<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا دست‌پروری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Reza.Dastparvari</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:33:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/104980/avatar/0Wh5Q9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا دست‌پروری</title>
            <link>https://virgool.io/@Reza.Dastparvari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جایگاه سازی (Positioning) راه نجات یک برند</title>
                <link>https://virgool.io/@Reza.Dastparvari/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-positioning-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-eldkg3q7lw7q</link>
                <description>صاحبان کسب و کار قبل از شروع به فعالیت، به معماری آینده کسب و کارشان در ذهن خود می‌پردازند. به این فکر می‌کنند که قرار است با چه ویژگی‌هایی از سایر رقبا متمایز شوند و ارزش جدیدی که می‌توانند به مخاطب ارائه دهند، چه خواهد بود. اما یک چالش بزرگ وجود دارد؛ در جامعه‌ی امروزی، تعداد و تنوع محصولات بسیار زیاد است. روش‌های بازاریابی (Marketing) و بازارسازی که قبلا نتیجه بخش بوده، دیگر پاسخگو نیست. کمتر مسیری را می‌توان پیدا کرد که کسی قبل از ما در آن قدم نگذاشته باشد و به سختی می‌توان به عنوان برند پیشرو، شناخته شد. با این وجود، چگونه می‌توان دست به ساختن جایگاه ویژه برای برند جدید خود بزنیم؟ آیا اصلا این کار امکان پذیر است؟در این مقاله، راهکارهایی را برای ساختن جایگاه جدید کسب و کارهای نوپا ارائه می‌کنیم.جایگاه سازی (Positioning) چیست؟جایگاه‌سازی برند در واقع تلاشی است برای این که مخاطب از برند شما در ذهن خود تصویری متمایز از سایرین بسازد؛ گاهی عامل تمایز می‌تواند لوگوی شما باشد، گاهی صدای برند و گاهی شعار شما. توجهه داشته باشید که جایگاه برند توصیف کننده انتظاراتی است که مخاطب توقع دارد توسط برند محبوبش تامین شود.جایگاه سازی چه اهمیتی برای برند دارد؟آل ریس و جک تراوت در کتاب معروف خود به نام «جایگاه سازی؛ نبردی در ذهن» در رابطه با Positioning این طور می‌گویند:در جامعه ارتباط‌زده امروزی، باید اولین باشید تا دیده شوید. البته اولین بودن باز هم تضمین کننده ماندگاری برند نیست. به طور مثال متخصصان شرکت Sperrry-Rand مخترع کامپوتر بودند اما چرا همه تصور می‌کنند کامپیوتر، اختراع شرکت IBM بوده است؟ چون IBM اولین شرکتی بود که توانست اهمیت و جایگاه کامپیوتر را در ذهن مخاطبان شکل دهد. پس برای ماندگاری یا باید جایگاه جدیدی در ذهن مخاطب ایجاد کنید و سپس به تثبیت آن بپردازید و یا به جایگاهی که رقیب قبل از شما در ذهن مخاطب شکل داده، حمله کنید.نکاتی برای جایگاه سازیساختن جایگاه ویژه برای برندی که به تازگی وارد میدان شده، عمل دشواری به نظر می‌رسد. شما باید به دنبال شناسایی و پررنگ ساختن کارهایی باشید که بهتر از دیگران انجام می‌دهید. 5 نکته‌ای که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم به شما کمک می‌کند تا بتوانید این نقاط مثبت را سان‌تر شناسایی کنید.نکته 1: مختصات جایگاه فعلی خود را رسم کنید!در مرحله اول سعی کنید ذره‌بین را روی خود بگیرید. کانون توجه تخصص خود را هرچه کوچک‌تر و دقیق‌تر انتخاب کنید؛ راحت‌تر می‌توانید خود را به عنوان یک برند منحصر به فرد نمایش دهید. به این سوال پاسخ دهید که اگر برند شما از بین برود مشتری دقیقا چه ارزشی را از دست خواهد داد؟نکته 2: عملکرد رقبا را با دقت تحلیل کنید!سپس به تعیین تعداد رقبا، شناسایی میزان قدرت و اندازه جایگاه آن‎‌ها بپردازید. در این مرحله باید نگاه جامع و گسترده‌ای داشته باشید. به این نکته توجه کنید که رقیب صرفا برندی نیست که مشابه خدمات شما ارائه می‌کند، بلکه اگر برندی وجود دارد که خدمات او همان نیازی را از مخاطب برطرف می‌کند که شما نیز به دنبال برطرف ساختن آن هستید، به نوعی رقیب شما محسوب می‌شود.برای اندازه‌گیری بهتر اقدامات رقیب چندین روش وجود دارد.می‌توانید از تیم تحقیقات بازار درخواست کنید که اطلاعات خود را در اختیار شما قرار دهند و یا می‌توانید از نظراتی که درباره‌ی رقبای شما در شبکه‌های اجتماعی و سایر رسانه‌ها منتشر شده است استفاده کرده و به تحلیل وضعیت رقبا بپردازید. البته ابزارهایی نیز برای انجام این کار وجود دارد. به طور مثال سامانه دیتاک (DATAK) یکی از معروف‌ترین ابزارهای مانیتورینگ می‌باشد. این سامانه به شما کمک می‌کند تا بتوانید در بازه زمانی‌های مختلف و با استفاده از کلمات کلیدی و هشتگ‌های مدنظر، به تحلیل وضعیت هر برند در فضای آنلاین بپردازید.سوالاتی که در این گام باید به پاسخ آن‌ها برسید عبارت اند از:· رقبا چه محصولات یا خدماتی را ارائه می‌دهند؟· نقاط قوت و ضعف آنها چیست؟· آنها از چه استراتژی‌های موفقی برای بازاریابی استفاده کرده‌اند؟· موقعیت آنها در بازار فعلی و در ذهن مخاطب چگونه است؟نکته 3: یک چشم انداز منحصر به فرد بسازید!به این سوالات پاسخ دهید:· مشتری هدف شما کیست؟ (خلاصه‌ای از ویژگی‌ها و ترجیحات مخاطبی که سعی در جلب نظر او دارید تهیه کنید)· چه نیازی قرار است از مشتری هدف برطرف شود؟ (با تعیین میزان اهیمتی که رفع این نیاز برای مخاطب دارد، بهتر می‌توانید در ادامه از استراتژی‌های قیمت‌گذاری مناسبی استفاده کنید)· مزیت محصول یا خدمت شما چیست؟ (جذاب‌ترین -احساسی‌ترین یا منطقی‌ترین- سودی که برای مشتریان دارید را مشخص کنید)· چگونه این حرف را اثبات می‌کنید؟ (مهم‌ترین شواهدی که نشان می‌دهد پایبند به قولتان هستید را بیان کنید)به طور مثال به پیام آمازون دقت کنید؛Our vision is to be the earth’s most customer-centric company; to build a place where people can come to find and discover anything they might want to buy online.« چشم‌انداز ما این است که مشتری‌مدارترین شرکت زمین باشیم. برای ساختن مکانی که در آن افراد بتوانند هرچه که می‌خواهند، از طریق اینترنت پیدا و خریداری کنند»مشتری هدف آمازون همه افراد در سنین مختلف‌اند و به دلیل گستردگی فعالیت هر نیازی از مخاطب را قادراند رفع کنند. مزیت آمازون در دسترس بودن است و اثبات این ادعا نیز آنلاین بودن این کسب و کار است.توجه داشته باشید که پیام برند ترجیحا یک یا دو جمله باشد و در آن ارزش منحصر به فرد و هدف اصلی خود را عنوان کنید؛ به طور مثال از عباراتی مثل باکیفیت، بهترین یا موفق‎‌ترین استفاده نکنید؛ چرا که این موارد می‌تواند هدف هر برندی باشد.نکته 4: به جیبتان نگاه کنید!از نگاه ال ریس بزرگ‌ترین مانع در مسیر جایگاه‌سازی، تلاش برای بدست آوردن غیرممکن‌هاست. توجه داشته باشید که شما آچار فرانسه نیستید که هر مشکلی را رفع کنید؛ پس پول خود را صرف پررنگ نشان دادن مهم‌ترین ویژگی‌های منحصر به فرد خود کنید؛ نه بیان هر مزیتی.نکته 5: یک برنامه معارفه تنظیم کنید!در این مرحله فرصت آن رسیده است تا پیام خود را به گوش جامعه هدف برسانید. بهتر است ابتدا از طریق یک کمپین روابط عمومی کار خود را آغاز کنید.توجه داشته باشید که این کمپین می‌تواند چندین هدف داشته باشد اما صرفا باید یک پیام را منتقل کند. تعدد پیام در ابتدای کار، مخاطب را گیج کرده و ماندگاری اسم تجاری شما در ذهن او به حداقل می‌رسد؛ سپس می‌توانید از طریق اقدامات تبلیغاتی به حفظ و زنده ماندن پیامتان بپردازید.به طور کلی، برای دستیابی به جایگاهی ویژه در ذهن مخاطب لازم است توان، انرژی و تمرکز خود را صرف خلق مزیت جدید و سپس معرفی آن کنید. به یاد داشته باشید که تمرکزگرایی در این مسیر حرف اول را می‌زند.</description>
                <category>رضا دست‌پروری</category>
                <author>رضا دست‌پروری</author>
                <pubDate>Tue, 15 Sep 2020 11:10:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیوز جکینگ یا موج سواری خبری چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Reza.Dastparvari/%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2-%D8%AC%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-gyumzojjrccv</link>
                <description>در هر ثانیه میلیون‌ها خبر در سراسر دنیا تولید می‌شود. در این بین، برخی اخبار، برای طیف گسترده‌ای از مردم، جذابیت دارند. تیم روابط عمومی هر سازمان باید در رصد و شناسایی این اخبار با هوشمندی عمل کند تا در ادامه بتواند با چاشنی خلاقیت، به موج‌سورای بر روی خبر فراگیر بپردازد. این اقدام نیوز جکینگ نامیده می‌شود که در ادامه با آن بیشتر آشنا خواهیم شد.اصطلاح نیوز جکینگ (News Jacking) به چه معناست؟نیوز جکینگ، به معنی همراه شدن هدفمند با موج‌های خبری فراگیر با هدف بیشتر دیده شدن است. برای موج‌سواری بر جریانات خبری، نیازی نیست به این توجه کنید که آیا حوزه کاری شما با خبر مدنظر مرتبط است یا نه؛ بلکه در تلاش باشید تا با تفکری خلاقانه، ارتباطی بین حوزه‌ی فعالیت خود و خبر منتشر شده ایجاد کنید.از نظر دیوید اسکات (از اولین نفراتی که به موضوع news jacking پرداخت) تنها 48 ساعت فرصت دارید تا با جریان خبری همراه شوید و بعد از آن تاثیرگذاری تا حد خیلی زیادی افت خواهد کرد.در واقع اسکات، پرداختن سریع و بی‌وقفه به یک داستان خبری را عامل دیده شدن موج سواران خبری می‌داند. باید گفت زاویه نگاه به مسئله، بسیار مهم‌تر از سرعت عمل است؛ سرعت عمل زمانی سبب بیشتر دیده شدن خواهد شد که با بیان حرف تازه همراه شود. در واقع زمانی می‌توان از یک موج خبری بیشترین بهره را برد که بتوان از زاویه‌ای جدید به موضوع نور بتابانیم تا وجوهی از مسئله که برای سایر افراد قابل دیدن نبوده، روشن گردد.کاربرد موج سواری خبری چیست؟برندها برای اهداف مختلفی روی موضوعات داغ و پرسر و صدای روز دست می‌گذارند و با آن‌ها همراه می‌شوند. بعضی با هدف افزایش شهرت، گاهی اوقت برای افزایش آگاهی از برند، گاهی نیز برای افزایش ترافیک وبسایت؛ شبکه‌های اجتماعی این برندها روی موج‌های خبری مانور می‌دهند و به نیوز جکینگ می‌پردازند. البته باید گفت نیوز جکینگ تنها محدود به برندها و سازمان‌ها نمی‌شود و خیلی از اشخاص مطرح نیز برای افزایش برندینگ شخصی خود از این روش استفاده می‌کنند. سلبریتی‌ها دسته‌ای از این اشخاص هستند. آن‌ها با اظهار نظر درمورد اخبار روز و بیان نظرات خود، سعی در نشان دادن جهت‌گیری فکری خود دارند تا از این طریق محبوبیت خود را بین علاقه‌مندان بیشتر کنند.چگونه جریان خبری که قابلیت فراگیری دارد را شناسایی کنیم؟