<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مارکتینگ با قلم رویا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@R0ya</link>
        <description>کلمات را ساده می‌نویسم، عمیق می‌اندیشم، و آرام عبور می‌کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:44:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/138314/avatar/UA5dLg.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مارکتینگ با قلم رویا</title>
            <link>https://virgool.io/@R0ya</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وقتی فروشنده تو رو از خودت بهتر می‌شناسه!</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%87-rggdhl1ghs36</link>
                <description>بعضی وقتا دلت می‌خواد فقط بزنی بیرون، بی‌هدف، بی‌مقصد. یه قدمی بزنی، یه کم با خودت خلوت کنی. تو راه، یه مغازه می‌افته جلوت. با خودت می‌گی: &quot;بذار یه نگاهی بندازم، ضرر نداره.&quot;ولی همین که پاتو می‌ذاری تو مغازه، فروشنده عینه جن یهو ظاهر میشه!با یه لبخند مصنوعی که معلومه حتی خودش هم بهش اعتماد نداره، می‌گه:ـ سلام عزیزم! گلِ من! چطور می‌تونم کمکت کنم؟و تو فقط با یه نگاه مظلوم، یه لبخند زورکی، سرت رو می‌ندازی پایین و تو دلت می‌گی:&quot;به خدا تا همین چن دیقه از شدت گرما داشتم میپختم دنبال کولر و اسپیلت بودم، اصلاً نمی‌دونم چجوری پام اینجا باز شد! بابا من هیچی نمی‌خوام! نه کارت همراهمه، نه پول، نه حتی انگیزه برای خرید یه جوراب!&quot;اما اون همچنان در حال حمله‌ست:ـ چی می‌خوای عزیزم؟ اینا همه ترکِ ترکه! تازه آوردیم از استانبول، خودمون با پیک گرفتیم!یه نگاهی به لباسا می‌ندازی، میبنی همش تولید داخلیه! ولی فروشنده همچنان می‌گه:ـ ترکِ عزیزم! فقط ما داریم!حالا هی سعی می‌کنی ازش فرار کنی، اون بیشتر می‌چسبه بهت.البته یه چیزی رو باید بگم، انصاف داشته باشیم.خیلی وقتا خود اون فروشنده‌ها مقصر نیستن. مدیر یا صاحب مغازه بهشون گفته: &quot;تا مشتری اومد، بچسب بهش! نذار بپره!&quot;این فشار بالاخره از یه جایی میاد. فروشندگی واقعاً یه هنره، ولی این مدل سمج بودن، هنر نیست؛ شکنجه‌ست.تو دنیای حرفه‌ای‌تر هم همین داستان ممکنه اتفاق بیفته حتی تو یه شرکت اسمو رسم دار با محصولات صنعتی و کاملن تخصصی! کارشناس فروش  یا مهندس فروش اون شرکت اون‌قدر پیگیر یه قرارداد می‌شه که طرف مقابل دیگه از اسم شرکت هم می‌ترسه!پیگیری خوبه، ولی سمج بودن؟ نه. اون فقط مشتری رو فراری می‌ده.مثلاً خود من؟اگه یه بار پام تو یه مغازه با فروشنده سمج باز بشه، دیگه تا آخر عمرم پامو اونجا نمیذارم و این یعنی از دست رفتن مشتری،از دست رفتن فروش،از دست رفتن پول!!!!اگه دنبال فروش پایدار و ارتباط بلندمدت با مشتری هستی، اول باید &quot;سمج‌بودنِ بی‌منطق&quot; رو بذاری کنار، و به‌جاش &quot;درک کردن و همراهی&quot; رو یاد بگیری.چون فروش واقعی، از فهم شروع می‌شه... نه از فشار.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Sun, 18 May 2025 19:13:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید با همکار چالش برانگیز کنار بیام؟ نادیده بگیرم؟ یا بالاخره باید حرف بزنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9%85-rfafgb4ydpsq</link>
