<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رعیت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Rayat</link>
        <description>یک توسعه دهنده ساده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:33:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3680/avatar/qWh5f0.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رعیت</title>
            <link>https://virgool.io/@Rayat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در مدار برنامه نویس های راک استار</title>
                <link>https://virgool.io/@Rayat/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-ir77kxxu1dgc</link>
                <description> منظور از برنامه نویسان راک استار کسانی  هستند که توانایی تولید مقادیر زیادی کد و پیاده سازی قابلیت های سیستم با  سرعتی زیاد را دارا هستند، به شکلی که در مقابلشون احساس می‌کنید یک دورف  کوتوله هستید. این برنامه نویسان به طور مداوم کد های  هسته سیستم را بدون اینکه دیگران را در جریان بگذارند بازنویسی می‌کنند و  بقیه باید از طراحی جدید سر در بیاورند و کدهای خودشان را برای تطبیق با  طراحی جدید بازنویسی کنند. این افراد، دست به کارهایی ناگهانی در پروژه  میزنند که به طور غافلگیر کننده ای مسیر پروژه را عوض میکند و باعث می‌شوند  که گاهی حتی نیمی از کارهای دیگر افراد تیم دور ریخته شود چون کد های آنها  بر اساس طراحی قبلی سیستم نوشته شده اند و دیگر قابل استفاده نیستند. برنامه نویسان راک استار سر و صدای زیادی  درباره کارهایی که انجام می‌دهند به پا میکنند و مدیران اغلب شیفته این  برنامه نویسان می‌شوند. پس بردن شکایت این آدمها پیش مدیر زیاد ایده خوبی  نیست! آنها هر کار که دلشان بخواهد توی کد  انجام میدهند، به کدهای هر کس که دلشان بخواهد، هر جور که بخواهند انتقاد  می‌کنند اما هیچکس حق ندارد و یا در حدی نیست که از کدهای آنها ایراد بگیرد  و در مقابل انتقاد دیگران رویکرد مغرورانه و تهاجمی دارند. در فیلم مردان ایکس شخصیتی وجود داشت به نام سایکلاپس،  که از چشم هایش لیزری پر قدرت بیرون میزد که میتوانست همه چیز را نابود  کند. برنامه نویسای راک استار تقریبا مثل همان شخصیت هستند که پر از  استعداد هستند و این قابلیت ها در همه جهات به شکلی کنترل نشده بیرون ریخته  می‌شود و در صورتی که کنترل و متمرکز نشوند میتوانند تخریب کننده باشند. این افراد قابلیت این را دارند که به  سرعت یک ویژگی را پیاده سازی کرده و بعد بدون اینکه زیاد به تاثیرات و  عواقب جانبی پیاده سازی و طراحی خود فکر کنند کار را انجام شده دانسته و به  سرعت سراغ کار بعدی بروند. در این روش معمولا باید یک نفر کنار این برنامه  نویسان راک استار باشد که بتواند کمی از سرعت آنها کم کرده و حواسش به  گندکاری ها و ریخت و پاش های آنها باشد! اما مشکلی که اینجا وجود دارد این  است که این افراد معمولا زیاد اهل تعامل با دیگران نیستند و ترجیح میدهند  تکاوری کار را پیش ببرند تا بعدا هم بتوانند خودشان به تنهایی همه غنایم را  تصاحب کنند. همچنین این افراد نسبت به دردسری که برای بقیه ایجاد میکنند  به نظر بی تفاوت می‌آیند.