجه هستند و باید تصمیمات مهمی در شرایط سخت بگیرند. آن‌ها این کار را با استفاده از میانبرهای سیاست‌گذاری انجام می‌دهند که همان تکیه کردن بر منابع اطلاعاتی است که به آن‌ها اعتماد دارند و تطابق دادن اطلاعات دریافتی با باورهای خودشان.۲. تعداد بازیگران دخیل در فرایند سیاست‌گذاری پرشمار است. ممکن است ابتدا  یک سیاست‌گذار واحد و کاملاً منطقی در قلب فرآیند سیاستگذاری مورد توجه باشد، اما بررسی دقیق  تصویری پیچیده را نشان می دهد که در آن بازیگران متعدد در سطوح مختلف حکومت بر نحوه ارائه شواهد و نحوه سیاست‌گذاری تأثیر می‌گذارند.در این شرایط، یک درخواست ساده از دولت برای انجام کاری بر اساس “شواهد” ساده‌لوحانه به نظر می رسد. به جای ابراز تاسف از ضعیف بودن سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد، باید درک بهتری از نقش و کاربرد شواهد شکل بگیرد تا  رابطه بین اطلاعات و سیاست روشن تر شود. درک این موضوع هم برای پژوهشگرانی که تجزیه و تحلیل سیاست‌های اتخاد شده را دنبال می کنند و هم افرادی که در تلاش برای اثرگذارگذاشتن بر سیاست های آتی هستند حیاتی است.</description>
                <category>سیاستگذاری عمومی</category>
                <author>سیاستگذاری عمومی</author>
                <pubDate>Fri, 23 May 2025 11:51:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهارچوب جریانات چندگانه به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@Public_Policy/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%DA%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-t2tqmzgczdpu</link>
                <description>📷ایده ها عقایدی هستند که ما در ذهن خود پرورش می دهیم تا به کمک آنها بتوانیم دنیای پیرامونمان را بفهمیم. بعضی از عقایدمان آنقدر در اعماق افکارمان ریشه دوانده اند که آنها را به عنوان حقیقت مسلم می پنداریم. بعضی از این عقاید در ظاهرمان هم نمود پیدا می کنند، مانند باوری که در خصوص مشکلات عمومی داریم. لذا وقتی از یک سیاست به عنوان راه حل نام می بریم، منظورمون این است که یک ایده یا باور برای اصلاح وضع موجود داریم.جان کینگدونجان کینگدون (John W. Kingdon) به این نکته توجه می کند. وی چگونگی برداشت دولتمردان و شبکه های سیاست را از میان سیاست های پیشنهاد شده جهت حل مشکلات بررسی می کند. کینگدون کار خود را با بررسی یک ادعا شروع می کند: سیاست پیشنهادی ایده ای است که زمان انتخاب و اجرایش فرا رسیده باشد. این ایده باید آنقدر قدرتمند شود که توانایی چیره شدن بر تمام مشکلات سیاسی و اجتماعی رقیب را داشته باشد و هر مانعی که ممکن است سر راهش قرار بگیرد را از میان بردارد. اماکینگدون اعلام می کند که این برداشت در خصوص سیاست پیشنهادی گمراه کننده است. زیرا شرایط اساسی که برای اتخاذ سیاست جدید باید فراهم شده باشد را لحظا نمی کند.کینگدون معتقد است که یک ایده برای آنکه بتواند راه خود را تا تبدیل شدن به یک سیاست جدید طی کند، لازم است تا یک پنجره فرصت (window of opportunity) گشوده شود. باز شدن این پنجره مشروط به هم راستا شدن سه جریان مجزا است که به ترتیب عبارتند از:1. جریان مشکل (Problem stream):  توجه ها باید به یک موضوع مشخص جلب شود!