<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های راضیه وفایی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Rvn</link>
        <description>دانشجوی پرستاری ام ، دوساله که می نویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:51:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/498230/avatar/SuLkhF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>راضیه وفایی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@Rvn</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تو خوب باش قربونت برم:*</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%85-xyfwdetzljbo</link>
                <description>گاهی اوقات خیلی برام سخته دست افکار پراکنده ام رو بذارم تو دست هم ، تو یه کپشن جمعش کنم و جوری نباشه که شما بعد خوندنش بگید:هوف،مخم پوکید !خلاصه اگه اینطور شد،شرمنده!..من اعتراف میکنم که نیاز و دوست دارم که ایناروبشنوم!&quot;نمیدونی چقدردوستت دارم&quot;&quot;چقدر خوب حرف زدی&quot;&quot;چقدر اخلاقت بهتر شده&quot;&quot;من به داشتنت افتخارمیکنم&quot;&quot;وقتی هستی،بیشتر خوش میگذره&quot;&quot;من مطمئنم که به هدفت میرسی&quot;&quot;من بهت فکرم میکنم،لبخند میاد روی لبم&quot;&quot;توهدیه خدا برایِ منی&quot;ولی یه وقتایی یه صدای اشتباهی پلی میشه تو سرم که میگه نیازِ من با خودباوریِ من درتضادوتعارضه ومن اگه آدم بااعتمادبه نفسی باشم،نیازی به شنیدنِ اینها ندارم!وبعد من حس گناه میکنم وسعی میکنم این نیازو سرکوب کنم!این تااینجا!..مخزن عاطفی به تعبیرِ گری چاپمن در کتاب پنج زبان عشق ، فرکانس و ارتعاش از نگاه انوشا یابه روایت خودم لیوانِ انرژی ، چی میگه ؟!▪ما همه مخزن عشق و عاطفه داریم که خالی شدنش،روحیه انتقادجو،دعوا،درگیری و غم و غصه رو پیش میاره !!▪فرکانس و ارتعاش ما تحت تاثیر ارتباط و تعامل ما بابقیه،دستخوش تغییر میشه و مود مارو بالاپایین میبره!!▪سطح انرژی تو لیوان انرژیِ ما،دائما درحال نوسانه و بعضاً اتفاقات ، نگاه و کلامِ آدمها میتونه لبریزش کنه یا تهی و خالیش کنه !!..&quot; یه چیزی اینجا باید شفاف سازی شه!! &quot;..مادامی که مخزن عاطفه و لیوان انرژی ما با یه سری کاتالیزور(که همون جمله قشنگا باشه)زودتر پر میشه ، انگیزه ی ما واسه پیشرفت وطی مسیربیشترمیشه،سخت تر کارمیکنیم و کارسخت تر احتمال موفقیتو بالامیبره وبا موفقیت بیشتر خودباوریمونم بالامیره!پس بدنیس!ولی یه چیزیم باید به عنوان اخطار توذهنمون قرمز بشه!همیشه انقدر خوش شانس نیستیم!همیشه این نیاز ارضا نمیشه!یه وقتایی لیوانِ تو انقدر میلرزه که هرچی پر کردی با یه جمله میریزه زمین!با یه &quot;بابا این چه وضع رگ گرفتنه&quot;&quot;کی به تو گواهینامه داد&quot;&quot;اینم ولت میکنه،میره&quot;&quot;چقدرچاق شدی&quot;&quot;توهنوزمجردی؟&quot;&quot;وقتی نوه دارشدم،توهم مهاجرت میکنی&quot;&quot;هروقت امام زمان ظهورکرد،لندکروزرمیخری&quot;میبینی همونقدرکه جمله قشنگ شنیدنه میبرتت توابرا،جمله زشتا بادتوخالی میکنه و به زمین گر میزنتت!..پس بپذیر که نیازبه محبت،توجه،تعریف وتمجید طبیعی وتوذاتِ آدمی از ازل تا ابد هست!جمله قشنگ ها و نقدهای درستو بشنو!جمله زشتا،منفیا،قضاوت وحسادتارو سرسری رد کن!حتی اگه خودت اون آدم خوش شانسی نبودی که کسی حرفای خوب بهت بزنه،تواونی باش که خودت نداشتی!توبه بقیه وایب مثبت بده!توحرف زشت نزن!تو خوب باش قربونت برم:*اره خلاصه!</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 16:38:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درمان شوپنهاور</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1-pl6njk03oucn</link>
                <description>سلامبدون معطل کردن و حرف اضافه میرم سراغ اصل مطلبمعرفی کتاب درمان شوپنهاور اثر استاد بزرگ و خفنمون جناب اروین یالوم !!من نسخه ی چاپی این کتاب رو حوالی ۸ ماه پیش استارت زدم و خوندم و حالا تو اپلیکیشن فیدیبو شما امکان این رو دارید که نسخه ی الکترونیکی کتاب رو چه به صورت فایل صوتی و چه PDF بخرید و لذت ببرید ازش !!نه تنها این کتاب ، هزاران کتابی که دنبالشید و میخواید با خرید الکترونیکی اش در حق طبیعت و درختها لطف کرده باشید و از جون اونها برای افزایش اگاهی و معلوماتتون مایه نزارید... اگه بخوام درموردش بگم ، باید عرض کنم که این کتاب من رو تحت تاثیر قرار داده ، خندونده ، به گریه اورده ، بغضی کرده ، به فکر فرو برده !!گفتم فکر !! امان از کتاب های اروین یالوم که همه ی همه ی همش فکره ، یعنی من یه جاهایی ، بعد یه عبارت ها و پاراگراف هایی کتابو میبستم تا فقط هضم کنم که چی گفته و بعد که عمیق میشدم ، دقت میکردم ، میدیدم خداااای من ، چه کلام به حق و درستی !! چه نگاه دقیق و بدون سانسوری !! چقدر واضح و بی حاشیه و اضافه کاری !!کلا من با مامان و معنی زندگی کتابهای یالوم رو شروع کردم که معمولا کتابهاش ژانر داستانی و رمان گونه دارند از جلسه های روان درمانی اش که یا به صورت تک نفره یا گروهیه و جداً میگم شما باخوندنشون خودتون رو خارج از اون جلسه ی روان درمانی احساس نمی کنید و حین خوانش کتاب خودتون هم روانکاوی میشید ، با جملات و تلنگرهای خاص اثار این روانپزشک و داستان پرداز و نویسنده ی زبر دست !!حالا این کتابش چرا انقدر برای من خاص شد !!چون یک تیروچند نشون بود !هم روان درمانی داشت ، هم داستان و جان مایه ی جذاب و مفیدی داشت ، هم داشت فیلسوف بزرگ ارتور شوپنهاور رو معرفی و توصیف میکرد و درواقع هم روانشناسی و هم فلسفه بود و من باخوندنش نسبت به فلسفه و مفاهیمش علاقه و رغبت زیادی پیدا کردم !!من از کلمات این کتاب هم نمیگذشتم و واقعا با تموم جون خودم لمسش کردم و خوندمش !!من دوست داشتم اروین یالوم ، یکی بود که همیشه میتونستم ببینمش ، ازش سوال بپرسم ، استادم باشه ، دوستم باشه یا اصلا نزدیکتر پدربزرگم باشه ، دراین حد الگو بود برام !!با شخصیت های این کتاب همزادپنداری کردم !!یک دنیا چیز عایدم شد که مطمئنم اگه میخواستم تو روند روزمره ی زندگی بهشون برسم ماه ها و سالها زمان میبرد !!اندیشه های خوب شوپنهاور رو فاکتور گرفتم و تو زندگیم بهشون برمیگردم !!همه ی اینها یعنی این اثر ، یه کتاب خواندنی ، لذت بخش و سراسر فایده و خوبیه !!پس همین الان لینک زیر رو لمس کنید ، برید تو اپلیکیشن طاقچه و بخرید و گوشش کنید و لذت ببریدhttps://taaghche.com/book/8342شبتون بخیر</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 31 Aug 2021 23:48:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دردِ عشاق !</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%90-%D8%B9%D8%B4%D8%A7%D9%82-c9nlck8m42hz</link>
                <description>می شود هر روز برای یک نفرشان نوشت و روایتگر سرگذشت یکیشان بود!!یک روز برای آنکه ماند ، ساخت ، پرداخت اما رفیق نیمه راهش عشقشان را به هوسی زودگذر فروخت !!روز دیگر برای آنکه دلبرش را دید ، صدایش را شنید ، کنارش قدم زد اما زبانش به اعتراف احساسش نچرخید !!یا برای آنکه آنقدر در یک قصه ی اشتباه ماند و چشم از خاطرات گذشته برنداشت که ندید آن که را که آماده بود تا قصه ای درست و عشقی ماندگار بسازد !!برای آنکه برای دلدار نیامده اش می خواند ، می نویسد ، می نوازد اما انتظارش سر نمی رسد و آن یوسف گمگشته هیچگاه مسیرش به کنعان نمی خورد !!یا برای آنان که خواستند ، درکنارهم ماندند ، عشقشان را پروراندند اما وصالشان را تقدیر نخواست ، هم میتوان چندین جلد کتاب نوشت !!یا می شود برای آنانی نوشت که حرف نمی زنند ، چشم هایشان را می دزدند ، سرشان را پایین می اندازند و سروکله زدن منطق و عاطفه شان را به تماشا نشسته اند !!برای آنانی که به زیبایی شروع می کنند ، مملو از شورند و هیجان ، درد و رنج جهان را پایان یافته می بینند اما از نگهداری و مراقبت غافل می مانند ، فاصله می گیرند و یک روز بی خداحافظی ماجرایشان تمام می شود !!یا می شود یک روز از آنهایی گفت که آشناترین هم بودند و امروز غریبه ترینند !!می بینید؟! می شود تا ابدالدهر دفتر عاشقانه ها را باز گذاشت و هر روز قصه ای نو و تازه به برگ آخرش اضافه کرد که شباهتی به قبلی ها نداشته است ....</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jul 2021 01:09:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صداقت یا سیاست !!</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jlxqeuf4kfm8</link>
