<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدرضا شیخی چمان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@RadioTahghigh</link>
        <description>استادیار اقتصاد سلامت - تحلیلگر حوزه عدالت اجتماعی - مدیر رسانه آموزشی رادیو تحقیق</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:41:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2128025/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدرضا شیخی چمان</title>
            <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اخلاق کاری در جامعه ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-n6bfwp7dqlcb</link>
                <description>احتمالا از چند سال گذشته این سبک از مکالمات به گوش همه افراد جامعه آشنا باشد: ماشینت رو نبر پیش این تعمیرکار مجبورت می‌کنه چند تا قطعه سالمو هم عوض کنی دستمزدشم خیلی بیشتر میزنه؛ گوشیتو داری میبری برای تعویض باطری نزار مغازه بمونه ممکنه قطعات اورجینالشو عوض کنن؛ این ماشین ظرفشویی بُردش معیوب شده تعمیر نمیشه باید بُردشو عوض کنی (بُرد معیوب را تعمیر کرده و برای شخص دیگری استفاده می‌کند)؛ سیستم الان قطعه برو فردا بیا؛ چند عدد روی ماشین حساب در هم ضرب می‌گردد و برای خریدار مشخص نیست که فاکتور طلافروشی بر چه مبنایی تنظیم شده است.باید پذیرفت که در کشور، از منظر جامعه شناختی و به دلایل گوناگون، اخلاق کاری در پی تضعیف کُلی مفهوم اخلاق رو به افول نهاده و شتاب گسترش این روند منفی نیز قابل توجه است. هر گروه کاری می‌تواند دلایلی را برای بی‌اخلاقی‌های شغلی خویش مطرح نماید. برای مثال در رسته‌هایی که تحت عنوان حقوق بگیری شناخته می‌شوند، عدم مطابقت حقوق و دستمزد دریافتی با نرخ تورم، در حیطه امورات فنی تحریم بودن و وارد نشدن قطعات اصل و در صنف فروشندگی بالا بودن هزینه‌های جاری به علاوه پرداخت مالیات بالا به سازمان امور مالیاتی از جمله این دلایل هستند. باید توجه داشت که فراگیر شدن این پدیده شوم می‌تواند تبعات بسیاری برای همه اعضای جامعه داشته باشد و به عنوان یک چالش جدی در مسیر رشد و توسعه همه جانبه کشور عمل کند.اخلاق یکی از سنگ بناهای اصلی تمدن در هر جامعه‌ای است. ارتقای سطح آن یک موضوع چندوجهی است که هم نهاد خانواده را در بر می‌گیرد و هم پایگاه‌های آموزشی و فرهنگی. می‌توان اصلاح ساختارمند و مرحله‌ای شاخص‌های اجتماعی-اقتصادی را نیز در این زمینه بسیار تاثیرگذار دانست. بدون مجهز بودن بیشتر افراد به خصیصه حساس اخلاق کاری، اعتماد هم دچار خدشه گشته و اعضای یک جامعه همواره با نگرانی و اضطراب در بازارهای گوناگون فعالیت می‌نمایند. یک سناریوی دیگر در این بین مشاهده می‌گردد که بر اساس آن زمانی که یک شخص وظایف سازمانی خویش را به درستی به پیش می‌برد حتی ممکن است از طرف همکاران کمتر فعال به حاشیه کشیده شده و از ادامه فعالیت‌های اثربخش خود دلسرد و ناامید شود.در مجموع، باید زنگ خطر اخلاق کاری را جدی گرفت. باید به این موضوع نیز بسیار توجه داشت که تعریف اخلاق و مصادیق مرتبط با آن، بسته به بافتار کشورها (برای نمونه اسلامی-غیراسلامی، بلوک شرق-بلوک غرب، سنتی-مدرنیسم)، می‌تواند بسیار متفاوت از هم باشد و طبیعتا کار آسانی نیست. بدین‌وسیله، نویسنده از همه کارکنانی که در شرایط فعلی همچنان به اصول اخلاقی پایبند مانده و امید را در دل مردم عزیز کشورمان ایران زنده نگه می‌دارند، صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کند و محتوای ارائه شده در این یادداشت را به ایشان تعمیم نمی‌دهد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۱۱/۲۰ - دوشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Wed, 18 Feb 2026 15:04:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر گفت و گو در جامعه ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-w35ekg9g3nbm</link>
                <description>در سایت‌ها و صفحات مجازی مختلف، به مقایسه میان دو شرکت سازنده تلفن همراه همچون شیائومی و سامسونگ پرداخته شده است. در بخش نظرات و در کمال تعجب دیده می‌شود که طرفداران ایرانی هر کدام به جای بیان نقاط قوت و ضعف هر مدل برای کمک به تصمیم گیری بهتر خریداران، با استفاده از الفاظ زننده به شخصیت یکدیگر حمله ور شده‌اند. طرفداران دو تیم مختلف ورزشی نیز بعضا همین حالت را دارند. با همین روال، در فضای برخی از خانواده‌ها، گفت و گوی اثربخش و سازنده جای خود را به توهین، تخریب و قطع ارتباط داده است. مشکل کار کجاست؟یک بخش اساسی از مهارت‌های ضروری زندگی را می‌توان در قالب مهارت‌های نرم جای داد. این مهارت که خود زیرشاخه‌های متنوعی دارد نقش مهمی در میزان موفقیت یک شخص دارد. در ادامه، هنر گفت و گو یکی از مهارت‌های نرم است که به توانایی برقراری تعامل معنادار، محترمانه و موثر با دیگران، به ویژه در شرایط اختلاف نظر، اشاره دارد. این مهارت باید در بستر خانواده، محیط جامعه و آموزش و پرورش نهادینه شود.چه در زندگی شخصی و چه در زندگی کاری، شخص با موقعیت‌های مختلفی مواجه می‌شود که نیازمند تفکر، ایجاد تعامل، گفت و گو و نهایتا حل مسئله هستند. خروجی اصلی هنر گفت و گو، شکل‌گیری تفاهمی پایدار و قابل اتکا است که مسیر تعامل و حل اختلاف را حتی در غیاب توافق کامل هموار می‌سازد. قدر مسلم نمی‌توان دو نفر را یافت که در همه زمینه‌ها سلیقه و نظر یکسانی داشته باشند، اما با مجهز بودن به هنر گفت و گو، امکان ایجاد اشتراکات بین فردی در سطح خرد فراهم شده و در سطح کلان جامعه سالم تری ایجاد می‌گردد.در کنار مزایایی که از هنر گفت و گو بیان شد، لازم است به مشخصه‌های فعلی ایران نیز اشاره نمود که باعث خدشه دار شدن هنر بیان شده می‌شوند. وضعیت اجتماعی-اقتصادی کشور از جنبه‌های متنوع -که شوربختانه در سایه غفلت سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان مربوطه ثانیه به ثانیه وخیم‌تر می‌گردد- باعث شده که آستانه تحمل عموم مردم به شدت پایین آمده و افراد با هر تکانه‌ای صبر و شکیبایی خویش را هم در محیط واقعی و هم در محیط مجازی از دست می‌دهند. از سویی، وزارت آموزش و پرورش در اکثر مدارس از نقش پرورشی که برایش تعریف شده غافل است و فقط به نقش آموزشی خود می‌پردازد (هرچند از جنبه عدالت آموزشی و از طرف صاحب نظران، به همین نقش هم ایرادات جدی وارد است). همچنین، بسیاری از گروه‌های مختلف جمعیتی به خدمات سلامت روان دسترسی ندارند و در این مسیر موانع متعدد مالی و غیرمالی برای آن‌ها وجود دارد.در مجموع، تجهیز اعضای یک جامعه به مهارت‌های نرم از جمله هنر گفت و گو، می‌تواند به‌عنوان پیشرانی موثر برای رشد و توسعه عمل کند. گفت و گو این ظرفیت را دارد که بسیاری از تعارض‌ها را به فرصت تبدیل نماید. تحقق این امر مستلزم بهره مندی از تفکر سیستمی، نگاهی جامع و همکاری بین‌بخشی است؛ رویکردی که هم‌زمان به بازتعریف نقش نهادهای متولی، بهبود شرایط معیشتی و تقویت سلامت روان توجه داشته باشد تا زمینه برای همزیستی مسالمت آمیزتر در ایران عزیزمان فراهم گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۱۰/۰۴ - پنجشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Sun, 01 Feb 2026 08:37:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویکرد سلامت در همه سیاست‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-mgrh6fm489kk</link>
                <description>سلامت مهمترین دارایی یک فرد است. محوریت رشد و توسعه فراگیر یک جامعه در گروی سلامت مردم آن است. دولت‌ها از طریق نظام سلامت (در ایران: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) تلاش نموده‌اند تا زمینه‌های دستیابی به این سرمایه ارزشمند را برای گروه‌های مختلف جمعیتی فراهم نمایند. در ادامه، سیستم‌های سلامت نیز به عنوان متولی اصلی سلامت یک جامعه (کارکرد تولیت یا همان حکمرانی)، هر یک به تناسب شرایط و نوع نگرش سیاست گذاران و تصمیم گیران عمومی آن کشور، تلاش‌های قابل توجهی در این حوزه داشته‌اند.مطابق برآوردهای تقریبی گزارش شده، از مجموع ۱۰۰ درصد سلامت یک شخص، ۷۵ تا ۸۰ درصد آن از طریق عوامل اجتماعی-اقتصادی آن جامعه تعیین شده و فقط ۲۰ تا ۲۵ درصد آن در گروی فراهم آوری خدمات سلامت است. عوامل اجتماعی-اقتصادی تعیین کننده سلامت یعنی شرایطی که مردم در آن به دنیا می‌آیند، رشد می‌کنند، کار می‌کنند و مراحل مختلف زندگی خویش را پشت سر می‌گذارند. به بیانی ساده‌تر، اگر کارکردهای نظام سلامت یک کشور را صرفا ایجاد دسترسی و بهره مندی عادلانه از خدمات بهداشتی، درمانی و بازتوانی بدانیم، تنها یک چهارم از مجموع سلامت مردم آن جامعه مهیا شده و باقی آن خارج از کنترل مستقیم نظام سلامت است؛ راه حل چیست؟