<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های SASHI</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@SASHI</link>
        <description>بسیار سلام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 13:29:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/104547/avatar/Lnstn8.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>SASHI</title>
            <link>https://virgool.io/@SASHI</link>
        </image>

                    <item>
                <title>میخوام رباتیک یاد بگیرم</title>
                <link>https://virgool.io/@SASHI/%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-ul6tdnk6ax9z</link>
                <description>تصور کن میتونستی یه سری از کارهات رو بسپاری به یه نفر که شب و روز و خستگی و اشتباه براش یک مساله غیر ممکنه.منظورم مسواک زدن و صورت شستن و لباس تنت کردن نیست !منظور کارهای مهمتر و تکراری تر، که یک آدم نتونه انجام بده.مثل تولید 20،000 مجسمه یا ساختن 10،000 تا ساندویچ اونم بدون استراحت و اشتباه . یا ساختن اسباب بازی و دستگاه های خیلی کوچیک با هزاران قطعه. فکرشو کن شبو راحت استراحت میکنی ، صبح روز بعد که بیدار شدی به اندازه 20 نفر کارگر کار تو این 8 ساعت خواب کار کرده باشه .بروز رسانی نوشته پس از 1 سال تجربه:خوب به اون راحتی که اول هیجانزد میشی نیست . این که مشخصه ! مخصوصا اگر ضریب هوشیت معمولی باشه . چون مسایل زیادی رو باید (ایجاد،درک،حفظ ،حل) کنی ? مخصوصا با دوتا بچه و یه شغل غیر مرتبط وقت کمی واسه این کار دارم.من تونستم توی این مدت زبان سی ، الکترونیک پایه ، الکترونیک کاربردی و طراحی مدار میکرو چیپ رو یاد بگیرم و وارد مرحله عملی بشم. با میکرو کنترلرها هم تا حدودی کار کردم ولی مساله فقط شناسایی الکترونیک و برنامه نویسی نیست .مساله هزاران سنسور و قطعه هست که باید در کنار هم کار کنن تا بتونن یک هدف رو با دقت انجام بدن.هوا کردن هر قطعه الکترنیکی حدود 100 هزار الی 2 ملیون چوق اب میخوره  ? گاها با یه بی دقتی میسوزه. اما جذابه . هر قطعه که کار میکنه ذهن شما باز میشه و حس میکنی یه انگشت به دستت اضافه شده برا حل کردن مسایل بعدی...کو تا اون چیزی که لازم داریخوب با برنامه ریزی و پشت کار ادامه میدم و تازه فهمیدم بسیاری از قطعات الکترونیکی اطراف ما که قیمت نجومی دارن میشه با یه کم خلاقیت ارزونتر و بهتر ساخته بشه البته بدون برند و شکل زیبا و گارانتی ?کلاس روباتیک رفتن اگرچه خوبه ولی من نرفتم، باید یاد بگیرم که بدون هیچ کلاسی و فقط با توضیحاتی که شرکتهای تولید کننده قطعه دادن بتونم مدار هام رو طراحی و اجرا کنم.یه قسمت کار تولید ظاهر محصول هست که نیاز به ابزار های خودش داره ، اونم در حال تحقیق هستم (و تهیه ? خیلی گرون میوفته )</description>
                <category>SASHI</category>
                <author>SASHI</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 09:58:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرزند خواندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@SASHI/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-tc0cxxr6cxxc</link>
