<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید صالح حسینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@S-Saleh-Hosseini</link>
        <description>متولد چهارم بهمن سال 1379 دانشجوی رشته کارشناسی اقتصاد ، علاقه‌مند به علوم انسانی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:26:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1727000/avatar/exGbAT.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید صالح حسینی</title>
            <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ازدواج سنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-jzzpizqqux2j</link>
                <description>به نام خدایی که همیشه همراه ماست . حقیقتاً چند وقتی است دلم برای نوشتن تنگ شده است ، وقتی نمی‌نویسم حس می‌کنم زنده نیستم به قول دکتر شریعتی :« قلم توتم من است » ، می‌دانید توتم به چه معناست ؟ در گذشته ، گذشته که می‌گویم یعنی خیلی گذشته یعنی زمانی که هنوز بشر به یکجا نشینی خو نکرده بود و زندگی اجتماعی بر محوریت قبیله بود هر قبیله برای خودش نشانه‌ای داشت که این نشانه ، نماد پیوندی بود با آسمان یا با امری مقدس ، بشر عجیب موجودی است ، از زمانی که وارد دنیا شد همیشه چشم به آسمان‌ها داشت تا همین‌حالا که با فضاپیما در جست‌و‌جوی حقایق آسمان‌ها می‌کاود .و حالا من هم تنها ترین قبیله این دنیا هستم قبیله‌ای که قلم توتم آن است ، قبیلـــۀ من تنها ، متشکل از خودم و خودم و خودمهمیشه نوشتن برایم سخت بود همیشه نمی‌دانستم از چه بنویسم شب‌ها گاهی بلند می‌شوم با خودم فکر می‌کنم درباره موضوعات مخلف کنکاش می‌کنم و موضوعات جذابی به ذهنم می‌رسد ولی همین که خواب سایه‌اش را بر چشمانم می‌افکند گویی برای همیشه این موضوعات را فراموش می‌کنم .باید به ذهنم نظم دهم ، ذهنم این روز‌ها مانند طفلی شده است که مادرش را گم کرده است ، شاید حتی بدتر مانند کودکی اهل غره ، که مادرش را بمب‌های صهیونیستی صدا کرده‌اند ، و  بی‌شک ظالمین هیزم جهنم هستند . ( آیه 15 سوره مبارکه جن وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا )تصمیم گرفتم پس از این همه تشویش و ناراحتی‌های مختلف که در زندگی‌ام هر روز تجربه می‌کنم درباره سه موضوع کلی بنویسم : اسلامیات ، که مجموعه گفتار‌هایی است در خصوص دین مبین اسلام و خطوط فکری مختلف حاکم بر آن از سنتی ترین دیدگاه‌ها تا آنچه نو اندیشان دینی گفته‎‌اند ، اجتماعیات ،  گفتار‌هایی در خصوص جامعه و اقتصادیات ، همه آنچه دوست دارم در خصوص علم اقتصاد ، علمی که عاشقش هستم بگویم .در خصوص ازدواج و زیست اجتماعی اولین گفتار‌هایم را می‌نویسم ، به امید آنکه مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد مخصوصاً عزیزانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند .ازدواج یکی از مهم‌ترین تصمیمات فرد در طول زندگی خودش است . قبل از اینکه متن زیر را بخوانید باید به این نکات حتماً توجه کنید :الف . من خودم به تازگی ازدواج کردم و در حال تجربه شرایط جدیدی در زندگی‌ام هستم .ب . من سعی می‌کنم فردی باشم که در راه جست‌و‌جوی حقیقت باشد ، به قولی انسانی هستم در حال شدن بدین جهت نوشته‌هایم به درد همه افراد فارغ از هر مذهب و عقیده‌ای می‌خورد .ج . سعی می‌کنم با متد علمی بنویسم و از آنجایی که عاشق اقتصاد هستم ، آن زاویه دید بر ذهنم غالب است . با مقدمه طولانی بالا بریم سراغ یک موضوع مهم در زندگی همه ما ، موضوع ازدواج بیایید با تعاریف مفاهیم مختلف شروع کنیم : الف : ازدواج : ازدواج در نوشته‌های من بدین معناست « پیوندی قانونی ، شرعی ، عرفی میان یک مردم و یک زن که منجر به تشکیل بنای خانواده می‌شود . » ب . عشق : عبارت است از حس دوست داشت بسیار زیاد به یک دیگری ، به طوری که فرد مقابل را معنای زندگی خود بدانی ، و ارزشمند ترین هدف زندگی‌ات . ج . سنت : مجموعه از آداب ، رسوم و باور‌ها که ریشه در تاریخ ، جغرافیا و گاهی مذهب ( روایت رسمی حاکم از مذهب ) دارد . ه . مدرنیته : مجموعه‌ای از اعتقادات و عقاید طیفی از نسل جدید که منجر به بروز سبک زندگی و شیوه خاصی از تفکر شده است به ویژه در 50 سال اخیر در کشور ظهور و بروز داشته است . حالا با این تعاریف بریم سراغ اولین بحث در خصوص ازدواج با چه کسی ، چطور ، چه زمانی ازدواج کنیم ؟ در شروع کار بیایید در خصوص سه نوع ازدواج و دو نوع انتخاب کلی در ازدواج بپردازیم . الف . ازدواج سنتیدر ازدواج سنتی ، معمولاً نقش والدین بسیار پر‌رنگ تر است ، به عبارت دیگه والدین نقش‌های فعالی دارند مخصوصاً در شروع کار ، البته نقش دختر و پسر می‌تواند در ادامه فعال شود یا نشود ، ولی شروع کار و استارت ماجرا با والدین است اما حالا سؤال مهم اینجاست ، تصمیم خانواده پسر در انتخاب یک دختر تابع چه عواملی است : 1- زیبایی به معنایی که بعد تر توضیح خواهم داد 2- ثروت خانواده دختر 3- قومیت 4- جایگاه اجتماعی خانواده ( شغل والدین دختر ) 5- تقوا یا تدین یا مذهبالبته تمامی موارد بالا اسمی است و ممکن است برای برخی متفاوت تر باشد .زیبایی معمولاً عبارت است از زیبایی چهره ( موی بلند ، ابروی کشیده ، صورت متوازن ، دندان‌ها) در کنار درشتی اندام‌های شهوت انگیز ( باسن ، سینه‌ها )ثروت ، دقت کنید ثروت در حقیقت در میزان ارثی که احتمالاً به دختر می‌رسد خود را نشان می‌دهد نه صرفاً دارایی خانواده به عبارت دیگر خانواده‌ای که 3 میلیارد تومن دارایی دارند با یک فرزند دختر به نسبت ثروتمند تر هستند از خانواده‌ای با ده میلیارد تومان ثروت و دو پسر و دو دخترقومیت ، عامل مهمی برای برخی خانواده‌ها ، برخی‌ها معتقدند بهتر با هم قوم خود ازدواج کنند .جایگاه اجتماعی ، شغل پدر دختر ، دارایی‌های او و گاهی اقوام درجه یکتقوا ، عمل به معروفات دین ( نماز ، روزه برای دختران حجاب ) در خانواده طرف مقابل البته ممکن برای بعضی‌ها تدین معانی دیگری داشته باشد . ( امروزه انقلابی بودن یا نبودن هم در ذیل این عناون میشه که برای همه نیست )حالا تصمیم خانواده دختر تابع کدام متغیر‌هاست :1- ثروت و دارایی خانواده پسر 2- دارایی و ثروت پسر 3- شغل پسر 4- شغل پدر پسر 5- سربازی ثروت و دارایی خانواده پسر دقیقاً با همان معنی خانواده دختر میزان ارثی که در آینده به پسر می‌رسد .دارایی و ثروت پسر که در دو دارایی مهم خانه و ماشین خود را نشان می‌دهد .شغل پسر برای برخی از خانواده‌ها مهم است اما بیشتر خودش را در مورد دوم نشان می‌دهد .شغل پدر پسر بهش در اصطلاح میگن شأن اجتماعی ، به اصطلاح میگن طرف آدم با خانواده‌ای5- سربازی مهم برای برخی از خانواده‌ها  خیلی مهم ، چون ممکنه بهرحال توی دو سال اتفاقی برای پسر بیوفته و خب دچار یکسری مشکلات بشه ( توی زبان ما اقتصادی‌ها بهش می‌گن ریسک )       نکته پایانی ، تمام گزاره‌های بالا نسبی است ممکن است برای فردی پیش بیاید و یا اندازه آن متفاوت باشد و کلام آخر من به هیچ عنوان در این گفتار به مزایا یا معایب این ازدواج نپرداختم منتها شاید در گفتاری دیگر به آن بپردازم .</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jan 2026 11:14:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد مال خر است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qytovqf6wurp</link>