در چنین شرایطی، رویکردی تحت عنوان &quot;سلامت در همه سیاست‌ها&quot; می‌تواند به منظور حفظ، بهبود و ارتقای سلامت مردم یک جامعه نقش آفرین باشد. مطابق این اصل، تدوین و اجرای سیاست‌ها در تمامی دستگاه‌های کشور نباید به زیان سلامت عمومی باشد. نظام سلامت باید به صورت نظام‌مند و از طریق سازِکارهای تنظیم‌گری، هماهنگی بین بخشی و ارزیابی پیامدهای سلامت، در فرآیندهای سیاست‌گذاری سازمان‌های دولتی و غیردولتی اثرگذار باشد و جهت‌گیری کلان سیاست‌ها را به سوی تحقق همه جانبه سلامت هدایت نماید. هرگونه فاصله گیری از این رویکرد مستلزم به‌کارگیری ابزارهای اصلاحی، نظارتی و حقوقی از سوی سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان سلامت است؛ ابزارهایی که قانون اختیار بهره‌گیری از آن‌ها را برای گروه‌های مذکور فراهم کرده است.نظام سلامت نباید به صورت منفعل پرداخت کننده نهایی هزینه ناکامی‌های سیاستی سایر بخش‌ها باشد. ضروری است که قوانین، ساختارها، فرآیندها و منابع یک کشور در قالب سیاست‌های عمومی، در خدمت بهبود شاخص‌های سلامت آن جامعه باشند. به صورت اختصاصی در شرایط فعلی که ایران با بحران‌های عمیقی همچون شکاف‌های اجتماعی-اقتصادی، مهاجرت نخبگان، تخریب محیط زیست، آلودگی کلانشهرها، ناپایداری انرژی و محدودیت‌های تجارت در سطح بین‌الملل مواجه است، هر گونه مانع در این مسیر، اوضاع را وخیم‌تر خواهد نمود.در مجموع، سلامت ماهیتی عمیقا پیچیده، راهبردی و فرابخشی دارد. شاخص‌های نامطلوب سلامت، هزینه‌های اجرایی و احتمال عدم موفقیت برنامه‌های سایر دستگاه‌ها را افزایش می‌دهد. از این رو، بهتر است متولیان و مدیران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، از نقش منفعلانه کنونی خویش خارج شده و نقش فعال‌تری در جهت‌گیری‌های سایر نهادها ایفا کنند. الگوهای متنوعی برای تحقق رویکرد گفته شده توسط پژوهشگران طراحی و ارائه شده که مورد توجه یادداشت حاضر نیستند. امید که رویکرد سلامت در همه سیاست‌ها در تمامی سطوح حکمرانی و ساختارهای تصمیم‌گیری مادر عزیزمان ایران نهادینه شود.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۹/۰۵ - چهارشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Sat, 06 Dec 2025 16:47:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی از دم قسط در جامعه ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%85-%D9%82%D8%B3%D8%B7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-nxjhbqmv5r7k</link>
                <description>تا چند سال پیش در ایران، شرایط خرید اقساطی برای کالاهای لوکس و یا گران قیمت امری متداول بود. با مرور زمان و آشفته تر شدن وضعیت اجتماعی-اقتصادی، شیوه خرید به شکل گفته شده از کالاهای گران‌بها به عادی ترین مایحتاج زندگی (به ویژه با هدف قرار دادن مستمری اندک بازنشستگان محترم) تقلیل یافته است؛ به گونه‌ای که الان کمتر محصولی در بازار کالا و خدمات کشور یافت می‌شود که نتوان آن را به شکل غیرنقدی تهیه نکرد. به زبان ساده تر، زندگی سراسر قسط به یک سبک زندگی پذیرفته شده مبدل گشته است.به عنوان یک حقیقت تلخ که دیگر بر کمتر کسی پوشیده است، در دهه گذشته قدرت خرید خانوارهای ایرانی به خصوص آن‌هایی که در دهک‌های درآمدی متوسط رو به پایین و متوسط (و حتی درصدی از متوسط رو به بالا) قرار دارند تغییرات قابل ملاحظه‌ای به نفع وخیم تر شدن داشته است. ریشه‌های بنیادی این موضوع نیز تا حدودی مشخص است؛ محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی و کاهش معنادار درآمدهای ارزی (هر دو به دلیل تحریم‌ها و فشارهای بین المللی)، سیاست‌های مالی و مدیریت اقتصادی ناکارآمد از سوی دولت (مداخلات گسترده دولت در اقتصاد، قیمت گذاری دستوری، کسری بودجه و ...)، عدم سرمایه گذاری مطلوب در اقتصاد داخلی، فاکتورهای جغرافیایی و اقلیمی (همچون کم آبی) و عدم توسعه بهینه زیرساخت‌های کشور از جنبه‌های انرژی و حتی حمل و نقل، از جمله آن‌ها هستند.بیکاری گروه‌های مختلف جمعیتی، مهاجرت وسیع سرمایه‌های انسانی (تحصیلکرده و غیر آن)، عدم تمایل به تشکیل خانواده و فرزندآوری، حرکت سریع‌تر ایران به سوی سونامی سالمندی و از همه مهمتر ناامیدی جامعه از بهبود شاخص‌ها در افق‌های پیش رو، از اساسی ترین تبعات عدم رسیدگی به متغیرهای اجتماعی-اقتصادی هستند. باید همواره به یاد داشت که در بروز برخی از تبعات مذکور، عوامل غیراقتصادی-اجتماعی نظیر تغییرات فرهنگی و مدرنتیه شدن جامعه هم دخیل هستند، اما به نظر می‌رسد که در این بین سهم آن عوامل پررنگ تر باشد.باید ضمن انجام آسیب شناسی‌های دقیق و با برنامه ریزی، صورت بندی و انجام اقدامات کارشناسی شده، ورق را به سمت رشد و توسعه همه جانبه کشور برگرداند. اقتصاد کشور که متاسفانه عمدتا تک قطبی (وابسته به درآمدهای نفتی) است را می‌توان گام به گام (به صورت تدریجی و نه به صورت انفجاری) و با بهره گیری از ظرفیت‌های بی پایان فکری جوانان و نخبگان علمی و ضمیمه نمودن تجربه مدیران شایسته، از این آشفتگی خارج کرده و به سوی پایداری و تنوع اقتصادی حرکت داد.در مجموع، ادامه روندهای جاری که نگارنده برای انتقال بهتر مفاهیم آن را زندگی از دم قسط نام نهاده است، پیامدهای ناگوارتری از آنچه در این یادداشت کوتاه بدان اشاره شد به دنبال خواهد داشت. همه نگران آینده ایران بانو هستند. هر شخص به طریقی این دلواپسی را فریاد میزند. امید که صداها توسط مدیران کشور شنیده شده و بتوان با اصلاح هدفمند زیرساخت‌ها، فرداهای روشن تری را برای کشور فراهم نمود.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۸/۰۲ – جمعه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Nov 2025 11:37:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویاسازان مجازی در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-d13wppzoazoe</link>
                <description>&quot;پارسال همین موقع گفتم. اگه یه پله خرید انجام داده بودید الان دو برابر شده بود ارزش طلاهاتون. کلیپش موجوده داخل کانال کلمه طلا رو برام کامنت کن لینکشو برات می‌فرستم&quot;. &quot;ماشین نخر تفاوت قیمت کارخونه و بازار خیلی کمه بهت گفته بودم دیگه ماشین مصرفی شده و از سرمایه گذاری دراومده. کلمه ماشین چی بخرم رو این پایین برام کامنت کن بهت میگم الان باید ماشین چی بخری که سود کنی&quot;. &quot;نشونه‌های شروع آلت سیزن دارن یکی یکی پیدا میشن. پارسال گفته بودم اگه همه چیتو بفروشی اتریوم بخری الان دو برابر همونا رو می‌خریدی. هنوزم فرصت هست فقط کافیه کلمه آلت سیزن رو برام این زیر بفرستی. این پستم برای اونی بفرست که می‌دونی لازمشه&quot;. &quot;دوره طلا دیگه گذشته. همه میرن نقره میخرن. چرا از بازار جا بمونی؟ فالوم کن که بهت بگم کِی بخری کِی بفروشی&quot;.به عنوان یک ایرانی، اگر گذرتان به شبکه‌های اجتماعی به ویژه اینستاگرام خورده باشد، ادبیاتی که در بالا مطرح گردید حتما برایتان آشناست. تعداد تحلیلگرهای سرمایه گذاری و رسیدن به ثروت در کشور از تعداد افرادی که قصد سرمایه گذاری دارند بیشتر شده است. همه به طریقی قصد دارند از شرایط نابسمان ایجاد شده (به ویژه احتمال بسته شدن هر چه بیشتر در‌های دیپلماسی) که روز به روز و حتی لحظه به لحظه تشدید می‌گردد، به نفع حساب بانکی خودشان نهایت بهره را ببرند.شخصی که تا چند سال قبل زمینه کاری‌اش تدریس بسته‌های آموزشی برای داوطلبان کنکور بود و از مسیر ایجاد استرس در دانش آموزان به درآمدهای بسیار بالایی رسیده بود، مشاهده شده که این بار از مسیر ایجاد هیجان در افراد جامعه و رویاسازی برای آن‌ها، در حال سیگنال دهی برای خرید ارزهای دیجیتال است. باید به خاطر سپرد که وضعیت فعلی سیاسی و اجتماعی-اقتصادی در جهان، تا حدود زیادی قابلیت پیش بینی مطلوب را از بازارهای مالی به خصوص بازار سهام گرفته است.موضوع اساسی دیگر این است که مبتنی بر یک قانون عامیانه علم اقتصاد، بازارهای گفته شده در بلند مدت صعودی هستند. یعنی می‌توان در روز مشخصی از هر ماه (برای مثال، روز دهم از هر ماه که مخارج آن ماه مشخص شده و باقی آن کنار گذاشته است)، مبلغ مشخصی بیت کوین خریداری نمود که به آن روش متوسط یا میانگین هزینه دلاری (DCA) گفته می‌شود. بنا بر تعبیر علمی‌تر، روش گفته شده یک سازوکار سرمایه گذاری است که در آن فرد بدون توجه به قیمت دارایی، مقدار ثابتی از پول را در فواصل زمانی منظم به خرید آن اختصاص می‌دهد. این رویکرد، شامل خرید مداوم در طول زمان است تا به کاهش تاثیر نوسانات بازار منجر گردد.در مجموع، انجام سرمایه گذاری در هر بازاری نیازمند برنامه ریزی و انجام اقدامات آگاهانه است. اشخاص باتجربه و متخصصی که در این حوزه فعالیت دارند، راه رسیدن به گنج را به سادگی برای دیگر افراد بازگو نمی‌کنند که اگر کنند، نشان از وجود احتمالی تقلب است. از طریق شبکه‌های اجتماعی و با رویای رسیدن زودهنگام به آرزوهای دور و نزدیک، نباید دست به اقدامات ناشیانه که فقط پشیمانی به دنبال دارند زد. امید که سواد مالی در جامعه ایرانی پیوسته ارتقا یافته و غنی گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۷/۰۸ – سه شنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Sun, 12 Oct 2025 09:11:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سهمیه‌های کنکور و آینده ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B3%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-xkwtkfhc6nnq</link>
