<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Rain Man</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Rain_Man</link>
        <description>بدون رفرنس و هر چیزی که به ذهنم میاد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:23:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/465546/avatar/4PFuDH.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Rain Man</title>
            <link>https://virgool.io/@Rain_Man</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کارکرد شایعه و غیبت</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-nohtoeg3bbiy</link>
                <description> پرده اول احساس تنهایی گروهی از اسب های وحشی رو توی یه مستند نشون میداد ، رییسشون برای تنبیه ، افراد گروه اونها رو مجبور میکرد برای مدتی دور تر از گروه بمونن و به گله نیان  اگر بخواین حساب کنید این بدترین تنبیه میتونه باشه ، چون استرس زیادی به فرد منتقل میکنه . چون امکان حمله به حیوان تنها بسیار زیاد تره و وقتی شما در گروه باشید حتی موقع حمله حیوان گوشتخوار ، امکان کم تری برای صدمه به شما هست و حتی یکی از روش های شکار هم همین جدا کردن حیوان از گله است  در انسان هم این به شدت وجود داره ، مثلا وقتی نو جوونی و میخوای مثل بقیه هم سن و سال هات  باشی  یا وقتی از طرف یه گروهی طرد میشی بسیار آزار دهنده است و دنبال گروه دیگه ای میری  یا وقتی توی یه جمعی میری که در واقع، حرفی برای گفتن نداری همین اتفاق میوفته محمدرضا شعبانعلی میگفت اگه به یه نفر رسیدین و نمی دونستیم چطور باهاش دوست بشیم  میتونی بهش بگی من میدونم هیشکی تو رو درک نمیکنه؟ خودم: این احساس تنهایی و درک نشدن رو همه دارن ویا چون خیلی قوی هست بیشتر خودش رو نشون میده شاید ازدواج هم بخاطر همین باشه ، چون احساس تنهایی میکنی و می ترسی در تنهایی بمیری ، میری تشکیل خونواده میدی (البته باز هم تنهایی میمیری) این طرد شدگی خودش رو در موجودات پیشرفته تر و جمعی تر  خیلی خودش رو نشون میده مثل طوطی خونگی که اگه بهش توجه نکنی ، افسرده میشه این طرد شدن در واقع یه مکانیسم جمعی برای مقابله با یکی از افراد گروه میتونه باشه (درست و غلطش رو نمیگم) مثلا تو میمون ها دیدن که نر برتر یا آلفا که رئیس هم هست ، وقتی رئیس هست خیلی خشنه ولی وقتی ضعیف میشه و دیگه نر برتر نیست تقریبا توسط گروه طرد میشه و اگه تو گروه باشه سعی میکنه مثلا با محبت به بچه ها نظر دیگران رو نسبت به خودش عوض کنهپرده دوم شایعه‌ شایعه در واقع رای جمع کردن برای فردی برای شروع فرایند طرد شدنش هست  افراد گروه با غیبت کردن و گفتن بدی های یه نفر سعی میکنن نظر بقیه رو نسبت به یه فرد عوض کنندپینویس:این متن رو بیشتر از صحبت های دکتر مکری نوشتم</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 00:41:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت محیط</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-n6gxz5kw5zhm</link>
                <description> کتاب های موفقیت زیادی نوشته شده ،چه به صورت بازاری و عامه پسند و چه بصورت  علمی و دقیق تر اما در این بین مین میخوام به تاثیر محیط بپردازم(البته از تجربیات  شخصی) مسلما این نوشته به این معنی نیست که تنها این فاکتور تاثیر داره ، اما به نظرم یکی از فاکتور های مهمی است که دست کم گرفته شده و کلا چند تا مثال میزنم فکر این نوشته بیشتر از کتاب connected به ذهنم رسیده و اون هم این جمله که نفراتی که با شما در ارتباط اند ، روی وزن شما هم اثر میگذارند  این محیط است که ذهن شما رو شکل میدهد به چه و چطور فکر کنید و این محیط است که شانس ها رو به شما میدهد و به شما یاد میدهد که استفاده کنید یا نه  مورد اول مهدی طارمی  چند وقت پیش بود که قیمت قرارداد مهدی طارمی به گوشم خورد از قبل گل نزدن های مهدی طارمی رو که جک هاش ساخته شده بود به گوشم خورده بود و فکر میکنم همین باعث شد این مورد در ذهنم بولد بشه  ، من اطلاعاتی جز یه سرچ ساده ندارم ولی چند نکته به ذهنم می رسه، اول این جکه  که که تو جنگل دو نفر راه میرفتن صدای یه حیوان وحشی میاد مثلا شیر یا خرس  یکی شروع میکنه به دویدن ، دومی بهش میگه تو که از شیر تند تر نمیتونی بدویی  ، اون یکی بهش میگه لازم نیست، من فقط باید از تو سریع تر بدو ام در این شکی نیست که باید تلاش بکنی و این جوک هم به همین اشاره میکنه ولی این که به چه کسایی متصل باشی هم خیلی مهمه و مثالش در همون فوتبال این آقا زاده های فوتبالیست های قدیمی اند که به راحتی وارد میشن ولی  نمیتونن موندگار بشن حالا فکر کنید چه استعداد هایی که میتونستن شکوفا بشن ولی آموزش ندیدن و یه سیستم ارزیابی نبوده و یا حداقل کسی نبوده که معرفی ش کنه یا این ذهنیت رو تو مغزش بکاره که فوتبالیست هم میتونی بشی مورد دوم کیم کارداشیان  اسطوره بی هنری و معروف شدن البته بی  هنر هم نیستن این بانو .در آمدن فیلم روابط شخصی اش با دوست پسرش و این که او هم مشهور بوده.  .نزدیک بودن با عوامل قدرت و محیط مناسب مثلا پاریس هیلتون دختر اون هتل دار معروف (هتل هیلتون تهران هم که زمانی بزرگترین هتل خاور میانه بود هم زیر نظر همین خدابیامرز بوده) .