                <description>به نام خدایی که انتهای تمام توابع مطلوبیت عالم است .... آیا براستی امام گفته بودند اقتصاد مال خر است ؟ اقتصاد مال خر است چند وقتی بود که از فضای نوشتن فاصله گرفته بودم رنج زندگی در قرن 21 و آدم‌های عجیب و غریبش امّا دوباره مرا به سوی قلم و کاغذ کوچ داد البته قلم  و کاغذی از جنس برنامه ورد آفیس ....دنیای عجیبی شده است ... حدأقل ورای درک من است ، و چون درک نمی‌کنم طبعاً درک هم نمی‌شوم و عاقبت این فرآیند تماماً غیر ارادی می‌شود طرد شدگی ... طرد شدگی از دنیا طرد شدگی از قرن 21 .... و می‌شوم همان نهنگ تنهای اعماق اقیانوس که به دلیل اینکه فرکانس صوتیش مقداری متفاوت بود از بقیه نهنگ‌ها هیچکس صدایش را نمی‌شنید .... و با اندوه و حزن فراوان ناله می‌کرد .. هرچند کسی نالـۀ او را نمی‌شنید . فکر کنم مقدمه‌ام طولانی شد ... و چقدر بی‌ربط به موضوعی که می‌خواهم درباره آن بنویسم ... گزاره‌ای منسوب به امام خمینی که حسابی در تاکسی‌ها معتبر است و مورد ارجا ...قبل از اینکه شروع به خواندن این مطلب کنید خواهش می‌کنم برای بهره مندی از متنم فروض زیر را بپذیرید ( حدأقل تا انتهای خواندن این مطلب ) فرض اول : در سرتاسر این متن امام خمینی صرفاً یک شخصیت حقیقی است که ابعاد سیاسی و حوزوی دارد و لاغیرفرض دوم : هیچ قضاوتی درباره شخصیت امام خمینی نداریم نه مثبت نه منفی ما در چند گام به برسی این جمله منسوب به امام می‌رسیم :1- برسی و صحت سنجی اصل گزاره2- برسی متن‌ اصلی گفته‌های آیت‌الله خمینی3-  برسی و معناشناسی گفته‌های ایشان آیا به راستی آیت الله خمینی این عبارت را به کار برده است ؟&quot;بیایید از هوش مصنوعی بپرسیم &quot;پاسخ هوش مصنوعی :جمله «اقتصاد مال خر است» به اشتباه به امام خمینی نسبت داده شده است و در واقع، ایشان به اهمیت ارزش‌های بالاتر از مسائل اقتصادی تاکید داشته‌اند. این جمله معمولاً با هدف القای نگرش منفی نسبت به اقتصاد و توجیه مشکلات اقتصادی کنونی استفاده می‌شود.» از آنجایی که تاکسی یکی از منابع بسیار مهم ماست  به همین دلیل باز هم برسی کردیم تا ببینیم آیا امام خمینی براستی در سخنرانی در کنار کلمه اقتصاد از کلمه خر استفاده کرده‌اند یا خیر ؟ برسی‌ها ، من را به اینجا رساند .... امام خمینیسخنرانی 8 مهرماه سال 1359 چند روز بعد از آغاز جنگ تحمیلی من میل دارم که همه باورشان آمده باشد که این نهضتی که از اول تا آخرش – قریب پانزده شانزده سال، طول کشید و زحمت‌ها کشیده شد، خون‌ها داده شد و جوان‌ها از دست رفت، خانه‌ها از دست رفت، خانمان‌ها خراب شد، و خصوصاً در این یکی دو سال آخر که همه شاهد بودید که چه شد، باورمان آمده باشد که این همه برای اسلام بود. هیچ من نمی‌توانم تصور کنم و هیچ عاقلی نمی‌تواند تصور کند که بگویند ما خون‌هایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود! ما جوان‌هایمان را دادیم که خانه ارزان بشود. هیچ عاقلی جوانش را نمی‌دهد که خانه ارزان گیرش بیاید. مردم همه چیزشان را برای جوان‌هاشان می‌خواهند … . همه دیدید که تمام قشرها، خانمها، ریختند توی خیابانها،‏‎ ‎‏جوانها ریختند توی خیابانها، در پشت بامها، در کوچه و بَرزَن و همه جا، فریادشان این‏‎ ‎‏بود که ما اسلام را می خواهیم و جمهوری اسلامی می خواهیم. برای اسلام است که‏‎ ‎‏انسان می تواند جانش را بدهد. اولیای ما هم برای اسلام جان دادند، نه برای اقتصاد،‏‎ ‎‏اقتصاد قابل این نیست. آدم، اقتصاد را برای خودش می خواهد؛ خودش را به کشتن‏‎ ‎‏بدهد که اقتصادش درست بشود! این معقول نیست. یا جوانهایشان را به کشتن بدهند که‏‎ ‎‏نان ارزان گیرش بیاید! این یک چیز معقولی نیست. آن که معقول است و عمل شد و همه‏‎ ‎‏دیدیم و همه دیدید، این است که همان طوری که در صدر اسلام، پیغمبر اسلام ـ‏‎ ‎‏صلی الله علیه و آله ـ و اولیای اسلام همه چیزشان را فدای اسلام می کردند، برای اینکه‏‎ ‎‏در این فداکاری باخت نیست.‏ ‏‏     ‏‏آنهایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد می دانند از باب اینکه‏‎ ‎‏انسان را نمی دانند یعنی چه، خیال می کنند که انسان هم یک حیوانی است که همان‏‎ ‎‏خورد و خوراک است! منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی‏‎ ‎‏دارد. این چلوکباب می خورد؛ او کاه می خورد؛ اما هر دو حیوانند. اینهایی که زیربنای‏‎ ‎‏همه چیز را اقتصاد می دانند اینها انسان را حیوان می دانند. حیوان هم همه چیزش فدای‏‎ ‎‏اقتصادش است. زیربنای همه چیزش ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏ الاغ هم زیربنای همه چیزش اقتصادش‏‎ ‎‏است. اینها انسان را نشناختند اصلاً که چه هست. ما باید باورمان بیاید به اینکه مملکت‏ ‎‏ما همه چیزش را فدا می خواست بکند برای اسلام. الآن هم می آیند به من می گویند،‏‎ ‎‏مکرر ـ دستجمعی، تنهایی ـ که شما دعا کنید ما شهید بشویم. معقول است که بگوید من‏‎ ‎‏شهید بشوم برای اینکه شکمم سیر بشود؟ برای شکمش می خواهد شهید بشود؟! کسی‏‎ ‎‏معقول است که تقاضای شهادت بکند برای شکمش؟ همچو معقول نیست این معنا،‏‎ ‎‏تقاضای شهادت برای اینکه ادراک کرده است که در شهادت موت نیست؛ یک حیات‏‎ ‎‏جاوید است، برای حیات جاوید است که این تقاضای شهادت می کند. زیربنا توحید‏‎ ‎‏است، زیربنا عقاید حقّۀ الهی است؛ نه زیربنا شکم باشد. اینهایی که اقتصاد را زیربنا‏‎ ‎‏می دانند، اینها منحط کردند انسان را از حدّ انسانیت به حد یک حیوانی، مثل سایر‏‎ ‎‏حیوانات؛ این هم مثل سایر حیوانات. این سخنرانی ریشه آن گزاره منسوب به امام خمینی است . اما ما باید برای درک شرایط آن روز‌های فکری ایران کمی روی این عبارت آیت‌الله خمینی دقیق شویم :« اینهایی که اقتصاد را زیربنا‏‎ ‎‏می دانند، اینها منحط کردند انسان را از حدّ انسانیت به حد یک حیوانی، مثل سایر‏‎ ‎‏حیوانات؛ این هم مثل سایر حیوانات. » منطور امام از اینها دقیقاً چه کسانی هستند ؟ در آن بازه زمانی در کشور‌های جهان سوم افکار کمونیستی به شدت تبلیغ می‌شد و حامیان فراوانی هم داشت مخصوصاً میان اقشار کم‌درآمد و دانشجویان پرطرفدار بود برای اینکه به شدت نفوذ این افکار در میان مردم پی ببریم صرفاً کافی است نگاهی گذرا به فعالیت‌های حزب توده میان سال‌های 1320 هجری شمسی تا 1330 هجری شمسی بیاندازید تا به این مهم پی ببرید افکار کمونیستی تا چه اندازه در میان مردم رسوخ کرده بودند .یکی از بنیادی ترین افکار مارکسیست‌ها جبر تاریخ است آنها اقتصاد را شکل دهنده تمام ارکان اجتماع می‌دانستند و عقیده داشتند توده مردم برده زمان و مکان خود هستند . حالا در چنین فضایی امام در شروع جنگ در خصوص اهمیت مسائل معنوی برای مردم این عبارات را بیان کردند در حالی که اصلاً معنای صحبت ایشان عدم به رسمیت شناختن علم اقتصاد نبود .