<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رادیو رهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Radio_Rahi</link>
        <description>این قصه ماست...

@Radio_Rahi</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:01:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4083898/avatar/1y1eV4.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رادیو رهی</title>
            <link>https://virgool.io/@Radio_Rahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من هنوز زنده‌ام...</title>
                <link>https://virgool.io/@Radio_Rahi/%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-zewzr83ff56o</link>
                <description>https://ble.ir/Radio_Rahi/-5149449178199316424/1778096507663انگار فقط وقتی تا این حد لب مرز مرگ و زندگی قدم برمی‌داری، تازه می‌فهمی: چقدر زندگی رو دوست داشتی! شایدم فقط به دوست داشتن محدود نمیشه...من... خوب یکمی هم می‌ترسم... اصلا چجوری قراره بمیرم؟!شما شنونده قسمت سوم رادیو پادکست رهی هستید.من هنوز زنده‌ام</description>
                <category>رادیو رهی</category>
                <author>رادیو رهی</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2026 16:56:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غریبانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Radio_Rahi/%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-yl1zndzmuqzz</link>
                <description>«یک وقتی دیدم بلند شد رفت سمت چندتا قبری که انگار تازه بودن. اون وقتا روشون رو با پارچه سیاه می‌پوشوندن تا وقتی که سنگ قبر بذارن روش. ولی باز دوباره بر می‌گشت پای نیمکت کز می‌کرد. با همون پای برهنه، می‌رفت و می‌اومد. پسر... پریشونی؟!»غریبانهشنونده دومین اپیزود از رادیو پادکست رهی هستید.</description>
                <category>رادیو رهی</category>
                <author>رادیو رهی</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2026 20:31:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنگ انشا</title>
                <link>https://virgool.io/@Radio_Rahi/%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7-eipnmfwmkhhp</link>
                <description>🔻 دختری که در زمان تخلیه‌ی مدرسه، ابتدا به دنبال برادرش رفته تا همراه هم به خانه بازگردند. اما درِ میان دو مدرسه‌ی دخترانه و پسرانه قفل بوده. دختر نتوانسته برادرش را نجات دهد.تنها به خانه بازگشت. خبر تخریب کامل مدرسه می‌آید و درنهایت پیکر‌ برادرش پیدا می‌شود.</description>
                <category>رادیو رهی</category>
                <author>رادیو رهی</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2026 19:40:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این، قصه ماست...</title>
                <link>https://virgool.io/@Radio_Rahi/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-c3lvgvnpsysh</link>
                <description>هو الفتاح➖ روزی که آستین بالا زدیم و اولین کارمان را شروع کردیم، تنها به یک چیز می‌اندیشیدیم: روایت ظلم‌های بی حد دشمنان این آب و خاک تا مبادا روزی دوباره به فراموشی سپرده شوند.امیدوار بودیم تا شنیده شویم، اما افسوس که ناخواسته ما هم با در بسته مواجه شدیم. _چرا که احتمالا این تاوان وابستگی‌مان بود... _➖ از همین رو به فکر افتادیم تا برای انتشار این صداها، روایت‌ها و قصه‌های مردمان *غرب آسیا*، دست به کار شویم؛ این قصه‌ها را به گوش دیگران برسانیم و راوی این قصه‌های مهجور باشیم. مبادا از یاد بروند و زیر خاک فراموشی دفن شوند! پس هرچند دیر، به راه افتادیم؛ در مسیری که شروعش روایت و پایانش اندیشه است. قصه‌هایش، متعلق به همه ماست، و راویانش، رویاهایی دارند...➖ حال ما اینجا هستیم تا این قصه‌ها را تعریف کنیم، به گوش برسانیم، به امید نگاهی نو و دمیده شدن روحی تازه در قلب‌هایی که شاید این روزها در ابهامی رخوت‌انگیز فرو رفته‌اند...پس‌ به گوش باشید، که این راه تازه آغاز شده است.همچو گل امشب 《رهی》از پای تا سر گوش باشتا سرایم قصه‌ای، از ماجرای نیم‌شب🆔 @Radio_Rahi</description>
                <category>رادیو رهی</category>
                <author>رادیو رهی</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2026 19:20:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>