مورد بعدی باسن مبارک ایشان است که تاثیر شگرفی در رشد و تعالی ایشان داشته چنان که الان میبینیم چالش های بیگ بنگ و شیک توسط رهروان ایشان در دنیا در حال انجام است (یه زمانی می گفتن آینده اینترنت بسیار روشن و همه به همه جور اطلاعاتی دسترسی دارن و تحصیل کرده و آگاه میشن ولی بااین سرعت زیاد پردازش موبایل های عادی ما که چندین برابر پردازنده هایی است که برای فرستادن اولین فضا پیما ها استفاده شده وبا این سرعت اینترنت نسبت به اون زمان ما وقت و هزینه و ... رو صرف وقت گذرانی در این اپ ها میکنیم (البته تقریبا دست خودمون نیست ، باگ خلقته و من اصلا مشکلی با اون ندارم و این حرف ها رو نمی زنم که فلان شخصیت مهم چقدر فالوئر داره و فلان سلبریتی چقدر ، بلکه حرفم اینه که توی پیشبینی آینده ضعف داریم و این که بدانیم کجا وایسادیم  ) )   بانوان مدل در اینستا که بیشتر با باسن خویش با شما سخن میگویند و بیشتر از این که صورت ایشان را ببینید با قسمت تحتانی مواجه میشوید از این قبیل اند. دیگه از عمل های زیبایی ران و تزریق  نگم. مورد سوم  دوست دندانپزشکی دارم که این شغل را به صورت خانوادگی دنبال میکنند اولین باری که متوجه شدم ایشان چطور مدرک دندانپزشکی شان را گرفتند نقطه عطفی را در زندگی خود حس کردم به صورتی که به ارضای روحی و روانی رسیدم ایشان مدرک دندانپزشکی از هند دارند (راحت بگم ، اگر فرزند شما به انواع روش ها برای دندانپزشک شدن جواب نداد شما میتوانید با پول او را بفرستید به یکی از دانشگاه های بیخود هند و مدرک ایشان در اینجا تایید و معادل شود البته فکر میکنم الان دیگه هند رو قبول نمیکنند ، مهران مدیری در طنز در حاشیه به این موضوع اشاره کرده بود ، مهران غفوریان که از فیلیپین آمده بود و اینجا جراح شده بود) همه این مثال ها رو زدم تا به این برسم که محیط و کانتکس  خود را در درجه اول اگر می تونید عوض کنید ، حالا از دیگر وجوه هم پیگیر شوید  ولی به نظرم این که در محیط مناسب باشید و حتی کاری هم نکنید بالاخره محیط تاثیرش رو روی شما میگذارد (نمیدونم این شاید خیلی غیر واقعی به نظر برسه ولی این چیزیه که من از مثال هایی که زدم بهش رسیدم)</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 00:32:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوهر عمه و هنر چرت و پرت گفتن</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D9%87-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%86%D8%B1%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-aejjgpuxrygz</link>
                <description> همیشه از شوهر عمه ها بد تعریف میکنند ولی در مورد اینجانب  صدق نمی کرد  عمه مکرمه اینجانب بزگترین فرزند خانواده بود و پدرم از فرزندان آخری و همچنین فاصله سنی من با پدرم زیاد است با این تفاسیر پسر عمه های من سن بالا تر  هستند و شوهر عمه و عمه اینجانب سال هاست از دنیا رفته اند  اما خاطرات ایشان هنوز در ذهن همه مانده  و بخاطر همین شوخ طبعی ، ما ایشان رو عمو صدا میزدیم  چند تا از خاطراتی که اینجا میتوانم مطرح کنم ،  را میگم  از آخر به اول شروع میکنم و از داستان مرگ ایشان میگم (مثل فیلم لورنس عربستان)  محرم‌ بود و در خانه شهرستان نذری میدادن این پیرمرد چاق خوش مشرب و شکمو که از قضا ، ته دیگ هم خیلی دوست داشت به حرف هیچ کس گوش نکرد و نهار رو ته دیگ با خورشت چرب خورد و بعد از آن به شکل پیروزمندانه ای به دیار باقی رفت  یک بار دیگه دوست دختر پسرش زنگ زده بود خونه ، (فکر میکنم قضیه واسه سی سال پیش باشه )که صداش رو عوض میکنه و میگه خودم هستم و شروع به گپ زدن میکنه. من زیاد شاید یادم نیاد ولی مردی رو تصور کنید که چاق و خنده رو است و مدام همه چیز رو به شوخی و چرت پرت میگیره  جالب برایم رابطه با پسرانش بود که به نظرم واسه اون دوران که هنوز مدل های رفاقتی پدر و مادر شدن زیاد مد نبود، پیشرو محسوب میشد. در واقع اصلا لازم نیست با فرزندان و اطرافیان جدی باشد  اهمیت چرت و پرت گفتن به حدی است که میتواند این روابط رو بسیار عمیق کند. شاید ما با دوستان خودمون هم به همین دلیل بیشتر صمیمی هستیم چون چرت و پرت بیشتری میگیم  خلاصه  عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 00:06:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نصیحت کارکرد داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%AD%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-xu7xuwrhhxin</link>
                <description>نوجوانی فصل عجیبی از زندگی است و باید فقط بگذره ، مدام با خانواده مخالفت میکنی و هنوز جایگاه خودت رو پیدا نکردی نه کودکی و نه جوان. اون هم شاید بخاطر تغییرات مغزی ای است که در اون دوران اتفاق میوفته ، مثل از بین رفتن شبکه هایی که کمتر استفاده میشدن. اما فرض کنید شما نوجوانی دارید و  میخواهید تجربیاتی که شما در زندگی داشته اید را  به او بگوئید  یا راهی را میرود که شما فکر میکنید اشتباه است را نرود  (فیلم پسر زیبا در مورد مواد مخدر و این دوران است  البته ریتم جذابی ندارد ولی از این جهت که واقعیت را نشان میدهد جذاب است)  چکار میشود انجام داد ؟  اگر از من بپرسید تقریبا هیچ کار  اما در دوران دیگر چه ؟ اگر از من بپرسید باز هم تقریبا هیچ کار  اما نسبت به دوران نوجوانی بسیار جلوتر هستید چون در این دوران مغز نوجوان در حال عوض شدن است  مثل زمین بازی ای که در ابتدا، زمینش مستطیل است و قاعده این است که با پا به توپ ضربه بزنید ولی بعدش زمین مثلثی میشود و باید با دست به دو توپ ضربه بزنید و به دروازه خودی گل بزنید  حالا این اوصاف را بگذارید در کنار این که اصولا نوجوان میخواهد با شما مبارزه کند و بر علیه شماست و تمام تریک های شما رو از حفظ شده چو از خود شماست و پیش شما تربیت شده و تمام نقاط ضعف و قدرت شما را هم میداند  اما در دوران نوجوانی فقط با تغییر محیط نوجوان شاید بتوانید تاثیری رویش بگذارید چون از شما معمولا حرف شنوی ندارد ولی از دوستانش شاید اما در دوران دیگر چه  آیا فکر میکنید نصیحت یا صحبت منطقی جواب میدهد ؟ اول این که تفکر دیگران اصلا مثل شما نیست و شاید چیز هایی که برای شما مهم باشد اصلا برای دیگری مهم نباشد و طور دیگری به دنیا نگاه کند  شما از کجا میدانید که تجربه ای که شما از رنگ زرد دارید با دیگری یکی است و مثلا رنگ زرد شما، رنگ صورتی دیگری نباشد؟ دوم اینکه دروغ زیبا برای ما جذاب تر از حقیقت تلخ است و ما ظرفیت حقیقت رو نداریم  مثل این دوربین های گوشی ها که از یه جایی به بعد به کیفیت دوربین توجه نکردن بلکه به فیلتر های زیبایی و روتوش اهمیت دادن چون چه فایده ای داره یه عکس بیست مگابایت از صورت خسته خودتون بگیرید در حالی که  یه عکس پنج مگی در حالی که زیبا و جوان شده اید بسیار برای شما خوش آیند تر است سوم انسان ها احساسی تصمیم میگیرند و منطقی توجیه میکنند  اگر به یه چیزی اعتقاد داشتید و دوست داشتید چندین دلیل منطقی برای اون پیدا خواهید کرد. چهارم آدم ها گوش نمیکنند که بفهمند آنها گوش میکنند که جواب بدهند. این تقریبا یک گرایش کلی است که میخواهیم مخالفت کنیم و طرف مقابل رو بکوبیم مخصوصا وقتی که بحث جدی میشه البته چیز زیاد بدی هم نیست اگر کنترل بشه پنجم تا وقتی که طرف خودش کلش به سنگ نخورده باشه دنبال راه حل نمی ره همه اینها رو گفتم تا کاربردی ترین کتابی که در زمینه روانشناسی خوندم معرفی کنم کتاب ، هندبوکی  است برای روانشناسان در محیط تراپی  و این که چطور باید صحبت کرد  کتاب اسمش مصاحبه انگیزشی است (اسمش شاید یه خورده تو فارسی خوب ترجمه نشه ولی منظورش اینه که چه کار کنیم طرف خود خواسته خودش رو به سمت مثبت‌تغییر بده) اما ، چطور باید صحبت کرد؟ تقریبا نباید صحبت کرد خلاصه بگم این کتاب تاثیر پایداری نداره و باید روش های دیگه هم پیاده بشه دوم این که نباید صحبت کرد و فقط گوش کرد البته سوال هم بکنی سوم این که از خود طرف راه حل رو بخوای و وقتی چیزی رو گفت که درسته،  توی اون مسیر بیشتر ادامه بدیاگر کسی رو دوست داری و فکر میکنی داره اشتباه میکنه (البته اگر شما اشتباه فکر نکنی) فکر میکنم منطقی صحبت کردن باهاش فایده ای نداره اما خوندن این کتاب خالی از لطف نیست.</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 23:24:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غم در مقابل غم</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%BA%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%BA%D9%85-rp4zzlapbl7h</link>
                <description>کلاس اول ابتدایی که بودم، یکی از بزرگترین مشکلات م این بود که فراموش میکردم چه مشقی را برای فردا باید انجام میدادم  چندین بار در مسیر برگشت به خود یادآوری میکردم اما نمیدانم که چرا بعد از چند دقیقه به کلی یادم میرفت ، البته ، مسیر هم بی تاثیر نبود چون من سال اول دبستان را در روستا بودم و برای رسیدن به مدرسه یک ساعتی باید پیاده روی  میکردم و مسیر همیشه پر بود از تفریحات و سرگرمی هایی که مسیر را طولانی تر هم میکرد ، از قبرستانی که در مسیر بود تا باغ ها و جوب های آب تا حیواناتی که می دیدیم از زنبور و ملخ تا مار و مارمولک تا سگ و گوسفند  برای رسیدن به خانه دو مسیر اصلی وجود داشت یکی کوچه باغ  و دیگری راه آسفالته که ممکن بود در مسیر کسی ما رو ببینه و سوارمان کنه البته صبح ها زیاد مشکلی نبود ولی در ظهر و با گرم شدن هوا گاهی این میسر طاقت فرسا میشد  یادم میاد که سرمای زمستون هم برای خودش مسئله ای بود یه کاپشن فیروزه ای مایل به سبز داشتم که ، زمستون ها مادرم کلاهش رو مینداخت و کش های دور کلاه را چنان میکشید که صورتم مچاله میشدداشتم از غم اون دوران می گفتم  از یاد بردن مشق شب اینقدر برایم استرس داشت که اصلا از یاد نمی برم و شاید هم نتوانم توصیف کنم ، اون زمان مثل الان نبود که کلی شبکه اجتماعی و اینترنت باشه و تو بفهمی که دنیا فقط اون چیزی که میبینی نیست ، من تا چند سال فکر میکردم تنها خودکاری که در جهان وجود دارد خودکار بیک است و مدل دیگه ای رو اصلا ندیده بودم  فیلم آلمانی خداحافظ لنینین  ، شاید این وضعیت رو بخوبی بتونه نشون بده  https://www.imdb.com/title/tt0301357/ خلاصه دورانی بود و غمی که هرروز ساعت شیش و هفت شب بعد از بازی و سرگرمی به سراغم میآمد همین بود(تکلیفم چی بود؟) الان که به درگیری های اون زمان نگاه میکنم،  شاید بخاطر اون همه حرص خوردن بخندم  اما به غیر از این مورد کوچک شدن غم ها در گذر زمان مورد دیگه ای هم !هست و اون کوچک شدن غم در مقابل غم بزرگ تر است (مشکل در مقابل مشکل بزگتر از بین می ره،  شاید به همین دلیله که وقتی با دوستامون درددل میکنیم ، میخوان ثابت کنند این که چیزی نیست من بدترش رو داشتم) بزرگی میگفت هر وقت غمگینی ، درواقع جاهلی ، نمیدونم شاید از این دیدگاه بشه  جمله بالا رو نگاه کرد فکر میکنم در نوشته های قبلی گفته بودم که انسان بیشتر در ذهن خود رنج میبرد تا در واقعیت و این که چیز های زیادی هستند که انسان رو عذاب میدن ولی چیز های کمی هستند که آدم رو برای مدت کمی خوشحال میکنند  جدیدا پادکست طبقه ۱۶ رو شنیدم که اشاره ای به کتاب ژن خود خواه کرد ، این کتاب رو قبلا خوانده بودم و با این اشاره جرقه ای در ذهنم خورد البته توصیه به خواندنش ندارم ولی دید جالب و ترسناکی دارد  این که شما ظرفی هستی برای حمل و انتقال ژن هایتان و وظیفه بقا و تولید مثل دارید  و تمام این استرس ها برای این است که شما به این دو هدف اصلی برسی  ولی قرار نبوده که شما به این موضوع آگاه بشی و حالا هم توقع آرامش داشتن با هدف اصلیت در تعارضه نمی گم نمیشه کاری کرد که اصطکاک کمتری متحمل بشی و راحت زندگی کنی بلکه میگم باید به این تعارض بنیادی هم فکر کنی</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 17:14:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلو و رانندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D9%81%D9%84%D9%88-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-lc5pyhidm86j</link>