                <description>من 2 فرزند دارم. هردو پسربچه هارا خیلی دوست دارم در تمام لحظات: وقتی میخندن. بازی میکنن، گریه میکنن، فکر میکنن،. به تلوزیون خیره میشن، کثیف بازی میکنن، مریض میشن، ذوق میکنن، بسیار لذت بخشه. وقتی ازشون 1 ساعت دور میشم دلتنگشون میشم و توی ذهنم سوالهای خطرناکی بوجود میاد :نکنه الان یه اتفاقی براشون پیش بیاد. نکنه الان تنها باشن. نکنه الان از یه جایی بیوفتن ! و ... من عاشق دختر بچه هستم همسرم هم همینطور اما خداوند دوتا پسر دوست داشتنی به ما داده روزی نیست که کمبود صدای شیرین یه دختر یا شایدم دوتا رو ... احساس نکنیم. همسرم مدتیه که به من پیشنهاد تقبل فرزند بی سرپرست رو کرده، راستشو بخوام بگم من هیچ اطلاعی از وجود این بچه ها به این شکل نداشتم. اما با یه سرچ ساده توی گوگل (بچه های شیرخوارگاه) به هم ریختم. احساس کردم بچه های خودم هستن که هیچ کسو ندارن که بهشون فکر کنن هواشونو داشته باشن، وقتی گریه میکنن بغلشون کنن و ببوسنشون یااگه تب داشتن تا صبح کنارش بشینن و تبشو چک کنن و چرت بزنن و خواب آلود و نگران شب رو صبح کنن. وقتی در شیرخوارگاه باز میشه لبخند به لبشون بیاد، تو دلشون جیییییغغغ بزنه:(اونی که نمیدونم کیه ولی خیلی دوسم داره همش صدام میزنه بااااباایی) اوممد! بیا من حوصلهم تو خونه سررفته یه شکلک در بیار برام. خیلی گریه کردم، قلبم کنده شد وقتی چهره معصومشونو میدیدم هنوزم دلم پره. بدون هیچ فکری وسط همه این سوالا به همسرم گفتم تو دلشو داری بری وسط این همه نگاه بچه دستتو بزاری روی یکیشو بیاری خونه. پس بقیه چی! خوب ، حرفم احساسی بود، بعدش فهمیدم که به این علکی ای هم نیست که بگن بیا بردار برو. یه روند طولانی داره مخصوصا اگر دختر کوچولو بخوای باید تو صف انتظار باشی شاید دو سال. البته نه این که کم هستن، نه، خیلی امار بالاست. روند طولانیه. بعد نشستم تحقیق کردم که این فرشته های بدون سرزمین چطوری زندگیشون شروع میشه و به کجا میره. و از مشکلات روحی که توی زندگیشون در بهزیستی میبینن خوندم. از لحظه هایی که تازه درک میکنن یه چیزی هست به نام بابا ماما یا خانواده به جای خانوم سرپرست ... یه چیزی هست به نام اقوام، یه چیزی هست به نام (نام خانوادگی). و همیه اینا میشه کلل...ل آرزوی یه نوجوان. بعد تا میان با خودشون کنار بیان که خوب من ندارم. من با ادمای دیگه همه ی فرقم نداشتن مامانو باباست...! ، همون موقع درگیر مسایل بزرگتری میشن که بهش میگن استقلال بدون هیچ پشتوانه توی سن 18 رها میشن توی جامعه خانواده این بچه ها خودشونن، فک کنین چنتا برادر که از بیکسی بههم پناه اوردن با یه حسرت مشترک (خانواده) باید بخونین اندر احوالاتشون نمیشه توصیفی گفت... باید تحقیقی بگردید. حالا من اگرچه شغلم ازاده و امنیت درامدی ندارم (برنامه نویس و گرافیست) ولی فعلا درامدم خوبه  و بین دوراهی قرار گرفتم و هزاران سوال دارم. ایا من میتونم خوشبختش کنم؟ ایا دخترم مارو همیشه دوست دارهایا دخترم بعد از اینکه بزرگ شد و واقعیت رو فهمید مارو رها میکنه؟  ایا میتونم هیچ تفاوتی بین فرزندانم نذارم؟ ایا دخترم کودکی سالمی خواهد داشت چرا که از سلامت جسمی و روانی ژنتیک پدر و مادر خونی اون بی اطلاعم. صد البته که این استرسها در مورد پسرهام هم داشتم و دارم. هنوز مطمین نیستم که چه خواهد شد و چه تصمیمی بگیرم اما انچه مسلم هست نباید از روی ترحم این کار را کنم چرا که من فرزند میخوام و ترحم در هیچ سطحی سازنده نیست برای کودکی که پدر و مادر واقعی میخواهد. این خاطره رو اپدیت میکنم،هنوز باید زمان بگذره. تا به نتیجه نهایی برسم و بهترین تصمیم رو بگیرم.  