منظور از موضوع، مشکلاتی است که نیاز به توجه و گره گشایی دارند. اما متاسفانه هیچ ابزاری نیست که نشان دهد که کدام موضوعات بیش از همه به توجه نیاز دارند. از طرفی هم توجهی که از سوی افراد به مشکلات موجود می شود ثابت نیست. به سرعت ممکن است از میزان توجه به موضوع کاسته شود یا به آن اضافه گردد. زیرا مشکلات به شیوه ای که تعریف می شوند در ذهن افراد نقش می بندد. گاهی مشکلات در پی وقوع یک رخداد بزرگ (مانند شکل گیری بحران) یا به دلیل تغییر شدت و حاد شدن اثراتش در کانون توجه قرار می گیرند. در این حالت باید در حداقل زمان برای مشکل تصمیم گیری کرد پیش از آنکه توجه سیاستگذاران به موضوعات دیگر جلب شود یا ضرورت موضوع کمرنگ شود. باید در نظر داشته باشیم که تنها تعداد انگشت شماری از مشکلات از میان کوه موضوعات مختلف انتخاب می شوند. برای تحقق این امر لازم است تا از قبل یک سیاست پیشنهادی به عنوان راه حل حساب شده به خورد سیاستگذاران داده شود.2. جریان سیاست (Policy Stream): راه حلی برای مشکل موجود!برخلاف توجه سیاستگذاران و شهروندان به مشکلات عمومی که به سرعت تغییر می کند و از موضوعی به موضوع دیگر منتقل می شود، طراحی سیاست برای ایجاد تغییر،امری زمان بر است. کینگدون برای درک بهتر روند طراحی سیاست ها از مثال دیگ سوپ بنیادین استفاده می کند(حاصل شده از تکامل مرحله به مرحله = Primeval Soup). ایده های خام توسط بازیگران در یک محیط بسته (درون حزب، اندیشکده یا..) مطرح می شوند، درست مانند اینکه مواد خام را در یک دیگ سوپ بریزند. سپس ایده ها طی مرور زمان جنبه های مختلفشان سنجیده می شود و سبک سنگین می شوند تا یک ایده مناسب در قالب سیاست از آن خارج شود و به دیگران انتقال داده شود. این وضعیت شبیه پخته شدن مواد ریخته شده درون ظرف سوپ است که زمان می برد تا نرم شوند (Softening) و بعد از آماده شدن جهت میل کردن به دیگران داده شوند.می توانیم تصور کنیم که این فرایند چقدر زمان بر است. اما از آنجایی که تمرکز سیاستگذاران روی یک مشکل دوام چندانی ندارد و از طرفی طراحی سیاست برای برطرف کردنش زمان بر است، شاهد ایجاد یک خلأ هستیم. بازیگران حرفه ای و با تجربه که سالها در فرایند سیاستگذاری دخالت داشته اند، می دانند که از قبل باید خود را محیا کرده باشند. به طوری که چنانچه توجه سیاستگذاران به موضوع جلب شد، فرصت را از دست ندهند و یک سیاست را به عنوان گزینه پیشنهادی آماده مطرح کردن داشته باشند. بازیگران مذکور برای این کار سیاست هایی را پیشنهاد می دهند که انتظار دارند در میان عموم از مقبولیت و مشروعیت بالایی بهره مند باشد. بر همین اساس هم در صورت فراهم شدن شرایط و معطوف شدن نگاه دولتمردان به موضوع مدنظرشان، کار تبلیغ را با سرعت از پی می گیرند.3. جریان سیاسی (Politics stream): سیاستگذاران فرصت کافی و انگیزه لازم را برای تبدیل کردن راه حل ها به سیاست های عمومی در اختیار داشته باشند.سیاستگذاران باید نسبت به مشکلاتی که مطرح می شوند و راه حل هایی که برایشان ارایه می شود، گوش شنوا داشته باشند و بی طرفانه و بدون پیش ذهنیت آنها را بررسی کنند. اما در عمل سیاستگذاران هنگام مواجه با موضوعات مختلف باورهای خودشان را در کنار برداشتی که از روحیه عموم شهروندان دارند، بازخوردهایی که از اجرای سیاست ها دریافت می کنند و خواسته هایی که گروه های فشار مطالبه می کنند می گذارند.