                <description>یکی از سوال هایی که  ذهنم رو درگیر میکرد این بود که چطور یک نفر کل عمرش رو صرف یک کار روتین میکنه؟ و وقتی که بازنشسته هم‌میشه دوباره میخواد بره سراغ همون کار تا بیکار نباشه  البته بعضی شغل ها ،چالش های خودشون رو دارن ولی بعضی دیگه یا خیلی روتین هستن و یا اگر چالشی دارن زیاد جذاب نیست  مثلا راننده تاکسی ای که سیصد هزار کیلومتر با ماشینش رفته یا انبار داری و بنک داری که بیشتر وقتش رو بیکار نشسته و ... چیزی که این کار ها رو قابل تحمل و یا حتی لذت بخش میکنه ، بنظر باید چیز مهم و قابل یادگیری ای باشه  و اون عادت و حالتی است به نام فلو،  حالتی که شما گذر زمان رو حس نمیکنی ، کار برات لذت بخش میشه و بدون انرژی کارت رو انجام میدی  جالب اینکه این فرایند تغییر میکنه ، یعنی کار هایی هستن. که در ابتدا ، در حالت فلو انجام نمیشن و بعد از مدتی به حالت فلو میروند مثل رانندگی که اول خیلی سخت انجام میشه و بعد به آسونی و بدون فکر کردن  از دیگر کار هایی که در حالت فلو انجام می شه لباس پوشیدن ، فیلم دیدن ، مسیر هر روزه خانه رو آمدن هستش  اما اگر بشه بقیه چیز ها رو هم به همین حالت برد و ازش لذت برد و به راحتی و به عادت انجام داد چی ؟ مثلا سیستم یادگیری ما بسیار ، کم راندمان است  آموزش در مدرسه یا آموزش در دانشگاه ، حتی آموزش در دیگر حالات هم کم راندمان است .مثلا ، تصمیم گرفتیم یک دوره ای را تمام کنیم ، اما مدام چیز های مختلف در ذهن می آید و یا اگر با تمام حضور ذهن هم یاد گیری انجام شود ولی باز هم طول میکشد  اما اگر بشود این کار ها یا هر کاری رو به صورت خودکار انجام داد آنوقت چه؟</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 16:45:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باز از مسجد شهر صوت قرآن آید</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B5%D9%88%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-s6n2ikow80sf</link>
                <description>من با توجه به کار و علاقه ام با جمع های مختلفی سر و کار دارم . حتی سعی میکنم از کنار  عقایدشان  عبور کنم  ولی جالب ترین افراد ، افرادی بودن که منطق فرا سازگار داشتن و کارهاشون رو به راحتی توجیه میکردن  حالا نه این که یک قشر خاص باشند نه ، فقط چون عقاید متضادی داشتن از توجیه کردنشان تعجب میکردم  مثلا ممکن بود فردی خودش را بسار مذهبی بداند و همه رسوم و آداب را بجا میآورد ولی کار های دیگری که برخلاف دین بود را هم انجام میداد(توصیه میکنم منطق فرا سازگار رو سرچ کنید)</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 16:24:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم خریدنیست ، هنر هم همینطور</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-qt0vh3egtxgw</link>
                <description>نمیدونم قبلا گفته بودم یا نه ولی صحبتی از آقای فرهمند علیپور شنیدم که بسیار به دلم نشست و چندین بار دیگر هم از آن استفاده میکنم  نقل به مضمون : کشور ها اول پولدار شدن و بعد دانشگاه های بزرگ ساختن ، مثل چین و دبی .  مثالی هم از انگلیس زدن که به کمک دزدان دریایی مخارج خود را تامین میکردن کل  موضوع همینه  حالا وقتی که متوجه میشوید شرکت های سیگار سازی سالها محقق استخدام میکردن تا به این نتیجه برسن که دلیلی بر پیدا شدن رابطه علی و معلولی بین سیگار و بیماری ها پیدا نشده تعجب نمی کنید از طرفی هنر هم با پولدار ها همیشه عجین بوده و پیشرفت کرده ، نقاش ها و مجسمه سازهای کلیسا ، اپرا برای افراد پولدار بوده و هنوز هم برای جمع های خاص و گروه های خاص است ، موسیقی بیشتر در دربار شاهان رشد کرده و همچنین شعر  اما در چند دهه اخیر بخاطر تاثیر زیاد رسانه و کنترل افراد و ... این هنر در قالب سرگرمی ارزان شد و به دست افراد رسید و حتی به صنعت برای پولسازی هم تبدیل شد</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 13:35:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم از صحبت شیراز بکلی بگرفت</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-lcyxv4pj5j2q</link>
                <description>یکی از دوستان چند سال پیش در ابتدای دوره ترامپ و شروع تحریم های ایران ، گفته بود مردمی که رونق دهه هشتاد رو دیدن  رو نمیشه دوباره به فلاکت انداخت ، مردم تحمل نمیکنند الان که نگاه میکنم میبینم مردم به هر چیزی عادت میکنند.دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفتوقت آن است که پرسی خبر از بغدادمهیچ شک نیست که فریاد من آنجا برسدعجب ار صاحب دیوان نرسد فریادمسعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیحنتوان مرد به سختی که من این جا زادم</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 13:23:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شک گرایی و کارکرد گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%B4%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-xdictxamzucs</link>
                <description> این دوتا شیوه های فکر کردن که برای من جالب است و بنظرم کاربرد زیادی  دارند و به نتایج خوبی هدایت میکنند البته مثل هر ابزار دیگری باید درست استفاده شوند یکی از بزرگان  در مورد شک گرایی حکایتی میگفت  استاد و شاگرد شک گرایی بودند ، یک روز استاد گرفتار دسته ای اوباش میشود و به شدت کتک میخورد ، درحالی که شاگرد خود را از دور می‌دیده و طلب کمک میکرده ولی او اصلا کمکی نکرده روز بعد که شاگردش رو دید گفت چرا به کمکم نیومدی، فلان فلان شده؟  شاگرد جواب داد اول که از دور قائله رو دیدم شک کردم که درست میبینم یا نه؟ بعد شک کردم که آیا شخصی که کتک میخورد شما هستید یا نه ؟ بعد شک کردم که آیا میتونم کمک کنم یا نه ؟ این حکایت از این جهت مهم بود که شک گرایی هم مثل بقیه ابزار ها  استفاده درستی دارد  که از لحاظ کارکرد به تفکر  نقادانه نزدیک است  زیاد اهل فلسفه بافی نیستم ولی این طرز فکر یا عمل اگر درست استفاده بشه میتونه مفید باشه ترسم ازآنکه بانگ آید روزی کای بی خبران راه نه آن است نه این اما کارکرد گرایی یا عمل گرایی رو بهتر از من تو سایت های مختلف توضیح دادن ولی چیزی که میتونم باهاش مقایسه کنم   نظریه بازی ها و تعادل نش هست ، یعنی همه چیز رو میشه به عنوان یک بازی یا تعادل دید که در یک  تعادل هستند (البته نه لزوما تعادل)  و اینکه هر چیزی یه کارکردی داره  اگر کسی  یا مریض  افسرده میشه ، شاید کارکردش این باشه که بدن فرصت اینو پیدا کنه که احیا بشه اگر کسی مشکلات اقتصادی داره و راهی هم پیدا نمیکنه؟ و می ره سراغ چیزهایی که حواسش رو پرت کنه و لذت موقتی بده مثل شبکه های اجتماعی و تلویزیون و این چرخه ادامه پیدا میکنه اگر شما ،نذر میکنی شاید کارکردش این باشه که فکرت رو متمرکز کنه ، یا اینکه سعی ت رو بکنی و جایی که از توان شما خارج بود برات مهم نباشهجدیدا با مد شدن اقتصاد. گفتاری و خطا های شناختی، خیلی مد شده که بگن شما مثلا خطای داننیگ کروگر دارید ولی شاید کارکرد این خطا این باشه که اعتماد بنفس داشته باشی و بتونی بعد از هر شکست ادامه بدیحالا اسمش رو گذاشتن سوگیری یا خطا ، این دلیل نمیشه که بیای از بین بیریش.</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 13:13:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهتر از من</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-lveshds82vby</link>
                <description> بعضی چیز ها زیاد تو ذهن من می چرخه و شاید زیاد گفته باشم  یکی از اونها اهمیت شبکه و اجتماع و محیطی است که در اون هستیم  حالا  آدم هایی که از ما بهترند چرا باید با ما وقت بگذارند (این سوالی بود که در یکی از متن های محمدرضا شعبانعلی خوندم و به نظرم سوال میلیون دلاری شاید همین باشد) چیزی که به نظرم میرسه اینه که اولا توی یه چیزی خیلی خوب شو دوم اینکه هر کس در چیزی خوبه سوم روابط و معاشرت رو باید اهمیت بدی  یکی از دوستان که حدودا یک ساله بازی مافیا رو یاد گرفت و الان داره برنامه اجرا میکنه برام منبع الهام شد  اول اینکه ایشون هاب این قضیه شدن با کمک کردن به دیگران یا تشویق اونها و... شبکه ای صد یا دویست نفره پیدا کرد  هر کسی به دنبال چیزی باشه کم کم به همون تبدیل میشه  هر که چو آب روان در طلب جوست جوست</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 11:56:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غریزه اصلی (حسد)</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D8%AF-z2a66akhofbn</link>
                <description>حدودا شش  هفت ساله بودم و در روستا زندگی میکردیم ، دوران بسیار  خوبی بود. می رم سراغ اصل مطلب  من بودم و کلی خوراکی های خوشمزه  من تمایلم به چیز های ترش زیاد بود و هست ، یکی از این عزیزان دل آلبالو خشکه بود. آلبالویی های خوش رنگ و ترش رو بانمک میذاشتیم جلوی نور  خورشید تا طی  سه روز خشک بشه و ولی  همون سه روز که برای من به شدت زجر آور بود و من  سعی میکردم توجه ام رو به چیز های دیگه جلب کنم خلاصه روز آخر بود و تقریبا موقع خوردن  آلبالو خشکه ها  ، که همان روز آن اتفاق تلخ افتاد ، دختر خاله ام که دوسالی از من کوچکتر بود به خانه مان آمد، من که می ترسیدم رقیب پیدا کنم باز هم ناامید نشدم بیشترین سعی ام را کردم که سوژه رو از محل  آلبالو خشکه ها دور نگه دارم ، حالا بماند که چه مرارت هایی که نکشیدم ولی بالاخره ، افتاد آن اتفاقی که نباید، ایشان بالاخره محل آلبالو خشکه ها رو پیدا کردن و شروع به دستبرد زدن به گنجینه من کردند اینجاست که شاعر میگه من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود  من هم که دیدم ذخایر در حال کم شدن هستن ، خودم هم شروع به خوردن کردم تا از قافله عقب نمانم. همزمان که با هم آلبالو خشکه می خوردیم سعی کردم دختر خاله عزیزم(که الان به چشم دشمن خونی بهش نگاه میکردم ) رو قانع کنم که اینها هنوز کامل خشک نشده و باید صبر کنیم و بسه دیگه بریم  در همین زمان مادرم رسید و کل نقشه هایم رو نقش بر آب کرد دقیقا یادم نمیاد، فکر میکنم مقداری هم آلبالو خشکه  بهش داد که ببرد برای من آن روز یک شکست به تمام معنا  بود  چند روزی از مادر دلگیر بودم ولی چیزی نمی تونستم بگم فکر میکنم روز بعد بود که دلگیری ام رو به صورت یک جمله  به مادرم گفتم که هنوز بعضی وقت ها صحبتش میشه من به ایشون گفتم ای کاش من هم یه خاله مریم داشتم  گفت الان چه اشکالی داره مامان مریم داری  کمی سوال کرد ولی چیزی نگفتم  فقط گفتم ای کاش یه خاله مریم داشتم دیگه این خاطره رو گفتم که به حسادت برسم ، چیزی که از زمان هابیل و قابیل بوده البته این برادر و خواهر کشی در حیوانات هم است تعدادی از پرندگان هستند که معمولا دو تخم میگذارند در صورتیکه معمولا یک جوجه رو میتونن بزرگ کنند. البته این یک نوع بیمه است و پدر و مادر شما هم که دو یا چند بچه آورده اند تقریبا از همین استراتژی استفاده کرده اند اگر صید خوب بود شما دوجوجه دارید و این یک موفقیت است ، اگر هم صید متوسط بود و یک جوجه میتوانست زنده باشد ، اون قوی تره زنده میماند یا اگر یکی بر اثر حادثه ای از بین میرفت دومی بود که بزرگ شود(البته هستند جوجه هایی که قصد کشتن برادر و خواهر خود را هم دارند ) توصیه میکنم فیلم سینمایی برادران باد رو در این زمینه ببینید https://www.imdb.com/title/tt3532278/اولین بار تفاوت سیستم و اکو سیستم رو از زبون محمدرضا شعبانعلی شنیدم اون اکوی اولش معنی داره ، یعنی اگه تو نباشی به یکی دیگه می رسه  و اصولا رقابت  وجود داره این رو توی بازار و مخصوصا این بازار های قدیمی و حجره ای راحت میبینی چشم و هم چشمی زیاده ، به همین خاطر اسفند زیاد دود میکننخلاصه که حسد  جز حس های پایه است و همیشه وجود داشته و داره ولی چون جامعه خجالت می کشه از بیانش ، اصلا ازش صحبت نمیشه  مخصوصا تو جامعه ما ، فکر میکنم بیشتر است و بیشتر پنهان میشه فکر میکنم این حس رو میشه بهش مسیر داد، یعنی پایه ای بشه برای تلاش مثل رقابت طلبی</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 11:30:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غریزه اصلی</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-zp0biaed1xbh</link>