                <description>سهمیه‌های کنکور و آینده ایرانصحبت از عدالت آموزشی، در شرایط فعلی و هنگامی که مدارس دولتی کشور جایگاهی در لیست نفرات برتر کنکور سراسری ندارند، همانند یک طنز تلخ است. سهمیه‌های گوناگونی در نظام آموزشی تعریف شده‌اند که هر کدام از آن‌ها تبر به ریشه عدالت می‌زنند، اما موضوع فقط به این ختم نمی‌شود که یک دانش آموز و یک دانشجوی مستعد و پرتلاش از رسیدن به آنچه که استحقاقش را دارد باز می‌ماند و شخص دیگری جایگزین وی می‌شود؛ موضوع آینده ایران بانو است.حوزه‌های مختلف تحصیلی علوم مهندسی، علوم سلامت، علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم دینی، هنر و ...، هر کدام به نحوی و بر اساس ارزش افزوده‌ای که ایجاد می‌نمایند در تعیین سرنوشت یک کشور دخیل هستند. زمانی که یک سازه مهندسی همچون پل طراحی می‌گردد، فقط اتومبیل‌ها از روی آن گذر نمی‌کنند، بلکه حیات سرنشین‌های آن در حال عبور و مرور است. هر گونه سستی در طراحی سازه، هرگونه نقصی در اجرای پروژه و هرگونه کوتاهی در نظارت بر مراحل مختلف آن، یک جنایت است. حال حساب کنید که این پل توسط مهندسانی پیاده سازی گردد که نه مبتنی بر شایسته سالاری که با بی عدالتی در این منصب قرار گرفته‌اند. یک مدیر بهداشت و درمان که توانایی اداره یک پایگاه سلامت را نداشته باشد جان انسان‌های زیادی را به خطر می‌اندازد. اگر یک حقوق دان که متخصص یکی از شاخه‌های مهم علوم انسانی است، نتواند با استناد به قانون از حقوق پایمال شده افراد بی دفاع طرفداری کند، خشم فروخورده‌ای را در جامعه ایجاد می‌نماید که شعله‌های آن دامنگیر افراد بسیاری خواهد شد.معمولا به صورت سالانه، پذیرایی در جلسات دفاع از پایان نامه و رساله توسط وزارتین (علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) ممنوع می‌گردد. به عنوان یک پژوهشگر، این مبحث که صورت بندی پذیرایی‌های تجملاتی و ارائه هدایا به اساتید راهنما، مشاور و داور که جلسه را از روند علمی خود خارج می‌کنند مورد تایید نگارنده هم نیست، اما دغدغه مدیران علمی کشور در سطح میانی و کلانِ آن، باید معطوف به معضلات بنیادی تر باشد که صحبت در خصوص یکی از آن‌ها به میان رفت. این نکته را نیز باید افزود که با وجود ایجاد ممنوعیت پیشتر اشاره شده، این پذیرایی‌ها همچنان به قوت خویش پابرجا هستند.در مجموع، به تعبیر حضرت حافظ شیرازی (بیتِ نخست از غزل شماره ۳۷۴)، &quot;بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم - فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم&quot;. سهمیه‌های در نظر گرفته شده کنونی، علاوه بر ایجاد ناامیدی و سرخوردگی هر چه بیشتر در دانش آموزان و دانشجویان، باعث می‌شود که آینده مادر عزیزمان ایران در معرض خطرات جدی‌تری قرار گیرد. باید به افراد توانمند بها داد و به آن‌ها میدان داد تا دیده شوند و به عنوان پیشران در عرصه‌های گوناگون، کشور را رو به جلو هدایت نمایند. امید که هر آنچه که مطلوب است در انتظار جامعه ایران باشد. در یادداشت حاضر به معضل فروش صندلی در دانشگاه‌های برتر پرداخته نشد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۶/۱۷ – دوشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Thu, 18 Sep 2025 13:46:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشاورزی در ایران: تله یا فرصت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%84%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-kjxldt3724yk</link>
                <description>در یک تقسیم بندی، اقتصاد یک کشور به بخش‌های مختلف کشاورزی، صنعت، خدمات، انرژی و منابع طبیعی تقسیم می‌گردد. در کشورهای مختلف سهم هر بخش متفاوت از دیگری است. در ایران، کشاورزی یکی از مهم ترین ارکان و پایه‌های اقتصاد به ویژه اقتصاد روستایی است. معیشت درصد بالایی از روستانشینان وابسته به این حیطه است، اما این بخش سال‌های زیادی است که چالش‌های متعددی را متوجه خود می‌بیند.یکی از معضلات قابل اشاره، تفاوت قیمت محصولات از زمین کشاورزی تا غرفه فروش است، به گونه‌ای که عمده سود تولیدات به دست واسطه‌هایی می‌رسد که در ادبیات روزمره به عنوان گروه دلال شناخته می‌شوند، درحالی‌که کمترین تلاش در این چرخه مربوط به آن‌ها است. تنگنای بعدی محدودیت دسترسی کشاورزان به فناوری‌های نوین، ماشین‌آلات و تجهیزات مدرن است که این امر سبب افزایش هزینه‌های تولید و کاهش بهره‌وری می‌گردد. دشواری اساسی بعدی که این روزها بیشتر هم احساس می‌شود به اقلیم کشور بازمی‌گردد. اقلیم ایران عمدتا خشک بوده و در بیشتر مناطق، میزان بارندگی کم و مقدار تبخیر بالاست که منجر به ایجاد شرایط خشک و بیابانی می‌شود. موضوع بعدی به سیاست‌های حمایتی ناکارآمد مربوط می‌شود، به نحوی که فقدان طرح‌های حمایتی کافی از کشاورزان، باعث کاهش سرمایه گذاری در این بخش و به‌تبع آن عدم رشد و توسعه پایدار کشاورزی شده است.بنا بر یکی از آمارهای منتشر شده، جمعیت حاشیه نشین فعلی ایران فراتر از ۱۹ میلیون نفر است. تداوم مسائل فوق الذکر منجر به عمق بخشی به بی عدالتی اجتماعی، ناامیدی هر چه بیشتر جامعه روستانشین و مهاجرت سریع‌تر از روستاها به شهرهای کشور برای دستیابی به سطح درآمد و رفاه بالاتر، و در عین حال افزوده شدن به حاشیه نشینی و شیوع مشاغل کاذب در شهرها خواهد شد. همچنین، منابع آبی کشور با سرعت هر چه بیشتری رو به اتمام خواهد رفت و دریاچه‌های بیشتری به سرنوشت دریاچه ارومیه یا همان کویر ارومیه گرفتار خواهند آمد.در مجموع، زیرساخت‌های روستایی و کشاورزی کشور ضمن آسیب شناسی دقیق نیاز به اصلاحات گسترده و تدریجی دارند؛ در غیر این صورت، هزینه-منفعت این بخش برای اقتصاد ایران محل ابهام جدی خواهد بود. توسعه آموزش و ترویج استفاده از فناوری‌های مدرن کشاورزی در میان افراد شاغل در این بخش، تعریف بازارهای شفاف و منسجم برای محصولات کشاورزی، حذف واسطه گری، مدیریت زنجیره تامین محصولات کشاورزی، مدیریت صحیح منابع آب از طریق توسعه سیستم‌های آبیاری نوین، حمایت از سرمایه گذاری غیردولتی در بخش کشاورزی و نیز پشتیبانی همه جانبه دولت از کشاورزان می‌توانند به عنوان راهکارهای کلیدی قابل بهره برداری مطرح گردند. علاوه بر چالش‌ها و راهکارهای گفته شده، موارد دیگری نیز در این بین قابل بیان هستند. تنها با تعهد و همراهی تمامی ذی نفعان می‌توان به آینده‌ای روشن برای کشاورزی ایران دست یافت.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۵/۰۶ – دوشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 16:27:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوان‌گرایی در تیم ملی والیبال ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-nsspklwbcp6u</link>
                <description>در ورزش‌های فردی و گروهی، موفقیت به عوامل بسیاری بستگی دارد. یک ورزشکار حرفه‌ای، باید برنامه تغذیه، استراحت و تمرین‌هایش را با نظم و استمرار به پیش ببرد، اردوهای آمادگی مناسبی برای وی تدارک دیده شود و از منظر ذهنی-روانشناختی آمادگی کافی برای حضور در رویدادهای ملی و فراملی داشته باشد. هر کدام از این اجزا که آسیب ببینند، زنجیره کامیابی فرد آسیب جدی می‌بیند.علاوه بر مولفه‌های گفته شده، کسب موفقیت نیازمند یک بُعد بیرونی است که می‌توان آن را تیم هدایت یا تیم مربیگری نامید. یک سرمربی کاربلد، به تیم تحت هدایتش اشراف کاملی دارد و تمام سعی خود را می‌کند تا بتواند ورزشکار را به مقام مطلوبی برساند. پس از آن نسلی که به نسل طلایی معروف است (با سرمربیگری خولیو ولاسکوی آرژانتینی و بازیکنانی همچون سعید معروف)، اتفاق بسیار میمونی که در عصر جدید برای تیم ملی والیبال مردان ایران تحت هدایت روبرتو پیاتزای ایتالیایی اتفاق افتاد، به انضمام نتایج قابل قبولی که این تیم پوست انداخته در دو هفته اول لیگ ملت‌های ۲۰۲۵ کسب کرد، نوید روزهای روشنی برای این ورزش محبوب کشور است.از زمان قبول سرمربیگری، آقای روبرتو پیاتزا با همکاری کادر فنی ایرانی مطابق یک برنامه دقیق و حساب شده نسبت به آسیب شناسی تخصصی تیم و تشخیص نقاط ضعف و قوت آن اقدام کرد و با اعتماد و فرصت دادن به جوانان کمتر شناخته شده، لحظه به لحظه سطح هماهنگی تیم را بالا آورد و توانست که اعتماد به نفس را به تک تک اعضای تیم تزریق نماید. تصمیماتی که وی در طول چند بازی و در لحظات سرنوشت ساز گرفت و ورق را به سمت تیم برگرداند، خود گواه بر مطالب فوق الذکر است.در نقطه مقابل، تیم ملی فوتبال ایران با وجود صعود زود هنگام به جام جهانی ۲۰۲۶، از حضور ثابت چهره‌هایی بهره می‌برد که برای نسل گذشته کشور خاطره سازی کرده‌اند، برای نسل کنونی نام آشنا بوده و احتمالا برای نسل بعدی نیز افتخارآفرینی خواهند کرد؛ در همین حین، جوانان تاکتیک پذیری که تشنه یادگیری و نشان دادن توانمندی‌های خود هستند به گوشه نیمکت دوخته شده و فرصتی برای عرض اندام نداشته‌اند. ادامه این روند، یک زنگ خطر جدی برای پرطرفدارترین ورزش جهان و ایران است.در مجموع، درصد احتمال پیروزی یک ورزشکار، پیش از آن که حتی شخص در زمین بازی حضور یابد، قابل پیش بینی است. تیم مربیگری یک شاخص بسیار تعیین کننده است. امید که همانند آنچه که برای تیم ملی والیبال مادر عزیزمان ایران که اتفاقا ریاست فدراسیون آن هم بر عهده یک چهره جوان، برنامه محور و دارای ذهنی روشن (مهندس سید میلاد تقوی) است، برای سایر ورزش‌ها هم اتفاق بیفتد. تیم‌های مربیگری کاملا ایرانی نیز در سال‌های اخیر توانسته‌اند دستاورد‌های بسیاری در میادین فراملی کسب نمایند، لذا این یادداشت در پی تایید سرمربیان خارجی و یا زیر سوال بردن همتایان ایرانی آن‌ها نیست، بلکه هدف اصلی آن ضرورت تغییر رویکرد به جوان‌گرایی و پشتوانه سازی در عرصه ورزش کشور است.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۴/۱۱ – چهارشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jul 2025 13:05:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنترل مصرف دخانیات در ایران: از شعار تا عمل</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-eghyu2lhsfld</link>