کینگدون برای تشریح این وضعیت از الگوی سطل زباله (garbage can) کوهن استفاده می کند تا  نظم موجود را در فرایند سیاستگذاری نشان دهد. الگوی سطل زباله در تضاد با مدل عقلانیت است. در مدل عقلانیت ابتدا مشکل شناسایی شده، بعد تمامی راه حل های ممکن سنجیده می شوند تا سرانجام بهترین تصمیم ممکن اتخاذ شود. در عوض در مدل سطل زباله نیت واقعی سیاستگذاران و ماهیت مشکلات مبهم تصور می شود. بازیگران تنها با تحمل مشقت فراوان و صرف زمان زیاد می توانند ایده های خود را به گوش سیاستگذاران برسانند. گاهی بازیگران مدت های طولانی منتظر می مانند تا زمان مناسب برای ارایه راه حلشان فراهم شود. گاهی هم سیاستگذارانی به منسب قدرت رسیده اند که بدون داشتن هدف بخصوصی فعالیت می کنند و تنها می خواهند موقعیت شغلی خود را حفظ کنند. آنها در عمل تظاهر به پر مشغله بودن می کنند درحالی که فعالیت جدی را دنبال نمی کنند. برهمین اساس کوهن نتیجه می گیرد که نحوه شناسایی مشکلات، طراحی راه حل و در نهایت اتخاذ سیاست با هم در ارتباط نیستند و به صورت مجزا مسیر خود را طی می کنند.کینگدان مدل کوهن را برای توصیف نظام سیاسی آمریکا به کار می گیرد و بر اساس آن موفق می شود مشکلات موجود در فرایند سیاستگذاری را شناسایی کند: در فرایند سیاستگذاری افراد زیادی دخالت دارند که دارای علایق و اهداف متفاوت می باشند. عده ای از آنها توانایی برجسته کردن مشکلات را دارند اما همزمان از ارایه راه حل عاجزند. سیاستگذارانی که باید در خصوص حل مشکلات تصمیم گیری کنند، تحت فشار زمانی قرار دارند و فرصت کافی را برای بررسی دقیق راه حل ها را ندارند. سیاستگذاران بررسی سیاست های پیشنهادی را به کارمندان خبره واگذار می کنند که آنها نیز ممکن است به گروه های خاصی وابسته باشند. بازیگران رقیب که ممکن است راه حل های نوآورانه داشته باشند، ماه ها یا سال ها انتظار می کشند تا حرفهایشان خریدار پیدا کند.کتاب معروف کینگدونهمه این عوامل دست به دست هم می دهد تا تغییر سیاست با سختی های زیادی همراه باشد. پیش بینی تغییرات از سوی تحلیلگران چنان که انتظار می رود ممکن نیست. خلاصه آنکه برای وقوع تغییر در سیاست های عمومی باید به طور همزمان: توجهات به میزان کافی به مشکلات جلب شده باشد، راه حل قابل قبولی در دسترس باشد و روحیه لازم برای تغییر در دستگاه سیاسی حاکم باشد.مزیت نظریه جریانات چندگانه این است که این نظریه بر اساس مطالعات موردی و بررسی عینی فرایند سیاستگذاری بدست آمده است. این نظریه با پیشفرض های ذهنی و دیدگاه های ایده آل نگر فاصله زیادی دارد. جالب آنکه این مدل در قیاس با نظریه ائتلاف گروه حامی یا تعادل گسسته کمتر در پژوهش های انجام شده در برون از مرزهای آمریکا مورد استفاده قرار گرفته شده است. با این وجود در فرایند سیاستگذاری ویژگی های مشابهی در کشورهای مختلف دیده شده است که عبارتند از:وجود ابهام در نیت سیاستگذاران، وجود رقابت سرسختانه برای جلب توجه، فاصله داشتن روند سیاستگذاری از فرایند مورد انتظار یا ایده آل، محدودیت زمانی شدید، خطی نبودن مراحل سیاستگذاری، زمان بر بودن پذیرش مشکلات توسط سیاستگذران یا شبکه های سیاست (Policy Networks).</description>
                <category>سیاستگذاری عمومی</category>
                <author>سیاستگذاری عمومی</author>
                <pubDate>Fri, 16 May 2025 22:26:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرانسیس فوکویاما: چالش های رشته سیاستگذاری عمومی</title>
