<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عبدالواحید احمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@R_1397</link>
        <description>اونجـایه که دیدی حرفت ارزش نداره؛ حـرفت رو عـوض نڪـن،جاتـو عوض ڪـن?️</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 20:27:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2419248/avatar/r2HOzS.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عبدالواحید احمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@R_1397</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عبدالواحید احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-tvtywtvk2pvu</link>
                <description>خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی .. . خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری . .. خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت... قلبمو شکستی كهنه فروش داد میزنه چراغ شکسته میخریم….. کفشای پاره میخریم …. اسباب کهنه میخریم ….. بی اختیار داد زد ووو : کهنه فروش قلب شکسته میخری!!؟ کاش وقتی چیزهای ارزشمند رو داریم قدر بدانیم و فردا افسوس نخوریم چقدر خوبه ادم یكی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینكه نیازش رو برطرف كنه نه به خاطر اینكه كس دیگری رو نداره نه به خاطر اینكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطراینكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره عبدالواحید احمدی </description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 21:51:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جزاب ترین عکس عبدالواحید احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-bpuez7bvykzt</link>
                <description>تنها تویی در آسمان قلبم، که مثل ستاره میدرخشی در شبهای تیره و تارمکه هر سحرگاه مثل خورشید طلوع میکنی در دل قلب عاشقم. با طلوع تو ای خورشید من ، غمی دیگر در دلم نیستاحساس آرامش میکنم وقتی که تو نورانی کرده ای سرزمین قلبم را، تنها تویی در آسمان قلبمکه مثل پرنده ای پرواز میکنی در قلبم، اوج میگیری در آسمان آبی احساسم و مرا به بالاترین نقطه ی عشق میرسانیتنها تویی در آسمان قلبم، تویی که مثل باران میباری بر کویر تشنه ی قلب عاشقم وعاشقتر میکنی مرا با طراوت قطره های مهربان اس تنها تویی در سرزمین احساسم، تویی که هر لحظه قدم برمیداری بر خاک دلماز جنس عشق میشود خاک این سرزمینی که روزگاری بود هیچ رهگذری از آن عبور نمیکردآری روزگاری بود که هیچ ستاره ای در آسمان قلبم نمیدرخشید. هیچ خورشیدی طلوع نمیکردتنهایی بود و تنهایی ، آمدی و گفتی که از جنس مایی. عشق را میشناسی ، همیشه با ما می مانیمن و قلبم نیز تو را باور کردیم. در آسمان آبی احساس جشن عشق را برپا کردیم…تنها تویی در قلب پر از احساسم، تنها تو خواهی ماند در آسمان قلبم  «R» </description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 21:36:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفتن ??????</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-zbayabha7skm</link>
                <description>دل بریدم از تو و این بار می خواهم روم  خسته ام از زندگی بسیار، می خواهم رومآمدم حالا که تا حرف دلم را گویمت باورم کن بعد این دیدار، می خواهم رومبارها دل کنده ای از من، ولی باز آمدم از پی اصرارها ناچار می خواهم رومبعد از این فیض نمی ماند میان انجمن با دل پر حسرت و خونبار می خواهم رومآن قدر دل گيرم از بی مهری های زندگی گه گاهی  بر سراغ، دار می خواهم رومروح سرگردان من آواره می شد، وای دریغ در زمستان، یا بهار، ای یار، می خواهم روم</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 05 May 2023 19:16:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبدالواحید احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-qhwpq1fgmkjh</link>
                <description>تو شاهینی قفس بشکن، به پرواز آه و مستی کن که بر آزاده‌گان داغ اسارت سخت ننگین است سرکن شعله‌ها را؛ هم نسل من به‌پا خیز، سرکن پله‌ها را دیگر بس است شکایت، بس‌کن گلایه‌ها را هر روز قتل و کشتن، اما چی بی‌تفاوت باهم شنیده میریم، آواز ناله هاراتاریخ می‌نویسد، نسلی که صاف بردند در قبر کله‌ها را هی باتو ام! باتو!!  کاری بکن کاری، آتش بزن سر کن شعله هارا؛مادر تلف؛ تاهست در اقتدار جاهل یک‌سو بزن به‌دستت، این صف آبله هارا آزاده در اسارت هرگز نگیرد آرام بشکن به پنجه‌هایت زندان و میله هاراتاروزی اگر نباشیم، آینده‌گان این خاک بر قبرمان بکارند، با مهر لاله هارا ارزش ندارد هرگز جانت به پیش ظالم شلیک کن به فرقش، دقیق گلوله هارازنده‌ باد آزادی...</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 05 May 2023 19:10:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میخواهم بغلت کنم ????</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%BA%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%85-zqsjruwqbbu0</link>
                <description>کاش میتونستم محکم بغلت کنم و
همه دردات ، غصه هات ، حال بدیات ، مشکلاتت رو
از روحت بیرون بکشم ، بریزم تو خودم 
بجای تو من درد بکشم ، بجای تو من غصه بخورم ، بجای تو من حالم بد باشه ، بجای تو من مشکلات رو به دوش بکشم
اصن همه ناراحتیات واسه من. 