در بین حجم انبوه خبرهایی که روزانه تولید می‌شود، بسیاری از آن‌ها فیک نیوز محسوب می‌شوند و قابل استناد نیستند. فیک نیوزها یا اخبار جعلی با اهداف مختلفی از جمله، برانگیختن احساسات مخاطبان، جعل خبر در جهت رسیدن به اهداف سیاسی و یا حتی با هدف شوخی و طنز به وجود بیایند.با این حال باید گفت حتی از فیک نیوزها نیز می‌توان برای موج سواری خبری استفاده کرد. در واقع از هر خبر فراگیر چه مستند و چه غیر مستند می‌توان در جهت مثبت استفاده کرد. نکته مورد توجه برای استفاده از جریانات خبری، شناسایی به موقع آن‌هاست.برای این کار لازم است همواره گوش به زنگ باشید و به رصد اخبار روز بپردازید. ابزارهای مختلفی برای این کار وجود دارند. Brandwatch و Hootsuite از جمله معروف‌ترین ابزارهای مانیتورینگ خبر در دنیا به شمار می‌آیند. نمونه‌های داخلی این ابزارها نیز وجود دارد که با یک جستجو ساده می‌توان بهترین آن‌ها را انتخاب کرد.اگر تمایلی به استفاده از این ابزارها ندارید، خودتان نیز می‌توانید این کار را انجام دهید. به طور مثال در پلتفرم توییتر این امکان وجود دارد که برخی کلمات را فیلتر کنید. در این صورت زمانی که یک توییت با کلمات حساس موردنظر شما در تایم لاین ظاهر شد، شما از آن مطلع می‌شوید. گوگل ترندز نیز یکی دیگر از ابزارهای رایگانی است که برای مانیتور کردن اخبار، می‌توانید از آن استفاده کنید.مراحل همراهی با یک موج خبری چگونه است؟برای همسو شدن با یک جریان خبری، مراحل زیر را اجرا کنید:رصد و پایش مستمر اخبار: مهم‌ترین گام برای همراهی با یک جریان خبری، شناسایی موضوع جذاب و چالش برانگیز است. این موضوع از طریق رصد مستمر اخبار و کمک گرفتن از ابزارهای مانیتورینگ خبر اتفاق می‌افتد.تعیین میزان محبوبیت: پس از آن که موضوع مورد نظر خود را پیدا کردید، حالا نوبت شناسایی و تعیین میزان محبوبیت است. برای این کار بهترین راه اندازه‌گیری میزان سرچ کلمات مدنظر توسط موتور جستجوی گوگل است.سرچ و جستجو در مورد موضوع: پس از نهایی شدن موضوع، به سراغ جمع آوری اطلاعات پیرامون موضوع بروید. بعد از انجام جستجوهای گسترده، به فیلتر و غربال محتوای جمع آوری شده بپردازید. هر اطلاعاتی که احساس می‌کنید مرتبط با هدف شما نیست، کنار بگذارید.واکنش سریع و هوشمندانه: حالا نوبت به ایده‌پردازی رسیده است. در این مرحله باید نگاه تازه و جدید خود به موضوع مورد نظر را به جریان خبری تزریق کنید و با موج همراه شوید.مثال‌ هایی از موج سواری خبری موفقیکی از نمونه‌های موفق موج سواری خبری، مربوط به برند دیجی کالاست. ماجرا از این جا شروع شد که بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های خصوصی در پی شیوع ویروس کرونا و افت نقدینگی، دست به تعدیل نیروهای خود زدند. شرکت‌های مسافرتی و هواپیمایی، اغلب تنها راه جبران خسارات خود را تعدیل موقت و در برخی مورد تعدیل دائمی نیروهای خود می‌دانستند. اخبار این تعدیل نیروها هر روز بیشتر از روز قبل سروصدا به پا می‌کرد و مخالفان بسیاری داشت.در این میان دیجی‌کالا طی حرکت هوشمندانه‌ای، آگهی استخدام نیروی متخصص منتشر کرد و به نوعی مخالفت خود را نسبت به مسئله تعدیل نیرو اعلام داشت. ممکن بود اگر اخبار تعدیل نیرو فراگیر نمی‌شد بازهم دیجی‌کالا به انتشار آگهی تامین نیروی انسانی خود بپردازد اما همزمانی انتشار آگهی با جریانات تعدیل نیرو، پیام‌های امید بخش بسیاری به گوش مخاطبان رساند.البته باید گفت خبرربایی، صرفا حول اخبار رسمی اتفاق نمی‌افتد و حتی گاهی می‌تواند پیرامون موضوعات فراگیر سرگرم کننده و طنز نیز هدایت شود. به طور مثال چندین ماه پیش استفاده از اپلیکیشنی به نام  Gradientبسیار فراگیر شد. این اپلیکیشن به کاربر نشان می‌داد که تصویر او شبیه به کدام شخصیت معروف در جهان است.حرکت جالبی که برند سن‌ایچ در این رابطه انجام داد به این صورت بود که نشان می‌داد که یک پرتقال عکس خود را در اپلیکیشن آپلود کرده و در نهایت تصویر شخص معروفی که به او نشان داده شده، آبمیوه‌ی سن‌ایچ است.می‌بینید که در هیچ یک از مثال‌های عنوان شده، اصلا هزینه بسیار زیادی صرف نشد؛ صرفا نگاه نو به موضوع و ایده‌پردازی خلاقانه، سبب دیده شدن چند برابری اقدامات یک برند شده است.خیلی از بزرگان حوزه خبری، نیوز جکینگ را راهی ساده برای کسب معروفیت و محبوبیت در یک زمان کوتاه می‌دانند. برای همراهی با اخبار روز، اصلا مهم نیست که در چه حوزه‌ای فعالیت می‌کنید؛ اگر بتوانید ارتباطی بین خبر فراگیر با حوزه فعالیت خود ایجاد کنید، یک موج سوار خبری حرفه‌ای شناخته خواهید شد.</description>
                <category>رضا دست‌پروری</category>
                <author>رضا دست‌پروری</author>
                <pubDate>Tue, 25 Aug 2020 13:45:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب اصل‌گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-g3w0aukvkt49</link>