اگر به عنوان یک مدیر این مطلب را مطالعه میکنید،متوجه باشید که این افراد میتوانند باعث  شوند که شما به سریع انجام شدن کارها به شکل غیر واقعی اعتیاد پیدا کنید و  توقع داشته باشید که همه چیز با سرعت این برنامه نویسان راک استار پیش برود  و به زودی فراموش می‌کنید که این روش ممکن است چه عوارض بلند مدتی برای  تیم در پیش داشته باشد. در کوتاه مدت احساس خوبی خواهید داشت از  اینکه پروژه به سرعت در حال انجام شدن است اما درک این قضیه که این مدل  افراد و روش کار کردنشان در بلند مدت چه تاثیرات منفی ای می‌تواند روی تیم  داشته باشد کمی سخت است. مخصوصا اگر هیچکدام از اعضای دیگر تیم بازخوردی را  به گوش شما نرسانند. این وظیفه شماست که چنین شرایطی را در تیم تشخیص داده  و بتوانید این افراد را مدیریت کرده و به یک جهت متمرکز و بی خطر برای تیم  هدایت کنید. یکی از راه های کمتر کردن عوارض کارهای این افراد این است که مجبورشان کنید به مستند سازی!  اینگونه از اینکه توی کدها شیرجه زده و بی مهابا دست به تغییر بزنند تا  حدودی جلوگیری می‌شود و مستند سازی به آنها این فرصت را میدهد که بلند مدت تر فکر کرده و همه چیز را فدای سرعت نکنند.   اگر به عنوان کسی که با یکی از برنامه نویسان راک استار همکار هست این نوشته را مطالعه می‌کنید،باید با این افراد تعامل کرده و بهشان عواقب کارشان را گوشزد کنید. باید سر میزشون رفته و بگویید که: “لازمه  بدونی که ما دو سوم از کدهایی که توی دو هفته گذشته نوشتیم رو باید دور  بریزیم صرفا به خاطر تصمیمی که شما گرفتی. در حالی که اگر شما قبل از تصمیم  گیری با ما مشورت میکردی و به ما میگفتی که قصد داری پروژه رو به چه سمت و  سویی ببری الان میتونستیم کاری کنیم که پروژه وارد تاخیر نشه.” باید به محض مشاهده نشانه های تاخیر در  پروژه پیش مدیر بروید و بگویید که پروژه با تاخیر یک هفته ای مواجهه شده  است، صرفا به خاطر تغییراتی که بدون هماهنگی داده شده اند. مدیران به خروجی  و نتیجه اهمیت می‌دهند و اینطوری می‌فهمند این برنامه نویسان راک استار  آنقدرها هم باعث سریعتر انجام شدن کارها نمی‌شوند.   اگر خودتون که این نوشته را مطالعه می‌کنید یک برنامه نویس راک استار هستید،متوجه باشید که وقتی تنهایی کد می‌نویسید  با وقتی که در تیم هستید خیلی تفاوت دارد. شما موقعی که تنها کار می‌ کنید  می‌توانید با هر سرعتی که می‌خواهید کار کنید اما برای اینکه بتوانید در  یک تیم بازدهی داشته باشید باید با بقیه هم تعامل کنید. تعامل کلید بازدهی  یک تیم هست.  اگر یاد بگیرید که با دیگر اعضای تیم  تعامل و صحبت کنید و نسبت به عواقب تغییراتی که توی سیستم اعمال می‌کنید و  کدها و طراحی های خود کمی متواضعانه تر برخورد کنید می‌توانید جزو بهترین  اعضای تیم باشید و به حداکثر بازدهی و تاثیر گذاری خود برای تیم برسید.  این مطلب بازنشری از این نوشته بلاگ شخصی ام بود.</description>
                <category>رعیت</category>
                <author>رعیت</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jun 2019 14:07:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزینه ای که پرداخت می کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Rayat/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-uznryphjwztz</link>