هرچند اگر ما افراد جامعه را صرفاً موجوداتی بدانیم که به دنبال رفع نیاز‌های مصرفی خود هستند خیلی هم تفاوتی با حیوانات ندارند شاید یکی از معدود تفاوت‌هایشان این باشد که حیوانات دایره بسیار محدودی از کالا‌ها را مصرف می‌کنند و تمام نیاز خود را برای ادامه حیات خودشان تأمین می‌کنند .اما آیا تنها امام با این ادبیات در خصوص اقتصاد صحبت کرده است ؟ یا افراد دیگری بوده‌اندکه حتی از عباراتی حتی بدتر از امام درباره اقتصاد و حتی جامعه صحبت کرده‌اند ؟  تورستن وبلنخیر ، اما متأسفانه به دلیل آنکه در دانشگاه‌های ما اقتصاد را به جای آنکه یک علم بدانند یک مجموعه‌ای از تحلیل‌های ریاضی می‌دانند برخلاف آنچه که  نظر بزرگان علم اقتصاد است بعد 10 سال تدریس هم آخرش نمی‌توانیم اقتصاد را بفهمیم و در زندگی خود جاری و ساری کنیم .این اسم را احتمال بسیار زیاد نشنیده باشید تورستاین وبلن یکی از صاحب نظران برجسته در اقتصاد که در سالهای 1857 _ 1929 زندگی می‌کرد .وبلن معتقد بود که طبقه تن آسا ثروت را ضایع می‌کنند .البته وی اقتصاد را نه در ترکیب با ریاضی بلکه در ترکیب با جامعه شناسی و روانشناسی تحلیل می‌کرد .یکی از نکات مهم در نظریات وبلن بحث غریزه شکارگری بود که برسی تمایلات مردم در راستای مصرف کالاهای مختلف می‌پردازد ، این نظریه به عبارت ساده این نکته را بیان می‌کند که یک فرد ممکن است صرفاً به دلیل آنکه از دیگران بیشتر مصرف کند به مصرف برخی کالاها اقدام کند ( از جمله برخی لباس‌های فاخر و گران قیمت )اگر سری به کتاب‌های وبلن بزنید می‌توانید به کرات به عبارات مختلفی که در آن از حیوان و غریزه سخن گفته شده مشاهده کنید .نظریه طبقه تن آسابرای اینکه داستان را برایتان جذاب تر کنم صرفاً به این نکته در پایان کلام خود بسنده می‌کنم که در برهه‌ای از تاریخ به وبلن پیشنهاد ریاست انجمن علمی اقتصاد آمریکا را داده بودند که نپذیرفت .باز هم متنم به پایان رسید و من تنها ماندم در میان مشتی بتن و فولاد و آدم‌هایی حتی سخت تر از شهر‌هایشاندنیای عجیبی شده است برای سگ‌های ولگرد کمپین حمایت می‌گذارند اما برای کودکان غره هرگز .... و من هستم موجی از تنهایی و غربت ، فکر کنم آدم اشتباهی قرن 21 هستم ....اگر متنم را خواندید خوشحال می‌شوم در اشتراک گزاری‌اش به من یاری دهید.منبع : کتاب تاریخ مختصر اقتصاد ، فصل 17</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jun 2025 22:18:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثرات تورم بر اخلاق و جامعه</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-x3mnixjrix2t</link>
                <description>ابر تورم آلمان در سال   1922 میلادیبه نام خدایی که خالق عشق و زیبایی است ... خدای مهربانی‌ها ، خدای عاطفه‌های ، خدایی که عدالت را دوست دارد . در این یاداشت می‌خواهم به یکی از آثارات کم‌تر شناخته شده تورم یعنی اخلاق بپردازم ، شاید این نوشته مقدمه‌ای شد بر یک مفهوم بسیار کلان‌تر یعنی اقتصاد و اخلاق ...شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که علم  اقتصاد در گذشته ذیل علم اخلاق تعریف می‌شد و در آن خیلی اثری از ریاضیات و نمودار‌ها و فرمول‌های دهشتناک نبود ... این گذشته که می‌گویم خیلی هم نگذشته‌ها چیزی در حدود ...... تقریباً قبل از نوشتن کتاب ثروت ملل آدام اسمیت در سال ....برای مثال دیوید هیوم یکی از فیلسوفان شناخته شده ( شاید برخی‌ها ایشان را بشناسند آقای هیوم جزو فیلسوفان خداناباوری بود که اصل علیت را قبول نداشت ... آیت‌الله طباطبایی نقد‌هایی قابل توجهی بر آرای ایشان وارد کرده است . ) شاید برایتان جالب باشد زمانی نزدیک بود آدام اسمیت از اینجا ( دانشگاه گلاسکو ) اخراج شود . تنها به این دلیل که در  وسایل او دست‌نوشته‌هایی از دیوید هیوم وجود داشت . سعی می‌کنم منابع مورد استفاده‌ام را در این یاد‌داشت را حتماً معرفی کنم تا خوانند محترم بتواند در صورت علاقه بیشتر به آن‌ها مراجعه کند  . قبل از اینکه به رابطه بین تورم و اخلاق بپردازیم نیازمند این هستیم به معنا و مفهوم تورم به صورت دقیق و دانشگاهی ( اصرار خاصی بر حفظ واژگان فارسی دارم و به همین دلیل از عبارت آکادمیک استفاده نمی‌کنم :) ) آشنا باشیم برای این مفهوم به سراغ یکی از کتاب‌های تراز اول رشته اقتصاد رفتیم تا معنای دقیق تورم را بر اساس آن تعریف کنیم . تورم به نرخ افزایش یک شاخص قیمت اطلاق می‌شود . ( تورم در حقیقت به معنای افزایش مستمر قیمت‌ها در طول یک زمان مشخص است . ) منبع کتاب کلیات اقتصاد دارون عجم اوغلو و جمعی دیگر           اگر بخواهم به یکی از دلایل اصلی وقوع تورم به طور خیلی خلاصه اشاره کنم باید به ناترازی منفی بودجه کشور ( مخارج دولت بیش از آن درآمد‌های آن است )  اشاره کنم ... به عبارت دیگر زمانی که دولت بیش از آنچه دارد خرج می‌کند تورم در کشور شکل می‌گیرد تورم در حقیقت نوعی مالیات پنهان است که در منابع اقتصادی از آن به سینیورژ تعبیر می‌شود ، شاید یکی از بدترین شکل‌های مالیات‌ همین مالیات پنهان دولت از طریق تورم باشد . تورم ایران در بیست و پنج سال اخیر عمیقاً به این عبارت ایمان دارم که زیستن اخلاقی بدون اقتصاد اخلاقی ممکن نیست و برای یک اقتصاد اخلاقی هیچ چیزی بدتر از ر با و تورم نیست . شاید اولین اثر منفی که تورم در اقتصاد ایجاد می‌کند از بین رفتن فرهنگ پس‌انداز است ... تورم قاتل پس‌انداز مردم است  ، فرض کنید پدران ما عادت داشته‌اند با پس‌انداز کردن پیشرفت کنند مثلاً بعد از چند سال صاحب خانه شوند یا صاحب زمین و باغ بی‌راه نیست اگر بگوییم نسل ما ( متولدین دهه هشتاد ) بر روی پس‌انداز‌های پدران و پدربزرگ‌های خود رشد کرده‌ایم اما هنگامی که تورم تبدیل به پدیده روز اقتصاد ما شود شاید اولین اتفاقی که رخ می‌دهد به از بین رفتن مفهوم پس‌انداز است  . کاریکاتور هرمان گورینگ نخست‌وزیر آلمان قبل از به قدرت رسیدن هیتلر  در حال چاپ پول  با از بین رفتن مفهوم پس‌انداز در فرهنگ اقتصادی یک ملت کم‌کم اثراتش در زیست اجتماعی آن ملت نیز بروز می‌کند و فضائلی مثل صبر یا قناعت کم‌کم در میان مردم کم‌رنگ می‌شود . برای مثال فرض کنید یک جوان در دهه شصت  به خواستگاری یک دختر خانم می‌رود در آن زمان خیلی راحت و بعد از اینکه متوجه شدند پسر جنم کار دارد با کمک خانواده‌ها کم‌کم زندگی خودشان را شروع می‌کنند چرا ؟ چون اطمینان دارند این جوان با پس‌انداز کردن بتواند مثلاً پنج سال دیگر یک خانه نقلی بخرد .  اما امروز دیگر این تفکر در میان مردم کم‌کم دارد جا می‌افتد که «هر که هر چه دارد دارد اگر نداشت دیگر نمی‌تواند داشته باشد» طبعاً با این تفکر دیگر کسی به صرف اهل تلاش بودن یک جوان حاضر نیست دخترش را به عقد او دربیاورد .  