                <description>بشر همواره در حال انتخاب است؛ گاهی چشم بسته و گاهی از روی آگاهی و منطق. اگر به هنگام انتخاب، دست روی گزینه‌ای بگذاریم که ما را به هدف اصلی‌مان نزدیک‌تر نکند، قطعا متضرر خواهیم شد و باید هزینه‌ی زیادی متقبل شویم. کتاب اصل‌گرایی نوشته گِرگ مک کیون، به دنبال ارائه راهکارهایی برای تمییز دادن اصل از فرع و برگزیدن بهترین مسیر است. نویسنده در این کتاب سعی دارد از چیستی تفکر اصل‌گرایی تا چگونگی به کار بستن آن در زندگی، مطالب مفیدی ارائه کند.در این مقاله قصد داریم تا خلاصه‌ای از این کتاب ارزشمند ارائه دهیم.اصل‌ گرایی (Essentialism) چیست؟همه‌ی ما در زندگی شخصی و کاری خود، فعالیت‌ها، برنامه‌ها و تعهداتی داریم که دلیل وجود و تاثیرشان، بر بهتر شدن اوضاع زندگی‌مان را نمی‌دانیم. در واقع در حال حرکت و جنب‌وجوش هستیم؛ اما نمی‌دانیم به چه مقصدی و با چه هدفی. در این صورت، پس از گذشت چندین سال به جای این که به یک انسان درجه یک در یک حرفه‌ی خاص تبدیل شویم، به یک انسان متوسط، در یک دسته‌بندی عام تبدیل خواهیم شد.نویسنده، راهکار جلوگیری از چنین آینده‌ای را، اصل‌گرایی می‌داند. Essentialism نه به این معناست که چطور کارهای بیشتری انجام دهیم، و نه به این معنا که به حداقل‌ها قانع شویم، بلکه به معنای انتخاب آگاهانه و سیستماتیک اولویت است (واژه اولویت تا دهه 90 میلادی، به صورت مفرد به کار می‌رفت، آن هم به این دلیل که اولویت صرفا باید یک گزینه باشد).البته به این نکته باید توجه کرد که اگر خودمان اولویت زندگی خود را تعیین نکنیم، دیگران این کار را برای ما انجام می‌دهند.پارادوکس موفقیت یعنی چه؟در قسمتی از کتاب، گرگ مک کیون، از تله‌های پیش‌روی انسان موفق می‌گوید. بعد از موفقیت در انجام یک کار خاص و منحصر به فرد، حجم درخواست‌ها، چه از جنس کمک و چه از جنس دعوت به همکاری بالا خواهد رفت. حال اگر فرد همه‌ی این درخواست‌ها را به چشم فرصتی برای محبوبیت ببیند، به نوعی می‌توان گفت اسیر دام فرصت‌جویی شده است. پاسخ به سوالات مخاطبان، شرکت در مراسمات و یا پذیرفتن همه‌ی سفارشاتی که به سمت فرد موفق روانه می‌شود، آنقدر او را به خود درگیر می‌کنند تا جایی که کیفیت کار او در کاری که روزی به بهترین شکل انجام می‌داده، کاهش یابد.ممکن است جلب رضایت همه‌ی مخاطبان و موافقت با همه‌ی پیشنهادات همکاری، نشانه‌ی مردم‌داری و عاملی برای افزایش محبوبیت باشد، اما قطعا باعث محبوبیت پایدار نخواهد شد.چگونه اصل را از فرع تمییز دهیم؟نویسنده با نگاهی تند و با بیان صریح اعلام می‌کند که در زندگی همه چیز بی اهمیت است؛ جز موارد انگشت شمار و معدود. به عقیده‌ی او هر چه بیشتر تلاش کنیم، به نتایج بیشتری نمی‌رسیم یا به عبارت دیگر «بیشتر» لزوما «بهتر» را به دنبال نخواهد داشت. از این موضوع می‌توان نتیجه گرفت که رابطه‌ی تلاش و موفقیت، لزوما یک تابع خطی نیست. برای این که بهترین نتیجه را بگیریم، بهتر است بدانیم تمرکزمان در جهت اصل هدف بسیج شده یا نه. لازمه‌ی رسیدن به این شناخت، توانایی در تفکیک اصل از فرع و پشت پا زدن به فرعیات است.فرعیات را با یک روش ساده می‌توان شناسایی کرد. زمانی که با چند گزینه رو به رو هستیم، اولین سوالی که باید از خود ‌پرسیم باید این باشد که «اگر این گزینه را نداشتی، چقدر حاضر بودی هزینه کنی تا بدستش بیاوری؟» اگر معیار پاسخ را از صفر تا صد در نظر بگیریم، به تمام گزینه‌هایی که نمره‌ی کمتر از 90 گرفتند، با صراحت نه بگوییم. به هنگام نه گفتن نیز نباید خود را گرفتار قید و بندهای اجتماعی کنیم.چگونه می‌توان اصل گرا شد؟نویسنده Essentialismرا شامل سه مرحله می‌داند. مقدمه‌ی این سه مرحله نیز تعیین هدف است.هدف باید روشن و مشخص باشد؛ در غیر این صورت میزان دسترسی به آن قابل اندازه‌گیری نخواهد بود. مشخص بودن هدف، امکان مقایسه‌ی «آنچه وجود دارد هست» با «آنچه باید باشد» را فراهم می‌کند.گاهی به عمد، مقصد را گنگ و مبهم قرار می‌دهیم؛ چرا که اگر مسیرمان به موفقیت منجر نشد به سادگی از پذیرفتن شکست شانه خالی کنیم.بعد از تعیین دقیق هدف، به پیاده‌سازی این سه گام می‌پردازیم:1. بررسی و ارزیابی: اصولا کسی که به دنبال اصل‌گرایی می‌رود، تعداد گزینه‌های بیشتری را بررسی می‌کند. دقیقا شبیه به کسی که درحال تمیز کردن کمد لباس‌هایش است. چنین فردی باید trade off (سبک و سنگین کردن) بلد باشد. به هنگام بررسی نباید از خود سوال کرد که «آیا این لباس را روزی خواهم پوشید یا نه؟» چون در این صورت، یک کمد پر از لباس‌هایی خواهیم داشت که به ندرت می‌پوشیم؛ بلکه باید پرسید «آیا عاشق این لباس هستم یا خیر؟»2. حذف: بعد از آن که بررسی‌ها به طور دقیق انجام شد؛ نوبت به حذف گزینه‌های اضافی می‌رسد. در این قسمت، نویسنده مثال جالبی مطرح می‌کند. او انسان اصل‌گرا را شبیه به یک ویراستار و یک تدوین‌گر می‌داند. بهترین فیلم‌هایی که جایزه اسکار دریافت کردند، همگی جایزه‌ی بهترین تدوین‌گری را نیز از آن خود کرده اند. کار یک تدوین‌گر، تنها حذف نیست بلکه او به هنگام حذف کاملا به این فکر می‌کند که چگونه قسمت‌هایی را کم و زیاد کند تا ضرب‌آهنگ فیلم و داستان کلی به صورت یکپارچه به دست مخاطب برسد.3. اجرا: در مرحله‌ی اجرا همواره باید ضریب خطا در نظر داشت. به قول نویسنده باید همانند یک راننده‌ی اتومبیل، فاصله‌ی اطمینان‌بخشی با ماشین جلویی داشته باشیم تا در صورت بروز حادثه، اتفاق بدی رخ ندهد.وقتی اصل را پیدا کردیم، باید با تمام توان در جهت آن حرکت کنیم اما به دلیل این که آینده به طور کامل قابل پیش‌بینی نیست، بهتر است مقداری ضریب خطا و انحراف از معیار در نظر بگیریم تا نتیجه‌ی حاصل، رضایت‌بخش باشد.ما در دنیای کنونی توسط ابزارهای تکنولوژیکی محاصره شده‌ایم و آن‌ها همواره آماده اند تا حواس و تمرکز ما را منحرف کنند. تنها راه مقابله با این هجوم، مشخص کردن مقصد اصلی و گام برداشتن در مسیر رسیدن به مقصد است.</description>