                <description>گاهی بهتره که تصمیم بگیری که کاری که میدونی درسته رو انجام بدی و اصلا به عواقبش فکر نکنی... آنگاه همه چی رو به گردن سرنوشت بندازی و اطمینان داشته باشی که کار درست رو انجام دادی و هر چی که بشه، سرنوشتی هست که برات رقم خورده و تو باید با این سرنوشت کنار بیای.بهتره که گاهی اینقدر خودمون رو مقصر ندونیم، اینقدر به خودمون فشار نیاریم که اگر فلان کار رو نکرده بودم/کرده بودم بهتر بود. با سرنوشت زندگی کنیم و سعی کنیم هر روز بهتر از دیروز باشیم و خودمون رو بی رحمانه قضاوت کنیم و دلسوزانه محاکمه کنیم.بهتره که بهای چیزهایی رو پرداخت کنیم که خودمون انتخاب کردیم، نه چیزهایی که با انتخاب نکردن برامون انتخاب میشن.دو بها وجود داره، بهای نظم و بهای بی نظمی.بهتره که انتخاب کنیم که حرف بزنیم و با عواقب حرفی که باید میزدیم و زدیم زندگی کنیم و تا اینکه با عواقب حرفی که باید میزدیم و نزدیم زندگی کنیم.در هر صورت مبلغی از حساب شما کم میشه! در حالت اول، در ابتدا مبلغ زیادی ممکنه کم بشه، اما به مرور به صورت تصاعدی هر بار این مبلغ کمتر میشه برای شما.در حالت دوم، مبلغی که ابتدا کم میشه زیاد نیست، اما هر بار که حرفی رو نمیزنید خودتون رو توی موقعیتی قرار میدید که همواره به صورت تصاعدی مبلغ بیشتری ازتون کم میشه! و این یعنی ضرر زیاد.پس بهتره که بگی، بهتره که انتخاب کنی و بهتره که هزینه نظم رو داوطلبانه پرداخت کنی تا اینکه نگی و دست به انتخاب و پذیرش ریسک شکست نزنی و هزینه بی نظمی رو پرداخت کنی.</description>
                <category>رعیت</category>
                <author>رعیت</author>
                <pubDate>Fri, 12 Apr 2019 17:22:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوشت از ما بهترها خوشمزه تر است</title>
                <link>https://virgool.io/@Rayat/%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qfewgtxfpoys</link>
                <description>کفتارهای یک سطح پایینتر در سلسله مراتب یکی از بنیادی ترین ساختار های نظام هستی، ساختار درختی هست که در علوم کامپیوتر هم که رشته خودم هست خیلی کاربرد داره.ساختار سلسله مراتبی یا درختی توی هر چیزی وجود داره و میشه دیدش. در حکومت، در جامعه، در میزان تخصص افراد، در مهارت رانندگی آدما، در محیط یک شرکت، در میزان تقوای بندگان خدا، در میزان احترام اساتید یک دانشگاه، در محل سکونت آدم های پولدار و فقیر و ... .خود ما آدما، از جنبه های مختلفی همواره در سطح خاصی از ساختارهای سلسله مراتبی مختلفی قرار میگیریم.کسایی هستن که بهتر و بالاتر از ما هستن، و کسانی که پایینتر از ما قرار دارند. اما یک حقیقت درباره ما آدما وجود داره اونم اینکه از خوردن گوشت آدمهای بالاتر سلسله مراتب بهمون لذت دست میده، یک لذت کاذب!وقتی کسی در سطح بالاتری از اعتماد به نفس نسبت به ما قرار داره، و یک شکست رو تجربه می کنه، بقیه آدم ها بوی ضعف و شکست رو حس می کنند و به سمت این آدم زخمی و حالا ضعیفتر شده حرکت میکنند. به سمتش میرن و بهش حمله میکنند تا از پا درش بیارن، با حرفها و کارهاشون. این یک قانون زیستی خشن و بی رحم هست. وقتی که شکست میخوری، بازنده های رده ی پایینتر از خودت رو جذب میکنه تا با تغذیه از باقی مانده اعتماد به نفس تو که اتفاقا ممکنه همچنان مقدار بسیار زیادی باشه، خودشون رو در ساختار سلسله مراتب بالاتر بکشن و احساس اعتماد به نفس بیشتری با تخریب کسی که بیشتر از اونها اعتماد به نفس داشت پیدا کنند!