                <link>https://virgool.io/@Public_Policy/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D9%81%D9%88%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-ctec7fyvq0qn</link>
                <description>سلطه اقتصاد و روش های کمی در رشته سیاستگذاری عمومیآموزش دانش سیاستگذاری عمومی در بیشتر دانشگاه های آمریکا مانند سایر رشته های علوم اجتمای با مشکل سلطه علوم اقتصادی مواجه است. بیشتر واحدهای درسی به آموزش روش های کمی می پردازند که برای تحلیل سیاست های عمومی لازم است: اندازه گیری های اقتصادی، تحلیل سود منفعت، تحلیل تصمیم گیری و روش آزمایش های رندمی که اخیراً رایج شده است. بیشتر مراکز آموزشی این موارد را محور تدریس خود قرار می دهند و کمتر به شناخت عمیق زیرشاخه های سیاست عمومی مانند سلامت، آموزش، امنیت، جرم یا سیاست های خارجی قرار می دهند. دانشجویانی که این واحد های درسی را می گذارنند برای تحلیل سیاست های عمومی آماده می شوند. آنها یاد می گیرند که داده را چگونه جمع آوری کنند، به روش های گوناگون تجزیه و تحلیل کنند و در نهایت توضیح بدهند که اثربخشی هر یک از سیاست های پیشنهادی چگونه است.هیچ شکی نیست که این مهارت ها اهمیت زیادی دارند و باید بخشی از آموزش دانشجویان رشته سیاستگذاری عمومی را تشکیل بدهند. در دهه های گذشته یک انقلاب در خصوص استفاده از شواهد برای انتخاب سیاست های عمومی رخ داده است. محدودیت اکتفا کردن به نظرات هم حزبیان و گروه های متحد از بین رفته است. در عوض امکان پیش بینی آثار اتخاذ یک سیاست از طریق علم آمار محیا شده است. یعنی دقیقاً بیان می کند که سیاست X نتیجه Y را به همراه دارد یا مثلاً صرف میلیون ها دلار هزینه برای سیاست Z چندان اثر خاصی را ایجاد نکرده است.مشکل کجاست؟از طرفی استفاده از روش های کمی و تکیه کردن بر شواهد عینی در عصر دولت ترامپ یک ضرورت است، زیرا که هر روزه شاهد پیامدهای اسف بار اقداماتی هستیم که در ذهن ترامپ و همکارانش نتیجه دیگری تصور می شد. متخصصان سیاست های عمومی بیان می کنند که سیاست های عمومی  چگونه باید باشند و الان در چه وضعی هستیم، ولی نمی توانند راه رسیدن به وضعیت مطلوب را به سیاستمداران یا شهروندان نشان دهند.بنابراین روش تربیت کردن افرادی که بتوانند تغییرات مطلوب را ایجاد کنند باید متفاوت از افرادی باشد که تنها توانایی تحلیل سیاست های موجود را دارند. در آینده آموزش علم سیاستگذاری عمومی تحلیل سیاست های عمومی را در بر می گیرد، اما بخش کوچکی از مهارت هایی را تشکیل خواهد داد که دانشجویان و کارشناسان باید فرا بگیرند.مهارت های لازماولین مهارت ضروری، مهارت در تعریف کردن مسأله است. در ابتدای امر باید پرسیده شود که سهام داران چه چیزی را به عنوان مشکل می بینند. سپس در خصوص پیش زمینه مسأله، فرهنگ موجود و سیستم سیاسی حاکم شناخت کافی را بدست آورد تا بتواند مشکل را به نحوی که قابل حل باشد تعریف کرد. مبنای کار باید درک صحیح از مشکل و شناخت تمامی ابعاد موضوع به صورت عینی باشد. این بدان معنی است که یک خواسته کلی برای تغییر سیاست های فعلی وجود دارد که می تواند نقطه شروعی برای شکل گرفتن ائتلاف افرادی باشد که یک خروجی متفاوت نسبت به وضع موجود را انتظار دارند.دومین مهارت به ارایه راه حل برای مشکل مرتبط می شود. تحلیلگران کلاسیک سیاست های عمومی در این بخش تاحدودی تجربه هایی را کسب کرده اند. باید داده های مربوطه جمع آوری شود تا ارایه نظریه برای حل مشکل میسر شود. سپس گزینه های مختلف در اختیار سهام داران قرار بگیرد تا مشکل مفروض خودشان را برطرف کنند.