<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رحیم صفاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Rahim_s1377</link>
        <description>رحیم صفاری</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:07:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3083265/avatar/P7gO43.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رحیم صفاری</title>
            <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رحیم صفاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377/%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-fk9ajtiej0zq</link>
                <description>رحیم صفارییک روز، یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه. بـه طوری که خودرو هردوشون بـه شدت اسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر میبرند  وقتی که هر دو از ماشینشون که اکنون تبدیل بـه آهن قراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه: آه چه جالب شما مرد هستید… ببینید چه بروز ماشینامون اومده! همه ی ي چیز داغان شده ولی ما سلامت هستیم. این باید علامت ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و…زندگی مشترکی را با صلح و صفا شروع کنیم! مرد با هیجان جواب میده:” بله کاملاً” با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه!” بعد اون زن ادامه میده و میگه:” ببین یک معجزه دیگه. اتومبیل من کاملاً” داغان شده ولی این شیشه مشروب سالمه.مطمئنا” خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف مبارک رو جشن بگیریم! بعد زن بطری رو بـه مرد میده. مرد سرش رو بـه نشان تصديق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو مینوشد. بعد بطری رو برمی گرداند بـه زن. زن درب بطری را می بندد و شیشه رو برمی گردونه بـه مرد. مرده میگه شما نمی نوشید؟! زن در پاسخ می گه:نه. فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم..!!!!😏رحیم صفاری</description>
                <category>رحیم صفاری</category>
                <author>رحیم صفاری</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2024 12:10:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رحیم صفاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377/%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-krcygzifcldo</link>
                <description>رحیم صفاریسلام. میخام از راهیان نور سال ١۴٠٢ برایتان پست بگذارم تا بدونید چه گذشت و چجوری هستمن یک روز داخل خونه بودم که ناگهان گوشیم زنگ خورد و دیدم فرمانده پایگاهمون هست جواب دادم؛بهم گفت که برای ١١/١٣ میخایبه سفر راهیان نور بروی من اون موقعه دودل بودم از لحاظی کارداشتم و از یک لحاظ هم دلم میخاست یک سفر به مناطق جنگی برووم رحیم صفاریدیگه اینگونه شد که قبول کردم به این سفر بروم منتظر موندم و وسایلمو اماده کردم تا روزش رسید و من با یکی از رفیقامم که همراهمون قرار بود بیاد همراه شدیم و به قرار گاه رفتیم انجا مارو تقسیم بندی کردنند و از رفسنجان ۶اتبوس بودیم خلاصه سوار اتبوس شدیم و از همان ورودی برایمان یک کیف همراهیمان کردن که داخل کیف یک چفیه.یک جا مور نماز و تسبیحیک خدکار با یک دفتر یاد داشت و یک کتاب ارتباط با خدا رحیم صفاریرفتیم و یک روز در راه بودیم و مقصد ما اهواز بود که نرسیده به اهواز اتبوس ما به مشکل برخورد و خراب شد که چند ساعتی هیرون شدیم که شب رسیدیم به قرار گاه ثارالله جای که مقر شهید حاج قاسم سلیمانی در انجا بود و ما شب انجا موندیم فرداش اولین جای که بردنمون داخل شهر اهواز بردن و جاهای زیارتی اهواز را نشانمان دادند و ظهر برای ناهار به قرار گاه برگشتیمشب بردنمون یه جای که در انجا نیروهای بسیجی برایمان در انجا بازیگری میکردندن و نقش دوره جنگ را به صورت واقعی اجرا کردند و خیلی لذت بردیم رحیم صفاریشب را به قرار گاه باز گشتیم و فردا بلند شدیم برای نماز صبح و بعد برای صرف صبحانه به سلف غذا رفتیم و صبحانه عدسی بود و بعد که عدسی خوردیم اماده شدیم به طرف اتبوس ها رفتیم و سوار شدیم ان روز مارو بردن به طرف اروند رود و اروند کنار و شلمچه که بسیار تا بسیار خوش گذشتو در انجا سوار کشتی شدیم و تا لبه مرز عراق حرکت کرد رحیم‌ صفاریتا شب طول کشید و شب باز به قرار گاه باز گشتیم شب را خابیدیم و فرداش دوباره طبق روال قبل رفتیم سوار اتبوس شدیم و حرکت کردیم طرف طلایه و چند جا دیگه که الان یادم نیس و بعد تا شب و شب