شبیه حمله کفتار به شیر وقتی که زخمی میشه، یک زخم اونو از پا در نمیاره، از شجاعتش کم نمیکنه، اما بوی خون بقیه کفتارهای بزدل و ترسو رو هم جذب میکنه به امید اینکه حالا که شیر زخمی و کمی ضعیف تر شده، بتونن از پا درش بیارن و جاشو در هرم غذایی که یه ساختار درختی هست بگیرن! در دین ما اسلام، یک مصداق برای اینکار وجود داره، &quot;غیبت&quot; !به نظر مفهومی که درباره مساله غیبت کردن وجود داره صرفا این نیست که پشت سر بقیه حرفی نزنیم که اگر جلوشون بگیم ممکنه ناراحت بشن، صورت برزخی که برای گناه غیبت ترسیم میشه خیلی جالبه:&quot;خوردن گوشت فرد در حالی که مرده.&quot;منظور از مرده، یعنی که توانایی دفاع از خودش رو نداره، اما آسیبی که تو بهش میزنی، مثل خوردن گوشت بدنش هست. آسیبی که در واقع با حرفت به روحش وارد میکنی. همینقدر زشت و وحشیانه و بزدلانه!به نظرم مساله مهمی که درباره نهی از غیبت وجود داره اینه که ما سعی کنیم در هر ساختار سلسله مراتبی که هستیم، از طریق پایین کشیدن بقیه خودمون رو بالاتر نبریم. بلکه سعی کنیم با بالا کشیدن واقعی خودمان، واقعا بالاتر بریم. اگر اعتماد به نفس پایینی داریم، سعی نکنیم از طریق تحقیر دیگران و بیرون ریختن ضعف بقیه، در خودمون اعتماد به نفس بوجود بیاریم.اگر در محیط کار تخصص کمتری نسبت به همکار خود داریم و این باعث میشه که اون در سلسله مراتب شرکت یک سطح بالاتر قرار بگیره، سعی نکنیم با زیرآب زنی و تخریب کار اون خودمون رو به سطح بالاتر بکشونیم. در عوض سعی کنیم چالش بالاتر بردن تخصص خودمون رو بپذیریم و تلاش کنیم از راه یک رقابت سالم در سلسله مراتب افراد متخصص و ذی نفوذ شرکت بالاتر بریم.و البته خیلی مصداق های دیگه که قابلیت تطبیق با ساختار درختی رو داشته باشن.منظر دیگه که میشه بهش توی این بحث نگاه کرد اینه که اگر به هر دلیلی در موقعیتی قرار گرفتیم که در معرض حمله پایینتر های سلسله مراتب هستیم، باید مواظب باشیم، چون این پایین کشیده شدن میتونه حالت تصاعدی به خودش بگیره، هر شکست باعث ترشح کمتر سرتونین در مغز شما میشه، و سرتونین کمتر یعنی که شما احتمالا باز هم شکست خواهید خورد، و دفعه بعد این احتمال دوبرابر خواهد بود. هورمون موفقیت کمتر، یعنی شانس کمتر برای داشتن یک موقعیت شغلی خوب، نداشتن موقعیت شغلی خوب یعنی شانس بیشتر برای از دست دادن اعتماد به نفس خودتون، کمبود اعتماد به نفس یعنی شانس بیشتر برای اعتیاد به مواد و الکل  و  ... چرخه ای از شکست شروع خواهد شد!پس اگر به هر دلیلی مورد حمله قرار گرفتید... از سمت همکار فروشِ کمتر مسلط به فنون بیان، از سمت باجناق با درآمدِ کمتر از شما، از سمت پدر کنترل گرِ مخالف با تلاش شما برای استقلال، از سمت دوست محافظه کار و ترسویی که جسارت شما در راه اندازی کسب و کار رو مسخره میکنه و ...با خودتون فکر کنید که شاید شما در سطح بالاتری از همون بُعدی که مورد حمله قرار گرفتید نسبت به حمله کننده هستید و در نتیجه به کسی اجازه ندید که شما رو ضعیف و زخمی از حمله اش ببینه و فکر کنه میتونه طعم گوشت خوشمزه شما رو بچشه! در برخورد با این آدما سینه خودتون رو جلو بدید، محکم و صاف بایستید و نزارید با حرفهایی که پشت سرتون میزنن به درونتون نفوذ کنند و شما رو از جایگاهی که در حال بالا رفتن از اون هستید به پایین بکشند و بشید یکی مثل خودشون.به جای عادت به خوردن گوشت مرده یا نسخه ضعیفتر شده سطوحِ بالاتر سلسله مراتب، خودتون رو قوی کنید و داوطلبانه به شکار بالاتر ها برید.