اگر فرض کنیم میانگین قیمت هر مترمربع خانه در کشور چهل تومن باشد قیمت یک خانه هفتاد متری  دو میلیارد و هشتصد میلیون خواهد شد حال فرض کنید هر خانوار در ماه به طور میانگین هفت میلیون تومن برای خرید مسکن هزینه کند یعنی سالی هشتاد و چهار میلیون تومن این خانواده بایدحدأقل سی‌و‌نه سال برای خرید خانه منتطر بماند هرچند که ما قیمت خانه در این مدت ثابت فرض کردیم با شرایط تورم صفر  (هرکسی این مدت زمان را به گونه خاص خودش محاسبه می‌کند . )در چنین جامعه‌ای ثروت به نحو عجیبی اهمیت پیدا می‌کند زیرا بدست آوردن آن تقریباً غیرممکن می‌شود ( حدأقل در ذهن بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم اینچنین است  ) به همین دلیل همه مردم دوست دارند به هر شکلی که ممکن است به آن دست پیدا کنند مخصوصاً از طریق ازدواج  ... کم‌کم در چنین جامعه‌ای ازدواج به یک تجارت ترسناک تبدیل می‌شود تجارت زیبایی در مقابل ثروت همه دوست دارند با فردی که ثروت بیشتری دارند ازدواج کنند دیگر ساختن یک زندگی به یک افسانه تبدیل می‌شود . گویی جوانان به بیماری مبتلا می‌شوند که تمام زندگی را در دو چیز می‌بینند : یکی کیف پول و دیگری رختخواب ( کنایه از مسائل جنسی ) در بهار 1402 تقریباً به ازای هر سه  ازدواج ما یک طلاق در کشور داشتیم .  ( با عرض معذرت از خوانندگان محترم خانوم ازدواج موقت در آمار ازدواج محاسبه می‌شود پس ممکن است تعداد یک طلاق به ازای سه ازدواج هم خیلی دقیق نباشد )  در چنین جامعه‌ای ما با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شویم که شاید بتوان آن را زن کالایی نامید . شکل معاصر خشونت علیه زنان و بسیار فریبکارانه تر از شکل‌های گذشته آن  ، در حقیقت زن تبدیل به وسیله‌ای برای کسب ثروت و همین طور پاداشی برای ثروتمندان می‌شود . (یک شوخی یک مقدار بی‌ادبانه که میان پسرها معمول است ... که می‌گویند به نظرت با 206  میشه دختر داف تری تور کرد یا با پرشیا ) درباره این مورد شاید بحث‌های زیادی بتوان کرد که فکر نمی‌کنم در قالب این یادداشت بگنجد ... امّا به شرط حیاط اگر خدا به ذهنم برکت داد شاید نوشتم . یکی از آفت‌های بزرگ تورم در جامعه از بین رفتن رابطه بین تلاش و کوشش و موفقیت در زندگی است . به طوری که دیگر برای افراد پرتلاش بودن الزاماً به معنای موفقیت بیشتر در زندگی نیست . در چنین جامعه‌ای همه به دنبال یک شبه ثروتمند شدن هستند مخصوصاً جوان‌تر‌ها و متأسفانه گاهی در دام افراد سودجو یا کلاهبردار نیز می‌افتند برای مثال به رشد شرکت‌های هرمی در چندین ساله اخیر توجه کنید هر از چندگاهی پرونده‌هایی با شاکیان چند ده هزار نفری در اقتصاد شکل می‌گیرند . پرونده کوروش کمپانی با بیش از پنج هزار شاکی  شاید یکی از معروف ترین موارد کلاهبرداری‌های مالی اخیر در کشور باشد شکاف طبقاتی و اجتماعی یکی از تلخ ترین آفت‌های تورم است ... لطفاً خوب به این نکته دقت کنید : تورم به نفع بدهکاران و به ضرر طلبکاران است ... حال سوال مهمی که در اینجا پیش می‌‌‌‌‌‌‌‌آید این است که معمولاً چه کسانی می‌توانند در یک اقتصاد بدهی بیشتری داشته باشند ؟ بگذارید برای اینکه ساده تر متوجه این نکته شوید کمی شما را راهنمایی کنم ... جای کلمه بدهکار این عبارت را بنویسید چه کسانی می‌توانند بیشترین وام را از بانک ها بگیرند ؟ قطعاً کارگران و کارمندان میان رده توانایی زیادی در گرفتن وام‌های کلان از نظام بانکی ندارند اما کارخانه‌دار‌ها یا مدیران ارشد  دولتی از جمله افرادی هستند که می‌توانند وام‌های کلانی از نظام بانکی کشور بگیرند  .  نکته قابل توجه تر آنکه معمولاً افراد متوسط و متوسط رو به پایین وام ‌های خود را صرف امور جاری می‌کنند یا نهایت خرید خودرو یا خانه‌ای کوچک که تازه باید بخشی از هزینه خرید آنها را هم طی سالها با پس‌انداز جمع کنند . اما وام‌های کلانی که اقشار مرفه می‌گیرند معمولاً صرف خرید‌های کلاهای سرمایه‌ای می‌کنند که باعث می‌شود در زمان تورم ثروتمند‌تر از گذشته بشوند . فرض کنید من یک وام سه میلیاردی تومن از بانک می‌گیرم و این وام را طی پنج سال به بانک باز می‌گردانم با سود سی درصد هم حساب کنید می‌شود چهار میلیارد تومن در طی پنج سال حال خانه‌ای که با این پول خریدم طی همین مدت با تورم چهل درصدی طی پنج سال چیزی حدود هشت میلیارد تومن ارزش دارد حالا می‌توان گفت من درحقیقت برنده اصلی تورم در کشور بوده‌ام تورمی که روز به روز باعث فقر دیگران شده است . اتفاقی که خصوصاً طی این دهه اخیر در کشور ما باعث به وجود آمدن طبقه‌ای بسیار بسیار ثروتمند دربرابر انبوهی از خانواده‌های ضعیف و متوسط رو به پایین شده‌اند . در نهایت در جامعه‌ای که کم‌کم درگیر این انحرافات است ارزش‌ها تغییر می‌کند کسب ثروت و مصرف افراطی آن در غالب ساختمان‌های عجیب و غریب ، خودرو‌های گرانقیمت ، استفاده غیراخلاقی از زنان ، غذاهای گرانقمتی که گاهی معادل درآمد چند روز یک کارگر است تبدیل به ارزش و نشانه موفقیت تلقی می‌شوند و قناعت ، تلاش  و علم آموزی تبدیل به ضد ارزش ، صفتی در جامعه بروز پیدا می‌کند که در فرهنگ قرآنی از آن به عنوان تکاثر یاد می‌شود . ( حقیقت دلم نمی‌خواست متن خودم را بدون مراجعه به آیه‌ای از قرآن کریم تمام کنم . )بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِأَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿۱﴾ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿۲﴾كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۳﴾ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۴﴾كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿۵﴾لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿۶﴾ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿۷﴾ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ﴿۸﴾به نام خداوند رحمتگر مهربان  تفاخر به بيشترداشتن شما را غافل داشت (۱) تا كارتان [و پايتان] به گورستان رسيد (۲) نه چنين است زودا كه بدانيد (۳) باز هم نه چنين است زودا كه بدانيد (۴) هرگز چنين نيست اگر علم‏اليقين داشتيد (۵) به يقين دوزخ را مى ‏بينيد (۶) سپس آن را قطعا به عين‏اليقين درمى‏ يابيد (۷) سپس در همان روز است كه از نعمت [روى زمين] پرسيده خواهيد شد (۸)یکی از کتاب‌هایی که سیرتاریخی تورم را در یک جامعه برسی می‌کند کتاب اخلاق و تورم است کتابی بسیار کوتاه اما خواندنی توصیه می‌کنم حتماً آن را مطالعه بفرمایید 
شاید متنم زیادی نا امیدکننده باشد اما نباید فراموش کنید که در تمام این تاریکی ها اگر در جست‌و‌جوی نور باشید آن‌را خواهید یافت ... مثل گل نیلوفر در مرداب هم می‌توان گل داد ، می‌توان ریحانه شد می‌توان ریحانه داشت ... فقط باید خواست و ایمان داشت به خدایی که همیشه در همین نزدیکی‌هاست . هر  نقد یا پیشنهادی داشتید با کمال میل پذیرا هستم ایمیل بنده برای دریافت آخرین نظرات شما s.saleh.hosseini.m@gmail.com</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Aug 2024 00:18:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه توسعه به سبک آفریقای جنوبی</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-sylaqfrdeebg</link>