تصمیم بسیار سختیه. خیلی … نمیدونم میتونم ، یا شرایطشو دارم. هنوز در مرحله احساسی هستم .2 سال گذشت :باورم نمیشه دوسال از نوشتم میگذره و حالا در حالی که فرزند سوم رو همسرم بارداره (و باز هم یه پسره خوشمزه و شیطون ) پیش نویس این نوشته  رو دیدم . دلم میخواد بدونین چه گذشت تا دوباره به اینجا رسیدیم. اول اینکه با پرسو جو و مراجعه متوجه شدیم که بهزیستی دختر رو به ما که فرزند داریم نمیده. ینی شرایط فرزند خوندگی رو نداریم.مدت زیادی گذشته و اون حس ترحم از بین رفت و با خودمون کنار اومدیم که این هم یه نوع زندگیه و اگرچه از دید ما خوب نیست ولی برای زندگی کردن کافیه و ما میتونیم به طریقی بهشون کمک کنیم در حدی نیازشون و طوری که باعث اذیت شدنشون نشیم.تجربه های زیادی رو خوندم از کسانی که بچه هارو پس اوردن چون مشکلات داره هر بچه ای و بسیاری از والدین بدون فرزند فکر میکنند همه چیز گل و بلبله و بچه بزرگ کردن راحته و یه جورایی روح بچه هارو ترور کردن با پس فرستادنشون.مثلا یکیش بچه رو چون زیاد گریه میکرد پس داده بود و برای توجیه این کار وقیحش ایراد رو بچه میذاشت و ایرادهای طفل معصوم رو مرور میکرد دایم. هر انسانی یه سری ایراد داره من برای فرزند اولم 1 ماه شبانه روز بیدار بودم و چون شیر بهش نمیساخت دل درد داشت تا 2 سالگی هر روز و شب وقت و بی وقت گریه میکرد ولی دلیلی وجود نداره کلا که من بچمو پس بفرستم!!!حالا بگذریم که چطور قانع شدم و همه چیز کاملا درست بود تصمیم گرفتیم هزینه ای رو که میخوایم برای هر فرزندمون کنیم جمع اوری کنیم و ماهیانه براشون بفرستیم . چون متوجه شدم که از لحاظ مالی توی سنین بالاتر نیازمند میشن و شاید نتونم بابای واقعی این فرشته ها باشم. اما میتونم یه مشکلی از مشکلاتشون رو حل کنم یکم بابا باشم در حد نیاز های مالیشون. </description>
                <category>SASHI</category>
                <author>SASHI</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 09:36:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکل راه اندازی شبکه و شیر کردن فایل در ویندوز 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SASHI/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-10-bxvvkoldoocv</link>
                <description>کارت شبکه مرکوسیس  ای که خریدممدتی پیش یک سوییچ شبکه خریدم اما متاسفانه نتونستم به راحتی با وصل کردن چند تا کابل کانکت بشم و فایلهام رو شیر کنم. با وضعی که کارت شبکه مرکوسیس بود و توی توضیحاتش همه چیز به آسانی وصل کردن دوتا کابل بود اما توی ویندوز 10 راه اندازی اون برای 3 تا از 5 سیستم پیچیده تر بود و شبکه ها نمایش داده میشد اما فایها قابل شیر نبود . تصمیم گرفتم قبل از هر چیزی رفع ایراد رو یه جا بنویسم شاید یک نفر دیگه هم مشکل داشته باشه و بتون بهش کمک بشه . شاید یهروز خودم برگردم و دوباره چکش کنم. چون یه مقداری هم پیچیده بود.