                <description>هر روز زندگی با خودش یه درس و پندی داره ؛البته اگه حواسمون باشه !!مثلا من حواسم بود و فهمیدم که با یه آدم با سیاست که همیشه یه چیزی رو پنهان و برای دل خودش نگه میداره ، آبم تو یه جوب نمیره !!دیدم من تو اتمسفری که پشت حرفهای گفته و نگفته ی آدم هاش ، فکر و برنامه ایه سخت تر نفس میکشم !!متوجه شدم نمیتونم یه کاغذ قلم بذارم جلوم و برای رفتار و برخوردم با بقیه استراتژی بچینم !! و این پلن و برنامه به من بگه که امروز به اسم صداش کن و فردا به فامیلی !! امروز تو فاصله ی یه متریشون باش ، فردا دو ، پس فردا سه و سال بعد غریبه !!...الان که دقت میکنم میبینم این میلِ به روشنی و صداقت و نفرت از ظلمت و سیاست ، تو وجود من خیلی ریشه داره !!...مثلا من تجربی بودم ولی ریاضی رو بیشتر دوست داشتم !!اون موقع نمی فهمیدم چرا انقدر تست ریاضی زدن به وجدم میاره و همونقدر دست و بالم به تستای زیست نمیره !!ولی الان خوب میدونم چرا !!چون من از چیزهایی که مثل کف دست روئه ، روشنه ، تهش یه جواب واحد و سرراست بهت میده بیشتر خوشم میاد تا یه چیزی مثل زیست که مغز پیچیده ی طراح یه تحلیلو براش داره و مغز پیچیده تر من یه چیز دگ! ریاضی با من صادق تر بود تا زیست که پشت هر قید و فعلش یه دام و چاله بود :)))...و کنار هم گذاشتن همه ی اینها باعث شد که بخوام پای ریشه ی همه ی پونه های باسیاست ، بنزین بریزم تا دگ دم لونه ام درنیان !!من انتخابمو کردم !!من آرامش بی شیله پیله خودم بودن و واقعی بودن رو به توهم اینکه نکنه بقیه هم دارن مثل خودم باسیاست و برنامه ی خاصی باهام رفتار میکنن ، ترجیح میدم !!من از آسیب احتمالی صداقت و صراحت تو کلام و رفتارم نمی ترسم !!من به این راه و درستیش یقین دارم !!چون باورم اینه که وقتی آدم قراره با سیاست و نقشه های خودش به جایی برسه ، نقاش مسیرش خودش بوده و وقتی قراره نون دلشو بخوره و با سادگی ، صداقت و البته با خرد و تدبیر قدم برداره ، این خداست که نگهدار اونه و اموراتش رو رقم میزنه !!و چیزی که خدا بسازه ، قطعا قشنگ تره !!آره خلاصه :)♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 23 May 2021 14:08:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندروم دریغ کردن احساسات</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%BA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-u3g4sgwp0ybp</link>
                <description>بعضی هامون تا یه سنی و بعضی دگ تا آخرعمرمون از یه سندروم رنج میبریم !!  &quot; سندروم دریغ کردن احساسات &quot;  که باعث میشه به کسی که محو زیبایی هاش میشیم ، نگیم چقدر زیباست !! از کسی که واقعا مستعده ، حمایت نکنیم !! به کسی که حالمونو خوب میکنه نگیم وجودش چقدر نعمت بزرگیه !! واسه کسی که واقعا هنرمنده کف و سوت نزنیم !! به کسی که تو دلمون قندآب میکنه و موقع خوندن پیام هاش لبخندی تا بناگوش تحویل میدیم ، نگیم که چقدر روزهامون باهاش قشنگ تر میگذره !! به کسی که صدای فوق العاده ای داره ، ری اکت چشم قلبی ندیم !! . . اصلا میخوایم این توپی که جلو پامونه رو به هرجایی شوت کنیم الا چهارچوب دروازه ... که مبادا کسی با شوت کردن احساسات و انرژی های مثبتمون و گل شدنش ، گل از گلش بشکفه !! که مبادا یه چند ساعت و چند روزی با حرف به حرف و کلمه به کلمه ی جملاتمون ، خوشحال باشه و کیف کنه !! . . یعنی اون غرورِ لعنتی ، اون ترسِ ابراز احساسات به شکل تام ، اون بخیل بودن تو حمایت و همدلی ما رو به مهدی طارمی ترین ورژن خودمون تبدیل میکنه !! . . درصورتی که اگه این توپه گل بشه ، همه چی ازاینی که هست قشنگ تر میشه ... به هم نزدیکتر میشیم !! واقعی تر میشیم !! و انقدر همه چیز رو پنهون و برای دل خودمون نگه نمیداریم ... !! آره خلاصه :)♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 09 May 2021 21:27:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منم یه آدمم !!</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D9%85%D9%86%D9%85-%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%85-z5kkz0piljtz</link>
                <description>یه چیزهایی مدام باید بهم یادآوری بشه !!  یه چیزهایی مثل اینکه ؛   دورانی که جوونیت داره توش سپری میشه ، زیادی سخت و عجیب غریبه !! پس طبیعیه که احساس ضعف کنی !!   اینکه گاهی تنها &quot; دوام آوردن و بقا &quot; هدفه !! پس طبیعیه که به اندیشه های بلند و والا فکر نکنی !!   اینکه همیشه هم مسیرت مثل روز روشن نیست ، گاهی با ظلمت خالص طرفی !!  اینکه صاف ایستادن و خم به ابرو نیووردن وسط فشارهای روانی مختلف ، به خودی خود دشواره !! و تو دگ نباید عین یه ناظم بداخلاق وایسی بالاسر خودت و بابت هر عیبی خودتو با خط کش تنبیه کنی !!   اینکه زندگی همیشه وسط زمین دویدن و گل زدن نیست ، گاهی مصدومیت و نیمکت نشینی داره !! یا همیشه آرامش و مدیتیشن و ریلکیشن نیست ، گاهی استرس و تپش قلب و تلاطمه !!   اینکه من همیشه اون آدم بالغ و پخته که تو پنج دقیقه شرایطو دستم میگیرم نیستم !! گاهی روزها و هفته ها میگذره و من هنوز آلیسم تو سرزمین عجایب !!   اینکه حتی بهترین ها هم نیاز به استراحت دارند !! حتی قوی ترین ها هم احساس ضعف دارند !! حتی شادترین ها هم ناراحتی و افسردگی رو تجربه میکنند !!   چیزی که من یادم میره و مدام باید بهم یادآوری بشه اینه که همه ی اینها کاملا طبیعیه !! منم یه آدمم !! و تو داشتن این احساسات تنها نیستم !! آره خلاصه :)♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 19:31:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای تو !♡</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88-kadvsi0kjacj</link>
                <description>تو خودِ اون لحظه که نه ؛ ولی زمان که میگذره ، برام روشن میشه که یه انتخاب هایی ، یه رفتارهایی و یه اتفاقایی رو &quot; منِ تنها &quot; رقم نزدم !!  اصلا می بینم ؛ اونی که با چیزی که همش فوبیاشو داشت ، جنگید !! اونی که چیزی که انتظارشو می کشید ، پس زد !! اونی که وقتی که فکر میکرد از پا میفته ، محکم تر از هرزمانی ایستاد !! اونی که به چیزی علاقه مند شد که تا ۱۹ سالگی ازش متنفر بود !! اونی که چیزی که با دست خودش ساخته بود رو خراب کرد ، من نبودم !!  یه نیروی بالاتری درکار بوده ، یه انرژیِ قوی تر ؛ که در عین اختیارِ من ، داره زندگیم و اتفاقاتش رو به یه سمتی رهنمون میکنه که مال من راضیه مناسب تره !! به همون سمتی که باعث میشه برم بچپم تو اون قطعه پازلی که سهم من از این دنیا و کره ی خاکیه !!   و من معتقدم که اون نیرو جز نگاه خدا و دعای خیر بقیه نیست !!  که باعث میشه رفتاری از من سر بزنه که از من بعید بوده ، تو مخیله ام نمی گنجیده ولی خیر و صلاح من توشه !! . . . حتی اگه من نفهمم و حواسم نباشه ، این یقین با من هر روز بیشتر جون میگیره که یه روزهایی من آفم و این خداست که به جایِ من قدم برمیداره و من از این رفیق شفیق که گاهی جای من شیفت  وامیسته ، تصمیم میگیره و اوردر می نویسه بی نهایت مطمئنم و به حکمت و خردش اعتماد دارم ^^  آره خلاصه که این بنده ی غرغروت عاشقته♥️ #برای_تو #یا_من_علی_فی_دنوه</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 19:29:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما بین کلی توقع درست و غلط وول میخوریم !!</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D9%85%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%82%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%88%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-esstg3jgkr1a</link>