                <description>آفریقای جنوبی .... ، پیشرفته ترین کشور قارّهٔ آفریقا .... پرچم آفریقای جنوبی ( در دورهٔ پسا آپارتاید )نمی‌دانم متن‌هایم چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد ؟! همان طور که از فردای خودم نیز بی‌خبرم هرچند می‌دانم نوشته‌هایم خاک نمی‌خورند ... چون روی کاغذ نوشته نشده‌اند اما خب شاید در فراموش‌خانهٔ این دهکده جهانی بپوسد . الأیحال قصدم از روایت این داستان چیزی نیست جز اندک تلاشی برای کمک به کشورم و مردمی که عمیقاً آنها را دوست دارم . اما اگر می‌خواهید دربارهٔ راوی این داستان چیزی بدانید بهتر است خیلی کوتاه عرض کنم ... فردی در حال شدن و در جست‌وجوی حقیقت فردی که هیچ ادعای ندارد . اما تشنه حقیقت است . فردی که هم عاشق است هم دلباخته و سعی کرده در طرح مباحثش عقل و قلبش را در تعادل نگه دارد و هیچ گاه از انصاف دور نشود . در این یاد داشت قصد دارم داستان توسعه یافتگی یک کشور را از دریچه‌ای جدید ( حدأقل از دید خودم )تعریف کنم ... داستان رشد و پیشرفت آفریقای جنوبی .... اما بگذارید قبل از شروع داستان به یک تعریف مشخص و ملموس و ساده از دو مفهوم رشد و توسعه دست پیدا کنیم .رشد یک متغیر صرفاً کمّی است که بیانگر افزایش تولیدات یک جامعه و کشور است . از منظر علم اقتصاد اگر بخواهم کمّی تخصصی تر بیان کنیم مجموعه ارزش‌های خلق شده ( خدمات و کالاهای تولید شده ) در یک اقتصاد را «GDP» می‌نامند رشد در واقع افزایش این متغیر در طی یک زمان مشخص است . ( معمولاً یک‌سال )  امّا توسعه مفهومی است که علاوه بر بعد کمّی دارای ابعاد کیفی نیز هست . یکی از معیارهای مطرح در زمینه توسعه ، شاخص توسعه انسانی سازمان ملل متحد است . این شاخص ابعاد مختلفی دارد که برسی آن به طور کامل از توان این یادداشت خارج است . اما به طور نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد : ۱- میانگین طول عمر ۲- میزان دسترسی به آب آشامیدنی ۳- سطح با سوادی ۴- درآمد سرانه ۵- میانگین تحصیل دختران در مدارس و دانشگاه‌هاو .....پس در مفهوم توسعه به نوعی رشد اقتصادی نیز اثر گذار است ‌و لحاظ می‌شود . ( ارتباط منطقی آنها عموم خصوص مطلق است.) اما برسیم به داستان توسعه یافتگی کشور آفریقای جنوبی ....آقریقای جنوبی همان طور که از نامش پیداست در حنوبی ترین قسمت قارّه آفریقا واقع شده است . کشوری که بر اساس آخرین داده‌های آماری حدود ۶۳ میلیون نفر جمعیت دارد . مساحت این کشور حدود ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ هزار کیلومتر مربع است که از این حیث بیست و چهارمین کشور پهناور دنیاست .نقشهٔ کشور آفریقای جنوبی ( تنها کشور در جهان که سه پایتخت جداگانه دارد برای هر قوّه ) اکثر مردم جهان این کشور را با مبارزه اسطوره‌ای آن ، نلسون ماندلا می‌شناسند . فردی که سالها با نژاد پرستی مبارزه کرد و در آخر نیز بر آن پیروز شد ‌.تاریخچه این کشور مثل بسیاری دیگر از کشور‌های قارّه آفریقا با پدیده شوم استعمار گره خورده است . من هم در اینجا لاجرم داستان این کهن سرزمین را با پدیده شوم استعمار آغاز می‌کنم . آفریقای جنوبی جزو اوّلین مناطقی بود که توجّه استعمار گران را به خود جذب کرد ، زمانی که در سال 1488 میلادی دریانورد پرتغالی بارتولو مئو دیاش در جست‌و‌جوی مسیری برای رسیدن به هند از دماغه امید نیک عبور کرد . ( اصلاً این نام هم اشاره به آرزوی آنها یعنی رسیدن به هند از این مسیر اشاره دارد . ) هرچند او هند نرسید امّا در کمتر از ده سال بعد واسکو دوگاما دیگر دریانورد پرتغالی با تمام کردن این مسیر به هند رسید . بعد‌ها هرچند نیرو‌های استعمار‌گر برای تأمین مواد مورد نیاز خود برای ادامه مسیرشان از این منطقه بهره می‌بردند امّا به علّت علاقه بیش از حد برای تصرف هند و چین و به طور کلی آسیای شرقی ( خاور دور ) از سکنا گزیدن و استعمار این منطقه به طور گسترده غفلت کردند تا اینکه در سال 1653 میلادی نخستین استعمارگران هلندی در این منطقه ساکن شدند . جمعیت این استعمارگران در قرن‌های بعد رشد کردند و از جمله اقلیت‌های بزرگ سفید پوست را در کشور آفریقای جنوبی تشکیل دادند . در کنار این هلندی‌ها بردگانی از هند و اندونزی هم برای تأمین نیروی کار به این منطقه آروده شدند و این افراد نیز از سایر اقلیت‌های غیر سیاه پوست این کشور محسوب می‌شوند . پس از تسلط کامل انگلستان بر هند ، این کشور تصمیم گرفت مسیر رسیدن به هندوستان را برای تمام رقبای اروپایی اش سد کند پس در 1797 آفریقای جنوبی را به تصرف درآرود هرچند درگیر سلسله جنگ‌هایی شد با ساکنین اروپایی این مناطق که در تاریخ از آن به عنوان جنگ بوئر‌ه نام یاد می‌کنند که در نتیجه این نبرد‌ها انگلستان حاکم مطلق تمام آفریقای جنوبی شد هر چند این سلطه زیاد دوام نیاورد و در سال 1910 میلادی کم‌کم بخش‌هایی از این کشور مستقل شدند یا به صورت خودمختار از بریتانیا اداره می‌شدند . در سال 1948 میلادی همزمان با استقلال هند از انگلیس حزب ملی آفریقای جنوبی  قدرت را در این کشور بدست گرفت ، و در این سال شروع رسمی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی آغاز شد.پرچم کشور آفریقای جنوبی در رژیم  آپارتایدبا تسلط حزب ملّی بر کشور ، دستور کار اصلی این حزب یعنی جدایی نژادی و آپارتاید در تمام ارکان کشور پیاده  شد ، از مسائل کلان ملی تا ریز ترین حقوق شهروندی به نوعی با این ایدئولوژی تلفیق شد .در اقتصاد ، تقسیم ثروت به شکل بسیار ناعادلانه‌ای به نفع اقلیت اروپایی انجام گرفته بود به حدی که این اقلیّت از رفاهی در حد کشور‌های تراز اول جهان برخوردارد بودند امّا اکثریت غیر سفید پوست از هیچ امکانات رفاهی برخوردار نبودند و سطح زندگی آنها در حد کشور‌های عقب افتاده جهان بود .  منطقه ساحلی مخصوص سفید پوستاناگر فردی از خارج به این کشور سفر می‌کرد بهشت و جهنم را همزمان در این کشور می‌دید بهشتی برای اقلیت سفید پوست و جهنمی برای اکثریت رنگین پوست در تمام جامعه آپارتاید موج می‌زد حتی مترو های شهری ، اتوبوس ها و قطارها  که در آنها افراد رنگین پوست باید در صندلی‌های درجه ۳ می‌نشستند . به عبارت ساده تر در تمام شئون زندگی مردم آفریقای جنوبی تبعیض ریشه کرده بود تبعیضی که تا به امروز هم بقایای آن بر سر این کشور سایه افکنده است . مردم آفریقای جنوبی به شیوه‌های مختلف علیه این سیاست اعتراض کردند از تظاهرات خیابانی گرفته تا در مواردی حتی حملات مسلحانه و خشونت آمیز که همه آنها از سوی حکومت با خشونت مضاعف پاسخ داده شد . به طور کلی دو جریان اصلی را در مقابل آپارتاید می‌توان برسی کرد ، جریانی که بر تساوی حقوق تمام ساکنین کشور بدون توجّه به رنگ پوست و نژادشان تأکید می‌کرد که رهبری این جنبش با نلسون ماندلا بود و در مقابل گروهی که اعتقاد داشتند هیچ سفید پوستی نباید در کشور آفریقای جنوبی زندگی کند آنها اعتقاد داشتند باید سفید پوست‌ها را به دریا ریخت .... یکی از افراد شاخص این جنبش  فردی بود که شاید کمتر کسی در خارج از قاره آفریقا او را بشناسد  استیو بیکو ، دانشجویی فعال علیه نظام آپارتاید که در بازداشت پلیس به طرز مشکوکی درگذشت هرچند بعد‌ها مشخص شد بیکو توسط پلیس به قتل رسیده است . تمام داستان را نقل کردم که به این نقطه طلایی برسم : انتخاب سرنوشت ساز یک ملت .... خشونت و انتقام سالها تبعیض و بهره کشی ظالمانه یا بخشش و فراموش کردن ؟ قطعاً ظلم‌هایی که توسط اروپایی تبار‌ها علیه سیاه پوستان انجام گرفته در کمتر منطقه‌ای در جهان رخ داده است ... امّا ملت انتخابی رد که برای همیشه تاریخ این کشور را تغییر داد .... بخشش و فراموش کردن ...... استیو بیکو مبارزه آفریقایی علیه آپارتایدمردم آفریقای جنوبی تصمیم گرفتند ببخشند و بخشش راز توسعه یافتگی این کشور است ، ما برای توسعه یافتگی بیش از هرچیزی به فرهنگ نیاز داریم ، فرهنگی که با سنت‌ها به استقبال مدرنیته و نیاز‌های یک انسان در دنیای مدرن برود . فرهنگی مذهب آن را به عرش الهی وصل کند و نوگرایی آن را در قلب کارخانه‌ها بیاورد . برای توسعه ما بیش از چاه‌های نفتی‌مان به همدلی ملت مان نیاز داریم با هر فکر و عقیده ( در ساحت تفکر هر فکری می‌تواند مجاز باشد ولی در ساحت عمل خیر ) تصویر یکی از بنادر کشور آفریقای جنوبیقطعاً آفریقای جنوبی امروز کشور ایده عالی نیست ، هنوز هم فساد و تبعیض اقتصادی فشار‌های زیادی بر ملت این کشور وارد می‌کند امّا آنها پیشرفت‌های چشمگیری هم داشتند .... فقط لحظه‌ای فکر کنید اگر به جای بخشش ملت آفریقای جنوبی انتقام را انتخاب می‌کرد چه تصاویری ممکن بود الان به جای تصویر بالا مشاهده کنید ؟ تصاویری مثل سوریه ، افغانستان و ........ تمام هدفم از نوشتن این متن اهمیت برخی مسائل فراتر از اقتصاد در توسعه یافتگی بود . امیدوارم روزی در کشوری پر از همدلی و مهربانی و ایمان زندگی کنیم فراموش نکنیم توسعه بیش از هرچیزی به انتخاب‌های یک ملت بستگی دارد و پاداش بلوغ یک جامعه است ، جامعه‌ای که می‌تواند ببخشد ، عشق بورزد و برای رسیدن به یک آرمان شهر تلاش کند . آرامگاه نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Sep 2023 23:40:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر چه می‌کشیم از دست دکتر شریعتی است ...!</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-lnxq1lrszat6</link>
                <description> .مقصر وضع موجود ، عامل غلبهٔ افکار چپ بر اقتصاد ایران ، معلّم انقلاب ، باعث نفرت جوانان از روحانیت ،  کسی که از دین یک ایدئولوژی ساخت ، یکی از دلایل شکل‌گیری انقلاب اسلامی ،تئورسین خشونت ، کسی که با قلمش بسیاری از جوانان عضو گروه‌های چپ از جمله مجاهدین خلق شدند ، مارتین لوتر ایران  و..... عکس دکتر شریعتی در دانشگاه فردوسی مشهد تعجب می‌کنید اگر بگویم تمام عبارت های بالا کنایه به مردی است که بیش از  چهل و پنج سال  پیش ، در گوشه‌ای از صحن حضرت زینب علیه‌السلام آرمیده است . مردی که اگر از او پرسیده می‌شد تو کیستی تنها یک کلمه پاسخ می‌داد ، من یک معلّم ساده هستم .  معلمی که بعد‌ها اسمش را بر روی یکی از بزرگترین خیابان‌های شهر تهران گذاشتند، خیابان دکتر علی شریعتی که مردم در زبان محاوره به شکل کوتاهی آن را خیابان شریعتی می‌نامند. برخی‌ها می‌گفتند کسانی که کتاب‌هایش را می‌خوانند واجب‌الدوزخ هستند،  حتّی با توبه هم بخشیده نمی‌شوند،  ساواک امــــّا از دست نوشته‌هایش اینچنین یاد می‌کرد «جادوی سیاه»  پس از وفاتش برخی‌ها شادمان شدند،  برخی‌ها لباس عزا پوشیدند و برخی‌های دیگر سکوت کردند،  برخی‌ها امـــــّا مراسم بسیار با شکوهی برایش گرفتند که در تاریخ ماندگار شد « اربعین شریعتی»  مراسمی که در آن افراد برجسته‌ای شرکت کردند از جمله یاسرعرفات،  شهید دکتر مصطفی چمران،  امام موسی صدر و حتـــّی  شهید مفتح نیز حضور داشتند .نمایی از مراسم اربعین شریعتی و خواندن نماز میت برای ایشان امّا به راستی دکتر شریعتی کیست ؟ یک فرشته یا یک شیطان ؟ شریعتی هم یک انسان بود ، مثل همه انسان‌های دیگر ، احساست و اندیشه‌های خاص خودش را داشت که ممکن بود برخی از آنها دارای ایراداتی هم باشد ، امّا هرگز این ایرادات باعث نمی‌شود وی را به طور کلّی نفی کنیم . آنچه که مسلم است این است که شریعتی پنجره جدیدی نسبت به دین در ذهن ایرانیان باز کرد که از طریق این پنجره دین از روی طاقچه خانه‌ها به بستر جامعه آمد . امّا این دید جدید ممکن است نیاز به برخی مباحث اولیه داشته باشد که ما را از انحراف باز دارد . علت این امر هم به نظر بنده شرایط زمانی و مکانی قرار گیری شریعتی بود . زمانه‌ای که موجی از مارکسیسم جوانان ما را تهدید می‌کرد و هیچکس به راحتی یارای مبارزه با ایشان را نداشت . مسلماً در چنین فضایی شما مجبور به مبارزه هستید و در هنگام مبارزه ممکن است مباحثی که نقل می‌کنید از دقت کمتری برخوردار باشد نسبت به زمانی که در یک محیط آکادمیک به بحث و پژوهش می‌پردازید .  امّا نکته بسیار مهم درباره نسبت  دکتر شریعتی و قدرت ، من ممکن است به عنوان یک انسان دارای افکاری باشم و به شدّت ایدوئولوژیک هم فکر کنم مثلاً مثل طالبان تحصیل کردن زنان را مخالف اسلام قلمداد کنم و آن را گناه بدانم ، برای رأی مردم و نظرشان هیچ ارزشی قائل نباشم و .....  امّا با همین افکار و اعتقادات منفی و سیاه خودم اعتقاد داشته باشم تنها راه رسیدن به قدرت انتخابات و نظر خواهی از مردم است و اگر زمانی اکثریت جامعه در تعارض با من قرار گرفت من هرگز خودم را در مقابل اکثریت این مردم قرار ندهم ، آیا باز هم شرارت‌هایی سیاسی را می‌توان به من نسبت داد ؟ قطعاً خیر دکتر شریعتی با همه تفکراتش چه مثبت و چه منفی هرگز نسبت به قدرت دید ماکیاولیستی نداشت و اصولاً به اخلاق ثابت اعتقاد داشت . شاید اوج این مسئله را بتوان در این عبارت‌ها دید : «تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می‌شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش تشیع در اسلام از همین یک &quot;نه&quot; آغاز می شود. اگر همه اصول و فروع شیعه بر این اصل مبتنی نباشد، پا در هوا و بی معنی و بی‌هدف است. و این اصل اصل‌ها &quot;نه&quot; است. من نمی‌خواهم خود موضوع را تحلیل کنم، بلکه برآنم که برای همه تاریخ یک اصل، استنباط کنم : تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می‌شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش تشیع در اسلام از همین یک &quot;نه&quot; آغاز می شود. اگر همه اصول و فروع شیعه بر این اصل مبتنی نباشد، پا در هوا و بی معنی و بی‌هدف است. و این اصل اصل‌ها &quot;نه&quot; است. من نمی‌خواهم خود موضوع را تحلیل کنم، بلکه برآنم که برای همه تاریخ یک اصل، استنباط کنم : تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می‌شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش تشیع در اسلام از همین یک &quot;نه&quot; آغاز می شود. اگر همه اصول و فروع شیعه بر این اصل مبتنی نباشد، پا در هوا و بی معنی و بی‌هدف است. و این اصل اصل‌ها &quot;نه&quot; است. من نمی‌خواهم خود موضوع را تحلیل کنم، بلکه برآنم که برای همه تاریخ یک اصل، استنباط کنم : شورای ساخت عمر، &quot;عبد الرحمن بن عوف&quot; رئیس مجلس مأمور انتخاب خلیفه بعد از عمر، به علی دست می‌دهد و میگوید: &quot;به عنوان خلیفه رسول خدا، بر اساس &quot;کتاب خدا&quot;، &quot;سنت پیغمبر&quot; و &quot;رویه دو شیخ&quot;، با تو بیعت می‌کنم. و علی بی لحظه‌ای تردید می‌گوید: &quot;نه&quot;. و &quot;نه&quot;اش قیمتی دارد که خود علی می‌داند و علی باید بپردازد: نابود شدن خود علی، قیمت اول. نابودی تمام فرزندان علی در طول تاریخ، قیمت دوم. و حتی محروم شدن جامعه اسلامی زمان علی، از حکومت علی، قیمت سوم! این همه زیان برای یک &quot;نه&quot; ؟. &quot;نه&quot;ای، این همه گران! چرا!؟ او، خود و حکومتش را حق داشت قربانی کند، اما فرزندانش را چرا؟ محروم کردن مردم و جامعه زمانش را از حکومت علی و گرفتار کردنشان را به حکومت و زعامت خلفای جور، چرا؟ علی، به عنوان هدف خویش و رسالت بزرگ امامتش، نه می‌خواهد حکومت به دست گیرد و نه در اندیشه نجات همان جامعه محدود زمانش است، و نه می‌خواهد به هر قیمتی فرزندانش را بر جامعه حکومت ببخشد (گرچه این همه را می خواهد، اما به صورت جزئی از کل). او، با این &quot;نه&quot;، می‌خواهد به مردم همه عصرها بیاموزد که:هرکه به حق می‌اندیشد و در راه من گام می‌گذارد، هر گاه در برابر باطل (در هر شرایطی و با هر مصلحتی) قرار بگیرد باید بگوید: &quot;نه&quot;! به خاطر این اصل است که فدا شدن خود او، و حکومت و فرزندانش، و حتی جامعه زمانش، به ماندگاری این اصل در همه زمان‌ها، می‌ارزد، تا در میان همه اندیشمندان پا برجا شود، که به خاطر مصلحت، حقیقتی را پایمال نکنند و در برابر باطل به دلیل مصلحتی &quot;آری&quot; نگویند. &quot;تشیع مصلحت&quot;، تشیع صفوی است و در برابرش تشیع علوی که &quot;تشیع حقیقت&quot; است. » مسئولیت‌های شیعه بودن ، دکتر علی شریعتی زمانی که شما این مطالب را مطالعه می‌کنید آیا وجدانتان راضی می‌شود که مقصر تمام ناکارآمدی‌ها و ناراحتی‌ها در فضای سیاسی کشور را به گردن مردی بیندازید که هرگاه می‌خواست خودش را معرفی کند از کلمهٔ مقدس معلم استفاده می‌کرد . مردی که هرگز هیچ چیزی را برای خودش نخواست و هرچه داشت عشق بود به تشیع و ایران  عکس شهید دکتر مصطفی چمران  بر مزار دکتر علی شریعتی </description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 29 May 2023 15:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در دفاع از سرمایه داری</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-kol4otoxrcal</link>
                <description> سرمایه داری به نام خداوند بخشنده مهربان سرمایه داری و بازار رقابتی یکی از ایراداتی که در اندیشمندان علوم انسانی وجود دارد عدم توجّه اصولی آنها به انسان و شناخت رفتار ها و امیال آن است .  معتقدم قبل از اینکه دربارهٔ علوم انسانی نظری بدهیم باید عمیقاً به انسان فکر کنیم . و تعریفی جامع و کامل از وی داشته باشیم . و آن را تبیین کنیم .در همین راستا اگر بیندیشیم متوجه می‌شویم اصولاً یکی از محرکه‌های اصلی ما برای فعالیت ، رقابت است . حال این رقابت هم شامل روابط اقتصادی می‌شود هم شمال سایر روابط انسانی از جمله تحصیل .  برای کسب جایگاه های بالاتر و درآمدهای بیشتر هرچند اینجا بنده اعتقاد دارم برای انسان‌ها افزایش درآمد صرف کافی نیست انچه که برای ما اهمیت دارد این است که از دیگران مصرف بیشتری داشته باشیم ‌. در هر حال باید مطرح کنم که اگر علت رشد و همه فواید ذکر شده برای نظام سرمایه داری ایجاد رقابت است ، این رقابت الزاماً تنها و تنها در ساختار های سرمایه‌داری وحشی ( سرمایه داری آمریکایی ) وجود ندارد . بلکه می‌توان حدأقل در مقام بحث نظام‌هایی را تبیین کرد که در آنها رقابت فعال وجود داشته باشد ‌. کتاب خیلی جالبی را مطالعه می‌کنم با عنوان «در دفاع از سرمایه داری»،  انتشارات نیای اقتصاد این کتاب را منتشر کردهاین کتاب در واقع نقد رویکرد برنی‌سندرز در انتخابات درون حزبی،حزب دموکرات ایلات متحده آمریکا امسئله‌ای که جا دارد تأمل بسیاری در آن کنیم این است که علت دستاوردها و موفقیت‌های سرمایه ‌داری « اگر تمام گفته‌های حامیان آن را قبول کنیم»  در چیست؟  آیا در وجود بازار است؟  یا ممکن است دلایل دیگری داشته باشد ؟ بعید است دلیل موفقیت‌های نظام سرمایه داری ( در صورت قبول بی‌چون و چرای آن ) صرفاً به خاطر وجود بازار باشد . زیرا ما می‌توانیم موارد بسیاری را در پیرامون خود بیابیم که با اینکه بازار وجود دارد امّا الزاماً رفته اجتماعی حدأکثر نشده است . ازجمله شاید شایع ترین مثال‌ها می‌توان به بازار خودروی داخل کشور اشاره کرد ، احتمالاً در پاسخ به این سؤال خواهید شنید که باید در کنار واژه بازار از واژه دیگری بهره ببرید و آن واژه ، واژهٔ آزاد است .بله،بازار آراد ....خب حال باید بپرسیم آیا بازار آزاد دلیل آنهمه منافعی است که برای اقتصاد سرمایه داری بر‌می‌شمارند ؟یا خیر ، بنده فکر می‌کنم در پاسخ باید بگویم رقابت دلیل همهٔ آن منافع و رفاهی است که نظام سرمایه داری برای ما به ارمغان می‌آورد .حال سؤال مهمترین که باید به آن پاسخ دهیم این است که آیا نظام سرمایه داری تنها نظامی است که می‌توان در آن رقابت اقتصادی را متصور بود ؟ آیا داشتن یک فضای رقابتی در کنار یک نظارت مردمی و دولتی امکان پذیر نیست ؟ بگذارید قبل از پاسخ گویی به این سؤال به یک سؤال مهم دیگر پاسخ دهیم :  اصلاً چرا رقابت باعث پیشرفت جوامع می‌شود ؟معمولاً برای پاسخ دادن به سؤالات و فرضیه‌ها ما در علم اقتصاد یک فضای نمونهٔ بسیار ساده شده را در ذهن خود تصوّر می‌کنیم . اگر فرض کنیم تنها عامل مؤثر بر عرضه و تقاضای کالاها در اقتصاد قیمت آنها باشد ، اگر یک بنگاه اقتصادی بتواند محصول یکسانی را با قیمت کمتری تولید و عرضه کند قطعاً از سایر رقبا در بازار پیشی خواهد گرفت . حال یک بنگاه چگونه می‌تواند کالا را با قیمت کمتری تولید کند ؟ احتمالاً با کاهش هزینه‌های تولید آن کالا ( شامل هزینه های تولید ثابت و متغیر است ) یا از طریق بهبود فناوری‌های تولید .  به این دلیل است که معتقدیم بنگاه ها اگر در یک فضای قانونمند به طور مداوم در حال رقابت باشند باعث بیشینه شدن رفاه کل جامعه خواهند شد . اما سؤالی که در آغاز مطرح شد : آیا رقابت در کنار نظارت امکان پذیر است ؟ یا اصولاً رقابت تنها در فضای اقتصاد آزاد ممکن است  ؟ در پاسخ باید به یک مصداق تاریخی اشاره کنم ، کشور جمهوری دموکراتیک یوگسلاوی یک کشور کمونیستی بود که در آن رقابت بین کارخانه‌ها به شدّت در جریان بود . اما ساز و کار این رقابت چگونه بود ؟ در یوگوسلاوی سابق کارخانه‌های توسط کارگر‌ها اداره می‌شد و کارگران مالک کارخانه‌های بودند که در آن کار می‌کردند و در نتیجه هرچقدر میزان سود دهی یک کارخانه بیشتر می‌شد کارگران هم در میزان سود آن شریک می‌شدند پس هم انگیزهٔ زیادی برای کار داشتند هم فضای به شدّت رقابتی بر سر تولید بیشتر و با کیفیت تر وجود داشت .پرچم کشور یوگسلاوی سابق ( شامل صربستان ، کرواسی ، بوسنی ، مقدونیه شمالی، کوتاه نگرو) نکاتی که می‌خواستم در این یادداشت به آنها به طور اجمالی اشاره کنم : ۱- دلیل رشد ثروت در اقتصاد‌های مبتنی بر بازار آزاد چیست ؟ رقابت است یا صرف وجود بازار آزاد۲- آیا ایجاد رقابت تنها و تنها منحصر به اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد است یا حالت‌های دیگری را نیز می‌توان متصور بود که رقابت اقتصادی وجود داشته باشد امّا اقتصاد سرمایه داری خیر ۳- انسان‌ها‌ برای درآمد بیشتر با یکدیگر رقابت می‌کنند یا توانایی مصرف بیشتر </description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Tue, 23 May 2023 17:40:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهی دلم برایت تنگ می‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%86%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-lqoajfo0exvb</link>