مرحله به مرحله رفع مشکل شبکه:1-مطمین بشید کابلهاتون سالمهمعمولا اگر کابلها سالم نباشه چراغ کنار ارسال اطلاعات (دستگاه سوییچ و پورت شبکه کامپیوتر)کار نمیکنه2-برای کامپیوتر هاتون اسم بزارید و ورک گروپ یکسان تعیین کنیدکافیه برید توی ادرس:(controll pannel&gt;system and security &gt; System &gt; system property&gt; Computer name) و نام کامپیوتر را دلخواه بزارید و نام (ورک گروپ یکسان با همه سیستمهای دیگه تون)3-شبکه رو به صورت پرایوت private تعریف کنید-برید به (Control Panel\Network and Internet\Network and Sharing Center\Advanced sharing settings ) - همه قسمتهای private رو روی on بزارید  و همه قسمتهای Guest or Public رو روی off بزاریددر قسمت all network  موارد زیر رو انتخاب کنید: turn on sharing so.. use 128-bit encr...  turn off password ...و دکمه save changes رو بزنید (همه سیستمهاتون باید این تنظیمات رو داشته باشه)در حالت عادی باید شیرینگ کار کنه و از طریق فایل میتونید به این سیستمها دسترسی داشته باشید2 تا سیستم که به هم شبکه شدناگر نشدن کارهای زیر رو انجام بدید-دکمه (ویندوز+ R) فشار بدین توی صفحه کلید. توی پنجره باز شده بنویسین (regedit) و enter رو بزنین.برید به ادرس زیر :Computer\HKEY_LOCAL_MACHINE\SYSTEM\CurrentControlSet\Services\LanmanWorkstation\Parametersو گزینه AllowInsecureGuestAuth رو دابل کلیک کنید و مقدار 0 اون رو به 1 تغییر بدین و ok کنیدنصف کار رو رفتین.حالا منوی استارت رو باز کنید و بنویسید command prompt وقتی ایکونش اومد بازدن دکمه راست موس run as administartor رو انتخاب کنید تا صفحه مشکی ظاهر بشه و دستورات زیر رو یک به یک بزنید و اینتر کنید روی سیستمهاتون :netsh winsock resetnetsh int ip resetipconfig /releaseipconfig /renewipconfig /flushdnsپس از این یه چند ثانیه صبر کنید شبکه هاتون ریسیت میشن و به راحتی بالا میان اگر بالا نیومدن دیگه من نمیدونم. اما این روش برای من خیلی خوب جواب داد امیدارم بدرد شما هم بخوره</description>
                <category>SASHI</category>
                <author>SASHI</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 08:58:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین حیوان خانگی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SASHI/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hmfhzfw85yuy</link>
                <description>سه توله سگ زیبابهترین گربه! کم خرجترین سگ، بامزه ترین پرنده. جفت گرفتن حیوانات! فروش موجود زنده؟اگر ما کمکشون نکنیم گرسنه میمونن؟اینها جملاتیست جوان در فرهنگ کهن ایرانزمین. نگهداری حیواناتی در تاریخ قدمت بسیاری دارد اما این حیوانات همگی در خدمت انسان بوده و انسان زمانی به وجود این موجودات نیازمند بوده اما در زمان حال میبینیم که این موجودات محکوم به زندگی در قفس انسان شده اند! چرا ؟! پرکردن اوقات فراغتتوله گیری (باروری اجباری!)جنبه زینتی و لاکچریخرید و فروش اقتصادیایا این شرافت انسانی هست که موجودات آزاد را در خانه به اسم نگهداری ، زندانی کنیم؟ و هرگاه خسته شدیم به هر نحوی از شر آن خلاص شویم؟ حال با هجوم شرکتها و واردات غذا و امکانات لاکچری حیوانات روبهرو شده ایم که هر روز به نحوی این عمل کثیف را به زیبایی جلوه میدهند و جیبشان را پر.