                <description>ما بین کلی توقع درست و غلط وول میخوریم !!  غلط مثل اینکه آدمیزاد توقع داشته باشه درست از فردای روزی که با خودش عهدی بست و نیت کرد که از این به بعد فلان کار رو انجام بده و فلان کار رو نه ، به یک انسان دیگه تبدیل شده باشه و دگ از ایرادات قبل خبری نباشه !! درحالیکه درستش اینه که درک کنه تغییر یه فرآیندِ قدم به قدم و تدریجیه و باید یکم به خودش زمان بده ...  غلط مثل این باگ بزرگ من که توقع داشته باشه کاری رو که با دیگران نمی کنه ، باهاش نکنن !! درحالیکه آدمهااصلا مثل هم رفتار و فکر نمیکنن و اتفاقااااً ممکنه کاری رو با من بکنن که به هیچ عنوان از من سر نمیزده ...  توقع غلط مثل اینکه بخوای همه چی سرجاش باشه ، سردرگمی نکشی ، اتمسفر پیرامونت آلوده نشه و هر روز سرحال و پرانرژی باشی !! درحالیکه زندگی بی ثبات ما پکیجی از غم و شادی ، درد و لذت و روشنایی و ظلمت در کنار همه !!  غلط مثل اینکه توقع داشته باشی تو همه چیز بهترین باشی !! درحالیکه هرکدوم از ما ، از هنر و استعدادی لبریز و از بعضی دگ بی بهره یا کم بهره ایم و این اصلا مشکلی نداره !!  غلط مثل اینکه توقع داشته باشی آدمها به قشنگی تصاویری باشن که ازشون میسازی !! درحالیکه درستش اینه که بدونی تو غالب موارد حقیقت وجود آدمها بسیار دورتر از خیالبافی های ماست !!  یا غلط مثل اینکه توقع داشته باشی تو کاری همونطور عمل کنی که اونی که سالهاست باهاش سروکار داره ، عمل میکنه !! درحالیکه مقایسه و مسابقه بین اونی که تو نقطه ی صفره با اونی که ۱۰ کیلومتر جلوتره ، از بیخ باطله ... . . . خلاصه که ما بین اینها وول میخوریم و هرچقدر که تنمون بیشتر به تن غلطاش بخوره ، درد بیشتری میکشیم !! کم طاقت تر میشیم !! و زندگی شیرینمون به بی مزگی و گاهی بدمزگی کشیده میشه ...</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 19:27:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای مادران ، زنان و دختران سرزمینم !</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%85-bpboxdlvjvom</link>
                <description>بحث امشب چیزی برآیند دقت درپیرامونم ، اندیشه و کمی مطالعه در باب زنان ، مادران و دخترانی است که روزی زنان و مادران این سرزمین خواهند بود !! از میان هزار و یک درد این طیف ، چیزی رو برای صحبت انتخاب کردم که به نسلهای گذشته ی ما ، به مادران و مادربزرگ های ما برمیگردد !! نه صرفا انتظارت برآورد نشده ی هم نسلهای خودم که اطمینان دارم از من هوشیارتر هستند برای دادخواهی و صحبت از انها ! وقتی به خانوم هایی که سالیانه ساله از ازدواجشون گذشته نگاه میکنم ، مثلا خانوم های دهه ی ۵۰ و قبل تر ، متوجه نوعی از ناکامی میشم !! متوجه زندگی ای میشم که تو قدوقواره شون نبوده ولی انقدر کوک زدنش که دگ الان ، پس از سالها اندازه شون شده !! متوجه ظلمی میشم که به دختران اون سن خیلی بیشتر از هم نسلای ما روا داشته میشده !! دخترانی که قطعا در دوران تجرد پر از رویا و بلندپروازی نسبت ب زندگی ، تحصیلات ، ورزش ، کار و ... خودشون بودند ، اما روزگار آن روز آنچنان به خیالات اون دختر اهمیت نمیداد و چیزی که باب بود ساکت کردن هیاهو و انرژی پرشور اون دختر برای رسیدن به آرزوهاش بود !!همین دختر آزاد و پرآمال و آرزو ، چنان چه بعد ازدواج با یه همسر سوهان به دست میرفت زیر یه سقف محکوم میشد به دونه دونه خط زدن مورد علاقه هاش که مورد علاقه ی همسرش نبود !! هدف زندگیش ، میشد به مقصود رسوندن اهداف شوهرش نه صرفا خودش !! کاری رو نمیکرد که خودش رو خوشحال کنه ، کاری رو میکرد که مادرشوهر و خواهرشوهرش رو خوشحال کنه !! اون &quot; خود &quot; و هویت شخصی ، رفته رفته محو میشد و ارزش و باورهای جدیدی جاش رو میگرفت که خوشایند خانواده ی جدید باشه و نیازی به تحمل نگاه سنگین کسی نباشه !! طوری که جوکی که تو ۴۰ سالگی این زن رو میخندونه ، دگ چیزی نیست که برای اون دختر ۲۰ ساله خنده دار بود !! پوشش ، مراسمات ، اعتقادات و خیلی از مسائل شخصی دگ ، دیگر شخصی نبودند بلکه غالبا باید چیزی میبود که همسر بهش معتقد بود و می پسندید !!درواقع دختران اون دوره محکوم بودند به سازگاری با تحمیلات مختلف !! ازدواج هایی که غالبا با عشق شروع نمیشد و گاها با عشق که نه با عادت کردن ادامه پیدا میکرد !! و پس از آن بچه دار شدن و وقت برای سرخاراندن نداشتن !! عالی شد ... زندگی فردی اون دختر که باازدواج دونیم شده بود ، حالا هزار تیکه شد !! اون تلاشی که اون زن تاحالا برای تحقق رویاهای همسرش می کرد ، حالا باید دوچندان بشه برای تحقق آرزوهای دختر و پسرش !! حالا اونی که زندگیش قبل بچه هاش باب میلش بود که باز شرایط بهتری داره از اونی که زندگیش چه قبل بچه ها و چه بعدش چنگی به دلش نمیزد و حالا برای موندن زیر این سقف کسالت بار ، دلیلی به بزرگی بچه هاش داشت ، دلیلی به بزرگی نگاه سنگین جامعه به زن مطلقه داشت ، دلیلی به بزرگی بعد این زندگی کسی من رو نمیپذیره داشت !!این جمله ی معروف رو حتما شنیدید :《مادران ایرانی ، بهترین مادران روی زمین هستند . 》 من عمیقا به این جمله اعتقاد دارم ولی سوالی که وجود داره اینه : به چه قیمتی ؟! و بهای اون ، از خود گذشتگی به شکل عجیب و غریبشه !! آن چنان تو این سرزمین از مهر و عشق مادری به شکل آرمانی صحبت میشه که مادرایی رو میبینیم که از اینکه بخوان عنوان کنن ، بچه هاشون مانع پیشرفتشون بودن ، ابا دارن !! چون فک میکنن ناشکریه !! فکر میکنن اعتراف این حقیقت عشق خارق العاده ای که ب بچه هاشون دارن رو انکار میکنه !! یا این تصور براشون وجود داشته که اگه مادری رویاهاش رو به بچه هاش ترجیح بده ، مادر سنگدل و بدیه !!با مادرانی روبرو هستیم که احتیاط رو بیشتر از جسارت ، سکوت رو بیشتر از حق طلبی ، امنیت رو بیشتر از ریسک پذیری و عادت کردن رو بیشتر از تغییر بلد بودن !! و از اونجایی که بدون صافی و فیلتر ، خصوصیاتشون رو به فرزندانشون منتقل می کنند ما شاهد فرزندانی با همین خصوصیات خواهیم بود حالا با کیفیت کمتر و بیشتر !!با مادرانی روبرو هستیم که تصور میکنن فردیت و توجه به زندگی شخصی و اهدافشون با اهداف خانواده تداخل ایجاد میکنه و ناچاراً چشم پوشوندن روی اونها و به این فکر نکردند که مادری که تونسته به رویاهای خودش برسه ، سرش پیش خودش بالاست و حالش با خودش خوبه میتونه الگو ، مشاور و حامی بهتری برای بچه هاش باشه !! میتونه زنی باشه که باقدرت و شادی بیشتر و حال بهترهمسرش و بچه هاش رو به سمت کمال وخود شکوفایی هدایت کنه !!شاید اینجور اتفاقاتی که ازش صحبت شد برای دختران ، زنان و مادران اون دوره ملموس تر باشه و بیشترشون تجربش کرده باشن ، اما متاسفانه نمیشه گفت که دخترای دهه ۶۰ ، ۷۰ و ۸۰ از این قاعده مستثنی باشن !! نمیشه گفت تاریخ تکرار نمیشه و دختران این نسل دگ فقط برای همسر و فرزندانشون زندگی نمیکنن !! چون سخته !! حفاظت از خودمون ، رویاهامون ، بلند پروازی هامون ، مطالبه هامون وقتی باد این سرزمین موافق ما نبوده ، وقتی عرفی سرکوب گر حاکم بوده ، وقتی مسیر ما پرچاله چوله بوده ، وقتی همه چیز تو این مملکت قاطی پاطی میشه ، وقتی دادخواهی و فریاد یه حجم زیادی از قضاوت رو به سمتت گسیل میکنه ، سخته !! تابوشکنی سخته وقتی مادر و مادربزرگای طیف وسیعی از ما ، نصیحت هاشونم بوی احتیاط میده ، بوی سکوت ، بوی کوتاه اومدن !! وقتی ما خودمون ، خودمونو از دیرباز سرکوب کردیم ، از جنس دگ و عرف جامعه چه انتظاری میره ؟!و درانتهای توصیفم از دختر اون روزگاران و مادران امروز ، میخوام به تو که روزی زن و مادر خواهی شد بگم که زندگی مشترک پایان خوشی و آرزوها نیست !! تجربه ی خوشی ها به شکل متفاوت و تلاش برای برآورده کردن آرزوهای خودت و همسرت در کنار همه !! زندگی مشترک در&quot; بدترین حالت &quot; اگه نتونه ب تو چیزی اضافه کنه ، نبایدم کم کنه !! نباید هیچ ارتباطی تو دنیا تو رو از خودت بگیره !! نباید خودتو یادت بره ، نباید آدمی بشی که نشناسیش !!شاید اگه تربیت مادربزرگای ما به اون شکل نبود ، ظلمای این مدلی ، چندنسل رو درگیر نمیکرد !! و این اهمیت این نکته رو میرسونه که من و تو باید برای نسل های آینده مون بنیان گذار مسیری باشیم که برابری بیشتری رو بشه تجربه کرد !! که قدرتمندانه تر قدم برداشت !! مسیری که ارزش یک زن رو درابتدا به خودش و بعد به همه ثابت میکنه !!دوست ، رفیق و خواهر من ... من برات آرزو میکنم که هیچوقت به پست آدم سوهان به دستی نخوری !! مجبور به خط زدن رویا و آرزویی از زندگیت نشی و با آدم هایی آشنا بشی که همونطور که هستی می پذیرنت ، دوست دارن و بهت عشق میورزن ، باعث اوج گرفتنت میشن ، استعداداتو یادآور میشن و به شکوفاییت کمک میکنن !!روزت هم بخیر زیبای باشکوه???</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 12:29:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیک زمین</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-dvxlfbkze3vy</link>