                <description>دانش آموزان روبروی مدرسه محل تحصیل و آشکارا، اعتماد نفس خویش را با پُک‌های سنگین و حرفه‌ای به نمایش می‌گذارند. همین روند روبروی دانشگاه‌ها هم مشاهده شد، فقط با این تفاوت که نسبت به گروه قبلی شیوع بیشتری به خود می‌دید. سانس زمین چمن مصنوعی که تمام شد، ورزشکاران نوجوان، جوان و میانسال پس از ۹۰ دقیقه تلاش بی وقفه در زمین بازی، خود و حاشیه زمین را غرق در دود غلیظ کرده و به افرادی که سیگار به دست نداشتند هم تعارف نمودند. روبروی تئاتر و سینما، داخل کافی شاپ‌ها و مراسم‌های دیگر همین موضوع جلب توجه می‌کند. همزمان، اخبار اعلام می‌کند که رکورد تولید روزانه شرکت دخانیات ایران شکسته شد.شوربختانه، شیوع مصرف دخانیات در کشور ایران در قالب سیگار سنتی، سیگار الکترونیکی و قلیان روز به روز رو به افزایش بوده و همانند گذشته فقط محدود به مردان میانسال و سالمند نیست. منطبق بر مطالعات علمی، دلیل این پدیده را می‌توان در چند دسته تفریح و سرگرمی، بازاریابی هدفمند شرکت‌های دخانیات، نفوذ رسانه‌ها و فضای مجازی در سبک زندگی عموم مردم، پیروی از افراد مشهور (سلبریتی‌ و سلبریتی نماها)، فشار گروه‌های هم سن و سال، مجهز نبودن به مهارت‌های زندگی، کمبود اعتماد به نفس و سایر عوامل اجتماعی-اقتصادی، روانشناختی، خانوادگی و فرهنگی دانست.از جنبه سیاست‌گذاری، مدیریت و اقتصاد نظام سلامت، گستردگی هر چه بیشتر این پدیده نامبارک، روز به روز بر تعداد بیماران خواهد افزود، پویایی و نشاط از جامعه سلب خواهد شد و جای خود را به اعتماد به نفس کاذب، توسعه آسیب‌های اجتماعی، گسترش بیماری‌های مزمن و مرگ‌ومیر و دیگر تبعات اساسی خواهد داد. در خصوص دود دست دوم سیگار باید اعلام داشت که ۲۵۰ ماده شیمیایی مضر در دود دست دوم سیگار تشخیص داده شده، که حداقل ۵۰ مورد آن سرطان‌زا است. نقش دود دست سوم- یعنی دود باقی مانده بر سطوح مختلف پس از دود اولیه و ثانویه- هم در این میان قابل توجه است.کنترل مصرف دخانیات در کشور، نیازمند عزم جدی متولیان مربوطه است. این مقابله فقط در چارچوب مرزهای سیستم سلامت قرار نداشته، و در سطحی فراتر باید با تولیت همین سیستم، سازمان‌های مختلف با همدیگر همکاری نزدیکی داشته و نقشه راه منسجمی را در ابتدا طراحی، و سپس گام به گام پیاده سازی نمایند. در ادامه، سازوکارهای مقابله باید زیرساخت‌های جامعه را در چند سطح مورد هدف قرار دهد، از اکتفا به قانون‌گذاری‌ها و تدوین سندهای متنوع (همچون قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات) پرهیز گردد، رویکرد اصلاحات تدریجی و نه انفجاری باشد، به هزینه-منفعت منابع اختصاص یافته شدیدا توجه شده و از همه امکانات موجود به انضمام تجربیات موفق سایر کشورها به درستی بهره برداری گردد. از طرفی، توصیه این است که افزایش مالیات بر سیگار و دخانیات در دستور کار کشورداران قرار گیرد.در مجموع، بی تفاوت سازی مصرف دخانیات یک زنگ خطر جدی برای زمان حال و آینده یک جامعه است. مهار این مقوله و ترویج سبک زندگی سالم، فراتر از اقدامات مقطعی، به اراده ملی و اتخاذ راهبرد‌های منسجم و آگاه از شواهد در عرصه حکمرانی وابسته است. امید و امید که همواره چشم اندازها و افق‌های روشنی در انتظار مادر عزیزمان ایران باشد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۳/۱۱ – یکشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jun 2025 19:50:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همایش در ایران: علمی یا پولی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C-c3bmt7cjh3hs</link>
                <description>همایش، کنفرانس، سمینار و سمپوزیوم‌های زیادی به شکل روزانه در سراسر جهان  برگزار می‌شود. در ایران دانشگاه‌های مختلفی هر کدام جداگانه و یا با  همکاری یکدیگر در این زمینه فعال هستند. اصلی ترین کلید واژه هر همایش که  آن را جدا از مقالات مبتنی بر نشریات و مجلات می‌کند، بحث نوآوری است. هر  همایش معمولا برای خود چند محور اصلی و یک یا دو محور ویژه تعریف می‌نماید.  برای مثال، در دو سال اخیر موضوع هوش مصنوعی محور ویژه همایش‌های بسیاری  بوده است.همایش‌ها گاها حامی مالی (اسپانسر) هم جذب کرده و با  برخورداری از منابع مالی بیشتر، کیفیت جلسات را بیش از پیش ارتقا می‌بخشند.  همچنین با دعوت از مدرسان شناخته شده و صاحب سبک در آن زمینه خاص،  کارگاه‌های جانبی در طول برنامه تشکیل می‌گردد. فرصتی هم برای افراد پیش  می‌آید که با دوستان قدیمی خویش تجدید دیدار نمایند. اخیرا وجود یک وجه  اشتراک میان همایش‌ها توجه عموم پژوهشگران را به خود جلب کرده و آن  هزینه‌های متنوع شرکت در همایش است.یک محقق پس از مطالعه  دستورالعمل نحوه تنظیم مقاله، فعالیت علمی خود را جهت بررسی از طریق  کانال‌های ارتباطی معین برای دبیرخانه همایش روانه می‌کند؛ این مقاله سه  حالت (رد، پذیرش به صورت پوستر، پذیرش به صورت سخنرانی) به خود گرفته و گام  بعدی آغاز می‌گردد. در گام جدید، محقق باید مبلغی را برای حضور در همایش  (صدور کارت ورود)، مبلغی را برای ارائه مقاله پذیرفته شده خود، مبلغی را  برای پذیرایی ناهار، مبلغی را برای شرکت در کارگاه‌های جانبی (در صورت  تمایل به حضور) و مبلغی را به عنوان شرکت کننده آزاد برای صدور گواهی (شرکت  بدون داشتن مقاله) به دبیرخانه پرداخت می‌کند. هزینه‌های رفت و آمد از  شهرهای مختلف به شهر محل برگزاری همایش را نیز باید به این چرخه طولانی  افزود.طبیعتا، هدف از هر گردهمایی علمی هر چه که باشد، ایجاد درآمد  برای دانشگاه‌های کشور نیست. وجود این مسئله و گسترده‌تر شدن ابعاد آن  می‌تواند موجب دلسردی پژوهشندگان، انصراف آن‌ها از شرکت اولیه در همایش و  در ادامه محرومیت آن‌ها از مباحث روز دانشی گردد. در این شرایط، افرادی که  ظرفیت مالی بیشتری دارند رزومه غنی‌تری برای خود ایجاد خواهند کرد. در حالی  که حضور در همایش‌های خارجی برای اغلب افراد ناممکن شده است، بسیاری از  مراکز دانشگاهی -به بهانه و یا به دلیل کمبود بودجه- عملا حمایت مالی به  خصوصی از محققان خویش حتی جهت شرکت در مجامع علمی داخلی به عمل نمی‌آورند.در  مجموع، طراحی و استقرار یک سازوکار نظارتی قوی بر همایش‌هایی که مراکز  علمی قصد برنامه ریزی برای آن‌ها را دارند توسط وزارت علوم، تحقیقات و  فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاه‌های ذیربط الزامی  است. از منظر کمیت، ممکن است بسیاری از این نشست‌ها هزینه-منفعت اجتماعی  نداشته باشند و همان منابع را بتوان در راستای تقویت دیگر زیرساخت‌های کشور  به کار برد. از منظر کیفیت، اسپانسرینگ بخش غیردولتی از سازمان‌های دولتی  می‌تواند گزینه جذابی برای مدیران و متولیان همایش‌ها باشد تا بتوانند  میزان وابستگی مالی خود به شرکت کنندگان را کمتر نمایند. امید که  برنامه‌های علمی کشور عزیزمان، رویکرد هدفمندتری به خود گیرند. توصیه  می‌شود که به منظور درک بهتر یادداشت حاضر، وضعیت اقتصادی فعلی ایران را از  نظر گذراند.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۲/۱۳– شنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Mon, 19 May 2025 09:19:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد ایران: سیستم بسته در مقابل سیستم باز</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-gy7mbk6p23nt</link>