                <description>محیط کار بخش بزرگی از  زندگی روزمره ما رو تشکیل میده .برای همین خیلی مهمه که فضای محیط کاری آرامش‌بخش، سازنده و قابل تحمل باشه. اما  یه وقتایی پیش میاد که یکی از همکارها—خواسته یا ناخواسته—با رفتاراش تمرکز ما رو بهم می‌زنه، کار رو سخت‌تر می‌کنه یا حتی باعث می‌شه از بودن توی اون محیط حس خوبی نداشته باشیم.گاهی این رفتارها خیلی شدید نیست. مثلاً کسی که مدام درباره کارت نظر میده، یا بدون اینکه ازش بخوای تو کارت دخالت می‌کنه. گاهی هم شکلش جدی‌تر می‌شه؛ مثل تحمیل کار اضافی، رفتارهای منفعل-تهاجمی یا حتی رقابت ناسالم.تو این شرایط، اولین چیزی که به ذهن می‌رسه اینه که خب، «چی کار کنم؟ باید تحمل کنم؟ بی‌خیال شم؟ یا حرف بزنم؟»راه‌حل اول: تحمل بی‌صدابعضی‌ها تصمیم می‌گیرن اصلاً چیزی نگن. فکر می‌کنن شاید اگر سکوت کنن، طرف مقابل خودش متوجه اشتباهش می‌شه و عقب‌نشینی می‌کنه. گاهی این روش جواب می‌ده، ولی واقعاً فقط در درصد کمی از مواقع. بیشتر وقتا این سکوت باعث می‌شه اون رفتار ادامه پیدا کنه و حتی بدتر بشه. در نهایت، این ما هستیم که اذیت می‌شیم، انرژی‌مون تحلیل میره و شاید حتی زندگی شخصیمون هم تحت‌تأثیر قرار بگیره.راه‌حل دوم: انفجار احساسی یا گله‌گذاری پشت سربعضیا صبر می‌کنن، بعد یه روزی ناگهانی با عصبانیت واکنش نشون می‌دن یا شروع می‌کنن پشت سر اون همکار صحبت کردن. این روش هم نه فقط فایده‌ای نداره، بلکه حتی می‌تونه شرایط رو بدتر کنه و فضا رو متشنج‌تر کنه.راه‌حل سوم: گزارش به مدیر یا منابع انسانیممکنه وسوسه بشی بری پیش مدیر یا منابع انسانی و موضوع رو گزارش بدی. تو فرهنگ کاری ما، این کار اغلب نتیجه مثبتی نداره. مگر در موارد خیلی شدید، این روش ممکنه به چشم «حاشیه‌سازی» دیده بشه و حتی به ضررت تموم شه.راه‌حل بهتر: گفت‌وگوی محترمانه و مستقیمبهترین و سالم‌ترین راه اینه که همون اول، بدون اینکه به طرف برچسب بزنی یا حالت دفاعی بگیری، خیلی منطقی و محترمانه باهاش صحبت کنی.شاید اصن همه چیز یه سوء تفاهم ساده باشه. لحنت مهمه. توهین‌آمیز یا سرزنش‌گر نباش. فقط در مورد احساست حرف بزن و اثر رفتارش روی کارت.مثلاً:«می‌دونم نیتت کمک کردنه، ولی وقتی درباره کار شخصیم زیاد نظر می‌دی یا دخالت می‌کنی، تمرکزم به‌هم می‌ریزه. ترجیح میدم کمی استقلال در کارم داشته باشم.»این مدل حرف زدن هم به طرف نشون می‌ده که رفتارش چه تأثیری روی تو داشته و هم بدون درگیری، مرزها رو مشخص می‌کنی.جمع‌بندیما نمی‌تونیم رفتار همه رو کنترل کنیم، ولی می‌تونیم نحوه‌ی واکنش خودمون رو مدیریت کنیم. با کمی تمرین و حفظ آرامش، می‌تونیم فضای کاری رو برای خودمون قابل تحمل‌تر—و حتی دلپذیرتر—کنیم.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Sat, 17 May 2025 12:47:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«از شنیدن تا فروختن: هنر کشف نیاز پنهان مشتری»</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-xu3ich7dxhbm</link>
                <description>در دنیای امروز، فروش دیگر به سبک سنتی و صرفاً معرفی محصول جواب نمی‌دهد. مشتریان آگاه‌تر شده‌اند، گزینه‌های بیشتری دارند و توقع دارند کسی نیازشان را بفهمد، نه فقط چیزی را به آن‌ها بفروشد.پس اولین قدم برای فروش مؤثر، شناختن نیاز واقعی مشتری است. اما چطور این نیاز را بشناسیم؟با گوش دادن شروع کنید.به‌جای اینکه فقط درباره محصولتان صحبت کنید، سؤالات درست بپرسید و خوب گوش بدهید. مثلاً بپرسید:مهم‌ترین دغدغه یا چالش شما در این زمینه چیه؟قبلاً از چه محصول یا خدماتی استفاده می‌کردید و چرا دیگه براتون جوابگو نیست؟الان دقیقاً دنبال چی هستید؟چه ویژگی‌هایی براتون مهمه؟ قیمت؟ کیفیت؟ خدمات پس از فروش؟ یا چیز دیگه؟وقتی مشتری احساس کنه واقعاً دارید بهش توجه می‌کنید، راحت‌تر نیازهاش رو بیان می‌کنه و شما هم راحت‌تر می‌تونید راه‌حلی مناسب ارائه بدید.خودتون رو جای مشتری بذارید.