                <description>امام موسی صدرامام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان و مؤسس جنبش امل در لبنان است . وی رهبر معنوی و مراد شهید بزرگوار ، مصطفی چمران بود . شاید یکی از به یاد ماندنی ترین تصاویر به جای مانده از ایشان تصویری است که در مراسم چهلم شریعتی به یادگار مانده است . آنجا که فرمود در مقابل انحراف یک جامعه و تسلط باطل بر آن ما به چهار گروه تقسیم می‌شویم : ۱- دسته ای از افراد که باطل را می‌پذیرند و گاهاً حتّی با آنها همکاری هم می‌کنند ‌‌.۲- عده‌ای  از افراد که باطل را نمی‌پذیرند امّا قصد مبارزه با آن را ندارند و از آن جامعه ،               ( مدینة الشر ) به سوی جامعه دیگری که در آن شر کمتر است مهاجرت می‌کنند .۳-  افرادی که تصمیم به مبارزه می‌گیرند امّا روشی که انتخاب می‌کنند روشی متأثر از گروه‌ها و فرهنگ هایی است که با آنها بیگانه هستند . ( باور های خود را کنار می‌گذارند )۴- افرادی که خواهان مبارزه هستند و راه مبارزه را هم در باورهای خود جستجو می‌کنند .در روزگاری که بسیاری از افراد از دین روی برگردان شده‌اند ، نسبت به روحانیت دلسرد و حتی متنفر شده‌اند ، ای امام همهٔ آزادگان دلم برات تنگ می‌شود ، برای مهربانی‌ات ،  فریاد کشیدنت برای  عدالت ، برای عقلانیتت برای آن خطبه‌های داخل کلیسایت،برای به آغوش کشیدن راهبهٔ پیر مسیحی آری دلم برای همهٔ اینها تنگ می‌شود . با اینکه ندیده ام تو را دلم برایت تنگ می.شود. </description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 12:49:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موضوع آخرین جلسهٔ شهید بهشتی</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%D9%94-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C-w4qpwk8jkloo</link>
                <description> موضوع آخرین جلسهٔ حزب جمهوری اسلامی در زمان شهید بهشتی چه بود ؟  این مطلب را به نقل از کتاب شهید عبدالحمید دیالمه می‌نویسم ، ان‌شاءالله که مورد توجّه قرار بگیره .طبق متن این کتاب آخرین موضوع جلسه دربارهٔ تورم بود ، بنی صدر مدّتی بود که مجلس رأی به عدم کفایت سیاسی ایشان داده بود .مملکت رئیس جمهور نداشت و کشور را شورای ریاست جمهوری اداره می‌کرد ، در این شرایط و‌ زمانه‌ها بود که حزب جلسه داشت ، آنهم جلسه‌ای در خصوص تورّم .... و راه‌های  و مقابله با آن  همزمان جنگ‌هم بر کشور فشار وارد می‌کرد در آخرین جلسه حزب شهید بهشتی از یارانش می‌خواهد از اقتصاددانان راه‌حل‌های این مسئله را بیابند .و این آغاز ماجرای تورم بود که  تقریباً همسایه همیشگی تمام دولت‌ها بوده است .و جالب اینجاست تمام دولت‌ها هم یکی از اهداف مهم خود را  مبارزه با تورم را برشمرده‌اند.</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 00:01:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما قهرمان نیستیم ...</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D9%85%D8%A7-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-abi5qxwuwuqj</link>
                <description>? این جملهٔ خیلی مهمی ... که یه دوست بهم هدیش داده ...گاهی تصور اینکه ما باید همیشه در زندگی قهرمان باشیم ، بهترین باشیم و ... می‌تواند موجبات افسردگی و ناراحتی ما را به دنبال داشته باشد . فراموش نکنید ما انسان‌ها قرار نیست در تمامی ویژگی‌ها و زمینه‌ها بهترین‌ها باشیم این مورد چه در مسائل مالی چه در مسائل روانی و درسی حتی عرفانی باید آویزهٔ گوشمان باشد ‌.هرچند این نکته به این معنا نیست که هرگز از تلاش برای تقویت نقاط ضعف و بهتر کردن نقاط مثبتمون دست برداریم .</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 15:51:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی های بندگان خداوند رحیم</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85-wrpsquxpptt8</link>
                <description>در قرآن کریم در سوره مبارک فرقان ویژگی‌هایی برای بندگان حقیقی خداوند(وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ)  که جایگاه آنها بهشت برین است ذکر شده است که به صورت مختصر به آن می‌خواهم اشاره کنم :۱- افرادی که از آیات خدا با بی‌توجّهی عبور نمی‌کنند .۲- کسانی که آرزوی همسری پاک پاکیزه دارند.۳- کسانی که فروتن هستند .۴- اگر جاهلان با زبانشان آنها را آزار دادند به آنها با مهربانی جواب می‌دهند .۵- کسانی که شب زنده داری می‌کنند .۶- از عذاب جهنم می‌ترسند .۷- کسانی که در اتفاق کردند از حد نمی‌گذرانند.۸- کسانی که زنا و قتل نمی‌کنند.۹- شهادت به ناحق نمی‌دهند .</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 13:09:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایت بی‌حجابی همسر شهید چمران !</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-euwbswjajipo</link>
                <description>شاید باورش برایتان سخت باشد امّا همسر شهید چمران ، همسر دوّم ایشان ، یک فرد بی‌حجاب بود .امّا در اثر برخورد با امام موسی صدر از یک سو و برخورد زیبای شهید چمران با ایشان کم‌کم به حجاب اسلامی تمایل پیدا کردند .این نکته را از این جهت می‌نویسم که این روز‌ها بحث حجاب، جزء بحث‌های داغ کشور است .و شاید بد نباشد که با نوع نگاهی متفاوت به این مقوله بپردازیم . </description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 02:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین پست من در ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@S-Saleh-Hosseini/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-pharkkusdn94</link>
                <description>به نام خدا ، خدایی که همیشه بهترین ها را برای بندگانش می‌خواهد خدایی که مهربونیش خیلی زیاد تر از فهم‌ ماست خدایی که خالق زیباترین چیز هاست از جمله عشق ...اسم من سید صالح حسینی است . متولد شهر کرج بهترین شغل دنیا رو دارم ، دانشجو هستم دانشجوی یه رشته باحال و خفن ، اقتصاد ، و می‌خوام سعی کنم آدم مفیدی برای جامعه خودم باشم . تازه در ویرگول شروع مردم نویسندگی البته از قبل به نوشتن علاقه داشتم ولی این تجربه اولم با این اپلیکیشن هست امیدوارم این فضا برام مفید باشه منم برای دیگران والسلام</description>
                <category>سید صالح حسینی</category>
                <author>سید صالح حسینی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jul 2022 15:50:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>