ترویجِ زندانی کردن ، و نگهداریِ حیوانات در خانه با عنوانهای مختلف صنعت کثیفی را پدید میاورد که در آن صنعت موجود زنده تبدیل به یک کالا میشود. کالایی که بمنظور پر کردن اوقات فراغت ،احساس تنهایی، تجمل گرایی و سودجویی مصرف میشود!! نباید با زندگی طبیعی یک موجود زنده بازی کرد حتی برای یک ثانیه.هر لبخند ما به نگهدارنده حیوانات خانگی هر ریال پرداخت ما به فروشنده های این موجودات و پت شاپها این صنعت را گسترش خواهد داد .همه موجودات حق زندگی طبیعی را دارند نه اینکه به زور به دنیا بیایند از والدین جدا شوند درون قفس نگهداری شوند و خرید فروش شوند آن هم در بهترین حالت خود بمنظورهای تفریح !مقداری انسانیت کافیست تا جلوی این صنعت وحشیانه گرفته شود .</description>
                <category>SASHI</category>
                <author>SASHI</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 15:48:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرکات نمایشی در خیابان</title>
                <link>https://virgool.io/@SASHI/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-lu0dmyl1r0vx</link>
                <description>در گذشته هنگامی که میخواستند به شخصی احترام بگذارند میگفتند بفرمایید شما جلو بشینید و همیشه بزرگترها را مفرستادن صندلی جلو بنشیند، خود راننده اعتماد بنفس ناخدای کشتی را داشت و هنگامی که از اقای راننده سخن میگفتند انگار که از شخصیت مهم تاریخی یاد میکردند . بله خوب مساله اتمبیل داشتن(دهه 60 و قبل) در زمانی که از هر 100 نفر 1 نفر صاحب اتومبیل باشد یک مساله لاکچری محسوب میشود.البته در حال حاظر از هر 5 ایرانی حداقل 1 نفر صاحب خودرو میباشد. اما این مساله برای کودکان وبزرگسالانی که  (فرهنگ و خودرو را یکجا) ندارند تقریبا شبیه میباشد. نوعی احساس ضعف و کمبود ، نوعی تشنگی :(تا بحال شده که احساس کنی انقدر تشنه ای که اگر به تو یک پارچ آب بدهند همه ان را سر میکشی ، اما در عمل فقط 1 الی 2 لیوان از ان را میخوری و با تعجب به باقی اب درون پارچ نگاه میکنی .) ذهن شما نخوردن باقی اب را نمیپذیرد کودک بازی بااتومبیلبیاد میاورم،در کودکی احساس لذتی در من قلیان میکرد، وقتی ماشین اسباب بازی را در دست میگرفتم و با دراوردن صدای موتور ان و گازدادن احساس میکردم درحال رانندگی هستم :من (اقای راننده هستم)حالا با سرعت برونمحالا گاز بیشترحالا از روی این چاله میپرمحالا پرواااازززدوفففففف ،خوردم تو دیوار.. اشکال نداره از اول. اینها تکرارهایی بود که هر روز در سرِ منِ کودک (نوعی) میگذشت .که خوب میتوان حدس زد که این مساله از درون فیلمهای تلوزیونی در ذهن ما جوانه زده بود. و بسته به نوع فیلم دیده شده این مساله شکل و استایل خود را داشت.در  سنین نو جوانی با انفجار بازیهای کامپیوتری اتومبیل رانی روبرو بودم . نمونه ان need for speed 1 الی نید فور اسپید بینهایت که هر سال در حال اپدیت بود . فیلمهای سینمایی در این زمینه به جنون خود رسیده بود. هزینه های سرسام اور در صحنه های رانندگی خطررناک . درصد بالایی بدنبال چنین فیلمهایی بودند.محال بود یک تصادف و حرکت نمایشی در یک فیلم اکشن نباشد. حال افرادی چنان غرق در مالتی مدیا امروز میشوند که واقعیت برایشان کمرنگ میگردد همزاد پنداری انها با شخصیت اول فیلم از این افراد یک عروسک خیمه شب بازی درست میکند که در لحظه انجام این عمل قدرت تعقل از انها گرفته شده.