اگر بتونید با مشتری هم‌دلی کنید و نشون بدید که درکش می‌کنید، اعتمادش رو جلب می‌کنید. و این اعتماد، کلید موفقیته.تجربه بهمون نشون داده وقتی به‌جای تبلیغ، شنونده‌ی خوبی باشیم، هم رضایت مشتری بیشتر میشه، هم احتمال خرید و وفاداریش بالا میره.مثلاً مشتری‌ای داشتیم که بزرگ‌ترین دغدغه‌اش خدمات پس از فروش بود. ما با ارائه‌ی پشتیبانی دقیق و پاسخگو، تونستیم هم دغدغه‌اش رو حل کنیم و هم یک مشتری وفادار برای مدت طولانی داشته باشیم.در نهایت، به‌جای فروش، راه‌حل ارائه بدید.اگر بتونید محصول یا خدمتی رو دقیقاً مطابق نیاز مشتری پیشنهاد بدید، دیگه فروش سخت نیست. اون لحظه‌ای که مشتری حس کنه شما &quot;درکش کردید&quot;، لحظه‌ایه که فروش واقعی اتفاق می‌افته.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Fri, 16 May 2025 13:46:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نه گفتن همیشه بی‌ادبی نیست؛ مهارتی که باید همه یاد بگیریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-dvhkdumyq1zg</link>
                <description>say Noself loveتا حالا شده دلت بخواد به کسی «نه» بگی، اما نتونی؟ فقط به این دلیل که می‌ترسی طرف مقابل ناراحت بشه؟ در زندگی روزمره، در محیط کار، خانواده، بین دوستان و حتی در روابط نزدیک مثل همسر، بارها پیش آمده که مجبور شدیم کاری را قبول کنیم در حالی که دلمان نمی‌خواست یا توان انجامش را نداشتیم.تو محیط کار حجم کار آنقدر بالاست که می‌دونی نمی‌تونی پروژه‌ای رو به موقع انجام بدی، اما به خاطر ترس از حرف دیگران، نمی‌تونی «نه» بگی و می‌پذیری.حتی ممکنه دوست یا آشنا ازت درخواست مالی داشته باشه، در حالی که شرایطت اجازه نمی‌ده، اما نمی‌تونی رد کنی چون نمی‌خوای ناراحتش کنی.فرض کن رژیم غذایی داری و نمی‌خوای یه خوراکی رو بخوری، اما وقتی یکی بهت تعارف می‌کنه، چون نمی‌خوای ناراحتش کنی، قبول می‌کنی.و هزاران مثال دیگر ... این‌ها همه نشون می‌ده که ما خودمون رو تو اولویت آخر می‌ذاریم و به جای اینکه به نیازهای خودمون توجه کنیم، بیشتر دنبال رضایت دیگرانیم.حالا وقتشه که دو تا نکته خیلی مهم رو یاد بگیریم:اول، توانایی «نه» گفتن رو داشته باشیم و بدونیم که «نه» گفتن یعنی احترام به خودمون، نه بی‌احترامی.دوم،  از «نه» گفتن  دیگران ناراحت نشیم و باید درک کنیم که همه حق دارند برای خودشان حد و مرز تعیین کنند. خودعشق‌ورزی یعنی دوست داشتن و احترام گذاشتن به خودمون، اهمیت دادن به آرامش و سلامت روان خودمون را یاد بگیریم.من پیش‌تر توانایی «نه» گفتن را نداشتم و همیشه نیازهای دیگران را به خواسته‌های خودم ترجیح می‌دادم. اما با تمرین خودعشق‌ورزی، یاد گرفتم که می‌توانم با احترام «نه» بگویم و این به معنی احترام به خودم است.شما هم می‌توانید این تمرین رو شروع کنید و به یاد داشته باشید که خودعشق‌ورزی و حفظ مرزهای شخصی، هم به نفع خود شماست و هم باعث بهبود روابطتان با دیگران می‌شود.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Thu, 15 May 2025 22:06:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهایی جهت حفظ و نگهداشت سرمایه انسانی در سازمان ها و نحوه تحقق آن</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%A2%D9%86-bfcnvnflb8tm</link>