                <description>این که ژن های من  و کاهو شاید تا شصت هفتاد درصد یکی است چیزی بود که وقتی برای اولین بار  شنیدم بسیار تعجب کرده بودم.دوستانی که  هنگام پخش راز بقا از تلوزیون به اون یوزپلنگ فحش میدادن ، من همیشه بهشون می گفتم خوب انسان هم همین کار رو می کنه (حیوان هایی که حتی آسمون رو ندیدن ، مرغ هایی که نور خورشید رو ندیدن و توی قفس های تنگ زندگی میکنند و میمیرند و یا جوجه هایی که معدوم میشوند ، گاو هایی که که استثمار میشوند و دوشیده میشن ، حیوان هایی که اصلاح ژنتیکی میشوند تا آدم خوشش بیاد سگ هایی که باید می مردن چون پای کوتاه به وجود آمده اند ولی طی صد تا دویست سال اصلاح ژنتیکی بر طبق خواسته و خوش آیند انسان به این شکل در آمدند)فرق اون یوز پلنگ با ما اینه که اون تلاش میکنه و به اندازه شکمش میخوره اما انسان تلاشی نمیکنه؟ گاهی برای تفریح این کار رو میکنهولی از وقتی که شباهت ژنتیکی رو شنیدمگفتم ما وقتی شب قبل برای آبگوشت نخود لوبیا هم خیس میکنیم داریم اونها رو گول میزنیم که تو فرصت رشد داری ولی به طرز بی رحمانه ای اونها رو می کشیم اون هم زنده زنده آبپز میکنیم (دیدگاه مریض ?)این صحبت ها رو بیشتر برای آدم های دوستدار محیط زیست میزنم یا کسایی که گوشت نمی‌خورنواقعیتش من  اینها رو یه ژست میدونم شاید بعدا یه چیزی در موردش نوشتماما بریم به بحث اصلی برسیماسم ساقه مغز رو اگه شنیده باشید و با این داستانی که تعریف کردم از شباهت من و کاهومیخوام به این برسم ما و دیگر موجودات ارگانیسم هستیم و مغز ما تکامل بیشتری پیدا کرده معمولا میگن قسمت پیش پیشانی تکامل پیدا کرده و باعث تفاوت ما شدهاون هم یه نظریه هست که میگه چون آدم از آتیش استفاده کرده و تونسته غذاش رو بپزه ، این انرژی به دست آمده باعث سیر تکاملش  شدهیعنی اگر چند هزار سال به گربه و مرغ هم غذای پخته بدیم میتونن این تکامل رو پیدا کنند ؟ نمیدونم .می ریم دوباره سر تقابل مغز ها ، مغز جدید (کورتکس ) و مغز قدیم (همون ساقه) (این بحث ها اصلا دقیق نیست و شاید اسم و شماره ای رو اشتباه  گفته باشم ولی فکر میکنم کلیتش قابل اتکا باشد)مغز قدیم حاصل چند صد میلیون سال تکامله ولی مغز جدید چند هزار سالدر مغز قدیم چیزهایی باید تعبیه میشده که فقط کافی می بوده و اگر احساسات رو بخواهیم  درنظر بگیریماحساسات ترس یا شهوت احساساتی هستند که شاید بتوان آن را غریزه اصلی دونستیعنی احساساتی مثل عشق بعدا از روی همین احساس توسعه پیدا کرده و پایه اش این بودهحالا میخوام این رو گسترش بدماگر شما از کسی خوشت میاد (چه مرد چه زن ) پایه اش این احساس استتوجه داشته باشید که این مطلب استعداد برداشت بد رو دارهاین به این معنی نیست که شما نمی توانید کسی رو برای تفکراتش دوست داشته باشید یا شیوه رفتار و یا این که دوست همجنس خود را به چشم خریدار میبینیدبلکه به این معنی است که ساختمان مغز ما یه پایه ای داره و همه چیز از اول از اونجا شروع میشه حالا بریم سراغ مثل هاششاید از جذاب ترین مطالبی که خوانده باشم ، روانشناسی تکاملی و مبحث این بود که چرا زیبایی زیباست؟که قبلا هم در جایی نوشته بودمعشق: ع ش ق  علاقه شدید قلبی&lt;br/&gt;مثال دیگری از این رو میتونم بازیگر ها در کشور های جهان سوم و در حال توسعه باشند مثلا ایران و هند ،بیشتر بازیگر ها بخاطر چهره زیبا بازیگر شده اند و شاید اصلا هنری نداشته باشندو بقیه هم یا نقش مخالف اند یا باید خنده دار باشند و بهتر است کچل یا چاق یا لاغر یا ... باشندیه عده هم بخاطر استعداد و فکر و کمدین بودنشان بازیگر شده اندالبته این در کشور های پیشرفته هم است ، مثلا کیم کارداشیان که اسطوره بی هنری و مشهور بودن استالبته بنظرم این کیس رو باید از منظر رسانه و از منظر احتمالات و از منظر نزدیکی با عوامل قدرت هم باید بررسی کرد که شاید روزی در موردش نوشتم.</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 23:47:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارمندی هروئین قرن بیست و یک</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-qpyijg65qpy1</link>
                <description>توی کتاب های مدیریت و موفقیت و اینطور چیزا که خارجی ها نوشتنکار کارمندی رو به هروئین قرن بیست و یکم تعبیر کرده اند از این جهت که آینده نداره و اتلاف وقته و در آخر شما رو به جایی نمیرسونه و  مثل اعتیاد می مونه  چون عادت میکنی به یک کار و ماهیانه حقوق گرفتنکاری ندارم که درسته یا غلطیا این که من مخالفم یا موافقیا این که آزمایش علمی ای پشتش هست یا نهیا این که چه بزرگانی این حرف رو زدن یا کس دیگه اییا این که اینجا و برای من کارکرد داره یا نهیا استراتژیه خوبی است یا نهفقط میخوام بگم اونطرف یه عده دارن اینطوری فکر میکننحالا اگر  کار کارمندی تو کشور های پیشرفته هروئین باشهاینجا با در آمد دویست سیصد دلاری در ماه و بدون هیچ آینده ایاین چیه؟ ای کاش هروئین بود :)</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 23:30:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهم و غیر فوری ، چقدر وقت میگذارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-jtpravmlqsjg</link>
