<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Rasta</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Rasta_2006</link>
        <description>اگر خوب بودن ادما به انجام کاری که دیگران می پسندن،ختم بشه... من ادم خوبی نیستم:]</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:47:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3176650/avatar/UOlOjn.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Rasta</title>
            <link>https://virgool.io/@Rasta_2006</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جنبش کور‌ها(زن ستیزان)</title>
                <link>https://virgool.io/@Rasta_2006/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%A7%D8%B2%D9%86-%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-ocwzp1g6vddt</link>
                <description>سلاممم و عرض ادبخب راستش دلم میخواست یه داستان بنویسم ولی فک کردم یه پست با محتوا این کانال(عجوبه) در تلگرام واجب تره🤣این حاج اقا گل اسمش ظاهرا حضرت خشمهخلاصه که با توجه به پستای ایشون میتونم بگم این جناب بدجوری عقده ای تشریف دارن.مخصوصا از یک زنو بعد از مردایی که به اون زنه مورد نظر توجه داشتنخلاصه که با هر بار بالا رفتن و خوندن پیامای بیشتر،بیشتر از قبل میشینی میخندی از روی حماقت و عقده بودن این افراد.الو حضرت خشممن کار ندارم تو زندگیت چه اتفاقاتی افتاده یا تو چه ادم مثلااا مرد سالاری هستیهر فردی اعم از مرد یا زن قبل جنسیت داشتن انسانه و هیچ عقده ای مثل تو حق اینو نداره بگه که فلان جنس بخاطر جنسیتش یه موجود کثیف و پلیده. فرقی نمیکنه اون فرد یک زن باشه یا یک مرد.ادم های مثل تو،کسانی که طرف یک جنسیت رو میگیرن بیشتر از جاهلان عرب که دختران رو زنده زنده دفن میکردن نیستن.افرادی احمق و با زاویه دیدی تنگ از روی عقده که توانایی دیدن افراد درست و خوب رو در جنس مقابل ندارن.واقعا بعد خوندن این کانال نمیدونستم تاسف بخورم یا بخندمبه حماقت شدید این موجوداتی که زن رو حقیر میدونن در حالی که مادرشون یک زنه(البته که ممکنه از طرف مادره اسیب دیده باشن و برای همین فک نکنم اهمیتی بدن)داشتم با خودم فک میکردم در برابر همچین ادمایی چی باید بگم؟ولی بعد به این نتیجه رسیدم این ادم ها تمام زن های اطرافشون رو حقیر میدونن و اسیب میزنن.پس حرفای من فایده ای نخواهد داشتتفکر اون ها سمیه و سمی خواهد بودو بحث با چنین افرادی بی ارزشهدر رابطه با عکس بالا...این جنابهمین حضرت خشم😂معتقده دلیل تجاوز جنسی به این زن پاکستانی،خانوم هایی هستن که خودشونو از شوهراشون دریغ کردن.🤣🤣🤣🤣اقا بیخیال دیگهاین همه سم جدا اسیب میزنه به مغزتون🤣افرادی که کنترلی روی اراده و تمایلات جنسی خودشون ندارن و به جنس مخالفشون حمله میکنن برای ارضای جنسی خودشون(اکثرا مرد ها هستن ولی زنان متجاوز هم وجود دارند)میتونن بهانه های زیادی غیر از تامین جنسی شریکشون داشته باشنچه بسا مردان متاهلی که با زندگی های خوب به دلیل زیاده خواهی و تنوع طلبی بالای جنسی و کمی(فقط کمی) اختلالات روانی و نداشتن تعهد،به جنس مخالفشون رفتاری تهاجمی داشتند.