                <description>حفظ و نگهداشت سرمایه انسانیحفظ و نگهداشت کارمندان فرآیند طراحی برنامه های بهداشت و ایمنی و ارائه خدمات رفاهی را تحلیل می نماید،نگهداری به مفهوم جلوگیری از ترک خدمت و حفظ افراد در سازمان می باشد، که در این زمینه سازمان ها باید تدابیر لازم را بکار گیرند.ارائه راهکارهای جهت حفظ و نگهداشت سرمایه انسانی در سازمان ها1. زمانی از تایم کاری  را  به ورزش گروهی اختصاص داده شود.هدف: شادابی ونشاط،افزایش روحیه کارمندان2. جهت سلامت جسم و روان کارمندان خوب است دکتر سازمانی(عمومی و یا روانشناس و ...) به صورت دوره ای(هفته ای یکبار،یکبار در ماه و ...) در سازمان حضور یابد.هدف: سلامتی، ارزش قائل شدن برای کارمندان3. برگزاری ایونت ها و دوره همی ها به صورت دوره ایهدف: شادابی و نشاط،افزایش روابط دوستانه در سازمان،سرگرمی4. ارائه گزینه دورکاری (تحت شرایط ویژه )هدف: تعادل میان کار و زندگی شخصی کارمندان،انعطاف پذیر و پویایی سازمان5. تجهیزات و مبلمان با کیفیت ومناسب در سازمان (صندلی ارگونومیک،کامپیوترهای خوب ،تهویه مناسب هوا و ...)منظور گردد، به حفظ زیبایی و چیدمان محیط کار توجه شود.سرو قهوه و ابمیوه و... در سازمانهدف:افزایش بازدهی و انگیزه کارمندان، سلامتی،افزایش روحیه کارمندان، افزایش سطح انرژی کارمندان6. اتاق استراحت کارمندانهدف:افزایش بهره وری و افزایش سطح انرژی کارمندان7. اتاق بازیهدف: شادابی و نشاط،سرگرمی و افزایش روحیه کارمندان،افزایش بازدهی کاری و ...8. برگزاری کلاس های آموزشی به صورت دوره ایهدف : ارتقای سطح دانش و مهارت کارمندان و به کارگیری آن در بهبود امور ،افزایش بهره وری کاری،پیشرفت شغلی9. کتابخانه(عمومی و یا تخصصی) در سازمانهدف: سرگرمی،افزایش اطلاعات و دانش کارمندان10. هدایای سازمانی (جهت قدردانی از کارمندان)هدف: افزایش روحیه کارمندان،افزایش انگیزه و راندمان کاری،ارزش قائل شدن برای کارمندان،11. نظرسنجی از کارمندان در امور مختلف سازمانهدف: تاثیر مثبتی در عملکرد کارمندان دارد،استعداد و خلاقیت کارمندان شکوفا می شود، کمک به بهبود فرهنگ سازمانی،بهبود مشارکت کارمندان در فرایندهای مختلف12. به صورت دوره ای از کارمندان بازخورد(فیدبک) گرفته شود .هدف:برطرف شدن مسائل و مشکلات سازمانی،افزایش انگیزه کارمندان،علاقه کارمندان به سازمان افزایش می یابد.13.  پاداش های تشویقیهدف:افزایش انگیزه و راندمان کاری،افزایش روحیه کارمندان14. سفرهای کوتاه به خارج از شهرهدف: افزایش روحیه تیم،افزایش رضایتمندی کارکنان،شادابی و نشاط15. جشن گرفتن موفقیت ها در سازمانهدف:افزایش روحیه کارمندان،افزایش بازدهی کاری،افزایش شور و نشاط در محیط کاری16. انجام دوره ای چکاپ و آزمایش برای کارمندانهدف: نشانه توجه سازمان به سلامتی کارمندان است،افزایش رضایتمندی کارمندان،بهبود راندمان کاری17. کمک هزینه ایاب و ذهابهدف:افزایش رضایتمندی و افزایش انگیزه کارمندانو...چگونگی تحقق ایده های مذکور در شبکه های اجتماعی 1. تولید محتوا در سایت ویرگول  و یا نوشتن مقالات در و بلاگ هاهدف: جهت آگاهی برند سازمانی و اشنایی با سازمان، انتشار دستاوردها و موفقیت های سازمان و کارمندان، تصاویری از محیط فیزیکی سازمان و ...2. بازآفرینی جشن ها و دورهمی های سازمان در فضای مجازی.(انتشار آن به صورت محتوای متنی،تصویری و یا ویدئویی در صفحات مجازی همچون لینکدین،اینیستاگرام و  یا سایت سازمان و ...) هدف:افزایش آگاهی از برند سازمانی،نشان دهنده روحیه بالا کارمندان و رضایتمندی از سازمان است و همچنین نشانه  ارزش قائل شدن سازمان برای کارمندان است.3. سازمان و کارمندان در کمک رسانی به مراکز خیریه پیش قدم شوند.(انتشار آن به صورت محتوای متنی،تصویری و یا ویدئویی در صفحات مجازی همچون لینکدین،اینیستاگرام و یا سایت سازمان و ...)هدف: افزایش آگاهی از برند سازمان می شود، نشان دهنده روحیه کمک و همدردی سازمان و کارمندان سازمان است.4. انجام دوره ای چکاپ و آزمایش برای کارمندان و انتشار آن در صفحات مجازیهدف: افزایش آگاهی از برند سازمانی، نشان دهنده توجه سازمان به سلامت کارمندان خود است،افزایش میل و اشتیاق افراد و متخصین جهت حضور در سازمان، پیشتازی برند سازمانی نسبت به رقبای بازار5.  