                <description>اقتصاد برای پاسخ به این سوال بنیادی ایجاد شده و به مرور تکامل یافته که منابع محدود جامعه با چه سازوکاری در اختیار نیازهای نامحدود همان جامعه قرار گیرند. همانند سایر علوم، اقتصاد نیز از قوانین  مشخصی پیروی می‌کند. همگام ساختن ساختار اقتصاد یک کشور با این قوانین می‌تواند آثار مثبت قابل توجهی داشته باشد و هر گونه تخطی از آن‌ها جامعه را به بیراهه می‌کشد.در  این روزها، موضوع مذاکره کشور عزیزمان ایران با گروه‌های اروپایی-آمریکایی بیش از همیشه مطرح است و مخالفان و مدافعان بسیاری دارد. جبهه مخالفان، بر لزوم توجه به عزت ملی و عدم پایبندی به تعهدات طرف مذاکره تاکید دارند. جبهه مدافعان، بهبود معیشت مردم (به ویژه قشر ضعیف و قشر متوسط) را، که در حال حاضر در سخت ترین وضعیت ممکن قرار دارد و متاسفانه هر لحظه بر شدت سختی  آن افزوده می‌شود، اولویت اصلی دولت چهاردهم معرفی می‌نمایند.آنچه  که مسلم است، اقتصاد ایران باید از انزوای فعلی خارج شده و نسبت به اصلاح  وسیع زیرساخت‌ها و تجهیزات تولیدی-صنعتی اقدام گردد؛ در غیر این صورت، حلقه  اقتصاد کشور به صورت مداوم بسته‌تر می‌شود، دولت (به عنوان بازیگر اصلی  اقتصاد ایران) که عمده درآمدهایش وابسته به نفت است امکان فروش این کالا را  نخواهد داشت، اداره کشور دچار چالش‌های عمیق‌تری می‌گردد، پروژه‌های  عمرانی از قبل تعریف شده در سازمان‌های مختلف بلاتکلیف می‌مانند، پروژه جدیدی نمی‌تواند افزوده شود، ارزآوری کشور کاهش می‌یابد، به ناچار سیاست تورم زای چاپ پول توسط بانک مرکزی اتخاذ می‌گردد، دولت مجبور می‌شود ردیف‌های مالیاتی جدید برای اصناف تعریف نماید، فعالان اقتصادی سرمایه‌های  خود را از چرخه اقتصاد سالم خارج می‌کنند، واحدهای تولیدی به تعطیلی کشانده می‌شوند، بیکاری افزایش می‌یابد، به جمعیت تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی افزوده می‌شود (درحالی‌که اعتباری هم برای پرداخت در اختیار این موسسات نخواهد بود)، سرعت خروج نخبگان از کشور سرعت بیشتری می‌گیرد و موج بی‌اعتمادی و ناامیدی با قدرت بیشتری روستاها و شهرها را درمی‌نوردد. همچنین حتی اگر صادراتی (غیر نفتی، نفتی) هم با مشقت فراوان از سوی بنگاه‌های تولیدی و یا دولت صورت گیرد، امکان دریافت پول آن به سادگی مسیر نخواهد بود. سیستم اقتصاد باز و توسعه تجارت آزاد با کشورهای جهان، در نقطه مقابل هر آنچه که گفته شد قرار می‌گیرد.در مجموع، بهتر است با تعریف یک شاخص مدیریتی، افرادی که در بدنه دولت قرار دارند را در قبال تصمیماتی که اتخاذ می‌کنند پاسخگو کرد، به گونه‌ای که هزینه اقدامات خود را تمام و کمال به مردم بپردازند. با توجه به نامگذاری انجام شده برای سال ۱۴۰۴ تحت عنوان سرمایه گذاری برای تولید، ضروری است که با همه توان از بازار سرمایه حمایت کرد. در ادامه و با در نظر گیری منافع ملی، به رفع تحریم‌ها و کنار زدن موانع تجارت بین الملل پرداخت. پیشنهاد می‌شود که برای درک بهتر مطالب بیان شده، یادداشت «داستان سرمایه گذاری در  ایران» مجددا مطالعه گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۴/۰۱/۰۲ – شنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 19:35:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیرساخت‌های عدالت دوست در سلامت</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-nsslkrli3neg</link>
                <description>عدالت در سلامت به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی عدالت اجتماعی، خود از سه حیطه شامل عدالت در بهره مندی از خدمات سلامت، عدالت در تامین مالی سلامت و عدالت در وضعیت سلامت تشکیل شده است. نظام‌های سلامت در سراسر جهان طرح‌هایی را برای ارتقای وضعیت این ابعاد طراحی و پیاده سازی می‌کنند.با جستجوی مقالات معتبر دهه گذشته در پایگاه‌های اطلاعاتی مبتنی بر کلیدواژه‌های عدالت در سلامت می‌توان به وضوح مشاهده کرد که بیشتر اسناد مربوط به کشورهای قرار گرفته در قاره‌های آفریقا و آسیا بوده و کشورهای اروپایی چالش عمده‌ای در این حوزه ندارند. در ارتباط با کشورهای قاره آمریکا (به جز کانادا و ایالات متحده) نمی‌توان اظهار عقیده دقیقی داشت، زیرا با اینکه جزو کشورهای در حال توسعه و با درآمد کم و درآمد متوسط (متوسط رو به پایین، متوسط رو به بالا) هستند اما احتمالا پژوهشگران و به تبع آن مقالات کمتری داشته و وضعیت دقیق آن‌ها مشخص نیست.عمده کشورهای آفریقایی-آسیایی در زمینه فوق الذکر از وضعیت نامطلوب و شکننده‌ای رنج می‌برند. راهبردهای عدالت گستر در این مناطق مقطعی و دارای تاثیرات کوتاه مدت هستند. ریشه این موضوع را بیشتر می‌توان در ضعف زیرساخت‌های اساسی این کشورها جستجو کرد. در ادامه و برای شفاف تر شدن موضوع مثالی از عدالت در تامین مالی سلامت- که تخصص مطالعاتی-پژوهشی نگارنده همین حیطه است- بیان می‌گردد.چرخه عدالت در تامین مالی سلامت پویا بوده و سه حلقه جمع‌آوری منابع، انباشت منابع و خرید خدمات دارد. با در نظر گیری حلقه اول و محاسبه نشانگرها و شاخص‌های شناخته شده‌ای همچون هزینه‌های کمرشکن سلامت و هزینه‌های فقرزای سلامت، اطلاعات ارزشمندی از روندهای جاری در اختیار سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان سلامت قرار می‌گیرد. مبتنی بر فرمول ریاضی و به بیانی ساده، هزینه‌های کمرشکن سلامت میدان تقابل دو مولفه پرداخت‌های مستقیم از جیب برای خدمات سلامت در صورت کسر، و ظرفیت پرداخت خانوارها (می‌توان آن را معادل اندازه سفره خانوارها قلمداد نمود) در مخرج کسر است. با اینکه در کشوری همچون ایران هر دوی این مولفه‌ها در سال‌های اخیر از نظر اسمی رشد یافته‌اند، اما روند صعودی میزان مواجهه با هزینه‌های کمرشکن سلامت بیانگر این واقعیت است که صورت کسر قدرتمند از مخرج آن بوده است.متاسفانه اقتصاد مادر عزیزمان ایران بنا بر دلایل مختلف و متنوع داخلی (از جمله بی‌انضباطی مالی دولت) و خارجی (از جمله اعمال تحریم‌های بین‌المللی)، در حال تجربه شرایط بسیار سخت و وقوع نابسمانی‌های گسترده است. تاثیر این آشفتگی‌ها به وضوح در بخش سلامت قابل مشاهده است. به همین دلیل در همه کشورها آن دسته از اقدامات متولیان سلامت که رنگ و بوی عدالت دارند، مادامی که زیرساخت‌های جامعه به صورت نظام‌مند، تدریجی و با اختصاص منابع کافی اصلاح نگردند، آن‌گونه که مطلوب است راه به جایی نخواهند برد.در مجموع، تحقق عدالت در سلامت، پوشش همگانی سلامت و همچنین اهداف توسعه پایدار، عمدتا در گروی بهبود و توسعه زیرساخت‌های بنیادی کشورها (سیاسی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی، انرژی، عمرانی، حمل و نقل، دیجیتال، فرهنگی، محیطی و ...) است؛ قدر مسلم در این گذرگاه، مواردی نیز مربوط به زیرساخت‌ها و عملکرد بهینه خود سیستم سلامت هستند که توصیه می‌شود با ایجاد رویکردهای شایسته سالاری در انتخاب مدیران، بهداشت محوری در مقابل درمان محوری، مدیریت تعارض منافع، تقویت بیمه‌های سلامت پایه، توجه به هوش مصنوعی و هوشمندسازی فرآیندهای سلامت و بسیاری موارد ضروری دیگر عمیقا اصلاح گردند.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۱۲/۱۰ – جمعه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Sat, 08 Mar 2025 08:56:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیوع ویروس &quot;همه رفتنی هستند&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%B9-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-ibifrk1zcilz</link>
                <description>معمولا برای هر فرد ایرانی پیش آمده که در شبکه‌های اجتماعی عضو گروه‌های خانوادگی باشد. محتواهایی که در این گروه‌ها ارسال می‌شوند از صبح بخیر شروع، و بیشتر به کلیپ‌های مثبت اندیشی و گاها هم انتشار عکس و فیلم مراسمات مختلف اختصاص می‌یابد. حقیقتا در شرایط فعلی کشور حفظ سلامت آن هم از نوع بهداشت روان برای عده زیادی بسیار سخت و حتی ناممکن شده است. این مثبت اندیشی‌ها می‌توانند به حفظ تاب آوری روانی کمک نمایند، اما آنچه که می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد ویروسی در قالب این تفکر است که نگارنده نام آن را &quot;همه رفتنی هستند&quot; گذاشته است.این ویروس، تصاویر افراد یک شهر که در حال گذر از یک خیابان پر تردد (نظیر اطراف میدان انقلاب تهران) را نشان داده و یک پی نوشت با این مضمون به آن اضافه می‌نماید که این افراد را می‌بینید، همه قبل از خواب شبانه هزار حالت از نگرانی و تشویش را تجربه می‌کردند، اما امروز نه اثری از خودشان است و نه دلواپسی‌هایشان. به عبارتی، این دست از محتواها به مخاطب القا می‌کنند که چون در نهایت همه از این دنیای فانی رفتنی هستند باید رها بود و دغدغه‌ای نداشت. البته سازندگان این کلیپ‌ها شاید از ابتدا این قصد را نداشتند، اما احتمال دارد که ناخواسته در حال انتشار یک ویروس باشند.اینکه این دنیا محل گذر است و نباید عمیقا به آن دل بست مورد توافق همگان است، اما در عین حال نباید از زیبایی‌ها و لذت‌های بی‌شمار آن غافل شد. عدالت اجتماعی این حقیقت را همواره هدف قرار می‌دهد که همه انسان‌ها بدون توجه به ویژگی‌های ظاهری و اجتماعی-اقتصادی حق دارند که زندگی کنند و از لحظه لحظه آن سرشار از لذت گردند؛ زیرساخت‌های یک جامعه را باید بر مبنای همین اصل ایجاد کرد و توسعه داد. تسهیلات و امکانات نباید فقط در اختیار عده‌ای مشخص باشد و سایر افراد به بهانه ناپایداری عالم از دسترسی به آن‌ها محروم گردند.در مجموع، قریب به یقین هدف اولین سازنده گمنام این نوع محتواها تزریق آرامش خاطر به مردم بوده است. شاید فکرش را هم نمی‌کرد که این کارش روزی توسط یک نویسنده کم ذوق دستمایه نگارش یک یادداشت قرار گیرد. مادر عزیزمان ایران امروزه بیشتر از همیشه نیازمند ترسیم چشم اندازهای روشن است. انگیزه‌ها باید زنده بمانند. مطالبه گری باید ترویج پیدا کند. همه و همه باید فرصت سپری کردن یک زندگی شاد و بودن در رفاه نسبی را داشته باشند. توصیه می‌شود که اصلاحات مورد نیاز در این مسیر به صورت تدریجی صورت گرفته، و از حرکات انفجاری که نتیجه‌ای جز اتلاف منابع یک کشور ندارند به شدت اجتناب گردد. امید و امید که همه موارد گفته شده به بهترین نحو ممکن محقق شوند.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۱۱/۰۱ – دوشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2025 07:40:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان سرمایه گذاری در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-w7pqyewjnjyy</link>