سومین و مهم ترین مهارت، مهارت اجرا است. برای شروع کار باید اجباراً از تحلیل سهام داران شروع کرد: شناخت همه سهام دارانی که در حوزه سیاست های عمومی یک مشکل را می بینند. از منظر تحلیل قدرت ممکن است عده ای حامی یک سیاست جدید، مخالف تغییر یا خواهان حفظ وضع موجود باشند. پس می توان اعتلافی را تشکیل داد که موافقان یک سیاست در آن باهم همکاری کنند و در ادامه استراتژی هایی را برای توسعه ائتلاف ارایه نمود که منجر به برتری یافتن بر رقیبان شود. همچنین شناسایی منابع موجود برای حمایت از ائتلاف و توضیح دقیق اهداف برای سهام دارن نیز از جمله مهارت های لازم مجموعه سوم است. در نهایت اجرای آزمایشی و ارزیابی سیاست نیز باید انجام شود. انتظاری که از این مرحله می رود این است که یک روند مشخص برای اجرای آزمایشی راه حل ها، ارزیابی و انجام اصلاحات لازم از سوی مختصص سیاستگذاری تدبیر شود.چارچوب پیشنهادی فوق یک روش 100 درصد علمی نیست، بلکه یک الگوی بدیهی است. تحلیل سهام داران یکی از اقداماتی است که همه سیاستمدران موفق از گذشته تاکنون انجام داده اند؛ چنانکه یکی از پایه های اساسی در علوم سیاسی افزایش قدرت در قالب تشکیل متحدین و غلبه بر رقبا است.البته برای تسلط بر مهارت های یاد شده لازم است تا متخصص سیاستگذاری از پیش زمینه و مسائل فرهنگی حاکم شناخت لازم را داشته باشد، موضوعی که متأسفانه در حال حاضر در آموزش دروس سیاستگذاری از آن عفلت شده است.فرانسیس فوکویامامرداد ۱۳۹۷</description>
                <category>سیاستگذاری عمومی</category>
                <author>سیاستگذاری عمومی</author>
                <pubDate>Wed, 14 May 2025 23:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیمانکار سیاسی و سیاست‌های عمومی</title>
                <link>https://virgool.io/@Public_Policy/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-cawbdehv7nbl</link>
                <description>در دهه های گذشته «اصل پیمانکاری» وارد ادبیات آکادمیک علوم سیاسی شد و در حوزه سیاست های عمومی مورد توجه قرار گرفت. برای این اصل از واژه های مختلفی استفاده شده است که مشهور ترین آنها عبارتند از پیمانکار سیاسی، پیمانکار سازمانی،  پیمانکاران عمومی و پیمانکار سیاست عمومی. هدف از مطرح کردن این واژه ها ارایه یک دیدگاه جدید برای درک بهتر پدیده های نوین در دنیای سیاست است.برای اولین بار واژه پیمانکار سیاسی توسط رابرت دال در سال ۱۹۶۱ وارد ادبیات علوم اجتماعی و علوم سیاسی شد. اما در حوزه سیاستگذاری عمومی برای اولین جان کینگدان در اثر مشهور خود تحت عنوان « برنامه ها راهکارهای جایگزین و سیاست های عمومی» به این موضوع پرداخت.یکی از ویژگی های شاخص پیمانکاران سیاستی این است که با دانش بالای خود تلاش می کنند تا راه حل های نوینی برای مسایل جامعه ارایه کنند. آنها با استفاده از روایت های جدید و ارایه یک نگاه نو عامل شکل گیری نو آوری در عرصه سیاست می شوند و از طرفی ریسک این کار را نیز پذیرا هستند.به عبارت ساده بینانه می توان پیمانکاران سیاستی را افرادی تصور کرد که در محیط سیاستگذاری با راه حل های از پیش طراحی شده حضور دارند و منتظر بروز یک مشکل عمومی می شوند تا راه حل خود را به سیاستگذاران بقبولانند. البته این امر مستلزم استفاده از مهارت های حرفه‌ای است.