انتشار عکس ها و ویدئوهایی از محیط کاری و چیدمان سازمان در زمانی که کارمندان مشغول به کار هستند.هدف: افزایش آگاهی از برند،مخاطبان با فضای سازمان مذکور آشنا می شوند و فرایندها را مشاهده می کنند،افزایش حس اعتماد مخاطبان به سازمان ،پیشتازی برند سازمانی  نسبت به رقبای بازار،فضای ارام و سالم محیط کار به نمایش گذاشته می شود.6. طراحی برنامه های مجازی سرگرم کننده( تعامل کارمندان در فضای مجازی به شکل:گفتگو،بازی و ...)هدف: افزایش اگاهی از برند سازمانی،رابطه مثبت و سازنده میان کارمندان و سازمان به خوبی در فضای مجازی به نمایش گذاشته می شود،وفاداری کارمندان و رضایتمندی کارمندان از سازمان را نشان می دهد.7. طرح هایی که نشان دهنده توجه سازمان و کارمندان به ارزش ها و سیاست های محیط زیستی است. .(انتشار آن به صورت محتوای متنی،تصویری و یا ویدئویی در صفحات مجازی همچون لینکدین،اینیستاگرام و ...)هدف: افزایش آگاهی از برند،ایجاد حس مثبت و سازنده نسبت به سازمان در ذهن مخاطبین، افزایش میل و اشتیاق افراد و متخصین جهت حضور در سازمان8. صندلی داغ(به صورت دوره ای با کارمندان درباره مهارت ها، تخصص ها، تجارب ، خاطرات و... گفتگو شود و در صفحات مجازی به شکل پادکست،ویدئو و... منتشر شود).هدف:افزایش اگاهی از برند سازمانی،متخصص بودن سرمایه انسانی مورد توجه قرار می گیرد،رضایتمندی کارمندان در معرض دید مخاطبان قرار می گیرد.9. فیلم ها و تصاویری از دکتر سازمانی حین کار و تعامل با کارمندان و یا ورزش های گروهی کارمندان و.. در فضای مجازی منتشر شودهدف:افزایش اگاهی از برند سازمانی، ایجاد حس مثبت و سازنده نسبت به سازمان در ذهن مخاطبین،ارزش قائل شدن سازمان برای نیروی انسانی و سلامت آن ها به نمایش گذاشته می شودو...https://t.me/aval_academy</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 13:58:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سهم ذهنی و سهم قلبی مشتریان</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D9%82%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ztowpcjgq4if</link>
                <description>امروزه در دنیای رقابتی کسب و کار ها بیش از پیش به سهم ذهنی مشتریان می پردازند و تنها داشتن سهمی از بازار در صنعت  خود را کافی نمی دانند.اما سهم ذهنی مشتریان چه مفهومی دارد و چرا اهمیت دارد؟سهم ذهنی مشتری&quot;اولین نام و نشان تجاری&quot;(برند) در یک صنعت حتی با وجود جایگزین های زیاد که به ذهن مشتری می آید را سهم ذهنی مشتری می نامند. همچنین به عنوان سهم صدا نیز شناخته می شود.مثلا وقتی از شما می پرسند در صنعت لوازم خانگی چه نام و نشان تجاری(برند) را می شناسید اولین چیزی که به ذهن شما می آید همان سهم ذهنی مشتری است. هر چقدر بتوانیم ذهن مشتریان را بیش تر درگیر کنیم موفق تر خواهیم بود.تا حالا به این موضوع دقت کردین که بعضی از برندها به نام کالا تبدیل شدند!!!!برندهایی مانند اسکاچ،وایتکس،ریکا و .. به نام کالا تبدیل شدند و یا گوگل اولین موتور جستجویی هست که به ذهن هممون می رسه و این نشان می دهد که در سهم ذهنی مشتری به خوبی عمل کرده است .سهم ذهنی رابطه شما با مصرف کنندگان را نشان می دهد هر چه مشتریان بیش تر با شما ارتباط بگیرند برند شما معروف تر می گردد. و در نتیجه سهم ذهنی بالاتری خواهید داشت. در دنیای رقابتی سهم ذهنی مشتری یکی از فاکتورهای مهم در تبلیغات نیز به شمار می رود.اما سهم قلبی مشتری چیست و چه اهمیتی دارد؟