                <description>به هنگام نشستن پای  صحبت مدیران و مسئولان محترم کشوری به خصوص استان‌ها، کلیدواژه‌های مشترکی  یافت می‌شود از لزوم توجه به زیرساخت‌ها تا بهبود حمل و نقل عمومی و ایجاد  اشتغال. مشخص هم نیست مخاطب این حرف‌ها چه کسی است. چه معلوم شاید مردم کم  کاری کرده‌اند! یکی از کلیدواژه‌های پرتکرار مدیران ما حداقل در چند سال  اخیر بحث سرمایه گذاری بوده است.هر شخصی که در سطح استان و شهر به  مقامی می‌رسد از ظرفیت‌ها و جاذبه‌های آن منطقه سخن می‌گوید که هر کدام  می‌توانند سیلی از سرمایه گذاران را به آن سمت روانه کنند. اما چیزی که در  عمل اتفاق می‌افتد بر خلاف این موضوع است. متاسفانه سال‌هاست که روند  سرمایه گذاری خارجی و سرمایه گذاری بخش غیردولتی در کشور وضعیت وخیمی داشته  و شخص سرمایه گذار رغبتی برای این موضوع ندارد. آیا باید به آن شخص حق  بدهیم یا او را شماتت کنیم؟ با بررسی وضعیت فعلی کشور از چند جهت پاسخ این سوال مشخص می‌شود.سرمایه گذار برای انجام سرمایه گذاری چند مانع ذهنی و  اجرایی دارد؛ اولین و مهمترین مانع از نوع ذهنی است که فرد بازارهای موازی  را به لحاظ میزان کسب بازدهی مالی باهم مقایسه می‌کند. در جامعه‌ای که نرخ  ارزهای بین المللی (دلار و یورو) به شکل روزانه‌ و بعضا ساعتی دستخوش  تغییر می‌گردد و می‌توان به راحتی و بدون ریسک مالی سفته بازی کرد سرمایه  گذاری چرا. در شرایطی که می‌توان خودرو خرید و پس از مدت کوتاهی آن را با  قیمت بالاتری به مصرف کننده واقعی فروخت سرمایه گذاری چرا. پس از گذر از  مانع ذهنی، نوبت به اخذ مجوزهای لازم که باید آن را هفت خوان رستم نامید  می‌رسد. شخص سرمایه گذار که تصمیم می‌گیرد سرمایه خود را علاوه بر کسب  منافع فردی در مسیر منافع جمعی قرار دهد در ابتدا باید برای خود یک جفت کفش  آهنی تهیه کند. در دوره‌های مختلف حکمرانی در کشور بر اهمیت رفع موانع  سرمایه گذاری تاکید شده و اقداماتی هم صورت گرفته، اما خروجی نهایی هیچگاه  برای فرد سرمایه گذار اقناع کننده نبوده است. مانع اجرایی بعدی صادرات  کالاهای تولیدی پس از رفع نیاز داخلی است. در موقعیتی که به دلیل ضعف در  ارتباطات و تجارت بین الملل امکان صادرات به سادگی فراهم نباشد، سرمایه  گذار با چه انگیزه‌ای در این مسیر قدم بگذارد. مانع اجرایی سوم به امنیت  سرمایه گذاری برمی‌گردد. جدا از سرمایه گذار داخلی که خود در بطن اتفاقات  است، سرمایه گذار خارجی به لطف شبکه اینترنت به راحتی و با یک کلیک  می‌تواند امنیت سرمایه خود را پیش‌بینی کند. به قول جناب مهران مدیری، پول  برق را باید بدهیم پول گاز جدا و دیگر هیچ.در مجموع، علاوه بر موانع  گفته شده، موانع دیگری هم بر سر راه سرمایه گذاری در کشور قرار دارد. برای  برون رفت از مشکلات عدیده فردی که هر لحظه سفره‌های اکثر مردم را کوچکتر و  زندگی را برایشان سخت‌تر می‌کند، همه باید دست به دست هم بدهند؛ سیاست‌گذار  با تدبیرش، مدیر با عملش، کارگر با تلاشش، پژوهشگر با تحقیقش و البته  نویسنده با قلمش.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۱۰/۱۱ – سه شنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jan 2025 16:53:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طلسم جادوگر جاروسوار</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B7%D9%84%D8%B3%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-suolkzh8jnjy</link>
                <description>لحظات انتهایی روز بود. مردم در روستاها و شهرها آرام آرام و دسته دسته در حال بازگشت به خانه‌های خود بودند. کشاورز روستایی، دامدار عشایر و کارمند شهری هر سه خوشحال بودند و شوق رسیدن به خانه آرام خود را داشتند. هوا تاریک شد، شب بود، آرام بود، تاریک بود و سکوت مطلق. بوی غذای لذیذ کدبانوی خانه اهالی منزل را تا زمان پهن شدن سفره بی‌قرار کرده بود. بچه‌ها تکالیف مدرسه‌شان را انجام داده بودند و خود را صاحب جهان هستی می‌دانستند. خانم روستایی یک کاسه آش محلی برای همسایه فرستاد و همسایه هم با سبزی تازه جواب این مهربانی را داد. عده‌ای مهمان بودند. صدای بگوبخندها کوچه را پر کرده بود.پس از شب نشینی‌ها، کم کم وقت خواب فرا رسید. هوا تاریک بود، شب بود، آرام بود. همه اهالی روستاها و شهرها به خواب رفتند. خواب عمیقی آن‌ها را در بر گرفت. کسی قدرت باز کردن چشمش را نداشت؛ گویی در چای آخر شب، یک محلول خواب آور قوی ریخته شده بود. دختربچه‌ها عروسک به بغل، و پسر بچه‌ها ماشین به بغل بودند. همه در خواب بودند. شب بود و آرام. ناگهان سروکله جادوگر جاروسوار درست در عمیق ترین نقطه از شب پیدا شد. جادوگر پیر روستا به روستا و شهر به شهر را سوار بر جاروی خود پیمود. در دستش طلسمی قرار داشت. طلسم خود را محله به محله در هوا چرخاند. هیچ کسی از استشمام آن بی‌نصیب نماند.صبح شد. اهل روستا و اهل شهر از خواب عمیق خود بیدار شدند. احساس سنگینی داشتند؛ گویی به جای استراحت و خواب شبانه، روزهای مداومی مشغول به کار بوده‌اند. کشاورز روستایی، برای فعالیت روزانه وارد مزرعه شد و به هنگام چینش میوه در سبدهایی که برای فروش روانه بازار می‌شد، میوه‌های درشت‌تر را در ردیف اول سبد چید و میوه‌های کوچک و له شده را با زیرکی هر چه تمام‌تر در ردیف پایین قرار داد تا خریدار همه سبد را به قیمت میوه مرغوب خریداری نماید. دامدار عشایر، یک چهارم از شیر گاو و گوسفندش را با آب مخلوط کرد تا بتواند از این طریق درآمد بیشتری کسب کند. کارمند شهری، کار ارباب رجوع خود را به بهانه قطع بودن سیستم انجام نمی‌داد.هر چه که بود، مردم در روستاها و شهرها دیگر خوشحال نبودند. دیگر چیزی ذوق زده‌شان نمی‌کرد. انسان‌ها جای خود را به نقاب‌های جورواجوری داده بودند؛ نقاب اندوه، نقاب بغض، نقاب کینه، نقاب پریشانی، نقاب طمع، نقاب زورگویی و نقاب تهاجم. جادوگر جاروسوار از دوردست‌ها به تاثیرات طلسمش نگاه می‌کرد. از ساخته خود خشنود بود. مشخص نبود که این طلسم چه بود. اقتصاد بسته کشور بود، رکود بود، تورم بود، بیکاری بود، شکاف طبقاتی بود، اجاره نشینی بود، بی‌عدالتی سازمانی بود، ناامیدی از آینده بود، یا شاید هم برای هر شخص متفاوت از دیگری بود. راستی، جنس نقاب مخصوص شما از چیست؟(توضیح اینکه نوشته حاضر، برداشتی بود آزاد از کتاب حرکت انسانم آرزوست، اثر سوزانا تامارو)با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۰۹/۰۵ – دوشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2024 16:40:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقابل تولیدات رسانه ملی ایران و سلیقه مخاطبان</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D9%86-k2cia2sqg8fq</link>