اوووف باباااا...🤣🤣میگممم فرهنگ وطنت با تو به بدترین روشش احمقانه جلوه میکنهتنها کلمه تو ذهنم برا توصیفشونه، عقده ای هایی هست که ضربه خوردن و صورت مسئله رو پاک کردن و گفتنتماااااام زن ها موجوداتی ....و... و.... هستن که باید یا به بردگی بکشیمشون یا بکشیمشونمدگل هر چرتی که گفته برای من مثل همون چرتی هست که تو گفتیجفتتون یه مشت احمقید که یادتون رفته بقای بشریت با هر دو جنس امکان پذير بودهفقط میتونم تاسف بخورم برای اون زنانی که این مردان رو به دنیا اوردنهرچند شاید اون ها زنان خوبی نبودند ولی اگر یه زن خوب بینشون بوده.دلم براش میسوزه که همچین پسر نفرت انگیزی رو پرورش دادههمچنین طرف صحبتم با این حضرررت خشممم🤣جنابتو اگه در خودت ارزش و عرضه ای می‌دیدی،بجای اینکه بدبختی های بشریت که هزار یک دلیل در طول تاریخ داشت رو با وجود زنان توجیح میکردی،کمی فک میکردیکه این مشکلات و جنگ ها قدرت طلبی های پادشاهان(گاهی ملکه ها) برای کشور گشایی بوده استافرادی که میلیون ها انسان رو کشتند زن بودند؟اسنکدر یا چنگیز یا هیتلر و...من مرد هارو مقصر مرگ این انسان ها در طول تاریخ نمیدونمچون مرگ این افراد تقصیر مرد ها نبود بلکه تقصیر صفت هایی مثل قدرت و جاه طلبی افراطی و کشور گشایی ها و حتی اصلاح بشریت(برا توجیح خودشون)ای داد بی داد نمیدونستی اقا پسر که مرد ها هم دوره پریودی دارن؟😂نه به صورت دخترا ولی سگ‌اخلاقی بعضی اقایون مثل خانوما در یه دوره از ماه تکرار میشه.سعی کن مقاله علمی بیشتر بخونیاین مدل ادما با یه تعداد دختر لاشی برخورد داشتن حالا همه دخترا براشون لاشین.دخترایی هم هستن که مثل این جناب حضرت خشم فک میکنن🙄😂درد کشیدی درستخیانت دیدی اونم درستحتی حقارت کشیدی اونم درستولی دو تا چیزو تو مغزت فرو کنیک:همه دخترا درست مثل همه پسرا...شبیه هم نیستن...بد بودن یه تعداد یا حتی اکثریت باعث بد شدن همه اون جنسیت نمیشهدو: این تقصیر اون دختره نیست که تو حقارت کشیدی. خودت و سایر مرد ها خواستن که به پیوی ملت بیان و هستند دخترانی که اون ها به پیوی مرد ها میرن.چقدر میتونه حقارت امیز باشه این بحث که شما از شدت عاجز بودن درک این فرهنگ مزخرفکه باعث شده بهتون القا کنه همیشه یک جنس باید به سمت جنس مقابل بره(زن به سمت مرد هند🇮🇳 و مرد به سمت زن ایران🇮🇷و خاور میانه)هر دو جنس بر حسب شدت علاقه میتونن اول پیش قدم بشن و فرقی نمیکنهتنها جایی که حرف حساب شنیدمیه زن یا یک مرد قبل ورود به یک رابطه،حق نداره به اون به عنوان یک کالای جنسی یا پول نگاه کنهدر غیر این صورت هر دو طرف مختارن که طرف مقابلشون رو همون قدر بی ارزش ببینند.عکس کاملترجیح میدم یه توصیه کنم به دخترامن خودم ادمی نیستم که تو جمع های دوستانه عفت کلام زیادی به خرج بدم ولییه سری کلماتی که عضو های جنسی (مخصوصا دختر)هست رو سعی کنین زیاد نگین یا حداقل یه جایگزین براش درست کنینک.مغز=شلمغز😁فک کنم بفهمی منظورش از حفره کیاساینم شدت عقده ای بودن یه سریا مراقب باشین به چه کسایی بها میدینظاهری معصوم؟واقعا متاسفم برات و براتونهمه دختر ها پاک و درست نیستن ،من با همه وجودم قبولش دارم ولی تو چقدر میتونی عقده ای باشی.