                <category>رضا دست‌پروری</category>
                <author>رضا دست‌پروری</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 09:54:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب کار عمیق</title>
                <link>https://virgool.io/@Reza.Dastparvari/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-wi7llowr0asa</link>
                <description>یکی از شاخص‌ترین کتاب‌های حوزه‌ی کسب‌وکار، کتاب کار عمیق اثر کال نیوپورت است. او در بخش‌های مختلف کتاب خود، با بیانی شیوا و روان، از اهمیت کار عمیق و راهکارهای رسیدن به حداکثر بهره‌وری می‌گوید. به عقیده‌ی او، تنها راه نجات انسان تکنولوژی‌زده‌ی امروز، تمرکز بالا و انجام کار با حداکثر توجه است.در ادامه خلاصه‌ای از این کتاب را برای شما خواهم گفت.اینترنت دشمن ما نیست؛ ابزار ماست!تکنولوژی با شتاب غیرقابل وصفی در حال رشد است. ابزارهای تمرکزگیر، بخش زیادی از ظرفیت فکری و تمرکز ما را به خود مشغول ساخته‌اند. جذابیت بالا و دسترسی آسان و بی‌وقفه‌ی انسان به این ابزارها، اراده‌ی ما را برای نه گفتن به آن‌ها ضعیف کرده است. اکثر ما به محض احساس خستگی، به سوشال مدیا پناه می‌بریم، حتی اگر نیازمند تمرکز باشیم. زندگی ما به طرز عجیبی با این ابزارها احاطه شده است. از طرفی با حذف کامل آن‌ها از اطراف خود، احساس کمبود و ناکارآمدی خواهیم کرد.مجهز بودن به مهارت‌های تکنولوژیک، یک نیروی کار ساده را به یک کارمند دانشی (knowledge worker) تبدیل می‌کند. تفاوتی که کارمند دانشی نسبت به نیروی کار ساده دارد، علم به کارگیری ابزار است. یک نیروی کار ساده، به هنگام بروز مشکل به سرعت آن را شناسایی می‌کند اما به دلیل این که ‌ابزاری در دست ندارد، به کندی قادر به حل مشکل است. در عوض، ابزارهای تکنولوژیک بازوی سوم نیروی کار دانشی است و سرعت او را در حل مسئله بسیار بالا برده است. پس نمی‌توان گفت رشد تکنولوژی به طور کلی مضر است؛ بلکه این ماییم که باید روش استفاده از آن را بیاموزیم و درست استفاده کنیم.موفق‌ترین انسان‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟کال نیوپورت در بخش‌های مختلفی از کتاب، نام اشخاص موفق را بیان می‌کند. او زندگی آن‌ها را در دو سطح میکرو (شخصیت‌ شناسی) و ماکرو (رفتارشناسی) مورد بررسی قرار داده است. نتایج مطالعات او نشان‌دهنده این موضوع است که افراد موفق، دارای ویژگی‌های شخصیتی شبیه به افراد عادی اند اما چیزی که سبب تمایز آن‌ها نسبت به بقیه شده، در رفتار و اقدامات آن‌ها قابل جستجو است.از نظر نیوپورت، این سه گروه از انسان‌ها همواره موفق خواهند بود:1. کارکنان بسیار ماهر: نیت سیلور، آماردان بزرگ دنیا، کسی که نتایج انتخابات آمریکا را در 49 ایالت درست حدس زد؛ نمونه بارز یک نیروی کار بسیار ماهر (High skill worker) است. چیزی که سبب موفقیت او شده، توانایی به کارگیری ابزار در جهت رسیدن به اهداف خود است. هرچه ابزارهای در دسترس چنین افرادی قدرتمندتر و پیشرفته‌تر شوند، جایگاه و ارزش آن‌ها نیز بالاتر خواهد رفت. به نوعی می‌توان گفت ابزار، رقیب آن‌ها نیست، رفیق آن‌هاست.2. ابر ستاره‌ها: مصداق گروه دوم، هاینمیر هانسن، اعجوبه‌ی برنامه نویسی دنیاست. ابزارهایی همچون نرم افزارهای ارتباط از راه دور، مرزها و محدودیت‌های فیزیکی و جغرافیایی را بی‌معنا کرده است. هیچ توجیهی وجود ندارد که یک نیروی کار ماهر، صرفا تمام وقت خود را برای یک شرکت خرج کند و کارمند تمام وقت آن‌جا باشد. super starها یک مکان ارزان برای استقرار انتخاب می‌کنند و خدمت خود را گران می‌فروشند.3. مالکان: نمونه‌ی موفق دیگر، فردی به اسم جان دوئر است. چیزی که سبب موفقیت او شده، سرمایه‌گذاری کردن بر روی فناوری‌های آینده‌دار است. ویژگی مثبت این افراد، ریسک‌پذیری بالا و آینده‌ نگریست.در عصر جدید، سرمایه حرف اول را می‌زند و نسبت ارزشمندی نیروی کار به سرمایه پایین آمده است. به طور مثال یک شرکت با 13 کارمند می‌تواند 1 میلیارد دلار به فروش برسد؛ دقیقا شبیه به اتفاقی که برای شرکت اینستاگرام رخ داد.با همه‌ی این توضیحات، نمی‌توان گفت صرفا همین سه گروه موفق خواهند بود؛ اما می‌توان گفت اگر لیستی از موفق‌ترین‌ها تهیه کنیم، قطعا این سه گروه جزء ترندهای آن لیست خواهند بود.نتیجه‌ی Deep Work چیست؟کار عمیق به زندگی معنا می‌بخشد. نیتجه‌ی آن ایده‌ها و راهکارهای خلاقانه و بدیع است. اگر بتوانیم در مقابل وسوسه‌های فکری مقابله کنیم و هر زمان که دچار حواس‌پرتی شدیم، از آن استقبال نکنیم، روحیه تمرکزگرایی را به ذهن آموخته‌ایم. به گفته‌ی کال نیوپورت انسان‌های موفق توانایی این را دارند که حداکثر چهار ساعت از روز و انسان‌های تازه کار فقط یک ساعت از روز را به انجام کار عمیق و باکیفیت اختصاص دهند.چگونه کار عمیق انجام دهیم؟در بخش دوم کتاب، بعد از اینکه کال نیوپورت اهمیت کار عمیق را بیان کرد، به ارائه راه‌کارها و تکنیک‌های تقویت تمرکز می‌پردازد. از نظر او تمرکز از جنس عضله‌ است. اگر از آن کار بکشیم، قوی‌تر خواهد شد و برعکس؛ اگر تلاشی برای تقویتش انجام ندهیم، به زودی پیر و از کارافتاده خواهد شد.