برای نمونه می توان پیمانکاران سیاستی را نمایندگان مردم یا مدیران اتاق های فکر یا گروه ذی نفع در نظر گرفت. در عرصه بین المللی بیشتر پیمانکاران سیاستی همان مشاوران ارشد یا سازمان های مردم نهاد و یا اتاق های فکر هستند که به بیشتر برای نفع بردن از صادرات یا کالا به خصوص به دولتمردان راه حل های نوین ارایه می کنند.مهارت های پیمانکار سیاسی:۱- بازتعریف مشکلات عمومی:  پیمانکاران با بحث و گفتگو با دیگران سعی می کنند معنی جدیدی را تعریف کنند و آن را وارد دستور کار می کنند. البته انجام اینکار به راحتی امکان پذیر نیست و نیازمند به همراهی سیاستمداران است.۲- استفاده کردن از شبکه ها و توسعه شبکه: پیمانکاران یاد می گیرند که چگونه از هنر و استعداد دیگران استفاده کنند. آنها شبکه های خود را به عنوان حامی اصلی می دانند که از خط فکریشان حمایت می کند.۳- تشکیل یک ائتلاف حامی: مانند پیمانکار فعال در حوزه تجارت پیمانکاران سیاسی می بایست به صورت گروهی اهداف خود را پیش ببرند و از روحیه کار جمعی قوی برخوردار باشند. تشکیل یک گروه به شیوه های مختلفی انجام می شود. تعداد اعضای گروه و جایگاه اجتماعیشان نشان دهنده میزان حمایتی است که از یک راهکار به عنوان سیاست عمومی انجام می شود.۴- الگو شدن برای دیگران:  پیمانکار  در لحظات تصمیم گیری از روحیه ریسک پذیری بالایی برخودار است و این روحیه را به دیگران انتقال می دهد. هدفش این است که سیاستگذاران را وادار کند ریسک های بیشتری را بپذیرند و در نهایت به تغییرات سیاستی بزرگ دست بزنند. البته همزمان پیمانکار سیاستی تلاش می کند تا ریسک چنین اقداماتی را کوچک نشان بدهد.۵- تجمیع خواسته های عمومی و انتقال سریعشان در یک برهه زمانی کوتاه و حساس: پیمانکاران سیاستی فضای ذهنی را به تدریج برای یک تغییر در ابعاد کلان آماده می کنند. برای اینکار از اصل الگو بودن برای دیگران استفاده می کنند تا  اعتماد طرف مقابل را به خود جذب کنند و بتوان اهداف خود را محقق کنند.</description>
                <category>سیاستگذاری عمومی</category>
                <author>سیاستگذاری عمومی</author>
                <pubDate>Wed, 14 May 2025 23:15:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مطالعه سیاست های عمومی و تأسیس رشته سیاستگذاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Public_Policy/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-dh2qixyu1hsf</link>
                <description>چرا رشته سیاستگذاری عمومی شکل گرفت؟در سال های اخیر مطالعه سیاست و سیاستگذاری تبدیل به یکی از گرایش های جذاب و پر طرفدار علوم سیاسی شده است. به طوری که برجسته ترین دانشگاه دنیا (هاوارد)  دوره های دکتری سیاستگذاری عمومی را ارائه می کند. محبوبیت این رشته در آمریکا و کشورهای پیشرفته باعث شد تا دروس جدیدی به رشته سیاستگذاری اضافه شود. همزمان موسسات تحقیقاتی جدید و مجله های پژوهشی با محور قرار دادن دانش سیاستگذاری عمومی کار خود را با جدیت شروع کردند.هدف از مطالعه سیاست های عمومی فهمیدن این است که دولتمردان در عمل چکار می کنند؟ بر خلاف سنت های جا افتاده در علوم سیاسی که به آنالیز حرف های سیاستگذاران، شعارهای انتخاباتی و استراتژی های انتخاباتی سیاستمداران توجه داشت، در این گرایش عمده توجه به زمان بین فواصل انتخاباتی است، یعنی اقدامات عملی دولتمردان برای حل مشکلات شهروندان!