                <description>اتریس آیزنهاور رو سرچ کنیدکارها رو به چار حالت تقسیم میکنداز لحاض فوریت و اهمیتفوری مهمفوری غیر مهمغیر فوری مهمغیر فوری غیر مهمکارهایی که در زندگی ما واقعا تاثیر دارند مهم و غیر فوری انداما ما بیشترین تایم رو به کار های غیر فوری و غیر مهم میدهیم (باور ندارید زمان حضور در موبایل و تلوزیون و اینترنت رو مشاهده کنید)افرادی هم که خیلی خود را مشغول میکنند بیشتر کار های غیر مهم و فوری را انجام میدهند (تفویض اختیار بلد نیستند)حالا اینا رو نگفتم که بگم خودم اینطوری نیستم یا اینکه شما یه سال از عمرت رو تو دستشوییی هستیفقط برای یادآوری این کار های غیر فوری و مهم گفتم و این که چقدر تاثیر گذار هستنتو یکی از این پادکست ها یه جمله شنیدمجهنم واقعی زمانی هست که شما بفهمی به چه جاهایی می تونستی برسی و چه کار هایی کنی ولی نرفتی دنبالش یا خودت رو سرگرم چیز های دیگه ای کردییاد این حکایت ملا نصرالدین افتادمملا سنگی رو میخواست بلند کنهنتونستگفتکجایی جوانی که یادت بخیریه خورده اینطرف و اونطرف رو نگاه کردگفتخودمونیم ، در جوانی هم نمی تونستم بلند کنممورد آخر ، فکر میکنم متن زیر از محمدرضا شعبانعلی در مورد زمان ، اینجا مفید باشهحتما حتما بخوانیداینم لینکشدرباره زمان: من ساعت شنی را دوست دارم</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 23:24:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرق تلفن و پیامبر</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-qxju8tnfeo4r</link>
                <description>اخیرا در پادکستی ، شنیدم که میگفت فرض کنید شما در یک سفره خاویار گذاشتید و میخواهید مهمان ها به خاویار دست نزنند، چه کار میشه کرد؟میشه یه سفره هشتاد متری انداخت و پر از غذاهای مختلفاونوقت دیگه خوردن اون احتمالش کم میشهبزرگ دیگری میگفت فرق تلفن و پیامبر چیه و چرا به تلفن نمی گن پیامبر؟چون اون یه خبر مهمی رو انتقال میداده نه هر حرفی(تاریخچه حرف مفت زدن رو هم سرچ کنید جالبه)اما این دو صحبت چه ربطی به هم داره؟انسان در دو حالت کور میشهیکی وقتی نور نباشهو دیگری وقتی نور به شدت زیاد باشهدر قدیم رسانه ها بسار کم بودن و دستکاری اونها بسیار راحت بوداما الان چون رسانه ها به شدت زیاد شدن و شما به هر جور اطلاعاتی دسترسی داریدچند کار باید کرد ، این که برداشت طرف رو از اتفاق واحد تغییر بدی و این که اینقدر اطلاعات چرت و پرت و الکی بهشون بدی که خبر اصلیه گم بشه (مثلا فلان بازیگر طلاق گرفت ، فلان فرد اینستاگرامی فلان چیز رو گفت،  صحبت های جنجالی فلانی ، .....)توصیه میکنم پروپاگاندا رو سرچ کنیدو این که بعدا به علم روابط عمومی تغییر پیدا کردتوصیه میکنم پدر علم روابط عمومی رو هم برید سرچ کنیدکسی که باعث سیگاری شدن زنان شد و کلی کمپانی سیگار سود کردناین مقاله ها هم تقریبا در مورد همین موضوعه  خواستید بخوانیدچرا از کانال های جوک بیرون آمدم&lt;br/&gt;حوصله ام سر رفته&lt;br/&gt;برده داری اپ ها</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 23:16:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اطاعت خواهی کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-cwujkrnjr1yn</link>
                <description>شاید مهم ترین آزمایش روانشناسی آزمایش های میلگرام باشه ، آزمایش رو سرچ کنید ولی یه توضیح مختصر میدمیه دستگاه شوک دهنده است و به آزمایش شوندگان میگن که تاثیر شوک برای حافظه رو بررسی میکنن ولی اینطور نیست و این ظاهر ماجراست افراد دوتا دوتا میرن برای آزمایش ولی یکی از نفرات همیشه همدست آزمایشگر  است  و همیشه می ره به عنوان کسی که باید شوک الکتریکی بگیره. می ره و دستش رو وصل میکنه به دستگاه ، این شخص معمولا  یه بازیگر خوب بوده که باید خوب ادا در میآورده. البته قبل این چیز ها یه شوک به آزمایش شونده میدن که درد شوک رو درک کنه. آزمایش شونده همیشه به عنوان اپراتوری که پشت دستگاه می شینه و دستور میگیره که شدت شوک رو زیاد تر کنه استفاده میشهآزمایش سوری  این طوره که یه سری کلمه رو پشت سر هم میخونن و اگر همدستی که بهش سیم وصل شده نتونه  بگه شوک میدن بهش ؛ البته این آزمایش سوری است و طرفی که سیم بهش وصل شده فقط سرو صدا در میاره، تا جایی که میگه من قلبم مشکل داره و خواهش میکنه و زجه میزنه و در نهایت خودش رو به بیهوشی میزنه ، اما اینطرف به آزمایش شونده اصلی بعد از هر بار اشتباه عمدی  بازیگر ، میگن که مقدار شوک رو زیاد کن و روی اون دستگاه در درجات بالا نوشته بودن خطر مرگ گرفتگی یا یه همچین چیزیحالا اومده بودن و پرسیده بودن از روانشناس های دیگه که فکر میکنین چند درصد تا درجه آخر دستگاه میرن و باعث میشن طرف بیهوش بشه ؟روانشناس ها گفته بودن آدم های دیگر آزار و کسایی که  مشکل روانی دارن تا مرحله آخر میرن (فکر میکنم حدود یک یا پنج درصد بود)ولی درصد نفراتی که این کار رو میکنن خیلی بالا تر بود (فکر میکنم حدود شصت هفتاد درصد )این آزمایش رو در حالت های مختلف و با آدم های مختلف و جا های مختلف انجام دادن و همین نتیجه رو گرفتنhzپرده دومپادکست بی پلاس اپیزود چهلم رو گوش کنیدآدم های معمولیداستان یک سری آدم های معمولی ارتش آلمان است که عضو حزب نازی هم نبودن و هر کدام بخاطر مشکلاتی که داشتن ، به‌جنگ نرفتن ،گردان یا جوخه ۱۰۱اینها چون نفر کم آمده بود رو میفرستم برای اعدام ، حتی میتونستن که از اون کار انصراف هم بدن اما راحتی ای که اونها در انجام این کار داشتن و خاطراتی که به وجود میاد، میشه یه کتاب و جالب این که بعد از جنگ و شکست آلمان ، اینها بر میگردن به همون زندگی معمولی خودشونپرده سومآزمایش های تاثیر فشار اجتماعی و لنگر پیش فرض اولیه رو سرچ کنیداینقدر آزمایش و تحقیق انجام شده که توضیح من بی فایده است</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 23:04:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سواد عددی چیست؟ و چرا باید فرا گرفت ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%AF%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-bmldumdpvbi6</link>