به قرار گاخ باز گشتیم تا وسایلمان رو جم کردیم به خابیدیم و فرداش روز اخر سفر بود و میبایست حرکت کنیم و بیایم خونه و فرداش حرکت کردیم به سمت رفسنجانرحیم صفاریان روز خیلی حالمان گرفته بود چون داشتیم از سفر باز میگشتیم به خانه در راه با بسیاری از همراهیانمان اشنا شدیم و هنوزم باهم دوست هستیم خلاصه در این صفر به این نتیجه رسیدم که اینجور سفر ها باید شهیدان بطلبن تا بتوانی بروی چون انجا جای هرکسی نبود و من خیلی خوشحال بودم که این سفر نصیب من شد متشکرم از باس بانی های این مجموعه و خدمت کاران عزیزرحیم صفاریتشکر بسیار از سایت ویرگول که اجازه همرسانی این دردلهارا در اختیار ما مردم گذاشته است</description>
                <category>رحیم صفاری</category>
                <author>رحیم صفاری</author>
                <pubDate>Sun, 17 Mar 2024 23:34:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رحیم‌صفاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377/%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-jkauhhm6mlkk</link>
                <description>رحیم صفاریسام علیکخوبین انشاللهمن که خوبم خدارو شکرچخبر چیکار میکنید با زندگی. خوش میگذره انشاللههمچی رواله انشاللهدلم به بودن شما خوشه جوابتونو برام کامنت کنید عشقیای من دوستون دارم ❤️❤️</description>
                <category>رحیم صفاری</category>
                <author>رحیم صفاری</author>
                <pubDate>Sat, 10 Feb 2024 23:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبدالرحیم صفاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-gf6rqevq1qda</link>
                <description>رحیم صفاری
به نام خدا بنده با رفیق صمیمی در تاریخ ١۴٠٢/١١/٣رفتیم به گلزار شهدای دقوق اباد_نوق_رفسنجان_کرمان در محضر شهید حاج علی محمدی پور بودیم جای همه دوستان خالی بود دلم میخاست همه اونجا بودین انشالله قسمت همه شما عزیزان بشه و مارو هم دعا کنید❤️</description>
                <category>رحیم صفاری</category>
                <author>رحیم صفاری</author>
                <pubDate>Sat, 10 Feb 2024 23:16:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رحیم صفاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377/%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-1-a02q3aovdvgq</link>
                <description>رحیم صفاریRahim saffari“وجودت ميخواد تو باشي”قلبتان را دنبال کنید، به صدای درونی تان گوش کنید، از اهمیت دادن به آنچه دیگران فکر می‌کنند دست بردارید.براي درخشش باید خودت باشی. همین و بس.من فکر می‌کنم پاداش انطباق این است که همه شما را به جز خودتان دوست دارند.همیشه خودتان باشید، خودتان را بیان کنید، به خودتان ایمان داشته باشید، بیرون نرفتید و به دنبال شخصیتی موفق باشید و آن را تکرار کنید.شما فقط باید خودتان باشید و با اعتماد به نفس پر بروید و شجاع باشید.اگر شما فقط می‌توانید خودتان باشید، پس باید اصیل باشید چون کسی مثل شما وجود ندارد.خیلی ساده به نظر می‌رسد، اما اگر فقط خودتان باشید، با هر شخص دیگری متفاوت هستید.زيبا بودن يعني خودت بودن. لازم نیست مورد قبول دیگران قرار بگیری. بايد خودت، خودت رو قبول کني  ممنونم از برنامه ویرگول که قابلیت خیلی خوبی دارد </description>
                <category>رحیم صفاری</category>
                <author>رحیم صفاری</author>
                <pubDate>Sun, 04 Feb 2024 12:38:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رحیم صفاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Rahim_s1377/%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-si05qkcprcbx</link>
                <description>همه چیز درمورد رحیم صفاریسلام من رحیم صفاری هستمپسری با نشاط و پرشوربنده متولد تاریخ16/91383 هستمبنده  به دنیا اومده یه کرمان/رفسنجان هستمالان که این متن رو مینویسم برای یادگاری و ماندگاری و خاطره انگیز بشه برای اینده امروز تاریخ 14بهمن سال 1402همتونو دوست دارم ممنون از برنامه ویرگول که این قابلیت های جذاب و خوب را در اختیار ما قرار داده است ممنون و سپاس فروان دارم </description>
                <category>رحیم صفاری</category>
                <author>رحیم صفاری</author>
                <pubDate>Sat, 03 Feb 2024 00:09:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>