دلم برات واقعا میسوزه ،انقدر زخم خوردی که کور شدی و اصلا نمیتونی نگاه کنی که همه بد نیستن و توام داری با تعدادی پیام، عفونت زخم های خودتو به بیرون میپاشی.حرفی ندارم.اگه همچین ادمی رو موقع دیدن ادا کردن این کلمات میدیدمفقط نگاش می‌کنم و حتی ارزشی براش نشون دادن واکنشی برای این احمق نمیدونم(ارزش نگاه هم نداره)انسانیت؟حتما حرف های تو انسانیته؟مادرت وقتی نه ماه با هزار زحمت تورو به دنیا اورد و تو بغلش گرفت و بزرگت کرد ازت قوی تر بود.تورو درید؟میتونم حدس بزنم این افراد میتونن در جواب چی بگناینکه کارش همینه،زاییدنخیلی دلم میخواد بگم ادم هایی با چنین طرز تفکری که حتی به خون جنس مخالف تشنه اند ارزش تلاش های مادرشون(اگر دلسوز و مهربان بود)رو ندارن.حرفی ندارم. یک سری دخترا و زنا واقعا همینند.فک میکنم اینکه خودت از خودت هیچی نداشته باشی و کاملا وابسته یک فرد دیگه باشی باید انتظار شنیدن این حرف هارو داشته باشی.خب توهمات شدید این حاج اقا بدجوری دوزش بالاستیکسری عقده ای که فک میکنن با بی‌عدالتی‌ها و طرف یک جنسیت رو گرفتن میتونن به جایی برسن.وقتی با خودم فک میکنم اگه یه دختر یا زن گیرشون بیوفته چه بلایی سرش میارن برای اینکه مثل انسان ها روی دو پا راه میرن شرمنده میشم.برای ارزش دادن به خودت خیلی داری زحمت میکشی اقای حضرت خشمممم🤣*من ارزشمندم چون الت من اینشکلیه.من ارزشمندم نه چون انسانم و نه چون از فضایل اخلاقی برخوردارم  بلکه چون یک مردم و مرد بودن یعنی نگاه(و عمل) تحقیر امیز به جنس مخالفم*فک کنم تقریبا منظورت همین بود دیگه نه؟یادمون باشه فارغ از جنسیت، انسانیم.عقده ها و رنج هایی که از دیگران و جنس مخالفمون متحمل شدیم ربطی به تمام افراد اون جنسیت نداره.هر دختری ممکنه مورد تجاوز قرار بگیره یا توسط پدری پسر پرست بزرگ بشهو هر پسری ممکنه زیر دست مادر یا زنی بزرگ بشه که اونو بخاطر پسر بودنش یا حتی بی هیچ دلیل موجهی مورد ازار و اذیت قرار بدهولی ما حق نداریم گناه اون هارو به پای همه بنویسیم</description>
                <category>Rasta</category>
                <author>Rasta</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 23:27:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Alpha</title>
                <link>https://virgool.io/@Rasta_2006/alpha-lxud7ralwq8t</link>
                <description>سکوتزنگی که توی سرش جیغ میکشیدتاریکینفس های پیاپی و نامنظمخیسی خون روی صورتش و جاری شدن قطرات لزج..مسیری سرد...قطره ای از روی موی خیس چسبيده به پیشانی راهش را به روی ابرو بعد کنار بینی اش کشید،ارام ارام پایین تر امد و روی لبش لغزید.لب هایش را چفت کرده بود.چشمانش راه محکم بسته بود.مغزش توانایی هیچ فرمان و یاد آوری را نداشت.فقط، سکوت و صدای چکیدن قطرات خون از موهایش.حس سرما می‌کرد.باد ضعیفی که از سمتی می وزید توجهش را به سرمای خیسی موهایش جلب کرد.بین انگشت های دستش چیزی را حس کرد.دسته چوبی_ فلزی یک جسم سخت....لحظاتی مبهم و سپس برقی از میان عصب هایش جهید و فهمید دسته مال چیست.نفسش لرزان و تندتر شد.لب پایینش کمی لرزید و خون کمی خشک شده به داخل دهانش رفت.مزه گس خون و...