                <description>زنده است ، زندگی می کند و نفس می کشد !! محبت شکوفایش می کند.توجه جان دوباره می بخشدش !! بی مهری افسرده و پژمرده اش می کند . خشونت نبض حیاتش را می بلعد و قامت استوارش را افقی می کند !!رد خور ندارد که این جاندار بی زبان و نجیب محبت را جبران نکند !!او به پاس تمام آبیاری و مراقبت ها ، سایه و بهره اش را برای سده ها و حتی هزاران سال بعد هم به یادگار می گذارد !!آنچنان در خلوت خود مشغول رشد و زایش و اوج گیری به سوی آسمان هاست که فرصت آزاری ( فراتر از طبیعتش ) ، به احدی را ندارد !!حال مستقیم با خودت ، از چیزهایی سخن می گویم که تاکنون برایت نگفته اند !!میدانی!!تو چنان بزرگواری که اگر زبان باز میکردی و از جنایات من و هم نوعانم علیه تو و هم کیشانت سخن می گفتی ، صورت سیاهمان از این هم سیاه تر میشد و چه بسا از انسان بودن خود متنفر میشدیم و اعتراف میکردیم که ما برای تسلط و حاکمیت عادلانه بر این سیاره و حفاظت از داشته هایش زیادی حقیر و حریصیم !!چنان مهربانی که خاضعانه و بی منت ، زحمت مهیای نفسمان رامیکشی !! ۳۸ تریلیون دلارمان را به ما میبخشی تا مجبور نباشیم برای حداقل ۶ ماه اکسیژن داشتن چنین هزینه ی هنگفتی کنیم !!چنان عارفانه به آسمان و نور می گرایی که رشک برانگیز است این میل به عروج و برخاستن از زمین پست !!تو استوارترین رفیقِ امین این کره ی خاکی هستی که آدمی می تواند دردهایش را بردارد ، بیاورد و زیر سایه ات بنشیند ، بر اندامت تکیه کند و برای تمام دردهای نگفته اش زار زار گریه کند و آنقدر ازاین همدم مطمئن باشد که نگران نباشد این اشک ها و ابراز ضعف ها ، عاقبت خنجری شود که تنش را بدرد !!تو باید بمانی !!تو مفیدترین یادگاری هستی که می تواند از من روی این سیاره بماند !!تو ای نهال کوچک من ، باید کاشته شوی ، آبیاری شوی ، شکوفا شوی ، بارور شوی و به بالندگی برسی !اگر جوهر قلم من بتواند تو و دوستانت را که یقینا جوانه ی امید و آرزو هستید ، براین خاک برویاند ؛ بدون شک قلمی جادویی خواهم ساخت که جوهرش نخشکد و جوابگوی مثنوی های بلندوبالایم دراین وبسایت باشد !!قولم را از تو می گیریم و حرفم را تمام میکنم ...قول بده که بمانی و آنقدر استوار باشی که نه طوفان و سیل و نه تیشه و تبر هیچ ازخدا بی خبری ، بتواند صلابتت را خدشه دار کند !!قول بده که حتی اگر روزی من نبودم و بخت تماشای شکوهت را نداشتم ، نهال کوچک من روزی تنومندترین درخت این سرزمین باشد !!</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 19:30:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز به خودت بستگی داره !</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-ayyjplhsijga</link>
                <description>▪همه چیز به خودت بستگی داره▪هیچکس جز خودت نمیتونه کمکت کنه !▪آدمی تنهاست با دردی که دارد ...▪بیرون از خودت دنبال کسی نگرد ! ..شما رو نمیدونم ، ولی من خیلی با این دست جملات مشکل داشتم !!و هیچ تمایلی نداشتم به تنهایی جنگیدن و باور عمیق اینجور نصیحتا !!میگفتم این حد از تنها بودن دگ زعم و گمان منفی خودشون نسبت به دنیاست !! نباید تاثیر بگیرم از حرفاشون !!آدما لازم دارن کسی کنارشون باشه ، کمکشون باشه ، بهش دلگرم باشن ، یه وقتایی بشینن رو مبل و لم بدن و یکی باشه که جورشونو بکشه !یا همون جمله ی اول ، هیچ جوره تو کتم نمیرفت !!تا وقتی شرایط محیطی ، اقتصاد ، جغرافیا ، خانواده ، جامعه و ... و ... و ... هست ، چطور روشون میشه بگن همه چیز به خودت بستگی داره ؟!ولی تو ۹۹ ای که گذشت ، کاملا درک کردم که بابا واقعا همه چیز به من ، انتخابام و اولویتام بستگی داره ... ! دیدم این تنهایی جنگیدنه یه حقیقت جاری تو رگ های روزگاره و هرچی زودتر بپذیرمش ، بهتره !!.دیدم ماها انتخاب می کنیم که ازچی برنجیم و ازچی نهبه کی و چی اهمیت بدیم و به کی و چی نهکی و چی بیشتر از ۲۴ ساعت ذهنمونو به خودش مشغول کنه و درمقابل کی و چی ماهی قرمز باشیم !!واسه چه کاری تا ۶ صبح بیدار باشیم و واسه کدوم ۹ شب همه چیو بزاریم کنار و بخوابیمواسه صدای نکره ی کی قربون صدقه بریم و از صدای گرم کی بد بگیمبخوایم شخصیت قدرتمند ماجرا باشیم یا اونی که قربانی میشهماها انتخاب می کنیم که اولویتمون خنده و لذت از دلخوشی های کوچیک باشه یا غرور از شوعاف های ریز و درشت !!و بعد از انتخاب و چینش این اولویت ها ، یا خوش میگذرونیم یا درد میکشیم !! همه ی اینها کافی بود تا بپذیرم که همه چیز به خودم بستگی داره ...و بعد این پذیرشه که بلوغ اتفاق میفته !! قدرتمون شکوفا میشه !!و به زندگی بالغانه بعد از بهانه جویی های کودکانه ، سلام گرمی میدیم ^^آره خلاصه♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 18:36:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاه درست</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-bpcjs4v3uc4h</link>
                <description>|▪گاهی وقتا درمان و چاره ی کار تو &quot; نگاه &quot; درسته ، تو &quot; تعبیر &quot; درسته ، تو &quot; جمله و عبارت &quot; درستیه که ورد زبونته و بهش اعتقاد داری !! ▪|...مثلا من وقتایی که خسته میشم از تلاش و دویدن هامو اشباعم از جمله ی 《 بابا همین زندگی عادی چشه مگه که میخوای به خودت سختی بدی ؟!》اونجا ناجی من میشه جمله ی &quot; آنچه هستی هدیه خداست به تو و آنچه میشوی هدیه توست به خدا &quot;&quot;و یادم میاد که من اصلا نمیخوام تو دیدار برگشت هدیه ناچیز و ناقابلی پیشکش کنم !!..یا وقتایی که چشمام محو دیدن داشته های بقیه و مقایسه اش با نداشته های زندگیم میشه میگم : زندگی عادلانه نیست ، همونطور که به من هم نعمتهایی داده شده که یکی دگ تو حسرتشه !!و آروم میگیرم ‌.....یا مثلا جدیداً وقتایی که از انجام کاری میترسم و دارم برای مشکلات احتمالی و سناریوهای خیالیم غصه میخورم ؛تندی میگم راضیه مولانا چی میگه : &quot; در بلا بودن به از بیم بلاست &quot;و دلم گرم میشه ......حالا نه که همیشه قضیه به خشنودی خدا و رستگاری من ختم بشه !!نه !!یه وقتاییم این نگاهه غلطه و من درد میکشم !!یه وقتایی تیزی چاقو به طرف خودمه !!..همون وقتایی که رفتار سلیقه ای و گاها نادرست آدما با خودم رو به کم و کاست و ناکافی بودن خودم تعبیر میکنم !!همون وقتا که نگاهم به یکی گرم تر از دستیه که به سمتم دراز میکنه !!همون وقتا که برای دکمه لباس میدوزم و با دیدن چهارتا برخورد و رفتار ، تایپ شخصیتی آدمارو هم رده ی مادر ترزا و نلسون ماندلا قرار میدم !!همون وقتا که نگاهم ، تعبیرم ، تفسیرم و حرف های ذهنیممیشه همون سمی که تک تک سلولهام ترشحش میکنن و روح من رو مسموم !! ...حالا عقل سلیم چی میگه ؟!میگه :&quot; داداش من ، وقتی ۱۰ تا واژه ، ۲۰ تا واژه اینقدر قدرت داره ، اونی رو ملکه ی اصوات کن که درست تره ، محکم تره ، صادق تره !!نه اونی که هست تا رنج مضاعف بده !! تا بار حق النفستو سنگین تر کنه !! تا گل به خودی بزنه !!آره خلاصه ، خوب نگاه کن !!درست تعبیر کن !!و جملات خوب به خورد روحت بده ، دوست من ^^♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 18:34:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به نفس به زبان ساده !</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-uo6i8fntcbks</link>