(پیشنهاد به دوری از این افراد جهت حفظ سلامتی)چکار کنیم:تنها کاری که من میتوانم جهت مقابله انجام دهم :نه گفتن به چنین فیلمها ، بازی و اسباب بازیهاست حتی اگر مجانی باشد !همان چیزی که باعث رونق چنین فرهنگ غلطی شده. (استقبال خودمان!) میتواند جلوی چنین مساله ای بایستد . و میتوان گفت فقر مالی جایی در این مساله ندارد ، چراکه در خیابانها اتومبیلهای لاکچری به اندازه سهم خود حتی بیشتر نقش خود را به خوبی ایفا میکنند!  مساله فرهنگیست که توسط یک فیلم مورد تجاوز قرار میگیرد و چنین افرادی را پدید میاورد. ایران در ضمینه آزادراه و جاده رتبه 20 از 222 کشور جهان را دارد. در تعداد خودرو با بیش از 14 ملیون اتومبیل ایران رتبه 20 در دنیا دارد ولی در تصادفات رتبه 10 با 16 هزار کشته در سال آمار کشته های دنیا 90 سال گذشته کشته در هر 100000 نفراین امار نشون میده که کیفیت اتومبیل نقش کمرنگی در تصادفات ایفا میکنه به طوری که تصادفات در طول 80 سال اخیر با وجود تغییر گسترده در کیفیت خودروها امار کشته ها حدود 15 درصد تغییر داشته.در ایران تصادفات جاده ای :93 درصد عامل انسانی و مشترک34 درصد عامل جاده ای و مشترک12 درصد عامل خودرو و مشترکفرهنگ رانندگی در ایران که زبانزد خاص و عام هست تا جایی که در مقابل هیچ پیاده رویی خودروها توقف نمیکنند تا عابر عبور و حتی ممکن است با بوق ممتد از فرد در پیاده رو استقبال کنند. و این مساله تنها با تغییر فرهنگ امکانپذیر است . اگر امار کشته ها بر تعداد اتمبیل را بررسی کنید متوجه همردیفی کشور ایران با کشورهای با فرهنگ بسیار ضعیف افریقایی میشوید دلایل اصلی تصادفات :  خطای تشخیص، حواس پرتی در رانندگی، رانندگی با توجه ناکافی، خطای تصمیم گیری، سرعت بالا برای شرایط مختلف، درک نامناسب از عمل سایر راننده ها، مانورهای غیر قانونی، رفتارهای پرخاشگرانه در رانندگی</description>
                <category>SASHI</category>
                <author>SASHI</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 08:05:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردم ترکیه و مهاجران ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@SASHI/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-irtirukhnchs</link>
                <description> من 1 سال در ترکیه اقامت توریستی داشتم.در این مدت ایرانیان بسیار دیدم که به صورت قاچاق در ترکیه زندگی میکردنند(زندگی که چه عرض کنم ماننید سوریها و افغانها در سطح شهر بدنبال سیر کردن شکم)بسیاری به امید اروپا UN و محصور شده بودند و با گفتن یک دروغ (من در ایران به علت تغییر دین جانم در خطر است) عمرشان در ترکیه تباه شده بود انها اجازه ورود در شهر را نداشتند ولی یواشکی از کمپ فرار میکردند و به هر قیمتی دنبال پول برای زندگی. و پلیس هم همیشه دنبالشان بود .تقریبا هر روز من این صحنه را مخصوصا در زمان های خلوت میدیدم.بخشی از ایرانیان که نوبر بودند،  نمیتوانستند ترکی یا انگلیسی صحبت کنند و به دنبال توریستهای ایرانی بودند که انهارا به طریقی تیغ بزنند. حال تصور کنید :همان طور که چند ملیون نیروی کار ارزان افغان + مواد مخدر سنگین + و قاچاق و جرم از افغانستان به ایران صادر میشود.  بخشی از همان مقدار مواد مخدر + مهاجر افغان + مهاجران ایرانی + چند ملیون سوری نیز به ترکیه وارد میشود و مردم انجا نیز اسیبهای زیادی دیده اند.