سهم قلبی مشتریهنگامی که شما حاضر به خرید محصولی با نام و نشان تجاری خاص هستند و به بقیه محصولات و یا خدمات رقبا در آن صنعت آن را &quot;ترجیح&quot; می دهید. بدین معناست که به آن نام و نشان تجاری(برند) مذکور سهم قلبی دارید.در بسیاری از موارد آن برند خاص برای مصرف کنندگان تنها راه حل شناخته می شود. و به عبارتی در سطح بالاتر یک رابطه احساسی با آن نام و نشان برقرار می کنند. در نتیجه منجر به وفاداری مشتریان می شود. و امکان خرید مجدد را افزایش می دهد.امروزه تمامی کسب وکار ها در صنعت خود در تلاشند تا مشتریان آن ها  را به یاد بیاورند و به سایر رقبا ترجیح دهند .سهم قلبی مشتری در برند سازی نقش مهمی دارد و باید به آن پرداخته شود.اینکه مصرف کنندگان کدام برند را به دیگری ترجیح می دهند کاملا بر اساس تجربه شخصی ست و از فردی به فرد دیگر متفاوت است.اما کسب و کاری برنده است که به خوبی نیازهای مخاطبانش را شناسایی کند و با ایجاد مزیت رقابتی در صنعت خود بتواند سهم ذهنی و قلبی بازار را از آن خود کند.https://t.me/aval_academy</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 20:37:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم های آموزشی و تاثیر آن بر یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-towja0mezxjz</link>
                <description>تعاریف زیادی از یادگیری ارائه شده است پتر،بران ردگر و مک دانیل در کتاب علم یادگیری موفقیت آمیز یادگیری را چنین تعریف کرده اند:&quot;  یادگیری به دست آوردن  دانش و مهارت و همچنین دسترسی راحت به آن ها در حافظه است، به طوری که شما می توانید در رابطه با مشکلات و چالش های آینده درک روشنی داشته باشید.&quot;با پیش رفت تکنولوژی روش های سنتی یادگیری کم رنگ تر می شوند. امروزه در دنیای اینترنت شاهد تولید انواع محتوای آموزشی(متنی،تصویری، صوتی، ویدئویی و...) هستیم. با توجه به &quot;نوع موضوع آموزشی&quot; و همچنین &quot;فاکتورهایی مثل(زمان، هزینه و...)می توان از یکی از انواع محتوای آموزشی بهره برد.خوب است بدانیم که:تقریبا 75 درصد یادگیری از طریق دیدن،13 درصد از طریق شنیدن،6 درصد از طریق لمس کردن و در نهایت 6 درصد از طریق بوییدن و چشیدن صورت می گیرد.با توجه به این آمار و ارقام متوجه می شویم که یادگیری از طریق &quot;دیدن &quot;سهم قابل توجهی را به خود اختصاص داده است.به نظر می رسد بین انواع روش های تولید محتوای آموزشی،تولید محتوای ویدئویی برای آموزش هایی مثل(نرم افزارها،مهارت های تخصصی،حرکات ورزشی و ...) تاثیرگذارتر باشد. چرا که این مهارت ها را نمی توان صرفا با تولید محتوای متنی یا صوتی و...  به طور کامل فرا گرفت،بلکه دیدن فیلم آموزشی مفیدتر است.فیلم های آموزشی را می توانید در آپارات، یوتوب و یا سایت هایی که صرفا آموزش ویدئویی دارند مثل سایت فرادرس و... دانلود و یا با قیمت مناسب خریداری کنید.مخاطب می تواند زمان و تعداد دفعات پخش فیلم آموزشی را  تعیین کند. در صورتیکه در روش های سنتی آموزش زمان و مکان آموزش از پیش تعیین شده است و هر جلسه آموزشی فقط یکبار برگزار می شود(امکان تکرار جلسه آموزشی در آن دوره وجود نخواهد داشت) و همچنین هزینه فیلم آموزشی نسبت به آموزش های سنتی بسیار پایین تر است.راهکارهایی برای افزایش بازدهی فیلم های آموزشی:در درجه اول نیاز مخاطب خود را به خوبی درک کنیم تا مخاطب بعد از دیدن فیلم به هدف خود برسد.قبل از ضبط فیلم آموزشی تمرین زیادی داشته باشیم تا به مطالب مسلط شویم.خیلی از افراد نیاز به محرکی دارند  تا به واسطه آن محرک،آموزش را یاد بگیرند. آموزش از طریق فیلم آموزشی نیازمند روحیه خود جوش افراد است. به همین دلیل اگر مدت زمان فیلم آموزشی طولانی باشد این افراد کم کم انگیزه ای برای ادامه فیلم نخواهند داشت .