سخت ترین نوع رابطه هم لانگ دیستنسه؛ نه میتونی بغلش کنی ، نه میتونی دستاشو بگیری ، حتی تو چشاشم زل نزدیا و صداشو از نزدیک نشنیدی ولی باز بدجور بند بند وجودت میخوادش و انگار از روزی که بدنیا اومدی میشناسیش ، انگاری اون تنها کسیه که تورو بهتر از خودت میشناسه ، یه ساعت چت کردن با اونو ترجیح میدی به ساعتها نشستن با بقیه ی افراد دور و برت.
خیلی سخته عاشقی ، وابستشی ، داری باهاش حرف میزنی ولی دلتنگشی انگار که سالها ازش دور بودی. هر لحظه دلت بغلشو میخواد ولی نیست ، دلت میخواد دستاشو بگیری ولی نیست ، دلت میخواد باهاش عکس بگیری ولی نیست. یه نوع نبودن در عین بودنه ، یه حالتی که جونتو میگیره.
تو نزدیکترین دورِ منی.


</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Apr 2023 06:12:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غم جدایی ???</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%BA%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-yksi6yhk1pmu</link>
                <description>چند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این قلبی را
که شکستی و رفتی بنویسم اما
تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر رویکاغذ میریخت و نمی توانستم آنچه را
که میخواهم بر روی صفحه کاغذ خیس بنویسم.
حالا دیگر یک قطره اشک نیز در چشمانم نمانده و
همان قلب شکسته ام تنها یادگار
از عشقت به جا مانده.قلبی که یک عالمه درد دارد ،
دردی که مدتهاست دامنگیرش شده است.
از آن لحظه ای که رفتی در غم عشقت سوختم و
با لحظه های تنهایی ساختم.
نمی توانستم از او که مدتها همدلم و همزبانم بود جدا شوم ، 
اما تو رفتی و تنها یک
قلب شکسته سهم من از این بازی عشق بود.
یک بازی تلخ که ای کاش آغاز نمیکردم
تا اینگونه در غم پایانش بنشینم.تو که میخواستی
روزی رهایم کنی و چشمان
بی گناهم را خیس کنی چرا با من آغاز کردی!
مگر این قلب بی طاقت و معصوم چه گناهی کرده بود!
گناهش این بود که عاشق شد و
تو را بیشتر از هر کسی ، از ته دل دوست داشت.
اینک که برای تو از بی وفایی هایت
مینویسم انگار آسمانم چشمانم دوباره ابری شده و در
قحطی اشک دوباره میخواهد ببارد!
اما من مینویسم.مینویسم که یک قلب را شکستی ،
و زندگی ام را تباه کردی.
کاش می دانستی چقدر دوستت داشتم ،
کاش می دانستی شب و روز به یادت بودم
و از غم دوری ات با چشمان خیس به خواب عاشقی می رفتم.
نمی دانی چه آرزوها و رویاهایی را با تو در دل داشتم.
می خواستم عاشقترین باشم ، برای تو بهترین باشم ،
یک رنگ بمانم و یک دل نیز از عشقت بمیرم.
آن زمان که با تو بودم کسی نام مرا صدا نمیکردم ،
همه به من میگفتند ((دیوانه)).
بله من دیوانه بودم ، یک دیوانه ساده دل.دیوانه ای که اینک تنهای تنهاست و از
غم جدایی ات روانی شده است.
این را بدان نه تو را نفرین کردم ، و نه
آرزوی خوشبختی برایت کردم.
این روزها خیلی احساس تنهایی میکنم ،
راستش را بخواهی هنوز دوستت دارم
اما دیگر دلم نمیخواهد حتی یک لحظه نیز با تو باشم.
خیلی دلم میخواهد فراموشت کنم اما نمی دانم چرا نمی توانم.
دلم برای لحظه های با تو بودن تنگ شده
و یاد آن لحظه ها قلب شکسته ام را میسوزاند.
و این بود سرنوشت من و تو! چه بگویم که
هر چه بگویم دلم بیشتر می سوزد .
هر چه نوشتم درد این قلب دیوانه من بود ،
نمیخواستم بنویسم از تو ،
اما قلبم نمیگذاشت.
بهانه میگرفت ، گریه می کرد ، میگفت بنویس تا بداند چه دردی دارم.
انگار دوباره کاغذم از قطره های اشکم خیس شده ،
دیگر قلمم بر روی کاغذ خیس نمی نویسد.
خواستم بنویسم که خیلی بی وفایی ??????❤️‍?❤️‍???
عبدالواحید احمدی   1397/11