                <description>تعاریف برای اعتماد به نفس زیاده ولی بنظرم درست ترینش اینه : خودت رو بشناسی !خودت رو بپذیری با تمام خوبی ها و بدی هات !خوبی هات و استعدادت رو نشون بدی و فقط تو دلت و خلوتت نگهشون نداری !بدی ها و ضعفاتو دونه دونه رفع کن !و اون روند رشد و بهبود خودش کمک میکنه !!و یه راه حل برای اعتماد به نفس صحبت تو جمع هم اینه که همه رو دوست خودت ببینی و عین وقتایی که پیش رفیقاتی حرف بزنی و بگی و بخندی !! سخت نگیری !! ارزشی متفاوت برای اون قائل نشی که باعث بشه مثل یه ناظم وایسی بالا سر خودت و بابت هراشتباهی خودت رو ملامت کنی !!اینطوری راحت تر رفتار میکنی و عملکرد بهتری داری و عملکرد بهتر خودش باعث افزایش اعتماد به نفست میشه ^^♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 22:48:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داداش بزرگه ، آبجی کوچیکه !!</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%87-%D8%A2%D8%A8%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%DA%A9%D9%87-lt7rm44ur185</link>
                <description>میدونییه وقتایی برا خودمم سوال میشد کهآقا تویی که به وقتش برای اطرافیانت مهربون ترین ، دلسوزترین و آسیب پذیرترین دختر دنیا میشی ؛چطور ممکنه و چه فعل و انفعالاتی رخ میده که میتونی بعضی وقتا خشمگین ترین ، بداخلاق ترین و قوی ترین ورژن خودت بشی !چی میشه که صفرت میشه صد ؟دختر آخر تو کدوم مدلی ای ؟اولی ای یا دومی ؟دقیق شدم !دیدم انگاری من تو کالبدم دوتا روح دارم ، دوتا شخصیت !من این دوتا شخصیتمو &quot; خواهر کوچیکه &quot; و &quot; داداش بزرگه &quot; خطاب میکنممادامی که از اون مهربونی و خوبی ، بازخورد خوبی ببینم و حس نکنم داره ازم سوءاستفاده میشه ، برای اون نفر خواهر کوچیکم !اما وقتی اذیتم کنن ، آزارم بدن ، دلخور شم ازشونمودِ خواهر کوچیکه آف میشه و داداش بزرگه میاد رو کار !خشمگین میشه چون اون بعد وجودشو ناراحت کردن !چون روح آسیب پذیرشو خراش انداختن !چون قدر و ارزشش دونسته نشده !حالا نه فقط من ها !حس میکنم حکایت خیلی از ماست این قصه !اینکه خواهر کوچیکه رو آن میکنیم ، ناراحت میشیم بیان نمیکنیم ، سعی می کنیم بیشتر ببخشیم و کمتر دلگیر شیم خوبیم ، خوبیم ، خوبیمو درست تو یه نقطهوقتی دگ شکاف روحمون زیاد شده ، وقتی دگ توان حمل اون همه حس منفی رو نداریم ، وقتی اشباعیم از دلخوری های نگفتهیه هوادار ، یه وکیل ، یه حامیفعال میشه تو وجودمون که میخواد خاتمه بده به این وضع ! میخواد حق خواهرشو بگیره ! میخواد بگه دگ نمیزارم خواهرمو اذیت کنین !و درنهایت با این مثال کوچولوفهمیدم قرار نیست خودمو کاملا به یک گروه خاص نسبت بدم !من میتونم به وقتش خواهر کوچیکه باشمو البته به وقتش داداش بزرگه و این چیز بدی نیس :)</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 21:42:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شجاعت</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA-u3hsj8qi4di0</link>
                <description>◡‿◡ من هیچوقت خودمو آدم شجاعی نمیدونستم ! یعنی اگه میگفتن خودتو تعریف کن ، شجاع بودن چیزی نبود که تو اون تعریفم جایی داشته باشه !!!  ولی من تو مدرسه وقتی همه یه همکلاسی رو طرد میکردن و باهاش بد بودن ، میپذیرفتمش و باهاش دوست میشدم !! یا وقتی یه کار اشتباهی میکردیم ، مثل یسری از دوستام بهونه تراشی نمیکردم و اشتباهمو قبول میکردم !! من سالهاست به خودم قول دادم دروغ نگم !! من یه جاهایی انتخاب کردم که خلاف موج جامعه شنا کنم حتی اگه دستام درد بگیره !!! من هرجایی که حس کنم بخاطر خوشایند یه نفر دگ بودن دارم فیلم بازی میکنم ، میزنم پس کله ی خودم و میگم هی دختر ، خودت باش !!! اگه کسیو دوست داشته باشم ، اینو بهش میگم !! من یه جاهایی فقط تندتند سرمو بالا پایین نمیکنم که تایید کنم حرف بقیه رو ، به جاش میگم &quot; ولی به نظر من این عقیده درست تره که ...... &quot; اگه کسی روحم رو آزار بده ، پشت خودم وامیستم !! من سعی میکنم اگه کسی یکیو مظلوم گیرآورد و صداشو انداخت تو گلوشو داد زد سرش ، وایسم جلوش و بگم چه خبرته !! من هرجایی که حس کنم نظر طرف مقابل خلاف عقیده هامه ، سعی میکنم بگم بهش ... حتی اگه بعدش مسیرمون جدا بشه !!! سعی میکنم نترسم از نبودن و رفتن کسی !! من تلاش میکنم حتی اگه برام دستی زده نشه و &quot; به به &quot; و &quot; چه چه &quot; ای برام نکنن ، بازم دست از تلاش برندارم !!! من سعی میکنم اعتماد به نفسم وابسته به چیزی نباشه و اگه دارم پشت چیزی قایم میشم ، اون حایل رو بردارم !!!  ▪من خودمو شجاع نمیدونستم ولی آدمی که این ویژگی هارو داره ، آدم شجاعیه !!! پس اصلا قرار نیست تعریف عجیب غریبی داشته باشیم از خیلی چیزها !!! از شهامت ، شجاعت ، اعتماد به نفس ، انسانیت !!! خیلی از ماها نمیدونیم شجاعیم درحالیکه از خیلی از قهرمان های افسانه ای ، باشهامت تر بودیم و خیلی چالشهای بزرگ تر رو تا نقطه ای که هستیم رد کردیم ^^  ▪من یجاهایی تو متن همش گفتم &quot; سعی میکنم ، تلاش میکنم &quot;  میخوام اینو بگم ، من حتی اگه آدم شجاعیم نباشم دارم تو مسیر شجاع و باشهامت شدن قدم برمیدارم !!! قرار نیست همه بالفطره بااعتمادبه نفس باشن ، جسور باشن ، شجاع باشن !!! میشه آجر به آجر خود را ساخت !! میشه هرروز بهتر شد !!  #آجر_به_آجر_میسازمش^^</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 21:39:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماها ازهم هیچی نمی دونیم !!</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2%D9%87%D9%85-%D9%87%DB%8C%DA%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-esnfhgalsiq6</link>
                <description>.▪ماها از هم هیچی نمی دونیم▪▪ماها از حال و روز همدیگه هیچی نمیدونیم !!حتی اونی که داریم ۲۴ای میبینیمش !!من نمیدونم مامانم که هر صبح پامیشه صبحانه میچینه ، شام و ناهار میپزه ، به همه ی ما رسیدگی میکنه ...یا بابام که صبح به صبح میزنه از خونه بیرون و خسته و کوفته برمیگرده خونه ؛چی رو داره از سر میگذرونه ؟! اونم حس افسردگی داره ، اگه داره چرا من نمی بینم ؟!چقدر غم تو وجودشه ، چقدر نگرانی ، چقدر خستس !!▪ماها از احساس همدیگه و عمقش هیچی نمی دونیم !!نمی دونیم که راحت دل میشکنیم !!نمی دونیم یه سری حرفامون چه بار روانی ای برای طرف مقابلمون به همراه داره و تو وجود اون چقدر آشوب به پا میشه !!نمیدونیم که خیانت آسونه !! که بازی دادن آسونه !! که به چشم وسیله و ابزار نگاه کردن آسونه !!▪ماها نمی دونیم چی تو سر طرف مقابلمون میگذره ، چی تو فکرشه !!نمی دونیم که گاهی دچار سوتفاهم میشیم که هرکسی همونقدر که برای ما ارزش داره ، برامون ارزش و احترام قائل میشه !!نمیدونیم که قلبمونو ساده میگیریم دستمون و میزاریمش رو میز !!نمیدونیم که تصور میکنیم هدف بقیه هم از رابطه و ارتباط با ما همون چیزیه که تو ذهن ماست !!نمیدونیم که خوش بینییم ، پیش پیش اعتماد می کنیم و مافیا رو شهروند میبینیم !!نمیدونم تاحالا دقت کرده بودید یا نه ولی من حس میکنم همین ندونستن هاست که ریشه ی نامهربونی ما باهمدیگس !!ریشه ی توقعات بی جا و آزار همدیگس !!ریشه ی ظلم و ضربه به همدیگس !!***ما از هم هیچی نمیدونیم و هرطور که دلمون بخواد باهم رفتار می کنیم ***و اینه که دردسر سازه ... !!</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 27 Feb 2021 22:14:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتظار ، توقع !</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%82%D8%B9-ctnpwzdi9hmx</link>