در نتیجه،&quot;مدت زمان&quot; فیلم آموزشی متناسب باشد.خیلی از فیلم های آموزشی حاصل ضبط صفحه دسکتاپ است که در نهایت منجر به خستگی و بی انگیزگی مخاطب می شود.تحقیقات نشان داده است که ارتباطات چشمی و حرکات بدن  در یادگیری تاثیر به سزایی دارد.خوب است در فیلم های آموزشی مطالب دسته بندی شود و مخاطب با دیدن فیلم به هدف  نهایی خود برسد. فایل ویدئو آموزشی کم حجم و با کیفیت باشد.لینک ویدئو آموزشی در سایت های مرتبط و معتبر قرارداده شود تا مخاطبان به راحتی به آن دسترسی پیدا کنند.نتیجه گیریمیزان بازدهی فیلم های آموزشی با توجه به محتوای آموزشی ، ویژگی ها و شرایط مخاطب ،زمان و هزینه و... متغیر است اما در مجموع  فیلم های آموزشی تاکنون خیلی خوب مخاطبان را جذب و کمک شایانی به یادگیری کرده اند .</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 21:26:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزیت رقابتی</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-rnxqg6tk5zfg</link>
                <description> قبل از پرداختن به مزیت رقابتی بهتر است کمی درباره استراتژی صحبت کنیم .تعریف های زیادی از استراتژی ارائه شده اما یک تعریف واحد از استراتژی نداریم که جامع باشد.از دید مایکل پورتر استراتژی یعنی کاری که دیگران انجام می دهند را با منایع کمتر(کاراتر) انجام دهیم.منظور از استراتژی یک تمایز اساسی است که سود سرشار و پایدار برای کسب و کار به ارمغان آورد.همه کسب و کارها دنبال این هستند که مفاهیمی را پیاده سازی کنند ولیکن تعداد کمی از آن ها تمایزی ایجاد می کند که منجر به مزیت رقابتی گردد.مزیت رقابتی چیست؟از نظر من هر کسب و کاری به مزیت رقابتی نیازمند است. من در کسب وکار خود تمایزی دارم که باعث می شود نسبت به رقبا عملکرد بهتری داشته باشم و مشتری تنها به دلیل آن مزیت رقابتی منحصر به فرد از من خرید کند.مزیت رقابتی چه می تواند باشد؟مزیت رقابتی می تواند به سرعت توسط رقبا تقلید گردد ما باید سعی کنیم تا یه پله از رقبا بالاتر باشیم و همواره در حال کسب دانش جدید و خلاقیت در حوزه خود باشیم بر اساس نوع کسب و کار مزیت رقابتی متفاوت است و با توجه به تغییرات محیطی کسب و کار همواره باید به روز باشیم. مزیت  رقابتی می تواند در قیمت گذاری محصول (کاهش قیمت)   ارتباط با مشتری(خدمات پس از فروش متمایز نسبت به رقبا و ...) نحوه توزیع(توزیع بهینه و سریع و...)طراحی محصولترویج تکنولوژی به روز و منحصر به فرد کسب و کارچابکی سیستم و...باشد.برای بهتر متوجه شدن یک مثال عملی از ایجاد تمایز شرکت هواپیمایی ساوت وست آوردم که منجر به مزیت رقابتی این شرکت شد.شرکت هواپیمایی ساوت وست (Southwest Airlines) خدمات حمل و نقل در مسافت های کوتاه، کم هزینه و مستقیم را میان شهرهای متوسط و فرودگاه های درجه دوم شهرهای بزرگ ارائه می دهد .تمرکز خود را  روی سفرهای مقرون به صرفه کرد برای کاهش هزینه سفرهای خود از ناوگان ساده و محیط صمیمی و ساده تری نسبت به رقبا استفاده کرد و همچنین سرویس رسانی(بار اضافه،صرف میان وعده ها و...) در حین پرواز را کاهش داد.آنچه که برای خیلی از مسافران این شرکت هواپیمایی ارزش تلقی می شود این است که با هزینه کم به مقصد خود برسند خیلی از این سفرها کاری است و مسافر بار و چمدان ندارد و یا صرف میان وعده در هواپیما برایش اهمتی ندارد. همین تمایز باعث ایجاد یک مزیت رقابتی منحصر به فرد برای این شرکت هواپیمایی شد و در نتیجه آن نسبت به رقبا عملکرد بهتری دارد.و با این کاهش قیمت سفرها حتی می توان گف رقبا آن دیگر شرکت های هواپیمایی نیستند بلکه قطار و اتوبوس و... اند. مزیت رقابتی کلید موفقیت در کسب و کار است.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 11:56:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی pull و push در بازاریابی چه مفهومی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-pull-%D9%88-push-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-bcyxwln2j4kb</link>