· راهکارهای تقویت تمرکز و افزایش کاراییتعیین زمان اتمام کار: تعیین کردن سررسید برای انجام دادن کارها، روشی عالی برای اجبار خود به اتمام کار در زمان مشخص است. توجه داشته باشید که سررسید را همیشه کمتر از مدت زمان لازم برای انجام درنظر بگیرید. در غیر این صورت، کار به میزانی که زمان به آن اختصاص داده شود به طول خواهد انجامید و ممکن است کاری که یک روز زمان لازم دارد، سه روز از شما وقت بگیرد.قرار دادن روتین: عمل کردن مداوم به برنامه‌های از پیش مشخص شده، راهی برای ساختن عادات مثبت و روتین برای زندگی است. سعی کنید روتین‌ها و عادات زندگی خود را برای دوستان و آشنایان بازگو کنید تا آن‌ها نیز مطلع باشند.تعیین cheat day : همانطور که در اکثر رژیم‌های غذایی، پزشک متخصص یک روز را «روز بدون برنامه» یا «آزاد» معرفی می‌کند، ما نیز باید چند ساعت از هفته یا چند روز از ماه را، روز بدون برنامه و برای انجام کارهای بدون نیاز به تمرکز مشخص کنیم. از این طریق به ذهن می‌آموزیم که فقط در این بازه‌ی زمانی اجازه دارد از این شاخه به آن شاخه بپرد.تعیین معیار: معیارها بسته به جنس و مدل کار باهم متفاوت‌اند. مثلا یک دانشجو ممکن است معیارش تعداد صفحات خوانده شده باشد. چنین فردی بعد از خواندن 20 صفحه از کتاب برای خود زمان استراحت تعیین می‌کند. دانشجوی دیگر ممکن است معیار زمانی تعیین کند و با خود بگوید بعد 45 دقیقه مطالعه، 5 دقیقه استراحت می‌کنم. تعیین معیار، برای ذهن، قانون و قاعده مشخص می‌کند.سپردن کار به دیگران: اگر در زندگی برخی از نویسندگان دقیق شویم، می‌بینیم که خیلی از آن‌ها آدرس ایمیل و یا راه برقراری ارتباط با مخاطب ندارند و یا ممکن است آدرس ایمیل شخص دیگری را برای رساندن پیام معرفی کنند. این کار برای بستن مسیر هر عاملیست که ممکن است بخشی از حواس را درگیر خود سازد. پس در زمانی که به تمام قوه‌ی تمرکز خود احتیاج داریم، بهتر است با سپردن بخشی از کارها به دیگران، شرایط محیطی آرام و مطلوبی فراهم کنیم.استفاده از این راهکارها تا حد زیادی در تقویت قوه‌ی تمرکز موثر خواهد بود. باید توجه داشت که فقط با تمرین و تکرار می‌توان انجام کار عمیق را از دانش به مهارت تبدیل کرد. زمانی که بتوانیم بیشتر وقت خود را به انجام کارهایی اختصاص دهیم که حداکثر پتانسیل درونی ما را بالفعل کند، قطعا میزان رضایت از زندگی فردی خود را ارتقا داده ایم.</description>
                <category>رضا دست‌پروری</category>
                <author>رضا دست‌پروری</author>
                <pubDate>Tue, 11 Aug 2020 15:26:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مدیران باید به فرهنگ سازمانی اهمیت بدهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Reza.Dastparvari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-gabbenybe7qy</link>
                <description>هر سازمان،‌ اجتماعی از گروه‌های انسانی است. کارمندان در کنار هم جمع می‌شوند و در سازمان، گروه‌های شخصی می‌سازند؛ هدف‌گذاری می‌کنند و در مورد سایر کارمندان سخن می‌گویند. فرهنگ سازمانی، این گروه‌ها را جهت می‌بخشد و به کارمندان هدف می‌دهد، تا همه برای رسیدن به آن اهداف تلاش کنند و به موفقیت برسند. در این مقاله قرار است ابتدا به چیستی فرهنگ سازمانی و سپس به ابعاد، ویژگی‌ها و کارکردهای آن بپردازیم.فرهنگ سازمانی چیست؟هر کسی که تجربه‌ی کارکردن در چندین سازمان را داشته باشد، قطعا متوجه خواهد شد که هر سازمان ویژگی‌های منحصر به فرد خود را دارد؛ حتی اگر حوزه‌ی کاری این سازمان‌ها کاملا مشابه یکدیگر باشد. این ویژگی‌ها ثابت‌اند و با ورود افراد جدید و یا خروج افراد قدیمی، تغییر چندانی نخواهند کرد. برعکس این کارکنان هستند که عادات و رفتارهای خود را مطابق با هنجارهای محل کار خود تغییر می‌دهند.به این الگوها، اعتقادات، ایدئولوژی‌ها و هنجارها فرهنگ سازمانی گفته می‌شود.تاثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد اعضای سازمان:پژوهش‌هایی که توسط نلسون و کوئیک در سال 1997 صورت گرفته نشان می‌دهد که تاثیر فرهنگ سازمان بر عملکرد کارکنان مثبت و مستقیم است. این دو محقق علوم انسانی، چهار کارکرد اصلی فرهنگ سازمانی را چنین برمی‌شمارند:1. افزایش تعهد: منظور از تعهد سازمانی حالتی است که فرد، اهداف سازمان را مقدم بر اهداف و منافع شخصی خود می‌داند؛ در سازمان‌هایی که درجه تعهد اعضا بالاست، نرخ ترک افراد از سازمان بسیار پایین و در عوض میزان تلاش و تمایل افراد به پیاده‌سازی اصول سازمانی بسیار زیاد است.2. کاهش تعارض: یکی دیگر از کارکردهای فرهنگ سازمانی، ایجاد انسجام و یکپارچگی بین اعضای سازمان است. در سازمان‌هایی با فرهنگ غنی، نوعی استانداردهای رفتاری و گفتاری حاکم است و افراد حدود خود را می‌دانند و با رعایت اصول تعیین شده، میزان درگیری‌ها و تعارضات کم است.3. خودکنترلی: در سازمانی که مشتری‌ مداری به عنوان یک اصل فرهنگی جا افتاده باشد، هیچ یک از کارمندان به خود این اجازه را نمی‎دهند که بدون جلب رضایت مشتری، خدمت خود را به اتمام برسانند. در این سازمان‌ها، نوعی خودکنترلی بر رفتار کارمندان حاکم است که حتی به هنگام نبود مدیر، از معیارها فاصله نمی‌گیرند.4. هویت اجتماعی: اگر پای صحبت کارمندان بنشینید و از آن‌ها بپرسید که به چه علت به کار کردن علاقه‌مندند؛ قطعا کسب ‌شان و هویت اجتماعی از اولین پاسخ‌هایی خواهد بود که می‌شنوید. کارکردن به زندگی شخص معنا می‌بخشد و احساس رضایت مندی از زندگی را در او افزایش می‌دهد.