                <description>یکی از آشنایان که زیاد با هم تعارف هم نداشتیم حدود  بیست سال پیش بالا بالا نشسته بود و بزرگ بزرگ صحبت میکرد ( این ضرب المثل رو سرچ کنید حکایتش جالب بود و مورد استفاده اش) و وسط حرف هایش در مورد کائنات و ... گفت میدونی چند سال نوری طول می کشه تا فلان اتفاق رخ دهد(من اون زمان جوان بودم ولی البته ایشان هشت سالی از من بزرگتر بود)من بی هوا گفتم سال نوری واحد طول است نه زمانایشون هم خنده اش گرفت (چون جمع داشت گوش میکرد)گفت حالا نمی شد شما ما رو قهوه ای نکنیاون روز خنده ام گرفت و گذشتاما بعدا از طریق چند نفر با دو مفهوم آشنا شدمسواد عددیسوال فِرمینمیخوام توضیح بدم که اینه چیه چون محمدرضا شعبانعلی خوب تر توضیح داده و سرچ کنیدولی الان برای استخدام ، حتی نمیان بگن که آزمون هوش یا مدرک یا آزمون های دیگه بگیرنمیان یه سوال فِرمی میپرسن ازشمثلا تعداد کسایی که  پارکور  انجام میدن تو تهران چند نفره؟</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 22:53:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش مرغ و خروس</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%B3-inzl9ilqft0c</link>
                <description>در دوران بچگی مدتی رو روستا زندگی کردم  و شاید بهترین زمان زندگیم هم همون دوران بوداونجا مرغ  و خروس و اردک داشتیم و من از بچگی با اینه مانوس شده بودمالان هم اگر اکسپلورر اینستا ی من رو باز کنید ، حتما یه چند تایی مرغ و خروس میادبعدا فهمیدم یه سری هستن تو دنیا که واقعا دیوانه وار عاشق این حیوان ها هستن و این دوست داشتن اسم هم دارهیه مستند دیگه در مورد پرورش مرغ های زینتی ودر آمریکا می دیدم،  که فهمیدم چقدر  فاکتور های زیادی برای زیبایی دارند که حتی کتاب هم شده و پروش دهنده هاشون سعی میکنن به طبق این معیار ها اصلاح ژنتیکی کننداما در مدح این حیواناز ژیروسکوپ داخل مغزش چیزی نمیگ و یا سیستم هاضمه که با سنگ کار میکنهاما چند نکته دیگه رو بیشتر توضیح میدمجانوران از نژاد دایناسور هاگروهی از دایناسور ها شروع به بالا رفتن از درخت کردن و سپس پرش از یک درخت به درخت دیگر ، درست مثل سنجاب ها ، و نسل پرندگان از هامون نسل است که کوچکتر و منطبق تر شدنسیستم سلسله ایدر بین مرغ ها یک سیستم سلسله مراتبی هست طوری که جانور بالا تر معمولا ضعیف تر ها رو میزنه ، مخصوصا وقت غذا ، این نوک زدن به قصد کشتن نیست و فقط برای یادآوری جایگاه است ولی بیشتر مواقع اتفاق می افتداین جانور هم وحشی بوده و گونه های وحشی هم هنوز هستنولی چون این جانور بسیار با محیط وفق پیدا میکرده و روزانه تخم گذاشتن ( برید سرچ کنید چرا هر روز تخم میذارن) و این که زودتر چاق میشد و با هرجور آب و هوائی انطباق پیدا میکرده ، اسیر ویژگی های خوبش شده و توسط انسان تولید انبوه میشوددر زیر  دو پیج اینستا گرام و یک مستند رو برای علاقه مندان میذارمhttps://instagram.com/mad4hens?igshid=zf9emberswwihttps://instagram.com/mad4hens?igshid=zf9emberswwihttps://www.imdb.com/title/tt4819510/</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 22:44:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه حافظه ضعیف و یه دل خوش</title>
                <link>https://virgool.io/@Rain_Man/httpsvirgooliorainman%DB%8C%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D9%81-%D9%88-%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%B4-zw6idzsg8a2i</link>
                <description>جایی خوندم که که حافظه ضعیف و دل خوش ، نعمته و برای زندگی شاد لازمهپرده اول حافظه ضعیفجای دیگر خواندم ، که انسان ها بیشتر در ذهن خود رنج می کشند تا در بیرونحالا این یعنی چه؟فرض کنید خجالت آور ترین چیز برای شما اتفاق افتادهمثلا جلوی کسی که خیلی رو دربایسی دارید ، باد معده ای از شما خارج شدهیا این هر چیز دیگه ای (توی آسانسور باد معده داده اید ، به خواستگاری کسی رفته اید و خانواده عروس فکر میکنند برای دختر بزگتر آمده اید، مقدار ریال و تومان قیمت ها رو پیش فروشنده اشتباه کرده اید ، بدن لخت شما رو کسی دیده و شاید در حالتی که نباید میدیده، یک چیز رو همه در کلاس فهمیدن و فقط تو نفهمیدی، یک دروغ ی گفتی و در لحظه مشخص شده، لباس شما در عروسی  پاره شده و شما نفهمیدید، شما برای تیپ و قیافه از طرف چند نفر از جنس مخالف مسخره شده اید )اگر خواستید موقعیت های دیگه رو که ذهنتان می رسه رو کامنت کنیدبه قول ایمان فانی همه اینها به طرز رقت انگیزی برای سیاره   M6592در هزاران سال نوری فاصله بی معناست و تمام این ذهنیتی است که ما در ذهن خودمون ساختیم،  از باید های داخل ذهن ماست و ایگو ها ی ذهن ماستخلاصه جدیش نگیریدد ر پادکست شنیدم که تنیس بازها روی این تمرکز میکنند که در وسط بازی، بازی  از این ست شروع شده حالا جلو هستی یا عقباگر بتونی ، از اون شکست های قبلی بگذری و فقط درس بگیری و ازش بگذری هم خودت رو اذیت نکردی و هم شانس پیروزی ت رو زیاد کردیتوصیه میکنم این تد تاک رو ببینیدچیزی که من از صد بار  رد شدن فهمیدم&lt;br/&gt;پرده دوم دل خوشاز محمدرضا شعبانعلی خوندم یا شنیدم که در آزمایش ثابت شده کسی که یک خودکار و طوری در دهان میگذارد که مصنوعی لبخند بزنه (طوری که سگ استخوان رو بر می داره،  برای روشن شدن گفتم البته) به وضوح حال بهتری داره و فکر میکنم گفت توی تسک  هایش هم موفق ترهمورد بعدی برداشت های مختلف از یه اتفاق واحده  مثلا یک تکل در بازی پرسپولیس و استقلال که نصف مردم میگن خطا بود و نصف دیگه میگن نبودتوی نگاه به زندگی هم فکر میکنم دو جور دید وجود داره ،کمدی و تراژدیباید این تمرین رو کرد که بدی ها رو ببینی و بهشون بخندی ، جدی ترین چیز ها تو ذهنت  رو تمسخر کنی و باید تراژدی رو ببینی و سعی کنی اون کار رو نکنی</description>
                <category>Rain Man</category>
                <author>Rain Man</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 22:33:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>