                <description>همانگونه که می دانید روز به روز آگاهی مشتریان نسبت به محصولات و خدمات افزایش می یابد و سازمان ها برای باقی ماندن در دنیای رقابت نیازمند استراتژی اند.استراتژی pull (کشش) آگاه ساختن و جذب مشتریان به سمت محصولات و برند است به عبارتی دیگر مشتری به سمت کسب و کار(محصولات و خدمات و...)ما متمایل می شود.این استراتژی به صورت مستمر انجام می گیرد و کسب کارها در حین پیاده سازی این استراتژی همواره خود را با تغییرات به روز می کنند.روش های استراتژی pull (کشش): تبلیغات در رسانه های جمعی،مدیریت ارتباط با مشتری، تبلیغات دهان به دهان و...استراتژی push (فشار) بر خلاف استراتژی کشش در این استراتژی تمرکز بر آن است که محصولات و خدمات به سمت مشتری بیایند یعنی مشتری به محصولات و خدمات نیازمند شود و محصولات از طریق واسطه ها به مصرف کننده نهایی می رسد. این استراتژی کوتاه مدت است و بر فروش فوری تمرکز دارد.روش های استراتژی push (فشار): تبلیغات در وب سایت های مرتبط،ارائه کوپن های تخفیف به عمده فروش و خرده فروش،تماس های تلفنی تصادفی و... نتیجه گیری : اما کدام استراتژی بهتر است؟؟؟اینکه از کدام استراتژی بهره بگیریم بستگی به نوع کسب و کار،نوع محصول و خدمات ،طول عمر محصول،زمان پیاده سازی کسب و کار و... دارد بنابراین بهترین استراتژی،تلفیق هر دو استراتژی push و pull  است.در ابتدا در کسب و کار خود بهتر است از بازاریابی pull استفاده کنیم که منجر به ایجاد آگاهی در مشتری گردد. اما پس از آن بازاریابی push را به کار می گیریم یعنی مشتری بر اساس نیازی که دارد مجدد به ما سر می زند. ترکیب این دو استراتژی در کسب و کارهای موفق جواب داده است و مفید واقع شده است.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Sun, 15 Mar 2020 15:29:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برند با محصول چه تفاوتی دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@R0ya/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qzopqf9u9djm</link>
                <description>برند شامل نام و نشان و عناصر بصری ست که اطلاعاتی درمورد محصول و خدمت سازمان ارائه می دهد.محصول می تواند یک کالای فیزیکی و یا خدمت باشد که نیازی از مشتریان را برطرف می کند درحالیکه برند توسط مشتریان خریداری می شود و این مشتری ست که به آن اعتبار و ارزش می بخشد.رقبا محصول و یا خدمت  را به راحتی تقلید می کنند و مشابه آن را می سازند در حالیکه برند منحصر به فرد است و موجب تمایز محصولات سازمان با رقبا می شود.نکته ای که مهم است این است که برند یک مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد می کند.محصول محدودیت زمانی دارد در برهه ای از زمان می تواند شکوفا شود و یا می تواند سریع از رده خارج شود در حالیکه برند فاقد محدودیت زمانی ست و مدت ها در ذهن مشتری نقش می بندد و مشتری آن را به یاد می آورد.</description>
                <category>مارکتینگ با قلم رویا</category>
                <author>مارکتینگ با قلم رویا</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 10:13:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>