چشمانش تا اخرین حد باز شد.چاقو از میان دستش فرار کرد و خودش را تا حد توان دور کشید.صحنه ها به سرعت باد میگذشت .حتی فرصت نفس کشیدن به دختر نداد.دستش را عاجزانه برای تکیه حواله اطراف کرد.دیوار به کمکش شتافت ولی ردی از دستی خونی نصیبش شد.بیصبرانه هوا را می‌بلعید. دستش را روی سینه اش گذاشت و لباسش را فشرد و اطراف را نگاه کرد.چشمش به جسم بی جان که افتاد تنش شروع به لرزیدن کرد.ضربات چاقو چهره را از هم شکافته بود.بدن از هم پاره پاره شده‌ی ان فرد لحظه ای جهت نگاه بیننده را تغییر نمی‌داد.موجی از حس های منفی از ترس و وحشت و فرار تو وجودش طوفان کرد.ولیلب هایش شکافت...کش امد...و تبدیل به لبخند شد... دندون های خونی اش نمایان شد...و خندیدریز و هیستریکبا صدای لرزان گفت_نه نه امکان نداره_این کار من نیست_راستشو میگممم باور کنین_این کار من نبوده عوضیا چرا نمیفهمین. یکی ...یکی دیگه اینکارو کردهبلند شد و به اطراف و هوا ضربه زد و به انسان های که وجود نداشتن التماس میکرد باور کنن کار اون نبوده._باور کنین من اینکارو نکردم من حتی یادم نمیاد قبل اینجا کجا بودم_اخه جسه ای مردو ببینین. من فقط یه دختر ۱۶ سالم از پس همچین مردی بر نمیام._سرگرد خواهش میکنم باور کن من اینکارو نکردم ناگهان چشمش به لباسی تیره و چهره ای ناشنا توی چهارچوبی از شیشه افتاد.با ترس و دستپاچگی عقب رفت.پسری حدودا ۲۴_۲۵ ساله که با صورتی خونی و موهای تیره به پنجره زل زده بود.قد بلند و بدن کشیده اش در لباس تیره و نیمه خونی اش وحشت رو بهش تزریق کرد.خشک شده بود و فقط به اون زل زده  بود و اون هم به دخترتکون نمیخورد.ثانیه ها رد شد ولی هنوز زل زده بود.دختر کمی جابه جا شد و حالت فرار گرفت.ولی پسر هم با همون حالت ترسناک و اخم های عمیق کمی جابه جا شد.دختر اب گلوش را قورت داد و یهو به سمت در دوید و دستگیره رو گرفت و مدام اون رو بالا و پایین برد.اما هیچ فایده ای نداشتپسر توی پنجره نبود.دقت کردبازتاب رنگ دیوار اتاق و پس زمینه پنجره یکی بود.اروم و با لرز به سمت پنجره رفت.با پدیدار شدن تصویر پسرو راه رفتن همزمان با دخترتیری از ذهنش گذشتو حقیقت مثل یک طناب به گلویش آویخته شد و نفس را گرفت._آ..آ...آینه؟_مم..ممن....من....من یه ... یه پسرم؟_نه نه..نهههههجیغ کشیدولی پسر تو اینه دادی کرکننده کشید_امکان نداره_امکاااان ندارههههههههههدوباره نگاه کردنگاه پسرنافذ بود و جدیولی اوترسیده بود و میخواست هرچه زودتر انجا را ترک کنددستاش رو نگاه کردپسر تو اینه هم همینکار را کرددستاشون شبیه هم بوددستی به هودی مشکی اش کشیداون هم همانکار را کرددستش را روی صورتش گزاشتنقاط مختلف صورتش را در آینه لمس میکرد.با نفس نفس زدن های هیستریک عقب عقب رفتولی یک هوپسر تو اینه لبخندی به پهنای صورتش زد...دندون های نیمه خونیش و ابرو های گره کردش...چشمایی که حتی لحظه‌ای از روی صورتش جابه جا نمیشدن...و شروع به اومدن به سمت دختر کرد.پایاااان😁</description>
                <category>Rasta</category>
                <author>Rasta</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2024 21:45:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>