از همین جهت رشته سیاستگذاری در واکنش به خواسته پژوهشگران عینی گرا شکل گرفته است:سیاست ها به نحوی بررسی و ارزیابی شوند که کاربردی و مفید باشد. به عبارتی با بسط دادن نتایج پژوهش بتوان قدمی در راستای حل مشکلات جامعه برداشت.از طرفی خود دولت ها نیز تمایل دارند که در تصمیم گیری های خود بتوانند به صورت سیستماتیک به بررسی مشکلات و ارائه راهکار بپردازند. ما در زمانه ای زندگی می کنیم که تعداد موضوعات قابل بررسی بیش از توان دولت ها است. اصطلاحاً از این وضعیت تحت عنوان &quot;تقضای بیش از حد&quot; (Demand Overload) یاد می کند.ضعف علوم سیاسی سنتیعلوم سیاسی سنتی علی رغم اینکه یک رشته با قدمت طولانی محسوب می شود و سؤلات کلیدی آن تا حدودی ثابت بوده، اما پیشرفت های زیادی در آن حاصل نشده است. علوم سیاسی نتواسته نیازهای فعلی دولتمردان و سیاستگذاران و مشاوران را پاسخ بدهد و بتواند پا را از نظریه های ذهنی فراتر بگذارد.تا پیش از تأسیس رشته سیاستگذاری عمومی اقدامات عملی دولتمردان تنها به صورت پراکنده طی پژوهش هایی سنجیده می شد. یک مشکل جدی این بود که پژوهشگران نمی دانستند که دقیقاً چه چیزی را باید مطالعه کنند و کدام متغیرها درخور بررسی هستند.با توجه به این سردرگمی ضرورت ابداع روش پژوهش نظام مند و با محورهای مطالعاتی محدود شدت گرفت. هدف دست یافتن به شیوه های علمی بود که بتواند از آشفتگی موجود را کاهش دهد، تحلیل های هزینه-منفعت را به صورت عینی میسر کند و نحوه اجرای سیاست ها را در نظر داشته باشد.چنین پژوهشی فعالیت های تصمیم گیران دولتی را زیر ذره بین قرار می دهد، زیرا مشخص می شود که:دولت ها در برابر مشکلات موجود چه کرده اند؟چرا این کارها را انجام داده اند ؟؟آیا نمی شد راه حل بهتری را در پیش بگیرند؟؟؟نتایج چنین پژوهشی می تواند به &quot;سیاستگذاری بهتر&quot; (Better Policymaking)  هم منتهی بشود. زیرا ممکن است سیاست هایی پیشنهاد شوند که عقلانی تر، با ثبات تر و به صرفه تر هستند.البته این موضوع اولیت اصلی در مطالعه سیاستگذاری عمومی محسوب نمی شود. مهم این است که به بفهمیم چرا بعضی از سیاست ها اتخاذ می شوند و چرا سیاست های دیگر در تصمیم گیری ها راه به جایی پیدا نمی کنند.برای درک این موارد لازم است تا از دیدگاه های مرسوم در رشته مدیریت دولتی و تحلیل های سیاسی ساده عبور کنیم. در عوض باید تلاش کرد تا مفاهیم کلیدی سیاست، مانند قدرت، منازعه و ایدولوژی را در دنیای واقعی و اقدامات بازیگران دخیل در سیاستگذاری بررسی کنیم.تصمیماتی که دولت ها می گیرند را نمی توان تنها بر اساس ذهنیت بازیگران و شعارهای تبلیغاتیشان سنجید. تصمیم گیری ها انجام شده در بستر فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که به سیاستگذاران منتقل می شود. بی توجهی به این عوامل و نادیده گرفتنشان در ارائه تحلیل های سیاسی یکی از آسیب های جدی رشته علوم سیاسی محسوب می شود.رشته سیاستگذاری به عنوان راهکار عملیما به مطالعه سیاستگذاری عمومی می پردازیم چون می خواهیم بدانیم:چرا بعضی از تصمیمات اتخاذ می شوند؟چرا دولت تصمیم گرفته یک اقدام مشخص را انجام بدهد؟چرا به بعضی از مشکلات توجهی نمی شود؟چرا رفتار این دولت با دولت های پیشین متفاوت است؟