                <description>یک کشور از سازمان‌های مختلفی شکل گرفته که هر کدام برای پاسخ به یک نیاز از جامعه هستند. صداوسیما یا رادیو و تلویزیون که می‌توان آن را رسانه ملی نامید، یکی از همین سازمان‌هاست و وظیفه چندگانه سنگینی را متوجه خود می‌داند. این پایگاه، با تولید برنامه‌های مختلف در زمینه‌های آموزشی، سیاسی، اجتماعی، هنری، فرهنگی، ورزشی، سرگرمی و ...، می‌کوشد تا جامعه را به سمت و سوی بهینه‌ای حرکت داده و روحیه و نشاط را به صورت پیوسته‌ای به بدنه آن تزریق کند. شوربختانه، با بررسی‌های صورت گرفته توسط پژوهشگران و اعلام صاحب نظران، در سال‌های اخیر جهت حرکتی این سازمان مورد توجه مخاطبانش قرار نگرفته است.از دیدگاه اقتصادی و مقوله‌های هزینه-منفعت و هزینه فرصت، رسانه ملی بار مالی بسیار زیادی برای بودجه محدود دولت دارد. لازم است که سمت و سوی برنامه‌های آن با آنچه که مخاطبان انتظار دارند هم‌راستا گردد. با آسیب شناسی موشکافانه موضوع مطروحه و مطالعه اسناد مختلف، می‌توان علل عدم استقبال عموم مردم از رادیو و تلویزیون را در دو دسته کلی عوامل داخلی و عوامل خارجی تقسیم‌بندی نمود؛ در ادامه مختصرا به نقش هر کدام از این موارد پرداخته می‌شود:۱- عوامل داخلی: به نظر می‌رسد که تولیدات رسانه ملی از واقعیات جامعه، یعنی آنچه در لایه‌های مختلف آن در جریان است، فاصله گرفته‌اند، بسیاری از تهیه کنندگان و هنرمندانی که نزد اقشار مختلف محبوبیت بالایی داشتند یا به دلیل ایجاد شبکه‌های نمایش خانگی (کمتر بودن خط مشی‌های برنامه‌سازی، آزادی بیان، کسب درآمد بیشتر) و یا سیاست‌های داخلی خود سازمان، دیگر در رسانه ملی نقش آفرینی نکرده و درصدی از مخاطبان خود را نیز همراهشان کوچ داده‌اند، روح کمی‌گرایی به جای کیفی‌گرایی در مدیران رسانه ملی باعث شده که دغدغه این گروه صرفا افزایش اسمی تولیدات باشد تا کیفیت آن‌ها، و نیز فراگیرترشدن شبکه‌های اجتماعی (داخلی، خارجی) موجب شده که بیشتر افراد جامعه تولید محتواهای این شبکه‌ها را پیگیری نمایند. همچنین باید اذعان داشت که به دلیل وخیم‌ترشدن وضعیت شاخص‌های اجتماعی-اقتصادی کشور، درصد قابل توجهی از مردم مجبور به کمتر کردن اوقات فراغت خویش و انجام فعالیت‌های کاری بیشتر هستند؛ لذا فرصت کمتری برای دنبال نمودن رسانه ملی دارند.۲- عوامل خارجی: موازی با تولیدات رسانه ملی، سهولت دسترسی به شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی خارج از کشور درصدی از مردم را به آن سمت و سو سوق داده است. شبکه‌های مذکور با برخورداری از تیم تخصصی-پشتیبانی (مسلط به اصول و مبانی علم رسانه)، آنچه را که در ذهن دارند به سادگی و در قالبی جذاب به مخاطبان انتقال می‌دهند. از طرفی، به دلیل گسترش دسترسی به اینترنت و تغییرات فرهنگی و سبک زندگی صورت گرفته، نسل جوان علاقمند است که از محصولات کشورهای دیگر (به ویژه هالیوود) در قالب سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی استفاده نماید.در مجموع، وضعیت فعلی رسانه ملی مادر عزیزمان ایران از جنبه‌های متفاوتی نیاز به رسیدگی دقیق و علمی دارد. تداوم شرایط فعلی فقط منجر به کوچ درصد مخاطب باقی‌مانده رسانه ملی به سایر برنامه‌ها خواهد شد؛ همین مورد مطلوب رسانه‌های معاند است تا بتوانند جنگ نرم را با قدرت هر چه بیشتر به پیش ببرند. قدر مسلم، علاوه بر مواردی که در یادداشت حاضر بدان‌ها اشاره شد، روی گردانی درصد قابل توجهی از مخاطبان از رسانه ملی دلایل مهم دیگری هم (نظیر عدم توجه کافی به قومیت‌های مختلف کشور) دارد. امید که همچون سال‌های نه چندان دور، صداوسیما بتواند با مد نظر قرار دادن مجموع دلایل گفته شده، بهره‌گیری از نقشه راهی روشن و چاشنی قرار دادن خلاقیت و نوآوری، پایگاه اجتماعی از دست رفته‌اش را مجددا نزد عموم مردم به دست آورد، گوی سبقت را از رقبا برباید و در یک کلام در ایفای رسالت اصلی خویش موفق ظاهر گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۰۸/۰۷ – دوشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2024 16:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متولی بهداشت در نظام سلامت ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-pilzrvcmcfot</link>
                <description>سلامت یک حق است. این حق باید از طرف دولت‌ها و با تولیت نظام سلامت، که در  ایران همان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است، در اختیار همه گروه‌های جمعیتی قرار گیرد. نظام سلامت در هر کشور دارای ساختار تعریف شده‌ای است. هر بخش از سیستم وظیفه‌ای معین را بر عهده دارد. معاونت  بهداشت، یکی از اصلی‌ترین اجزای نظام سلامت است.برای ایجاد یک جامعه سالم و پویا که اساس رشد و توسعه هر کشوری است، باید پیشگیری و  بهداشت عمومی را بر درمان اولویت داد. همچنین، لازم است که شاخص‌های سلامت  جامعه به صورت پیوسته‎ای مورد ارزیابی و پایش قرار گرفته و اقدامات اصلاحی لازم صورت پذیرد. ایجاد شبکه مراقبت‌های بهداشتی اولیه (PHC) در ایران و در  دهه ۵۰، یکی از بنیادی‌ترین اقدامات سیستم سلامت کشور بود که بارها از سوی سازمان جهانی سلامت مورد تجلیل قرار گرفت. در سال‌های اخیر، متاسفانه ریل‌گذاری سلامت در کشور تغییر یافته است.نظام سلامت ایران در حال  حاضر با معضل درمان محوری و پزشک سالاری مواجه است و شاخص‌های سلامتِ آن در ابعاد مختلف روز به روز وضعیت وخیم‌تری پیدا می‌کنند. دولت‌ها با شعار بهداشت به روی کار می‌آیند، اما در عمل اتفاقات به نحو دیگری رقم می‌خورد. وزیر بهداشت یا وزیر سلامت که در ایران از سوی رئیس جمهور برگزیده می‌شود، همواره از گروه‌های پزشکی است و تعارض منافع شدیدی را همراه خود احساس  می‌کند. حال این وزیر باید برای سازمان خود معاون‌های لازم را منصوب کند. در دولت چهاردهم که با امیدهای مختلفی به روی کار آمد، این سناریوی شکست خورده مجددا تکرار شد؛ به طوری که یک رئیس جمهور پزشک، همکار پزشک خود را به عنوان وزیر سلامت اعلام کرد، و وزیر نیز دیگر همکار پزشک خود را در جایگاه معاون بهداشت قرار داد.سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که با وجود تعدد دانشگاه‌های علوم پزشکی و دانشکده‌های بهداشت و مدیریت سلامت در کشور، آیا یک متخصص بهداشت (بهداشت عمومی، آموزش بهداشت و ارتقای  سلامت، اپیدمیولوژی، بهداشت محیط، بهداشت حرفه‌ای) و مدیریت (سیاست‌گذاری سلامت، مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، اقتصاد سلامت) واجد شرایط یافت نمی‌شد که وزیر سلامت از یک پزشک برای این پست سازمانی راهبردی استفاده  کرد؟ آن هم فردی که در دولت دوازدهم نیز معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و  آموزش پزشکی و سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا بوده است.قدر مسلم، اساتید فرهیخته بسیار زیادی در کشور حضور دارند که می‌توانند معاون  بهداشت این وزارتخانه کلیدی شوند، اما بی‌توجهی به آن‌ها باعث شده که با  دلسردی در حاشیه موضوعات اجرایی و حتی مشورتی نظام سلامت قرار داشته باشند، و صرفا در جایگاه آموزشی-پژوهشی فعالیت کنند. بسیاری از صاحب نظران و  انجمن‌های علمی، نسبت به وضعیت فعلی سلامت در کشور اظهار نگرانی کرده‌اند.در  مجموع، پیشگیری و بهداشت عمومی، اصل اساسی حرکت به سمت عدالت در سلامت، پوشش همگانی سلامت و تحقق آرمان سلامت برای همه در کشور هستند. مبتنی بر  سیاست‌های کلی سلامت ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و همگام با دولت‌های  پیشرو، باید جهت حرکتی سیستم سلامت در ایران از درمان محوری به سمت بهداشت محوری تغییر داده شود. سپردن سکان معاونت بهداشتِ این سیستم به یک متخصص  بهداشت و مدیریت سلامت، می‌تواند ابتدایی‌ترین گام در این گذرگاه باشد. امیدواریم که سرانجام و در آینده‌ای نه چندان دور، این مهم عملیاتی گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۰۷/۰۱ – یکشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2024 16:03:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست‌گذاری در ایران؛ از موضوعات ساده تا موضوعات پیچیده</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-prsy6lwwbh3v</link>
                <description>چند روز پیش روزنامه به دست سوار اتوبوس داخل شهری شدم تا به منزل بازگردم.  جوانی را دیدم که راحت و فارغ از هیاهوی جهان هستی نشسته و کف هر دو پایش  را بر روی صندلی جلویی خود قرار داده است. مشاهده صحنه مذکور تعجبم را  برانگیخت. موضوع به قدری بدیهی بود که توان هرگونه تذکری را از نگارنده سلب  کرد. این رخداد مرا در طول مسیر به فکر فرو برد تا موقعیت‌های مشابهی را  در زندگی روزمره به یاد آورم.به هنگام پیاده‌روی عصرگاهی، ساکنان  محله‌مان از فشارِ آب شرب شهری برای آب پاشی بی‌هدف و جارو کردن کوچه  استفاده می‌کنند، خودروی شخصی خود را با همان آب تصفیه شده می‌شویند و  بی‌دلیل در ساعات اوج مصرف انرژی لامپ‌های روشن زیادی دارند، کارمند دولتی  تلفن سازمانی‌اش را پاسخ نداده و پس از بارها پیگیری و تماس مرا پشت خط نگه  می‌دارد تا درباره برنامه باشگاه ورزشی خود با همکارش به گفتگوی دوستانه  بنشیند، مامور پست که مطابق قانون باید سه بار برای تحویل بسته پستی به  آدرس گیرنده مراجعه نماید پس از بار اول بسته را به اداره پست مرجوع می‌کند  تا خودم شخصا برای دریافت آن اقدام کنم، شهرداری مناطق پایین شهر و همچنین  مراکز بهداشتی و درمانی واقع در این مناطق که به جای رسیدگی بیشتر، توجه  کمتری از خود به وضعیت محلات محروم نشان داده و به نوعی انسان‌ها را مبتنی  بر محل سکونتشان درجه‌بندی می‌کنند و بسیاری موارد دیگر.با هر سختی  که بود مسیر طی شد و به مقصد رسیدم. افکاری که در طول مسیر داشتم مرا به  یک نتیجه مهم رساند: برای حل پیچیده‌ترین مشکلات کشور، باید ابتدا فکری به  حال ساده‌ترین مسائل آن کرد و سپس به سراغ مباحث کلان رفت.