و اما اینکه میخوام توصیه کنم که همیشه نسبت به رسیدن به خواسته هاتون وحشی بمونید اینه که اگر کم بیارید، فقط این نیست که کم آورده باشید، بلکه شما یک چرخه رو آغاز کردید که به صورت تصاعدی شما رو از ساختار سلسله مراتب زندگی به پایین می کشه و ممکنه یک زخم، کار شما رو به تکه تکه شدن توسط کفتار های سطح پایینتر برسونه! و اون پایین یعنی که اعتماد به نفس کمتری وجود داره، جفت مورد علاقه تون رو بعیده بتونید پیدا کنید، همواره درگیر مشکلات خانوادگی و شغلی هستید، مشکل مسکن و سرپناه دارید، لباس های مناسب و دلخواه نمی پوشید و احتمالا کلی مریضی قلبی و عروقی و مغزی در انتظارتونه.پس اگر در حال بالا رفتن سلسله مراتب زندگیتون هستید (مثل حرفه کاری، رابطه عاشقانه، درس خوندن برای کنکور، تلاش برای شغل بهتر و ... )  سعی کنید که هیچوقت با هر تعداد از دفعات شکست اجازه پایین کشیده شدن به خودتون و بقیه رو ندید و همواره برای بالا رفتن گرسنه باشید.</description>
                <category>رعیت</category>
                <author>رعیت</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2019 19:32:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله پشتی عندلیب برای سال 98</title>
                <link>https://virgool.io/@Rayat/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-98-zfnrmr4thhlj</link>
                <description>از سال اولی که امیر مهرانی کمپین کوله پشتی رو راه انداخت منم هر سال مینوشتم و از کوله ام می گفتم.امسال هم فکر می کنم که خیلی لازم دارم که بشینم و با خودم حساب کتاب کنم و یه نگاهی توی کوله ام بندازم، هر چند تنبلی اجازه نمیده و دلش میخواد همینجوری مبهم و غیر شفاف زندگی رو زندگی کنه و توی لحظه بی حساب و کتاب لذت ببره!فرض  کنید کوله پشتی ای دارید که قرار است در آن تجربیاتی را از سال 97 بگذارید  و با خود به سال 98 ببرید . تجربیات مثبتی که همراه داشتن آنها به شما کمک  میکنید نسبت به سال قبل فردی توانمند تر بشوید . درکوله‌ی خود چه تجربیاتی  را قرار میدهید؟چیزی که از سال 97 یاد گرفتم قدرت عادت بود! سال 97 فهمیدم که اگر میخوام به هدفی برسم، باید بتونم در راه رسیدن به اون هدف برنامه ریزی کنم و عادات خودم رو در اون راستا بچینم. مرگ و زندگی من در گرو عاداتم هستند و میخوام سال جدید سعی کنم بیشتر روی این مساله تلاش کنم و سعی کنم به طور جدی عادت خودم رو بشناسم و بتونم در اونها تغییر ایجاد کنم.برای  حرکت در مسیر زندگی باید سبک و چابک بود. چه مواردی را از کوله‌ی خود خارج  میکنید که در سال 97 باقی بماند و شما سبک تر حرکت کنید؟ چیزهایی که از  کوله خارج میکنید مثلا میتواند تجربیات ناخوشایند یا ناراحتی ها باشد.خودم کارهام رو پیگیری کنم و بپذیرم که خودم مسئول زندگیم و هر چیزی که بهش تبدیل میشم هستم. عاداتی که تمرکزم رو ازم میگیره و وقتم رو حروم میکنه کنار بزارم.بیشتر حواسم رو جمع کنم که به کمال گراییم اجازه جولان ندم. مخصوصا توی بحث خودشناسی و تغییر شخصیت خودم.فرض  کنید در سال 98 بیشتر آن فردی شده اید که شبیه ایده آل شماست. در این صورت  چه ویژگی ها و رفتارهایی باید در شما تقویت شود ؟ چه چیز هایی را در  کوله‌ی خود میگذارید که کمک میکند این ویژگی ها در شما تقویت شود؟ قدرت مدیریت عادات رو در خودم بوجود بیارم. کمتر اهل مسامحه باشم و به استقبال تعارض و جدال برم و سعی کنم همواره با ترس، با برخوردها و اختلافات روبرو نشم. کمتر نگران این باشم که اگر فلان حرف رو بگم یا فلان کار رو بکنم دیگران ممکنه من رو فلان طور قضاوت کنند. من آدم منطقی هستم و توی سال جدید میخوام سعی کنم منطقی با عاداتم برخورد کنم و همچنین منطقی تر فکر کنم!چندتا کتاب توی سال 97 خوندم که دوست دارم تا آخر عمرم اینا رو توی کوله ام داشته باشم.The 48 Laws of Power Fearless Salary NegotiationThe course of loveNever Split the DifferenceThe subtle art of not giving a fu*ckقرار است در کوله‌ی خود یک شعر یا تصویر داشته باشید که برای شما نماد امید در سال 98 باشد. آن شعر یا تصویر چیست؟این ویدیو (من بهت نیاز دارم! یک داستان عاشقانه... ) https://www.aparat.com/v/qQi0h نوشتم که یادم باشه، که سال دیگه اگر باز داشتم خودم رو تکرار میکردم، حداقل یک سال از عمرم رو حروم کرده باشم، نه بیشتر.نوشتم که به یاد بیارم، همین.</description>
                <category>رعیت</category>
                <author>رعیت</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2019 00:30:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه نویس بودن به روش گلادیاتور</title>
                <link>https://virgool.io/Software/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-xou8jphtvtjk</link>
                <description>مهارت هاتون رو نعره بزنیدحتما خیلی از شما فیلم گلادیاتور به کارگردانی ریدلی اسکات و بازی فوق العاده راسل کرو رو تماشا کرده اید. داستان ژنرالی که ارتش روم رو رهبری می کند و با غلبه بر بربرها روم رو نجات می دهد. اما در ادامه داستان هایی پیش میاد که این ژنرال به بردگی گرفته می شود و بعد توسط یک تاجر برده به پراکسیمو که کارش تعلیم گلادیاتور هست فروخته میشه.در سکانسی از فیلم، پراکسیمو با ماکسیموس درباره مبارزه در کولوسیوم صحبت می کند.به من گوش کن. از من یاد بگیر. من بهترین نبودم چون سریع می کشتم. من بهترین بودم چون جمعیت من رو دوست داشت. بر جمعیت پیروز شو و آزادیت رو پیروز خواهی شد.چیزی که پراکسیمو در این سکانس سعی داره به گلادیاتورش یاد بده اینه که صرف کشتن نیست که تورو یک حرفه ای و متمایز از بقیه گلادیاتورها نشون میده. بلکه مهمه که تو چطور این کار رو انجام بدی، مهمه که جرات حضور در کولوسیوم رو داشته باشی و اونقدر به خودت و مهارت هات اعتماد داشته باشی که بتونی جلوی پنجاه هزار رومی که دارن حرکات شمشیرت رو تماشا می کنند مبارزه کنی. مهمه که ازت بخوان که قاتل رو بکشی و تو صبر کنی... اجازه بدی سکوت همه جا برقرار بشه و همه مشتاق دیدن تصمیم تو باشن... سکوتِ قبل از اینکه حمله کنی و شلوغی بعدش، مثل یه طوفان...مثل این میمونه که تو خودِ خدای طوفان باشی.معمولا برنامه نویس ها شخصیت هایی درونگرا و متفکر دارند. اکثر برنامه نویس ها فقط به اینکه یه لیوان قهوه روی میزشون و یه هدفون توی گوششون باشه و یکسره تا شب فقط تمرکز کنند و کد بنویسند راضی هستند. این کاری هست که فکر می کنیم مارو تبدیل به یک حرفه ای می کنه. کد بنویسیم!