                <description>سلامشبتون بخیر باشه?✨انتظار ، توقع و چشم داشتاز مسائلی بوده که من همیشه بهش فکرکردم و تلاش کردم تا اون رو برای خودم حلش کنم و دررابطه باهاش به یه سیاست و استراتژی واحد برسم !عقیده ی من تا همین اواخر براین بود کهعبارات و جملاتی مبنی براینکه &quot; از هیچکس توقع نداشته باشیم &quot; ، &quot; انتظار و چشم داشت نداشته باشیم &quot; کاملا غلطه !چون معتقد بودم به اینکه &quot; هرچیزی دوطرفش قشنگه &quot; و زمانی میشه یک ارتباط ، یک دوستی و یک رفاقت رو درست و خوب دونست که به همون اندازه ای که براش ارزش و اعتبار قائل میشی و انرژی میذاری ، به همون اندازه هم فیدبکش رو دریافت میکنی و خلاصه یه جریان رفت و برگشتی بینتون برقراره !این عقیده ی من بود !یک عقیده ی دردآور و اغلب اوقات ناراحت کننده !از چه جهت ؟!درادامه صحبت میکنیم :)  اول اینو بپرسم که کتاب هنر رندانه ی بیخیالی رو خوندین یا دربارش شنیدین ؟!این کتاب رو آقای ارشاد نیکخواه ترجمش کردن و میتونم بگم بافت کتاب طوریه که خوندنش تجربه ی متفاوتی خواهد بود براتون ^_^   من تاقبل از خوندن این کتاب ، با هیچ حرف یا روش یا صحبتی دال براینکه &quot; نباید انتظار جریان رفت و برگشتیِ انرژی رو ازآدما داشت &quot; کنار نیومدمو توجیهم این بود که آقا &quot; من خدا نیستم که بی چشم داشت لطف و رحمت کنم ، تهش بهم بدی بشه &quot;درواقع مشکل اینجا بود کهمن خیلی تمرین میکردم که توقع بازگشت خوبی نداشته باشم و توش موفق هم بودماما ؛دگ توقع دیدن برخورد بد و ناراحت کننده هم از سمت اون آدمها نداشتم که متاسفانه اتفاق میفتادو خیلی خودم رو بابتش عذاب میدادم و همچنان میدم :)   ولی این کتاب یه جمله ای رو مدام در خط به خطش میگه که واقعا کمکم کرد !اون میگه :《 حواست باشه که تره هاتو برای چی خرد میکنی ؟! 》مارک منسون تو کتابش میگه :《 اگه چیز ارزشمندی توی زندگیت نباشه ، تو تره هاتو واسه چیزهای مسخره و جزئی خرد میکنی !》اینجاست که تلنگر اصلی وارد میشه !اینجاست که یه نگاه به خودم کردم و گفتم اینکه من درگیر فلان رفتار و فلان برخورد شدم !اینکه زمانم رو دارم به این اختصاص میدم که هضم کنم چرا فلان برخورد رو از سمت اون آدمی دیدم که فلان کارو براش کردم ؛ این خودش یعنی انگار موضوع مهم تر و قابل اهمیت تری توزندگیم نیست که من بیخودی خودمو تو جایگاه حساب کتابِ اون رفتارها و برخوردها دارم قرار میدم :) و درست تو این نقطه است که یه حقیقت دردناک به آدم گوشزد میشه ! شما هایلایت belief رو خوندین ؟!من اون رو قبلِ خوندن کتاب مارک منسون نوشتم !ولی وقتی تو روند خوندن کتابش جلو و جلوتر میرفتم میدیدم چقدر فورس گذاشته روی اصلاح و تصحیح باورها و ارزش هایی که زندگی هامون برمبنای اونها بناشده :)و چون به موضوع امشبمون بی ارتباط نیست ؛ پیشنهاد میکنم این هایلایتو بخونیدش ^_^ این انتظاره ، رنج به همراه داره !فکر و خیال و عذاب به همراه داره !مارک تو کتابش میگه :《 مارنج رو نمیتونیم حذف کنیم ولی باید این سوال رو از خودمون بپرسیم که چرا دارم رنج می کشم ؟! برای چه هدفی ؟! 》چیزی که من براش جوابی نداشتم !یعنی درواقع بااهمیت دادن افراطی و به دنبال اون انتظار برآورده نشده ، من داشتم رنجی می کشیدم که مقصود درستی نداره ! و همچین چیزی ارزشی هم نداره !درواقع این درد و رنج ناشی از توقع ، به من گوشزد میکنه که باید توجهت رو به چیزهای بهتر و ارزشمندتری معطوف کنی !یه جای دگ کتاب ، منسون میگه &quot; احساسات منفی یه جور دعوت به عمله &quot; و این احساس منفی من نشون میده که باید این بحثِ توقع و انتظار رو برای خودم حل و فصل کنم !   خب بریم سراغ ریشه یابی بحث انتظار و ارتباط اون با باورها و ارزش های ما !ارزش های ما همونطور که توی هایلایتای گذشته دربارش صحبت کردم ، به شدت روی زندگی و خط و مشی ما اثرگذارن !&quot; ارزش های ما ، ماهیت مشکلاتمون رو تعیین می کنن و ماهیت مشکلاتمون ، کیفیت زندگیمون رو ! &quot;اینم مارک منسون میگه ...اینجا ارزش من اینه که : هرچیزی دوطرفش قشنگه ! پس آدمها باید قدردان محبت و وقتی که برای همدیگه میذارن ، باشن !معیار این ارزشم چیه ؟!رفتار و برخورد مناسب ، جبران محبت ها و علاقه و ارزش متقابلی که طرف برام میذاره !خب اینجا نکته ای که وجود داره اینه که :معیارها و ارزش های ما متفاوت خواهند بود !ممکنه ارزش من ، برای شخص دیگه ای ارزش نباشه و اون برای دوستی و رابطه ای که بامن داره اونقدری ارزش قائل نشه ، اینجاست که به یه بن بست میخورم !و یا ممکنه اون هم ارزشش مثل من باشه ولی معیارش متفاوت باشه !ممکنه برای اون یه احوال پرسی ساده که سالی یکبار اتفاق میفته ، &quot; معرفت و محبت &quot; تلقی بشه و برای من &quot; زیر شمشیر غم رقص کنان رفتن &quot; !  این اصرار و پافشاری برای یه مقیاس واحد و استراتژی و سبک برخوردیِ واحد برای آدمها که ازقضا از نظر شخصیتی و ارزشی بسیاااار باهم متفاوتن ، یه دامه برای غوطه خوردن تو غم و دلخوری و رنجش !دراینجا من دارم همه رو بااستانداردهای خودم پایش میکنم و اینه که دردسرسازه ! پس تابدین جای کار ، خیلی از دلایل ریشه یابی شد !  مارک منسون میگه &quot; ارزش خوب اونیه که به خودت مربوطه ! تحت کنترل خودته و وابسته به دیگران نیست ! &quot;ولی درمورد &quot; توقع &quot; این ارزش کاملا وابسته به دیگران و رفتارشونه !درواقع مادامی که طبق استانداردهای تو رفتار کنن ، تو خوشحالی و قدردان ارزشی که دوستات و اطرافیانت میذارن !و زمانی که یکم جاده خاکی برن ، تو غرق احساسات منفی و عصبانیتی میشه که دلیلش همون آدمان !درحقیقت ، یک وابستگی احوالِ خیلی شدید به دیگران و نوعِ برخوردشون پیدا میکنی !و این فاجعس :)  یه جا دگ میگه : &quot; مغز ما ، ماشین معناپردازیه ! چیزی که ما به عنوان معنا درک می کنیم ، محصول پیوندهاییه که بین دویاچند تجربه می سازه ! &quot;و این یعنی مغز ما کج فهمی زیاد داره ، سوبرداشت و قضاوت زیاد داره !《و این یعنی ممکنه خیلی از ارزش هامون نتیجه ی یک گذشته ی کژفهم شده باشه !》یعنی حتی اون توجیهات صفحات اولِ من که &quot; آره ، حق دارم توقع داشته باشم &quot; هم ممکنه از زیر دستگاه معناپردازی مغزم اومده باشه بیرون !و درچنین شرایطی ، وقتی مغز ما هم باگ زیاد داره ، یقین ، پافشاری و قاطعیت روی یه عقیده غلطه !و درواقع درمورد هررررچیزی ما باید یه دیفالتی داشته باشیم مبنی براینکه همیشه داریم اشتباه می کنیم !  ودرنهایت چیزی که من رو مجاب میکنه که دست از انتظار و توقع از آدمهای اطرافم بردارم ، چیزهایی بود که از این کتاب یاد گرفتم :• ما توزندگی مشکلات زیادی خواهیم داشت ولی باید مشکلاتی رو انتخاب کنیم که دوست داریم باهاشون سروکله بزنیم !درواقع رنجی بکشیم که ارزشش رو داشته باشهو انتظار و توقع از دیگر آدمها که ممکنه خیلیاشون فقط درحد یه رهگذر چندساله تو زندگیت باشن ، اون رنجی نیس که برام نتیجه و دستاورد خارق العاده ای داشته باشه و باهاش حال کنم !پس همون تایم رو به چیزی اختصاص میدم که حتی شده یک قدم ، من رو به چیزی که بهش علاقه دارم و برای ایفای نقش تو اون به دنیا اومدم ، نزدیک میکنه ^_^  و یه بار تو کانال تلگرام monaliza_smile خوندم که میگفت وقتی داری اتفاقات و تجربه های تلخ مشابه رو مدااام تجربه میکنی ، یعنی اون درسی که لازمه بگیری رو نگرفتی و زندگی داره انقدر بهت سخت میگیره تا اون موضوع قشنگ بره تو مخت !و این شد که تصمیم گرفتم یه بار برای همیشه این دغدغه ی ذهنی رو حل کنم برای خودم !تا رهاتر ، آسوده تر و شادتر زندگی کنم !و رنجی رو برای خودم انتخاب کنم که درنهایت به رشد و کمالم منتهی میشه !نه چیزی که جز ضرر برام نداشته ^_^  خلاصه که این‌کتاب ، خیلی میتونه تو زمینه ی بهبود باورها و ارزش های بنیادی و همینطور اصلاح نقشه ی مسیرتون کمکتون کنهچون یادآوری میکنه چقدر شکستن یه سری سنتهای غلط که ماها باهاشون رشد کردیم ، اهمیت داره !و لازمه که تغییر کنیم :)موضوعات گسترده ای رو بازمیکنه و من تنها از بخشی ازاون که به موضوع امشبم ربط داشت ، استفاده کردم ^_^پس فکرنکنید داستان کتاب رو لو دادم و حتما بخونیدش♥️?</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 24 Dec 2020 02:58:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدایا طیب و طاهرم کن !</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D9%86-e8gyl1as2xfo</link>