چگونه کارمندان جدید را با فرهنگ سازمان تطبیق دهیم؟یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مدیران، فرایند آشناسازی و اجتماعی کردن نیروهای جدیدی است که به تازگی جذب سازمان شده‌ اند. آن‌ها همواره در تلاش اند تا با آموزش اصول سازمانی به افراد تازه وارد، فرهنگ سازمان را از نسلی به نسل دیگر کارمندان انتقال دهند. اگر نتیجه‌ی این فرایند، تربیت نیروهایی متعهد و پایبند به اصول سازمان باشد، می‌توان گفت مدیر وظیفه خود را به درستی انجام داده و موفق عمل کرده است.فرایند جامعه‌پذیر کردن اعضای جدید طی این سه مرحله اتفاق می‌افتد:1. گزینش: اولین فیلتر برای شناسایی میزان تطابق نیرو با فرهنگ سازمانی، جلسات مصاحبه با متقاضیان کار است. در این جلسات می‌توان با استفاده از تست‌های MBTI تاحدودی به نگرش‌ها و ایدئولوژی‌های شخص پی برد.2. آموزش: کارآموز از این طریق با ارزش‌ها و ضد ارزش‌های سازمانی که قرار است در آن مشغول به کار شود، آشنا خواهد شد.3. استخدام: از این پس فرد با حضور مستمر در سازمان و ارتباط نزدیک با همکاران، با فرهنگ سازمان مانوس می‌شود. مدیر نیز با برگزاری جلسات عمومی که در آن به طور مستقیم و غیر مستقیم به ارزش‌ها و اهداف سازمان اشاره می‌شود، حرکت مثبتی درجهت جامعه‌پذیری نیروهای جدید انجام می‌دهد.ویژگی‌های فرهنگی سازمان‌های موفق:مجله‌ی  Furtuneهرساله طی گزارشی 500 شرکت برتر دنیا را معرفی می‌کند. با بررسی شرکت‌های موجود در این لیست از جمله شاخصه‌های فرهنگی که بالاتفاق در اکثر این سازمان‌ها دیده می‌شود عبارتند است از:اصل‌گرایی: اساس اصل‌گرایی، توانایی در اولویت بندی ‌است. مدیرانی که قادر به تشخیص اصل از فرع اند؛ به درستی می‌دانند که در یک بازه زمانی مشخص، نیروهای خود را تشویق به انجام چه کاری کنند تا به بالاترین بازدهی برسند. این درحالی است که مدیران سازمان‌های توسعه نیافته، همواره کارکنان را مجبور به انجام کارهای زیاد اما زاید می‌کنند؛ به طوری که به چشم سایر ذی‌نفعان پرمشغله جلوه کنند.عمل‌گرایی: عمل‌گرایی، صفت شخصیتی سازمان‌هایی است که مدیران آن به جای رویاپردازی و آرمان‌گرایی، دست به اقدام و پیاد‌ه‌سازی برنامه‌ها می‌زنند. عمل‌گرایان؛ بدور از وسواس نابجا و ترس از اقدام، در مسیر اهداف گام برمی‌دارند.تیم‌گرایی: روحیه‌ی جمع‌گرایی و به دور از فرد محوری مزایای بسیاری دارد. سازمان‌هایی که تیم‌سازی و انجام کار گروهی در آن‌ها حرف اول را می‌زند، از گنج با ارزشی همچون هم‌افزایی بهره می‌برند. در چنین سازمان‌هایی مشارکت باعث افزایش سرعت انجام کار و کاهش خطاهای فردی می‌شود.تمرکزگرایی: تمرکز گرایی به معنای توجه و تمرکز بر روی کارهایی است که در زمان کم، ارزش زیادی تولید می‌کنند. نتیجه‌ی پیاده‌سازی چنین نگرشی، افزایش بهره‌وری سازمان خواهد بود.فرهنگ سازمانی، کارمندان را با اهداف سازمان آشنا می‌کند و به مثابه قوانین یک جامعه، آنان را به اهداف والاتر می‌رساند. کارمندان با شناخت فرهنگ سازمانی، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند و تلاش می‌کنند تا بهترین خروجی را برای سازمان داشته باشند.</description>
                <category>رضا دست‌پروری</category>
                <author>رضا دست‌پروری</author>
                <pubDate>Tue, 04 Aug 2020 16:37:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شایعه چیست و چگونه اعتبار برند را خراب می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Reza.Dastparvari/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-qxzfd52cfipm</link>
                <description>شایعات، کابوس مدیران روابط عمومی هستند؛ ارزش و شخصیت برند را زیر سئوال می‌برند و اعتماد مشتریان به برند را خدشه‌دار می‌کنند. قدرت تخریب و ضریب نفوذ بالای شایعه، عیب دیگر آن است که برای مدیران روابط عمومی مشکل ایجاد می‌کند. مدیران روابط عمومی می‌دانند که مسئولیت به دست گرفتن شرایط به عهده‌ی آن‌هاست تا از آسیب رسیدن به اعتبار برند جلوگیری کنند. در مقاله پیش رو به بررسی شایعه، علل آن و راه‌کارهای مدیریت آن را بررسی کرده‌ایم.شایعه چیست؟شایعات می‌توانند مثبت یا منفی باشند. آن‌ها می‌توانند به طور کامل غلط باشند یا بخشی از آن‌ها غلط باشد. شایعات حتی می‌توانند حقایقی باشند که نمی‌توان آن‌ها را انکار کرد یا حتی اطلاعاتی باشند که زودتر از موعد منتشر شده‌اند. به بیان دیگر شایعات گزارشات یا پیام‌های تائید نشده‌ای هستند که به سختی می‌توان منبع آن‌ها را پیدا کرد.شایعات چه زمانی منتشر می‌شوند؟شایعات (rumors) زمانی منتشر می‌شوند که عدم قطعیت و اضطراب وجود دارند.ذهن انسان از توقف متنفر است. ما همیشه دوست داریم با موقعیت‌های قابل پیش‌بینی روبرو شویم؛ اگر موقعیتی را متوجه نشویم، مضطرب خواهیم شد و تلاش می‌کنیم تا به هر نحوی شده اطلاعات جمع کنیم، تا نسبت به موقعیت اشراف پیدا کنیم.شایعات زمانی ایجاد می‌شوند که افراد برای فهم یک موقعیت خاص، اطلاعات موثقی ندارند و دچار کمبود اطلاعات می‌شوند. به خصوص اگر این موضوع یک اتفاق تهدیدکننده باشد.