</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 18:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبدالواحید احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-qwx80mhm9s8p</link>
                <description>با اینکه میخندم ولی غم دارم ای دوست »
در دل هـوای سوز و مــاتم دارم ای دوست 

 
بغضی نشستـه در گلویــم روز و شبهــا 
در سینــه ام آه دمــادم دارم ای دوست 

در حسرت خـوابی پــر از آرامش هستـم  
شب تا سحر بس حالِ مبهم دارم ای دوست

مـن از غریب و آشنـایـان زخـــم خوردم 
صدهــا گله از ظلم آدم دارم ای دوست

شایـد نمیـدانــی بــدان مـن پیــرِ دردم 
از غصه هایم قامتی خم دارم ای دوست 

در سینـه ام عشق تـــو را می پــرورانم 
مهر تو را عشق تو را کم دارم ای دوست

دلخستــه ام از بیــکسی سنگ صبــورم 
بی تو جهانی چون جهنم دارم ای دوست 

عبدالواحید احمدی 









قول دادم به تو... 

قـول دادم بـه تــو از غم ننویسم ای دوست
دگــر از غصه و مـاتــــم ننویسم ای دوست  

وعده دادم به تو در خلوت وتنهایی خویش
دگــــر از آه دمـــادم ننــویـسم ای دوست 

زخــم بسیـار بــه تن دارم و بـا این دلِ تنگ  
گـله از عــالــــم و آدم ننویــسم ای دوست    

چـه بگویم بــه تـــو از بــازی تقدیر چه کرد 
دگــر از بخت بـد هـردم ننویسم ای دوست 

گله ای نیست که از دلخوشی وخنده وعشق 
سهم مـن بــوده اگر کــم ننویسم ای دوست 

پـیِ آزردن مـــن گــرچه بساطِ غـــم و درد  
همه جــا بــوده فــراهم ننویسم ای دوست 

پـرم از حـرف کسی نیست مرا سنگ صبور 
وعده دادم به تو از غم ننویسم ای دوست


به کجا میروی ؟
صبرکن !… 

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !

</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 18:28:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبدالواحید احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-ywy1wp4n1i1y</link>
                <description>این روزا با هر کسی که اون طرف این خاک زندگی می‌کنه، صحبت می‌کنم ناخودآگاه به هم‌ می‌گیم نگاه دو ماه گذشت و داره کم کم می‌شه سه ماه! زمان زودتر از اونچه که روز اول اینجااومدنم، برای نگذشتن‌ش غصه می‌خوردم، می‌گذره. توی این چند ماه اون‌قدر با آدم‌های جدید آشنا شدم و وقت گذروندم که خیلی وقت‌ها زمان برای خودم و اون خلوت‌ی که همیشه برای خودم درنظر داشته‌ام، کم آوردم.</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 07:44:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبدالواحید تیک تاک</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%DA%A9-xuf8dq94tkt0</link>
                <description>عبدالواحید احمدی پسر عبدالواحید | عبدالواحید تیک تاک| پرستارعبدالوحید|عبدالواحید قهرمان |سوپرستارعبدالواحید | داکترعبدالواحید|عبدالواحید دانشمند |تصویرعبدالواحید| عکس عبدالواحید |عبدالواحید جزاب| خش تیپ عبدالواحید</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Fri, 21 Apr 2023 08:30:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جدایی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-gcb9ntbycjtk</link>
                <description>مهم نیست کجابری مهم نیست کجاباشی من همیشه به یادت هستم ومنتظرت میمونمتابرگردی ومنو درآغوشی گرمت بگیری وبگی خداحافظمطمعین باش که گریه خواهم کرد اماهرگز نخواهمگذاشت که ناله هایم رابشنوی غمگین خواهم بوداماهرگزنخواهم گذاشت که ناراحتی ام را احساس کنیبیدونی توشاد نخواهم بود اماهرگز شادی تورا خراب نخواهم کردیه روزی درد جدایی رومیفهمی یه روز ارزش باهم بودنرومتوجه میشی امید وارم هر راهی  که درپیش میگیری مؤفق باشی دعای خیر من بدرقه ی راهتعزیزم فکر میکردم که میتونیم تا ابد باهم باشیموحاضربودم که باقیمونده ی روزای عمرم رو درکناری توسپری کنم چقدر درد ناکه که این رویا هیچ وقت واقعیت پیدانمیکنه وهرکدوم باید راه خودمون رو بریمخیلی متاسیفم  قراری هزاران کیلومتر ازهم دور بشیم اماتنهاچیزی که میخوام ازمن یادت بمونه اینه کهمن فقد دوست پسرت نیستم من پسری هستم که تنهارویاش توی رویایی که به حقیقت پیوستهمواظب خودت باش میدونم که نمیتونم مانع رفتنت بشم امانمیتونم جلوی گریه ام روبگیرم البته نمیزارماشکامو ببینی چون نمیخوام که لبخندت حتی یهلحظه ازلبانت دوربشه  به امید دیدار  عشقم  Rمواظب خودت باش عشقم جونم عمرم نفسمعبدالواحید احمدی 1402/1/31</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Apr 2023 22:52:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبدالواحید احمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@R_1397/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-gnfdvz6krke7</link>
                <description>با سلام و عرض ارادت حضور شما برادران و خواهران ارجمند و گرامى! هنوز دوماهااز سال 1402 نگذشته است كه شاهد ناامنی‌هاى فراوان در تمام مناطق و ولايات افغانستان هستيم. هر روز قتل و غارت و كشتار و شهادت تعدادى از مردم مظلوم‌مان توسط جنايتكاران طالب و داعش؛ اومروز هم با خبر شديم كه يكى از بهترين خدمتگذاران اجتماع &quot; جناب آقاى اکمل امیری &quot; توسط  جنايتكاران   به شهادت رسيده است.  نمى‌دانم تا چه زمان مردم ما، مادران و پدران و فرزندان كشورمان بايد بر روى فرش و گليم عزا و غم و درد و داغ فرزندانشان بنشينند؟  تا چه زمان اين جنگهاى خانمان سوز ادامه خواهد داشت و تا چه زمانی فرياد و آه و ناله و فغان مردم ما گوش آسمان را كر خواهد نمود و كسى به داد و فريادشان نرسد؟ مردم افغانستان! زنان، مردان، جوانان، كودكان، خواهران و برادران، تاجران، معلمان، روشنفكران و روحانيان بیاییم متحد شويم! از كشور خویش، از فرزندان و آب و خاك و تماميت ارضى و شرافت و هویت و ناموس خود دفاع كنيم!  عبدالواحید احمدی</description>
                <category>عبدالواحید احمدی</category>
                <author>عبدالواحید احمدی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Apr 2023 16:17:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>