(فارق از بعضی ایرانیانی که پولدار هستند و برای عیاشی حرکات شرمآوری در انجا میکنند (منجمله بدمستی ، دعوا ، حتی تجاوز ! ))یک فروشنده جوان ترک اجازه ورود ایرانیها افغانها و سوریهارا به مغازه خود نمیدهد که صددرصد دعوای بین مهاجران کمپ و یک جوان ترک (احتمالا در یک کلوب شبانه بوده)من در ترکیه در این 1 سال جز احترام ندیدم از مردم ترک من با نوزاد 5 ماهه انجا بودم ، در این 1 سال هرجا (همه جا  جز صف درخواست اقامت 1 ساله ) صف انتظار بود یا خدماتی بود من و همسرم را با احترام جلو میفرستادند میگفتند چوجوکلو(بچه دار)، در صورتی که در ایران در طول 6 سال 2 فرزند حتی 1 بار این اتفاق برایمان نیفتاد که کسی بگوید این بیچاره بچه کوچک دارد یا فلانی تحت فشار هست  کمکش کنیم.پلیس ترک در هرکجا بسیار خوشرو(مهربان) بودند و واقعا به فکر کمک کردن . شاید علتش  این بود ، که میدانستند توریست هستیم .نمیخواهم بگویم اونجا  گل و بلبل اینجا جهنم بود .خیر (در نهایت من باز ایران را انتخاب کردم )ولی یک لحظه فکر کنید مشکل برای انسان از کجا شروع میشود در واقع تقریبا تمام مشکلات را ما برای خودمان میسازیم با حرکت اشتباه خودمان. زندگی کردن مانند تکان دادن مهره های شطرنج است اگر حرکت اشتباهی بزنی بلاخره یک روز نتیجه اش را میبینی . ما بایستی حرکات خود را درست کنیم نه با تکبر دیگران را علت بد بودن خود بدانیم. در ترکیه وکیل مان که روس بود اولین پیشنهادی که با عذرخواهی فراوان به ما گفت  این بود: ( be careful when approaching an Iranian ) من  ناراحت بودم ، چراکه  نمیتوانستم با جوانهای ایرانی در سطح شهر یک سوال بپرسم چون سریعا انها دنبال پیدا کردن جوابی میگشتند که به پول ختم شود ! ناگفته نماند این موضوع به حدی بود که قابل لمس بود ،صد البته که  ایرانیان سطح فرهنگ بالا هم بودند و باعث افتخار من  بودند . یک اصل کلی:(مهاجر کیست : کسی که در مبدا جغرافیایی مشکل دارد و به سمت یک مقصد میرود )هر کجا شما با یک مهاجر روبه رو شدید در وهله اول مطمین باشید که از مشکلی رنج میبرده که تن به ترک وطن حتی ترک شهر و تحمل درد گران غربت داده تا از مشکلات خود فرار کند شاید در جایی دیگر شانس خود را دوباره از صفر امتحان کند و زندگی ای که نداشته را شاید به طریقی دیگر بسازد. البته مهاجرت معناهای دیگری هم دارد  اما در ایران و افغانستان و سوریه و امثالهم کاملا معنی مهاجرت مشخص هست. امیدوارم که هیچگاه به دنبال سراب کسی غریب نشود . هدفم از این مطالب قرار دادن مهاجران و میزبانان در صفحه ترازو بود زیرا بسیار دیده ام که هم مهاجران در کشور میزبان و مردم کشور میزبان به باد انتقادهای  غیر منطقی گرفته میشوند در صورتی که هر دو تحت فشار قرار میگیرند و بخشی از سخنانشان درست است و قابل احترام. عيب کسان منگر و احســـان خــويش           ديده فرو  بر به گريبــــــان خـــويشآينه روزي که بگيــــــــري به دســت             خود شکن آنـــــروز مشو خودپرســــــتببخشید اگر غلط املایی در متن مشاهده کردید </description>
                <category>SASHI</category>
                <author>SASHI</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jan 2021 11:31:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>