                <description>سلام ، شب همگی بخیر باشه??اول از همه میخوام بگم چیشد که اصلا تصمیم گرفتم امشب دراین رابطه باهاتون صحبت کنم و قراره چرا آسمون ریسمون ببافم ؛)? حقیقتش حوالی دوهفته پیش ، تو دعا و مراقبه های آخرشبم داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که روحِ آدم پاکیزه باشه و این دعا که میگه :《 خدایا طیب و طاهرم کن ، روحم رو پاکیزه کن 》 چقدر عمیق و دوست داشتنیه !گفتم عمیق !شما تو مفاهیمی که تاحالا یادمون دادن و شنیدیم عمیق و دقیق شدین واقعا ؟!یا &quot; بدون اینکه باورقلبی به اونچه که برزبان جاری میشه داشته باشین &quot; ، فقط حفظش کردین ؟! مثلا این احادیث که تودرس و کتابامون بودن?? قال على عليه السلام : نيّت خوب، برخاسته از سلامت درون است. امام باقر (ع ): نیت مؤمن برتر ازعمل اوست  اخلاص در اعمال، به منزله روح در کالبد اعمال است .  خب داشتم میگفتمبعد اون شب و درک اون نیایش درمورد طیب و طاهر شدنمن از اینکه دارم رشد پیدا میکنم و پاکیزگی و تزکیه روح رو از خدا میخوام ، خیلی خوشحال بودم و حس خوبی داشتمولی کل تغییرات من خلاصه میشد در یک دعا که قبل خواب به زبونش بیارم و تغییری تو رفتار و برخوردم با بقیه نداده بودم !چون از بابت وجود هرچیزی تو اخلاق و کردارم که بخواد ناخالصم کنه یا زنگار و شیله پیله ای به قلبم بندازه ، مطمئن بودم انگار ! حالا یه سوالبرای شماهم پیش اومده که دقیقا وقتی میگید &quot; من اصلا اینجوری نیستم و محاله اینکارو کنم &quot; خدا امتحانتون کنه و اتفاقا اون رفتار ازتون سر بزنه ؟! این اتفاق برای من افتاد !درواقع درهمون لحظه ی اطمینان و رضایت نسبت به خودم و حال و هوای درونم ، خدا منو متوجه ایرادی عمقی تو وجودم کرد !چیزی که فکر میکردم اصلا درون من نیست و من عمرا این شکلی باشم !وحالا یه تلنگر خوردم که بابا کجای کاری ؟!توهنوز تو مرحله قبلی گیری !!! من از خودم برخوردِ مغرضانه و دور از خلوص دیدم !چیزی مغایر با تعاریفم از اون طیب و طاهر شدن!آخه من یه بار گفتم بابا ، اصلا طیب و طاهر شدن یعنی چی ؟!روح پاکیزه رو تو چی معنی میکنی ؟! بعد جواب دادم :《 رفتار خالصانه با دیگران ، برخورد بدون غرض ، ابراز علاقه بدون منفعت طلبی ، داشتن پس زمینه ی مثبت در ارتباط بادیگران ، نداشتن حس انزجار یا تنفر و درکل احساس منفی نسبت به کسی ، صداقت در عمل ، توانایی یکی شدن زبان و قلب ، بدون چرتکه انداختن خوبی کردن 》و حالا خود من متوجه این شده بودم که به دور از خلوص رفتار میکنم !دیدم که وقتی بایه نفر حرف میزنم ، تموم خاطرات تلخی که ازش دارم روی لحن و برخوردم اثر میذاره !روی سین کردن پیامش اثر میذاره !روی احساسی که بهش دارم اثر میذاره !روی آرزویی که میخوام ازته دل براش بکنم ، اثر میذاره !و این یعنی یه سنگینی روی دوش ، یعنی زنگار روی آینه ، یعنی شیشه خورده !روح پاکیزه تو تعریف من ازاینها عاری بود !  حالا فاااارغ از لفاظی های من درمورد روح پاکیزه و طینت طیب و طاهر ؛به این دقت کنید که برای رسیدن به همین ۸ موردی که ردیف کردم ، دوتا چیز مشترک لازمه ؛ صداقت و خلوص نیت !اینکه برخورد مغرضانه باکسی نداشته باشیم ، خب یعنی تو برخورد باهاش خودتو خالص کن ، به دور از هرچیز دست وپاگیری که باعث میشه باقضاوت و جانب داری خاصی باهاش رفتار کنی !وقتی میگم ابراز علاقه ی بدون منفعت طلبی داشته باش ، یعنی تو عشق خودت صادق باش !وقتی میگم دیفالت مثبتی داشته باش و بدون حس منفی بادیگران ارتباط برقرار کن یعنی بتراش هرچی کینه و دلخوریه ! یعنی هرگردوخاکیه بتکون تا جان مایه ی اصیل وجودت حفظ بشه !و دریک کلامزمانی آنچه که از ما سرمیزنه ارزشمند و انسانیه که نیت وانگیزه ی درونی ما سالم و خالصه !نه که هزار و یک چرتکه انداختن ، حساب کتاب و سیاست پشتش خوابیده باشه ...اما متاسفانه امروزه روزما کمتر شاهد زوج دوست داشتنی &quot; صداقت و خلوص نیت &quot; هستیم و درعوض تاچشم کار میکنه بازار &quot; دروغ و تظاهر &quot; داغه داغه !  یه استوری تولد و تبریک چیه ؟!کِی اونو بارغبت تام و از عمق وجودمون میذاریم و کِی از سر رفع تکلیف و منفعت طلبی ؟!آیا اون محبت ظاهری که تو استوری خودمونو شرحه شرحه میکنیم ، در باطنمون هم میجوشه؟!آیا اونقدر که دادش میزنیم ، برای دیگران و موفقیتشون خوشحالیم یا تو دلمون همیشه به این اشاره میکنیم که &quot; چقدر شانس داشت &quot; ؟!پیامهای ۲صبحمون چی ، از روی دلتنگیه یا بی خوابی؟!مزاح و شوخیامون کی انقدر رنگ و بوی تیکه و توهین به خودش گرفت ؟!معلوم نیست واقعا طرف رو دوسش داریم یا ازسر دلسوزی باهاشیم ، اینجا صداقت کوش ؟!وقتی ته دلت همراهش نیستی و فرسنگ ها باهاش فاصله داری ولی درظاهر همون دلبرِ همراه و عاشقی ،جدا از انگیزه ی درونیِ بودن بااون آدم که هرچیزی میتونه باشه ، اینجا صداقت داره معدوم میشه ! و به قول خالد حسینی در رمان بادبادک باز《فقط یک گناه وجود دارد آن هم دزدی ستوقتی دروغ می‌گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی》کاری که تو داری میکنی عین دزدیه ! یا یه مثال دگ وقتی عادت کردیم به محکوم کردن هر عقیده ی مخالفمون و هرکسی از جبهه ی مخالفمون هر حرفی بزنه با کج و کوله کردن صورت بهش گوش میدیم و منتظریم تخریبش کنیم یعنی باذهنیت و بک گراند ذهنی بد ، از روی غرض ورزی و بدون توجه به اصل کلامش- که شاید واقعا هم درست باشه - رفتار میکنیمو همه ی اینها دور از خلوصه   حالا اون یکی نبودن دل و زبونمون و اینکه چرا بازار دروغ و تظاهر گرمه هم خودش یه بحث جداست که نیازه اختصاصی بهش پرداخته بشه ولی بخوام ساده بگمعقیده ی من براینه که ما صادق و خالص به دنیا می آییم !و زمانی از کودکی خودمون و اون صداقت و خلوص ژرف فاصله گرفتیم که یک نفر بارفتار خودش ، جهان کوچک مارو که تاکنون به صداقت خو داشت با فضایی آشنا کرد که برای دووم آوردن و ضربه نخوردن تو اون ، اکثراوقات لازمه یه متظاهر موقعیت سنج باشی !و ماحصل این آشنایی جدید ترسیه که باعث شده فکر کنیم اگه صادقانه و خالصانه بابقیه رفتار کنیم ، باید روزی شاهد سهمگیر ترین ضربه ها باشیم و از اعتماد و صداقتمون پشیمون خواهیم شد !برای این ترس ، راهکاری ندارم و تنها دلخوشم به خدایی که &quot; به صداقت ما ، بدهکار نمیمونه و قدردان ارزش و باور ماست &quot; یه وقتاییم این &quot; دروغ و تظاهر &quot; واسه اینه که از قضاوت شدن میترسیم درواقع از دوست داشته نشدن میترسیم و این میل سرکش به محبوبیت باعث میشه یه وقتایی صداقت و صراحت رو قربانی کنیم و ترجیح بدیم خوشایند دیگران و جامعه رفتار کنیم بی انکه از اعتقادی قلبی به رفتار و کردارمون خبری باشه !!!!  من فهمیدم که روح عمل مننیت مناون فکراون اندیشهاون صدای ذهنخیلی ارزشمنده و اونه که تو سنجش من ، بهم میگه تو از دیروز خودت انسان بهتری شدی یانهتو خالص تر شدی یا نهمن میگم مادامی که نیت من خالص باشه و صادقانه و خالصانه قدم بردارمدیگه هرسو تفاهمی هم برای دیگران بوجود بیاد ، فهمیده نشم ، درک نشم ، قضاوت بشم ، نمیتونه دلیلی بر بد بودن من باشهولی اگه اون نیت و انگیزه ی من غلط غولوط داشته باشه ، آلوده باشه ، حتی اگه عمل سر زده از من عاری از هرقضاوتی ازسمت دیگران باشه و برام &quot; به به و چه چه &quot; کننچون خودم میدونم تو دلم چه خبره ، نمیتونم جلوی آینه سرمو باافتخار بالا بگیرم !  خلاااااصه این همه آسمون ریسمون بافتم تا برسم به اینکهمادامی که روح ما اسیره ، درگیره ، تو جنگه ، درحال چرتکه انداختنه ، گره زده حالشو به بقیه ، پر کینه و آرزوهای بده ، پر رشک و حسادتهبه غایت ضعیفه و حقیر !!!!!و تنها روحی که آزاده میتونه به پرواز دربیاد ...