تاموتسو شیبوتانی، روانشناس ژاپنی-آمریکایی، در کتاب خود با نام روانشناسی شایعه، بیان می‌کند: «زمانی که اطلاعات رسمی حضور ندارند، مردم تلاش می‌کنند تا با تعاریف و برداشت‌های خودساخته و غیر رسمی با موضوع کنار بیایند؛ بنابراین شایعه، جمع شدن برداشت‌های خودساخته‌ی مردمی است که گیج شده یا موقعیت مشخصی ندارند.چرا شایعه‌ تولید شده و دست به دست می‌شود؟جواب مشخصی برای این سئوال وجود ندارد. شایعه می‌تواند یکی از اثرات منفی عدم قطعیت و نامشخص بودن شرایط برای مخاطبان به خصوص در شرایط بحرانی باشد یا می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. گاهی ممکن است شایعه حاصل شیطنت‌های مخالفان یا برندهای رقیب باشددلیل مشخصی مبنی بر اینکه چرا شایعات تولید می‌شوند وجود ندارد، بعلاوه در مورد انتشار آن توسط مردم نیز این موضوع صادق است؛ اما جان باگی در کتاب خود با عنوان &quot;راهنمایی برای مدیریت شایعه&quot; بیان می‌کند افراد مختلف برای انتشار شایعه، انگیزه‌های متفاوتی مثل:· دوست دارند موقعیت یا اتفاقی خاص را توضیح دهند؛· تا اتفاقات کاربردی یا هیجان انگیز را به اشتراک بگذارند؛· تا خودشان را به عنوان شخصیت همه چیزدان مطرح کنند؛· تا با استفاده از اطلاعات به عنوان یک دارایی ارزشمند، ارتباطات خود را توسعه دهند· سهل انگاری در پذیرفتن مسئولیت· ارائه اطلاعات غلط یا گمراه کردن (غالبا در موضوعات اقتصادی یا سیاسی)دارند.توجه به این انگیزه‌ها، واکنش مناسب در زمان انتشار شایعه را آسان‌تر می‌کند و به مدیران روابط عمومی کمک می کند تا برنامه ریزی استراتژیک مناسب‌تری داشته باشند.شایعه کجا کاربرد دارد؟شایعه می‌تواند به عنوان ابزار رقابتی استفاده ‌شودشایعات تنها حاصل نفرت، حسادت و یا عدم اعتماد به نفس افراد مخالف برای صدمه به برند شما نیست؛ شایعات اغلب توسط برندهای رقیب و برای آسیب زدن جدی به برندهای دیگر تولید می‌شوند. هدف این است که وفاداری مشتریان آسیب ببیند؛ مصرف کنندگان، استفاده از محصول یا خدمت برند را بایکوت کنند؛ عملکرد مالی برند را تخریب کنند یا پیام‌ها و فعالیت‌های مجازی برند تحت‌الشعاع قرار بگیرند.تحقیقات نشان داده است ایجاد شایعه درون سازمان، روی روحیه و عملکرد کارمندان اثر می‌گذارد و اگر این افراد از نظر امنیت شغلی نیز شرایط مناسبی نداشته باشند، دچار استرس شدید می‌شوند و در نهایت این عملکرد سازمان یا واحد مرتبط با آن‌ها بسیار کاهش می‌یابد.شایعات تجاری، اصطلاح دیگری است که با هدف هشیارسازی بنیان‌ها و رویه‌های یک سازمان به کار می‌رود، تا بخش‌های مختلف سازمان را از اتفاقات آگاه کند و یا عملکرد ضعیف آن‌ها را تحت‌الشعاع مثبت قرار دهد.رابطه‌ی انتشار شایعه و تفکر انتقادی چیست؟شایعه زمانی منتشر می‌شود که تفکر انتقادی و منطقی وجود نداشته باشدبسیاری از مدیران روابط عمومی، به شایعه به عنوان یک سخن بیهوده نگاه می‌کنند و چون می‌دانند پایه و اساسی ندارد، به آن توجهی نمی‌کنند. نکته‌ی قابل تامل اینجاست که افراد بدون داشتن تفکر انتقادی و تحلیل یک موضوع، هر چیزی را می‌پذیرند و سریعا آن را منتشر می‌کنند. همین قدر که یک موضوع برای مردم جذاب باشد، دست به انتشار آن می‌زدند.در سال 2016 در کشور چین 4 شرکت مخالف با برند KFC تلاش کردند تا شایعه‌ی &quot;مرغ 3 پا&quot; را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند؛ این شرکت‌ها تلاش کردند تا با انتشار شایعه‌ای مبنی بر اینکه برند KFC از مرغ‌هایی با جهش ژنتیکی استفاده می‌کند، اعتبار این برند و اعتماد مشتریان به آن را کاهش دهند؛ در نهایت دادگاه عالی چین، این 4 شرکت خلافکار را متهم اعلام کرد.بسیاری از مردم، این شایعه را باور کردند؛ با این که این موضوع، بسیار احمقانه بود. چرا باید KFC مرغ‌های ژنتیکی و دست کاری شده با 6 پا بسازد؟ چرا 6 پا و نه 2 پای معمولی یک مرغ؟ آیا مرغ‌هایی با این ویژگی، ارزش افزوده خاصی برای برند داشتند؟برای هیچکس مهم نبود این سئوالات را از خود بپرسد.مدیران روابط عمومی باید چه واکنشی به شایعه داشته باشند؟در مدیریت شایعه، حقایق، نقش اساسی بازی می‌کنند؛ حقایق، ارزشمندترین دارایی‌هایی هستند که مدیران روابط عمومی برای برنامه‌ریزی استراتژیک و پاسخ به چالش‌های مخاطبان، از آن‌ها استفاده می‌کنند.در این مواقع مدیران روابط عمومی می‌توانند به دو شکل کلی با شایعه برخورد کنند. اگر شایعه کوچک است و احتمال می‌دهند که فراگیر نشود، بهتر است که واکنشی به آن نشان دهیم، زیرا واکنش ما باعث پخش شدن بیشتر شایعه می‌شود.اگر شایعه آن‌قدر جدی است که تعداد زیادی از مردم را درگیر کند، بهتر است از همان ابتدا حقایق مربوط به اصل موضوع را مطرح کنیم و با انتشار حقیقت، مانع انتشار بیشتر شایعه بشویم. شاید مهم‌ترین کار مدیر روابط عمومی همین باشد. تشخیص درست اینکه آیا شایعه کوچک است یا همه‌گیر خواهد شد.به طور کلی مدیران روابط عمومی باید اطلاعات لازم و آن‌چه برای مردم مورد نیاز است را در اختیار آنان قرار دهند تا مردم دچار سردرگمی نشوند و دست به انتقال شایعه یا حتی شایعه سازی نزدند.</description>
                <category>رضا دست‌پروری</category>
                <author>رضا دست‌پروری</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 14:24:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>