ما از ظرفیت رشته سیاستگذاری عمومی استفاده می کنیم چون می دانیم که می تواند سوالاتی از این دست را پاسخ بدهد. برای شروع می توانیم سیاستگذاران را مورد پژوهش قرار بدهیم. یعنی مشخص کنیم که:سیاستگذاران چگونه به مشکلات جامعه نگاه می کنند؟در تصمیم گیری های خود به کدام ایده ها بها می دهند؟کدام نهاد ها و سازمان ها تصمیم گیری سیاستگذاران را جهت می دهند؟کدام گروهای قدرتمند در کنار سیاستگذاران در فرایند سیاستگذاری نفوذ می کنند؟کدام فشارهای اقتصادی و اجتماعی در مشکلات موجود قابل شناسایی هستند؟البته می توانیم همه این موارد را باهم در نظر داشته باشیم. در نظریه های جدید تلاش می شود تا حداقل یکی یا تعدادی از موارد مذکور را در حین مطالعه سیاست ها لحاظ کرد. از این طریق نظریه ای بدست می آید که منطبق بر واقعیت دنیای سیاستگذاری است.وظیفه ما این است که به کمک نظریات موجود تا بیشترین حد ممکن از ابهامات موجود در خصوص وضعیت فعلی جامعه پرده برداریم. برای اینکار لازم است تا مجموعه ای از سوالات را در اختیار داشته باشیم که پژوهش هایمان را به صورت روشمند هدایت کنند. خوشبختانه نظریه های موجود و مدل های پیشنهاد شده از سوی محققان نیز روز به روزکامل تر و کاربردی تر می شود.مطالعه سیاستگذاری عمومی کاری سخت و طاقت فرسا است اما به زحمتش می ارزد. در ظاهر  فرایند سیاستگذاری پیچیده، درهم و غیر قابل پیش بینی به نظر می رسد. ما برای درک ساده تر از فرایند سیاستگذاری مجبور هستیم تصور کنیم که سیاست های اتخاذ شده یک روند خطی و گام به گام را از زمانی که تنها یک ایده در ذهن بازیگران یا شهروندان هستد تا زمانی که به سیاست تبدیل می شوند را طی می کنند. اما تنها با کمی بررسی متوجه می شویم که سیاست در اثر تعامل عوامل متعددی شکل می گیرد:رفتار سیاستگذارانماهیت مشکلبازیگران رسمی و غیر رسمی دخیلبازخوردهای دریافتی از اجرای سیاست های قبلیحتی عوامل زمانی و مکانی نیز در اتخاذ سیاست ها دخیل هستند:نظام سیاسی جامعه مورد چقدر باز یا بسته است؟در چه برهه ای از زمان مشکل ایجاد شده است؟بسترهای سیاسی که جامعه از گذشته به ارث برده کدام است؟با توجه این همه عومل متععد دخیل در اتخاذ سیاست های عمومی ممکن است که دچار تردید شویم: آیا اصلاً ارائه یک نظریه کلی که بر اساس آن بتوان تصمیمات دولت را تجزیه و تحلیل کرد ممکن است؟در جواب باید گفت که دانش سیاستگذاری عمومی علیرغم عمر کوتاهی که از تشکیلش می گذرد، توانسته به نظریات کلی و جامع دست پیدا کند و آن را در اختیار پژوهشگران قرار بدهد. در ابتدا نظریات کلاسیک مطرح شدند که طی آن فرایند سیاستگذاری در قالب مراحل مجزا و در قالب چرخه سیاست تشریح می شود. چرخه سیاست شامل پنج مرحه مجزا است:دستورکارطراحی سیاستتصمیم گیری  (مشروعیت بخشی)اجرای سیاستارزیابی سیاست اجرا شدهدر این مدل دستورکار نقطه آغاز فرایند سیاستگذاری در نظر گرفته می شود و پس از آن مراحل یک به یک طی می شوند. اما نظریه های مدرن بر کنار گذاشتن این دید مرحله ای تأکید می کنند.مطابق دیدگاه های مدرن از کلیت ایده چرخه سیاست برای فهم پژوهشگر استفاده می شود. اما بعد پژوهشگر باید تلاش کند تا نکات مدنظر خود را از این چرخه استخراج کند و در قالب نظریه نوین و اصلاح شده که نگاهی غیر خطی دارد ارائه کند</description>
                <category>سیاستگذاری عمومی</category>
                <author>سیاستگذاری عمومی</author>
                <pubDate>Wed, 14 May 2025 22:09:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>