میتونه ناب ترین اثر رو خلق کنه ،بهترین خدمت رو ارائه بده ،قشنگترین رابطه رو شکل بده ،بزرگترین بیزنس رو راه بندازه !و برای نیل به همه ی این اهداف اون تزکیه ی روح ،خلوص نیت ،صداقت و همون &quot; طیب و طاهر شدن&quot;ه که شرطه و مارو سبک بال تر میکنه !   دررابطه با اون مضمون احادیث که صفحات اول اوردم ، یه نکته ای رو لازم میدونم بگم !ماها خیلی وقت ها نسبت به همین مفاهیم مذهبی هم با قضاوت و گارد و به دور از خلوص رفتار میکنیم حتی اگه حاوی کلام پرمایه و عمیقی باشند !که این مسئله هم سردراز داره و الان مجال پرداخت بهش نیست !قبول دارم ارائه ی یسری مفاهیم به ما درقالب درستی نبوده و اونقدردرگیر فرعیات شدیم که از اصل غافل موندیمولی من الان هرچقدر بیشتر کتاب های مختلف میخونم و اطلاعات جدیدی کسب می کنمبه این درک میرسم که اتفاقا فحوای کلام خیلی از فیلسوفان و اندیشمندهای بزرگ ، مفهوم همین احادیث پرتکرار برای ماست که فقط سطحی آموختیمش و هیچوقت نشونمون ندادن که چطور میشه به تک تک فعالیتامون تعمیمش بدیم !ازاین رو خواستم حتما تو طرح مطلبم ازشون استفاده کنم ^_^ اینهارو دروهله ی اول برای خودم نوشتم تا با مرورش ، روح اسیرمو آزاد کنم و انگیزه ی درونیم رو خالص !و دروهله ی دوم برای شمایی مینویسمش که ممکنه مثل من ابتداً متوجه نیت و افکاری نشید که ازتون شهامتِ صداقت و خالص بودن رو میگیره !بهترین هارو براتون آرزو میکنمشبتون بخیر??</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 24 Dec 2020 02:37:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ظاهر !</title>
                <link>https://virgool.io/@Rvn/%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1-wb5lbe1n3ack</link>
                <description>سلاماز یه صفحه از پست های سیو شده اینستاگرامم اسکرین گرفتمدیدم این اسکرین میتونه یک/چندهزارم پستای سیو شده اینستاگرام منِ نوعی باشه و جالب اینه که چیزی حدوده ۹۰ درصدش لباس و استایله !چیزی که وجود داره اینه که مرزهای تنوع کیلومترها جابجا شده و واقعا انتخاب سخته ...سوای این ، مسئله ای که توجه عمیق تری رو میطلبه اینه که ما با میل سرکش سیری ناپذیری برای دستیابی به همین wish list های کوچیک و بزرگ مواجه هستیم ! خب من حس میکنم اساس زندگی ما ، روی تلاش کردن برای رسیدن به کمال و داشتن بهترین ها بنا شده ! ( تعریف &quot;بهترین&quot; طبق معیار و ارزش های هر شخص متفاوته )همه ی ما میل و رغبت خرید و بدست آوردن چیزایی که بهشون علاقه مندیم رو داریم ، براش تلاش هم می کنیم !یه وقتایی هم امید به زندگیمون همینه اصن !اینکه بتونم کار کنم ، پول دربیارم ، فلان ماشینو بخرم ، اون خونه تو بالاشهرو بخرم ، فلان بوت و کت مارکو بخرم !جون بکنم ، شیفت وایسم تا بتونم دماغمو عروسکی عمل کنم !و درواقع این هدف گذاریه که آدمو ملزم میکنه شرایطو تحمل کنه تا در ازاش به چیزی برسه که دوست داره !این میل ، به هیچ عنوان چیز بدی نیست !دوزشه که اگه بره بالا ، بد میشه !اون از تعادل خارج شدن و رنگ افراط گرفتنه که بده ! تا یه حدیش اتفاقا حال آدمو خوب میکنه !سر شوق و ذوق میاره !اصن خودِ من وقتایی که حالم بده دست به دامنِ همین &quot;خرید درمانی &quot; میشماما تراپی های پشت سر هم بااین شیوه ی درمانی کم عارضه نداره !میدونین وقتی غرق میشی تو این فضاو دائما فکر و ذکرت داشتن نداشته هاستیه نگاه کمی درونی تر ، میتونه تو رو با این سوال روبرو کنه : &quot; اصلا آخرش که چی ؟! &quot; هرچی لباس بخری بازم بیشترشو میخوای !متراژ خونه اتو ببری بالا ، دفعه بعد پنت هاوس و روف گاردن میخوای !آیفون بخری ، دوربین میخوای !موهاتو رنگ کنی ، ابروهات میکرو میخوادابروهاتو میکرو کنی ، مژه هات اکستنشن میخوادمژه هاتو اکستنشن کنی ، لبت ژل میخوادو الی آخر !اینجاست که تو درجستجوی رو به کمال ترین نسخه از خودت هستی ، اما دراین مثال رو به کمال ترین نسخه ی ظااااااهری !نه ذهنی و عقلانی ! نه عاطفی و شهودی !فقط تیپ و ظاهر ... که خب اینم ریشه داره تو توقعات و انتظاراتی که تو جامعمون جاریه و وقت برای پرداخت بهش نیست !ولی درهمین حد میگم که قبول دارم اولین چیزی که چشم ادمو میگیره ظاهر و تیپ و قیافست !قبول دارم معیار غالب جمعیتمون همینه !اعتراف میکنم خودِ من هم تحت تاثیر این معیار و ملاک هستمولیاصلا چیزی که باعث شد به فکر نوشتن این متن بیفتم این بود که از خودم سوال کردم《میخوام ببینم ته داره این قصه؟ تموم میشه این میل ؟! 》نگاه کردم دیدم ؛اون حس خوب خرید ، مادامی که اون لباس بوی نو بودن میده ، موندگاره ! بعد کم و کمتر میشه تا جایی که اون لباسمم میشه مثل بقیه لباسای کمد !پس این یه مسکنه موقته برای آرام کردن نیت و افکاری ‌که بخاطر اون به خرید افراطی روی آوردم ! حالا این افکار و نیت میتونه حفظ سلف استیم و اعتماد به نفس در ارتباط با دیگران باشه !میتونه پرت کردن حواس از غم و افسردگی باشه !میتونه سرپوش گذاشتن رو تعارضات درونی حل نشده باشه !میتونه قایم کردن شخصیت خام و شکل و قوام نگرفته در ورای ظاهر باشه !میتونه افراط گرایی و کمال گرایی رو برسونه !میتونه تفکر هم رنگ جماعت شدن و عقب نموندن از بقیه رو برسونه !و ... و ... و ...درارتباط با مدگرایی و کمال گرایی افراطی بنظرم بررسی و پی بردن به اون نیت و انگیزه ی درونی ، خیلی چیزارو میتونه روشن کنه !چون میفهمی ، این اهمیت فوق العاده به تیپ و ظاهر فقط از سر علاقه اس یا اعتماد به نفست وابسته به اون پوششه ! فکر میکنم برکسی پوشیده نیست که درحال حاضر ، خوشگل و خوشتیپ شدن راحت ترین کاره !هم امکانات جراحی های زیبایی لازم وجود داره و هم دنیایی از تنوع البسه برای خوشتیپ شدن ...ولی داشتن یه قلب شفاف برای عشق ورزیدن ،ذهن آروم برای تصمیم گیری ،روان پاک و سالم برای زندگیِ بدون تعارضاینا سخته !ایناست که با ژلیش ناخون و جراحی های پلاستیک و کاپشن چرم اورجینال و مدل موی خامه ای و ریش مد روز درست نمیشه !!!!!اینه که ارزش زحمت کشیدن داره و باعث میشه عمیقا احساس عزت نفس و شادمانی کنی ^^  یه موضوع هم که مویرگی از زیر دست و بالمون در میره اینه که ما گاها متوجه تبلیغات گسترده ی رسانه ای برای داشتن زندگی بهتر ، ثروت بیشتر ، خونه بزرگتر و ... که از قضا حس نیاز و کمبود رو تو وجود ما به غلیان درمیاره ، نیستیم !ما درجریان اون شگردهای تبلیغاتی که احساسات مارو نشونه میگیره و روش کار میکنه تا خودش به منفعت برسه ، نیستیم واقعا ! یعنی میشه گفت پشت پرده ی این سوق دادن به تمام و کمال بودن و مثل مدل ها بی عیب و نقص بودن ، دوتا مافیا نشستن که دست به یکی کردن که یکی حس نیاز رو تو ما تقویت کنه و یکی دگ هی با تنوع عجیب غریب محصول به ما عرضه کنه ! و ماحصل اون نقشه های پشت پرده میشیم ماهایی که واسه داشتن چیزهای بهتر صف میکشیم !صف برای عمل زیبایی !صف برای کیف و کفش مارک !صف برای خودرو لوکس !و ... و یه موضوع شایان توجه دیگهمسئله ایه که ما معمولا ازش غافلیمو اون آسیبیه که صنعت مد داره به محیط زیست و حیوانات وارد میکنه !اینکه تمام طبیعت و موجودات رو بسیج کردیمبرای ارضای این میل بشر به خاص و محبوب جلوه کردن و ایجاد جاذبه برای دیگران که الحمدلله به لطف دوستان حامی محیط زیست کمی این باور درحال جا افتادنه که اونهارو برای این منظور نکشیم و بجای حیوانات و و چرم و پوستشون از چرم مصنوعی بهره گرفته بشه !ولی هیچ کاری برای آلودگی هایی که بواسطه ی این صنعت به طبیعت و زیست محیط ما تحمیل میشه ، انجام نشده ! در نهایت اینکه چه خوب کهسعی کنیم بین رشد شخصیتی و ظاهریمون تعادل برقرار کنیمآراستگی به خودی خود چیزخوبیه ؛ اون افراطی بودن تو تک و خاص و مقبول و محبوب همه بودن ،اون توجه تک بعدی به ظاهر ،اون غافل شدن از رشد و بلوغ فکری بده که باید دست به کار شد و درستش کرد ^^♡</description>
                <category>راضیه وفایی نژاد</category>
                <author>راضیه وفایی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 23 Dec 2020 22:45:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>