دو  سناریوی دیگر می‌توانند این موضوع را روشن‌تر کنند؛ در سناریوی اول، ممکن  است یک مدیر تحصیل‌کرده در رشته مدیریت، برنامه‌های راهبردیِ مطلوبی برای  رساندن سازمان به اهدافش داشته باشد، اما به وضعیت معیشتی و انگیزشی  سرمایه‌های انسانی تحت اختیار خویش، که قرار است اجرا کننده این برنامه‌ها  باشند، کوچکترین توجهی نشان ندهد. در سناریوی دوم، پژوهشگران حیطه‌های  مختلف علوم پزشکی، در راستای ارتقای شاخص‌های سلامت جامعه و با صرف زمان،  انرژی و هزینه بسیار، الگوها، مدل‌ها و چارچوب‌های بعضا پیچیده‌ای را طراحی  کرده و آن را اعتبارسنجی می‌کنند تا نتایج حاصله از طریق انتشار گزارش‌های  سازمانی و مقالات علمی-پژوهشی به دست متولیان مربوطه برسد، اما در ساختار  همان نظام سلامت، با اولویت بخشی بهداشت بر درمان و ارتقای پیوسته سواد  سلامت آحاد مردم از سوی سیاست‌گذاران، مدیران و اقتصاددانان سلامت، می‌توان  از بسیاری از معضلات در زمینه حساس تندرستی پیشگیری نمود.در  مجموع، وضعیت فعلی مادر عزیزمان ایران ایجاب می‌کند که با بهره‌گیری از  تفکر نظام‌مند، یک بازنگری اساسی در فرآیندهای جاری جامعه داشته باشیم تا  بتوانیم ارکان آن را به شیوه بهینه‌تری و مبتنی بر واقعیت‌های بطن جامعه  بازطراحی کنیم. همان‌طور که پیشتر صحبت آن به میان رفت، برطرف نمودن بسیاری  از مشکلات کشورمان نیازمند اقدامات ساده‌ و کم هزینه‌ای هستند. در پایان،  مطالعه کتاب کم حجم «تختخوابت را مرتب کن» اثر ژنرال ویلیام اچ. مک ریون  عمیقا به مخاطبان دغدغه‌مند یادداشت حاضر توصیه می‌گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۰۶/۰۶ – سه شنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2024 18:07:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیران خاک خورده کشور</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-w3tfswrsbpjm</link>
                <description>دولت چهاردهم جمهوری اسلامی ایران به ریاست نهمین رئیس‌ جمهور منتخب آقای  دکتر مسعود پزشکیان، که لقب باسوادترین رئیس‌ جمهور تاریخ ایران و احتمالا  جهان را با خود به یدک می‌کشد، به زودی کار خود را رسما آغاز خواهد کرد.  این دولت، از جبهه اصلاحات ریشه می‌گیرد. از لحظه تایید صلاحیت دکتر  پزشکیان، اسامی بسیار زیادی پیرامون وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی از  سوی خبرگزاری‌ها شنیده می‌شود که برخی صرفا ابزاری برای جذب بیشتر مخاطب  هستند.یک نکته مشترک در میان اسامی احتمالی وجود دارد و آن تجربه  مدیریتی افراد است؛ بدین گونه که اشخاص بسیاری در کشور حضور دارند که در  دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سالیان متمادی پست‌های مدیریتی در  رده‌های عملیاتی، میانی و عالیه را تصاحب کرده‌اند. نکته جالب اینکه با  بررسی روش‌مند کارنامه آن‌ها معلوم می‌گردد که هیچگونه کارکرد قابل توجهی  از خود بر جای نگذاشته‌اند. نکته قابل تامل‌تر اینکه همین افراد پس از  برکناری و یا تغییر کابینه دولت، شروع به انتقاد و حمله غیرمستقیم و مستقیم  به افراد دیگر کرده و در ادامه برای بی‌کفایتی مسلم خویش، و استفاده  نادرست از بیت المال که به تک تک مردم این مرزوبوم اختصاص دارد، بهانه  تراشی می‌نمایند. برای مثال، ادعایشان این است که گروهی در دوره ایشان تلاش  می‌کردند تا زحمات خالصانه‌اش را بی‌اثر کرده، و نتایج مثبت تصمیماتش را  به حاشیه برانند.در اینجا یک سوال اساسی از مدیر محترم مطرح می‌شود  و آن اینکه وقتی ایشان در زمان تصدی‌گری مقام مربوطه شاهد این موانع بود، و  به این نتیجه رسید که قدرت اثرگذاری بر سیستم را ندارد، چرا در همان وقت  ضمن شفاف سازی از وضعیت موجود و صحبت صادقانه با مردم، کناره ‌گیری نکرد و  جای خود را به یک شخص اصلح‌تر نداد؟بسیاری از مدیران سالخورده، به  جای تلاش برای ایفای نقش مشورتی، قصد دارند که مجدد در رأس هرم تصمیم سازی و  تصمیم گیری قرار گرفته و با تکرار اشتباهات گذشته خود، امیدِ شکوفایی را  از جامعه بگیرند. مگر در کشوری همچون ایران عزیزمان که سرشار از استعداد و  توانمندی است، نخبگان جوانی یافت نمی‌شوند که افکار نوینی را به بدنه دولت  تزریق کنند؟ سرآمدانی که می‌توانند به عنوان پیشران رشد و توسعه،  سرزمین‌مان را که بیشتر از هر زمان دیگری تشنه آسیب شناسی نظام‌مند،  چاره‌اندیشی و خردورزی است، رو به جلو هدایت نمایند. شوربختانه، در برخی  دفاتر و ادارات هم وضعیت به همین منوال بوده و اشخاصی وجود دارند که پس از  بازنشستگی، مجددا هوس کار و خدمت به سرشان زده و پشت سیستم‌های کامپیوتری  که از قضا برایشان هم بیگانه است، استقرار یافته‌اند.در مجموع،  مطابق منابع علمی، نقش مدیریت در یک سازمان همه چیز است. می‌توان از  سیاستمداران و مدیران خاک خورده کشور، با عنوان پدرخواندگانی یاد کرد که  اجازه نقش‌آفرینی به جوانان دغدغه‌مند، باطراوات، خلاق و بادانش را نداده و  در سرشان سودای قدرت، شهرت و شاید ثروت دوباره دارند. امید که دولت جدید  بتواند با طراحی و اجرای برنامه‌های مبتنی بر شواهد، کارشناسی شده و بومی  سازی شده، زیرساخت‌های کشور را به شیوه مطلوبی مورد اصلاح و تکامل قرار  داده و شاخص‌های اجتماعی-اقتصادی را به طور پیوسته‌ای ارتقا دهد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۰۵/۰۶ – شنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2024 01:38:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماشین تولید صفت شخصیتی ریاکاری در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@RadioTahghigh/%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%B5%D9%81%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-u5bzy5z1scnc</link>
                <description>یک جامعه، از افراد مختلفی شکل گرفته است. هر فردی برای خود از یک شخصیت متمایز از فرد دیگری بهره می‌برد. این شخصیت ابعاد مختلفی داشته و از محرک‌های متنوعی تاثیر می‌پذیرد. در حالت معمول آن، یک فرد شخصیتی درون‌گرا یا برون‌گرا دارد. این دو شخصیت می‌توانند آینده شغلی افراد را نیز تا حدودی پیش‌بینی کنند. در ادامه و در همه مکاتب و باورهای دینی و غیردینی، صفت شخصیتی ریاکاری و تظاهر، مورد نکوهش و مذمت موکد قرار گرفته است.اگر فرآیند شکل‌گیری یک شخصیت را با پیروی از نظریه‌های علم مدیریت همانند یک ماشین در نظر بگیریم، این ماشین یا همان سیستم، از سه عنصر اصلی مشتمل بر ورودی، فرآیند و خروجی تشکیل می‌گردد. یک عنصر دیگری را هم تحت عنوان بازخورد (پسخور، پسخوراند) می‌توان به این ماشین افزود. سوال اصلی اینجاست که در قالب تفکر سیستم محور، صفت شخصیتی ریاکاری به چه صورتی ایجاد می‌گردد، در حالی که هیچ شخصی وجود ندارد که از داشتن این برچسپ بر خود خوشحال باشد. می‌توان پاسخ سوال مذکور را با بررسی سه مولفه اصلی تربیت یک شخص یعنی خانواده، محیط آموزشی (مدرسه، دانشگاه) و محیط جامعه (محیط کاری هم شامل این حیطه است) داد.زمانی که خانم/آقای الف کودک است، اگر رفتارهای دوگانه‌ای را از سوی والدین خود ببیند، اولین سیگنال منفی را برای باور به مزایای ریاکاری دریافت می‌کند. سپس خانم/آقای الف پا به محیط مدرسه و سپس دانشگاه گذاشته و دومین سیگنال منفی را دریافت می‌نماید، به گونه‌ای که مشاهده می‌کند آن دسته از همکلاسی‌هایش که صفت ریاکاری را در سرلوحه تحصیل خود قرار داده‌اند، نمرات بهتری را از معلم و استاد خود دریافت کرده و بخشی از کم‌کاری‌های علمی خود را بدین منوال جبران می‌نمایند. سیگنال مهلک بدی زمانی از راه می‌رسد که خانم/آقای الف بخواهد در یکی از ادارات دولتی کشور استخدام گردد. در موارد متعددی، مراحل مختلف انجام این فرآیند شخص را مجبور می‌کند که نسخه‌ای از خود عرضه کند که در واقع خود با نسخه ساختگی‌اش کاملا در تضاد است، اما به ناچار و به منظور پیشبرد امورات خود به آن تن داده است. محرک بعدی پس از شروع به کار خانم/آقای الف در اداره آغاز می‌گردد که بازهم ممکن است شاهد بروز یک تضاد شخصیتی گسترده باشیم.در مجموع، رنگین کمان شخصیتی در کشور، همچون تنوع قومیتی و زبانی، از مصادیق زیباسازی جامعه به شمار می‌رود. شیوع ریا و ریاکاری، یعنی شرایطی که اجازه ندهیم فرد در چارچوب قوانین و مقررات کشور، خودِ واقعی‌اش را ارائه دهد، تبعات همه جانبه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بسیاری برای جامعه داشته و می‌تواند زمینه اتلاف منابع (مادی، غیرمادی) و افول آن را به سادگی هر چه تمام‌تر فراهم نماید. پیشگیری از پدیده خطرناک مورد بحث و مبارزه با آن، نیاز به برنامه‌های گام به گام از سوی دستگاه‌های فرهنگی کشور و مشارکت سایر بخش‌ها دارد. پیشنهاد می‌شود که برای درک بهتر مفاهیم بیان شده، مخاطبان گرامی دو یادداشت پیشین نگارنده در این زمینه (مبانی تربیتی و اخلاقی در جامعه، مدیران نقاب‌دار) را هم مورد مطالعه خویش قرار دهند. امیدواریم که ایرانِ جانمان، تهی از رذایل اخلاقی ریا و تزویر گردد.با تقدیم احتراممحمدرضا شیخی چمان۱۴۰۳/۰۴/۱۴ – پنجشنبه</description>
                <category>محمدرضا شیخی چمان</category>
                <author>محمدرضا شیخی چمان</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2024 16:12:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>