در حالی که برای اینکه بتونید یک برنامه نویس حرفه ای باشید همانطور که ماکسیموس یه مبارز حرفه ای بود، لازمه که فراتر از مهارت های برنامه نویسی رو بلد باشیم. لازمه که جرات فکر کردن به کولوسیوم ها یا همون شرکت های بزرگ رو داشته باشید، جاهایی که باید در مقابل حرفه ای ها کد بنویسید و بتونید از کدهایی که نوشتید یا تصمیماتی که در طراحی و معماری سیستم گرفتید دفاع کنید. مهمه که بتونید کاری کنید که تیم مشتاق شنیدن نظرات شما در پیاده سازی فلان معماری سیستم باشند. اینکه سرتون رو پایین بندازید و فقط کد بنویسید و هرچی که بهتون گفتند رو بگید باشه انجام میدم و دوباره هدفون رو روی گوشتون بزارید و مشغول به پیاده سازی یا مبارزه بشید هیچوقت از شما یه گلادیاتور که مقابل سزار خواهد جنگید نمی سازه. اینطوری هیچوقت آزادیتون رو بدست نمیارید!باید بتونید فعل و انفعالات پیرامون خودتون رو درک کنید، یکی از مهمترین مهارت هایی که یک برنامه نویس برای حرفه ای شدن در مسیر شغلی اش لازم داره توانایی تعامل و مذاکره هست. باید بدونید که اکثر کارفرماها دنبال یه برنامه نویس که میتونه کد بنویسه نیستند، اونها دنبال کسی هستند که بتونه مشکلاتشون رو حل کنه و از شرکت و سازمانشون یک نسخه بهتر بسازه. و این شمایید که باید بهشون این اطمینان رو بدید که این توانایی رو دارید، باید بتونید مهارت خودتون رو عرضه و ارزش گذاری کنید و برای بدست آوردن موقعیت های بهتر بجنگید. باید بتونید که مدیرتون رو قانع کنید که شما می تونید از پس فلان کار و چالش سنگین بر بیاید. اینکه بهتون بگن که:&quot;هی، فکر می کنی بتونی فلان ویژگی رو به سیستم قدیمی مون اضافه کنی؟&quot; و تو بگی &quot;نمی دونم، حالا امتحان می کنم ببینم میشه یا نه&quot; از شما یک آدم حرفه ای متمایز با بقیه نمی سازه.در عوض این شما باید باشید که به سمت اونها رفته و پیشنهاد اضافه کردن فلان ویژگی رو به سیستم بدید، بتونید ذهنشون رو با خودتون همراه کنید، اونها رو درباره ارزش افزوده ای که این ویژگی جدید به سیستم اضافه می کنه قانع کنید و مسئولیت پیاده سازیش رو عهده دار بشید، زمان بندی بدید و سر زمانی که گفتید بمونید و بتونید ازش دفاع کنید، هرچقدر هم داد بشنوید و تحت فشار قرار بگیرید نباید از زمانبندی حرفه ای که دادید کوتاه بیاید. یادتون باشه که کارفرماها با افرادی که تکلیفت رو روشن میکنن و دقیقا بهت میگن که باید چیکار کنی تا به هدفت برسی بهتر کار می کنند تا کسی که تمام تلاشش رو می کنه، اما معلوم نیست می تونه کاری که قرار بوده تا پنج شنبه آخر وقت انجام بده رو بدون تاخیر تحویل بده یا نه!متوجه نیاز مدیر یا کارفرما یا سازمان به خودتون باشید، و همیشه باید بتونید مهارت های لازم برای رفع این نیاز رو کسب کنید و در ازای این رفع نیاز منافع خودتون رو مطالبه کنید.اگر پراکسیمو میخواد که به عنوان یک تعلیم دهنده گلادیاتور معروف بشه و شهرت و منفعت کسب کنه، شما ماکسیموس اش باشید. مهارت هاتون رو به رخ اش بکشید و ترسی نداشته باشید که در ازاش منافع خودتون رو هم مطرح کنید. باید بتونید برای حرکت شمشیرتون قیمت گذاری کنید و از این قیمت دفاع کنید.در آخر میخوام یک کتاب رو که توی این مسیر می تونه خیلی کمک کننده باشه معرفی کنم. http://zerobook.ir/downloads/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%da%a9%d8%af%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b2/ </description>
                <category>رعیت</category>
                <author>رعیت</author>
                <pubDate>Fri, 03 Aug 2018 13:14:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>